2252
•دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن| شاعر، مترجم و نویسنده فرهنگ و ادبیات فارسی• •دکتر شیرین بیانی| محقق،مورخ و مترجم ایرانی• نشانی صفحه رسمی اینستاگرام : https://instagram.com/eslaminodoushan?igshid=1fffur964l1un
«کَلَک در حسینیه»
کبوده دو «حسینیه» داشت، ولی در آنجا کسی نام حسینیه را نمیدانست و نمیبرد، میگفتند «میدان».
یکی در محلۀ بالا قرار داشت که کوچکتر بود و دیگری در محلۀ پایین که بزرگتر و باشکوهتر، و وسایل و آلات باارزشی بر آن وقف شده بود. هر دو اینها شامل دو قسمت «سرگشاده» و «سربسته» بودند، که تابستانی و زمستانی بود. میدان را از جهت ارتباط و شباهتی که میان آن و عرصۀ جنگ بود میگفتند، یعنی نمایانگر جایی که شهدای کربلا در آنجا به شهادت رسیده بودند.
میدان سرباز که جای نسبتاً وسیعی بود، مخصوص تعزیه راه انداختن، دسته حرکت دادن، نخل و نظایر اینها بود. گرداگرد آن صُفّه قرار داشت که مردها در آنها مینشستند، و بالای صُفّهها، در طبقۀ فوقانی، غرفهها ساخته شده بود برای زنها. نخل بزرگی در گوشهای، در جایگاه خود قرار داشت. وسط میدان یک استوانۀ بقعهمانندی بود، با حدود دو متر بلندی که بر سکّویی جای داشت. درونش مجوّف و چهار طرفش چهار دریچه، و سقفش باز بود، شبیه به آتشدان بزرگی که در آن آتش میانداختند و به همین علت به آن در اصطلاح محلی «کَلَک» میگفتند. این کَلَک در وسط، مرکز ثقل میدان بود و فعالیتهای عزاداری بر گرد آن میچرخید.
از دری که به این میدان بیرونی باز میشد، به میدان سرپوشیده راه مییافتند و آن در ابتدایش یک هشتی بود که حوضی در وسطش قرار داشت، و بعد وارد محوطه یا شبستان میشدند که نیز مانند میدان سرباز، به شکل هشتگوش و گرداگردش صفّه بود، و بالای صفّهها غرفهها، و سقف گنبدگونۀ بلندی. جای باروح و باصفایی بود و در تابستان خنک، و از لحاظ فنی طوری ساخته شده بود که صدا را بهخوبی پخش کند. چون در آن زمان بلندگو نبود، میبایست ذاکر بتواند صدای خود را به گوش همه از زنین و مردین برساند. منبر چندپلهایای در گوشهاش قرار داشت و در گوشۀ دیگر بساط چای جای داده شده بود، سماور بزرگ و منقل و غیره.
این محوطۀ سرپوشیده برای برگزاری روضه و سینهزنی بود. پنجرههایی که در بالا، در سقف تعبیه شده بود، قدری روشنایی به داخل آن میتاباند و هوا را تازه میکرد. این حسینیهها فقط در ماه محرم تا اربعین باز میشدند و در طی این چهل روز، هر شب (و در دهۀ محرم روز و شب) مراسم بود، ولی پس از آن بسته میشد. در دورۀ رضاشاهی پیش میآمد که چند روزی به عنوان اداره از آنها استفاده شود، به منظور رأیگیری انتخابات یا سربازگیری.
حسینیه موقوفهای داشت و چندین خادم افتخاری که به آنها «بابا» گفته میشد. آنها در آغاز محرم جمع میشدند، میدان را آبوجارو میکردند، وسایل چای و قلیان و سایر چیزهایی که لازم بود بیرون میآوردند و در تمام دوران عزاداری برای خدمتگزاری آماده بودند.
در هر دو حسینیه، صبح و عصر و شب مجلس روضهخوانی منعقد میگشت، یعنی در واقع شش مجلس در شبانهروز و طوری ترتیب داده شده بود که برخورد میان مجالس نباشد، یعنی صبح در «میدان پایین» دو ساعت روضه بود، آنگاه همان مستمعان و همان روضهخوانها میرفتند «میدان بالا» و باز دو ساعتی روضه برگزار میشد. بعدازظهر نیز به همین صورت؛ و شب، هر یک از دو میدان برای خود جداگانه مجلس داشتند. بدین صورت در طی دهۀ عاشورا کسانی بودند که روزی ده ساعت وقتشان در روضه میگذشت، و همان چهارپنج ذاکر را به نحو مکرر میشنیدند. البته پیش میآمد که در این ماه به طور موقت روضهخوانهایی از نواحی اطراف به کبوده بیایند که آنها زبردستتر از مصیبتخوانهای محلی نبودند، ولی چون لهجۀ متفاوت و قیافۀ تازهای عرضه میکردند، قدری تنوع در کار مینهادند.
(محمدعلی اسلامی ندوشن، کتاب روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو)
@dr_eslaminodoushan
نقش بچهها در روضه، از تعارف سیگار و قلیان تا جمعکردن نعلبکی و استکان
خانوادۀ من یک نذر همیشگی برای برگزاری روضه در «میدان بالا» داشت که طی دهۀ محرم، بعدازظهرها، منعقد میگشت. تا پدرم بود سرپرستی مجلس با او بود، ولی پس از فوت پدرم مجلس چند سالی بیحضورِ بانی ادامه یافت. البته سرپرستی یک امر تشریفاتی بود، یعنی کسی که دَم در بنشیند و به مردمی که میآمدند و میرفتند خوشامد بگوید. سالی که من پا به چهاردهسالگی نهادم، نخستین بار این وظیفۀ سرپرستی را به جای پدرم به عهده گرفتم.
پیش از آن، کاری که بچهها میتوانستند در این مجالس به عهده بگیرند، تعارف سیگار و چای و احیاناً قلیان بود. ابتدا از سیگار شروع میشد که آسانتر بود. یک قبضه سیگار به دست گرفته دور میگرداندند. هر کسی که یکی برمیداشت، سیگارش را با سیگار آتشزدهای که همراه داشتند روشن میکردند و همینگونه ادامه مییافت. چایدادن مشکلتر بود. جمع کردن استکانهای خالی چون زحمت چندانی نداشت، یک مبتدی، خدمت خود را از آن آغاز میکرد. هر استکان با نعلبکی در سینیهای کوچک بیضیشکلی قرار داشت که پهلویش دوسه حبّه قند بود. میبایست در آنِ واحد، دوسهتا از این سینیها را انتقال داد و جلوی هر کسی یکی از آنها را گذاشت و چون خالی شد جمع کرد. هر کسی، حق به یک استکان چای داشت. پس از آنکه استکانها برگردانده میشد، آنها را در یک ظرف برنجی که به آن«جام» میگفتند، میشستند و از نو پر میکردند.
قلیانها را اشخاص کارکشتهتری میبردند، که البته تعداد قلیانی زیاد نبود، ولی متفنّن چندتایی بودند؛ همانگونه که تعداد سیگارکِش متفنّن نیز در این ماه محرم افزوده میگشت.
هر بچه برای خود شاخصیت و افتخاری میدانست که بتواند در مجلس «سیدالشهدا (ع)» خدمتی بکند و من روزهای اوّلی را که به جمعکردن استکانها پرداختم، هیجان آن را هرگز از یاد نمیبرم. گذشته از این، قدری نیاز به خودنمایی نیز از آن غایب نبود، و اندکاندک خواهشهایی بیدار میشد که مثلاً فلان پوشیدهروی از فلان غرفه شما را ببیند!
(محمدعلی اسلامی ندوشن، کتاب روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو)
--------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
گر میوهای از باغ زمان بگرفتم
تا ظن نبری که رایگان بگرفتم
یک عمر عزیز در ازایش دادم
این دادم و آن جان جهان بگرفتم
شعر: دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
خط: استاد محمود رهبران
طراحی: مجید فاطمی
--------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 توصیف آیین نخلبندان به قلم استاد اسلامی ندوشن
«نخل» چنانکه میدانیم تابوت «سیدالشهداء» شناخته میشد، و از سنت کهنی حکایت میکرد.
از چند روز پیش از محرم باباهای میدان (خادمان)، شروع به آذینبستن نخل میکردند که این خود تفصیلی داشت.
بستن نخل مهارت و سلیقهای لازم داشت که عِلم آن از پدر به پسر میرسید. خادمیِ میدان ارثی بود.
مجموع هیأت نخل حالت هولانگیز و چشمنواز، هر دو داشت. شمشیرها و قدارههای لُخت و رنگ شوم سیاه، همراه بود با لطیفترین رنگهای پارچهها و پولکها و آینهها و میوهها و این هیکل چوبی مانند «عروس» آراسته میشد.
روزی که نخلبندان شروع میشد برای ما بچهها مشغولیتی بود. میرفتیم برای تماشا.
متن کامل در لینک زیر:
/channel/dr_eslaminodoushan/2014
(محمدعلی اسلامی ندوشن، کتاب روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو)
-----------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
ایــران برای من تداعیگرِ «شهر یادگار» است؛
بدین معنی که چون به عمقِ آن نگاه میکنم و به چند هزار سال حوادثی که بر سـرِ این سرزمین گذشته، دنیای پُر ولولهای میبینم، که حکمِ سرنوشت این بود که ما در آن به دنیا بیاییم و چندی در آن زندگی کنیم.
ایران برای من علاوه بر خاکی که میان سه آب گسترده است (اَرَس، دریای مازندران و خلیج فارس) عمقِ تاریخی دارد که بسیار پُر معناست، زیرا حدیثِ زندگی و مرگ از آن بیرون میآید.
چون نامِ دیگری نیست میتوانم آن را فرّهی نگهبانِ یک قوم بخوانم؛ و آن مجموعِ استعدادها و چارہگریهایی است که حیاتِ ملّیِ ملّتی را از فروافتادن باز میدارد.
محمدعلی اسلامی ندوشن
//////////////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
🔰 دکتر داوری اردکانی: ایران بوده است، ایران مانده است، ایران ایستاده است.
دکتر اسلامی نُدوشن:
ایران فتحهای درخشان داشته و شکستهای شرمآور؛ شاید سختجانترین کشورهای دنیاست. بهرغم تلخ کامیها، ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمرِ ما در زیر بار تاریخ خم شده است ولی همین تاریخ به ما نیرو میدهد و ما را باز میدارد که از پای درافتیم.
قوم ایرانی در سراسر تاریخِ خود از اندیشیدن و چاره جستن باز نایستاده.
📚ایران را از یاد نبریم
-----------
۱۵ خرداد، زادروز استاد دکتر داوری اردکانی را تبریک گفته و گرامی میداریم و برای این فیلسوف ارجمند آرزوی سلامتی و طول عمر داریم، دیر زی.
//////////
✅کانال دکتراسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
همه چیز را میشود در بند کرد؛ مگر "آزادی" را، که بنـدناپذیر است. آزادی یک ضرورتِ اجتنابناپذیر شده است.
@dr_eslaminodoushan
💠 ۱۰۳ سالگیِ سرو تناور فرهنگ ایران
🎊امروز استاد محمدعلی موحد ۱۰۳ساله شدند. دیر زی ای استاد بزرگ
🎥 شرح ویدئو:
سؤال: وضع ما در دنیای معاصر چه میشود آقای دکتر؟
پاسخ حضرت استاد موحد را ببینید و بشنوید.
ویدئو برای کمتر از یک سال قبل است، ۱۹ خرداد ۱۴۰۴.
//////////////////////////////////////
@dr_eslaminodoushan
💠 *نمایشگاه کتاب شروع شد* 🥳
خبر خوب اینکه در نمایشگاه امسال بعد از مدتها آثار محبوب دکتر اسلامی ندوشن عرضه شدهاند و همراهان عزیز میتوانند با ۲۵ درصد تخفیف این کتب را سفارش داده و رایگان درب منزل دریافت کنند. 📦
⬅️ از ساعت ۱۰ صبح فردا (۲۶ اردیبهشت) میتوانید ثبت سفارش کنید.
📚 لینک مستقیم خرید آثار:
۱- روزها (دوره کامل چهار جلد در دو جلد) (اسلامی ندوشن)
۲- ماجرای پایانناپذیر حافظ (اسلامی ندوشن)
۳- ایران را از یاد نبریم (اسلامی ندوشن)
۴- شور زندگی (اسلامی ندوشن)
۵- ابر زمانه ابر زلف (اسلامی ندوشن)
۶- آزادی مجسمه (اسلامی ندوشن)
۷- در کشور شوراها (اسلامی ندوشن)
۸- صفیر سیمرغ (اسلامی ندوشن)
۹ـ کارنامۀ سفر چین (اسلامی ندوشن)
۱۰ـ چهار سخنگوی وجدان ایران (اسلامی ندوشن)
۱۱ـ سعدی، خاک شیراز و بوی عشق (شیرین بیانی)
۱۲ـ تاریخ مهر (ملکزاده بیانی)
///////////////////////////////////////////
#بخوانیم_برای_ایران
#سرو_سخنگو 🌿
ble.ir/join/2xEXSon6eC
لینک کانال در بله، ایتا، تلگرام:
@sarvpub
💠 *نمایشگاه کتاب شروع شد* 🥳
خبر خوب اینکه در نمایشگاه امسال بعد از مدتها آثار محبوب دکتر اسلامی ندوشن عرضه شدهاند و همراهان عزیز میتوانند با ۲۵ درصد تخفیف این کتب را سفارش داده و رایگان درب منزل دریافت کنند. 📦
⬅️ از ساعت ۱۰ صبح فردا (۲۶ اردیبهشت) میتوانید ثبت سفارش کنید.
📚 لینک مستقیم خرید آثار:
۱- روزها (دوره کامل چهار جلد در دو جلد) (اسلامی ندوشن)
۲- ماجرای پایانناپذیر حافظ (اسلامی ندوشن)
۳- ایران را از یاد نبریم (اسلامی ندوشن)
۴- شور زندگی (اسلامی ندوشن)
۵- ابر زمانه ابر زلف (اسلامی ندوشن)
۶- آزادی مجسمه (اسلامی ندوشن)
۷- در کشور شوراها (اسلامی ندوشن)
۸- صفیر سیمرغ (اسلامی ندوشن)
۹ـ کارنامۀ سفر چین (اسلامی ندوشن)
۱۰ـ چهار سخنگوی وجدان ایران (اسلامی ندوشن)
۱۱ـ سعدی، خاک شیراز و بوی عشق (شیرین بیانی)
۱۲ـ تاریخ مهر (ملکزاده بیانی)
///////////////////////////////////////////
#بخوانیم_برای_ایران
#سرو_سخنگو 🌿
ble.ir/join/2xEXSon6eC
لینک کانال در بله، ایتا، تلگرام:
@sarvpub
دهم اردیبهشت، روز خلیج فارس
اگر ایران قدر خود را نداند، دیگران هم قدر او را نخواهند دانست. آنگاه کار به جایی میکشد که نورسیدگانِ سیاست به خود اجازه بدهند که مثلاً بر سر نام چند هزارسالهی خلیج فارس با او به مشاجره بپردازند...
📚 #اسلامی_ندوشن ، برگریزان
--------
✅کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
حسین پاکدل، بازیگر سینما:
حرف غایی را زندهیاد دکتر اسلامی ندوشن گفتند که «وجودی که پشت پا به فرهنگ ملی زد اصلاً ارزشپذیر نخواهد بود.»
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
🔰 زندهیاد دکتر خلعتبری دربارهٔ دکتر شیرین بیانی چه گفت؟
متن زیر، خلاصهای از مطالب و یادداشتهای مرحوم دکتر خلعتبری دربارهٔ دکتر شیرین بیانی است:
✅ بیانی جزو دو سه تن از بانوان رشته تاریخ در دانشگاه است و با توجه به ارتباط و همکاری که بنده در رسالههای ارشد و دکترای دانشجویان در دانشگاههای مختلف با وی داشتم، خود را به عنوان یکی از شاگردان وی به شمار میآورم.
✅ شیرین بیانی یکی از باشخصیتترین استادان رشتۀ تاریخ در چهارپنج دهۀ اخیر است. ما معدود بانوانی داشتیم که به تدریس پرداختند و به درجۀ استادتمامی رسیدند.
باید بگویم وی از معدود استادان زن مهربان، دانشجوپرور و مسلط به دو دورۀ تاریخ ایران است. بیانی علاوه بر تاریخ مغول به تدریس تاریخ ایران قبل از اسلام نیز پرداخته است.
✅ شیرین بیانی برجستهتر از آن است که به زبان بیاید و همسر وی (دکتر اسلامی ندوشن) نیز از ادبای برجستۀ ایران است و از نثر فخیمی برخوردار است. این زوج به نظر من هر کدام مکمل یکدیگرند و در امور فرهنگی بسیار موفق هستند.
✅ دکتر شیرین بیانی یک مورخ متعهد است که در کتابهایی که به تاریخ مغول پرداخته به تحلیل مسائل آن دوره بسیار اهمیت داده است.
@dr_eslaminodousan
سحرهای آن روزها
تفاوتی که در رمضان از این حیث(غذا) پدید میآمد آن بود که لااقل در سحر یک غذای پختنی بود. آخر شب، دیگ را میگذاشتند که برای سحر آماده بشود. ما نیز مانند کسان دیگری که در دِه ساعت داشتند (و تعداد آنها در تمام کبوده بیش از پانزده نبود.) ساعت خانه را کوک میکردیم. مادرم و معصومه، سحر بلند از خواب برمیخاستند. من نیز با آنکه خوابآلوده بودم دوست میداشتم که بیدار شوم. صدای مناجات از گلدستۀ دِه بلند بود. بعضی کسان دیگر نیز تک و توک از پشتبامهای خود چیزهایی به صدای بلند میخواندند. آب جوش و چای بود و آنگاه سحری، که من در خوردن سحری شرکت مختصری داشتم.
مادرم باز قسمت عمدۀ وقت خود را به دعا میگذراند. درست برخلاف آن زاهدی که در گلستان وصفش آمده، نماز و دعا را طولانی میکرد و خوردن را کوتاه.
صدای تیر اوّل که میآمد میبایست در خوردن عجله کرد و با شنیدن صدای تیر دوّم متوقّف ماند. این همّت دو سه جوان داشمشدی دِه بود که ساعت بغلی داشتند و ساعات شامگاه و صبحگاه را که آغاز افطار و پایان سحری بود با صدای تیر اعلام میکردند؛ از آن سر پرهایی که کهنه و باروت توی آن میانباشتند و فقط صدا داشت.
هر چند برای بچّه، بیدار شدن کار آسانی نبود ولی سحر روحانیتی داشت. مادرم پس از اتمام مراسم سحری برای نماز صبح به مسجد میرفت. میل داشت که مرا هم با خود ببرد و من نیز گاهبهگاه او را همراهی میکردم.
«جلد اول و دوم کتاب روزها، دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو»
@dr_eslaminodoushan
مسیرِ سرو سخنگو
در آغاز، سراغ صدایی رفتیم که همچنان زنده است؛ دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسندهای که اندیشهاش از مرز زمان گذشته، و این نه واپسین، که نخستین گام ما خواهد بود.
نشانی صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/sarvesokhangou
نشانی سایت
Sarvesokhangou.ir
#سرو_سخنگو
@sarvpub
«کَلَک در حسینیه»
کبوده دو «حسینیه» داشت، ولی در آنجا کسی نام حسینیه را نمیدانست و نمیبرد، میگفتند «میدان».
یکی در محلۀ بالا قرار داشت که کوچکتر بود و دیگری در محلۀ پایین که بزرگتر و باشکوهتر، و وسایل و آلات باارزشی بر آن وقف شده بود. هر دو اینها شامل دو قسمت «سرگشاده» و «سربسته» بودند، که تابستانی و زمستانی بود.
میدان را از جهت ارتباط و شباهتی که میان آن و عرصۀ جنگ بود میگفتند، یعنی نمایانگر جایی که شهدای کربلا در آنجا به شهادت رسیده بودند.
میدان سرباز که جای نسبتاً وسیعی بود، مخصوص تعزیه راه انداختن، دسته حرکت دادن، نخل و نظایر اینها بود. گرداگرد آن صُفّه قرار داشت که مردها در آنها مینشستند...
وسط میدان یک استوانۀ بقعهمانندی بود، با حدود دو متر بلندی که بر سکّویی جای داشت. درونش مجوّف و چهار طرفش چهار دریچه، و سقفش باز بود، شبیه به آتشدان بزرگی که در آن آتش میانداختند و به همین علت به آن در اصطلاح محلی «کَلَک» میگفتند.
متن کامل در فرستهی بعد:
/channel/dr_eslaminodoushan/2020
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 محرّم در دِه
در زندگی یکنواخت دِه، ماه محرّم جنبوجوشی مینهاد که بهکلّی با زمانهای دیگر متفاوت بود. پررنگترین خاطرهها را از محرّم آن سالها دارم. نهتنها آن بود که برای مجالس روضه و تعزیه بروبیا آغاز گردد و ساعتها پر شود، بلکه هدف و مفهومی در زندگی راه مییافت و همگی بر گرد این مفهوم گرد میآمدند.
وقتی انسانهای یک جامعه به صورت دستهجمعی چیزی را دوست بدارند، یا چیزی را دشمن بدارند، چه تفاهم خاصی در میان آنها پدید میآید که مایۀ تسلّای خاطر است.
بنابراین محرّم ماهِ وصلکننده بود، ماه گرمی حضور، تجدید دیدارها و بیدار کردن عواطف: دوستداشتن و گریستن و کینهور شدن و همۀ اینها را با مصائب شخصی دنیوی آمیختن.
(محمدعلی اسلامی ندوشن، کتاب روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو)
---------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 توصیف آیین نخلبندان به قلم استاد اسلامی ندوشن
«نخل» چنانکه میدانیم تابوت «سیدالشهداء» شناخته میشد، و از سنت کهنی حکایت میکرد. اسکلت عظیمی بود از چوب به شکل یک برگ درخت، یعنی شلجمی، و با آنکه شباهتی به درخت خرما نداشت آن را به نام این درخت مینامیدند، شاید به علت آنکه اصل آن از جنوب غربی و بینالنهرین بود.
از چند روز پیش از محرم باباهای میدان (خادمان)، شروع به آذینبستن نخل میکردند که این خود تفصیلی داشت. لااقل یک هفته میکشید. پنجشش نفری بودند که با پاهای برهنه تمام روز مشغول بودند. آلات و زینتهای نخل را از انبار بیرون میآوردند، که از این حیث ندوشن و بهخصوص میدان پایین آن بسیار غنی بود، و قدمت این آلات به دورهٔ صفویه میرسید.
بستن نخل مهارت و سلیقهای لازم داشت که عِلم آن از پدر به پسر میرسید. خادمیِ میدان ارثی بود.
ابتدا بدنهٔ آن را با پارچۀ سیاه میپوشاندند که سراپا سیاهپوش شود. روی پارچۀ سیاه را شمشیربندان میکردند. صدها شمشیر و قمه و خنجر میشد که بعضی از جنس بسیار عالی بودند و نام سازندهشان روی آنها نقر شده بود، ردیف بر دو بدنۀ نخل بسته می شد؛ با دقت تمام، بدانگونه که جلو و عقب نخل شمشیرآجین میگشت و هیچجای خالی باقی نمیماند. آنگاه روی شمشیرها تزیینهای دیگر جای میگرفت که عبارت بود از چند آینۀ بزرگ قوی، منگلهها، دستمالهای ابريشمی رنگی و زریها. بر تارک نخل، جقههای فلزی میگذاردند، از فولاد و برنج، و بر نوک جقهها بِه و انار می زدند.
مجموع هیأت نخل حالت هولانگیز و چشمنواز، هر دو داشت. شمشیرها و قدارههای لُخت و رنگ شوم، سیاه، همراه بود با لطیفترین رنگهای پارچهها و پولکها و آینهها و میوهها و این هیکل چوبی مانند «عروس» آراسته میشد، خوشبو و مکلّل. در درون نخل، زنگهای بزرگ با طناب آویخته میگشت که هنگام حرکت، بچهها آنها را به صدا در میآوردند.
روزی که نخلبندان شروع میشد برای ما بچهها مشغولیتی بود. میرفتیم برای تماشا. اسبابها را ریخته بودند وسط. بابای بزرگ میرفت و میآمد و دستور میداد. هر شیئی را میبایست شناخت که به جای همیشگی خود گذارده شود، حسن تلفیق رنگها که در آغاز با ترتیب حساب شدهای صورت گرفته بود، میبایست محفوظ بماند.
این طبیعت بشر است چه در مشرق و چه در مغرب، چه قدیم و چه جدید، که شیفتۀ رنگ و نگار باشد؛ در سوگ و سور، نقش، صوت و بوی، برافروزندۀ تخیلاند؛ راهبرنده به سوی دنیای نگارینی که فاقد نارسائیها و ناروائیهای دنیای موجود باشد.
(محمدعلی اسلامی ندوشن، کتاب روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو)
-----
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
این صدا نیز خاموش شد
🏴 بهروز رضوی درگذشت. او از چندی پیش در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانی در کرج بستری بود و ساعت ۲۳ شامگاه گذشته، یکشنبه، ۲۴ خرداد در همین بیمارستان دار فانی را وداع گفت.
بهروز رضوی از گویندگان قدیمی رادیو بود که سالها با صدای گرم و رسای خود در برنامههای مختلف رادیویی، به ویژه در حوزه ادبیات و شعر، همراه مخاطبان بود. او قرار بود در یکصد سالگی دکتر اسلامی ندوشن در مراسمی در دانشگاه تهران بخشهایی از کتابهای دکتر اسلامی ندوشن را بازخوانی کند که متأسفانه به خاطر اتفاقات دیماه آن جلسه لغو شد. روانش در آرامش
-------
@dr_eslaminodoushan
🔰 آیین رونمایی فیلم مستند «محمود رهبران»
روایتی از زندگی و آثار استاد محمود رهبران، خوشنویس نامدار ایران و جهان اسلام
🗓 سهشنبه ۱۹ خرداد، ساعت ۱۹:۳۰
📍یزد، بلوار دانشجو، سالن شهید عباسپور شرکت برق منطقهای
✅ خوشنویسی جلد و صفحات داخل بسیاری از آثار استاد دکتر اسلامی نُدوشن و نیز صفحات خوشنویسی که در فصلنامه هستی وجود داشت و به زیبایی هرچه تمامتر نوشته شده است، کار استاد رهبران است.
---------
کانال دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 امروز یک چیز بر جهان حکومت می کند و آن علم است و چنین دنیایی نباید بدینگونه باشد که اکنون هست. این نشانه این است که علم در رشد اخلاقی خویش کوتاهی کرده، وگرنه هرگز اجازه نمیداد که بیدادگران با عدالت و آزادی به نبرد برخیزند و حتی در این راه از او مدد جویند.
-------------------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
کاشت نهال بلوط به نام دکتر اسلامی نُدوشن
این نهال توسط خانم دکتر نغمه رضایی، دکتر ادبیات انگلیسی از دانشگاه دلاور آمریکا در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ به زمین اهدا شده و توسط گروه دالاهو کاشته شده است.
////////
@dr_eslaminodoushan
پرفروشترین آثار دکتر اسلامی نُدوشن تا پایان روز پنجم نمایشگاه کتاب
------
@dr_eslaminodoushan
💠 معرفی کتاب
📚 شور زندگی
زندگینامهٔ ونسان ونگوگ، نقاش هلندی 👨🏻🎨🎨
همهٔ ما حداقل یکبار هم که شده، نقاشی شب پرستارهٔ ونگوگ را دیدهایم؛ اما پشت این نقاشی اعجابانگیز چه داستانی نهفته است؟
کتاب «شور زندگی» فقط یک زندگینامهٔ معمولی نیست؛ این کتاب، سفر به قلبِ یک طوفانِ بیقرار، یعنی ونسان است.
اسلامی ندوشن با قلم پراحساس خود، رنجها، تنهاییها و اشتیاقِ سوزان ونگوگ به نقاشی را به زیبایی ترجمه کرده است. این کتاب نه تنها ذهنتان را درگیر میکند، بلکه روحتان را نیز تکان میدهد و نشان میدهد که چطور با وجود تمامِ زخمها، باز هم میتوان با «شور» زندگی کرد.
-----------------------
🔹 این کتاب توسط نشر سرو سخنگو، ناشر تخصصی آثار دکتر اسلامی، زیر نظر شورای نظارت بر نشر آثار دکتر اسلامی ندوشن و دکتر شیرین بیانی، بهتازگی و با بهترین ترجمه و کیفیت چاپ، همراه با نقاشیهای رنگی و کاغذ درجه یک بالک چاپ شده است.
شور زندگی را هماکنون در نمایشگاه کتاب، با ۲۵٪ تخفیف و ارسال رایگان میتوانید تهیه کنید.
قیمت: ۶۰۰ هزار تومان 🥳
⬅️ لینک خرید مستقیم
////////////////////////////
#شور_زندگی
#سرو_سخنگو 🌿
#اسلامی_ندوشن
@sarvpub
سلام خدمت همراهان ارجمند
به جهت نومیدی از وصل شدن تلگرام و اینکه ارتباط خودمون را با شما از دست ندهیم، بهناچار به «بله» رفتهایم، لطفاً به ما بپیوندید و کانال را به دوستانتون معرفی کنید.
خیلی ممنون
🍃🍃در کانال سرو سخنگو، از فرهنگ و ادبیات به خصوص آثار نویسندگانی چون دکتر اسلامی ندوشن میگوییم و میخوانیم.
به کانال بله اضافه شوید و لطفاً کانال را به دیگران معرفی کنید🙏✌️
👇👇👇
ble.ir/join/526FG5HSSq
ble.ir/join/526FG5HSSq
#بخوانیم_برای_ایران
به مناسبت بازانتشار مجموعه «روزها» و سالمرگ اسلامیندوشن؛
ایران را از یاد نبریم
📝 آناهید خزیر/ ایبنا
☘ کتاب «روزها» با بخشی از وصیتنامه اسلامیندوشن آغاز میشود. اندیشه سرشار از دلبستگی به ایران در بند بند این وصیتنامه به روشنی آشکار است.
🍀 نام محمدعلی اسلامی ندوشن با نوعی وقار درونی و طمأنینه فکری همراه است؛ در آثار او، نوعی گفتوگوی پیوسته میان انسان و تاریخ جریان دارد.
🌱 نثر او آمیختهای است از استواری و لطافت؛ زبانی که در عین سادگی، سرشار از دقت و ظرافت است. یکی از برجستهترین وجوه شخصیت فکری او، دغدغه اخلاقی و انسانیاش بود.
🎋یاد و نام او، یادآور مسئولیتی بزرگ است: مسئولیت اندیشیدن، نوشتن و پاسداری از آنچه هویت ما را شکل میدهد. در روزگاری که شتاب و سطحینگری، مجال تأمل را از انسان میگیرد، بازخوانی آثار او میتواند فرصتی باشد برای بازگشت به خویشتن.
🌲 بیتردید، محمدعلی اسلامی ندوشن از جمله چهرههایی است که حضورش محدود به زمان حیاتش نمانده است؛ اندیشه و قلم او همچنان زنده است و در ذهن و جان خوانندگانش جریان دارد. او از آن دسته انسانهایی است که نه تنها در زمان خود تأثیرگذارند، بلکه در آینده نیز راهنما و الهامبخش باقی میمانند.
🍃 خوانندگان کتاب «روزها» آن را دارای یکی از لطیفترین و ظریفترین نثرها در ادبیات معاصر میدانند. این کتاب، علاوه بر ارزش ادبی، بهعنوان یک سند تاریخی نیز حائز اهمیت است زیرا برخی از رویدادهای مهم تاریخ معاصر ایران و زندگی فرهنگی و اجتماعی آن دوران را به تصویر میکشد.
🌷 بهطور کلی، «روزها» نه تنها یک روایت خودزندگینامهای است، بلکه همچنین در قالب یک اثر ادبی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی بدون جانبداری به عمق اندیشهها، تجربیات و دیدههای نویسنده پرداخته و جایگاه ویژهای در ادبیات معاصر ایران پیدا کرده است.
🍁 محتوای این دو مجلد متفاوت است و در مجلد نخست بیشتر شاهد تشریح مسائل فرهنگی و اجتماعی و همچنین وقایع ساده در زادگاه راوی هستیم.
در مجلد بعدی (جلد سوم و چهارم) خواننده با جامعه بزرگتری از جمله زندگینامه بزرگان ادبی و سیاسی آشنا میشود و مسائل فرهنگی ملی، روایت جامعی از دیدگاه یک فرد تحصیلکرده، که در روستایی در ایران بزرگ شده و در شهرها و در جهان غرب نیز سیر و سفر کرده است، به دست میدهد.
#سرو_سخنگو 🌿 #ایران #اسلامی_ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🔰 «فرّهٔ نگهبان» ایران
چنانکه میدانیم ايران در طی این صدسالهٔ اخیر آزمایشهایی را گذرانده و همواره این کنجکاوی را برمیانگیخته که چه راهی را میخواهد در پیش گیرد. برخورد با تمدن جدید روال چندهزارسالهاش
را در معرض دگرگونی قرار داده و چارهجوییهای تازهای را الزامآور میکرده.
من این موهبت را یافتهام جزو نسلی باشم که در یکی از جنبانترین و پرمعناترین دورانهای تاریخی این سرزمین زیستهاند. گویی کل تاریخ ایران در این سالها خلاصه شد.
در متن سیاست نبودهام ولی نظارهگر نگرانی بودم
از همان آغاز از خود پرسیدم که چه کاری از دست من برای کشورم برمیآید؟ جوابش این بود: نوشتن.
گر دستهٔ گل نیاید از ما
هم هیمهٔ دیگه را بشائیم
خواستم با این هیمه قدری اجاقش را گرم نگاه دارم بهنسبت زود بارقهای بر دلم تابید که بیندیشم که متعلق به کشور بزرگی هستم و چون جلوتر آمدم بر یقینم افزوده شد که با دیاری مظلوم و نامآوری ناشناخته سروکار دارم.
از آن پس، این آرزو و دلمشغولی مرا ترک نگفته است که اين کشور نارسیده به کام، سرانجام روزی بر پایگاهی که سزاوار آن است بنشیند. و این مردم که علیرغم حادثات بر سر هم عمق نجیبانهای دارند جو مناسبی بیایند تا اصالت و استعداد خود را به بروز آورند.
هر قوم کهنسالی -که ایرانی یکی از آنهاست- از آنجا که مداومت تمدتی خود را نگاه داشته، رمزی در کارش است. اين یک جوهرهٔ حیاتی است. چون نام دیگری نیست میتوانم آن را «فرهٔ نگهبان» یک قوم بخوانم؛ و آن مجموع استعدادها و چارهگریهایی است که حیات ملی ملتی را از فرو افتادن باز میدارد.
چون به تاریخ دراز این کشور نگاه کنیم آن را جابهجا و گاهبهگاه در افول یا درخشش میبينيم. از دیدگاه بدبینانه موارد دلسردکننده هست؛ اما در کنارش دید خوشبینانه نیز بینصیب نیست. گواهانش اینهایند: استعداد مقاومت و صبر بسیار مردم، نوجوانانی که با شرایط نهچندان مساعد در المپیاد جهانی کسب امتیاز میکنند، جوانانی که در جنگ ایران و عراق، مانند حسین منصور حلاج رقصکنان به جانب مرگ رفتند ایرانیانی که تکتک در سراسر جهان در رشتههای مختلف علوم فضایی، پزشکی، ریاضی حتی کسب و کار برجستگی نمایانی از خود بروز میدهند، پنجههای شریفی که با وضعی دشوار، با خوشرویی جوانی خود را در نقشهای قالی مدفون میکنند. اینها را که در کنار هم میگذارم گذارم با خود میگویم، نه، هنوز ریشه در آب است.
طی چهل گذشته در نوشتههایم بر گرد این جوهر حیاتی تنیدهام، آرزو و انتظارم آن بوده است که آن را سرسبز بیابم. آنچه از آن خشنودم آن است که هرگز حتی در لحظههای تلخ تردیدی راجع به حقانیت ایران به خود راه ندادهام.
حرف دیگری که همواره داشتهام آن است که مردم را به دستاویز آنکه ظاهر ساده دارند یا از جهان بیخبرند نباید دست کم گرفت. این، خطرناک است. در مردم هوش دومی هست که خارج از هوش مکتسب و شناختهشده کار میکند. حرف نزدن همواره دلیل بر ندانستن نیست. بهخصوص به این جوانان باید جوابی داد که به درون گوش برود،
نه آنکه از پرهٔ آن فرو افتد. ایران به همهٔ مردم آن تعلق دارد، خاصّه به جوانسالانی که آینده را در برابر دارند، و اگر این فکر برای کسانی باشد که «خیر مملکت همان است که خیر ماست» باید مشفقانه به آنان گفت: «روزگار حسابگیرندهٔ بیگذشتی است.»
محمدعلی اسلامی ندوشن
-------
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
دکتر اللهیار خلعتبری درگذشت
دکتر خلعتبری در سال ۱۳۲۶ در قزوین به دنیا آمد، در تنکابن به مدرسه رفت. لیسانس را در دانشگاه تهران اخذ کرد و ارشد و دکتری را در دانشگاه سوربن فرانسه گذراند. و سپس استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی شد.
وی امروز هشتم اسفند ۱۴۰۴ بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت.
@dr_eslaminodoushan
فهرست آثار دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن، منتشرشده در انتشارات سرو سخنگو
🌲🌲🌲🌲🌲
نشر سرو سخنگو به عنوان ناشرِ تخصّصی آثار دکتر اسلامی نُدوشن، تمام آثار این نویسنده را با ویرایش جدید و اضافاتی منتشر کرده است. شایان ذکر آنکه چاپ جدید این آثار به تأیید شورای نظارت بر نشر آثار دکتر اسلامی نُدوشن و دکتر شیرین بیانی رسیده است. سایر آثار دکتر اسلامی نُدوشن نیز بهمرور چاپ خواهد شد. فهرست آثار چاپشده به شرح زیر است:
زندگینامه
۱- دورهی کامل چهارجلدی «روزها» (در دو جلد)،
۲- «شور زندگی»، رمانی بر اساس زندگی ونسان ونگوگ، اثر ایروین استون، بدون هیچگونه سانسور،
سفرنامه
۳- آزادی مجسمه، یادداشتهای سفر به آمریکا و کانادا،
۴- در کشور شوراها، یادداشتهای سفر به روسیهی شوروی، تاجیکستان، قزاقستان و...،
۵- صفیر سیمرغ، یادداشتهای سفر به چند کشور خارجی و چند شهر داخل ایران،
۶- کارنامهی سفر چین، یادداشتهای چند سفر به چین،
(سفرنامههای پراکنده در سایر کتابها _بهخصوص کتابِ بازتابها_ در کتابهای بالا آمده است)،
داستان
۷- ابر زمانه و ابر زلف (کتاب سال ایران)
ادبیات
۸- ماجرای پایانناپذیرِ حافظ،
۹- چهار سخنگوی وجدان ایران (فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ)،
- سعدی، خاک شیراز و بوی عشق، اثر دکتر شیرین بیانی،
ایران و تاریخ
۱۰- ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایهی همای
- تاریخ مُهر، اثر ملکزاده بیانی
تعدادی از آثار نیز در انتظار مجوز هستند که انتظار میرود با صدور مجوز و پیگیری ناشر، تا پایان سال بیش از ۱۵ اثر از دکتر اسلامی نُدوشن به چاپ برسد.
.............................
📌 نشانی سایت
https://sarvesokhangou.ir
📌نشانی صفحه اینستاگرام
https://www.instagram.com/sarvesokhangou
#سرو_سخنگو 🌿
🆔 @sarvpub
..............................
محمدعلی اسلامی نُدوشن درباره ایران چه میگفت؟
(بازخوانی ایرانِ فرهنگی در روزگار آشوب)
📝 حمید شاکری
(دکتری جامعهشناسی، عضو موسسۀ ایرانشناسی بریتانیا)
-————
محمدعلی اسلامی نُدوشن از آن چهرههایی بود که ایران را نه موضوع تحقیق، بلکه تجربه زیسته میدانست. حقوق خوانده بود، ادبیات تدریس کرده بود، و جهان را دیده بود، اما ریشهاش همیشه در خاک ایران مانده بود. او نه خطیب سیاسی بود و نه روشنفکری پرهیاهو؛ بیشتر شبیه راوی آرام یک خانه قدیمی. در روزگاری که بسیاری یا شیفته غرب شدند یا خشمگین از آن، اسلامی نُدوشن راه سومی را برگزید: فهمیدن ایران. نه با شعار، نه با نفی، بلکه با تأمل. شاید به همین دلیل است که نوشتههایش هنوز حس گفتوگویی صمیمی با یک نسل را دارند.
اسلامی نُدوشن جملهای دارد که کلید فهم اندیشهاش است: «ایران یک مسأله نیست، یک عاطفه است.» او ایران را نه پروژهای سیاسی، بلکه یک خاطره جمعی میدید؛ مجموعهای از زبان، شعر، تاریخ و زیست مشترک. برای او، ایران در فردوسی و حافظ زنده بود، در کوچههای خاکی و در حافظه مردم.
ادامه متن را در تصاویر بخوانید.
------
کانال دکتر محمد علی اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan