7129
بس که دلتنگم اگر گریه کنم میگویند قطرهای قصد نشان دادن دریا دارد #فاضل_نظری کانال اصلی ما 👇👇 @seda_tanha
▫️
نسیم از کار می ماند ، صبا بر خاک می افتد
در آن گلشن که آن سرو خرامان می شود پیدا
#صائب_تبریزی
#ن
▫️
به مقدار تمنّا ، آهِ افسوس از جگر خیزد
به قدر خس ، شرار از آتش سوزان شود پیدا
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
می توان از عالم افسرده ، دل برداشت زود
از تنور سرد می گردد به گرمی نان جدا
#صائب_تبریزی
#م
▫️
گر چه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا
موج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جدا
#صائب_تبریزی
#گ
▫️
به شرمِ موشکافانِ قیامت بر نمی آیی
نظر کن از سر دقّت به پشت و روی کار اینجا
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
عارفان تلخ لبِ خود به شکایت نکنند
کج رویهای فلک ، گردشِ جام است اینجا
#صائب_تبریزی
#ع
▫️
کلیدِ گنج شو ، نه قفلِ در ، ارباب حاجت را
که ماری می شود هر چین که داری بر جبین اینجا
#صائب_تبریزی
#ک
▫️
جواب را نتوان فکر کرد روز سوال
چو هست فرصتی ، آماده کن جواب اینجا
#صائب_تبریزی
#ج
▫️
اگر چه ظلمت شب پرده پوش بی ادبیست
تو بی ادب! ادب خود نگاه دار، مخسب
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
طلوع صبحِ روشن در وطن، جانبخشِ امید است
که خاکِ پاکِ آن، مهدِ دلیریهای جاوید است
#لاادری
#ص
▫️
اگر داری درشتی در مزاج خویش، عاشق شو
که هر جا سیل را افتد گذر، هموار می گردد
#سلیم_تهرانی
#الف
▫️
وصلی که پایِ شرم و حیا در میان بُوَد
مضمونِ او مشو! که به هجران برابر است
#صائب_تبریزی
#و
▫️
دانی كه نو بهار جوانی چهسان گذشت؟
زود آنچنان گذشت، كه تیر از كمان گذشت...
#مشفق_کاشانی
#د
▫️
خرقه بگیر و می بده باده بیار و غم ببر
بیخبرست عاقل از لذت عیش بیهشان
#سعدی
#خ
▫️
رفتن از عالم پرشور به از آمدن است!
غنچه دلتنگ به باغ آمد و خندان برخاست...
#صائب_تبریزی
#ر
▫️
نگهبان بی شمارست از یمین و از یسارِ تو
مبادا هر طرف چون مست ، بی پروا نهی پا را
#صائب_تبریزی
#ن
▫️
مشو به موی سفید از فریب غفلت امن
که خوابهای گران در سحر شود پیدا
#صائب_تبریزی
#م
▫️
آتش کند تمیز ز هم نقد و قلب را
اخلاق خوب و زشت شود در سفر جدا
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
نیست از کردار ، ما بی حاصلان را بهره ای
چون قلم از ما همین گفتار می ماند به جا
#صائب_تبریزی
#ن
▫️
تا نسوزد آرزو در دل ، نگردد سینه صاف
زنگ از آیینه می گردد به خاکستر جدا
#صائب_تبریزی
#ت
▫️
میسّر نیست خود را یافتن در شورش محشر
سری در جِیب تنهایی بکش ، خود را بیاب اینجا
#صائب_تبریزی
#م
▫️
بهشت و دوزخ باریک بینان نقد می باشد
حسابِ خود نیندازد به فردا خود حساب اینجا
#صائب_تبریزی
#ب
▫️
در خرابات چه حاجت به مناجات من است
دست برداشته دائم به دعا تاک آنجا
#صائب_تبریزی
#د
▫️
چه آغوش است یا رب! موجۀ دریای رحمت را
که هر کس ره ندارد هیچ سو، سوی تو میآید
#بیدل_دهلوی
#چ
▫️
مختصر تا نبود حرف، نگردد مقبول
بر سخن طول سخن چون خط بطلان باشد
#واعظ_قزوینی
#م
▫️
مژگان بگشایید و ببندید زبان را
آفاق پُر از جلوه یار است ببینید
#صائب_تبریزی
#م
▫️
اجل زِ هَر غمم آسوده کرد و دانستم
که شمع را اگر آسایشی است از باد است
#کلیم_کاشانی
#الف
▫️
از عصا در عهد پیری کم نشد گمراهیم
پای دیگر بهر لغزیدن بدست آمد مرا
#صائب_تبریزی
#الف
▫️
در نهفت پردهٔ شب ، دختر خورشید
نرم میبافد
دامن رقّاصهٔ صبح طلایی را
#هوشنگ_ابتهاج
#د
▫️
شعلهای بودم کنون خاکسترم مفت طلب
سوختن عریانیام را جامهٔ احرام کرد ...
#بیدل_دهلوی
#ش