molanay_gan | Unsorted

Telegram-канал molanay_gan - 🌼مولانای جان🌼

4414

امشب همه شب نشسته اندر حزنم فردا بروم مناره را کارد زنم خشم آلودست اگرچه با ماست صنم در چاه رسیده‌ام ولی بی‌رسنم #مولانا 🌼❤با ما همراه باشید ❤🌼

Subscribe to a channel

🌼مولانای جان🌼

بتان شهر که ترکانه باج می طلبند
مراد سر بود از هر که تاج می طلبند

نماند در جگرم آب و این سیه چشمان
هنوز از ده ویران خراج می طلبند

ز درد عشق دل خلق روزگار پرست
بغایتی که طبیبان علاج می طلبند

شکر ز شیر جدا می کنند یکجهتان
نه همچو شیر و شکر امتزاج می طلبند

درون درد کشان رخنه رخنه گشت و هنوز
شراب لعل ز جام زجاج می طلبند

منم که روی دلم در شکست کار خودست
وگرنه گبر و مسلمان رواج می طلبند

بجلوه یی نتوان شد چراغ خلوت انس
صفای فطرت و لطف مزاج می طلبند

مران ز انجمن خویش تنگدستان را
که جرعه یی ز سر احتیاج می طلبند

مده ز دست فغانی کمند زلف بتان
که این مراد بشبهای داج می طلبند

#فغانی

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

محبوب من
شما که نیستی
پایین تر از پل کریم خان
به چه درد من میخورد ...
محبوب من
شما رو می بینم
به خودم می‌گویم
مبارکم باد ...
شما که نباشی
همه بغض های جهان
در گلوی من است
از پاییز راهی به تو پیدا میکنم
محبوب من ...

#محمد_صالح‌_علا


‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼


جویای راه خویش باش
از این‌سان که من‌ام
در تکاپوی انسان شدن

در میان راه
دیدار می‌کنیم
حقیقت را، آزادی را، خود را
در میان راه
می‌بالد و به بار می‌نشیند
دوستی‌یی که توان‌مان می‌دهد
تا برای دیگران
مأمنی باشیم و یاوری

این است راه ما
راه تو
راه من


▪️
شعر: مارگوت بیکل
▪️
ترجمه: احمد شاملو / محمد زرین بال

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

دوباره عشق دوباره هوا دوباره نفس
دوباره عشق دوباره هوی دوباره هوس

دوباره ختمِ زمستان، دوباره فتحِ بهار
دوباره باغِ من و فصلِ تو نسیمِ نفس

دوباره بادِ بهاری همان نه گرم و نه سرد
دوباره آن وزشِ مِیخوش، آن نسیمِ ملس

دوباره مزمزه‌ای از شرابِ کهنه‌ی عشق
دوباره جامی از آن تند تلخ‌واره‌ی گَس

دوباره همسفری با تو تا حوالیِ وصل
دوباره طنطنه‌ی کاروان، طنینِ جَرَس

نگویمت که بیامیز با من، امّا آه
بعید تر منشین از حدودِ زمزمه‌رس

که با تو حرفِ نگفته بسی به دل دارم
که با بسامدش این عمر ها نیاید بس

برای یاختنِ آن به راهِ آزادی‌ست
اگر نکوفته‌ام سر به میله‌های قفس

کبوترم، به تکاپوی شاخه‌ای زیتون
قیاسِ من نه به سیمرغ می‌رسد نه مگس


#حسین_منزوی

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

~ بیو خاص بزار تو کفت بمونن :)
🤌♥ @Heroin_Bioo
˚⊱🌸⊰˚ریمیکس کوردی
@KING_gham122
˚⊱🪁⊰˚پروفایل پروفایل
@shahreeaks
˚⊱🌸⊰˚حرف حساب
@text_hesab
˚⊱🪁⊰˚بشدّت مفهومی
@its_anak
˚⊱🌸⊰˚پروفایل تولد
@tavalod_love20
˚⊱🪁⊰˚زیباترین اشعار
@av_baroon
˚⊱🌸⊰˚متن‌های انگیزشی 
@khalse_daroon
˚⊱🪁⊰˚قربون صدقه
@tapeshehqalbabamm
˚⊱🌸⊰˚عاشقِ تو
@asman_del
˚⊱🪁⊰˚رقص و چالش
@Attacivence
˚⊱🌸⊰˚گیــاهـان دارویـی‌‌
@salembem
˚⊱🪁⊰˚عاشقانه رمانتیک
@romantic313
˚⊱🌸⊰˚آموزش رقص
@faghat_beraghss
˚⊱🪁⊰˚کتاب صوتی
@PARSHANGBOOK
˚⊱🌸⊰˚آهنگای قفلیــم
@CoCaein_musiic
˚⊱🪁⊰˚کلیپ تولدت
@tvlodat_mobark
˚⊱🌸⊰˚پاتوق شـاعـران
@Bi_Molaahezeh
˚⊱🪁⊰˚اذکار روزانه
@azkarrozaneh
˚⊱🌸⊰˚استوری اینستاگرام
@muzic_romantic97
˚⊱🪁⊰˚ترفند روانشناسی
@aramesh_roh_ravan
˚⊱🌸⊰˚آرامش ذهن
@Ravanshenasilifestyle
˚⊱🪁⊰˚خنده بازار
@Begooo_siib
˚⊱🌸⊰˚تقویم‌ نجومی
@deltang_karbala_tabadol
˚⊱🪁⊰˚‌؛🅑🅘🅞 خاص
@p0rof_dep
˚⊱🌸⊰˚بیو انگیزشی
@annnnnngize
˚⊱🪁⊰˚قاب رویایی
@profail_torii
˚⊱🌸⊰˚عڪسنوشتہ عاشقانہ
@golesorrkh
˚⊱🪁⊰˚همسرداری عاشقانه
@zendegiasheghaneh2
˚⊱🌸⊰˚قـلـبـم تـو
@Euphoria_NJ
˚⊱🪁⊰˚سیاستهای‌ همسرداری‌‌
@zendegiasheghaneh1
˚⊱🌸⊰˚آقای شاعر
@isiamakeshghali
˚⊱🪁⊰˚درخواست کتاب
@darkhaste_ketab
˚⊱🌸⊰˚عشق دوستی
@eshqodostii
˚⊱🪁⊰˚نجوای شعر
@arghavan_takbeyti
˚⊱🌸⊰˚دانستنیهای دیدنی
@ajayeb_chargosheh_jahan
˚⊱🪁⊰˚مولانای جان
@molanay_gan
˚⊱🌸⊰˚کتاب | 𝐏𝐃𝐅
@PARSHANGBOOK_PDF
˚⊱🪁⊰˚استـوری‌ ڪـربـلا
@karbalaye_moala
˚⊱🌸⊰˚کانفینگ فیلترشکن
@editbe
˚⊱🪁⊰˚شعر مولانا
@Tak_beytiiiiiii
˚⊱🌸⊰˚مفاتیح الجنان
@MofatihQuran
˚⊱🪁⊰˚فنّ ِبیان+گویندگی
@amoozeshegooyandegi
˚⊱🌸⊰˚توییت فان
@Porteghaaleh_man
˚⊱🪁⊰˚ذڪرهای گره گشا
@jomalate10rishteri
˚⊱🌸⊰˚‌؛🅟🅡🅞🅕 خاص
@ZZhianaa
˚⊱🪁⊰˚آموزش نویسندگی
@anahelanjoman
˚⊱🌸⊰˚نسخه سلامت
@akhbarazmoon
˚⊱🪁⊰˚کلیپ عاشقانه
@Eeshgh_Lovee
˚⊱🌸⊰˚بوقت خندیدن
@fun_land12
˚⊱🪁⊰˚کلبه امید
@colbeeh_aramesh
˚⊱🌸⊰˚کافـه ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌🅢🅐🅑🅞
@kafesaboiebaran
˚⊱🪁⊰˚تڪست تلــخ
@Dep_FSangin
˚⊱🌸⊰˚پروفایل شیڪ
@photoniceee
˚⊱🪁⊰˚تولد خردادماهی
@tavlod_shad98
˚⊱🌸⊰˚ریمیکس رپی
@editor_kurdiiiii
˚⊱🪁⊰˚حس آرامش
@halleee_khoob
˚⊱🌸⊰˚اینستای باکلاس
@derangtime
؛‌⊱⋅ ─────────── ⋅⊰
شرکت‌درلیست‌کلیک‌کنید✅

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

حکایت زیبا #مولانا را بخوانیم و به نکات و اشارات نهانی مندرج در آن به دقت بیندیشیم..

آن شغالی رفت اندر خم رنگ
اندر آن خم کرد یک ساعت درنگ‌

پس بر آمد پوستش رنگین شده
که منم طاوس علیین شده‌

پشم رنگین رونق خوش یافته
آفتاب آن رنگها بر تافته‌

دید خود را سبز و سرخ و فور و زرد
خویشتن را بر شغالان عرضه کرد

جمله گفتند ای شغالک حال چیست
که ترا در سر نشاط ملتویست‌

از نشاط از ما کرانه کرده‌ای
این تکبر از کجا آورده‌ای‌

یک شغالی پیش او شد کای فلان
شید کردی یا شدی از خوش دلان‌

...........
آن شغال رنگ رنگ آمد نهفت
بر بنا گوش ملامت‌گر بگفت‌

بنگر آخر در من و در رنگ من
یک صنم چون من ندارد خود شمن‌

چون گلستان گشته‌ام صد رنگ و خوش
مر مرا سجده کن از من سر مکش‌

کر و فر و آب و تاب و رنگ بین
فخر دنیا خوان مرا و رکن دین‌

مظهر لطف خدایی گشته‌ام
لوح شرح کبریایی گشته‌ام‌

ای شغالان هین مخوانیدم شغال
کی شغالی را بود چندین جمال‌

آن شغالان آمدند آن جا به جمع
همچو پروانه به گرداگرد شمع‌

پس چه خوانیمت بگو ای جوهری
گفت طاوس نر چون مشتری‌

پس بگفتندش که طاوسان جان
جلوه‌ها دارند اندر گلستان‌

تو چنان جلوه کنی گفتا که نی
بادیه نارفته چون کوبم منی‌

بانگ طاوسان کنی گفتا که لا
پس نه‌ای طاوس خواجه بو العلا

خلعت طاوس آید ز آسمان
کی رسی از رنگ و دعویها بدان‌

خلاصه حکایت این چنین است:

شغالی به درونِ خم رنگ‌ رزی  رفت و بعد از ساعتی بیرون آمد،رنگش عوض شده بود. وقتی آفتاب به او می‌تابید رنگها می‌درخشید و رنگارنگ می‌شد. سبز و سرخ و آبی و زرد و. .. شغال مغرور شد و گفت من طاووس بهشتی‌ام، پیش شغالان رفت. و مغرورانه ایستاد. شغالان پرسیدند؛ چه شده كه مغرور و شادكام هستی؟ غرورداری و از ما دوری می‌كنی؟ این تكبر و غرور برای چیست؟ یكی از شغالان گفت: ای شغالك آیا مكر و حیله‌ای در كار داری؟ یا واقعا پاك و زیبا شده‌ای؟ آیا قصد فریب مردم را داری؟
شغال گفت: در رنگهای زیبای من نگاه كن ،مانند گلستان صد رنگ و پرنشاط هستم. مرا ستایش كنید. و گوش به فرمان من باشید. من افتخار دنیا و اساس دین هستم. من نشانه لطف خدا هستم،زیبایی من تفسیر عظمت خداوند است. دیگر به من شغال نگویید. كدام شغال اینقدر زیبایی دارد. شغالان دور او جمع شدند او را ستایش كردند و گفتند ای والای زیبا، تو را چه بنامیم؟ گفت من طاووس نر هستم. شغالان گفتند: آیا صدایت مثل طاووس است؟ گفت: نه نیست. گفتند:آیا همچو طاوس می توانی پرواز کنی؟ گفت نه.گفتند: پس طاووس نیستی. دروغ می‌گویی زیبایی و صدای طاووس هدیه خدایی است. تو از ظاهر سازی و ادعا به بزرگی نمی‌رسی
. . .
این حکایت آشنا نقد حال ماست به این حکایت بهتر و عمیقتر بنگریم تا متوجه شویم که تمام آنچه مامی بینیم و تجربه می کنیم ، دو صورت داردیک صورت واقعی و ذاتی.و یک صورت ظاهری و نمایشی
یعنی بسیاری از ما در زندگی نقش بازی می کنیم و این نقش بازی کردن وقتی به امور دینی و مذهبی می رسد مذموم است و بسیار گمراه کننده.از شغالان طاوسی نمی آید
اگر خوب به اطرافمان بنگریم میبینیم که:
بسیاری هستند که نمایش #مهرورزی بازی می کنند اما مهرورز نیستند
نمایش #ادب_و_متانت را بازی می کنند اما با ادب و متانت نیستند
نمایش #نوع_دوست و خیر بودن را بازی می کنند،اما هیچکدام از اینها نیستند‌
و همچنین نمایش عالِم بودن،دانا بودن،خردورز بودن،دین دار بودن،پاک بودن،دلسوزبودن،خیرخواه بودن و .......

اما حقیقت این است که شغال تا همیشه نمی توتند مدعی طاوس بودن باشد؛بالاخره بارانی می رسد و رنگها را می شوید و رسوایی به بار می آورد.‌‌.

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

اندرآ، ای اصلِ اصلِ شادمانی شاد باش
اندرآ، ای آبِ آبِ زندگانی شاد باش

گَرْت بیند زندگانی، تا ابد باقی شود
وَرْت بیند مرده، هم داند که جانی، شاد باش

همچنین تو دم به دم آن جامِ باقی می‌رسان
تا شویم از دست و آن باقی تو دانی، شاد باش

بر نشانه‌یْ خاک ما اینک نشانِ زخم تو
ای نشانه‌، شاد زیّ و ای نشانی، شاد باش

ای هما کز سایه‌ات پَر یافت کوهِ قاف نیز
ای همایِ خوش‌لقایِ آن جهانی، شاد باش

هم ظریفی هم حریفی هم چراغی هم شراب
هم جهانی هم نهانی هم عیانی، شاد باش

تحفه‌های آن جهانی می‌رسانی دم به دم
می‌رسان و می‌رسان، خوش می‌رسانی، شاد باش

رخت‌ها را می‌کشاند جانِ مستان سویِ تو
می‌چشان و می‌کشان، خوش می‌کشانی، شاد باش

ای جهان را شاد کرده، وی زمین را جمله گنج
تا زمین گوید تو را کای آسمانی، شاد باش

گوهر آدم به عالم، شمس تبریزی، تویی
ای ز تو حیران شده بحر معانی، شاد باش

#مولانا

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

شده‌ام سپندِ حُسنت، وطنم میانِ آتش
چو ز تیر توست بنده بکشد کمان آتش

چو بسوخت جان عاشق ز حبیب سر برآرد
چه بسوخت اندر آتش که نگشت جان آتش؟

خُنُک آن که ز آتشِ تو سمن و گلش بروید
که خلیلِ عشق داند به صفا زبان آتش

که خلیلِ او، بر آتش، چو دخان، بوَد سواره
که خلیل مالک آمد به کفش عنان آتش

سحری صلایِ عشقت بشنید گوشِ جانم
که درآ در آتشِ ما، بجه از جهان آتش

دل چون تنور پر شد که ز سوز چند گوید،
دهنِ پر آتشِ من سخن از دهانِ آتش

#مولانا

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید

صوفی‌ِ چرخ خرقه و شال کبود خویش
تا جایگاه ناف به عمدا فرودرید

رومی روز بعد هزیمت چو دست یافت
از تخت‌ِ مُلک زنگی‌ِ شب را فروکشید

زان‌سو که تُرک شادی و هندوی غم رسید
آمد شدی‌ست دایم و راهی‌ست ناپدید

یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریخت
ناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید

زین راه نابدید معما کی بو برد
آنکه از شراب عشق ازل خورد یا چشید

حیران شده‌ست شب که کی رویش سیاه کرد
حیران شده‌ست روز که خوبش که آفرید

حیران شده زمین که چو نیمیش شد گیاه
نیمی دگر چرنده شد و زان همی‌چرید

نیمیش شد خورنده و نیمیش خوردنی
نیمی حریص پاکی و نیمی دگر پلید

شب مرد و زنده گشت‌ حیات است بعد مرگ
ای غم بکش مرا که حسینم‌، توی یزید

گوهر مزاد کرد که ‌«این را کی می‌خرد‌؟‌»
کس را بها نبود همو خود ز خود خرید

امروز ساقیا همه مهمان تو شدیم
هر شام قدر شد ز تو هر روز روز عید

درده ز جام باده که یسقون من رحیق
که‌اندیشه را نبرد جز عشرت جدید

رندان تشنه‌دل چو به اسراف می‌خورند
خود را چو گم کنند‌، بیابند آن کلید

پهلوی خُم وحدت بگرفته‌ای مقام
با نوح و لوط و کرخی و شبلی و بایزید

خاموش کن که جان ز فرح بال‌می‌زند
تا آن شراب در سر و رگ‌های جان دوید

#مولانا

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼


وقتی قهره اینو بفرست براش :♥🫂
@LLOoVE_yOoOU

ꕥ🤎ꖌریمیکس کردی کردی
┋☕️⮕@KING_gham122
ꕥ🤎ꖌحس شیرین آرامش
┋☕️⮕@halleee_khoob

ꕥ🤎ꖌتولد خرداد ماهی
┋☕️⮕@tavlod_shad98
ꕥ🤎ꖌویدئوهای رشدِ فردی
┋☕️⮕@khalse_daroon

ꕥ🤎ꖌزیباترین اشعار ، متن
┋☕️⮕@av_baroon
ꕥ🤎ꖌچه ویتامینی بخورم؟
┋☕️⮕@akhbarazmoon

ꕥ🤎ꖌاون گوشه از قلبم
┋☕️⮕@romantic313
ꕥ🤎ꖌبه وقت خندیدن
┋☕️⮕@fun_land12

ꕥ🤎ꖌکارگاه رایگان نویسندگی
┋☕️⮕@anahelanjoman
ꕥ🤎ꖌفواید بوسیدن یار
┋☕️⮕@asman_del

ꕥ🤎ꖌکتاب صوتی رایگان
┋☕️⮕@PARSHANGBOOK
ꕥ🤎ꖌموزیکای ترند قفلی
┋☕️⮕@CoCaein_musiic

ꕥ🤎ꖌیک بغل شـعـر
┋☕️⮕@Bi_Molaahezeh
ꕥ🤎ꖌتقویم نجومی همسران
┋☕️⮕@deltang_karbala_tabadol

ꕥ🤎ꖌکلیپ تولدت مبارک
┋☕️⮕@tvlodat_mobark
ꕥ🤎ꖌمتینگ ادیتوران حرفه‌ای
┋☕️⮕@editbe

ꕥ🤎ꖌحاجت دعا ذکر
┋☕️⮕@MofatihQuran
ꕥ🤎ꖌگردشگری ایران ما
┋☕️⮕@igardeshgari

ꕥ🤎ꖌتعقیبات اذکار روزانه
┋☕️⮕@azkarrozaneh
ꕥ🤎ꖌکتاب رایگان 𝐏𝐃𝐅
┋☕️⮕@PARSHANGBOOK_PDF

ꕥ🤎ꖌقابِ شاعرانه عشق
┋☕️⮕@arghavan_takbeyti
ꕥ🤎ꖌمشاوره روح و روان
┋☕️⮕@aramesh_roh_ravan

ꕥ🤎ꖌطبیعت و ایران گردی
┋☕️⮕@IiRan_Gardii
ꕥ🤎ꖌروان‌ شناسی موفقیت
┋☕️⮕@ravanshenasi_movafagh

ꕥ🤎ꖌخنده بازار مجازی
┋☕️⮕@Begooo_siib
ꕥ🤎ꖌدانستنیهای دیدنی جهان
┋☕️⮕@ajayeb_chargosheh_jahan

ꕥ🤎ꖌآرامشـم دلـبر جـانانممم
┋☕️⮕@delbarrr_jan
ꕥ🤎ꖌڪلیـپ استورے‌دلنوشتہ
┋☕️⮕@Baran_StoryHaam

ꕥ🤎ꖌمجموعه آموزشی عاشقان
┋☕️⮕@zendegiasheghaneh2
ꕥ🤎ꖌڪلیپہاے خنـده‌دار اینستاڪَراام
┋☕️⮕@baraniti

ꕥ🤎ꖌزندگی عاشقانه همسران
┋☕️⮕@zendegiasheghaneh1
ꕥ🤎ꖌزیباترین عکسنوشته پروفایل
┋☕️⮕@profail_torii

ꕥ🤎ꖌدرخواستی کتاب رایگان
┋☕️⮕@darkhaste_ketab
ꕥ🤎ꖌبیو قشنگ انگیزشی
┋☕️⮕@annnnnngize

ꕥ🤎ꖌقـلـبـم بـرای تــو
┋☕️⮕@Euphoria_NJ
ꕥ🤎ꖌتراپی با هنر
┋☕️⮕@baharrezinart

ꕥ🤎ꖌروانشناسی آرامش ذهن
┋☕️⮕@Ravanshenasilifestyle
ꕥ🤎ꖌکلیپ استوری اینستاگرام
┋☕️⮕@muzic_romantic97

ꕥ🤎ꖌاشعار ناااب مولانا
┋☕️⮕@molanay_gan
ꕥ🤎ꖌاستـوری‌ دلتنگ ڪـربـلا
┋☕️⮕@karbalaye_moala

ꕥ🤎ꖌآموزش نویسندگی رایگان
┋☕️⮕@amozshalpha
ꕥ🤎ꖌدلاویزترین شعرِ جهان
┋☕️⮕@Tak_beytiiiiiii

ꕥ🤎ꖌآموزش فنّ ِبیان گویندگی
┋☕️⮕@amoozeshegooyandegi
ꕥ🤎ꖌتوییت فان پُرتقـآلی
┋☕️⮕@Porteghaaleh_man

ꕥ🤎ꖌعشـقم/🅻🅞🆅🅔/زندڪَیم
┋☕️⮕@rain_lovee
ꕥ🤎ꖌذڪرهاے گره‌گشای سریع
┋☕️⮕@jomalate10rishteri

ꕥ🤎ꖌسنگین‌ ولی‌ محترم
┋☕️⮕@Dep_FSangin
ꕥ🤎ꖌگیــاهـان دارویـی‌‌ زیبایی
┋☕️⮕@salembem

ꕥ🤎ꖌصدای آرامش زندگی
┋☕️⮕@colbeeh_aramesh
ꕥ🤎ꖌتولد تولد تولد
┋☕️⮕@tavalod_love20

ꕥ🤎ꖌریمیکس رپی کوردی
┋☕️⮕@editor_kurdiiiii
ꕥ🤎ꖌتکست پروفایل استوری
┋☕️⮕@derangtime

شرکت‌درلیست‌کلیک‌کنید✅

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

لطافت دوستی

جورجو آگامبن، فیلسوف ایتالیایی،
در تفسیری بر نگرش ارسطویی به دوستی،
دوست را خویشتنِ دیگری تعریف می‌کند
که لطافتِ محضِ بودن را با او به اشتراک
می‌گذاریم

این تعریف از دوستی در نگاه نخست
شگفت‌انگیز می‌نماید

ارسطو در اخلاق نیکوماخوس
دوست را پیش از هر چیز کسی می‌داند که
ما را یاری می‌دهدتا استعدادهای بالقوه‌مان
را شکوفا سازیم، پیشرفت کنیم
و انسانی بهتر شویم

آگامبن این تعریف را نفی نمی‌کند
اما در شاهکار ارسطو اندیشه‌ای را می‌یابد
که به زعم خودش مهمتر است
و مغفول مانده: دوست کسی است که
زندگی را بر ما گواراتر می‌کند

از همین‌روست که می‌توانیم
در محضر دوست بی‌آن‌که معذب باشیم
سکوت کنیم، ساعت‌ها به گفت‌وگو
بنشینیم و گذر زمان را از یاد ببریم، یا با او
از مکنونات قلبی خویش سخن بگوییم
دوست، صرفاً با حضور خویش ما را
قادر می‌سازد تاحتی در دشوارترین لحظات،
شیرینیِ زندگی را بچشیم

از آنجا که شکننده‌ام،
از آن‌جا که زندگی دشوار است،
نیازمند لطافت‌ام، جرئتِ آسیب‌پذیر نمودنِ
خویش همانا فرصت دادن به تسلای
دلنشینِ دوستی است

📖فلسفه‌ی مواجهه با دیگری
صفحه(١٤٩-١٤٨)
#شارل_پپن_ترجمه_قاسم_مؤمنی

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼


▪️ایرانِ مینوسرشت


گوینده: نورالدّین ثابت ایمانی
سولیست: ابی


اشعار:
فردوسی و مصطفی سرخوش
آهنگ و تنظیم: بابک افشار


‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

در اتاقی که به اندازه‌ی  یک تنهایی‌ست
دل من، که به اندازه‌ی یک عشق است
به بهانه‌های ساده‌ی خوشبختی خود می‌نگرد
به زبان زیبای گلها در گلدان

"#شعر_و_خوانش_فروغ_فرخزاد"

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

چو بشنید پیران و اندیشه کرد
ز گفتار او شد دلش پر ز درد

چنین گفت کز من بد آمد به من
گر او راست گوید همی این سخن

ورا من کشیده به توران‌زمین
پراگندم اندر جهان تخم کین

شمردم همه باد گفتار شاه
چنین هم همی‌گفت با من پگاه

وزان پس چنین گفت با دل به‌مهر
که از جنبش و راز گردان‌سپهر

چه داند بدو رازها کی گشاد
همانا ز ایرانش آمد بیاد

ز کاووس وز تخت شاهنشهی
بیاد آمدش روزگار بهی

دل خویش زان گفته خرسند کرد
نه آهنگ رای خردمند کرد

همه راه زین‌گونه بد گفت‌وگوی
دل از بودنی‌ها پر از جست‌و‌جوی

چو از پشت اسپان فرود آمدند
ز گفتار یکباره دم برزدند

یکی خوان زرین بیاراستند
می و رود و رامشگران خواستند

ببودند یک هفته زین‌گونه شاد
ز شاهان گیتی گرفتند یاد

به هشتم یکی نامه آمد ز شاه
به نزدیک سالار توران‌سپاه

کزانجا برو تا به دریای چین
ازان پس گذر کن به مکران‌زمین

همی رو چنین تا سر مرز هند
وزانجا گذر کن به دریای سند

همه باژ کشور سراسر بخواه
بگستر به مرز خزر در سپاه

برآمد خروش از در پهلوان
ز بانگ تبیره زمین شد نوان

ز هر سو سپاه انجمن شد به روی
یکی لشکری گشت پرخاش‌جوی

به نزد سیاوش بسی خواسته
ز دینار و اسپان آراسته

به هنگام پدرود‌کردن بماند
به فرمان برفت و سپه را براند


#داستان_سیاوش
#بخش_صد_و_پنجم

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

روزیست اینکه حادثه کوس بلازده‌ست
کوس بلا به معرکهٔ کربلا زده‌ست

روزیست اینکه دست ستم ، تیشه جفا
بر پای گلبن چمن مصطفا زده‌ست

روزیست اینکه بسته تتق آه اهل بیت
چتر سیاه بر سر آل عبا زده‌ست

روزیست اینکه خشک شد از تاب تشنگی
آن چشمه‌ای که خنده بر آب بقا زده‌ست

روزیست اینکه کشتهٔ بیداد کربلا
زانوی داد در حرم کبریا زده‌ست

امروز آن عزاست که چرخ کبود پوش
بر نیل جامه خاصه پی این عزا زده‌ست

امروز ماتمی‌ست که زهرا گشاده موی
بر سر زده ز حسرت و واحسرتا زده‌ست

یعنی محرم آمد و روز ندامت است
روز ندامت چه ، که روز قیامت است

روح القدس که پیش لسان فرشته‌هاست
از پیروان مرثیه خوانان کربلاست

این ماتم بزرگ نگنجد در این جهان
آری در آن جهان دگر تیر این عزاست

کرده سیاه حله نور این عزای کیست
خیرالنسا که مردمک چشم مصطفاست

بنگر به نور چشم پیمبر چه می‌کنند
این چشم کوفیان چه بلا چشم بی‌حیاست

یاقوت تشنگی شکند از چه گشت خشک
آن لب که یک ترشح از او چشمهٔ بقاست

بلبل اگر ز واقعه کربلا نگفت
گل را چه واقعست که پیراهنش قباست

از پا فتاده است درخت سعادتی
کزبوستان دهر چو او گلبنی نخاست

شاخ گلی شکست ز بستان مصطفا
کز رنگ و بو فتاد گلستان مصطفا

ای کوفیان چه شد سخن بیعت حسین
و آن نامه‌ها و آرزوی خدمت حسین

ای قوم بی‌حیا چه شد آن شوق و اشتیاق
آن جد و هد درطلب حضرت حسین

از نامه‌های شوم شما مسلم عقیل
با خویش کرد خوش الم فرقت حسین

با خود هزار گونه مشقت قرار داد
اول یکی جدا شدن از صحبت حسین

او را به دست اهل مشقت گذاشتید
کو حرمت پیمبر و کو حرمت حسین

ای وای بر شما و به محرومی شما
افتد چو کار با نظر رحمت حسین

دیوان حشر چون شود و آورد بتول
پر خون به پای عرش خدا کسوت حسین

حالی شود که پرده ز قهر خدا فتد
و ز بیم لرزه بر بدن انبیا فتد

یا حضرت رسول حسین تو مضطر است
وی یک تن است و روی زمین پر ز لشکر است

یا حضرت رسول ببین بر حسین خویش
کز هر طرف که می‌نگرد تیغ و خنجر است

یا حضرت رسول ، میان مخالفان
بر خاک و خون فتاده ز پشت تکاور است

یا مرتضا ، حسین تو از ضرب دشمنان
بنگر که چون حسین تو بی‌یار و یاور است

هیهات تو کجایی و کو ذوالفقار تو
امروز دست و ضربت تو سخت درخور است

یا حضرت حسن ز جفای ستمگران
جان بر لب برادر با جان برابر است

ای فاطمه یتیم تو خفته‌ست و بر سرش
نی مادر است و نی پدر و نی برادر است

زین العباد ماند و کسش همنفس نماند
در خیمه غیر پردگیان هیچ کس نماند

یاری نماند و کار ازین و از آن گذشت
آه مخدرات حرم ز آسمان گذشت

واحسرتای تعزیه داران اهل بیت
نی از مکان گذشت که از لامکان گذشت

دست ستم قوی شد و بازوی کین گشاد
تیغ آنچنان براند که از استخوان گذشت

یا شاه انس و جان تویی آن کز برای تو
از صد هزار جان و جهان می‌توان گذشت

ای من شهید رشک کسی کز وفای تو
بنهاد پای بر سر جان وز جهان گذشت

جانها فدای حر شهید و عقیده‌اش
که آزاده وار از سر جان در جهان گذشت

آنرا که رفت و سر به ره به ذوالجناح باخت
این پای مزد بس که به سوی جنان گذشت

وحشی کسی چه دغدغه دارد ز حشر و نشر
کش روز نشر با شهدا می‌کنند حشر
 
#وحشی_بافقی

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به شوق
دردت بغل گرفته پریشان شوم به شوق

خواهم شوی تو زلزله ویران کنی مرا
زیر نگاه مهر تو پنهان شوم به شوق

تا بر ضریحِ چشم تو، جانم دخیل بست
گفتم کرامتی شود انسان شوم به شوق

دردی نشسته در دلِ من زار می زند
خرجش فقط دو بوسه و درمان شوم به شوق

آغاز عشق با تو مرا بود و دل سرود
ای کاش در کنار تو پایان شوم به شوق

#طارق_خراسانی

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

عاشقی بودست در ایام پیش
پاسبان عهد اندر عهد خویش

سالها در بند وصل ماه خود
شاهمات و مات شاهنشاه خود

عاقبت جوینده یابنده بود
که فرج از صبر زاینده بود

گفت روزی یار او که امشب بیا
که بپختم از پی تو لوبیا

در فلان حجره نشین تا نیم‌شب
تا بیایم نیم‌شب من بی طلب

مرد قربان کرد و نانها بخش کرد
چون پدید آمد مهش از زیر گرد

شب در آن حجره نشست آن گرمدار
بر امید وعدهٔ آن یار غار

بعد نصف اللیل آمد یار او
صادق الوعدانه آن دلدار او

عاشق خود را فتاده خفته دید
اندکی از آستین او درید

گردگانی چندش اندر جیب کرد
که تو طفلی گیر این می‌باز نرد

چون سحر از خواب عاشق بر جهید
آستین و گردگانها را بدید

#حضرت_مولانا


در روزگاران پیش عاشقی زندگی می کرد
که سالها زیادی در سوز و گداز عشق محبوب
خویش بسر می برد
بالاخره روزی به آرزوی خود رسید
و از معشوق جوابی شنید که در فلان شب
و در فلان مکان
منتظر من باش تا خودم بیایم

عاشق با شنیدن چنین پیغامی
آنچنان خوشحال شد
و روح مرده اش جان گرفت که نذرها داد
و قربانی کرد

بهرحال شب شد
و آن مرد عاشق در محل قرار ساعتها
منتظر معشوق خود ماند
نیمه های شب وفق قراری که گذاشته بودند
معشوق به محل آمد اما متاسفانه عاشق و
دلداده ی خود را در خوابی عمیق یافت
وقتی دختر این را دید
چند تا گردو در جیب مرد گذاشت و رفت

هنگام سحر وقتی عاشق از خواب بیدار شد
دید ای داد و بیداد
معشوق آمده و او در خواب بوده
به گردوها نگاه کرد و افسوس خورد
که معشوق همچین پیام سختی به او داده
و غیر مستقیم بهش گفته بود که کار تو
عشقبازی نیست و تو ای مرد مدعی
تو در میدان عشق هنوز کودک هستی
و باید با گردوها بازی کنی
کار عشق کار هوس نیست

برداشت :
آثارعشق در احوال واعمال عاشق آشکار است
و همینطور آثار هوس هم

صد البت تشخیص این دو از هم
یعنی تمییز « عشقبازی و بازی با عشق »
کار عقل است و آگاهی زیاد


#حضرت_حافظ

عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز
زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس


البته لازم بذکر است که داشتن عشق
لزوما رابطه داشتن با غیر همجنس نیست
ارتباط عاشقانه « مولانا و شمس»
نمونه بارز و شگرف در اینخصوص است

و صد البت عشق مجازی یا عشق به هم‌نوع
از نظر عرفا وسیله و مقدمه‌یی است
برای رسیدن به عشق حقیقی
به شرط این‌که احساسات معنوی را برانگیزد
و عاشق به کمال برسد
«درغیر این صورت ازنظر عرفامذموم است»

عشق ز اوصاف خدای بی‌نیاز
عاشقی بر غیر او باشد مجاز

عشق مجازی در اصل
پرتویی از عشق حقیقی و الهی است
زیرا حسن و زیبایی‌ای که در جهان است
جلوه‌یی از شاهد ازلی‌ست
مزیت عمدۀ عشق انسانی و مجازی آن است
که موجب تزکیۀ نفس و دوری از خودخواهی
و منیت در انسان می‌شود
به طوری که عاشق دیگری را بر خود
مقدم می‌دارد
و در راه معشوق فداکاری و ایثار می‌کند.

لایب نیتس حکیم آلمانی
در تعریف این نوع عشق می‌گوید
تمتع بردن از سعادت غیرست و این‌که انسان
سعادت دیگر کس را
بر سعادت خویش برتر شمرد

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

دلم هواي چنان سرو نازنين دارد
که مشگ سوده بر اطراف ياسمين دارد

ز مهر زهره جبيني شدم ستاره فشان
که داغ بندگيش ماه بر جبين دارد

هزار عاقل فرزانه گشت ديوانه
از آن دو سلسله کز زلف عنبرين دارد

کمان گرفت و کمين کرد چشم شوخش باز
هزار فتنه و آشوب در کمين دارد

ز همنشيني جانان تمتعي يابد
کسي که دولت و اقبال همنشين دارد

زهي حبيب که از بهر وحي آيت عشق
ز جبرئيل نهاني دگر امين دارد

بگفت عاقبت از عشق کشته خواهي شد
حسين خود ز جهان آرزو همين دارد

#منصور_حلاج

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح
بر دل نفس شیشه گرانست دم صبح

از هم نگسسته است درو قافله فیض
پیوسته بهار است و خزانست دم صبح

بر راه تو ای قافله گریه خونبار
از دیده شبنم، نگرانست دم صبح

تا ثبت کند دمبدم ارقام سعادت
بر لوح تو کلک دو زبانست دم صبح

تا بر تو کند کوتهی عمر تو روشن
دایم بدو لب گرم بیانست دم صبح

برخیز که بیداری شب تازه کند جان
هر روز ازین روی جوانست دم صبح

از حسرت ایام شریفی که شد از دست
آهی زدل پیر جهانست دم صبح

شاید رسی ای دیده بگرد اثر او
بشتاب، که خوش گرم عنانست دم صبح

با خواهش دنیاست چه دشوار دم مرگ
بردیده پر خواب، گرانست دم صبح

تا دمبدم آری زدم باز پسین یاد
هر روز از آن برتو عیانست دم صبح

تا چشم نظر کار کرد، پرگل فیض است
باغ نظر دیده ورانست دم صبح

ای مرده دل، از فیض سحر زنده توان شد
واعظ، همه عالم تن و جانست دم صبح

میرزا -محمد -رفیع-ملقب -به -رفیع‌الدین

#واعظ_قزوینی
#صبح_بخیر

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

ای دشمن روزه و نمازم
وی عمر و سعادت درازم

هر پرده که ساختم دریدی
بگذشت از آن که پرده سازم

ای من چو زمین و تو بهاری
پیدا شده از تو جمله رازم

چون صید شدم چگونه پرّم؟
چون ماتِ توام دگر چه بازم؟

یکبارگی از وفا مشو دست
یک بارِ دگر ببین نیازم

خاموش که عاقبت مرا کار
محمود بُوَد، چو من ایازم


#مولانا

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

#بیدار_شو
#همایون_شجریان


بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
بیزار شو بیزار شو وز خویش هم بیزار شو

#مولانا


‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

در چه مواقعی خلوت خوبه؟

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

من از عالم تو را تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم؟!

دل من چون قلم اندر کف توست
ز توست ار شادمان و گر حزینم

به جز آنچه تو خواهی من چه باشم؟
به جز آنچه نمایی من چه بینم؟

گه از من خار رویانی گهی گل
گهی گل بویم و گه خار چینم

مرا تو چون چنان داری چنانم
مرا تو چون چنین خواهی چنینم

در آن خمّی که دل را رنگ بخشی
چه باشم من، چه باشد مهر و کینم؟

تو بودی اوّل و آخر تو باشی
تو به کن آخرم از اولینم

چو تو پنهان شوی، از اهل کفرم
چو تو پیدا شوی، از اهل دینم

به جز چیزی که دادی من چه دارم؟
چه می جویی ز جیب و آستینم؟

#مولانا

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

سرِ من مستِ جمالت، دلِ من دامِ خیالت
گُهرِ دیده نثارِ، کفِ دریایِ تو دارد

اگرم در نگشایی، ز رهِ بام درآیم
که زهی جانِ لطیفی، که تماشایِ تو دارد

به دو صد بام برآیم، به دو صد دام درآیم
چه کنم! آهویِ جانم، سرِ صحرایِ تو دارد

#مولانا
#صبح_بخیر
#امروز_با_مولانا

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

«کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا»

▪️فرا رسیدن عاشورای حسینی، تسلیت باد ...

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

بیار ای ساقی وحدت شراب ارغوانی را
که من بی او نمی خواهم شراب جاودانی را

بیاور ساقیا جامی که تا جان را بر افشانم
که مستان نیک می دانند راه جان فشانی را

منم آن خضر عیسی دم که بر ظلمت چو بگذشتم
به روح عاشقان دادم حيات جاودانى را

بیا ای موسی عمران می ارنی ستان از من
که تا بیرون کنی از سر خمار لن ترانی را

مدار ای ساقی باقی،می صافی دریغ از ما
که کردم در سر و کارت سر و کار جوانی را

نداند قدر من دنیا از آن ای مرد دنیاجو
که هندو باز نشناسد متاع‌ رایگانی را

نعیمی طاقت و هوشت نماند ذره ای بی شک
کنم گر آشکارا من به تو راز نهانی را


#شاه_فضل_الله_نعیمی

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

چشمِ آلوده‌نظر، از رخِ جانان دور است
بر رخِ او نظر از آینهٔ پاک انداز

#حضرت_حافظ


برای دیدن جمال معشوق حقیقی
باید از آلودگی‌های ظاهری وباطنی دوری کرد

چشم آلوده به گناه
قادر به دیدن زیبایی‌های معنوی نیست

دل انسان مانند آینه‌ای است که اگر
زنگار گناه و ناپاکی بر آن بنشیند
نمی‌تواند تصویر واقعی را منعکس کند
برای دیدن جمال یار
باید این آینه را از هرگونه آلودگی پاک کرد

و در وصف چه زیبا می گوید
#حضرت_منصور_حلاج

در عشق دو رکعت است
که وضوءِ آن درست نیابد الا به خون

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

بیت‌هایی از حافظ در نکوهش تزویر و ریا


حافظا مى خور و رندى كن و خوش باش ولى
دامِ تزوير مكن چون دگران قرآن را
──⊱
باده‌نوشى كه درو روى و ريایى نبود
بهتر از زهدفروشى كه درو روى و رياست
──⊱
غلام همّت آن نازنينم
كه كار خير بى‌روى و ريا كرد
──⊱
بشارت بر به كوى مى‌فروشان
كه حافظ توبه از زهد و ريا كرد
──⊱
من و همصحبتى اهل ريا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
──⊱
نقد صوفى نه همه صافى بى‌غش باشد
اى‌بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
──⊱
خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان
تا سيه‌روى شود هركه درو غَش باشد
──⊱
خدا زان خرقه بيزارست صد بار
كه صد بُت باشدش در آستينى
──⊱
آتش زهد و رياخرمن دين خواهد سوخت
حافظ اين خرقۀ پشمينه بينداز و برو
──⊱
مبوس جز لب ساقىّ و جام مى حافظ
كه دست زهدفروشان خطاست بوسيدن
──⊱
در ميخانه ببستند خدايا مپسند
كه در خانۀ تزوير و ريا بگشايند
──⊱
مى خور كه شيخ و حافظ و مفتىّ و محتسب
چون نيك بنگرى همه تزوير مى‌كنند
──⊱
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مى‌كنند
چون به خلوت مى‌روند آن كار ديگر مى‌كنند
──⊱
مى خور كه صد گناه ز اغيار در حجاب
بهتر ز طاعتى كه به روى و ريا كنند

#حافظ

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

تا به آخر نفسم تَرکِ تو در خاطر نیست
عشق خود نیست اگر تا نفسِ آخر نیست

اثر شیوه‌ی منظور کند هر چه کند:
میلِ این فتنه نخست از طرفِ ناظر نیست

عیب مجنون مکن ای منکرِ لیلی که ز دور
حالتی هست که آن بر همه کس ظاهر نیست

دیده گستاخ نگاهست بر آن مست غرور
در کمین‌گاه نظر غمزه مگر حاضر نیست

همه جا جلوه‌ی حُسن تو و مشتاق وصال
همه تن دیده و بر نیم نظر قادر نیست

وحشی آن چشم کز او نیست ترا پای گریز
بست چون پای تو بی‌سلسله گر ساحر نیست

#وحشی‌_بافقی

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…

🌼مولانای جان🌼

همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانی
وین همه لطف ندارد تو مگر سرو روانی

نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند
همه اسم‌اند و تو جسمی همه جسم‌اند و تو جانی

تو مگر پرده بپوشی و کست روی نبیند
ور همین پرده زنی پرده خلقی بدرانی

تو ندانی که چرا در تو کسی خیره بماند
تا کسی همچو تو باشد که در او خیره بمانی

نوک تیر مژه از جوشن جان می‌گذرانی
من تنک پوست نگفتم تو چنین سخت کمانی

هر چه در حسن تو گویند چنانی به حقیقت
عیبت آن است که با ما به ارادت نه چنانی

رمقی بیش نمانده‌ست گرفتار غمت را
چند مجروح توان داشت بکش تا برهانی

بیش از این صبر ندارم که تو هر دم برِ قومی
بنشینی و مرا بر سر آتش بنشانی

گر بمیرد عجب ار شخص و دگر زنده نباشد
که برانی ز در خویش و دگربار بخوانی

سعدیا گر قدمت راه به پایان نرساند
باری اندر طلبش عمر به پایان برسانی

#سعدی
#صبح_بخیر

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🌼❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌

Читать полностью…
Subscribe to a channel