anahelanjoman | Unsorted

Telegram-канал anahelanjoman - مدرسه نویسندگی آناهل

5330

☁️یک دورهمی و انجمن هنری برای علاقه‌مندان در این عرصه ی نویسندگی ✨گپ کتابخوانی: https://t.me/mahfeleketabkhanianahel ✨آنلاین شاپ کتاب: https://t.me/ketabkhooneanahel

Subscribe to a channel

مدرسه نویسندگی آناهل

آرامش‌بخش‌ترین موسیقی‌های بی‌کلام
📲
@RadioRelax

جملات طلایی
📲
@khalse_daroon

اشعار ناب و کمیاب
📲
@moshere

زیباترین شعر و متن کوتاه
📲
@kahkeshan_eshge

جملاتی که شما رو میخکوب می‌کنه!
📲
@its_anak

ترفندهای دکوراسیون
📲
@ZibaManzel

برگی از گلستان کتاب
📲
@vaj_hay_eshgh

کتاب رایگان AudioBook
📲
@PARSHANGBOOK

شعر خوب بخوانیم
📲
@seda_tanha

یک فنجان کتاب گرم
📲
@ketabkhaneadabi1398

دنیای انگیزشی و آموزشی (کتاب بخوانیم)
📲
@romanceword

آموزش رایگان نویسندگی
📲
@anahelanjoman

ادبیات فارسی متوسطۀ دوم
📲
@farsiem2

علوم و فنون ادبی
📲
@aroozgafyie

عربی به زبان ساده
📲
@ArshadDoktoriArabi

آموزش رایگان مشاغل خانگی
📲
@honarkadeh_aftab96

الفبای نوشتن
📲
@Alefbayeneveshtan

آموزش فنّ ِبیان + گویندگی
📲
@amoozeshegooyandegi

مجلۀ هنری
📲
@tasavirhonarie

جعلیات ادبی
📲
@jaliateadabi

کسب درآمد با گل و گیاه
📲
@Maryamgarden

موزیک‌های بی‌کلام احساسی ترکیه‌ای
📲
@LoveSilentMelodies

یک بغل شعر
📲
@Bi_Molaahezeh

باغ بهشت و سایۀ طوبی
📲
@Bagebeheshtosaiietooba

آموزش عربی
📲
@Dabiranarabi

گزین بیت‌های فارسی
📲
@Takbeitfarsi

هر آنچه به هنر مربوط است
📲
@fariba_chalabiyani

آینه‌های خیال
📲
@ayenehayekhiyal

حسِ خوبِ آرامش + انرژی‌مثبت
📲
@RangiRangitel

بک‌گراند کارتونی، تِم فانتزی مود
📲
@ThemeMood

گلستان سعدی با معنی
📲
@kidsbook7

یک شاعر جوان
📲
@isiamakeshghali

نویسنده شو‌
📲
@amozshalpha

هنرمندان برتر جهان
📲
@Adabiate_art20

ترکی ‌استانبولی رو قورت بده!
📲
@Turkish_Nazli

بلبلی برگ گلی
📲
@Bolbolibargegoli1397

مشاور و روانشناس
📲
@aramesh_roh_ravan

کافه موزیک
📲
@moosigi98

غزلیات حافظ /// رباعیات خیام
📲
@GHAZALAK1

قلمرو زبانی
📲
@zabanfarsiva

هفت شهر عشق
📲
@Haftshahreeshghh

کتاب (رایگان) 𝐏𝐃𝐅
📲
@PARSHANGBOOK_PDF

متن دلنشین
📲
@aram380

قرابت و ضرب‌المثل
📲
@gerabatmanai

با هم قصه‌های سحرآمیز بشنویم
📲
@mehrandousti

دیگه نگو چی بپزم
📲
@telefoodgram

داستان کوتاه ///
📲
@FICTION_12

شعر ناب و کوتاه
📲
@sher_moshaer

آرایه‌های ادبی
📲
@ARAIEHAYeadabi

کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
📲
@anjomanenevisandegan_ir

انگلیسی را اصولی و حرفه‌ای بیاموز
📲
@novinenglish_new

صدای داستان
📲
@sedayehdastan

بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم
📲
@matlabravanshenasi

کافه روانشناسی
📲
@majallezendegii

هماهنگی برای تبادل:
📲
@Fiction30

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

بخشی از گفت‌وگوی ارنست همینگوی با روزنامۀ پاریس ریویو، ش18, 1958 به نقل از ضمیمه مهرنامه شماره 5, مهرماه 1389:

✨اوقاتی که نمی‌نویسید، پیوسته مشاهده‌گرید، در پی چیزی هستید که به‌توان به کار برد؟
حتما! نویسنده اگر دست از مشاهده بردارد فاتحه‌اش خوانده شده‌است. ولی لازم نیست که آگاهانه به مشاهده بپردازد یا فکر کند چگونه به درد خواهد خورد. این‌طور برخورد شاید در اوایل کار مصداق داشته‌باشد ولی بعد هرچه می‌بیند به گنجینۀ بزرگ چیزهایی افزوده می‌شود که می‌داند یا مشاهده کرده‌است.

بر این باورم که نویسنده اصلا خوب نیست، دربارۀ اینکه چگونه می‌نویسد، سخن بگوید. نویسنده می‌نویسد که با چشم خوانده شود و به طول و تفصیل یا رساله و گفتار نیاز ندارد. تردید نکنید که همواره خیلی بیش از آنچه در قرائت نخست به چشم می‌آید، در آنجا وجود دارد ولی از حوزۀ مسئولیت نویسنده بیرون است که تشریح کند یا در دشت و صحرای ناهموار کار خود «سیاحت در معیت راهنما» ترتیب دهد. در نشست و برخاست با همکاران شخص معمولا راجع‌به کتاب‌های نویسندگان دیگر گپ می‌زند. هرچه نویسنده بهتر، دربارۀ نوشتۀ خود کمتر سخن می‌گوید.
نکتۀ اساسی دیگر اینکه نوشتن در تنهایی رخ می‌دهد و فرد وقتی که تنهاست بهتر می‌تواند تمرکز کند و بنویسد. من هرگاه که مردم تنهایم بگذارند، مزاحم نشوند، می‌توانم بنویسم. در نویسندگی هرچه بیش‌تر پیش می‌روید، تنهاتر می‌شوید.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

در بند این مباش که اگر چیزی خصوصی از خود نوشتی، دیگران ممکن است به نوعی دیگر دربارۀ تو قضاوت کنند؛ ممکن است دیگران در تو دیگر به دیدۀ احترام ننگرند، دیگران ممکن است از شرم سرخ شوند. این مهم نیست که قضاوت‌های قراردادی ِ دیگران دربارۀ تو چیست و چه خواهد شد. تو آمده‌ای تا تمام قراردادها را بشکنی، تمام قوانین را از میان برداری، تمام اصالت‌ها را برهنه کنی و رسوا شدن‌شان را نشان بدهی. باید موقع نوشتن به خود بگویی: سر بکش ای غول درون تا ببینم دیگر به چه زیبایی‌هایی آراسته‌ای. سر بکش ای درون تا ببینم در تو چه چیزهای دیگری نهفته است.

رضا براهنی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✨نرم‌کردن قلم

از روی آثار محبوب خود رونویسی کنید!

پیش‌نیاز اجرای این تمرین، اهل مطالعه‌بودن است. با این فرض که اهل مطالعه هستید، متنی را انتخاب کنید که با آن رابطه‌ای احساسی دارید؛ متنی که قلم نویسنده‌اش را می‌پسندید و آرزو دارید، روزی بتوانید شبیه او بنویسید.

برای اجرای این تمرین، صفحه‌ای از متن را انتخاب و ترجیحاً با قلم، روی کاغذ، پنج دقیقه بی‌وقفه بنویسید.

وقتی حس کردید به قدر کافی برای نوشتن گرم شده‌اید، از نوشتن دست بکشید.

ناگفته نماند که اجرای این تمرین با قلم و کاغذ در مقایسه با تایپ، اثرگذاری بیشتری دارد.

از کتاب: الفبای نویسندگی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✅با گام‌های کوچک شروع کنید.

بسیاری از افراد کار نویسندگی را به‌صورت اشتباه شروع می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند نویسندگی را با نوشتن یک کتاب شروع کنند. شما این کار را انجام ندهید!

نویسندگی را با گام‌های کوچک شروع کنید. یکی از روش‌های مناسب، شروع کار با وبلاگ‌نویسی است. وبلاگ‌نویسی بهتر است به‌صورت منظم و روزانه انجام شود.

با کسب مهارت در نوشتن می‌توان در ادامه به سمت انتشار مقالات و نوشته‌ها در نشریات، مجلات و روزنامه‌ها و در نهایت انتشار کتاب حرکت کرد.

حسین قربانی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

جور دیگر ببینید

مثل مردم عادی به قضایا، صحنه‌ها و اتفاقات نگاه نکنید. عمیق‌تر و موشکافانه‌تر نگاه کنید. یک نویسنده، یا به عبارت کلی‌تر، یک هنرمند باید بهتر از یک فرد عادی ببیند. به‌طور مثال هرآنچه را در مسیر خانه تا مدرسه، خانه تا دانشگاه، دانشگاه تا خوابگاه یا منزل تا محل کار می‌بینید، به مدت یک ماه هر روز برای خودتان بنویسید و تشریح کنید و هربار سعی کنید چیز جدیدی بنویسید. خواهید دید که بعد از سه چهار روز مجبور هستید ببینید. دوستی گفت: «چندین بار این کار را کرده‌ام و از روز سوم مجبور شده‌ام تعداد درختان، نوع آن‌ها، گدایی که جای ثابتی دارد، تعداد و نوع دکور مغازه‌های کنار خیابان، طول سایه‌ها، حتی پرندگان روی درخت‌ها، طول صف نانوایی‌ای که در مسیر قرار دارد و بسیاری موارد دیگر را هم ببینم. کار به جایی رسید که دیگر می‌توانستم در مورد یک دایرةالمعارف بنویسم و حتی وقتی چشمانم را می‌بستم، از شماره دست‌اندازها یا میزان صدای بوق ماشین‌ها، محل اتوبوس را حدس بزنم». شاید به نظرتان عجیب بیاید ولی به هرحال کارساز است.

مهدی قزلی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

آه شیخ! ریشِ ریا درآمده. روزگاری سخن از خرد گفتم دندانم شکستید و امروز در پی لقمه‌‌ای قلم می‌‌تراشم، می‌‌شکنید. چه بنایی می‌‌خواستم برآورم در این ویرانه و چنان کردید که بر پای خویش ایستادن نمی‌توانم و هر دم در ظلمات خندقی یا چاهی فرو می‌‌افتم و از درد، اندیشه فراموش کرده‌‌ام.

«طومار شیخ شرزین»

-بهرام بیضایی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

سراغ قفسه‌های داروها یا ادویه‌جات بروید و بی‌آنکه اسم داروها یا ادویه‌ها را بخوانید، درهای آن‌ها را کم‌کم و یکی‌یکی باز کنید و با چشمان بسته آن‌ها را بو کنید.
بدون اینکه عجله کنید آن‌قدر آن‌ها را بو کنید تا یکی از آن‌ها خاطره‌ای را در شما زنده کند. حتماً یکی از آن‌ها راهنمای نوشتن شماست و بعد بدون این‌که بخواهید بفهمید آن بو، بوی چه دارو یا ادویه‌ای است، هرچه یادتان می‌آید بنویسید.

جودی دلتون

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

یافتن ایده برای نوشتن در مسیر لذت بردن از زندگی


یافتن ایده برای نوشتن چالش اصلی در شروع مسیر نویسندگی است. کسی که دوست دارد دائم، منظم و پیوسته بنویسد، باید اول از همه ایده و موضوعی برای نوشتن داشته باشد.

این مسئله بسیاری از مواقع به مانع و سد اصلی برای شروع نوشتن تبدیل می‌شود که شاید عبور از آن به مرحله بعدی گاهی اوقات به کاری غیرممکن تبدیل شود و همین باعث بر زمین گذاشتن قلم و منصرف شدن نویسنده از نوشتن شود.

توصیه‌های مختلفی در مورد روش‌های یافتن ایده برای نوشتن در فضای دیجیتال و غیردیجیتال مطرح می‌شود.

از جمله روش‌های یافتن موضوع برای نوشتن که بسیار هم بر روی آنها تأکید می‌شود، پیاده‌روی، مطالعه، گوش دادن به موسیقی، وبگردی، گفتگو با دوستان و بازدید از آثار هنری است.

البته در کنار همه این موارد داشتن دفترچه یادداشت و ثبت ایده‌های جزو ضروریات است که اگر نباشد، هرگز آن طور که باید به هدف اصلی نخواهیم رسید.

برخی افراد به توصیه‌های دیگران برای یافتن موضوع و ایده برای نوشتن عمل می‌کنند ولی هرگز به نتیجه نمی‌رسند و در نهایت از این کار دلسرد می‌شوند و ایراد را به استعداد نداشته و یا ذهن ضعیف خودشان حواله می‌دهند.

اما به نظرم بهترین نسخه جهت یافتن ایده برای نوشتن برای همه افراد یکسان و یک شکل نیست.

یعنی شاید بسیاری از افراد در حین گوش‌دادن به موسیقی یا دیدن فیلم، ده‌ها ایده و موضوع برای نوشتن به ذهنشان خطور کند و انجام این کارها برای‌شان همچون کشف معدنی از طلا باشد.

اما من هیچ‌وقت در حین دیدن فیلم یا گوش دادن به موسیقی ایده‌ای به ذهنم نرسیده است.

از طرفی من هنگام مطالعه یا پیاده‌روی ایده‌های مختلفی به ذهنم می‌رسد، ولی شاید افرادی هم باشند که در حین انجام این کارها یافتن ایده‌ای جدید برای نوشتن را تا به حال نتوانسته باشند تجربه کنند.

البته من تأثیرگذار بودن هیچ‌کدام از توصیه‌های انجام‌گرفته در این خصوص را نفی نمی‌کنم. همچنان که دوستی دارم که بهترین ایده‌ها را با نشستن در یک اتاق و خیره شدن به دیوار سفید شکار می‌کند.

اما به نظرم یک قانون کلی در این خصوص وجود دارد که در مورد همه نویسندگان صدق می‌کند و آن هم اینکه بهترین ایده‌ها زمان‌هایی شکل می‌گیرند و به ذهن می‌رسند که از انجام فعالیتی لذت ببریم و در حین انجام آن تحت فشار، تنش و استرس نباشیم و احساس آسودگی بکنیم.

من در هنگام مطالعه و پیاده‌روی در هوای آزاد این احساس را تجربه می‌کنم، همچنان که شاید فردی دیگر در هنگامی که بر روی تختی دراز کشیده و به سقف نگاه می‌کند، چنین احساسی را تجربه کند.

البته که این احساسات و این حالات محدود نیستند ولی شاید برای هر کسی یک حالت ایده‌آل و بهینه وجود داشته باشد که یافتن آن حالات و محیط‌ها باعث شود کمتر دغدغه ایده جدید برای نوشتن داشته باشد و هر چه بیشتر از نوشتن در مورد موضوعات مختلف لذت ببرد.

شما هم اگر در یافتن ایده و موضوع برای نوشتن مشکل دارید، بهتر است روش‌های مختلف را امتحان کنید و بهترین و ایده‌آل‌ترین روش خودتان را بیابید و زیاد پایبند آداب و اصول توصیه شده توسط دیگران نباشید.

حسین قربانی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

یافتن ایده برای نوشتن در مسیر لذت بردن از زندگی


یافتن ایده برای نوشتن چالش اصلی در شروع مسیر نویسندگی است. کسی که دوست دارد دائم، منظم و پیوسته بنویسد، باید اول از همه ایده و موضوعی برای نوشتن داشته باشد.

این مسئله بسیاری از مواقع به مانع و سد اصلی برای شروع نوشتن تبدیل می‌شود که شاید عبور از آن به مرحله بعدی گاهی اوقات به کاری غیرممکن تبدیل شود و همین باعث بر زمین گذاشتن قلم و منصرف شدن نویسنده از نوشتن شود.

توصیه‌های مختلفی در مورد روش‌های یافتن ایده برای نوشتن در فضای دیجیتال و غیردیجیتال مطرح می‌شود.

از جمله روش‌های یافتن موضوع برای نوشتن که بسیار هم بر روی آنها تأکید می‌شود، پیاده‌روی، مطالعه، گوش دادن به موسیقی، وبگردی، گفتگو با دوستان و بازدید از آثار هنری است.

البته در کنار همه این موارد داشتن دفترچه یادداشت و ثبت ایده‌های جزو ضروریات است که اگر نباشد، هرگز آن طور که باید به هدف اصلی نخواهیم رسید.

برخی افراد به توصیه‌های دیگران برای یافتن موضوع و ایده برای نوشتن عمل می‌کنند ولی هرگز به نتیجه نمی‌رسند و در نهایت از این کار دلسرد می‌شوند و ایراد را به استعداد نداشته و یا ذهن ضعیف خودشان حواله می‌دهند.

اما به نظرم بهترین نسخه جهت یافتن ایده برای نوشتن برای همه افراد یکسان و یک شکل نیست.

یعنی شاید بسیاری از افراد در حین گوش‌دادن به موسیقی یا دیدن فیلم، ده‌ها ایده و موضوع برای نوشتن به ذهنشان خطور کند و انجام این کارها برای‌شان همچون کشف معدنی از طلا باشد.

اما من هیچ‌وقت در حین دیدن فیلم یا گوش دادن به موسیقی ایده‌ای به ذهنم نرسیده است.

از طرفی من هنگام مطالعه یا پیاده‌روی ایده‌های مختلفی به ذهنم می‌رسد، ولی شاید افرادی هم باشند که در حین انجام این کارها یافتن ایده‌ای جدید برای نوشتن را تا به حال نتوانسته باشند تجربه کنند.

البته من تأثیرگذار بودن هیچ‌کدام از توصیه‌های انجام‌گرفته در این خصوص را نفی نمی‌کنم. همچنان که دوستی دارم که بهترین ایده‌ها را با نشستن در یک اتاق و خیره شدن به دیوار سفید شکار می‌کند.

اما به نظرم یک قانون کلی در این خصوص وجود دارد که در مورد همه نویسندگان صدق می‌کند و آن هم اینکه بهترین ایده‌ها زمان‌هایی شکل می‌گیرند و به ذهن می‌رسند که از انجام فعالیتی لذت ببریم و در حین انجام آن تحت فشار، تنش و استرس نباشیم و احساس آسودگی بکنیم.

من در هنگام مطالعه و پیاده‌روی در هوای آزاد این احساس را تجربه می‌کنم، همچنان که شاید فردی دیگر در هنگامی که بر روی تختی دراز کشیده و به سقف نگاه می‌کند، چنین احساسی را تجربه کند.

البته که این احساسات و این حالات محدود نیستند ولی شاید برای هر کسی یک حالت ایده‌آل و بهینه وجود داشته باشد که یافتن آن حالات و محیط‌ها باعث شود کمتر دغدغه ایده جدید برای نوشتن داشته باشد و هر چه بیشتر از نوشتن در مورد موضوعات مختلف لذت ببرد.

شما هم اگر در یافتن ایده و موضوع برای نوشتن مشکل دارید، بهتر است روش‌های مختلف را امتحان کنید و بهترین و ایده‌آل‌ترین روش خودتان را بیابید و زیاد پایبند آداب و اصول توصیه شده توسط دیگران نباشید.

حسین قربانی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

خودانگیختگی و تأثیر آن بر یادگیری نویسندگی


یکی از اصول و مراحل اولیه یادگیری نوشتن و شروع نویسندگی، آزادنویسی است. اینکه قلم در دست بگیری و شروع کنی به نوشتن یا اینکه کیبورد را در مقابلت قرار دهی و با رقص انگشتانت هر آنچه را که در فکر و ذهنت هست بر روی صفحه سفید نمایش جاری کنی.

در این فرایند نیازی به داشتن دقت و وسواس بالا و درست نویسی نیست. هدف فقط نوشتن است و ریختن تمامی افکار و ذهنیات در قالب کلمات و جملات بر روی برگه سفید بدون هیچ‌گونه فیلتر و سانسوری و به طبیعی‌ترین شکل ممکن.

این کار به مرور باعث خواهد شد که ما با نوشتن راحت باشیم و از آن لذت ببریم.

از طرفی نوشته‌های ما هر چه بیشتر به افکار و ذهنیات حقیقی‌مان نزدیک‌تر باشند، طبیعی‌تر و خواندنی‌تر خواهند بود.

همچنان که نزدیکی نوشته‌ها به آنچه واقعاً در ذهن و فکر ما می‌گذرد، یکی از اصول و شروط اصلی خلق آثار تأثیرگذار و ارزشمند است.

البته رسیدن به مراتب بالای نویسندگی مبانی و مراحل دیگری هم دارد که آزادنویسی یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین گام‌ها در این مسیر است.

پیرو فروچی، روانکاو ایتالیایی در مورد خودانگیختگی و تاثیر آن بر هنر نکته‌ای را بیان کرده که به نظرم بی ارتباط به نویسندگی و فرایند آموختن این هنر نیست:

خودانگیختگی موهبتی فوق‌العاده است، هر بار که با آن مواجه می‌شویم حس می‌کنیم حیاتی تازه یافته‌ایم. چرا بازیگران معمولی و پیش‌پاافتاده با حرکات اشتباه و نادرستشان خسته‌مان می‌کنند در حالی که بازیگران قوی و کارکشته را همیشه دوست داریم؟

چرا پیانیست مبتدی که نت‌ها را با جان‌کندن و به زحمت می‌نوازد اعصابمان را خرد می‌کند، اما نوازنده حرفه‌ای ما را با خود به دنیای هارمونی و سرخوشی می‌برد؟

چون بازیگر و نوازنده کهنه‌کار بعد از مدت‌ها کار و کسب تجربه به منبع اصلی خودانگیختگی دست یافته است.

خودانگیختگی به باور ذاتی نیاز دارد، اعتقاد به اینکه هر اتفاقی که روی بدهد حتماً بهترین است.

ما با خودانگیختگی به یادگیری مطالب جدید می‌رسیم. تمام وجودمان آماده چنین کاری است و تمایل به انجامش دارد.


به نظرم نوشتن برای یک نویسنده در میدان نویسندگی همچون بازیگری بر روی سن و نوازنده‌ای نشسته در مقابل پیانو هست که باید مدام بنویسد و تمرین کند تا بتواند با هر نوشته‌ای مخاطبان را با خود همراه سازد و به دنیای هارمونی و سرخوشی ببرد و آثاری دوست‌داشتنی خلق کند.

✍حسین قربانی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

✅زیاده‌نویسی

تزئین ماشین با زیورآلات و گلگیر و بوق ناهنجار، نوعی علامت‌دادن به بقیه است که ممن برای چنین جلوه‌گری‌هایی، پول اضافی دارم.

متوجه شدید دقیقا چه گفتم؟ می‌توانستم این‌گونه بگویم: «شما می‌توانید به دوستان‌تان نشان دهید که پول اضافی برای هدر‌دادن دارید.» ولی نگفتم.

زیاده‌نویسی( Overwriting) پیشینه‌ای طولانی دارد، مخصوصاً بین دانشگاهیان. زیاده‌نویسی یعنی پیچیده‌نوشتن و استفاده‌ی بیش از حدِ نیاز از لغات؛ یعنی نوشتنِ جملاتی که کمک بیشتری به فهم موضوع نمی‌کنند. البته به ظاهر، پیچیده‌نویسی باعث می‌شود محتوای نوشته، واقعی‌تر بنظر برسد!

یکی از دلایل اصرار بر زیاده‌نویسی، در امان نگه‌داشتن نوشته از شرّ منتقدان است. وراجی در نویسندگی، باعث می‌شود، خواندن و تجسم آن نوشته برای خواننده دشوار گردد و بدین‌سان متن کمیابی متولد شود.

هنوز هم مقالات و‌ کتاب‌هایی که از امتحانات روزگار، سربلند بیرون آمده‌اند، آن‌هایی هستند که سرراست و ساده نوشته شده‌اند و خوانندگان‌شان به‌راحتی آن‌ها را می‌فهمند و یاد‌آوری‌ می‌کنند.

ساده بنویسید.

ساده بنویسید.

برای نوشتن، به همان لغات کمی که نیاز دارید بسنده‌ کنید، البته نه خیلی کم.

اما...

ساده بنویسید.



ست گادین

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

اگر موقع نوشتن، چیزی یادتان نیامد، جایش را خالی بگذارید و رد شوید تا بعداً در مورد آن مسأله تحقیق کرده، جاهای خالی را پر کنید. چون لزومی ندارد که در گرماگرم کار و برای مسأله‌ای کوچک با عجله به کتابخانه بروید و دنبال چیزی بگردید. درواقع اگر این نکته را رعایت کنید، در وقت‌تان صرفه‌جویی بیشتری کرده‌اید.
مثلاً اگر من نتوانم پیشنهاد بالا را مزین به مثالی یا نقل‌قولی از نویسنده‌ای بکنم، فقط می‌نویسم: همان‌گونه که نویسندۀ مشهور ... گفته ‌است: «...» و رد می‌شوم تا بعداً برگردم و جاهایی را که خالی گذاشته‌ام پر کنم.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

اندوه را پایانی است
مردمان باز می‌گردند،
ویرانه‌ها ساخته می‌شود
و ساخته‌ها از مردمان پُر
بمان و نیکبخت شو...

«مرگ یزدگرد»


بهرام بیضایی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

ایران در روزهایی که زیر آتش بود چند تن از بهترین فرزندان فرهنگی خود را هم از دست داد، بی‌آنکه چنان که باید و شاید به خدمات ارجمند آن‌ها پرداخته شود و رفتنشان سوگ جمعی را برانگیزد.

دریغا، دکتر جلال خالقی مطلق، دکتر جلیل دوستخواه و دکتر اصغر دادبه را طی روزهای جنگ و قطعی اینترنت از دست دادیم. هر یک ستونی بود و دانشمندی بی‌بدیل. شاید نسل‌ها دریغاگوی ایشان باشند. روانشان روشن و یادشان پاینده.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

توصیهٔ نگارشی

- تغییر جای هر یک از واژه‌ها در جمله اگر به قصد تأکید یا برخاسته از سبک نویسنده نباشد جایز نیست:

- باید تن به سختی‌ها داد / باید به سختی‌ها تن داد.

- باید از هرگونه ابهام دور باشد آن چه که می‌نویسیم / آن چه که می‌نویسیم باید از هر گونه ابهام دور باشد.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

توصیهٔ نگارشی
از افعال در جای خود و به‌گونهٔ درست باید بهره گرفت:

نادرست: دوچرخه‌ای عابری را زیر گرفت و مرد.
درست: دوچرخه‌ای عابری را زیر گرفت و کشت.

نادرست: اکنون این صحنه را داشته باشیم
درست: اکنون این صحنه را ببینیم.

نادرست: او دیوارها را رنگ اما پرده نیاویخته است.
درست: او دیوارها را رنگ کرده، اما پرده‌ها را هنوز نیاویخته‌است.

نادرست: خانهٔ ما کنار خیابان می‌باشد.
درست: خانهٔ ما کنار خیابان است.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

هیچ‌کس به اندازه حافظه انسان به او خیانت نمی‌کند؛ گاهی با فراموشی، گاهی با به یاد آوردن ...!

•هاروکی موراکامی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

حالا به من بگویید
کجای دریاها جنگ است
که رودخانه‌ها باز
با آستین پر از سنگ می‌روند؟

•منوچهر آتشی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

بستن چشم‌هایت چیزی را تغییر نمی‌دهد. هیچ‌چیز فقط به‌خاطر اینکه تو آنچه را دارد اتفاق می‌افتد نمی‌بینی، ناپدید نمی‌شود. در حقیقت، بار دیگری که چشم‌هایت را باز کنی، اوضاع حتی خیلی بدتر خواهد بود. دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم این‌چنین است. چشم‌هایت را کاملاً باز نگه دار. فقط یک ترسو چشم‌هایش را می‌بندد. بستن چشم‌هایت و گرفتن گوش‌هایت زمان را متوقف نمی‌کند.

کافکا در کرانه
#هاروکی_موراکامی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

محتوا را بشناسید.

در هر مرحله از نوشتن خویش باید به سیر تولید مضمون و محتوای خود، آگاه باشیم. به نوعی در هر کجای مسیر نگارش یک متن باید از خود دربارۀ چندین چیز سوال بپرسیم. در باب اینکه آیا همچنان نوشتۀ من به موضوعی که در آن قلم میزنم مرتبط است یا خیر؟ آیا کلیشه ننوشته‌ام؟ و .... . اکثر نویسندگان امروزی، خصوصا نویسندگانی که تازه شروع به کار کرده‌اند، احساس می‌کنند نویسندگی سیر دنبال‌کردن یک رشته از نخ کاموا است. شما اگر یک رشته از نخ کاموا را بکشید، در نهایت به انبوهی از نخ‌های بافته نشده خواهید رسید که هیچ طرحی نیز برای شما ندارند. اما اگر پیوسته به آن بیاندیشید که چگونه هر کلمه و هر جمله را با دیگر موضوع ربط دهید، آنگاه شما به‌طور بسیار موثری، از نخ‌های این کاموا یک لباس گرم و امن فراهم کرده‌اید و این لباس به تن بسیاری از مردمان جهان خواهد نشست.

محمدرضا تیموری

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

معرفی کتاب‌هایی که می‌تونن بهت کمک کنن تا امسال موفق باشی:

▪︎١٢ ستون موفقیت
نویسنده: جیم ران

▪︎ بنویس تا اتفاق بیفتد
نویسنده: دکتر هنریت آن

▪︎ نمیگذارم کسی اعصابم رو بهم بزند
نویسنده: آلبرت الیس

▪︎ اخبار را پیگیری نکنید
نویسنده: رولف دلبی

▪︎ می توانی اگر بخواهی
نویسنده: جول اوستین

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

عادت‌های نویسندگی، مخصوص داستان‌نویسان مسن است و جوان‌ها هرگز نباید به آن توجه کنند. زیرا آن‌ها هیچ‌گاه نباید نوشتن را وابسته به عادت‌های خاص کنند، باید در هر شرایطی بنویسند و بنویسند.
ممکن است دیگر چیز تازه‌ای برای گفتن نمانده باشد، اما همیشه، شیوۀ تازه‌ای برای گفتن هست.

باقر رجبعلی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

«غرض ادبیات این است که خواندن یاد بگیریم.»

یداالله رویایی می‌گوید: «ما باید خواندن یاد بدهیم و این حرف را من از پل کلودل نویسنده فرانسوی دارم که می‌گوید: هدف ادبیات یاد دادن خواندن است و اینکه وقتی یک نویسنده می‌گوید غرض ادبیات این است که خواندن یاد بگیریم حرف کمی نیست. یعنی اینکه چه آنی که می‌نویسد و چه آنی که می‌خواند، باید روی خوانش تمرکز کند و به تکنیک‌های خوانش مجهز باشد. دخالت خواننده در متن است که متن را غنی می‌کند و بدون آن متن لال می‌ماند. »
شهریار مندنی‌پور معتقد است هر نویسنده این امکان را دارد که خوانندهٔ موردنظرش را پرورش ‌دهد؛ چنانکه اومبرتو اکو نویسنده و فیلسوف ایتالیایی به خوبی به این وظیفۀ نویسنده اشاره کرده است: «مسئله این نیست که بپرسیم خواننده چه چیز نیاز دارد، مسئله تغییر دادن‌ آن‌هاست... مسئله این است که برای هر داستانی، خوانندۀ مد نظرتان را تولید کنید.»

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

برخی از جمله‌ها را با اینکه غلط نیستند نمی‌توان به آسانی فهمید. حقیقت این است که جمله فقط نباید غلط باشد، بلکه باید بتوان آن را به‌راحتی در ذهن پردازش کرد.
یکی از راه‌های پرهیز از نوشتن این‌گونه جمله‌ها دوری کردن از اطناب ممل و ایجاز مخل است.
برخی از جمله‌ها نیز مصداق پیچاندن لقمه دور سر است: «به علت عدم وجود تعداد بسیار زیادی ماشین در این خیابان، فقط یک پلیس برای آن کافی است.»
جملۀ مزبور را می‌توان به صورت زیر سرراست نوشت: «به علت کم‌بودن ماشین در این خیابان فقط یک پلیس برای آن کافی است.»

✍علی صلح‌جو

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل



اگر به عنوان یک بازیگر قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید خودتان را بازی کنید.

اگر به‌عنوان یک بازاریاب قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید داستان خودتان را روایت کنید.

اگر به‌دنبال شغلی هستید، توانایی شما در نوشتن باعث می‌شود جزو
معدود افراد خاصی باشید که به چشم بیایید.

نوشتن یعنی تفکر سازمان‌یافته!

نوشتن فرصتی است برای شما تا از پای ننشینید و تفاوت بیافرینید.

شما برای نویسندگی به هیچ مجوز یا امکاناتی نیاز ندارید. شما برای نوشتن
به علوم پیشتاز تخصصی یا پول هم نیازی ندارید.

نویسندگی مهارتی است با
بیش‌ترین بازگشت سرمایه
چون «نوشتن » نشانه‌ی فکر کردن است.

از کتاب: روز نوشته‌های ست گادین

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

عاشقانه‌ ی خاص دونفره‌
          بیا اینجا‌ دلبری یاد بگیر💌👇

💍↝ @MyPetiteLuNa
      💍↝ @MyPetiteLuNa

آموزِش قُربون صَدقه های با کَلاس🩷🖇

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

📜دربارۀ همۀ چیزهایی بنویسید که نمی‌خواهید.

نوشتن از اهداف و بعد عمل نکردن به آن‌ها و دوباره سررسید موقع نوشتن اهداف تکراری، با عجزی که از درون نهیب می‌زند هیچ‌کدام از این‌ها قرار نیست عملی شوند، از عادتِ زیبای نوشتن حس خوبی برایمان باقی نگذاشته‌ است.


🔸پس بد نیست این بار به‌جای نوشتن از شدن‌ها و اهداف و رؤیاها و خواسته‌ها،
از همۀ آنچه نمی‌خواهیم بنویسیم.

مثل‌اینکه زندگی کردن با دغدغه‌های عامۀ مردم را نمی‌خواهیم.
خودسرزنشی یا شنیدن سرزنش دیگری را نمی‌خواهیم.
ضعیف بودن و از دست دادن قدرت و حق انتخاب را نمی‌خواهیم.
ماندن در حد خواسته‌های سطحی پایینی مثل خوردن و نیازهای فیزیولوژیک دیگر را نمی‌خواهیم.


🔸همۀ این نخواستن‌ها، به «شدن» دلالت دارند؛
اما این بار از مسیری به سراغشان می‌رویم که
عاری از هیجانات زودگذر و آشنا با مرکز زخم‌های ماست.
احتمالاً این راه بهتر جواب می‌دهد.


ناهید عبدی

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

▪️چرا چپ‌ها با شاهنامه در ستیزند؟

ستیزِ چپ‌ها با شاهنامه ستیز با یک کتاب نیست ستیز با هویت یک ملت است!
در واقع ستیز آن‌ها با حافظه تاریخی ماندگار و ریشه‌دار در تمام وجوه زندگی مردمان ایران‌زمین است. ستیز آن‌ها در حقیقت با ایرانی است که پیش از ایدئولوژی‌های وارداتیِ آن‌ها وجود داشته و بدون آن‌ها هم می‌تواند بایستد، به مسیر خویش ادامه دهد و خود، به حد کفایت، غنی است از بن‌مایه‌های نظری برای آنان که می‌خواهند بیاندیشند و مقلد اندیشه‌های دیگران نباشند.
ستیز آنها با این است که شاهنامه تنها یک اثر ادبی نیست بلکه ستون فقرات فرهنگ ایران است و روایت پیوسته‌ای است که می‌گوید ما که بودیم»، «چه شدیم» و چرا ماندیم و دقیقاً همین‌جاست که مسئله برای چپ‌ها شروع می‌شود.

۱. شاهنامه دشمن روایت‌های وارداتی

چپ ایدئولوژیک چه مارکسیستی کلاسیک، چه نسخه‌های بومی شده‌اش با یک پیش‌فرض زندگی می‌کند: تاریخ باید از نو نوشته شود، با عینک «مبارزه‌ی طبقاتی» و با الگوگیری از ماتریالیسم تاریخی و پرداختن به مبارزات طبقاتی به عنوان عامل کانونی.

اما شاهنامه:
۱) تاریخ را از دلِ ایران روایت می‌کند.
۲) قهرمانش را از خاک این سرزمین بیرون می‌کشد و نه از میان انسان‌های مُسکونشین!
۳) انسان ایرانی را فاعل تاریخ می‌داند نه قربانی صرف ساختارها و ابزار دست دولت‌ها و اندیشه‌های بیگانه. پس برای چپی که عادت دارد همه چیز را با ترجمه بفهمد شاهنامه یک ناهنجاری خطرناک و رقیبِ سرسخت است.

۲. ملیت؛ همان واژه‌ای که چپ‌ها با آن مشکل دارند.

چپ‌ها معمولاً با ملیت راحت نیستند. پس یا آن را برساخت بورژوایی می‌نامند یا آن را مانعی برای همبستگی جهانی طبقات معرفی می‌کنند.
اما شاهنامه بی‌پروا از ایران حرف می‌زند
از مرز
از خاک
از دفاع
از «ما» در برابر «دیگری»!

و این برای چپی که هنوز میان «وطن» و «بین‌الملل‌گرایی شعاری» گیر کرده آزاردهنده است. چرا که اگر شاهنامه بماند و خوانده شود، دیگر چه کسی به دنبال آرمان‌های پوسیده و نخ‌نمای مارکس، انگلس، مائو، تروتسکی و دیگرانی چون آن‌ها خواهد رفت؟

۳. شاهنامه قهرمان دارد و چپ‌ها با قهرمان مشکل دارند.

در شاهنامه: رستم هست، سیاوش هست، کاوه هست و فریدون هست. قهرمانانی که انتخاب می‌کنند، می‌ایستند، می‌جنگند، خطا می‌کنند و مسئولیت اشتباه‌های خویشتن را می‌پذیرند. قهرمانانی که از میان شاهان بزرگان و جای جای سرزمین ایران برخاسته‌اند و گردهم آمده‌اند برای دفاع از یک هدف مشترک یعنی ایران.

اما چپ ایدئولوژیک:
۱) فرد را در ساختار حل می‌کند.
۲) قهرمان را «اسطوره‌سازی ارتجاعی» می‌نامد.
۳) مسئولیت را به «شرایط عینی» حواله می‌دهد.

پس شاهنامه یادآوری می‌کند که انسان می‌تواند برخلاف جریان بایستد؛ و این، برای تفکری که همیشه به دنبال توجیه شکست‌هاست، برای جریانی که به دنبال حذف رقیبان است و برای ایجاد یک تمامیت واحد و دیکتاتوری فرودستان مبارزه می‌کند، خطرناک است.

۴. شاهنامه تاریخِ حذف نشده است.

چپ‌ها معمولاً با گذشته‌ی ایران مشکل دارند و کمتر چپی را پیدا می‌کنید که به ایران علاقه‌مند یا دلبسته باشد، چون تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران را مهم نمی‌داند و دوست نمی‌دارد.

آنها با تاریخ ایران در ستیز هستند نه به این دلیل که آن را دقیق می‌شناسند و می‌فهمند، بلکه چون نمی‌توانند تاریخ ایران را در قالب ایدئولوژی خود جای بدهند و در آن استحاله کنند، از ایران و تاریخ کهن ایران نفرت دارند، پس در این شرایط چه می‌کنند؟

۱) یا شاهنامه را حماسه فئودالی می‌نامند.
۲) یا آن را به نژادپرستی متهم می‌کنند.
۳) یا با برچسب باستان‌گرایی بی‌اعتبارش می‌کنند.

باید مراقب بود که اینها نقد نیست؛ بلکه فرار چپ‌ها از واقعیت است. فرار آن‌ها از مواجهه با متنی است که نشان می‌دهد ایران پیش از چپ و راست وجود داشته است وجود دارد و وجود خواهد داشت.

۵. فردوسی شاعری که به هیچ حزب و اردوگاهی باج نداد.

فردوسی نه انقلابی حرفه‌ای بود، نه ایدئولوگ، نه سخنگوی قدرتی خارجی. او فقط یک کار کرد: ایران را، با زبان فارسی از فراموشی نجات داد. و همین استقلال فکری همان چیزی است که چپ ها با آن راحت نیستند. چرا؟ در پاسخ باید گفت که چون فردوسی:
۱) از مسکو نیامده
۲) از پاریس ترجمه نشده
۳) و با هیچ حزب پیشرو در مبارزه برای حقوق کارگران جهان هماهنگ نشده است.
بلکه خلاف تمام این موارد فردوسی ایستاده، تنها و ریشه‌دار است در تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران‌زمین.

Читать полностью…

مدرسه نویسندگی آناهل

در باب روزانه نویسی

من به اهمیتِ کانال‌ و روزانه‌نویسی، و سپس ویرایش و انتشار آن‌ها، آگاه هستم؛ اما مادرم نه. البته لزومی هم ندارد که بداند، چون دلبستگی‌اش به وادی دیگری‌ست.

مادرم می‌پرسد: این هر روز نویسی، یا به قول خودت روزانه‌نویسی، راه به جایی می‌رساند؟ تابِ شنیدنِ هر سخنی را دارم، جز این ۸ کلمه. با شنیدن این جمله، قلبم تهی می‌شود.

نه اینکه کارم، یعنی نویسندگی را، بی‌ارزش یا دون‌مایه بپندارد؛ نه. بلکه بر این باور است که هنر و ادبیات، نان و آب نمی‌شود. می‌گویم: «منظورت از راه، کدام راه است؟ آیا در این مسیر، خردمندیِ دخترت را می‌خواهی یا ثروتمند شدن او را؟ می‌گوید: اول سلامت، بعد ثروت.

مصمم می‌شوم او را راضی کنم. می‌گویم: یادداشت‌نویسی در خدمتِ هدفی بزرگ‌تر است. اکنون فقط با کلمات بازی می‌کنم. با مرور زمان و منظم نوشتن به اندیشه‌هایم شکل می‌‌دهم، تا به زایش اندیشید‌های خلاق‌تر منجر شود. «آدمِ خلاق هم لنگ مادیات نمی‌ماند.»

مادر در سکوت، نگاهم می‌کند و می‌شنود. همین سکوت و توجهش، برایم کافی‌ست. حتی اگر با باورهای من همراه نباشد.

ستایش صوفیان

Читать полностью…
Subscribe to a channel