🎯 کمالگرا یا عملگرا؟ کدوم شبیه توئه؟
کمالگرا میگه:
«باید بهترین زمان شروع کنم… باید همهچیز آماده باشه… هنوز به اندازه کافی خوب نیست!»
و همینطور که منتظر شرایط ایدهآل میمونه، زمان میگذره. ⏳
اما عملگرا میگه:
«لازم نیست کامل باشه؛ فقط باید شروع کنم.»
اشتباه میکنه، اصلاح میکنه، دوباره امتحان میکنه و جلو میره. 🌱
✨ تفاوت اصلی اینجاست:
کمالگرا بیشتر درگیرِ «چطور بینقص انجامش بدم؟» میشه،
عملگرا میپرسه: «قدم بعدی من چیه؟»
گاهی برای جلو رفتن، لازم نیست آمادهی کامل باشی؛
فقط باید شروع کنی. 🤍
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
#کمالگرایی
💭 خستگیای که از شستن ظرفها نیست؛ از همیشه حواست بودن است!
💬 یک درمانگر از ۳۰ زن متأهل خواست برای چند روز، فقط یک کار انجام بدهند:
کارهای نامرئی خانه را انجام ندهند!
نه ظرفها را عمداً نشویند، نه خانه را بههم بریزند؛
فقط آن کارهایی را کنار بگذارند که معمولاً کسی متوجه انجام شدنشان نمیشود.
مثل:
🔸 یادآوری برگه مدرسه بچهها
🔸 پیگیری وقت دکتر
🔸 حواسجمع بودن برای تمام نشدن وسایل خانه
🔸 آماده کردن لباس بچهها
🔸 به خاطر سپردن کارهایی که اگر امروز انجام نشوند، فردا دردسر میشوند.
کارهایی که شاید هیچکس بابت انجامشان تشکر نکند، چون اصلاً متوجه نمیشود که کسی آنها را انجام داده!
اما قبل از ادامه، یک نکته:
این روایت را نباید بدون منبع معتبر، یک پژوهش علمی اثباتشده در نظر گرفت؛ بااینحال، مسئلهای که مطرح میکند، در روانشناسی خانواده و مطالعات مربوط به تقسیم کار خانگی، موضوعی قابلتوجه است.
🌱 به این مسئولیتهای پنهان، بار ذهنی خانه (Mental Load) میگویند.
بار ذهنی یعنی فقط انجام دادن یک کار نیست؛ بلکه باید:
اول متوجه شوی چه کاری لازم است،
بعد آن را به خاطر بسپاری،
برای انجامش برنامهریزی کنی،
و در نهایت پیگیری کنی که انجام شده یا نه!
مثلاً تفاوت زیادی وجود دارد بین این دو جمله:
❌ «اگه یادم بندازی، برگه مدرسه رو امضا میکنم.»
و
☑ «کارهای مدرسه بچه با من؛ پیامها، برگهها و پیگیریهاش رو خودم انجام میدم.»
یا بین این دو:
❌ «بگو چی از فروشگاه بخرم.»
و
☑ «خریدهای خونه با من؛ خودم حواسم هست چی داره تموم میشه.»
در جمله اول، یک کار واگذار شده؛
اما در جمله دوم، مسئولیتِ دیدن، فکر کردن، به خاطر سپردن و انجام دادن هم پذیرفته شده است.
💡 مسئله فقط این نیست که چه کسی بیشتر کار میکند؛ مسئله این است که چه کسی همیشه باید حواسش به همهچیز باشد.
گاهی یکی از زوجین کارهای زیادی انجام میدهد، اما همچنان بارِ مدیریت و یادآوری تمام مسئولیتها روی دوش دیگری است.
و اینجاست که خستگی، دلخوری و احساس تنهایی میتواند به رابطه راه پیدا کند.
چون گاهی آدمها از خودِ کارها خسته نیستند؛
از این خستهاند که ذهنشان هیچوقت فرصت استراحت ندارد.
❤️ تقسیم مسئولیت در زندگی مشترک، فقط تقسیم کار نیست؛
یعنی تقسیمِ مسئولیتِ به خاطر سپردن، برنامهریزی کردن و مراقبت از زندگی مشترک.
#بار_ذهنی
#سمیرا_حسنوند_روانشناس_بالینی
📚 چرا بعضی رابطهها دوام میآورند و بعضی نه؟
صمیمیت واقعی یعنی بتوانیم گاهی از کسی که دوستش داریم، عصبانی یا حتی متنفر شویم؛ بدون اینکه بخواهیم رابطه را نابود کنیم.
در روانشناسی، این توانایی با مفهوم «تحمل دوسوگرایی هیجانی» ارتباط دارد؛ یعنی بپذیریم که میتوانیم همزمان، احساسات متضادی نسبت به یک نفر داشته باشیم.
میتوانم از تو عصبانی باشم، از تو دلخور شوم و حتی در اوج خشم، نخواهم کنارت باشم؛ اما بدانم که این احساس، تمامِ رابطۀ من با تو نیست.
عشقِ بالغ یعنی برای فرار از یک احساس ناخوشایند، تمامِ رابطه را خراب نکنیم. 🌱
📖 برگرفته از کتاب «چرا آن کار را کردم؟»
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
چند جلسه بعد، با لبخند گفت:
«این هفته خواهرم ازم خواست کاری براش انجام بدم.
واقعاً خسته بودم.
برای اولین بار گفتم:
امروز نمیتونم.»
پرسیدم:
«بعدش چه اتفاقی افتاد؟»
گفت:
«کلی عذاب وجدان گرفتم!
فکر میکردم آدم بدیام.
ولی بعد فهمیدم…
هیچ اتفاق خاصی نیفتاد.
اون ناراحت شد، ولی خودش کارش رو انجام داد.»
چند لحظه سکوت کرد و گفت:
«فکر کنم تازه دارم میفهمم چقدر سالها خودم رو مجبور کردم همه رو راضی نگه دارم.»
و بعد جملهای گفت که برای خودش خیلی مهم بود:
«انگار همیشه باید ثابت میکردم آدم خوبیم…
حتی به قیمت اینکه خودم خوب نباشم.»
🌱 شاید این یکی از مهمترین چیزهایی باشد که در مسیر درمان یاد میگیریم:
مراقبت از خود، خیانت به دیگران نیست.
نیاز داشتن، خودخواهی نیست.
نه گفتن، بیمحبتی نیست.
و دوستداشتنی بودن، قرار نیست بهایش نادیده گرفتن خودمان باشد.
قرار نیست مهربانیات را از تو بگیریم؛
قرار است یاد بگیری در کنار دیگران، برای خودت هم جا باز کنی.
اگر همیشه نوبت همه بوده…
شاید وقتش رسیده یکبار هم نوبت تو باشد. 🤍
#طرحواره_ایثار
#خودشناسی
#عزت_نفس
#مرزهای_سالم
#طرحواره_درمانی
#سمیرا_حسنوند_روانشناس_بالینی
قرار نبود در اتاق درمان به او بگوییم:
«از امروز فقط به خودت فکر کن!»
قرار نبود مهربانیاش را از او بگیریم.
قرار بود بفهمیم:
چرا مراقبت از خودش اینقدر سخت شده؟
از موقعیتهای کوچک روزمره شروع کردیم.
مثلاً وقتی کسی از او درخواستی میکرد، قبل از جواب دادن چند ثانیه مکث کند و از خودش بپرسد:
«واقعاً میخوام این کار رو انجام بدم؟»
یا:
«دارم انجامش میدم چون دوست دارم کمک کنم،
یا چون از احساس گناهِ نه گفتن میترسم؟»
یاد گرفتیم بین این دو تفاوت بگذاریم:
مهربانی
و
نادیده گرفتن خود برای راضی نگه داشتن دیگران.
بعد نوبت به تمرینهای کوچک رسید:
یک «نه» محترمانه.
یک درخواست ساده.
یک ساعت استراحت بدون عذاب وجدان.
و مهمتر از همه:
تحمل اینکه ممکن است کسی از تصمیم او خوشش نیاید.
چون یکی از بخشهای سخت درمان همین است:
یاد بگیریم ناراحت شدن دیگران، همیشه به معنی اشتباه کردن ما نیست.
ادامه دارد… 🌱
#طرحواره_ایثار
#سمیرا_حسنوند_روانشناس_بالینی
در اتاق درمان، آرامآرام به یک باور قدیمی رسیدیم:
«برای اینکه دوستداشتنی باشم، باید به درد دیگران بخورم.»
این باور معمولاً یکشبه ساخته نمیشود.
گاهی از کودکی شروع میشود…
وقتی کودک یاد میگیرد اگر از خواسته خودش بگذرد، تحسین میشود.
اگر به دیگران کمک کند، میگویند:
«چه بچه خوبی!»
اگر اعتراضی نکند:
«چقدر فهمیدهای.»
اگر نیاز خودش را عقب بیندازد:
«چقدر بزرگ و باگذشت شدهای.»
اما کمتر کسی از او میپرسد:
«خودت چی میخوای؟»
«خسته نیستی؟»
«چه کسی مراقب توست؟»
و کمکم…
مراقبت از دیگران از یک انتخاب، تبدیل میشود به یک وظیفه.
در طرحواره ایثار، فرد ممکن است آنقدر به نیازهای دیگران عادت کند که حتی تشخیص دادن نیازهای خودش برایش سخت شود.
و عجیبتر اینکه وقتی بالاخره به خودش توجه میکند…
احساس گناه میکند.
پرسیدم:
«آخرین باری که برخلاف میلت به کسی نه گفتی، کی بود؟»
با تعجب نگاهم کرد.
گفت:
«نه گفتن؟!
نمیتونم…
وقتی میبینم کسی به من احتیاج داره، چطور میتونم نه بگم؟»
اما مسئله فقط «نه» نگفتن نبود.
وقتی خسته بود، باز هم کار دیگران را انجام میداد.
وقتی دلخور بود، ناراحتیاش را پنهان میکرد تا کسی احساس بدی نداشته باشد.
وقتی فرصتی برای استراحت داشت، با خودش میگفت:
«بعداً…»
و «بعداً»هایش سالها طول کشیده بود.
در زندگی همه جا برای دیگران داشت…
جز برای خودش.
از او پرسیدم:
«اگر یک روز خواسته خودت را به خواسته دیگری ترجیح بدهی، از چه چیزی میترسی؟»
جوابش خیلی مهم بود:
«میترسم ناراحت بشن…
میترسم فکر کنن خودخواه شدم…
میترسم بگن دیگه مثل قبل نیستم.»
اینجا بود که رسیدیم به ریشه ماجرا…
چرا ناراحت شدن دیگران، برای او از ناراحت شدن خودش مهمتر بود؟
ادامه دارد… 🌱
🌱 گاهی آنقدر مراقب دیگرانی که خودت را از یاد میبری…
«من که چیزی نمیخوام، فقط دوست دارم همه خوب باشن.»
این را گفت و لبخند زد؛
همان لبخندی که انگار همیشه قبل از گفتن یک درد، روی صورتش مینشست.
از خستگیهایش گفت؛
از کار، خانه، همسر، بچهها و مادری که همیشه نگرانش بود.
هر بار کسی مشکلی داشت، او بود که گوش میداد.
هر وقت کسی کمکی میخواست، او بود که خودش را میرساند.
پرسیدم:
«پس خودت چی؟»
لبخندش محو شد.
چند ثانیه سکوت کرد و گفت:
«من؟!
من که چیز خاصی ندارم…
همه همینطوری زندگی میکنن، نه؟»
اما بعد از کمی سکوت، آرام گفت:
«راستش گاهی دلم میخواد یکی هم از من بپرسه:
خوبی؟
ولی خب… اونا هم گرفتارن.
من نباید اینقدر خودخواه باشم.»
همانجا متوجه شدیم مسئله فقط خستگی نیست…
او سالها بود خودش را در زندگی خودش، در اولویت قرار نداده بود.
🔍 رفتارهایی که شاید فکر کنی طبیعیه، اما گاهی از عزتنفس پایین میاد…
🪞 همیشه قبل از گفتن نظرت، واکنش بقیه رو میسنجی.
🪞 برای چیزهایی عذرخواهی میکنی که اصلاً تقصیر تو نبوده.
🪞 وقتی ازت تعریف میکنن، سریع میگی: «نه بابا، اینطوریام نیست!»
🪞 نه گفتن برات سخته، چون میترسی ناراحتشون کنی یا دیگه دوستت نداشته باشن.
🪞 وقتی کسی دیر جواب میده، اولین فکرت اینه که حتماً تو کاری کردی.
🪞 موفقیتهات رو شانسی میدونی، اما اشتباهاتت رو نشونه بیعرضگی خودت.
🪞 رفتار بد بعضیها رو تحمل میکنی، فقط چون نمیخوای از دستشون بدی.
🪞 خودت رو مدام با دیگران مقایسه میکنی و معمولاً خودت رو پایینتر میبینی.
🪞 نیازهات رو نمیگی، چون نمیخوای «زیادی» یا «دردسرساز» به نظر برسی.
و شاید مهمتر از همه…
💔 با خودت جوری حرف میزنی که هیچوقت حاضر نیستی با کسی که دوستش داری، اونطور حرف بزنی.
🌱 یادت باشه: این رفتارها بهتنهایی نشونه قطعی عزتنفس پایین نیستن؛ اما اگه بارها در زندگیات تکرار میشن، شاید وقتشه کمی عمیقتر به رابطهات با خودت نگاه کنی.
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
#عزت_نفس
🪞 عزتنفس یعنی چه؟
عزتنفس یعنی چقدر برای خودت ارزش و احترام قائلی؛
نه به خاطر موفقیتهات، ظاهرِت یا تأیید دیگران،
بلکه صرفاً به خاطر اینکه «تو هستی».
یعنی حتی وقتی اشتباه میکنی،
حتی وقتی کسی تو رو تأیید نمیکنه،
باز هم خودت رو انسانی ارزشمند بدونی.
✨ عزتنفس یعنی بدونی:
«من کامل نیستم، اما بیارزش هم نیستم.»
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
گاهی چیزی که اسمش را «حساس بودن» گذاشتهایم،
نتیجهی سالها نادیده گرفته شدن است.
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
📚 اگر «نه گفتن» برایتان سخت است، این کتاب را بخوانید:
Set Boundaries, Find Peace
نوشتهی Nedra Glover Tawwab
کتابی درباره مرزهای سالم در روابط و اینکه چطور میتوانیم نیازها و خواستههایمان را بدون پرخاشگری و بدون احساس گناه بیان کنیم.
گاهی یاد گرفتن «نه گفتن»، در واقع یاد گرفتنِ احترام گذاشتن به خودمان است. 🌱
اگر شما هم در «نه گفتن» مشکل دارید، شاید این کتاب بتواند شروع خوبی برای شناختن مرزهایتان باشد.
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
#نه_گفتن
#مرزهای_شخصی
🔸 یک مراجع ۳۱ ساله را تصور کنید…
مردی که چند سالی است خارج از ایران زندگی میکند و بخش زیادی از مسائل زندگیاش را باید بهتنهایی مدیریت کند.
اما یک مشکل، بیشتر از هر چیز دیگری خستهاش کرده بود:
نمیتوانست «نه» بگوید.
دوستی از او کمک میخواست؛ قبول میکرد، حتی وقتی خودش خسته بود.
همکارش کاری را به او واگذار میکرد؛ باز هم میگفت: «باشه، انجامش میدم.»
کمکم مسئولیتهای زیادی روی دوشش جمع شده بود؛ کارهایی که خیلی وقتها حتی وظیفه او نبود.
میگفت:
«دیگه واقعاً خستهام…
هم از کارهایی که قبول کردم، هم از اینکه احساس میکنم وقتی خودم به کمک نیاز دارم، خیلیها کنارم نیستن.»
گاهی احساس میکرد دیگران قدر زحماتش را نمیدانند و حتی بعضی وقتها از مهربانیاش سوءاستفاده شده.
از طرفی، هر بار که میخواست نه بگوید، با خودش فکر میکرد:
«نکنه ناراحت بشه؟ نکنه فکر کنه آدم بدی هستم؟»
و دوباره میگفت: «باشه…»
اما پشت این «باشه»های مکرر، خستگی، دلخوری و گاهی احساس پوچی جمع شده بود…
🌱 اما چرا گفتن یک «نه» ساده برای بعضی آدمها اینقدر سخت است؟
ادامه دارد…
درباره نشخوار فکری
حتما گوش کنید
«اما چرا هرچه بیشتر سعی میکنیم به یک فکر فکر نکنیم، گاهی بیشتر سراغمان میآید؟»
Читать полностью…
🌱 سواد رابطه فقط بلد بودنِ دوست داشتن نیست…
گاهی دو نفر همدیگه رو خیلی دوست دارن، ❤️
اما بلد نیستن چطور با هم رابطه داشته باشن.
🫶 سواد رابطه یعنی وقتی اشتباه کردم،
بهجای توجیه کردن و مقصر پیدا کردن، بگم:
«اشتباه کردم. میفهمم که رفتارم چه اثری روی تو گذاشته.»
🚧 یعنی مرزهای خودم رو بشناسم
و به مرزهای تو هم احترام بذارم.
⏳ یعنی بدونم رابطه فقط وقتی نیست که حوصله دارم؛
گاهی باید برای رابطه وقت، توجه و انرژی بذارم.
👀 یعنی وقتی ناراحتی، سریع نگم:
«داری زیادی حساس میشی!»
گاهی مکث کنم و از خودم بپرسم:
«اگر از زاویه دید تو به این اتفاق نگاه کنم، چی میبینم؟»
💬 یعنی بلد باشم دربارهی اختلافها حرف بزنم،
نه اینکه قهر کنم، ناپدید بشم یا همهچیز رو به آینده موکول کنم.
🧠 و شاید مهمتر از همه:
سواد رابطه یعنی بفهمم «حق با من بودن» همیشه مهمتر از «حل کردن مسئلهی بین ما» نیست.
🔄 اگر بارها در رابطهات به خودت میگی:
«چرا هر بار به همین نقطه میرسیم؟»
«چرا حرف همدیگه رو نمیفهمیم؟»
«چرا با اینکه همدیگه رو دوست داریم، اینقدر آسیب میبینیم؟»
شاید مسئله فقط عشق نیست؛
شاید بعضی مهارتهای رابطه نیاز به یادگیری و تمرین دارن. 🌱
🤍 مشاوره قرار نیست به تو بگه چه کسی رو انتخاب کنی؛
کمکت میکنه خودت، نیازها، الگوها و شیوهی رابطه برقرار کردنت رو بهتر بشناسی.
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
#سواد_رابطه #رابطه_عاطفی
به نظرتون «کارهای نامرئی خانه» یعنی چی؟
کارهایی که شاید دیده نشن، اما همیشه یکی باید حواسش بهشون باشه!
🧠 وقتی ذهنت از واقعیت جلو میزنه…
گاهی اونقدر درگیر فکر کردن به اتفاقات احتمالی میشیم که قبل از وقوع هر مشکلی، بارها و بارها رنجش رو تجربه میکنیم.
از جواب ندادن یک پیام، بیعلاقگی میسازیم؛
از یک اشتباه کوچک، شکست بزرگی؛
و از یک احتمال ساده، سناریویی ترسناک برای آینده.
در روانشناسی، به یکی از این الگوها فاجعهسازی (Catastrophizing) میگیم؛ یعنی ذهن، بدترین سناریوی ممکن رو پررنگ میکنه و اون رو بهجای یک احتمال، شبیه یک واقعیت قطعی تجربه میکنه.
🔹 اما یک نکته مهم:
هر فکری که به ذهنت میرسه، واقعیت نیست؛
هر احتمالی که تصور میکنی، قرار نیست اتفاق بیفته؛
و هر نگرانیای، نشونهی وجود یک خطر واقعی نیست.
گاهی ذهن ما برای محافظت از ما، مدام خطرها رو پیشبینی میکنه؛ اما همین تلاش برای پیشگیری، میتونه ما رو گرفتار اضطراب و نشخوار فکری کنه.
🌱 هر وقت ذهنت درگیر یک اتفاقِ هنوز نیفتاده شد، از خودت بپرس:
«الان دارم با یک واقعیت روبهرو میشم یا با سناریویی که ذهنم ساخته؟»
قرار نیست همهی اتفاقات آینده رو همین امروز حل کنی؛
بعضی نگرانیها فقط به فرصتی برای رها کردن نیاز دارن، نه ساعتها فکر کردن.
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
#نشخوار_فکری
«درمان از کجا شروع شد؟»
👇🏻👇🏻👇🏻
«برای دوستداشتنی بودن»
👇🏻👇🏻👇🏻
«نه گفتن؟ نمیتونم»
👇🏻👇🏻👇🏻
🌿گاهی اولین قدم برای تغییر،
فقط دیدن و شناختن چیزیه که تا امروز ازش غافل بودیم🌿
🪞 عزتنفس پایین همیشه شبیه دوست نداشتن خودت نیست!
گاهی پشتِ آدمی که همیشه میخنده،
همیشه کمک میکنه،
همیشه کوتاه میاد
و هیچوقت از کسی چیزی نمیخواد…
احساسی پنهان شده:
«اگه خودِ واقعیام باشم، نکنه دیگه دوستم نداشته باشن؟»
گاهی ما برای پذیرفتهشدن،
بخشهایی از خودمون رو پنهان میکنیم.
و کمکم یادمون میره که خودِ واقعیمون هم شایسته دوست داشته شدنه.
🌿 امروز در راز درون، میخوایم درباره عزتنفس حرف بزنیم.
تا حالا به این فکر کردی که واقعاً چه احساسی نسبت به خودت داری؟
اصلاً عزتنفس یعنی چی؟
از کجا بفهمیم عزتنفس داریم یا نه؟
قبل از اینکه با هم وارد این موضوع بشیم، یه سؤال ازت دارم:
💳 حساب بانکی عاطفی رابطه
هر رابطهای یک حساب بانکی عاطفی دارد؛
با هر توجه، قدردانی، شنیدن، محبت و همراهی یک واریز انجام میدهیم. ❤️
و با بیتوجهی، تحقیر، بیاعتمادی، بیاحترامی و نادیده گرفتن نیازها برداشت میکنیم.
رابطهای که حسابش پر باشد، حتی در روزهای سخت هم سرمایهای برای ترمیم دارد.
اما اگر مدتها فقط برداشت کرده باشیم، یک اختلاف کوچک هم میتواند رابطه را به بحران بکشاند.
گاهی از خودمان بپرسیم:
امروز برای رابطهام چیزی واریز کردم یا فقط برداشت کردم؟ 🌱
گاهی مشکل آدمها این نیست که نمیدانند چه میخواهند؛
مشکل این است که خواسته خودشان را به اندازه خواسته دیگران مهم نمیدانند.
این مراجع بهتدریج متوجه شد که پشت خیلی از «بله» گفتنهایش، ترسهایی وجود دارد:
ترس از ناراحت کردن دیگران،
ترس از طرد شدن،
ترس از خودخواه به نظر رسیدن،
و احساس گناه بعد از نه گفتن.
او تصور میکرد برای اینکه رابطههایش را حفظ کند، باید همیشه در دسترس باشد و کمک کند.
اما نتیجه چه شده بود؟
دیگران راضیتر، و خودش خستهتر و ناراضیتر.
قرار نیست برای داشتن رابطه خوب، همیشه «بله» بگوییم.
گاهی یک «نه» محترمانه، نه نشانه بیمحبتی است و نه خودخواهی؛
نشانه این است که برای نیازها و ظرفیتهای خودمان هم مرز قائل هستیم.
حالا یک سؤال:
شما بیشتر به چه دلیلی سخت «نه» میگویید؟
🔘 ترس از ناراحت شدن طرف مقابل
🔘 عذاب وجدان
🔘 ترس از خراب شدن رابطه
🔘 اینکه فکر میکنم باید به دیگران کمک کنم
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
#نه_گفتن
/channel/daroonraz/390
Читать полностью…
🧠 چرا هرچه بیشتر سعی میکنیم به یک فکر فکر نکنیم، بیشتر سراغمان میآید؟
چون وقتی به خودمان میگوییم:
«نباید بهش فکر کنم!»
مغز همچنان باید بررسی کند که آیا داریم به آن فکر میکنیم یا نه؛ و همین باعث میشود آن فکر دوباره به ذهن برگردد.
مثلاً به خودت بگو:
«به یک فیل صورتی فکر نکن!» 🐘
اولین چیزی که احتمالاً به ذهنت میآید چیست؟!
در نشخوار فکری هم همین اتفاق میتواند بیفتد.
پس قرار نیست با فکرها بجنگیم یا مجبورشان کنیم ناپدید شوند.
گاهی بهتر است متوجه شویم:
«این فقط یک فکر است، نه لزوماً یک واقعیت.»
فکر را ببین، اسمش را بگذار و اجازه بده عبور کند؛ بدون اینکه ساعتها وارد گفتوگوی ذهنی با آن شوی. 🌱
#سمیرا_حسنوند
#روانشناس_بالینی
#نشخوار_فکری