eshtadan | Unsorted

Telegram-канал eshtadan - اشتادان Eshtadan

621

نقل متن های معتبرعلمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با درج شناسه اشتادان در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگیی* @Tabaa24

Subscribe to a channel

اشتادان Eshtadan

.
خواجه رشیدالدین فضل­‌الله


چهارم آبان ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی

پدرش پزشک یهودی بود و پدربزرگش عطار. پزشک شد و به پشتوانه پزشکی­ پا به دیوان مغولان نهاد. پزشک اباقا خان شد. غازان خان بر جایگاه وزارتش نشاند و هم بدو سپرد تا تاریخ بنویسد. از پس نگارش دوره تاریخی برآمد، که از بخت­‌یاری ما بر جای بمانده.
پس از غازان، در فرمانروایی الجایتو هم وزیر ماند. اما روزگارش از بلندا برگشت. دودستگی در حکومت افتاد و گروهی از در دشمنایگی او درآمدند که وزارت را بهر خواجه تاج­‌الدین گیلانی می­‌خواستند. آن دودستگی به بهای جان او، فرزند و شماری از بستگانش تمام شد، و هم غارت هر چه از مال و خواسته که به نامش بود.
تا بود بدنامی یهودیت را هم با خود می­‌کشید و آن بدتر اتهام­‌ها بود در سرزمینی که جز مسلمان، حق بودوباش نداشت. گو زرتشتی باشد که کهن­‌تر باشندگان این سرزمین بود، و هست. بدنامی یهودیت پس از مرگ هم دست از او برنداشت، تا یک سده بعد تیمورلنگ که فرمانروا شد دستور داد بازمانده­ پیکرش را از خاک به در آورند و به خاک گورستان یهودیان بسپارند.
 
از خواجه رشید آنچه باید گفت، و بازگفت، پشتکار اوست در نگارش تاریخ. چندین سده برآمده بود که محمد جریر طبری دوره تاریخ جهان را نوشته بود. پس از او ایرانیان تاریخی بدان فراگیری ننوشتند. خواجه رشید کتابش را «جامع­‌التواریخ» نامید. دلی داشت در گرو مهر ایران. کتابش را به زبان پارسی سخته­‌ای نوشت. زبانی که با کاربست زبانزدها و واژگان یگانه، ویژه اوست، و باید اندر آن باریک شد، خواند و آموخت. نام پاک «ایران» و گزاره «مُلک ایران­‌زمین» را بارها آورده.
دانیم چند سده بود نگارش پارسی برافتاده بود. مورخان به تازی می­‌نوشتند و از مردم و میهن خویش به نام عجم یاد می­‌کردند. شاعران نام ایران را در کار نمی­‌آوردند. خواجه آن تاریکای زبان پارسی را درید تا بامداد دیگری در تاریخ زبان پارسی سر زد. گفته شده هر بامداد بر سر کار تاریخش می­‌شد و پس به دیوان می­‌رفت.
 
«جامع­‌التواریخ» جایگاهی دیگر در سنت تاریخ­‌نگاری پساساسانی دارد. در آن هفت سده که از انجام ساسانیان برآمد جز تاریخ­نگارانی که داستان­‌نگار یا خیال­‌نگار تازیان بودند، مورخان ایرانی­‌تبار، کمتر کار نو کردند. یکی چون حمزه در «سنی ملوک­‌الارض» راه خودش را در تاریخ رفت، یا بوالفضل بیهقی که تاریخ­نگاری ایران را به بالستی رساند. چنان که شود او را در میان تاریخ­نگاران بلندقامت دنیا برنشاند. جز آن نادرگان، بیشتر تاریخ­نگاران خبر یا سخنی تازه نداشته­‌اند.
خواجه رشید با «جامع­‌التواریخ» راه و آیینی در نگارش تاریخ باز کرد. در تاریخ­نگاری او جهان به روش کهنه دین­‌ورزان، به دو بخش دارالکفر و دارالایمان نشده. او دنیا را بر پایه جغرافیا دیده و شناسانده. جغرافیایی که تا دوردست­‌ها را می­‌بیند و نشان می­‌دهد. آن هم در سده­‌های میانه در سرزمین بلازده ایران که کمتر آگاهی از دنیا در دست بود. در یک مجلد هم تاریخ یهود یا بنی­‌اسراییل را نوشت که پاره شگرف کار اوست، در دنیایی که سخن از یهود برابر با همراهی با دشمنان دین مبین شمرده می­‌شد.
خواجه رشید تاریخ ملت­‌های دیگر دنیا را با افسانه­‌ها، آداب و سنت­‌ها، و تاریخ پادشاهان و پیامبران هر ملت نوشت. آنچه از تاریخ و آداب مغولان آورد هم ویژگی تاریخ اوست.

خواجه رشیدالدین فضل­‌الله، سال ۶۲۹  خورشیدی در همدان بزاد. سال ۶۹۶ خورشیدی او را بکشتند. در دوره وزارتش جز گشادوبست کار دولت و مملکت در سرزمین­‌های پهناوری که مغول در چنگال گرفته بود، آبادانی هم کرد. رَبع رشیدی که در تبریز ساخت، به زبان امروز شهرک علم و فناوری بود. کتابخانه بزرگی در تبریز بنهاد با کتاب­‌های نفیس و نقشه­‌ها. مسجد ساخت و بیمارستان ساخت. روزی که آماج کینه و تندخویی شد و جانش را بستاندند آبادی­‌ها که کرده بود را ویرانه کردند.
 
دوره «جامع­‌التواریخ» را چند سال پیش انتشارات میراث مکتوب در هفده مجلد چاپ و منتشر کرد. مجلد تاریخ بنی­‌اسراییل را هم از قلم نینداخت!
کتاب بزرگ خواجه در دست ماست، با آن نگاه فراگیر به جهان سده هفتم، و آگاهی­‌هایی که از هر سرزمین دارد. یاد آوریم که او از بام تا شام گرفتار حکمرانی بود، به روزگار مغولان که بر کرانه رفتن از رای ایشان سزاوار مرگ بود. چیزی که در انجام گریبانش را گرفت. با آن فرمانبرداری و تیمارداری که کرده بود.

خواجه رشیدالدین فضل­‌الله رویش بود، روشنایی بود، و هوای تازه بود در پارگینی که از زمان خلافت بغداد تا عصر مغولان، دل دنیا را گرفته داشت. ایران را.


/channel/dejnepesht4000

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

‌
‌‌
🔹این شعر لُبّ مطلب تاریخ است؛
کل تاریخ بشریت را اصلاً خلاصه کرده است!‌


یکی از ارزش‌های تاریخ بیهقی این است که یک مقداری شعر از شعرای مختلف نقل کرده و اگر این کار را نکرده بود، ما الان این شعرها را نداشتیم. چند تا از شعرهای رودکی که دیوانش از بین رفته از همین طریق حفظ شده و به دست ما رسیده؛ مثلِ «ای آنکه غمگنی و سزاواری...» و نیز از شعرای دیگر، ازجمله قطعه‌ای از لبیبی، از شعرای خیلی بزرگِ دورهٔ سلطان محمود غزنوی؛ هم‌عصرِ عنصری و فرخی و این‌ها. لبیبی دیوانش از بین رفته و تعداد خیلی کمی از شعرهایش باقی مانده؛ ازجمله همین قطعهٔ خیلی خیلی عالی. می‌خوانم، بنویسیدش؛ چون منظور خاصی دارم از این شعر. [...]

کـاروانی همی از ری به‌سوی دَسْکَـره شد
آب پیش آمد و مردم همه بر قَنطَــره شد

دَسکَره اسم جایی‌ست. می‌گوید کاروانی راه افتاده از شهر ری که برود طرفِ دسکره.
این کاروان که در بیابان داشت می‌رفت، سیل جاری شد و مردم رفتند روی یک پُل [=قَنطَره] پناه گرفتند و باروبُنه‌شان و مال‌التّجاره‌شان که کلی وسیله داشتند، این‌ها را گذاشتند و رفتند روی پل که خودشان را نجات دهند.

گـــلهٔ دزدان از دور بــدیـدنــــد چــــــو آن
هر یکی زیشان گفتی چو یکی قَسْوَره شد

دزدان وقتی دیدند که این کاروانیان وسایلشان را گذاشتند و فرار کردند، مثل شیر درّنده [=قَسوَره] حمله کردند که اموال را غارت کنند.

آنچــه دزدان را رآی آمــد بُـردند و شــدنــد
بُـد کسی نیز که با دزد همی یکسـره شــد

رهــروی بــود در آن راه و دِرَم یافت بسی

یک آدمِ رهگذری بوده، از آن‌طرف‌ها داشته می‌رفته، وقتی دزدها حمله می‌کنند به اموالِ این کاروانیان، او هم می‌آید با دزدها همدست می‌شود و مقدار زیادی درم (سکهٔ نقره) گیرش می‌آید.

چون توانگر شد گویی سخنش نادره شـد

کسی به حرف آدم‌های بدبخت و بیچاره گوش نمی‌دهد. باید یک کسی توانگر بشود تا حرفش دررو داشته باشد. خُب حالا حرفش چه بود؟

هرچه پرسیدند او را همه این بود جـواب
کـاروانی زده شـد کارِ گ‍ــروهی سَـــره شد

آن سخن نادری که گفته، همین است که:

«کاروانی زده شد کار گروهی سَره شد».

▫️حالا فکر می‌کنید چرا ابوالفضل بیهقی این شعر را آورده توی کتابش؟! برای اینکه این لُبّ مطلب تاریخ است؛ این شعر کل تاریخ بشریت را اصلاً خلاصه کرده که در طول تاریخ، کاروان انسان‌ها پیوسته غارت شده و یک عده‌ای به نوایی رسیده‌اند و بقیه هم بدبخت و بیچاره شده‌اند و از بین رفته‌اند و فقط کار گروهی سره شده. این قصهٔ کل تاریخ است و بیهقی این را خیلی آگاهانه در کتابش نقل کرده.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
▪️درس‌گفتار تاریخ بیهقی
برای دانشجویان کارشناسی ادبیات
۲ مهر ۱۳۹۸

استاد مهدی نوریان

@shahnamehferdowsiii

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔻🔻دکتر محمد جعفر یاحقی از تاریخ بیهقی می‌گوید:

بیهقی در نثر، هم‌تراز فردوسی در نظم

اثر ارزشمند تاریخ بیهقی در کنار شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی، از بزرگترین آثار ادبی زبان فارسی است که یکی در نثر و دیگری در نظم، بر تارک ادبیات ایران زمین می‌درخشند.

چتر فرهنگی فراگیر بیهقی، منطقه خراسان بزرگ و جهان فارسی زبان روزگار مولف را به تمامی فرامی‌گیرد و این میراث مشترک بشری بین اهالی ایران، افغانستان، تاجیکستان و حتی هندوستان، نامبردار است و از این جهت اثری فراملی به شمار می‌آید که می‌تواند در تحکیم روابط منطقه‌ای نقش مؤثری داشته باشد.


پرورش‌یافته تباری فرهنگی

اینکه چگونه طبع سخن و ادب و میل به حضور در فضای سیاسی، همزمان در یک فرد جمع شده، به بنیان های تربیتی و شخصیت خانوادگی بیهقی بازمی گردد، اینکه در خانواده با فرهنگ و اهل فنی رشد یافته و مسائل مختلف را به خوبی آموخته است.

تاثیر استاد

ارتباط بیهقی با استادش بونصر مشکان سبب شد در کارش تبحر و مهارت کسب نماید و نیز بیهقی شخصیت مستقل و تیزبینی داشته و در پس هر مساله ای، علت را جست و جو می کرده و کنجکاوی خاصی نسبت به مسائل جانبی آن داشته است و به همین دلیل به عنوان کارمند دفتری دیوان رسالت به دستگاه غزنویان وارد می شود.

تاریخ بیهقی، هم‌دوش شاهنامه

لغت نامه بزرگ دهخدا در هر مدخلی اولین شاهد نثرش از بیهقی و اولین شاهد شعرش از شاهنامه است، یعنی تاریخ بیهقی همدوش شاهنامه در تکوین لغت فارسی نقش دارد.

بیهقی هنرمند

هنر دیگر بیهقی برخورداری از خطی خوش و خوانا بوده و همه چیز به خط بیهقی کتابت می شده، بنابراین از جزییات مسائل مطلع و محرم راز بوده و از آنجا که ذاتا فردی کنجکاو است با دقت مسائل را در کارش انعکاس می دهد.

ریزبین و دقیق

ریزبینی هایی که بیهقی در تاریخ معروفش از خود نشان داده است، ناشی از همین موقعیت خاص و وقوف به اسرار دربار است که در کنار حس علت یابی، دید علمی و تکوین مسائل کار او را از دیگران متفاوت می کند.

روایت‌های معتدل تاریخی

بیهقی مورخی نیست که صرفا راوی فتح و شکست و جلوس حاکمان باشد اما در عین حال که فرد محتاط و معتدلی است، آماج کینه و دشمنی های بسیار هم قرار گرفته اما این هم در نوع خود هنر و مهارتی است که فردی بتواند به گونه ای از سیم های خاردار عبور کند که کمتر آسیبی ببیند.

نثر شاعرانه

کتاب بیهقی به لحاظ ادبی یکی از زیباترین، کهن ترین و موفق ترین نثرهای فارسی است که سرمشق نویسندگان و شاعران قرار گرفته و نثر بیهقی نثر شاعرانه ای است و بسیاری از شعرای معاصر تحت تاثیر سبک و سیاق وی قرار گرفته اند.

زبان و واژگان متنوع

زبان و واژگان ادبی بیهقی به قدری متنوع است که این کتاب می تواند به عنوان یکی از پایه های زبان فارسی باشد و تاریخ بیهقی به لحاظ ساختار و حکایت پردازی در خلق نمونه ها و ژانرهای ادبی بسیار مهم است که قابل تبدیل به نمایشنامه و تصویر دارد.

صداقت و صمیمیت

از منظر اخلاق هم باید گفت در تاریخ بیهقی اخلاق خاصی حاکم است و صداقت، راستگویی و صمیمیت در کار، از اصول اندیشه اوست.

تهیه شده در قطب علمی فردوسی و شاهنامه

/channel/ghotbeelmiferdowsi

🔸یکم آبان ماه، روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی، گرامی باد.
/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

⁣
⁣
#ژاله_آموزگار:⁣
⁣فردوسی قهرمان است

در سلسله سامانیان یعقوب لیث را داریم که زمنیه ترویج زبان فارسی در ایام تاریک آن زمان فراهم کرد، فردوسی قهرمان است و هنوز در دل ایرانیان جای دارد چراکه تمام وجودش را در شاهنامه گذاشت تا هویت ایرانی در طی سالیان فراموش نشود، سعدی قهرمان است، او جهان را در می‌نوردد و می‌آمیزد و می‌آموزاند و داستان‌هایش مثل می‌شوند و برای ما همیشه استاد سخن باقی می‌ماند. مولوی قهرمان است، او ما را افکار و اشعارش به اوج معرفت رساند. حافظ قهرمان است، تفکر ژرف و مرموزش در لا به لای سرودهای آسمانی‌اش بخش احساسی دیگری از ایرانیان را جلوه می‌بخشد و آرامگاهش قبله دل‌هاست، بیهقی قهرمان است، هنرش را در داستانِ حسنک می‌نویسد تا عبرت همگان گردد، دهخدا قهرمان است که از شهری کوچک بر می‌خیزد و پایه گذار این مجموعه افتخار آمیز می‌شود، شهریار قهرمان است که ما را با زیبایی های کودکی‌اش در حیدر بابا شریک می‌کند تا بدانیم چه مردم دوست داشتنی هستیم، او به معشوقش می گوید «آمدی جانم به قربانت» تا من و شما عشق را فراموش نکنیم.⁣
⁣
⁣@shahnamehpajohan

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#محمد_علی_اسلامی_ندوشن:
قلمرو فرهنگی ایران بسیار وسیع است


تاریخ ایران شامل سرزمین‌هایی است که اکنون جزو سرزمین ما نیستند. قلمرو فرهنگی ایران بسیار وسیع است و امپراطوری ایران پیش از اسلام، به نوعی امپراطوری فرهنگی تبدیل شد؛ ضمن آن‌که زبان فارسی کل آسیای میانه و قسمتی از هندوستان را در بر می‌گرفت؛ بنابراین ایران فرهنگی، ایرانی است که فرهنگ این کشور در آن مناطق نفوذ کرده و معماری، نقاشی و آثار هنری ایران به آن کشور رفته باشد.تمدن پیش از اسلام، تمدن یک ابرقدرت بوده‌است که در صحنهٔ وسیعی از جهان گسترده بود و پس از اسلام، تمدن ایران از طریق فرهنگ و زبان این کشور گسترش یافت.

@shahnamehpajohan⁣⁣⁣⁣

/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

جلال خالقی مطلق:


به خاطر دارم ادیب بزرگی به من می‌گفت من در پنج سالگی پیش پدر گلستان سعدی خواندم! گفتم‌ای داد بیداد، پدرت به تو خیلی بدی کرده! تو را از بازی بازداشته است! بچه در پنج‌سالگی باید بازی کند تا رویاها و تخیلش نیرو بگیرد. بنابراین اگر داستانی برای بچه پنج‌ساله می‌خوانید، باید بتواند او را شاد کند. گلستان سعدی برای بچه پنج ساله مناسب نیست. بنابراین نباید به حرف ادبای سنت‌گرا زیاد توجه کرد. حتی برخی از آنها می‌گویند نباید از روی شاهنامه انیمیشن و کارتون ساخت، چون شاهنامه سبک می‌شود! این در حالی است که در غرب همه ادبیات گذشته خود را به صورت فیلم و انیمیشن درست می‌کنند و به بچه‌ها نشان می‌دهند. چرا ما از این تکنیک پیشرفته دریغ کنیم؟! نتیجه‌اش این می‌شود که بچه‌های ما به ادبیات و فیلم‌های غربی روی می‌آورند. در حالی که بعضی از حکایات گلستان سعدی را هم می‌توان به صورت فیلم‌هایی ساخت که برای بچه‌ها نیز جالب باشد. بسیاری از حکایات ما چنین است، مثل کلیله و دمنه و کارهای نظامی و دیگران. منتها باید طوری ساخته شود که برای آنها جالب باشد، نه اینکه بچه را مجبور کنیم دو زانو روبه‌روی ما بنشیند و ما برایش گلستان سعدی بخوانیم.



@shahnamehpajohan

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

‍ بیست و یکم مهرماه سالروز درگذشت غلامحسین مصاحب، ریاضی‌دان و سرپرست دائرة‌المعارف فارسی

مصاحب صاحب شمّ ابتکاری و تازه‌یابی بود. دو موردی را که مناسب است عرض کنم یکی ابداع حروف کج برای خط فارسی است به منظور آنکه در عرض حروف معروف به ایتالیک در خط‌های لاتینی قرار بگیرد و همان نوع استعمال را داشته باشد. این حروف تا حدودی رواج یافته است و در کتب و مجلات کم و بیش استعمال پذیرفته است. دیگری استعمال عدد صفر است به شکل دایره‌ای بسیار کوچک و به شکلی که درونش سیاه نباشد (تقریباً به مانند صفر در عددهای اروپایی) و این استعمال اگرچه تازه‌یاب می‌نماید، بازیابی اوست از آنچه مرسوم قدمای ما بود و در نسخ خطی ریاضی معمولاً عدد صفر به همین اسلوب دیده شده است و طبیعی است که اگر صفر و نقطه به یک شکل باشد موجب خطا و اشتباه خواهد بود. مرجح آن است که وجه تمایزی میان آن دو گذاشته شود. مصاحب خود در صفحۀ ۱۳ مدخل دائرةالمعارف تفصیلی در این باب دارد.
مصاحب در زمینۀ لغت و پهنۀ بسیار وسیع آن آزمایش‌ها کرد و مخصوصاً در مورد وضع لغات جدید در قبال لغت‌ها و اصطلاح‌های خارجی که به مناسبت احتیاج و ضرورت ناچار از وارد کردن آن‌ها هستیم رویه‌ای و اسلوبی داشت که بر روش و ترتیب فرهنگستان‌ها امتیاز داشت و علی‌الاصول دارای زنندگی و ناچسبی نبود. سال‌ها بود که با جمعی از دوستان خود هفته‌ای یک روز می‌نشست و به بحث و فحص در لغات از آن دست می‌پرداختند. احمد آرام و صفی اصفیا و حسین گل‌گلاب و مصطفی مقرّبی و ناصح ناطق از آن زمره‌اند. یک جزوه از حاصل کارشان فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی است که در سال ۱۳۳۸ به چاپ رسید. مقدمۀ آن کتاب گویای روشی روشن است که مصاحب بدان پایبندی داشت.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۵۷۶-۵۷۷]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

.

حافظ


ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامهٔ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می صاف مروّق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین مغرّق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلّق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

🌺🍃 /channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

و مرا گفت:
میانِ خاموشی و سخن گفتن مغاکی است که در آن گور خرد است و گورستان چیزها.
و قال لی:
بین النُطقِ و الصُمتِ برزخٌ فیه قبرُ العقلِ و فیه قُبورُ الأشیاء
نفری
[از مقدمهٔ دفتر شعر «مثل درخت در شب باران»]
*مَغاک: گودالی ژرف و‌ عمیق


محمدرضا شفیعی کدکنی هشتاد و هفت ساله شد.
#شفیعی_کدکنی
عکس: سارا بقایی، دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران.

🔸برگرفته از کانال تلگرامی شفیعی کدکنی
/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔰میراث فرهنگی و ضرورت آن در نوشتاری از حکمت‌الله ملاصالحی؛
بی‌خبری تاریخی و میراث‌ستیزی

🔸استاد باستان‌شناسی دانشگاه تهران نوشت:‌ بی‌خبری تاریخی و تاریخ‌ناشناسی و میراث‌ناشناسی یعنی این‌که سوار بر بال رخدادها، افتان و خیزان بروی، بی‌آنکه بدانی به کدام سوی می‌روی یا سیل و طوفان و امواج رخدادها و خیزش‌ها و ریزش‌های فکری و تحولات، تو را و جامعه تو را به کجا و کدام سوی می‌برند

🔸مراد از «خودآگاهی تاریخی» و اهمیت و ضرورت چنین خودآگاهی، به‌ویژه در جامعه و جهان و در عصر تمدنی عالمگیر و زمانه‌ای خطرخیز و خطرناک و به‌طرزی اغراق‌آمیز تاریخ‌مدار و تاریخ‌اندیش، که در طوفان توفنده و نفس‌گیر انواع و اطوار اتفاقات و تحولات تاریخی و خیزش‌ها و ریزش‌های بی‌مهمیز و مهار فکری و فرهنگی فروغلتیده است، این است که بدانی، ببینی، بشناسی و بفهمی در کجای چنین تاریخی و چنین عصر و عالمی ایستاده‌ای و حضور داری؛ در چه زمانه‌ای با چه ویژگی‌ها و شاخصه‌هایی به سر می‌بری و زندگی می‌کنی؛ بر کدام سنت و میراث و پیشینه و ریشه و عقبه مدنی و معنوی تکیه زده‌ای؛ چه نسبتی با آن سنت‌ها و مواریث مدنی و معنوی داری؛ چه نسبتی با رخدادها و تحولات عصر و عالمی که در آن به سر می‌بری داری؛ و به کدام سو ره می‌سپاری یا تو را به کدام سو می‌برند.

🔸️چرخش و گردش و دست‌به‌دست‌شدن سنت‌ها و میراث‌ها در فرهنگ، گزینشی است. فرهنگ همان‌قدر که اکتسابی عمل می‌کند و اکتسابی ره می‌سپارد و استمرار می‌یابد و ماهیتی اکتسابی دارد، گزینشی نیز عمل می‌کند. گوهرین و اصیل‌ترین‌ها را برمی‌گزیند، به خاطر می‌سپارد و بازخوانی می‌کند؛ نه همه سنت‌ها و میراث‌ها و کرده‌ها و کردارها را. قرار نیست همه هشتاد میلیون جمعیت ایران، همه حافظان شصت‌هزار بیت شاهنامه در حافظه خود باشند و اگر نباشند، آنان را فردوسی‌ناشناس و شاهنامه‌ناخوانده بدانیم و علاقه و ارادتشان به فردوسی را موهوم ببینیم.

🔸️چه آسیب‌ها که از تاریخ‌ناشناسی و تاریخ‌ناخواندگی ندیده‌ایم و چه زخم‌ها که ملک و ملت ما بر تن و جان خود از این جماعت بی‌خبر از تاریخ، تاریخ‌ناشناس و بی‌مهر به خوان‌های ضیافت رنگارنگی که بر سفره‌های غنی مواریث آن نشسته‌اند و از آن کام برمی‌گیرند و ناسپاسی می‌کنند، ندیده و ندارد! چه پیامدهای پرخسارت و پرهزینه و گاه جبران‌ناپذیر که خوانش‌های نادرست و کژ و ناراست و تاریخ‌ناشناسانه برای ملک و ملت و میهن ما در پی نداشته است!

🔸بی‌خبری تاریخی و تاریخ‌ناشناسی و میراث‌ناشناسی یعنی این‌که سوار بر بال رخدادها، افتان و خیزان بروی، بی‌آنکه بدانی به کدام سوی می‌روی یا سیل و طوفان و امواج رخدادها و خیزش‌ها و ریزش‌های فکری و تحولات، تو را و جامعه تو را به کجا و کدام سوی می‌برند.

@ibna_official

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔻ایرج افشار؛ ایران‌شناسی به شیوه «خضر»

به بهانه شانزدهم مهرماه، زادروز ایرج افشار

بعضی انسان‌ها اگر متولد نمی‌شدند، جهان چیزهای بسیاری کم داشت؛ مثلا ایرج افشار از همان انسان‌هایی است که وجودشان برای «ایران» کاملا ضروری بود. مقالات، کتاب‌شناسی‌ها، سفرنامه‌ها و دیگر تلاش‌های او نشان می‌دهد که این انسان بزرگ، تا چه اندازه به سرزمین خود افتخار می‌کرد و دل می‌سوزاند و به جای هرگونه سخن‌گفتن، مطالعه می‌کرد و می‌نوشت و راه می‌سپرد.

خضروار سفرکردن

ایرج افشار دانشمندی  بود که برای شناساندن ایران به ایرانیان و جهانیان، فقط در گوشه کتابخانه نمی‌نشست، چون می‌دانست بسیاری ناگفته‌ها و نشنیده‌ها در راه‌ها و بیراهه‌های ایران وجود دارد که باید دیگران بدانند.افشار در پاسخ به این پرسش که از او پرسیده‌اند کدام یک از شخصیت‌های ادبیات را دوست دارد، گفته است «خضر» چون زیاد سفر می‌کرد.
او سفرنامه‌ها و سفرنامچه‌ها و مقالات و عکس‌های بسیاری از سفرهای خود بر جای گذاشته است که شیفتگی او را به کهن‌سرزمین خودش نشان می‌دهد.

حسرت‌ها و ای‌کاش‌ها

ایرج افشار در سفرنامه‌هایش دردهایی از جنس ایران را بیان می‌کند. مثلا وقتی به «نیستانک» می‌رسد، درباره کاروان‌سرایی قاجاری افسوس می‌خورد و می‌گوید:«کاروان‌سرای قاجاری زیبا را دیدم که باغ و ساختمانی دولتی مانع نمایش و منظره آن شده است.زهی افسوس به جای اینکه این میدانگاهی پیش کاروانسرا را پارک کنند، تبدیل به اداره‌ای کرده‌اند که می‌شد دویست متر آن طرف‌تر در فضای باز بیابان ساخت»( از آتشکده تا آب‌انبار، ۱۷).

نمایاندن ارزش‌ها

ایرج افشار در میان حسرت‌های بی‌شماری که برای برخی بی‌خردی‌ها و بی‌توجهی‌ها به میراث فرهنگی ایران می‌خورد، ذوق‌هایش را هم بیان می‌کند و ثبت این ذوق‌ها نوعی یادآوری به ایرانیان است که باید چگونه ایرانی زندگی کنند. به عنوان مثال، در بازدید از «بازار کرمان» از یک صحافی بسیار قدیمی نام می‌برد:  «در بازار کرمان همه چیز می‌توان یافت: شلوار جین، کفش ورزشی، جواهرات و..اما در میان این مغازه‌های بسیار غرب‌زده، دکان محمد حسین اسلام‌پناه، یکی از آخرین صحافان واقعی کتاب، ارزش بازدید دارد. این مهندس سابق که ۶۳ سال دارد، اکنون بیست سال است که در اینجا مشغول صیقل دادن و صاف کردن چرم است و حرفه پدری خود را حفظ می‌کند. اگر در ساعت استراحت از نزدیکی او بگذرید، ممکن است او را در حال خواندن ژیل بلاس ببینید.(از آتشکده تا آب‌انبار، ۲۹)

نام‌ها و ریشه‌ها

یکی از مواردی که ایرج افشار در سفرنامه‌هایش به آن اشاره کرده است و خواسته که جانب آن رعایت شود، نام جای‌ها و آبادی‌ها است. مثلا در مسیر نائین، هنگامی که به «بم بیذ» می‌رسد، می بیند که نام آن را تغییر داده و «بم وید» گذاشته‌اند و اینجاست که می‌گوید:«کاش دولت دستور می‌داد ادارات دولتی وارد این مقولات و از زبان‌شناسی و ریشه‌شناسی دست بکشند و احترام نام آبادی‌ها را به نحوی که در زبان و حتی لهجه مردم محل رایج است، محفوظ بدارند.»وی سپس توضیح می‌دهد که «بیذ» به معنی «درخت» است؛ چنانکه در «بیدمشک» و..(گلگشت در وطن، ۵۲۵)

به طور کلی باید گفت ایرج افشار ایران‌شناسی بود که با دل و جانش به سفر می‌رفت و انگار از نزدیک به میراث کهنسال ایران سرکشی می‌کرد و دیده‌های خود را گزارش می‌داد، تا به زیبایی‌ها افتخار و نازیبایی‌ها را مرمت کنیم.

یادش گرامی باد.


برای مطالعه بیشتر:

افشار، ایرج. (۱۳۸۳). گلگشت در وطن. تهران: اختران.

افشار، ایرج. (۱۳۹۵). از آتشکده تا آب‌انبار. به کوشش میلاد عظیمی. مجله بخارا. سال هجدهم، شماره ۱۱۱.

عظیمی، میلاد.(۱۳۹۵). ایرج افشار چگونه سفر می‌رفت و سفرنامه می‌نوشت؟. مجله بخارا. سال هجدهم، شماره ۱۱۱.

دکتر فاطمه محمدزاده _ قطب علمی فردوسی و شاهنامه

/channel/ghotbeelmiferdowsi

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#ژاله_آموزگار:
فردوسی با هر نوزادی در ایران زاده می شود

زادگاه و تاریخ تولد فردوسی اهمیتی ندارد ، زیرا همه جای ایران سرای اوست . او با هر نوزادی در ایران زاده می شود اما مرگ فرهنگی ندارد . من فردوسی را تنها پیکرتراشی نمی‎بینم که پتکی بر سنگی بکوبد تا پیکری بی جان بسازد. او برای من آرشی است که همۀ هستی، عمر و جان و روانش را در این اثر نهاد و هم چون آرش که خود تیر شد تا گسترۀ ایران گسترده‎تر شود، فردوسی نیز خود شاهنامه شد تا فرهنگ ایرانی زنده بماند. او پیر شد. پیمان‎شکنی از فرمانروایان دید، مرگ غریبانه‎ای به سراغش آمد اما موفق شد سایه‎بانی بسازد که نام و فرهنگ ایران، در سایۀ آن، از گزند زمان، در امان بماند .
@shahnamehpajohan

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#ژاله_آموزگار :
فردوسی قهرمان‌ها را چرخانده است


فردوسی قهرمان‌ها را چرخانده است؛ یعنی هیچگاه نخواسته که دین و باور خاصی را ترویج دهد. مثلا به جای آنکه مشی و مشیانه را مطرح کند این دو واژه را حذف کرده است. در حالی که در تاریخ طبری و … این موضوعات وجود دارد. وی سعی داشته که بدین شکل این اثر را نگاه دارد که با هیچ یک از اعتقادات روز آن قرن تلاقی پیدا نکند. من فکر می کنم کاری که فردوسی کرده باعث شده است که شاهنامه را خلاف دین فرض نکنند و ما  بتوانیم به راحتی نام فرزندانمان را اسفندیار بگذاریم. این هنر فردوسی است. برای اینکه هیچگاه به جنگ با عقاید و به سراغ داستان نخستین انسان نرفته و گفته است که وقتی آفتاب وارد برج حمل شد کیومرث کدخدا شد.

@shahnamehpajohan

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

📚   📖   📚

‍یازدهم مهر - سالروز درگذشت زنده‌یاد #ماهیار_نوابی
پژوهشگری در ژرفای تاریخ و زبان

جاویدنام #یحیی_ماهیار_نوابی نامی آشنا در پهنه ادبیات، زبان‌شناسی و فرهنگ باستانی ایران است. ایشان پژوهشگری برجسته بودند که سال‌های زندگی خود را وقف پژوهش در زمینه زبان‌ها و فرهنگ‌های باستانی ایران کردند.


زندگی و فعالیت‌های علمی


🔹 تولد و تحصیلات: ماهیار نوابی دهم دی ۱۲۹۱  در شیراز زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز و تهران گذراند و سپس در رشته ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت.

🔹 علاقه به زبان‌های باستانی:  نوابی از همان آغاز به زبان‌های باستانی ایران دلبستگی نشان داد. پایان‌نامه دکتری او در باره کتیبه بغستان (بیستون) بود که نشان از ژرفا و گستره دلبستگی او به این حوزه دارد.

🔹سفر به اروپا و تحصیل در دانشگاه‌های معتبر: برای تکمیل دانش خود، نوابی به اروپا سفر کرد و در دانشگاه‌های لندن و گوتینگن آلمان به مطالعه زبان‌های باستانی ایران پرداخت.

🔹فعالیت‌های دانشگاهی: پس از بازگشت به ایران، نوابی در دانشگاه تبریز به تدریس زبان‌های باستانی پرداخت و چندی نیز ریاست دانشکده ادبیات این دانشگاه را بر عهده داشت. همچنین، در دانشگاه تهران به عنوان استاد و رئیس گروه زبان‌شناسی و فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران فعالیت کرد.

🔹تأسیس مؤسسه آسیایی: نوابی در شیراز مؤسسه آسیایی را تأسیس کرد و در آن به آموزش تاریخ و فرهنگ ایران و زبان‌های باستانی پرداخت.


دستاوردهای علمی

🔹تالیفات و ترجمه‌ها: نوابی آثار متعددی در زمینه زبان‌شناسی و فرهنگ باستانی ایران تالیف و ترجمه کرده است. برخی از آثار مشهور او عبارتند از:
🔸ترجمه کتاب یادگار زریران
🔸مقالات و کتاب‌های متعدد در باره زبان‌های اوستایی، پهلوی، پارتی و زبان‌های ایرانی دیگر

🔹عضویت در فرهنگستان زبان ایران: نوابی به عضویت فرهنگستان زبان ایران درآمد و در تدوین واژگان و اصطلاحات علمی فارسی نقش فعالی داشت.

🔹بنیان‌گذاری رشته‌های جدید دانشگاهی: نوابی در مؤسسه آسیایی، رشته‌های فکارشناسی ارشد تاریخ و فرهنگ ایران و فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران را دایر کرد که گامی مهم در راستای توسعه مطالعات ایران‌شناسی بود.


اهمیت کارهای ماهیار نوابی

کارهای ماهیار نوابی در شناخت بهتر زبان‌ها و فرهنگ‌های باستانی ایران نقش بسیار مهمی داشته است. ایشان با تحقیقات و مطالعات گسترده خود، گنجینه‌ای ارزشمند از دانش را برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشته‌اند.


چرا مطالعه آثار ماهیار نوابی اهمیت دارد؟

🔹درک بهتر ریشه‌های فرهنگی و زبانی ایرانیان: آثار نوابی به ما کمک می‌کند تا ریشه‌های فرهنگی و زبانی خود را بهتر بشناسیم.

🔹توسعه مطالعات ایران‌شناسی: پژوهش‌های نوابی در گسترش مطالعات ایران‌شناسی در سطح جهان نقش مهمی داشته است.

🔹الگویی برای پژوهشگران جوان: نوابی الگوی مناسبی برای پژوهشگران جوان در حوزه زبان‌شناسی و فرهنگ باستانی است.

زنده‌یاد #ماهیار_نوابی یازدهم مهر ۱۳۷۹ در کشور سوئد دیده از جهان فروبست!

روانش شاد - نامش جاوید

🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

۱۰ مهر زادروز زنده‌یاد استاد #ملک‌مهرداد_بهار (۱۳۰۸ – ۱۳۷۳ تهران)

▪️ ایران‌شناس، اسطوره‌پژوه و استاد دانشگاه تهران.

▪️ فرزند ملک‌الشعرای بهار (شاعر و سیاستمدار نامدار).

▪️ دانش‌آموخته باستان‌شناسی و فرهنگ ایران باستان؛ سال‌ها در پژوهشگاه علوم انسانی و دانشگاه تهران تدریس کرد.

🔸 حوزه پژوهش

تمرکز بر اسطوره‌شناسی ایران، تاریخ دین‌های ایرانی، و تحلیل اوستا و متون پهلوی.
در تفسیر و بازشناسی اسطوره‌های ایرانی و ارتباط آن‌ها با فرهنگ هند و اروپایی نقشی اساسی داشت.

🔸 آثار مهم

▪️ جستاری چند در فرهنگ ایران
▪️ ادیان آسیایی
▪️ پژوهشی در اساطیر ایران
▪️ بُندهش، فرنبغ دادگی
▪️ واژه‌نامهٔ بُندهش (پهلوی - فارسی)
▪️ واژه‌نامهٔ گزیده‌های زاداسپرم
▪️ مقالات متعدد درباره شاهنامه و تاریخ اسطوره‌ای ایران

🔸 جایگاه

▪️ از پایه‌گذاران مطالعات نوین اسطوره‌شناسی در ایران معاصر

▪️ آثارش هنوز از منابع اصلی برای پژوهشگران فرهنگ و اسطوره ایرانی است.


روانش شاد - یاد و نامش ماندگار

🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

‍ 📑 ۳ آبان سالروز درگذشت #فریدون_مشیری


#فریدون_مشیری (۳۰ شهریور ۱۳۰۵ - ۳ آبان ۱۳۷۹ تهران) از سرایندگان برجسته و نامدار هم‌روزگار ایران است که به سادگی زبان و روانی و دل‌نشینی سخنش زبانزد است.


چند نکته در باره مشیری:

سبک شعری: او شاعری میانه‌رو بود. در کشمکش میان افراطیان سنت‌گرا و نوپرداز، مشیری راهی میانه را برگزید. او در کنار پذیرش نوآوری‌های #نیمایوشیج (مانند کوتاه و بلند شدن مصراع‌ها و بهره‌گیری منطقی از قافیه)، به ارج و چیرگی خود بر ادبیات کلاسیک (مانند سعدی و حافظ) تأکید داشت.

مضمون: مشیری پرچمدار شعر تغزلی و عاشقانهٔ این روزگار شناخته می‌شود. شعر او سرشار از عواطف لطیف، آرزو‌های انسانی، عشق‌های بی‌ریا، و ستایش طبیعت است. در کنار مضامین عاشقانه، او به پرسمانهای اجتماعی، انسانی و انتقادی نیز پرداخته است (مانند شعر «گرگ»).

ویژگی بارز: لطافت سخن، صداقت بیان، و زبان ساده و شفاف از ویژگی‌های‌های برجسته شعر اوست که آثارش را برای همگان به سادگی قابل درک و احساس ساخته.

پرآوازه‌ترین اثر: شناخته‌شده‌‌ترین و ماندگارترین اثر او، شعر «کوچه» است که با مطلع «بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم...» شناخته می‌شود.

فعالیت‌ها: او در کنار کار دولتی (وزارت پست و تلگراف)، فعالیت گسترده‌ای در مطبوعات داشت و سال‌ها مسئولیت صفحه شعر و ادب مجلات مشهوری مانند روشنفکر و سپید و سیاه را بر دوش داشت. همچنین، او به دلیل دلبستگی به موسیقی ایرانی، در شورای موسیقی و شعر رادیو نیز عضویت داشت و به پیوند شعر و موسیقی کمک کرد.

روانش شاد - یاد و نامش جاوید


پیوست : شعر «ریشه‌در خاک» با آوای شاعر


🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔻🔻بیهقی، فردوسی نثر فارسی

پیوندهای اندیشگانی بیهقی و فردوسی در کلام محمد علی اسلامی ندوشن

استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن یکی از دقیق‌ترین، عمیق‌ترین و زیباترین تحلیل‌ها را پیرامون پیوند میان فردوسی و بیهقی ارائه داده است.این دیدگاه‌ها به‌طور مشخص و محوری در کتاب مشهور ایشان، «چهار سخنگوی وجدان ایران» و همچنین در مجموعه‌ مقالاتی چون کتاب «ایران و جهان از نگاه شاهنامه» و مقالاتی در مجلهٔ یغما و نگین بازتاب یافته است.

چهار سخنگویی که ندوشن آنان را «وجدان بیدار و چهار ستون کاخ فرهنگ ایرانی» می‌داند، عبارت‌اند از: فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ؛ اما او همواره از ابوالفضل بیهقی به‌عنوان همتای نثری و قرین تاریخی فردوسی یاد می‌کند و او را «فردوسیِ نثر فارسی» می‌نامد.


🔸فردوسی، سرایندهٔ «روح و آرمان»؛ بیهقی، راوی «تن و واقعیت»

ندوشن معتقد است فرهنگ و هویت ایرانی مانند سکه‌ای دو رو است:

روی نخست (فردوسی): حماسه، آرمان‌خواهی، اسطوره و تصویری از ایرانِ آن‌گونه که «باید باشد». فردوسی جهان پهلوانی، دادگری، نبرد خیر و شر و عظمت تاریخی را با کلام آهنگین جاودانه می‌کند.
روی دوم (بیهقی): تاریخ عینی، سیاست عملی، آزمندی انسان و واقعیتِ ایرانِ آن‌گونه که «هست».بیهقی صحنه را از آسمانِ اساطیر به زمینِ واقعیت‌های دربار غزنوی می‌آورد، اما همان حس مسئولیت، دغدغهٔ ملی و ژرف‌نگریِ فردوسی را در گزارش‌هایش حفظ می‌کند.
ندوشن می‌گوید: بیهقی تاریخ را نه صرفاً برای ثبت رویدادها، بلکه مانند فردوسی به‌منزلهٔ «عبرت‌نامهٔ سرنوشت انسان و ایران» می‌نگارد.

🔸مفهوم «سرنوشت و تراژدی» (تراژدی مسعود و تراژدی رستم/سهراب و اسفندیار)

یکی از زیباترین تطبیق‌های دکتر اسلامی ندوشن، بررسی ساختار تراژدی در دو اثر است:
در شاهنامه، فاجعه زمانی رخ می‌دهد که خرد غایب می‌شود و سرکشی و غرور جای آن را می‌گیرد (مانند غرور کیکاووس یا لجاجت اسفندیار).
در تاریخ بیهقی، سرنوشت سلطان مسعود غزنوی با همان الگوی تراژیک شاهنامه‌ای تصویر می‌شود.ندوشن نشان می‌دهد که بیهقی چگونه مسعود را مردی دلیر، تناور و دارای خصلت‌های پهلوانی می‌داند، اما به دلیل «استبداد رأی، کبر، و نشنیدن پند خردمندان (چون بونصر مشکان)» خود و سپاهش را در نبرد دندانقان و در برابر ترکمانان سلجوقی به نابودی می‌کشاند. سقوط مسعود در نگاه بیهقی، سقوط پهلوانی است که فریب بختِ خود را می‌خورد؛ همان‌گونه که قهرمانان تراژدی‌های فردوسی گرفتار تندباد سرنوشت می‌شوند.

🔸صحنه‌پردازی داستان «حسنک وزیر» در ترازوی شاهنامه

اسلامی ندوشن در تحلیل صحنهٔ بردار کردن حسنک وزیر می‌نویسد که این فصل از تاریخ بیهقی، کاملاً خصلت تراژدی‌های ناب شاهنامه (به‌ویژه داستان مظلومیت و شهادت سیاوش و مرگ ایرج) را دارد: تنهایی و مظلومیت قهرمان.
حسنک در میان انبوهی از دشمنان کینه‌توز و چاپلوس (بوسهل زوزنی) تنها می‌ماند، اما با متانت، وقار و بی‌پروایی رو به مرگ می‌رود.

🔸رفتار مادر حسنک

ندوشن رفتار مادر حسنک را در پاسخ به خبر مرگ پسرش («بزرگا مردا که این پسرم بود…») مستقیماً با رفتار و سخنان مادران و زنان بزرگ شاهنامه چون فرنگیس، سیندخت و رودابه مقایسه می‌کند؛شیرزنانی که داغ را به عزتی حماسی و خویشتن‌دارانه بدل می‌سازند و در برابر بیداد سر خم نمی‌کنند.

🔸 زبان: سلامت، وقار حماسی و صلابت خراسانی

از دیدگاه زبان‌شناختی و ادبی، ندوشن نثر بیهقی را «حماسهٔ منثور» می‌نامد: هر دو اثر از آرایه‌های اضافی، تملق‌های منشیانهٔ دوره‌های بعد و لفاظی‌های پوچ تهی هستند.
ضرباهنگ و طنین واژه‌ها در تاریخ بیهقی همان انعکاس و استحکام شاهنامه را دارد؛ کلماتی استوار، افعالی تپنده و نثری باصلابت که نشان‌دهندهٔ روح استوار خراسانِ قرن چهارم و پنجم هجری است.

تهیه شده در قطب علمی فردوسی و شاهنامه

/channel/ghotbeelmiferdowsi

🔹برگرفته از کانال تلگرامی قطب علمی فردوسی و شاهنامه
/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#شاهرخ_مسکوب:


هزار سال از زندگی تلخ و بزرگوار فردوسی می‌گذرد. در تاریخ ناسپاس و سفله پرور ما، بیدادی که بر او رفته است، مانندی ندارد. و در این جماعت قوادان و دلقکان که ماییم با هوس‌های ناچیز و آرزوهای تباه، کسی را پروای کار او نیست و جهان شگفت شاهنامه همچنان بر "ارباب فضل" در بسته و ناشناخته مانده است. اما در این دوران دراز، شاهنامه زندگی صبور خود را در میان مردم عادی این سرزمین ادامه داده است، و هنوز هم صدای گرمش گاه‌گاه این‌جا و آن‌جا در خانه‌ای و قهوه خانه‌ای شنیده می‌شود و در هر حال این زندگی خواهد بود، و این صدا خاموش نخواهد شد، و هر زمان به آوایی و نوایی، سازگار مردم همان روزگار فراگوش می‌رسد.
@shahnamehpajohan

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

فرهنگ شاهنامه فردوسی فریتز وولف و جایگاه آن در تاریخ شاهنامه پژوهی

فریتز وولف ، ایران‌شناس و زبان‌شناس آلمانی، از چهره‌های برجسته در تاریخ پژوهش‌های شاهنامه است که نام او بیش از همه با اثر ماندگارش، فرهنگ شاهنامه فردوسی، پیوند خورده است. اهمیت کار وولف در این است که با تکیه بر پژوهشی گسترده و روشمند، امکان بررسی دقیق‌تر واژگان شاهنامه را برای پژوهشگران فراهم کرد و یکی از مهم‌ترین ابزارهای زبان‌شناختی مطالعات شاهنامه پژوهی را پدید آورد.

وولف در ۱۱ نوامبر ۱۸۸۰ در برلین زاده شد و در سال ۱۹۰۵، زیر نظر کریستیان بارتولومه، ایران‌شناس برجسته، در دانشگاه گیسن دکتری گرفت. حوزه پژوهش او زبان‌های ایرانی و مطالعات زبان‌شناختی بود؛ زمینه‌ای که بعدها در کار گسترده‌اش درباره شاهنامه نقش تعیین‌کننده یافت.

اثر اصلی او حاصل حدود یک‌ربع قرن کار پژوهشی بود و در سال ۱۹۳۵ در برلین انتشار یافت. این کتاب تنها فرهنگ لغتی متعارف نیست؛ مجموعه‌ای گسترده از واژه‌های شاهنامه، نمونه‌های کاربرد آن‌ها و ارجاع به مواضع متن است که امکان می‌دهد پژوهشگر یک واژه را در بافت‌های گوناگون بررسی کند، کاربردهای آن را با یکدیگر بسنجد و مسیر پژوهش‌های دقیق‌تر زبان‌شناختی و ادبی را پی بگیرد. وولف همچنین فهرست واژگان بر پایه حروف پایانی و جدولی برای تطبیق شماره ابیات در چاپ‌های مختلف شاهنامه فراهم آورد؛ ابزارهایی که برای بررسی قافیه‌ها و یافتن مواضع متن ارزش ویژه‌ای دارند.

اهمیت این دستاورد را باید در ماهیت خود شاهنامه جست‌وجو کرد. فهم اثری با این گستردگی، تنها با خواندن روایت‌ها و دریافت کلی مضمون آن ممکن نیست؛ واژگان، کاربردهای دستوری، تحول معنایی و تفاوت نسخه‌ها نیز در تفسیر دقیق متن نقش دارند. فرهنگ وولف پژوهشگر را به شواهد زبانی نزدیک‌تر می‌کند و زمینه‌ای فراهم می‌آورد تا برداشت‌های ادبی و تاریخی بر بررسی مستند واژه‌ها استوار شوند. از این منظر، کار او نه‌تنها خدمتی به شاهنامه پژوهی، بلکه سهمی مهم در توسعه روش‌های علمی مطالعه زبان و ادبیات فارسی است.

فرهنگ وولف در عین اهمیت، اثری بی‌نیاز از نقد و تکمیل نیست. این کتاب را باید در چارچوب دانش نسخه‌شناختی و زبان‌شناختی زمان خود خواند؛ چنان‌که پس از انتشار آن، دست‌نوشته اصلاحات و افزوده‌های وولف نیز به‌صورت پس از مرگ او منتشر شد. ارزش یک اثر علمی بزرگ در مصون بودن از بازنگری نیست، بلکه در فراهم کردن بنیانی است که پژوهشگران بعدی بتوانند بر آن تکیه کنند، کاستی‌هایش را بسنجند و دانش را گسترش دهند.

فریتز وولف در سال ۱۹۴۳، در دوران آزار یهودیان به دست رژیم نازی، از میان رفت. زندگی و سرنوشت او یادآور این واقعیت تلخ نیز هست که دانش و کوشش علمی می‌توانند در برابر تعصب و خشونت سیاسی آسیب‌پذیر باشند. بااین‌همه، حاصل سال‌ها پژوهش او در تاریخ ایران‌شناسی باقی ماند. فرهنگ شاهنامه وولف همچنان نمونه‌ای برجسته از این حقیقت است که شناخت میراث ادبی، افزون بر دلبستگی فرهنگی، به صبر، دقت، روش علمی و احترام به جزئیات نیاز دارد.
@anjomanshahnamehpajouhi

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

✍زنده نام دکتر پیروز مجتهدزاده

شاهکار حماسی جاویدان ایران، شاهنامه‌ی فردوسی توسی فقط یک اثر ادبی-حماسی نیست که زمینه‌های اولیه‌ی شکل‌گیری هویت باستانی ایران را هموار ساخته است: این میراث بزرگ جغرافیایی-هویتی گنجینه‌‌ی حیرت‌انگیزی است که شکل‌گیری مفهوم «کشور» در جغرافیای سیاسی ایران باستان را به شیوه‌ای علمی که در دانش جغرافیای سیاسی امروز متداول است ترسیم می‌کند و چه رسا جغرافیای سیاسی ایران را از آغاز تا قرون میانه ایرانی به شرح و بیان درمی‌آورد.

با مطالعه و حصول آشنایی با این جنبه‌ی ویژه‌ی شاهنامه بود که در ده سال اخیر توانستم فرضیه‌ی مفهوم کشور state دارنده‌ی «سرزمین territory» و «مرز boundary» به معنا و مفهوم امروزین کلمه در ایران باستان (ایران عصر هخامنشی) را شکل دهم و روند تکاملی آن را در ایران عصر ساسانی جست‌وجو نمایم.


✍ زنده‌یاد دکتر پیروز مجتهدزاده، از مقدمه‌ی ایشان بر کتاب «جغرافیای سیاسی در شاهنامه‌ی فردوسی»، ابوالفضل کاوندی کاتب
@atorabanorg

⚫️ پیروز مجتهدزاده؛ استاد ژئوپلتیک و جغرافیای سیاسی و تاریخ‌پژوه
زادهٔ ۲۰ بهمن ۱۳۲۴
و درگذشتهٔ ۲۴ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی

روان‌شان به مینو شاد و یادشان در دلِ آنان که به ایران می‌اندیشند، مانا

/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#محمد_علی_اسلامی_ندوشن:⁣
فردوسی نمیتوانست خود را به جریان روزمره زندگی تسلیم کند⁣
⁣
⁣
در هیچ کجا نمی‌شناسیم که رابطهٔ نویسنده با نوشته‌اش به اندازهٔ رابطهٔ فردوسی با شاهنامه باشد. چرا که این شاعر، کتاب را در وجودش شکوفاند و خودش را نیز به اندازه‌ای ارتقا داد تا در کتاب بگنجد. اگر به زندگی او بنگریم از آغاز تا پایان یکدست است. زیرا هیئت و عظمت شاهنامهٔ او چنان در شخصیت‌اش اثر کرده بود که دیگر نمی‌توانست خود را به جریان‌های حقیر و روزمرهٔ زندگی تسلیم کند.⁣
⁣
@shahnamehpajohan⁣⁣⁣⁣⁣

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

"از میان زبان هایی که می دانم، فارسی است که مستقیم با من سخن می گوید و راه زیستن تازه ای پیش رویم می گذارد."

شادی خان سیف / روزنامه گاردین / ۲۵ آگوست ۲۰۲۵

.... آرام و در عین حال شورانگیز. وقتی اولین بار واژه‌ی ساده‌ای مانند «دل‌تنگ» را شنیدم، قلب‌ام به لرزه افتاد؛ نه به‌خاطر معنای آن، بلکه به این خاطر که دیدم یک کلمه چگونه می‌تواند تمام پیچیدگی‌های درون‌ام را به نمایش درآورد. فارسی هم‌چون آینه‌ای است که روح را انعکاس می‌دهد، و در همان انعکاس، جهانی تازه از احساس و زیبایی پدید می‌آورد.

هر واژه در فارسی، دنیایی دارد. «نوش جان» فقط یک جمله‌ی ساده نیست؛ همزمان لذتِ خوردن و شادی روحی را به دیگری منتقل می‌کند و حسی از محبت و توجه را در خود نهفته است. وقتی کسی می‌گوید «صبح‌ات بخیر»، حس می‌کنم نه تنها زمان را بیان می‌کند، بلکه امید و آرامش را نیز هدیه می‌دهد. در این زبان، هر جمله حتی کوتاه‌ترین عبارت‌هایش، می‌توانند سکوت را تبدیل به شعر کنند، درد را تبدیل به موسیقی، و لحظه‌ها را به خاطره‌ای جاودان بدل سازند.

شُعرای فارسی، از حافظ تا مولانا، برای من نه فقط شاعر بلکه راهنمای روح هستند. هر بیت و هر مصرع آن‌ها، دریچه‌ای است به جهانی دیگر؛ جایی که احساس و معنای زندگی به هم پیوند می‌خورند. وقتی شعری را می‌خوانم، حس می‌کنم با خود شاعر هم‌قدم شده‌ام؛ در کوچه‌ها و باغ‌های دوران گذشته قدم می‌زنم و درک تازه‌ای از انسان بودن پیدا می‌کنم. گاهی واژگان فارسی آن‌قدر لطیف و دقیق هستند که گویی می‌توانند سکوت‌ها را معنی کنند، نگاه‌ها را بخوانند و حس‌ها را ملموس کنند.

وقتی با دوستان فارسی‌زبان صحبت می‌کنم، متوجه می‌شوم که حتی گفتگوهای روزمره‌ی آن‌ها پر از حس‌اند. فارسی به من یادآوری می‌کند که زبان می‌تواند چیزی بیش از ابزار ارتباط باشد؛ می‌تواند خود زندگی باشد، با تمام شور، لطافت و پیچیدگی‌هایش. فارسی به من نشان می‌دهد که در پس هر واژه و هر جمله، یک تجربه‌ی انسانی نهفته است؛ تجربه‌ای که روح را بیدار می‌کند و قلب را به تپش درمی‌آورد.

Of all the languages I know, Persian is the one that speaks directly to me and offers a new way of being | Shadi Khan Saif | The Guardian https://share.google/MoWiX7fiEuP2NKOQb


🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

فقیه مردم‌آزار و مقبرهٔ حافظ


سیّد علی‌اکبر فال‌اسیری داماد میرزای شیرازی، و از ملّایان مشهور و متعصّب و مردم‌آزار شیراز در عصر ناصری بود. از مهمترین اقدامات وی مقابله‌اش با ساخت مقبره برای حافظ بوده است؛ طُرفه آن که حکومت محلّی و‌ مرکزی هم حریف این شیخ شهرآشوب نبوده‌اند!
شرح این مخالفت و مقاومت در چند موضع از کتاب ارزشمند وقایع اتّفاقیّه آمده است.
این فقرات را بخوانید:

-دیگر آن‌که خسروِ گبر نذری کرده بود که روی قبر خواجه حافظ بقعه‌ای بسازد، به قدر صد تومانی هم به حاجی سیّد علی‌اکبر و میرزا هدایت‌الله پیشنماز و بعض از علما داده بود که مانع از ساختن نشوند. پس از آن که علما اجازه دادند از آهن و تخته بقعهٔ قشنگی می‌سازد قریب به اتمام بوده که حاجی سیّد علی‌اکبر جمعیتی برمی‌دارد می‌رود در حافظیه بقعه را خراب می‌کنند و اسباب بقعه را هم به مردم می‌گوید ببرید برای خودتان.
با این‌که این حرکات را حاجی سیّد علی‌اکبر کرده حکومت ابداً درصدد مؤاخذه برنیامده است ولی مردم خیلی فحش و بد به حاجی سیّد علی‌اکبر می‌گویند. از قرار مذکور از طهران حکم شده که دوباره روی قبر خواجه حافظ بقعه را بسازند.(ص ۵۸۲)


-دیگر آن‌که حکومت خیال داشت مقبرهٔ خواجه حافظ را خودش بسازد، حاجی سیّد علی‌اکبر در روی منبر فریاد زده: اگر شاه بسازد و هزار مرتبه بسازند من خراب می‌کنم.
این اوقات ملّاها خیلی غرور پیدا کرده‌اند و کسی هم نیست که جلوگیری از آنها نماید.(ص ۵۸۳)


-دیگر آن‌که جناب نظام‌الملک به جهت مقبرهٔ خواجه حافظ آهن و تخته داده بودند درست کنند که مجدّداً روی مقبره را بسازند. حاجی سیّد علی‌اکبر را مطّلع می‌نمایند که در فلان دکّان آهن و تخته به جهت مقبرهٔ خواجه حافظ درست می‌کنند، جمعیّتی برمی‌دارد می‌رود درب دکّان آهنگر و نجّار و اوّلاً آنها را زیاد می‌زنند و بعد جمیع آهن و تخته‌ای که به جهت این کار درست کرده بودند می‌برند. ابداً حکومت روآورِ خودش نکرد.(ص ۵۸۷)


-دیگر آن‌که قبر حافظ را باز می‌خواستند بسازند، بنایی گذارده بودند، حاجی سیّد علی‌اکبر پیشنماز باز هم رفته خراب کرده است. حال این فقرهٔ سیم است که قبر حافظ را ساخته‌اند و مشارإلیه خراب کرده است.(ص ۶۰۰)



اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کن!



وقایع اتفاقیه(مجموعه گزارشهای خفیه‌نویسان انگلیس در ولایات جنوبی ایران از سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۲ قمری)، به‌کوشش سعیدی سیرجانی، نشر ذهن‌آویز، تهران، ۱۴۰۲
/channel/naghshbarab

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🌹۱۹ مهر، زادروز استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، ‌گرامی باد!

یخ بسته سنگ و دست و صدا نیز
در کوچه‌های حادثه، یارا!
بن‌بست ِ ظلمت است و زآن‌سوی
بنگر سگان ِ هار ِ رها را.


#محمدرضا_شفیعی_کدکنی

📚@FarhangDoostan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🍃 همیشه می‌مانی 🍃

پیش کش به روان پاک خسرو اواز ایران
#استاد_شجریان‌‌‌ 🍃

هفدهم مهر، سالگرد درگذشت زنده‌یاد استاد #شجریان (۱۳۹۹-تهران)


🍃 ز باغ سبز هنر، یک شجر به خاک افتاد
🍃 نه یک شجر، که جهانی هنر به خاک افتاد

🍃 کسی که سکر سرودش چو مستی می ناب
🍃 به دلربایی مهتابِ رخ شکسته در اب

🍃 یکی که ناله نایش ، نوازشِ باران
🍃 یکی که بانگ و ندایش، خروشِ بیداران

🍃 یکی که مرغ سحر بی قرار آوازش
🍃 یکی که لاله، به دل داغدارِ پروازش

🍃 یکی که مهر وطن خواهی اش به پیشانی
🍃 دلش به دام محبت همیشه زندانی

🍃 سفر کجا ؟ تو کجا ؟ اشیانه ات اینجاست !
🍃 سرای عشق و امید و ترانه ات اینجاست !

🍃 سفر برای تو هرگز حدیث رفتن نیست
🍃 دل از محبت دلداگان گسستن نیست

🍃 تو از قبیله عشقی و نیک می دانی
🍃 که در جهان هنر تا همیشه می مانی

🍃 به گاه شادی و هنگامه پریشانی
🍃 به عشق مادر میهن سرود می خوانی

#هما_ارژنگی
۱۷ مهر ماه۹۹

🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

‍📚   📚   📚

شانزدهم مهر - زادروز زنده‌یاد #ایرج_افشار
ستاره‌ای درخشان در آسمان فرهنگ و تاریخ ایران

ایرج افشار، نامی آشنا در عرصه فرهنگ و تاریخ ایران است. او پژوهشگری جامع‌الاطلاع، کتاب‌شناس، ایران‌شناس و یکی از چهره‌های شاخص فرهنگی قرن بیستم ایران به شمار می‌رود. افشار با تالیفات و پژوهش‌های گسترده خود، گنجینه‌ای ارزشمند از دانش و اطلاعات را برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشته است.


زندگی و فعالیت‌های علمی

تولد و تحصیلات:
ایرج افشار در سال ۱۳۰۴ در تهران زاده شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه‌های شاهپور و فیروز بهرام گذراند و سپس در رشته حقوق دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد.

علاقه به کتاب و کتابداری:
از همان جوانی به کتاب و کتابداری علاقه‌مند بود و در کتابخانه دانشکده حقوق به عنوان کتابدار مشغول به کار شد.

تأسیس مجلات و نشریات:
افشار مجلات و نشریات متعددی را تأسیس کرد و سردبیری آن‌ها را بر عهده داشت. از جمله این مجلات می‌توان به «فرهنگ ایران‌زمین» اشاره کرد که یکی از معتبرترین نشریات در زمینه مطالعات ایرانی است.

تالیفات و پژوهش‌ها:
افشار آثار بسیار زیادی در زمینه‌های مختلف از جمله کتاب‌شناسی، تاریخ ایران، فرهنگ ایران، نسخه‌شناسی و فهرست‌نگاری تالیف کرده است. از جمله آثار مشهور او می‌توان به «کتابشناسی ملی ایران»، «آثار و احوال رجال ادب»، «تاریخچه کتابخانه‌های ایران» و «مطالعاتی در فرهنگ و تمدن ایران» اشاره کرد.

فعالیت‌های فرهنگی:
افشار در طول زندگی خود در فعالیت‌های فرهنگی مختلفی مشارکت داشت. او عضو شورای عالی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی بود و در تأسیس و توسعه کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی نقش مهمی ایفا کرد.


اهمیت آثار ایرج افشار

تدوین منابع معتبر:
افشار با تالیف کتابشناسی ملی ایران، گامی بزرگ در جهت ساماندهی و معرفی منابع کتابخانه‌ای کشور برداشت.

معرفی چهره‌های فرهنگی:
او با نگارش کتاب‌هایی مانند «آثار و احوال رجال ادب»، به معرفی چهره‌های برجسته فرهنگی ایران پرداخت.

توسعه مطالعات ایران‌شناسی:
افشار با پژوهش‌های گسترده خود، به توسعه مطالعات ایران‌شناسی در سطح جهان کمک شایانی کرد.


میراث ماندگار
ایرج افشار با تالیفات و پژوهش‌های ارزشمند خود، میراثی ماندگار از خود به یادگار گذاشته است. آثار او همچنان مورد مطالعه و استناد پژوهشگران و دانشجویان قرار می‌گیرد.


برخی از ویژگی‌های بارز ایرج افشار:

پژوهشگری جامع‌الاطلاع:
افشار در حوزه‌های مختلفی از جمله تاریخ، ادبیات، فرهنگ و کتابداری تبحر داشت.

علاقه به فرهنگ و تاریخ ایران:
او تمام عمر خود را وقف مطالعه و پژوهش در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران کرد.

دقت و وسواس در کار:
افشار در کارهای خود بسیار دقیق و وسواس به خرج می‌داد.

عشق به کتاب: کتاب برای افشار تنها یک شیء نبود، بلکه ابزاری برای کسب دانش و آگاهی بود.


روانش شاد - یاد و نامش جاوید

🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#شایسته_‌سالاری در شاهنامه

سپاهی  نباید که با پیشه‌ور،
به یک روی جویند هردو هنر!
یکی  کارورز  و  دگر  گرزدار،
سزاوار هر کس پدیدست کار!
چُن این کار آن جوید، آن کار این،
سراسر  پرآشوب گردد زمین!


         «فرمان #فریدون پس از چیرگی بر #ضحاک»

🗣 پهلوان #محسن_میرآفتاب


@ShahnamehToosi

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#سالروز_جشن_هزاره_فردوسی

🔹۱۲ مهرماه ۱۳۱۳ جشن هزاره فردوسی برگزار شد.جشن هزاره فردوسی سلسله آیین‌هایی بود که به مناسبت هزارمین سال زادروز فردوسی در مهرِ سال ۱۳۱۳ در تهران، طوس و دیگر شهرهای ایران برگزار شد. در کنگره هزاره فردوسی به مدت پنج روز سخنرانی هایی درباره فردوسی و شاهنامه ایراد گردید و در کتاب هزاره فردوسی منتشر شد.


🔸درکنگرهٔ هزارهٔ فردوسی، که نخستین اجتماع بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایران‌شناسان برجسته از ۱۷ کشور و ۴۰ تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند. در ۵ روز، از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳، سخنرانی‌هایی در تالار دارالفنون در تهران ایراد شد و تعدادی از آنها در کتاب هزارهٔ فردوسی به چاپ رسید. جشن هزارهٔ فردوسی به سال ۱۳۱۳ یکی از رویدادهای مهم فرهنگیِ قرن، و مهم‌ترین کنگرهٔ علمی بود آن دوران بود. همزمان با کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی در بیشتر شهرهای ایران نیز مراسمی برگزار و در آنها سخنرانی‌هایی ایراد شد، و شعرهایی خوانده و نمایش‌هایی از داستان‌های شاهنامه اجرا گردید. در شهرهای مختلف، خیابان‌ها و دبستان‌ها و دبیرستان‌هایی به نام فردوسی نام‌گذاری شد.
@shahnamehpajohan

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#جلال_خالقی_مطلق:
جشن مهرگان یک جشن فرهنگی است


جشن مهرگان یک جشن فرهنگی است و این جشن تا سده‌ی ششم و هفتم گرفته می‌شد و در زمان ما دوباره زنده شده است، من دوستدار تاریخ سراسر ایران هستم، از پیش از کورش و از زمان زرتشت و بر این باورم که ما باید همه‌ی تاریخ و فرهنگ مان را ارج بگذاریم و در برابر کاستی‌ها و مشکلات تاریخ احساس مسوولیت داشته باشیم و به نقاط ضعف تاریخی اقرار کنیم. ما باید بدون تعصب به تاریخ‌مان بنگریم و بدانیم برای  کشور کهن ایران ناشایست است که تاریخ آن را دو پاره کنیم و بخشی از آن را دور بریزیم. بسیاری از اندیشه‌ها و بینش‌های نیاکان ما در متون پس از اسلام وجود دارد. باید با چشم‌پوشی از تعصبات به همه‌ی فرهنگ خود عشق بورزیم. از بالندگی‌های تاریخ ما جشن‌های کهن ایرانی است. وظیفه همه ی ما است که با یاری نهاد های فرهنگی و دانشگاهی همه‌ی جشن های ایرانی را زنده و برپا کنیم و امید است که جشنی چون مهرگان که اکنون توسط فرهیختگان و دانشجویان برگزار می شود برای همه مردم همگانی شود.

@shahnamehpajohan

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔰به مناسبت دهم مهر، جشن مهرگان؛
جشن مهرگان پیام‌آور رویش و پاسداشت زمین
مهرگان یادآور رهایی مردمان ایران‌زمین از ستم با شورش کاوه آهنگر بر ضحاک

🔸شیرین بیانی در کتاب «نوروز و مهرگان» نوشته است: نوروز جشن زایش و مهرگان جشن رویش است. او ضمن اشاره به شیوه زندگی وابسته به کشاورزی پیشینیان و تقویم کهن به اهمیت پاسداشت زمین و چرخه کشت می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه و با چه شیوه‌هایی ایرانیان رسوم و جشن‌های خود را از پی قرون مختلف و دوره‌های سخت تاریخی حفظ کرده‌اند.


🔸جشن مهرگان در گاهشماری و فرهنگ ایران باستان پس از نوروز دارای اهمیت برجسته‌ای بوده است. ایرانیان از دیرباز جشنی به نام جشن مهرگان را برگزار می‌کردند که جشن ارج نهادن به عهد و پیمان است. پایبند بودن به عهد و پیمان چنان جایگاهی در میان ایرانیان باستان داشته که شکستن پیمان خود را در هر شرایطی حتی با یک دروغکار گناه می‌دانستند و این امر یکی از ارزش‌های این فرهنگ است که این چنین به راستی و پایبندی به عهد و پیمان ارج می‌نهادند.

🔸بر پایه شاهنامه فردوسی پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران را به پیروزی ایرانیان بر ضحاک ستمگر به رهبری کاوه آهنگر نسبت می‌دهند که پس از تلاش و پایمردی فراوان را به بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند و در واپسین روز جشن فریدون و مردم خسته از بیداد و ستم ضحاک ماردوش را در کوه دماوند به بند کشیدند. شاید بتوان به این نکته نیز اشاره کرد که مهرگان یادآور رهایی مردمان ایران زمین از ستم نیز است. از نگاه اسطوره‌ای دلیل گرامیداشت این روز در نزد ایرانیان آن است که پس از شهریاری جمشیدشاه ضحاک در ایران پادشاهی کرد، روزگار او برای ایرانیان دوران بیداد و ستم بود اما سرانجام فریدون به همراهی کاوه آهنگر بر ضحاک شورید، از پادشاهی برکنارش کرد و او را در کوه دماوند به بند کشید. بر پایه این اسطوره، ضحاک تا پایان جهان در دماوند زندانی شد. ایرانیان به شکرانه این رخداد نیک و آزادی که در روز مهر از ماه مهر روی داده است جشنی بزرگ برپا کردند و هر ساله تا به امروز این جشن را گرامی می‌دارند.

🔸️یکی از آیین‌های مهرگانی، برپا داشتن خوان مهرگانی در این روز است. خوان مهرگان بر روی پارچه‌ای ارغوانی رنگ گسترده می‌شود و روز آن هفت حبوبات، ترازو به نشانه‌ اعتدال پاییزی، میوه‌های پاییزی و سرخ رنگ مانند انار، سیب، ترنج، انگور، عناب، سنجد و... عصاره‌ گیاه هوم، جام آتش، شکر، شیرینی و بوهای خوش همچون کندر و اسپند و گلاب جای می‌گیرد. آش، حلوا، سیروگ(سیرو)، کماچ، چنگمال(چُمال) و خوراک ویژه‌ای به نام «دون: آشی که از گندم، جو، عدس، ماش، لوبیاسفید، لوبیا چشم‌بلبلی، نخود، برنج و چغندر پخته می‌شود» نیز از دیگر خوراکی‌های این خوان است.

@ibna_official

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…
Subscribe to a channel