547
دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چـکامـه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چـکامــه
✨💫
وقتی که من بچه بودم،
آب و زمین و هوا بیشتر بود،
و جیرجیرک
شبها
در متن موسیقی ماه و
خاموشی ژرف
آواز میخواند...
#اسماعیل_خوئی
«شب و روزگار خوش»
🌺@SELMULY چـکامــه
همکاری #کریس_دی_برگ
#الیسا(خواننده مشهور جهان عرب, سبک پاپ)
البوم Timing is everything
سال اجرا 2002
سبک راک
🌺@SELMULY چـکامــه
.
اگر مونالیزا امروز میان ما زندگی میکرد، آیا کسی او را میشناخت؟
شاید رازِ تصویر همین باشد؛ ما اغلب به سوی آنچه از پیش میشناسیم قدم برمیداریم، نه به سوی آنچه درست کنارمان ایستاده است.
اگر حقیقت، زیبایی یا حتی یک شاهکار، شکل و لباس آشنایش را عوض کند، آیا هنوز آن را خواهیم شناخت؟
شاید حقیقت همیشه پنهان نباشد؛
گاهی فقط جایی ایستاده که انتظار دیدنش را نداریم.
.
برداشتی متفاوت از یکی از مشهورترین
غزلهای حافظ در فضایی جَز و دلنشین؛
دیدن و شنیدنش خالی از لطف نیست. 👌💐
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
✍#حافظ
📝
خوشحالی برای گل خوردن آرژانتین؟
چند سال پیش، یکی از مسئولان ارشد کشور از من و چند نفر از دوستانم دعوت کرده بود تا درباره مسائل ایران و حکمرانی در کشور صحبت کنیم. جلسه طولانی شد و بحث به حکمرانی اسلامی و مبانی نظری آن کشید.
هرچه ایشان به شکل ذوقی چیزکی از دین میگفت، یکی از دوستان اهل تمیز ما، بلافاصله از قرآن، از شان نزول فلان آیه، از سیره پیامبر فکت میآورد، و در تایید یا رد مطلب حدیث و روایت میخواند و نمونههای تاریخی از صدر اسلام میآورد تا نشان دهد این برداشت آن مسئول درست است یا نه؟
آخر جلسه، موقع خداحافظی آن مسئول که از احاطه علمی دوست ما حیران شده بود با تعجب گفت: « آقا اما، واقعاً تسلط شما به مباحث دینی و نظری و تاریخی برای من خیلی شگفتانگیز بود!»
آن دوست ناقلای ما هم که در حاضر جوابی و تکهاندازی با لطافت ید طولایی دارد، رندانه خندید و با نیشخندی به آن مسئول گفت: «آخه، وقتی گفتند قرار است حکومت جمهوری اسلامی تشکیل شود، ما موضوع را خیلی جدی گرفتیم و بیست سالی مطالعه کردیم!😉»
امشب وقتی دیدم بخشی از مدافعان امروز نظام، از گل خوردن تیم فوتبال آرژانتین خوشحالاند چون نتانیاهو طرفدار آن بوده، یا خاویر میلی به نتانیاهو نزدیک بوده، این خاطره یادم آمد!
البته بحث من بر سر فوتبال نیست. بحث بر سر فاصلهای است که میان ارتفاع فکری یک جریان مبتنی بر صد سال تامل انباشته شده و سطح کنشگری امروز بخشی از مدافعانش ایجاد شده!
اصلا کاری به خود این شادی ندارم. فکریام... برای سقوط از فراز عرش «تولید معنا» به فرشِ «تولید واکنش».... از «ما چه میاندیشیم؟» به «دشمن در ورزش چه دوست داشته؟ ما خلافش را میخواهیم!»
جریانی که زمانی با اندیشه ورزی و تولید ادبیات پیشینی توسط سیدجمال الدین اسد آبادی، اقبال لاهوری، علی شریعتی، دکتر بازرگان، آیت الله طالقانی و آیتالله بهشتی و... با سالها تولید معنا درباره استعمار، استبداد، و روی میز گذاشتن گفتمان بازگشت به خویشتن خویش و ساختن راهی تازه وارد میدان اندیشه جهان شد، امروز گاهی در این حد تعریف میشود که؛ آخ جان که آرژانتین گل خورد!
آدم از دیدن این فاصله نجومی و سخیف شدن امر سیاسی و سطحی شدن نیرویی که به عنوان یک جریان جدی فکری فرهنگی شناخته میشد و مبارزه را بر مبنای جهاد اکبر و جهاد اصغر و ساختن راه سوم در جهان تعریف میکرد، حیرت میکند!
نمیدانم والا... به قول آن دوست رندمان؛ ظاهراً ما موضوع را خیلی جدی گرفته بودیم!
#یاسر_عرب
🌺@SELMULY چـکامــه
🔅
اینجا ایلام سرزمین درههای شگفت انگیز/دره ویژن آو/هلیلان
میخواستم جوابِ سلامی شوم، نشد.
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
نازنینم
هیچ جای دنیا امن نیست
بیا در کلبهمان بمانیم
کنار آتش سوزان،
کفشهای پارهمان را
رفو کنیم و
بر درگاه این خانه متروک
بیاویزیم ...
فریده_یوسفی
«شبتون در مدار آرامش
غم از احوالاتتون به دور»
🌺@SELMULY چـکامــه
°
موشکها و ریشههای باستانی!
در این جنگ، آمریکا پلهایی را تخریب کرده، برخی تونلها را از کار انداخته، مسیرهای مواصلاتی را زده و رسانهها میگویند بخشی از زیرساختهای کشور را هدف قرار داده است. پل، جاده، تونل، نیروگاه و ساختمان، که وقتی آسیب میبینند، اثرشان را بلافاصله در زندگی روزمره میبینیم.
اما من فکر میکنم اینها، با همه اهمیتشان، در واقع «زیرساخت» نیستند. و سوال میشود که پس زیرساخت چیست؟
مدتی پیش درباره زندگی و رشد درختی خواندم که برایم بسیار جالب بود؛ آسپن لرزان و بهطور مشخص نمونه مشهور آن که «پاندو» نام دارد.
پاندو از دور شبیه یک جنگل بزرگ است. هزاران درخت که کنار هم رشد کردهاند. اما در واقع، همه آنها به یک شبکه ریشهای مشترک در زیر زمین وصلاند. تنهها میآیند و میروند. یک تنه میمیرد و از همان شبکه ریشهای، جوانهای تازه سر برمیآورد. آنچه ما هزاران درخت مستقل میبینیم، در واقع نمودهای متعدد یک موجود زنده واحد است!
یک پاندو نوعا پنجاه هزار تنه و شش هزار تن وزن داشته و صد و شش هکتار زمین را در بر میگیرد. به این ترتیب پاندو عملا بزرگترین موجود زنده روی کره زمین است!
اینجا تفاوت زیرساخت و روسازه برای من معنا پیدا میکند. تنهها، هرچقدر هم بزرگ باشند، روسازهاند. آنچه در زیر زمین است، شبکه ریشهای است که امکان حیات همه آنها را فراهم میکند چون جان واحدِ آنها زیر خاک است!
پل و جاده و تونل و ساختمان گرچه بسیار مهماند اما در نهایت نمودهای بیرونی یک جامعهاند. حتما میتوانند تخریب شوند و یا دوباره ساخته شوند اما به شرط آنکه چیزی در زیر آنها وجود داشته باشد که امکان بازسازی را فراهم کند.
آن چیز که جان زیرساخت جامعه ماست، اعتماد است. همکاری است. دانش و تجربه است. نهادهای مردمی و سرمایه اجتماعی است. توان مردم برای دیدن یکدیگر و کنار هم ایستادن و دوباره آغاز کردن است.
به باور من اینها زیرساختهای واقعی یک جامعهاند. ما اما در ایران سالهاست بیشتر به روساختها نگاه کردیم. به اینکه چه چیزی ساخته شد، چه دولتی آمد، چه مدیری رفت و چه پروژهای افتتاح شد( هرچند قبول دارم در اینها هم ضعف فراوان داریم) و کمتر به شبکهای از ریشههای معرفتی و روانی و حسی نگاه کردیم که همه اینها از آن تغذیه میکنند.
جنگ میتواند پلها و جادهها و ساختمانها را تخریب کند. اما خطر بزرگتر این است که شرایط فعلی، به ریشهها آسیب بزند: به اعتماد، به امید، به همکاری و به احساس تعلق!
جامعه ممکن است بخشی از روساختهایش را از دست بدهد و دوباره آنها را بسازد به شرط آنکه ریشههایش زنده باشند.
(نمونه بارز آن ژاپن بعد جنگجهانی بود که همان روحیه سلحشوری سامورایی و ایثار در تلاش برای توسعه کشور تصعید شد.)
اما اگر ریشهها آسیب دیده باشند، حتی بازسازی همه این پلها ممکن است فقط ساختن ظاهری تازه روی زمینی باشد که دیگر توان رویاندن، خلاقیت، ومعنی بخشی ندارد!
پلها را میشود دوباره ساخت. جادهها را میشود دوباره کشید. ساختمانها را میشود دوباره بالا برد. اما اگر ریشههای یک جامعه آسیب دیده باشند، هیچکدام از اینها آینده نمیسازند.
من هم مثل شما در میانه جنگ و بحران، پرسش روزمره دارم که چه پلهایی را از دست دادهایم؟ کدام نیروگاه از بین رفت؟ کدام پتروشیمی را زدند؟
اما پرسشی که بیشتر درگیرم کرده این است که؛ آیا ریشههایی که میتوانند دوباره پل و جاده و شهر و زندگی را بسازند، هنوز زندهاند؟ کسی به فکر رساندن آبِ حکمت و اخلاق و اعتماد و ادب و اصالت و نوع دوستی و مروت و سخاوت و مدارا و سایر فضلیتهای انسانی به این ریشهها هست؟
#یاسر_عرب
🌺@SELMULY چـکامــه
Just when you think things can't get any worse, something always happens that shows you how wrong you were. Terry Pratchett
نازنیندخترم
شاعر ترانه: #سیمین_بهبهانی
ملودیساز: #منوچهر_لشگری
تنظیمکننده: #مصطفی_کسروی
خواننده: #الهه
🌺@SELMULY چکامـه
📝
«وقتی همه دنبال مقصرند، چه کسی دنبال راهحل است؟»
✍️ #کوثر_شیخ_نجدی
⏹جنگ است و بیش از تلاش برای یافتن راه حلی عملی برای این بحران، به طرزی کودکانه فقط به دنبال #مقصریم! عجیب نیست که درست در لحظهای که باید تمام توانمان را صرف حفظ جان، عقلانیت و عبور از بحران کنیم، به جان هم میافتیم؟
⏺مقصریابی شده دعوای این روزهای ما و مملکت دارد ویران میشود. اصلاحطلب، اصولگرا، سلطنتطلب، برانداز، خارجنشین، خیابانگرد با پرچم صورتی، ساکت، معترض، تقصیر تو بود، نه تو... انگار اگر بتوانیم یک نفر را به صلیب بکشیم، جنگ هم همانجا تمام میشود.
◀️اما جنگها اینگونه آغاز نمیشوند. جنگ، فرزند یک تصمیم نیست؛ حاصل سالها سوءتدبیر، جاهطلبی، شکست دیپلماسی، بازی قدرت، محاسبههای غلط و زنجیرهای از خطاهایی است که هر کدام، مهرهای از دومینوی فاجعه بودهاند.
اما چند نکته؛
1⃣ذهنِ هراسانِ ما، تابِ پیچیدگی را ندارد. ابهام، سنگینترین باری است که روان انسان به دوش میکشد. برای همین، نخستین کاری که میکند، قربانی کردن حقیقت است، حقیقت را میشکند، سادهسازی میکند، فهمش را به تاخیر میاندازد تا با آن مواجه نشود. تقلیل کل حقیقت جنگ به مسالهای برای یافتن "مقصر" شاید موقتا خشم و اضطراب را اندکی تسکین دهد؛ ولی صورت کریه واقعیت با چشمان دودیِ دریده هنوز به ما زل زده، هنوز خانهها و زیرساختها و منابع را ویران میکند. کسی نمیپرسد مسئولین کجا هستند؟ چرا صدای هیچکس در نمیآید؟ نقطهی پایان کجاست؟
2⃣ تعداد زیادی از ما خشمگینیم، چون خشم از ترس کمهزینهتر است. ترس انسان را به سکوت وامیدارد، اما خشم به او توهمِ قدرت میبخشد. به همین دلیل، به جای آنکه با واقعیتِ جنگ روبهرو شویم، به جان یکدیگر افتادهایم، تحقیر میکنیم، برچسب میزنیم، حذف میکنیم، طعنه میزنیم، اما هیچکس نمیپرسد راه حل چیست. حتی همین حالا هم باید راه حلی باشد قبل از آنکه خاک ایران، پوتین سربازان آمریکایی را لمس کند.
اما نه! حالا ما وقت نداریم. ما درگیر پیدا کردن مقصریم چون هویت سیاسیمان جای حقیقت را گرفته است. هر کس فقط به دنبال اثبات حقانیت قبیلهی سیاسی خود است. «ما» همیشه بیگناهیم و «آنها» همیشه مقصر. و این دقیقاً همان نقطهای است که جامعه، قبل از بمباران، زیر آوار تعصبات و خطکشیها مُرده است.
3⃣شبکههای اجتماعی نیز آتش این بیماری را شعلهورتر میکنند. تحلیل، مخاطب اندکی دارد؛ اما اتهام و فرقهتراشی، میلیونها بار بازنشر میشود. الگوریتمها عاشق خشماند، نه خرد. عقلانیت پیرمردی خسته است که نمیتواند همپای تعصب بدود.
4⃣ در چنین شرایطی پرسشهای مهمتر این بود که "کدام تصمیمها بحران را تشدید کردهاند؟ چه آسیبهایی هنوز قابل پیشگیریاند؟ و هر فرد امروز چگونه میتواند جان، سلامت روان و روابط اطرافیان خود را حفظ کند؟"
5⃣اگرچه مردم عادی کنترل مستقیمی بر تصمیمهای نظامی دولتها ندارند. اما میتوانند بر رفتار خود، شیوه مصرف و انتشار اطلاعات، حمایت از خانواده و همسایگان و حفظ آرامش نسبی در جامعه اثر بگذارند.
6⃣جامعهای که در میانه تهدید خارجی خود را از درون متلاشی کند، آسیبپذیرتر خواهد شد. در مقابل، جامعهای که اختلافاتش را حفظ کند اما اجازه ندهد این اختلافات به دشمنی و حذف یکدیگر تبدیل شود، شانس بیشتری برای عبور از بحران خواهد داشت.
🌺@SELMULY چکامـه
«جهان ستم»
خواننده: همایون شجریان
آهنگ: غلامرضا صادقی
تنظیم: نوید زمردی
اشعار: بیدل دهلوی و هوشنگ ابتهاج
غباریم زحمتکشِ بادها
به وحشت اسیرند آزادها
جهانِ ستم چون نیِستان پُر است
ز انگشت زنهارِ فریادها
بنالید ای سرو و شمشادها
دردیست چون خنجر، یا خنجری چون درد
همزادِ خون در دل ابریست بارانی
ابری که گویی گریههای قرنها را در گلو دارد
ابری که در قلب یکریز میبارد
ابری که گویی گریههای قرنها را در گلو دارد
ابری که در قلب یکریز میبارد
شبهای بارانی، او با صدای گریهات غمناک میخواند
ای غم نمیدانم روز رسیدن روزیِ گام که خواهد بود
اما در این کابوس خونآلود در پیچ و تاب شبِ بنبست
بنگر چه جانهای گرانی رفتن از دست
بنگر چه جانهای گرانی رفتن از دست
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
آهنگی به زیبایی و روشنایی ماه در کویر
آهنگ آرامش بخش در سبک اَمبیانت با تم هندی از کارونش (Karunesh).. موسیقیدان آلمانی که آثار او متاثر از فرهنگ هندی، آفریقائی و خاورمیانه است..🎻
🌺@SELMULY چـکامــه
.
در یکی از سالهای دهه چهل، قرار بود تالار قندریز (تهران) نمایشگاه گروهی عکس برگزار کند. از من هم دعوت کردند. من با پنج پرتره سیاه و سفید در ابعاد ۵۰ در ۶۰ که یکی از آنها تک چهره احمد شاملو بود در این نمایشگاه شرکت کردم.
روزی یک نفر که آشنا نبود و نمیشناختم، به آتلیه عکاسی من آمد. قیافه جالبی داشت: ریشی عظیم، با موهای برافراشته سر. خودش را معرفی کرد: «پرویز شاپور».
قبلا او را ندیده بودم. (اگر دیده بودم حتما آن سر و ریش فراموشم نمیشد!). قیمت پرتره شاملو را که در نمایشگاه ارائه کرده بودم سوال کرد و یک چاپ از آن را سفارش داد. بعدها فهمیدم که برای کادو و هدیه دادن به احمد شاملو بوده است.
✍بریدهای از خاطره هادی شفائیه، عکاس پیشکسوت
🌺@SELMULY چـکامــه
▪️فقر
▪️عادت به فقر، زندگی بر پایهی توان جسمانی، پنجه افکندن با حوائج هر روزه، نه، هر ساعته، کار سخت، زحمت بیپایان، اضطراب مداوم، انواع مرارت، بیتوجهی به فردا؛ یگانه دلخوشیاش آسودن پس از خستگی بسیار؛ تنازع مداوم، بدون لحظهای مجال اندیشه؛ تنها لذات جسمانی که آب و هوای ملایم و غذای کافی رخصت خواهند داد، و متافیزیک، همان موهوم پرستی زمخت کلیسایی؛ اینها همه شکل دهندهی زندگیای هستند در پست ترین مراحل دانایی، جایی که انسان همواره در تقلا است و در طول زندگی در شتاب. این خواب آشفته و ملتهب، آه که زندگی چندین میلیون انسان را صورت میدهد!
این مردمان تنها آن میزان فکر میکنند که به برآوردن نیاز ارادهشان در آن لحظه قادر باشند. هرگز زندگی را چون چیزی به هم پیوسته، هستی را به سان یک کل، به اندیشه نمیآورند؛ حتی میتوان گفت که زندگی میکنند بدون این که واقعاً بدانند زندگی چیست.
📕#آرتور_شوپنهاور
#جهان_و_تأملات_فیلسوف
🫖
هــــم از مســــیر لــــذت ببــــرید هــــم از نتیــــجه!
قــــوریهای «زیشا / Zisha» از مشهورترین ظروف سنتی چین، با نوعی خاک رس کمیاب، معروف به «خاک بنفش»، ساخته میشوند. این خاک به دلیل تخلخل طبیعیاش، به مرور عطر و طعم چای را در خود حفظ میکند و به همین دلیل، هرچه بیشتر از آن استفاده شود، تجربهی نوشیدن چای با آن دلپذیرتر میشود.
🔹 «ژائــــو بین / Zhao Bin»، یکی از سفالگران این هنر کهن، همچنان به روش سنتی و اصیل خود وفادار مانده و همهی آثارش را با دست میسازد. قوریای که در این ویدئو شکل میگیرد، «طراوتِ فرخنده» نام دارد؛ اثری که ظرافت، صبر و مهارت چندین قرن سفالگری چینی را در خود جای داده است.
#ویدیو
🌺@SELMULY چـکامــه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
از یک جایی به بعد
دیگر تنها نیستی
به شعر
موسیقی
فیلم
کتاب
تنها نیستی
و همهی اینها با تو حرف میزنند
پر میکنند اتاق را
گوش را
چشم را
و هوش را
بیآنکه آزار دهند
بهانه بگیرند
و یا حتی
بیدلیل بروند.
#احمددریس
🌺@SELMULY چکامـه
"در امتداد حیات " ...
اثری آرامش بخش و رویایی
از "لیوینگ روم" در سبک محبوب لوفای
شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر بستگى دارد.
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد؛ بلكه همينكه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد، خدمت بزرگى كردهايد...
#آلفرد_آدلر
#با_هم_بشنویم
#پاینده_ایران_آزاد 🕊
🌺@SELMULY چکامـه
💎✔️دسترسی ویژه به خبرهای داغ✔️💎
☑️برای داشتن این مجموعه در مدت ☑️محدود، با انتخاب کلید های زیر وارد شوید✅
جهت هماهنگی در لیست🫱🏼🫲🏼
@HHo_bb
♪آلبوم زیبا و دلنشین "Concerto For My Love" اجرا قطعه "So Close To You" با هنرمندی "Francis Goya".
...♡_
🌺@SELMULY چـکامــه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
ایدئولوژیزده برای جانباختگان سوگواری نمیکند؛
او ابتدا شناسنامهٔ فکریِ جسد را بررسی میکند،
سپس به انسان بودن یا نبودنش حکم میدهد...
وقتی عقیده جای انسان را بگیرد،
مرگ دیگر یک تراژدی نیست؛
پرسشی سیاسی است:
آیا این مرده از ما بود یا علیه ما؟
آنکه چشمش را ایدئولوژی درویش کند،
نخست به اندیشهٔ مرده نگاه میکند،
سپس تصمیم میگیرد آیا برای انسانِ از دسترفته
اشک بریزد یا شادی کند...
در باب انسان باورکیش / کیخسرو نصر
🌺@SELMULY چکامـه
#درگذشت
جای من در میز سوم در کنار پنجره خالی است
جای من در درس نقاشی
جای من در جمع کوکبها
جای من در چشمهای دختر خورشید
جای من در لحظههای ناب
جای من در نمرههای بیست
جای من در زندگی خالی است
آلبوم مهربانی #محمدرضا_عبدالملکیان
دکلمه #خسرو_شکیبایی
خسرو شکیبایی (۷ فروردین۱۳۲۳–۲۸ تیر ۱۳۸۷) بازیگر اهل ایران بود.او تحصیلاتش را در رشتهٔ بازیگری در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ او فقط در عرصهٔ تئاتر و دوبله فعالیت داشت و فعالیت حرفهای در سینما را با بازی در فیلم خط قرمز (۱۳۶۱) ساختهٔ مسعود کیمیایی آغاز کرد. شکیبایی بابت بازی در نقش حمید هامون در فیلم هامون (۱۳۶۸) برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر شد.
🌺@SELMULY چکامـه
°
بیست و هشتم تیرماه
زادروز بانوی غزل ایران
#سیمین_بهبهانی
خجسته باد.
(زاده ۲۸ تیر ۱۳۰۶ تهران -- درگذشته ۲۸ امرداد ۱۳۹۳ تهران) نویسنده، غزلسرا و از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران
در طول زندگیاش بیش از ۶۰۰ غزل سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شده است. اشعار وی موضوعاتی همچون عشق به میهن، زلزله، انقلاب، جنگ، فقر، تنفروشی، آزادی بیان و حقوق برابر برای زنان را در بر میگیرند. او بهخاطر سرودن غزل فارسی در وزنهای بیسابقه به «نیمای غزل» معروف است.
وی فرزند عباس خلیلی "شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام" بود. میرزاحسین میرزاخلیل مشهور بهحسین خلیلیتهرانی که از رهبران مشروطه، عموی پدر او و ملاعلی رازیخلیلیتهرانی پدربزرگ اوست. پدرش عباس خلیلی بهدو زبان فارسی و عربی شعر میگفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را بهعربی ترجمه کرده بود و در ضمن رمانهای متعددی را هم بهرشته تحریر درآورد که همگی بهچاپ رسیدند.
🌺@SELMULY چکامـه
.
«هیچ شهروندی نباید آنقدر ثروتمند باشد که بتواند دیگری را بخرد، و هیچکس نباید آنقدر فقیر باشد که ناچار شود خود را بفروشد.»
📕 قرارداد اجتماعی
✍ ژان ژاک روسو
.
چون خانهی ویرانشده بر رهگذر سیل
در طالع ما رفته که آباد نگردیم
#میرزانظام_دستغیب
🌺@SELMULY چکامـه
🔅
من شاخهای ز جنگلِ سَروم
از ضربهٔ تبر،
بر پیکرِ سُلالهٔ من یادگارهاست
با من مگو سخن ز شکستن!
هرگز، شکستگی به بَرِ ما شگفت نیست
بر ما عجب شکفتگی اندر بهارهاست
صد بار اگر به خاک کشندم
صد بار اگر که استخوان شکنندم
گاهِ نیاز، باز
آن هیمهام که شعله برانگیزد
آن ریشهام که جنگل از آن خیزد
#سیاوش_کسرایی
درود بر شما دوستان گرانقدر 🌿
صبحتان بخیر
روز و روزگارتان
به آگاهی، آرامش و نیکنامی.
🌺@SELMULY چکامـه
"ستاره"...
احساسی بینظیر با ملودیهای لطیف و درخشانی که حس تماشای آسمان شب، سکوت، امید و سفر به ژرفای درون را تداعی میکند...
اثری روحنواز از "کیتارو" آهنگساز و نوازنده برجسته ژاپنی و از پیشگامان موسیقی نیوایج.
او با تلفیق سازهای شرقی، سینتیسایزر و ملودیهای معنوی، آثاری ماندگار و خیالانگیز خلق کرده است.
آلبوم Thinking of You، موفق به دریافت جایزه گرمی بهترین آلبوم نیوایج شد.
✨بسیار لذت ببرید ....
#با_هم_بشنویم
#پاینده_ایران_آزاد 🕊
🌺@SELMULY چکامـه