3632
کتابخانه ادبی 🔰🔰🔰🔰🔰 کانال کتابخانه ادبی دارای متنوع ترین کتاب های #ادبی #رمان #صوتی است. شما می توانید با جستجو کتاب مورد نیازخود را پیدا کنید
🏅☘یک فرصت تحول و رشد برای تو
برای شروع یک سال جدید
💎با بهترین های تلگرام همراه شو
👇👇👇👇
/channel/addlist/SvIYV06NuJI5Mjlk
🎁پیشنهاد ویژه :
👈تنهاباتو ،جایی که آهسته صداشون در میاد
@tanhabato_ir
دوست داشتن که عیب نیست باباجان. دوست داشتن دل آدم را روشن میکند. اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه میکند. اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت، بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای دنیا هستی. دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است، اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز میشوند، اگر نفرت ورزیدی غنچه ها پلاسیده میشوند.
آدم باید بداند که نفرت و کینه برای خوبی و زیبایی نیست، برای زشتی و بیشرفی و بیانصافی است. این جور نفرت علامت عشق به شرف و حق است.
𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐓𝐢𝐦𝐞 𝐱 𝐌𝐚𝐲 𝐈𝐭 𝐁𝐞
𝐌𝐚𝐭𝐡𝐢𝐚𝐬 𝐅𝐫𝐢𝐭𝐬𝐜𝐡𝐞
𝐄𝐩𝐢𝐜 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜
🎼🕊🍃
تا وقتیکه نهال امید در زمین روح،
گل میتواند داد، لعنت اینان روح
را آنچنان تباه نمیتواند کرد که
عشق الهی را قدرت نفوذ در آن نباشد.
✍ دانته_آلیگیری
[ 📓 کمدی الهی (برزخ) ]
پیشنهادی 🎧🕊🥀
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روزوشب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب
جان و دل از عاشقان میخواستند
جان و دل را میسپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب
- مولانا
اگر این جهان قابلاندازهگیری بود، میتوانستیم بگوییم که از منظر روانکاوی، زندگی خوب زندگیای است که در آن به میزان کافی سرخوردگی وجود دارد، نه بیشتر و نه کمتر.
✍ #آدام_فیلیپس [ 📓 حسرت ]
@ketabkhaneadabi1398
🎼 چله عشق
💽 من عاشق چشمت شدم
🎙علیرضا قربانی
-------------------------------------
اولین روز زمین، اولین روز زمان
اولینفرصتعشق، اولینلحظهجان
زندگی بی زنگار بودن از جنس بلور
روز و شب همپرواز بهسبکبالی نور
- افشین یداللهی
بعضی آدمها عین یک گل نایاب هستند، دیگران به جلوهشان حسد میبرند، خیال میکنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را میگیرد. تمام درخشش آفتاب و تری هوا را میبلعد و جا را برای آنها تنگ کرده، برای آنها آفتاب و اکسیژن باقی نگذاشته. به او حسد میبرند و دلشان میخواهد وجود نداشته باشد. یا عین ما باش یا اصلاً نباش. شما تک و توکی گل نایاب دارید و بعد خرزهره دارید که به درد ترسانیدن پشهها میخورند و علفهای نجیب که برای برهها خوبند.
✍ #سیمین_دانشور [ 📓 سووشون ]
@ketabkhaneadabi1398
🌹🍃
𝐆𝐎𝐎𝐃 𝐍𝐄𝐖 𝐃𝐀𝐘
----------------------------
من ره نمیبرم مگر آن جا که کوی دوست
من سر نمینهم مگر آن جا که پای یار
گفتی هوای باغ در ایام گل خوشست
ما را به در نمیرود از سر هوای یار
- سعدی
@ketabkhaneadabi1398
🎼 کنار تو هستم
💽 من عاشق چشمت شدم
🎙علیرضا قربانی
-------------------------------------
نترس از سفرها
که یار تو هستم
نترس از خطرها
کنار تو هستم ...
- افشین یداللهی
📝 قلم نوشت
یکی از همسایههای پشتیمان چند ماهی بود سعی میکرد نی نواختن بیاموزد.
گاهی بالکن که بودم صدایش را میشنیدم. تا مدتها حتی شبیه صدای نی نبود. یکچیزی بود مثل صدای بچهفیل. هر روز عصر تا دمغروب یکی دو ساعتی تلاش میکرد و میرفت تا فردا.
از یکجایی بهبعد غروبها که صدای بچهفیلش بلند میشد دلم از غصه پُر میشد بابت اینهمه تلاش امیدوارانه ولی بینتیجهاش. تا مدتها همین بود.
از چند هفته پیش کمکم توانست صدای نی از توش دربیاورد. چند روزی بود اگر دقت میکردی متوجه میشدی دستوپا شکسته سعی میکند چیزی شبیه یک آهنگ بزند. امروز برای اولین بار به خودم آمدم و دیدم در سکوت دل دادهام به نواختنش... فیل ِ امیدواری که ندیده بودمش واقعا داشت نی میزد... انگار دنیا را بهم داده بودند...
البته که عالی و بینقص نبود. #کسائی و #حسنناهید نبود.
گلهای رنگارنگ شمارهی فلان نبود. ولی همینقدر که بود بس بود. همینقدر که اگر دلتنگ بودی بتوانی چشمهایت را ببندی و خیال کنی نه در یک غروب دلگیرِ کوچههای چهارمتری شهرک ولیعصر، که در صبح دلانگیزی وسط یک دشت پهناور هستی که تا چشم کار میکند سبزِ علف و سپیدی گوسفند و آبی آسمان است، کودکی هستی که با رفیقش گله را آورده صحرا، نشستهاید پای درخت، دست انداختهای گردن رفیقت و او دارد با شوق اولین آهنگی که یاد گرفته را میزند.
#چایت روی اجاقسنگی کنار نهر آب دم میکشد، روحت روی سکوت دشت و صدای زنگوله و نی چوپانی...
✍ #حمید_باقرلو
@ketabkhaneadabi1398
از آنجایی که گاه مجبور میشوم به جایگزینی نکتهای ازیادرفته یک روایت تازه جور کنم، بچهها درجا صدایشان درمیآید که دفعهٔ پیش این طوری نبود. نتیجه آنکه حالا سعی میکنم هر قصه را بدون تغییر، و از اول تا آخر با همان آهنگ کلام بار نخست بگویم و از این نکته یاد گرفتهام که نویسنده با اصلاح چاپ اول داستان خود، حتی اگر به ارزش هنری آن بیفزاید، بهناچار به کتابش ضرر رسانده است. آن تأثیر اول، همیشه با ذهن پذیرای ما روبهرو میشود و آدمی هم ساخته شده که تو عجیبترین ماجراها را به او بباورانی. وقتی هم که باور کرد، چنان در ذهنش نقش میبندد که باید گفت بیچاره اویی که بخواهد این نقش را پاک کند!
✍ #یوهان_ولفگانگ_فون_گوته
📓 رنجهای ورتر جوان
@ketabkhaneadabi1398
𝐒𝐩𝐞𝐧𝐝 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐭𝐢𝐦𝐞 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐜𝐨𝐦𝐩𝐚𝐧𝐲 𝐨𝐟 𝐠𝐞𝐧𝐢𝐮𝐬𝐞𝐬, 𝐬𝐚𝐠𝐞𝐬, 𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝𝐫𝐞𝐧, 𝐚𝐧𝐝 𝐛𝐨𝐨𝐤𝐬.
𝐍𝐚𝐯𝐚𝐥
خدای مهربان کسی است که نه در هفت طبقه آسمان میگنجد و نه در هفت طبقه زمین، ولی در دل آدمیزاد میگنجد. پس زنهار، که هیچوقت دل کسی را نشکنی!
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس [ 📓 زوربای یونانی ]
@ketabkhaneadabi1398
🌌☔️
𝓝𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓘𝓼 𝓐 𝓑𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓔𝓿𝓮𝓷𝓽.
@ketabkhaneadabi1398
▫️راز
▫️آلبوم: وداع
▫️دکلمه: اصغر فردی
▫️آواز: سیدحسامالدین سراج
▫️آهنگساز: سیدمحمد میرزمانی
▫️گنجینه اسرار عمان سامانی
-------------------------------- 🎼🦋
کیست این پنهان مرا در جان و تن
کز زبان من همیگوید سخن؟
این که گوید از لب من راز کیست
بنگرید این صاحب آواز کیست؟
در من اینسان خودنمایی میکند
ادعای آشنایی میکند
کیست این گویا و شنوا در تنم؟
باورم یارب نیاید کاین منم!
- عمان سامانی
خانکاکا آهسته گفت: "داداش، بیخود لج میکنی، هرچه باشد اینها مهمان ما هستند. همیشه که اینجا نمیمانند. اگر هم ندهیم خودشان بزور میستانند. از قفل یا مهر و موم انبارهای تو که نمیترسند، بعد هم مفت که نمیخواهند، پول میدهند. من هرچه در انبارهایم بود، چکی فروختهام... پیش قسط سبزه را هم که هنوز دانه نبسته گرفتهام. هرچه باشد صاحب اختیار آنها هستند."
یوسف گفت: "مهمان ناخوانده بودنشان تازگی ندارد خانکاکا... از همه بدتر احساس حقارتی است که دامنگیر همهتان شده... همهتان را در یک چشم بهم زدن کردند دلال و پادو و دیلماج خودشان. بگذارید لااقل یک نفر جلو آنها بایستد تا توی دلشان بگویند: خوب آخرش یک مرد هم دیدیم."
خانکاکا به یوسف رو آورد و گفت: "جانم، عزیزم، تو جوانی و نمیفهمی. با این کلهشقی با جان خودت بازی میکنی و برای همهمان دردسر میتراشی. آخر آنها هم باید قشون به این بزرگی را نان بدهند. خودت که میدانی نمیشود قشون به این بزرگی را گرسنه نگه داشت..."
یوسف بتلخی گفت: "اما رعیت مرا میشود... همشهریهای
مرا میشود گرسنه نگه داشت..."
🪻🍃
𝐆𝐎𝐎𝐃 𝐍𝐄𝐖 𝐃𝐀𝐘
-------‐--------------------
چون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار
پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار
خاک را چون ناف آهو مشک زاید بیقیاس
بید را چون پر طوطی برگ روید بیشمار
- فرخی سیستانی
@ketabkhaneadabi1398
🎼 عقل و جنون
💽 من عاشق چشمت شدم
🎙علیرضا قربانی
-------------------------------------
مرز در عقل و
جنون باریک است
کفر و ایمان چه به
هم نزدیک است
- افشین یداللهی
نسخه صوتی
کتاب سووشون
به قلم توانای
سیمین دانشور
اگر توانسته باشم در قلبِ یک انسان پنجرهی جدیدی را به سویِ او باز کرده باشم، زندگانیِ من پوچ نبوده است!
✍ جبران خلیل جبران
📓 دلواپس شادمانی تو هستم
🎼 ای باران
💽 من عاشق چشمت شدم
🎙علیرضا قربانی
-------------------------------------
تا ماه شب افروزم پشت
این پرده ها نهان است
باران دیده ام همدم
شبم یار آنچنان است ...
- فردین خلعتبری
𝐕𝐞𝐥𝐯𝐞𝐭 𝐒𝐡𝐚𝐝𝐨𝐰𝐬 𝐊𝐢𝐬𝐬
𝐕𝐢𝐧𝐭𝐚𝐠𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐒𝐨𝐧𝐠
𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐭𝐢𝐜 𝐎𝐥𝐝𝐢𝐞𝐬
🎼♥️
بوسههای ما نه گزاف بود،
نه دروغ،
پناه بود.
- احمدرضا احمدی
اهریمن نمیتواند وارد محدودهٔ شما شود، مگر اینکه خودتان دعوتش کنید.
✍ #رابرت_جردن [ 📓 خیزش تاریکی ]
@ketabkhaneadabi1398
زوربا سر تکان داد و گفت:
- نه، تو آزاد نیستی. ریسمانی که تو به آن بستهای قدری از ریسمانهای دیگر درازتر است، والسلام! تو، ارباب، به ریسمان درازی بستهای که میروی و میآیی و خیال میکنی آزادی ولی ریسمان را نمیبری. و آدم وقتی ریسمان را نبرد...
با جسارت گفتم:
- یک روز آن را خواهم برید!
چون سخنان زوربا زخم دهانبازی را در درون قلب من ناسور کرده و دردم آورده بود.
- مشکل است، ارباب. بسیار مشکل است. برای این کار باید یکریزه جنون داشت؛ بله، جنون. میفهمی؟ باید خطر کرد! ولی تو مغز قرص و قایمی داری که از پس تو برمیآید. مغز آدم عین یک بقال است که حساب نگاه میدارد: اینقدر پرداخته و اینقدر وصول کردهام. این سود من است یا این زیان من است. دکاندار حقیر حسابگری است. هر چه دارد رو نمیکند، همیشه چیزی در ذخیره دارد. ریسمان را نمیگسلد، نه! ناقلا محکم آن را در دست دارد، چون اگر ریسمان از دستش دربرود بدبخت کارش ساخته است. ولی تو اگر ریسمان را نگسلی به من بگو که زندگی چه مزهای دارد؟ مزه بابونه خواهد داد، بابونه بدطعم. مثل عرق نیشکر نیست که دنیا را وارونه به چشم تو جلوهگر کند.
خاموش شد و برای خود شراب ریخت، ولی تغییر عقیده داد و گفت:
- باید مرا ببخشی، ارباب، من آدم دهاتی بیسوادی هستم. کلمات به دندانهای من میچسبند، درست مثل گل که به پا میچسبد. من بلد نیستم جلمههای قشنگ سر هم کنم و لفظ قلم حرف بزنم. نه، نمیتوانم. ولی تو حرفهای مرا میفهمی.
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس [ 📓 زوربای یونانی ]
@ketabkhaneadabi1398
واقعا به قدم زدن زیر باران نیاز داشتم. باران آدم را به دیوانهگی میرساند، یک چیزی فراتر از الکل، خوب میتواند هواییت کند تا از آشفتگیهای زمین رها شوی، حلالحلال.
✍ #روزبه_معین
[ 📓 قهوهی سرد آقای نویسنده ]
@ketabkhaneadabi1398
سر زد به دل دوباره غم کودکانهای
آهسته میتراود از این غم ترانهای
باران شبیه کودکیم پشت شیشههاست
دارم هوای گریه، خدایا بهانهای...
ای کاش تمام حرفها شعر تو بود
باران، باران، بهار، باران، باران!
شعر قیصر امینپور
با صدای حسامالدین سراج
@ketabkhaneadabi1398