2252
•دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن| شاعر، مترجم و نویسنده فرهنگ و ادبیات فارسی• •دکتر شیرین بیانی| محقق،مورخ و مترجم ایرانی• نشانی صفحه رسمی اینستاگرام : https://instagram.com/eslaminodoushan?igshid=1fffur964l1un
«سپهری مرد سادهدل و نجیبی بود و زود زندگی را ترک گفت. البته گاهی برخی ملاحظات شخصی هم به شهرت اشخاص کمک میکند؛ مردم طالب چیزهایی از شخصیت شاعرها هستند که اگر مطابق میل و طبعشان باشد، آن را به آثار او نیز تسرّی میدهند. این موضوع مربوط است به خاصیت طبع احساساتی ایرانی...»
📚یادِ یاران، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو، به زودی
🎵شعر نشانی از سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
اینگونه حکومتها که میتوان آنها را دموکراسیِ مسخشده نامید، اگر قدرتِ مطلق را در دست داشته باشند و زمانه ایجاب کند، به هیچگونه از عاطفه و ادراکِ بشری اعتنا نمیکنند.
ولی چون زمانه رنگی دیگر گیرد، پای مذهب یا حماسههای تاریخی یا سُنن ملّی را به میان میکشند و به عنوان پشتیبانی و هواداری از اینها عوام را فریفته و سرگرم میدارند.
در دموکراسیهای مسخشده، تن و روانِ مردم را در زنجیر نگاه میدارند. به کودک و پیر و جوان اندرز میدهند که در برابرِ محرومیّت و ستمکشی هرچه صبورتر باشند و از تاریخ حجّت میآورند که نیاکانِ آنان نیز چنین بودند و سرانجام از خداوند متعال خواستار میشوند که آنان را در این خدمت و امرِ خیر یاری فرماید!
📚روزها، جلد سوم و چهارم، نشر سرو سخنگو
@dr_eslaminodoushan
میتوان دید که تراژدیِ واقعی مربوط به داخل است و از قلبِ خودِ کشورهای معروف به عقبمانده سر برمیآورد. در این سرزمینها بیدادگری و نابرابری، ریشهدار است.
اقتصادی را که در آن غنی روز به روز غنیتر بشود و فقیر، روز به روز فقیرتر، نمیتوان اقتصادِ سالمش خواند!
دورنمای پیشرفت، تار مینماید؛ هنگامی که میبینیم که از یک سو ثروتهای هنگفت است و از سوی دیگر بینوایی سیاه...
📚آزادی مجسمه، دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو
@dr_eslaminodoushan
برای آنکه «فردابینی» مجالِ بروز بیابد، باید جامعه احساسِ امنیّت بکند، امنیّتِ بیرونی و امنیّتِ روحی هر دو. باید از این مدارِ دیرینهسال بیرون آید که بترسد از اینکه ضمیرِ خود را به ابراز آوَرَد و حرف بزند.
این جاست که در یک جامعه، نقش رهبرانِ فکری یعنی کسانی که دانشور یا روشنفکر خوانده میشوند بسیار حسّاس میگردد، و در این میان آنها که معلّم، روزنامهنویس، ناطق و فکرساز هستند، مسئولِ اوّل قرار میگیرند. سامانِ کشور باید به گونهای باشد که اینان بتوانند بر وفقِ وجدان وظیفهی خود را به خوبی انجام دهند.
#روزها_جلد_سوم_و_چهارم
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
«مولانا تا ۳۸ سالگی شعر نمیگفت. پس از آنکه شمس را دید و او وارد زندگیاش شد، این غزلیات شورانگیز و بینظیر را سرود، به تعداد زیاد. طی شانزده سال، کار مولانا سرودن این غزلیات بود، همراه با سماع...
مولانا این سبک را ایجاد کرد که حاکی از کوشش مداومی است برای کندهشدن از روی زمین و عروج به سوی بالا و حرکت کردن است...»
📚رنگ و بیرنگی (گفتارهایی دربارهی مولوی)، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو، به زودی
هفتم مهرماه، روز بزرگداشت شمس تبریزی گرامیباد.
«عشق مولانا و شمس تبریزی، عشق فراگیرنده بود...شمس تبریزی، آتشفشان درونی مولانا را به فوران رساند.»
(دکتر شیرین بیانی)
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🎉یک پیشنهاد شگفتانگیز
به مناسبت روز گردشگری، سفرنامههای استاد اسلامی ندوشن با امکان خرید چهار قسطه و ارسال رایگان تقدیمتان میشود.
🗽آزادی مجسمه، سفرنامهی آمریکا، چهار قسط ۲۶۲ تومان+ارسال رایگان
🎎 کارنامهی سفر چین، چهار قسط ۳۵۰ تومان+ارسال رایگان
🪆در کشور شوراها، سفرنامهی روسیه ( شوروی سابق)، تاجیکستان، چهار قسط ۳۱۲ تومان+ارسال رایگان
🐦🔥صفیر سیمرغ، سفرنامهی افغانستان، دانمارک، ترکیه، پاریس، نیشابور، اصفهان، لندن، ایتالیا و بلغارستان، چهار قسط ۴۱۲ تومان+ارسال رایگان
برای تهیهی هر اثر، کافیست روی لینک کتاب ضربه بزنید یا به سایت سرو سخنگو مراجعه فرمایید.
https://sarvesokhangou.ir
«برگریزان» فصلِ خزان است، در عین حال فصلِ میوه نیز هست؛ چه، در این فصل است که هر درخت بارِ خود را بر زمین میگذارد...
🍂🍂🍂🍂
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
همزمان با آغاز سال تحصیلی، خاطرهی شیرین استاد اسلامی ندوشن از مدرسه رفتنشان را بخوانیم:
«مدرسۀ مبارکۀ کبوده
مدرسۀ ابتدایی کبوده[ندوشن] تابلویی داشت که بر آن نوشته شده بود: «مدرسۀ مبارکۀ کبوده». چند سالی بود که باز شده بود، در یک خانۀ کلنگی که در و پنجرۀ درستی هم نداشت.
چون دیگر هفتساله شده بودم، پس از بازگشت از عتبات مرا به آن سپردند. معلم مدرسه که خود او مدیر نیز بود—و همان یک نفر بود با یک فراش—مردی بود بهنام «ملا هادی». در واقع دوران بازنشستگی خود را صرف این شغل میکرد. در گذشته جلودار یک قطار شتر معتبر بوده که به حمل کالا و بار تجارتی میپرداخته بود. «جلودار» به کسی گفته میشد که رئیس کاروان و رئیس ساربانها بود و او معمولاً خربندریای داشت که سوار بر آن، در هر منزل دو سه ساعت جلوتر از قافله به منزل بعدی میرسید و ترتیب جا و مکان ساربانها و علوفۀ شترها را میداد. چنین کسی البته میبایست سواد خواندن و نوشتن و سیاق داشته باشد، مردی کارآمد و مراحلشناس باشد و بداند که چگونه با کاروانسرادارها و شهریها و سوداگرها صحبت کند؛ گذشته از این، بدنی مقاوم و سالم داشته باشد.
مدیر ما واجد همۀ این شرایط بود. مردی بود با ریش و موی جوگندمی که بعدها به سفیدی ابریشمین گرائید؛ نزدیک شصت، کوتاهقد و چارشانه، با استخوانبندی محکم، دارای جذبه و استحکام اراده. خط بسیار خوب و خوانائی داشت و سیاق را عالی میدانست. سالهای سال زندگی در بیابان و معیشت کاروانی او را سرزنده و چالاک نگاه داشته بود. چون قدش کوتاه بود سینه به جلو میداد و مطنطن راه میرفت، و محکم حرف میزد. هنگام شلاقزدن خیز کوچکی به عقب برمیداشت، حالت رقص مختصری به دو پای خود میداد، و تازیانه را فرود میآورد. دستهای کوچک و تپلمآبش بهطرز عجیبی ظرافت قلمگیری و استحکام بزنبهادری را در خود جمع کرده بود. اما من چند سالی که با او بودم هرگز طعم شلاق او را نچشیدم، و ناچار همان نظارهگر باقی ماندم، زیرا هم از خانوادهام ملاحظه داشت و هم خود من تخسیِ خاصی از خود نشان نمیدادم که مستلزم مجازات اینچنانی باشد.
ملا هادی چون خطوربط خوبی داشت، گذشته از مدیری و معلمی، سندنویسِ ده نیز بود. همۀ قبالهها، عقدنامهها و اسناد مهم به خط و انشای او بود. به اصطلاحات آشنا بود و القاب و عبارات را بهجای خود بهکار میبرد. هر مورد که پای تنظیم سندی در کار بود، او را خبر میکردند و او (حتی اگر فوریت داشت وسط درس) خود را میرساند. قلمدانش را همیشه همراه داشت. مینشست و کاغذ را روی زانو میگرفت و بیهیچ خطزدنی، منظم مینوشت؛ با انحناها و ظرافتهائی که یک خط خوب شکسته میبایست داشته باشد.
مدرسه برایم سرگرمی تازهای بود و آن را دوست میداشتم...»
ادامه دارد...
📚کتاب روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
اوّل مهرماه، زادروز خسرو آواز ایران، استاد محمدرضا شجریان، بر هنرمندان و هنردوستان مبارکباد.
به فرمودهی دکتر اسلامی ندوشن:
«زندگی بر ما به منزلهی یک قفس است، زیرا عرصهی آن به فراخیِ تخیّل و آرزوی ما نیست. هرچه بتواند دیوارهی این قفس را دورتر ببرد، از آن استقبال داریم. یکی از آنها تصوّرِ آفریدن است، ساختن و پدید آوردنِ چیزی؛ که بهترین تجلّیِ آن در هنر نمود میکند.
هنر از کارِ سودآور اثر بخشتر است، زیرا از عمقیترین نهادِ انسان سر برمیآورد، انسان را با عالمِ بالا و دنیای آرمانی پیوند میدهد.
زیبایی آن است که در تعریفِ محسوسی نگنجد و هنر نیز که جستجوی هنجار و بیرونشُد از تنگناست، همین خاصیّت را دارد.»
📚یگانگی در چندگانگی(زندگی عشق مرگ)، بهزودی از نشر سرو سخنگو
کانال دکتر اسلامی نُدوشن
@dr_eslaminodoushan
۳۰ شهریور، زادروز فریدون مشیری گرامیباد.
«مشیری فقط شاعر کوچه نبود، او روانشناس بود. او در گفتارش به ندرت از خودش حرف میزد و بیشتر از عشق میگفت. سخن بهترین ودیعهای است که به انسان اعطا شده؛ چرا که بیانگر انسانیت است و اندیشه به این علت اهمیت دارد که فاصلۀ بین روشنایی و تاریکی را روشن میکرده است.
فریدون مشیری شاعر اعتدال بود و نگهدار اندازه در بیان. علاقۀ مردم به او به خاطر همین اعتدال بود.»
🎵موسیقی پیوست: شعر «ریشه در خاک» با صدای فریدون مشیری
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
آموزش است که آمادهکردنِ نسل آینده را بر عهده دارد. آموزش چیزِ کوچکی نیست. در آن محدود نمیماند که مقداری زبانِ فارسی یا جدول ضرب یا ریاضی و فیزیک به بچّه یاد داده شود و یک دیپلم به دستش بدهند، بلکه باید انسانی بپرورد که طرز تفکّر و تربیتش بتواند یک شهروند مفید به جامعه عرضه کند، و نه یک آدمی که مصرفگر و سَربار باشد و یک انسانِ پُرتوقّع.
البتّه جوانها خودشان مقصّر نیستند، آنها میگویند «که به هر دست که میپروردم میرویَم!» الان در همهی کشورها تمامِ وزنهی دنیا روی آموزش حرکت میکند، که این آموزش چقدر بتواند بازده داشته باشد و از چه نوع.
اگر به آموزش فکر نکنیم همه چیز هدر میرود، تمام بودجهای که برای آن در نظر گرفته شده، تمام وقت و انرژیای که صرف میشود. تمام گسیختگیها از چگونگیِ آموزش آغاز می شود. آموزش است که تفکّر و جهانبینیِ ما را شکل میدهد و وقتی درست نباشد این جهانبینی مختل میماند.
#باران_نه_رگبار
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
شاعر مهم دیار آذربایجان
۲۷ شهریورماه، زادروز جناب شهریار و روز شعر و ادب فارسی گرامیباد.
«شهریار شاعر معروفی است و بهویژه آذربایجانیها توجه زیادی به او دارند. او بعداز منظومههای موفقی که در زبان ترکی آذری سرود، آوازۀ تازهای پیدا کرد. شعرهای فارسی او هم خوب و متوسط دارد و محتاج گزینش است.
من تمام شعرهای شهریار را نخواندهام؛ بنابراین نمیتوانم قضاوتی صائب داشته باشم. او چند قطعۀ خیلی معروف دارد که نشان میدهد طبعش بسیار روان است. در عینحال، در زبانش مقداری کلمات از نوع روزنامهای و کوچهای میتوان دید که با شعر کلاسیکی که او متعلق به آن است و بهعنوان غزلسرا شناخته میشود، زیاد متناسب نیست؛ همین مسئله از انسجام شعر او کاسته است.
در هر حال، شهریار کسی است که تعدادی از شعرهای او در بین مردم معروف و مشهور است. شاید بتوان گفت که در عصر ما، بعد از بهار، شهریار بیش از همه جا افتاده است. آذربایجانیبودن هم به او کمک کرده است؛ چون شاعر مهم آن دیار است.»
📚یاد یاران، نشر سرو سخنگو، به زودی
🎵موسیقی پیوست: غزل «پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند...» با صدای شهریار
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
ما پایبندِ دلبستگیهای خود هستیم. دلبستگیها شاخه شاخهاَند، خوش به حالِ کسانی که خود را به شاخههای بلند میآویزند.
#بهار_در_پاییز
@dr_eslaminodoushan
درازترین نبردِ افسانه بر سرِ خونِ بیگناه، که «سیاوش» بود به جریان افتاد، و این جنگِ کنایهای که در میانِ داد و بیداد در گرفته بود، هرگز در جهان متوقّف نشده است، زیرا درختی که از «خون سیاوشان» روئید، هرچه آن را بِبُرند از نو سر میزند.
#سخنها_را_بشنویم
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
به مناسبت چهاردهم مهرماه، روز تهران، بخشی از مقالهی «پایتختی که تبدیل به پای تخته شدهاست» را بخوانیم:
شهری که از لحاظ دادههای طبیعی آنقدر نازنین است، سالهاست که جنگلِ بتون و آهنپاره شده است. مرغها از آن فرار کردهاند، حتّی خرابهای آنقدر مهمانپذیر ندارد که جغد بر آن بنشیند. زمانی که تهران برای خود شهری بود، حتّی ندارها و بیامکانها هم از آن بهرهای داشتند: «بوی بهار میشنیدند، شکوفه و بلبلی در گوشه و کنار خبرِ نو شدنِ سال را میداد. حزنِ لطيفِ پائیز بود و برگها در زیر پا خِشخِش میکردند. صدای شُرشُر آبی میآمد که گندیده نبود.»
ولی اکنون درازیِ ساختمانها، غلظتِ هوا که طعمِ گریسِ سوخته دارد، چالهها، موتوسيکلت در پیادهرو، تعفّنِ هرزِ آب، و از همه بدتر بوی «بُق کردگی»... شما را وا میدارد که فقط سر در گریبان فرو برید و روح خود را بخارانید، چنانکه گویی گَری گرفته است و سالهاست که حمّام نرفتهاید.
📚سخنها را بشنویم، دکتر اسلامی ندوشن، ۱۳۶۹
🎞️ از مستند «تهران انار ندارد»
@dr_eslaminodoushan
«بر سمندِ نیروی خود متّکی بودم. آرزویم این بود که با ادبیات، هم امرارِ معاش بکنم و هم عیش. همواره عقیدهام این بوده که سعادتِ انسان در این است که گرایشهای درونیاش با شغلش همخوانی داشته باشد.»
#روزها_جلد_اول_و_دوم
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
کودکی که به شنیدن قصه و خواندن کتابهای داستانی میافتد—که در آنها سرگذشت شاهزادهها، قدرتمندان، پریها و خوشبختهای عالم است—خواه ناخواه ذهنش بهنحوی پرورده میشود که آرزو میکند چون بزرگ شد، شبیه به یکی از آنها شود. اما من در خیالپروریهای خود، هنگامی که آیندهام را مجسم میکردم، هرگز چنین آرزویی نداشتم. الگوی انسان آرمانیای که در برابرم بود، نه امیر بود و نه وزیر؛ قدرت و ثروت و بروبیا در کار نبود. آنچه در آرزویم بود، آن بود که روزی بتوانم کتابی بنویسم که «سرآمد کتابها» باشد؛ نمیدانستم چه کتابی، به شعر یا به نثر. آنچه در تخیلم میگنجید آن بود که جواب سؤالهای انسانی در آن یافته شود. گرچه این آرزو برآورده نشد، در سراسر زندگی حتی یک لحظه از تنیدن بر گرد آن غافل نماندم.
چند سال بعد هم که نخستین بار در شهر اقامت گزیدم، هیچ شخصیتی از نوع رئیس یا تاجر یا فرماندار نظرم را جلب نکرد. بیشترین تحسینی که در خود یافتم، برای سید روضهخوانی بود که در کتابفروشی بازار «میر» دیدمش؛ به من گفتند که او کتابی نوشته و چاپ کرده است و کتابش را هم نشانم دادند. نخستین مؤلفی بود که از نزدیک میدیدم. خوب به هیکل و سیمایش خیره شدم تا ببینم چه برتری و تمایزی نسبت به دیگران دارد که توانسته است محصول اندیشههای خود را به طبع برساند. سربِ حروف و ماشین چاپ در نظرم با هالهای از تقدس همراه بود؛ شبیه به احساسی که نخستین بار، هنگام دست کشیدن به ضریح، به من دست داده بود.
نمی دانم از کجا و چگونه این اعتقاد به کتاب در من پیدا شده بود، زیرا در آن زمان در کبوده در چنین جوّی زندگی نمیکردم. هیچ کتابنویسی پیدا نمیشد، هیچ عامل تشویقکنندهای در این زمینه به چشمم نمیخورد. اعضاء خانواده و خویشانم ابداً در این وادی سیر نمی کردند و همانگونه که با یک گل بهار نمیشود، خواندن یک یا دو کتاب قدیمی از جانب بعضی از آنان کافی نمینمود که چنین وسواسی را در من پدید آورد....
📚 روزها، محمدعلی اسلامی ندوشن، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو
@dr_eslaminodoushan
برشی از مقالهی «ایران را از یاد نبریم» نوشتهی محمدعلی اسلامی ندوشن
سال ۱۳۳۹
@AmirTravels
«هشتم مهرماه، بزرگداشت جناب مولانا، گرامیباد.»
مثنوی بر محور عشق حركت میكند
توجه به اين نكته لازم است كه چه اتفاقی باعث شده زبان فارسی يكی از پرعشقترين زبانهای دنيا شود؟ در هيچ زبان ديگری به اندازهی اين زبان از عشق صحبت نشده است.
گاهی برخی حوادث ايرانيان را مجبور كرده كه گريزگاهی به نام عشق برای خود بيابند. ايرانيان بيش از هر چيز تمايل داشتند تا يكپارچگی خود را حفظ كنند و برای جلوگيری از تجاوز به اين يكپارچگی، به فرهنگ پربار خويش پناه آوردند. عشق نيز در مركز توجه فرهنگ ايرانی قرار میگيرد.
بار سنگين ادبيات عرفانی بر روی كلمهی «عشق» است، البته اين عشق ارتباط ساده بين دو نفر نيست؛ بلكه بعد وسيعی مييابد و به نيروی جهندهی حيات مبدل میشود؛ به گونهای كه همهچيز بايد با عشق حركت كند تا زندگی جان بگيرد. عشق در ادبيات ايران به كائنات و نباتات و... تسری مييابد.
مولانا نيز بر همين اساس، حركت «ديوان كبير» را بر روی محور «عشق» تنظيم میكند.
📚رنگ و بیرنگی (گفتارهایی دربارهی مولوی)، نشر سرو سخنگو، بهزودی
////////
@sarvpub
«هیچچیز ثمربخشتر و با ارزشتر از یک میراث غنی نیست؛
از طرف دیگر، هیچچیز برای ملّتی خطرناکتر از این نیست که بنشیند و بخواهد تنها با آن میراث زندگی کند.
یک ملّت اگر فقط از نیاکان خود پیروی کند، پیشرفت نخواهد کرد.
آنچه ملّتی را بر سر پا نگه میدارد، کار زنده، ابداعی و خلّاق است.»
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🌍📚 به مناسبت روز جهانی گردشگری سری بزنیم به شهرها و کشورهایی که در سفرنامههای دکتر اسلامی ندوشن ذکر شده و کتابهایی که بهترین آثار در حوزهی سفرنامهنویسی ایران شناخته میشوند، پس تا آخر این ویدئو، همسفر ما باشید. ☺️🙏
////////
@sarvpub
تنبیه بهقدر کافی رایج بود
یک تفاوت مدرسه با جاهای دیگر آن بود که در آنجا چند نیمکت شکسته بود که ما روی آنها مینشستیم. این خود حالت تجدد و فرنگیمآبی به ما میبخشید و میان مدرسهٔ جدید و مکتبخانه فرق ایجاد میکرد. در هیچ نقطهٔ دیگرِ کبوده میز و صندلی دیده نمیشد؛ در خانهٔ ما فقط یک صندلی لهستانی بود برای روضهخوانی که کس دیگری بالای آن نمینشست. تصور آنکه انسان بتواند روی یک شیء بلند بنشیند و پاهایش را دراز کند، برای من تازگی داشت.
تنبیه بهقدر کافی رایج بود؛ مثل اینکه مدرسه بیتنبیه تصورپذیر نبود که بتواند سرپا بایستد. برای مجازاتهای دمدستی ترکهٔ انار بود، تروتازه، که به دستور مدیر، بچهها میرفتند و از باغ همسایه میکَندند؛ و در موارد سختتر شلاق و فلک.
این مجازات نهتنها ناظر به رفتار در مدرسه، بلکه به رفتار در خانه نیز بود. گاهی پدرها یا مادرها میآمدند، یا پیغام میفرستادند و تقاضای تنبیه فرزندشان را میکردند. من اگر در خانه کار بدی میکردم، معصومه که نمیخواست نسبت به خودِ من بدزبانی کند میگفت: «من یک مشت پشم برمیدارم و میبرم توی کلاه این مدیر میگذارم!»
صحنهٔ شلاقزدن یا ترکهزدن برای بچههای دیگر که تماشا میکردند، خالی از هیجان نبود؛ احساس کنجکاوی آمیخته با کمی ترس، که این ترس از لذت آن نمیکاست.
ترکه و شلاق را غالباً خود مدیر میزد و یا به فراش دستور میداد که بزند؛ و اگر فلک در کار بود، دو تا بچه که سرشان برای این کارها درد میکرد، دو سر آن را میگرفتند. ترکهٔ انار میبایست خیلی دردناک باشد، ولی شلاق مهیبتر و ترسانگیزتر بود؛ مانند مارِ شرزه میپیچید و دم تکان میداد. فرودآوردنش نیز مهارتی لازم داشت؛ با آهنگ نواخته میشد و صدایش و پیچوتابش نیز جزو مناسک بود. کسانی که خوب بلد بودند هنگام نواختن، شلاق را بهصورت آلتِ زندهای درمیآوردند که گفتی خود، آگاه به مأموریت خویش است.
📚کتاب روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
چهارمین جایزه بینالمللی «یوسف بکار» به کتابی درباره "روزها" اهدا شد
دکتر سید ابراهیم آرمن، دانشیار گروه مترجمی زبان عربی دانشگاه آزاد، با تألیف کتاب «السیرة الذاتیة فی الأدبین العربی والفارسی: (الأیام) لطه حسین و(روزها) لمحمدعلی إسلامی ندوشن أنموذجا»، موفق به دریافت چهارمین دوره جایزه بینالمللی «یوسف بکار» انجمن نویسندگان اردن شد.
این جایزه به مبلغ سه هزار دلار و با هدف تقدیر از پژوهشهای برجسته در حوزه مطالعات تطبیقی و همسنج ادبیات عربی، فارسی و ترکی برگزار میشود.
کتاب دکتر آرمن با تمرکز بر بررسی تطبیقی زندگینامههای «الأیام» اثر طه حسین و «روزها» اثر محمدعلی اسلامی ندوشن، نمونهای از پژوهشهای میانرشتهای در حوزه ادبیات تطبیقی و مطالعات عربی ـ فارسی است.
این کتاب توسط انتشارات لوسیل در شهر دوحه کشور قطر چاپ شده و مراسم رونمایی از آن در سال 2022م در سی و یکمین نمایشگاه بینالمللی کشور قطر با حضور نویسنده کتاب و با اجرای رماننویس قطری جمال فایز در جمع تعدادی از نویسندگان جهان عرب برگزار شده بود.
به این نویسنده عزیز تبریک گفته و برای او آرزوی توفیق بیشتر را داریم.
#سرو_سخنگو 🌿
@Sarvpub
دانشمندی که جز این هدفی نداشته باشد که از طریقِ کومبین[ائتلاف و اتحادیه] و زدوبند به عنوان مقاطعهکار یا مهندس مشاور در طیّ چند سال گنج قارون بیندوزد، آیا زیانش بیشتر است یا سودش؟ یا ارشیتِکتی که هنری جز امضا کردنِ سیتواسیون [صورتحساب] ندارد و برای هر امضایش چندین هزارتومان مطالبه میکند؟
همینگونه است وضع طبيب و ادیب و هنرمند و حقوقدانی که فنّ خود را با انسانیّت توأم نکند.
پس در واقع آنچه ایران، قبل از هر چیز بدان محتاج است نه فنّ است و نه شعر؛ بلکه صفات انسانی است. باید اوّل انسانی در بین باشد تا سپس بتواند موضوع تخصّص عنوان گردد. ما اگر بحثی آغاز میکنیم، باید از اینجا آغاز کنیم.
آموزش باید معطوف به آن باشد که شخصیّت و مَنِش جوانان پرورده شود، روح آزادگی و نوعدوستی در آنان تقویّت گردد؛ به آنان فرصت و آمادگی داده شود که خود و کشور خود و جهانی را که در آن زندگی میکنند بشناسند و برای بهتر کردنِ آن همّت به کار برند؛ چه: «آفتی نبود بدتر از ناشناخت».
گمان نمیکنم کسی منکر این اصل باشد که هر درس خواندهای اعم از فنّی و غیر فنّی، اعم از طبیب و سیاستمدار و اداری، محتاج آن است که درست فکر کند، و آنچه را اندیشید، درست به بیان آورد.
گسیختگیای که در بعضی از شئون زندگی ما دیده میشود آن است که با هنرِ فکر کردن بیگانه شدهایم، نه تنها جوانان ما، بلکه سالمندان، رجال قوم و حتّی جمعی از دانشمندان ما، از این بلیّه در امان نماندهاند.
📚ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایهی همای، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
در امر آموزش باید این مورد را معلّمین در نظر داشته باشند که روحیّهی گرایش به میزنشینی، گرایش به کسب مدرک و بعد، استفاده از این مدرک به آن نوعی که میدانید، یعنی اشغالِ یک میز و در آنجا یک مقداری کاغذبازی کردن، در کودکان از بین برود.
باید از همان آغاز، نوع آموزش و تفکّرِ آموزشی ما در کلاس طوری باشد که جوان یا کودک به امید اینکه دیپلمی به دست بیاورد و کاغذباز بشود، این کار را نکند. علم را واقعاً برای هدفهای علمیتر، هدفهای نافعتر به جمع بیاموزد، نه به این خاطر که برود یک فرد عاجز و سربار و میزنشین بشود و یک مبلغی در ماه بگیرد و یک زندگی آبباریک ناچیزی بکند و تمام استعداد و وقت و هوش خودش را در این راه به گرو بگذارد.
این یکی از بلاهای دوران ماست، به خصوص در کشورهای دنیای سوم که هر کس فهمی، سوادکی پیدا کرد و دیپلم به دست آورد اوّلین هدفش این میشود که برود عضو اداره بشود، برود دیوانی بشود، یعنی واقعاً خودش را عاطل و باطل بکند و سربار دیگران گردد!
یک چیز خطرناک دیگر هم اضافه شده بر میزنشینی دولتی و آن، در سطح بخش خصوصی است، یعنی رفتن و استفادههای کلان بردن در آنجا، بدون آنکه کار تولیدی مفیدی انجام گیرد یا استعدادها در راه سالم به کار بیفتد یا درآمد، متناسب با کار باشد.
پس در واقع این وابسته میشود به مطلبی که گفتم، یعنی همراه کردن عمل و نظر در آموزش. باید از همین جا آثارش شروع بشود، که کسی که یک دوره آموزش دید، یک آدمی باشد مثبت و کارآمد، که بتواند کار سودمند و خلّاق بکند.
#کارنامهی_چهلساله
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
در آستانهی سال تحصیلی جدید، بخشی از آراء و اندیشههای استاد اسلامی ندوشن را دربارهی وضعیت آموزش در ایران مرور میکنیم.
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
...از تابلوها که بگذریم، میرسیم به اسم مواد و کالاها و شرح و تفصیلهایی که به زبان انگلیسی بر آنهاست، که خود داستان جداگانهای دارد.
پیدا کردن دلایل این کار مشکل نیست؛ نخست، بیاعتقادی و بیاعتنایی به زبان ملی؛ دوم، عدم توانایی تشخیص خوب از بد و روا از ناروا و زیبا از زشت؛ سوم، وجود روح بوالهوس و پادرهوایی که انسان را میراند به سوی هر چه غیرخودی است: به سوی مُدپرستی، بیزاری از خود و اتکا به غیر.
همۀ آنچه گفته شد، ناشی از کمبود فرهنگ است. چون قومی از فرهنگ خود بُرید، هم به زندگی ملی بیاعتنا میشود، هم قوۀ تمییز را از دست میدهد و هم خوی بیگانهپسند مییابد.
مفهوم کنایی این وضع، بسی خطیرتر از آثار بیرونی آن است. اسم لباسشویی را مثلاً چه بگذارند «وایت» و چه بگذارند «نظیف»، نه در وضع شستن لباس تغییری پیدا میشود، نه در تندی و کندی کار ماشین و نه در قیمت کار؛ لیکن پناه بردن به نام خارجی، حاکی از ذهن زبون و علیل کسانی است که دل خود را به اسم خوش میکنند. بر همین قیاس، بهطور کلی دلخوش کردن به کلمه و حرف، یکی از ابتلاهای امروز شده است.
نبرد بین گفتار و کردار است. چون گفته شد و عمل نشد، بیاعتمادی میآید و بیاعتمادی، بیاعتقادی میآورد و بیاعتقادی، بیمسئولیتی؛ دیگر در این صورت هر کسی خود را آزاد میبیند که هر چه خواست بگوید و هر چه خواست بکند....
#فرهنگ_و_شبهفرهنگ
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
جامعیت علمی، ظرایف هنری و جاودانگی اندیشه دکتر عبدالحسین زرینکوب
📝 دکتر مهیار علویمقدم
سخن گفتن درباره استاد دکتر عبدالحسین زرینکوب، سخن گفتن درباره یکی از بزرگترین نویسندگان، فرهیختگان و استوانههای نامدار زبان و ادب فارسی و فرهنگ و اندیشه ایرانی است؛ استادی برجسته و بیمانند که نام و یادش همواره بر تارک فرهنگ و تاریخ سرزمین ما زنده و جاویدان مانده است. از این دانشمند فرزانه همگان به نیکی یاد میکنند و بهحق میتوان او را چهرهای کمنظیر در پهنه دانایی و معرفت ایرانزمین دانست.
متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
《 ایرنا 》
--------
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
●
خوشحالیم که هدیههای تولد استاد دکتر اسلامی ندوشن دارد یکبهیک به دستتان میرسد. از مشارکت شما در معرفی و نشر آثار استاد اسلامی ندوشن سپاسگزاریم، امیدواریم هدیه بعدی از آنِ شما باشد.
برایمان نوشتهاید:
《سلام. هدیهی باارزش شما امروز به دستم رسید و دلم رو گرم کرد. کتابی از دکتر ندوشن، یعنی تکهای از حافظه و فرهنگ این سرزمین. ممنونم برای این انتخاب شریف و برای محبتی که پشت این هدیه بود.
امیدوارم شایستهی خوندن و نگهداشتن چنین یادگاریای باشم. 🌱》
مبارکتان باشد.
#سرو_سخنگو 🌿
////////////
@sarvpub