afsharfoundation | Unsorted

Telegram-канал afsharfoundation - بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

4967

موقوفات دکتر محمود افشار به منظور تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی توسط دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ بنیاد گرفته است تهران - خيابان ولی‌عصر - سه‌راه زعفرانيه - خيابان شهيد عارف‌نسب - کوی دبیرسیاقی - شماره ۶ 📞 021-2271-6834 🌐 www.MahmoudAfshar.ir

Subscribe to a channel

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

از نامۀ روز سیزده نوروز ۱۳۵۴

... اخیراً دوستی پیدا کرده‌ام. کشیش جوانی است از اهالی بلژیک به نام میشل کوی‌پرس که مدّتی از فرانسه هر هفته روزهای پنج‌شنبه صبح به ژنو می‌آمد تا فارسی یاد بگیرد.
معلوم شد دو سال در جذامخانۀ تبریز به پرستاری جذامیهای ایرانی مشغول بوده است و قدری فارسی یاد گرفته است و می‌خواهد این زبان را بهتر یاد بگیرد تا باز به همان جذامخانه برگردد و به قول خودش تا آخر عمر به همان کار ادامه بدهد.
پس از آنکه چند ماه با او کار کردم بورسی برای یک سال از دانشگاه تهران به او دادند و عازم ایران شد و یک سال با توفیق هرچه تمام‌تر در دانشگاه تهران درس خواند، به طوری که اکنون که از ایران برگشته است با من با زبان و خطّ فارسی مکاتبه می‌کند.
حکایت می‌کرد که قبل از مراجعت از ایران مسافرتی هم به افغانستان نموده بوده است و چون مدّتی در ژنو با هم سخنانی از مولانا خواجه عبدالله انصاری از حفظ می‌کردیم، خواسته بوده به سراغ تربت انصاری به هرات مشرّف شود. حکایت می‌کرد که با اتوبوس عمومی که بیست نفری مسافر داشته حرکت کرده بوده است و در اتوبوس پهلوی جوانی افغانی نشسته بوده است و با هم به زبان فارسی صحبت می‌داشته‌اند و آن جوان گفته بوده است که خرّازی‌فروش است و ناگهان از جیبش یک دیوان حافظ در‌می‌آورد و در همان حین حرکت اتوبوس به صدای بلند مشغول خواندن غزلی می‌گردد و چون اهل فضل و کمالی نبوده است گاهی غلط می‌خوانده است و دیگران که همه ساکت شده و گوش می‌داده‌اند به صدای بلند اغلاط او را تصحیح می‌کرده‌اند.
از شنیدن این داستان بی‌نهایت متأثّر شدم و به وجد و نشاط آمدم و این داستان را برای دوست جوان افغانی خودم موسوم به سنا که در برن سالهاست تحصیل می‌کند نوشتم.

[نامه‌های ژنو: از سیّد محمّدعلی جمال‌زاده به ایرج افشار، با همکاری محمّد افشین‌‌وفایی و شهریار شاهین‌‌دژی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۵۱۱-۵۱۲]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

شاهنامه و فرهنگ ایران | جلال خالقی مطلق

جلال خالقی مطلق از درختان بی‌خزانی است که گرچه ترجمه و پژوهش‌های مختلف در کارنامه دارد، نامش با تصحیح شاهنامه و شرح آن فرایاد می‌آید.
حوزۀ اصلی تتبّع ایشان شاهنامه است و مقالات متعددی در ارتباط با آن نوشته که در سه کتاب با نام‌های گل رنج‌های کهن (مرکز/ ۱۳۷۲)، سخن‌های دیرینه (افکار/ ۱۳۸۱) و شاهنامه از دست‌نویس تا متن (میراث مکتوب/ ۱۳۹۰) گرد آمده‌اند. همچنین مقالاتی که دربارۀ شاهنامه و ادبیات حماسی برای دانشنامۀ زبان‌ و ادب فارسی نوشته در کتابی با نام فردوسی و شاهنامه‌سرایی (فرهنگستان/ ۱۳۹۰) جمع شده است.

در سال ۱۳۹۶ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار هم کتابی منتشر کرد به نام شاهنامه و فرهنگ ایران. در این کتاب مجموعه‌مقالاتی که دکتر خالقی برای دانشنامۀ ایرانیکا نوشته بود گردآوری و ترجمه شده است. ایشان ۶۵ مدخل برای این دانشنامه که به سرپرستی استاد یارشاطر تهیه می‌شد نوشته بودند که بخش اعظم آن یادداشت‌ها یا ارتباط راست‌ و درست با شاهنامه دارد یا به نحوی با مباحث شاهنامه‌پژوهی پیوند خورده‌ است. حجم اغلب مقاله‌ها کمتر از دو سه صفحه است. از اسامی‌ای چون «ابوعلی بلخی» که به گفتۀ بیرونی مؤلّف شاهنامه است تا «اژدها»، «اردشیر»، «بهرام سیاوشان»، «شاهنامۀ بایسنقری»، «درفش کاویان»، «فرامرزنامه» و «دوازده‌رخ» و «بار» که نام یکی از آیین‌های درباری ایرانیان است و مضامینی چون «ادبیات کامجویانه»، «ادب»، «روابط ایران و چین» و...

گردآوری و برگردان این مقاله‌ها کار فرهاد اصلانی و معصومه پورتقی است، کتاب نثری سالم دارد و پیش از چاپ به نظر خود دکتر خالقی رسانیده شده است. از نکات قابل توجه آن که فهرست منابع مقالات که در متن اصلی ناقص و بعضاً سهو در آن روی داده بود اصلاح و تکمیل شده است و درست پس از مقاله پیش چشم خواننده آورده شده. در مواردی هم که مربوط به شاهنامه است ارجاعات یکدست شده و جملگی به شاهنامۀ پیرایش دوم استاد خالقی است. برخی مقالات هم آویزه‌ای دارند که یا حاوی نکته‌ای مرتبط با موضوع مقاله است یا ارجاع به کتاب و مقاله‌ای که در سال‌های پس از چاپ متن انگلیسی نوشته شده است.

درست است که پیش‌تر برخی از مقالات برای درج در جاهای دیگر ترجمه شده بود ولی در این کتاب تمام آنها یکجا در دسترس قرار گرفته و اصلاحات و افزوده‌هایی سودمند دارد. کوتاه بودن غالب مقاله‌ها و رنگ‌به‌رنگ و لونالون بودن مضامین آنها خواندن کتاب را خوب و شیرین می‌کند. هر گُل با رنگی و بویی و فایدتی.
کتاب می‌تواند مدّت‌ها کنار دست مخاطب باشد و وقت را خوش کند.

مشخصات کتاب:
شاهنامه و فرهنگ ایران، مجموعه مقالات جلال خالقی مطلق در دانشنامه ایرانیکا، ترجمۀ فرهاد اصلانی و معصومه پورتقی، انتشارات دکتر محمود افشار یزدی، ۱۳۹۶.

به نقل از کانال تلگرامی بیاض | عاطفه طیّه

/channel/atefeh_tayyeh/2637

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

هجدهم خردادماه زادروز پیر لکوک، منتخب بیست و هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار

پیر لکوک تحت تأثیر تعلیمات زنده‌یاد ژاک دوشمن گیمن، استاد برجستۀ دانشگاه لیژ بلژیک، به سوی مطالعات ایرانی کشیده شده است. دایرۀ پژوهشهای او گسترده است و موضوعات مختلفی را در بر می‌گیرد: زبان فارسی باستان و کتیبه‌های هخامنشی، زبان اوستا و ترجمۀ کتابهای اوستا، زبانهای دورۀ میانه و کتیبه‌های پارتی و ساسانی، مسائل گویشی و سرانجام ترجمۀ موزون شاهنامه به زبان فرانسه و مقاله‌های متعدد در زمینه‌های فرهنگی ایران باستان.
زبان وسیله‌ای است برای بازگو کردن مطالب و خود مطلب ارزش بالاتری دارد. من هم همیشه کوشیده‌ام اندیشه‌ها و مسائل فرهنگی، اساطیری و تاریخیِ مطرح‌شده در نوشته‌ها را مورد توجه قرار دهم. از این رو به اختصار به معرفی دو اثری از پیر لکوک می‌پردازم که این وجه در آنها پررنگ‌تر است.
نخست از کتاب سنگ‌نوشته‌های هخامنشی شروع می‌کنم. همه می‌دانیم که تاریخ مطالعات و رمزگشایی نوشته‌های فارسی باستان روایتی حماسه‌گونه و جذاب دارد. کار جالب توجه پروفسور لکوک از دید من این است که ریزه‌کاریهای خوانش سنگ‌نوشته‌ها را با فصلهای مرتبط با موضوع، با تحلیلهای منطقی و با زبانی ساده و روان اما پرمحتوا شرح داده است. زبان و نحوۀ بیان لکوک در این کتاب روان، شیرین و سهل ممتنع است.
اثر ارزشمند دیگر لکوک ترجمۀ کتابهای اوستاست. این کتاب ترجمۀ کتابهای اوستا را به همراه یادداشتهای بسیار مفید در بر دارد و متأسفانه به فارسی ترجمه نشده است. کتابی است کاربردی و شامل اطلاعات مفید، لازم و کافی دربارۀ تاریخچۀ زبان اوستا، مطالب اساطیری و فرهنگی و تاریخی برکشیده از متون در کنار ترجمۀ همۀ بخشهای اوستا.
این اثر کاری است کارستان، پرمطلب و جامع. مطالعۀ آن تصویر کاملی از باورهای مزدیسنایی و تاریخچۀ اوستا و آخرین اطلاعات دربارۀ همۀ متون اوستایی را در اختیار خواننده می‌گذارد.
من به پروفسور لکوک، این دانشمند پرکار و ارزنده دست مریزاد می‌گویم و مطالعۀ این اثر را به پژوهشگران این رشته صمیمانه توصیه می‌کنم.

از مقالۀ: «استادی ارزنده و سختکوش»، ژاله آموزگار
در:
[دفترچۀ بیست و هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار، اهداشده به ایران‌‌شناس بلژیکی، پیر لکوک، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ص ۱۳-۱۷]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

داستان پیلتن پیلکن (پیلتن‌نامه)


پیلتن‌ پیلکن از حماسه‌های منثور ناشناختۀ ادب فارسی است که خواجه عبدالرّحمن مراغه‌ای آن را نقل کرده و یگانه دست‌نویس آن در سال ۹۷۲ق کتابت شده است. شخصیّت محوری روایت، فرزند هرقل رومی و متینه، دخترِ پهلوانِ بهرام چوبین، پادشاه آذربایجان است و پیلتن نام دارد که به دلیل غلبه بر فیلی رمیده به او لقب پیلکن می‌دهند. در این داستان، که در زمان پادشاهی انوشیروان روی می‌دهد، با نثری روان به شرح نبردهای پیلتن با پادشاه فرنگ و دل‌باختگی وی به شمسه‌بانو و رویارویی با عجایب پرداخته شده است.

[داستان پیلتن پیلکن (پیلتن‌نامه)، به روایت خواجه عبدالرّحمن مراغه‌ای، تصحیح و تحقیق دکتر میلاد جعفرپور، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از هفدهم تا بیست و هفتم خردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

شانزدهم خردادماه زادروز نادر نادرپور

نامه


مادر! گناه زندگی‌ام را به من ببخش
زیرا اگر گناهِ من این بود، از تو بود
هرگز نخواستم که تو را سرزنش کنم
امّا تو را به راستی از زادنم چه سود؟

در دل مگو که از تو و رنجِ تو آگهم
هرگز مرا چنان‌که خودستی گمان مدار
هرگز فریبِ چهرۀ آرام من مخور
هرگز سر از سکوتِ مدامم گران مدار

من آتشم که در دل خود سوزم ای دریغ
من آتشم که در تو نگیرد شرار من
دردم یکی نبود که زودش دوا کنی
آن به که دل نبندی ازین پس به کار من

مادر! من آن امیدِ زکف‌رفتۀ توام
کز هرچه بگذری، نتوانی بدو رسید
زان پیش‌تر که مرگِ تنم دررسد ز راه
مرگِ دلم ز مردنِ صد آرزو رسید

هر شب که در به روی من آهسته واکنی
در چشمِ خوابناکِ تو خوانم ملامتت
گویی به من که باز چه دیر آمدی، چه دیر
بس کن خدای را که تبه شد سلامتت

از بیم آنکه رنج تو را بیشتر کنم
می‌خندمت به روی و نمی‌گویمت جواب
مادر! چه سود ازین که به هم ریزم این سکوت؟
مادر! چه سود ازین که براندازم این نقاب؟

تا کی بدین امید که ره در دلم بری
بندی نگاهِ خود به نگاهِ خموش من؟
تا کی همین که حلقه به در آشنا کنم
آهنگ گام‌های تو آید به گوش من؟

مادر! من آن امیدِ زکف‌رفتۀ توام
درد مرا مپرس و گناه مرا ببخش
دانی، خطای بختِ من است آنچه می‌کنم
پس این خطای بختِ سیاه مرا ببخش

مادر! تو بی‌گناهی و من نیز بی‌گناه
اما سزای هستی ما، در کنار ماست
از یکدگر رمیده و بیگانه مانده‌ایم
وین درد، دردِ زندگی و روزگار ماست

تهران، اوّل مرداد ۱۳۳۳

نادرپور (۱۳۰۸-۱۳۷۸) از نوادگان نادرشاه افشار بود. در دانشگاه سوربن پاریس زبان و ادبیات فرانسوی را تا مقطع لیسانس فراگرفت. چندی در وزارت فرهنگ و هنر اشتغال داشت و از اعضای نخستین هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران بود. پس از انقلاب به امریکا مهاجرت کرد و در لس‌آنجلس درگذشت.
اشعار نادرپور از زبانی فصیح و روشن و تصاویری بدیع و شاعرانه برخوردار است. دختر جام، شعر انگور، سرمۀ خورشید، از آسمان تا ریسمان، و خون و خاکستر از جمله آثار شعری اوست.

عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار

ایرج افشار و نادر نادرپور
۲۰ تیر ۱۳۶۹، لس آنجلس کالیفرنیا

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

سخنان زنده‌یاد ایرج افشار در مراسم رونمایی شاهنامۀ فردوسی به تصحیح مرحوم دکتر جلال خالقی مطلق

مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
۲۰ تیر ۱۳۸۶

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

به یاد دکتر جلیل دوستخواه پژوهشگر اوستا و شاهنامه و مترجم معاصر

دکتر جلیل دوستخواه (۱۵ شهریور ۱۳۱۲ ـ ۳ فروردین ۱۴۰۵) از پژوهشگران و مترجمان روزگار ما بود که به سبب ترجمه و گزارش اوستا و تحقیقاتش دربارۀ فردوسی و شاهنامه شناخته می‌شود.
دوستخواه در اصفهان زاده شد و دورۀ آموزش ابتدایی، متوسطه و دانش‌سرای مقدماتی را در زادگاهش به پایان رساند و تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه تهران گذراند و دکترای زبان و ادبیات فارسی گرفت. او از اواخر دهۀ پنجاه تدریس در دانشگاه اصفهان را آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۰ که بازنشسته شد به این کار اشتغال داشت و از آن پس بیشتر وقت خود را به مطالعه و تحقیق سپری می‌کرد.
ترجمۀ دکتر دوستخواه از اوستا که با نام اوستا، کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی در دو جلد منتشر شده بیش از دیگر آثار او شهرت یافته است. شناختنامۀ فردوسی و شاهنامه، فرایند تکوین حماسۀ ایران، حماسۀ ایرانیان یادمانی از فراسوی هزاره‌ها، گزارش هفتخان رستم و ترجمۀ آثاری مانند گاهان زرتشت و متنهای نواوستایی، آیینها و افسانه‌های ایران و چین باستان و بنیادهای اسطوره و حماسۀ ایران از دیگر کتابهای اوست.
محدودیتهایی که پس از شروع جنگ در دسترسی به اینترنت جهانی به وجود آمد مانع از آن شد که زودتر از این مطلبی به یاد دکتر جلیل دوستخواه منتشر کنیم. با ابراز تأسف از این موضوع، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار درگذشت زنده‌یاد دکتر جلیل دوستخواه را به خانوادۀ محترم ایشان، دانشگاهیان و دوستداران شاهنامه و فرهنگ و زبانهای باستانی ایران تسلیت می‌گوید. یاد و نامش گرامی باد.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

یازدهم خردادماه زادروز محمدامین ریاحی

روزگاری که مجلۀ آینده منتشر می‌شد و ریاحی دوران تلخ و سخت زندگی را می‌گذرانید یکی از فضلا - علی ملکوتی - مقاله‌ای نوشت دربارۀ گزیده‌ای که ریاحی از مرصاد العباد انتشار داده بود. ریاحی از آن مقاله سخت دل‌آزرده شد. اگرچه آن مقاله بیشتر یادآور کار بزرگ و اساسی در تصحیح مرصاد العباد بود، ولی چون از ستم روزگار بسیار ملول و شکننده شده بود، تصوری نادرست در ذهنش جا گرفت که مقاله «دستوری» بوده است تا اینکه با هم صحبت کردیم و به او گفتم چنان نیست و نویسندۀ گرامی را تا حدی که دریافته بودم به او شناساندم. پس نامه‌ای درازدامن، لطیف و سوزمندانه مرقوم داشت که سبب رنجیدگی و دل‌آزردگی در آن بیان شده است. من باید پیدا کنم و روزگاری به چاپ برسانم.
ریاحی چند بار به دریافت جایزه هم نام‌بردار شد. ازجمله جایزۀ بهترین کتاب سال در ۱۳۵۲ برای تصحیح استادانۀ مرصاد العباد در سال ۱۳۴۵.
ریاحی وقتی از تبریز به تهران برای درس خواندن آمد و در دانشسرای مقدماتی درس می‌خواند مدد معاش به او داده می‌شد. چون چند بار این موضوع را نوشته و نقل کرده است نقل قول از او می‌کنم که در سال ۱۳۲۴ پرداخت ماهانۀ دانشجویان دو سه ماهی عقب افتاده بود و وزارتخانه قادر به پرداخت نبود. دانشجویان اعتصاب می‌کنند و به وزارت فرهنگ رو می‌آورند و به اطاق پدرم (معاون آن وزارت) می‌روند که چرا ماهانه را نمی‌دهید. گفت پدرت فوراً گفت برای اینکه از مشکل بی‌پولی درآیید هم‌اکنون مبلغی خاص ماهانۀ شما به وزارتخانه قرض می‌دهم تا بعد به من بپردازند و همان‌جا چکی نوشت و به حسابداری داد و رسید گرفت و فردای آن ماهانۀ ما را پرداختند. به این مناسبت و به مناسبت آنکه در قضیۀ سیاسی آذربایجان و همچنین مقولات فرهنگی ایرانی با هم همفکری و همدردی داشتند، همیشه ادای احترام می‌کرد و سلام می‌رسانید.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۴۸۳ - ۱۴۸۴]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

نهم خرداد سالروز درگذشت فریدون توللی

شعری از فریدون توللی

معرفت نیست درین معرفت‌آموختگان
ای خوشا دولت دیدار دل‌افروختگان

دلم از صحبت این چرب‌زبانان بگرفت
بعد ازین دست من و دامن لب‌دوختگان

عاقبت بر سر بازار فریبم بفروخت
ناجوانمردی این عاقبت‌اندوختگان

یار دیرینه چنان خاطرم از کینه بسوخت
که بنالید به حالم دل کین‌توختگان

شرمشان باد ز رسوایی هنگامۀ خویش
این متاع شرف از وسوسه بفروختگان

خوش بخندید رفیقان که درین صبح مراد
کهنه شد قصۀ ما تا به سحر سوختگان

فریدون تولّلی (۱۲۹۸-۱۳۶۴) باستان‌شناس و شاعری با اشعاری غنایی و تا حدودی متجدّد، همراهِ به‌کارگیریِ خودآگاهِ ترکیبات تازه در شعر. التفاصیل، رها، کاروان، نافه، پویه، شگرف، بازگشت و شعلۀ کبود (گزیدۀ اشعار) آثار شعری اوست.

عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

به هر روی برای درک اهمیت این واقعه، باید فضای سیاسی آن دوران را شناخت. در سال ۱۳۲۳، ایران کشوری اشغال‌شده، تحقیرشده و گرفتار بحران هویت بود. رضاشاه سقوط کرده بود و نیروهای خارجی در کشور حضور داشتند. در چنین فضایی، نخبگان فرهنگی ایران‌گرا تلاش می‌کردند با احیای اسطوره‌های ملی، نوعی مقاومت روانی و هویتی ایجاد کنند. شاهنامهٔ فردوسی بهترین ابزار برای این هدف بود؛ کتابی که نماد «ملیت ایرانی» شمرده می‌شود. از این منظر، «یا مرگ یا وطن» را نباید فقط یک جعل ادبی دانست؛ بلکه باید آن را نوعی «اسطوره‌سازی مدرن» تلقی کرد. این قطعه بیش از آنکه وفادار به متن تاریخی شاهنامه باشد، بیانگر نیاز روانی و سیاسی جامعهٔ ایران در آن مقطع بود. در حقیقت، گردآورندگان این ابیات می‌خواستند از فردوسی، زبانی برای میهن‌پرستی مدرن بسازند. جالب آنکه این روند فقط به ایران محدود نبود. در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز در قرن نوزدهم و بیستم، اشعار و حماسه‌های ملی بازنویسی یا بازتفسیر شدند تا در خدمت دولت‌ملت مدرن قرار گیرند. آنچه در ایران رخ داد، نسخه‌ای ایرانی از همان فرایند بود: استفاده از میراث کلاسیک برای ساختن هویت سیاسی جدید.
با وجود اعتراض‌های ادبی، تأثیر فرهنگی این شعر عظیم بود. عبارت «چو ایران نباشد تن من مباد» به تدریج به یکی از مهم‌ترین شعارهای ملی‌گرایانهٔ ایران بدل شد. این مصرع در کتاب‌های درسی، دیوارنوشته‌ها، سرودها و تبلیغات رسمی تکرار شد و به حافظهٔ جمعی راه یافت؛ تا جایی که امروز برای بسیاری از ایرانیان، مرز میان «متن واقعی فردوسی» و «بازسازی معاصر» عملاً از میان رفته است.

از دیدگاه تاریخ اندیشه، ماجرای «یا مرگ یا وطن» یک نمونهٔ ممتاز از رابطهٔ ادبیات و سیاست در ایران معاصر است. این داستان نشان می‌دهد که چگونه یک متن کلاسیک می‌تواند در دوران بحران، دوباره ساخته شود، معناهای تازه پیدا کند و حتی به شکلی فراتر از اصل تاریخی خود، در زندگی مردم اثر بگذارد. در نهایت، شاید بتوان گفت اهمیت واقعی «یا مرگ یا وطن» نه در اصالت متنی آن، بلکه در نیروی نمادینش نهفته است؛ شعری که اگرچه به شکل مشهورش دقیقاً از فردوسی نیست، برای چند نسل از ایرانیان، به ابزار بیان احساسات وطن‌دوستانه و مقاومت ملی تبدیل شد.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

«یا مرگ یا وطن»؛ تاریخچهٔ یک ذوق‌ورزی ادبیِ میهن‌پرستانه در ایران معاصر

در تاریخ معاصر ایران، کمتر شعری را می‌توان یافت که مانند مجموعهٔ ابیات مشهور «یا مرگ یا وطن» چنین نفوذ عمیقی در حافظهٔ جمعی ایرانیان داشته باشد. نسل‌هایی متعدد این ابیات را در مدرسه‌ها، رادیو، سخنرانی‌های سیاسی و مراسم رسمی شنیده‌اند و بسیاری هنوز تصور می‌کنند که این ابیات به همان صورتی که مشهور شده، بخشی اصیل از شاهنامهٔ فردوسی است. اما بررسی دقیق نشان می‌دهد که این شعر، در واقع، محصول نوعی «بازسازی ایدئولوژیک» در دههٔ ۱۳۲۰ خورشیدی بوده است؛ بازسازی‌ای که ریشه در فضای سیاسی ایرانِ اشغال‌شده در جنگ جهانی دوم داشت و نخستین بار در مجلهٔ آینده منتشر شد.

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

نهم اسفندماه، سالروز درگذشت کلیفورد ادموند باسورث، دانشمند انگلیسی و منتخب دهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار

متن لوح دهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار:

⁣به نام پروردگار

استاد دانشمند آقای کلیفورد ادموند باسورث


برای ما موجب شادمانی است که دهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار یزدی به شما اختصاص یافته است و در این محفل دوستانۀ فرهنگی با شرکت گروهی از پژوهندگان مخصوصاً مورخان تاریخ ایران به شما تقدیم می‌شود.
شما به مناسبت تألیفات عالمانۀ متعدد که عده‌ای از آنها مستقیماً مربوط به تاریخ ایران است و شش جلد آن در ایران و دو جلد آن در افغانستان ترجمه و نشر شده است میان پژوهندگان ما در رشتۀ تاریخ ایران به‌خوبی شناسا هستید.
نوشته‌های اساسی شما در زمینۀ تاریخ ایران مخصوصاً از آغاز دوران اسلامی تا هجوم مغول که در چند کتاب و چندین مقاله منتشر شده است مورد استناد و ارجاع در تحقیقات جدید قرار گرفته و می‌گیرد.
مقالات شما که در مجله‌های معتبر خاورشناسی به چاپ رسیده و تعدادی از اهمّ آنها به تاریخ ایران مرتبط است و همچنین مقاله‌هایی که در دایرة‌المعارف اسلامی در مباحث تاریخی و جغرافیایی ایران دوران اسلامی نوشته‌اید همه یادآور علاقه‌مندی شما به تاریخ سرزمین ماست.
کتاب معتبر جغرافیای تاریخی ایران تألیف و. بارتولد که ترجمۀ انگلیسی آن به اشراف و بازبینی و تعلیقات محققانۀ شما انتشار یافت از منابعی است که چون مندرجاتش با نیّات واقف مطابقت داشته است به سفارش این موقوفه به ترجمه درآمده و در سلسلۀ انتشارات ما به چاپ رسیده است.
همکاری مستمر شما به عنوان یکی از اعضای هیئت ویراستاران دائرة‌المعارف اسلامی (از انتشارات مؤسسۀ بریل در هلند) هم شایستۀ ذکر و آفرین و گرامی‌داشت است.
از خدمات برجستۀ دیگر شما ترجمۀ انگلیسی چهار جلد از دورۀ تاریخ طبری، مورخ مشهور این سرزمین است که با تعلیقات مفید منتشر شده است.
چون شما در دوران تدریس خواه در چند دانشگاه کشور خودتان و چه در کشورهای دیگر و همچنین در مقام عضویت و مدیریت مؤسسۀ مطالعات ایران‌شناسی بریتانیا و نشر مجلۀ ایران و عضویت در شعبۀ شرقی آکادمی بریتانیا زبان گویا برای عرضه کردن تاریخ و فرهنگ و تمدن سرزمین دیرینه‌سال ما در قرون اولای اسلامی بوده‌اید این مجلس برای آن برگزار شده است که شمه‌ای از خدمات شما در این باره گفته شده باشد.
جایزه‌ای که تقدیم می‌شود نمونه‌ای از هنر ایران و نموداری از مراتب احترام و تشکرمان نسبت به زحماتی است که برای تاریخ ایران متحمل شده‌اید.

بازرس و سرپرست عالی: ایرج افشار
رئیس هیئت مدیره: دکتر سیّد مصطفی محقق داماد
رئیس شورای تولیت: دکتر مسعود پزشکیان (وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی)

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

هفتم اسفندماه سالروز درگذشت علی‌اکبر دهخدا

علی‌اکبر دهخدا، عضو پیوستۀ فرهنگستان ایران و دانشمند کم‌مانندی که نیمی از عمر خود را به گردآوری فرهنگ زبان فارسی مصروف داشت، پس از هفتاد و هشت سال زندگی در هفتم اسفند ۱۳۳۴ درگذشت. دهخدا تحصیلات قدیمی را پیش شیخ غلامحسین بروجردی به انجام رسانید. هنگامی که مدرسۀ عالی علوم سیاسی در تهران تأسیس شد به منظور تحصیل علوم جدید اروپایی به آنجا رفت. زبان فرانسوی را در این مدرسه آموخت. ضمناً از محضر درس مرحوم آقا شیخ هادی نجم‌آبادی که از علمای درجۀ اول عصر خود بود کسب فیض کرد.
مرحوم محمّدحسین فروغی (ذکاء‌الملک) که معلم فارسی مدرسۀ علوم سیاسی بود، گاه تدریس ادبیات فارسی را بر عهدۀ دهخدا وامی‌گذاشت. از همین راه بود که دهخدا شهرتی یافت. در سال ۱۳۲۱ قمری معاون‌الدولۀ غفاری که سمت وزارت مختاری ایران در کشورهای بالکان را یافته بود دهخدا را به همراه خود به اروپا برد. دهخدا دو سال در اروپا و بیشتر ایام در وین مقیم بود.
هنگامی به ایران بازگشت که نهضت مشروطه‌طلبی توسعه یافت. پس با همکاری میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم‌خان تبریزی به نشر روزنامۀ صوراسرافیل آغاز کرد. شهرت خاص صوراسرافیل به مناسبت مقالاتی بود که به امضای «دخو» و به نام «چرند پرند» به زبان عوام و در لباس طنز و شوخی نوشته می‌شد. «دخو» نام مستعار دهخدا بود. با بسته شدن مجلس به دست محمّدعلی‌شاه و پراکنده شدن آزادی‌خواهان دهخدا هم ناچار از آن شد که به اروپا برود. پس به سوئیس رفت و در آنجا با کمک مالی میرزا ابوالحسن پیرنیا (معاضدالسلطنه) روزنامۀ صوراسرافیل را در شهر ایوردن به چاپ رسانید. اما بیش از سه شماره نشر نشده بود که دهخدا به طرف استانبول رفت. در این شهر نیز از مجاهدت در راه آزادی نایستاد و با دوستان خود روزنامۀ سروش را انتشار داد و چهارده شماره از این روزنامه نشر شد.
چون محمّدعلی‌شاه از سلطنت خلع گردید دهخدا از تهران و کرمان به نمایندگی مجلس در دورۀ دوم انتخاب شد. پس، از عثمانی به ایران بازگشت و به خدمت در مقام نمایندگی پرداخت. دهخدا پس از بسته شدن مجلس دوم و وقوع جنگ بین‌الملل اول مدتی را در چهار محال بختیاری به انزوا گذرانید. پس از پایان جنگ به تهران آمد و در وزارت معارف به کار پرداخت.
مبارزه در میدان سیاست برای دهخدا با نشر چهارده شماره روزنامۀ سروش در استانبول و وکالت یک دوره در مجلس شورا خاتمه گرفت. دهخدا سالیان دراز (تا سال ۱۳۲۰) رئیس دانشکدۀ حقوق بود. اما دلبستگی او به لغت و ادب او را در خانه نشانده و از بام تا شام با کتاب‌های کهن فارسی دمخور ساخته بود. حاصل سی سال مطالعه و ممارست او در کتابهای فارسی دو زمینۀ بزرگ و مهم است: لغت و مَثَل.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۱۶۳-۱۶۵]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

ششم اسفند زادروز امیرهوشنگ ابتهاج (سایه)
سخنسرای نامور معاصر و منتخب بیست‌ و‌ سومین جایزهٔ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار

چراغ عشق

دلی که پیش تو ره یافت بازپس نرود
هوا‌گرفتۀ عشق از پی هوس نرود

به بوی زلف تو دم می‌زنم درین شب تار
وگرنه چون سحرم بی تو یک نَفَس نرود

چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم
که یاد باغ بهشتش درین قفس نرود

نثار آه سحر می‌کنم سرشک نیاز
که دامن توام ای گل ز دسترس نرود

دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق
کزین چراغ تو دودی به چشم کس نرود

فغانِ بلبلِ طبعم به گلشن تو خوش است
که کارِ دلبری گل ز خار و خس نرود

دلی که نغمۀ ناقوس معبد تو شنید
چو کودکان ز پی بانگ هر جرس نرود

بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر
که هرکه پیش تو ره یافت بازپس نرود

[هدیه، امیرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، به خط عبدالله فرادی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ هفتم ۱۴۰۱، ۱۹-۲۳]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، اسفندماه ۱۴۰۴

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، خردادماه ۱۴۰۵

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

آئین سخنوری


آئین سخنوری درسنامه‌ای است در اصول فنّ خطابه و انواع سخنوری و نیز مشتمل بر مجموعه‌ای از خطابه‌های مشاهیر این هنر از یونان باستان تا عصر جدید که دولتمرد برجستۀ معاصر و مترجم پیشگام محمّدعلی فروغی در سال‌های ۱۳۱۶-۱۳۱۹ در سه مجلد تصنیف و تألیف کرده است. مجلدات اول و دوم این کتاب در زمان حیات مؤلف به زیور طبع آراسته شد، اما دست تقدیر او را از تکمیل و طبع مجلد سوم بازداشت. اینک با طبع دستنوشته‌ای که از مجلد سوم آئین سخنوری به‌تازگی یافته شده، همراه با طبع تازه‌ای از مجلدات اول و دوم آن، برای نخستین بار کامل‌ترین متن این اثر به معرض دید خوانندگان می‌آید.

[آئین سخنوری، محمّدعلی فروغی، به کوشش رامین فُرادی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از نوزدهم تا سی‌ و یکم خردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

هجدهم خرداد زادروز سعید نفیسی

در این پانصد سال اخیر دولت‌های ما هیچ وقت توجّهی به آثار ادبی زبان فارسی نکرده‌اند، به همین جهت کتاب‌های خوب ما از ایران بیرون رفته، یک قسمت به ترکیه رفته است؛ اینک بهترین نسخه‌های خطّی و ادبیات فارسی را در این دو کشور می‌توان یافت. در هندوستان آنچه مانده هم بیشتر و هم بهتر از آن است که در ترکیه است، زیرا کسانی که در هند کتاب دوست می‌داشته‌اند استطاعت مادّیشان بیشتر بود و کتاب را بهتر و بیشتر می‌خریده‌اند. برای اینکه نمونه‌ای از کتاب‌های مهمّ زبان فارسی را که در هندوستان است ذکر کرده باشم تنها به این نکته قناعت می‌کنم که در کتابخانۀ آصفیۀ حیدرآباد دکن نسخه‌ای از دیوان حافظ است که در ۸۱۸ق، یعنی ۱۷ سال پس از مرگ حافظ نوشته شده و ما که در این اواخر در همۀ جهان در پی قدیم‌ترین نسخۀ دیوان حافظ گشته‌ایم از آن خبر نداشتیم و پیداست که این نسخه چه اهمّیّتی برای زبان فارسی دارد. برای اینکه بدانید تا چه اندازه زبان فارسی مورد توجّه و عنایت مردم حیدرآباد است تنها این نکته را ذکر می‌کنم که در حیدرآباد مردی هست هندو که از روحانیان آن شهر است و «سوامی گرینداتیرتا» نام دارد. اگر او را ببینید تصوّر نمی‌کنید او مناسباتی با ایران و زبان فارسی داشته باشد، ولی کتاب عجیبی تألیف کرده که در منتهی درجۀ اهمّیّت است و آن کتابی است به‌ نام شیرۀ ملاحت. در این کتاب تمام آثار عربی و فارسی عمر خیّام را جمع کرده و همۀ نسخه‌های خطّی و چاپی رباعیات او را با هم مقابله و مقایسه کرده و در زیر هر رباعی حروفی گذاشته که به نسخه‌های چاپی و خطّی است.
در عالم دو کار عجیب دربارۀ ادبیات ایران کرده‌اند؛ یکی کتابی است که ولف، خاورشناس آلمانی ترتیب داده و همۀ کلمات شاهنامۀ فردوسی را در فهرست دقیقی نشان می‌دهد که در کدام شعر و در کدام صفحه به کار رفته، و کار دوم همین کتاب عجیب سوامی گرینداتیرتاست.

از مقالۀ: «مشاهداتم در کشور بهارات هندوستان»، سعید نفیسی
در:
[مقالات سعید نفیسی (در زمینۀ زبان و ادب فارسی)، جلد ۴، به کوشش دکتر جواد بشری، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ص ۲۸۸-۲۸۹]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

شانزدهم خردادماه زادروز احمد منزوی، نویسنده، پژوهشگر، فهرست‌نگار و نسخه‌شناس بزرگ معاصر و منتخب نوزدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار

من در خانواده‌ای روحانی زاده شدم. پدرم حاج شیخ آقابزرگ تهرانی، نگارندۀ دایرة‌المعارف بزرگ کتاب‌شناسی الذّریعه الی تصانیف الشیعة و طبقات اعلام الشیعة است. پدر در کنار مشروطه‌خواهان بودند. پس از آنکه مشروطیّت در مسیر دلخواه ایشان قرار نگرفت به کار نگارش ذریعه و طبقات پرداختند و شهر سامره را برگزیده در انزوا به کار تحقیق پرداختند.
من در این شهر چشم به جهان گشودم و تا ده دوازده‌سالگی در آنجا بودم. پدرم در سال ۱۳۱۴ برای آغاز به کار چاپ ذریعه به نجف رفته و من با خانواده راهی این شهر شدم. کلاس ششم ابتدایی را در مدرسۀ علوی ایرانیان در شهر نجف گذراندم. ضمن تحصیل در یک دوزندگی به شاگردی می‌پرداختم. ادبیات فارسی را نزد عمویم و جامع المقدّمات را نزد شاگردان پدر آموختم. پس از مراجعت به ایران تحصیلات خود را در دانشکدۀ معقول و منقول ادامه دادم و در سال ۱۳۲۷ فارغ‌التحصیل گردیدم و سپس دو سالی در انزالی به تدریس مشغول گردیدم. سفرم در انزلی چندان طول نکشید؛ چراکه با رویداد ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ مصادف شد و پس از چندی زندان کوتاه‌مدّت به تهران بازگشتم.
نخستین استادم در زمینۀ کتاب‌شناسی پدر بزرگوارم بودند. آن‌گاه که به تهران آمدم خدمت استادان این فن من‌ جمله برادر بزرگم و نیز محضر استاد زنده‌یاد محمّدتقی دانش‌پژوه و استاد ایرج افشار رسیدم و با نظارت ایشان سه کار عمده را انجام دادم. فهرست نسخه‌های خطّی کتابخانۀ شخصی استاد دکتر مفتاح، فهرست کتابخانۀ ملّی ملک و فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مجلس و فهرست نسخه‌های خطّی کتابخانۀ مجلس شورای ملّی (این کارها چاپ شده‌اند).
حاصل کار من در تهران چاپ چند مجلّد ذریعه بود و فهرست‌هایی از کتابخانۀ مجلس و ملک و از همه مهمتر نگارش و چاپ شش مجلّد فهرست نسخه‌های خطی فارسی که دربرگیرندۀ نزدیک به پنجاه هزار نسخه است.
اینجاست که احساس کردم برای فراهم ساختن فهرست مشترک از همۀ نسخه‌های فارسی لازم است سفری به شبه‌قارّۀ هند کنم. در پاییز ۱۳۵۶ سفرم را به پاکستان، افغانستان و هند آغاز کردم.
کار اصلی من در آن دوره نگارش و چاپ چهارده مجلّد فهرست مشترک نسخه‌های خطی فارسی پاکستان بود که روی هم مشخّصات پیرامون ۵۲ هزار نسخۀ فارسی را در بر دارد.

احمد منزوی

زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی استاد احمد منزوی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۱، ص ۱۹-۲۵

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

اقلیم رؤیا
نمایشگاه نقّاشی‌های ترحم سلمانی

افتتاحیه:
جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
ساعت ۱۷
نگارخانۀ افشار
خیابان ولیعصر، باغ‌ فردوس، خیابان عارف‌نسب، پلاک ۱۲، باغ موقوفات دکتر محمود افشار

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

دفتر فهلوی


نویسندهٔ این کتاب با بررسی شمار فراوانی از فهلویّات بازمانده از قرون چهارم تا نهم هجری به تحقیق در زبان این اشعار پرداخته و با برشمردن تمایزات فهلوی با زبانهای مردمان نواحی مختلف فهله و آذربایجان، از اصفهان و ری گرفته تا تبریز، نشان داده که فهلوی نه زبان محاوره، که زبان ادبی اهالی فهله و آذربایجان بوده است. نویسنده در بخشی دیگر تمام فهلویّات منقول در سفینهٔ تبریز را برای نخستین بار خوانده و یادداشتهای مختصر زبانی بدانها افزوده است. واژه‌نامه‌ای که در پایان کتاب آمده در حقیقت نخستین واژه‌نامهٔ فهلوی و دیگر زبانهای مکتوبِ قدیم آن مناطق است که بعد از این، کار خوانش و تحقیق در این زبانها را آسان خواهد کرد.‌

[دفتر فهلوی: تحقیقی در باب زبانهای کهن فهله و آذربایجان به انضمام فهلویّات سفینۀ تبریز، میثم محمّدی، تهران، انتشارات‌ دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از دوازدهم تا بیست و پنجم خرداد، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

یادی از دکتر اصغر دادبه، پژوهشگر، استاد دانشگاه و عضو شورای علمی دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی

دکتر اصغر دادبه، استاد برجستۀ فلسفۀ اسلامی و ادبیات عرفانی در ششمین روز از سال جدید در رشت، درگذشت.
اصغر دادبه (۱۸ اسفند ۱۳۲۵ ـ ۶ فروردین ۱۴۰۵) در یزد به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود به پایان برد. سپس به تهران آمد و پس از اخذ دیپلم به دانشگاه راه یافت. او در رشتۀ الهیات و فلسفۀ اسلامی تحصیل کرد و در سال ۱۳۵۹ موفق به دریافت دانشنامۀ دکتری از دانشگاه تهران شد.
دکتر دادبه استاد فلسفۀ اسلامی و ادبیات عرفانی دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه آزاد اسلامی و مدیر گروه ادبیات و عضو شورای علمی دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی بود که سردبیری فصلنامه‌های یگانه و جستارهای ادبی را هم در کارنامه داشت. او در تدوین بسیاری از مدخلهای فلسفی، ادبی و عرفانی دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی مشارکت کرد و تحقیقاتش به طور عمده بر اندیشه‌های ابن‌سینا، سهرودی، ملاصدرا و آثار حافظ، سعدی و دیگر بزرگان ادب فارسی متمرکز بود. از دکتر دادبه مقالات و کتابهای متعدّدی بر جای مانده است. کلیات فلسفه، حافظ: زندگی و شعر و رندی آموز و ... که دو اثر اخیر مجموعۀ مقالات دربارۀ حافظ است از کتابهای اوست.
متأسفانه در بحبوحۀ جنگ، و به علت محدودیتهای اینترنتی ایجادشده، امکان انتشار مطلبی در یادکرد و گرامی‌داشت آن استاد گرامی دست نداد. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار درگذشت دکتر اصغر دادبه را به خانوادۀ محترم ایشان، جامعۀ دانشگاهی کشور و همکاران محترم آن پژوهشگر ارجمند در دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی تسلیت می‌گوید و یاد و نام او را گرامی می‌دارد.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

فارسی یهودی متقدّم


این کتاب منتخبی است از تحقیقات زبانی و لغوی دربارۀ فارسی یهودی متقدّم، یعنی گونه‌هایی از فارسی قرون متقدّم اسلامی که به خطّ عبری نوشته می‌شده است. بخش نخست مجموعه حاوی نوشته‌هایی دربارۀ ویژگی‌های زبانی ممیّز و کهن فارسی یهودی متقدّم و ناهمسانی‌های گویشی منعکس در متون آن است. تعدادی از کهن‌ترین نوشته‌های فارسی یهودی متقدّم در بخش دوم تصحیح و شرح شده‌ است و فهرستی از لغات کمیاب و نادر آن در بخش سوم فراهم آورده شده است. کتاب منبعی سودمند برای علاقه‌مندان به ادبیّات کهن و زبان‌شناسی ایرانی است.

[فارسی یهودی متقدّم: گزیدۀ مقالات زبانی و لغوی،‌ گردآوری، تألیف و ترجمه میلاد بیگدلو، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]

علاقه‌مندان می‌توانند از دهم تا بیستم خردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

درگذشت دکتر جلال خالقی مطلق، شاهنامه‌شناس بلندآوازه و عضو هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
 
دکتر جلال خالقی مطلق، پژوهشگر برجسته و مصحّح پرآوازۀ شاهنامه و از چهره‌های ماندگار فرهنگ و ادب فارسی، در نُهم اسفندماه سال گذشته، دور از وطن، در هامبورگ چشم از جهان فرو بست.
جلال خالقی مطلق (۲۰ شهریور ۱۳۱۶ ـ ۹ اسفند ۱۴۰۴) در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رساند و در سال ۱۳۳۷ از دبیرستان مروی دیپلم گرفت. پس از آن برای ادامۀ تحصیل به آلمان رفت و در سال ۱۳۴۹ در رشته‌های شرق‌شناسی، مردم‌شناسی و تاریخ قدیم موفق به اخذ درجۀ دکتری از دانشگاه کلن آلمان شد و یک سال بعد تدریس زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی را در بخش ایران‌شناسی دانشگاه هامبورگ آغاز کرد و تا بازنشستگی به این کار اشتغال داشت. او در کنار تدریس دانشگاه مسئولیتهای دیگری را هم بر عهده داشت که از جملۀ آنها عضویت در هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، شورای عالی علمی دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی و عضویت افتخاری در فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. او همچنین در سمت مشاور با دانشنامۀ ایرانیکا (نیویورک) و مجلۀ ایرانشناسی (واشنگتن) همکاری می‌کرد.
دکتر خالقی مطلق از بزرگ‌ترین شاهنامه‌پژوهان عصر ما بود که بخش عمدۀ عمر خود را صرف مطالعه، تحقیق و تصحیح علمی اثر جاودانۀ فردوسی کرد. مهم‌ترین دستاورد او، تصحیح انتقادی شاهنامه است که با بررسی دقیق کهن‌ترین نسخه‌های خطی و روشی علمی به انجام رسیده است و به‌ عنوان معتبرترین چاپ شاهنامه در محافل  علمی و دانشگاهی شناخته می‌شود. یادداشتهای شاهنامه نیز کتاب تحقیقی دیگر دکتر خالقی است که برای فهم متن شاهنامه بسیار مؤثر است. خالقی تنها مصحح شاهنامه نبود. او با انسی که به شاهنامه پیدا کرده بود و با جست‌وجوی ژرف در تاریخ ایران باستان، بیش از دویست مقالۀ تاریخی و ادبی و زبانشناختی نوشت که بخش عمدۀ آن در مجلات و نشریّات فارسی منتشر شده و بخشی دیگر به زبان انگلیسی و آلمانی در نشریّات معتبر بین‌المللی به چاپ رسیده است و حکایت از نام بلند او در میان ایران‌شناسان ایرانی و خارجی دارد.
شماری از آثار تألیفی دکتر خالقی چون واج‌شناسی شاهنامه، زن در شاهنامه، از شاهنامه تا خداینامه و نظامی گنجه‌ای در انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شده است. کتاب حماسه، پدیده‌شناسی تطبیقی شعر پهلوانی اثر تألیفی دیگر اوست. همچنین سه مجموعه از مقالات دکتر خالقی با عنوانهای گل رنجهای کهن، سخنهای دیرینه و شاهنامه و فرهنگ ایران در انتشارات دکتر محمود افشار به چاپ رسیده و دو مجموعۀ دیگر از مقالات ایشان با عنوانهای از دست‌نویس تا متن و جای پای سالها در اختیار خواهندگان است.
دکتر جلال خالقی مطلق بی‌تردید یکی از چهره‌های ماندگار ایران‌شناسی معاصر است که با تلاش‌های علمی و نوشته‌های خود سهمی بزرگ در حفظ و معرفی میراث ادبی ایران، به‌ویژه شاهنامۀ فردوسی، ایفا کرده است.
درگذشت دکتر خالقی ضایعه‌ای بزرگ برای فرهنگ ما و زبان و ادب فارسی است. همزمانی این رخداد تلخ با آغاز جنگ و عدم دسترسی به اینترنت جهانی در پی محدویتهای گستردۀ ارتباطی که در آن زمان ایجاد شد، انتشار این مطلب را به تأخیر انداخت که از این بابت متأسفیم. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار بیش از نیم قرن تلاش دکتر خالقی را در تحقیق دربارۀ شاهنامه، فرهنگ ایرانی و زبان فارسی ارج می‌نهد و درگذشت آن استاد گرانقدر را به خانوادۀ محترم ایشان، هم‌میهنان قدرشناس و ایران‌دوست و جامعۀ جهانی ایران‌شناسی تسلیت می‌گوید. روحش شاد و یادش گرامی.

عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
استادان جلال خالقی مطلق و ایرج افشار

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

مجلهٔ آینده به مدیریت دکتر محمود افشار، از مهم‌ترین نشریات ملی‌گرای ایران در دورهٔ پهلوی اول و دوم بود. افشار دغدغهٔ «وحدت ملی ایران» و تقویت زبان فارسی را داشت و مجلهٔ او تجلیگاه اندیشه‌های ایران‌گرایانه بود. دکتر افشار در آذر ۱۳۲۳، زمانی که ایران هنوز در اشغال نیروهای شوروی و بریتانیا قرار داشت، در شمارهٔ سوم و چهارم مجلهٔ آینده، در صفحهٔ ۱۸۲، مجموعه‌ای از ابیات حماسی را درون کادری با عنوان «یا مرگ یا وطن؟» منتشر کرد. این ابیات در دل مطلبی تحت عنوان «اقتراح و مسابقهٔ شعری؛ دعوت از شعرا» به چاپ رسید. افشار در آن مطلب از شاعران خواسته بود که برای «بیدار کردن حس ملی ایرانیان» به طبع‌آزمایی بپردازند و سپس ابیاتی را با نام فردوسی به عنوان مثال و با این توضیح نقل کرده بود: «ملاحظه بفرمایید تنها شنیدن این چند شعر زیر چقدر در شما هیجان و شور و شوق ایجاد می‌کند». ابیات مذکور چنین است:

هنر نزد ایرانیان است و بس
ندارند شیر ژیان را به کس

همه یکدلانند و یزدان‌شناس
به گیتی ندارند در دل هراس

چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم

چنین گفت موبد که مردن به نام
به از زنده دشمن بر او شادکام

اگر کشت خواهد همی روزگار
چه نیکوتر از مرگ در کارزار؟

این ابیات، که مطابق سخن دکتر افشار به واقع بسیار تأثیرگذار و شوق‌انگیز است، چنان سریع در جامعه پخش شد که به گفتهٔ ملک‌الشعراء بهار در جراید و مدارس آنها را می‌خواندند و یاد می‌دادند. اما بهار نخستین کسی بود که با صلاحیت علمی و ادبی به چاپ این ابیات اعتراض کرد. او توضیح داد که این ابیات هر کدام از جایی از شاهنامه برداشته شده‌ و در آنها تغییرات و تصرفاتی صورت گرفته است. بهار اصالت این ترکیب را رد کرد و آن را نمونه‌ای از تحریف متون کلاسیک دانست. نکتهٔ مهم آن است که بسیاری از ابیات واقعاً در شاهنامه وجود دارند، اما نه به این صورت و نه در کنار یکدیگر. برای مثال، بیت «همه سر به سر تن به کشتن دهیم...» واقعاً از شاهنامه است و در داستان رستم و سهراب آمده است. اما بیت «هنر نزد ایرانیان است و بس...» در نسخه‌های معتبر شاهنامه به شکل شناخته‌شدهٔ امروزی وجود ندارد و مصراع دوم آن نیز تحریف شده است. برخی پژوهشگران معتقدند که این عبارت بعدها در دورهٔ ناسیونالیسم مدرن ایرانی برجسته و بازنویسی شد. بیت مشهور «چو ایران نباشد تن من مباد...» نیز وضعی پیچیده دارد. اصل بیت در برخی نسخه‌های شاهنامه دیده می‌شود، اما مصراع دوم مشهور آن («بر این بوم و بر زنده یک تن مباد») دقیقاً به همین صورت در نسخه‌های معتبر نیامده و ظاهراً حاصل دستکاری و بازسازی بعدی است. بیت «اگر کشت خواهد همی روزگار...» نیز اصلاً متعلق به دقیقی طوسی است، نه فردوسی.

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

به فرّخی و جاودانگیِ ایران

پس از روزهایی تلخ و دشوار که سرزمین عزیزمان ایران شاهد رنج، اندوه و التهاب جنگ بود و در پی محدودیت‌های گستردۀ ارتباطی امکان حضور و فعالیت در فضای مجازی فراهم نبود، وظیفۀ خود می‌دانیم پیش از هر سخنی، همدلی و همدردی عمیق خود را با مردم شریف ایران ابراز کنیم؛ به‌ویژه با خانواده‌هایی که در این روزها عزیزان خود را از دست داده‌اند و داغدار شده‌اند. اندوه آنان، اندوه همۀ ماست.

همچنین بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، حادثۀ دردناک بمباران مدرسۀ شجرۀ طیّبۀ میناب و جان باختن و آسیب دیدن فرزندان این سرزمین را با نهایت تأسّف و تأثّر به ملّت ایران، خانواده‌های داغدار و مردم شریف هرمزگان تسلیت می‌گوید. هیچ واژه‌ای توان بیان عمق این اندوه را ندارد.

در کنار این تلخی‌ها، آنچه مایۀ امید و سربلندی است، جلوه‌های کم‌نظیر همبستگی، همدلی و همراهی مردم ایران در روزهای سخت بود؛ مردمی که بار دیگر نشان دادند در لحظات دشوار، فراتر از هر اختلاف و فاصله‌ای، در کنار یکدیگر می‌ایستند و مفهوم واقعی ایران و ایرانی بودن را زنده نگاه می‌دارند.

امید آن داریم که ایران عزیز، هرچه زودتر روزهای آرامش، امنیت و آبادانی را دوباره تجربه کند و سایۀ رنج و خشونت از این سرزمین دور شود.

چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

با دریغ غلامرضا ارژنگ پژوهشگر زبان و ادب فارسی درگذشت.

غلامرضا ارژنگ (۱۳۱۵ - ۱۴۰۴) در قم به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در سال ۱۳۴۱ از دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران مدرک لیسانس زبان و ادبیات فارسی گرفت و در ۱۳۴۹ در رشتۀ علوم تربیتی موفق به اخذ مدرک‌ فوق لیسانس از همان دانشگاه شد. او همچنین گواهینامۀ آموزش زبان فرانسوی را از انستیتو ایران و فرانسه دریافت کرد.
ارژنگ که معلمی را از سال ۱۳۳۲ با تدریس در مدارس قم آغاز کرده بود در ۱۳۴۲ به آموزش و پرورش تهران منتقل شد و تا ۱۳۵۰ در دبیرستانهای آن شهر به تدریس اشتغال داشت، آنگاه با سمت کارشناس در مرکز تحقیقات و برنامه‌ریزی درسی مشغول به کار شد و تا ۱۳۵۹ که در آن مرکز بود با کمک همکارانش از جمله دکتر علی‌اشرف صادقی کتاب‌های درسی دستور زبان فارسی و آیین نگارش دوره‌های راهنمایی و دبیرستان را بر اساس شیوه‌های نوین تألیف کرد و پس از بازنشستگی تا سال ۱۳۸۵ در مدارس عالی، مراکز آموزش ضمن خدمت و دانشگاه‌ آزاد مشغول تدریس آیین نگارش، دستور زبان و ادبیات فارسی بود.
ارژنگ در تألیف جلد اوّل فرهنگ جامع زبان فارسی مدتی با گروه فرهنگ‌نویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی همکاری کرد. دستور زبان فارسی امروز، شیوۀ نگارش فارسی، سخنوری و منطق صوری به زبان ساده از تألیفات اوست.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار درگذشت زنده‌یاد غلامرضا ارژنگ را به خانوادۀ محترم ایشان، آموزگاران و دوستداران و پاسداران زبان و ادبیات فارسی تسلیت می‌گوید. یادش گرامی باد.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

با دریغ عبدالمجید ارفعی پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی درگذشت.

عبدالمجید ارفعی (۹ شهریور ۱۳۱۸ ـ ۶ اسفند ۱۴۰۴) در بندرعباس به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و سپس یزد به پایان رساند و تحصیلات متوسطه را در مدرسه‌های منوچهری و البرز تهران گذراند. او پس از اخذ دانشنامۀ کارشناسی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، در مهر ۱۳۴۴ راهی آمریکا شد و دو سال به یادگیری مقدمات زبان اکدی پرداخت. آنگاه به مؤسسۀ خاورشناسی دانشگاه شیکاگو رفت و طی هشت سال زبان ایلامی و اکدی را آموخت و با گل‌نوشته‌های ایلامی و کتیبه‌های تخت جمشید آشنا شد. او در تیرماه ۱۳۵۳ از رسالۀ دکتری خود با عنوان «زمینه‌‌های جغرافیایی فارس بر اساس گل‌نوشته‌های تخت جمشید» دفاع کرد و در بازگشت به وطن زیر نظر دکتر خانلری، در فرهنگستان ادب و هنر ایران به کار و تحقیق مشغول شد. دکتر ارفعی در طی سه سال همکاری با دکتر خانلری (۱۳۵۴-۱۳۵۷) گنجینۀ گرانسنگی از مجلات، مقالات و کتابهای گوناگون در موضوع تاریخ ایران و جهان و گل‌نوشته‌ها و خط‌های باستانی خوانده‌شده فراهم آورد و تالار کتیبه‌های موزۀ ملی ایران نیز به همت او و شاهرخ رزمجو بنیان نهاده شد. او سابقۀ همکاری با بنیادهای پژوهشی شوش و پارسه را نیز در کارنامه داشت و همکاری با بنیاد اخیر منجر به خوانده شدن کتیبه‌های خزانۀ تخت جمشید شد که در همان موزه نگهداری می‌شود.
او نخستین مترجم استوانۀ کورش بزرگ از زبان اصلی (بابلی نو) به فارسی است. دکتر ارفعی به پاس خدمات علمی و کوششهای فرهنگی‌اش جایزۀ سرو ایرانی را در سال ۱۳۹۴ و نشان خورشید یونسکو را در خرداد ۱۴۰۱ دریافت کرد. گل‌نوشته‌های باروی تخت جمشید و فرمان کورش بزرگ از جملۀ تألیفات اوست.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار کوششهای پرثمر دکتر عبدالمجید ارفعی را در حفظ و زنده نگاه داشتن میراث فرهنگی و باستانی میهن عزیزمان ایران ارج می‌نهد و ضایعۀ درگذشت آن دانشمند گرانقدر را به خانوادۀ محترم ایشان، جامعۀ علمی کشور و مردم فرهنگ‌دوست ایران تسلیت می‌گوید. یادش گرامی باد.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:

در بزم غالب


میرزا اسدالله غالب دهلوی (۱۲۱۲-۱۲۸۵ق) واپسین فارسی‌گوی بزرگ هند و از پاسداران زبان فارسی در آن سرزمین است که با وجود شهرت جهانی و محبوبیت و نفوذ بسیار در زادگاهش،‌ در ایران چندان شناخته نیست. این کتاب تلاشی است برای شناساندن غالب و آثار منظوم و منثور فارسی او همراه با اشاراتی به نوشته‌های اردوی وی. نویسنده اثرگذاری این سخنور ایران‌دوست بر نویسندگان و شاعران را نشان داده و همچنین به معرّفی ترجمه‌های آثار غالب به زبان‌های گوناگون و پژوهش‌هایی که دربارۀ او به انجام رسیده پرداخته است. در پایان کتاب اشعاری برگزیده از غالب همراه با توضیحاتی مختصر نقل شده است.

[در بزم غالب: زندگی و آثار غالب دهلوی، دکتر مهدی فیروزیان،‌ تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴]

علاقه‌مندان می‌توانند از پنجم تا هجدهم اسفندماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

چهارم اسفندماه زادروز دکتر سید محمد دبیر‌سیاقی، منتخب چهارمین جایزهٔ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار

قزوین و نام آن


دربارۀ نام قزوین از دیرباز نظرات گوناگون و وجوه مختلف ابراز شده است. بلاذری در کتاب فتوح البلدان می‌نویسد: «جمعی از اهل قزوین و نیز بکر بن هیثم به نقل از مردم ری با من حکایت کردند که دژ قزوین را به پارسی "کشوین" گویند که به معنی حدّ حفاظت‌شده است».
محمود کاشغری در کتاب دیوان لغات الترک ذیل کلمۀ «قاز» می‌نویسد: «قاز نام دختر افراسیاب، و اوست که شهر قزوین را بنا کرده است و اصل آن "قازاُیُنی" است، یعنی جای بازی قاز؛ زیرا که آنجا سکونت داشت و بازی می‌کرد و از این معنی است که گروهی قزوین را از حدود سرزمینهای ترک شمرده‌اند».
پیداست که این وجه تسمیه و نسبت بنای قزوین به «قاز» اساسی ندارد، زیرا اولاً دختران افراسیاب «فرنگیس» و «منیژه»، هیچ‌یک پیش از زناشویی (اولی با سیاوش و دومی با بیژن) به ایران نیامده بودند. ثانیاً به فرض که قاز دختری از افراسیاب باشد که در داستانها و تواریخ نام او ذکر نشده است، جایی که او بازی می‌کرده است اگر آبادی و شهر بوده، ناگزیر اسمی داشته و اگر آبادی نبوده و بیابان بوده است، بیابان جای بازی دختر شاه توران آن هم در خاک ایران نیست و از آن گذشته نسبت به قاز، «قازی» می‌شود و قازاُیُنی با هیچ قاعده‌ای به قزوین مبدّل نمی‌گردد...
پس از نقل و نقد نظرات مندرج در منابع و سنجیدن آنها با هم اعتقاد راسخ نگارنده آن شده است که قول آنان که صورت نخستین نام قزوین را «کشوین» دانسته‌اند برصواب و منطقی است، چه کشوین مرکّب است از «کش» به معنی سو و جانب و طرف و مرز و حد به اضافۀ «وین» (مادۀ مضارع از دیدن) در معنی ملاحظه و مراقبت و نگهبانی و حراست و کلمه بر روی هم صفتی بوده است برای شهر مورد بحث و یا به تعبیر دقیق‌تر برای دژ یا حصاری که پیش از اسلام در دوران ساسانیان ایجاد، و مقرّ سربازان گشته است.
بانی دژ کشوین را به روایتی شاپور اول (۲۴۱-۲۷۱م) و به روایتی متأخّر بهرام اول (۲۷۲-۲۷۵م) دانسته‌اند و روایتی نیز بناکنندۀ دژ را شاپور ابرکان، سردار خسرو پرویز، دانسته که مأمور ساختن دژی در محل فعلی قزوین و مستقر ساختن اسوارانی در آنجا شده بوده است.
به هر حال بانی دژ هرکه باشد آنچه مسلّم است اینکه دژ مورد بحث به قصد جلوگیری از هجوم دیلمیان به دشت پرنعمت قزوین و یا یاغیان پناه‌گرفته در دیلمان ساخته شده است و نام آن «کشوین» نیز حکایت از همین نیّت و قصد دارد.
اما تبدیل کلمۀ کشوین به قزوین نیز طبیعی است؛ زیرا بر طبق اصول زبان‌شناسی حرف کاف به قاف تبدیل می‌گردد نظیر «ابرکوه» و «ابرقو»، «کهستان» و «قهستان»، «کهندژ» و «قهندز» و جز اینها. حرف «ش» کلمه نیز به حرف «ز» بدل می‌گردد مانند: «دریوش» و «دریوز» به معنی درویش و «دندان‌افریش» و «دندان‌افریز» به معنی خلال دندان و «شنگله» و «زنگله»، اجزاء کوچک خوشۀ انگور که دانه‌ها و حبه‌ها بر آنها متصل‌اند و «روشن» و «روزن» و «افراشت» و «افراز» و جز اینها.

«قزوین و وجه تسمیۀ آن»، دکتر محمد دبیرسیاقی، پیک نور، سال اول، شمارۀ دو، تابستان ۱۳۸۲، ص ۱۲- ۱۷.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation

Читать полностью…
Subscribe to a channel