language_political | Unsorted

Telegram-канал language_political - زبان تخصصی علوم سیاسی

6341

این کانال جهت آموزش زبان عمومی و تخصصی برای دانشجویان رشته ی علوم سیاسی(از کارشناسی تا دکتری ) 👇🏼👇🏼 با مدیریت مرضیه محمدی(دانش آموخته ی روابط بین الملل ) ✅ترجمه ی متون عمومی و تخصصی پذیرفته می شود ✅ 👇🏼 @Avant_grade_98 09189021885

Subscribe to a channel

زبان تخصصی علوم سیاسی

Organs of the State (II)
English:
Organs of the State (II)
Persian Phonetic:
اورگِنز آو دِ اِستِیت (تو)
Persian Translation:
ارکان دولت
Keywords:
Organs | اورگِنز | ارکان
State | اِستِیت | دولت
1. The Head of State
English:
The Head of State
Persian Phonetic:
دِ هِد آو اِستِیت
Persian Translation:
۱. رئیس کشور (یا رئیس دولت)
Keywords:
Head of State | هِد آو اِستِیت | رئیس کشور / رئیس دولت
Paragraph 1
English:
Traditionally, intercourse between states was considered to flow between one sovereign and another.

Persian Translation:
به‌طور سنتی، روابط میان دولت‌ها به‌عنوان ارتباطی میان یک حاکم مستقل و حاکم مستقل دیگر تلقی می‌شد.
Keywords:
Traditionally | تردیشنِلی | به‌طور سنتی
Intercourse | اینتِرکورس | روابط / تعامل
Sovereign | ساوِرِن | حاکم مستقل
English:
Treaties were agreements between monarchs, which, consequently, bound the state; and diplomatic envoys were accredited personally to the head of the receiving state from his ‘brother’ in the sending state.

معاهدات، توافق‌هایی میان پادشاهان بودند که در نتیجه، دولت را متعهد می‌ساختند؛ و فرستادگان دیپلماتیک به‌طور شخصی از سوی «برادر» او در دولت فرستنده، نزد رئیس دولت پذیرنده اعتبارنامه می‌گرفتند.
Keywords:
Treaties | تریتیز | معاهدات
Monarchs | مانارکس | پادشاهان
Diplomatic envoys | دیپلُمَتیک اِنویْز | فرستادگان دیپلماتیک
Accredited | اَکردیتِد | مورد تأیید رسمی / اعتبارنامه‌دار
English:
Traces of this ‘personalized’ state may be found in modern international law, in the rule that obliges the sending state to accredit ambassadors, envoys and ministers to the head of the receiving state, and in the rule which treats the head of state as competent to speak for and bind the state in its international relations, for example, by his signature of a treaty.


Persian Translation:
آثار این «دولتِ شخصی‌شده» را می‌توان در حقوق بین‌الملل معاصر یافت؛ در قاعده‌ای که دولت فرستنده را ملزم می‌کند سفرا، فرستادگان و وزیران را نزد رئیس دولت پذیرنده معرفی و تأیید کند، و نیز در قاعده‌ای که رئیس دولت را صالح می‌داند تا از طرف دولت سخن بگوید و آن را در روابط بین‌المللی متعهد سازد، برای مثال با امضای یک معاهده.
Keywords:
International law | اینتِرنَشِنَل لا | حقوق بین‌الملل
Ambassadors | اَمبَسِدِرز | سفرا
Competent | کامپِتِنت | دارای صلاحیت
Bind the state | بایند دِ اِستِیت | متعهد کردن دولت
English:
These rules apply irrespective of his constitutional position, of whether he is ‘monarch’ or ‘president’, and of whether the office of head of state is vested in one man or a council.

Persian Translation:
این قواعد بدون توجه به جایگاه قانون اساسی او اعمال می‌شوند، خواه «پادشاه» باشد یا «رئیس‌جمهور»، و خواه مقام ریاست کشور در یک فرد یا در یک شورا مستقر شده باشد.
Keywords:
Constitutional position | کانستیتوشنَل پُزیشِن | جایگاه قانون اساسی
Vested | وِستِد | مستقر / واگذار شده
English:
Certain rules of protocol (precedence in state processions, etc.) still distinguish between monarchs and presidents.

Persian Translation:
برخی قواعد تشریفات (مانند تقدم در مراسم رسمی دولتی و غیره) همچنان میان پادشاهان و رؤسای جمهور تمایز قائل می‌شوند.
Keywords:
Protocol | پروتُکُل | تشریفات
Precedence | پریسیدِنس | تقدم
Paragraph 2
English:
Several states have made it a criminal offence to offend the dignity of a friendly foreign head of state.

Persian Translation:
چندین دولت، اهانت به حیثیت رئیس کشور خارجیِ دوست را جرم کیفری تلقی کرده‌اند.
Keywords:
Criminal offence | کرِمِنَل آفِنس | جرم کیفری
Dignity | دیگنِتی | حیثیت / کرامت
English:
This is of particular importance in relation to the law of defamation.

Persian Translation:
این موضوع به‌ویژه در ارتباط با حقوق افترا اهمیت دارد.
Keywords:
Defamation | دِفَمِیشِن | افترا
English:
This may be considered a rule of comity.
Persian Phonetic:
دیس مِی بی کانسِدِرْد ا رول آو کامِتی.
Persian Translation:
این امر ممکن است به‌عنوان قاعده‌ای از ادب و احترام متقابل بین‌المللی تلقی شود.


/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Political Parties and Their Function
احزاب سیاسی و کارکردهای آن‌ها

کلمات تخصصی:
Political Party: حزب سیاسی — پُلیتیکال پارتی
Function: کارکرد / وظیفه — فانکشن

Paragraph 1
The term ‘political party’, as it was used in ancient times, simply meant a group of noblemen and their followers.
اصطلاح «حزب سیاسی»، همان‌گونه که در دوران باستان به کار می‌رفت، صرفاً به معنای گروهی از اشراف‌زادگان و پیروان آن‌ها بود.

کلمات تخصصی:
Ancient times: دوران باستان — اِنشِنت تایمز
Noblemen: اشراف‌زادگان — نوبل‌مِن
Followers: پیروان — فالوئرز

When parliamentary bodies developed in the eighteenth-century England, however, the term began to be used to refer to groups of leaders acting collectively in the Parliament.
اما زمانی که نهادهای پارلمانی در انگلستان قرن هجدهم شکل گرفتند، این اصطلاح به گروه‌هایی از رهبران که به‌طور جمعی در پارلمان عمل می‌کردند اطلاق شد.

کلمات تخصصی:
Parliamentary bodies: نهادهای پارلمانی — پارلمنتری بادیز
Collectively: به‌صورت جمعی — کُلِکتیولی
Parliament: پارلمان — پارلِمِنت

Political parties in their modern sense were later developed in the 19th century.
احزاب سیاسی به معنای مدرن آن‌ها بعدها در قرن نوزدهم شکل گرفتند.

کلمات تخصصی:
Modern sense: معنای مدرن — مادِرن سِنس
Nineteenth century: قرن نوزدهم — ناینتینث سِنتچِری


They arose from the need to mobilize the electorate, which was being made increasingly more numerous by the expansion of the suffrage.
آن‌ها از نیاز به بسیج رأی‌دهندگان پدید آمدند؛ رأی‌دهندگانی که با گسترش حق رأی، به‌طور فزاینده‌ای پرشمارتر می‌شدند.

کلمات تخصصی:
Mobilize: بسیج کردن — موبِلایز
Electorate: رأی‌دهندگان — اِلِکتِرِت
Suffrage: حق رأی — سافریج
Expansion: گسترش — اِکسپَنشِن


Because the United States was the first state to grant the suffrage broadly, it became the first to have modern political parties.
از آن‌جا که ایالات متحده نخستین کشوری بود که حق رأی را به‌طور گسترده اعطا کرد، نخستین کشور دارای احزاب سیاسی مدرن نیز شد.

کلمات تخصصی:
Grant: اعطا کردن — گِرَنت
Broadly: به‌طور گسترده — برادلی


Some scholars date the formation of parties to 1800 when Jeffersonian Republicans achieved electoral success over the ruling Federalists, but others date it to the 1830s when white manhood suffrage became widespread.
برخی پژوهشگران شکل‌گیری احزاب را به سال ۱۸۰۰ نسبت می‌دهند، زمانی که جمهوری‌خواهان جفرسونی بر فدرالیست‌های حاکم پیروزی انتخاباتی به دست آوردند؛ اما برخی دیگر آن را به دهه ۱۸۳۰ نسبت می‌دهند، هنگامی که حق رأی مردان سفیدپوست فراگیر شد.

کلمات تخصصی:
Scholars: پژوهشگران — اسکالرز
Electoral success: موفقیت انتخاباتی — اِلِکتُرال سَکسِس
Federalists: فدرالیست‌ها — فِدِرالیستس
Suffrage: حق رأی — سافریج
Functions of Parties
کارکردهای احزاب
تلفظ: فانکشنز آو پارتیز


/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Political Culture
پالیتیکال کالچِر
فرهنگ سیاسی
Specialized Terms:
Political Culture → فرهنگ سیاسی | پالیتیکال کالچِر

Each society imparts its own characteristic set of norms and values to its people,

هر جامعه مجموعهٔ خاص و ویژهٔ خود از هنجارها و ارزش‌ها را به مردمش منتقل می‌کند.
Specialized Terms:
Society → جامعه | سُسایِتی
Norms → هنجارها | نورمز
Values → ارزش‌ها | وَلیوز

and the people in turn have distinct sets of ideals about how the political system is supposed to work,

و مردم نیز به نوبهٔ خود مجموعه‌ای متمایز از ایده‌آل‌ها دربارهٔ نحوهٔ کارکرد نظام سیاسی دارند.
Specialized Terms:
Political system → نظام سیاسی | پالیتیکال سیستِم
Ideals → آرمان‌ها / ایده‌آل‌ها | آیدیلز

about what the government may do to them and for them,
اَبَوت وات دِ گاوِرمِنت مِی دو تو دِم اَند فور دِم
دربارهٔ این‌که دولت چه کارهایی ممکن است با آن‌ها بکند و چه کارهایی برای آن‌ها انجام دهد.
Specialized Terms:
Government → دولت | گاوِرمِنت

and about their own claims on the system and their obligations to it.

و دربارهٔ مطالبات خود از نظام و تعهداتشان نسبت به آن.
Specialized Terms:
Claims → مطالبات | کِلیمز
Obligations → تعهدات | آبلیگِیشنز

This set of beliefs, symbols, and values about the political system forms the political culture of a nation
این مجموعهٔ باورها، نمادها و ارزش‌ها دربارهٔ نظام سیاسی، فرهنگ سیاسی یک ملت را شکل می‌دهد —
Specialized Terms:
Beliefs → باورها | بِلیفز
Symbols → نمادها | سیمبُلز
Nation → ملت | نِیشن

and it varies considerably from one nation to another.

و این فرهنگ از یک ملت به ملت دیگر تفاوت قابل‌توجهی دارد.
Specialized Terms:
Varies → متفاوت است | وِریز

Simply put, political culture is the psychology of the nation in regard to politics.

به‌سادگی، فرهنگ سیاسی روان‌شناسی یک ملت در ارتباط با سیاست است.
Specialized Terms:
Psychology → روان‌شناسی | سایکالُجی
Politics → سیاست | پالیتیکس

The politics of a nation is influenced by many aspects of society: its economy, its religion, its tradition.

سیاست یک ملت تحت تأثیر جنبه‌های گوناگون جامعه است: اقتصاد، مذهب و سنت‌های آن.
Specialized Terms:
Economy → اقتصاد | اِکانُمی
Religion → دین / مذهب | رِلیجِن
Tradition → سنت | تِرَدیشن

As Karl Marx pointed out long ago, the way people earn their livings has a lot to do with the type of government they have.

همان‌گونه که کارل مارکس مدت‌ها پیش اشاره کرد، شیوهٔ امرار معاش مردم ارتباط زیادی با نوع حکومتی دارد که دارند.
Specialized Terms:
Karl Marx → کارل مارکس | کارل مارکس
Type of government → نوع حکومت | تایپ آو گاوِرمِنت

Industrial societies require far more services – welfare, transportation, urban housing, sanitation facilities – than do agricultural nations,

جوامع صنعتی به خدمات بسیار بیشتری نیاز دارند—مانند رفاه، حمل‌ونقل، مسکن شهری و امکانات بهداشتی—نسبت به کشورهای کشاورزی.
Specialized Terms:
Industrial societies → جوامع صنعتی | اینداستریال سُسایِتیز
Welfare → رفاه اجتماعی | وِلفِر
Sanitation → بهداشت عمومی | سَنِتِیشن


as a glance at the America of the Civil War era and the nation we know now will reveal.

همان‌طور که نگاهی به آمریکای دوران جنگ داخلی و مقایسهٔ آن با کشوری که امروز می‌شناسیم نشان می‌دهد.
Specialized Terms:
Civil War → جنگ داخلی | سیویل وار
Era → دوران | اِرا

When a nation develops a complex industrial system, its culture and political needs change accordingly.

وقتی یک ملت یک نظام صنعتی پیچیده توسعه می‌دهد، فرهنگ و نیازهای سیاسی آن نیز متناسب با آن تغییر می‌کند.
Specialized Terms:
Industrial system → نظام صنعتی | اینداستریاِل سیستِم
Political needs → نیازهای سیاسی | پالیتیکال نیدز

Indeed, Marx argued that the economy of a nation was the determinant of its political system,

در واقع، مارکس استدلال می‌کرد که اقتصاد یک ملت تعیین‌کنندهٔ نظام سیاسی آن است.
Specialized Terms:
Determinant → عامل تعیین‌کننده | دیتِرمینَنت
Economy → اقتصاد | اِکانُمی




/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Globalization
جهانی‌شدن
تلفظ فارسی:
گِلوبالایزِیشِن
پاراگراف اول
متن انگلیسی:
The progress of communications technology since the great leap forward induced by the nineteenth-century inventions of the steam railway and the electric telegraph has steadily brought about a shrinking of the world’s distances and has effectively abolished many forms of cultural, intellectual and economic separation.
ترجمه فارسی:
پیشرفت فناوری‌های ارتباطی، از زمان جهش بزرگ ناشی از اختراعات قرن نوزدهم مانند راه‌آهن بخار و تلگراف برقی، به‌تدریج موجب کوچک‌شدن فاصله‌های جهانی شده و به‌طور مؤثر بسیاری از اشکال جدایی فرهنگی، فکری و اقتصادی را از میان برده است.

متن انگلیسی:
In the last decade of the twentieth century, the pace and scope of this evolution began to exceed the straight forward expansion of existing human activities and institutions.
ترجمه فارسی:
در دهه‌ی پایانی قرن بیستم، سرعت و گستره‌ی این تحول شروع به فراتر رفتن از گسترش ساده و مستقیم فعالیت‌ها و نهادهای موجود انسانی کرد.

متن انگلیسی:
This has created a worldwide connectivity which has escaped the management and control of political authorities, particularly those of the nation-states, and given independence to individuals to pursue personal financial, cultural and intellectual goals wherever they were connected to cyberspace.
ترجمه فارسی:
این روند نوعی پیوند و اتصال جهانی ایجاد کرده است که از مدیریت و کنترل مقامات سیاسی، به‌ویژه دولت-ملت‌ها، خارج شده و به افراد استقلال داده تا اهداف شخصیِ مالی، فرهنگی و فکری خود را هر جا که به فضای سایبری متصل باشند، دنبال کنند.

متن انگلیسی:
This development has produced the phenomenon usually called ‘globalization’.
ترجمه فارسی:
این تحول پدیده‌ای را به وجود آورده است که معمولاً «جهانی‌شدن» نامیده می‌شود.
تلفظ فارسی:

پاراگراف دوم
متن انگلیسی:
Furious argument has grown up between many competing versions of what globalization actually is and what it portends.
ترجمه فارسی:
بحث‌ها و مجادلات شدیدی میان دیدگاه‌های رقیب مختلف درباره‌ی اینکه جهانی‌شدن واقعاً چیست و چه پیامدهایی دارد، شکل گرفته است.
تلفظ فارسی:

متن انگلیسی:
Much of this debate concerns the implications of globalization for individuals at one level and the whole global economy at another.
ترجمه فارسی:
بخش زیادی از این بحث‌ها به پیامدهای جهانی‌شدن برای افراد در یک سطح و برای کل اقتصاد جهانی در سطحی دیگر مربوط می‌شود.
تلفظ فارسی:

متن انگلیسی:
What changes it brings to global politics remains to some degree uncertain, but some of its effects are already clear.
ترجمه فارسی:
اینکه چه تغییراتی در سیاست جهانی ایجاد می‌کند تا حدی نامشخص باقی مانده است، اما برخی از آثار آن هم‌اکنون روشن است.
تلفظ فارسی:

متن انگلیسی:
The most serious arise from a tendency for human economic and informational activities to organize themselves in horizontal patterns spread across the world.
ترجمه فارسی:
مهم‌ترین و جدی‌ترین پیامدها از گرایشی ناشی می‌شود که در آن فعالیت‌های اقتصادی و اطلاعاتی انسان‌ها به‌صورت الگوهای افقی و در سراسر جهان سازمان می‌یابند.
تلفظ فارسی:

Unhindered by constraints of time, place or climate, the territorial limits and territorial loyalties that used to define human activities and political authority have dissipated.
ترجمه فارسی:
این فعالیت‌ها که دیگر به محدودیت‌های زمان، مکان یا اقلیم مقید نیستند، موجب شده‌اند مرزهای سرزمینی و وفاداری‌های سرزمینی که پیش‌تر فعالیت‌های انسانی و اقتدار سیاسی را تعریف می‌کردند، از میان بروند.

متن انگلیسی:
In some instances this has produced intense regionalization, even localization; in others it …
ترجمه فارسی:
در برخی موارد، این روند موجب منطقه‌ای‌شدن شدید و حتی محلی‌شدن شده است؛ و در موارد دیگر …

Globalization: جهانی‌شدن
تلفظ: گِلوبالایزِیشِن
Communications technology: فناوری ارتباطات
تلفظ: کِمیونیکِیشِنز تِکنالاجی
Industrial inventions: اختراعات صنعتی
تلفظ: اینداستریال اینوِنشِنز
Cultural / Intellectual / Economic separation: جدایی فرهنگی / فکری / اقتصادی
تلفظ: کالچِرَل / اینتِلِکچوئَل / ایکانامیک سِپِرِیشِن


/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

عنوان متن
Civilization and Capitalism
تلفظ فارسی:
سیویلیزِیشن اَند کَپیتِلیزِم
ترجمه:
تمدن و سرمایه‌داری
پاراگراف ۱
English Text:
Archeologists who have studied ancient civilizations have defined them in material terms.

ترجمه فارسی:
باستان‌شناسانی که تمدن‌های باستانی را بررسی کرده‌اند، آن‌ها را بر اساس معیارهای مادی تعریف کرده‌اند.
English Text:
The process of civilization is associated with urban life, state structures, and technological innovation, from neolithic through copper to bronze eras, including invention of the wheel, the ox-cart, and the sailing ship.

ترجمه فارسی:
فرایند تمدن با زندگی شهری، ساختارهای دولتی و نوآوری فناورانه پیوند دارد؛ از دوران نوسنگی تا عصر مس و عصر برنز، از جمله اختراع چرخ، ارابهٔ گاوی و کشتی بادبانی.
English Text:
The members of these technologically, economically organized and class-structured social entities were unified by religion, myth, symbols, and language.

ترجمه فارسی:
اعضای این واحدهای اجتماعی که از نظر فناورانه و اقتصادی سازمان‌یافته و دارای ساختار طبقاتی بودند، از طریق دین، اسطوره، نمادها و زبان با یکدیگر متحد می‌شدند.
English Text:
These sets of meaningful symbols facilitated communication among the participants in a civilization.

ترجمه فارسی:
این مجموعه‌های نمادینِ معنادار، ارتباط میان مشارکت‌کنندگان در یک تمدن را تسهیل می‌کردند.
English Text:
We can, therefore, say that a working definition of civilization for a particular group of people is a correspondence between their material conditions of existence and a set of inter-related subjective meanings.

ترجمه فارسی:
بنابراین می‌توان گفت یک تعریف کارآمد از تمدن برای یک گروه مشخص از مردم، نوعی تناسب میان شرایط مادیِ زیست آن‌ها و مجموعه‌ای از معانی ذهنیِ به‌هم‌پیوسته است.
English Text:
The way people are organized to satisfy their material needs is, thus, a basic aspect of civilization.

ترجمه فارسی:
بنابراین، شیوه‌ای که مردم برای برآوردن نیازهای مادی خود سازمان‌دهی می‌شوند، یک بُعد اساسیِ تمدن است.
English Text:
Before capitalism came into existence, there were other economic processes through which people had become organized to satisfy their material needs.

ترجمه فارسی:
پیش از آن‌که سرمایه‌داری پدید آید، فرایندهای اقتصادیِ دیگری وجود داشت که مردم از طریق آن‌ها برای تأمین نیازهای مادی‌شان سازمان می‌یافتند.
English Text:
In accordance with those economic systems, different modes of social organization of production and distribution had been established, each giving birth to a particular form of society with its own particular culture and civilization.
ترجمه فارسی:
مطابق با آن نظام‌های اقتصادی، شیوه‌های متفاوتی از سازمان اجتماعیِ تولید و توزیع شکل گرفته بود که هر یک، نوعی جامعهٔ خاص با فرهنگ و تمدن ویژهٔ خود را پدید می‌آورد.

English Text:
Capitalism, as the current predominant form of economic organization, can be global merely to the extent that it functions according to certain general laws, such as those of supply and demand.

ترجمه فارسی:
سرمایه‌داری، به‌عنوان شکل غالبِ کنونیِ سازمان اقتصادی، تنها تا آن حد می‌تواند جهانی باشد که بر اساس قوانین کلی معینی مانند عرضه و تقاضا عمل کند.

Civilization
سیویلیزِیشن — تمدن
Capitalism
کَپیتِلیزِم — سرمایه‌داری
Archeologists
آرکی‌آلاجیستس — باستان‌شناسان
Material conditions
مَتیریال کِندیشِنز — شرایط مادی
Urban life
اِربَن لایف — زندگی شهری
State structures
اِستِیت اِستراکچرز — ساختارهای دولتی
Technological innovation
تِکنالاجیکَل اینوِیشِن — نوآوری فناورانه
Neolithic era
نیالیتیک اِرا — عصر نوسنگی
Class-structured society
کِلَس‑اِستراکچِرد سوسایِتی — جامعهٔ دارای ساختار طبقاتی
Modes of production and distribution
مودیْز آو پروداکشِن اَند دیستریبیوشِن — شیوه‌های تولید و توزیع
Supply and demand
سِپْلای اَند دِمَند — عرضه و تقاضا


/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

☘️🧿☘️ حرفه‌ای‌های مطالعات بین‌المللی


🌗 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal

🌓 مطالعات راهبردی شرق
@iran_sharghi

🌎 اندیشکده تهران
@InstituteTehran

🌎 برگزاری دوره های مترجمی زبان انگلیسی
@policyinact

🌎 آکادمی تخصصی جهان بین‌الملل
@InternationalAcademic

🌎 کانال سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss

🌎 اقتصاد سیاسی بین‌الملل🎖
@Inter_Politics

🌎 کانال  روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher

🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS

🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10

🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost

🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1

🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies

🌎 دولت دین
@dolatedin

🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii

🌎 کانال  علوم سیاسی
@politicalsciencce

🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy

🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr

🌎 آکادمی سیاست
@Politicalsciennce

🌎 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳
@Learningchinesesrpllic

🌎 گذرگاه
@gozargah_1404

🌎 تحولات عراق و شامات
@IraqLevant

🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns

🌎 خبری تحلیلی سیاق
@syaaq_ir

🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi

🌎 اندیشکده حقوق و روابط بین‌الملل
@ir_silr

🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican

🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew

🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas

🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa

🌎 روش پژوهش در حقوق
@researcheerr

🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بین‌الملل
@GovernanceStudies

🌎 اندرون عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator

🌎 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus

🌎 اندیشکده‌ها درباره ایران چه می‌گویند؟
@Rasadkhone_in

🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political

🌎 درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
@ecopolitist

🌎 مطالعات یمن 🇾🇪
@yemenstudies_ir

🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman

🌓 هفته‌نامه سیاسی تحلیلی کرانه🇮🇷
@karaneh_mag

🌗 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانه‌وشمال‌آفریقا
@mena_news_analysis


🌻🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله

✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس  اینجانب  #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست 
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885


✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی

👇🏼👇🏼

/channel/Policy_researcher

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله

✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس  اینجانب  #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست 
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885


✅کانال زبان تخصصی علوم سیاسی

👇🏼👇🏼

/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

الیتیکَل پراسِسِز
فرایندهای سیاسی
🔸 بند ۱

Politics is a process that takes place within a structure of rules and procedures.



سیاست، فرایندی است که در درون ساختاری از قواعد و رویه‌ها رخ می دهد
🔸 بند ۲
Text:
Viewed in the broadest of terms, the political process typically consists of bargaining or coercion or some combination of the two.


اگر در معنای گسترده در نظر گرفته شود، فرایند سیاسی معمولاً شامل چانه‌زنی یا اجبار، یا ترکیبی از هر دوی آن‌هاست.

🔸 بند ۳
Text:
Bargaining is a process in which individuals and groups pursue their goals and deal with their conflict through direct negotiation or indirect forms of exchange.


چانه‌زنی فرایندی است که در آن افراد و گروه‌ها اهداف خود را دنبال می‌کنند و از طریق مذاکرهٔ مستقیم یا شکل‌های غیرمستقیمِ مبادله، با اختلافات‌شان برخورد می‌نمایند.

🔸 بند ۴
Text:
Bargaining typically involves compromise, deal-making or other forms of give-and-take. It can also involve efforts by one party to exert pressure on other parties.


چانه‌زنی معمولاً شامل سازش، معامله‌گری یا دیگر اشکال بده‌بستان است. همچنین می‌تواند شامل تلاش یک طرف برای وارد کردن فشار بر طرف‌های دیگر نیز باشد.

🔸 بند ۵

In most instances bargaining is a relatively peaceful process.
Phonetic:


در بیشتر موارد، چانه‌زنی فرایندی نسبتاً مسالمت‌آمیز است.

🔸 بند ۶
Text:
Coercion, by contrast, means the use of force or the threat to use it.
Phonetic:


اجبار، برعکس، به معنای استفاده از زور یا تهدید به استفاده از آن است.

🔸 بند ۷
Text:
In a coercive political process, A forces B to do something, often against B’s will.


در یک فرایند سیاسیِ اجباری، «الف» شخصِ «ب» را وادار به انجام کاری می‌کند، غالباً برخلاف خواستِ «ب».

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Soviet-Style Communism
سوسیالیسم به سبک شوروی
تلفظ: (سووِیِت استایل کامیونیزِم)
🟩 جمله ۱
When the anti-tsarist revolution triumphed in Russia in 1917, it did so under circumstances different from those expected by Karl Marx.
وقتی انقلاب ضد تزار در روسیه در سال ۱۹۱۷ پیروز شد، این اتفاق در شرایطی متفاوت از آنچه کارل مارکس انتظار داشت، رخ داد.

🟩 جمله ۲
Marx, the German socialist theoretician, and his close coworker, Fredrik Engels, believed that the existence of advanced industrial capitalism with a large working-class majority was a precondition for any successful socialist revolution.
مارکس، نظریه‌پرداز سوسیالیست آلمانی، و همکار نزدیکش، فردریک انگلس، باور داشتند که وجود سرمایه‌داری صنعتی پیشرفته با اکثریتی از طبقه‌ی کارگر، شرط اولیه برای هر انقلاب سوسیالیستی موفق است.

🟩 جمله ۳
Russia, however, was still an overwhelmingly agricultural society in 1917.
با این حال، روسیه در سال ۱۹۱۷ هنوز عمدتاً جامعه‌ای کشاورزی بود.

🟩 جمله ۴
Marx had depicted the revolution as a largely spontaneous upheaval carried out by the masses; he did not portray it as an organized rebellion led by a political party.
مارکس انقلاب را به‌عنوان یک خیزش عمدتاً خودجوش از سوی توده‌ها ترسیم کرده بود؛ او آن را شورشی سازمان‌یافته به رهبری یک حزب سیاسی نمی‌دانست.

🟩 جمله ۵
Socialism, however, came to Russia as the result of an uprising by certain groups of industrial workers and poor peasants engineered by a highly centralized political party, the Bolsheviks.
با این حال، سوسیالیسم در روسیه به‌دنبال قیامی از سوی برخی گروه‌های کارگران صنعتی و دهقانان فقیر که توسط یک حزب سیاسی بسیار متمرکز، یعنی بلشویک‌ها، سازماندهی شده بود، شکل گرفت.

🟩 جمله ۶
It was this party which soon came to be known as the Communist Party, and which defined the essence of the Soviet system formed in Russia.
این همان حزبی بود که به‌زودی به حزب کمونیست معروف شد و اساس نظام شوروی شکل‌گرفته در روسیه را تعریف کرد.
تلفظ: (ایت واز دیس پارتِی ویچ سون کِیم تو بی نون اَز دِ کامیونیست پارتِی، اَند ویچ دیفایند دِ اِسِنس آو دِ سووِیِت سیستِم فورمد این راشیا)
🟩 جمله ۷
The Bolshevik party’s principal creator was Vladimir Ilyich Lenin (1870–1924).
خالق اصلی حزب بلشویک، ولادیمیر ایلیچ لنین (۱۸۷۰ تا ۱۹۲۴) بود.

🟩 جمله ۸
An avid student of Marx’s writings, Lenin placed his own stamp on the Marxist tradition by adapting its core ideas to Russia’s specific conditions.
لنینی که از پیروان پرشور آثار مارکس بود، با سازگار کردن ایده‌های اصلی مارکسیسم با شرایط خاص روسیه، مهر خود را بر سنت مارکسیستی زد.

🟩 جمله ۹
Arguing that Marxism was not an inalterable dogma but a flexible body of thought capable of diverse applications, Lenin retained Marx’s opposition to capitalism and his commitment to socialist revolution but adjusted other aspects of Marx’s ideology to conform with Russian realities in the early twentieth century.
او استدلال می‌کرد که مارکسیسم یک عقیده تغییرناپذیر نیست بلکه مجموعه‌ای انعطاف‌پذیر از اندیشه است که می‌تواند کاربردهای گوناگون داشته باشد. لنین مخالفت مارکس با سرمایه‌داری و تعهد او به انقلاب سوسیالیستی را حفظ کرد، اما سایر جنبه‌های ایدئولوژی مارکس را برای سازگاری با واقعیت‌های روسیه در اوایل قرن بیستم تعدیل نمود.

🟨 لغات تخصصی:
لغت
معنی
تلفظ فارسی
anti-tsarist
ضد تزار
اَنتی زاریست
revolution
انقلاب
رِوِلوشِن
circumstances
شرایط
سِرکَمستَنسِز
theoretician
نظریه‌پرداز
ثیئورِتیشن
industrial capitalism
سرمایه‌داری صنعتی
اینداستریِل کَپیتَلیزم
working-class
طبقه کارگر
وُرکینگ کِلاس
precondition
شرط اولیه
پری‌کاندیشِن
spontaneous
خودجوش
اسپانتِینیِس
upheaval
خیزش، دگرگونی
اَپهیول
rebellion
شورش
رِبِلیِن
centralized
متمرکز
سِنتِرَلایزد
Bolsheviks
بلشویک‌ها
بولشِویکس
Communist Party
حزب کمونیست
کامیونیست پارتِی
Marxism
مارکسیسم
مارکسیزم
dogma
عقیده خشک، تغییرناپذیر
داگما
ideology
ایدئولوژی
آیدیا‌لُوجی
conform
سازگار شدن
کُنفورم
realities
واقعیت‌ها
رِئَلیتیز

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Archangel — فرشته مقرب — آرک‌اِینجِل
Qur’an (Koran) — قرآن — کُران
Successor — جانشین — سَکسِسِر
Caliph — خلیفه — کِیلیف
Succession — جانشینی — سَکسِشِن
Sunni — سنی — سُنی
Shiite (Shia) — شیعه — شِیِیت / شِیا
Imam — امام — ایمام
Infallibility — عصمت (بی‌خطایی) — اِنفَلِبیلِتی
Majority — اکثریت — مِجُورِتی
Legitimate — مشروع — لِجِتِمِت
Companion — یار، صحابی — کِمپَنیِن
Divine — الهی — دیواین
Intervene — مداخله کردن — اِنْتِروین

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله

✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس  اینجانب  #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست 
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885


✅کانال زبان تخصصی علوم سیاسی

👇🏼👇🏼

/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Moderate Political Conflict (مادِرِیت پولیتیکال کانْفْلِکت): تعدیل درگیری سیاسی
Generic Political Orientation (جِنِرِک پولیتیکال اُریِنتِیشِن): گرایش سیاسی عمومی/عام
Authoritarianism (اُتاریتَریِنیزم): اقتدارگرایی
Socialism (سُوشالیزم): سوسیالیسم
Connotation (کُونُتیشِن): مفهوم/دلالت
Approximate (اَپْرُوکْسیمِیت): مطابقت داشتن/تقریب زدن
Social-Welfare Liberals (سُوشال-وِلفِیر لیبِرالز): لیبرال‌های رفاه اجتماعی
Staunch Support (اِستاونچ سِپُورت): حمایت قاطع
Private Enterprise (پرایوَت اِنتِرپرایز): سرمایه‌گذاری/کارآفرینی خصوصی
State Intervention (اِستِیت اینتِروِنشِن): مداخله دولت
Centrist Movement (سِنتریست مُومِنت): جنبش میانه‌رو
Social Democratic Parties (سُوشال دِموکِرَتی پارتیز): احزاب سوسیال دموکرات
Literal Meaning (لیتِرال مینینگ): معنای تحت‌اللفظی

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

term as it emerged in the late seventeenth and early eighteenth centuries in England and as it developed over the course of the eighteenth, nineteenth, and early twentieth centuries, particularly in Britain, America, and France.
اصطلاح «لیبرالیسم» همان‌گونه که در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم در انگلستان پدیدار شد و در طول قرن‌های هجدهم، نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به‌ویژه در بریتانیا، آمریکا و فرانسه، گسترش یافت.

In its earliest manifestation, liberalism posed a direct challenge to government by absolute monarchs and aristocracies, expressing the basic idea that the power of the state should be limited and that certain freedoms should be granted to the people by law.
در نخستین نمود خود، لیبرالیسم چالشی مستقیم برای حکومت پادشاهان مطلقه و اشرافیت به شمار می‌رفت و بر این اندیشه‌ی اساسی تأکید داشت که قدرت دولت باید محدود باشد و برخی آزادی‌ها باید به موجب قانون به مردم اعطا شود.

From the outset, it opposed tyrannical state power and regarded citizenry, not God, as the source of a state’s legitimacy.
از همان آغاز، با قدرت استبدادی دولت مخالفت کرد و مردم را ـ نه خدا ـ سرچشمه‌ی مشروعیت حکومت دانست.

For its earliest theoreticians, like John Locke, Madison, and Thomas Jefferson, liberalism did not imply mass democracy based on universal suffrage.
برای نظریه‌پردازان اولیه مانند جان لاک، مدیسون و توماس جفرسون، لیبرالیسم به معنای دموکراسی عمومی بر اساس حق رأی همگانی نبود.

The early liberals espoused a highly elitist concept of liberalism, based on the view that only a small segment of the people, consisting predominantly of wealthy, educated white males, was sufficiently enlightened to govern society and ensure the implementation of basic civil rights and liberties.
لیبرال‌های اولیه دیدگاهی بسیار نخبگرا از لیبرالیسم داشتند، بر پایه‌ی این باور که فقط بخش کوچکی از مردم ـ عمدتاً مردان سفیدپوست ثروتمند و تحصیل‌کرده ـ به اندازه‌ی کافی آگاه بودند تا جامعه را اداره کنند و اجرای حقوق و آزادی‌های مدنی را تضمین نمایند.

Economic liberalism stressed the notion that the state should strictly limit its role in the economy, leaving the bulk of the nation’s economic activities in the hands of private individuals and companies.
لیبرالیسم اقتصادی بر این اصل تأکید داشت که دولت باید نقش خود را در اقتصاد به‌شدت محدود کند و بخش عمده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی کشور را به دست افراد و شرکت‌های خصوصی بسپارد.

Early economic liberalism championed a free-enterprise economy.
لیبرالیسم اقتصادی اولیه از یک اقتصاد آزاد (بازار آزاد و رقابتی) حمایت می‌کرد.

The liberal doctrine evolved over the course of the nineteenth and twentieth centuries, and the notion that a liberal political order requires mass democratic participation gradually asserted itself.
آموزه‌ی لیبرالی در طی قرن نوزدهم و بیستم تکامل یافت و این اندیشه به‌تدریج مطرح شد که یک نظام سیاسی لیبرال به مشارکت گسترده‌ی دموکراتیک نیاز دارد.

Universal adult suffrage finally became a reality during and after World War I as women gained the right to vote in Britain (1918), Germany (1919), and the United States (1920).
حق رأی همگانی برای بزرگسالان سرانجام در جریان و پس از جنگ جهانی اول تحقق یافت، زیرا زنان در بریتانیا (۱۹۱۸)، آلمان (۱۹۱۹) و ایالات متحده (۱۹۲۰) حق رأی به‌دست آوردند.

As a consequence, liberalism as a political ideology is now, in the twenty-first century, synonymous with modern democracy.
در نتیجه، لیبرالیسم به‌عنوان یک ایدئولوژی سیاسی در قرن بیست‌ویکم مترادف با دموکراسی مدرن است.

The concept of economic liberalism also changed over time, especially during the second half of the twentieth century.
مفهوم لیبرالیسم اقتصادی نیز با گذشت زمان تغییر یافت، به‌ویژه در نیمه‌ی دوم قرن بیستم.

Since World War II most proponents of private enterprise have accepted the view that governments should play a significant role in national economic life.
از زمان جنگ جهانی دوم، بیشتر طرفداران شرکت‌های خصوصی این دیدگاه را پذیرفته‌اند که دولت‌ها باید نقش مهمی در زندگی اقتصادی کشور داشته باشند.

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

لغات تخصصی متن "Ideology"
Ideology – ایدئولوژی – (آیدیالاجی)
= مجموعه‌ای از باورها و اندیشه‌های سیاسی یا اجتماعی
Political orientation – گرایش سیاسی – (پُلِتیکَل اُریِنتِیشِن)
= تمایل یا جهت‌گیری فرد در سیاست
Republican – جمهوری‌خواه – (ریپابلیکن)
= عضو یا طرفدار حزب جمهوری‌خواه
Feminism – فمینیسم / جنبش زنان – (فِمینیسم)
= جنبشی برای برابری حقوق زنان و مردان
Elaborated theory – نظریه‌ی دقیق و بسط‌یافته – (ایلَبُرِیتِد ثیِری)
= نظریه‌ای که به‌صورت کامل و منظم توضیح داده شده
Programmatic guide – راهنمای برنامه‌محور – (پرُگرَمَتیک گاید)
= دستورالعملی که بر اساس یک برنامه یا نقشه‌راه سیاسی است
Political discourse – گفتمان سیاسی – (پُلِتیکَل دیسکُرس)
= گفت‌وگو یا بحث درباره‌ی موضوعات سیاسی
Political scientist – دانشمند علوم سیاسی – (پُلِتیکَل سایِنتیست)
= کسی که سیاست و دولت را از دید علمی مطالعه می‌کند
Formal definition – تعریف رسمی – (فورمَل دِفینیشِن)
= توضیح دقیق و استاندارد یک مفهوم
Coherent set of ideas – مجموعه‌ی منسجم از ایده‌ها – (کوهیرِنت سِت آو آیدیز)
= گروهی از اندیشه‌ها که با هم ارتباط منطقی دارند
Political legitimacy – مشروعیت سیاسی – (پُلِتیکَل لِجیتِمِسی)
= پذیرش قدرت سیاسی از سوی مردم و جامعه
Political values – ارزش‌های سیاسی – (پُلِتیکَل وَل‌یوْز)
= اصول و باورهای اساسی در سیاست
Action program – برنامه‌ی عملی – (اَکشن پرُگرام)
= نقشه‌ی عمل یا برنامه‌ای برای اجرای اهداف
Political elite – نخبگان سیاسی – (پُلِتیکَل الیت)
= افراد با نفوذ یا تأثیرگذار در سیاست
Masses – توده‌ها / مردم عادی – (مَسِز)
= مردم عادی جامعه
Ideological orientation – جهت‌گیری ایدئولوژیک – (آیدیالاجیکَل اُریِنتِیشِن)
= طرز فکر یا جهت ذهنی در چارچوب یک ایدئولوژی
Sophisticated thinkers – اندیشمندان پیچیده – (سافِستیکِیتِد تینکِرز)
= متفکران با اندیشه‌های عمیق و دقیق
Grasp (in their entirety) – درک کامل (در کل) – (گراسپ این دِر اِن‌تایِرِتی)
= فهم کامل و جامع
Exert a profound impact – تأثیر عمیقی گذاشتن – (اِگزِرت اِ پِرِفاوْند ایمپَکت)
= اثر شدید و گسترده‌ای اعمال کردن
Mass political behavior – رفتار سیاسی توده‌ها – (مَس پُلِتیکَل بِهِیوِر)
= نحوه‌ی رفتار سیاسی مردم عادی

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله

✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس  اینجانب  #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست 
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885


✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی

👇🏼👇🏼

/channel/Policy_researcher

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

First, in response to the practical problem of protecting European life, liberty, and property in sometimes hostile non-European countries, the nineteenth-century standard of ‘civilization’ sought to guarantee certain basic rights, the observance of which, at least in relation to foreign nations, could be expected from ‘civilized states’.
ترجمه:
نخست، در پاسخ به مسئله‌ی عملیِ حفاظت از جان، آزادی و اموال اروپاییان در کشورهایی غیراروپایی که گاه خصمانه بودند، استاندارد «تمدن» در قرن نوزدهم در پی آن بود که برخی حقوق بنیادین را تضمین کند؛ حقوقی که رعایت آن‌ها، دست‌کم در روابط با کشورهای خارجی، از «دولت‌های متمدن» انتظار می‌رفت.
تلفظ کامل:

لغات تخصصی:
Protecting: حفاظت کردن | پروتِکتینگ
Liberty: آزادی | لیبِرتی
Property: اموال | پراپِرتی
Hostile: خصمانه | هاستایل
Nineteenth-century: قرن نوزدهم | ناین‌تینث سِنچِری
Basic rights: حقوق بنیادین | بِیسیک رایتس
Civilized states: دولت‌های متمدن | سیویلیزِد اِستِیتس

Second, in response to the philosophical problem of determining which countries deserved legal recognition and legal personality under international law, the standard of ‘civilization’ provided a doctrinal rationale for limiting recognition in international law to those candidate countries that ‘recognizing states regarded as being civilized’.
ترجمه:
دوم، در پاسخ به مسئله‌ی فلسفیِ تعیین این‌که کدام کشورها شایستگی شناسایی حقوقی و شخصیت حقوقی در چارچوب حقوق بین‌الملل را دارند، استاندارد «تمدن» یک مبنای دکترینال فراهم می‌کرد تا شناسایی در حقوق بین‌الملل به کشورهایی محدود شود که از نظر دولت‌های شناسایی‌کننده «متمدن» تلقی می‌شدند.

لغات تخصصی:
Legal recognition: شناسایی حقوقی | لیگال رِکُگنیشِن
Legal personality: شخصیت حقوقی | لیگال پِرسِنَلِتی
Doctrinal rationale: مبنای دکترینال | داکترینَل رَشِنال
Candidate countries: کشورهای نامزد | کَندیدِت کانتریز

By 1915 at the latest, a standard of ‘civilization’ had emerged as an explicit legal principle and integral part of the generally accepted doctrines of prevailing international law.
ترجمه:
حداکثر تا سال ۱۹۱۵، استاندارد «تمدن» به‌عنوان یک اصل حقوقیِ صریح و بخشی جدایی‌ناپذیر از دکترین‌های به‌طور کلی پذیرفته‌شده‌ی حقوق بین‌المللِ غالب پدید آمده بود.

لغات تخصصی:
Explicit legal principle: اصل حقوقی صریح | اکسپلیسِت لیگال پرینسیپِل
Integral part: بخش جدایی‌ناپذیر | اینتیگرَل پارت
Prevailing international law: حقوق بین‌الملل غالب | پریوِیلینگ اینترنشنال لا

The standard of ‘civilization’ included the following five requirements:
ترجمه:
استاندارد «تمدن» شامل پنج شرط یا الزام زیر بود:
تلفظ کامل:
دِ استَندِرد آو سیویلیزِیشِن اینکلودِد دِ فالووینگ فایو ریکوایِرمِنتس.
لغات تخصصی:
Requirements: الزامات / شروط | ریکوایِرمِنتس



/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

1
English: Globalization has shifted power from states to global actors.
فارسی: جهانی‌شدن قدرت را از دولت‌ها به بازیگران جهانی منتقل کرده است.
2
English: Markets and information networks now shape global authority.
فارسی: بازارها و شبکه‌های اطلاعاتی اکنون اقتدار جهانی را شکل می‌دهند.
3
English: This shift has altered the goals and structures of nation-states.
فارسی: این تحول اهداف و ساختار دولت‌ـ‌ملت‌ها را تغییر داده است.
4
English: Historically, governments dominated international politics.
فارسی: در گذشته، دولت‌ها سیاست بین‌الملل را در انحصار خود داشتند.
5
English: States controlled domestic life and decisions of war and peace.
فارسی: دولت‌ها زندگی داخلی و تصمیم‌های جنگ و صلح را کنترل می‌کردند.
6
English: Globalization has weakened state authority at home.
فارسی: جهانی‌شدن اقتدار داخلی دولت‌ها را تضعیف کرده است.
7
English: It has blurred states’ relationships with other global actors.
فارسی: روابط دولت‌ها با سایر بازیگران جهانی را مبهم کرده است.
8
English: Inter-state wars are no longer the dominant form of conflict.
فارسی: جنگ‌های میان دولت‌ها دیگر شکل غالب درگیری نیستند.
9
English: Internal conflicts now create humanitarian and human rights crises.
فارسی: درگیری‌های داخلی موجب بحران‌های انسانی و حقوق بشری می‌شوند.
10
English: Old institutions struggle to manage these new types of conflict.
فارسی: نهادهای قدیمی در مدیریت این نوع جدید درگیری ناتوان‌اند.
11
English: New global actors have entered international politics.
فارسی: بازیگران جدیدی وارد سیاست بین‌الملل شده‌اند.
12
English: Many are private organizations and humanitarian NGOs.
فارسی: بسیاری از آن‌ها سازمان‌های خصوصی و بشردوستانه هستند.
13
English: These groups often act as surrogate governments.
فارسی: این گروه‌ها گاهی نقش دولت‌های جایگزین را ایفا می‌کنند.
14
English: They operate in highly political and unstable environments.
فارسی: آن‌ها در محیط‌هایی بسیار سیاسی و ناپایدار فعالیت می‌کنند.
15
English: Cooperation involves warlords, states, and international bodies.
فارسی: همکاری آن‌ها شامل جنگ‌سالاران، دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی است.
16
English: This has created a new form of global politics.
فارسی: این وضعیت نوع جدیدی از سیاست جهانی را ایجاد کرده است.
17
English: Economic and informational activities have gained importance.
فارسی: فعالیت‌های اقتصادی و اطلاعاتی اهمیت بیشتری یافته‌اند.
18
English: These activities increasingly escape state control.
فارسی: این فعالیت‌ها به‌طور فزاینده از کنترل دولت‌ها خارج می‌شوند.
19
English: Global institutions now act beyond national borders.
فارسی: نهادهای جهانی اکنون فراتر از مرزهای ملی عمل می‌کنند.
20
English: Globalization has permanently transformed world politics.
فارسی: جهانی‌شدن سیاست جهانی را به‌طور بنیادین دگرگون کرده است.



/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله

✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس  اینجانب  #مرضیه_محمدی
مدیر آکادمی سیاست 
و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی
در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885


✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی

👇🏼👇🏼

/channel/Policy_researcher

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

1️⃣
English Text:
We look to the past in the light of the problems of the present.

Persian Translation:
ما به گذشته در پرتوِ مشکلاتِ زمانِ حال نگاه می‌کنیم.
Keywords:
past, present, problems, light of
2️⃣
English Text:
Civilizations represent continuities in human thought and practices through which different human groups attempt to grapple with their present problems.

Persian Translation:
تمدن‌ها نمایانگر تداوم‌هایی در اندیشه و شیوه‌های انسانی‌اند که از طریق آن‌ها گروه‌های مختلف انسانی می‌کوشند با مشکلات کنونی خود دست‌وپنجه نرم کنند.
Keywords:
civilizations, continuities, human thought, grapple
3️⃣
English Text:
During certain periods in history, such continuities appear to be vigorous and reaffirmed.

Persian Translation:
در دوره‌هایی خاص از تاریخ، چنین تداوم‌هایی پرقدرت و دوباره تأییدشده به نظر می‌رسند.
Keywords:
periods, history, vigorous, reaffirmed
4️⃣
English Text:
At other times, they seem to be obscured and subordinated to other dominant modes of thought and practices.

Persian Translation:
در زمان‌هایی دیگر، به نظر می‌رسد که این تداوم‌ها پنهان شده و تابعِ شیوه‌های مسلطِ دیگرِ اندیشه و عمل باشند.
Keywords:
obscured, subordinated, dominant modes
5️⃣
English Text:
At such times, human groups rarely talk of their civilization and such discussions appear irrelevant.

Persian Translation:
در چنین زمان‌هایی، گروه‌های انسانی به‌ندرت درباره تمدن خود سخن می‌گویند و این‌گونه بحث‌ها بی‌اهمیت جلوه می‌کند.
Keywords:
rarely, civilization, irrelevant
6️⃣
English Text:
When do civilizations become a significant object of awareness and close attention?

Persian Translation:
تمدن‌ها در چه زمانی به موضوعی مهم برای آگاهی و توجهِ دقیق تبدیل می‌شوند؟

English Text:
For three decades or more, knowledge about world affairs was constructed predominantly with reference to what we called the ‘cold war’.

Persian Translation:
برای سه دهه یا بیشتر، دانش مربوط به امور جهانی عمدتاً با ارجاع به چیزی که آن را «جنگ سرد» می‌نامیدیم شکل گرفته بود.

English Text:
Its pre-eminent form in international relations theory was neo-realism, a form of knowledge applicable to solving problems connected with the rivalry of the two ‘superpowers’ of the time.

Persian Translation:
شکل مسلط آن در نظریه‌ی روابط بین‌الملل، نئورئالیسم بود؛ نوعی دانش که برای حل مسائل مرتبط با رقابتِ دو «ابرقدرت» آن زمان به‌کار می‌رفت.


/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Federal and Unitary Systems
فِدِرال اَند یُونیتَری سیستِمز
نظام‌های فدرال و واحد
جمله ۱:
Of the eight largest countries of the world, seven — Argentina, Australia, Brazil, Canada, India, Russia, and the United States of America — are organized on a federal basis.

از میان هشت کشور بزرگ جهان، هفت کشور — آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، هند، روسیه و ایالات متحدهٔ آمریکا — بر پایهٔ نظام فدرال سازمان‌دهی شده‌اند.
جمله ۲:
Other federal countries are found on every continent and include Austria, Malaysia, Mexico, Nigeria, Switzerland, Tanzania, Venezuela, and the Federal Republic of Germany.

دیگر کشورهای فدرال در هر قاره یافت می‌شوند و شامل اتریش، مالزی، مکزیک، نیجریه، سوئیس، تانزانیا، ونزوئلا  و جمهوری فدرال آلمان هستند
جمله ۳:
Thus more than half the land mass of the world is ruled by governments which have the federal system.

بنابراین بیش از نیمی از خشکی‌های جهان توسط حکومت‌هایی اداره می‌شوند که دارای نظام فدرال هستند.
جمله ۴:
As a concept, the term ‘federalism’ has attained far and wide respectability.

به‌عنوان یک مفهوم، واژهٔ «فدرالیسم» اعتبار گسترده و فراگیر یافته است.
جمله ۵:
Like the concept of democracy, federalism is also difficult to define.

مانند مفهوم دموکراسی، فدرالیسم نیز تعریف دقیقی ندارد و دشوار است.
جمله ۶:
It is derived from the Latin word foedus, which means ‘contract’ or ‘alliance.’

جمله ۷:
Throughout past centuries, however, federal has been used as a synonym for such words as national, league, or decentralized.

در طول قرون گذشته، با این حال، واژهٔ «فدرال» به‌عنوان مترادف واژه‌هایی چون «ملی»، «اتحاد»، یا «غیرمتمرکز» به‌کار رفته است.
جمله ۸:
Even in The Federalist, a collection of essays by three supporters of the ratification of the American Constitution — John Jay, James Madison, and Alexander Hamilton — the term is used in different connotations.

حتی در کتاب فدرالیست، مجموعه‌ای از مقالات نوشته‌شده توسط سه تن از حامیان تصویب قانون اساسی آمریکا — جان جی، جیمز مدیسون و الکساندر همیلتن — این واژه در معانی گوناگون به‌کار رفته است.
جمله ۹:
One useful and standard definition of federalism, however, is a political system organized on a territorial basis in which sovereignty is divided between two units — a central government and regional governments — and in which an individual is a citizen of both.

با این حال، یکی از تعاریف مفید و استانداردِ «فدرالیسم» این است که نظامی سیاسی بر پایهٔ قلمرو سازمان‌یافته است، که در آن حاکمیت میان دو واحد تقسیم می‌شود — دولت مرکزی و دولت‌های منطقه‌ای — و در آن، فردی شهروند هر دو محسوب می‌شود.


✅کانال آموزش زبان تخصصی علوم سیاسی


👇👇👇
/channel/language_political

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

☘️🧿☘️ حرفه‌ای‌های مطالعات بین‌المللی


🌗 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌓 مطالعات راهبردی شرق
@iran_sharghi
🌎 اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌎 درس‌گفتار علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
@ecopolitist
🌎 کانال سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss
🌎 اندیشکده‌ها درباره ایران چه می‌گویند؟
@Rasadkhone_in
🌎 کانال  روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بین‌الملل
@GovernanceStudies
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 پایش سیاسی ایران
@ir_REVIEW
🌎 کانال مطالعات سوریه
@hdrhbb1
🌎 آکادمی تخصصی جهان بین‌الملل
@InternationalAcademic
🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌎 اندیشکده حقوق و روابط بین‌الملل
@ir_silr
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 ترجمه ی  متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 فرهنگ و هنر جهان🌱🎬
@sarhaddat
🌎 آموزش زبان چینی (موسسه در مسیر ابریشم)🇨🇳
@Learningchinesesrpllic
🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانه‌وشمال‌آفریقا
@mena_news_analysis
🌎 هسته مطالعات حقوق چین🇨🇳
@iranchinalaw
🌎 آکادمی سیاست
@Politicalsciennce
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 کانال  علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 روش پژوهش در حقوق
@researcheerr
🌎 چین شناسی 🇨🇳
@Chinshenasi_ir
🌎 راوی عربستان
@KSA_Narrator
🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌎 اقتصاد سیاسی بین‌الملل🏅
@Inter_Politics
🌎 کتابخانه تخصصی روابط بین‌الملل
@ir_Texts
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌗 مطالعات حقوق بشر
@ngoodvv


🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Federal and Unitary Systems
فِدِرال اَند یُونیتَری سیستِمز
نظام‌های فدرال و واحد
جمله ۱:
Of the eight largest countries of the world, seven — Argentina, Australia, Brazil, Canada, India, Russia, and the United States of America — are organized on a federal basis.

از میان هشت کشور بزرگ جهان، هفت کشور — آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، هند، روسیه و ایالات متحدهٔ آمریکا — بر پایهٔ نظام فدرال سازمان‌دهی شده‌اند.
جمله ۲:
Other federal countries are found on every continent and include Austria, Malaysia, Mexico, Nigeria, Switzerland, Tanzania, Venezuela, and the Federal Republic of Germany.

دیگر کشورهای فدرال در هر قاره یافت می‌شوند و شامل اتریش، مالزی، مکزیک، نیجریه، سوئیس، تانزانیا، ونزوئلا و جمهوری فدرال آلمان هستند
جمله ۳:
Thus more than half the land mass of the world is ruled by governments which have the federal system.

بنابراین بیش از نیمی از خشکی‌های جهان توسط حکومت‌هایی اداره می‌شوند که دارای نظام فدرال هستند.
جمله ۴:
As a concept, the term ‘federalism’ has attained far and wide respectability.

به‌عنوان یک مفهوم، واژهٔ «فدرالیسم» اعتبار گسترده و فراگیر یافته است.
جمله ۵:
Like the concept of democracy, federalism is also difficult to define.

مانند مفهوم دموکراسی، فدرالیسم نیز تعریف دقیقی ندارد و دشوار است.
جمله ۶:
It is derived from the Latin word foedus, which means ‘contract’ or ‘alliance.’

جمله ۷:
Throughout past centuries, however, federal has been used as a synonym for such words as national, league, or decentralized.

در طول قرون گذشته، با این حال، واژهٔ «فدرال» به‌عنوان مترادف واژه‌هایی چون «ملی»، «اتحاد»، یا «غیرمتمرکز» به‌کار رفته است.
جمله ۸:
Even in The Federalist, a collection of essays by three supporters of the ratification of the American Constitution — John Jay, James Madison, and Alexander Hamilton — the term is used in different connotations.

حتی در کتاب فدرالیست، مجموعه‌ای از مقالات نوشته‌شده توسط سه تن از حامیان تصویب قانون اساسی آمریکا — جان جی، جیمز مدیسون و الکساندر همیلتن — این واژه در معانی گوناگون به‌کار رفته است.
جمله ۹:
One useful and standard definition of federalism, however, is a political system organized on a territorial basis in which sovereignty is divided between two units — a central government and regional governments — and in which an individual is a citizen of both.

با این حال، یکی از تعاریف مفید و استانداردِ «فدرالیسم» این است که نظامی سیاسی بر پایهٔ قلمرو سازمان‌یافته است، که در آن حاکمیت میان دو واحد تقسیم می‌شود — دولت مرکزی و دولت‌های منطقه‌ای — و در آن، فردی شهروند هر دو محسوب می‌شود.

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

🔅دوستان علوم سیاسی  در تمام مقاطع  از کارشناسی  تا دکتری  جهت:


✅نگارش مقاله


✅نگارش  پایان نامه

✅چاپ کتاب

✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی

✅ تبدیل پایان نامه به کتاب



میتوانند با ایدی و شماره تماس   اینجانب  #مرضیه_محمدی،مدیر آکادمی سیاست  و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند


👇🏼👇🏼👇🏼

🔅جهت ارتباط و مشاوره:



👇👇👇

@Avant_grade_98

09189021885

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Fascism — فاشیسم — فَشیزِم
Authoritarian — اقتدارگرا — آثُوریتِریَن
Democracy — دموکراسی — دیمُکراسی
Constituency — پایگاه رأی / حوزه انتخاباتی — کانستیتوِنسی
Charismatic Orator — سخنران کاریزماتیک — کَریزمَتِک اُرِیتُر
Galvanize — برانگیختن / تحریک کردن — گَلونایز
Mass Mobilization — بسیج توده‌ای — مَس مُبیلِزِیشِن
Propaganda — تبلیغات سیاسی — پِراپَگَندا
Conquest of Power — تسخیر قدرت — کانکْوِست آو پاوِر
Population Mobilization — بسیج جمعیت — پاپیولِیشِن مُبیلِزِیشِن
Vengeance — انتقام — وِنجِنس
Prejudice — تعصب — پِرِجودِس
Concentration Camp — اردوگاه کار اجباری / مرگ — کانسِنترِیشِن کَمپ
Torture Chamber — اتاق شکنجه — تورتِر چِیمبِر
Resonance — پژواک، طنین — رِزُنِنس
Economic Welfare — رفاه اقتصادی — ایکانامِک وِلفِر
Violence — خشونت — وایُلِنس
Opposition — مخالفان — آپُزیشِن

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Religion as Political Ideology
(ریلیجِن اَز پالتیکل آیدیا لُجی)
دین به‌عنوان ایدئولوژی سیاسی
Throughout history, religions have often articulated explicit political messages.

در طول تاریخ، ادیان اغلب پیام‌های سیاسی آشکاری بیان کرده‌اند.
The Roman Catholic Church was a dominant political force in medieval Europe, conferring divine legitimacy on kings and emperors through papal anointment.

کلیسای کاتولیک رُمی نیروی سیاسی برتری در اروپای قرون وسطی بود که از طریق تقدیس پاپی، مشروعیت الهی به پادشاهان و امپراتوران می‌داد.
Protestantism, a new branch of Christianity, developed later, challenged the papacy’s exclusive right to legitimize Christian political authorities.

پروتستانتیسم، شاخه‌ای جدید از مسیحیت که بعداً پدید آمد، حق انحصاری پاپ برای مشروعیت‌بخشی به مقامات سیاسی مسیحی را به چالش کشید.

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

سوشَلیزِم
سوسیالیسم
The origins of twentieth-century socialist movements are to be found in nineteenth-century Europe.

ریشه‌های جنبش‌های سوسیالیستی قرن بیستم را می‌توان در اروپا‌ی قرن نوزدهم یافت.
Socialism emerged as a reaction to the excesses of the industrial revolution and free enterprise.

سوسیالیسم به عنوان واکنشی در برابر افراط‌های انقلاب صنعتی و بنگاه آزاد پدیدار شد.
Over the course of the nineteenth century, the spread of manufacturing in Britain, France, Germany, and several other countries rapidly blighted the cities and countryside with grimy factories and squalid slums.

در طول قرن نوزدهم، گسترش تولید صنعتی در بریتانیا، فرانسه، آلمان و چند کشور دیگر، شهرها و روستاها را با کارخانه‌های دودگرفته و زاغه‌های کثیف دچار زوال سریع کرد.
Men, women, and children toiled long hours for meager wages.

مردان، زنان و کودکان ساعت‌های طولانی برای دستمزدهای ناچیز کار می‌کردند.
For much of the century, governments did virtually nothing to regulate working hours, safety standards, or child labor.

در بیشتر قرن، دولت‌ها عملاً هیچ کاری برای تنظیم ساعت کار، استانداردهای ایمنی یا کار کودکان انجام ندادند.
The business owners (the capitalist class) were free to deal with their workforce as they wished.

صاحبان کسب‌وکار (طبقه سرمایه‌دار) آزاد بودند که با نیروی کار خود هرگونه که بخواهند رفتار کنند.
Health care and unemployment insurance either did not exist at all or were grossly inadequate.

بهداشت و بیمه بیکاری یا اصلاً وجود نداشت یا بسیار ناکافی بود.
The vast majority of the working class, lacking basic educational opportunities, faced a desperate future with scant hope of improving their lot.

اکثریت عظیم طبقه کارگر که از امکانات آموزشی ابتدایی محروم بودند، با آینده‌ای ناامیدکننده و امید اندکی برای بهبود زندگی خود روبرو بودند.
Peasants who owned little or no land of their own labored under similarly arduous circumstances for their landlords.

دهقانانی که زمین اندکی داشتند یا هیچ‌گونه زمینی نداشتند، تحت شرایط طاقت‌فرسای مشابهی برای مالکان زمین کار می‌کردند.
These conditions spawned several variants of socialist ideology.

این شرایط موجب پیدایش چندین گونه از ایدئولوژی سوسیالیستی شد.
In the first half of the nineteenth century a number of socialist thinkers devised elaborate plans for replacing the free enterprise system (capitalism) with an entirely different economic system in which the workers, or the people as a whole, would collectively own the factories, farms, mines and other productive enterprises.

در نیمه نخست قرن نوزدهم، تعدادی از اندیشمندان سوسیالیست، طرح‌هایی مفصل برای جایگزینی نظام بنگاه آزاد (سرمایه‌داری) با نظام اقتصادی کاملاً متفاوتی ریختند؛ نظامی که در آن کارگران یا به طور کلی همه مردم، به صورت جمعی مالک کارخانه‌ها، مزارع، معادن و سایر بنگاه‌های تولیدی باشند.
Common ownership of economy would thus replace private ownership.

در نتیجه، مالکیت عمومی بر اقتصاد جایگزین مالکیت خصوصی می‌شد.
While the schemes proposed by these thinkers differed in—

در حالی که طرح‌هایی که این اندیشمندان ارائه کرده بودند با یکدیگر تفاوت داشتند

Socialism | سوشَلیزِم | سوسیالیسم
Industrial revolution | ایندَستریِل رِوُلوشِن | انقلاب صنعتی
Free enterprise | فری اِنترپرایز | بنگاه آزاد / اقتصاد آزاد
Capitalist class | کَپیتَلیست کِلاس | طبقه سرمایه‌دار
Workforce | وُرک‌فورس | نیروی کار
Unemployment insurance | اَن‌اِمپلویمِنت اینشورِنس | بیمه بیکاری
Working class | وُرکینگ کِلاس | طبقه کارگر
Peasants | پِزِنتز | دهقانان
Ideology | آی‌دی‌آلُجی | ایدئولوژی
Productive enterprises | پراداکتیو اِنترپرایزِز | بنگاه‌های تولیدی
Common ownership | کامن اونِرشیپ | مالکیت عمومی
Private ownership | پرایوِت اونِرشیپ | مالکیت خصوصی

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Free-enterprise system – نظام آزاد اقتصادی / سیستم سرمایه‌داری آزاد
/فری اِنترپرایز سیستم/
Partially – تا حدی، به‌طور نسبی
/پارشِلی/
Acknowledge – اذعان داشتن، تصدیق کردن
/اَکنالِج/
Raise taxes – افزایش مالیات
/رِیز تَکز/
Regulate – تنظیم کردن، قانون‌گذاری کردن
/رِگیولت/
Stock markets – بازارهای سهام
/اِستاک مارکِتز/
Promote economic growth – ترویج رشد اقتصادی
/پِروموت اِکانامیک گروث/
Social welfare measures – اقدامات رفاه اجتماعی
/سوشِل وِلفِر مِژِرز/
Unemployment – بیکاری
/آن‌اِمپلویمِنت/
Insurance – بیمه
/اِنشورِنس/
Pensions – مستمری‌ها، حقوق بازنشستگی
/پِنشِنز/
Government interference – مداخله دولت
/گاوِرمِنت اِنترفیرِنس/
Counterparts – همتایان، طرف‌های مشابه
/کَاونتِرپارتز/
Earlier eras – دوران‌های پیشین
/اِرلیر اِراز/
Distinction – تمایز، تفاوت
/دیستینکشِن/
Differentiate – تمایز قائل شدن
/دیفِرِنشِیِیت/
Classical liberals – لیبرال‌های کلاسیک
/کِلَسیکِل لیبِرالز/
Governmental intervention – مداخله دولتی
/گاوِرمِنتل اِنترونشِن/
Neo-classical liberals – لیبرال‌های نئوکلاسیک
/نِئو کِلَسیکِل لیبِرالز/
Private enterprise – کسب‌وکار خصوصی
/پرایوِت اِنترپرایز/
Major role – نقش اصلی یا مهم
/مِیجِر رول/
National economic life – زندگی اقتصادی ملی
/نَشنِل اِکانامیک لایف/
Vanished breed – نسل منقرض شده
/وَنِشت برید/

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Political elites – نخبگان سیاسی – (پُلِتیکَل الیتز)
افراد قدرتمند یا با نفوذ در عرصه‌ی سیاست
Followings – پیروان / طرفداران – (فالووینگز)
گروهی از افراد که از یک رهبر یا عقیده پیروی می‌کنند
Ideology – ایدئولوژی – (آیدیالاجی)
نظامی از باورها و ارزش‌ها برای هدایت رفتار سیاسی یا اجتماعی
Established democracies – دموکراسی‌های تثبیت‌شده – (اِستَبلیشت دِماکریز)
کشورهایی که نظام دموکراتیک پایدار و قدیمی دارند
Political socialization – جامعه‌پذیری سیاسی – (پُلِتیکَل سوشالایزِیشن)
فرایندی که در آن افراد ارزش‌ها و رفتارهای سیاسی را می‌آموزند
Entail – در بر داشتن / شامل بودن – (اِنتِیل)
به معنای شامل شدن چیزی در نتیجه‌ی چیزی دیگر
Orientation – گرایش / جهت‌گیری – (اُریِنتِیشِن)
جهت فکری یا سیاسی فرد یا گروه
Century of ideologies – قرن ایدئولوژی‌ها – (سِنجِری آو آیدیالاجیز)
اشاره به قرن بیستم، زمانی که مکاتب سیاسی مختلف ظهور کردند
Doctrine – آموزه / دکترین – (داکترین)
مجموعه‌ای از باورها یا اصول یک مکتب فکری یا سیاسی
Liberalism – لیبرالیسم – (لیبِرالیزِم)
مکتب آزادی‌محور که بر آزادی فردی و دموکراسی تأکید دارد
Socialism – سوسیالیسم – (سوشالیزِم)
مکتبی که بر مالکیت اجتماعی و برابری اقتصادی تأکید دارد
Fascism – فاشیسم – (فَشیزِم)
مکتب اقتدارگرا و ملی‌گرای افراطی که مخالف دموکراسی است
Islam – اسلام – (ایسلام)
مکتب دینی و اجتماعی که بر عدالت، ایمان و شریعت تأکید دارد
Ideological orientations – گرایش‌های ایدئولوژیک – (آیدیالاجیکَل اُریِنتِیشِنز)
جهت‌گیری‌های فکری و عقیدتی مرتبط با ایدئولوژی
Conflict – درگیری / تعارض – (کانفلیکْت)
برخورد یا نزاع میان دو گروه یا عقیده
Variants – گونه‌ها / شاخه‌ها – (وِریِنتز)
نسخه‌ها یا شکل‌های مختلف یک ایدئولوژی
Adherents – پیروان / معتقدان – (اَد‌هِرِنتز)
افرادی که به یک عقیده یا مکتب وفادارند
Prolonged debates – مباحث طولانی – (پرولانگد دیبِیتز)
بحث‌هایی که مدت زیادی ادامه دارند
Feuds – دشمنی‌ها / نزاع‌ها – (فیودز)
درگیری‌های شخصی یا گروهی طولانی‌مدت
Interpretation – تفسیر / برداشت – (اینتِرپرِتِیشِن)
درک یا توضیح معنای یک مفهوم یا باور
Socialist tradition – سنت سوسیالیستی – (سوشالِست تردیشِن)
ریشه‌های تاریخی و فکری سوسیالیسم
Soviet-type communism – کمونیسم نوع شوروی – (سوویِت تَیپ کامیونیزِم)
نظام کمونیستی اقتدارگرا بر پایه الگوی اتحاد شوروی
Western-oriented social democracy – دموکراسی اجتماعی غرب‌گرا – (وِستِرن اُریِنتِد سوشال دِماکری)
شکل ملایم‌تری از سوسیالیسم با آزادی‌های سیاسی و عدالت اجتماعی
Competing doctrines – آموزه‌های رقیب – (کامپیتینگ داکترینز)
مکتب‌ها یا اندیشه‌هایی که در برابر هم رقابت دارند
Political orientations – گرایش‌های سیاسی – (پُلِتیکَل اُریِنتِیشِنز)
نگرش‌ها و جهت‌گیری‌های سیاسی افراد یا گروه‌ها

Читать полностью…

زبان تخصصی علوم سیاسی

Ideology

ایدئولوژی
The term “ideology” is used in different ways.

واژه‌ی «ایدئولوژی» به روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود.
In its most informal, everyday usage, ideology frequently means little more than a person’s general political orientation.

در کاربرد روزمره و غیررسمی آن، ایدئولوژی اغلب چیزی بیش از گرایش کلی سیاسی یک فرد نیست.
When people say, “Ideologically, I’m a Republican,” or “feminism is my ideology,” they often mean simply that they identify with the Republican party or feminist causes in a general way,

وقتی مردم می‌گویند «از نظر ایدئولوژیکی من جمهوری‌خواهم» یا «فمینیسم ایدئولوژی من است»، معمولاً فقط منظورشان این است که به طور کلی خود را با حزب جمهوری‌خواه یا جنبش‌های فمینیستی هم‌راستا می‌دانند،
without necessarily subscribing to a carefully elaborated theory of politics or point-by-point programmatic guide to political action.
بدون آن‌که الزاماً پیرو نظریه‌ای دقیق از سیاست یا برنامه‌ای جزئی برای عمل سیاسی باشند.
This generic meaning of the word tends to be used in ordinary political discourse by most average citizens.

این معنی کلی از واژه معمولاً در گفت‌وگوهای عادی سیاسی توسط بیشتر شهروندان معمولی به کار می‌رود.
But politicians, activists, political scientists, and others who take a more avid interest in politics usually have a more formal understanding of ideology.

اما سیاست‌مداران، فعالان سیاسی، دانشمندان علوم سیاسی و دیگرانی که علاقه‌ی بیشتری به سیاست دارند، معمولاً درک رسمی‌تری از ایدئولوژی دارند.
In its formal definition, ideology is a coherent set of ideas that typically includes:

در تعریف رسمی، ایدئولوژی مجموعه‌ای منسجم از اندیشه‌هاست که معمولاً شامل موارد زیر است:
1. a theory about political relationships and the role of the state;

۱. نظریه‌ای درباره‌ی روابط سیاسی و نقش دولت؛
2. a notion of what constitutes political legitimacy and the highest political values; and

۲. مفهومی از اینکه مشروعیت سیاسی چیست و چه ارزش‌های سیاسی در بالاترین سطح قرار دارند؛
3. an action program indicating the goals, ideals, policies, and tactics to be pursued by the state, political elite, and the masses.

۳. برنامه‌ای عملی که اهداف، آرمان‌ها، سیاست‌ها و روش‌هایی را که باید توسط دولت، نخبگان سیاسی و مردم دنبال شود،نشان می دهد
This second definition involves a more systematically thought-out ideological orientation than the first definition does.

این تعریف دوم شامل نوعی گرایش ایدئولوژیکی نظام‌مندتر و سنجیده‌تر از تعریف نخست است.
Although ideologies are created by sophisticated thinkers and are grasped in their entirety by very few people,

اگرچه ایدئولوژی‌ها توسط اندیشمندان پیچیده ساخته می‌شوند و در کل، توسط افراد بسیار کمی به‌طور کامل درک می‌شوند،
they can exert a profound impact on mass political behavior.

آنها می‌توانند تأثیر عمیقی بر رفتار سیاسی توده‌ها بگذارند.

Читать полностью…
Subscribe to a channel