4967
موقوفات دکتر محمود افشار به منظور تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی توسط دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ بنیاد گرفته است تهران - خيابان ولیعصر - سهراه زعفرانيه - خيابان شهيد عارفنسب - کوی دبیرسیاقی - شماره ۶ 📞 021-2271-6834 🌐 www.MahmoudAfshar.ir
جمعه بیست و یکم شوّال ۱۳۰۶
وزیر کلونی ـ آن شخص دهنکج ـ را پیش خواستیم. با او حرف میزنیم. او هم حرف میزد با دهن کج، از طرف چپ و آن ترکیب خیلی خنده داشت. با سایر وزرا هم قدری حرف زدیم و گردش کردیم تا وقت حرکت راه آهن برسد. همین که وقت رسید و خبر کردند بیرون آمدیم. از همان راه پارک و باغچه که آمده بودیم به کالسکه نشستیم. در اینجا خطر بسیار بزرگی از ما گذشت. کالسکۀ ما کالسکۀ درباری است و کالسکۀ تشریفات. چهار اسب قویهیکل سیاه، تازه از طویلۀ پادشاه بیرون آورده به کالسکه بستهاند؛ همین که سوار شدیم و جابهجا شدیم اسبها هوا برداشتند. غیر از آتشبازیهای هوایی که در سمت دریا بود و تماشا کردیم، در این سمت پارک هم آتشبازی زمینی گذاشته بودند. آتش کردند. جمعیت هم بود، هورا کشیدند. اسبها دیوانه شدند. امینالسلطان، وزیر عدلیۀ هلند و بورگمستر و مهماندار با ما بودند. اسبها کالسکه را از راه خارج کردند و بازی میکنند. یک وقت دیدم کالسکه روی باغچهها میرود. نردۀ دور گلکاریها شکسته و روی گلها حرکت میکند. فهمیدیم اسبها اختیار را از دست کالسکهچی گرفتهاند. دو نفر پیشخدمت که عقب کالسکه مینشینند افتادهاند. مهار چهار اسب در دست یک نفر کالسکهچی است. یک نفر هم معاون اوست. پهلوی او نشسته است. نمیدانیم چه کنیم و همه وحشت کردهاند. آخر هر طور بود کالسکه گیر کرد. کالسکه را واداشتند، اما دست و پای اسبها به زمین بند نمیشود و بلند میشوند. آنها که پیش ما بودند خودشان را گم کرده بودند نمیدانستند چه کنند. ما بهتر دانستیم در این موقع که کالسکه ایستاده زود پیاده شویم. هرچه گفتیم در را باز کنند نفهمیدند. آخر به مردم عوام الناس اشاره کرده گفتیم در را باز کردند. زود پیاده شدیم، داخل جمعیت شدیم. اطراف ما را گرفتند. امینالسلطان و سایر هم هر طور بود خود را پایین انداختند. حالا همۀ وزرا و اعیان که همراه ما بودند متوحش شده بودند. در مردم هیجان پیدا شده بود. فریاد میزدند. معرکه بود. هرچه کردیم آتشبازی را موقوف کنند، صدا را موقوف کنند بلکه اسبها آرام بشوند ممکن نشد. هر طور بود جلو اسبها را گرفتند و حالا میخواهند باز ما را سوار این کالسکه بکنند. ما گفتیم با این اسبها و این حالت نباید سوار این کالسکه شد، کالسکۀ دیگر بیاورند. کالسکۀ دیگر آوردند سوار شدیم، راندیم. شب تاریک است و به نصف شب چیزی نمانده است.
[روزنامۀ خاطرات ناصرالدّینشاه قاجار، از رجب تا ذیقعدۀ ۱۳۰۶ به انضمام سفرنامۀ سوم فرنگستان (بخش اوّل) (جلد پانزدهم)، به کوشش مجید عبدامین، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ج ۱۵، ص ۳۰۳-۳۰۴]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
مجلس یادبود دکتر جلال خالقی مطلق
به پاس سالها همکاری با بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
با سخنرانی:
سید مصطفی محقق داماد
ژاله آموزگار
سید احمدرضا قائممقامی
همراه با پیام تصویری:
محمود امیدسالار
شاهنامهخوانی:
امیر صادقی
و با نمایش فیلم «تا خداینامه» مستندی از زندگی استاد جلال خالقی مطلق (به کارگردانی محمدعلی میرزایی- نمایش برای نخستین بار در ایران)
دبیر جلسه:
شهریار شاهیندژی
پنجشنبه، ۱۶ مهر ۱۴۰۵
ساعت ۱۶
کانون زبان پارسی، واقع در باغ موقوفات دکتر محمود افشار
نشانی: خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، شمارۀ ۱۲
ورود برای عموم آزاد است.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولوی
مولانا جلالالدین محمّد بلخی (۶۰۴-۶۷۲ق)، چنانکه در مقدّمۀ منثور دفتر نخست مثنوی گوید، این کتاب را به استدعای حسامالدین چلبی سروده است. در سبب سرودن مثنوی آوردهاند که چون حسامالدین میبیند بعضی یاران الهینامۀ (حدیقه) سنایی و منطق الطیر و مصیبتنامۀ عطار را مطالعه میکنند، شبی در خلوت به مولانا میگوید که «دواوین غزلیات بسیار شد ... اگر چنانکه به طرز الهینامۀ حکیم و امّا به وزن منطق الطیر کتابی باشد تا در میان عالمیان یادگاری بماند و مونس جان عاشقان و دردمندان گردد به غایت مرحمت و عنایت خواهد بود و این بنده میخواهد که یاران وجیه من جمیع الوجوه توجّه کلّی به وجه کریم شما کنند و به چیز دیگر مشغول نشوند.» مولانا فوراً از سر دستار خود هجده بیت آغاز مثنوی را بیرون میآورد و به حسامالدین چلبی میسپارد و پس از آن نیز «در حالت سماع و حمام و قعود و قیام و نهوض و آرام به انشاد مثنویات مداومت نمودن گرفت. همچنان اتفاق افتادی که از اوّل شب تا مطلع الفجر متوالی املا میکرد و حضرت چلبی حسامالدین به سرعت تمام مینبشت و مجموع نبشه را به آواز خوب بلند باز بر حضرت مولانا میخواند و چون مجلّد اوّل به اتمام رسید حضرت چلبی به تلاوت ابیات و تصحیح الفاظ و قیود مشغول گشته مکرّر میخواند. از ناگاه حرم چلبی وفات یافته، فترتی در آن میانه واقع شد. بعد از دو سالِ تمام دوباره حال روحی حسامالدین بهبود مییابد و از مولانا میخواهد تا به سرودن مثنوی ادامه دهد. این واقعه یعنی آغاز سرایش دفتر دوم مثنوی، چنانکه مولانا تصریح کرده، به سال ۶۶۲ق بوده است. از اینجا معلوم میشود دفتر اوّل در سال ۶۶۰ق به پایان رسیده است. از سال ۶۶۲ به بعد بی هیچ وقفهای سرودن مثنوی ادامه مییابد: «و همچنان تا آخر کتاب اصلاً دیگر توقّفی نرفت. پیوسته متتالی میفرمودند و حضرت چلبی مینبشت و نبشته را بهکرّات میخواند تا به نهایت انجامید.» تاریخ اتمام سرودن مثنوی هم روشن نیست. دفتر ششم با حکایتی ناتمام پایان میپذیرد. از اشعاری که سلطانولد در اختتام مثنوی سروده معلوم میشود که مولانا اندکی پیش از وفات دست از ادامۀ سرودن مثنوی بازکشیده بوده است.
[مثنوی معنوی: چاپ عکسی نسخۀ خطی شمارۀ ۲۹۴۲ مرکز احیاء میراث اسلامی، کتابت ۷۰۱ق [دفتر چهارم]، به کوشش محمّد افشینوفایی و پژمان فیروزبخش، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، مقدّمه، ص یازده ـ دوازده]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بخش تاریخی شاهنامۀ فردوسی با یک واسطه که شاهنامۀ ابومنصوری باشد، به یکی از دستنویسهای خداینامه برمیگردد. در مقابل محمد بن جریر طبری در تألیف تاریخ الرّسل و الملوک گویا از منابع بیشتری، ولی به یقین از ترجمۀ عربی ابنمقفع و ابنکلبی بهره گرفته است و چنانکه میدانیم ابنمقفع یکی از مترجمان خداینامه بود. با وجود اختلافاتی که میان دستنویسهای متعدّد خداینامه در برخی جزئیات بوده، تفاوت اصلی مطالب تاریخ الرّسل با شاهنامه کمتر در اختلافِ اخبار منابعِ آنها، بلکه بیشتر در شیوۀ بهرهگیری مؤلفانِ آنهاست. بدین معنی که فردوسی اگر چه مطالبِ مأخذ خود را در لفظ میآراید و میپروراند، ولی چیزی از جزئیاتِ غیر تاریخی آن نمیزند. درحالیکه طبری تنها به نقل مطالبی که تاریخیاند بسنده میکند. این رفتار طبری، گذشته از اینکه سبب زدودن شیوۀ تاریخنگاری ایرانی است که تاریخ را با بینشهای دینی، آئینی و سیاسی در هم میآمیزد و از تاریخ آن میسازد که «میبایست رخ میداد» و نه آنچه «رخ داده است»، این فریب را نیز همراه دارد که تاریخ الرّسل را «تاریخنماتر» کرده است، بدون آنکه بر مأخذی «تاریخیتر» استوار باشد.
دکتر جلال خالقی مطلق، عضو هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
[شاهنامه و پایان ساسانیان: سنجش شاهنامه با منابع تاریخی از شورش بر خسروپرویز تا مرگ یزدگرد سوم، دکتر زاگرس زند، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم، ۱۴۰۴، ص ۲۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
دیوارنوشتههای مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد
مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد بنایی است از عهد تیموری که به همّت غیاثالدین پیراحمد خوافی، وزیر شاهرخ تیموری، در سال ۸۴۸ق ساخته شده است. کهنترین یادگارنوشتۀ این بنا یک رباعی منسوب به خیام است که در ۸۵۳ق نگاشته شده و تازهترین آن به روزگار معاصر میرسد. در کتاب حاضر الگویی جامع برای مستندنگاری دیوارنوشتههای این بنای تاریخی ارائه شده و در کنار بازخوانی متن یادداشتها، ثبت ویژگیهای ظاهری و جنبههای سبکی نیز طرف توجّه بوده است. این پژوهش دیوارنوشتهها را به منزلۀ پدیدهای فرهنگی با جنبههای اجتماعی و هنری پرشمار، مستند و تحلیل میکند.
[دیوارنوشتههای مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد، پژوهش و نگارش دکتر علی مشهدی رفیع و زهره خضری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]
علاقهمندان میتوانند از چهارم تا پانزدهم مهرماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
یکم مهرماه زادروز حسین منزوی
حسین منزوی (۱ مهر ۱۳۲۵ - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳) یکی از بزرگترین غزلسرایان معاصر بود که نگاهی تازه به غزل داشت و تحولی در زبان و مضامین آن ایجاد کرد. او در سرودن شعر نیمایی و ترانه نیز توانمند بود. از آثار شعری وی میتوان به حنجرۀ زخمی تغزّل، با سیاوش از آتش (برگزیدۀ غزلها) و از ترمه و تغزّل (برگزیدۀ اشعار) اشاره کرد. شعری که میخوانید از سرودههای اوست.
ایران صدای خستهام را بشنو ای ایران
شکوای نای خستهام را بشنو ای ایران
من از دماوند و سهندت قصّه میگویم
از کوههای سربلندت قصّه میگویم
از رودهایت، اشکهای غرقه در خونت
از رود رود کرخه، زاریهای کارونت
از بیستونکن عاشقان تیشهدارانت
وآن نقشهای بیگزند از باد و بارانت
از دفتر فال و تماشایی که در شیراز
حافظ رقم زد، جاودان در رنگ و در پرواز
از اصفهان باغ خزاننشناسی از کاشی
از میر و از بهزاد یعنی خطّ و نقاشی
از نبض بیمرگ امیر و خون جوشانش
که میزند بیرون هنوز از فین کاشانش
ایران من! آه ای کتاب شور و شیدایی
هر برگی از تاریخ تو فصلی تماشایی
فصلی همه تقدیر سرخ مرزدارانت
فصلی همه تصویر سبز سربهدارانت
فصل ستونهای بلند تخت جمشیدت
در سربلندی برده بالاتر ز خورشیدت
در ذهن من ریگ روانت نیز سرسبز است
حتی کویرت نیز در پاییز سرسبز است
میدانمت جای به مرداب اوفتادن نیست
میدانمت ایثار هست و ایستادن نیست
گاهیت اگر غمگین اگر نومید میبینیم
ناچار ما هم با تو نومیدیم و غمگینیم
با این همه خونی که از آیینهات جاریست
رودی که از زخم عمیق سینهات جاریست
میشوید از دلهای ما زنگار غمها را
همراه تو با خود به دریا میبرد ما را
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید از بیست و هشتم شهریور تا سوم مهر کتابهای انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با ۳۰٪ تخفیف عرضه خواهد شد.
شهروندان تهرانی میتوانند با مراجعه به دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یا کتابفروشی و نگارخانۀ افشار کتابهای انتشارات این بنیاد را با تخفیف ویژۀ این مناسبت تهیه کنند. هموطنانی که در شهرهای دیگر سکونت دارند نیز از طریق ارسال پیام مستقیم (دایرکت) به صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار قادر به ثبت سفارش کتاب خواهند بود.
پیوند صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار:
instagram.com/afsharfoundation
نشانیها:
دفتر مرکزی: خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، خیابان دبیرسیاقی (لادن)، شمارۀ ۶.
روزها و ساعات کاری: شنبه تا چهارشنبه از هشت صبح تا دو و نیم بعد از ظهر.
نگارخانه و کتابفروشی افشار: خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، شمارۀ ۱۲.
روزها و ساعات کاری: یکشنبه تا جمعه از یک ظهر تا هفت عصر.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
روزنامۀ خاطرات ناصرالدّینشاه قاجار (جلد پانزدهم)
مجلّد حاضر دربردارندۀ خاطرات روزانۀ ناصرالدّینشاه از رجب تا ذوالقعدۀ ۱۳۰۶ است. این جلد شامل بخش اوّل سفر سوم فرنگستان است. در صفحات ابتدایی کتاب ناصرالدّینشاه دربارۀ مسائل روزمرّه و مرتبط با این سفر توضیحاتی داده است و در ادامه با خروج از شهر تهران، گزارش سفر سوم فرنگ آغاز میگردد. شاه رویدادهای روزانۀ سفر خویش را تا هنگام خروج از انگلستان گزارش کرده است.
[روزنامۀ خاطرات ناصرالدّینشاه قاجار، از رجب تا ذیقعدۀ ۱۳۰۶ به انضمام سفرنامۀ سوم فرنگستان (بخش اوّل) (جلد پانزدهم)، به کوشش مجید عبدامین، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]
علاقهمندان میتوانند از بیست و نهم شهریور تا نهم مهر، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید از بیست و هشتم شهریور تا سوم مهر کتابهای انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با ۳۰٪ تخفیف عرضه خواهد شد.
شهروندان تهرانی میتوانند با مراجعه به دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یا کتابفروشی و نگارخانۀ افشار کتابهای انتشارات این بنیاد را با تخفیف ویژۀ این مناسبت تهیه کنند. هموطنانی که در شهرهای دیگر سکونت دارند نیز از طریق ارسال پیام مستقیم (دایرکت) به صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار قادر به ثبت سفارش کتاب خواهند بود.
پیوند صفحۀ اینستاگرام بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار:
instagram.com/afsharfoundation
نشانیها:
دفتر مرکزی: خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، خیابان دبیرسیاقی (لادن)، شمارۀ ۶.
روزها و ساعات کاری: شنبه تا چهارشنبه از هشت صبح تا دو و نیم بعد از ظهر.
نگارخانه و کتابفروشی افشار: خیابان ولیعصر، سهراه زعفرانیه، خیابان عارفنسب، شمارۀ ۱۲.
روزها و ساعات کاری: یکشنبه تا جمعه از یک ظهر تا هفت عصر.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بیست و هفتم شهریورماه روز بزرگداشت شعر و ادب پارسی
قلمرو زبان دری
تو را بدیدم ای یار، ای خراسانی
گشادهدست و دل و خندهروی و مهرسگال
مرا چه گفتی؟ گفتی که هین ز غصّه مموی
مرا چه گفتی؟ گفتی که هان ز درد منال
اگرچه خصم به کاشانهات فکند آتش
درین دیار تو بیگانه نیستی فیالحال
مرا تو همدلی و همزبان و همآیین
که مرز و بوم یکی بودهمان هزاران سال
من و تو صاحب یک خانه و ز یک پدریم
یکی زبان و یک آیین و یک سرشت و خصال
کدام خانه که نی شرق باشدش نی غرب؟
کدام دار ندارد جنوب یا که شمال؟
چنانکه نیست خراسان ز طوس تا بسطام
نه آریانا باشد ز بلخ تا چترال
اگر که هستم من از دیار نوذر و طوس
وگر تو هستی از سرزمین رستم و زال،
به شاهنامه نگر، قصّۀ گذشته بخوان
که داستانها دارد ز روزگار وصال
زبان نغزِ دری را قلمرویست فراخ
که مرغ وهم به پهنای آن بریزد بال
ز شرق تا به خُتن، غرب تا به قونیه گیر
شمال تا به بخارا جنوب تا بنگال
مباد کاسته از فرّ آریای کهن
به حقّ ایزد پاک مهیمن متعال
آصف فکرت
[ای زبان پارسی ... (دربرگیرندۀ شصت و شش گفتار)، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۱۵۵۴]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بیست و چهارم شهریورماه سالروز درگذشت دکتر عبدالحسین زرّینکوب، منتخب نهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
دنیای بدون ایران! این چیز دردناکی است و متأسّفانه هیچ نیروی مادّی و نظامی هم نمیتواند دنیا را از این سرنوشت غمانگیز نجات دهد. بسیار خوب، اگر درست است که نباید اجازه داد دنیای آینده از حضور ایران ـ از حضور فرهنگ ایران ـ محروم شود، باید کاری کرد که نسل جوان ارتباطش با ایران ـ با فرهنگ ایران ـ قطع نشود. این وظیفهای است که تاریخ بر عهدۀ ما گذاشته است، بر عهدۀ استادان ادبیات و وظیفۀ حساسی است، امّا آنها که میبایست از مرزهای مادی ایران دفاع کنند این اندازه هشیاری دارند که برای این دفاع از سلاحهای امروز استفاده کنند ـ نه از سلاحهای گذشته که جایشان در موزههاست. نه آیا دفاع از مرز فرهنگی ایران هم لازمهاش آن خواهد بود که پاسدارانش با سلاحهایی که دشمنان با آن مسلّح شدهاند مجهّز باشند؟ در این صورت پیداست که آنچه میتواند فرهنگ ما را، از هجوم بیگانه حفظ کند دیگر چیزهایی که به کلّی از سطح پیشرفتهای عصر پایینتر باشد نیست.
اینجا مسئلهای که در پیش روی ماست این است که آیا در فرهنگ گذشتۀ ما و در آنچه سنّت و ادبیات سنّتی ما خوانده میشود، چیزی برای دستاویز میتوان یافت که با سطح پیشرفتهای عصر هماهنگ باشد؟ البته که میتوان: ادبیات انسانی ما. این چیزی است که در مبالغات ظهیر و انوری و در تملّقهای فرّخی و معزّی نیست. در دریافتهای متعالی امثال عطّار، سعدی، حافظ و مولوی است.
«تدریس ادبیات و مسئلۀ پدران و فرزندان»، دکتر عبدالحسین زرّینکوب
[ای زبان پارسی ... (دربرگیرندۀ شصت و شش گفتار)، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۱۳۸۱-۱۳۸۲]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
قصّۀ اسکندر در میان ایرانیان، و بهتر بگوییم در پهنهای که قلمرو زبان فارسی و میدان انتشار معارف ایرانی بوده است، به خوبی مشهور و شناخته شده. گذشته از آنکه روایتی عامیانه از این قصّه توسّط نقّالان و قصّهخوانان در سر گذرها و در قهوهخانهها و برای پادشاهان و امیران نقل میشده و میشود، سرایندگان و نویسندگان بلندمرتبه هم این قصّۀ پرآوازه را به صور متعدد و با روایات مختلف در آثار منظوم و منثور فارسی مندرج ساختهاند و البته هریک از آنها از مأخذی قدیمتر در پرداختن اثر خود الهام گرفته و مطابق ذوق و اندیشۀ خود شاخ و برگها بدان مزید کرده است.
از راه همین قصّههای تاریخی و منابع اساطیری است که نام اسکندر و حدیث حیاتش و اقوالی که در حقّ او میگفتهاند به ادب فارسی و بهخصوص در شعر وارد شده است، بدان حد که ظاهراً جمیع شاعران زبان فارسی در تعابیر و اشارات ادیبانۀ خود بدان اقوال و اخبار تمسّک جستهاند. هیچ لازم نیست که در اینجا بر این ادعا شاهد بیاوریم؛ تنها کفایت خواهد داشت به اشاره بگوییم که سدّ اسکندر، آب حیات، چشمۀ حیوان، قدم و پی خضر، یأجوج و مأجوج، بابالابواب، آیینۀ سکندر، زندان اسکندر و جز اینها آثاری است از تأثیر عظیم آن مرد تاریخی و این قصّهها در ادبیات ما از قدیمترین ایّام الی حال.
[اسکندرنامه: روایت فارسی کالیستنس دروغین، جمعآورنده و تحریرکنندۀ نخستین عبدالکافی بن ابیالبرکات، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، مقدمه، ص ۲۷-۲۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بیستم شهریورماه زادروز جلال خالقی مطلق، شاهنامهشناس بلندآوازه و عضو هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
ایرانگرایی شاهنامه
بهطور کلی بیشتر جنبشهای مذهبی، فلسفی و اجتماعی و ملّی در ایران از دورترین زمان مهرپرستی تا به امروز و حتی تصوّف با همۀ تبلیغ جهانمیهنی خود، از دعوی ایرانی در رهبری جهان کم و بیش تأثیر پذیرفتهاند.
بااینهمه، فرزانۀ طوس به کمک آن مایههای پُرتوان مردمدوستی که در او بود، از یک سو توانسته است از آن بیگانهستیزی کهن بکاهد و از سوی دیگر ایرانگرایی را معنویت دیگری بخشد، بی آنکه دعوی ایرانی رهبری جهان را فراموش کند:
بیا تا جهان را به بد نسپریم!
و:
جهان را به ایران نیاز آوریم!
همین معنویّت شاهنامه است که سبب شده است عارفان پشمینهپوش که دلی سازگار با جهان پهلوانی ندارند، گاه زبان به ستایش فردوسی و کارنامۀ او بگشایند؛ ایرانگرایی شاهنامه است که سبب شد در زمانی که هنوز ایران چون بُقچۀ چهلتکهای به فرمانرواییهای ریز و درشت وصله خورده بود، سخنوران این سرزمین در هرجا که زندگی میکردند، هنوز سخن از ایران برانند و احساس همبستگی ملّی را قلم به قلم به زمان ما برسانند. و همین ایرانگرایی شاهنامه است که جهان افسانههای آن سرچشمۀ الهام سرایندگان و نقّاشان میگردد و نام زنان و مردان دلاور آن را بر روی نوزادان میگذارد و باز همین ایرانگرایی شاهنامه است که سدههای پیدرپی تودههای مردم را برای شنیدن افسانههای دلانگیزش به پای هنگامۀ نقّالان میبرد و داستان پهلوانیهای رستم و اسفندیار، مرگ دلخراش سهراب و سیاوش، ناجوانمردیهای گرسیوز و کینهتوزیهای افراسیاب را سینهبهسینه به روزگار ما میکشاند.
[سخنهای دیرینه: سی گفتار در مورد فردوسی و شاهنامه، دکتر جلال خالقی مطلق، به کوشش علی دهباشی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ص ۱۹۵-۱۹۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
کتاب بیاضی از مکاتیب عصر صفوی از انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار اثر برگزیدۀ هفدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطّی شد.
در هفدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطّی که ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ در تالار قلم سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی برگزار شد، برگزیدگان این آیین معرفی شدند و در زمینۀ متون تاریخی، کتاب بیاضی از مکاتیب عصر صفوی به تصحیح سیّد سعید میرمحمّدصادق به عنوان اثر برگزیده دست یافت.
بیاضی از مکاتیب عصر صفوی شامل ۲۴۶ نامه از دورۀ شاه عبّاس اوّل تا شاه سلطان حسین صفوی است. این بیاض اطلاعات جدیدی از روابط سیاسی صفویان با گورکانیان هند، عادلشاهیان، دولت عثمانی و حتّی نفوذ قدرت دولت صفوی در حکومت اوزبکان، حکّام قفقاز و تاتار کریمه و مکاتبات با نواحی سیام تایلند و قراقلپاق در حدود آرال و نیز شاهان اروپایی و ارتباط با کمپانیهای تجاری ارائه میکند. اهمیت دیگر آن به سبب آگاهیهای منحصربهفردی است که از شیوۀ نسخهآرایی نامهها در عصر صفوی به دست میدهد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار کسب این موفقیّت ارزشمند را به آقای سیّد سعید میرمحمّدصادق تبریک میگوید و سلامتی و بهروزی ایشان را آرزومند است.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار ناشر برگزیدۀ هفدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطّی شد.
پس از وقفهای چندساله، هفدهمین مراسم بزرگداشت حامیان نسخ خطّی که به تجلیل از تلاشگران در عرصههای مرتبط با نسخ خطی و پدیدآورندگان آثار در این حوزه اختصاص دارد، دوشنبه، ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ در تالار قلم سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی برگزار شد. در این نشست برگزیدگان و شایستگان تقدیر هفدهمین دورۀ این آیین معرفی شدند و انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به عنوان ناشر برگزیده دست یافت. همچنین دو کتاب از انتشارات این بنیاد، قرآن قدس در زمینۀ تصحیح متون ادبی و بیاضی از مکاتیب عصر صفوی در زمینۀ تصحیح متون تاریخی به عنوان کتاب برگزیده معرفی شدند.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او
این کتاب که با گذشت نزدیک به یک قرن از زمان تألیف آن، امروزه بیشتر به لحاظ جایگاه فرهنگیاش حائز اهمیت است حاصل تلاش نویسندۀ کرد آن برای نشان دادن پیوستگی تاریخی و نژادی قوم کرد به پیکرۀ بزرگ ایران است. او تاریخ حقیقی و رسالت قوم کرد را در چهارچوب نقشی که این قوم در استحکام دولت و تمامیت ارضی ایران داشته تعریف کرده است. در بخش نخست کتاب از کردستان قدیم سخن رفته و در بخش دوم به بررسی لفظ کرد، نژاد و دیانت و باورها و زبان کردها در زمان پیش و پس از اسلام پرداخته شده است.
[کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او، غلامرضا رشید یاسمی، با گفتارهایی از گارنیک آساطوریان و کاوه بیات، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵]
علاقهمندان میتوانند از دوازدهم تا بیست و دوم مهرماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
یازدهم مهرماه سالروز درگذشت یحیی ماهیار نوابی
ماهیار برای پژوهشهای خود از عهد جوانی در پی گردآوری منابع و کتب اروپایی و انتشارات خاص پارسیان هند بود. بهتدریج کتابخانۀ خوبی از آنگونه آثار فراهم ساخت. آن مجموعه را فرهنگستان زبان خریداری کرد و اینک بهطور مستقل در آنجا محفوظ است. اما کتابهای خطی و اسناد او پس از وفاتش برای کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران خریداری شد.
ماهیار از موقعی که مؤسسۀ آسیایی در دانشگاه شیراز به همت آرتور اپهام پوپ تشکیل شد همکاری با آن دستگاه را آغاز کرد. از کارهای برجسته و ماندگاری که انجام داد نشر پنجاه و چند جلد از متون اوستایی و زند و پازند و پهلوی بود که قبلاً اینجا و آنجا به چاپ رسیده و بسیار دیریاب شده بود. به همت او همۀ آنها دستیاب شد.
از کارهای ارزشمند کمهمتای او جمعآوری سه مجلّد مقالههای سر هارولد بیلی (ایرانشناس نامور انگلیسی) است که متأسفانه فقط دو جلد آن را توانست به چاپ برساند (آن قدر که بنده میدانم) جلد سوم بیسرانجام مانده است.
او از خاندانهای نوابهای شیرازی بود و تا آنجا که از خودش شنیدهام با طایفۀ قشقایی هم نسبتی داشت. شیرازی بود و اهل ذوق و شعردوست. گاهی هم شعری میسرود که یکسره آمیخته به خرد و فرهنگ ایرانی بود. نمونۀ اشعارش که در مجلۀ آینده چاپ شده است آقای دکتر طاووسی در پایان مجموعۀ مقالاتش نقل کرده است. دیوان همای شیرازی هم به اهتمام ماهیار به چاپ رسیده است.
ماهیار از ایرانشناسان و ایراندوستان و ایرانخواهان راستین و بیغلّوغش بود.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۳۶۲-۱۳۶۳]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
شاعران عراق و آذربایجان بدان جهت فهلوی میسرودند که فهلوی از قدیم زبان ادبی این منطقه بود. امّا اختلافات در فهلویّات آذربایجان و فهلویّات عراق بدان دلیل است که زبان آذربایجان چیزی دیگر بود و در فهلویّات گویندگان آذربایجانی تأثیرات زبان مادری ایشان، یعنی آذری، نمایان میشد. ما به دلیل وجود همین اختلافات، فهلویّات این مناطق را «فهلویّات عراقی» و «فهلویّات آذربایجانی» میخوانیم. در کتاب حاضر جز از تفاوت آذری و فهلوی، نشان دادهایم که زبان قدیم اصفهان و ری هم دیگر از فهلوی بوده و اگر نقل و سرایش فهلویّات در این شهرها هم رواج داشته به واسطهٔ همان سنّتی است که به آذربایجان هم رسیده بوده است.
فهلوی را باید در اصل زبان همدان و زنگان و قزوین دانست که در روند تکوین خویش و تبدیل شدن به زبان ادبی با زبان این مناطق نیز اندک اختلافاتی پیدا کرد. امّا در باب منشأ زبان فهلوی در ازمنهٔ قدیمتر گمان ما بر این است که فهلوی و پهلوانی هرچند دو زبان نزدیک به هم بودهاند، امّا به واسطهٔ ممیّزههای روشنی که ما آنها را در جای خویش برمیشمریم، آن دو را باید دو زبان مختلف دانست؛ اگرچه نباید از این نکته غافل بود که فهلوی به دلیل سالهای دراز حکمرانی اشکانیان بر فهله و به تختگاهی گرفتن این سامان لابد از پهلوانی تأثیراتی گرفته بوده است.
[دفتر فهلوی: تحقیقی در باب زبانهای کهن فهله و آذربایجان به انضمام فهلویّات سفینۀ تبریز، میثم محمّدی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۲۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
پنجم مهرماه، زادروز سیّد حسن تقیزاده
۲۲ دسامبر ۱۹۴۲
دکتر هنینگ عزیز،
بابت نامۀ ۱۷ سپتامبر شما و مطالب بسیار جالبی که در مورد تواریخ چینی مطرح کرده بودید بسیار سپاسگزارم. خوشحالم که میبینم اکنون مدرکی دیگر در مورد مرگ مانی در روز چهارم ماه پیدا شده است. این مدرک احتمالاً حدس مرا که رقم این روز متعلق به یک تقویم بابلی بوده است و نه مصری یا ایرانی یا چینی تقویت میکند. در مقالۀ خود در مورد گاهشماری ساسانی، که سه سال است در انتظار انتشارش هستم، این نکته را به طور کامل بررسی کردهام (ویراستاران بولتن اکنون قول دادهاند که آن را منتشر کنند).
متأسفم که آن قسمت از مقالۀ خود را که ممکن است مورد علاقۀ شما باشد، به شما نشان ندادهام. از آنجا که برای تعطیلات کریسمس در کمبریج خواهم بود، اگر برای شما راحت است، میخواهم برای مدت کوتاهی در روز کریسمس (بعدازظهر جمعه) بیایم و شما را ببینم. شما میتوانید هر ساعت از آن روز مرا در محل اقامتم خبر کنید و از شخصی که به تلفن پاسخ میدهد، بخواهید با واحد شمارۀ ۳ تماس بگیرد؛ سپس میتوانم آن قسمت از مقالۀ مربوط به این پرسش را با خود بیاورم.
در حال حاضر، مایلم بگویم که محتملترین تاریخ مرگ مانی ۲۶ فوریۀ ۲۷۷ میلادی است که مربوط به روز چهارم ماه بابلیِ آدار و احتمالاً روز هشتم اولین ماه چینی از سومین سال هین- نینگ از سلسلۀ تسین. تاریخهای ذکرشده در سند چینی برای تولد و مرگ مانی بهترتیب با ۱۲ مارس و ۲۵ ژانویه تطابق دارد. درست است که میگویید تمام تاریخها و تطابقهای ارائهشده اشتباه است، اما خوشبختانه آنها ما را به چهار نتیجهای که بهدرستی استنباط کردهاید، میرسانند.
با احترام،
ارادتمند شما،
سید حسن تقیزاده
[نامههای هنینگ و تقیزاده، به کوشش ایرج افشار، تورج دریایی، ترجمۀ مهناز بابایی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۱، ص ۲۴۱-۲۴۲]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
یکم مهرماه زادروز غلامعلی رعدی آدرخشی
غلامعلی رعدی آدرخشی (آنطور که خود مینوشت نه آذرخشی چنانکه دیگران تمایل به نوشتن آن دارند) متولد تبریز به سال ۱۲۸۸ بود. در آنجا درس خواند. معلم ادیب و سخنشناس باوقار او اسماعیل امیرخیزی بود. در آنجا، هممدرسهایهای رعدی آنقدر که به یاد میآورم مهندس رضا گنجهای، خلیل مکی، مهندس ناصح ناطق، محمدحسین شهریار بودهاند. رعدی پس از آن به تهران آمد و دورۀ دانشکدۀ حقوق را به پایان رسانید. در وزارت معارف عضو شد. به ریاست ادارۀ انطباعات رسید. به علیاصغر حکمت نزدیک شد. بهوسیلۀ او ترقی کرد. پس از تأسیس فرهنگستان ایران دبیری امور آنجا به عهدهاش گذاشته شد. با رجالی چون محتشمالسلطنۀ اسفندیاری، محمّدعلی فروغی ذکاءالملک، حسن وثوقالدّوله، حسین ادیبالسلطنۀ سمیعی که عضو فرهنگستان بودند و دیگر اعضای صاحبنام آنجا آشنایی و روابط علمی و فرهنگی پیدا کرد. ظاهراً حکمت بود که وسایل لازم رفتن او را به فرنگ برای ادامۀ تحصیل فراهم ساخت. در ژنو درس خواند و بازگشت.
موضوع خطابهای که برای عضویت پیوسته در فرهنگستان تهیه کرد «رستاخیز ادبی ایران» بود. حقاً نخستین مقالهای بود که با روحیهای تجدّدخواهانه دربارۀ ضرورت تحول و تجدّد ادبی نوشته شده بود.
پس از جنگ به سمت نمایندۀ ایران در یونسکو به پاریس رفت. پس از چند سال خدمت در آنجا عنوان سفیری هم گرفت. مدت درازی در سمت نمایندگی در یونسکو ماند. بعد که به ایران احضار شد به سناتوری انتصابی انتخاب شد و چون مخالفخوانی کرد در دورۀ بعد منصوب نشد. چند سالی هم ریاست دانشکدۀ ادبیات دانشگاه ملّی آن روزگار را عهدهدار شد و لوحۀ اعتباری برای آن مؤسسه بود.
[نادرهکاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۲۹۶-۱۲۹۷]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، مهرماه ۱۴۰۵
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
سیام شهریورماه زادروز فریدون مشیری، منتخب یازدهمین جایزهٔ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
فریدون مشیری (۳۰ شهریور ۱۳۰۵ ـ ۳ آبان ۱۳۷۹). شاعر (با سبکی میان کهنه و نو) روزنامهنگار و کارمند شرکت پست و تلگراف و تلفن. کلّیات اشعار او با نام بازتاب نفس صبحدمان به چاپ رسیده است. شعری که میخوانید از سرودههای اوست.
ایران و جوانان
ایران کهنسال
در عرصۀ تاریخ
در پهنۀ علم و ادب و دانش و فرهنگ
همواره درخشید توانمند، توانا
پرورده بزرگانی نامآور، دانا
پیران کهن داشته در عالم یکتا
امروز،
ایران به جوانانش نازد که توانند
«اسب شرف از گنبد گردان بجهانند»
در عرصۀ میدان جهان نام برآرند
ایران،
دیروز به پیران خردمندش نازید
امروز،
ایران به جوانان برومندش نازد
نسلی که تواند
ایران را آزادتر، آبادتر از پیش بسازد
نسلی که ز اوهام و خرافات گسستهست
اهریمن نادانی را شاخ شکستهست
نسلی که به ظلمتکدۀ جهل نماندهست
خود را به جهانهای پر از نور رساندهست
فردا همه با نسل جوان است که امروز
هر روز تواناتر و آگاهتر از پیش
با تکیه به نیروی امید و خرد خویش
در عرصۀ میدان جهان راه گشاید
هر روز سرافرازتر از پیش برآید
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، مردادماه ۱۴۰۵
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بیست و هفتم شهریورماه سالروز درگذشت سیّد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۱ دی ۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) در تبریز زاده شد و دورۀ تحصیلاتش را در زادگاه خود و سپس تهران (مدرسۀ دارالفنون) سپری کرد. او کارمند بانک کشاورزی و استاد افتخاری دانشکدۀ ادبیات تبریز بود.
شهریار از بزرگترین غزلسرایان دورۀ خود به شمار میآمد که در سرودن انواع دیگر شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی نیز مهارت داشت. از آثار شعری این شاعر آذربایجانی میتوان به روح پروانه، صدای خدا، حالا چرا، حیدربابایه سلام و دیوان اشعار اشاره کرد. شعری که میخوانید سرودۀ اوست.
حماسۀ ایران
سالها مشعل ما پیشرو دنیا بود
چشم دنیا همه روشن به چراغ ما بود
دُرجِ دارو همه در حُکم حکیم رازی
برجِ حکمت همه با بوعلیِ سینا بود
قرنها مکتب قانون و شفای سینا
با حکیمان جهان مشقِ خطی خوانا بود
عطر عرفان همه با نسخۀ شعر عطّار
اوج فکرت همه با مثنوی ملّا بود
داستانهای حماسی بسرود و بسزا
خاص فردوسی و آن همّت بیهمتا بود
کلک سحّار نظامی به نگارینتذهیب
کلک مشّاطۀ طبعی که عروسآرا بود
پند سعدی کلمات ملکالعرش عَلا
غزل خواجه سرود ملأ اعلا بود
عاشقی پیشه کن ای دل که به دستان گویند
وامقی بود که دلباختۀ عَذرا بود
گر سخن از صفت قهر و غرور ملّیست
کاوۀ ماست که بر قاف قرون عنقا بود
تاج تاریخ جهان کورش اَهْخامَنِشیست
کز قماش و منشی محتشم و والا بود
عدل کسرا چه هماییست همایونسایه
که نه بر صحنۀ تاریخ چنین سیما بود
شاهِ شطرنجِ فتوحات، همانا نادر
کز سلحشوری و لشکرشکنی غوغا بود
شمع در پردۀ فانوس بهپروا سوزد
ناز پروانه که بیپرده و بیپروا بود
آنچه شاهِ ولی و صوفی صافیمشرب
به صفای تو که دردانۀ این دریا بود
هر گلی کز چمن باغ جنان آبی خورد
نازپروردۀ این خاک عبیرآسا بود
بس توحّش که درو شد به تمدّن تبدیل
آمدن یرغو و رفتن یَسَق و یاسا بود
خاتمِ گمشده را باز بجو ای ایران
که بدان حلقه جهان زیر نگین ما بود
شهریار از تو نوای نی و ناقوس خوش است
این غزل را نسب از کوسِ بلندآوا بود
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بیست و پنجم شهریورماه سالروز درگذشت سیّد ابوالقاسم انجوی شیرازی
کار عمده و اساسی انجوی تأسیس مرکز فرهنگ مردم و ایراد سخنرانی هفتگی در رادیو است. این خدمت گرانقدر را به شور و شوق و دانایی پیش گرفت و توانست عدۀ کثیری را در شهرها و آبادیها به پژوهش و گردآوری مواد ضروری در این رشته بکشاند. بسیاری را متوجه به عمق مطلب و اهمیت این گونه از فرهنگ کشور کرد. آرامآرام کارهای او در این زمینه در میان مستشرقین راه یافت و مقداری به روسی ترجمه شد. اما مهمتر از همه تحقیقی است که رودلف مارزلف آلمانی بر اساس قصههایی که انجوی جمعآوری کرده بود، دربارۀ طبقهبندی قصههای ایرانی به زبان آلمانی منتشر کرده است. او کار انجوی را به حق ستوده است. این کتاب به ترجمۀ استادانۀ کاووس جهانداری در همین اوقات اخیر به فارسی نشر شده است (انتشارات سروش).
انجوی تا هدایت زنده بود در حوزۀ او شد و آمد داشت و بیست و چند سال پیش از آن را در حلقۀ ادبی علی دشتی گذرانید. یادگار خوب این دوره از زندگی او کتابهای مکتب شمس و دیوان حافظ است که هریک بارها به چاپ رسیده است. در زمینۀ ادبیات کهن فارسی مجموعهای از غزل به نام سفینۀ غزل چاپ کرده است که چند بار چاپ شده و خواهان بسیار یافته است.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۸۴-۱۰۸۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
راپورت قابل توجه سفارتخانۀ محترم دولت علیّۀ ایران مقیم واشنگتن به مقام منیع وزارت جلیلۀ امور خارجه
فرستنده: حسین علاء
گیرنده: وزارت امور خارجه
تاریخ : ۱۳۴۱ق/ ۱۹۲۲م
یکی از مطالبی که ثبوتش محتاج به دلیل و برهان نیست، احتیاج مملکت و دولت ایران به اشخاص عالم و متخصص میباشد. در اینکه دولت باید در ارائۀ طریق و تشویق و ترغیب جوانان و حتی کمک مالی نیز مضایقه ننماید، محل اعتراض نمیباشد. به طوری که در این مدّت توقف خود در آمریکا استنباط نمودهام، ترتیباتی را که اولیای اطفال و رؤسای مدارس نسبت به محصلین مجری میدارند، یکی از بهترین ترتیبات عملی برای تربیت جوانان است که دارای اثرات مادی و معنوی در آتیۀ آنهاست.
محصلین کالج و دارالفنونها که معمولاً سن بیست سالگی رسیدهاند، باید تمام مخارج خودشان را تهیه کرده و متکفل تمام امور خود باشند. در این سن، شخص برای تحمل کارهای سخت کاملاً آماده است و هر شغلی را میتواند انجام دهد. تصدی هیچگونه شغل و کسب مشروعی برای محصل عیب و عار نیست. لذا بکرات دیده میشود که پسر شخص بسیار متمولی به خدمات پاک کردن و نظافت مهمانخانهها یا عملهگی در دهات و مزارع و حتی به گرم کردن خانهها و عمارات در موقع زمستان مشغول میباشند.
سه ماهۀ تعطیل تابستان، هر محصلی مجبور است کار کرده و برای زمستان و اوقات تحصیل، تهیۀ پولی نماید. برای تهیۀ کم و کسر مخارج هم در زمستان، روزانه چند ساعتی را که فراغت دارد، به هر کاری که به دست آید مشغول میشود و تحصیل پول مینماید. نتایجی که از این ترتیب حاصل میشود:
اولاً، سلامت مزاج؛ ثانیاً، تولید حق استقلال؛ ثالثاً، اعتماد به نفس؛ رابعاً، تزکیه اخلاق به واسطۀ سیر در طرق مختلفۀ زندگی؛ خامساً، حق تعدیل خرج و دخل در امور معاش و لزوم صرفهجویی و پساندازی؛ سادساً، جلوگیری از معایبی که پنجاه درصد جوانان نورس ایرانی به آن دچار هستند، یعنی پسر بعد از مرگ پدر، یک مرتبه بیپروا دست به اموال موروثی دراز کرده و نتایج زحمات چندین ساله پدر را در یک یا دو سال به باد میدهند.
[مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریه، گزینش اسناد، مقدمه و تحقیق دکتر داریوش رحمانیان و دکتر فرشته جهانی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۱۵۸-۱۶۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
از شاهنامه تا خداینامه به چاپ دوم رسید.
هدف نویسنده در این کتاب اثبات این نکته است که شاهنامۀ فردوسی دارای آبشخوری نوشتاری بوده و مأخذ آن یعنی شاهنامۀ منثور ابومنصوری نیز به پیروی از سنّت کهن خداینامهنویسی، بر اساس آثار نوشتاری تألیف شده است. در پیوست این پژوهش نیز فهرستی از آثار ازدسترفتۀ پهلوی و ترجمههای عربی و فارسی آنها بر اساس منابع کهن از سدههای نخستین اسلامی فراهم آمده است. این فهرست نمایانگر وجود کتاب و کتابت در فرهنگ ساسانی است.
[از شاهنامه تا خداینامه: جستاری دربارۀ مآخذ مستقیم و غیرمستقیم شاهنامه، تألیف دکتر جلال خالقی مطلق، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۵]
علاقهمندان میتوانند از بیست و یکم شهریور تا یکم مهر، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
هجدهم شهریورماه سالروز درگذشت جلال آلاحمد
اگر جلال در نوشتههایش تلگرافی، حساس، دقیق، خشمگین، افراطی، خشن، صریح، منزّهطلب و حادثهآفرین است، اگر در نوشتههایش میان سیاست و ادب، ایمان و کفر، اعتقاد مطلق و بیاعتقادی در جدال است، در زندگی روزمره نیز همینطور است. مشکل جلال که خودش مشکل بسیاری از بندگان خدا را مطرح کرده در دوگانگی شدید میان زندگی روحی و جسمی است و شک نیست که ریشههای عمیق خانوادگی هم دارد. شاید این دوگانگی او را به حادثهجویی کشانده است. شاید هم حادثهجو خلق شده است. هر طور که باشد زندگی جلال را میتوان اینطور خلاصه کرد: به ماجرا یا حادثهای پناه بردن، از آن سر خوردن و رها کردنش ـ که خود غالباً به حادثهای انجامیده است ـ آنگاه به خلق حادثهای تازه یا به استقبال ماجرایی نو شتافتن.
غروب جلال، سیمین دانشور، تهران، انتشارات رواق، ص ۷-۸.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
کتاب قرآن قدس از انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار اثر برگزیدۀ هفدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطّی شد.
هفدهمین آیین بزرگداشت نسخ خطّی با هدف تجلیل از پدیدآورندگان آثار ارزشمند در زمینۀ نسخ خطی و کوشندگان این عرصه، شانزدهم شهریورماه ۱۴۰۵ در تالار قلم سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی برگزار شد. در این نشست کتاب قرآن قدس به تصحیح دکتر علی رواقی از انتشارات دکتر محمود افشار به عنوان اثر برگزیده معرفی شد.
قرآن مترجَم قدس یکی از کهنترین ترجمههای قرآن به زبان فارسی است که یگانه دستنویس آن در کتابخانۀ آستان قدس رضوی نگهداری میشود. سورۀ فاتحه و دويست و سيزده آيه از آغاز سورۀ بقره و بيست و يک سوره از پایان آن افتاده است. همانندیها و همگونیهای واژگانی و ساختاری و آوايی ميان زبان این ترجمه که در حوزۀ سیستان قدیم نوشته شده است و زبان فارسی ميانه (پهلوی) فراوان است. بیگمان میتوان گفت که در ميان ترجمههای شناختۀ قرآن تا امروز هیچ ترجمهای از قرآن را نمیشناسیم که تا این اندازه از داشتههای زبان پهلوی در گزینش برابرنهادههای قرآنی، بهره برده باشد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار خدمات علمی دکتر علی رواقی را ارج مینهد و کسب این مقام ارزشمند را به ایشان تبریک میگوید.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
حبّ وطن
حبّ وطن از تخت سلیمان خوشتر
خار وطن از سنبل و ریحان خوشتر
یوسف که به مصر پادشاهی میکرد
میگفت گدا بودنِ کنعان خوشتر
[شگرفنامۀ ولایت، منشی اعتصامالدین، تصحیح و تحقیق دکتر داریوش رحمانیان و دکتر علی دهگاهی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۱۰۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation