13774
❇️ همراه هم در باغ سبز اندیشه مولانا مدرس مثنوی از سال۱۳۸۶نویسنده کتاب های باغ سبز عشق غربت وجودی پیچیده در عاشقی آیدی نویسنده و ادمین : @gharibianlavasani https://zil.ink/zahra.gharibian آیدی ثبت نام کلاس مثنوی و خودشناسی: @Zglwebsupport
══ ❤️ ══ ❥
🛑 دانـش ریڪی • انرژیدرمانـی
◉ Reiki•Knowledge
▪️▪️
🌲🌳🌲🌳
در باغ آیید و سبز پوشان نگرید
هر گوشه دکان گل فروشان نگرید
میخندد گل به بلبلان میگوید
خاموش شوید و در خموشان نگرید
#مولانا
https://gharibianlavasani.ir
این آواز زیبا وعمیق
بخشی از کتاب #گیلگمش هست ☝️
✍🏻#زهراغریبیان_لواسانی
اسطورهی گیلگمش ،قدیمیترین داستان دنیا و مربوط به سومریان با قدمت بیش از ۴ هزار سال است
گیلگمش پادشاه شهر اوروک بود .فردی که تمام لذت های زندگی را در اختیار داشت
اما در مسیر زندگی با مفهوم مرگ آشنا می شود
اسطوره گیلگمش هزاران سال قبل در جستجوی مهمترین سوال بشریت است
مرگچیست ؟آیا جاودانگی وجود دارد ؟
عموما افرادی که با این سوال برخورد می کنند ،یا متوجه رنجهای وجود انسان می شوند و به پوچی می رسند ، یا مانند مولانا مرگ را متعالی می بینند
بسته به هر شخصیتی در طول تاریخ ،هزاران مواجهه با مرگ پیش روی ماست
گیلگمش با غم بزرگی دست و پنجه نرم می کند
او در زندگی ،لذت هایی را تجربه کرده اما اکنون پی به عظیم ترین رنج انسانی یعنی مرگ برده است
آیا گیلگمش می تواند از مرگ رهایی یابد
آیا جاودانگی در این دنیا وجود دارد ؟
گیلگمش اولین مسافر جاده رو به پایان زندگی است که با پرسش مرگ روبرو می شود
گیلگمش این اسطوره بین النهرینی ،با خود تنها می شود تا راز زیستن انسان را دریابد
📕#کتاب_پیچیده_در_عاشقی
#جاودانگی
#مرگ
https://gharibianlavasani.ir
🌳🌲🌳🌲🌳
خداوند تعالی به ظاهر و اعمال شما نگاه نمیکند، بلکه به قلبها و نیّات شما مینگرد.
چون دل نجس بود، طهارت ظاهر به چه کار آید؟ و این چنان بود که کسی جامه پاکیزه دارد و از فرق تا به قدم به انواع نجاسات آلوده بود.
ای دوست طهارت ظاهر مزیتی بود در راه خدای تعالی، و طهارتِ دل رکنی است؛ و چون رکن به خلل بود، مزیت به چه کار آید؟
#عین_القضات_همدانی
https://gharibianlavasani.ir
#خط_سوم
✍️#زهراغریبیان_لواسانی
آن خطاط سهگونه خط نوشتی:
ـ یکی او خواندی، لا غیر.
ـ یکی را هم او خواندی هم غیر.
ـ یکی نه او خواندی، نه غیر او!
آن خط سوم منم
شمس به مولانا خط سومی را نشان داد که با بینش متشرعانه و زاهدانه به دست نمی آمد .
شمس به مولانا عشق را آموخت و این امر با دور شدن از تعصب و خودبینی به دست می آید .
شمس به مولانا از راه های نرفته، گفت و پنجره های دیگری را برای او گشود که تا آن زمان بسته بود .
شمس به مولانا گفت: وقت آن است که از دام دین به بام دین بر آیی .
کتاب :#پیچیده_در_عاشقی
#مولانا
#شمس_تبریزی
#عشق
@gharibianlavasanii
https://gharibianlavasani.ir
فرش هایی درون یک فرش☝️
بافتهشده در قرن ۱۹ که در کلیسای ارمنیان جلفای اصفهان نگهداری میشود...
🌳🌲🌳🌲
#شمس_تبریزی گفت :
ﺳﺨﻦ ﻣﻦ ﻓﻬﻢ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺧﻄﺎﻁ ﺳﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﻂ ﻧﻮﺷﺘﯽ :
ﻳﮑﯽ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ، ﻻ ﻏﻴﺮ .... ﻳﮑﯽ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ ﻫﻢ ﻏﻴﺮ ﺍﻭ ....
ﻳﮑﯽ ﻧﻪ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ ﻧﻪ ﻏﻴﺮ ﺍﻭ .
ﺁﻥ ﺧﻂ ﺳﻮﻡ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﻢ. ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﻧﻢ، ﻧﻪ ﻏﻴﺮ ﻣﻦ .
https://gharibianlavasani.ir
روستای زراس، خوزستان
🌳🌲🌳🌲
غزل ۲۱۵۲
#دیوان_شمس_حضرت_مولانا
سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
دوش چه خوردهای دلا راست بگو به جان تو
فتنه گر است نام تو پرشکر است دام تو
باطرب است جام تو بانمک است نان تو
مرده اگر ببیندت فهم کند که سرخوشی
چند نهان کنی که می فاش کند نهان تو
بوی کباب میزند از دل پرفغان من
بوی شراب میزند از دم و از فغان تو
بهر خدا بیا بگو ور نه بهل مرا که تا
یک دو سخن به نایبی بردهم از زبان تو
خوبی جمله شاهدان مات شد و کساد شد
چون بنمود ذرهای خوبی بیکران تو
..
هر نفسی بگوییم عقل تو کو چه شد تو را
عقل نماند بنده را در غم و امتحان تو
مشرق و مغرب ار روم ور سوی آسمان شوم
نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو
زاهد کشوری بدم صاحب منبری بدم
کرد قضا دل مرا عاشق و کف زنان تو
از می این جهانیان حق خدا نخوردهام
سخت خراب میشوم خائفم از گمان تو
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم
تا به کجا کشد مرا مستی بیامان تو
شیر سیاه عشق تو میکند استخوان من
نی تو ضمان من بدی پس چه شد این ضمان تو
ای تبریز بازگو بهر خدا به شمس دین
کاین دو جهان حسد برد بر شرف جهان تو
https://gharibianlavasani.ir
هشتم مهر #روز_بزرگداشت_مولانا
بر همه عاشقان وادی او مبارک باد 🌹
پرده بگردان و بزن ساز نو
هین که رسید از فلک آواز نو
تازه و خندان نشود گوش و هوش
تا ز خرد درنرسد راز نو
داشتم فکر می کردم
شوریدگی و مستی مولانا را با چه می شود قیاس کرد ؟
رستاخیزی در وجود او بود
که هنوز بعد از قرن ها
هر که غزلیات او را می خواند ،چه اهل عرفان باشد
و یا در طریقی دیگر ،در این عشق او سهیم می شود.....
✍#زهراغریبیان
https://gharibianlavasani.ir
🌲🌳🌲🌳
هفتم مهر
روز بزرگداشت #شمس_تبریزی
گرامی باد
بگو ای شَمسِ تبریزی،
از آن میْهایِ پاییزی
به خود در ساغَرَم ریزی،
نفرمایی غُلامی را
#غزل_مولانا
@gharibianlavasanii
آواز استاد محمدرضا شجریان
سنتور استاد پرویز مشکاتیان
💢عشق ِدر کمند سعدی
✍️زهرا غریبیان
غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مرد است در کمند غزال
سعدی
عشق از نظر سعدی ناگهان می آید و انسان را در کمند خود گرفتار می کند بی آنکه اختیاری داشته باشد و اینجا صیاد و صید جای خود را عوض می کنند
و سرانجام همین عشق زمینی ،آیینه ای برای عشقی بزرگتر می شود
چنانکه سعدی همه جهان را از معشوق می بیند و بر همه عالم عاشق است :
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
#سعدی
#زهراغریبیان_لواسانی
#عشق
#عاشق
#شجریان
@gharibianlavasanii
سایت تویسنده
👇
https://gharibianlavasani.ir
#خزان
اثر #استاد_مشکاتیان
ایده ساخت قطعه «خزان» اثر پرویز مشکاتیان از تماشای پاییز و رقص برگهای درختان الهام گرفته شده است.
خود استاد مشکاتیان در این باره گفته است:
«ملودی قطعه خزان، در نگاهم به درخت خزانزده حیاط منزل و جدا شدن برگها از درخت و رقص آنها در باد به ذهنم آمد و آن را نوشتم
پاییز است و برگها از درخت میافتند. بادی میوزد و برگ را دوباره به هوا میبرد؛ برگ قصد فرود آمدن دارد اما باد دوباره آن را جابهجا میکند. این بازی باد و رقص برگ، هسته اصلی ایده قطعه است.
ملودی این اثر بر پایه یکی از ملودیهای محلی خراسانی به نام «مقام الله» ساخته شده و در دستگاه شور و آواز دشتی قرار دارد.
و یکی از قطعات نسبتاً بلند موسیقی ایرانی (بیش از ۸ دقیقه) محسوب میشود.
این قطعه نه فقط توصیف فصل پاییز، بلکه روایتی موسیقایی از گسستن، چرخیدن در باد، اوج گرفتن و سرانجام فرود آمدن است و به یکی از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین آثار بیکلام سنتورنوازی معاصر تبدیل شده است.
#زهراغریبیان
@gharibianlavasanii
🏺🏺🏺
💎معرفی برترین کانالهای تلگرام:
✨ نبض رابطه |با خودت، با رابطهات، آگاهانهتر باش
@Nbzrbt
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
به پاییز خوش آمدید
پاییز زیبای خوانسار
🌲🌳🌲🌳🌲
خوب گویم و خوش گویم، از اندرون روشن و منوّرم،آبی بودم بر خود میجوشیدم، و میپیچیدم و بوی میگرفتم، تا وجود مولانا بر من زد، روان شد، اکنون میرود خوش و تازه و خرّم...
#شمس_تبریزی
@gharibianlavasanii
در یک قدمی پاییز
#فرهاد_مهراد
آهنگ:اسفندیار منفرد زاده
شعر:#شهیار_قنبری
🌲🌳🌲🌳
رستنی ها کم نیست
من و تو کم بودیم
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست
من وتو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ
از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم
دیدنیها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بیسبب از #پاییز
جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست
من و تو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی
بیسبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست
من و تو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد
با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم بودیم
من و تو اما در میدانها
اینک اندازه ما میخوانیم
ما به اندازه ما میبینیم
ما به اندازه ما میچینیم
ما به اندازه ما میگوییم
ما به اندازه ما میروییم
من و تو کم نه که باید شب بیرحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم
من و تو خم نه و در هم نه و کم هم نه می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم
در شب این جنبش
نبض آدم باشیم
من و تو حق داریم
که به اندازه ما هم شده
با هم باشیم
گفتنی هام کم نیست
@gharibianlavasanii
آرامشبخشترین موسیقیهای بیکلام در
🌱@RadioRelax
متنهای طلایی
🌱@khalse_daroon
اشعــار نـاب و ڪمیاب
🌱@moshere
جملاتی که شما رو میخکوب میکنه!
🌱@its_anak
بمب یادگیری زبان
🌱@Eng_Learners_Mb
کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
🌱@anjomanenevisandegan_ir
کتابهای صوتی «کاملا رایگان»
🌱@PARSHANGBOOK
اشـعـار ناب و ماندگار
🌱@delaviztarin_sher_jahan
متن دلنشین
🌱@aram380
کارگاه رایگان نویسندگی
🌱@anahelanjoman
آموزش رایگان مشاغل خانگی
🌱@honarkadeh_aftab96
آدم حرفی - ایدههای نویسندگی
🌱@Adam_harfi
کانال خشت و خیال
🌱@kheshtbekhesht
ترفندهای روانشناسی
🌱@aramesh_roh_ravan
موسیقی بی کلام آتن تا سمرقند
🌱@LoveSilentMelodies
هفت هزار سالگان
🌱@abcdef123456_Hafthezarsalegan
تیکهها و خلاصه ای از بهترین کتاب ها!
🌱@beautifulminds4
برنامه ریزی موفقیت
🌱@ravanshenasi_movafagh
منبع بهترین پادکست ها
🌱@AUDgram
آموزش فن بیان و مهارتهای ارتباطی| میترا اللهیاری
🌱@FaneBayan_MitraAllahyari
منبع موسیقی های کمیاب
🌱@RaDogram
حسِ خوبِ آرامش+انرژیمثبت
🌱@RangiRangitel
گلستان سعدی با معنی
🌱@kidsbook7
یک بغل شـعـر
🌱@Bi_Molaahezeh
هنرمندان برتر جهان
🌱@Adabiate_art20
یادگیری لغات با اخبار انگلیسی
🌱@english_ielts_garden
متنهای عالی فوق انگیزشی
🌱@ghanonebawar
اینجا ورزشکار باش
🌱@MaryamTeam
آموزش فنّ ِبیان+گویندگی
🌱@amoozeshegooyandegi
آرشیو دیوان حافظ (متن + صوتی)
🌱@GHAZALAK1
نویسندگان بزرگ جهان (𝐏𝐃𝐅)
🌱@PARSHANGBOOK_PDF
کتابخانه جادویی
🌱@kolbe_danaee
بهترین داستانهای کوتاه و رمانهای دنیا
🌱@FICTION_12
افسانه های شیرین دنیا رو بشنویم
🌱@mehrandousti
درمان اضطراب ، استرس ، افسردگی
🌱@hamsafarbamah
باغ سبز مولانا ( زهراغریبیان )
🌱@gharibianlavasanii
موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
🌱@Msantoor
زیباترین شعر و متن ڪوتاه
🌱@kahkeshan_eshge
گلچین کتابهای صوتی PDF
🌱@ketabegoia
یک شات حالِ خوب
🌱@purity_shot
هماهنگی برای تبادل
🌱@Fiction30
موسیقیِ زیبای "پاییز در برگها گم بود"
اثر فریبرز لاچینی 👆
#هر_نور_کوچک
✍#زهرا_غریبیان_لواسانی
نمی دانم داستان" اولدوز و عروسک سخنگو" صمد بهرنگی را خواندید یا نه ؟
این کتاب، نوستالژی (کودکی) خیلی هاست.
در جایی از کتاب ، کرم شب تاب به خرگوش می گه:
من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی."
خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."
داشتم فکر می کردم در زندگی خیلی وقت ها رسالت و هدف خودمان را در زندگی گم می کنیم. اما باید بدونیم که هر کدام از ما هر چند کوچک و نادیده گرفته بشیم ،می تونیم کاری بزرگ را انجام بدهیم و نقش بزرگی در زندگی دیگران داشته باشیم
بیدل دهلوی چه خوب گفت :
در بیابانی كه ما راه طلب گم كردهایم
كرم شبتابی اگر در جلوه آید، کوکب است
#بیدل_دهلوی
#صمد_بهرنگی
#کرم_شب_تاب
#روشنایی
#امید
https://gharibianlavasani.ir
══ ❤️ ══ ❥
🛑 ققـنــوس • تحــول درونــی
◉ Gognus•Kimiagar
▪️▪️
🌱مختص متولدین ۱۲ ماه سال🌱
@fal_chee
💎معرفی برترین کانالهای تلگرام:
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
🌲🌳🌲🌳
بر هر چه همی لرزی، میدان که همان ارزی
زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد
آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد
آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!
هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟
سیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!
پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد
غزل ۶۰۹
#مولانا
https://gharibianlavasani.ir
══ 💛 ══ ❥
🟡 چگونه از کائنات درخواست کنیم؟
👈 خانهی شمــع و انرژی ☟ ☟
✦ Sham_Energi77
▪️▪️
#لالایی_مازندرانی
با صدای : #سیما_بینا
🌳🌲🌳🌲🌳
لالای گل من
✍#زهرا_غریبیان
هیچ چیزی زیباتر از آواز لالایی مادران ساده روستایی نیست ،وقتی گهواره دلبندشان را تکان می دهند .
گویا صدایشان از همین نزدیکی ها می آید .
کمی دورتر صدای بع بع بره ای به گوش می رسد که تازه متولد شده و خودش را به مادر می رساند و تکان زنگوله آن بزغاله سیاه که عاشق شاخ های تازه جوانه زده اش هست.
صدای نی چوپان ،دشت را برای خوابی آماده می کند که در لالایی مادران، نوازشگرانه سراغ کودکان این دشت ها و تپه ها می آید .
لالا لالا
گل انار
گل چایی
گل مرجی
گل نرگس
داغت رو نبینم
لالا لالا
گل خشخاش
گریه نکن که برادر داری
#طبیعت
#شب
#لالایی_مادران
https://gharibianlavasani.ir
تار استاد #فرهنگ_شریف
🌲🌳🌲🌲
«او»
تویی
خود را بجو
در اوی او
کو و کو گو
فاخته شو
سوی «او»...
#حضرت_مولانا
#مثنوی
دفتر دوم
https://gharibianlavasani.ir
ای عاشقان ای عاشقان
علیرضاقربانی
سمفونی مولانا
هفتم مهر روز بزرگداشت شمس تبریزی گرامی باد 🌹
✍#زهراغریبیان
رابطه مولانا با شمس پیوند آیینه و خورشید بود .
شمس در سال ۶۴۲ قمری وارد قونیه شد و مولانای عالم و نامدار را بی قرار خود کرد .
شمس آینه ای شد که مولانا در او خود گم شده اش را تماشا کرد .
بعد از این دیدار ،مولانا دیگر آن مدرس پیشین نبود .
تدریس را رها کرد ،سماع کرد، عاشق شد و شعر گفت
☀️مولانا در مثنوی از نام آفتاب بهره بسیاری می برد و گاهی آفتاب آفتاب آفتاب را بر زبان می راند .
هنگامی که مولانا از آفتاب سخن می گوید
اولین کلمه که به ذهن تداعی می شود ،نام شمس الدین تبریزی است
که هم نامش از آفتاب یاد دارد و هم بر زندگی مولانا تابید
☀️و او را به تولدی دوباره و معنوی رهنمون شد .
#بزرگداشت_شمس
#قربانی
#زهراغریبیان_لواسانی
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
امید مانند ستونی است که جهان را سرپا نگه میدارد...
امید، رؤیای انسان بیدار است.
🌷پلونیوس
بادبان کشتی وجود مرد اعتقاد است،
چون اعتقاد باشد،
باد او را به جاهای عظیم برد،
و چون اعتقاد نباشد،
سخن ، باد باشد.
فیه ما فیه
#مولانا
https://gharibianlavasani.ir
درنگی در پاییز زیبا و برگ ریزان
در روستایی در #نیشابور 👆
🌳🌲🌳🌲
#ابوالحسن_خرقانی گفت :
مشاهده آنست که او باشد تو نباشی .
@gharibianlavasanii
✅✅✅✅✅
📚کتاب #باغ_سبز_عشق:
(#داستان_زندگی_مولانا)
#نویسنده :#زهرا_غریبیان_لواسانی
#درد_عاشقی
ماه درخشان پاییز بر درختان لخت و عور می تابد .نگاه مولانا از پنجره در جستجوی زنجره هاست که کنار درخت کاج ،شب ها آواز می خوانند .
کراخاتون ، تازه عروس مولانا که چندی است به خانه او آمده،خلوت مرد را بر هم می زند .زن زیبا برای هم صحبتی با او به اتاق آمده است ،اما از چشمان همسرش در می یابد که زمان مناسبی برای خلوت با او نیست و مرد او غرق در افکار خویش است .
در نگاه آن شب او چیز مبهمی است که کراخاتون را به واهمه می اندازد .حس غریبی که در این مدت ،گه گاه آن را حس کرده ،اما امشب نگاه شویش او را دلواپس می کند .
مولانا دست نوازش بر سر همسرش می کشد و از اینکه درد او را می فهمد و او را به حال خود رها می کند از او تشکر می کند و به خلوت خود باز می گردد .اما خیال زن او را رها نمی کند .می داند که دل زن ،تشنه مهربانی و توجه اوست .پس دوباره او را به سوی خود می خواند و به مهر به او می گوید :
خاتون !«در آدمی عشقی ،دردی ،خارخاری و تقاضایی است که اگر صد هزار عالم ،مُلک او شود ،نیاساید و آرام نیابد .این خلق در هر پیشه ای تحصیل می کند و هیچ آرام نمی گیرد .زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است .خُنک آن که زودتر بیدار و واقف گردد تا راه دراز بر او کوته شود و در این پایه های نردبان ،عمر خود را ضایع نکند »آرام ندارم خاتونم .
کرا خاتون به همسرش چشم می دوزد او را بسیار دوست دارد ،دردش را نمی فهمد ،اما دلش نمی خواهد او را غمگین ببیند.گلدان لعابی را از گوشه اتاق بر می دارد .با انگشتان ظریف و سپیدش ،دستی به اطرافش می کشد :
یادم باشد فردا اتاقتان را تمیز کنم ،حیف است ،شما که این همه پاک هستید ،در اطرافتان ذره ای گرد و غبار نشسته باشد .
در اتاق با فشار دست ظریف زن بسته می شود و مولانا می ماند و دردی عمیق که از درون او را می شکند .نگاهش به چراغ خانه می افتد :
مورچه های بال دار هرسال همین وقت سال می آیند و دور تا دور چراغ می گردند .هر سال همین زمان ،نه جلوتر و نه عقب تر .بال های بلندشان بر اندام نازک سیاهشان سنگینی می کند و تنها اندکی از آن ها زنده می مانند . چقدر عمر آن ها کوتاه است .مورچه ها برای زندگی تشنه هستند ،اما مرگ همیشه در کمین آنهاست درست شبیه ما .آیا خواسته ها و آرزوهای او بیش از آنان است ؟زنی زیبا دارد که پس از گوهر خاتون ،چراغ خانه اش شده است .کرا خاتون بیوه محمد شاه ایرانی از میان اینهمه خواستگار ،تنها به عشق او جواب داده و حال در خانه او و کنار اوست .با چشمانی درشت و زُمردی ،سرآمد زیبارویان قونیه که عاشق مولاناست و او ،جلال الدین محمد که خداوندگار می نامندش ،مفتی اعظم شهر قونیه ،مرجع تقلید ،عالم در علم فقه ،بلاغت ،فلسفه ،حکمت ،ادبیات ،نحو ،کلام ،تفسیر قرآن ،طب ،نجوم و ...کسی بالای دست او نیست .مردم عاشقش هستند .سلاطین ،عیاران و عالمان او را می پرستند .می تواند کسی را شفاعت کند و از چوبه دار نجات دهد .می تواند ...اما فایده این همه چیست ؟.....
@gharibianlavasanii
📍
علاقمندان به تهیه و خرید
کتاب #باغ_سبز_عشق می توانند
به سرکار خانم مهرپور پیام بدهند :
@Zglwebsupport
🌳🌲🌳🌲
قدیمی ترین پرچم جهان در شهداد کرمان پیدا شده است.👆
این پرچم از جنس برنز بوده
و محققین معتقدند که این پرچم همان درفش کاویانی است
و پرنده ی بالای پرچم هم سیمرغ معروف است.
پادشاهی وپیروزی فریدون بر ضحاک:
فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته #سر_مهرماه
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بیاندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس ره ایزدی
دل از داوریها بپرداختند
به آیین یکی جشن نو ساختند
#شاهنامه_حکیم_فردوسی
#درفش_ـکاویانی
@gharibianlavasanii
══ ⭕️ ══ ❥
♦️ آمـوزشهای رایـگــان متافیـزیــک
◉ PakSazii• Daroun
🔺🔺
دونوازی با استاد #نیکخواه
🌳🌲🌳🌲
درد است که راهبر است
✍زهراغریبیان
مولانا می گفت :
درد است که آدمی را رهبر است. در هر کاری که هست، تا او را درد ِ آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد، او را میسّر نشود خواه دنیا خواه آخرت
تا مریم را دردِ زه پیدا نشد قصد آن درخت بخت نکرد ...
تن، همچون مریم است و هر یکی عیسی داریم، اگر ما را درد پیدا شود عیسی ما بزاید و اگر درد نباشد عیسی هم از آن راه نهانی که آمد باز به اصل خود پیوندد الا ما محروم مانیم .
چقدر این عبارت از کتاب "فیه مافیه" "مولانا " تکان دهنده است !
یعنی باید در عمیق ترین نقطه جان ، شوری نهفته باشد که تو به خواب نروی و برخیزی .
اتفاق های مهم جهان از درون آدم هایی زاده می شود که درد زایش را تحمل کرده اند و خواسته اند که از درون، امری جدید را خلق و ایجاد کنند و طرحی نو به جهان اضافه کنند .
"موراکامی" نویسنده معروف ژاپنی درد را موجب تفکر می داند ...
و این درد چه هدیه مبارکی است اگر از آگاهی و تفکر جان گرفته باشد .
#مولانا
#زهرا_غریبیان_لواسانی
#درد
#فیه_مافیه
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
" خوی شاهان در رعیت جا کند
چرخ اخضر خاک را خضرا کند
شه چو حوضی دان حشم چون لوله ها
آب از لوله روان در کوله ها
چون که آب جمله از حوضی است پاک
هر یکی آبی دهد خوش ذوقناک
ور در آن حوض آب شور است و پلید
هر یکی لوله همان آرد پدید "
#مثنوی_مولانا دفتراول
@gharibianlavasani