3345
📙📌کتاب خوان🙂 کتاب ها نجاتم دادند؛ من به آن ها پناه می بردم و در داستان هایشان زندگی می کردم.📚 پیشنهادات👇 https://t.me/HarfinoBot?start=88b33f3d765c757 . We respect the copyright and will not be violated in our channel .
کاپیتان پانزده ساله
#ژول_ورن
🌱🎯اونها که دنبال رشد و پیشرفت هستند
قطعا این فولدر رو از دست نمیدن
👇👇👇👇👇
/channel/addlist/7Z8l7gSkEkBiY2Nk
❇️💎پیشنهاد ویژه عضویت:
@organicketo
تنها کسی که باقی ماند
#رایلی_سیجر
کسی که خود را بیش از حد پاک نشان میدهد
گرفتار سرکوب های آلودهتری است.
ـ زیگموند فروید
در این روزهای سخت که قطعا هر کدام با روشی شخصی سعی میکنیم تحمل کنیم و صبور باشیم ، حواسمان به صمیمیت هایمان باشد . گاهی آغوشی ، همراهی با بغضی ، نگاه عمیقی و حضوری کوتاه اما پررنگ ، می تواند روانی را از فروپاشی نجات دهد .
#پونه_مقیمی
و دیگر این که زیاد خسته و به همهچیز بیعلاقه هستم.
فقط روزها را میگذرانم و هر شب بعد از صرف اشربه مفصل خودم را به خاک میسپارم و یک اخ و تف هم روی قبرم میاندازم.
اما معجز دیگرم اینست که صبح باز بلند میشوم و راه میافتم.
نامه به جمالزاده
#صادق_هدایت
آدمی فقط وقتی آرام میشود
که خودش را از قضاوت خودش نجات دهد
-دونالد وینی کات
نشانه ی یک انسان رشد نیافته این است که میخواهد شرافتمندانه برای هدفی بمیرد، ولی نشانه ی یک انسان رشد یافته این است که می خواهد برای یک هدف، متواضعانه زندگی کند.
ناطور دشت
#جی_دی_سلینجر
وای بر او اگر آدمی به حقارت دیگران بوده باشد و جز سرنوشتی حقیر از زندگی نصیبی نبرد.
بیابان تاتارها
#کتاب_صوتی
📘#سینوهه_پزشک_مخصوص_فرعون
🖊#میکا_والتاری
یک ریسمان فکندی
بردیم بر بلندی
من در هوا معلق
وآن ریسمان گسسته
_مولانا
📚کتابهایی که شما پیشنهاد دادین:
سینوهه
عشق سالهای وبا
ژرمینال
قلعه مالویل
برادران کارامازف
از حال بد به حال خوب
ژاک قضا و قدری
بلندیهای بادگیر
شوهر آهو خانم
سمفونی مردگان
کتابخانه نیمه شب
داستانهای بلکین
سنگ صبور
قلب سگی
تاملات مارکوس اورلیوس
مرشد و مارگریتا
ربه کا
سال بلوا
هنر شفاف اندیشیدن
پاسخ به تاریخ
انقلاب سفید
بینوایان
دیروز و امروز
جنایت و مکافات
وقتی نیچه گریست
در باب حکمت زندگی
صد سال تنهایی
وقتی بدن نه می گوید
کلیدر
یک عاشقانه ی آرام
بادبادک باز
۱۹۸۴
باباگوریو
شور زندگی
سایه باد
خرمگس
بیابان تاتارها
بیداری
باید قبول کنیم که بعضی از آدما وقتی که باهاشون ارتباط نداریم قشنگن،
وقتی که باهاشون نون و نمک نخوردیم قشنگن،
وقتی که راز هامونو نمیدونن قشنگن،
وقتی که ضعف هامونو نمیدونن قشنگن،
وقتی تو خلوتمون راه پیدا نکردن قشنگن،
خلاصه که بعضی آدما از دور قشنگن،
دور نگهشون دارید تا صدمه نبینید.
چاه بابل
#رضا_قاسمی
من که هرگز عامدانه دیگری را نرنجاندهام، حق ندارم خودم را برنجانم.
_مارکوس اورلیوس
_تاملات
دیگر زندگی را چندان آسان نمیبینم. حساسیتهای من به جای آنکه کمتر شود، مدام بیشتر میشود. هرچیز بیارزش و ناچیزی آزارم میدهد.
_نامههای ژرژ ساند و گوستاو فلوبر
_آوازهای کوچکی برای ماه
دیر میفهمم که کسی دارد با من بدرفتاری میکند؛ همیشه جا میخورم: انگار «شر» به نظرم غیرواقعیست.
ـ ادوارد لو
کتاب ها آینه اند؛ فقط چیزی را در آن ها می بینی که از پیش در درونت داری.
_سایه باد
_کارلوس روئیث زافون
به قدم زدن در خیابانها ادامه دادم، بیآنکه در قید چیزی باشم، ول میگشتم،
بیآنکه نیازی داشته باشم در گوشهای ایستادم، مسیرم را عوض کردم، یکی از خیابانهای جانبی را که کاری در آن نداشتم در پیش گرفتم.
همه چیز را به حال خود میگذاشتم، در بامداد شاد، ول میگشتم، بیخیالیام را در میان آدمهای خوشبخت دیگر به این سو و آن سو میکشاندم. هوا خالی و روشن بود و بر جانم سایهای نبود.
#کنوت_هامسون
احساس میکند انگار آنقدری از خودش باقی نمانده که خطر کند و آن را هم در اختیار کس دیگری بگذارد.
سیر عشق
-آلن دو باتن
وانمود کن او را نمیبینی
#مری_هیگینز_کلارک
هربار که کتابی برمی داشتم،برایم مثل قرار بود.برای یکی دو ساعت،به جای دنیای کسل کننده خودم،بخشی از دنیای کتاب می شدم...
بخش دی
#فریدا_مک_فادن
@welll_read
مردانی رشید، دلبسته به احتمالی موهوم
که با گذر زمان پیوسته ضعیفتر میشد، روشنترین روزهای عمرشان را در اینجا تباه میکردند.
📚بیابان تاتارها
خواستن، ما را میسوزاند و
توانستن، ما را به فنا میدهد
ولی دانستن؛ سبب آرامش مداوم
در سازمان ضعیف وجود میشود.
چرم ساغری
#اونوره_دو_بالزاک
حتی اگر جوانیاش همچون خدایان صدها و صدها سال میپایید، سهمش از آن به همین ناچیزی بود.
او انسان بود و عمری کوتاه و معمولی داشت که هیچ چیز نبود جز شهابی پرشتاب و بیدوام، نعمتی ناچیز که با تنگچشمی به او داده شده بود.
بیابان تاتارها
ـ دینو بوتزاتی
@welll_read
انسانهای بیاندوه،
به معنای متعالی کلمه،
هرگز «انسان» نبودهاند و نخواهند بود.
از این صافیِ انسانساز نترس!
- نادر ابراهیمی
چراغِ پُر نور ضروری نیست.
برای زندگی در غَرابت و شگفتی،
شمعی قلمی کافی است،
به شرط آنکه صادقانه بسوزد.
مالون میمیرد
#ساموئل_بکت