3345
📙📌کتاب خوان🙂 کتاب ها نجاتم دادند؛ من به آن ها پناه می بردم و در داستان هایشان زندگی می کردم.📚 پیشنهادات👇 https://t.me/HarfinoBot?start=88b33f3d765c757 . We respect the copyright and will not be violated in our channel .
امان از دست دغلبازی مذهب که پاداش و کیفر را حواله آخرت کرده است تا ترسوها و بردگان و رنجوران را تسلا دهد و برآنِشان بدارد که صبورانه سر پیش اربابان خم کنند و این زندگی خاکی را بیهیچ آه و نالهای متحمل شوند.
این مذهب چه بساط بدهبستانی است که در این دنیا یک شاهی روی آن میاندازی و در آخرت کرورها شاهی عوض میگیری! چه دغلبازی و رشوهخواری و حماقتی!
نه، انسانی که در امید بهشت و ترس از جهنم است نمیتواند آزاد باشد. شرم بر ما باد اگر همچنان در کار مست شدن در میخانههای امید و دخمههای ترس باشیم.
گزارش به خاک یونان
#نیکوس_کازانتزاکیس
@welll_read
اگر چه انسان ها به ظاهر شبیهاند ولی همگی را نمی توان به سادگی فریفت و به بازی کشانید. همه را نمی توان در قالبهای از پیش ساخته شده جای داد و از حرکت بازداشت. تمامی انسان ها را نمی توان از انسانیت تهی کرد و چشم و گوش و زبان و مغزشان را فرو بست...
آسیاب خدایان
#سیدنی_شلدون
ما وقتی احتیاج وادارمان کند با آدمهای منفور نیز ناچاریم روابطی برقرار کنیم.
قمار باز
#داستایفسکی
اینجا شهر آدم جعبه ای هاست
شرط اصلی سکونت در آن
ناشناس بودن است و حق شهروندی
فقط به کسانی داده میشود
که کسی نباشند!
آدم جعبه ای
#کوبو_آبه
@welll_read
وقتی دنبال کتابی هستی که آرومت کنه این هفت کتاب رو بخون:
شفای زندگی
گندزدایی از مغز
تمرین نیروی حال
تکه هایی از یک کل منسجم
از حال بد به حال خوب
رهایی از زندان ذهن
شادمانی درونی
بیشک اگر غریبهای هم در خیابان گریه کند؛
او را همراهی خواهم کرد.
"راستی چرا نمیتوانیم با یکدیگر برادرانه رفتار کنیم؟ چرا حتی شریفترین انسانها به نظر میرسد چیزی را از دیگران مخفی میکنند؟ چرا آنچه را که در قلب خود داریم، دقیقاً بر زبان نمیآوریم؛ اگر واقعاً منظورمان همان است؟ با این وجود، همه سعی دارند نفرتانگیزتراز آنچه هستند؛ به نظر آیند. گویی هراس دارند اگر خود را براحتی به نمایش بگذارند، این عمل توهینی به احساسات آنها تلقی گردد."
شبهایروشن
#داستایوفسکی
هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم، احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم…
Читать полностью…
از میان تمامی ناملایماتی که تقدیر رقم میزند، مصیبتبارتر از همه این است که به یاد میآوریم زمانی شاد بودهایم.
تسلایفلسفه از بوئتیوس
برگردی هم کجا خواهی ماند؟
آن خانه ای که پناهت بود، اکنون فروریخته.
و نقصهایش را میشناسد، میداند که بسیار شکست خواهد خورد، میداند در برخی مواقع امکان پیروزی یا حتا جنگ هم ندارد، میداند که نمیتواند جدا از دیگران باشد و نه فقط گاهی به کمک دیگران احتیاج دارد بلکه گاهی نیاز به تایید دیگران هم دارد و روحیه خود را باید در میان جمع حفظ کند. به بیان دیگر در ذهنیت کوئلیو انسان کامل وجود ندارد؛ بلکه انسان متکامل. از دید کوئلیو انسان پیوسته باید رزم کند و قدمی دیگر به جلو بردارد.
رزم آور نور
#پائولو_کوئیلو
#برادران_کارامازوف
#داستایوفسکی
#برادران_کارامازوف
#داستایوفسکی
خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را میدید میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.
سوگ سیاوش
#شاهرخ_مسکوب
#برادران_کارامازوف
#داستایوفسکی
عطر نفس تو غرق باروت شده
چشم تو به خون نشسته مبهوت شده
هر روز ز اندوه تو میمیرم چون
گهوارهی دستان تو تابوت شده
#شیوارحمتی
درخت آزادی
و در دشتی سبز
در روزی روشن
درختی می روید
درختی که از زلال ترین
خون لاله های دشت سیراب گشته
درختی غیور
درختی پر از گل های سرخ
درختی که ریشه هایش
در خاک و خون جوانه زده
و در سایه ی خورشید
به بار نشسته
درختی به نام "آزادی"
در سرزمین"ایران"
#سپیده_ش
ارسالی از شما
آنجا که کلمات عقیماند،
از سکوت معنا زاییده میشود.
ترس همیشه اونجاست و به شکل ها و در زمان های متفاوتی به سراغ ما میاد و غافلگیرمون می کنه، اما ترسناکترین کاری که ممکنه در چنین مواقعی انجام بدیم، اینه که چشمامونو ببندیم و به اون پشت کنیم، چون در همچین موقعی باارزشترین جوهره ی وجودمون رو به چیز دیگه ای تسلیم می کنیم
نفر هفتم
#هاروکی_موراکامی
قانع بودیم اما
تحمل اینهمه رنج، جانی دوباره میخواست
#ویولتیا
از زندگی کردن بدون اینکه واقعاً زندگی کنم خسته شدم.
پنج قدم فاصله
#ریچل_لیپینکات
گلوله هم نمیتواند اثر کند، در سینهای که امید باشد.
#واچلیا
عجالتا من هم دست و دلم پی کار نمیرود.
روزها را به طور احمقانهای به شب میآورم
و شب هم احمقانهتر از روز میگذرد.
از احوال بروبچهها خواسته باشی،
پناه برخدا، همه زندهاند و در کثافت خود غوطهور میباشند.
#صادق_هدایت
دروغ است که آدمها دلشان میخواهد
خودشان زندگی شان را تعیین کنند و قواعد اخلاقی ویژه خود را بنیان نهند و
آزاد باشند
آدمیان از چنین آزادیای میترسند و
زیر بار مسئولیت آن نمیروند
کسی باید برای آنها تصمیم بگیرد
باید نیرویی "دولت، حکومت، نظام و
یا سیستم اخلاقی، ایدئولوژی، و..."
وجود داشته باشد
که مسئولیت تعیین ارزشها را بپذیرد و
آنها را به مردم تحمیل کند
این نیرو فقط کافی است
شکم آنها را سیر کند و
خبری از معجزه و امیدی به آینده
به آنها بدهد، تا آرام بمانند...!
برادران کارامازوف
#فئودور_داستایوفسکی