institutetehran | Unsorted

Telegram-канал institutetehran - اندیشکده تهران | Tehran Institute

9905

اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com

Subscribe to a channel

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چرا جمهوری‌خواهان سنا با ترامپ به اختلاف خورده‌اند؟

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی

🔹یک سال پیش جمهوری‌خواهان سنا در اتحادی مستحکم با ترامپ بودند و سیاست‌های مدنظرش را در کنگره پیگیری می‌کردند. اما اکنون در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای به وضعیت تعارض منافع با ترامپ دچار شده‌اند که باعث شده اتحاد گذشته ترک بردارد. ترکیبی از جنگ با ایران، افزایش قیمت بنزین و نارضایتی عمومی از جنگ طرح ترامپ برای اثبات شهروندی حین رأی‌دادن جمهوری‌خواهان را به تقابل با ترامپ کشانده است.
 
💢خصومت قدیمی ترامپ با رهبر جمهوری‌خواهان سنا

🔸کینه ترامپ از جان ثون به سال ۲۰۲۰ باز می‌گردد، هنگامی که او از ادعاهای ترامپ در خصوص پیروزی‌اش در انتخابات حمایت نکرد. از آن موقع ترامپ کوشید تا ثون را از معادلات قدرت در سنا حذف کند. در انتخابات مقدماتی سنا در ایالت داکوتای جنوبی، ترامپ برای شکست ثون، حملات شدیدی به او کرد. با این وجود، این سناتور توانست رقبای هم‌حزب خود را شکست دهد و مجدداً نماینده این ایالت به‌شدت جمهوری‌خواه در سنا گردد. پیروزی ثون علی‌رغم حملات رسانه‌ای ترامپ، تکیه‌گاهی برای استقلال عمل نسبی او شد. پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، این دو شخص حداقل در ظاهر روابط خود با یکدیگر را بهبود بخشیدند و ثون توانست رهبری جمهوری‌خواهان سنا را به دست آورد. حال به نظر می‌رسد دوباره اختلاف میان ترامپ که وفاداری می‌خواهد و ثون که پایگاه رأی مستقلی دارد در حال افزایش است.

💢نارضایتی جمهوری‌خواهان از جنگ با ایران

🔸افزایش قیمت کالاها مخصوصاً بنزین، نگرانی جمهوری‌خواهانی را برانگیخته است که در انتخابات سنای امسال شرکت خواهند کرد. هم‌حزبی‌های ترامپ در سنا تاکنون تقریباً انسجام خود را برای حمایت از جنگ حفظ کرده‌اند، اما نشانه‌ها مبنی بر شکستن این انسجام آشکار شده است. در آخرین رأی‌گیری سنا برای پایان جنگ با ایران، سوزان کالینز، سناتور جمهوری‌خواه ایالت مین که رقابت سختی با تروی جکسون دموکرات خواهد داشت، به پایان جنگ رأی داد. سایر جمهوری‌خواهان نیز بر ترامپ فشار می‌آورند تا جنگ را پیش از بحرانی شدن اقتصاد آمریکا به پایان برساند.

🔸این نارضایتی به بودجه سال آینده پنتاگون و بودجه جنگ با ایران تسری پیدا کرده است. مورد دوم چالش بیشتری دارد و مشخص نیست جمهوری‌خواهان سنا چگونه به آن رأی خواهند داد. هم‌اکنون جان ثون هشدار داده است که احتمالاً ۵۰ رأی کافی برای تصویب بودجه جنگ با ایران وجود ندارد. یعنی برخی از جمهوری‌خواهان رأی مثبت نخواهند داد. این طرح، بودجه اصلاحی ۲۰۲۶ است، به همین دلیل دموکرات‌ها نمی‌توانند برخلاف بودجه سال آینده پنتاگون با فیلیباستر مانع تصویب آن شوند. حتی با وجود این شرایط، جمهوری‌خواهان به دلیل وضعیت اقتصادی نابسامان هنوز نتوانسته‌اند اکثریت ساده را برای تصویب آن تشکیل دهند. ترامپ به ثون فشار می‌آورد تا جمهوری‌خواهان را برای تصویب بودجه جنگ هماهنگ کند، اما ثون تمایلی به این کار ندارد.

🔸از همه نکات مذکور مهم‌تر، با پایان ماه ژوئیه، کنگره تا انتخابات میان‌دوره‌ای تقریباً دو ماه در تعطیلی خواهد بود و تنها یک ماه جلسات برقرار است. به همین خاطر، ترامپ نگران است، عدم تصویب بودجه جنگ در روزهای آتی، آن را تا بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای به تعویق بیندازد.

💢نه به طرح «نجات آمریکا»

🔸تأمین بودجه ۷۳ میلیارددلاری جنگ با ایران، بخش غالب بسته بودجه اصلاحی را شکل می‌دهد؛ اما همه آن نیست. حدود ۱۰ میلیارد دلار دیگر این بسته به طرح نجات آمریکا (Save America Act) مربوط می‌شود. این طرح رأی‌دهندگان را هنگام اخذ رأی ملزم به اثبات شهروندی آمریکا می‌کند. ترامپ ادعا می‌کند که بخش زیادی از پایگاه رأی دموکرات‌ها برای مهاجرین غیرقانونی است و به همین خاطر این طرح را مطرح کرده است. او اخیراً گفت که جمهوری‌خواهان تا قبل از تصویب این طرح نباید سنا را برای تعطیلات ترک کنند. با این وجود، ثون و برخی از جمهوری‌خواهان باور دارند در میانه جنگ این طرح از حمایت افکار عمومی برخوردار نیست.
 
شکاف میان ترامپ و جمهوری‌خواهان سنا بیش از هر چیز ناشی از تفاوت در اولویت‌های سیاسی و انتخاباتی است. ترامپ بر اجرای کامل دستور کار خود، از تأمین بودجه جنگ با ایران تا تصویب طرح «نجات آمریکا»، اصرار دارد؛ اما برخی از سناتورهای جمهوری‌خواه با توجه به افزایش قیمت‌ها، نارضایتی افکار عمومی از جنگ و نگرانی از نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای، تمایلی به همراهی کامل با او ندارند. این اختلافات، همراه با روابط نامساعد ترامپ و ثون، انسجام گذشته جمهوری‌خواهان سنا را آن هم در میانه جنگ با چالش جدی مواجه کرده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐با ایران یا ضد ایران؛ موضع طالبان در جنگ چیست؟

#تحلیل_کوتاه
#افغانستان

📝امیرمحسن شاه‌شرقی

🔹در مقطعی که آمریکا مشغول انباشت ظرفیت‌های نظامی جدید در منطقه برای حمله به ایران بود، اظهارات «ذبیح‌الله مجاهد»، سخنگوی وزارت خارجه طالبان، مبنی بر همکاری با ایران در صورت حمله آمریکا خبرساز شد. مجاهد طی جنگ موضع طالبان را تعدیل کرد و با استفاده از مفهوم «بی‌طرفی فعال» و دعوت طرفین به خویشتن‌داری، کوشید تا در عین حمایت از ایران، به آمریکا نیز پیامی آشتی‌جویانه مخابره کرده باشد. این قسم موضع‌گیری را باید برآیند مجموعه‌ای از ملاحظات در طرف طالبان دانست که در ادامه به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود.

💢ملاحظات تحریک‌کننده حمایت

🔸مقابله با آمریکا و تحمیل عقب‌نشینی فضاحت‌بار ۲۰۲۱ به این کشور، یکی از ستون‌های پرستیژ و اعتبار سیاسی طالبان است و این گروه، در تلاش‌های خود برای تولید مشروعیت و حفظ پایگاه خود، بر تمایلات ضدآمریکایی اتکایی ویژه دارد. به علاوه، طالبان از زمان استقرار تاکنون، بر توسعه روابط با چین و روسیه به عنوان رقبای آمریکا تمرکز کرده‌اند و فارغ از ملاحظات ایدئولوژیک موجود در قندهار عملگرایان کابل نیز حمایت از آمریکا و اسرائیل را در این جنگ پرریسک قلمداد می‌کنند.

🔸جمهوری اسلامی ایران، علیرغم عدم شناسایی رسمی، در حوزه‌های مختلف با طالبان به تعامل و همکاری پرداخته است و طالبان از تداوم این رویکرد تعاملی در صورت تغییر رژیم مطمئن نیست. اشتراک مواضع ضدآمریکایی در سال‌های منتهی به خروج آمریکا و پس از آن، جمهوری اسلامی ایران را از اعمال فشار غیرمتعارف بر طالبان منصرف کرده است و طالبان، به تداوم معادله مذکور متمایل است.

🔸ایران بزرگترین کشور پذیرنده مهاجران رسمی و غیررسمی افغانستانی در دنیاست و طبعا بخشی از درآمد این مهاجران از مبداء ایران به این کشور منتقل می‌شود. وابستگی معیشتی ساکنان افغانستان به حواله‌های ارسالی خارج از کشور پس از استقرار طالبان افزایش یافته است و بسیاری از خانوارها، در صورت گسترش بی‌ثباتی در ایران در گذران روزمره دچار چالش خواهند شد.

🔸در کنار حواله‌های ارسالی، ایران یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری افغانستان است و بخش بزرگی از سوخت و کالای مصرفی افغانستان از ایران تامین می‌شود. ضمن اینکه در سایه تنش‌های فزاینده میان پاکستان و طالبان، لجستیک تجاری افغانستان نیز به بنادر جنوبی ایران وابستگی بیشتری پیدا کرده است.

🔸جنگ، محاصره یا حمله به زیرساخت‌های ایران در واقع به خلق نگرانی‌ها و پیچیدگی‌های جدید برای اقتصاد کم‌بنیه افغانستان منجر خواهد شد و حکومت بر افغانستان را برای طالبان بیش از پیش سخت خواهد کرد.

🔸نگرانی طالبان از بی‌ثباتی در ایران، تنها اقتصادی نیست. طالبان، خود به عنوان یک گروه شبه‌نظامی و در کشاکش جنگ داخلی در افغانستان متولد شدند و بخشی از فرآیند رُشد تاریخی خود را در دهه ۷۰ شمسی مدیون حمایت‌های پیدا و پنهانی هستند که گروه‌های جهادی به نام مبارزه با شوروی، از ایالات متحده، عربستان و پاکستان دریافت کردند. تکرار این سناریو در محیط ایران با پشتیبانی غرب، لزوما به نفع طالبان تمام نخواهد شد.

💢ملاحظات تعدیل‌کننده حمایت

🔸طالبان برای پایان دادن به حضور آمریکا در افغانستان دو دهه جنگیده‌اند و اکنون، تمرکز آنها بر تثبیت قدرت در داخل افغانستان است. در این مسیر، جلب پذیرش بین‌المللی و تنش‌زدایی با آمریکا/اروپا برای طالبان هدفی مهم محسوب می‌شود.

🔸طالبان قصد ندارند تلاش‌ها برای رسمیت‌یابی و تنش‌زدایی با آمریکا را قربانی حمایت از همسایه‌ای شیعه کنند و معتقدند تحریک خصومت آمریکا می‌تواند به شکل غیرمستقیم و در غالب تشدید حملات از سوی پاکستان یا افزایش فشارهای مالی به تضعیف آنها منجر شود.

🔸همچنین، باید توجه داشت که طالبان علیرغم اشتراک مواضع ضدآمریکایی، در موضوعات متعدد دوجانبه با ایران اختلاف دارند و مایل نیستند در معادلات منطقه‌ای به عنوان بخشی از محور مقاومت یا متحدان ایران شناخته شوند. این حفظ فاصله بالاخص در سایه حملات تلافی‌جویانه ایران به مواضع آمریکا در قلمروی اعراب حاشیه خلیج فارس ضروری‌تر جلوه می‌کند.

💢جمع‌بندی

گروهی معتقدند که طالبان به عنوان نیروی ضدآمریکایی این ظرفیت را دارند که در صورت آغاز جنگی گسترده‌تر، پشتیبان ایران باشند. چنین تحولی با توجه به ملاحظات طالبان بسیار بعید خواهد بود. دیگران معتقدند که طالبان در ازای کسب امتیازات تعیین‌کننده (همچون رسمیت و رفع تحریم) علیه جمهوری اسلامی ایران وارد عمل خواهد شد. در این خصوص نیز ادله کافی وجود ندارد و بعید است رهبری فعلی طالبان در قندهار چنین چرخشی را از حیث ایدئولوژیک بپذیرد. در مجموع، به نظر می‌رسد که بی‌طرفی فعال مسیری است که طالبان تا اطلاع ثانوی در منازعه ایران و آمریکا دنبال می‌کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️چگونه دیپلماسی معامله‌گرایانه ترامپ منجر به شکست تفاهم‌نامه با ایران شد؟
◼️فارن افرز

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹شکست تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا نباید تعجب‌آور باشد. این توافق حل مسائل پرتنش میان دو دشمن را تنها به تعویق انداخت؛ فرمولی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بارها از آن استفاده کرده است. توافق‌های ابراهیم که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ میان اسرائیل و چند کشور عربی منعقد شد نیز از همین منطق معامله‌گرانه پیروی می‌کرد؛ منافع کوتاه‌مدت طرف‌ها را تأمین کرد، اما مناقشه اسرائیلی-فلسطینی همچنان حل‌نشده باقی ماند.

💢دیپلماسی معامله‌گرانه

🔸مذاکرات محدود، مانند توافق‌های آتش‌بس یا تبادل گروگان، ذاتاً مشکل‌ساز نیستند. اما چنین توافق‌هایی ظرفیت محدودی دارند و زمانی شکست می‌خورند که جایگزین فرآیندهای دشوار حل ریشه‌های مناقشه، از جمله نهادسازی و مصالحه سیاسی، شوند. اگر آتش‌بس با دیپلماسی پایدار همراه نباشد، ممکن است تنها به فرصتی برای آماده‌سازی دور بعدی جنگ تبدیل شود. هنگامی که اختلافات بنیادین حل‌نشده باقی بمانند، احتمال گسترش دوباره بحران در سراسر منطقه افزایش می‌یابد.

🔸دیپلماسی معامله‌گرانه پدیده تازه‌ای نیست، اما با روی کار آمدن ترامپ بار دیگر برجسته شد. این رویکرد بر این فرض استوار است که دولت‌ها از طریق توافق‌های مستقل و اغلب بر پایه روابط شخصی رهبران، نه چارچوب‌های نهادی، به دنبال دستاوردهای فوری هستند. در این نگاه، توافق‌ها ابزاری برای مدیریت تنش‌های امروزند، نه گامی به سوی حل‌وفصل پایدار؛ معادل ژئوپلیتیکی یک سود سریع. با این حال، مدیریت مناقشه را نباید با حل مناقشه اشتباه گرفت.

💢جنگی برای پایان دادن به همه جنگ‌ها

🔸وضعیت کنونی غرب آسیا شباهت زیادی به آستانه جنگ جهانی اول دارد؛ زمانی که تعهدات مبهم، کاهش مشورت، اتکا به دیپلماسی شخصی و کوتاه‌بینی به فاجعه‌ای جهانی انجامید. جنگ جهانی اول نتیجه فروپاشی نظم «کنسرت اروپا» بود که پس از ۱۸۱۵ برای حفظ موازنه قوا شکل گرفت. قدرت‌های بزرگ قواعد تعامل را پذیرفته بودند و دیپلمات‌ها پیش از تبدیل تنش‌ها به بحران، برای حل اختلافات گرد هم می‌آمدند. این نظام بر مشروعیت و مسئولیت متقابل استوار بود و دولت‌ها باور داشتند حفظ آن در نهایت به سود همه است.

🔸این نظم دهه‌ها دوام آورد، اما از نیمه قرن نوزدهم، با اوج‌گیری ناسیونالیسم، وحدت آلمان و ایتالیا و رقابت‌های امپراتوری، رو به فرسایش گذاشت. دولت‌های اروپایی رویکردی رقابتی‌تر و کوتاه‌بینانه‌تر در پیش گرفتند، کمتر با یکدیگر مشورت کردند و از مصالحه فاصله گرفتند. مناقشات بیش از پیش فرصتی برای دفاع از جایگاه، آزمودن اعتبار رقبا یا کسب مزیت راهبردی تلقی شد و در نتیجه، ابزارهای مهار بحران تضعیف شدند.

💢پشیمانی کشورهای عرب

🔸در آغاز، رهبران خلیج از رویکرد معامله‌گرانه و شخصی ترامپ استقبال کردند. سفر ترامپ به خلیج در مه ۲۰۲۵ صدها میلیارد دلار قرارداد تسلیحاتی، سفارش هواپیما، انتقال فناوری و وعده سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های آمریکایی به همراه داشت. هم‌زمان، معاملات ارز دیجیتال و املاک اعضای خانواده ترامپ با شرکت‌های وابسته به خاندان‌های سلطنتی خلیج، این نگرانی را ایجاد کرد که نفوذ در واشنگتن قابل خریداری است.

🔸اما محدودیت‌های این رویکرد به‌سرعت آشکار شد. تنها چند ماه پس از این سفر، اسرائیل به اقامتگاهی در قطر حمله کرد تا مقام‌های حماس را هدف قرار دهد. دوحه نه توان جلوگیری از حمله را داشت و نه نفوذی بر تصمیم‌های نزدیک‌ترین شریک منطقه‌ای واشنگتن. این رخداد نشان داد که دسترسی به کاخ سفید الزاماً به معنای نفوذ واقعی نیست. این محدودیت‌ها امسال، هم‌زمان با آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بیشتر نمایان شد.

💢جایگزین دیپلماسی معامله‌گرایانه

🔸دیپلماسی معامله‌گرانه می‌تواند موقتاً از شدت جنگ و ویرانی بکاهد و زمینه‌ساز توافقی بزرگ‌تر باشد، اما این هدف تنها با روابط شخصی، نشست‌های سطح بالا و توافق‌های مقطعی محقق نمی‌شود. یک توافق پایدار مستلزم حل‌کردن نگرانی‌های امنیتی، رفع تحریم‌ها در برابر امتیازهای قابل راستی‌آزمایی ایران در برنامه هسته‌ای و ذخایر اورانیوم غنی‌شده، تضمین‌های معتبر آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از حملات مجدد، چارچوبی اجرایی برای حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و نیز تفاهم‌های تدریجی میان ایران و کشورهای خلیج درباره عدم تجاوز و عدم مداخله است.

هرچند چنین توافقی با توجه به ادامه درگیری‌ها بلندپروازانه به نظر می‌رسد، اما یک چارچوب گسترده‌تر، برخلاف توافق‌های محدود، می‌تواند هم‌زمان به نگرانی‌های امنیتی همه طرف‌ها بپردازد و انگیزه‌هایی ایجاد کند که توافق‌های محدود از آن بی‌بهره‌اند.
 
اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐درهم‌تنیدگی جبهه‌ها؛ اهداف و پیامدهای حمله اوکراین به کشتی ایرانی

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

📝علی محبی

🔹اقدام اخیر دولت اوکراین در هدف قرار دادن یک فروند کشتی باری در دریای خزر که میان ایران و روسیه تردد می‌کرد، نقطه‌عطفی در تحولات امنیتی مناقشه جاری محسوب می‌شود. این نخستین بار است که کی‌یف به‌طور مستقیم منافع مرتبط با ایران را هدف قرار می‌دهد. تحلیل این رخداد نیازمند واکاوی دقیق پیوندهای میان راهبرد کلان ایالات متحده و انگیزه‌های ویژه اوکراین در مقطع کنونی است؛ تحولی که می‌تواند پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده‌ای فراتر از مرزهای اروپای شرقی و خاورمیانه به همراه داشته باشد.

💢فشار بر شریان‌های تجاری در سایه تنش‌های منطقه‌ای

🔸این عملیات قطعا بدون هماهنگی با آمریکا و برخی متحدان غربی انجام نشده و بیش از هر چیز حامل پیامی آشکار درباره اراده آمریکا برای اعمال فشار حداکثری و تنگ‌تر کردن حلقه محاصره اقتصادی است. هدف راهبردی پشت این اقدام، ایجاد ناامنی سیستماتیک در خطوط مواصلاتی تجاری و لجستیکی ایران در حوزه دریای خزر است تا به تکمیل محاصره اقتصادی در جنوب کمک کند. همزمانی این اتفاق بلافاصله پس از حمله یمن به تأسیسات نفتی آرامکو، نشان‌دهنده تهدید آمریکا به گسترش محاصره دریایی و ضربات زیرساختی در صورت ورود جدی‌تر یمن به حوزه نبرد اقتصادی-زیرساختی است. اگرچه توانایی عملیاتی اوکراین برای استقرار یک محاصره تمام‌عیار دریایی در خزر امکان‌پذیر نیست اما کی‌یف قادر است هزینه‌های ترانزیتی و اقتصادی قابل‌توجهی بر تهران تحمیل کند. فراتر از این، آمریکا در تلاش است به تهران هشدار دهد که بازیگران اروپایی نیز آماده اتخاذ رویکردهای مداخله‌جویانه‌تر در ابعاد اقتصادی و امنیتی هستند.

💢تقابل کم‌هزینه و بازیگری در معادلات واشنگتن

🔸این حمله در آستانه دیدار سران اوکراین و ایالات متحده انجام شد که نشان‌دهنده تلاش کی‌یف برای بازتعریف وزن ژئوپلیتیک خود در واشنگتن است. دولت اوکراین می‌کوشد با ایفای نقش فعال‌تر علیه ایران، جایگاه خود را به عنوان یک عنصر محوری در واشنگتن تثبیت کرده و استمرار و افزایش حمایت‌های مالی و تسلیحاتی آن را خواستار شود.

🔸از سوی دیگر، اقتصاد اوکراین دچار آسیب‌های زیرساختی گسترده‌ای است و به‌دلیل فاصله جغرافیایی دور از ایران، از آسیب‌پذیری سرزمینی و اقتصادی کمتری در برابر اقدامات متقابل تهران برخوردار است. به همین دلیل ایران فاقد ابزارها و گزینه‌های متوازن و متناسب برای وارد کردن ضربات راهبردی مشابه به اوکراین است؛ وضعیتی که هرگونه واکنش مستقیم نظامی از سوی تهران را پرهزینه ساخته و حتی می‌تواند این کشور را ناخواسته وارد یک جبهه درگیری فرسایشی جدید کند که تمرکز راهبردی‌اش را در دیگر حوزه‌ها تضعیف می‌نماید.

💢درهم‌تنیدگی جبهه‌ها و واکنش‌های متقابل مسکو و تهران

🔸این تحول گویای فراتر رفتن جنگ اوکراین و ایران از مرزهای یک منازعه منطقه‌ای است و آن را به‌طور مستقیم به معماری امنیتی دیگر مناطق گره می‌زند. استمرار این روند به معنای مداخله عمیق‌تر کشورهای اروپایی در ترتیبات امنیتی خاورمیانه خواهد بود که در نتیجه آن، مرزهای ژئوپلیتیک اروپای شرقی و خاورمیانه را در هم می‌آمیزد. در این شرایط، هرگونه تحول در یک جبهه موجب تأثیرگذاری فوری و مستقیم بر جبهه‌ها و مناطق دیگر می‌شود.

🔸در سطح واکنش‌ها، این رویداد از یک‌سو به تعمیق همکاری‌های نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی میان تهران و مسکو برای خنثی‌سازی تهدیدات مشابه منجر می‌شود و از سوی دیگر، با ورود مستقیم‌تر کشورهای اروپایی (به‌ویژه تروییکای اروپا) به معادلات منطقه‌ای، تنش‌های دیپلماتیک میان ایران و اروپا و روسیه و آمریکا را افزایش می‌دهد. در مقیاس کلان، این پدیده نظم جهانی را بیش از پیش به سمت شکل‌گیری بلوک‌های متخاصم سوق داده و به انسجام بیشتر ائتلاف میان کی‌یف، واشنگتن و تل‌آویو می‌انجامد.

معماری تحولات جهانی به سمتی پیش می‌رود که مرزهای میان مناطق گوناگون امنیتی کمرنگ‌تر شده و رقابت‌های ژئوپلیتیک در جبهه‌های اروپا، خلیج فارس و دریای خزر در هم تنیده می‌شوند. اگرچه ورود تمام‌عیار ایران و اوکراین به جنگ مستقیم در کوتاه‌مدت دور از انتظار است، اما این روند ساختاری، پیوندهای ناخواسته میان منازعات دو منطقه را تحکیم می‌بخشد و زمینه را برای ائتلاف‌های قوی‌تر میان تهران-مسکو از یک‌سو، و کی‌یف-واشنگتن-تل‌آویو از سوی دیگر هموار می‌سازد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️پاکستان برنده جنگ در ایران شد

📝اسفندیار میر
▪️فارن افرز

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸در هفتم آوریل و همزمان با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل دونالد ترامپ به ایران برای بازگشایی تنگه هرمز یا مواجهه با «نابودی کل تمدن»، یک ژنرال پاکستانی تماسی برقرار کرد که مانع فاجعه شد. فیلد مارشال عاصم منیر (فرمانده ارتش پاکستان به‌عنوان قدرتمندترین نهاد این کشور) به دونالد ترامپ و رهبران باقی مانده ایران برای توقف جنگ فشار آورد. ظرف چند ساعت، واشنگتن و تهران آتش‌بسی را اعلام کردند.

🔹ترامپ و عراقچی به صورت علنی از عاصم منیر و شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، قدردانی کردند. چند روز بعد، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در اسلام‌آباد بیش از ۲۰ ساعت با مذاکره‌کنندگان ایرانی دیدار کرد؛ این بالاترین سطح تماس مستقیم میان دو کشور از زمان انقلاب ۱۹۷۹ بود.

🔹چشم‌انداز این آتش‌بس، صلح و برنامه‌های جاری درباره شکل‌گیری یک توافق گسترده‌تر از پی آتش‌بس، اکنون به‌شدت مبهم است. با این وجود، میانجی‌گری پاکستان به هر صورت تحولی قابل‌توجه بود. در بخش عمده دوران پساجنگ، مولفه‌هایی که تعیین‌کننده اثرگذاری ژئوپلتیک کشورها مشخص بود: موقعیت قدرت بزرگ، وزن اقتصادی، اعتبار هنجاری لیبرال و توان گردآوردن سایر قدرت‌های اصلی.

🔹پاکستان در هیچ مقطعی از تاریخ خود با این مولفه‌ها تطبیق‌پذیر نبود. پاکستان، کشوری بود دارای سلاح هسته‌ای و در حاشیه نظم غربی، که بیشتر با بی‌ثباتی منطقه‌ای شناخته می‌شد تا حل منازعه؛ اقتصادی محدود داشت و از حیث دموکراسی لیبرال نیز واجد برتری چندانی نبود. در عین‌حال، پاکستان در خطرناک‌ترین بحران خاورمیانه برای یک نسل، کاری را انجام داد که چین، فرانسه، آلمان، هند، بریتانیا و دیگر قدرت‌های ژئوپلیتیکی قادر به انجام آن نبودند.

🔹تلاش‌های اسلام‌آباد نماد تغییری گسترده‌تر در سیاست جهانی است. نظم بین‌المللی آشفته‌ ناشی از رقابت چندقطبی، در حال تشویق کشورهای متفاوتی است که فاقد اعتبار ژئوپلیتیک سنتی هستند. قدرت‌های غیرسنتی مانند پاکستان، قطر، ترکیه و دیگران، در سایه ناتوانی سازمان ملل و دیگر نهادهای چندجانبه در مهار منازعات معاصر، مشغول پر کردن خلا موجود با استفاده از سیاست‌ورزی تثبیت‌گر‌ نظم هستند.

🔹قابلیت این کشورها در اعتمادسازی میان بلوک‌های ژئوپلتیکی و گشودن کانال‌های ارتباطی میان رقبایی که نمی‌توانند یا نمی‌خواهند به‌طور مستقیم وارد تعامل شوند، به آن‌ها این ظرفیت را اعطا کرده است که برای مدیریت منازعات پیش از تشدید و از کنترل خارج شدن وضعیت نقش‌آفرینی کنند و در آزادسازی گروگان‌ها و زندانیان میانجیگری کنند، برای گشودن کریدورهای تجاری مذاکره کنند و گفت‌وگوهای سیاسی معنادار را تسهیل کنند. در دهه پیش رو، این شکل از سیاست‌ورزی برای آن‌ها به دارایی‌های ژئوپلیتیکی ارزشمندی مبدل خواهد شد.

همه این کشورها الزاما معیارهای معمول ایالات متحده برای انتخاب شرکا را (مانند اعتبارات دموکراتیک، حکمرانی لیبرال یا فاصله سیاسی از چین) در اختیار ندارند. واشینگتن ممکن است بر این باور باشد که باید تنها به متحدان و شرکای تثبیت‌شده‌ای تکیه کند که در ارزش‌ها و اهداف راهبردی رقابت با پکن با این کشور اشتراک دارند. اما اگر ایالات متحده بخواهد خود را از درگیری‌های پرهزینه در سراسر جهان دور نگه دارد، احتمالا چاره‌ای جز تقویت روابط با قدرت‌های تثبیت‌گر جدید نداشته باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐آیا آمریکا به ایران حمله زمینی می‌کند؟

📝عرفان علمشاهی

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان

🔹حملات هوایی آمریکا به تأسیسات نظامی و زیرساخت‌های استان‌های جنوبی ایران، این برداشت را تقویت کرده که آمریکا برای حمله زمینی مقدمه‌چینی می‌کند. آمریکا طی بیش از چهار ماه جنگ و حتی با تهدید به نابودی زیرساخت‌ها نتوانست تنگه هرمز را باز کند. به همین خاطر ممکن است با اشغال جزایر یا سواحل جنوبی ایران بخواهد به این هدف دست یابد. جدای از بحث توانمندی‌های نظامی، حمله زمینی به ایران، هزینه‌های سیاسی بالایی برای ترامپ و جمهوری‌خواهان دارد که احتمال وقوع آن را پایین نگه می‌دارد.
 
💢افکار عمومی و ترومای جنگ عراق

🔸جنگ عراق، جامعه آمریکا را نسبت به کشته‌شدن سربازان آمریکایی بسیار حساس کرد. طی این جنگ ارتش آمریکا متحمل بیش از ۴ هزار تلفات در عراق شد، بی‌آنکه بتواند اهداف جنگ، یعنی برقراری یک دموکراسی باثبات را محقق کند. همچنین در نتیجه آن، ایران نفوذ خود را در عراق گسترش داد. تجربه عراق جامعه آمریکا را به این نتیجه رساند که جنگ زمینی در خاورمیانه بیهوده است و تنها جان آمریکایی‌ها را می‌گیرد. به همین خاطر، ترامپ به طور مداوم می‌کوشد مرگ ۱۸ سرباز آمریکایی را در جنگ با ایران توجیه کند.

🔸رأی‌دهندگان هر دو حزب دید منفی نسبت به حمله زمینی دارند. بر اساس نظرسنجی‌ها، ۶۲٪ مردم با این موضوع مخالف و تنها ۱۸٪ موافق هستند. در میان دموکرات‌ها، ۸۵٪ مخالفت خود را اعلام کرده‌اند و تنها ۴٪ از آن حمایت می‌کنند. در مقابل، جمهوری‌خواهان تقریباً به دو اردوگاه برابر تقسیم شده‌اند؛ ۴۱٪ مخالف و ۳۹٪ موافق هستند. دولت ترامپ برای حمله زمینی، حتی پشتیبانی پایگاه رأی خود را نیز به طور کامل ندارد.
 
💢تردید میان نخبگان جمهوری‌خواه

🔸نه‌تنها رأی‎‌دهندگان، بلکه نخبگان جمهوری‌خواه نیز چندان از اشغال زمینی طرفداری نمی‌کنند. به عنوان نمونه، دو سناتور حزب، تد کروز و لیندسی گراهام چندین بار اعلام کرده بودند که اشغال زمینی به سبک جنگ عراق دستورکار آمریکا نخواهد بود. اندیشکده اف‌دی‌دی نیز پیشتر تصرف خارک را تله‌ای برای آمریکا عنوان کرده بود. اگرچه برخی برخی اندیشکده‌های محافظه‌کار (نظیر جینسا) یا برخی نمایندگان حزب در کنگره از این گزینه حمایت می‌کنند، اما موضع جمهوری‌خواهان در این باره منسجم نیست.
 
🔸افزون بر این، هیچکس در آمریکا نمی‌خواهد که جنگ با ایران تبدیل به یک نبرد طولانی‌مدت شود. جمهوری‌خواهان در هفته‌های نخست جنگ، با بیان اینکه این جنگ «درد کوتاه‌مدت برای دستاورد بلندمدت است» آثار اقتصادی آن را توجیه می‌کردند. حال، اگر حمله زمینی رخ دهد، پایان جنگ پیچیده‌تر می‌شود و حتی احتمالا تا پایان ریاست جمهوری ترامپ به طول می‌انجامد. نه‌تنها جامعه آمریکا چنین چیزی را نمی‌پذیرد، بلکه اساساً با دکترین نظامی ترامپ - پیروزی نظامی کوتاه و قاطع - و همچنین اولویت‌های ژئوپلتیکی آمریکا، یعنی مهار چین، در تضاد است.
 
🔸نگرانی جمهوری‌خواهان، از تردید در کارآمدی حمله زمینی ریشه می‌گیرد. استدلال اصلی اندک موافقان حمله زمینی این است که این اقدام یا به کنترل تنگه هرمز منجر می‌شود یا اهرم فشاری در مذاکرات ایجاد می‌کند تا ایران را به عقب‌نشینی از خواسته‌هایش وادارد. با این حال، تحقق این اهداف در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اشغال نواحی جنوبی مجاور تنگه هرمز لزوماً مانع هدف‌قراردادن کشتی‌ها از سوی ایران نخواهد شد. همچنین، تجربه مقاومت ایران در برابر مطالبات آمریکا طی دو جنگ ۱۲روزه و رمضان نشان می‌دهد اشغال جزایر ایرانی بعید است تهران را وادار به تسلیم کند.
 
💢نگرانی از انتخابات پیش رو

🔸نباید از دو عامل انتخابات میان‌دوره‌ای و انتخابات ۲۰۲۸ نیز گذشت. حمله زمینی به ایران مخاطره بالایی برای جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آبان‌ماه خواهد داشت. این اقدام ممکن است ضمن تداوم قیمت بالای بنزین و افزایش تلفات سربازان آمریکایی، در چهار ماه به پایان نرسد که در این صورت این حزب شکست سختی در انتخابات خواهد خورد. افزون بر این، طولانی‌شدن درگیری زمینی با ایران پس از انتخابات، ممکن است جمهوری‌خواهان را به سرنوشت انتخابات ۲۰۰۸ دچار کند، زمانی که بحران جنگ عراق به شکست سنگین این حزب در رقابت ریاست جمهوری انجامید.

احتمال سناریوی حمله زمینی به ایران -حداقل تا انتخابات میان‌دوره‌ای- پایین است؛ زیرا چنین اقدامی با مخالفت افکار عمومی، تردید نخبگان جمهوری‌خواه، خطر گرفتارشدن در جنگ فرسایشی و ابهام در دستیابی به اهداف نظامی همراه است. تجربه جنگ عراق نیز موجب شده اشغال زمینی ایران گزینه‌ای پرهزینه و کم‌فایده برای واشنگتن تلقی شود. هرچند همیشه باید احتمالی را برای تصمیمات ناگهانی و بدون محاسبه ترامپ باقی نگه داشت، مخصوصاً در شرایطی که او به دنبال راهی فوری برای پایان جنگ است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐محاصره دریایی عربستان؛ آیا حلقه دوم بازدارندگی فعال شده است؟

#مقاله_تحلیلی
#غرب_آسیا #یمن

📝کامران کرمی

🔹اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله یمن را نمی ‌توان صرفا در چارچوب یک اقدام تلافی ‌جویانه در پاسخ به حملات اخیر سعودی به صنعا تحلیل کرد. اکنون، در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا تنگه هرمز را به کانون بحران انرژی و امنیت دریایی تبدیل کرده است، باب‌المندب نیز در حال تبدیل شدن به یک اهرم فشار ژئوپلیتیک است؛ اهرمی که ظرفیت آن را دارد تا منازعه یمن را از یک جغرافیای منطقه‌ای، مجددا به بخشی از یک معماری گسترده‌تر برای فشار جهانی تبدیل کند.
 
💢بازگشت یمن به جنگ با عربستان؟

🔸تحولات یک دهه گذشته در یمن نشان داد که نه مداخله نظامی توانست انصارالله را از معادلات قدرت حذف کند و نه روندهای دیپلماتیک توانستند به یک توافق سیاسی جامع منجر شوند. در این وضعیت، عربستان به‌تدریج از راهبرد مداخله مستقیم فاصله گرفت و تلاش کرد از طریق مذاکره و مدیریت تنش، هزینه‌های پرونده یمن را کاهش دهد. در مقابل، انصارالله توانست کنترل خود بر صنعا و بخش عمده‌ای از شمال و غرب یمن را تثبیت کند و از یک بازیگر محلی به یک بازیگر شبه‌دولتی تبدیل شود.

🔸رصد تحلیل‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که روند صلح در یمن در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد و تنش‌های نظامی و سیاسی بار دیگر افزایش یافته است. از این منظر، اعلام محاصره دریایی را می‌توان نوعی بازدارندگی نامتقارن دانست. انصارالله در برابر برتری نظامی عربستان و ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، از جغرافیای یمن و موقعیت خود در ساحل دریای سرخ به‌عنوان یک مزیت استراتژیک استفاده می‌کند. منطق این بازدارندگی ساده است: اگر فشار نظامی و اقتصادی بر مناطق تحت کنترل حوثی‌ها افزایش یابد، هزینه آن می‌تواند از طریق تهدید امنیت تجارت و انرژی به رقیب منتقل شود.
 
💢 تبعیت از ایران یا تصمیم‌گیری مستقل؟

🔸ساختار تصمیم‌گیری جنبش انصارالله نشان می‌دهد که این گروه را نمی‌توان صرفا یک نیروی نیابتی کاملا تابع تهران تلقی کرد. انصارالله منافع، محاسبات داخلی و اهداف سیاسی خاص خود را دارد و در بسیاری از موارد، از پیوند با ایران برای ارتقای جایگاه منطقه‌ای و داخلی خود استفاده می‌کند. این تمایز برای فهم بحران کنونی اهمیت زیادی دارد. انصارالله با محاصره دریایی همزمان سه هدف را دنبال می‌کند: حمایت از متحد راهبردی خود، افزایش هزینه‌های منطقه‌ای جنگ و تقویت جایگاه خود در معادلات داخلی یمن. تبعاً در این سناریو، ایران از افزایش فشار کنترل شده بر عربستان و همزمان ایجاد یک جبهه جدید در برابر آمریکا منتفع می‌شود؛ انصارالله نیز از این وضعیت برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک بازیگر منطقه‌ای بهره می‌گیرد.
 
💢دو گلوگاه در یک معادله انرژی

🔸بعد اقتصادی بحران شاید از بعد سیاسی آن نیز مهم‌تر به‌نظر برسد. تنگه هرمز و باب‌المندب دو گلوگاه متفاوت، اما مکمل در شبکه انرژی جهانی محسوب می‌ ‌شوند. در فضای اختلال همزمان هر دو گلوگاه، مسئله صرفا کاهش عرضه نفت نیست؛ بلکه افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه، زمان انتقال و اختلال در زنجیره تامین است که به چرخه تراکم بحران اضافه می ‌شود. رویترز برآورد کرده است که در صورت اختلال جدی در باب‌المندب، حدود سه میلیون بشکه در روز از نفت عربستان ممکن است مجبور به تغییر مسیر شود؛ مسیری که می‌تواند زمان حمل را تا حدود یک ماه افزایش دهد.

🔸در سناریوهای شدیدتر، برخی تحلیلگران احتمال افزایش قیمت نفت تا محدوده ۱۱۵ تا ۱۲۰ دلار را مطرح کرده‌اند، هرچند وجود مسیرهای جایگزین مانند خط لوله سومد و مسیر دماغه امید نیک می‌تواند بخشی از شوک را جذب کند.الجزیره گزارش داده که در سال ۲۰۲۴ حدود ۴.۱ میلیارد بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از این آبراه عبور کرده است و همزمانی اختلال در باب‌المندب با تداوم بحران هرمز می‌تواند فشار بسیار شدیدی بر بازار جهانی وارد کند.

برآورد نهایی درخصوص احتمال سرایت بحران یمن به سطح منطقه‌ای تا حد زیادی به سه متغیر بستگی دارد: نخست، میزان تداوم جنگ ایران و آمریکا؛ دوم، سطح واکنش عربستان به تهدید دریایی انصارالله؛ و سوم، توان تهران و ریاض برای جلوگیری از پیوند خوردن پرونده یمن با رقابت دوجانبه خود. اگر این سه متغیر همزمان در مسیر تشدید حرکت کنند، نه جنگ، نه صلح یمن می‌تواند به پایان خود از مسیر بازگشت منازعه به یک الگوی جدید از بازدارندگی متقابل، جنگ نامتقارن و رقابت بر سر گلوگاه‌های دریایی نزدیک شود. در چنین سناریویی، باب‌المندب صرفا یک جغرافیای یمنی نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از معادله امنیت انرژی جهانی و یکی از حساس‌ترین نقاط اتصال میان بحران یمن، رقابت ایران و عربستان و جنگ گسترده‌تر خاورمیانه تبدیل خواهد شد.

اندیشکده تهران

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐خلیل الحیه و مسیر حماس در سخت‌ترین دوران مقاومت

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل

📝محسن فایضی
 
🔹پس از ترور یحیی سنوار در اکتبر ۲۰۲۴، حماس تصمیم گرفت تا بدون معرفی شخص اول این جنبش که به اصطلاح رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس خطاب میشود، تا اطلاع ثانوی و تا زمان تغییر شرایط، در قالب شورای رهبری مرکزی حماس، تصمیمات را اتخاذ و اجرایی کند. در روز دوشنبه، پس از حدود ۲۲ ماه و با  طی شدن فرآیند گفتگوها، با رای گیری داخلی سرانجام خلیل الحیه در رقابت با خالد مشعل به عنوان رئیس حماس انتخاب شد. در ادامه به بیان ویژگی‌های شخصیتی و پیامدهای انتخاب این چهره در سمت ریاست دفتر سیاسی حماس خواهیم پرداخت.  
 
💢از مرد سیاست تا پدر شهدا

🔹خلیل الحیه از ابتدای تاسیس حماس در کادر رهبری این جنبش حضور داشت، اما او هیچگاه عضو شاخه نظامی این جنبش یعنی گردان‌های عزالدین قسام نبوده است. در عین حال، الحیه ارتباط بسیار خوبی با شاخه نظامی حماس داشته و برهمین اساس، او شخصیت محوری مذاکرات پس از جنگ های ۲۰۱۴، ۲۰۲۰ و طوفان الاقصی بوده است. حضور همیشگی الحیه در تیم گفتگوهای آتش بس سبب شده تا به او لقب مرد مذاکرات داده شود. با این وجود، به دلیل روابط نزدیک الحیه با قسام، مواضع او در خصوص راهبردهای نظامی و نیز تقدیم ۴ پسر و ۵ نوه در راه فلسطین که برخی با ترور مستقیم صهیونیست‌ها به شهادت رسیده‌اند، به او لقب پدر شهدای امت داده شده است.
 
💢ذهنیت دینی-اخوانی

🔸خلیل الحیه اگرچه بیشتر در سمت های اجرایی فعالیت کرده، اما او شخصیتی کاملاً مبنایی و دینی داشته و این مسئله به خوبی در نوع کنش او در مذاکرات بازتاب یافته است. به همین دلیل، او برخلاف برخی شخصیت‌ها از سوی اسرائیلی‌ها پراگماتیسم خطاب نمی‌شود. در اوایل سال ۱۹۸۳ یعنی پیش از تشکیل حماس، او به همراه گروهی از جوانان غزه از جمله اسماعیل هنیه، یحیی سینوار و دیگران، به جنبش اسلامی (وابسته به اخوان المسلمین) پیوست. او مدرک لیسانس خود را از دانشکده اصول دین دانشگاه اسلامی غزه در همان سال دریافت کرد. وی پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه اسلامی غزه، در سال ۱۹۸۴ به عنوان دستیار آموزشی در دانشکده اصول دین به غزه بازگشت و سپس در سال ۲۰۰۱ رئیس امور دانشجویی همان دانشگاه شد.
 
💢ارتباطات عربی و منطقه ای

🔸یکی از ویژگی ها و نقاط مثبت خلیل الحیه، ارتباطات منطقه ای او بالاخص با ایران و حزب الله است. به باور تحلیلگران عبری، انتخاب خلیل الحیه به معنای تداوم مسیر حماس در ارتباط با ایران، ضمن حفظ ارتباطات با دیگر بازیگرانی نظیر مصر، قطر و ترکیه است. در سال‌های اخیر، خلیل الحیه یکی از چهره‌های شاخص دیدار سران جنبش حماس با مقامات ایران و حزب الله و برخی کشورهای منطقه ای بوده است. خلیل الحیه در اکتبر ۲۰۲۲، در جریان سفر به دمشق و دیدار با بشار اسد، رئیس جمهور وقت سوریه، رهبری هیئت حماس را بر عهده داشت. این رویداد، نشان دهنده نوع رویکرد او در تحولات منطقه‌ای و تلاش او برای حفظ روابط با کشورهای منطقه براساس نیازهای مقاومت است. رئیس سازمان اطلاعات مصر که میانجی اصلی مذاکرات حماس با اسرائیل است، اولین شخصیت خارجی بود که انتخاب خلیل الحیه را تبریک گفت. مجموع این مولفه ها نشان می‌دهد که او می‌تواند به ارتقا روابط حماس با کشورهای منطقه کمک کند.
 
💢ارتباط و مقبولیت در دفتر سیاسی و شاخه نظامی

🔸از نقاط قوت خلیل الحیه، ارتباطات و نفوذ او در هر دو بخش سیاسی و نظامی جنبش حماس و نیز برخورداری از اعتبار در داخل غزه به واسطه حضور چندین ساله او در این باریکه به عنوان معاون یحیی سنوار می‌باشد. مجموع این عوامل یعنی حمایت شاخه سیاسی و شاخه نظامی حماس و نیز محبوبیت بالای مردمی در غزه سبب شد تا در نهایت الحیه به عنوان رئیس حماس انتخاب شده و در این دوره سخت و پیچیده، رهبری حماس را برعهده بگیرد.
 
یکی از تیترهای پرتکرار در رسانه‌های داخلی و خارجی که بعضاً در بیانیه‌های مختلف تبریک به خلیل الحیه نیز می‌توان آن را دید، استفاده از صفت سخت ترین دوران مقاومت برای شرح وضعیت کنونی است. اما شاید بتوان گفت که هر دورانی از ویژگی‌ها، پیچیدگی‌ها و چالش های خاص خود برخوردار است. به همین دلیل، به طور دقیق نمی‌توان گفت که آیا سال ۲۰۲۶ برای حماس سخت‌ تر است یا سال ۲۰۰۴ که در آن، در سایه فشار‌های جهانی از سعودی گرفته تا تشکیلات خودگردان، دشمن صهیونیستی در عمق نوارغزه به دنبال ترور رهبران حماس و دستگیری اعضای این جنبش بود. بنابراین باید دید که با ویژگی های گفته شده، آیا خلیل الحیه گزینه مناسبی برای عبور حماس از چالش‌های دوران پسا طوفان الاقصی خواهد بود یا خیر؟


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵«کریدور ترامپ» در ارمنستان به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود
◾️اوراسیانت

#اکوتهران

🔸دولت ارمنستان در ۱۶ ژوئیه با تصویب لایحه‌ای جدید، نقش این کشور را در توسعه «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین المللی» موسوم به «تریپ» رسمیت بیشتری ببخشید. مذاکرات درباره احداث این مسیر، به عنوان یک گره و نقطه کلیدی در پروژه کریدور میانی، از قبل در جریان بوده است و این لایحه، در حقیقت دستورالعمل‌های توسعه‌ای مشخص شده در توافق چارچوب امضا شده میان مقامات ایالات متحده و ارمنستان درباره «تریپ» را در ارمنستان مصوب می‌سازد. در این چارچوب، به طور خاص درباره ساختار مالکیت و عملیات نکاتی مطرح شده است.

💢ساختار مالکیت و عملیات

🔹در خصوص مالکیت، مقرر است که ایالات متحده ۷۴ درصد از سهام پروژه «تریپ» را در اختیار داشته باشد و باقی سهام متعلق به دولت ارمنستان باشد. پس از طی دوره اول قرارداد (49 سال) و در صورت تمدید مجدد (برای دوره 50 ساله) سهم طرف ارمنستانی به 50 درصد افزایش خواهد یافت.

🔹درباره ساختار عملیات، شرکت قصد دارد مدلی موسوم به «فرانت‌آفیس-بک‌آفیس» را اجرایی کند که در آن، اپراتورهای ثالث در بخش ارتباط برون‌سازمانی (فرانت‌آفیس) خدمات‌رسانی را اداره کنند و دولت ارمنستان در بخش درون‌سازمانی (بک‌آفیس) کنترل‌های امنیتی و مرزی را برعهده داشته باشد. این الگو به طور خاص برای ایجاد عبور بدون مانع در عین حفظ حقوق حاکمیتی ارمنستان طراحی شده است و یک نهاد تازه تاسیس با نام «شرکت توسعه تریپ» قرارداد اجاره ای ۴۹ ساله برای ساخت و بهره برداری از این مسیر ترانزیتی دریافت خواهد کرد. (لینک داده‌های تکمیلی)

🔹پیش از رای گیری کابینه، آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه ارمنستان، مفاد این لایحه را تشریح کرد و مسئولیت‌های دولت ارمنستان را برای تضمین اجرای توافق چارچوبی توضیح داد. وی تاکید کرد که این لایحه، در حقیقت هیچ بند جدیدی را شامل نمی‌شود و کاملا با توافق چارچوب امضا شده در ژانویه میان آمریکا-ارمنستان و همچنین توافق صلح موقت امضا شده در اوت 2025 میان ارمنستان و آذربایجان در کاخ سفید، سازگار است و «تریپ» به عنوان محور اصلی این توافق صلح در نظر گرفته می‌شود.

🔹این لایحه اکنون برای بررسی حقوقی به دادگاه قانون اساسی ارمنستان ارجاع خواهد شد و در صورت تایید دادگاه، لایحه برای رای گیری به پارلمان ارسال می شود. آرارات میرزویان اشاره کرد که پیش از آغاز ساخت و ساز، باید دو توافق دیگر (یعنی توافق سهامداران و اساسنامه شرکت توسعه «تریپ» مورد مذاکره قرار گیرند و امضا شوند.

💢انتصاب «کنستانتین سوکولوف»

🔹در همین حال، وزارت خارجه آمریکا، «کنستانتین سوکولوف»، سرمایه‌دار و فعال بخش خصوصی مستقر در شیکاگو را به ریاست یک صندوق سرمایه گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری دولتی منصوب کرده است که مقرر است با هدف حمایت از توسعه کریدور میانی، بالاخص کریدور «تریپ» فعالیت کند.

🔹به گزارش گاردین، سوکولوف در سن‌پترزبورگ روسیه متولد شده و در اوایل دهه ۱۹۹۰ به ایالات متحده مهاجرت کرده است. وی از جمله حامیان مالی مهم و کلان در پروژه شخصی ترامپ برای ساخت سالن رقص در بال شرقی کاخ سفید بوده است. گاردین تاکید دارد که همچون سوکولوف، بسیاری از حامیان مالی این پروژه، بعدها نقش‌ها و کرسی‌های مشورتی دولتی یا مناصب رسمی دریافت کرده اند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️ایران نظم کشتی‌رانی تنگه هرمز را به قبل جنگ بازنخواهد گرداند
▪️▪️مؤسسه واشنگتن

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸از زمانی که ایالات متحده در ۱۷ ژوئن برای پایان دادن به جنگ با ایران یک یادداشت تفاهم امضا کرد، شمار عبور کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز افزایش یافت. چند روز پس از اعلام این توافق، سازمان بین‌المللی دریانوردی سازمان ملل از اجرای طرحی گسترده برای تخلیه صدها کشتی و هزاران دریانورد که در خلیج فارس گرفتار شده بودند خبر داد. با این حال، این تحولات مثبت به معنای بازگشت ــ چه فوری و چه تدریجی ــ به نظم سنتی کشتیرانی در تنگه هرمز نبود.

💢تنگه به وضعیت گذشته باز نخواهد گشت

🔹تعداد عبور کشتی‌ها همچنان بسیار کمتر از سطح پیش از جنگ جریان داشت. مهم‌تر از آن، وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز و اطراف آن همچنان به دلیل تهدیدهای مداوم ایران و خطر مین‌های دریایی در مسیر سنتی، بی‌ثبات و پرمخاطره است. از زمانی که در آستانه امضای یادداشت تفاهم شدت درگیری‌ها کاهش یافت، برخی کشتی‌ها از دو مسیر جایگزین استفاده کرده‌اند: یکی در امتداد سواحل عمان و دیگری از داخل آب‌های ایران. اما سپس نیروهای ایرانی به یک کشتی حمله کردند و هشدار دادند که استفاده از مسیرهایی که مورد تأیید تهران نیست، ممنوع است.

🔹اقدامات تهران نشان می‌دهد که ترتیبات سنتی حاکم بر تنگه هرمز عملاً فروپاشیده و نظام جدیدی در حال شکل‌گیری است که هدف آن تثبیت کنترل ایران بر این گذرگاه دریایی است. مگر آنکه شرایط به‌طور اساسی تغییر کند، این تحول احتمالاً موقتی نخواهد بود. بازگشت به نظم پیش از جنگ، مهم‌ترین اهرم فشار باقی‌مانده ایران را از میان خواهد برد.

💢نظام دو مسیره‌ای که اکنون در معرض تهدید است

🔹همان‌گونه که اشاره شد، با کاهش تنش‌های نظامی، برخی کشتی‌ها دوباره از تنگه هرمز عبور کردند، اما عمدتاً از مسیرهای سنتی ورود و خروج استفاده نکردند؛ یعنی از طرح جداسازی ترافیک دریایی که دهه‌ها پیش توسط ایران و عمان پیشنهاد شد و در سال ۱۹۶۸ به تصویب سازمان بین‌المللی دریانوردی رسید.

🔹مسیرهای قدیمی که از مرکز تنگه عبور می‌کنند، در حال حاضر ناامن هستند و احتمالاً در آینده نزدیک نیز همین وضعیت ادامه خواهد داشت، زیرا گزارش‌ها از وجود مین‌های دریایی در این منطقه حکایت دارند. مرکز مشترک اطلاعات دریایی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که عملیات فعال مین‌روبی همچنان ادامه دارد. ابهام درباره این تهدید مین‌ها باعث خواهد شد کشتی‌ها همچنان از دو مسیر جدیدی که در دوران جنگ شکل گرفت استفاده کنند.

💢رقابت میان دو مسیر در تنگه

🔹مسیر نخست از داخل آب‌های ایران عبور می‌کند و به «مسیر شمالی» معروف شده است. نهاد مدیریت آبراه خلیج فارش (PGSA) که در دوران جنگ توسط ایران ایجاد شد و تحت تحریم آمریکا قرار دارد، مختصات این مسیر را منتشر کرده و آن را «مسیر جدید و ایمن کشتیرانی» برای ورود و خروج از تنگه معرفی کرده است. مسیر دوم که «مسیر جنوبی» نامیده می‌شود، در امتداد سواحل عمان قرار دارد. چندین کشتی با راهنمایی ایالات متحده از این مسیر برای ورود و خروج از منطقه استفاده کرده‌اند.

🔹داده‌های رهگیری کشتی‌ها نشان می‌دهد که هر دو مسیر شمالی و جنوبی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. با این حال، هیچ‌یک از این دو مسیر جدید هنوز نتوانسته‌اند به حجم تردد مسیر سنتی برسند؛ مسیری که پیش از جنگ به طور متوسط روزانه حدود ۱۳۸ کشتی از آن عبور می‌کرد. با توجه به اینکه بازگشت به مسیر سنتی در آینده نزدیک امکان‌پذیر نیست، احتمالاً رفتارهای تهاجمی ایران ادامه خواهد یافت.

🔹ایران دریافته است که کنترل تردد کشتی‌ها در یکی از مهم‌ترین آبراه‌های بین‌المللی چه میزان قدرت و نفوذ به آن می‌دهد. حتی پیش از جنگ نیز تهران بارها توانایی خود را در آزار، توقیف یا حمله به کشتی‌های تجاری در خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و حتی دریای عرب نشان داده بود. با توجه به این سابقه و تأثیر آن بر تجارت دریایی، به احتمال زیاد تهران در مذاکرات آینده نیز از اهرم تنگه هرمز برای تثبیت نظم جدید دریانوردی استفاده خواهد کرد.

ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای‌اش باید با اتخاذ سیاست‌های جدید مانع از انحصار ایران در مدیریت عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز شوند. در اولویت نخست، لازم است دستورالعمل‌های روشن و هماهنگی برای حفظ ایمنی کشتی‌ها و مقابله با تهدیدهای ایران ارائه شود. همچنین، شناسایی و پاکسازی مین‌های دریایی باید هرچه سریع‌تر انجام گیرد، زیرا تداوم این تهدید بازگشت به مسیر سنتی کشتیرانی را به تأخیر انداخته و به ایران امکان می‌دهد نظم دریایی مطلوب خود را تثبیت کند.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چرا حماس دولت‌داری در غزه را رها کرد؟

#مطالعات_اسرائیل
#تحلیل_کوتاه

📝محمدحسین پورعلی اقبالی

🔹حماس روز ۱۵ تیر رسما اعلام کرد که دولت خود در غزه را منحل کرده و آماده است تا قدرت را به کمیته تکنوکرات واگذار کند، امری که تحقق آن در مذاکرات صلح غزه مورد تاکید قرار گرفته بود. علی شعث، از مقامات سابق تشکیلات خودگردان فلسطین و رئیس کمیته تکنوکرات مستقر  در قاهره نیز اعلام کرد که کمیته ۱۵ نفره او آماده است تا به محض فراهم شدن منابع و شرایط لازم، فعالیت خود در غزه را رسماً آغاز کند.
 
💢حماس و دولت‌داری در غزه

🔹حماس از ابتدای به قدرت رسیدن در غزه در سال ۲۰۰۷، بارها از تشکیل دولت‌های تکنوکرات حمایت کرده است. به عنوان مثال، این جنبش در سال ۲۰۰۷ و هنگام تاسیس دولت وحدت ملی و نیز در توافقات چند مرحله‌ای قاهره میان فتح و حماس، موافقت خود با تاسیس دولت تکنوکرات را اعلام کرد. به طور کلی، حماس پس از کسب قدرت سیاسی در غزه با چالشی جدی مواجه شده بود که طبق آن، این جنبش یا باید بر اداره غزه و رفع نیازهای مردم آن متمرکز می‌شد و یا مشابه حزب‌الله لبنان پیش از سال ۲۰۱۵، به عنوان یک گروه مقاومت، به مقابله با اقدامات تجاوزکارانه اسرائيل می‌پرداخت. این دو هدف با یکدیگر ناسازگار بود. چرا که اگر حماس می‌خواست دست به حکومتداری بزند، باید ملاحظات خاص این حوزه را رعایت می‌کرد و همین مسئله سبب می‌شد تا دست این گروه در عرصه نظامی بسته شود. به همین دلیل، علیرغم چالش‌های دولت‌داری برای حماس در فقدان توافق سیاسی با تشکیلات خودگردان و فتح، چاره‌ای جز تداوم دولت‌داری در غزه وجود نداشت.
 
💢کمیته تکنوکرات

🔸پس از طوفان الاقصی و با جدی شدن مذاکرات پایان جنگ، طرح‌های مختلفی در خصوص دولت آینده غزه پس از اتمام جنگ مطرح شد. در این چارچوب، اداره غزه توسط حماس، اسرائیل و تشکیلات خودگردان هر کدام مخالفانی داشت و عملاً امکان تحقق هیچ یک از این سناریو‌ها ممکن نبود. به همین جهت، پیشنهاد تشکیل کمیته تکنوکرات فلسطینی از جانب مصر ارائه شد و در نهایت تمامی طرف‌ها با آن موافقت کردند. مطابق مذاکرات، این کمیته نباید وابسته به هیچ سازمان یا حزبی باشد و فقط باید از متخصصان تشکیل شود تا بتواند به بازسازی زیرساخت‌ها و ارائه خدمات عمومی در غزه بپردازد. بر همین اساس، ۱۵ نفر از متخصصان فلسطینی غیر سیاسی موظف شدند تا با تشکیل کمیته‌ای، عملاً عهده‌دار اداره نوار غزه شوند. در واقع از یک سو به دلیل فشارهای رژیم صهیونیستی و از سوی دیگر، با توجه به هماهنگی و رایزنی حماس با سایر گروه های فلسطینی، این جنبش تصمیم گرفت تا امر حکومتداری را به کمیته تکنوکرات واگذار کند.
 
💢چرا الان؟

🔸مقامات حماس در اظهارات خود بارها اذعان داشته‌اند که هدف از انحلال دولت، گرفتن بهانه از دست اسرائیل برای اجرای تعهدات در طرح صلح غزه و فشار بر این رژیم جهت آغاز بازسازی و انتقال کمک‌های مالی به غزه است. علاوه بر این، یکی از طرح‎های اصلی اسرائیل برای غزه پس از ۷ اکتبر، تقسیم این باریکه به دو بخش بود که یکی توسط مزدوران وابسته به رژیم صهیونیستی اداره شود و اداره بخش دیگر نیز همچنان بر عهده حماس باشد. بر همین اساس، اکنون رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند تا با حمایت از مزدوران وابسته به خود در مناطقی که تحت اشغال ارتش اسرائیل است، محاصره اقتصادی را در این مناطق کاهش داده و زمینه را برای کوچ ساکنان غزه از مناطق تحت کنترل حماس به این مناطق فراهم کند. رژیم در تلاش است تا از این طریق، حمایت مردمی از حماس را به حداقل برساند و با ارائه دو الگوی زندگی در مناطق امن تحت سیطره نیروهای وابسته به اسرائیل و زندگی در مناطق تحت محاصره و بمباران زیر نظر حماس، کاری کند که خود مردم غزه به تدریج حماس را کنار گذاشته و حمایت از این گروه را متوقف کنند. اما به نظر می‌رسد حماس با انحلال دولت وابسته به خود، تلاش کرد تا این طرح صهیونیستی را باطل کند. لازم به ذکر است که توصیه برخی از کشورها نظیر قطر، مصر و ترکیه نیز در اتخاذ این تصمیم از جانب حماس بی‌تاثیر نبوده است.
 
مطابق شواهد و قرائن موجود، واگذاری اداره نوار غزه به کمیته تکنوکرات، واقعیت‌های میدانی در نوار غزه را تغییر نداده و حماس به دلیل برخورداری از سلاح، در عمل همچنان حاکم واقعی غزه باقی خواهد ماند. اما در صورتی که اقدامات کمیته تکنوکرات با سران حماس هماهنگ نباشد، این امر می‌تواند به تکرار سناریوی لبنان، یعنی تقابل دولت با مقاومت، اینبار در غزه منتهی شود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐وزن یک انتخاب؛ هه‌وی و قاعده نانوشته دیپلماسی چین

#تحلیل_کوتاه

🔸حضور هه‌وی در مراسم تشییع رهبر ایران را می‌توان نشانه‌ای از رویکرد چندلایه پکن در مدیریت روابط با تهران دانست. چین در این مراسم نه در سطح عالی‌ترین رهبران حزبی خود حاضر شد و نه به نمایندگی در سطحی صرفاً تشریفاتی بسنده کرد، بلکه شخصیتی را برگزید که در سلسله‌مراتب سیاسی چین جایگاهی ملی اما معتبر دارد؛ انتخابی که هم بیانگر اهمیت روابط دوجانبه و هم نشان‌دهنده احتیاط دیپلماتیک و محاسبه‌گری سنتی سیاست خارجی چین است.

💢جایگاه هه‌وی در سلسله‌مراتب قدرت چین

🔹درک اهمیت انتخاب هه‌وی مستلزم شناخت جایگاه او در ساختار قدرت چین است. وی یکی از ۱۴ نائب‌رئیس کمیته دائمی کنگره ملی خلق، رئیس حزب دموکراتیک دهقانان و کارگران چین (یکی از هشت حزب متحد حزب کمونیست) و رئیس جمعیت صلیب سرخ چین است و به عنوان فرستاده ویژه پکن در مراسم حضور یافت. اگرچه کمیته دائمی کنگره ملی خلق عالی‌ترین نهاد قانونگذاری چین به شمار می‌رود، اما باید آن را از کمیته دائمی دفتر سیاسی حزب کمونیست، به عنوان هسته اصلی تصمیم‌گیری کشور، متمایز دانست. هه‌وی در سلسله‌مراتب غیررسمی این نهاد در جایگاهی میانی (8 از 14) قرار دارد؛ به این معنا که از بسیاری از چهره‌های فرهنگی، قومی و نمادین جایگاه بالاتری دارد، اما پایین‌تر از اعضای دفتر سیاسی و کادرهای باسابقه حزبی قرار می‌گیرد. از این رو، او را می‌توان در زمره رهبران ملی چین دانست که هرچند از مقامات بلندپایه کشور محسوب می‌شوند، اما در هسته مرکزی قدرت حزب کمونیست حضور ندارند.

💢هه وی به عنوان تکنوکرات جبهه متحد

🔹از منظر ویژگی‌های فردی، هه‌وی بیش از آنکه یک ایدئولوگ حزبی باشد، یک تکنوکرات ارشد و مورد اعتماد نظام چین و از چهره‌های شاخص جبهه متحد محسوب می‌شود. سابقه فعالیت او در حوزه سلامت، امور اجتماعی و دیپلماسی عمومی، همراه با ریاست جمعیت صلیب سرخ چین، تصویری از یک مدیر سیاسی با پیشینه تخصصی و غیرایدئولوژیک ارائه می‌دهد. او در حلقه نظریه‌پردازان ایدئولوژیک حزب کمونیست قرار ندارد، اما به عنوان رهبر یکی از احزاب متحد حزب کمونیست، بخشی از سازوکار سیاسی و نهادی نظام چین به شمار می‌آید.

💢منطق انتخاب پکن

🔹بررسی رویه دیپلماسی تشریفاتی چین نشان می‌دهد که پکن از یک الگوی سلسله‌مراتبی در تعیین سطح نمایندگی خود بهره می‌گیرد. در مراسم‌هایی که اهمیت بین‌المللی یا دوجانبه بیشتری دارند، مانند تشییع لی کوان یو در سال ۲۰۱۵ و ملکه الیزابت دوم در سال ۲۰۲۲، معاون رئیس‌جمهور چین به عنوان فرستاده ویژه شی اعزام شد. در مواردی دیگر، مانند مراسم ترحیم امیر کویت در سال ۲۰۲۳ و تشییع رهبر معظم انقلاب در سال 2026، این مأموریت به معاونان کمیته دائمی مجلس ملی خلق سپرده شد. در این چارچوب، انتخاب وی را می‌توان بخشی از الگوی ابراز احترام به طرف مقابل دانست، بی‌آنکه مستلزم اعزام عالی‌ترین رهبران حزب کمونیست باشد.

🔹چنین انتخابی به چین امکان می‌دهد ضمن تأکید بر اهمیت روابط با ایران، از ایجاد این تصور که روابط دوجانبه به بالاترین سطح ممکن ارتقا یافته است، پرهیز کند و در عین حال انعطاف دیپلماتیک خود را در قبال سایر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی حفظ نماید. از این منظر، استفاده از مقاماتی در جایگاه وی، علاوه بر انتقال پیام‌های رسمی و ابراز همدردی، بستری مناسب برای حفظ توازن در پیام‌رسانی سیاسی و جلوگیری از ایجاد حساسیت‌های دیپلماتیک فراهم می‌آورد.

💢پیام‌های منطقه‌ای و بین‌المللی

🔹این انتخاب چند پیام مهم در بر دارد. نخست، تأکید بر استمرار روابط راهبردی ایران و چین که در سال‌های اخیر با توافق همکاری ۲۵ ساله، همکاری‌های انرژی و هماهنگی در برخی سازوکارهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس اهمیت بیشتری یافته است. دوم، نمایش رویکرد متوازن چین در غرب آسیا که بر حفظ روابط نزدیک با ایران، در کنار پرهیز از ورود به صف‌بندی‌های پرهزینه منطقه‌ای و سوء برداشت از همبستگی ایدئولوژیک آشکار میان حزب کمونیست چین و جمهوری اسلامی ایران استوار است. سوم، انتخاب مقام قانونگذار ارشد به جای رهبر حزبی بلندپایه، نشان‌دهنده تلاش پکن برای بهره‌گیری از روابط راهبردی غیرائتلافی، ظرفیت نهادهای دولتی و دیپلماسی پارلمانی در سیاست خارجی و ارائه تصویری نهادمند و چندلایه از ساختار حکمرانی چین است.

💢جمع بندی


در مجموع، اعزام هه‌وی را باید تصمیمی دقیق و حساب‌شده در چارچوب سنت دیپلماتیک چین دانست؛ تصمیمی که از یک سو اهمیت ژئوپلیتیکی ایران و تمایل پکن به حفظ روابط راهبردی با تهران را منعکس می‌کند و از سوی دیگر بیانگر تلاش چین برای ایجاد توازن میان ابراز همبستگی سیاسی و پرهیز از ارسال پیام‌هایی است که بتواند به معنای ارتقای بیش از حد سطح تعهدات سیاسی و نمادین تعبیر شود.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️اقتصاد، عامل پیروزی‌های ترقی‌خواهان در آمریکا بوده است، نه ایدئولوژی
▪️بروکینگز

#تهران_ریویو
#مطالعات_آمریکا

🔹برخی از انتخابات مقدماتی اخیر حزب دموکرات در کنگره باعث شده است گروهی از ناظران به این نتیجه برسند که، همان‌طور که یکی از تحلیلگران سیاسی گفته است، «حزب حالا دیگر حزب برنی است». نامزدهایی که از سوی سناتور برنی سندرز، نماینده الکساندریا اوکاسیو-کورتز (دموکرات از نیویورک) و شهردار نیویورک، زهران ممدانی ــ حمایت شده‌اند، مجموعه‌ای از موفقیت‌های پی‌درپی به دست آورده‌اند. در ماه ژوئن، چندین قانون‌گذار مستقر کنگره آمریکا در واشنگتن دی‌سی، شهر نیویورک و دنور، توسط رقبای مترقی و شورشی شکست خوردند.

💢شورشیان در برابر تشکیلات حاکم، نه چپ در برابر مرکز

🔸با این حال، این برداشت اصل ماجرا را از دست می‌دهد. در مجموع، انتخابات مقدماتی ۲۰۲۶ داستان تقابل «مرکز در برابر چپ» نبوده است. بلکه بیشتر داستان تقابل «شورشیان در برابر تشکیلات حاکم»، «خارجی‌ها در برابر درون‌حزبی‌ها»، «پوپولیست‌ها در برابر نخبگان» و «مبارزان در برابر سازش‌کاران» بوده است. فرد پیروز در پنسیلوانیا یک آتش‌نشان است. پیروز اوهایو یک کارگر صنعت آهن است. برنده مونتانا یک آتش‌نشان سابق جنگل است. پلاتنر یک پرورش‌دهنده صدف است. همه آنها چهره‌هایی تازه در سیاست هستند. در سراسر کشور، بدنه رأی‌دهندگان حزب دموکرات از نامزدهای احتمالی خود در واشنگتن می‌خواهند با نظم سیاسی موجود مقابله کنند.

💢مسئله اقتصاد است، نه ایدئولوژی

🔸نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهند که دموکرات‌ها با فاصله‌ای قابل توجه، میانه‌گرایی را بر چپ‌گرایی ترجیح می‌دهند؛ تفاوتی که میان نژاد، جنسیت یا طبقه اجتماعی چندان تغییر نمی‌کند. این یافته‌ها با موفقیت سیاستمداران نسبتاً میانه‌رویی مانند روی کوپر در کارولینای شمالی و ابیگیل اسپنبرگر در ویرجینیا نیز همخوان است و نشان‌دهنده چرخشی چشمگیر نسبت به تنها چند سال پیش است.

🔸با این حال، مقیاس چپ–راست ابزاری بسیار خام و ناکافی برای سنجش هویت ایدئولوژیک است. مطابق نظرسنجی‌ها دموکرات‌ها و مستقل‌ها همچنان تمایل دارند از سیاست‌های مترقی در مسائل روزمره و اقتصادی مانند مراقبت‌های درمانی و اشتغال حمایت کنند. چیزی که آنها از آن عقب‌نشینی کرده‌اند، شور و اشتیاق اوایل دهه ۲۰۲۰ نسبت به موضوعاتی است که می‌توان آنها را با برچسب «ووک» مورد حمله قرار داد.

💢عدم بزرگ‌نمایی محبوبیت ترقی‌خواهان

🔸امروزه همین دیدگاه‌ها ــ که در محافل دانشگاهی محبوب‌اند اما در میان عموم مردم چندان طرفدار ندارند ــ معمولاً به عنوان نشانه‌هایی از چپ‌گرایی افراطی و نخبه‌گرایی شناخته می‌شوند. بخش بزرگی از جذابیت پلاتنر، و همچنین ممدانی در نیویورک، جاش تورک در آیووا، باب بروکس در پنسیلوانیا و چندین پوپولیست دیگر مورد حمایت سندرز و اوکاسیو-کورتز، در تأکید آنها بر «آدم معمولی» و مسائل اقتصادی است، نه مسائل فرهنگی.

🔸در هر صورت، نباید طغیان مترقی-پوپولیستی-ضد تشکیلات را بیش از حد بزرگ جلوه داد. کارنامه حمایت‌های سندرز و اوکاسیو-کورتز تقریباً به اندازه پیروزی، شکست نیز داشته است و پیروزی‌های آنها عمدتاً ــ هرچند نه به‌طور کامل ــ در مناطق به‌شدت مترقی مانند شهر نیویورک یا واشنگتن دی‌سی رخ داده است. همچنین بخشی از این پیروزی‌ها را می‌توان به برتری مالی اولیه ناشی از شبکه‌های ملی جذب کمک‌های مالی نسبت داد؛ شبکه‌هایی که هم از حمایت تشکیلات دموکرات و هم جناح سندرز بهره می‌برند.

💢موفقیت مشروط ترقی‌خواهان در آینده

🔸با این حال، پرسش اصلی در ماه نوامبر احتمالاً این نخواهد بود که آیا رأی‌دهندگان از گرایش‌های به اصطلاح کمونیستی پوپولیست‌های دموکرات روی‌گردان می‌شوند یا نه؛ بلکه این خواهد بود که آیا آنها می‌توانند اعتبار خود را به عنوان نمایندگان طبقه کارگر زیر فشار رقابت حفظ کنند یا خیر. آیا پلاتنر همچنان به عنوان یک پرورش‌دهنده صدف و کهنه‌سرباز جنگی مبارز دیده خواهد شد، یا به عنوان فارغ‌التحصیل یک مدرسه شبانه‌روزی نخبگانی؟ آیا ویلگاس همچنان تصویر پسر سخت‌کوش مهاجرانی را حفظ خواهد کرد که با مدیکید بزرگ شده است، یا به عنوان یک استاد علوم سیاسی فعال سیاسی معرفی خواهد شد؟

دموکرات‌ها در چرخه‌های انتخاباتی اخیر تا حد زیادی رأی‌دهندگان سفیدپوست طبقه کارگر را به جمهوری‌خواهان واگذار کردند. حال، نسل جدیدی از سیاستمداران دموکرات به دنبال بازپس‌گیری هویتی است که نزدیک به دو قرن تعریف‌کننده این حزب بوده است؛ هویتی که شایان توجه است در بخش بزرگی از این دوره، به دموکرات‌ها برتری ملی می‌داد. اینکه آیا آنها در پاییز امسال کنترل کنگره را به دست خواهند گرفت، بسیار کمتر به لحن ایدئولوژیک آنها و بسیار بیشتر به میزان محبوبیت رئیس‌جمهور بستگی خواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐واشنگتن به سمت آنکارا خواهد چرخید یا تل‌آویو؟

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترکیه
#اسرائیل

🔹اگر تا قبل از هفت اکتبر، منازعه بزرگ خاورمیانه میان ایران و اسرائیل بود، اکنون یک بازیگر دیگر نیز به آن اضافه شده است: ترکیه. در سه سال گذشته، تنش لفظی میان مقامات اسرائیلی و ترکیه‌ای افزایش یافته است که وخامت روابط این دو بازیگر را نشان می‌دهد. نقطه عطف این روند نیز سقوط بشار اسد و به قدرت رسیدن هیات تحریر الشام مورد حمایت آنکارا در سوریه بود که تهدید ترکیه را برای هژمونی‌طلبی اسرائیل جدی‌تر کرد. حال اسرائیل نگران است کمک‌های آمریکا نیز به قدرت در حال افزایش ترکیه اضافه شود.
 
💢اجلاس ناتو و اف-۳۵های ترکیه‌ای

🔸براساس گزارش‌ها، ترامپ قصد دارد در اجلاس ناتو در آنکارا با اردوغان دیدار کرده و مجدداً پروژه فروش جنگنده اف-۳۵ به ترکیه را احیا کند. پیشتر این فروش به دلیل اقدام ترکیه جهت خرید سامانه پدافندی اس-۴۰۰ روسی در سال ۲۰۱۹ لغو شده بود. حال به نظر می‌رسد ترامپ در حال تغییر رویکرد خود است که ریشه در اقدامات اردوغان در جلب نظر ترامپ دارد. ترکیه کوشیده تا جولانی را متحد آمریکا نشان دهد، به حدی که اخیراً ترامپ جولانی را گزینه بهتری برای مهار حزب‌الله دانست. وقتی اواخر ماه گذشته از ترامپ پرسیده شد که آیا برای ترکیه «هدیه‌ای» خواهد داشت یا نه، او پاسخ داد: «احتمالاً کاری انجام خواهم داد که آن‌ها را خیلی خوشحال کند.»
 
💢برهم‌خوردن معادله قدرت به ضرر اسرائیل

🔸اسرائیل دهه‌ها از برتری کیفی نظامی - به خصوص نیروی هوایی - در برابر کشورهای غرب آسیا بهره‌مند بوده است. در حال حاضر ترکیه در مقایسه با سایر کشورها، به توان هوایی اسرائیل نزدیک‌تر و در حال توسعه جنگنده نسل پنجم بومی خود (Kaan) است. در صورتی که اردوغان بتواند جنگنده اف-۳۵ را به نیروی هوایی خود اضافه کند، مانع مضاعفی برای توسعه‌طلبی اسرائیل می‌شود. اسرائیل می‌کوشد تا آمریکا را از فروش این جنگنده منصرف کند و این تلاش حتی پس از نتانیاهو نیز ادامه خواهد یافت.
 
💢متحدان اندک اسرائیل در واشنگتن علیه ترکیه

🔸اسرائیل برای جدایی آمریکا از ترکیه نیاز به لابی قدرتمند خود در واشنگتن دارد. اما تحولات سیاسی درون آمریکا - که بخشی از آن ناشی از کشتار فلسطینیان پس از ۷ اکتبر است – موقعیت لابی اسرائیل را در مقایسه با گذشته تضعیف کرده است. حزب دموکرات تنها خط قرمز خرید سامانه اس-۴۰۰ را داشت و اکنون با رفع آن دغدغه حاضر نیست برای اسرائیل هزینه سیاسی بدهد. حزب جمهوری‌خواه هم اگرچه هنوز متحد اسرائیل است، اما به دلیل روابط خود ترامپ و اردوغان نمی‌تواند به صورت منسجم در برابر فروش اف-۳۵ بایستد.

🔸تاکنون سیاستمداران یا شخصیت‌های رسانه‌ای اندکی در حزب جمهوری‌خواه در برابر تصمیم ترامپ ایستاده‌اند. به عنوان نمونه، مارک لوین، مجری فاکس‌نیوز و از نزدیکان ترامپ ضمن مخالفت با این فروش، دولت اردوغان را یک دیکتاتور نسل‌کش خواند که آمریکا باید در برابرش بایستد. لوین همچنین می‌گوید که آمریکا باید ترکیه را از ناتو خارج کند. نکته جالب این است که جو کنت، رئیس سابق مرکز مبارزه با تروریسم نیز اشاره کرده بود اسرائیل قصد دارد ترکیه را از ناتو جدا کند تا بتواند با آن رویارویی نظامی داشته باشد.
 
💢آمریکا کجای مختصات منازعه ترکیه و اسرائیل قرار می‌گیرد؟

🔸کاهش نسبی نفوذ اسرائیل در واشنگتن تنها یک بعد رویکرد آمریکا در منازعه میان اسرائیل و ترکیه را توضیح می‌دهد. پس از جنگ با ایران، این گرایش تقویت یافته که آمریکا باید خود را از درگیری‌های نظامی در غرب آسیا فاصله دهد و به اولویت‌های دیگر خود بپردازد. همچنین، ترکیه نیز از سیاست‌های حساسیت‌برانگیز برای آمریکا اجتناب می‌کند و در مسائلی همچون پرونده سوریه، سعی در همراهی آمریکا دارد، سیاستی که تاکنون موفق بوده است. با این وجود، تضعیف روابط اسرائیل و آمریکا نه به معنای قطع یا گسست، بلکه تنزل سطح رابطه می‌باشد.

در چنین شرایطی، آمریکای ترامپ می‎کوشد تا حد ممکن خود را از درگیری میان ترکیه و اسرائیل فاصله دهد، اما روابط مساعد خود را با هر دو بازیگر حفظ کند. اسرائیل تنها در صورتی می‌تواند امید به تغییر وضع کنونی داشته باشد که در آینده آمریکا یک رئیس جمهور نومحافظه‌کار و طرفدار سرسخت اسرائیل به‌قدرت برسد تا حمایت از آنکارا را کاهش دهد. هرچند در سناریوی مذکور نیز این تصور دشوار است که آمریکا همچون پرونده ایران، خود را درگیر یک مسئله جدید در منطقه به نام ترکیه کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐نتانیاهو برای فرار از شکست در انتخابات چه خواهد کرد؟

#مطالعات_اسرائیل
#مقاله_تحلیلی

🔹بنابر توافق میان احزاب ائتلاف دولتی، انتخابات کنست به احتمال زیاد در تاریخ ۲۰ اکتبر مصادف با ۲۸ مهر برگزار خواهد شد. با نزدیک شدن به این تاریخ، فضای سیاسی اسرائيل اکنون وارد مرحله‌ای حساس و رقابتی شده است و بر اساس نظرسنجی‌ها، رقابت میان سه حزب لیکود، یاشار و باهم بسیار نزدیک بوده و هر تحول داخلی یا خارجی می‌تواند نتیجه انتخابات را به سود یکی از این احزاب تغییر دهد. در این میان، نتانیاهو با کاهش چشمگیر محبوبیت خود مواجه شده و عملکرد دولت او، به‌ویژه در جنگ اخیر با ایران و تحولات پیرامونی آن نظیر تفاهم ایران و آمریکا و آتش‌بس در لبنان، به یکی از اصلی‌ترین نقاط ضعف این چهره سیاسی در انتخابات آتی اسرائيل مبدل شده است.
 
💢کاهش محبوبیت نتانیاهو

🔹نتایج نظرسنجی‌های اخیر حاکی از آن است که حزب لیکود در مقایسه با دوران پیش از آغاز جنگ با ایران،‌ بخش قابل توجهی از حامیان خود در جامعه اسرائیل را از دست داده و در مقابل، محبوبیت حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت،‌ افزایش چشمگیری داشته است. همچنین بنابر نظرسنجی کانال ۱۲، درصد بیشتری از افراد آیزنکوت را فرد شایسته‌تری برای تصدی جایگاه نخست وزیری تشخیص داده‌اند. همچنین مطابق نظرسنجی‌ها، ۶۱ درصد از ساکنان اراضی اشغالی با حضور نتانیاهو در انتخابات آینده کنست اسرائيل اعلام مخالفت کرده‌اند و حتی در میان طرفداران حزب لیکود نیز، ۲۳ درصد از این افراد، مخالف حضور مجدد نتانیاهو در انتخابات آتی اسرائيل هستند.
 
💢مخالفت با تفاهم ایران و آمریکا


🔸تحولات منطقه‌ و نحوه پایان یافتن جنگ نیز تأثیر مستقیمی بر فضای انتخاباتی اسرائیل گذاشته است. بخش قابل توجهی از جامعه اسرائیل پایان جنگ و هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا را به سود تهران و برخلاف منافع اسرائیل ارزیابی می‌کنند. از این رو، این افراد معتقدند که توقف درگیری‌ها مانع دستیابی اسرائیل به اهداف راهبردی شده و فرصت تضعیف بیشتر ایران و حزب‌الله را از بین برده است. به همین دلیل، مطابق نظرسنجی‌ها اکثریت ساکنان اراضی اشغالی از توقف جنگ ناراضی بوده و خواهان آغاز مجدد حملات نظامی علیه ایران و حزب‌الله هستند. نتایج نظرسنجی‌ها همچنین بیان می‌کند که اکثریت جامعه اسرائیل عملکرد نتانیاهو در مدیریت جنگ را ناموفق ارزیابی کرده و در کنار این مسئله، محبوبیت ترامپ در جامعه اسرائيل نیز به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. این موضوع سبب شده تا ائتلاف نظامی نتانیاهو با ترامپ، که نتانیاهو امید داشت از آن در انتخابات به نفع خود بهره‌برداری کند، دیگر مزیتی نداشته و حتی به پاشنه آشیل او در انتخابات آتی تبدیل شود.
 
💢اتکا به دستاوردهای امنیتی

🔸از آنجایی که مطابق قانون انتخابات اسرائيل، کمیته مرکزی انتخابات باید سه ماه پیش از برگزاری انتخابات فعالیت خود را آغاز کند، با شروع به کار این کمیته، عملاً فرآیند برگزاری انتخابات در رژیم صهیونیستی آغاز شده و در این ایام، محدودیت‌ها و حساسیت‌های ویژه‌ای بر رفتار دولت، وزرا و نامزدها اعمال می‌شود. از این رو، در عمل اکنون نتانیاهو کمتر از یک ماه فرصت خواهد داشت تا برای بهبود موقعیت سیاسی خود، گام موثری بردارد. بر همین اساس، به نظر می‌رسد مهم‌ترین محور تبلیغاتی نتانیاهو در انتخابات آتی، برجسته‌سازی دستاوردهای امنیتی دولت خود در دوره پسا ۷ اکتبر خواهد بود. در این چارچوب، نتانیاهو تلاش خواهد کرد تا با تمرکز بر موضوعاتی نظیر ترور مقامات ارشد ایران و محور مقاومت و نیز تضعیف اجزای مختلف این محور، خود را به عنوان تنها ناجی حقیقی امنیتی اسرائيل معرفی کرده و دیگران را در این امر ناتوان جلوه دهد.
 
مطابق نظرسنجی‌های انتخاباتی، ائتلاف دولتی فعلی به رهبری بنیامین نتانیاهو وضعیت مطلوبی در افکار عمومی رژیم صهیونیستی نداشته و به احتمال فراوان، این ائتلاف توان پیروزی در انتخابات آینده رژیم صهیونیستی را نخواهد داشت. بنابراین، نتانیاهو برای تداوم نخست‌وزیری خود تلاش خواهد کرد تا با تضعیف سبد آرای احزاب مخالف از طریق برجسته‌سازی دستاوردهای امنیتی خود، پیوند زدن احزاب اپوزیسیون به احزاب عربی، تلاش برای حفظ آزادی عمل در جبهه لبنان، دور زدن تفاهم میان ایران و آمریکا از طریق مذاکرات مستقیم با دولت لبنان و مواردی از این دست، شانس تشکل کابینه ائتلافی توسط این احزاب در انتخابات آینده کنست را کاهش داده و خود با راهبری دولت پیشبرد امور، تا انتخابات مجدد بعدی، همچنان زمام امور را به دست بگیرد. پس از خلاصی ترامپ از انتخابات میان‌دوره‌‌ای آمریکا نیز، رئیس جمهور آمریکا خواهد توانست تا با شروع جنگی جدید، دست نتانیاهو را در انتخابات زود هنگام مجدد بعدی پر کرده و شانس او را برای پیروزی افزایش دهد.

اندیشکده تهران

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🎥آیا انسداد باب‌المندب منجر به انفجار قیمت نفت خواهد شد؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐 چرا اسرائيل به شکل مستقیم وارد درگیری‌های کنونی با ایران نشده است؟

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل

🔹پس از نقض عهدهای مکرر طرف آمریکایی در تفاهم مشترک با ایران، سرانجام با اعلام رسمی دونالد ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از تفاهم، دور جدیدی از تنش‌ها میان دو کشور از تاریخ ۱۷ تیر رسما آغاز شد. اما نکته قابل توجه، عدم ورود مستقیم اسرائيل به این دور از درگیری‌ها بود.

💢تقسیم وظایف

🔹بنابر ادعای منابع امنیتی ایالات متحده، در کارزار نظامی فعلی این کشور علیه ایران، ایالات متحده خود به تنهایی مسئولیت حمله به مراکز حساس ایران را برعهده گرفته و در این میان، اسرائيل علاوه بر پشتیبانی لجستیکی از جنگنده‌های آمریکایی، با ارائه اطلاعاتی در خصوص پایگاه‌های موشکی، مقرهای فرماندهی نظامی، تاسیسات هسته‌ای و زیرساخت‌ها، این کشور را در ضربه به اهداف حساس در ایران یاری می‌‎کند. در همین چارچوب و بنابر اظهارات کاتس، وزیر جنگ اسرائيل، جنگنده‌های آمریکا برای حمله به ایران از پایگاه‌های هوایی اسرائیل استفاده کرده و در آنجا سوخت‌گیری می‌کنند.

🔹 به نظر می‌رسد ایالات متحده با در دست گرفتن فرماندهی این عملیات تلاش دارد تا مانع از اقدامات خودسرانه رژیم اسرائیل شده و از تشدید دوباره تنش‌ها و وسعت یافتن میدان نبرد جلوگیری کند. بنابراین، در دوره فعلی تنش‌ها، رژیم اسرائيل تنها به نقش پشتیبانی لجستیکی، فنی و اطلاعاتی از آمریکا بسنده کرده، اما در صورت بروز تحولات گسترده میدانی، احتمال ورود مستقیم این رژیم به صحنه درگیری دور از ذهن نخواهد بود.

💢دور ماندن از حملات ایران

🔸بنابر اظهارات برخی از مقامات سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، اسرائیل فعلاً علاقه‌‌ای به پیوستن به درگیری با ایران ندارد، چرا که درگیری محدود میان ایران و آمریکا بهترین گزینه ممکن برای اسرائيل است. مطابق اظهارات اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائيل، در دور فعلی تنش‌ها در حالی که ایران بر اثر حملات آمریکا تضعیف می‌شود، هیچ آسیبی به اسرائيل وارد نشده و این بهترین اتفاق برای رژیم اسرائیل است. بر همین اساس، اکنون به باور برخی چهره‌های امنیتی در اسرائیل، بهترین راه جهت تضعیف و سرنگونی حکومت ایران، وارد آوردن ضربات نظامی و اقتصادی به این کشور از طریق حملات هوایی آمریکا و محاصره دریایی بوده و دلیلی ندارد که اسرائيل فعلاً خود را درگیر جنگ با ایران کند. اما تبعاً برخی شخصیت‌های سیاسی در اسرائیل به واسطه وضعیت نامطلوب خود در نظرسنجی‌های انتخاباتی، تمایل دارند تا برای کسب محبوبیت، دوباره کارزار نظامی علیه ایران را از سر بگیرند.

🔸یکی دیگر از مسائلی که سبب شده است تا در شرایط فعلی اسرائيل ورود مستقیمی به جنگ با ایران نداشته باشد، مسئله پرداختن به اولویت‌های دیگر است. بر همین اساس، اسرائيل در شرایط فعلی از فرصت استفاده کرده و با عدم ورود به جنگ دوباره با ایران و تعامل با دولت لبنان در پرونده حزب‌الله، تمرکز خود را بر اهدافی نظیر کرانه باختری و غزه متمرکز کرده تا مانع از تقویت دوباره گروه‌های فلسطینی شود.

💢تلاش برای اخذ چراغ سبز از ترامپ

🔸به نظر می‌رسد در دور جدید تنش‌ها، آمریکا تلاش دارد تا با اعمال فشار و تحمیل هزینه بر ایران، این کشور را به پای میز مذاکره بازگردانده و امتیازات مطلوب خود را از آن طلب کند. اما در صورت شکست این رویکرد، ترامپ ممکن است با نشان دادن چراغ سبز به اسرائيل، راه را برای ورود مستقیم رژیم به جنگ با ایران باز کند. در همین چارچوب، تبعاً سفر نتانیاهو به واشنگتن و دیدار او با ترامپ نیز می‌تواند نشانه‌ای از تلاش اسرائیل برای ورود مستقیم به جنگ با ایران باشد. مطابق برخی گزارش‌ها، نتانیاهو در این سفر تلاش کرده تا با ارائه اطلاعاتی در خصوص تاسیسات کوه کلنگ، مقامات کاخ سفید را در حمله به این تاسیسات ترغیب کند. این مسئله می‌تواند بار دیگر به تشدید تنش‌ها و ورود دوباره اسرائيل به جنگ با ایران منتهی شود. مطابق اظهارات اخیر کاتس، وزیر جنگ اسرائيل، سران این رژیم به شدت خواهان از سرگیری حملات به ایران با هدف تخریب زیرساخت‌های انرژی این کشور هستند، اما نگرانی آمریکا از تاثیر این حملات بر بازارهای جهانی سبب شده تا فعلاً مجوزی برای ورود مستقیم اسرائيل به جنگ با ایران صادر نشود.

بنابراین از آنجایی که سران دولت فعلی اسرائيل برای ممانعت از شکست خود در انتخابات آتی این رژیم نیازمند دستیابی به موفقیتی چشمگیرند، تبعاً تلاش خواهند کرد تا با کسب مجوز از ترامپ، تنش‌ها را تشدید کرده و دوباره وارد درگیری با ایران شوند. تبعا یکی از اصلی‌ترین اهداف سفر نتانیاهو به واشنگتن نیز همین مسئله بوده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

☘️🧿☘️ حرفه‌ای‌های مطالعات بین‌المللی


🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal

🌖 دانشوران خراسان (مطالعات شرق)
@iess_ir

🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman

🌎 آموزش اصطلاحات حقوقی،سیاسی ومتون مطبوعاتی
@policyinact

🌎 آکادمی تخصصی روابط بین الملل
@InternationalAcademic

🌎 تحلیل در رشته ی علوم سیاسی
@Iranianpoliticianss

🌎 ویرایش در علوم سیاسی✍️
@virast_yar

🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10

🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS

🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh

🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew

🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies

🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican

🌎 کانال  علوم سیاسی
@politicalsciencce

🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi

🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy

🌎 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳
@Learningchinesesrpllic

🌎 کانال روسیه شناسی «بیریوزا» 🇷🇺 🇷🇺 🇷🇺
@Birioza

🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr

🌎 کانال اسرائیل‌شناسی شطرنج صحرا
@MiddleEastnews21

🌎 تحلیل مسائل ژئواکونومیک (گذرگاه)
@Gozargah_1404

🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانه‌وشمال‌آفریقا
@mena_news_analysis

🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات و جنبش‌ها
@melatedin

🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns

🌎 زاویه: اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها
@zaviyeinsight

🌎 مرکز مطالعات پاکستان
@pakistanstudies_ir

🌎 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce

🌎 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی
@razfilmweb

🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii

🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas

🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa

🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost

🌎 عربستان شناسی 🇸🇦
@KSA_Narrator

🌎 کانال  روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher

🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political

🌎 درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
@ecopolitist

🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute

🌎 اندیشکده تهران
@institutetehran

🌓 مطالعات حقوق بشر
@ngoodvv

🌎 دیپلماسی/نگاه علمی به سیاست 💥
@bestdiplomacy


🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐آیا پاکستان وارد جنگ مستقیم با انصارالله خواهد شد؟

#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #یمن

🔹پس از حمله عربستان به فرودگاه صنعا برای جلوگیری از فرود هواپیمای ایرانی حامل هیئت یمنی، آتش‌بس موجود در یمن فروپاشید و دو طرف در روزهای گذشته حملاتی را علیه یکدیگر روی زمین و در دریا سامان داده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که پیامی مبنی بر مداخله پاکستان در صورت تداوم تنش‌ها به نفع عربستان به تهران مخابره شده و رویترز نیز، به نقل از منبعی آگاه و نزدیک به دولت پاکستان، مشارکت این کشور در دفاع از عربستان سعودی در مقابل انصارالله را بسیار محتمل دانسته است. همزمان، پاکستان پس از شروع حملات انصارالله به کشتی‌ها در دریای سرخ هشدار تلافی خود را به کشتی‌های حامل پرچم پاکستان محدود نمود و مقامات پاکستانی فعلا در سطح دیپلماتیک بر حمایت خود از عربستان در تنش‌های پیش رو تاکید کرده‌اند. به بیان دیگر، اتخاذ تصمیم مداخله مستقیم پاکستان در صورت گسترش جنگ میان عربستان سعودی و انصارالله، با ملاحظات فراوانی همراه است.

💢سوابق مداخله پاکستان در یمن

🔸در سال‌های پایانی دهه 60 میلادی، مناقشه یمن شمالی و جنوبی، در حقیقت به مواجهه نیابتی مصر جمال عبدالناصر و عربستان سعودی مبدل شده بود. پاکستان در آن مقطع زمانی، یکی از مهم‌ترین شرکای نظامی منطقه‌ای سعودی‌ها بود و علیرغم عدم مداخله مستقیم در جنگ، خلبانان پاکستانی با استفاده از ناوگان نظامی عربستان به بمباران مواضع یمن جنوبی پرداختند.

🔸بعدتر و در جریان تشکیل ائتلاف به رهبری عربستان سعودی برای حمله به یمن، پاکستان در عین حفظ (و گسترش) همکاری‌های مستشاری و فنی، از مداخله مستقیم در درگیری‌ها اجتناب کرد. پس از درخواست عربستان برای حضور در ائتلاف با نیروی هوایی، دریایی و زمینی در جنگ یمن، ورود به ائتلاف در سال 2015، در پارلمان پاکستان به رای گذارده شد و نمایندگان پارلمان رای به حفظ بی‌طرفی پاکستان دادند. پارلمان پاکستان در آن مقطع، در اختیار حزب مسلم لیگ نواز (حزب حاکم کنونی) بود. هر چند که این رای منفی در حقیقت، طی تشریفات قانونی تصمیمی بود که در مرکز تجمع قدرت پاکستان، یعنی ارتش، برای عدم مداخله فعال در این درگیری گرفته شد.

🔸پاکستان در هر دو مقطع، به موجب ملاحظات متعدد، ترجیح داده است که سنت پشتیبانی غیررسمی نظامی از اقدامات عربستان در یمن را حفظ کند و از ورود مستقیم به درگیری اجتناب ورزد. با این وجود، انعقاد توافقنامه دفاع مشترک میان دو کشور در سپتامبر سال گذشته میلادی، پاکستان را نسبت به سنوات گذشته در موقعیت پیچیده‌تری قرار داده است و برخی معتقدند که عدم ورود مستقیم پاکستان به جنگ در صورت تشدید تنش‌ها، اعتبار توافقنامه مذکور را با پرسش مواجه خواهد کرد. در عین حال، جزئیات الزام و تعهد دفاع متقابل طرفین با توجه به عدم انتشار متن توافقنامه مشخص نیست و همزمان، برآورد اولیه این است که توافق مذکور برای موازنه‌سازی در مقابل منشاء و سطوح متفاوتی از تهدید منعقد شده باشد.

💢حضور مستقیم پاکستان: آری یا نه؟

🔸از حیث قابلیت‌های عملیاتی و فنی، مداخله مستقیم پاکستان در سطوح متعارف تنش و درگیری با انصارالله برای عربستان حیاتی نخواهد بود و عربستان، بیشتر در سناریوی جنگ گسترده (و احتمالا زمینی) به کمک پاکستان نیاز مبرم پیدا می‌کند. از این رو، افزایش همکاری‌های مستشاری، اطلاعاتی و فنی، مشارکت ناوگان و پرسنل موجود پاکستان در اقدامات دفاعی و تشدید لفاظی‌ها و تحرکات دیپلماتیک از سوی پاکستان محتمل‌ترین گزینه است.

🔸باید توجه داشت که پاکستان محرک‌های قدرتمندی برای اجتناب از ورود مستقیم به جنگ علیه یمن دارد. ورود مستقیم به این جنگ، تلاش‌های پاکستان برای حفظ موقعیت متعادل در مخاصمه ایران-محور مقاومت با آمریکا-اسرائیل را بر باد خواهد داد و پرونده میانجی‌گری را به محاق خواهد برد. علیرغم اینکه حمایت گسترده‌ای در میان اهل‌سنت پاکستان از عربستان وجود دارد، انتظار می‌رود با مداخله مستقیم در جنگ فشارهای داخلی بر ارتش و نخبگان حاکم پاکستان از سوی اقلیت شیعه افزایش یابد.

پاکستان در حال حاضر مشغول دست و پنچه نرم کردن با تهدید طالبان در شمال، جدایی‌طلبان بلوچ در شرق و هند در غرب است. در کنار همه این‌ها، به تازگی در کشمیر تحت کنترل پاکستان نیز ناآرامی‌های گسترده رخ داده و وضعیتی شبیه به حکومت نظامی برقرار شده است. در یک بیان خلاصه، چالش‌ها و مخاطرات در پاکستان به اندازه‌ای وسعت دارند که ارتش و نخبگان حاکم مایل نباشند با انتخاب خودشان وارد جنگی مستقیم با انصارالله شوند. بالاخص که انصارالله، در مواجهه با آمریکا، اسرائیل و عربستان نشان داده است که به هیچ روی لقمه آسانی برای فرو دادن نیست.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🎥کوه کلنگ: معمای جدید برنامه هسته‌ای ایران

#تهران_مدیا
#پرونده_هسته‌ای

🔹در میانه نبرد آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، تهدیدات اخیر دونالد ترامپ مجدداً مسئله برنامه هسته‌ای ایران را برجسته کرد. این دفعه صحبت بر سر تأسیسات جدیدی در منطقه کوه کلنگ اصفهان است.

آنچه تأسیسات کوه کلنگ را به مسئله‌ای راهبردی بدل می‌کند، نه تنها عمق و وسعت آن، بلکه اطلاعات اندک آمریکا و آژانس درباره فعالیت‌های درون آن است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐آخرین کارت حزب کارگر؛ اندی بورنهام نخست وزیر جدید بریتانیا

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا

📝علی محبی

🔹اندی بورنهام در حالی نخست وزیر تازه بریتانیا می‌شود که پیش از او، در طول یک دهه گذشته این کشور هفت نخست وزیر مختلف را تجربه کرده است. ورود او به قدرت صرفاً جابه‌جایی در رأس هرم نیست؛ بلکه نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم ساختاری از «تکنوکراسی متمرکز پایتخت‌محور» به سوی «حکمرانی منطقه‌گرا و شبکه‌ای» است. او در شرایطی به این مقام می‌رسد که محبوبیت حزب کارگر در یکی از پایین‌ترین ارقام خود در دهه‌های اخیر قرار دارد و بریتانیا با عمیق‌ترین بحران‌های ساختاری اقتصاد و معیشت دست‌وپنجه نرم می‌کند.

💢آخرین کارت حزب کارگر برای حفظ قدرت

🔸ظهور بورنهام به عنوان آلترناتیو نهایی، محصول درک شکاف عمیق میان پایتخت و جامعه پیرامونی بریتانیاست. او تنها سیاستمدار مطرح حزب کارگر است که به پشتوانه عملکرد اجرایی‌اش، از محبوبیت بالایی در نزد عامه بهره می‌برد؛ اعتباری که اکنون هیچ سیاستمدار دیگری در حزب کارگر آن را نداشته و به همین دلیل بورنهام بدون رقیب جدی به این جایگاه رسیده است. او برخلاف تکنوکرات‌های معمولِ حزب کارگر، از «سیاست زمینی و خاکی بودن» برای بازتعریف محبوبیت خود استفاده کرد.

🔸او در دوران مدیریت منچستر به عنوان شهردار با اجرای مدلی که خود آن را «منچستریسم» می‌نامد؛ یعنی ترکیبی از سوسیالیسم دوستدار کسب‌وکار و تمرکززدایی از قدرت، توانست رشد اقتصادی این منطقه را به بیش از دو برابر میانگین ملی برساند و عملکرد او در طول دوران کرونا باعث محبوبیت گسترده او در شمال انگلستان شد. ایستادگی قاطعانه او در برابر محدودیت‌های دولت مرکزی در دوران پاندمی کرونا، از او چهره‌ای مستقل ساخت که توانست فراتر از جناح‌بندی‌های سنتی حزب، اعتماد همزمان اتحادیه‌های کارگری و بخش خصوصی را جلب کند.

💢اقتصاد؛ بزرگترین چالش پیش‌رو

🔸بورنهام با میراث سنگینی از بدهی‌های دولتی و مشکلات اقتصادی روبروست که زندگی روزمره مردم را دشوار کرده است. چالش اصلی او این است که از یک طرف مردم انتظار بهبود خدمات عمومی، کاهش هزینه‌ها و توسعه زیرساخت‌ها را دارند، و از طرف دیگر دولت با محدودیت شدید مالی و کسری بودجه مواجه است. راهکار او برای حل این مشکل سرازیر کردن بودجه و اختیارات مالی به سمت مناطق مختلف بریتانیاست تا رونق اقتصادی از پایین به بالا شکل بگیرد. اگر او موفق شود با جذب سرمایه‌گذاری‌های محلی و پروژه‌های عمرانی، چرخ اقتصاد را در شهرها به حرکت درآورد، بخش مهمی از مشکلات اقتصادی بهبود خواهد یافت. اما اگر در این مسیر با مقاومت ساختارهای بوروکراتیک لندن روبرو شود یا نتواند منابع مالی را به درستی مدیریت کند، نارضایتی عمومی افزایش یافته و شرایط اقتصادی حتی از گذشته نیز شکننده‌تر خواهد شد.

💢دکترین خارجی: عمل‌گرایی، احتیاط و تمرکز بر داخل

🔸در عرصه بین‌المللی، بورنهام رویکردی منفعت‌محور و «بریتانیا-محور» را جایگزین مداخله‌گری‌های پرهزینه پیشین خواهد کرد. تجربه رای به جنگ عراق که او آن را «تراماتیک‌ترین تجربه دوران پارلمانی» خود می‌داند، باعث شده تا او نسبت به درگیری‌های نظامی جدید، به ویژه در قبال تنش‌های ایران در سال ۲۰۲۶، به شدت محتاط باشد. او هشدار داده است که نباید اشتباهات استراتژیک عراق را تکرار کرد و بر لزوم راهکارهای دیپلماتیک تاکید دارد.

🔸در قبال ایالات متحده، بورنهام احتمالاً روابطی غیررسمی‌تر و محتاطانه‌تر با دولت دوم ترامپ برقرار خواهد کرد. او در موضوع غزه، با عذرخواهی از موضع دیرهنگام حزبش در قبال آتش‌بس، نشان داده که مایل است فشار بیشتری بر اسرائیل برای پذیرش راهکار دو کشوری اعمال کند. در مورد چین نیز، کمتر متمایل به راه انداختن یک جنگ تجاری با چین است و نگاه او عمدتاً از دریچه توسعه اقتصادی و جذب سرمایه برای زیرساخت‌های سبز در انگلستان خواهد بود.

💢جمع‌بندی

اندی بورنهام آخرین امید حزب کارگر و جریان‌های لیبرال-سوسیال حاکم بر بریتانیا است. بریتانیا تحت رهبری او، یا به یک مدل حکمرانی شبکه‌ای موفق تبدیل می‌شود، و یا به چرخه بی‌ثباتی بازمی‌گردد که این بار در صورت ناکامی منجر به فروپاشی کامل اعتماد عمومی به احزاب سنتی و لیبرال خواهد شد؛ امری که راه را برای ظهور و قدرت‌گیری بی‌محابای جریان‌های راست افراطی و پوپولیستی در انتخابات آینده هموار خواهد کرد و تأثیرات شگرفی بر ساختار سیاسی بریتانیا برجای خواهد گذاشت.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐کوه کلنگ: معمای جدید برنامه هسته‌ای ایران

#مقاله_تحلیلی
#پرونده_هسته‌ای

🔹در میانه نبرد آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، تهدیدات اخیر دونالد ترامپ مجدداً مسئله برنامه هسته‌ای ایران را برجسته کرد. این دفعه صحبت بر سر تأسیسات جدیدی در منطقه کوه کلنگ اصفهان است. ترامپ در آخرین اظهارات خود اعلام کرد که به این تأسیسات حمله خواهد کرد، این در حالی است که در دو جنگ ۱۲روزه و رمضان حمله‌ای رخ نداده بود. به ادعای آمریکا و اسرائیل، فعالیت‌هایی در اطراف این تأسیسات وجود دارد که وضعیت بازسازی احتمالی برنامه هسته‌ای ایران را برای‌شان مبهم می‌کند.

💢مشخصات تأسیسات کوه کلنگ

🔸تأسیسات هسته‌ای جدید ایران در اعماق کوه کلنگ گزلا (در فاصله چندکیلومتری تأسیسات نطنز) قرار دارد. پس از انفجار در تأسیسات سطح زمین مونتاژ سانتریفیوژ نطنز در سال ۱۳۹۹، مهرماه همان سال، ایران اعلام کرد که سایت زیرزمینی جدیدی را در منطقه کوه کلنگ برای عملیات مونتاژ تأسیس می‌کند. طبق تخمین‌ها عمق این تأسیسات بیش از ۱۰۰ متر و وسعت آن تقریباً ۲.۵ برابر سایت غنی‌سازی فردو است که آن را تبدیل به عمیق‌ترین و بزرگ‌ترین تأسیسات هسته‌ای شناخته‌شده ایران می‌کند.

💢ابهام در مورد فعالیت‌های کوه کلنگ

🔸آمریکا و اسرائیل ادعا می‌کنند که نامشخص‌بودن فعالیت‌های زیرزمینی در کوه کلنگ، یکی از عوامل نگرانی آنها درباره این تأسیسات است. طبق گزارش‌ها، ایران هزاران سانتریفیوژ را به تأسیسات هسته‌ای واقع در کوه کلنگ منتقل و با استقرار آن‌ها در اعماق زمین، دسترسی و هدف قراردادن این تجهیزات در حملات هوایی را به‌مراتب دشوارتر کرده است.

🔸غرب و آژانس معتقد هستند ایران قصد دارد از این سایت برای فعالیت‌هایی فراتر از مونتاژ استفاده کند. هرچند ایران این ادعا را تکذیب کرده است. به گزارش سی‌ان‌ان ایران بخشی از ذخایر اورانیوم خود را به داخل این تأسیسات برده است. چند ماه پیش نیز مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی تحلیل کرده بود که وسعت بسیار زیاد این تأسیسات کوه کلنگ می‌تواند آن را گزینه مناسبی نه‌فقط برای مونتاژ سانتریفیوژ بلکه ایجاد سالن‌های غنی‌سازی و حتی تبدیل گاز اورانیوم به فلز (از آخرین مراحل ساخت سلاح هسته‌ای) کند.

💢سناریوهای مواجه آمریکا با این تأسیسات

🔸در سناریوی نخست، آمریکا از طریق مذاکره و توافق سیاسی، موفق به ایجاد دسترسی نظارتی در تأسیسات، تعلیق ساخت‌وساز/غنی‌سازی یا توقف دائمی فعالیت‌ها در کوه کلنگ شود. هرچند با توجه به زدوخوردهای چند روز گذشته میان ایران و آمریکا، احتمال دستیابی به توافق کاهش یافته است.

🔸در سناریوی دوم، آمریکا با اجرای عملیات ویژه وارد تأسیسات شده و اقدام به نابودی یا سرقت تجهیزات / ذخایر اورانیوم می‌کند. با این وجود، همچنان مخاطرات و ابهام‌های فراوانی در خصوص اجرای این عملیات وجود دارد.

🔸در سناریوی سوم، آمریکا از طریق حملات نظامی هوایی به ورودی‌ها و تأسیسات سطحی کوه کلنگ، خواهد کوشید که تا جای ممکن ورود و خروج و فعالیت هسته‌ای را مختل و متوقف کند. چنین اقدامی طی جنگ رمضان برای تأسیسات موشکی ایران انجام شده بود. با این وجود، این گزینه نظامی نمی‌تواند راه‌حل بلندمدت برای آمریکا باشد.

💢آیا آمریکا توانایی نابودی تأسیسات کوه کلنگ را دارد؟

🔸به نظر نمی‌رسد که تسلیحات متعارف آمریکا توانایی نابودی یا آسیب جدی به تأسیسات مذکور را داشته باشند. در حال حاضر قوی‌ترین بمب سنگرشکن آمریکا، GBU-57 است که قدرت نفوذ آن برای تأسیساتی با عمق کوه کلنگ کافی نیست. به همین دلیل تاکنون از آن برای حمله به این سایت استفاده نشده است.

🔸به همین دلیل، بحث استفاده احتمالی از تسلیحات غیرمتعارف، یعنی سلاح هسته‌ای برجسته شده است. روی کاغذ برخی سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی سنگرشکن آمریکا توانایی نفوذ و تخریب این تأسیسات عمیق را دارند. بمب‌های سقوط آزاد B61-11 و B61-13 با سر انفجاری به ترتیب ۴۰۰ و ۳۶۰ کیلوتنی، اصلی‌ترین گزینه‌های آمریکا برای حمله به تأسیسات هستند. با این وجود، استفاده از سلاح هسته‌ای برای آمریکا بیشتر از ملاحظات فنی، ملاحظات سیاسی و بین‌المللی دارد.

آنچه تأسیسات کوه کلنگ را به مسئله‌ای راهبردی بدل می‌کند، نه تنها عمق و وسعت آن، بلکه اطلاعات اندک آمریکا و آژانس درباره فعالیت‌های درون آن است. گزینه‌های واشنگتن نیز محدودیت دارند؛ مذاکره با موانع سیاسی مواجه است، عملیات ویژه ریسک نظامی بالایی دارد و حملات هوایی متعارف احتمالاً توان نابودی کامل این تأسیسات را ندارند. استفاده از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی نیز هزینه‌های سیاسی و راهبردی سنگینی خواهد داشت؛ بنابراین کوه کلنگ احتمالاً در ماه‌های آینده به یکی از مهم‌ترین نقاط چانه‌زنی و تنش در پرونده هسته‌ای ایران تبدیل خواهد شد.

اندیشکده تهران

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐ترس اسرائيل از قدرت گیری جریان ضد صهیونیستی در آمریکا

#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل

📝محمدحسین پورعلی اقبالی

🔹به گزارش وال استریت ژورنال، دولت نتانیاهو قصد دارد تا با اختصاص بودجه‌ای به ارزش ۵۰ میلیون دلار، وجهه تخریب شده اسرائیل در آمریکا را از طریق فعالیت‌های رسانه‌ای بهبود بخشیده و آن را بازسازی کند. این مسئله به این دلیل رخ می‌دهد که پس از وقوع عملیات طوفان‌الاقصی و حملات متقابل اسرائيل به نوار غزه که با کشته شدن شمار زیادی از غیر نظامیان همراه شد، افکار عمومی آمریکا و سایر کشورهای غربی به شدت نسبت به این مسئله موضع گرفته و به مخالفت با اقدامات رژیم اسرائيل در غزه پرداختند. در این راستا، جامعه آمریکا خواستار توقف حمایت‌های نظامی گسترده دولت این کشور از اسرائیل شد.

💢افزایش حملات به یهودیان

🔹مطابق جدیدترین نظرسنجی آژانس خبری آسوشیتد پرس ، حدود ۳۰ درصد از یهودیان آمریکایی اظهار داشته‌اند که در سال گذشته، خود یا یکی از اعضای خانوادشان حداقل یکبار با معضلاتی نظیر نظیر حملات فیزیکی، توهین کلامی یا حمله به اموال مواجه شده‌اند. در نظرسنجی مشابهی که توسط جنبش مبارزه با یهودستیزی انجام شده است نیز، حدود ۵۷ درصد از یهودیان آمریکایی، یعنی حدود ۳.۵ میلیون یهودی اظهار داشته‌اند که در سال گذشته با اقدامات یهودستیزانه مواجه شده‌اند. همین مسئله سبب شده است تا بسیاری از یهودیان ساکن آمریکا از پوشیدن لباس‌های مذهبی خود در محیط‌های عمومی یا علنی کردن یهودی بودنشان، احساس ترس داشته باشند. به همین دلیل، اکنون ۳۶ درصد از دیاسپورای یهودی در آمریکا نسبت به زندگی در این کشور احساس خطر کرده و در این بین، یهودیان مذهبی بیشتر از یهودیان سکولار در آمریکا احساس ناامنی دارند. در این چارچوب، اکنون حدود ۶۰ درصد از یهودیان اظهار داشته‌اند که نسبت به پیش از وقوع نبرد ۷ اکتبر، این افراد احساس امنیت کمتری در آمریکا می‌کنند.

💢افزایش نفرت از اسرائيل

🔸مطابق نظرسنجی موسسه گالوپ، همراهی جامعه آمریکا با رژیم صهیونیستی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به شکل بی‌سابقه‌ای کاهش یافته است. مطابق این نظرسنجی، پیش از ۷ اکتبر، ۵۴ درصد جامعه آمریکا از دولت اسرائیل حمایت می‌کردند، اما مطابق نتایج آخرین نظرسنجی این موسسه، اکنون نرخ حمایت از دولت اسرائيل در آمریکا به پایین‌ترین سطح خود یعنی ۳۶ درصد رسیده است. همچین این نظرسنجی بیان می‌دارد که برای اولین بار حمایت از فلسطین در آمریکا از حمایت از اسرائيل پیشی گرفته و اکنون حدود ۴۱ درصد از جامعه آمریکا از فلسطینیان حمایت می‌کنند. نکته قابل توجه در این نظرسنجی این است که در میان افراد زیر ۳۵ سال، تنها ۹ درصد از اقدامات اسرائيل در غزه حمایت کرده و تنها ۶ درصد نیز نگاه مثبتی نسبت به نتانیاهو دارند.

💢بازتاب در عرصه سیاسی

🔸پس از وقوع حوادث مربوط به ۷ اکتبر، اعتراضات مردمی نسبت به سفر مقامات دولتی اسرائيل به آمریکا به شدت افزایش یافته و درصد بالایی از جامعه ایالات متحده خواهان توقف شراکت و همکاری این کشور‌ با رژیم اسرائیل هستند. همین مسئله سبب شده تا انتقاد از عملکرد چهره‌های سیاسی طرفدار اسرائیل نیز به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یابد. همچنین در میان چهره‌های سیاسی، گرایش جامعه آمریکا به افراد منتقد اسرائیل به شدت افزایش یافته است. در این بین، حتی بخشی از طیف محافظه کار آمریکا و افرادی نظیر تاکر کارلسون، استیو بنون و کندیس اوونز نیز که سابقاً از حامیان ترامپ به شمار می‌رفتند، اکنون به جرگه منتقدین حمایت از اسرائيل پیوسته‌اند. این امر سبب شده است که حتی در جنبش ماگا نیز، اختلافاتی بر سر مغایرت شعار «اول آمریکا» با حمایت از اسرائيل به وجود بیاید. در جریان چپ نیز، رویکرد ضد صهیونیستی ترقی‌خواهانی نظیر زهران ممدانی و الکساندریا کورتز کاملاً مشهود است.

افزایش نفرت از یهودیان در جوامع غربی خصوصاً ایالات متحده سبب شده است تا اکنون اولاً یهودیان ساکن این کشورها به موجب اقدامات یهودستیزانه احساس امنیت کمتری داشته و ثانیاً اقبال به جریان‌های سیاسی زاویه‌دار با اسرائيل افزایش یابد. همین مسئله سبب شده تا برخی چهره‌های سیاسی با شعارهای ضد صهیونیستی در اروپا و آمریکا به قدرت برسند. حتی اکنون با افزایش تحرکات جریان‌های افشاگر، هزینه همکاری با لابی صهیونیستی آیپک در ایالات متحده به شدت افزایش یافته است. تداوم این روند تبعاً می‌تواند با انزوای سیاسی هرچه بیشتر اسرائیل همراه شده و فشارهای بین‌المللی را بر این رژیم افزایش دهد. اما مقابله با تشدید این روند در آمریکا، اکنون به امری حیاتی برای اسرائیل تبدیل شده است. چرا که در صورت تداوم این روند، امکان به قدرت رسیدن جریان‌های ضد صهیونیستی در ایالات متحده در سال‌های آتی افزایش یافته و این امر می‌تواند متحد اصلی اسرائيل را از این رژیم دور کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🌐چرا دیدار ترامپ-نتانیاهو انجام نشده است؟

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #اسرائیل
 
🔹چند روز پس از امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا و شکل‌گیری مجموعه‌ای از اختلافات رسانه‌ای میان برخی مقامات آمریکایی و اسرائیلی، دفتر نخست‌وزیری اسرائیل طی بیانیه ای اعلام کرد بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ، طی تماسی تلفنی توافق کردند که در آینده‌ای نزدیک، در آمریکا با یکدیگر دیدار کنند. تحولات پیرامون این دیدار احتمالی اکنون ابعاد جدیدی یافته است.

🔸 پس از مرگ لیندسی گراهام، اعلام شد نتانیاهو  با سفر به ایالت کارولینای جنوبی جهت شرکت در مراسم خاکسپاری این سناتور آمریکایی، در حاشیه این مراسم با ترامپ دیدار خواهد کرد. دستیاران نتانیاهو در چند روز بعد به خبرنگاران گفتند که او قصد دارد به آمریکا سفر کند و روز دوشنبه با ترامپ دیدار کند. صبح پنج‌شنبه، دفتر نتانیاهو اعلام کرد که سفر برنامه‌ریزی‌شده به دلیل به تعویق افتادن مراسم خاکسپاری گراهام لغو شده است. مقامات آمریکایی اما اصل دیدار را هنوز تایید نکرده‌اند و حتی گفته شده نتانیاهو پاسخ مثبتی دریافت نکرده است.

🔸مطابق آخرین نظرسنجی‌ها، ۸۶ درصد از ساکنان اراضی اشغالی با تفاهم ایران و آمریکا مخالفت کرده و آن را در تضاد با منافع رژیم صهیونیستی ارزیابی کردند. همچنین ۶۳ درصد نیز معتقد بودند که پایان جنگ با ایران در شرایط فعلی با منافع اسرائيل سازگار نبوده و یک پیروزی مهم برای ایران به شمار می‌رود. این نظرسنجی‌ها کاهش بی‌سابقه محبوبیت نتانیاهو و ترامپ نزد افکار عمومی اسرائيل را نشان می‌دهد. این مسئله باعث شده زمانبندی سیاسی نتانیاهو و ترامپ برای حمله به ایران در تضاد با یکدیگر قرار گیرد. گر چه خود ترامپ اکنون تفاهم‌نامه را پایان یافته اعلام کرد اما به نظر می‌رسد این تضاد زمانبندی سیاسی اختلافاتی را میان آنها بوجود آورده است.

🔸از سویی دیگر این گمانه‌زنی وجود دارد که تصمیم به لغو سفر ممکن است ناشی از ارزیابی نتانیاهو مبنی بر این باشد که با تشدید حملات آمریکا، ایران ممکن است با حمله به اسرائیل تلافی کند و بنابراین نتانیاهو می‌خواهد در اسرائیل حضور داشته باشد.

🔸همزمان با نشست ناتو در آنکارا و اعلام خبرهایی مبنی بر قصد ترامپ برای فروش جنگنده‌های اف-۳۵ به ترکیه نتانیاهو اظهارنظرهایی انتقادآمیز درباره این موضوع کرد. در واقع او در مصاحبه‌های با فاکس نیوز و سی ان ان، تلاش کرده تا با تاثیرگذاری بر ترامپ، در روند مذاکرات میان مقامات ترکیه و آمریکا اخلال ایجاد کند.  اکنون گفته می‌شود انتقادات نتانیاهو یکی از دلایل عدم موافقت ترامپ با دیدار با او بوده است.

🔸با این وجود به نظر می‌رسد ترامپ تلاش دارد با اهداف انتخاباتی فاصله‌ای میان خود و نتانیاهو ایجاد کند. نتانیاهو اکنون در واشنگتن هم در میان دموکرات‌ها و هم در میان حلقه نزدیک ترامپ و پایگاه طرفداران ماگا به شدت نامحبوب است. مقامات متعدد آمریکایی، از جمله جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، نتانیاهو را متهم کرده‌اند که پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه‌ای درباره جنگ با ایران مطرح کرده که به نتیجه نرسیده است.

آنچه که اکنون مشخص است، اختلافات جزئی ترامپ و نتانیاهو در برخی پرونده‌ها (نظیر تفاهم با ایران و برنامه مرحله بعدی جنگ و فروش جنگنده به ترکیه) و نیز منافع متضاد آن‌ها درباره زمانبندی‌های سیاسی سبب شده است تا فاصله‌ای میان آنها نمایش داده شود. البته این به معنای عدم دیدار طی روزهای آتی نخواهد بود و احتمالاْ با برنامه‌ریزی دو طرف برای رعایت ملاحظات بهره‌برداری سیاسی دیر یا زود انجام خواهد شد. با این وجود چنین اختلافاتی هرگز نباید به شکاف آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران تفسیر شود چه این که چنین تفسیری و حساب باز کردن روی آن طی سال‌های اخیر شاید یکی از عوامل مهم غافلگیری‌های پیاپی بوده است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵چرا آذربایجان برای اروپا و آمریکا اهمیت پیدا کرده است؟
◾️مرکز سیاستگذاری کاسپین

#اکوتهران
#انرژی

🔸تعاملات سطح بالای بی‌سابقه در متن و حاشیه مهم‌ترین مجمع سالانه انرژی آذربایجان، نمایانگر رشد تمایل در شرکت‌ها و بازیگران دولتی برای تعمیق حضور خود در منطقه خزر است. در جریان نشست‌های هفته انرژی باکو در ابتدای ماه ژوئن قریب به ۲۰ توافقنامه جدید به ارزش ۷.۵ میلیارد دلار با حضور چهره‌های سرشناس صنعت انرژی و سرمایه‌گذاران صنعتی منعقد شد و همزمان، یک هیئت آمریکایی برای برگزاری نخستین دور از گفتگوهای اقتصادی ایالات متحده و آذربایجان وارد این کشور شد. این مجموعه تحولات، نقش رو به گسترش آذربایجان را در تحقق اهداف کلیدی اتصال منطقه‌ای و تعمیق همکاری با کشورهای غربی برجسته می‌سازد.

💢هفته انرژی باکو

🔹همچون سنوات گذشته، هفته انرژی باکو امسال نیز میزبان شرکت‌های بزرگ خارجی بود که در میان آنها می‌توان به اکسون‌موبیل، بی پی، شورون، توتال و شل اشاره کرد. بسیاری از این شرکت‌ها در گذشته نیز پروژه‌هایی را با سوکار، شرکت نفت دولتی آذربایجان، و بوتاش، شرکت نفت دولتی ترکیه، به انجام رسانده‌اند. همزمان، یک هیئت آمریکا به ریاست کیلب اور، معاون وزارت خارجه ایالات متحده در امور اقتصادی، بازرگانی و انرژی در این رویداد مشارکت کرد.

🔹فشارهای ژئوپلتیکی و منازعات، از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا جنگ آمریکا و ایران، دسترسی غرب را به منابع هیدروکربنی به شدت محدود کرده و در نتیجه آن، نقش آذربایجان در تامین نفت و گاز کشورهای اروپایی رو به افزایش است. سوکار با خرید دو پالایشگاه شرکت ایتالیانا پترولی، حضور خود را در بخش پایین‌دست بازارهای انرژی اروپا تقویت کرده است و با افزایش مشارکت‌های آمریکایی و اروپایی در بخش انرژی منطقه خزر، اعمال نفوذ دولت آذربایجان بر تجارت بین‌منطقه‌ای هیدروکربن‌ها تداوم خواهد داشت.

💢گفتگوی اقتصادی آذربایجان و ایالات متحده

🔹علاوه بر معاون وزارت خارجه ایالات متحده، بخش قابل‌توجهی از شرکت‌های آمریکایی نیز در این گفتگوها مشارکت داشتند. گفتگوی مورد اشاره، اولین نشست از این جنس بود و در چارچوب منشور مشارکت راهبردی امضا شده در جریان سفر معاون رئیس‌جمهور جی دی ونس به باکو انجام پذیرفت. طرف آذری در این گفتگوها بر اهمیت تداوم همکاری در حوزه‌های حمل‌ونقل، لجستیک و زیرساخت‌های دیجیتال برای تقویت مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی و همچنین کریدور میانی تاکید داشت و طرف آمریکایی نیز وعده داد تا به آذربایجان برای تثبیت نقش خود به عنوان گره مرکزی کریدور میانی برای انتقال انرژی به اروپا و سایر نقاط جهان کمک کند. همزمان وعده‌هایی برای سرمایه‌گذاری در بخش انرژی آذربایجان و توسعه مشارکت‌ها با اکسون موبیل و شورون ارائه شده است. در همین اثنا نیز توافقنامه‌های جدیدی برای اکتشاف با این کشورها منعقد شد.

💢توافق‌های نفتی

🔹در حاشیه هفته انرژی باکو، سوکار، توتال انرژی، ایکس آر جی و بوتاش ترکیه، یک توافقنامه ۱۵ ساله برای خرید گاز طبیعی از میدان آبشورون در دریای خزر امضا کردند. بر این اساس، آذربایجان از سال ۲۰۲۹ رقم ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز از طریق خط لوله باکو-تفلیس-ارزروم و با نرخ سالانه ۲.۲۵ میلیارد متر مکعب به ترکیه تحویل خواهد داد. توافق اولیه توسعه این میدان در سال ۲۰۰۹ میان توتال و سوکار با سهم ۵۰ درصدی امضا شد. بعدتر، شرکت ادنوک در اوت ۲۰۲۳ به کنسرسیوم پیوست و با کاهش سهم طرف‌های اولیه به ۳۵ درصد، ۳۰ درصد از سهام در اختیار ادنوک قرار گرفت. فاز نخست توسعه این میدان روزانه حدود ۴.۲ میلیون متر مکعب گاز و 13 هزار بشکه میعانات تولید می‌کند. در مرحله بعدی توسعه این میدان، برای تولید سالانه بیش از ۴ میلیارد متر مکعب تا سال ۲۰۲۹ هدف‌گذاری شده است.

همانطور که اشاره شد ارزش توافقنامه‌های امضا شده در این اجلاس، به حدود ۸ میلیارد دلار رسید. اکسون و سوکار برای توسعه منابع غیرمتعارف در دریای خزر، شورون و سوکار برای بررسی ظرفیت‌های تولید بیشتر، و شل و سوکار برای همکاری در پروژه‌های بالادستی گاز به توافق رسیدند. بی پی نیز قرار است با اجرای پروژه فشارافزایی سکوی شاه دنیز، تولید ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز اضافی را میسر سازد. این شرکت همچنین به دو بلوک نفتی جدید در حوضه خزر دسترسی یافت و از اول ژوئیه، اپراتوری خط لوله باکو-تفلیس-جیحان را که در آن سهمی 30 درصدی دارد، به سوکار واگذار خواهد کرد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️«خشم حماسی» چقدر خرج روی دست ارتش آمریکا گذاشت؟
▪️مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)

#جنگ_رمضان
#تهران_ریویو

🔹برآورد هزینه‌های جنگ اخیر ایالات متحده علیه ایران که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، نشان می‌دهد که مجموع هزینه‌های مستقیم وزارت دفاع آمریکا حدود ۴۰ میلیارد دلار (در بازه ۳۴ تا ۴۲ میلیارد دلار) بوده است. این برآورد که توسط CSIS ارائه شده، مبتنی بر شش دسته اصلی هزینه است که صرفاً هزینه‌های افزوده نسبت به بودجه عادی را دربر می‌گیرد. در ادامه، این شش دسته به تفکیک همراه با ارقام مربوطه بررسی می‌شوند.

💢هزینه‌های استقرار و جابه‌جایی نیروها

🔸نخستین مورد، هزینه‌های استقرار و جابه‌جایی نیروهاست که حدود ۰.۱۷ میلیارد دلار برآورد شده است. این هزینه شامل انتقال نیروها، تجهیزات و ایجاد پایگاه‌های عملیاتی در منطقه است. بخش عمده هزینه‌های جابه‌جایی در بودجه عادی لحاظ شده بود، اما افزایش نرخ پروازها و ایجاد زیرساخت‌های جدید، هزینه‌های اضافی ایجاد کرد. بازگشت نیروها احتمالا هزینه کمتری خواهد داشت، زیرا به‌صورت تدریجی انجام می‌شود.

💢مهمات

🔸دومین و بزرگ‌ترین مؤلفه، مهمات با رقم ۲۶.۱ میلیارد دلار است. استفاده گسترده از موشک‌های گران‌قیمت (از جمله تاماهاوک و سایر تسلیحات دوربرد) باعث شد این بخش سهم اصلی را به خود اختصاص دهد. در مجموع بیش از ۱۳٬۶۰۰ مهمات علیه بیش از ۱۳٬۰۰۰ هدف شلیک شد. با این حال، در ادامه جنگ و با دستیابی به برتری هوایی، استفاده از مهمات ارزان‌تر افزایش یافت که باعث کاهش هزینه روزانه شد.

💢افزایش شدت عملیات

🔸سومین مولفه، هزینه‌های ناشی از افزایش شدت عملیات است که حدود ۰.۷۵ میلیارد دلار برآورد شده است. این هزینه‌ها شامل افزایش پروازها، حضور طولانی‌تر ناوها در دریا و پرداخت مزایای اضافی به نیروهاست. با این حال، به دلیل اینکه بسیاری از این هزینه‌ها از پیش در بودجه لحاظ شده بودند، افزایش نهایی محدود باقی ماند. تخمین‌ها بر اساس افزایش حدود ۱۰ درصدی هزینه‌های عملیاتی در دوره درگیری فعال انجام شده است.

💢خسارات و تلفات تجهیزات


🔸چهارم، خسارات و تلفات تجهیزات در بازه ۱.۸ تا ۳.۵ میلیارد دلار قرار دارد. این بخش عمدتاً شامل از دست رفتن هواپیماها—به‌ویژه پهپادها—است. در مجموع حدود ۴۲ فروند هواگرد آسیب دیده یا نابود شده‌اند. دامنه برآورد به دلیل تفاوت در روش جایگزینی تجهیزات (جایگزینی کامل یا حذف موارد در حال بازنشستگی) متغیر است.

💢خسارت به پایگاه‌ها و زیرساخت‌ها

🔸پنجم، خسارت به پایگاه‌ها و زیرساخت‌ها بین ۴ تا ۹.۴ میلیارد دلار تخمین زده شده است. حملات موشکی و پهپادی ایران، با وجود رهگیری بخش عمده آن‌ها، خسارات قابل توجهی به تأسیسات وارد کرد. تحلیل تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد صدها ساختمان آسیب دیده‌اند. عدم دسترسی کامل به داده‌های تصویری باعث شده این برآورد با عدم قطعیت همراه باشد.

💢سایر هزینه‌ها

🔸ششم، سایر هزینه‌های وزارت دفاع حدود ۱.۵ میلیارد دلار است. این بخش عمدتاً شامل افزایش هزینه سوخت (۱.۴ میلیارد دلار) به دلیل رشد قیمت‌ها و نیز هزینه‌های امنیتی و اضافه‌کاری (حدود ۰.۱ میلیارد دلار) است. افزایش قیمت سوخت کل ساختار وزارت دفاع را تحت تأثیر قرار داده، نه فقط نیروهای مستقر در میدان. علاوه بر این، حدود ۱ میلیارد دلار هزینه اضافی نیز به سایر نهادهای دولتی آمریکا (مانند امنیت داخلی و امور کهنه‌سربازان) تحمیل شده است.

💢جمع‌بندی

در مجموع، این شش دسته هزینه نشان می‌دهد که بار مالی جنگ عمدتاً ناشی از مصرف مهمات و سپس خسارات زیرساختی بوده است، در حالی که سایر هزینه‌ها سهم محدودتری دارند. در مقایسه با سایر برآوردها، رقم CSIS در میانه طیف قرار دارد. برخی برآوردها ارقام پایین‌تری ارائه داده‌اند زیرا خسارات پایگاه‌ها را لحاظ نکرده‌اند، در حالی که برخی دیگر با در نظر گرفتن اثرات اقتصادی گسترده‌تر، ارقام بسیار بالاتری ارائه می‌دهند. در نهایت، اختلاف اصلی میان برآوردها به روش محاسبه هزینه‌های عملیاتی و دامنه هزینه‌های لحاظ‌شده بازمی‌گردد. این تحلیل نشان می‌دهد که ساختار هزینه‌ای جنگ مدرن، به‌ویژه در درگیری‌های کوتاه‌مدت و پرشدت، به‌شدت به مصرف مهمات پیشرفته و هزینه‌های زیرساختی وابسته است. در عین حال، کاهش شدت درگیری و جایگزینی تسلیحات ارزان‌تر می‌تواند به‌سرعت منحنی هزینه را تعدیل کند. با پایان نسبی درگیری، چالش اصلی اکنون نه میدان نبرد، بلکه تأمین مالی این هزینه‌ها در ساختار بودجه‌ای ایالات متحده است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

🔵جهش بعدی قیمت نفت زودتر از انتظار معامله‌گران رخ خواهد داد
▪️اویل پرایس

#جنگ_رمضان
#اکوتهران

🔸قیمت‌ نفت پس از توافق ایالات متحده و ایران بر سر چارچوبی برای بازگشایی تنگه هرمز، به سطوح پیش از جنگ بازگشت و با بازگشت جریان نفت خاورمیانه به بازار، تحلیلگران، بانک‌های سرمایه‌گذاری و معامله‌گران انتظار مازاد عرضه جهانی نفت را دارند و معتقد هستند که قیمت‌ها به سمت ۶۰ دلار در هر بشکه در حال حرکت است و به نظر می‌رسد بازار معاملات آتی نیز برداشت مشابهی دارد. مسئله اما پیچیده‌تر از این است.

💢توافقی در کار نیست

🔹با این حال، بیشتر این پیش‌بینی‌های قیمتی بر این فرض استوار است که یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران یک توافق واقعی و پایدار است، در حالی که چنین نیست. هیچ نشانه‌ای از پیشرفت در این مسیر، دست‌کم به صورت علنی، دیده نمی‌شود و وضعیت می‌تواند هر لحظه، با بازگشت تنش‌ها رو به وخامت برود. ایران از تلاش خود برای اعمال کنترل دائمی بر عبور از تنگه هرمز، از جمله از مطالبه «هزینه خدمات» در ازای عبور امن از این گلوگاه و در هماهنگی با ایران، دست نکشیده است.

🔹در همین حال، تردد از تنگه به آهستگی در حال بازیابی است، اما مالکان و اپراتورهای کشتیرانی همچنان نسبت به عبور محتاط هستند. پایین نگه داشتن قیمت نفت، به‌ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا، می‌تواند انگیزه‌ای کافی برای دولت این کشور جهت پیگیری توافق باشد. با این حال، این کار اصلا آسان نخواهد بود و به احتمال زیاد نیازمند امتیازدهی است. افزون بر این، برنامه هسته‌ای ایران تا این لحظه مورد گفتگوی جدی قرار نگرفته است.

🔹معامله‌گران تاکید دارند که بازار به‌خوبی با بدترین اختلال عرضه در تاریخ کنار آمد. اما این کنار آمدن متاثر از چند مولفه بود:
اول اینکه دولت‌ها، از جمله دولت آمریکا، با آزادسازی ذخایر راهبردی خود، سطح موجودی‌ را به پایین‌ترین سطح در چند دهه اخیر رساندند. دوم اینکه چین، به محض جهش قیمت‌ها در روزهای ابتدایی جنگ، خرید نفت خام از بازار نقدی را متوقف کرد. برآورد می‌شود پکن تا آغاز درگیری در ۲۸ فوریه بیش از ۱.۳ میلیارد بشکه نفت خام در ذخایر تجاری و راهبردی خود انباشته داشت. سوم اینکه پیش از آغاز جنگ میلیون‌ها بشکه نفت در نفتکش‌های مستقر در دریا ذخیره شده بود.

💢کاهش در ذخایر راهبردی


🔹درگیری و توقف جریان نفت در تنگه هرمز، ذخایر راهبردی نفت را در همه کشورها (به جز ذخایر عظیم چین) تحلیل برده است و عملا هیچ حاشیه اطمینانی خارج از چین برای جبران اختلال بعدی باقی نمانده است. بازسازی ذخایر زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود و بخشی از تقاضای پیش رو به حساب می‌رود و تحلیل‌هایی که از افت قیمت حرف می‌زنند، مفروض‌شان باز بودن تنگه هرمز است.

🔹به باور برخی تحلیلگران، باقی‌مانده ذخایر نفت کشورها برای خنثی کردن یک جهش بزرگ دیگر در قیمت‌ها کافی نخواهد بود. تحلیلگران موسسه انرژی اسپکتس در پایان ژوئن اعلام کردند بازار نفت با توجه به پایین بودن سطح ذخایر و موجودی انبار، همچنان به‌شدت در معرض شوک بعدی قرار دارد. آنها تاکید دارند که کاهش واردات نفت خام چین در نهایت متحول خواهد شد، چرا که تنها بخشی از این افت ماهیتی ساختاری دارد.

🔹در همین حال، ذخایر نفت خام آمریکا، از جمله ذخیره راهبردی نفت، در پایین‌ترین سطح خود از سال ۱۹۸۵ قرار دارد و به گفته انرژی اسپکتس هیچ حاشیه‌ای برای جذب بازگشت تقاضا باقی نمانده است. موسسه مطالعات انرژی آکسفورد نیز معتقد است که کاهش موجودی در سطح جهانی به این معناست که قیمت‌های آتی ممکن است بیشتر مستعد جهش باشند.

💢بازگشت تقاضای چین

🔹بازگشت چین به خرید محموله‌های نقدی نیز یکی از تحولات مهم بازار خواهد بود. واردات نفت چین در ژوئن برای چهارمین ماه متوالی کاهش یافت و ورود نفت خام دریابرد به چین به رقمی حدود ۶ میلیون بشکه در روز رسید. بر اساس داده‌های ورتکسا این رقم، پایین‌ترین رقم واردات دستکم از سال ۲۰۱۶ است. رئیس بخش تحلیل بازار منطقه اروپا، خاورمیانه و آفریقا در ورتکسا، معتقد است که علیرغم تغییرات ساختاری تقاضا در چین، این روند در نهایت معکوس خواهد شد.

بازسازی ذخایر در آسیا به طور کلی فرایندی تدریجی است نه یک موج ناگهانی خرید و تا زمانی که ذخایر بازسازی نشده‌اند، هرگونه نوسان رفت و برگشتی در تنش‌ها، مذاکرات و تحریم‌های مربوط به جنگ ایران و آمریکا، بازار نفت را در معرض اختلالی دیگر و قیمت نفت را در معرض جهشی دیگر قرار خواهد داد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️پس از جنگ ایران، چین خلیج فارس را در کانون راهبرد خاورمیانه‌ای خود قرار می‌دهد
▪️دیپلمات

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹اکنون توافقی موقت میان ترامپ و پزشکیان برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز و لغو تحریم‌های نفتی ایران امضا شده است. پیامدهای این تحول فراتر از خاورمیانه رفته و بر شکل‌گیری ائتلاف‌ها، روابط دیپلماتیک و جهت‌گیری قدرت‌های بزرگ تأثیر گذاشته است. در این میان، چین ناچار شده جایگاه خاورمیانه را در اولویت‌های سیاست خارجی خود بازتعریف کند.

💢تغییر اولویت‌های سیاست خارجی چین

🔸پکن پیش از وقوع جنگ نیز در حال بازنگری در سیاست خارجی خود بود. در آوریل ۲۰۲۵، کنفرانس مرکزی امور کشورهای همسایه برگزار شد که نخستین نشست از این نوع در دوازده سال گذشته بود. در این نشست، چین تصمیم گرفت کشورهای پیرامونی و همسایه خود را به مهم‌ترین اولویت دیپلماتیک تبدیل کند. این تغییر به معنای کاهش اهمیت نسبی خاورمیانه در راهبرد جهانی چین بود. اکنون جنگ ایران و آمریکا این پرسش را برای پکن ایجاد کرده که چه اهدافی را در منطقه‌ای دنبال کند که دیگر در صدر دستور کار سیاست خارجی آن قرار ندارد.

💢بازآرایی موازنه قدرت در غرب آسیا

🔸جنگ اخیر آرایش سیاسی منطقه را تغییر داده است. اسرائیل بیش از پیش به آمریکا نزدیک شده و ایران نیز فاصله بیشتری از واشنگتن گرفته است. در نتیجه، تهران همچنان به چین وابسته خواهد ماند و پکن می‌تواند با هزینه‌ای اندک نفوذ خود را حفظ کند. در مقابل، توجه اصلی چین اکنون به کشورهای عربی خلیج فارس معطوف شده است.

💢محدودیت‌های حمایت چین از ایران

🔸چین در سال‌های اخیر با خرید بخش عمده صادرات نفت ایران و خودداری از محکوم کردن اقدامات تهران، از جمهوری اسلامی حمایت کرده است. با این حال، جنگ اخیر نشان داد که این حمایت سقف مشخصی دارد. اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها یکی از پایه‌های سیاست خارجی چین محسوب می‌شود و پکن تمایلی به ارائه حمایت نظامی مستقیم یا استقرار نیرو در خاک ایران ندارد. از آنجا که ایران شریک قدرتمند جایگزینی در اختیار ندارد، ناچار است این محدودیت‌ها را بپذیرد. بنابراین، روابط چین و ایران پایدار اما کم‌هزینه باقی خواهد ماند.

💢نگرانی چین

🔸بزرگ‌ترین نگرانی چین آن است که عربستان و امارات به طور کامل در مدار راهبردی آمریکا قرار گیرند؛ وضعیتی که نفوذ سیاسی پکن را کاهش می‌دهد. با این حال، چین به دلیل تمرکز بر همسایگان خود، منابع محدودی برای رقابت در خاورمیانه اختصاص داده و این منطقه را بیشتر به‌عنوان منبع انرژی و بازار اقتصادی می‌نگرد.

💢امارات؛ نزدیک‌ترین شریک خلیج فارس به آمریکا

🔸در میان کشورهای عربی خلیج فارس، امارات بیش از دیگران به آمریکا نزدیک شده است. این کشور در جریان جنگ شاهد عملکرد سامانه‌های دفاعی آمریکایی در رهگیری موشک‌ها و پهپادها بود و به این نتیجه رسید که تنها واشنگتن قادر به تضمین امنیت آن است. مقامات امارات نیز آمریکا را شریک اصلی امنیتی خود معرفی کرده‌اند. افزون بر این، ابوظبی در پروژه‌های فناورانه آمریکا مانند زنجیره تأمین تراشه‌ها و طرح‌های هوش مصنوعی مشارکت کرده و همکاری‌های فناورانه خود با چین را محدود ساخته است. این وابستگی امنیتی و فناوری، فضای همکاری امارات با چین را کاهش داده است.

💢عربستان؛ فرصت باقی‌مانده برای چین

🔸در مقابل، عربستان سعودی همچنان انعطاف بیشتری در روابط خارجی خود نشان می‌دهد. چین در سال ۲۰۲۳ نقش مهمی در احیای روابط دیپلماتیک تهران و ریاض ایفا کرد و در توافق اخیر ایران و آمریکا نیز از روند مذاکرات حمایت نمود. عربستان برخلاف امارات خواهان استقرار دائمی نیروهای آمریکایی نبوده است. این کشور از نخستین خریداران موشک‌های بالستیک چینی بوده و در برخی ابتکارات اقتصادی و فناوری آمریکا مشارکت نکرده است. همین فاصله نسبی از ساختار امنیتی آمریکا، فضایی را برای تداوم حضور چین در عربستان فراهم کرده است.

💢آینده حضور چین در منطقه

پس از جنگ ایران و آمریکا، برنامه‌های دیپلماتیک چین در منطقه با وقفه مواجه شده است. نشست چین و کشورهای عربی و همچنین اجلاس مشترک چین و شورای همکاری خلیج فارس به تعویق افتاده‌اند. در شرایط کنونی، ایران بیش از پیش به چین وابسته شده و اسرائیل نیز به طور کامل در محور آمریکا قرار گرفته است. بنابراین، هدف اصلی پکن حفظ فضای همکاری با عربستان و امارات و جلوگیری از پیوستن کامل آنها به اردوگاه واشنگتن است. چین قصد ندارد بر خلیج فارس مسلط شود، بلکه می‌خواهد مانع از آن شود که کشورهای عربی به نقطه‌ای برسند که همکاری راهبردی با پکن به شدت محدود گردد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️ونس در برابر روبیو در پرونده ایران
▪️آتلانتیک

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔹مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ماه‌هاست برای دستیابی به توافقی میان دولت‌های اسرائیل و لبنان تلاش می‌کند؛ توافقی که هدف آن محدود کردن فعالیت‌های حزب‌الله و فراهم کردن شرایط خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان است. اما آینده لبنان به یکی از محورهای اصلی توافق جدید میان ایالات متحده و ایران تبدیل شده است؛ توافقی که با حمایت جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به دست آمد و به تهران نقشی پررنگ در تعیین آینده لبنان می‌دهد. نتیجه این وضعیت آن است که ایالات متحده اکنون درباره یک کشور واحد، از طریق دو مسیر متفاوت در حال مذاکره است؛ مسیرهایی که هدایت آن‌ها بر عهده دو فرد با سبک‌ها و جهان‌بینی‌های به‌طور قابل توجهی متفاوت است.

💢رویکرد دیپلماتیک متفاوت ونس و روبیو

🔸روبیو بیشتر یک جهان‌گرا است و در رویکرد خود متعارف‌تر است و بر مذاکرات دولت با دولت و روند دیپلماتیک تأکید دارد. ونس، که به طور خصوصی نگرانی‌های خود را در مورد درگیری با ایران در آستانه جنگ ابراز کرده بود، اهل معامله است. رقص ظریف دیپلماتیک ونس و روبیو با هدف حل مسئله‌ای است که نسل‌ها تلاش‌های صلح آمریکا را مختل کرده است. اگرچه این دو نفر با هماهنگی نزدیک کار می‌کنند، اما دیدگاه‌های به ظاهر متناقضی در مورد جایگاه لبنان در این پازل ارائه داده‌اند.

🔸ونس رهبری مذاکرات با ایران را بر عهده دارد، که شامل متقاعد کردن جمهوری اسلامی به قطع حمایت خود از حزب‌الله در ازای دریافت کمک مالی است. نه اسرائیل و نه لبنان در این مذاکرات شرکت ندارند. مذاکرات جداگانه روبیو برای توانمندسازی دولت لبنانِ در تنگنا قرار گرفته و تضمین کافی برای عقب‌نشینی اسرائیل را فراهم می‌کند.

💢تغییر موضع ونس در قبال لبنان

🔸ونس و روبیو هفته‌ها معتقد بودند که لبنان موضوعی جدا از مذاکرات ایران است. در ماه آوریل، ونس استدلال کرد که ایران «احمق» خواهد بود اگر «بگذارد این مذاکره در درگیری‌ای که در آن به خاطر لبنان، که هیچ ربطی به آنها ندارد، ضربه می‌خورد، از هم بپاشد.» او همچنین اذعان کرد که اسرائیل پیشنهاد داده است که «کمی خود را در لبنان کنترل کند» تا مذاکرات زنده بماند. سپس، در اوایل این ماه، ایران به اسرائیل حمله کرد و گفت که اسرائیل با حمله به لبنان، آتش‌بس آوریل را نقض کرده است.

🔸این ماجرا نقطه عطفی برای مذاکره‌کنندگان آمریکایی، از جمله ونس، بود. آنها به این نتیجه رسیدند که اگر به جنگ بین اسرائیل و حزب‌الله پرداخته نشود، هیچ توافقی با ایران محتمل نخواهد بود، حتی اگر این به معنای وارد کردن این درگیری طولانی‌مدت به یک توافق کوتاه‌مدت باشد که اساساً برای باز کردن تنگه هرمز و تعیین شرایط مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای ایران طراحی شده باشد. روبیو نقش ایران در حمایت از حزب‌الله را به عنوان یک مسئله خارجی و نه یک جزء اصلی مذاکراتی که بر آن نظارت دارد، مطرح کرده است. از نظر او، مذاکره با ایران در میز مذاکره، خطر تضعیف دولت خود لبنان را به همراه دارد.

🔸ونس و روبیو گام‌هایی برای به حداقل رساندن تداخل پیام‌ها برداشته‌اند و روبیو علناً هرگونه ادعایی مبنی بر وجود تناقض در تلاش‌هایشان را رد کرده است. آن‌ها این هفته تماس تلفنی مشترکی با رئیس‌جمهور لبنان داشتند و او را در جریان وضعیت مذاکرات ایالات متحده و ایران و احتمال وجود یک «مکانیسم نظارتی» مشترک برای اجرای آتش‌بس متزلزل اخیر که هدف آن توقف خصومت‌ها در لبنان است، قرار دادند.

💢دشواری در رسیدن به توافق نهایی

🔸با توجه به اینکه فهرست شکایات روی میز فراتر از مسئله هسته‌ای است، حل آنچه ایالات متحده و ایران به دنبال دستیابی به آن هستند، دشوارتر شده است. دیروز با حمله پهپادی ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز، مفاد تفاهم‌نامه حتی بیشتر تحت فشار قرار گرفت که ترامپ این حمله را «نقض احمقانه» آتش‌بس خواند. تمام این پیچیدگی‌ها، هدف اعلام شده ترامپ برای دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران را که او آن را قوی‌تر از توافق هسته‌ای دوران باراک اوباما می‌داند، به طور قابل توجهی دشوارتر می‌کند.

درسی که از سال‌های اوباما گرفتیم این بود که حتی مذاکرات محدود بر سر برنامه هسته‌ای ایران نیز یک تمرین طاقت‌فرسا است. درس دهه‌ها تلاش گذشته این است که هیچ درگیری خاورمیانه‌ای در خلأ وجود ندارد. چند هفته آینده نشان خواهد داد که آیا ونس و روبیو می‌توانند با احتمالات مقابله کنند یا خیر.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…

اندیشکده تهران | Tehran Institute

♦️ایران در حال پیروزی در نبرد هرمز است
▪️وال‌استریت‌ژورنال

#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان

🔸بهترین استدلال در دفاع از یادداشت تفاهم رئیس‌جمهور ترامپ با ایران این بود که دست‌کم موجب بازگشایی تنگه هرمز شد. اما اکنون حکومت ایران می‌کوشد با استفاده از زور و از طریق حمله به کشتی‌های تجاری، کشورهای حوزه خلیج فارس و پایگاه‌های آمریکا این مفاد را بی‌اثر کند. همه این اقدامات نقض توافق محسوب می‌شود و این پرسش را مطرح می‌کند که اساساً چرا آقای ترامپ چنین توافقی را امضا کرد.

💢درگیری‌ها در تنگه ادامه دارد

🔹روز پنج‌شنبه، ایران با یک پهپاد به یک کشتی کانتینربر که از تنگه هرمز عبور می‌کرد حمله کرد. آمریکا روز جمعه در پاسخ، انبارهای موشکی و پهپادی ایران و همچنین رادارهای ساحلی این کشور را هدف قرار داد. دولت آمریکا زمان اعلام این حملات را به بعد از بسته شدن بازارهای مالی موکول کرد؛ گویی می‌خواست نشان دهد که اقدامات نظامی آمریکا همچنان تحت تأثیر ملاحظات اقتصادی قرار دارد. پس از آن، ایران به یک نفتکش حامل نفت خام قطر حمله کرد. آمریکا بار دیگر به تأسیسات نظامی ایران حمله کرد و هم‌زمان نفتکش‌ها را تحت پوشش سنگین هوایی اسکورت نمود. سپس ایران با پهپاد و موشک، اهداف غیرنظامی و پایگاه‌های آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داد.

🔹معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، از فرماندهان «دگرگون‌شده» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخن گفته و مدعی شده بود که آنها آماده‌اند «فصل تازه‌ای» را در روابط با آمریکا آغاز کنند. او حتی به منتقدان اطمینان داده بود که فراتر از متن یادداشت تفاهم، با آنها «توافق‌های شرافتمندانه» نیز حاصل شده است. اما این افراد هیچ شباهتی به جنتلمن‌ها ندارند. این همان حکومت سابق است و اکنون همان نبرد هرمز در جریان است که آقای ترامپ تصور می‌کرد از آن اجتناب کرده است.

💢ایران خود را در موضع برتر می‌بیند

🔹برای حکومت ایران کافی نبود که آقای ترامپ معافیت تحریم‌های نفتی را بدون هیچ‌گونه سازوکار حفاظتی اعطا کند، وعده آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده را بدهد و اجرای تحریم‌ها را متوقف سازد. اکنون حکومت ایران می‌خواهد تنگه هرمز را تحت سلطه خود درآورد و آن را به یک ایستگاه عوارضی تبدیل کند؛ جایی که عبور کشتی‌ها تنها با اجازه تهران ممکن باشد. در چنین شرایطی، سیاست خارجی ایران تعیین خواهد کرد که کدام کشتی اجازه عبور دارد و کدام کشتی ندارد. این دقیقاً در تضاد با اصل آزادی کشتیرانی است و هیچ امنیتی برای جریان انرژی جهانی فراهم نمی‌کند.

🔹زور و تهدید، ابزار ایران برای دستیابی به اهدافش است. در روزهای نخست اجرای توافق، شرکت‌های کشتیرانی حاضر نشدند از دستورات ایران در مورد تنگه هرمز پیروی کنند. کشتی‌ها از مسیر جنوبی تنگه که در آب‌های عمان قرار دارد عبور می‌کردند. درخواست‌های تهران مبنی بر اینکه کشتی‌ها فقط از مسیر تحت کنترل ایران عبور کنند، دو روز پیش از عبور درخواست مجوز ارائه دهند و در طرح ویژه «بیمه ایرانی» ثبت‌نام کنند، نادیده گرفته شد. قیمت نفت نیز بسیار سریع‌تر از آنچه اکثر کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند کاهش یافت. به بیان دیگر، اوضاع تنگه هرمز آن‌گونه که ایران می‌خواست پیش نمی‌رفت. تنگه بار دیگر در حال تبدیل شدن به یک مسیر آزاد برای کشتیرانی بود؛ و به همین دلیل حکومت ایران به استفاده از ابزار نظامی روی آورد.

💢 ترامپ نیاز به چماق دارد، نه هویج

🔹پرسش اینجاست که چرا ایران همچنان به منابع مالی دسترسی دارد، نفت خود را بدون تحریم می‌فروشد و درآمد حاصل از آن را برای تأمین مالی سپاه پاسداران بازمی‌گرداند؟ اگر آقای ترامپ آماده ازسرگیری محاصره دریایی آمریکا نیست، دست‌کم می‌تواند مجوز رفع تحریم‌های وزارت خزانه‌داری را اصلاح کند و شرط بگذارد که تمام درآمدهای حاصل از فروش نفت ایران در حساب‌های امانی نگهداری شود. آمریکا برای مذاکرات هسته‌ای به اهرم فشار نیاز دارد و از ابتدا نیز اعطای یک چک سفیدامضا به ایران تصمیم عاقلانه‌ای نبود.

چند حمله محدود دیگر آمریکا به اهداف ایرانی نیز تأثیری بر رهبران سرسخت تهران نخواهد داشت. رفتار آنها نشان می‌دهد که تصور می‌کنند در مسیر تشدید تنش دست بالا را دارند، زیرا باور دارند آقای ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای حاضر به بازگشت به جنگ نخواهد شد. در تصویر کلان راهبردی، حکومت ایران رئیس‌جمهور آمریکا را در برابر یک انتخاب قرار داده است: یا تنگه هرمز را واگذار کند، یا برای کنترل آن وارد نبرد شود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام

Читать полностью…
Subscribe to a channel