molaanayjaan | Unsorted

Telegram-канал molaanayjaan - 💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

256

✨﷽✨

Subscribe to a channel

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠


غزلی از کلیات « شمس مولانا »

خوانش « رشید کاکاوند »
غزل « نقاش جادو »


من این ایوانِ نُه‌تو را
نمی‌دانم، نمی‌دانم

من این نقاشِ جادو را
نمی‌دانم، نمی‌دانم

مرا گوید: مرو هر سو
تو ایستادی، بیا این سو

که من آن سویِ بی‌سو را
نمی‌دانم، نمی‌دانم

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠


درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
که خواجه هر چه بکاری تو را همان روید


#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

بابا طاهر عریان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

از ابونصر موسی گیلانی پرسیدند:
برای "أناالحق حلاج" چه عذری داری؟


گفت: حلاج چون راهزنی بر سرِ راهِ عشق کمین کرد و در آنجا گوهرِ رازِ عشق را به چنگ آورد سپس آن را در ژرف‌ترین نهانگاه گنج دل پنهان کرد، چون به خطرهایی که در کمین بود می‌اندیشید ولی آن‌گاه که با مشاهدهٔ اشراقِ درون به برقِ جمال این گوهر برخورد کرد از آن خیره و کور شد و دیگر مخلوقات را ندید. خود را در جایی خالی از هر موجود پنداشت و به بانگ بلند به گوهر رُبایی خود اقرار کرد تا بدان‌جا که مستوجب آن شد که دستانش را قطع کنند و به قتلش برسانند.

قسم به جان تو هر آن کس مالک این گوهر شود به چیزی جز برترین مرتبهٔ عشق راضی نگردد و آن مرتبهٔ فناست آن‌گاه که حلاج به پیشِ در رسید و در زد به او بانگ در دادند: هان ای حلاج! هیچ‌کس بدین‌جا در نمی‌آید مگر آن که از صفات مخلوق عاری شده باشد و از داغ‌های ننگ بشریت رسته باشد. آن‌گاه در عشق فنا شد و پیکرش در محبّت بگداخت و روح خود را در پیشِ در تقدیم کرد، نفْسِ خود را در برابر پرده نثار کرد، سپس در مقام حیرت در پیش پای سرگشتگی درنگ کرد، فنا او را خاموش کرده بود ولی سُکر او را به سخن آورد. فریاد برکشید: "اناالحق" آن‌گاه حاجبِ وحشت به او گفت: امروز برای تو روزِ مُثله شدن و مرگ است. فردا روز قرب و وصال خواهد بود، و حلاج نغمه برآورد:

"تنها یک نگاه شما برای من
گرامی‌تر از خون ریختهٔ من است"




📖دفتر عقل و آیت عشق:
#دکتر_دینانی

📖مصائب حلاج

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

هیچ برگی در نَیُفتَد از درخت
بی‌قضا و حُکمِ آن سلطانِ بخت

که شِمُرد برگِ درختان را تمام‌؟
بی‌نهایت کِی شود در نُطق، رام‌؟


این قَدَر بشنو که چون کُلیِ کار
می‌نگردد جز به‌امرِ کردگار

چون قضای حق رضای بنده شد
حکمِ او را بندهٔ خواهنده شد

« #مولانای_جان دفتر سوم مثنوی»

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

او تویی،
خود را بجو،
در اوی او....

حضرت مولانا

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

بدان علت ( بیماری) از جانب حق تعالی هشداری است به بنده اش - در هر حالی که باشد - گاهی او را از خواب غفلت - به سبب امری که بر او فرود می آورد - هشدار می دهد و این همان «داء» و مرض است که چون سلامتی را از دست داد، احساس درد و رنج میکند و میفهمد که مصیبت بر او فرود آمده است، لذا خداوند برایش مقرر داشته که بگوید: «انا لله و انا الیه راجعون» و باز نمیگردد مگر کسی که خارج شده است.

فتوحات مکیه باب ۲۰۷
جناب محیی الدین ابن عربی

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

#معمار_طبیعت🦢🌱

چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد 



شمس گفت: « دو مسیر برای رسیدن به تقدس وجود دارد:
مسیر طولانی و دراز ... » و اشاره به کتابها کرد.
« یا مسیر کوتاه »

#مولانا پرسید:

   « نام آن مسیر کوتاه چیست؟ »

#شمس گفت:

             «طریقت عشق»

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

عشق قهارست و من مقهور عشق
چون شکر شیرین شدم از شور عشق


برگ کاهم پیش تو ای تند باد
من چه دانم که کجا خواهم فتاد


#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

🎵🎧 «فوق‌العاده»👌


پیر من و مراد من ، درد من و دوای من
فاش بگفتم این‌سخن شمس‌من‌و خدای‌من


مات شوم ز عشق تو زانکه شه دو عالمی
تا تو مرا نظر کنی، شمس من و خدای من

محو شوم به پیش تو ، تا که اثر نماندم
شرط ادب چنین بود شمس من و خدای من

حور قصور را بگو ، رخت برون از بهشت
تخت بنه که میرسد شمس من و خدای من

کعبه من، کنشت من، دوزخ من بهشت من
مونس روزگار من، شمس من و خدای من

عیسی مرده زنده کرد ، دید فنای خویشتن
زنده جاودان تویی شمس من و خدای من


#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

گوش جان بسپاریم و در رقص آییم با این شاهکار بی‌نظیر و زیبا

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

این عشق چو بارانست
ما برگ و گیا
ای جان


باشـد که دمـــی باران
بر برگ و گیا
کوبــد

#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

.
آن جای که عشق آمد،
جان را چه محل باشد؟!

هر عقل کجا پرد؟!
آن جا که جنون باشد.

#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

همایون

سه تار : احمد عبادی
آرشیو پروفسور گن‌ایچی تسوگه

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

چه دانم‌های بسیار است... لیکن من نمی‌دانم!

#مولانای_جان

#اردشیررستمی

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

یکی سوزی­ست سازنده
عِتابِ شمسِ تبریزی

رَهَم از عالَمِ ناری
چو با این سوز دَرسازم

#غزل_مولانا

عتاب: خشم
رهم: رها و آزاد شوم
ناری: آتشین
درسازم: سازگار شوم

خشم شمس نسبت به من آتشی سازنده است که اگر با آن سازگار شوم، از عالَم سوزان نجات خواهم یافت

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

نیایش زیبای خواجه عبدالله انصاری:

حضور در هر مقامی ادبی میطلبد همانگونه که به حضور سلطان میرویم و گفتگوی ما ادب و احترام خاصی دارد، نیایش با پروردگار زیبا آفرین هم شایسته‌ی آن است که به زیباترین شکل ممکن انجام گیرد.. 🌹✨

                  

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

‏یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، بی‌ثباتی است.

فقط بی‌ثباتی است که ثبات دارد
و ما مدام در حال نقض این مهم‌ترین قانون جهان هستیم.
مدام می‌خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی‌که
اصل جهان بر بی‌ثباتی و تغییر است!


#داشتن_یا_بودن
#اریک_فروم

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

رو سَر بِنِه به بالین
تنها مرا رها کن
ترکِ منِ خراب
شبگَردِ مبتلا کن


ماییم و موجِ سودا
شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا
خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو
هم در بَلا نیفتی
بگزین رَهِ سلامت
ترکِ رهِ بلا کن

بر شاهِ خوبرویان
واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق
تو صبر کن، وفا کن

دردیست غیرِ مردن
آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم؟
کاین درد را دوا کن

گر اژدهاست بر رَه
عشق است چون زمرّد
از برقِ این زمرد
هین دفعِ اژدها کن


#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

کعبهٔ جانان اگَرَت آرزوست
درگُذَر از خود، رهِ بسیار نیست


گرچه حجابِ تو برُون از حد است
هیچ حجابیت، چو پندار نیست

پردهٔ پندار بسوز و بدانک
در دو جهانَت بِه ازین کار نیست

چند کُنی از سَرِ هستی، خروش
نیست شو اندر طلبِ یار، نیست

«عطار نیشابوری»

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

به انتظارِ عیادت که دوست می‌آید
خوش‌است بر دلِ رنجورِ عشق، بیماری



جناب #سعدی

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم
زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم
وجدی نه که در کنج خرابات درآییم
نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم
اینجا نه و آنجا نه که مقیم کجاییم
حلاج وشانیم که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم
ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم
ما را به تو سری است که کس محرم آن نیست
گر سر برود سر تو با کس نگشاییم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم


#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

به طبیبش چه حواله کنی ای آب حیات!
از همن جا که رسد درد همان جاست دوا...

#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠



روشن تر از خاموشی،چراغی ندیدم،

و سخنی،به از بی سخنی،نشنیدم.

ساکن سرای سکوت شدم،

و صدرۀ صابری در پوشیدم.

مرغی گشتم؛

چشم او،از یگانگی

پَر او،از همیشگی،

در هوای بی چگونگی،می پریدم.

کاسه ای بیاشامیدم که هرگز،تا ابد،

از تشنگی او سیراب نشدم
.


"سلطان‌ العارفین حضرت بایزید بسطامی"

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد
دریاب که از کوی فلان می‌گذرد

برخیز چه خسبی که جهان می‌گذرد
بوئی بستان که کاروان می‌گذرد

#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

بس دعاها کان
زیانست و هلاک


وز کرم می‌نشنود یزدان پاک

#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

در هوایت بی‌قرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب


روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب...


#مولانای_جان

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

.
ذات آفتاب نوازنده است و شعاعش سوزنده است
.
این آن مقام دان که عاشق بی معشوق نتواند زیستن و بی جمال او طاقت و حیات ندارد و با وصال و شوق معشوق هم بی‌قرار باشد و بار وصل معشوق کشیدن نتواند. نه طاقت فراق و هجران دارد و نه وصال معشوق تواند کشیدن و نه او را تواند به جمال دیدن که جمال معشوق دیده‌ی عاشق را بسوزاند تا به رنگ جمال معشوق کند
غمگین باشم چو روی تو کم بینم
چون بینم روی تو به غم بنشینم
کس نیست بدین سان که من مسکینم
کز دیدن و نادیدن تو غمگینم


تمهیدات (عین‌القضات_همدانی )

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠


‌" هنر بداهه نوازی "

همایون

سه تار : #احمد_عبادی


از آرشیو پروفسور گن‌ایچی تسوگه

Читать полностью…

💠حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌ِجان💠

🎼 پریزاد

مرا پرسی که چونی؟
بین که چونم،
خرابم، بیخودم، مست جنونم...


#مولانای_جان
#قربانی

Читать полностью…
Subscribe to a channel