-
جایی برای علاقمندان به مسائل سیاسی تحلیل مسائل سیاسی توسط #اساتید و #دانشجویان رشته ی علوم سیاسی معرفی مقالات_کتاب ها، سخنرانی ها و توانایی های علمی دانشجویان و اساتید علوم سیاسی روابط عمومی کانال سیاسیون ایران: @Siasiun_ir
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌖اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌎 دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
@policyinact
🌎 عــراقــنـــا ۲۴🇮🇶
@Iraqnaa24
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 راوی عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌎 اکادمی تخصصی روابط بینالملل
@InternationalAcademic
🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌎 چین و ماچین
@china_Reivew
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 مرکز تخصصی مطالعات آمریکا
@The_CUSS
🌎 اندیشکده حقوق و روابط بینالملل
@ir_silr
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 تحلیل فرهنگی جمهوری آذربایجان
@tahlilfarhangi_az
🌎 مجله حقوق بینالملل بنیان 🇺🇳📚
@Bonianjournal
🌎 اتــــــاق آمـــــــــریکا 🇺🇸
@OtaqUSA
🌎 مرکز مطالعات تکنوپلیتیک و فناوریهای راهبردی
@ctst_org
🌎 جستار میانفرهنگی و مطالعات ترکیه 🇹🇷🇹🇷
@j_sabourii
🌎 اندیشکده ایران نگر
@iran_negar_institute
🌎 پادکست جغراسیا
@joghrasia
🌎 ویرتو | مطالعات تخصصی اسرائیل
@virtu_ir
🌎 در مسیر ابریشم(زبان چینی🇨🇳)
@Learningchinesesrpllic
🌎 زاویه اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز و ترکیه
@zaviyeinsight
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه، CIS
@EurasiaPost
🌎 تحولات عراق
@iraqevents
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss
🌎 مرکز مطالعات پاکستان
@pakistanstudies_ir
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌖 کشورهای آلمانیزبان 🇩🇪🇨🇭🇦🇹
@dach_studien
🌖 شناخت پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🔵🔴 نگاهی به تأثیر انتخابات اسرائیل بر احتمال جنگ مجدد با ایران
وقتی همه رقبا به ائتلاف نیاز دارند
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔵🔴نبرد بزرگ با ایران یک تله خطرناک دارد
📄 اسرائیل هیوم | ایتای ایلنای
اسرائیل هیوم در گزارشی مفصل استدلال میکند که اسرائیل برای مواجهه با برنامه هستهای ایران میان گزینههایی قرار گرفته که هیچکدام راهحلی قطعی ارائه نمیکنند؛ از حملات نظامی و عملیات مخفی و فشار اقتصادی گرفته تا توافق هستهای، حمایت از اعتراضات داخلی یا تلاش برای تغییر حکومت. مقامهای پیشین امنیتی و هستهای اسرائیل که در گزارش با آنها گفتوگو شده، تأکید دارند هر یک از این گزینهها محدودیتهای جدی خود را دارد.
یکی از مهمترین بخشهای گزارش به طرحی منتسب به موساد برای حمایت و آموزش نیروهای مسلح کُرد و برخی اقلیتهای قومی اختصاص دارد که قرار بود با پشتیبانی هوایی اسرائیل حرکتی به سمت تهران ایجاد کنند. با این حال، شماری از مقامهای پیشین موساد چنین سناریویی را غیرواقعبینانه میدانند و هشدار میدهند مداخله خارجی و تکیه بر نیروهای قومی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. برخی دیگر معتقدند هرگونه تغییر سیاسی پایدار تنها میتواند از درون جامعه ایران شکل بگیرد.
گزارش همچنین مدعی وجود اختلاف میان اسرائیل و آمریکا درباره هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی ایران است. بر اساس روایت اسرائیل هیوم، رئیس موساد در عملیات ژوئن ۲۰۲۵ خواستار حمله به تأسیسات نفت و گاز بود، اما نتانیاهو به دلیل نگرانی از حملات متقابل مخالفت کرد. در عملیات بعدی، به ادعای گزارش، نتانیاهو با چنین حملاتی موافق بود اما کاخ سفید مانع اجرای گسترده آنها شد.
بخش دیگری از گزارش به محدودیت گزینه نظامی میپردازد. به گفته مقامها و کارشناسان مورد استناد مقاله، حملات به تأسیسات هستهای و ترور دانشمندان میتواند برنامه ایران را به تأخیر بیندازد، اما دانش و ظرفیت فنی آن را برای همیشه از میان نمیبرد. حتی تغییر حکومت نیز الزاماً به پایان برنامه هستهای منجر نخواهد شد، زیرا ممکن است هر حکومت آیندهای در ایران نیز حفظ بخشی از ظرفیت هستهای را برای جایگاه راهبردی کشور ضروری بداند.
در حوزه دیپلماسی، یکی از گزینههای مطرحشده «انجماد راستیآزماییشده» است؛ یعنی ایران وضعیت فعلی برنامه خود را تغییر ندهد، بازرسی گسترده آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بپذیرد و هر تغییر بعدی تحت سازوکاری الزامآور انجام شود. همزمان، سرنوشت ذخیره اورانیوم غنیشده ایران و امکان رقیقسازی یا انتقال آن به کشور ثالث از مسائل اصلی هر توافق احتمالی معرفی شده است.
گزارش در نهایت به «پارادوکس ایران» اشاره میکند: این احتمال که افزایش فشار و آسیبپذیری ایران، بهجای کاهش انگیزه هستهای، ضرورت دستیابی به یک بازدارنده قویتر را در محاسبات تهران افزایش دهد. چنین روندی میتواند کشورهای دیگری در خاورمیانه را نیز به سمت ایجاد ظرفیتهای آستانهای هستهای سوق دهد.
جمعبندی اسرائیل هیوم این است که مسئله هستهای ایران راهحل جادویی ندارد؛ تغییر حکومت از بیرون پرریسک است، انقلاب داخلی قابل مهندسی نیست، عملیات نظامی عمدتاً زمان میخرد و توافق نیز نیازمند نظارت و فشار مستمر است. از این منظر، تله اصلی برای اسرائیل تصور وجود یک عملیات، انقلاب یا توافق واحد است که بتواند مسئله ایران را برای همیشه حل کند؛ در حالی که این چالش بیش از آنکه قابل «حل نهایی» باشد، نیازمند مدیریت راهبردی بلندمدت است./فوکوس
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
بانک سوالات ارشد روابط بین الملل #صفیارپور
کنکور ۹۰ تا ۱۴۰۵
پاسخ نامه کاملا تشریحی
ارجاع دقیق
جهت سفارش کتاب به خانم میرفتحی مراجعه شود
@R_mirfathi
تماس خانم میرفتحی جهت سفارش کتاب
👇👇
09162424339
بانک سوالات ارشد اندیشه #صفیارپور
کنکور ۹۰ تا ۱۴۰۵
پاسخ نامه کاملا تشریحی
ارجاع دقیق
جهت سفارش کتاب به خانم میرفتحی مراجعه شود
@R_mirfathi
تماس خانم میرفتحی جهت سفارش کتاب
👇👇
09162424339
کانال تخصصی مشاوره ارشد_دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🔵🔴وقتی آمریکا از صحنه کنار میرود!
مجله اکونومیست در تحلیلی، جنگ ایران و آمریکا را از زاویهای فراتر از میدان نبرد بررسی میکند. به نوشته این مجله مسئله اصلی برای واشنگتن فقط پایان دادن به یک جنگ نیست، بلکه خروج از نظمی است که خود آمریکا طی دههها در خاورمیانه ساخته و تضمین کرده است. استدلال مقاله این است که ایالات متحده ممکن است از نظر نظامی همچنان حضور گستردهای در منطقه داشته باشد، اما جنگ با ایران میتواند نشانه تغییر عمیقتری باشد؛ تغییری که در آن آمریکا بهتدریج نقش هژمونیک خود را از دست میدهد و دیگر قادر یا مایل نیست همانند گذشته قواعد کلی بازی منطقه را تعیین کند.
این تحول، از نگاه اکونومیست، اهمیت تاریخی دارد. از ایننگاه، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، نظم خاورمیانه در یک قرن گذشته بارها از بیرون منطقه شکل داده شده است؛ ابتدا قدرتهای اروپایی و سپس ایالات متحده در مرکز این معماری قرار گرفتند. امنیت خلیج فارس، مسیرهای انرژی، توازن میان ایران و کشورهای عربی و در دهههای اخیر امنیت اسرائیل، همگی در چارچوبی قرار داشتند که حضور و قدرت آمریکا یکی از ستونهای اصلی آن بود. اکنون جنگ ایران میتواند این فرض دیرپا را زیر سؤال ببرد که امنیت منطقه در نهایت به قدرتی بیرونی وابسته است.
از نگاه اکونومیست مسئله مهمتر از کاهش نیرو در خلیجفارس، تغییر ماهیت نقش آمریکاست. واشنگتن ممکن است همچنان پایگاه، ناوگان، نیروی هوایی و متحدان منطقهای داشته باشد، اما باید دانست که حفظ توان نظامی با حفظ هژمونی سیاسی یکی نیست. تجربه جنگهای اخیر نیز نشان داده است که برتری نظامی الزاماً به معنای توانایی طراحی نظم سیاسی پس از جنگ نیست. خود اکونومیست در تحلیلهای مرتبط با جنگ هشدار داده که استراتژیستهای آمریکایی نمیخواهند واشنگتن بار دیگر در خاورمیانه گرفتار شود، در حالی که تمرکز راهبردی آمریکا به سوی چین معطوف است.
اکونومیست میپرسد، اگر آمریکا دیگر تنظیمکننده اصلی نباشد، چه کسی جای آن را خواهد گرفت؟ پاسخ الزاماً یک قدرت واحد نیست. ایران، عربستان سعودی، ترکیه، اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه هر یک بخشی از این خلأ را هدف خواهند گرفت و مناسبات میان آنها میتواند نظم آینده را تعیین کند. در چنین شرایطی، کاهش نقش آمریکا لزوماً به معنای صلح نیست؛ خلأ قدرت میتواند رقابتهای قدیمی را تشدید کند و حتی به دور تازهای از درگیری و تسویهحساب منجر شود.
با این حال، اکونومیست امکان دیگری را نیز پیش میکشد: شاید پایان هژمونی خارجی، فرصتی برای شکلگیری نظمی باشد که این بار از درون خاورمیانه و بر اساس موازنه میان قدرتهای منطقهای ساخته شود. چنین گذاری البته نه خودکار است و نه الزاماً مسالمتآمیز. جنگ ایران ممکن است بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، آغاز دورهای باشد که در آن مسئله اصلی دیگر این نیست که آمریکا چگونه خاورمیانه را اداره میکند، بلکه این است که خود خاورمیانه چگونه میخواهد نظم پساآمریکایی خود را تعریف کند.
از این منظر، اهمیت مقاله اکونومیست در پیشبینی یک «خروج آمریکا» نیست؛ در طرح یک پرسش تاریخی است که اگر نظم یک قرن گذشته دیگر کارایی سابق را نداشته باشد، نظم بعدی را چه کسی و با چه موازنهای خواهد ساخت؟
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
سرانجام امریکا و دانمارک توافقی بر سر #گرینلند انجام دادند؛ توافقی که به بازگشایی دو پایگاه نظامی امریکا در این جزیره پهناور یخزده ولی ژئواستراتژیک انجامیده و، به گفته کاخ سفید، کنترل دائمی نظامی-امنیتی جزیره را به امریکا میدهد.
اما چرا گرینلند برای آمریکا و ترامپ اینقدر مهم است؟
مسئله خرید گرینلند را نباید به یک ادعای ارضی ساده یا یک تصمیم ناگهانی تقلیل داد، بلکه از سویههای نخستین یک بازی کلان ژئوپلیتیک و رقابتی سنگین میان آمریکا و چین به شمار میرود.
در چندین تحلیل نشان دادم که چگونه این پازل گام به گام شکل گرفته است.
نخست به ادعای آمریکا بر گرینلند و کانال پاناما و تضعیف اصل تمامیت ارضی اشاره شد و پیامدهای حقوقی آن چیده شد.
سپس توضیح داده شد که هدف اصلی، برهم زدن پروژه کلان راه ابریشم قطبی چین است؛ مسیری که دسترسی دریایی چین به اروپا و آمریکای شمالی را بسیار کوتاهتر میکند.
سرانجام با مطرح شدن بحث خرید گرینلند نشان داده شد که گام بعدی آمریکا پس از ونزوئلا، حضور در گرینلند برای رقابت با چین است.
نکته اینکه، ۵ سال پیش در کتابم «ایران و راه ابریشم نوین» دقیقاً به همین موضوع راه ابریشم قطبی و رقابت چین-روسیه با امریکا در قطب شمال اشاره کرده بودم.
اهمیت گرینلند در چند محور اصلی خلاصه میشود. نخست، مسدود کردن راه ابریشم قطبی چین. دوم، دست بالا داشتن در رقابت با روسیه در صورت تنش هستهای. سوم، دسترسی به منابع عظیم و بکر انرژی شامل ذخایر چشمگیر نفت و گاز و معادن ارزشمندی که زیر لایههای ضخیم یخی گرینلند پنهان شدهاند. چهارم، نقش استراتژیک این منطقه در زیرساختهای فناوری، داده و هوش مصنوعی در رقابتهای جهانی.
✍دکتر ارش رییسی نژاد
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔵🔴فراتر از اوکراین: چرا اروپا خود را برای جنگی گستردهتر آماده میکند؟
✍برت مکگورک
تاریخ انتشار: 2026-09-21
کشورهای اروپایی به دلیل نگرانی از گسترش جنگ روسیه به فراتر از مرزهای اوکراین، در حال آمادهباش کامل هستند. رزمایشهای اخیر بلاروس در نزدیکی «شکاف سووالکی» — گلوگاه استراتژیک میان کشورهای بالتیک و سایر اعضای ناتو — و افزایش حملات ترکیبی روسیه نظیر خرابکاری، حملات سایبری و ترور، رهبران اروپا را واداشته تا برای سناریوهای بحرانی آماده شوند. اقداماتی همچون تقویت زیرساختهای حیاتی در فرانسه، ذخیرهسازی مایحتاج در بریتانیا، آمادهسازی بیمارستانها در آلمان و بازنگری در راهبردهای دفاعی سوئیس، نشاندهنده تغییر نگاه قاره سبز به تهدیدات امنیتی است. چالش اصلی ناتو، عملیاتهای «منطقه خاکستری» پوتین است؛ اقداماتی که آستانه جنگ متعارف را رد نمیکنند اما اراده ناتو را میآزمایند. راهبرد پوتین در این میان، بهرهگیری از ابهام و تردید اعضای ناتو در پاسخ به تجاوزات محدود است. در این میان، نقش ایالات متحده به دلیل درگیری در مناطق دیگر و ابهامات سیاسی پیرامون تعهدات این کشور به بند دفاع جمعی ناتو، به یک عامل نگرانکننده برای اروپا تبدیل شده است. اکنون ناتو با درس گرفتن از تجربیات اوکراین در حفظ خدمات اساسی زیر آتش، در حال ارتقای تابآوری ملی خود است تا به پوتین ثابت کند که تجاوز به نتایج مطلوب او منجر نخواهد شد. پایان دوران صلح پایدار در اروپا، رهبران این قاره را به این نتیجه رسانده که بازدارندگی تنها در صورتی مؤثر است که پوتین به قطعیت شکست در هرگونه ماجراجویی نظامی باور داشته باشد. با این حال، نگرانی عمیقی وجود دارد که ارزیابیهای مسکو از تزلزل اتحاد فراآتلانتیک، خطر رویارویی مستقیم را افزایش داده است.
چیزی اروپا را بهشدت نگران کرده است.
این هفته، بلاروس، نزدیکترین متحد نظامی روسیه، رزمایشهای بزرگی را در نزدیکی شکاف سووالکی برگزار کرد؛ باریکهای که کشورهای حوزه بالتیک را به سایر اعضای ناتو پیوند میدهد؛ موقعیتی جغرافیایی که سالهاست آن را به یکی از آسیبپذیرترین نقاط ناتو تبدیل کرده است.
امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، رهبران سیاسی این کشور را برای یک نشست توجیهی محرمانه اطلاعاتی فراخواند و سپس از تدابیر جدیدی برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی در برابر تشدید حملات ترکیبی روسیه خبر داد.
دونالد توسک، نخستوزیر لهستان، گامی فراتر نهاد و هشدار داد که روسیه ممکن است حملات پهپادی یا موشکی علیه کشورهای عضو ناتو انجام دهد و آنها را به عنوان حوادث غیرمترقبه جلوه دهد.
بریتانیا از شهروندان خود خواسته است آمادگی برای احتمال وقوع جنگ را آغاز کنند و آب آشامیدنی و کنسرو ذخیره نمایند. فرمانده ارتش بریتانیا اظهار داشت که این کشور با «خطرناکترین» برهه در دهههای اخیر روبهرو است.
آلمان در حال آمادهسازی بیمارستانهای خود برای حمله احتمالی روسیه است. فردریش مرتس، صدراعظم این کشور، درباره «لحظات تعیینکننده» در «دفاع از آزادی و صلح قارهمان» هشدار داد.
حتی سوئیس که به بیطرفی معروف است، راهبرد جدید امنیت ملی خود را تصویب کرد که خواستار تابآوری بیشتر و توانایی دفاع از خود در برابر هرگونه حمله مسلحانه است.
در همین حال، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بهطور ناگهانی از پیشرفت در مسیر احداث پایگاه دائمی ارتش آمریکا در لهستان خبر داد. دو هفته پیش نیز او رئیس سیا را در مأموریتی محرمانه اعزام کرد تا به مسکو درباره هرگونه تعرض به قلمرو ناتو هشدار دهد.
به نظر میرسد کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس از احتمال گسترش زودهنگام جنگ توسط ولادیمیر پوتین به فراتر از مرزهای اوکراین، بهشدت نگران هستند.
گسترش میدان نبرد روسیه
ایالات متحده این هفته گوشهای از این تهدید را لمس کرد.
دادستانهای فدرال علیه پنج نفر که ظاهراً با سرویس اطلاعاتی روسیه در شبکهای برای طراحی حملات و ترورها در سراسر جهان — از جمله در داخل آمریکا — همکاری میکردند، اعلام جرم کردند. دادستانها همچنین ادعا میکنند که این شبکه دستور حملاتی را علیه زیرساختهای غیرنظامی و نظامی در کشورهای اروپایی صادر کرده است.
این اتهامات با الگوی گستردهتری که اروپاییها سالهاست با آن دستوپنجه نرم میکنند همخوانی دارد: حملات سایبری، خرابکاری، آتشافروزی، پرواز پهپادها و حمله به زیرساختهای حیاتی. ماه گذشته، آلمان روسیه را مسئول حمله پهپادی به یک فرودگاه غیرنظامی دانست.
چالش راهبردی ناتو این است که روسیه میتواند چنین عملیاتهایی را بدون عبور آشکار از آستانه جنگ متعارف انجام دهد.
به پرواز درآوردن پهپاد در حریم هوایی ناتو، مختل کردن فرودگاه، خرابکاری در زیرساختها، ترور از طریق شبکههای تبهکار — همگی عملیاتهای «منطقه خاکستری» هستند که بهراحتی قابل انکارند.
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
📝📝چین، آمریکا و سایه ایران بر هرمز
✍یدالله کریمی پور
♈️شش روز دیگر در دوم مهر شی و ترامپ در واشنگتن دبدار دارند. دیدارشان به موضوعات کلان اقتصادی بر میگردد، ولی ایران و تنگهها، دستکم در حاشیه مذاکراه راهی پیدا خواهند کرد. هرچند ممکن است در صدر دستور رسمی نباشند ولی بخشی از معادله این دیدارند.
♈️چین خریدار بزرگ و اصلی نفت ایران است و مهمترین قدرت اقتصادی شریک تهران؛ در عین حال تاثیر گذار بر سیاست های واشنگتن. آمریکا.ترامپ نیز به وزن چین در این منازعه کاملا آگاه است. ضمن این که امنیت هرمز مستقیما به انرژی چین و اقتصاد جهانی مربوط است.
♈️نکته مهمتر، سخنان تازه دبیر شعام و شروط از سرگیری نذاکرات تعلیق شده با واشنگتن است. پایان یافتن جنگ، آزادسازی داراییهای ایران و پایان محاصره دریایی. شروط محسن رضایی، دستکم نشانگر آن است که کانال دیپلماسی هنوز کاملا بسته نیست.
♈️از سوی دیگر ترامپ نیز تنها شش هفته تا انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر فاصله دارد. پایان یا کاهش جنگ، ثبات انرژی و ارائه یک دستاورد خارجی میتواند برای دولت او از نظر سیاسی داخلی اهمیت داشته باشد؛
از این رو، از احتمال تفاهم محدود و مرحلهای نمی توانسرسری رد شد. البته نه لزوما سازش جامع، بلکه کاهش فشار، تضمین نسبی کشتیرانی، بازگشت تدریجی تجارت و سپس مذاکره تهران و واشنگتن.
♈️اگر پکن نیز در این مسیر نقش میانجی یا تضمینکننده پیدا کند، نشست واشنگتن میتواند نخستین خشت پایان تدریجی کشمکش تنگهها باشد؛ نه پایان جنگ، بلکه آغاز خروج از بنبست.
♈️آیا تهران بیش از مسکو، با پکن همسو خواهد شد. آخرین ساعات جمعه همین هفته، جلوهای این سوگیری روشن خواهد شد.
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
بعد از هرمز، ترامپ تنگه دیگری را هم میبازد
منبع: نشریه آتلانتیک
تاریخ انتشار: ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶
✍️ نویسنده: رابرت اف. ورث، نویسنده و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در نشریه آتلانتیک.
تهیه: دکتر اسفندیار خدایی
عنوان انگلیسی:
Trump Loses the Other Strait
خلاصه مقاله:
رابرت ورث مقاله را با تصویری از تغییر ناگهانی وضعیت آغاز میکند: تا همین هفته پیش، به نظر میرسید جنگ ایران کمی به نفع آمریکا در حال چرخش است. حوثیها — شبهنظامیان مستقر در یمن که قویترین متحد باقیمانده ایران در خاورمیانه هستند — زیر فشار رقبای محلیشان بودند و نیروی هوایی عربستان آنها را بمباران میکرد. رئیسجمهور دولت به رسمیت شناختهشده یمن بیانیهای پیروزمندانه صادر کرد و گفت محاسبات اشتباه حوثیها «در را به سوی فروپاشی کامل آنها باز خواهد کرد.» با زخمی شدن شرکای حوثی، رهبران ایران یک دلیل دیگر برای عقبنشینی و پذیرش شرایط دونالد ترامپ میداشتند. اما صبح دیروز، این توهمات مثل دود پراکنده شدند؛ نیروهای حوثی از دفاع دشمنانشان عبور کردند و شهرها و جزایر اطراف تنگه بابالمندب — یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان — را تصرف کردند.
ورث استدلال میکند که این شکست برای ترامپ، که امیدوار بود کنترل تنگه هرمز را از ایران بازپس بگیرد، غافلگیری تلخی به همراه دارد. دشمنان آمریکا اکنون بر هر دو تنگه مهم خاورمیانه کنترل دارند، تنگههایی که روزانه حدود یکسوم محمولههای نفتی جهان از آنها عبور میکند. این رویداد همچنین واقعیتی سرسختانه را برجسته میکند: با وجود همه شکستهایی که «محور مقاومت» به رهبری ایران در یک-دو سال گذشته متحمل شده، نیروهایش شور ایدئولوژیک و روحیه جمعیای حفظ کردهاند که در طرف مقابل به شدت غایب است. ناکامی کشورهای خلیج فارس در همکاری علیه حوثیها فاجعهبار بوده و بازتاب ناکامی خود ترامپ در طراحی استراتژی معقول یا هماهنگ علیه ایران است.
نویسنده با نقل قول از اپریل لانگلی الی، کارشناس یمن در مؤسسه واشنگتن، توضیح میدهد که اگرچه حوثیها پیشتر نیز توانایی تهدید کشتیرانی در دریای سرخ را داشتند، تصرف بابالمندب «یعنی میتوانید واقعاً روی ساحل بنشینید و به کشتیهای عبوری شلیک کنید. این کار را آسانتر و ارزانتر میکند و از نظر نظامی و سیاسی تثبیت میکند که آنها بر تنگه خفهکننده چنگ دارند.» آمریکا ممکن است حتی با آغاز دور جدیدی از حملات هوایی، کار چندانی نتواند بکند. بمب و موشک بدون نیروی زمینی که از آنها بهره ببرد، دستاورد کمی خواهد داشت و متحدان یمنی آمریکا اکنون ضعیف و پراکندهاند. دولت ترامپ سال گذشته جنگ هفتهفتهای علیه این گروه به راه انداخت و اگرچه برخی فرماندهان حوثی را کشت، اما گروه را از میدان بیرون نکرد یا توانایی جنگیاش را تغییر نداد.
ورث تأکید میکند که پیشروی حوثیها برای عربستان حتی بدتر است. سعودیها سالها تلاش کردهاند تهدید حوثی را در مرزهایشان مهار کنند. اکنون حوثیها مقدار زیادی از تجهیزات سعودی و اماراتی را که نیروهای عقبنشین دولت رسمی یمن جا گذاشتهاند به ارث بردهاند. ویدئویی منتشر شده که محمد علی الحوثی، یکی از فرماندهان ارشد این گروه، را در حال رانندگی با یک خودروی زرهی اماراتی در شهر مُخا نشان میدهد. ورث میگوید آشفتگی عربستان در یمن تا حدی ساخته خودش است. حوثیها سه دهه پیش در واکنش به دخالت سعودی در حوزه دینی و سیاسی یمن متولد شدند. در دسامبر، تنش میان رهبری سعودی و اماراتی باعث شد ریاض از اماراتیها — متحدان اسمیاش — بخواهد از یمن خارج شوند و سعودیها را مسئول مجموعهای از شبهنظامیان با وفاداریهای متفاوت گذاشت. جناحهای مختلف یمنی حتی وقتی دشمن حوثیشان پشت دروازهها بود، به جدال با یکدیگر ادامه دادند.
نویسنده با نقل قول از فارع المسلمی، کارشناس یمن در اندیشکده چتم هاوس، میگوید: «هیچ هماهنگیای میان فرماندهان، میان اطلاعات و پهپادها، میان گارد ساحلی و ارتش نبود — هیچچیز.» حوثیها به وضوح از اختلاف خلیج فارس سود بردهاند. مایکل نایتس، رئیس تحقیقات مشاورهای هورایزن انگیج، میگوید: «دفعه قبل که حوثیها در ۲۰۲۲ در مأرب پیشروی کردند، امارات و عربستان توانستند مشترکاً از یک ضدحمله ویرانگر مؤثر دولت یمن حمایت کنند.» حوثیها در همین حال منضبط و متمرکز بودند. یکی از مقامات دولت یمن به شرط ناشناس ماندن میگوید: «آنها صدها و اگر نه هزاران جنگجو را قربانی کردند. فعالان بیمقدار ما اخبار جعلی درباره پیروزی منتشر میکردند، در حالی که حوثیها در سکوت کار میکردند.»
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔵🔴 #هنر_جنگ، کتابی اجباری که در ارتش آمریکا خوانده میشود
پیام اصلی این کتاب اثر سان تزو چیست
استاد محمود سریع القلم توضیح می دهد
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
برخلاف تصویر رویایی از عربستان سعودی، ساختار ژئوپلیتیکی این کشور بر پایه توسعهطلبی تهاجمی بنا شده و این کشور با تمام همسایگان خود درگیری مرزی داشته است.
پایهگذاری آلسعود به ۱۷۴۴ م. بازمیگردد؛ زمانی که محمد بن سعود (حاکم درعیه) با محمد بن عبدالوهاب پیمان بست و «دولت اول سعودی» شکل گرفت. این حکومت با ذهنیت تکفیری، به کربلا و نجف حمله و مکه و مدینه را نیز تسخیر کرد. با سقوط دولت اول و سپس دولت دوم در سده ۱۹، پایه ساختار جدید توسط عبدالعزیز بن عبدالرحمن (ابن سعود) در اوایل سده بیستم گذاشته شد که هدف آن تسخیر کامل شبهجزیره بود.
درگیریها و تنشهای مرزی عربستان با همسایگانش:
۱. یمن:
در جنگ ۱۹۳۴ ابن سعود به یمن حمله کرد و مناطق «عسیر»، «نجران» و «جیزان» را از خاک یمن طی معاهده طائف ضمیمه خود کرد. در جنگ اخیر (۲۰۱۵ تاکنون) نیز ائتلاف به رهبری عربستان مداخله نظامی سنگینی را علیه یمن آغاز کرده است.
۲. عراق:
در دهه ۱۹۲۰، تندروهای وهابی (اخوان) به دستور ابن سعود حملات مرگباری به عراق انجام دادند. گرچه پروتکل «عقیر» ۱۹۲۲ مرزها و «منطقه بیطرف» را مشخص کرد، اما ادعاهای ارضی ریاض تاکنون ادامه داشته است.
۳. کویت:
ابن سعود در ۱۹۲۰ سودای تسخیر کامل کویت را داشت که با مقاومت کویتیها در نبرد «الجهراء» ناکام ماند. با مداخله بریتانیا، بیش از نیمی از خاک مورد ادعای کویت به سعودیها واگذار شد! اختلافات بر سر «منطقه بیطرف» و میدان نفتی مشترک «آرش/الدره» تاکنون حلنشده است.
۴. امارات:
در ۱۹۵۲، سعودی به واحه «البریمی» (متعلق به عمان و ابوظبی) تجاوز کرد. در ۱۹۷۴، طی پیمان جده، عربستان امارات را مجبور کرد باریکه ساحلی «خور العدید» را واگذار کند تا ارتباط زمینی امارات با قطر قطع شود.
۵. قطر:
در ۱۹۹۲ درگیری مسلحانه مرزی در منطقه «الخفوس» بین دو کشور رخ داد. اوج این تنشها، محاصره همهجانبه زمینی، هوایی و دریایی قطر در سال ۲۰۱۷ توسط عربستان و متحدانش بود.
۶. عمان:
عربستان بارها قبایل داخلی عمان را تحریک و به واحه البریمی تجاوز کرده تا نفوذ خود را تا سواحل اقیانوس هند گسترش دهد که با مداخله نیروهای بومی و بریتانیا عقب رانده شد.
۷. اردن:
سعودی در ۱۹۲۲ و ۱۹۲۴ به شرق اردن حمله کرد تا امان را تصرف کنند، اما با بمباران هوایی بریتانیا سرکوب شدند. خطوط مرزی کنونی بر اثر توافقهای تحمیلی بعدی شکل گرفت.
۸. مصر:
درگیری تاریخی ریاض با قاهره به زمان محمدعلی پاشا و نابودی دولت اول سعودی بازمیگردد. سعودی با فشارهای سیاسی و اقتصادی توانست جزایر «تیران» و «صنافیر» در دهانه خليج عقبه را از مصر بازستاند.
✍دکتر آرش رییسی نژاد
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔺تحولاتی در مسیر یک تحول!
در روزهای اخیر، تحولاتى بسیار مهم، تا حدی ناهمگون ولی در عین حال همراستا در منطقه و در پیوند با ایران رخ داده است؛ تحولاتی که با وجود این ویژگیها، از حیث اثرگذاری متقابل به مثابه حلقههای پیوسته یک زنجیرند و برخی به سود و برخی علیه ایران عمل میکنند. از یکسو، تعمیق نفوذ و سیطره اسرائیل در جنوب لبنان، تحولات جدید پیرامون تپه راهبردی «علیطاهر»، ارجاع مجدد پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و انسداد چند گذرگاه مرزی زمینی عراق با ایران؛ و از سوی دیگر، تسلط کامل انصارالله یمن بر آبراه راهبردی بابالمندب، افزایش بهای نفت، هدف قرار گرفتن خطوط لوله استراتژیک انتقال نفت عربستان، تشدید حملات به کشتیها در تنگه هرمز و در نهایت، برگزاری نشست مشترک میان ایران، عراق و شش کشور همسایه در حوزه خلیج فارس در مسقط.
این موارد، سرفصلهای اصلی تحولات جاری تنش میان ایران و ایالات متحده را تشکیل میدهند که هر یک نیازمند بررسی و تحلیلی جداگانه و مبسوط است. با این حال، به طور خلاصه میتوان گفت برآیند این تحولات از دو سناریو خارج نیست: یا دستیابی به توافقی شبیه به تفاهم اخیر که نتیجه آن تقویت و ارتقای موقعیت ژئوپلیتیک و منطقهای ایران خواهد بود، یا ورود به یک جنگ و رویارویی نظامی بهمراتب شدیدتر از گذشته.
دلیل طرح سناریوی نخست با چنین مختصاتی این است که با شناخت کنونی، بعید به نظر میرسد حکومت ایران با کمتر از تفاهمنامه قبلی موافقت کند؛ بهویژه که متعاقب تسلط انصارالله بر تنگه بابالمندب و حمله به خطوط انتقال نفت عربستان (که عملاً ابزاری برای دور زدن تنگه هرمز بود)، اگر هم سقف مطالبات و توان چانهزنی خود را در مذاکرات احتمالی بالا نبرد، فعلا آن را کاهش نخواهد داد.
در مقابل، هزینههای سنگینِ پذیرش چنین توافقی برای منافع حال و آینده آمریکا، اسرائیل و در مجموع جهان غرب در خاورمیانه، میتواند در جایگاه مانعی اساسی عمل کرده و از تحقق آن جلوگیری کند؛ چرا که شکلگیری چنین توافقی عملاً به معنای افول حضور سختافزاری و نرمافزاری واشنگتن در منطقه و آغاز یک نظم نوین در خاورمیانه خواهد بود.
در این فضا، دیگر مدیریت تنش به الگوی سنتی «نه جنگ و نه صلح» کارآمد به نظر نمیرسد؛ زیرا شتاب تحولات سهمگین با پیامدهای سنگین بسیار بالاست؛ به نحوی که طرفهای درگیر را تحت الزاماتی بیش از هر زمان دیگری به تعیین تکلیف وضعیت جاری در بازه زمانی چهار ماه پیشرو وا میدارد:
از یک سو، با توجه به بحرانهای اقتصادی پیچیده و چندلایه و تبعات احتمالی آن، بعید است ایران بخواهد یا بتواند بدون دست زدن به اقدامی عملی با محاصره فعلی کنار بیاید.
از سوی دیگر، طرف مقابل نیز احتمالاً بر این باور است که تداوم رویکرد صبر و انتظار برای فروپاشی ثبات اجتماعی در ایران بر اثر محاصره و جنگ اقتصادی همهجانبه، ممکن است به بهای تثبیت نهایی نفوذ و موقعیت ایران در بابالمندب و سایر نقاط تمام شود. علاوه بر این، افزایش بهای جهانی نفت بر اثر رشد تقاضای چین و ناامنی در تنگه هرمز و ریسکهای موجود برای مسیرهای جایگزین (مانند خطوط انتقال عربستان و امارات) نیز به عنوان عاملی مضاعف عمل میکند.
ترکیب این متغیرها موجب میشود طرفین تا پیش از رسیدن به نقطه انفجار یا توافق، برای وادار کردن رقیب به عقبنشینی، گامهای عملی بیشتری در روزها و هفتههای آتی بردارند که باعث تشدید تنش میشود. بر همین اساس، هفتههای آینده تا پیش از انتخابات اسرائیل و هفتههای متعاقب انتخابات آمریکا، مقطعی بهشدت حساس و تعیینکننده خواهد بود.
#صابر_گل_عنبری
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔺بازگشت به نقطه آغاز!
آمریکا و به ویژه اسرائیل در دو هفته اخیر دوباره به نوعی به ادبیات روزهای آغازین جنگ علیه ایران بازگشتهاند و بار دیگر با آب و تاب از «تغییر رژیم» سخن میگویند. البته آمریکا این موضوع را عمدتاً به صورت غیرمستقیم دنبال میکند که رگههایی از آن در پستهای ترامپ به چشم میخورد، اما در اظهارات مقامات اسرائیلی به خصوص نتانیاهو، این رویکرد بسیار پررنگ، صریح و علنی است. همین امر این پرسش را ایجاد میکند که چه عاملی سبب بازگشت اسرائیل به چنین ادبیاتی شده است؟ آن هم در شرایطی که پس از ناکامی جنگ در دستیابی به این هدف، در ماههای گذشته مقامات اسرائیلی و شخص نتانیاهو از اشاره به این هدف پرهیز میکردند.
این بازگشت در وهله اول با کشیده شدن جنگ علیه ایران به فاز تشدید فرسایشی اقتصادی همزمان شده و از منظر تلآویو و واشنگتن، جنگ وارد حوزهای شده که آن را پاشنه آشیل ایران میدانند. آنها معتقدند تشدید جنگ اقتصادی و محاصره میتواند با فلج کردن اقتصاد به بیثباتسازی داخلی و در نهایت سقوط جمهوری اسلامی بیانجامد. با این حال، همزمانی بازگشت به کلیدواژه «تغییر رژیم» با تشدید جنگ اقتصادی، لزوماً به این معنا نیست که این عامل، تنها انگیزه اسرائیلیها باشد؛ بلکه متغیر بسیار مهم دیگری که نتانیاهو را به اتخاذ مجدد این مواضع ترغیب میکند، انتخابات پیشروی اسرائیل است.
نتانیاهو که با خطر برکناری از قدرت مواجه است، میداند که جنگ با ایران همچنان اولویت نخست جامعه تندرو اسرائیل است؛ از این رو میکوشد رایدهندگان و به ویژه بدنه اجتماعی طیفهای متعدد احزاب راست افراطی را متقاعد سازد که در صورت ابقای او در قدرت، این جنگ را تا تحقق هدف سرنگونی نظام سیاسی ایران ادامه خواهد داد. بر این اساس، رجوع دوباره نتانیاهو به شعار براندازی، قبل از هر چیز یک «وعده انتخاباتی» و تلاشی برای متحد کردن راست افراطی در انتخابات به شمار میرود.
بنابراین بیتردید شرایط تا زمان برگزاری انتخابات در 27 اکتبر آتی بسیار حساستر و شکنندهتر از قبل خواهد بود؛ تا جایی که چه بسا نتانیاهو برگ برنده و ضامن پیروزی دوباره خود در انتخابات را در تشدید حملات و جنگی تازه خواه علیه ایران، غزه و لبنان ببیند.
در این میان، به نظر میرسد که ایران نیز به دلایلی و اهدافی در حال بررسی گزینه حمله پیشدستانه به اسرائیل است که به سقوط سیاسی نتانیاهو در انتخابات منتهی شود. احتمالا تهران در حال حاضر مشغول ارزیابی و سبک سنگین کردن جایگاه انتخاباتی نتانیاهو و پیامدهای احتمالی چنین اقدامی است؛ این که یک عملیات پیشدستانه میتواند در کنار دیگر اهداف، پایان قدرت نتانیاهو را رقم بزند یا اینکه ممکن است پیامدی معکوس در پی داشته باشد.
#صابر_گل_عنبری
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
بانک سوالات دکتری علوم سیاسی #صفیارپور
کنکور ۹۰ تا ۱۴۰۵
پاسخ نامه کاملا تشریحی
ارجاع دقیق
جهت سفارش کتاب به خانم میرفتحی مراجعه شود
@R_mirfathi
تماس خانم میرفتحی جهت سفارش کتاب
👇👇
09162424339
🔅ویرایش جدید
🟢بانک سوالات کنکور دکتری علوم سیاسی #صفیارپور
🔆کنکور ۹۰ تا ۱۴۰۵ مجموعه ی علوم سیاسی و روابط بین الملل
🔆پاسخ نامه کاملا تشریحی
🔆ارجاع دقیق به منبع
✔به انضمام سوالات عمومی دکتری
جهت سفارش کتاب به خانم #میرفتحی مراجعه شود
👇🏻👇🏻
@R_mirfathi
09162424339
✔️کانال تخصصی مشاوره ارشد_دکتری علوم سیاسی
👇👇👇
@politicsman
🔺این تحرکات نشانه چیست؟
منطقه شاهد رفتوآمدهای دیپلماتیک و امنیتی پرشتابی است؛ از نشستهای امنیتی نظامی محرمانه تا دیدارهای علنی. دستور کار محوری همه این تحرکات پرونده ایران و نحوه مواجهه با آن است.
از نشست چندی پیشِ فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای منطقه در آلمان گرفته تا سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به امارات در رأس یک هیئت بلندپایه امنیتی، همگی از یک اتفاق پیشرو خبر میدهند. همزمان، تحول معنادار دیگری نیز در جریان است و آن هم یخزدایی تدریجی از روابط ریاض و ابوظبی پس از چند سال قهر و تنش.
هر چند این بهبودی هنوز در مراحل آغازین به نظر میرسد و روشن نیست که تا کجا پیش خواهد رفت، اما دعوت غیرمنتظره وزیر دفاع عربستان از معاون بنزاید میتواند نشانهای از تمایل دو طرف سعودی و اماراتی برای احیای مناسبات نزدیک گذشته باشد.
به نظر میرسد ورود تنشهای منطقهای با ایران به حساسترین نقطه و احساس نیاز مبرم به همکاری، بنسلمان و بنزاید را بار دیگر و لو موقتا حول منافعی مشترک به هم نزدیک کرده است.
هنوز جزئیات دقیقی از گفتوگوهای نتانیاهو در ابوظبی منتشر نشده است. با این حال، کاملاً مشخص است که در کنار اهداف انتخاباتی و شخصی نخست وزیر اسرائیل، دستور کار مشترک، هماهنگی و همکاری علیه ایران و چه بسا طراحی یک استراتژی لابیگری مشترک در واشنگتن برای هدایت مواضع دولت آمریکا در این شرایط باشد و نباید ابعاد این سفر را تنها در تبلیغات انتخاباتی نتانیاهو خلاصه کرد. البته در این خصوص هم بعید است که رئیس امارات از انگیزههای شخصی و انتخاباتی نتانیاهو از این سفر و تلاشش برای تکذیب تیرگی روابطش بیاطلاع باشد. از این رو، صرف استقبال از او یک ماه قبل از برگزاری انتخابات کنست اسرائیل بیانگر تمایل ابوظبی به ماندن نتانیاهو در قدرت است.
هر چند روابط امارات با تلآویو در مقایسه با دیگر کشورهای جهان و بیشتر متحدان غربی اسرائیل عمیقتر و نزدیکتر دارد، اما با این حال تا حدودی در سطح اعلامی علی رغم گسترش بیشتر روابط تلاش میکرد که در سه سال اخیر نوعی فاصله را با نتانیاهو حفظ کند. ولی در این سفر نوعی چرخش اعلامی ابوظبی از قسمی ملاحظهکاری به یک بیپروایی آشکار هویدا بود. امارات پس از افشای سفر، به جای سیاست سکوت و ابهام، آن را رسماً تأیید کرد. این رویکرد، از شکلگیری محاسبات و به تبع آن ادراکی تازه در امارات پس از گذشت هفت ماه از این جنگ منطقهای حکایت دارد؛ این در حالی است که در ماههای نخست جنگ پس از ناکامی آن در تحقق اهدافش دست به عصا و محتاطانه عمل میکردند.
پیش از این، ابوظبی پس از جنگ ویرانگر غزه، از میزبانی مستقیم نتانیاهو پرهیز میکرد و به دیدارهایی در سطح مقامات دیگری از اسرائیل بسنده میکرد. حتی در ماههای نخست تشدید تنش با تهران نیز تعاملات با تلآویو تا حدودی پنهان میماند.
اگر در ماههای ابتدایی بحران، دولتهای منطقه از هراس پیامدهای غیرقابلپیشبینی جنگ، خواسته یا ناخواسته، خواهان مهار بحران و راهحلهای دیپلماتیک سریع بودند؛ اکنون نشانهها از شکلگیری یک همگرایی پیدا و پنهان میان برخی بازیگران و تلآویو علیه تهران برای تشدید برنامهریزی شده تنش مشهود است.
#صابر_گل_عنبری
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔵🔴 ماکیاولی درباره ترامپ چه میگفت؟
📄 فارن پالیسی | استیون ام. والت
والت با رجوع به کتاب «شهریار» استدلال میکند که دونالد ترامپ بسیاری از توصیههای ماکیاولی برای حفظ قدرت را نقض کرده است. ماکیاولی معتقد بود اگر حاکم نمیتواند هم محبوب و هم هراسانگیز باشد، ایجاد ترس مؤثرتر است؛ اما این ترس باید بر اعتبار تهدید و اطمینان از مجازات استوار باشد. والت معتقد است شکستها، تغییر مواضع و بیثباتی ترامپ، از جمله در جنگ ایران، اعتبار تهدیدهای او را کاهش داده است.
اصل دیگر ماکیاولی این بود که حاکم نباید منفور یا تحقیر شود. والت سیاستهای اقتصادی، رفتار شخصی و تغییر مکرر مواضع ترامپ را عواملی میداند که به باور او هر دو خطر را افزایش دادهاند. او معتقد است رهبرانی مانند شی جینپینگ نیز این آسیبپذیری را تشخیص دادهاند و در مقابل سیاستهای واشنگتن مقاومت بیشتری نشان میدهند.
والت همچنین ترامپ را ناقض توصیه ماکیاولی درباره احتیاط مالی میداند. از نگاه او، کاهش مالیات ثروتمندان، افزایش هزینههای نظامی و رشد بدهی ملی نمونههایی از سیاستهایی هستند که منابع دولت را تحت فشار قرار میدهند؛ همان خطری که ماکیاولی درباره تلاش حاکمان برای خرید حمایت عمومی هشدار داده بود.
مهمترین نقد والت به عملکرد ترامپ به جنگ و قدرت نظامی مربوط میشود. او مینویسد ماکیاولی از حاکم انتظار داشت ماهیت و محدودیتهای نیروی نظامی را بهخوبی بشناسد، اما ترامپ بدون ارزیابی کافی هزینهها و پیامدها وارد جنگ ایران شده است. والت این جنگ را درگیریای بدون چشمانداز روشن پیروزی میداند که همزمان به اقتصاد جهانی و موقعیت بینالمللی آمریکا آسیب زده است.
نویسنده همچنین استفاده از نهادهای قضایی علیه مخالفان و فرسایش اعتماد دیگر کشورها به تعهدات آمریکا را با توصیههای ماکیاولی ناسازگار میداند. به نوشته او، ماکیاولی فریب و حتی شکستن پیمان را گاهی ضروری میدانست، اما بر حفظ ظاهر وفاداری، درستکاری و مشروعیت تأکید داشت؛ در حالی که والت معتقد است غیرقابلاعتماد بودن ترامپ اکنون برای دیگر بازیگران آشکار شده است.
جمعبندی والت این است که ماکیاولی «خوب نبودن» را تنها زمانی موجه میدانست که برای حفظ نظم، ثبات و بقای کشور ضروری باشد، نه برای منفعت یا خواسته شخصی حاکم. از نگاه او، عملکرد ترامپ نمونهای از تمرکز قدرت همراه با خودمحوری و بیثباتی است و احتمالاً برای ماکیاولی بیش از آنکه نمونه یک «شهریار» موفق باشد، استدلالی به سود برتری یک جمهوری منظم بر حکومت فردی محسوب میشد./فوکوس
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
بانک سوالات ارشد علوم سیاسی #صفیارپور
کنکور ۹۰ تا ۱۴۰۵
پاسخ نامه کاملا تشریحی
ارجاع دقیق
جهت سفارش کتاب به خانم میرفتحی مراجعه شود
@R_mirfathi
تماس خانم میرفتحی جهت سفارش کتاب
👇👇
09162424339
کانال تخصصی مشاوره ارشد_دکتری علوم سیاسی
👇🏻👇🏻
@politicsman
🔅ویرایش جدید
🟢بانک سوالات کنکور دکتری علوم سیاسی #صفیارپور
🔆کنکور ۹۰ تا ۱۴۰۵ مجموعه ی علوم سیاسی و روابط بین الملل
🔆پاسخ نامه کاملا تشریحی
🔆ارجاع دقیق به منبع
✔به انضمام سوالات عمومی دکتری
جهت سفارش کتاب به خانم #میرفتحی مراجعه شود
👇🏻👇🏻
@R_mirfathi
09162424339
✔️کانال تخصصی مشاوره ارشد_دکتری علوم سیاسی
👇👇👇
@politicsman
🔺مذاکرات نیویورک!
در اوج تنشها و احتمال آغاز دوباره درگیری، مذاکراتی تازه میان ایران و آمریکا در نیویورک شکل گرفت؛ نشستی با میانجیگری قطر که از مدتی پیش پیگیر آن بود. برگزاری این دیدار و سخنان دونالد ترامپ درباره «سازنده و ثمربخش» بودن آن، بار دیگر خوشبینی را به تحلیلهای ناظران بازگرداند؛ گویی فضا در یک قدمی جنگ، دوباره به سمت دیپلماسی چرخیده است.
با این حال، کفه موانع توافق هنوز از مشوقهای آن سنگینتر است. زمینهها و شرایط لازم برای دستیابی به تفاهم هنوز شکل نگرفته است و عامل «زمان» همزمان نقش مانع و مشوق را بازی میکند. کمتر از دو ماه به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا باقی مانده است. ترامپ برای کاستن از تبعات اقتصادی تنش با ایران به یک توافق نیاز دارد؛ اما نه هر توافقی. او توافقی میخواهد که با بازگشت امنیت به مسیرهای ترانزیت انرژی، قیمت جهانی نفت را بهسرعت و بهشدت کاهش دهد و بهای سوخت را در داخل آمریکا پایین بیاورد.
این هدف، تنها با توافقی ممکن است که در آن بازگشایی رسمی تنگه هرمز و برقراری امنیت در آبهای منطقه قید شده باشد. همین موضوع، اصلیترین مشوق ترامپ برای توافق است؛ اما مانع بزرگ، بهایی است که واشنگتن باید به تهران بپردازد. پذیرش شروط ایران بر پایه تفاهمنامه اسلامآباد، هزینه سیاسی بسیار سنگینی برای ترامپ و جمهوریخواهان دارد. این اقدام در آستانه انتخابات، خوراک تبلیغاتی مناسبی به مخالفان میدهد و همین نگرانی، مانع اصلی اوست؛ وگرنه شاید موقتاً به همان چارچوب اسلامآباد بازمیگشت تا بعد از انتخابات هم از آن خارج شود.
در سوی دیگر، طرف ایرانی هیچ اعتمادی به ترامپ ندارد و نگران است که توافق در این مقطع، به برگ برنده انتخاباتی ترامپ و حزبش تبدیل شود. اگر جمهوریخواهان تسلط خود بر کنگره را حفظ کنند، دست ترامپ برای پس از انتخابات بازتر میشود و ممکن است او دوباره با خروج از توافق، تنشها را تشدید کند و جنگ را از سرگیرد.
در چنین فضایی، طبیعی است که تهران پیروزی دموکراتها در دو مجلس و ایجاد شکاف در ساختار قدرت آمریکا را ترجیح دهد. با این حال، اگر اکثریت دموکراتها شکننده باشد و نه تعیینکننده، مانع جدی پیش روی سیاستهای ترامپ نخواهد بود. علاوه بر این، به نظر میرسد تهران امید دارد نتیجه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل نیز به حذف بنیامین نتانیاهو از قدرت بینجامد تا همزمان با شکست جمهوریخواهان، ترامپ را مهار و دولتش را تضعیف کند.
اینجا یک تناقض مهم شکل میگیرد: هر توافقی با ترامپ، موقعیت انتخاباتی حزب او را تقویت میکند اما به زیان نتانیاهو تمام میشود. چنین توافقی نخستوزیر اسرائیل را در تنگنای سختی قرار میدهد و بخت انتخاباتی او را که اکنون نیز متزلزل است، تضعیف میکند. از این رو، نتانیاهو بیش از هر زمان دیگری تلاش خواهد کرد تا مانع از هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن شود.
در مجموع، جنگ کنونی به دلیل پیامدهای سنگینش برای طرفین، منطقه و جهان، نمیتواند برای مدت طولانی در وضعیت بلاتکلیفی بماند. عوامل متعددی ایجاب میکند که تکلیف این تقابل روشن شود. با این حال، بعید است این سرنوشت در بازه زمانی تا انتخابات آمریکا قطعی شود. بنابراین، احتمال دستیابی به توافقی مشابه اسلامآباد چندان بالا نیست. ترامپ در شرایط انتخاباتی فعلی، توافقی را نمیپذیرد که دستاورد سیاسی و رسانهای چشمگیری بهویژه در حوزه هستهای و در قالب یک «تفاهم پلاس» برایش نداشته باشد.
با توجه به شانس پایین توافق تا این لحظه، احتمالا ترامپ به تداوم دیپلماسی و مذاکره تا زمان انتخابات فکر کند؛ سناریویی که بتواند با جنجال رسانهای، قیمت انرژی را تا حدی زیادی مهار کند. البته همین سطح از مذاکره نیز به نفع ترامپ و به ضرر نتانیاهو است.
با این همه، از سرگیری درگیریها پیش از انتخابات نوامبر کاملاً منتفی نیست و وقوع آن در دو سناریو ممکن خواهد بود: نخست اینکه دیپلماسی انتخاباتی اثر اقتصادی لازم را نداشته باشد و سوخت را در آمریکا ارزان نکند و ترامپ شکست حزبش را حتمی بداند. دوم اینکه واشنگتن از پیش برای یک حمله فشرده برنامهریزی کرده باشد و تحرکات دیپلماتیک اخیر تنها یک «عملیات فریب» باشد.
در این میان، طرف ایرانی نیز بعید است که با امید واقعی به دستیابی به توافق راهی نیویورک و مذاکرات با طرف آمریکایی شده باشد؛ بلکه احتمالا هدف ایران از این نوع مذاکرات اعلام رسمی و شفاف شروط خود و قرار نگرفتن در مظان اتهام از دست دادن «فرصت نیویورک» در آینده در صورت شروع دوباره جنگ است.
در کل با وجود شرحی که رفت، جهان سیاست دنیای ممکنات و غیر منتظرهها نیز هست و باید دید دیدار نیویورک میتواند گشایشی را رقم بزند تا روند کنونی به سمت یک درگیری شدید دیگر را متوقف کند یا خیر.
#صابر_گل_عنبری
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔵🔴 جنگ ایران سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس در آمریکا را تهدید میکند
📄 مؤسسه اقتصاد بینالملل پترسون | گریگوری اوکلر و عدنان مازعی
پژوهشگران مؤسسه پترسون معتقدند جنگ با ایران، توانایی و تمایل کشورهای خلیج فارس برای اجرای تعهدات سرمایهگذاری عظیم خود در آمریکا را با تردید جدی مواجه کرده است. از نزدیک به ۶ تریلیون دلار تعهد سرمایهگذاری خارجی در آمریکا، حدود ۴ تریلیون دلار آن در سال ۲۰۲۵ از سوی عربستان، امارات و قطر وعده داده شده بود.
براساس این تحلیل، هزینههای اقتصادی جنگ باعث شده کشورهای خلیج فارس منابع بیشتری را به بازسازی زیرساختها، ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین برای تنگه هرمز و تقویت توان دفاعی اختصاص دهند؛ تغییری که میتواند به تأخیر یا کاهش سرمایهگذاریهای وعدهدادهشده در آمریکا منجر شود.
اهمیت این تغییر زمانی بیشتر میشود که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۲۵ دستکم ۱.۳ تریلیون دلار دارایی پورتفوی آمریکایی، از جمله حدود ۳۲۰ میلیارد دلار اوراق خزانهداری آمریکا، در اختیار داشتند. قطر، عربستان و امارات همچنین مجموعاً حدود ۸۰ میلیارد دلار مازاد حساب جاری ثبت کرده بودند.
نشانههای فشار بر جریان سرمایه نیز ظاهر شده است؛ بهطوریکه طبق این گزارش، تعداد اعلانهای پروژههای جدید سرمایهگذاری مستقیم خارجی در این سه کشور طی مارس تا مه ۲۰۲۶ نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است.
جمعبندی تحلیل این است که ماهیت مبهم و فاقد جدول زمانی دقیق بسیاری از توافقات سرمایهگذاری، به کشورهای خلیج فارس امکان میدهد بدون لغو رسمی تعهدات، اجرای آنها را به تعویق بیندازند یا منابع خود را به سمت نیازهای داخلی و امنیتی پس از جنگ هدایت کنند./فوکوس
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔵🔴معمای ایران، عربستان و یمن برای ترامپ
📄 نیویورکتایمز
نیویورکتایمز گزارش میدهد ترامپ پس از درخواست عربستان برای حمله به انصارالله، چند بار درباره ورود مستقیم آمریکا به این درگیری تجدیدنظر کرده و در نهایت فعلاً از آغاز حملات هوایی علیه این گروه عقبنشینی کرده است. حمله تا مرحله آمادهسازی اهداف و نیروها پیش رفته بود، اما نگرانی از گسترش جنگ مانع اجرای آن شد.
یکی از دلایل اصلی تردید واشنگتن، همزمانی بحران یمن با جنگ ایران است. مقامهای آمریکایی نگراناند ورود به جبهه جدید علیه انصارالله، دامنه درگیری را افزایش دهد؛ بهویژه در شرایطی که آمریکا هنوز نتوانسته پیامدهای جنگ ایران را مدیریت کند.
گزارش مینویسد ترامپ میان دو ملاحظه گرفتار است: از یک سو انصارالله تاکنون حملات اصلی خود را متوجه عربستان کرده و نه آمریکا، و از سوی دیگر واشنگتن برای ادامه فشار بر ایران به همکاری ریاض نیاز دارد. عربستان نیز پیشتر نشان داده است که میتواند از اهرمهای خود در روابط نظامی و منطقهای استفاده کند.
نیویورکتایمز تأکید میکند گزینه حمله آمریکا همزمان با عملیات نیروهای یمنی مورد حمایت عربستان مطرح بود، اما عملکرد ضعیف این نیروها در برابر انصارالله، تردیدها درباره موفقیت چنین راهبردی را افزایش داده است. برخی مقامهای آمریکایی نیز معتقدند حملات محدود هوایی الزاماً این گروه را وادار به عقبنشینی نخواهد کرد.
این گزارش، ائتلاف ضدانصارالله را از نظر سیاسی و نظامی شکننده توصیف میکند. به گفته گرگوری جانسون، پژوهشگر یمن، نیروهای مورد حمایت عربستان مجموعهای از گروههای مختلف با اهداف متفاوت هستند که هماهنگی محدودی با یکدیگر دارند.
نیویورکتایمز هشدار میدهد ازسرگیری حملات آمریکا میتواند واکنش دوباره انصارالله علیه کشتیهای آمریکایی را به همراه داشته باشد. در شرایطی که همزمان تنگه هرمز و بابالمندب تحت فشار قرار دارند، تشدید درگیری در یمن میتواند ریسک بیشتری برای مسیرهای انرژی و تجارت جهانی ایجاد کند.
جمعبندی گزارش این است که واشنگتن در برابر یک انتخاب دشوار قرار دارد: حمایت از متحد سعودی در برابر انصارالله یا جلوگیری از بازشدن جبههای جدید در جنگ گستردهتر با ایران؛ معادلهای که تصمیمگیری برای ترامپ را پیچیده کرده است./فوکوس
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔵🔴نتانیاهو اعلام کرد حتی در صورت شکست در انتخابات، از سیاست کنارهگیری نخواهد کرد
رهبر لیکود سرگرم مقابله با تلاشها برای کنار گذاشتن او در داخل حزب است
💥تلآویو – نظیر مجلی
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در چارچوب تلاش برای خنثی کردن هرگونه تحرک برای جایگزینی او، به اعضای ارشد حزب لیکود گفته است که حتی در صورت شکست در انتخابات پیشِ رو نیز قصد ندارد از سیاست کنارهگیری کند.
نتانیاهو تأکید کرده است که کاملاً اطمینان دارد در انتخابات پیروز خواهد شد، اما اگر شکست بخورد، رهبری اپوزیسیون را بر عهده خواهد گرفت و برای کوتاه کردن دوره دولت بعدی و جایگزین کردن آن در سریعترین زمان ممکن تلاش خواهد کرد؛ اقدامی که به گفته او مشابه کاری است که پس از انتخابات قبلی انجام داده است.
این اظهارات در تلاش برای مقابله با تحرکات برخی چهرههای بلندپرواز داخل لیکود برای جایگزین کردن او پس از کنارهگیری احتمالیاش مطرح شده و هدف دیگر آن، حفظ انسجام حزب در آستانه کارزار انتخاباتی است.
اخیراً گزارشهایی از اظهارات برخی اعضای لیکود به رسانهها درز کرده که نشان میدهد آنها معتقدند نتانیاهو با مشکلات جدی در رقابت انتخاباتی روبهرو است. دو نظرسنجی اخیر نشان میدهد لیکود به رهبری نتانیاهو تنها ۱۸ کرسی به دست خواهد آورد؛ در حالی که این حزب در حال حاضر ۳۶ کرسی در کنست دارد.
هر دو نظرسنجی همچنین نشان میدهند اکثریت افکار عمومی، گادی آیزنکوت را برای تصدی نخستوزیری مناسبتر از نتانیاهو میدانند؛ به ترتیب ۴۸ درصد در برابر ۴۰ درصد.
از سوی دیگر، رسانههای عبری و آمریکایی گزارشهایی منتشر کردهاند مبنی بر اینکه جایگاه نتانیاهو حتی در ایالات متحده نیز کاهش یافته و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از او فاصله گرفته است.
ترامپ قرار است با رهبران کشورهای خلیج فارس دیدار کند، اما درخواست نتانیاهو برای ملاقات با او هنگام سفر نخستوزیر اسرائیل به نیویورک در هفته آینده برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل پذیرفته نشده و برای نتانیاهو دیداری با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا ترتیب داده شده است.
نتانیاهو، بنا بر گزارش روز جمعه روزنامه «معاریو»، گفته است که میداند در صورت شکست در انتخابات، برخی افراد در داخل لیکود «چاقوهای خود را علیه او تیز کردهاند». او افزود که میداند چگونه با «پدیدههای پستِ شورش» برخورد کند.
او از این افراد خواسته است فعلاً بر تلاشی که برای جلوگیری از شکست لیکود انجام میدهد تمرکز کنند، زیرا به گفته او، در غیر این صورت «خودشان را در یک سنگر با دشمنان حزب و اردوگاه خواهند یافت».
نظرسنجی: لیکود همچنان در مسیر کاهش
نتایج نظرسنجی هفتگی روزنامه «معاریو» که هر جمعه منتشر میشود، نشان میدهد لیکود همچنان در مسیر کاهش حمایت قرار دارد و تنها ۱۸ کرسی به دست خواهد آورد.
با این حال، آرایی که لیکود از دست میدهد عمدتاً به احزاب دیگر جناح راست منتقل میشود و در نتیجه، مجموع کرسیهای بلوک ائتلافی در سطح ۵۰ کرسی ثابت میماند.
در این میان، حزب «شعبک اسرائیل» به رهبری سرتیپ ذخیره اوفر وینتر بار دیگر موفق شده از حد نصاب انتخاباتی عبور کند و حزب «صهیونیسم دینی – هویت» به رهبری بتسلئیل اسموتریچ، وزیر دارایی و امور شهرکسازی، نیز یک کرسی دیگر به دست آورده و به ۶ کرسی رسیده است.
این نظرسنجی را مؤسسه پژوهشی «لازار» به ریاست دکتر مناحم لازار و با مشارکت Panel4All انجام داده است.
بر اساس نتایج، احزاب اپوزیسیون که هدف خود را پایان دادن به حکومت نتانیاهو قرار دادهاند نیز با کاهش قدرت مواجه شدهاند.
حزب «یشار» به رهبری ژنرال گادی آیزنکوت دو کرسی از دست داده و از ۲۵ به ۲۳ کرسی رسیده است.
حزب «یاحد» (با هم) به رهبری نفتالی بنت و یائیر لاپید نیز یک کرسی از دست داده و از ۱۴ به ۱۳ کرسی کاهش یافته است.
حزب چپگرای «دموکراتها» به رهبری یائیر گولان نیز یک کرسی از دست داده و از ۱۰ به ۹ کرسی رسیده است.
برنده بخشی از این کاهشها، حزب نیروهای ذخیره به رهبری یوعز هندل و یارون زلیخا است؛ حزبی که خود را بخشی جداییناپذیر از اردوگاه آیزنکوت نمیداند و احتمال پیوستن آن به نتانیاهو وجود دارد.
اگر این حزب در شمار اردوگاه آیزنکوت محاسبه شود، این اردوگاه به ۵۸ کرسی خواهد رسید و برای دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی از مجموع ۱۲۰ نماینده کنست، به سه کرسی دیگر نیاز خواهد داشت.
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔵🔴 اسرائیل در برابر حوثیها؛ چرا تلآویو فعلاً از حمله پیشدستانه خودداری میکند؟
📄 المانیتور (Al-Monitor) | بن کاسپیت
براساس این گزارش، نهادهای امنیتی اسرائیل در شرایط کنونی با حمله پیشدستانه به حوثیها موافق نیستند و معتقدند ورود مستقیم به جنگ میتواند هزینههای سنگینی داشته باشد. مقامهای امنیتی اسرائیل از افزایش توان نظامی حوثیها و تضعیف جبهه عربستان و دولت یمن نگراناند، اما ترجیح میدهند بهجای اقدام مستقل، بر تشکیل یک ائتلاف منطقهای علیه این گروه تمرکز شود.
نگرانی اسرائیل پس از پیشرویهای اخیر حوثیها در دریای سرخ افزایش یافته است. تصرف بندر مخا، جزیره میون و جزایر حنیش، موقعیت این گروه را در اطراف بابالمندب تقویت کرده است؛ مسیری که برای تجارت دریایی و دسترسی به بندر ایلات اهمیت راهبردی دارد. یک مقام اطلاعاتی اسرائیلی گفته است حوثیها با وجود سالها حملات عربستان، آمریکا و اسرائیل، نهتنها تضعیف نشدهاند، بلکه توان عملیاتی و اطلاعاتی خود را افزایش دادهاند.
گزارش سه سناریو را مطرح میکند که ممکن است اسرائیل را به تغییر موضع وادار کند: نخست، ورود دوباره ایران و آمریکا به درگیری و صدور دستور تهران به حوثیها برای حمله به اسرائیل؛ دوم، تسلط بیشتر حوثیها بر بابالمندب و ایجاد اختلال در کشتیرانی بینالمللی؛ و سوم، درخواست مستقیم عربستان برای دریافت کمک از اسرائیل.
یکی از نگرانیهای اصلی اسرائیل و کشورهای منطقه، تأثیر قدرتگیری حوثیها بر امنیت انرژی است. پس از فشارها بر مسیر تنگه هرمز، عربستان بخشی از صادرات نفت خود را به مسیرهای دریای سرخ وابسته کرده بود؛ اما حملات حوثیها به بنادر و کشتیهای مرتبط با عربستان، هم مسیر اصلی انرژی در خلیج فارس و هم مسیرهای جایگزین را تحت فشار قرار داده است.
المانیتور مینویسد اسرائیل از سالهای گذشته توجه بیشتری به حوثیها پیدا کرد، اما در ابتدا این گروه را بازیگری محلی و کماهمیت ارزیابی میکرد. تحولات بعدی نشان داد این برداشت نادرست بوده است؛ زیرا حوثیها برخلاف برخی متحدان منطقهای ایران که ضربات سنگینی دریافت کردند، توانستهاند در برابر حملات گسترده آمریکا، اسرائیل و عربستان مقاومت کنند.
براساس این گزارش، حملات اسرائیل به مواضع حوثیها در سال ۲۰۲۵، از جمله حمله به بنادر و زیرساختهای نظامی و همچنین عملیات علیه رهبران این گروه، ضربات قابل توجهی وارد کرد؛ اما پیشرویهای اخیر حوثیها در بابالمندب نشان داد این گروه همچنان توانایی ایجاد چالش راهبردی برای بازیگران منطقهای را دارد.
نویسنده معتقد است افزایش تهدید حوثیها میتواند کشورهای عربی منطقه را به همکاری بیشتر با اسرائیل برای استفاده از توان اطلاعاتی و نظامی آن سوق دهد؛ اما از سوی دیگر، اگر کشورهای خلیج فارس به این نتیجه برسند که ایران همچنان توان اثرگذاری دارد و حوثیها قادر به تغییر معادلات هستند، ممکن است مسیر تعامل مستقیمتر با تهران را دنبال کنند. در نهایت، گزارش نتیجه میگیرد که حوثیها از یک بازیگر محلی در یمن به یک عامل اثرگذار بر امنیت اسرائیل، عربستان، تجارت جهانی و انرژی تبدیل شدهاند؛ اما نبود بازدارندگی مؤثر باعث شده اسرائیل فعلاً از اقدام پیشدستانه فاصله بگیرد و واکنش خود را به وقوع حمله مستقیم، اختلال جدی در بابالمندب یا درخواست رسمی کمک از سوی عربستان وابسته کند./فوکوس
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
📝📝نگاهی به آنچه در عربستان می گذرد
✍️سلمان کدیور
♈️خبرهایی از سقوط یک جنگنده سعودی در یمن خبر می دهند.
این رخداد در کنار انفجار پالایشگاه ها، خطوط انتقال نفت، ایستگاه های پمپاژ و بنادر صادرات، ضربه مهلکی به عربستان وارد کرده است و صادرات نفتی را به کمترین مقدار در چند دهه گذشته رسانده.
♈️از سویی دیگر هدف قرار گرفتن ایستگاه های انتقال نفت عربستان از شرق به غرب که مهمترین طرح دور زدن تنگه هرمز هم بود، رخداد بزرگی است که نشان می دهد دور زدن تنگه هرمز با خطوط لوله هم در مواقع بحرانی، نمی تواند چاره ساز باشد و با هدف قرار دادن ایستگاه های انتقال، این خطوط به شدت آسیب پذیرند.
♈️آنچه امروز عربستان تجربه می کند برای حاکمان این کشور بسیار تلخ است.
این کشور هیچ انتخاب خوبی برای آينده جنگ ندارد. اگر خواهان اتمام حملات یمن باشد، باید محاصره این کشور را رفع کند که این به معنی حضور رسمی ایران در یمن است و اگر بخواهد درگیری را ادامه دهد، به مرور چیزی از زیرساخت های نظامی و اقتصادی اش نمی ماند و چشم انداز 2030 این کشور رسما به تاریخ می پیوندد.
♈️نکته بعد، عربستان این روزها برای مقابله با انصارالله دست به دامان همه شده است. از پاکستان و ترکیه برای فعال سازی پیمان کاغذی مکه (که با پاسخ سرد طرفین روبرو شد) تا تماس های مکرر با آمريکا و انگلیس و حتی مصر. و جالب آنکه هیچ کس حاضر به دخالت نشده است و عربستان با آن همه هزینه امنیتی با غرب پیمان های متنوع دفاعی، رسما تنها رها شده است.
♈️البته هر کشوری برای عدم دخالت انگیزه خودش را دارد.
♈️پاکستان و ترکیه در اول، نگران وجه خود در میان جهان اسلام هستند چرا که جنگ با یمن، نوعی جنگ با ایران و محور ضد اسرائیلی است. فارغ از اینکه این دوکشور توان چندانی برای تاثیر گذاری هم ندارند.
♈️اروپا نگران است که در صورت دخالت، انصارالله مانع تردد کشتی های تجاری و نفتی شود و قیمت ها بیشتر افزایش باید.
♈️آمریکا مشخصا مشکل مهمات و رهگیر دارد و دخالت در یمن از توانایی او برای مواجه احتمالی با ایران می کاهد.
♈️تنها جایی که ممکن است به کمک سعودی ها بیابد، فقط اسرائیل است که الان منافع امنیتی اش با عربستان نقطه اشتراک دارد.
اسرائیل هم به رایگان وارد نخواهد شد مگر با کسب امتیازات بزرگ مانند پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم. که البته این هم بی فایده است و برای حاکمان سعودی، نجات بخش نخواهد بود و تنها آنها را بی آبرو تر خواهد کرد.
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
🔅ویرایش جدید
🟢بانک سوالات کنکور دکتری علوم سیاسی #صفیارپور
🔆کنکور ۹۰ تا ۱۴۰۵ مجموعه ی علوم سیاسی و روابط بین الملل
🔆پاسخ نامه کاملا تشریحی
🔆ارجاع دقیق به منبع
✔به انضمام سوالات عمومی دکتری
جهت سفارش کتاب به خانم #میرفتحی مراجعه شود
👇🏻👇🏻
@R_mirfathi
09162424339
✔️کانال تخصصی مشاوره ارشد_دکتری علوم سیاسی
👇👇👇
@politicsman
🔵🔴همه آنچه خوب است درباره علیالطاهر بدانیم
علیالطاهر نام مجموعهای از تپهها و ارتفاعات راهبردی در جنوب لبنان است.
این ارتفاعات در استان نبطیه، میان شهرکهای کَفَرتِبْنیت و نبطیهالفوقا و حدود ۱۵ کیلومتر دورتر از مرز اسرائیل قرار دارد و بر بخش بزرگی از نبطیه، مسیرهای ارتباطی جنوب لبنان و راههای منتهی به منطقه کوهستانی «اقلیمالتفاح» اشراف دارد.
موقعیت مرتفع علیالطاهر امکان دیدهبانی و کنترل آتش بر مناطق اطراف را فراهم میکند.
این منطقه حلقه ارتباطی مواضع حزبالله در جنوب رود لیتانی با پایگاههای آن در اقلیمالتفاح محسوب میشود.
براساس گزارشها، حزبالله در دل ارتفاعات شبکهای از تونلها، مراکز فرماندهی، انبارهای تسلیحاتی و محلهای پرتاب موشک و پهپاد ایجاد کرده بود.
ارتش اسرائیل نیز پس از تهاجم سال ۱۹۸۲ در این منطقه موضع نظامی داشت؛ بنابراین اهمیت نظامی آن پدیده تازهای نیست.
در جنگ اخیر، علیالطاهر به یکی از اصلیترین کانونهای نبرد زمینی اسرائیل و حزبالله تبدیل شد. اسرائیل در اوایل سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد کنترل عملیاتی ارتفاعات و تونلهای آن را به دست گرفته است. حزبالله اهمیت این تحول را کمتر از روایت اسرائیل توصیف کرده و جزئیات میزان کنترل اسرائیل نیز بهطور مستقل کاملاً تأیید نشده است. طبق گزارش ۱۰ سپتامبر رویترز، اسرائیل اعلام کرد مجموعه زیرزمینی بیش از دو کیلومتری منتسب به «یگان بدر» حزبالله را با حجم بزرگی از مواد منفجره منهدم کرده و قصد دارد برای جلوگیری از بازگشت حزبالله در منطقه باقی بماند. رویترز نوشته انفجار بهاندازهای شدید بوده که لرزش آن در نبطیه و مناطق اطراف احساس شده است.
نبرد علیالطاهر فقط بر سر یک تپه نیست؛ بر سر کنترل شبکه ارتباطی و نظامی حزبالله در جنوب لبنان، عمق منطقه حائل موردنظر اسرائیل و چگونگی بازگشت ارتش لبنان به این ناحیه است. به همین دلیل، سرنوشت آن مستقیماً با مذاکرات خلع سلاح حزبالله و خروج نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان پیوند خورده است.
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
📝📝 توافق بزرگ
چهار سناریو در رابطه ایران با آمریکا از نظر دکتر سریع القلم
آینده ایران نه جنگ و نه صلح؛
سیاسیون ایران
👇🏼👇🏼
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0
حوثی ها؛ فرسایش آخرین سنگر آفندی تهران
حوثیها را میتوان مهمترین و تقریبا آخرین نقطه اتکای نیابتی آفندی ایران در منطقه۷ دانست؛ نیرویی که برخلاف بسیاری از دیگر اعضای «محور مقاومت»، هنوز از ظرفیت موشکی، پهپادی و دریایی برای وارد کردن ضربه به دشمنان جمهوری اسلامی در تنگه استراتژیک بابالمندب برخوردارند.
با این حال، تحولات چند روز اخیر در یمن نشانههای مهمی از فرسایش این ظرفیت را آشکار کرده است. از یک سو، نیروهای دولت یمن با پشتیبانی عربستان، حملات هوایی و زمینی خود را تشدید کرده و در مناطقی از باختر و جنوبباختری (بهویژه تعز، الحدیده، الجوف و البیضا) پیشروی کردهاند و حتی هدف بازپسگیری صنعا را مطرح ساختهاند. از سوی دیگر، حوثیها برای جبران فشارها به حملات موشکی و پهپادی علیه عربستان روی آوردهاند.
حملات گسترده امروز (۸ سپتامبر) به شهرها و تأسیسات انرژی جنوب عربستان (ابها، خمیس مشیط، جازان و نجران) که به زخمیشدن دستکم ۷۳ نفر و اختلال موقت در برخی تأسیسات آرامکو منجر شد، نشاندهنده آن است که حوثیها هنوز توان ضربهزنی قابل توجهی دارند. با این حال، همزمان میتواند آنها را وارد مرحلهای پرهزینهتر از جنگ کند؛ مرحلهای که در آن ذخایر تسلیحاتی و توان لجستیکیشان تحت فشار بیشتری قرار میگیرد.
امروز میتوان گفت که مهمترین بازوی نیابتی آفندی تهران نیز وارد مرحلهای دشوار از فرسایش شده است. اگر این روند ادامه یابد، مشکل تنها از دست رفتن یا تضعیف یک نیروی نیابتی نیست؛ بلکه کاهش تدریجی توان ایران برای انتقال فشار و حمله به خارج از مرزهای خود است. این، از منظر ژئواستراتژی، رخدادی بسیار مهمتر از شکست یا پیروزی مقطعی یک گروه مسلح است؛ زیرا یکی از اصلیترین ابزارهای بازدارندگی و نفوذ غیرمستقیم تهران را هدف قرار میدهد.
#یدالله_کریمی_پور
/channel/+ZdIDreVjhmo0NmE0