16257
"دورنمای اقتصاد" رسانه اقتصادی اجتماعی مستقل ایران شماره ثبت در ارشاد:83160 مدیر مسئول: محمدعلی مختاری فناوری اطلاعات: مرتصی زارع تماس با سردبیر: @sajadifarh https://ecoviews.ir/
هربار که نِگاهت میکنم
جملهای آشنا، به ذهنم خطور میکند
در اين سرزمين، چيزی هست كه
ارزش زندگی كردن دارد
#محمود_درویش
شب خوش
🔵 #دوره_آموزشی_سواد_مالی_اقتصادی
🔸قدم سوم / قسمت اول
● قانونپارکینسون در بودجهبندی مالی؟
قانون پارکینسون بیان میکند: «هر کاری به اندازهٔ زمان، فضا و منابعی که برای آن در نظر میگیریم، بزرگ میشود و گسترش مییابد.»
من معتقدم این اصل نه تنها در مدیریت زمان، بلکه در مورد مدیریت منابع مالی ما نیز صدق میکند. برای مثال، اگر شما ۲۰ میلیون تومان درآمد داشته باشید و همه این پول در حساب شما باقی بماند، احتمالاً تا انتهای ماه تمام آن را خرج خواهید کرد؛ هم با هزینههای ضروری و هم غیرضروری. در حالی که شاید اگر درآمد شما ۱۰ میلیون تومان هم بود، به شکلی تا پایان ماه با آن سر میکردید، اما فقط با هزینههای ضروری. جالب اینجاست که اگر این عدد ۱۰۰ میلیون هم باشد، در نهایت به شکلی آن را خرج خواهید کرد، چون خواستههای ما انتهایی ندارند.
این مسئله بر اهمیت بودجهبندی مالی تأکید میکند و باعث میشود که با برنامهریزی دقیقتری از منابعمان در کوتاهمدت استفاده کنیم تا آینده مالی بهتری در بلندمدت داشته باشیم. تفاوت در آینده افراد دقیقاً از همینجا آغاز میشود: بودجهبندی مالی.
✔️ اما چگونه بودجهبندی کنیم؟
حتماً نام قانون بودجه ۵۰/۳۰/۲۰ را شنیدهاید. بر اساس این قانون:
• ۵۰ درصد منابع صرف نیازها
• ۳۰ درصد منابع صرف خواستهها
• و ۲۰ درصد منابع صرف سرمایهگذاری خواهد شد.
در پست بعدی در مورد این قانون و تفاوت خواستهها و نیازها بیشتر صحبت میکنیم. همینطور به چند نکته کلیدی دیگر اشاره خواهم کرد که احتمالا در جایی نشنیدهاید.
@FinancialLiteracy_farsi
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 #رشد_و_توسعه_اقتصادی
🔸عوامل تعیین کننده دولت توسعه ای در برابر دولت غارتگر
✍ #دکتر_محمدرضا_منجذب
🔹 دولتهای واقعی که توسط دولتمردانی در دنیای واقعی مدیریت میشوند ترکیبی از این دو رویکرد را در خود دارند. بنابراین، سؤال اصلی این خواهد بود که از نظر میزان تمایل به سمت توسعهای و یا غارتگری، چه متغیرهایی بر این ترکیب تأثیرگذارند؟
1️⃣ به طور خاص میتوان گفت که اگر دولتمردان وابسته به درآمدهای مالیاتی که از عموم جامعه دریافت میشود باشند، بیشتر به رویکرد توسعهای گرایش خواهند داشت. چنین دولتمردانی برای درآمدزایی خود باید با بیشتر شهروندان جامعه تعامل برقرار نموده و خدمات رفاهی متعددی در عوض درآمدهای مالیاتی برایشان فراهم کنند. اگر سطح رفاه اکثر مردم افزایش یابد، دولتمردان جریان سرشاری از درآمدها را در اختیار خواهند داشت که موجب تقویت جایگاه سیاسی شان میگردد. همچنین به دلیل ورود به یک فرآیند تعامل گفتاری، کمتر درگیر سیاستهای غارتگری گشته و می آموزند که چگونه جریان درآمدهایشان را از طریق افزایش بهره وری بهبود دهند. دولتمردانی که برای تأمین بیشتر درآمدشان متکی به منابعی خارج از جامعه و یا بخش کوچکی از جامعه هستند، تمایل بیشتری برای اتخاذ سیاستهای منفعت رسان به یک عده قلیل، به قیمت چشم پوشی از اکثریت دارند. در چنین شرایطی سیاستهای غارتگری غالب هست.
2️⃣ عامل دوم تاثیرگذار وجود یا عدم وجود تعادلهای چندگانه است. بدین معنی که در صورت عدم وجود تعادلهای چندگانه، تلاش برای هماهنگ نمودن جابجایی از یک تعادل سطح پایین به یک تعادل سطح بالا محکوم به شکست است. بنابراین، هیچ انگیزه ای برای دولتمردان وجود ندارد تا به منظور اتخاذ سیاستهای توسعهای تلاشی از خود نشان دهند. در عوض، برای در پیش گرفتن سیاستهای غارتگری و ارجحیت منافع یک عده قلیل بر اکثریت جامعه به اندازه کافی انگیزه وجود خواهد داشت. چه عواملی بر وجود یا عدم وجود تعادلهای چندگانه تأثیرگذارند؟ میزان سرمایه انسانی یک عامل اساسی است. سرمایه انسانی به میزان توانمندی اعضای جامعه در بهبود مهارتهایش، از طریق روش های رسمی یا غیر رسمی آموزشی اشاره دارد. هرچه سطح سرمایه انسانی بالاتر باشد، کالاهای واسطه ای بهره وری بالاتری داشته و نقش کلیدی را در دستیابی به تعادل سطح بالا بر عهده دارند. پایین بودن سطح سرمایه انسانی، کاهش بهره روی کالاهای واسطه ای را در پی داشته و در نتیجه تعادل سطح بالا به وجود نخواهد آمد.
علاوه بر سطح سرمایه انسانی، وجود تعادلهای چندگانه به بهره وری کل بخش کشاورزی نیز وابسته است.
3️⃣ سومین عاملی که میزان غارتگری یا توسعهای بودن ترکیب دولتمردان را تحت تأثیر قرار میدهد به تمرکز یا عدم تمرکز قدرت سیاسی ارتباط پیدا میکند، بدین معنی که به منظور فراهم نمودن منابع لازم برای مقابله با غارتگران خارجی، فراهم نمودن صلح داخلی، و حفظ یک بازار واحد یکپارچه در یک ناحیه، نیازمند مقداری تمرکز در قدرت هست. منظور از یک بازار واحد یکپارچه این است که کالاها بتوانند آزادانه در آن ناحیه توزیع شوند (بدون عوارض و تعرفه). البته اگر قدرت به میزان زیادی تمرکز یافته باشد، دولتمردان انگیزه پیدا میکنند که انتظارات بقیه را نادیده گرفته و تا جایی که امکان دارد به کسب منافع برای خود بپردازند. چنین اتفاقی باعث از بین رفتن اقتصاد میگردد (غارت اقتصادی ). از طرف دیگر، نیازمند مقداری عدم تمرکز در قدرت هستیم، چرا که این کار عموم مردم را قادر میسازد تا دولتمردان را برای در پیش گرفتن سیاستهای توسعهای تحت فشار قرار دهد. اما باید توجه داشت که عدم تمرکز بیش از حد منجر به از هم گسیختگی بازار داخلی یک منطقه میگردد.
4️⃣ آخرین عامل مربوط به تهدیدهای خارجی میشود. تهدیدهای خارجی برای دولتمردانی که کنترل شرایط را در دست دارند، اگر خیلی جدی نباشد، دولتمردان را به اتخاذ سیاستهای توسعهای سوق میدهد. به زبان ساده، یک تهدید خارجی به دو دلیل عمده دولتمردان را مجاب میکند که وضعیت رفاهی شهروندانشان را بهبود بخشند: احتمال پیوستن یک جامعه مرفه به مهاجمین خارجی بسیار پایین است. به علاوه، رفاه بالاتر به معنای جریان بیشتر مالیاتها به سمت دولتمردان بوده و آنها را در برابر تجاوزهای خارجی تقویت میکند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 #مستند: #زمین_چگونه_ساخته_شد
✅ قسمت یازدهم: عصر یخبندان
🎙 دوبله فارسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
/channel/wateriran_env/64926
هر چه زنگ زدم
گوشی را بر نداشتی
کاری نداشتم
فقط خواستم بگویم
امروز جمعه است
و جمعهها، عصر دارد
فقط همین!
• فریدصارمی
شب خوش
🔵 #قرنطینه_با_اقتصاد (7)
✴️مقاله چارچوب مفهومی برای تفسیر تاریخ مکتوب بشری
✍️نویسنده: داگلاس نورث نوبلیست اقتصاد
✳️حجم 60 صفحه / زمان مطالعه حداکثر 150 دقیقه
⏪با ارسال فایلها در گروهها، دیگران را تشویق به مطالعه کنید
🔸منبع : شهد اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 زوال تدریجی توانایی خواندن:
چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمیتوانند کتاب بخوانند؟
🔸 آمارهای جدید نشاندهنده یک بحران عمیق، خاموش و نسلشناختی در سیستم آموزشی و توانایی ذهنی جوانان است. گزارش بزرگ کتابخوانی سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بخش بزرگی از پسران نوجوان در مقطع دبیرستان، هنوز توانایی خواندن کتابهایی دشوارتر از کتابهای دوره ابتدایی را ندارند. این بحران به مدارس محدود نمانده و اکنون استادان دانشگاه شکایت دارند که دانشجویان جدید حتی از پس خواندن یک مقاله علمی ۲۰ صفحهای هم برنمیآیند.
🔸طبق گزارش سالانه رنسانس که ۲۳ میلیون فعالیت خواندنِ بیش از یک میلیون دانشآموز را تحلیل کرده، پسران ۱۱ تا ۱۴ ساله تقریباً به طور انحصاری به خواندن کتابهای بسیار ساده و مصور نظیر خاطرات یک بچه چلمن محدود شدهاند و طعم چالشهای ادبی بزرگتر را نمیچشند. دختران هم سن آنها گرچه انتخابهای متنوعتری دارند، اما همچنان با معیارهای رشد شناختی فاصله دارند. بررسیها نشان میدهد کمتر از ۱۰ درصد پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله روزانه برای لذت مطالعه میکنند و نمرات خواندن دانشآموزان سال آخر دبیرستان به پایینترین حد خود از سال ۱۹۹۲ رسیده است.
❕ تحلیل عصبشناختی زوال تمرکز: مغز به عنوان یک عضله
سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار میکند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانیمدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت میشوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن میشوند. وقتی ذهن نوجوانان روزانه با ویدیوهای چند ثانیهای شبکههای اجتماعی و اسکرول بیانتها بمباران میشود، توانایی بیولوژیکی مغز برای تمرکز روی یک متن خطی طولانی فرو میپاشد. جالب اینکه طبق تحقیقات، حتی حضور فیزیکی یک گوشی تلفن همراه روی میز (حتی به صورت خاموش و رو به پایین)، بخشی از ظرفیت پردازش شناختی مغز را برای نادیده گرفتن آن اشغال کرده و عملکرد ذهن را تضعیف میکند.
🔸در کنار گوشیهای هوشمند، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیز به این تنبلی بیولوژیکی دامن زده است. دانشآموزان و دانشجویان به جای تلاش برای خواندن متون سخت، از چتباتها میخواهند تا متون را برای آنها خلاصه کنند یا مقالاتشان را بنویسند؛ فرآیندی که مغز را از مواجهه با چالش و مقاومت فکری محروم میکند.
❕ پژوهش دانشگاه MIT: هوش مصنوعی چگونه مغز را تنبل میکند؟
مطالعه اخیر دانشمندان دانشگاه امآیتی بر روی داوطلبانی که از چتباتها برای کارهای شناختی نظیر نوشتن مقالات استفاده میکردند، حقایق تکاندهندهای را فاش کرد. تصاویر مغزی نشان دادند که در زمان استفاده از هوش مصنوعی، فعالیت نواحی مرتبط با خلاقیت در مغز به شدت کاهش مییابد. بدتر از آن، حدود ۸۳ درصد از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از پایان کار حتی نتوانستند یک خط از مطلبی که خودشان با کمک ابزار تولید کرده بودند را به یاد بیاورند. این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاشهای ذهنی به چتباتها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی میشود.
🔸نظام آموزشی امروزی با کاهش زمانهای مطالعه کلاسی و حذف مواجهههای فکری دشوار، عملاً به این عقبگرد شناختی دامن زده است. کارشناسان هشدار میدهند که برای نجات تمرکز و تفکر انتقادی نسلهای آینده، بازگرداندن فضاهای بدون فناوری و اختصاص زمانهای مطالعه مستمر در طول روز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشمپوشی است.
🔸منبع:
@Science_Focus
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
📄 تکنولوژی کنترل تورم؛ فرمول جهانی برای رهایی از تله ۵۰ ساله
◽️ در ۵۰ سال اخیر، نرخ #تورم اقتصاد ایران (به استثنای دورههایی کوتاه) همواره دو رقمی بوده است. در حالی که میانگین تورم جهانی امروز به کمتر از ۶ درصد رسیده و بیش از ۱۳۰ کشور دنیا تورمهای تکرقمی پایدار را تجربه میکنند. #تکنولوژی_کنترل_تورم چیست؟ آیا میتوانیم فرمولی که کشورهای دیگر به کار بردهاند را در ایران به کار بگیریم؟
◽️ اقتصاددانان تورم مزمن اقتصاد ایران را حاصل بیتوجهی به دستاوردهای علم اقتصاد درباره شیوههای کنترل تورم میدانند، شیوههایی که میتوان آن را «تکنولوژی کنترل تورم» نامید.
◽️ بررسی تجربههای جهانی میتواند به ما پاسخ دهد که چرا اقتصاد ایران ۵۰ سال است با تورم دو رقمی دستوپنجه نرم میکند، در حالی که میانگین تورم جهانی امروز به کمتر از ۶ درصد رسیده و بیش از ۱۳۰ کشور دنیا تورمهای تکرقمی پایدار را تجربه میکنند.
◽️ کشورهای موفق، کنترل تورم را نه یک موضوع اخلاقی یا ناشی از گران فروشی و احتکار بازاریان، بلکه یک مسئله پولی میدانند. آنها به جای راهاندازی قرارگاه و گشتهای نظارتی برای کنترل قیمت مرغ و گوشت، کسری بودجه خود را از طریق فروش اوراق قرضه به مردم یا کاهش هزینههای زائد جبران میکنند و هرگز به بانک مرکزی اجازه چاپ اسکناس بدون پشتوانه را نمیدهند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
📹 پولبال؛ اقتصاد رفتاری در شب فینال
▫️ اقتصاد رفتاری، شاخهای از علم اقتصاد است که در آن فرض عقلانیت همه رفتارهای انسانی نقض میشود و گفته میشود که آدمی درگیر عواطف و مسایل شناختی نیز هست و این مسایل، میتواند روی تصمیمگیریهای اقتصادی فرد تاثیرگذار باشد.
▫️سی و هفتمین برنامه پولبال، ویژهبرنامه تلویزیون اکوایران برای مسابقات جام جهانی تلاش میکند در ادامه چند برنامه قبلی که در آن با تئوریهای اقتصاد رفتاری تلاش شده بود برخی از مسایل در مورد رقابتهای جام جهانی مثل پنالتیها یا قیمت بلیط و ... توضیح داده شود؛ به سایر تئوریهای اقتصاد رفتاری بپردازد که در این زمینه توضیح دهنده رفتار برندها و مشتریان است.
📺 @ecoiran_webtv
سوم اینکه خودِ طراحی درسها باید تغییر کند؛ یعنی بهجای اینکه فقط خروجی نهایی مهم باشد، روند فکر کردن، استدلال، و توانایی توضیح شفاهی هم در ارزیابی نقش داشته باشد.این مقاله در عین حال یک هشدار فرهنگی هم دارد. ما معمولاً وقتی دربارهٔ AI در آموزش حرف میزنیم، از افزایش بهرهوری، سرعت، یا دسترسی صحبت میکنیم. اما این پژوهش یادآوری میکند که تکنولوژی همیشه فقط «کمک» نمیکند؛ گاهی معنای ابزارهای موجود را عوض میکند. اگر دانشجوها بتوانند بخشی از تکلیف را با AI تولید کنند، نمره هنوز ثبت میشود، ولی پشت آن نمره الزاماً همان میزان فهم، تمرین، و تسلط قبلی وجود ندارد.در مجموع، پیام مقاله ساده اما مهم است: هوش مصنوعی مولد به احتمال زیاد باعث تورم نمره شده، اما این افزایش نمره لزوماً به معنای یادگیری بیشتر نیست. در درسهایی که نوشتن و کدنویسی نقش اصلی دارند، نمرههای A بعد از ChatGPT بیشتر شدهاند، مخصوصاً وقتی تکلیفهای خانگی وزن بالاتری دارند. بنابراین، چالش اصلی دانشگاهها فقط این نیست که «چطور با تقلب مقابله کنند»، بلکه این است که چطور در عصر AI، نمره را دوباره به یک نشانهٔ معتبر از یادگیری تبدیل کنند.
🔸منبع : اقتصاد دیجیتال
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
📄 هزینههای پنهان اقتصاد دستوری
در ادبیات اقتصاد کلاسیک، بازارهای جهانی همواره به عنوان فرایندی روان و بیاصطکاک تصویر میشدند که در آنها خریداران و فروشندگان بدون هیچ مانعی به یکدیگر متصل میشوند و قیمتها براساس عرضه و تقاضا تعیین میگردند. اما در دنیای واقعی، ماجرا به این سادگی نیست؛ چرا که انجام هرگونه دادوستد، نیازمند صرف زمان، انرژی و هزینههای پنهانی است که ارتباطی به قیمت خودِ کالا یا خدمت ندارد. این مخارج پنهان و فرآیندهای فرسایشی، همان چیزی است که امروز در اقتصاد تحت عنوان «هزینه مبادله» شناخته میشود.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
May your day be filled with positive energy, meaningful moments, and new opportunities.
— Mahatma Gandhi
شب خوش
🔺🔺🔺🔺
نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی؛ شاخصی گمراهکننده در اقتصادهای مبتلا به تورم مزمن(2/2)
از منظر اقتصاد سیاسی، کاهش نسبت نقدینگی به GDP پیامدهای مهمی برای مالیات تورمی دارد. در ادبیات رایج دولتها در اقتصادهای پرتورم برای تأمین کسری بودجه به انتشار پول متکی هستند. اما زمانی که مردم تقاضای خود برای نگهداری پول را کاهش میدهند، پایه مالیاتی تورمی فرسایش مییابد. بهعبارت دیگر، برای اینکه دولت بتواند همان مقدار درآمد واقعی را از محل انتشار پول کسب کند، ناچار است تورم بالاتری ایجاد کند. این پدیده در ادبیات اقتصادی به منحنی لافر مالیات تورمی معروف است؛ منحنی که نشان میدهد افزایش نرخ تورم فراتر از یک آستانه، نه تنها درآمد دولت را افزایش نمیدهد، بلکه بهدلیل کاهش تقاضا برای پول، درآمد واقعی حاصل از انتشار پول را کاهش میدهد. نشانههایی وجود دارد که ایران در سالهای اخیر به سمت بخش نزولی این منحنی حرکت کرده است؛ یعنی تورم بالاتر دیگر درآمد واقعی برای دولت ایجاد نمیکند و صرفاً به افزایش سرعت گردش پول و تشدید بیثباتی اقتصادی منجر میشود ( یکی از دلایل مخالفت نگارنده با تحلیل رایج از کسری بودجه که تصور میشود تعمدا دولت به آن دست میزند در همین نکته نهفته است).
علاوه بر این، نسبت نقدینگی به GDP بهعنوان شاخص عمق مالی، در اقتصادهای با تورم مزمن اعتبار خود را از دست میدهد. این شاخص در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی عمدتاً برای اقتصادهای با تورم پایین طراحی شده بود. در اقتصادهای مبتلا به تورم مزمن، این نسبت ممکن است بیش از آنکه تغییرات عمق مالی را منعکس کند، بازتابی از تغییرات اعتماد به پول ملی و رفتار نگهداری پول باشد. اگر مردم به پول اعتماد داشته باشند، نسبت بالا میرود و اگر از پول فرار کنند، نسبت پایین میآید.
بنابراین، برای ارزیابی واقعبینانه وضعیت نظام مالی ایران، باید از تکیه صرف بر نسبت نقدینگی به GDP پرهیز کرد و بهجای آن، از شاخصهای مکمل استفاده نمود. شاخصهایی مانند نسبت اعتبارات اعطایی به بخش خصوصی به GDP که نشاندهنده توان نظام بانکی در تأمین مالی مولد است، نسبت سرمایهگذاری ثابت به اعتبارات بانکی که کارایی تخصیص منابع را نشان میدهد، سهم پول (M1) از نقدینگی که بیانگر نقدشوندگی داراییها و سطح اعتماد به پول ملی است، سرعت گردش پول که تغییرات در تقاضا برای نگهداری پول را منعکس میکند، نرخ بهره حقیقی که نشاندهنده بازدهی واقعی سپردههاست، و سهم داراییهای غیرمولد از ترازنامه بانکها که نشاندهنده انحراف منابع از تولید است، همگی میتوانند تصویر دقیقتری از وضعیت نظام مالی و پولی ایران ارائه دهند.
به بیان دیگر، در اقتصادهای مبتلا به تورم مزمن، تحلیل متغیرهای پولی باید از تمرکز بر کمیت پول به سمت تحلیل رفتار نگهداری پول، ساختار ترازنامه نظام بانکی و کیفیت تخصیص اعتبار حرکت کند. تنها در چنین چارچوب چندبعدی است که میتوان به درکی درست از تحولات پولی و مالی ایران دست یافت و از دام تفسیرهای گمراهکننده شاخصهای تکبعدی رهایی یافت. آنچه در اقتصاد ایران رخ میدهد، یک بازتوزیع تورمی است که در آن رشد نقدینگی نه بهعنوان یک متغیر مستقل، بلکه بهعنوان یک پاسخ درونزا به شوکهای ارزی و هزینهای عمل میکند و نسبت نقدینگی به GDP، بیش از آنکه نشاندهنده عمق مالی باشد، آینهای از فرار مردم از پول ملی و کاهش اعتماد به آن است.
🔸منبع : کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 چرا هنرمندان اغلب چپگرا و مارکسیست هستند؟
مرتضی نعمتی
«آنچه در هنر فضیلت است، در سیاست فاجعه به بار خواهد آورد». این جمله را میتوانید عصارهی بحث کوتاهی بدانید که میخواهم در نسبت هنر و سیاست طرح کنم. پیداست که چرا «روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند؟»، اما در این مورد که «چرا هنرمندان عمدتا چپگرا و مارکسیست هستند؟» وضوح چندانی وجود ندارد. پاسخ به همین پرسش روشن میکند که وقتی هنرمندان، سلبریتیها و بدتر از همه «رَپرها» را در جایگاه مرجع فکری قرار میدهیم، باید منتظر چه نتایجی باشیم؟!
گرایش و همنشینی هنرمندان با آبشخور فکری چپ در جهان مدرن صرفاً یک تصادف یا نشانهی حساسیت اخلاقی و ژرفبینی انسانی نیست. هنر نیز مانند چپگرایی، حاوی درجاتی از تخیل، آرمانگرایی و میل به یوتوپیاست. هر دو از نارضایتی از وضع موجود آغاز میشوند و در نهایت امکانِ جهانی دیگر را پیش میکشند. هنرمند نیز از نظر روانشناختی معمولاً نسبت به رنج، نابرابری و طردشدگی حساستر و در برابر اقتدار، سنت و نظم تثبیتشده بدگمان است. ازاینرو، روایت چپ از سیاست(ستمدیده در برابر ستمگر، حاشیه در برابر مرکز و رهایی در برابر سلطه) برای ذهن هنری جذابیت بیشتری دارد تا مسئولیتپذیری در چارچوب آزادیهای فردی و قانونگرایی.
بحران از جایی آغاز میشود که هنرمند حساسیت اخلاقی خود را با فهم سیاسی اشتباه میگیرد؛ چون رنج را خوب میفهمد، تصور میکند علت آن را نیز بهدرستی شناخته است؛ چون بازار را مبتذل مییابد، خطر دولت ایدئولوژیک را دستکم میگیرد؛ و چون از وضع موجود ناراضی است، وعده «جهانی نو» را بر نهاد و قانون ترجیح میدهد.
هنر به کنشگر سیاسی چپ، اسطوره و مشروعیتِ احساسی میبخشد و چپگرایی به هنرمند نوعی از احساس رسالت تاریخی را هدیه میدهد. نتیجهی این بدهبستان، هنری شدن و شاعرانگی سیاست است. هنرمند میتواند جهانی دیگر را تخیل کند، آنرا روی بوم بکشد، یا در قطعهای موزیکال تصنیف کند و اگر مطلوبش نبود بی هیچ هزینه دوباره آنرا از نو بسازد. جامعه اما بوم نقاشی و انسان ماده خام یک اثر هنری نیست! در هنر، «ویرانی» میتواند یک حرکت خلاقانه و آغازی دوباره باشد اما در سیاست فاجعهای انسانی و تاریخی و اخلاقی است. سیاست با محدودیتهای انسان، پیچیدگی جامعه و پیامدهای ناخواسته تصمیمها روبهرو است، تخیل هنری اما حد و مرزی برای خود نمیشناسد. نتیجهی این رویکرد تبدیل حساسیت هنری به قطعیت سیاسی و تبدیل آرمانشهر به برنامهای برای مهندسی اجتماعی است.
میتوان درک کرد که چرا هنرمندان چپگرا و مارکسیست میشوند (جذابیت همذاتپنداری با رنج، همواره از سردی منطق لیبرال بیشتر است) اما نمیتوان پذیرفت که جامعه، سرنوشت خود را به دست کسانی بسپارد که جهان را بوم نقاشی میبینند و سیاست را قلموی اجرای ایدههایشان. رمانتیسمِ یوتوپیایی، پیشدرآمد مهندسی اجتماعی و تمامیتخواهی است.
«این فکر که حاکم باید مانند یک هنرمند پیکرتراش، جامعه را به عنوان ماده خام در نظر بگیرد و آن را مطابق با یک ایدهآل هنری شکل دهد، ریشه اصلی توتالیتاریسم است.»(کارل پوپر)
🔵 چگونه منظورمان را درست به دیگران منتقل کنیم؟
ویتگنشتاین : وظیفه فلسفه کمک به مگس برای رهایی از بطریهای است
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
سندرم شوالیه سفید
رفتارشناسی و نوروساینس
رفتارشناسی سازمانی
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
🌀انتقال کدهای سرچشمه و زبان نور🌀
@Spiritualguide144
❤️ دل تراپی
@Del_Therapy
🌻 کتاب گویای من
@ketabegooya_man
🍎 درمان با گیاهان دارویی
@banoooakbari
🍀 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🌻 استخدامی آموزگاری و دبیری
@svcnhit
🍎 برگی از گلستان کتاب
@vaj_hay_eshgh
🍀 کتابخانه کودک و نوجوان
@childrenbook
🌻 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🍎 شعر خوب بخوانیم
@seda_tanha
🍀 با هنر و دیزان آشنا شو🏡
@TazeineManzel
🌻 رمز و رازهای زندگی
@romanceword
🍎 جامعه را، در یک نگاه عمیقتر ببینیم🔍
@A_Quick_look_at_Sociology
🍀 متن دلنشین
@aram380
🌻 ادبیات فارسی متوسطه ی دوم
@farsiem2
🍎 کتاب (رایگان) 𝐏𝐃𝐅
@PARSHANGBOOK_PDF
🍀 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🌻 آموزش عربی
@ArshadDoktoriArabi
🍎 آموزش فنّ بیان+گویندگی
@amoozeshegooyandegi
🍀 کافه موزیک
@moosigi98
🌻 کاهش وزن اصولی
@MaryamTeam
🍎 مدار رشد
@buissness_womann
🍀 کتاب دانش مطالعه گروهی 📖
@ktabdansh
🌻 جعلیات ادبی
@jaliateadabi
🍎 بلبلی برگ گلی
@Bolbolibargegoli1397
🍀 هُنر شَراب زِندگیست 🍷
@Geraf_art
🌻 هنرمندان برتر جهان
@Adabiate_art20
🍎 انگلیسی آسان با|𝙀𝙣𝙜𝙡𝙞𝙨𝙝𝙩𝙪𝙗
@Englishtub
🍀 « زیباترین اشعار دوبیتی و متن کوتاه »
@aftabmahtabi
🌻 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍎 ده دقیقه کتاب🎙
@peyke_pouyesh
🍀 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🌻 جامعه مدنی(فلسفه. تاریخ. اجتماع)
@civilizers
🍎 معنای زندگی چیست؟
@Manaye_zendegi_chist
🍀 پیر دهر
@pir_dahr
🌻 گزین بیت های فارسی
@Takbeitfarsi
🍎 خانه اهالیِ شعر 🍃
@najvayee
🍀 گزیده کتاب 📚
@venus_boook
💐 حضــرتعـشقمـولانایجان
@molaanayJaan
🌻 دنیای کتاب🎙📖
@donyaye_ketab2022
🍎 ویتامین استامنبولی
@VitaminTherapyOnemore
🌿حال خووب بایک فنجان" قهوه☕️"
@Ghahvee_Ghajar
🍀 مراقبه| یوگا| تمرکز
@KolbeyeNoorAa
🌻 دو زبانه انگلیسی و عربی
@Englishplus2025
🍎 آینه های خیال
@ayenehayekhiyal
🍀 یک شاعر جوان
@isiamakeshghali
🌻 شاهنامه صوتی
@shahname_soti
🍎 حافظ صوتی جدید
@hafez_soty
🍀 روانشناسی + پرسش و پاسخ
@ChannelGanjineh_Ravan
🌻 موج سواری|مدیریت زندگی
@LifeManage
🍎 آموزش عربی
@Dabiranarabi
🍀 باغ بهشت و سایه طوبی
@Bagebeheshtosaiietooba
🌻 آموزش کف بینی
@kafbini12
🍎 تراپی با هنر
@baharrezinart
🍀 تیکههایی از بهترین کتابها !
@beautifulminds4
🌻 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍎 کتاب BOOK ME 24
@Audio_Books_24
🍀 حال خونتو خوب کن
@Maryamgarden
🌻 معجزه پاکسازی
@Cleanup_inward
🍎 مجله ی هنری
@tasavirhonarie
🍀 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🌻 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🍎 تمرکز روی نور درون
@shine41
🍀 قلمرو زبانی
@zabanfarsiva
🌻 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🍎 بهترین کتابهای صوتی موفقیت و بیداری
@ganonjjazb
🍀 علوم و فنون ادبی
@aroozgafyie
🌻 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🍎 قرابت و ضربالمثل
@gerabatmanai
🍀 دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
@policyinact
🌻 یک فنجان کتاب گرم
@ketabkhaneadabi1398
🍎 ••• آیلتس رو فول شو •••
@ArazIELTS
🍀 شعرناب و ڪوتاه
@sher_moshaer
🌻 کتاب رایگان AudioBook
@PARSHANGBOOK
🍎 آرایه های ادبی
@ARAIEHAYeadabi
🍀 زبان ترکی رو قورت بده
@ArazTurkish
🌻 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍎 کافه کتاب صوتی
@CafeBookAudio
🍀 آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
🌀 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
🌾🌲🍀 هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🔵 #اقتصاد_آکادمیک_به_زبان_ساده
#مکاتب_اقتصادی
🔸نهادگرایی نوین – دهه ۱۹۸۰ به بعد
نهادگرایی نوین (New Institutionalism) که از دهه ۱۹۸۰ به بعد شکل منسجمتری یافت، پاسخی بود به کاستیهای نظریههای نئوکلاسیک در تبیین رشد اقتصادی و عملکرد متفاوت کشورها. نئوکلاسیکها رشد را عمدتاً تابع عوامل کمی مانند سرمایه و نیروی کار میدانستند، در حالی که نهادگرایان نوین بر این باور بودند که کیفیت نهادها ــ یعنی قواعد، قوانین، هنجارها و ساختارهای حکمرانی ــ نقشی بنیادین در تعیین مسیر توسعه اقتصادی ایفا میکند.
در این دیدگاه، حقوق مالکیت جایگاهی محوری دارد. وقتی حقوق مالکیت به روشنی تعریف و تضمین شود، افراد و بنگاهها انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری، نوآوری و مبادله خواهند داشت، زیرا از امنیت بازدهی فعالیتهای خود اطمینان دارند. در مقابل، ضعف نهادهای حقوقی و نبود حاکمیت قانون موجب افزایش هزینههای مبادله (Transaction Costs) و بیاعتمادی در بازار میشود، که نهایتاً رشد اقتصادی را کند میکند.
از میان چهرههای برجسته این رویکرد میتوان به رونالد کوز اشاره کرد که با مفهوم هزینههای مبادله نشان داد چرا بنگاهها شکل میگیرند و چگونه کارایی اقتصادی به سازماندهی نهادی وابسته است. الیور ویلیامسون این ایده را بسط داد و نظریهای درباره حاکمیت شرکتی و ساختارهای نهادی ارائه کرد که توضیح میدهد چرا برخی فعالیتها درون بنگاه و برخی در بازار انجام میشوند. داگلاس نورث نیز با تمرکز بر تاریخ اقتصادی، استدلال کرد که تفاوت عملکرد اقتصادی کشورها ناشی از تفاوت در تکامل نهادهایشان است، نه صرفاً منابع یا فناوری.
بنابراین، نهادگرایی نوین اقتصاد را نه صرفاً مجموعهای از روابط بازار، بلکه نظامی از قواعد و سازوکارهای اجتماعی میداند. اصلاح و بهبود نهادها ــ بهویژه در زمینه شفافیت، حقوق مالکیت و کارایی دستگاه قضایی ــ شرط لازم برای دستیابی به توسعه پایدار و رشد اقتصادی بلندمدت است.
#انجمن_علمی_اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 فصل سوم : #غذا_و_بازده_کشاورزی
🔸 3.16. رونق سویا
پاراگوئه رشد اقتصادی خیره کننده ای داشت، حداقل برای مدتی کوتاه. اما دلیل آن چه بود؟
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
" حدس میزنم بخشی از رسم دنیا همین است،
که شاهد از بین رفتن تمام آن چیزهایی باشیم که دوستشان داریم."
•چارلز بوکوفسکی
شب خوش
گفته بودم:
"فراموشی زمان میخواهد"
اشتباه میکردم.
زمان نه،
فراموشی دل میخواست
که آنهم
پیش تو ماند...
ییلماز گونی - شاعر ترکیهای
برگردان: فرید فرخزاد
Unutmak zaman ister demiştim,
Yanılmışım,
Zaman değil
Yürek istiyormuş...
Oda sende kaldı!
#Yılmaz_Güney
#ییلماز_گونی
#فرید_فرخزاد
◼️ شاعران جهان
شب خوش
🔵 از نوجوانی ۱۹۸۶ تا شلوغیِ مادریدِ ۲۰۲۶؛ روایتی از جادوی بیمرز فوتبال
✍ سیدحسین سجادیفر
در میان هیاهوی زندگی، جایی که مرزها دیوار میکشند و زبانها جدایی میاندازند، تنها یک چیز باقی میماند که تمام قراردادها را میشکند: فوتبال. این تنها پدیدهای در دنیاست که میتواند میلیونها انسان را در یک لحظه به خانواده تبدیل کند.
مادرید، در آن روز فراموشنشدنی تابستان ۲۰۲۶، نفسهایش را در سینه حبس کرده بود. وقتی سوت پایان جام جهانی به صدا درآمد و اسپانیا بر بام جهان ایستاد، خیابانهای پایتخت غرق در شور و شادی شد و بیش از دو میلیون هوادار برای استقبال از قهرمانان جهان به خیابانها آمدند. آن روز، سیاست رنگ باخت، اقتصاد فراموش شد و قومیتها در موج شادی شناور گشتند. کودکی روی دوش پدرش اشک میریخت، پیرمردی عصا را بالا میبرد و دختری پرچم را به باد میداد؛ همه یکصدا فریاد میزدند: «ما با هم هستیم.»
اما شگفتی جام ۲۰۲۶ فقط به قهرمانی اسپانیا ختم نشد. در گوشهوکنار این رقابتها، تیمهایی درخشیدند که تا پیش از آن، نامشان را کمتر کسی شنیده بود. کوراسائو، جزیرهای کوچک در دریای کارائیب، با تیمی از بازیکنان گمنام تا مرز رؤیا پیش رفت. کیپورد، آن قطعه آفریقایی در دل اقیانوس، با بازیهای منظم و روحیهای شکستناپذیر همه را شگفتزده کرد و مصر نیز با هواداران پرشورش بار دیگر نشان داد که فوتبال چگونه میتواند نبض یک ملت را به تپش درآورد. این تیمهای کوچک و بزرگ، با همان شور دو میلیون نفری مادرید، اثبات کردند که فوتبال به نام کشورهای بزرگ محدود نمیشود؛ هر جا دلی برای عشق ورزیدن باشد، آنجا جشن فوتبال برپاست.
و برای ما ایرانیها، این جام جهانی معنایی فراتر از نتایج مسابقات داشت. تیم ملی ایران در شرایطی پا به این رقابتها گذاشت که کشور روزهای سخت و پرالتهابی را پشت سر میگذاشت و سایه جنگ هنوز بر ذهن و زندگی مردم سنگینی میکرد. در طول مسابقات نیز ملیپوشان ایران با مشکلات و حواشی متعددی روبهرو شدند و برخورد مسئولان آمریکایی با کاروان ایران، بر دشواریهای حضور تیم افزود. با این حال، بازیکنان ایران با تمام توان جنگیدند، از جان مایه گذاشتند و نمایندهای شایسته برای مردم ایران بودند. سرانجام، با اندکی بدشانسی و اختلافی بسیار ناچیز، رؤیای صعود از دست رفت؛ اما آنچه در حافظه مردم ماند، حذف یک تیم نبود، بلکه غیرت، همدلی و ایستادگی مردانی بود که در سختترین شرایط، پرچم ایران را با افتخار به دوش کشیدند و نشان دادند فوتبال، حتی در تلخترین شکستها، میتواند مایه وحدت و غرور یک ملت باشد.
اما برای من، ریشه این عشق بیمرز به فوتبال، به سالها پیش بازمیگردد. جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک، اولین جامی بود که در دوازدهسالگی از قاب تلویزیون تماشا کردم. از همان بازیهای گروهی، شیفته آرژانتین شدم و وقتی دیهگو مارادونا با دو گل تاریخی مقابل انگلستان ــ یکی از آنها همان «گل قرن» که تا ابد در خاطرهها ماند ــ و سپس نمایشهای بینظیر در نیمهنهایی و فینال، تیمش را به قهرمانی رساند، من برای همیشه طرفدار سرسخت آرژانتین و مارادونا شدم. آن تیم رؤیایی فقط مارادونا نبود؛ خورخه والدانو، خورخه بوروچاگا، خوزه لوئیس براون، اسکار روخری، سرخیو باتیستا، ریکاردو بوچینی و نری پومپیدو، هر کدام ستارههایی بودند که آن قهرمانی را جاودانه کردند.
سالها بعد، وقتی لیونل مسی پا به عرصه گذاشت، بیتردید او نیز به عنوان یک نابغه و هنرمند فوتبال مرا شیفته خود کرد. همچون بسیاری از هواداران قدیمی آرژانتین، مسی را جانشین شایسته مارادونا دانستم. اما فوتبال همیشه طعم تلخ و شیرین را با هم میچشاند. در همان جام جهانی ۲۰۲۶، آرژانتینِ مسی به فینال رسید، اما جام از دستش رفت و اسپانیا بر سکوی قهرمانی ایستاد. با این حال، در همان شکست، من زیباترین پیروزی فوتبال را دیدم؛ مسی، با آن سنوسال، همچنان چون الماسی درخشان در میان زمین میدوید، دریبل میزد، پاس میداد و میجنگید؛ انگار زمان برای او متوقف شده است. شکستش نه یک پایان، که تازهترین گواه بر جاودانگی او بود؛ چرا که فوتبال به قهرمانی یک تیم خلاصه نمیشود، بلکه به درخشش ستارههایی است که حتی در اوج ناامیدی نیز نور میپاشند.
حالا وقتی آن دو میلیون نفر را در خیابانهای مادرید میبینم، تصویر مردمان کوراسائو، کیپورد، مصر و میلیونها ایرانی را که با وجود همه سختیها پشت تیم ملی خود ایستادند، کنار هم مجسم میکنم، عمیقاً درک میکنم که فوتبال، از ۱۹۸۶ تا ۲۰۲۶، از مارادونا تا مسی، از آرژانتین تا اسپانیا، از جزایر کارائیب تا کرانههای نیل و از تهران تا مادرید، همواره پلی بوده برای اتصال قلبهایی که در گوشهگوشه این کره خاکی، شبیه هم میخندند، گریه میکنند و عاشق شدن را بلدند.
این جادوی بیپایان فوتبال است؛ جایی برای آشتی با خودمان و با همه انسانها،
آرامشبخشترین موسیقیهای بیکلام در
✅ @RadioRelax
متنهای انگیزشی
✅ @khalse_daroon
اشعار ناب و کمیاب
✅ @moshere
باغ سبز مولانا ( زهراغریبیان )
✅ @gharibianlavasanii
کوتاه ولی به شدّت مفهومی!
✅ @its_anak
ترفندهای دکوراسیون
✅ @ZibaManzel
استخدامی آموزگاری و دبیری ۴۰۳
✅ @svcnhit
برگی از گلستان کتاب
✅ @vaj_hay_eshgh
داستان های افسانه ای صوتی جهان
✅ @mehrandousti
آموزش رایگان نویسندگی
✅ @anahelanjoman
کتاب (رایگان) 𝐏𝐃𝐅
✅ @PARSHANGBOOK_PDF
آموزش عربی
✅ @ArshadDoktoriArabi
پروژه و کاریابی vip
✅ @nahal_proje
ترفندهای روانشناسی
✅ @aramesh_roh_ravan
آموزش، مراقبت و ایدههای جذاب گیاهان
✅ @Maryamgarden
هنرمندان برتر جهان
✅ @Adabiate_art20
برنامه ریزی موفقیت
✅ @ravanshenasi_movafagh
هفت هزار سالگان
✅ @abcdef123456_Hafthezarsalegan
دانلود یکجا فایل فشرده رمان های صوتی
✅ @colberoman
یک شاعر جوان
✅ @isiamakeshghali
بکگراند کارتونی، تِم فانتزی مود
✅ @ThemeMood
عربی براى همه
✅ @Dabiranarabi
کتابخانه صوتی
✅ @omidearasbaran1
دورهمی شاعران
✅ @Bi_Molaahezeh
آرشیو 16سال موسیقی بی کلام عاشقانه
✅ @LoveSilentMelodies
زبانشناسی و علوم شناختی
✅ @Cognitive_Linguistics_Institute
برنامه ورزش روزانه در خانه
✅ @MaryamTeam
آموزش فنّ ِبیان+گویندگی
✅ @amoozeshegooyandegi
غزلیات حافظ / رباعیات خیام
✅ @GHAZALAK1
مشاغل خانگی
✅ @honarkadeh_aftab96
متن دلنشین
✅ @aram380
داستان کوتاه / رمانخوانی گروهی
✅ @FICTION_12
کتاب رایگان AudioBook
✅ @PARSHANGBOOK
درمان اضطراب ، استرس ، افسردگی
✅ @hamsafarbamah
زبانشناسی و آموزش زبان
✅ @Linguistics_TEFL
کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
✅ @anjomanenevisandegan_ir
انگلیسی را حرفهای بیاموز
✅ @novinenglish_new
آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
✅ @ECONVIEWS
زیباترین شعر و متن کوتاه
✅ @kahkeshan_eshge
عکسهای یک عکاس آماتور
✅ @Purity_Shot
هماهنگی برای تبادل
✅ @Fiction30
🔵 #مستند: #زمین_چگونه_ساخته_شد
✅ قسمت دهم: مرگبارترین طغیان زمین
🔸دوبله فارسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
/channel/wateriran_env/64916
پنجشنبه
🔵این مقاله با عنوان “Artificial Intelligence and Grade Inflation” نوشتهٔ Igor Chirikov است و یکی از مهمترین بحثهای تازه در آموزش عالی را بررسی میکند: آیا هوش مصنوعی مولد، مخصوصاً بعد از ظهور ChatGPT، باعث شده نمرههای دانشگاهی بالاتر بروند بدون اینکه یادگیری واقعی به همان اندازه رشد کرده باشد؟ پاسخ نویسنده به این پرسش، بر اساس دادههای گسترده، تا حد زیادی مثبت است.
نویسنده در این پژوهش بیش از ۵۰۰ هزار نمره را در یک دانشگاه بزرگ پژوهشی در فاصلهٔ سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ بررسی کرده است. ایدهٔ اصلی مقاله این است که برخی درسها بیشتر از بقیه در معرض استفاده از AI قرار دارند؛ برای مثال، درسهایی که در آنها نوشتن، کدنویسی، یا تولید متن اهمیت زیادی دارد. در مقابل، بعضی درسها مثل درسهای شفاهی یا عملی، کمتر قابل جایگزینی با هوش مصنوعی هستند. همین تفاوت باعث شده که نویسنده بتواند اثر AI را جدا از روندهای معمول آموزشی بررسی کند.
روش تحقیق مقاله، difference-in-differences یا «تفاوت در تفاوتها» است. این روش در علوم اجتماعی و اقتصاد بسیار رایج است، چون به پژوهشگر اجازه میدهد تغییرات یک گروه را با گروهی دیگر مقایسه کند و اثر یک شوک بیرونی را بسنجد. در اینجا، گروه اول درسهایی هستند که بهطور طبیعی بیشتر در معرض AI هستند، و گروه دوم درسهایی هستند که کمتر در معرض آن قرار دارند. اگر بعد از انتشار ChatGPT فقط در گروه اول افزایش نمره دیده شود، میتوان گفت که هوش مصنوعی احتمالاً نقش مهمی داشته است.
نتیجهٔ اصلی مقاله روشن و قابل توجه است: در درسهایی که بیشتر با AI درگیرند، سهم نمرههای A بعد از انتشار ChatGPT بهطور جدی بالا رفته است. بر اساس یافتههای مقاله، این سهم حدود ۱۳ واحد درصد افزایش یافته، یعنی چیزی حدود ۳۰ درصد نسبت به سطح پایهٔ ۲۰۲۲. این افزایش، از نظر آماری و آموزشی، کوچک نیست. چنین تغییری نشان میدهد که بعد از رایج شدن ابزارهای مولد، بسیاری از دانشجویان توانستهاند تکالیف را به شکلی ارائه کنند که بهتر از توان واقعیشان به نظر برسد.
اما نکتهٔ مهمتر این است که این رشد نمرهها لزوماً به معنای یادگیری بیشتر نیست. نویسنده استدلال میکند که اگر AI واقعاً یادگیری را تقویت میکرد، باید در همه نوع درسها اثر مشابهی میگذاشت. ولی دادهها چنین چیزی را نشان نمیدهند. افزایش نمره بیشتر در درسهایی دیده شده که تکلیفهای خانه در آنها وزن بیشتری در نمرهٔ نهایی دارد. این الگو بهخوبی با این فرض سازگار است که AI بخشی از کار دانشجو را انجام داده، نه اینکه فقط به او کمک کرده باشد بهتر یاد بگیرد.
در واقع، مقاله به یک تفاوت مهم اشاره میکند: بهبود عملکرد ظاهری با بهبود واقعی مهارت یکی نیست. دانشجو ممکن است اکنون متن بهتری تحویل دهد، یا کد تمیزتری بنویسد، اما اگر این نتیجه را با تکیه بر AI به دست آورده باشد، شاید در یک موقعیت مستقل نتواند همان کار را انجام دهد. به همین دلیل است که نویسنده میگوید نمرهها ممکن است بخشی از ارزش اطلاعاتی خود را از دست بدهند.این مسئله فقط یک دغدغهٔ آموزشی نیست، بلکه از منظر اقتصاد آموزش و سنجش سرمایهٔ انسانی هم اهمیت دارد. نمرهها در نظام آموزشی نقش سیگنال دارند؛ یعنی به دانشگاهها، کارفرماها و خود دانشجوها میگویند که فرد تا چه اندازه واقعاً یاد گرفته است.
اگر هوش مصنوعی باعث شود این سیگنالها ضعیف یا مخدوش شوند، آنگاه نمرهٔ بالا دیگر الزاماً نشاندهندهٔ توانایی بالای فرد نخواهد بود. به زبان ساده، سیستم ارزیابی ممکن است هنوز عدد بدهد، اما آن عدد دیگر همان معنای قبلی را نداشته باشد.یکی از جنبههای مهم مقاله این است که افزایش نمرهها در همهٔ درسها یکسان نبوده است. در درسهایی که نوشتن و کدنویسی بخش اصلی کار هستند، اثر AI بسیار قویتر دیده شده است. این نکته از نظر منطقی هم قابل فهم است، چون ابزارهای مولد دقیقاً در چنین کارهایی قدرت زیادی دارند. در مقابل، در درسهایی که به ارائهٔ شفاهی، آزمون حضوری یا کار عملی وابستهاند، چنین جهشی در نمره دیده نمیشود. همین تفاوت به نفع این تفسیر است که AI بیشتر باعث جایگزینی کار دانشجو شده تا افزایش عمومی یادگیری.از نظر سیاستگذاری آموزشی، مقاله چند پیام مهم دارد. نخست اینکه دانشگاهها باید در ارزیابیهای خود بازنگری کنند. اگر تکلیفهای خانگی بهراحتی با AI قابل انجام باشند، تکیهٔ زیاد بر آنها میتواند منجر به تورم نمره شود. دوم اینکه باید بین تکالیفی که هدفشان یادگیری است و تکالیفی که هدفشان سنجش است فرق گذاشت. شاید لازم باشد از آزمونهای حضوری، ارزیابیهای شفاهی، پروژههای مرحلهای، یا تکالیفی که استفاده از AI در آنها شفاف و مستند است بیشتر استفاده شود.
💯💥#تخفیف_تابستانه
🔻توجه !!!!!!!!!
💵هزینه ورود به اینکانال ها 10 میلیون میباشد
فقط امشب میزارم تا لینک باطل نشه 👇
💎#ظرفیت_فقط_امشب 😱
🔑👈لینک ورود اختصاصی
/channel/addlist/p39KjAzQ201lMGNk
🎁#هدیه_ویژه 👈کانالی برای تغذیه سالم
@organicketo
🔵 بوتسواتا
✍ یدالله کریمی پور
▪️کشوری محصور در خشکی، مثل افغانستان. تقریبا ثلث وسعت ایران که ۸۰٪ آن صحرا است. وقتی در ۱۹۶۶مستقل شد، ۱۲ کیلومتر جاده اسفالت داشت. جزو لیست ۲۵ امین کشور فقیر جهان بود.
▪️ ۱۰۰ دانش آموخته دانشگاه و چند صد دیپلمه داشت. بدون حتی یک بیمارستان مدرن. کشوری بدون دسترسی به دریا و محصور بین نامیبیا، زیمبابوه و افریقای جنوبی، که ۸۰٪ آن را بیابان کالاهاری تشکیل می دهد.
✔️به قول عجم اوغلو در کتاب: چرا ملت ها شکست می خورند؟
▪️بوتسوانا بر خلاف کشورهای همسایه یا واقع در فضای نزدیک پیرامونی که پس از استقلال وارد چرخه انواع جنگ ها(درونی- برونی) شده و یا گرفتار دیکتاتوری شدند، راهی متفاوت در پیش گرفت:
۱- نهادهای فراگیر و حاکمیت قانون
رهبران اولیه بوتسوانا، سنتهای دموکراتیک قومی را با ساختارهای مدرن غربی تلفیق کردند.
این کار باعث شد:
۱- مالکیت شخصی و خصوصی محترم شمرده شود؛
۲-ثبات سیاسی و دموکراسی چندحزبی مستمر (بدون حتی یک کودتا) شکل بگیرد؛
۳- فساد مالی به حداقل برسد.
در سال ۱۹۶۷، پس از کشف ذخایر عظیم الماس در این کشور، دولت بوتسوانا با شرکت بزرگ الماس "دِ بیرز" (De Beers) یک شرکت مشترک به نام دبسوانا (Debswana) تاسیس کرد و ۵۰ درصد سهم را گرفت.
سود حاصل از الماس به جای اینکه صرف تجملات رهبران شود، در یک صندوق حاکمیتی برای روزهای مبادا و توسعه زیرساختها ذخیره شد.
▪️دولت درآمد الماس را مستقیما در قالب زیر به رگهای جامعه تزریق کرد:
✔️۱- آموزش رایگان: امروزه نرخ باسوادی در بوتسوانا بالای ۸۸ درصد است.
✔️۲-بهداشت و راهها: هزاران کیلومتر جاده ساخته شد و دسترسی به خدمات درمانی به یک استاندارد بالا رسید.
▪️از استقلال(۱۹۶۶) بدین سو، این کشور برخلاف کشورهای منطقه جنوب آفریقا، مانند آنگولا، موزامبیک، زیمبابوه، نامیبیا و آفریقای جنوبی در هیچ جنگی شرکت نکرده است.
✔️سرانه درآمد مردش از کمتر از ۱۰۰ دلار، به بیش از ۸,۰۰۰ دلار رسیده و از دیدگاه
شاخص ادراک فساد در رتبه اول یا دوم شفافیت در آفریقا است.
✔️البته بوتسوانا یک مدینه فاضله نیست و با دو چالش بزرگ روبروست:
▫️۱. اقتصاد کشور هنوز به شدت به قیمت جهانی الماس وابسته است و تنوع اقتصادی کمی دارد.
▫️۲. به دلیل سرمایهبر بودن صنعت الماس (و نه اشتغالزا بودن آن)، نرخ بیکاری بهویژه میان جوانان بالاست. همچنین شیوع ویروس HIV در دهههای گذشته ضربه سختی به نیروی کار این کشور زد، هرچند دولت با برنامههای درمانی رایگان توانست آن را کنترل کند.
🔻چه شد؟
عجماوغلو و رابینسون معتقدند آن چه بستر معجزه بوتسوانا را رقم زد، چهار عامل بود.
در هنگام استقلال یکی از فقیرترین کشورهای جهان بود.
✔️ همسایگانش همه آپارتاید بودند ولی در سال ۲۰۰۰ سریعترین رشد اقتصادی جهان را به خود اختصاص داد. این چهار عامل کدام بودند:
📌۱- میراث پیشا استعماری
میراث قبیله اینگواتوسنت یا کگوتلا بر پایه شورای عمومی استوار بود و حتی رعایا هم می توانستند رهبر را به نقد و چالش بکشند. این فرهنگ مبتنی بر مشارکت سیاسی، پایه ای بود که نهادهای مدرن روی آن ساخته شد.
📌۲- استعمار کم عمق
بریتانیا در بوتسوانا سرمایه گذاریرنکرد؛ ولی در عین حال ساختار قبیله ای هم تخریب نشد. این کم توجهی استعماری، نهادهای بومی را زنده نگاه داشت.
📌۳- رهبری در لحظه بحرانی
سیرتسه خاما، رهبر استقلال، هنگامی که الماس کشف شد، انتخابی عقلایی کرد. قراردادها را به گونه ای بست که درآمد به دولت برسد، نه به قبایل یا نخبگان و نظامیان او سپس انتخابات رقابتی بگدار کرد، قدرت را نهادینه کرد و نه شخث و خانوادگی. عجم اوعلو این را نقطه اصلی می داند: الماس در نیجریه نفرین شد، در بوتسوانا نعمت؛ تفاوت در نهاد بود، نه در منبع.
📌۴-درآمد الماس در سرمایه گذاری عمومی هزینه شد: آموزش، بهداشت، زیرساخت. مهمنر از ان، چرخه انتخاباتی منطم برقرار ماند.قدرت شخصی سازی، خانوادگی و صنفی نشد.
➕لب کلام: عجم اوغلو بوتسوانا را برای این دوست دارد که نقض کننده همه بهانه هاست.نه استدلال های جغرافیایی را می پذیرد(اقلیم و دیگر شرایط مناسب)، نه استدلال فرهنگ، نه استدلال نژاد.
➕کشوری محاط در خشکی، کاملا فقیر، آفریقایی، بدون میراث استعماری مثبت، به دلیل نهادهای معقول در دست ساخت، توسعه می یابد. به دلیل رهبری آیندهنگر، رژیم کمتر فاسد، نهادهای قانونی محکم و مدیریت درست ثروت ملی. (تا کنون)
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی؛ شاخصی گمراهکننده در اقتصادهای مبتلا به تورم مزمن(1/2)
نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی اسمی، یکی از شاخصهای پرکاربرد در تحلیلهای کلان اقتصادی، در سالهای اخیر در ایران با کاهش چشمگیری همراه بوده است. این نسبت که در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸ حدود ۸۴ تا ۸۷ درصد بود، در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ به حدود ۴۷ تا ۴۹ درصد کاهش یافته است. آقای آرش رئیسینژاد در یادداشتی این کاهش را ناشی از رشد سریعتر تولید ناخالص داخلی اسمی (ناشی از تورم مزمن) نسبت به نقدینگی دانستهاند. هرچند این تفسیر از منظر حسابداری درست است، اما برای تبیین سازوکارهای پولی حاکم بر اقتصاد ایران ناکافی است و نیاز به تحلیلی عمیقتر دارد که در آن نقش تقاضای حقیقی پول و رفتار نگهداری آن نیز لحاظ شود. این یادداشت میکوشد با تکیه بر چارچوب نظری اقتصاد پول درونزا و با نگاهی فراتر از آمارهای سطحی، تفسیری جامعتر از این پدیده ارائه دهد. شایان ذکر است آنچه در رابطه نقش نرخ بهره منفی یا کسری بودجه به طور گسترده در محافل اقتصادی مطرح است در این یادداشت یا اشاره نمیشود یا گذرا اشاره میشود چرا که نگارنده با تحلیل رایج از این دو مقوله چندان همراه نیست.
در دیدگاه متعارف (نظریه مقداری پول)، زنجیره علّی از حجم پول (M) به سطح قیمتها (P) برقرار است. اما نظریه پول درونزا که ریشه در اندیشههای کینز و کالدور دارد، برخلاف نظریه مقداری پول، عرضه پول را عمدتاً متغیری درونزا میداند که در تعامل با تقاضای اعتبار، فعالیت اقتصادی و سیاست پولی شکل میگیرد. کالدور در مقاله «پولگرایی جدید» (۱۹۷۰) تأکید میکند که «این افزایش سطح مخارج و درآمد است که منجر به رشد حجم پول میشود، نه برعکس». با این حال، نکتهای که در بسیاری از تحلیلها مغفول میماند، تمایز میان «حجم اسمی نقدینگی» و «تقاضای حقیقی برای نگهداری پول» است. نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی اسمی را میتوان به صورت M/PY نوشت به عبارت دیگر، این نسبت حاصلتقسیم مانده حقیقی پول (M/P) بر تولید واقعی (Y) است. بنابراین، کاهش این نسبت میتواند ناشی از دو عامل باشد: کاهش تقاضا برای نگهداری پول (کاهش M/P) یا افزایش تولید واقعی (افزایش Y). در اقتصاد ایران، با توجه به رشد اقتصادی نزدیک به صفر، به نظر میرسد یکی از مهمترین عوامل کاهش این نسبت، سقوط تقاضای حقیقی برای پول باشد.
از این منظر، کاهش نسبت نقدینگی به GDP را نه میتوان نشانه موفقیت در کنترل نقدینگی تلقی کرد و نه صرفاً معلول تورم. آنچه در اقتصاد ایران رخ میدهد، یک واکنش رفتاری از سوی بنگاهها و خانوارهاست که با کاهش تمایل به نگهداری پول، عملاً سرعت گردش پول را افزایش میدهند. این پدیده که در ادبیات اقتصادی به فرار از پول معروف است، دقیقاً توصیفکننده وضعیتی است که در آن مردم به دلیل انتظار تورم بالا، داراییهای نقدی خود را به سرعت به کالا، ارز، طلا یا سایر داراییهای سرمایهای تبدیل میکنند. شواهد نشان میدهد که سرعت گردش پول در ایران از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ رشد قابلتوجهی داشته است. این افزایش سرعت، بهمعنای آن است که با وجود رشد نقدینگی، ارزش اسمی معاملات با سرعتی بسیار بیشتر از رشد نقدینگی افزایش یافته است. بنابراین، کاهش نسبت نقدینگی به GDP تا حد زیادی ناشی از کاهش تقاضا برای نگهداری پول است، نه کاهش رشد نقدینگی.
نکته حائز اهمیت دیگر، تغییر در ترکیب نقدینگی است. در سالهای اخیر، سهم پول (M1) از کل نقدینگی در ایران افزایش یافته است؛ بهاین معنا که مردم داراییهای نقدی خود را به سمت سپردههای جاری سوق دادهاند ( با توجه به میزان تورم اسکناس را میتوان نادیده گرفت) تا بتوانند در صورت لزوم سریعتر واکنش نشان دهند. این تغییر ترکیب، نشانهای از کاهش اعتماد به پول ملی و تمایل به حفظ نقدشوندگی بالا برای فرار از تورم است. این الگو در اقتصادهای پرتورم نظیر آرژانتین، ترکیه (دهه ۱۹۹۰) و برزیل (قبل از برنامه رئال) نیز مشاهده شده است. تجربه این کشورها نشان میدهد که تورم مزمن معمولاً با کاهش تقاضا برای پول، افزایش سرعت گردش آن و تغییر در ترکیب نقدینگی همراه است. این مقایسه تطبیقی نشان میدهد که ایران نیز در مسیری مشابه با سایر اقتصادهای پرتورم قرار دارد.
🔻🔻🔻🔻