1765
https://t.me/+S4dqMW4DmeDcTzGZ آموزش انگلیسی با جزئیات کامل #grammar #conversation #teaching تدریس آنلاین زبان @englishteaching1398 آدرس کانال https://t.me/+S4dqMW4DmeDcTzGZ (ارتباط با ادمین) @ashte60
🇺🇸کلاسهای مکالمه و رفع اشکال، درخواست پارتنر و پرسش
و پاسخ انگلیسی 🇬🇧👇😍
/channel/+8bBGMqhSPq0xOWM0
پادکست انگلیسی امریکاییMP3+PDF
🇺🇲@VOA_Learning_English
فقط گرامر
🇺🇲@usuk1
تحلیل معنایی و درکِ عمیقِ انگلیسی
🇺🇲@Englishnutsbolts
تقویت ریدینگ IELTS
🇺🇲@ImproveReading
انگلیسی واقعی با سریالهای کمدی
🇺🇲@Englishwithmima
با تست زدن انگلیسی بیاموز- کوئیز
🇺🇲@QuizWorld310
اصطلاحات بی ادبی زبان انگلیسی
🇺🇲@m_bayan164
♡ انگلیسی بیدون کلاس ومعلم ♡
🇺🇲@Learn_4_english
انگلیسی کامل Complete English
🇺🇲@englishteaching1398
تقویت (لغات) با ۱۰۴ خبر ۶ دقیقه ای BBC
🇺🇲@bbcenglish104
آموزش تخصصی زبان انگلیسی
🇺🇲@WritingandGrammar1
اشتباهات رایج زبان
🇺🇲@Fixenglish1
تقویت (دیالوگ) با ۱۸۰ قسمت ۲۰ دقیقه ای
🇺🇲@dialogue_180
دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
🇺🇲@policyinact
نکات کاربردی زبان
🇺🇲@English_ili
آموزش گام به گام زبان انگلیسی
🇺🇲@Eng_learners_Mb
فحش انگلیسے یاد بگیــریم
🇺🇲@mrSaddiqienglishlearning
تقویت (مکالمه) با ۳۶۳ کارتون ۸ دقیقه ای
🇺🇲@EnglishCartoonn2024
نکات کاربردی TOEFL و IELTS
🇺🇸@WritingandGrammar
@englishteaching1398
Hard
Hardly
🍓🍓تفاوتهای کاربردی و نقشی دو واژه به ظاهر مشابه "hard" و "hardly"
🎯 مبحث اصلی ۱: بررسی نقشها و کاربردهای "Hard"
واژه Hard یکی از پرکاربردترین و در عین حال چندنقشی ترین واژه ها در زبان انگلیسی است. درک صحیح این واژه نیازمند تشخیص نقش دستوری آن در بافت جمله است، زیرا این واژه هم میتواند صفت باشد و هم قید، و معانی متفاوتی را در هر نقش منتقل میکند.
🔹 زیرگروه ۱: Hard به عنوان صفت (Adjective)
در نقش صفت، Hard برای توصیف اسم به کار میرود و معانی مختلفی دارد که رایجترین آنها به شرح زیر است. در این نقش، Hard قبل از اسم یا بعد از افعال ربطی مانند be, feel, look ظاهر میشود.
مثال:
This is a hard exam.
(این یک امتحان سخت و دشوار است.)
The bread is too hard to eat.
(نان خیلی سفت است و نمیشود خورد.)
He is a hard worker.
(او فردی سختکوش و پرتلاش است.)
🔹 زیرگروه ۲: Hard به عنوان قید (Adverb)
در نقش قید، Hard بعد از فعل می آید و نحوه انجام شدن عمل را توصیف میکند. در این حالت، hard به معنای "با شدت"، "با تلاش زیاد" یا "به سختی" (در مفهوم فیزیکی) است. توجه داشته باشید که hard به عنوان قید، شکلش تغییر نمیکند.
مثال:
You need to study hard to pass the exam.
(برای قبولی در امتحان باید سخت و با تلاش زیاد درس بخوانی.)
It was raining hard last night.
(دیشب به شدت باران میبارید.)
Think hard before you make a decision.
(قبل از اینکه تصمیم بگیری، خوب و عمیق فکر کن.)
🚫 مبحث اصلی ۲: بررسی نقشها و کاربردهای "Hardly"
واژه Hardly یک قید (Adverb) با معنای منفی است و از نظر معنایی و کاربردی تفاوت اساسی با Hard دارد. اشتباه گرفتن این دو واژه یکی از رایجترین خطاهای زبانآموزان است. Hardly به معنای "به ندرت"، "تقریباً... نکردن" یا "به سختی" (در مفهوم فقدان یا کمیاب بودن) است.
🔹 زیرگروه ۱: Hardly به معنای "به ندرت" یا "تقریباً هیچ"
رایجترین کاربرد Hardly برای بیان این است که چیزی به ندرت اتفاق میافتد یا تقریباً وجود ندارد. این واژه خود مفهوم منفی دارد، بنابراین فعل جمله دیگر منفی نمیشود.
مثال:
I hardly ever drink coffee.
(من به ندرت قهوه مینوشم.)
She hardly said a word all night.
(او تمام شب تقریباً هیچ کلمه ای حرف نزد.)
There is hardly any sugar left.
(تقریباً هیچ شکری باقی نمانده است.)
🔹 زیرگروه ۲: Hardly در ساختارهای زمانی (به معنای "به محض اینکه")
Hardly
می تواند در ساختارهای معکوس (Inversion) برای نشان دادن توالی سریع دو رویداد در گذشته به کار رود. این ساختار معمولاً با گذشته کامل (Past Perfect) همراه است.
مثال:
Hardly had I arrived home when it started to rain.
(به محض اینکه به خانه رسیدم، باران شروع شد.)
🔹 زیرگروه ۳: هشدار بسیار مهم (Common Pitfall)
هرگز از Hardly به عنوان قید برای Hard (به معنای سختکوشانه) استفاده نکنید. اگر بخواهید بگویید "او سخت کار میکند"، معادل صحیح "He works hard" است. جمله "He hardly works" معنای کاملاً متضادی دارد و به این معناست که "او به ندرت کار میکند" یا "او تقریباً کار نمی کند."
❌ مثال نادرست:
He tries hardly to succeed.
✅ مثال صحیح:
He tries hard to succeed.
(او برای موفقیت سخت تلاش میکند.)
❌ مثال نادرست:
She studies hardly.
✅ مثال صحیح:
She studies hard.
(او سخت درس میخواند.)
جمع بندی نهایی
به این نکته کلیدی توجه فرمایید که Hard و Hardly دو واژه ی مستقل با ریشه تاریخی مشترک ولی کارکردهای معنایی کاملاً متفاوت هستند. Hard بر "شدت، سختی و تراکم" دلالت دارد، در حالی که Hardly بر "نفی، کمیابی و فقدان" تأکید میکند.، می توانید مشاهده کنید که hard عمدتاً با افعال کنشی (مانند work, try, rain, push) و hardly عمدتاً با افعال حالتی (مانند be, have, know) و یا عبارات مقداری (any, ever) همراه میشود. این تمایز در آموزش زبان انگلیسی از مباحث پایه ای و حیاتی محسوب میشود.
#hard
#hardly
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
🏆 مبحث اصلی: قیدهای مورد استفاده با صفات عالی
در زبان انگلیسی، برای تأکید یا توصیف بیشتر صفات عالی (صفاتی که یک اسم را در بالاترین یا پایینترین درجه ممکن توصیف میکنند، مانند بهترین، بزرگترین، کمترین)، از قیدها استفاده میشود. این قیدها شدت یا دامنه آن صفت عالی را مشخص میکنند.
🔹 زیرگروه ۱: قیدهای تأکید کننده (Intensifiers)
رایجترین قیدهایی که با صفات عالی به کار میروند، قیدهایی هستند که به معنای "به طور قطع" یا "واقعاً" هستند و بر برتری یک اسم نسبت به همه اعضای گروه خود تأکید میکنند. این قیدها مستقیماً قبل از "the" یا قبل از صفت عالی قرار میگیرند.
مثال:
This is by far the best movie I have ever seen.
(این به طور قطع بهترین فیلمی است که تا به حال دیدهام.)
She is easily the most talented student in the class.
(او بدون شک بااستعدادترین دانشآموز کلاس است.)
🔹 زیرگروه ۲: قیدهای درجهبندی کننده (Downtoners/Amplifiers)
برخی قیدها برای نشان دادن تقریب یا درجه بسیار بالا به کار میروند. این قیدها دقت و ظرافت معنایی را به جمله اضافه میکنند.
مثال:
It is quite the most unusual painting in the gallery.
(این تقریباً غیرعادیترین نقاشی در گالری است.)
This is very much the preferred method of teaching.
(این تا حد زیادی روش ارجح تدریس است.)
🔹 زیرگروه ۳: قیدهای مرتبط با زمان و ترتیب صفات عالی
مانند "first" (اولین)، "last" (آخرین)، و "next" (بعدی) اغلب با قیدهای خاصی همراه نمیشوند، بلکه خودشان نقش تعیینکننده دارند. با این حال، گاهی برای دقت بیشتر، با قیدهای زمان همراه میشوند.
مثال:
He was the first person to arrive.
(او اولین کسی بود که رسید.)
This is the last chance we have.
(این آخرین فرصتی است که داریم.)
🏆 مبحث اصلی: قیدهایی که با صفات عالی استفاده نمیشوند
دستهای از قیدها به دلیل ذات معنایی خود، با صفات عالی که بیانگر حد نهایی یک ویژگی هستند، ترکیب نمیشوند. استفاده از این قیدها با صفات عالی معمولاً غیرممکن یا از نظر دستوری نادرست است.
🔹 زیرگروه ۱: قیدهای درجهبندی نسبی (Relative Grading Adverbs)
قیدهایی مانند "rather" (تاحدی)، "fairly" (نسبتاً)، و "somewhat" (تاحدی) برای تعدیل صفات به کار میروند و با مفهوم مطلق بودن صفت عالی در تضاد هستند. نمیتوان چیزی را "نسبتاً بهترین" توصیف کرد.
❌ مثال نادرست:
This is rather the best option.
(این نسبتاً بهترین گزینه است.)
🔹 زیرگروه ۲: قیدهای مقایسهای (Comparative Adverbs)
قیدهایی که خودشان برای ساختارهای مقایسهای به کار میروند (مانند more, less) نمیتوانند همراه صفات عالی بیایند، زیرا صفت عالی خودش بالاترین درجه مقایسه را نشان میدهد.
❌ مثال نادرست:
She is more the cleverest girl.
(او باهوشترین دخترتر است.)
🔹 زیرگروه ۳: قیدهای مبهم و قطعی نما (Vague or Absolute Intensifiers)
برخی قیدها مانند "pretty" (در معنای نسبتاً) در زبان محاوره به کار میروند اما در نگارش رسمی و آکادمیک با صفات عالی ترکیب نمیشوند، زیرا صفت عالی نیازی به این تشدیدکنندههای مبهم ندارد.
❌ مثال نادرست (در نگارش رسمی):
It is pretty the highest mountain.
(این نسبتاً بلندترین کوه است.)
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
Stop
🍎🍎 1. بررسی جامع واژه و مفهوم "Stop" در زبان انگلیسی
🍎 1.1. تعریف و طبقهبندی دستوری (Grammatical Classification)
واژه"stop" به عنوان یک واژه چندوجهی (polysemous word) در زبان انگلیسی عمل میکند و میتواند در نقشهای دستوری مختلفی ظاهر شود.
🍎1.1.1. فعل (Verb)
این رایجترین نقش"stop" است. به معنای پایان دادن به یک حرکت، فعالیت یا وضعیت. میتواند هم لازم (intransitive) و هم متعدی (transitive) باشد.
· مثال (لازم):
"The rain stopped suddenly." / "باران ناگهان ایستاد."
· مثال (متعدی):
"Please stop the car." / "لطفاً ماشین را متوقف کن."
· مثال (با شکل ing-):
"He stopped smoking last year." / "او سال گذشته سیگار کشیدن را ترک کرد."
🍎1.1.2. اسم (Noun)
به معنای محل یا عمل توقف.
· مثال:
"The bus came to a stop." / "اتوبوس به یک ایستگاه آمد." (یا: "... به توقف آمد.")
· مثال:
"We made a brief stop for coffee." / "ما یک توقف کوتاه برای قهوه انجام دادیم."
🍎1.1.3. بخشی از اصطلاحات (Part of Idioms/Phrasal Verbs)
"stop"
در تشکیل تعداد زیادی فعل مرکب و اصطلاح نقش کلیدی دارد.
· مثال (فعل مرکب):
"We need to stop by the grocery store."
/ "باید سر زده بزنیم به مغازه خواربارفروشی."
· مثال (اصطلاح):
"Stop it out!"
(اصطلاحی عامیانه برای تشویق یا ابراز هیجان) / "دیگه چه خبره!"
🍎🍎 2. تحلیل معناشناختی (Semantic Analysis) و کاربردها
🍎 2.1. طیف معنایی (Semantic Range)
معانی"stop" از معنای فیزیکی و عینی تا معنای مجازی گسترده است.
🍎2.1.1. توقف فیزیکی (Cessation of Physical Motion)
· مثال:
"The runner stopped at the finish line." / "دونده ایستاد روی خط پایان."
🍎2.1.2. پایان یک فعالیت یا فرآیند (Cessation of an Activity/Process)
· مثال:
"The factory stopped production." / "کارخانه تولید را متوقف کرد."
🍎2.1.3. جلوگیری یا ممانعت (Prevention)
· مثال:
"We must stop this injustice." / "ما باید از این بیعدالتی جلوگیری کنیم."
🍎2.1.4. اقامت کوتاه یا ملاقات گذری (Brief Stay/Visit) - بیشتر در انگلیسی بریتانیایی
· مثال (بریتانیایی):
"He's stopping with his cousins this week." / "او این هفته مهمان پسرعموهایش است."
🍎🍎 3. جنبههای آموزشی (Pedagogical Considerations)
🍎 3.1. چالشهای فراگیران زبان (Learners' Challenges)
🍎3.1.1. تمایز بین "stop to do" و "stop doing"
این یک تمایز مفهومی و ساختاری حیاتی است.
· مثال (stop doing):
"She stopped crying."
(او گریه کردن را متوقف کرد/ قطع کرد.) ->
فعالیتی که در جریان بود، پایان یافت.
· مثال (stop to do):
"She stopped to cry."
(او ایستاد تا گریه کند.) -> توقف کرد برای هدف و فعالیتی جدید.
#stop
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching139
🦊🦊کاربرد قیود با صفات تفضیلی(قسمت اول)
🔵 بخش اول: قیدهایی که با صفات تفضیلی به کار نمی روند (Non-Applicable Adverbs)
برای درک این موضوع، ابتدا باید ماهیت صفت تفضیلی را در نظر بگیریم. صفت تفضیلی (مانند bigger, more beautiful) برای مقایسه دو چیز یا دو گروه به کار می رود و ذاتا نشان دهنده یک طیف و درجه پذیر (gradable) است. بنابراین، قیدهایی که با این مفهوم سازگاری ندارند، نمی توانند در کنار آنها قرار گیرند.
🍎 موضوع اصلی ۱: قیدهای ناپیوسته (Non-Gradable Adverbs)
این دسته از قیدها نشان دهنده یک حالت مطلق و تمام عیار هستند که قابل کم و زیاد شدن نیستند. از آنجایی که خود این قیدها درجه پذیر نیستند، نمی توانند صفت تفضیلی (که خود نشانه درجه بالا یا پایین تر است) را تعدیل کنند .
· زیرگروه ۱: قیدهای مطلق (Absolute Adverbs): این قیدها مفهومی را به صورت کامل و بی نقص بیان می کنند.
· مثال: completely, totally, absolutely, perfectly, entirely
· مثال انگلیسی:
This task is completely impossible.
(این کار کاملاً غیرممکن است.)
· (توجه کنید که نمی توانیم بگوییم: completely more impossible)
· زیرگروه ۲: قیدهای شدت بخش مطلق (Intensifying Absolutes): این قیدها نیز شدت را در بالاترین حد ممکن بیان می کنند و با مفهوم "تری" (تفضیلی) جمع نمی شوند.
· مثال: extremely, incredibly, utterly, highly
· مثال انگلیسی:
The movie was extremely frightening.
(فیلم فوقالعاده ترسناک بود.)
· (توجه کنید که نمی توانیم بگوییم: extremely more frightening)
🍎 موضوع اصلی ۲: قیدهای زمان و مکان خاص (Adverbs of Specific Time and Place)
این قیدها به یک نقطه زمانی یا مکانی خاص اشاره دارند. صفت تفضیلی برای مقایسه در طول یک طیف به کار می رود، نه برای تعیین یک نقطه ثابت. بنابراین این دو مقوله با هم سنخیت ندارند .
· زیرگروه ۱: قیدهای زمان مشخص:
· مثال: now, then, yesterday, today, already
· مثال انگلیسی:
The weather is now cold.
(هوا اکنون سرد است.)
· (نمی توانیم بگوییم: now colder)
· زیرگروه ۲: قیدهای مکان مشخص:
· مثال: here, there, somewhere, everywhere
مثال انگلیسی:
Please put the box here.
(لطفاً جعبه را اینجا بگذارید.)
· (نمی توانیم بگوییم: here heavier)
@gre3500book
@englishteaching1398
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
📕 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🧿 دل تراپی
@Del_Therapy
🍊 جملگی روانکاوی
@ravn100
🍎 من و کتاب ا𝐏𝐃𝐅ا
@aramesh13577
🍁 کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
🍊 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🍎 اشــــــــ؏ـارناب
@ashaar_nabb
🍁 حافظ" فروغ" مولانا" خیام"
@Ashaarmolana
🍊 تابآوری در برابر فروپاشی
@moshavereh_shoma
🍎 مولانا حافظ شهریار ،اشعار کهن ومعاصر
@onlyshear
🍊 بیو انگلیسی کوتاه با ترجمه روان فارسی
@biow_english
🍁 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🍊 آموزش رایگان هنر و دکوراسیون🏡
@TazeineManzel
🍎 اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🍁 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🍊 انگلیسی مثل آب خوردن
@MindsetForEnglish
🍎 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری
@ganonjjazb
🍁 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🍊 مدار رشد
@buissness_womann
🍎 متن های عالی و فوق العاده کوبنده
@ghanonebawar
🍁 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی
@linkdoni_hozavi
🍊 زیباترین کلیپ ها و آموزش رقص
@sonatimahalli
🌿 الفبای توسعه ایران
@Alefbaietousee
🍎 با گوشهایت بخوان
@Audio_Books_24
🍁 تیکههایی از بهترین کتابها!
@beautifulminds4
🍊 کتابخانه یفتلیها|دانایی،مطالعه،رشد
@Iftlis_library
🍎 جملات انگیزشی|تفکر، انگیزه، رشد
@jomalatnab_angizeshi
🍁 ڪانال مناسبتها
@kanale_monasebatha
🍊 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ . . .
@Navazesh_e_rooh
🍎 ده دقیقه کتاب🎙
@peyke_pouyesh
🍁 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🍊 سابلیمینال پاکسازی چاکرا
@sub_moonbrilliant
🍎 پیر دهر
@pir_dahr
🍁 قشنگیات
@cafeehayat
🍊 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍎 لغات انگلیسی GRE 3500
@gre3500book
🍁 ویتامین استامنبولی
@VitaminTherapyOnemore
🍊 باهم مراقبه کنیم
@KolbeyeNoorAa
🍎 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🌿 آموزش قانون جذب و قانون ارتعاش
@ghanooneerteaash
🍁 روانشناسی همراه با پرسش و پاسخ
@ChannelGanjineh_Ravan
🍊 ڪافہ میم
@cafeemiim
🍎 مدیریت تمرکز زندگی
@LifeManage
🍁 انگلیسی آسان با|𝙀𝙣𝙜𝙡𝙞𝙨𝙝𝙩𝙪𝙗🎬
@Englishtub
🍊 کتاب سل
@Ketabsel
🍎 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍁 آموزش عربی
@Dabiranarabi
🍊 ؏ـشق ابـــدی
@harim1402
🍎 انگلیسی کامل Complete English
@englishteaching1398
🍁 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍊 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
@GaleryeTasavireAdabi
🍎 آموزش ماورا ، پاکسازی
@beyondmeta666
🍁 دانستنی های زنان موفق
@successfulwomen1
🍊 فرکانس روح
@Cleanup_inward
🍎 نوستالژی زیرخاکی های خاطره انگیز
@nuostalzhi
🍁 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🍊 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🍎 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍁 نگارش دهم تا دوازدهم(نگارش و نویسندگی . . . )
@negareshe10
🍊 آموزش پاڪسازی تقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
🍎 از خودم تا عشق ❤️
@eshg_servat
🍁 ••• آیلتس رو فول شو •••
@ArazIELTS
🍎 زبان ترکی رو قورت بده
@ArazTurkish
🍁 زیبایی های آفرینش
@stiiiiicker
🍊 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🍎 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍁 فـقط *کتابخــوااانها* عـضو شوند
@mutaliagaran
🍊 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🍎 معجزه سابلیمینال _ قانون جذب 🏆❤️
@subliminal2222
🧿 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
🍁🧿❄️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
@englishteaching1398
🍓🍓قسمت سوم🍓🍓
By and large
In the main
On the whole
⛵⛵ 3. ON THE WHOLE (در مجموع / به طور کلی)
🔹 الف. ریشهشناسی و مبنای مفهومی
عبارت"on the whole" از نظر معنایی شفافترین عبارت در میان این سه اصطلاح است. این عبارت از مفهوم در نظر گرفتن یک موجودیت به عنوان یک "کل" واحد ناشی میشود، نه نگاه به اجزای تشکیلدهنده آن. واژه "whole" از انگلیسی باستانی hāl به معنای "کامل"، "آسیبندیده" یا "سالم" (همریشه با "hale" و "healthy") گرفته شده است. از نظر فلسفی، این عبارت با اصل گشتالت همسوست که بر اساس آن، کل بزرگتر از مجموع اجزای آن است. در نظر گرفتن چیزی "on the whole" به معنای اتخاذ یک دیدگاه کلنگر و ماکروسکوپی است، نه یک دیدگاه ذرهبین و میکروسکوپی .
🔹 ب. حوزه معنایی و معنای هستهای
عبارت"on the whole" برای اشاره به این موضوع استفاده میشود که یک گزاره به طور کلی درست است، حتی اگر از نظر تمام جزئیات کاملاً دقیق نباشد. این عبارت اغلب به عنوان یک نشانگر گفتمانی جمعبندیکننده، به ویژه در زمینههای آکادمیک گفتاری (سخنرانیها، سمینارها) و نتایج نوشتاری عمل میکند. در مقایسه با دو عبارت دیگر، "on the whole" جنبه ارزشیابانه و قضاوتی بیشتری دارد و اغلب برای بیان یک رأی شخصی یا جمعی پس از سنجش شواهد به کار میرود .
مثال ۸:
"On the whole,the integration of corpus linguistics tools into the classroom proved beneficial for learner autonomy."
"به طور کلی،ادغام ابزارهای زبانشناسی پیکرهای در کلاس درس برای استقلال یادگیرنده مفید بود."
مثال ۹:
"The conference presentations were uneven in quality,but on the whole, the standard of research was impressive."
"ارائههای کنفرانس از نظر کیفیت نابرابر بودند،اما در مجموع، سطح پژوهش چشمگیر بود."
🔹 ج. سطح زبانی و فراوانی وقوع
عبارت"on the whole" پُرکاربردترین عبارت در میان این سه اصطلاح، هم در زبان نوشتاری و هم در زبان گفتاری انگلیسی است. این عبارت کمی غیررسمیتر از "in the main" و به اندازه "by and large" رایج است. برای زبانآموزان غیربومی، "on the whole" اغلب به دلیل شفافیت معنایی، به عنوان گزینه پیشفرض انتخاب میشود .
@englishteaching1398
@gre3500book
@englishteaching1398
🍓🍓قسمت دوم🍓🍓
By and large
In the main
On the whole
⛵⛵ 2. IN THE MAIN (اساساً / در اصل)
🔹 الف. ریشهشناسی و سیر تحول تاریخی
عبارت"in the main" اندکی قدیمیتر از "by and large" در معنای مجازی آن است و اسناد آن به نیمه اول دهه ۱۶۰۰ میلادی بازمیگردد. ریشه این عبارت کمتر فنی و دریایی است. واژه "main" در اینجا از انگلیسی باستانی mægen به معنای "قدرت"، "نیرو" یا "توان" گرفته شده است. در طول زمان، "main" به معنای بخش اصلی یا مهمترین جزء یک چیز تحول یافت. بنابراین، "in the main" به صورت تحتاللفظی به معنای "در بخش اصلی" یا "در رابطه با مهمترین جنبه" است. این ریشهشناسی توضیح میدهد که چرا این عبارت اغلب دارای بار معنایی قویتری از تمرکز بر هسته یا ماهیت یک مسئله است، نه صرفاً یک مشاهده کلی .
🔹 ب. حوزه معنایی و معنای هستهای
عبارت"in the main" به معنای "در بیشتر موارد" یا "عمدتاً" است. تفاوت ظریف آن با "by and large" در این است که اغلب بر ویژگی مرکزی یا غالب یک موضوع تمرکز دارد و گاهی این مفهوم را منتقل میکند که اگرچه جزئیات حاشیهای ممکن است متفاوت باشند، اما تز اصلی یا مؤلفه هستهای معتبر است. این عبارت کمی رسمیتر از دو عبارت دیگر است و فراوانی آن در انگلیسی آمریکایی کمتر از انگلیسی بریتانیایی میباشد.
"In the main"
به دلیل القای مفهوم استخراج تحلیلی (جدا کردن نکته اصلی از جزئیات فرعی) برای گفتمان آکادمیک بسیار مناسب است .
مثال ۵:
"The participants'responses were, in the main, aligned with the theoretical framework proposed by Vygotsky."
"پاسخهای شرکتکنندگان،اساساً، با چارچوب نظری ارائهشده توسط ویگوتسکی همسو بود."
مثال ۶:
"In the main,the criticism of the textbook focused on its outdated cultural representations."
"در وهله اول،انتقادات وارد بر کتاب درسی بر بازنماییهای فرهنگی قدیمی آن متمرکز بود."
🔹 ج. تمایز ظریف: هسته در مقابل پیرامون
این تمایز حیاتی برای تحقیقات شماست.هنگامی که یک محقق از "in the main" استفاده میکند، اغلب در حال انجام یک قضاوت علمی است: او در حال جدا کردن دانه از کاه است. برای مثال، ممکن است گفته شود یک مطالعه از نظر روششناسی دارای اشکال است، اما در اصل، نتایج آن معتبر هستند. این عبارت دلالت بر این دارد که استدلال هستهای علیرغم نقاط ضعف پیرامونی، پابرجاست. در مقابل، "by and large" صرفاً به شمارش اکثریت موارد یا جنبهها میپردازد.
مثال ۷:
"The statistical power of the study was low,and the sample was homogeneous; however, the findings are, in the main, generalizable to other contexts."
"قدرت آماری مطالعه پایین بود و نمونه همگن بود؛با این حال، یافتهها، در اصل، به زمینههای دیگر قابل تعمیم هستند."
🔹 د. رفتار نحوی
عبارت"in the main" نسبت به "by and large" از انعطافپذیری نحوی کمتری برخوردار است. این عبارت تقریباً منحصراً در جایگاه آغازین یا میانی جمله رخ میدهد. قرار دادن آن در انتهای جمله از نظر دستوری ممکن است، اما از نظر سبکی نامأنوس بوده و در تولیدات زبانی گویشوران بومی نادر است .
@gre3500book
@englishteaching1398
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
🍎 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🧿 دل تراپی
@Del_Therapy
🍊 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!!
@book_tips
🍎 کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
🍁 اشــــــــ؏ـارناب
@ashaar_nabb
🍊 حافظ" فروغ" مولانا" خیام"
@Ashaarmolana
🍎 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍁 درمان، فردی، زوج، خانواده
@hamsafarbamah
🍊 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🍎 اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🍁 مهارتهای زندگی
@maharathayezendegimahmudi
🍊 نگارش دهم تا دوازدهم(نگارش و نویسندگی . . . )
@negareshe10
🍎 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍁 مدینه فاضله
@Madineh_Fazeleh
🍊 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🍎 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🍁 نوستالژی زیرخاکی های خاطره انگیز
@nuostalzhi
🍊 آموزش ماورا ، پاکسازی
@beyondmeta666
🍎 با گوشهایت بخوان
@Audio_Books_24
🍁 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
@GaleryeTasavireAdabi
🍊 کتابخانه یفتلیها|دانایی،مطالعه،رشد
@Iftlis_library
🍎 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🍁 استوری مناسبتی انگیزشی
@yefenjanaramsh
🍊 جملات انگیزشی
@Andishe_parvaz 🕊
🍎 آموزش عربی
@Dabiranarabi
🍁 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍊 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🍎 انگلیسی آسان با|𝙀𝙣𝙜𝙡𝙞𝙨𝙝𝙩𝙪𝙗🎬
@Englishtub
🍁 زیباترین اشعار شاعران
@Mahfelshaeraneh
🍊 اطلاعات پزشکی و سلامتی با دکتر سلام
@Drsalam2025
🍎 کانال روانشناسی همراه با بخش پرسش و پاسخ
@Ganjineh_RavanChannel
🍁 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🍊 انگلیسی آسان |گرامر|اسپیکینگ♡
@talk2_talk
🍎 میخوای حرفهای ترامپ رو بفهمی؟ جوین شو♡
@talk_boost
🍁 اخبار با چاشنی غر غر
@passion_pursuie
🍊 ویتامین استامنبولی
@VitaminTherapyOnemore
🍎 آموزش گرافیک| فتوشاپ♤
@abiniligp
🍁 باهم مراقبه کنیم
@KolbeyeNoorAa
🍊 مجله تلگرامی آفتابگردان
@Sunflowerr2026
🍎 لغات انگلیسی GRE 3500
@gre3500book
🍁 هنر آشپزی خوشمزه
@Foodbankn
🍊 کافه حس خوب
@cafeehayat
🍎 تیکه کتاب و پی دی اف
@Ketabkhooneydenj
🍁 کلیپهای انگیزشی
@kelephayeangizeshi
🍊 مدیریت تمرکز زندگی
@LifeManage
🍎 کتاب سل
@Ketabsel
🍁 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ ...
@Navazesh_e_rooh
🍊 روانشناسی برای زندگی بهتر
@Ravanshenasilifestyle
🍎 جملات انگیزشی|تفکر، انگیزه، رشد
@jomalatnab_angizeshi
🍁 انگلیسی کامل Complete English
@englishteaching1398
🍊 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍎 تیکههایی از بهترین کتاب ها !
@beautifulminds4
🍁 جهانگردی و طبیعت زیبا
@afarinshokoh
🍊 الفبای توسعه ایران
@Alefbaietousee
🍎 زیباترین کلیپ ها و آموزش رقص
@sonatimahalli
🍁 مدار رشد
@buissness_womann
🍊 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🍎 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری
@ganonjjazb
🍁 نقشه عبور از زندگی زمینی
@shine41
🍊 متن دلنشین
@aram380
🍎 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🍁 آموزش پاڪسازی تقویت انرژے چاڪراها
@tabnahayteshgh
🍊 جامعهشناسی کاربردی|نظریهها و مفاهیم
@A_Quick_look_at_Sociology
🍎 مولانا حافظ شهریار ،اشعار کهن ومعاصر
@onlyshear
🍁 دانلود 50000 کتاب ورمان برتر (BOOK)
@book_and_roman_library
🍊 زبانشناسی همگانی
@linguiran
🍎 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🍁 فـقط *کتابخـواانها* عـضو شوند
@mutaliagaran
🍊 من و کتاب ا𝐏𝐃𝐅ا
@aramesh13577
🍀 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
🍁🧿❄️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
@englishteaching1398
معنی لغات متن بالا
1. Niagara Falls: /naɪˈæɡ.ər.ə ˌfɔːlz/ - آبشار نیاگارا
2. located: /ˈloʊ.keɪ.tɪd/ - واقع شده
3. Canada: /ˈkæn.ə.də/ - کانادا
4. natural: /ˈnætʃ.ər.əl/ - طبیعی
5. wonder: /ˈwʌn.dɚ/ - شگفتی
6. viewed: /vjuːd/ - مشاهده شده
7. rainbow: /ˈreɪn.boʊ/ - رنگینکمان
8. breathtaking: /ˈbreθˌteɪ.kɪŋ/ - نفسگیر
9. sight: /saɪt/ - منظره
10. mist: /mɪst/ - مه
11. sunlight: /ˈsʌn.laɪt/ - نور خورشید
12. separate: /ˈsep.ər.ət/ - مجزا
13. waterfalls: /ˈwɑː.tɚ.fɑːlz/ - آبشارها
14. American Falls: /əˈmer.ɪ.kən ˌfɔːlz/ - آبشار آمریکایی
15. Bridal Veil Falls: /ˌbraɪ.dəl ˈveɪl ˌfɔːlz/ - آبشار روبند عروس
16. Horseshoe Falls: /ˈhɔːrs.ʃuː ˌfɔːlz/ - آبشار نعلاسبی
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
As more of
✦✦ ۱. مقدمه و تعریف کلی «as more of»
عبارت«as more of» یک ساختار مقایسهای-تشخیصی در زبان انگلیسی است که برای تغییر یا تصحیح انتظار، طبقهبندی، یا درجهبندی چیزی به کار میرود. این عبارت نشان میدهد که چیزی بیشتر در زمرهی دستهی خاصی قرار میگیرد تا دستهی دیگر، یا اینکه ماهیت آن بیشتر شبیه به چیزی است که در ادامه میآید. این ساختار اغلب برای بیان ظرافتهای مفهومی و ایجاد تمایزهای دقیق مورد استفاده قرار میگیرد.
✦✦ ۲. کاربردها و نقشهای دستوری
عبارت«as more of» معمولاً قبل از یک اسم (اسم ساده، اسم مصدر یا عبارت اسمی) یا ضمیر میآید و نقش حرف اضافه یا یک رابط مقایسهای را ایفا میکند. این ساختار معمولاً دو جزء را به هم مرتبط میسازد: یک وضعیت اولیه یا انتظار، و یک طبقهبندی اصلاحشده یا دقیقتر.
● ۲.۱. بیان طبقهبندی دقیقتر یا متفاوت
رایجترین کاربرد«as more of» این است که نشان دهد چیزی را میتوان به طور دقیقتر یا مناسبتر در یک طبقهی خاص جای داد، نه در طبقهای که ممکن است در نگاه اول به نظر برسد.
مثال انگلیسی:
I see this not as a failure, but as more of a learning opportunity.
ترجمه فارسی:من این را نه یک شکست، بلکه بیشتر یک فرصت یادگیری میبینم.
مثال انگلیسی:
His latest film feels as more of a philosophical essay than a traditional narrative movie.
ترجمه فارسی:فیلم جدید او بیشتر به یک مقالهی فلسفی شبیه است تا یک فیلم روایی سنتی.
● ۲.۲. بیان درجه یا میزان
در این کاربرد،«as more of» برای تاکید بر میزان یا درجهی یک چیز به کار میرود، و اغلب با اصطلاحاتی مانند «a degree» یا «an extent» همراه است.
مثال انگلیسی:
The decision was as more of a precaution than an absolute necessity.
ترجمه فارسی:این تصمیم بیشتر یک اقدام احتیاطی بود تا یک ضرورت مطلق.
مثال انگلیسی:
Her reaction was as more of a surprise to herself than to anyone else.
ترجمه فارسی:واکنش او حتی برای خودش هم بیشتر غافلگیرکننده بود تا برای بقیه.
● ۲.۳. استفاده در ساختارهای مقایسهای با «than»
«as more of»
غالباً در کنار «than» به کار میرود تا یک مقایسهی صریح بین دو طبقه یا مفهوم ایجاد کند.
مثال انگلیسی:
I would describe that experience as more of a nightmare than a vacation.
ترجمه فارسی:من آن تجربه را بیشتر یک کابوس توصیف میکنم تا یک تعطیلات.
مثال انگلیسی:
He acts as more of a friend than a boss.
ترجمه فارسی:او بیشتر مانند یک دوست رفتار میکند تا یک رئیس.
✦✦ ۳. تفاوتهای ظریف معنایی و کاربردشناختی
این عبارت حاوی بار معنایی«تصحیح انتظار» یا «ارائه دیدگاه شخصی» است. استفاده از آن نشاندهندهی قضاوت، تحلیل یا ارزیابی گوینده است.
● ۳.۱. بیان نظر شخصی و قضاوت
مثال انگلیسی:
In my view, this is as more of a strategic retreat than a surrender.
ترجمه فارسی:به نظر من، این بیشتر یک عقبنشینی استراتژیک است تا یک تسلیم.
●۳.۲. نرم کردن بیان یا دوری از کلیگویی
مثال انگلیسی:
It became as more of a habit than a conscious choice.
ترجمه فارسی:این بیشتر به یک عادت تبدیل شده بود تا یک انتخاب آگاهانه.
✦✦ ۴. تمایز با ساختارهای مشابه
●۴.۱. تفاوت با «more of a»
«as more of a»
معمولاً در ابتدای یک عبارت توصیفی کامل میآید، در حالی که «more of a» میتواند مستقیماً پس از فعل به کار رود. «as» نقش مقایسهای یا تشخیصی را پررنگتر میکند.
مثال انگلیسی برای مقایسه:
(He is more of a poet.) / (I see him as more of a poet.)
ترجمه فارسی:(او بیشتر یک شاعر است.) / (من او را بیشتر یک شاعر میبینم.)
●۴.۲. تفاوت با «as much of»
«as more of»
بر برتری یک طبقهبندی نسبت به دیگری تاکید دارد، در حالی که «as much of» بر برابری یا کفایت در یک طبقهبندی تاکید میکند.
مثال انگلیسی:
He is not as much of a scholar as he is a teacher. (برابری)
ترجمه فارسی:او به اندازهی یک محقق، یک معلم نیست.
مثال انگلیسی:
He is as more of a teacher than a scholar. (برتری یک بر دیگری)
ترجمه فارسی:او بیشتر یک معلم است تا یک محقق.
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
Must be
Must be doing
🍎🍎 ۱. مفهوم و کاربرد کلی "must be"
این ساختار ترکیبی از فعل مدال"must" و فعل اصلی "be" است. "must" در اینجا برای بیان استنتاج قطعی یا نتیجهگیری منطقی بر اساس شواهد و قرائن به کار میرود، نه برای اجبار. فعل "be" بعد از آن میتواند به عنوان فعل اصلی (به معنای "بودن") یا بخشی از زمان استمراری (present continuous) عمل کند.
📌 ۱.۱. "must be" به معنای استنتاج درباره حالت یا صفت
در این حالت،پس از "must be" یک صفت (adjective) یا عبارت اسمی (noun phrase) میآید تا درباره وضعیت یا هویت فاعل استنتاجی قطعی ارائه دهد.
مثال ۱:
She must be exhausted after working for 12 hours straight.
ترجمه:او حتماً پس از ۱۲ ساعت کار بیوقفت خسته است.
مثال ۲:
With his vast knowledge of history, he must be a great teacher.
ترجمه:با آن دانش گسترده در تاریخ، او باید معلم بزرگی باشد.
📌 ۱.۲. "must be" به معنای استنتاج درباره مکان
گاهی"must be" برای استنتاج درباره محل قرارگیری چیزی استفاده میشود.
مثال:
Your keys are not on the table. They must be in your bag.
ترجمه:کلیدهایت روی میز نیست. حتماً در کیف تو هستند.
🍎🍎 ۲. مفهوم و کاربرد کلی "must be doing"
این ساختار شکل استمراری(present continuous) پس از فعل مدال "must" است. از آن برای بیان استنتاج قطعی درباره فعالیتی که در لحظه حال یا دورهای از زمان حول حال در جریان است استفاده میشود. این ساختار بر استمرار و جریان داشتن عمل تأکید دارد.
📌 ۲.۱. استنتاج درباره اتفاقی در لحظه حال
بر اساس شواهد(مثلاً صداها یا موقعیت)، نتیجه میگیریم که کاری هماکنون در حال رخ دادن است.
مثال ۱:
The lights are on in his office. He must be working late again.
ترجمه:چراغهای دفترش روشن است. باید دارد دوباره دیروقت کار میکند.
مثال ۲:
Listen to that laughter! They must be having a wonderful time at the party.
ترجمه:به آن خنده گوش کن! حتماً دارند در مهمانی وقت فوقالعادهای میگذرانند.
📌 ۲.۲. استنتاج درباره برنامهای در آینده نزدیک
گاهی این ساختار برای اشاره به کاری برنامهریزی شده در آینده نزدیک که قطعی به نظر میرسد به کار میرود.
مثال:
According to the schedule, the delegation must be arriving at the airport right about now.
ترجمه:طبق برنامه، هیئت نمایندگان باید همین حالا در حال رسیدن به فرودگاه باشند.
🍎🍎 ۳. تفاوت کلیدی و مقایسه "must be" با "must be doing"
تفاوت اصلی در نوع فعالیتی است که استنتاج میشود:حالت (state) در مقابل عمل در جریان (action in progress).
📌 ۳.۱. مثال مقایسهای برای تفکیک مفهوم
جمله با"must be" (صفت): He is not answering his phone. He must be busy.
ترجمه:او گوشی را جواب نمیدهد. باید مشغول باشد (در حالت "مشغول بودن" است).
جمله با"must be doing
": I can hear him talking. He must be busy preparing the report.
ترجمه:دارم صدایش را میشنوم که صحبت میکند. باید مشغول آماده کردن گزارش باشد (بر عمل "آماده کردن" که در جریان است تأکید دارد).
📌 ۳.۲. نکته دستوری مهم
هرگز از شکل ساده(infinitive) فعل اصلی بعد از "must" در این ساختارها استفاده نمیشود. شکل درست، "be" به همراه صفت/اسم یا "be" به همراه فعل ing است.
نادرست:
She must happy. / He must work.
درست:
She must be happy. / He must be working.
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
Stop
🍎🍎 1. بررسی جامع واژه و مفهوم "Stop" در زبان انگلیسی
🍎 1.1. تعریف و طبقهبندی دستوری (Grammatical Classification)
واژه"stop" به عنوان یک واژه چندوجهی (polysemous word) در زبان انگلیسی عمل میکند و میتواند در نقشهای دستوری مختلفی ظاهر شود.
🍎1.1.1. فعل (Verb)
این رایجترین نقش"stop" است. به معنای پایان دادن به یک حرکت، فعالیت یا وضعیت. میتواند هم لازم (intransitive) و هم متعدی (transitive) باشد.
· مثال (لازم):
"The rain stopped suddenly." / "باران ناگهان ایستاد."
· مثال (متعدی):
"Please stop the car." / "لطفاً ماشین را متوقف کن."
· مثال (با شکل ing-):
"He stopped smoking last year." / "او سال گذشته سیگار کشیدن را ترک کرد."
🍎1.1.2. اسم (Noun)
به معنای محل یا عمل توقف.
· مثال:
"The bus came to a stop." / "اتوبوس به یک ایستگاه آمد." (یا: "... به توقف آمد.")
· مثال:
"We made a brief stop for coffee." / "ما یک توقف کوتاه برای قهوه انجام دادیم."
🍎1.1.3. بخشی از اصطلاحات (Part of Idioms/Phrasal Verbs)
"stop"
در تشکیل تعداد زیادی فعل مرکب و اصطلاح نقش کلیدی دارد.
· مثال (فعل مرکب):
"We need to stop by the grocery store."
/ "باید سر زده بزنیم به مغازه خواربارفروشی."
· مثال (اصطلاح):
"Stop it out!"
(اصطلاحی عامیانه برای تشویق یا ابراز هیجان) / "دیگه چه خبره!"
🍎🍎 2. تحلیل معناشناختی (Semantic Analysis) و کاربردها
🍎 2.1. طیف معنایی (Semantic Range)
معانی"stop" از معنای فیزیکی و عینی تا معنای مجازی گسترده است.
🍎2.1.1. توقف فیزیکی (Cessation of Physical Motion)
· مثال:
"The runner stopped at the finish line." / "دونده ایستاد روی خط پایان."
🍎2.1.2. پایان یک فعالیت یا فرآیند (Cessation of an Activity/Process)
· مثال:
"The factory stopped production." / "کارخانه تولید را متوقف کرد."
🍎2.1.3. جلوگیری یا ممانعت (Prevention)
· مثال:
"We must stop this injustice." / "ما باید از این بیعدالتی جلوگیری کنیم."
🍎2.1.4. اقامت کوتاه یا ملاقات گذری (Brief Stay/Visit) - بیشتر در انگلیسی بریتانیایی
· مثال (بریتانیایی):
"He's stopping with his cousins this week." / "او این هفته مهمان پسرعموهایش است."
🍎🍎 3. جنبههای آموزشی (Pedagogical Considerations)
🍎 3.1. چالشهای فراگیران زبان (Learners' Challenges)
🍎3.1.1. تمایز بین "stop to do" و "stop doing"
این یک تمایز مفهومی و ساختاری حیاتی است.
· مثال (stop doing):
"She stopped crying."
(او گریه کردن را متوقف کرد/ قطع کرد.) ->
فعالیتی که در جریان بود، پایان یافت.
· مثال (stop to do):
"She stopped to cry."
(او ایستاد تا گریه کند.) -> توقف کرد برای هدف و فعالیتی جدید.
#stop
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
Over again
🍎🍎 1. معرفی کلی
عبارت"over again" یک قید مرکب در زبان انگلیسی است که بر تکرار یک عمل یا رویداد تأکید میکند. این عبارت اغلب برای بیان انجام مجدد کاری از ابتدا یا با جزئیات کامل به کار میرود و بار معنایی قویتری نسبت به "again" تنها دارد. درک ظرافتهای معنایی و کاربردی این عبارت برای زبانآموزان و در متون آکادمیک و ادبی حائز اهمیت است.
🍎 2. تعریف و معانی
عبارت"over again" به معنای "دوباره"، "از نو" و "بار دیگر" است. این عبارت میتواند بر تکرار کامل یک فرآیند، گاهی با تأکید بر شروع از نقطه صفر، دلالت کند. شکل رایجتر و تأکیدیتر آن، "all over again" است که معنای "از اول تا آخر دوباره" را میرساند.
🍎 3. الگوهای کاربردی در جمله
این عبارت معمولاًدر پایان جمله یا بلافاصله پس از فعل اصلی جای میگیرد. هنگامی که با "all" همراه میشود ("all over again")، معمولاً پس از فعل اصلی یا در پایان جمله میآید. این عبارت میتواند با افعالی که نشاندهنده انجام کار، تجربه کردن، یا ساختن چیزی هستند، به کار رود.
🍎 4. مثالهای کاربردی با ترجمه فارسی
Example 1:After the software crashed, I had to write the entire report over again.
ترجمه:پس از اینکه نرمافزار crashed کرد، مجبور شدم کل گزارش را دوباره از نو بنویسم.
Example 2:She read the contract over again to make sure she hadn’t missed any details.
ترجمه:او قرارداد را بار دیگر از اول خواند تا مطمئن شود هیچ جزئیاتی را از قلم نینداخته است.
Example 3:Moving to a new city felt like starting my life all over again.
ترجمه:نقل مکان به یک شهر جدید، مانند شروع دوباره زندگی ام از اول بود.
Example 4:The teacher explained the grammar rule over again for the students who were still confused.
ترجمه:معلم قاعده گرامری را برای دانشآموزانی که هنوز سردرگم بودند، دوباره توضیح داد.
🍎 5. تفاوتهای ظریف با "Again"
اگرچه"again" و "over again" گاهی به جای هم استفاده میشوند، "over again" تأکید بیشتری بر تکرار کامل یا دقیق عمل دارد. "Again" تنها نشاندهنده تکرار است، در حالی که "over again" اغلب بر مفهوم "به طور کامل دوباره" یا "از ابتدا" تأکید میکند. عبارت "all over again" قویترین تأکید را بر شروع مجدد یک فرآیند طولانی از نقطه آغاز دارد.
#over
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
Coast shore bank beach
Seaside
🏝️🏝️ بخش اول: مقدمه
این توضیحات به بررسی معناشناسی و کاربرد پنج واژه کلیدی در حوزه جغرافیای ساحلی میپردازد:Coast، Shore، Bank، Beach و Seaside. اگرچه این واژگان در برخی متون به صورت مترادف به کار میروند، اما هر یک دلالتهای معنایی و بافتهای کاربردی متمایزی دارند که برای یک پژوهشگر زبان و مدرس دانشگاه، درک دقیق آنها برای تحلیل متن، آموزش واژگان و ترجمه صحیح ضروری است. درک این تفاوتهای ظریف به درک عمیقتر از زبان و کاربرد طبیعی آن کمک میکند.
🏝️🏝️ بخش دوم: واژه Coast
این واژه به خط تماس بین خشکی و دریا یا اقیانوس اشاره دارد و بیشتر از دیدگاه جغرافیایی و در مقیاس بزرگ استفاده میشود.Coast ناحیهای گسترده را توصیف میکند و بر ویژگیهای کلی و گسترده ساحل تأکید دارد.
🏖️مثال اول:
The Pacific Coast of Canada is known for its rugged beauty and temperate rainforests.
ترجمه:ساحل اقیانوس آرام کانادا به دلیل زیبایی خشن و جنگلهای بارانی معتدلش شناخته شده است.
🏖️مثال دوم:
Many major cities are built on the coast for access to maritime trade.
ترجمه:بسیاری از شهرهای بزرگ برای دسترسی به تجارت دریایی در ساحل ساخته شدهاند.
🏝️🏝️ بخش سوم: واژه Shore
این واژه عمومیتر است و به نوار زمین مجاور هر بدنه آبی نسبتاًبزرگ (دریا، دریاچه، گاهی رودخانه) اطلاق میشود. Shore بر خود خط تماس و منطقه بیواسطه کنار آب تأکید دارد و میتواند سنگی، شنی یا گلی باشد.
🏖️مثال اول:
We walked along the shore of the lake, collecting interesting pebbles.
ترجمه:ما در طول ساحل دریاچه راه رفتیم و سنگریزههای جالب جمع کردیم.
🏖️مثال دوم:
The shipwreck was finally sighted about a mile from the shore.
ترجمه:لاشه کشتی در نهایت در حدود یک مایلی ساحل دیده شد.
🏝️🏝️ بخش چهارم: واژه Bank
این واژه عمدتاًبرای توصیف کنارههای یک رودخانه یا نهر به کار میرود. Bank بر شیبهای کناری تأکید دارد و اغلب با پوشش گیاهی مشخص میشود.
🏖️مثال اول:
The fishermen set up their rods on the muddy bank of the river.
ترجمه:ماهیگیران چوبهای ماهیگیری خود را روی کرانه گلی رودخانه برپا کردند.
🏖️مثال دوم:
The city planted willows along the banks to prevent erosion.
ترجمه:شهرداری درختان بید را در طول کرانهها کاشت تا از فرسایش جلوگیری کند.
🏝️🏝️ بخش پنجم: واژه Beach
این واژه به بخش خاصی از Shore یا Coast اشاره دارد که معمولاًپوشیده از ماسه، ریگ یا قلوه سنگ ریزه است و برای استراحت، شنا و تفریح مناسب میباشد. Beach بر روی ویژگی قابل استفاده و تفریحی منطقه تأکید دارد.
🏖️مثال اول:
The children spent the whole afternoon building sandcastles on the beach.
ترجمه:کودکان تمام بعدازظهر را به ساختن قلعههای شنی در ساحل گذراندند.
🏖️مثال دوم:
This rocky coastline has only a few small pebble beaches.
ترجمه:این خط ساحلی سنگی فقط چند ساحل کوچک سنگریزهای دارد.
🏝️🏝️ بخش ششم: واژه Seaside
این واژه بیشتر یک مفهوم توریستی و تفریحی را منتقل میکند و به عنوان یک صفت یا اسم برای توصیف یک شهر،روستا یا منطقهای که در کنار دریا واقع شده و معمولاً با تعطیلات و اوقات فراغت همراه است، به کار میرود.
🏖️مثال اول:
We're going to spend a week at a seaside resort in July.
ترجمه:ما قصد داریم ژوئیه یک هفته را در یک منطقه تفریحی کنار دریا بگذرانیم.
🏖️مثال دوم:
The quaint seaside town was full of ice cream parlors and souvenir shops.
ترجمه:شهر قدیمی و دلپذیر کنار دریا پر از بستنیفروشی و مغازههای سوغاتی بود.
🏝️🏝️ بخش هفتم: جمعبندی مقایسهای و کاربرد در تحقیق
به طور خلاصه،Coast بزرگمقیاس و جغرافیایی است. Shore عمومی و برای هر آبی است. Bank مخصوص رودخانههاست. Beach بر روی بخش تفریحی و شنی تمرکز دارد و Seaside یک منطقه مسکونی یا توریستی کنار دریا را توصیف میکند.
#coast
#shore
#bank
#beach
#seaside
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching139
Let it be
ترکیبِ فعلیِ let sb/sth be به این معنی است که کاری به کار آن شخص یا چیز نداشته باشیم و بگذاریم در عالم خودش بماند.
کاری به کار این سگ بیچاره نداشته باش.
Let the poor dog be.
◾این ترکیب اگر بهشکل ثابت let it be بهکار رود، بیشتر به معنی ولش کن، بیخیالش شو، بیخیالش باش، اهمیت نده و از این دست است.
صبح تا شب ننشین تو خونه و خودخوری کن. ولش کن/ بیخیالش شو/ اهمیت نده.
Don't sit at home brooding all day. Let it be.
به این زنبور دست نزن. ولش کن.
Don't touch that wasp. Let it be.
🎼 در ترانهی مشهور گروه بیتلها با عنوان Let It Be، پُل مککارتنی میخواند که هر وقت دچار مشکل میشود، مادرش مِری به دادش میرسد و این کلمات حکیمانه را به او میگوید: اهمیت نده/ بیخیالش باش.
When I find myself in times of truble, mother Marry comes to me
Speaking words of wisdom, let it be
#let
@morality2026
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching139
🍁🍁 نحوه تلفظ پسوند "sion" در زبان انگلیسی
پسوند "sion" که عمدتاً برای ساختن اسم از فعل به کار میرود، در زبان انگلیسی دارای دو تلفظ اصلی است: /ʒən/ (مانند "vision") و /ʃən/ (مانند "tension"). انتخاب هر یک از این تلفظها به حرف یا حروفی بستگی دارد که بلافاصله قبل از "sion" میآیند. درک این قاعده برای تلفظ صحیح و طبیعی کلمات بسیار مهم است.
🍂 ۱. تلفظ /ʒən/ (شبیه "ژن" در فارسی)
این تلفظ زمانی رخ میدهد که قبل از "sion" یک واکه (Vowel) قرار گرفته باشد. در این حالت، "s" در "sion" به صورت /ʒ/ (مثل "ژ" در واژه "ژاله") تلفظ میشود. این الگو در بسیاری از کلمات رایج دیده میشود.
✅ مثالها:
· television (تلویزیون): /ˈtel.ɪ.vɪʒ.ən/
· decision (تصمیم): /dɪˈsɪʒ.ən/
· vision (بینش، دید): /ˈvɪʒ.ən/
· revision (بازبینی، تجدید نظر): /rɪˈvɪʒ.ən/
· provision (تدارک، تأمین): /prəˈvɪʒ.ən/
· division (تقسیم، بخش): /dɪˈvɪʒ.ən/
همانطور که در مثالها میبینید، تمام این کلمات قبل از "sion" دارای یک واکه (i, e, o) هستند. به عنوان نمونه، "decision" از فعل "decide" گرفته شده و "sion" پس از واکه "i" قرار گرفته است.
🌺🌺 ۲. تلفظ /ʃən/ (شبیه "شن" در فارسی)
این تلفظ زمانی رخ میدهد که قبل از "sion" یک صامت (Consonant) قرار گرفته باشد. در این موارد، "s" در "sion" به صورت /ʃ/ (شبیه "ش" در واژه "شب") تلفظ میشود. این الگو نیز بسیار رایج است.
🌸 الف) بعد از صامت "s" یا "ss":
اگر فعل با "t", "d", "s", "ss" یا "mit" ختم شود، پسوند "sion" به اسم تبدیل میشود و قبل از آن صامت قرار دارد که باعث تلفظ /ʃən/ میگردد.
✅ مثالها:
· tension (تنش، کشیدگی): /ˈten.ʃən/ (از فعل tend)
· extension (امتداد، گسترش): /ɪkˈsten.ʃən/ (از فعل extend)
· suspension (تعلیق): /səˈspen.ʃən/ (از فعل suspend)
· comprehension (درک): /ˌkɒm.prɪˈhen.ʃən/ (از فعل comprehend)
· apprehension (دلهره، بازداشت): /ˌæp.rɪˈhen.ʃən/
· attention (توجه) - اگرچه این کلمه با "tion" است اما قاعده مشابهی دارد.
🌸 ب) بعد از صامتهای دیگر:
در برخی کلمات که ریشه لاتین دارند و قبل از "sion" صامت دیگری مانند "l" یا "r" میآید، باز هم تلفظ /ʃən/ است.
✅ مثالها:
· compulsion (اجبار): /kəmˈpʌl.ʃən/ (قبل از sion صامت l آمده)
· propulsion (پیشراندگی): /prəˈpʌl.ʃən/
· expulsion (اخراج): /ɪkˈspʌl.ʃən/
· repulsion (تنفر، دافعه): /rɪˈpʌl.ʃən/
📌📌 ۳. استثناها و نکات تکمیلی
اگرچه قاعده فوق تقریباً همیشه صادق است، اما چند نکته برای پژوهش دقیقتر اهمیت دارد:
· تفاوت لهجهای: در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی، هر دو تلفظ یکسان است، اما گاهی در سرعت گفتار، ممکن است /ʒən/ به /ʒn/ و /ʃən/ به /ʃn/ تبدیل شود (حذف schwa). این یک تغییر واجشناسی طبیعی است.
· کلمات با ریشه فرانسوی: برخی کلمات که مستقیماً از فرانسوی وارد انگلیسی شدهاند، ممکن است تلفظ متفاوتی داشته باشند، اما در همان الگوهای فوق قرار میگیرند. مثلاً "illusion" (توهم) با تلفظ /ɪˈluː.ʒən/ که قبل از sion واکه u آمده است.
· کلماتی با "ssion": در تمام کلماتی که به "ssion" ختم میشوند (مانند mission, passion, session)، تلفظ /ʃən/ است، زیرا قبل از "sion" دو حرف s آمده که صامت هستند.
✅ مثالهای بیشتر با ترجمه:
· mission (ماموریت): /ˈmɪʃ.ən/
· passion (علاقه شدید): /ˈpæʃ.ən/
· session (جلسه): /ˈseʃ.ən/
· profession (حرفه): /prəˈfeʃ.ən/
· aggression (پرخاشگری): /əˈɡreʃ.ən/
💡💡 ۴. جمعبندی برای پژوهشگران
برای تشخیص سریع تلفظ "sion" در یک کلمه ناآشنا، به حرف قبل از آن نگاه کنید:
· اگر آن حرف واکه (a, e, i, o, u) بود، تلفظ تقریباً همیشه /ʒən/ است.
· اگر آن حرف صامت بود، تلفظ تقریباً همیشه /ʃən/ است.
این قاعده در بیش از ۹۵٪ موارد کاربرد دارد و تنها استثناهای بسیار نادری مانند "equation" (که با "tion" است نه "sion") ممکن است دیده شود. آگاهی از این الگو به درک بهتر واجشناسی اشتقاقی (Derivational Phonology) در زبان انگلیسی کمک شایانی میکند و برای تدریس تلفظ به زبانآموزان بسیار مفید است.
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
🍓🍓چه قیودی با صفات ساده کاربرد دارند؟
🍁🍁 قیود تعدیلکننده (Intensifiers) و صفات: دستهبندی بر اساس درجهپذیری (Gradability)
در زبان انگلیسی، صفات بر اساس قابلیت درجهپذیری به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: صفات درجهپذیر (Gradable Adjectives) و صفات غیردرجهپذیر (Non-gradable Adjectives). این ویژگی تعیین میکند که کدام گروه از قیود (Adverbs) میتوانند با آن صفات همراه شوند .
🍂 ۱. صفات درجهپذیر (Gradable Adjectives) و قیود همراه آنها
صفات درجهپذیر، کیفیتهایی را توصیف میکنند که میتوانند در شدتهای مختلفی ظهور کنند. به عبارت دیگر، این صفات دارای طیف هستند. برای مثال، دما میتواند «کمی سرد»، «سرد» یا «خیلی سرد» باشد. صفاتی مانند big (بزرگ)، interesting (جالب)، cheap (ارزان) و angry (عصبانی) در این دسته قرار میگیرند .
این صفات معمولاً با قیودی همراه میشوند که شدت یا درجه کیفیت را مشخص میکنند. این قیود که اغلب با صفات ساده و پایه به کار میروند، عبارتند از:
· very (خیلی): very big (خیلی بزرگ)
· quite (تاحدی/کاملاً): quite interesting (تاحدی جالب)
· rather (تاحدی): rather cold (تاحدی سرد)
· fairly (نسبتاً): fairly cheap (نسبتاً ارزان)
· a little / a bit (کمی): a little angry (کمی عصبانی)
· extremely (بسیار): extremely hot (بسیار داغ) .
✅ مثال:
· The movie was very good. (فیلم خیلی خوب بود.)
· She is quite tall. (او نسبتاً بلندقد است.)
🌺🌺 ۲. صفات غیردرجهپذیر (Non-gradable Adjectives) و قیود همراه آنها
این صفات کیفیتهایی را بیان میکنند که غیرقابل تغییر و یا در اوج خود هستند. این دسته خود به دو زیرگروه اصلی تقسیم میشوند:
🌸 الف) صفات مطلق (Absolute Adjectives): این صفات بیانگر حالتی هستند که یا وجود دارد یا ندارد و نمیتواند درجهبندی شود. برای مثال، شما نمیتوانید «کمی مرده» یا «خیلی ازدواج کرده» باشید. صفاتی مانند dead (مرده)، married (متأهل)، impossible (غیرممکن) و unique (منحصربهفرد) در این گروه قرار میگیرند .
🌸 ب) صفات افراطی (Extreme Adjectives): این صفات خود به تنهایی بالاترین درجه یک کیفیت را میرسانند. به عنوان مثال، furious به معنای «بسیار عصبانی» و freezing به معنای «بسیار سرد» است. از آنجا که معنای «شدت» در ذات این صفات نهفته است، استفاده از قیدهایی مانند very با آنها نادرست است .
صفات غیردرجهپذیر با قیودی همراه میشوند که بر «شدت مطلق» یا «کامل بودن» آن صفت تأکید میکنند، نه اینکه آن را در طیفی از شدت قرار دهند. رایجترین این قیود عبارتند از:
· absolutely (کاملاً): absolutely fantastic (کاملاً فوقالعاده)
· totally (کلاً): totally wrong (کلاً اشتباه)
· completely (به طور کامل): completely different (کاملاً متفاوت)
· utterly (به تمامی): utterly ridiculous (کاملاً مسخره)
· quite (کاملاً - در این معنا): quite extraordinary (کاملاً خارقالعاده)
· really (واقعاً): really awful (واقعاً وحشتناک) .
✅ مثال:
· The news was absolutely devastating. (خبر کاملاً ویرانگر بود.)
· I am totally exhausted. (من کاملاً خسته هستم.)
📌📌 ۳. نکته بسیار مهم: قید "Quite"
قید "Quite" بسته به نوع صفتی که همراه میشود، معنی متفاوتی پیدا میکند:
· با صفات درجهپذیر، معنای «تاحدی» یا «نسبتاً» (fairly, rather) را میرساند. مثال: The film was quite good. (فیلم نسبتاً خوب بود.)
· با صفات غیردرجهپذیر، معنای «کاملاً» (completely, absolutely) را میرساند. مثال: The idea is quite impossible. (ایده کاملاً غیرممکن است.) .
💡💡 ۴. جمعبندی و نکته نهایی برای پژوهش
پاسخ در مفهوم درجهپذیری (Gradability) نهفته است:
1. قیودی که با صفات ساده (درجهپذیر) به کار میروند، عمدتاً قیودی هستند که شدت را در یک طیف کمّی میسنجند: very, quite, rather, fairly, a little, extremely. این قیود با صفاتی مانند good, big, cold میآیند.
2. قیودی که با صفات ساده به کار نمیروند، در واقع قیودی هستند که تخصص اصلی آنها همراهی با صفات غیردرجهپذیر (مطلق یا افراطی) است. اگر این قیود (مانند absolutely, totally, completely) با یک صفت ساده و درجهپذیر مانند good استفاده شوند، یا جمله از نظر دستوری غیرطبیعی میشود (absolutely good) و یا معنای آن تغییر کرده و حالت ضعیف و عامیانهای مانند really پیدا میکند. بنابراین، کاربرد این قیود منحصر به صفات ساده نیست و حوزه اصلی کاربرد آنها صفات غیردرجهپذیر است .
به عنوان یک قاعده کلی برای زبانآموزان و پژوهشگران، توجه به «همنشینی» (collocation) این قیود و صفات در متون معتبر، بسیار بیشتر از حفظ کردن فهرستهای دستوری راهگشا خواهد بود .
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
🦊🦊کاربرد قیود با صفات تفضیلی (قسمت دوم )
🔵 بخش دوم: قیدهایی که با صفات تفضیلی کاربرد دارند و استفاده می شوند (Applicable Adverbs)
این قیدها که به آنها "تعدیل کننده های مقایسه" (Comparison Modifiers) یا "قیدهای درجه" (Adverbs of Degree) نیز گفته می شود، وظیفه کم و زیاد کردن شدت تفاوت بین دو طرف مقایسه را بر عهده دارند. آن ها به ما می گویند که تفاوت میان دو چیز "چقدر" است.
🍇 موضوع اصلی ۱: قیدهای تشدیدکننده
تفاوت (Intensifiers)
این قیدها برای نشان دادن این به کار می روند که اختلاف بین دو چیز بسیار زیاد، قابل توجه، یا بیشتر از حد انتظار است .
· زیرگروه ۱: قیدهای پرکاربرد برای تفاوت زیاد:
· مثال: much, far, a lot, lots, way
· مثال انگلیسی:
This new smartphone is much faster than my old one.
(این گوشی هوشمند جدید خیلی سریعتر از گوشی قدیمی من است.)
· مثال دیگر:
He is far more experienced than his colleague.
(او بسیار باتجربهتر از همکارش است.)
· زیرگروه ۲: قیدهای رسمی و خاص برای تفاوت بسیار زیاد:
· مثال: vastly, infinitely, considerably, significantly, a great deal
· مثال انگلیسی:
The quality of this product is infinitely superior to the counterfeit version.
(کیفیت این محصول بینهایت برتر از نسخه تقلبی آن است.)
· زیرگروه ۳: قیدهای نشاندهنده افزایش غیرمنتظره:
· مثال: even, still
· مثال انگلیسی:
I am tall, but my brother is even taller.
(من قدبلند هستم، اما برادرم حتی بلندتر است.)
· توضیح: این قیدها نشان میدهند که کیفیت مورد نظر در سطح بالایی وجود دارد و مورد دوم از آن هم فراتر رفته است .
🍇 موضوع اصلی ۲: قیدهای تخفیفدهنده
تفاوت (Mitigators)
این قیدها برعکس دسته قبل عمل می کنند و نشان می دهند که اختلاف بین دو چیز ناچیز، کم، یا کمتر از حد انتظار است. به بیان دیگر، شدت تفاوت را کاهش می دهند .
· زیرگروه ۱: قیدهای پرکاربرد برای تفاوت کم:
· مثال: a little, a bit, slightly, a tiny bit
· مثال انگلیسی:
Could you speak a little more slowly, please?
(ممکن است لطفاً کمی آرامتر صحبت کنید؟)
· مثال دیگر:
Today is slightly warmer than yesterday.
(امروز کمی گرمتر از دیروز است.)
🍇 موضوع اصلی ۳: قیدهای پرسشی و مقداری خاص
· زیرگروه ۱: قید پرسشی:
· مثال: How
· مثال انگلیسی:
How much bigger is your house than mine?
(خانه تو چقدر از خانه من بزرگتر است؟)
· زیرگروه ۲: قیدهای منفی و سوالی:
· مثال: any, no
· مثال انگلیسی:
Is she any better today? (آیا او امروز کمی بهتر است؟)
· مثال دیگر:
He is no richer than he was five years ago.
(او ثروتمندتر از پنج سال پیش نیست.) توجه کنید که "no" در اینجا معنای "به هیچ وجه" را میرساند و تفاوت را نفی میکند .
· زیرگروه ۳: اشاره به میزان دقیق:
· مثال: rather
· مثال انگلیسی:
The instructions were rather more complicated than I expected.
(دستورالعملها نسبتاً پیچیدهتر از چیزی بود که انتظار داشتم.)
🔑 نکته گرامری بسیار مهم:
توجه داشته باشید که قید very هرگز با صفات تفضیلی استفاده نمیشود. این یکی از رایجترین اشتباهات زبانآموزان است. به جای آن باید از much یا far استفاده کرد .
· ❌ نادرست: This car is very faster than that one.
· ✅ درست:
This car is much faster than that one.
(این ماشین خیلی سریعتر از آن یکی است.)
#تفضیلی
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
🍎 مبحث اصلی: کاربرد قیدها با صفات تفضیلی (Comparative Adjectives)
در خصوص کاربرد قید "very" با صفات تفضیلی، باید به صراحت اعلام کنم که بر اساس قواعد دستور زبان انگلیسی، استفاده از قید "very" به همراه صفات تفضیلی (مثل better, taller, more interesting) مجاز نیست. این یکی از خطاهای رایج زبانآموزان است. "Very" تنها میتواند صفات را در حالت ساده یا مطلق (Positive Degree) توصیف کند .
به جای "very"، برای تأکید یا توصیف میزان تفاوت در جملات تفضیلی، از گروه دیگری از قیدها و عبارتهای قیدی استفاده میشود که به دو دسته اصلی تقسیم میگردند: شدتبخشها (Intensifiers) برای نشان دادن تفاوت زیاد و تعدیلکنندهها (Mitigators) برای نشان دادن تفاوت کم .
📌 زیرگروه ۱-۱: شدتبخشها (Intensifiers) برای تفاوت زیاد
این دسته از قیدها برای تأکید بر میزان زیاد تفاوت بین دو موجود یا مفهوم به کار میروند. رایجترین آنها عبارتند از: much, far, a lot, a great deal, significantly.
· مثال: تکنولوژی جدید بسیار پیشرفتهتر از مدل قبلی است.
Example: The new technology is far more advanced than the previous model.
· مثال: او در ارائههایش بسیار مطمئنتر از قبل عمل میکند.
Example: She speaks much more confidently in her presentations now.
· مثال: هزینه زندگی در این شهر به مراتب بالاتر از زادگاه من است.
Example: The cost of living here is a great deal higher than in my hometown.
📌 زیرگروه ۱-۲: تعدیلکنندهها (Mitigators) برای تفاوت کم
در مقابل، برای بیان این که تفاوت بین دو چیز ناچیز و اندک است، از این قیدها استفاده میکنیم: a bit, a little, slightly, a touch.
· مثال: اگر کت کمی بزرگتر بود، میخریدمش.
Example: I would buy the coat if it were a little bigger.
· مثال: دمای هوا امروز اندکی گرمتر از دیروز است.
Example: The weather today is slightly warmer than yesterday.
· مثال: این مدل فقط کمی گرانتر از آن یکی است.
Example: This model is only a bit more expensive than that one.
📌 زیرگروه ۱-۳: قیدهای خاص (Even, Still)
دو قید "even" و "still" کاربرد ویژهای در جملات تفضیلی دارند. از آنها برای بیان نکتهای غافلگیرکننده یا تأکید بر انتظار قبلی استفاده میشود. "Even" نشان میدهد که میزان صفت در چیزی بیش از حد انتظار است، و "still" اغلب برای تأکید بر تداوم یک تفاوت در طول زمان یا در یک زنجیره مقایسه به کار میرود .
· مثال: تیم ما خوب کار کرد، اما تیم حریف حتی بهتر از ما عمل نمود.
Example: Our team played well, but the opponent played even better.
· مثال: دیروز هوا سرد بود، اما امروز حتی سردتر است.
Example: Yesterday was cold, but today is even colder.
· مثال: او از برادرش بلندتر است، اما خواهرش حتی از او هم بلندتر میباشد.
Example: He is tall, but his sister is still taller. (i.e., despite him being tall, she surpasses him)
🍎 مبحث اصلی: کاربرد "Very" با صفات عالی (Superlative Adjectives)
نکته جالب توجه اینجاست که برخلاف صفات تفضیلی، قید "very" میتواند برای تأکید بر صفات عالی (Superlative Adjectives) به کار رود، اما با یک قاعده نحوی خاص: "very" باید بعد از حرف تعریف "the" و قبل از صفت عالی بیاید .
· مثال: این بهترین گزینه ممکن است.
Example: This is the very best option available.
· مثال: او در نابغهترین حالت خود بود.
Example: He was at his very brightest moment.
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
🍓🍓قسمت چهارم🍓🍓
By and large
In the main
On the whole
⛵ 4. تحلیل تطبیقی و تمایزات کاربردشناختی (زیرگروه)
این زیرگروه برای تحقیقات شما در زبانشناسی کاربردی حیاتی است. اگرچه فرهنگهای لغت اغلب این عبارات را مترادف تعریف میکنند، تحلیل گفتمان کاربردشناختی، جایگاههای عملکردی متمایزی را برای آنها آشکار میسازد.
🔹 الف. استثناها و شمولیت
· By and Large: به صراحت استثناها را تأیید میکند. اگر بگویید "By and large, the students passed"، در حال ارسال این سیگنال هستید: "بله، تعدادی مردود شدند، اما اکثریت قریب به اتفاق قبول شدند." این عبارت دارای تلویحی آماری است.
· On the Whole: به معنای ارزشیابی کلنگر است. این عبارت وزن استثناها را کاهش میدهد. "On the whole, the play was good" بیان میکند که صحنههای بد معدود، تجربه کلی را خراب نکرد.
· In the Main: بر مؤلفه غالب تمرکز دارد. این عبارت دلالت بر این دارد که مهمترین بخش خوب است، حتی اگر بخشهای فرعی ضعیف باشند.
مثال ۱۰ (مثلث مقایسه):
· "By and large, the curriculum was effective." (۸۰ تا ۹۰ درصد اهداف محقق شدند).
· "On the whole, the curriculum was effective." (پیامد کلی مثبت بود، علیرغم برخی نقصها).
· "In the main, the curriculum was effective." (مؤلفههای هستهای/برنامه درسی اصلی مؤثر بودند، اما مواد تکمیلی احتمالاً ضعیف بودهاند).
"به طور کلی،برنامه درسی مؤثر بود." (تفاوت ظریف بسته به انتخاب عبارت)
🔹 ب. جایگاه دستوری
هر سه عبارت در زمره"قیدهای موضعگیرنده" یا "عناصر معترضه" طبقهبندی میشوند. این عبارات کل جمله را توصیف میکنند و نگرش گوینده را نسبت به گزاره بیان میدارند. آنها جزء لاینفک ساختار نحوی جمله نیستند و حذف آنها جملهای کاملاً دستوری باقی میگذارد.
⛵ 5. دلالتهای آموزشی برای زبانآموزان EAP/ESL (زیرگروه)
🔹 الف. آمادهسازی واژگانی و همنشینی
تحقیقات در زبانشناسی پیکرهای نشان میدهد که زبانآموزان اغلب با این عبارات مشکل دارند،زیرا آنها "تکههای از پیش ساختهشده" با اشکال ثابت هستند. به زبانآموزان باید آموزش داده شود که:
· نمیتوان "by and large" را به صورت "by the large" یا "by large" بیان کرد.
· نمیتوان "in the main" را به صورت "in main" یا "in the main part" (زمانی که به صورت مجازی استفاده میشود) به کار برد.
🔹 ب. خطاهای رایج زبانآموزان
مثال ۱۱ (نادرست):
"On the whole of the research, I found interesting results."
مثال ۱۱ (درست):
"On the whole,the research yielded interesting results."
"به طور کلی،پژوهش نتایج جالبی به همراه داشت."
مثال ۱۲ (نادرست):
"By large, the system works."
مثال ۱۲ (درست):
"By and large,the system works."
"به طور کلی،سیستم کار میکند."
⛵ 6. جمعبندی و توصیهها برای نگارش آکادمیک
برای کار علمی شما، رهنمودهای زیر توصیه میشود:
۱.از "by and large" زمانی استفاده کنید که در مورد روندهای کمّی یا رفتارهای عمومی در جمعیتهای پژوهشی بحث میکنید.
۲.از "in the main" زمانی بهره ببرید که قصد تأکید بر این نکته را دارید که تز مرکزی، استدلال هستهای یا یافته اصلی یک مطالعه، علیرغم محدودیتهای پیرامونی، همچنان معتبر است.
۳.از "on the whole" برای ارزشیابیهای جمعبندیکننده و نتیجهگیری، به ویژه در پاراگرافهای پایانی یک مقاله یا بخش، استفاده کنید.
مثال ۱۳ (نتیجهگیری چکیده):
"By and large,the intervention proved successful. The qualitative data suggested high learner engagement, and the quantitative data, while subject to attrition, was in the main supportive of the hypotheses. On the whole, this study contributes valuable insights to the field of task-based language teaching."
"به طور کلی،مداخله موفقیتآمیز بود. دادههای کیفی حاکی از مشارکت بالای زبانآموزان بود و دادههای کمی، علیرغم ریزش نمونه، اساساً فرضیهها را تأیید میکرد. در مجموع، این مطالعه بینشهای ارزشمندی را به حوزه آموزش زبان مبتنی بر وظیفه ارائه میدهد."
@gre3500book
@englishteaching1398
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
📚تیکههایی از بهترین کتابها!
@beautifulminds4
🧿 دل تراپی
@Del_Therapy
🍊 معجزه سابلیمینال _ قانون جذب ❤️
@subliminal2222
🍎 کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک
@Top_books7
🍁 فـقط *کتابخـواانها* عـضو شوند
@mutaliagaran
🍀 اطلاعات حقوقی مهم برای همه
@LAW_SEVDA
🍊 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍎 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🍀 آموزش ماساژ و یوگا
@yougasozok
🍁 حافظ" فروغ" مولانا" خیام"
@Ashaarmolana
🍊 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍎 مولانا حافظ شهریار ،اشعار کهن و معاصر
@onlyshear
🍁 بیو انگلیسی کوتاه با ترجمه روان فارسی
@biow_english
🍊 کتابهای صوتی « کاملا رایگان »
@PARSHANGBOOK
🍎 از خودم تا عشق ❤️
@eshg_servat
🍁 فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
@policyinact
🍊 متن دلنشین
@aram380
🍎 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍁 بهترین کتابهای صوتی موفقیت و بیداری
@ganonjjazb
🍊 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🍎 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🍁 یادگیری لغات با سخنرانی انگلیسی
@english_ielts_garden
🍊 پاکسازی ترس ها
@Cleanup_inward
🍎 زیباترین کلیپ ها و آموزش رقص
@sonatimahalli
🍁 الفبای توسعه ایران
@Alefbaietousee
🍊 هُنر شَراب زِندگیست 🍷
@Geraf_art
🍎 اینجا ورزشکار باش
@MaryamTeam
🍁 کتابخانه یفتلیها|دانایی،مطالعه،رشد
@Iftlis_library
🍊 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🍎 تراپی با هنر
@baharrezinart
🍁 جملات انگیزشی|تفکر، انگیزه، رشد
@jomalatnab_angizeshi
🍎 زیباترین اشعار دوبیتی و متن کوتاه
@aftabmahtabi
🍊 حراج دائمی کتاب های چاپ قدیم و کمیاب!
@katebbashi_book
🍎 ده دقیقه کتاب🎙
@peyke_pouyesh
🍁 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🍊 کتاب سل
@Ketabsel
🍎 جامعه مدنی(فلسفه. تاریخ. اجتماع)
@civilizers
🍊 محفل شاعرانه
@Mahfelshaeraneh
🍎 ڪافہ میم
@cafeemiim
🍁 کافه حس خوب
@cafeehayat
🍊 جامعه شناسی و هنر
@r_kordbacheh
🍎 باهم مراقبه کنیم
@KolbeyeNoorAa
🍁 شعرخوب بخوانیم
@seda_tanha
🍊 تعالیم روح بخش
@SangAsmani
🍎 شعرناب و ڪوتاه
@sher_moshaer
🍁 ویتامین استامنبولی
@VitaminTherapyOnemore
🍊 لغات انگلیسی GRE 3500
@gre3500book
🍎 هنر آشپزی خوشمزه
@Foodbankn
🍁 اطلاعات پزشکی و سلامتی با دکتر سلام
@Drsalam2025
🍊 تیکه کتاب و پی دی اف
@Ketabkhooneydenj
🍎 معنای زندگی چیست؟🦋
@manaye_zendegi_chist
🍁 کلیپهای انگیزشی
@kelephayeangizeshi
🍊 انگلیسی آسان با|𝙀𝙣𝙜𝙡𝙞𝙨𝙝𝙩𝙪𝙗
@Englishtub
🍎 مدیریت تمرکز زندگی
@LifeManage
🍁 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍊 ڪانال مناسبتها
@kanale_monasebatha
🍎 روانشناسی برای زندگی بهتر
@Ravanshenasilifestyle
🍁 استوری مناسبتی انگیزشی
@yefenjanaramsh
🍊 انگلیسی کامل Complete English
@englishteaching1398
🍎 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍁 ترفند های گیاهان آپارتمانی
@Maryamgarden
🍊 جهانگردی و طبیعت زیبا
@afarinshokoh
🍎 با گوشهایت بخوان
@Audio_Books_24
🍁 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🍊 دانستنی های زنان موفق
@successfulwomen1
🍎 مدار رشد
@buissness_womann
🍁 آموزش فنّ بیان & گویندگی
@amoozeshegooyandegi
🍊 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🍎 مدینه فاضله
@Madineh_Fazeleh
🍁 نویسندگان بزرگ جهان (𝐏𝐃𝐅)
@PARSHANGBOOK_PDF
🍊 رمز و رازهای زندگی
@romanceword
🍎 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🍁 جامعهشناسی کاربردی|نظریهها و مفاهیم
@A_Quick_look_at_Sociology
🍊 ••• آیلتس رو فول شو •••
@ArazIELTS
🍎 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🍀 برگی از گلستان کتاب
@vaj_hay_eshgh
🍁 زبان ترکی رو قورت بده
@ArazTurkish
🍊 مشاوره و رواندرمانی فرد، زوج، خانواده
@hamsafarbamah
🍎 انگلیسی واقعی با سریالهای کمدی
@Englishwithmima
🍁 آموزش حرفهای زبان عربی
@amuzesharabi
🍊 اشــــــ؏ـارناب
@ashaar_nabb
🍎 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🍀 درمان با گیاهان دارویی
@banoooakbari
🍁 آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
🍊 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!
@book_tips
🧿 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
📕 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🍁🧿❄️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
@englishteaching1398
🍓🍓قسمت اول🍓🍓
By and large
In the main
On the whole
⛵⛵ 1. BY AND LARGE (به طور کلی)
🔹 الف. ریشهشناسی و سیر تحول تاریخی (منشأ دریانوردی)
عبارت"by and large" یکی از جذابترین نمونههای ورود اصطلاحات دریانوردی به گفتمان آکادمیک و رسمی است. ریشۀ این عبارت کاملاً دریایی است و به قرن شانزدهم میلادی بازمیگردد. در زبان قایقرانی، اصطلاح "by" به وضعیتی اطلاق میشد که کشتی در جهت نزدیک به باد (حدوداً در زاویه ۴۵ درجه نسبت به جهت وزش باد) حرکت میکرد. در مقابل، "large" به نقطهای از مسیر دریانوردی اشاره داشت که باد از پشت سر یا از پهلو به کشتی میوزید و سرعت و مانور بیشتری امکانپذیر بود. ترکیب این دو واژه، "by and large"، بنابراین توصیفکننده توانایی کشتی در عملکرد خوب تحت شرایط مختلف باد بود؛ هم زمانی که کشتی به سختی برخلاف جهت باد حرکت میکرد و هم زمانی که باد موافق بود. کتاب اختراعات یا تدابیر اثر ویلیام بورن در سال ۱۵۷۸ به صراحت به این کاربرد فنی اشاره دارد. در طول قرنها، این ظرفیت دوگانه برای مدیریت شرایط گوناگون، به صورت استعاری به معنای "از هر نظر" یا "با در نظر گرفتن همه جوانب" تحول یافت و سرانجام در معنای امروزی "به طور کلی" تثبیت شد .
🔹 ب. حوزه معنایی و معنای هستهای
در انگلیسی معاصر،"by and large" صرفاً به عنوان قید جمله یا عبارت معترضه (پرانتزی) عمل میکند. این عبارت سیگنالی به مخاطب میدهد که گوینده در حال ارائه یک تعمیم است که علیرغم پذیرش امکان وجود استثناهای جزئی، در قیاس با اکثریت قریببهاتفاق موارد صادق است. این عبارت دارای بار معنایی مشاهده عملگرایانه است تا کمّیسازی تجربی دقیق. این اصطلاح دلالت بر قضاوتی مستدل دارد که مبتنی بر شواهد کلی است نه قطعیت مطلق.
مثال ۱:
"By and large,the participants in the longitudinal study demonstrated significant improvement in their L2 writing fluency."
"به طور کلی،شرکتکنندگان در مطالعه طولی پیشرفت قابل توجهی در روانی نوشتار زبان دوم خود نشان دادند."
مثال ۲:
"The new communicative language teaching methods were,by and large, well-received by the faculty."
"روشهای جدید آموزش ارتباطی زبان،به طور کلی، مورد استقبال اعضای هیئت علمی قرار گرفت."
🔹 ج. جایگاه نحوی و انعطافپذیری
دادههای پیکرهای نشان میدهد که"by and large" از تحرک نحوی قابل توجهی برخوردار است. این عبارت اغلب در سه جایگاه اصلی ظاهر میشود:
۱.جایگاه آغازین (رایجترین): چارچوب کل گزاره را تعیین میکند.
۲.جایگاه میانی (معترضه): اغلب با ویرگول جدا میشود تا موضع تعمیمدهنده را در میان جمله وارد کند.
۳.جایگاه پایانی (کمرایجتر): به عنوان اندیشه پسزمینه و جمعبندیکننده عمل میکند.
مثال ۳ (آغازین):
"By and large,doctoral candidates in applied linguistics prefer qualitative research paradigms."
"به طور کلی،نامزدهای دکتری در زبانشناسی کاربردی، پارادایمهای تحقیق کیفی را ترجیح میدهند."
مثال ۴ (میانی):
"The results of the proficiency test were,by and large, consistent with the students' previous academic records."
"نتایج آزمون مهارت،به طور کلی، با سوابق تحصیلی قبلی دانشجویان همخوانی داشت."
🔹 د. ملاحظات سبکی و سطح زبانی
عبارت"by and large" از نظر سبکی، خنثی تا نسبتاً رسمی محسوب میشود. در مکالمات روزمره، فراوانی وقوع آن کمتر از "on the whole" است، اما در نوشتار آکادمیک کاملاً پذیرفته شده است. این عبارت اغلب برای معرفی یک خلاصه یا نتیجهگیری پس از ارائه دادههای پیچیده به کار میرود .
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
#take
#bring
#fetch
#carry
🍎🍎 ۱. مقدمه و اهمیت موضوع
این چهار فعل(Bring, Take, Fetch, Carry) از افعال پایهای و پرکاربرد زبان انگلیسی هستند که علیرغم سادگی ظاهری، به دلیل شباهت در مفهوم کلی «جابجایی فیزیکی شیء یا شخص»، اغلب برای زبانآموزان و حتی محققان باعث ایجاد ابهام میشوند. تمایز دقیق میان آنها مستلزم درک جهت حرکت نسبت به گوینده، هدف از حرکت، و ماهیت عمل جابجایی است. تحلیل این افعال نه تنها در حوزه معناشناسی، بلکه در آموزش عملی زبان و طراحی مواد آموزشی از اهمیت بالایی برخوردار است.
🍎🍎 ۲. فعل Bring (آوردن)
این فعل نشاندهنده حرکت شیء یا شخص به سمت محل گوینده یا مکانی است که گوینده در آن حضور دارد یا در نظر دارد در آنجا حاضر باشد.
📌 ۲.۱. کاربرد اصلی: حرکت به سمت محل گوینده (Speaker-Oriented)
مثال:Could you bring your laptop to the meeting tomorrow?
ترجمه:آیا میتوانی لپتاپت را به جلسه فردا بیاوری؟
تحلیل:گوینده (در جلسه) درخواست میکند که لپتاپ به سمت او (جلسه) آورده شود.
📌 ۲.۲. کاربرد در عبارات اصطلاحی (Phrasal Verbs & Idioms)
مثال:His presentation brought about a major change in the company's policy.
ترجمه:ارائه او موجب یک تغییر عمده در سیاست شرکت شد.
تحلیل:"bring about" یک فعل مرکب به معنای «موجب شدن» یا «به وجود آوردن» است.
🍎🍎 ۳. فعل Take (بردن)
این فعل نشاندهنده حرکت شیء یا شخص به دور از محل گوینده یا به سمت مقصدی دیگر است.
📌 ۳.۱. کاربرد اصلی: حرکت به دور از محل گوینده (Away from the Speaker)
مثال:I need to take these files to the manager's office.
ترجمه:من باید این پروندهها را به دفتر مدیر ببرم.
تحلیل:گوینده پروندهها را از نزد خود به سمتی دیگر (دفتر مدیر) میبرد.
📌 ۳.۲. کاربرد برای همراهبردن (Accompanying)
مثال:She took her children to the park yesterday.
ترجمه:او دیروز بچههایش را به پارک برد.
تحلیل:در اینجا «بردن» به معنای همراهی و هدایت به سمتی دیگر است.
🍎🍎 ۴. فعل Fetch (رفتن و آوردن/آوردن)
این فعل بر یک سفر دوطرفه دلالت دارد:رفتن به جایی، برداشتن یا گرفتن چیزی یا کسی، و سپس بازگشت و آوردن آن به نقطه شروع.
📌 ۴.۱. کاربرد اصلی: حرکت دورهای (Round Trip)
مثال:The dog fetched the ball that I had thrown.
ترجمه:سگ توپی را که پرتاب کرده بودم، رفت و آورد.
تحلیل:عمل شامل رفتن به سمت توپ، گرفتن آن و آوردنش به نزد گوینده است.
📌 ۴.۲. تفاوت با Bring و Take
مثال:Please go upstairs and fetch my bag. (اول برو بالا، سپس کیف را بیاور)
ترجمه:لطفاً به طبقه بالا برو و کیفم را بیاور.
تحلیل:در اینجا تأکید بر تکمیل کل مسیر (رفتن و برگشتن) است. اگر بگوییم "bring my bag" فرض میشود شنونده قبلاً نزدیک کیف است یا مسیر روشن نیست. "Take" در اینجا اصلاً مناسب نیست.
🍎🍎 ۵. فعل Carry (حمل کردن/برداشتن)
این فعل بر خود عمل فیزیکی حمل و نقل،بدون تأکید ذاتی بر جهت حرکت، تمرکز دارد. به جابجایی چیزی در دستان، روی شانه، در ماشین و غیره اشاره میکند.
📌 ۵.۱. کاربرد اصلی: تأکید بر نحوه حمل (Manner of Transportation)
مثال:She was carrying a heavy box in her arms.
ترجمه:او یک جعبه سنگین را در آغوش (دستهایش) حمل میکرد.
تحلیل:جهت حرکت (به کجا؟) مشخص نیست، بلکه نحوه و عمل حمل مهم است.
📌 ۵.۲. کاربرد به جای Bring/Take وقتی جهت واضح است
مثال:The bus was carrying forty passengers to the city center.
ترجمه:اتوبوس چهل مسافر را به مرکز شهر حمل میکرد (میبرد).
تحلیل:در اینجا جهت مشخص است (به مرکز شهر) و "carry" بر عملکرد وسیله نقلیه دلالت دارد.
🍎🍎 ۶. جمعبندی و تحلیل مقایسهای
تفاوت کلیدی در مفهوم جهتداری(Deixis) و نوع عمل است. Bring و Take یک عمل خطی و تکجهته را نشان میدهند که جهت آن نسبت به موقعیت گوینده تعریف میشود. Fetch یک عمل دوره ای است که شامل رفت و برگشت میشود. Carry بر ماهیت فیزیکی عمل حمل تأکید دارد و جهت در آن ثانویه است.
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
Niagara Falls, located in Canada, is a true natural wonder. 🌈🇨🇦 When viewed from the Canadian side, you can often see a rainbow playing over the falling water. This breathtaking sight is created by the mist and sunlight. 🌞 Did you know that Niagara Falls is made up of three separate waterfalls: the American Falls, Bridal Veil Falls, and the largest, Horseshoe Falls? 🌊
آبشار نیاگارا که در کانادا واقع شده، یک شگفتی طبیعی واقعی است. 🌈🇨🇦 هنگامی که از سمت کانادا مشاهده میشود، اغلب میتوان یک رنگینکمان را در حال بازی بر روی آبهای فروافتاده دید. این منظره نفسگیر توسط قطرات مه و نور خورشید ایجاد میشود. 🌞 آیا میدانستید که آبشار نیاگارا از سه آبشار مجزا تشکیل شده است: آبشار آمریکایی، آبشار روبند عروس و بزرگترین آن، آبشار نعلاسبی؟ 🌊
معنی لغات در پست بعدی
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
🚶🚶 مبحث اصلی: طبقهبندی فعلهای حرکت با معنای «راه رفتن» از دیدگاه معناشناسی و کاربردی
👣 ۱. فعلهای پایه و پرکاربرد
Walk: عمومیترین و خنثیترین فعل برای راه رفتن.
Stroll: راه رفتن آرام و بدون عجله، معمولاً برای لذت بردن از محیط.
Strut: راه رفتن مغرورانه و خودنما، با شانههایی عقب داده شده.
March: راه رفتن منظم و ریتمیک، مانند سربازان یا برای ابراز تصمیم راسخ.
Trudge: راه رفتن سنگین و با زحمت، معمولاً در زمینهای سخت یا برف.
👣 ۲. فعلهای بیانکننده حالت یا هدف خاص
Stride: راه رفتن با گامهای بلند، محکم و هدفمند.
Pace: راه رفتن یکنواخت، غالباً در مسیری کوتاه و به دلواپسی یا فکر.
Wander: راه رفتن بدون مسیر یا هدف مشخص، گاهی سرگردان.
Hike: راه رفتن در طبیعت یا مسیرهای ناهموار، معمولاً به عنوان ورزش یا گردش.
Tiptoe: راه رفتن روی نوک پا برای بیصدا بودن یا مخفیانه حرکت کردن.
🚶🚶 مبحث اصلی: عبارات فعلی (Phrasal Verbs) و اصطلاحات اصیل مربوط به راه رفتن
👣 ۳. عبارات فعلی پرتکرار
Walk around: در اطراف قدم زدن یا پرسه زدن.
Walk off: با راه رفتن سعی در بهتر شدن حال (مثلاً پس از خوردن غذای سنگین) یا ترک کردن یک مکان با عصبانیت.
Walk out: به نشانه اعتراض مکانی را ترک کردن یا خارج شدن ناگهانی.
Walk up to: مستقیم و با اطمینان به سمت کسی یا چیزی قدم برداشتن.
👣 ۴. افعال چندکلمهای و اصطلاحات
Go for a walk: بیرون رفتن برای قدم زدن.
Take a hike: اصطلاحی تحکمآمیز به معنای «برو گم شو».
Prowl: مانند حیوانات شکاری به آرامی و با احتیاط راه رفتن، اغلب با قصد شکار یا آسیب.
Stumble along: به سختی و با تلو تلو خوردن ادامه دادن مسیر.
Saunter: راه رفتن با آرامش و اعتماد به نفس، معمولاً برای نشان دادن بیخیالی.
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching139
Let it be
ترکیبِ فعلیِ let sb/sth be به این معنی است که کاری به کار آن شخص یا چیز نداشته باشیم و بگذاریم در عالم خودش بماند.
کاری به کار این سگ بیچاره نداشته باش.
Let the poor dog be.
◾این ترکیب اگر بهشکل ثابت let it be بهکار رود، بیشتر به معنی ولش کن، بیخیالش شو، بیخیالش باش، اهمیت نده و از این دست است.
صبح تا شب ننشین تو خونه و خودخوری کن. ولش کن/ بیخیالش شو/ اهمیت نده.
Don't sit at home brooding all day. Let it be.
به این زنبور دست نزن. ولش کن.
Don't touch that wasp. Let it be.
🎼 در ترانهی مشهور گروه بیتلها با عنوان Let It Be، پُل مککارتنی میخواند که هر وقت دچار مشکل میشود، مادرش مِری به دادش میرسد و این کلمات حکیمانه را به او میگوید: اهمیت نده/ بیخیالش باش.
When I find myself in times of truble, mother Marry comes to me
Speaking words of wisdom, let it be
#let
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
🍎🍎 1. کاربرد فعل "Stop" با حروف اضافه و قیدهای پرکاربرد
توضیح: فعل "stop" در ترکیب با حروف اضافه و قیدهای مختلف (اغلب تحت عنوان فعل مرکب یا Phrasal Verb) معانی متنوع و خاصی مییابد. درک این ترکیبات برای تسلط بر زبان انگلیسی ضروری است.
🍎🍎 2. Stop By
🍎2.1. معنا و کاربرد: به معنای ملاقات یا توقف کوتاه و معمولاً از پیش برنامهریزی نشده در یک مکان، اغلب در مسیر رفتن به جای دیگر. این ترکیب بسیار رایج در انگلیسی گفتاری است.
🍎2.2. مثال: "Could you stop by the office tomorrow to sign the documents?" / "میتوانی فردا سر بزنی اداره تا مدارک را امضا کنی؟"
🍎2.3. مثال: "I'll stop by for a coffee on my way home." / "در راه برگشت به خانه میآیم برای یک قهوه."
🍎🍎 3. Stop In
🍎3.1. معنا و کاربرد: بسیار شبیه به "stop by" و به معنای توقف یا ملاقات کوتاه است. ممکن است کمی غیررسمیتر باشد.
🍎3.2. مثال: "Feel free to stop in anytime you're in the neighborhood." / "هر وقت محله بودی، خوشحال میشیم بیایی سر بزنی."
🍎🍎 4. Stop Over
🍎4.1. معنا و کاربرد: به معنای توقف کوتاهمدت در یک مکان در میان یک سفر طولانی، خصوصاً سفر هوایی. این توقف میتواند برای استراحت یا تغییر وسایل نقلیه باشد.
🍎4.2. مثال: "We stopped over in Dubai for a night before flying to Sydney." / "قبل از پرواز به سیدنی، یک شب توقف کردیم در دبی."
🍎🍎 5. Stop At
🍎5.1. معنا و کاربرد ۱: توقف در یک مکان یا نقطه خاص.
🍎5.1.1. مثال: "This train stops at all major stations." / "این قطار در تمام ایستگاههای اصلی توقف میکند."
🍎5.2. معنا و کاربرد ۲: خودداری از انجام کاری یا محدود کردن خود به حدی خاص (اغلب در جملات منفی).
🍎5.2.1. مثال: "He won't stop at anything to achieve his goals." / "او از هیچ کاری برای رسیدن به اهدافش دریغ نخواهد کرد."
🍎🍎 6. Stop Off
🍎6.1. معنا و کاربرد: شبیه به "stop over" اما معمولاً برای توقفهای کوتاهتر در طول یک سفر زمینی یا در مسیری مشخص استفاده میشود.
🍎6.2. مثال: "We stopped off at a lovely village on our drive through the countryside." / "در رانندگیمان در حومه شهر، توقف کوتاهی کردیم در یک روستای دلانگیز."
🍎🍎 7. Stop From
🍎7.1. معنا و کاربرد: جلوگیری کردن از انجام کاری توسط کسی یا چیزی. ساختار رایج: stop + مفعول + from + فعل ing.
🍎7.2. مثال: "The noise stopped me from concentrating." / "سر و صدا مرا از تمرکز کردن بازداشت."
🍎7.3. مثال: "Can you stop the dog from barking?" / "میتوانی جلو پارس کردن سگ را بگیری؟"
🍎🍎 8. Stop Up
🍎8.1. معنا و کاربرد ۱: بیدار ماندن تا دیروقت.
🍎8.1.1. مثال: "We stopped up late to watch the meteor shower." / "دیروقت بیدار ماندیم تا بارش شهابسنگ را تماشا کنیم."
🍎8.2. معنا و کاربرد ۲: مسدود کردن یا پر کردن یک سوراخ یا حفره (معمولاً در انگلیسی بریتانیایی).
🍎8.2.1. مثال: "You need to stop up those cracks to prevent drafts." / "باید آن شکافها را ببندی تا از جریان هوا جلوگیری شود."
🍎🍎 9. Stop Back
🍎9.1. معنا و کاربرد: برگشتن به یک مکان، معمولاً برای مدت کوتاه.
🍎9.2. مثال: "I'll stop back later to pick up the package." / "بعداً برمیگردم تا بسته را بردارم."
🍎🍎 10. Stop Out
🍎10.1. معنا و کاربرد: بیرون ماندن (از خانه) تا دیروقت (اصطلاحی رایج در انگلیسی بریتانیایی).
🍎10.2. مثال: "The teenagers stopped out until midnight." / "نوجوانان بیرون بودند تا نیمهشب."
🍎🍎 ۱۱. نکات مهم آموزشی و پژوهشی
🍎۱۱.۱. تفاوت در گویشها: توجه به این نکته حیاتی است که برخی از این ترکیبات (مانند "stop up" به معنای مسدود کردن یا "stop out") در گویش بریتانیایی رایجترند.
🍎۱۱.۲. طبقهبندی دستوری: از نظر دستوری، "stop by", "stop over", "stop off" و موارد مشابه اغلب به عنوان "فعلهای مرکب جداشدنی" یا "افعال چندکلمهای" طبقهبندی میشوند که معنایی فراتر از اجزای تشکیلدهنده خود دارند.
🍎۱۱.۳. چالش فراگیران: برای زبانآموزان، درک تفاوتهای ظریف بین این ترکیبات (مثلاً "stop by" در مقابل "stop in") و همچنین به خاطر سپردن حرف اضافه صحیح برای بیان معنای مورد نظر، یک چالش عمده است. آموزش این موارد در بافت واقعی (context) و از طریق ارائه مثالهای متعدد مؤثرترین روش است.
#stop
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
Over معانی مختلف
🍎🍎 ۱. معانی مرتبط با موقعیت و مکان (Position & Location)
این دسته بر رابطه فضایی و مکانی بین دو چیز دلالت دارد.
➡️۱.۱. بالاتر بودن و روبروی چیزی (Higher Than & Facing)
در این معنا،"over" نشان میدهد که یک چیز در سطحی بالاتر از چیز دیگر است، بدون تماس فیزیکی، و اغلب به صورت عمودی در راستای آن قرار دارد.
مثال:The painting hangs over the fireplace.
ترجمه:نقاشی روی شومینه آویزان است.
➡️ ۱.۲. پوشش دادن یا گسترش روی یک سطح (Covering)
در این کاربرد،"over" نشان میدهد که چیزی سطح یا بخشی از یک شیء دیگر را میپوشاند.
مثال:She spread the map over the table.
ترجمه:او نقشه را روی میز پهن کرد.
➡️ ۱.۳. در طرف دیگر یا آن طرف (On the Other Side)
این معنا اشاره به موقعیتی در طرف مقابل یک مانع،مرز یا فضای خالی دارد.
مثال:Their house is just over the hill.
ترجمه:خانه آنها درست آن طرف تپه است.
🍎🍎 ۲. معانی مرتبط با حرکت (Motion)
در اینجا"over" حرکت از یک نقطه به نقطه دیگر را توصیف میکند.
➡️۲.۱. عبور از بالا (Moving Above)
حرکت از یک طرف به طرف دیگر،به طوری که از بالای یک مانع یا فضای خالی عبور کند.
مثال:The plane flew over the city.
ترجمه:هواپیما بر فراز شهر پرواز کرد.
➡️ ۲.۲. عبور از سطح (Moving Across)
حرکت بر روی سطح چیزی،اغلب با تماس فیزیکی.
مثال:He walked over the bridge carefully.
ترجمه:او با احتیاط از روی پل عبور کرد.
🍎🍎 ۳. معانی مرتبط با زمان (Time)
➡️۳.۱. در طول یک دوره (During)
اشاره به یک رویداد یا فعالیت که در طول یک بازه زمانی اتفاق میافتد.
مثال:We discussed the issue over dinner.
ترجمه:ما مسئله را در طول شام مورد بحث قرار دادیم.
➡️ ۳.۲. پایان یافتن یک دوره (Finished)
نشان میدهد که یک رویداد یا وضعیت به پایان رسیده است.
مثال:The meeting is over.
ترجمه:جلسه تمام شده است.
🍎🍎 ۴. معانی مرتبط با مقدار و درجه (Quantity & Degree)
➡️۴.۱. بیش از یک مقدار (More Than)
برای بیان عددی بیشتر از یک مرجع مشخص به کار میرود.
مثال:The project took over two years to complete.
ترجمه:تکمیل این پروژه بیش از دو سال طول کشید.
➡️ ۴.۲. برتری یا اولویت (Control & Preference)
این مفهوم اغلب در ترکیبهایی دیده میشود که برتری یا کنترل را میرسانند.
مثال:She chose quality over quantity.
ترجمه:او کیفیت را به کمیت ترجیح داد.
🍎🍎 ۵. معانی مجازی و استعاری (Virtual & Metaphorical Uses)
➡️۵.۱. درباره یک موضوع (About)
در این کاربرد،"over" برای معرفی موضوع بحث یا نگرانی استفاده میشود.
مثال:They argued over the budget allocation.
ترجمه:آنها بر سر تخصیص بودجه بحث کردند.
➡️ ۵.۲. از طریق یک واسطه (Via)
اشاره به استفاده از یک وسیله ارتباطی دارد.
مثال:I heard the news over the radio.
ترجمه:من این خبر را از طریق رادیو شنیدم.
این طبقهبندی جامع، نشان میدهد که "over" به عنوان یک حرف اضافه چندوجهی، از معانی فیزیکی اولیه به حوزههای زمانی، مقداری و استعاری گسترش یافته است. درک این طیف معنایی برای تسلط بر کاربردهای طبیعی زبان انگلیسی حیاتی است.
#over
@gre3500book
@englishteaching1398
@englishteaching1398
#otherwise قسمت دوم
🍎🍎 ۳. نکات مهم پژوهشی و کاربردی برای محققان به عنوان یک پژوهشگر زبان،توجه به نکات زیر در تحلیل کاربرد «otherwise» میتواند سودمند باشد.
🍊 ۳.۱. جایگاه در جمله
«Otherwise»
اغلب در ابتدای جمله مستقل دوم، پس از یک نقطهویرگول (؛) یا در میانه جمله، بین کاما قرار میگیرد. این موقعیت، رابطه منطقی قوی بین دو بخش جمله را نشان میدهد.
مثال انگلیسی:
The instructions must be followed precisely; otherwise, the experiment will fail.
ترجمه فارسی:دستورالعملها باید دقیقاً رعایت شوند؛ در غیر این صورت، آزمایش با شکست مواجه خواهد شد.
مثال انگلیسی:
We must consider all ethical implications, otherwise, our research could be criticized.
ترجمه فارسی:ما باید همه پیامدهای اخلاقی را در نظر بگیریم، وگرنه تحقیقاتمان ممکن است مورد انتقاد قرار گیرد.
🍊 ۳.۲. تفاوت با «or» و «if not» اگرچه«otherwise» با «or» و «if not» هممعنی است، اما از لحاظ سبکی رسمیتر و از لحاظ معنایی تأکید قویتری بر گسست و نتیجهگیری منطقی دارد. در متون آکادمیک و نگارش علمی، «otherwise» کاربرد فراوانی دارد.
مثال انگلیسی(با otherwise):
All data must be anonymized. Otherwise, the study will not receive ethical approval.
مثال انگلیسی(با or):
All data must be anonymized, or the study will not receive ethical approval.
ترجمه فارسی برای هر دو:همه دادهها باید ناشناس باشند، وگرنه/در غیر این صورت مطالعه تائیدیه اخلاقی دریافت نخواهد کرد. (جمله با «otherwise» بر نتیجه با تأکید بیشتری دلالت دارد.)
🍊 ۳.۳. کاربرد به عنوان صفت (کمیاب) در برخی موارد نادر،«otherwise» قبل از یک اسم به عنوان صفت به معنای «متفاوت» یا «مغایر» استفاده میشود. این کاربرد بیشتر در نوشتار رسمی و حقوقی دیده میشود.
مثال انگلیسی:
The court’s decision suggests an otherwise interpretation of the law.
ترجمه فارسی:تصمیم دادگاه تفسیری متفاوت (مغایر) از قانون را پیشنهاد میکند.
#otherwise
@gre3500book
@englishteaching1398