-
گرداننده درگاه : سیروس حامی @Cyrus_Hami
درود. ❤️
شنبهای دیگر رسید و گاه پیشکش فرازی دیگر از شاهنامه همراه با آرزوی هفتهای سراسر نیکُوی و بهروزی برای یاران ارجمند!
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۹
@ShahnamehToosi
درود. آغاز هفته نو بر همه یاران فرخنده و هفتهای سراسر نیکُوی بهرهتان باد. بازهم فرازی از شاهنامه با کاربرد همگانی و همانا ویژه آیین شهریاری!
مهرورزتان - حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۸
/channel/ShahnamehToosi
✅ ✅ ✅
#اشا_در_بینش_زرتشت
یکی از واژگان کلیدی، سپند و برجسته در پیام زرتشت واژه اشاست.
این واژه در اوستا به گونه "اَشَه" نیز آمده که در جهان مادی به چمار((معنی) قانون(داد)، هنجار و پیراستگی و آراستگی(نظم)، وسامان درست می باشد.
هماهنگ با این واژه در گویش وزبان پارسی یک واژه ویژه را نمی توان یادآوری وجایگزین کرد.
پژوهشگران گاهی به واژه راستی، درستی، پاکی و هنجارمندی اشاره می کنند که همه اینها می تواند درست باشد.
اشوزرتشت که بسیار ازین واژه در پیام خود " گات ها" به آن پرداخته است این ویژگی را به اهورامزدا(دانایی وآگاهی هستی مند) وابسته می داند و بیان می کند که تمام هستی از آغاز تا انجام برپایه اشا پدیدار شده و همچنان دنبال خواهد شد.
امروزه با کمک دانش دریافته ایم که از کوچکترین ذره ها با نیروی سازگار(مثبت= پُروتون) و ناسازگار(منفی =الکترون) ماده، پدیدار شده و هرگاه نیاز باشد مانند کارکرد خورشید می تواند به انرژی های گرما و روشنایی نیز برسد.
اشا یا هنجار درستی که در هستی روان(جاری) است هیچگاه به بی هنجاری نخواهد رسید چون هستی با بی هنجاری متلاشی خواهد شد.
آنچه از پدیدار شدن اشا دریافته ایم همکاری و تلاش دو نیروی همگون و ناهمگون(متضاد) است که از آغاز هستی همزاد بوده اند همچنان هستی را دنبال می کنند. مانند کشش ورانش-- تز وآنتی تز-- کنش و واکنش-- نیروی پذیرش و رانش(جذب ودفع) همه دست به دست هم داده تا هستی وآنچه درآن می بینیم، پایدار بماند.
در این راستا آنگاه که مرتوگان(بشر) با خرد خویش بر زمین پای گذاشته است، با هوشمندی ودانشی که پیوسته فراخواهد گرفت.به سازندگی، نوشدن وسازندگی خواهد رسید.
چنانکه مرتوگان از غارنشینی به پیشرفت کنونی در جهان دست یافته است.
در بینش زرتشت، مرتوگان هنگامی در جهان شایستگی دارند که در پرتو اشا گام بردارند وگرنه از خرد خویش بهره نگرفته و نادانی را پیشه کرده اند.
سعدی برای دست یافتن مرتوها(مردم) به "هنجار اشا" چه گویا و زیبا بیان کرده است:
ابر وباد و مَه وخورشید فلک درکارند/(پیروی از اشا)
تا تو (مَرتو= انسان) نانی به کف آری و به غفلت نخوری/
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار/
شرط انصاف نباشد که فرمان نبری.
این حکیم ایرانی نیز سرپیچی از هنجارراستی را شایستگی مرتوها نمی داند!
سرود ارزشمند وکوتاهی در هات ۲۷ یسنا که پیش درآمد گاتای زرتشت است آمده که "اِشِم وُهو" نام دارد. این سرود که در سرایش اوستا بارها بر زبان می آید، جان مایه بینش اشوزرتشت برای پیوستن به هنجار اشا می باشد.
در برگردان سرود:
آمده که اشا بهترین است.
"وََهیشتِم اَستی"(وَه= به) وَهیشتم= بهترین)
گونه ای اشا که می تواند در جان و روان مرتوگان پدیدار و پویا گردد که(اَشاوَهیشتا= اَردیبهشت)نه تنها او را هویت راستی و درستی وپاکی ببخشد بلکه ویژگی هایی که درگذر گاهداد(تاریخ) مرتوگان به سود خود و دیگران گزینش کرده برسد.
به ویژه فروتنی-- پارسایی-- از خود گذشتگی-- پیمانداری-- نوگرایی-- سازندگی-- دهشمندی و خدمتگزاری به دیگران تا خود و همگی به خوشبختی دست یابند.
چون به دنبال برگردان این سرود می خوانیم که گزینش اشاوهیشتا مرتوگان را به" اوشتا" خواهد رساند
اوشتا به چمار روشن روانی، خوشبختی، آسایش وآرامش است.
برای پیوستن به اشا؛
به نمونه ای گویا اشاره می کنیم.
چنانکه گمان کنیم که همه ذرات هستی نوازنده گونه ای ساز موسیقی باشند و با هنجار اشا که در ساختار خویش دارند. همچون ابر وباد ومَه و خورشید فلک هم در هستی سازهای گوناگون و همه دلنواز را می نوازند. که کوک شده "گئوش اوران" (روان هستی) می باشد.
دگر گونی(تفاوت) مرتو در این است که با خرد خود می تواند ساز خویش را چنانچه مایل باشد، با ساز هستی هماهنگ می کند و بیگمان پروانه دارد تا کوک ساز خود را دلخراش وآزار دهنده نیز جابجا کند.
اشوزرتشت در بند نهم ازهات سی از یسنا(گات ها) می فرماید:
ای مزدا(دانش وآگاهی) خواستاریم
تا ما نیز از رهروان راه اشا باشیم.
از کسانی که زندگی را تازه میکنند جهان را نُو می سازند.
وپیوسته با "اشا" هماهنگ گردیم.
گفتنی است در سرود کوتاه "هَمازوربیم" که در بخشی از نیایش روزانه جای گرفته نیز چنین آمده است:
همازوربیم(هم پیوند و پیماندار باشیم)
همازور هَما اشو بیم( در پرتو اشا وهنجارگرایی با هم هماهنگ باشیم)
هم کرفه کرفه کاران بیم
دور از وناه و وناه کاران بیم...
با ثواب کاران همراه گردیم و از گناهکاران دوری گزینیم...
"اشو"نامی برگرفته از اشا بوده و به کسانی داده می شود که پیرو راه اشا باشند. راستی ونیکی در اندیشه، خوبی و اثربخشی در گفتار، درستی وسازندگی در کردار داشته باشند.
اشوزرتشت با همین ویژگی ها آراسته شده که اشوزرتشت نام دارد.
رهروان اَشا همگی "اَشََوَن" نام دارند.
✍️ زندهیاد موبد#کورش_نیکنام
درگاه #زرتشت_و_مزدیسنان
@zoroaster33
🆔 /channel/ShahnamehToosi
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
📝برخی اندیشههای رفتاری شاهنامه
شاهنامه، گنجینه ای از حماسه، رزم، دلیری، پایداری و توانمندی گذشتگان است و در هر سرگذشتی به اندیشه های رفتاری اشاره کرده است.
رفتار واخلاقی که برخی از آنها در این روزگار کمتر در زندگی به چشم می خورد.
رفتاری که به باور استاد شفیعی:
آنچه می بینم، نمی خواهم
آنچه می خواهم، نمی بینم
چند گزینه اخلاقی ورفتاری در اندیشه فردوسی چنین است:
۱-- آزرم و شرم داشتن
یکی بیم و آزرم و شرم خدای
که تا باشدت یاور و رهنمای
۲-- میانه روی واعتدال
ز کارِ زمانه میانه گُزین
چوخواهی که یابی به داد آفرین
۳-- بخشندگی ودهش
چو بخشنده باشی گرامی شوی
ز دانایی و داد، نامی شوی
۴-- بُردباری وشکیبایی
ستـونِ خـرد بردباری بُوَد
چو تیزی کنی تن به خواری بود
۵-- بشر دوستی
به هرجایگه یار درویش باش
همی راد برمردم حویش باش
۶-- پندپذیری
تو بیماری و "پند" داروی توست
بکوشم همی تا شوی تندرست
۷-- دانش اندوزی
میاسای از آموختن، یک زمان
ز دانش مَیفکن دل اندر گمان
۸-- رازپوشی
چُو رازت به شهر آشکارا شود
دلِ بِخردَت بی مُدارا شود
۹-- سازگاری بادشواریها
ور ایدون که باتو نسازدجهان
بسازیم ما با جِهانِ جَهان
۱۰-- فروبردن خشم
بدان باش تا دور باشی به خشم
به مردی بپوش از گنهکار چشم
۱۱-فروتنی
فروتن بُوَد هرکه دارد خرد
سِپهرش همی درخرد پرورد
۱۲-- بداندیشی
به دل نیز اندیشهی بد مَدار
بداندیش را بد بود روزگار
۱۳-پرگویی
چُو گفتارِ بیهوده بسیار گشت
سخنگوی در مردمی خُوار گشت
۱۴-- کینه توزی وجنگ
مَسازید جنگ و مریزید خون
مباشید کس را به بد رهنمون
۱۵-- عیب جویی
چُو عیبِ تنِ خویش داند کسی
ز عیبِ کسان ، برنگوید بسی
۱۶-- تن آسایی وکاهلی
تن آسایی و کاهلی دورکن
بکوش و زرنج تنت سورکن
🔥🔥🔥🔥🔥
🕊 درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
گزینش ونگرش: #موبد_کورش_نیکنام
@ShahnamehToosii
باران یا واران یکی از زیباترین و کهنترین واژگان زبانهای ایرانی است
باران که در پارسی با « ب » آغاز میشود، در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی با « و » تلفظ میشود. همانند گرگ/ ورک یا برف/ ورف و ...
.
« باران و فعل آن باریدن » در زبانهای باستانی ایران : در پارسی میانه یا پهلوی ساسانی wārīdan باریدن و war یعنی دریاچه و vārān باران / اوستایی vār باریدن، باران و vari دریاچه / پهلوی اشکانی wārān باران / سغذی w'r باریدن، باران / سکایی bāra باران و ber باراندن / خوارزمی w'ry باریدن و w'r باران / و ....
.
این واژگان از ریشه vār (بمعنای باران، آب) در ایرانی باستان هستند، که خود از ریشه « ایر و اروپایی » uēr , weh₁r بمعنای « آب، باران، رود » است. در نورسی باستان (اسکاندیناوی) vari یعنی آب و مایع / در لوویایی ( از زبانهایی باستانی آناتولی در هزاره دوم پیش.م ) 𒉿𒀀𒅈 با خوانش wār یعنی آب / در سانسکریت یا هندی باستان vār یعنی آب، باران / و ... که این نشان از پیوند و همریشهگی بسیار کهن زبانهای آریایی و اروپایی دارد
.
در زبانهای ایرانی نو : کردی wārīn, bārīn / بلوچی gwār / آسی ( بازمانده سکایی غربی ) waryn باریدن / پشتو ( بازمانده سکایی شرقی ) wōrēdel باریدن / و ...
🔷 تیشتر : ایزد باران در اوستا
.
🔻 تِـشْـتَـر یشت که تیشْـتَـر یشت و تیر یشت نیز نامیده میشود، هشتمین یشت اوستا است. این یشت در بزرگداشت و ستایش پر فروغترین و درخشانترین ستاره آسمان که همانا ستاره «تِشْتَر» باشد، سروده شده و یکی از دلکشترین بخشهای اوستاست. امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اَمرداد ماه اتفاق میافتد. اما در زمان سرایش تیر یشت، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در حدود اوایل تابستان بوده است که نام ماهِ «تیر» نیز از همین واقعه گرفته شده است. به دلیل اینکه بالا آمدن ستاره «تِشْـتَر» با افزایش بارندگی و پایین رفتن این ستاره با کاهش بارندگی توأم بوده است، بین این ستاره و بارندگیهای فراوان ارتباطی احساس شـده است کـه در سراسر این یشت به این باور اشاره شده است: می ستاییم ستاره درخشان و شکوهمندِ تِشْتَر را ... می ستاییم آب دریای فراخکرت را و رود «وَنْـگوهی» در همه جا پُر آوازه را، نام «گِـئوشِ» مزدا آفریده را و فَـرِّ کیانی را . میستاییم ستاره درخشان و شکوهمند تِشْـتَر را، آن در بردارنده تخمه آبها و آن توانای بزرگِ نیرومند، و آن دورنگرنده بلندپایگاه و زَبَردست را، آن بزرگواری که نیکنامی از اوست و تبارش از «اّپَـمنَـپات» است.
.
باران در شعر فردوسی :
.
چو از دامن ابر چین کم شود
بیابان ز باران پر از نم شود
.
همی سوخت آباد بوم و درخت
به ایرانیان بر شد آن کار سخت
ز باران هوا خشک شد هفت سال
دگرگونه شد بخت و برگشت حال
.
همانا که باران نبارد ز میغ
فزون زانک بارید بر سرش تیغ
🛫 @zoroaster33
@ShahnamehToosii
یاران درود.
یک بغل آرزوی خوب، به همراه سخنی دیگر از دفتر دانایی و داد، پیشکش شما گرامیان در آغاز هفته داغ. روزگارتان بکام. دیرزیوید.
نیکخواهتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۶
@ShahnamehToosii
هفته نو بکام! درود و بهترین آرزوها، همراه با فرازی دیگر از خردنامه فرزانه توس، پیشکش گرامی یاران جان.
نیکخواهتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۵
@ShahnamehToosii
🔅به فرهنگ باشد روان تندرست
🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی
💧یافتههای مهم روانشناسی
💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
💧جملگی روانکاوی
💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
💧صادق هدایت
💧زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
💧دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
💧رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
💧بهترین داستانهای کوتاه جهان
💧رمانهای صوتی بهار
💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
💧حافظ/ خیام (صوتی)
💧خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
💧بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
💧سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
💧موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
💧حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
💧شاهنامه کودک هما
💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
💧شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
💧گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
💧کتاب گویای ژیگ
💧سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
💧ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
💧کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
💧هفت هزار سالگان
💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
💧رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
💧حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
💧تاریخ روایی ایران
💧سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
💧کتاب و حکمت
💧تاریخ میانه
💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
💧خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
💧شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
💧انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
💧نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
☔️کانال میهمان:
💧یادداشتهای دکتر سید احمدرضا قائم مقامی
☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل
@alireza_heidaree
ما هماکنون بیش از هر هنگام به شاهنامه نیاز داریم
سخنان استاد #علیرضا_قیامتی
نشست فرهنگی ادبی۱۴۰۳/۵/۴
انجمن شاهنامه فردوسی یاسوج
برگرفته از 👇
dr_ghiyamati" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@dr_ghiyamati
🆔 @ShahnamehToosi
"داد" در شاهنامه، به منزلهی شیشهی عمرِ قومِ ایرانیست، اگر شکست برداشت زوالِ این قوم فرا رسیده است. ممکن است ظلم و تباهی بر کشور حاکم گردد _مانند دورهی ضحّاک_ ولی این مهم نیست، از نو کشور کمر راست خواهد کرد؛ سـرِ "داد" سلامت باشد که اگر نیمجانی داشت سرانجام همه چیز به حالِ عادی بازخواهد گشت.
"داد" اندیشه و اعتقادی است در دلِ مردم ایران که نباید گذاشت فرو میـرَد.
✍️#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
📚 داستان داستانها
🛫 @sarv_e_sokhangoo
🆔 @ShahnamehToosii
درودی دیگر و نیایشی دیگر و آرزوی هفتهای سراسر کامرانی و تندرستی بر یکایک یاران، همراه با فرازی دیگر از شاهنامه فرزانه توس.
روزگار بکام.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۳
@ShahnamehToosi
📝 از #نقد_نویسنده تا #نقد_نوشته
نگاهی به یک ناهنجاری رایج اجتماعی
به بهانه چهاردهم تیر ؛ #روز_قلم
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سَـرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند!
🖋 قلم، همین که بر کاغذ نشیند، اندیشه را از صاحب آن جدا میکند. از آن لحظه، آنچه به داوری نهاده میشود، نه شخصیت و گرایشهای اجتماعی و سیاسی یا ... نویسنده، بلکه استدلال، شواهد، زبان و منطق نوشته است. بیگمان یکی از برجستهترین نشانههابلوغ فرهنگی هر جامعه، توانایی اهل اندیشهی آن در تفکیک این دو است :
نقد نوشته
یا
نقد نویسنده.
جامعهای که به جای #نقد_اندیشه، به #تخریب_اندیشمند روی میآورد، گام به گام از فرهنگ گفتوگو فاصله میگیرد.
اندیشهها را نقد کنیم، نه صاحبان اندیشه را.
📝 آیا هر نگره مورد #اجماع دانشگاهیان را میتوان #علم نامید!؟
نخست نگاهی به چند مفهوم و ناهمسانی آنها:
1️⃣ #اجماع یعنی بیشتر -نزدیک به همه- متخصصان یک حوزه، به پشتوانه شواهد در دسترس، یک نگره را بهترین توضیح بدانند.
2️⃣ #علم یک روش است، نه تنها مجموعهای از باورها!
این روش بر مشاهده، آزمونپذیری، تکرارپذیری، نقد، و امکان ابطال استوار است.
3️⃣ #نگره_علمی تنها بر پایه شواهد (فکتها) شکل گرفته و پیشبینیهای آزمونپذیر ارائه میدهد.
از این روی:
◀️ اگر اجماع بر سر نگرهای باشد که روشمند به دست آمده و همچنان در معرض آزمون و نقد باشد، میتوان آن را یک نگره علمیِ پذیرفتهشده دانست.
◀️ اگر اجماع، برآمده از ملاحظات فلسفی، سیاسی، اخلاقی، تفسیری یا برداشتهای شخصی باشد، هرچند در دانشگاه پذیرفته و گسترده باشد -و هرچندان استادان بنام دانشگاه در تایید آن مقالهها و کتابها نوشته باشند!- لزوماً #علم شناخته نمیشود.
⏪نمونه:
نگره فرگشت زیستی یا نگره نسبیت به پشتوانه گستردگی تجربی و آزمونهای مکرر، نگرههای علمی هستند.
در برابر، اجماع بر سر یک انگاره در فلسفه، حقوق، ادبیات، تاریخ، اخلاق یا... -هرچند در دانشگاه شکل گرفته باشد- ، آن را به علم تجربی یا #نگره_علمی تبدیل نمیکند.
⏪ از سوی دیگر، #اجماع علمی معیار فرجامین حقیقت نیست!
تاریخ علم نشان میدهد که گاهی اجماعها با پیدایی انگارهها و/یا شواهد (فکتهای) جدید دگرگون شدهاند. با این حال، تا زمانی که شواهد استوارتری ارائه نشود، پذیرش اجماع متخصصان معمولاً نه تنها آسانترین که چه بسا معقولترین موضع عملی است، بویژه اگر این اجماع برآیند ارزیابی گسترده شواهد باشد، نه صرف تفسیر شخصی یا نظر افراد.
⏮️یک نمونه تاریخی: رابطه علیت میان زخممعده با استرس
تا دههٔ ۱۹۸۰، نظر غالب این بود که زخم معده معلول استرس و اسید معده است.
#بری_مارشال و #رابین_وارن نشان دادند که باکتری Helicobacter pylori در بسیاری از موارد عامل اصلی است
جامعه پزشکی به دلایلی چند برابر این ادعا ایستاد:
1️⃣ نظریه رایج با سالها تجربه بالینی سازگار به نظر میرسید.
2️⃣ هیچ پزشک باور نداشت که باکتری بتواند در اسید معده زندگی کند.
3️⃣ نتایج نخستین هنوز محدود بودند.
4️⃣ انگاره تازه با اجماع دانشگاهیان -که نگره دانسته میشد!- مغایرت داشت!
حتی مقالههای اولیه آنان بهسختی پذیرفته میشد.
این دو پزشک بعدها جایزهٔ نوبل گرفتند.
⏮️ نکته مهم:
فلسفه علم معمولاً به علوم توصیفی (Descriptive) و علوم هنجاری (Normative)نگاهی دوگانه دارد!
در علوم توصیفی، میتوان با آزمایش و مشاهده برخی نظریهها را رد یا تأیید کرد.
در اخلاق و فلسفه و دانش اجتماعی، حتی اگر هم بر سر فکتها(شواهد) همداستانی باشد، ممکن است همچنان در استنتاج و این که «چه باید کرد» دوگانگی یا چندگانی دیدگاه باشد.
به همین دلیل، دگرگونی اجماع در فلسفه یا علوم اجتماعی لزوماً به معنای کشف یک «حقیقت تجربی» تازه نیست؛ بیشتر نشاندهنده تغییر در استدلالهای پذیرفتهشده، اولویتهای ارزشی یا تفسیرهای رایج است.
از همین روی، #اجماع در این حوزهها معمولاً نسبت به اجماع در علوم تجربی، موقتیتر و ناپایدارتر دانسته میشود.
⏮️برآیند:
اجماع دانشگاهیان -بویژه در دانشهای اجتماعی- شرط کافی برای علمی بودن یک دیدگاه نیست. علمی بودن به روش، شواهد و آزمونپذیری وابسته است، نه صرفِ میزان همداستانی کارشناسان.
گزارش شاهنامه، بویژه #استورهها نیز با توجه به رویکرد #هرمنوتیک، مشمول همین برآیند است و اجماع دانشگاهیان شرط کافی برای علمی دانستن یک برداشت یا گزارش نیست!
✍️ #سیروس_حامی
تیرگان ۱۴۰۵ - یزد
@ShahnamehToosi
جایگاه و اهمیت جشنهای ایرانی
به بهانه #تیرگان
🗣 استاد #علیرضا_قیامتی
برگرفته از 👇
dr_ghiyamati" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@dr_ghiyamati
/channel/ShahnamehToosi
🔅به فرهنگ باشد روان تندرست
🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی
💧یافتههای مهم روانشناسی
💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
💧جملگی روانکاوی
💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
💧صادق هدایت
💧زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
💧دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
💧رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
💧بهترین داستانهای کوتاه جهان
💧نجوای داستان
💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
💧حافظ/ خیام (صوتی)
💧خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
💧بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
💧سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
💧موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
💧حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
💧شاهنامه کودک هما
💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
💧شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
💧گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
💧کتاب گویای ژیگ
💧سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
💧ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
💧کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
💧هفت هزار سالگان
💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
💧رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
💧حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
💧تاریخ روایی ایران
💧سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
💧کتاب و حکمت
💧تاریخ میانه
💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
💧خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
💧شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
💧انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
💧نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
☔️کانال میهمان:
💧یادداشتهای دکتر سید احمدرضا قائم مقامی
☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل
@alireza_heidaree
جایگاه و ارزش بزم و شادمانی در شاهنامه
گفتاری از استاد #علیرضا_قیامتی
@ShahnamehToosi
درودها از جان
همراه با بهترین آرزوها و امید به روزهای درخشان شهر ایران ، در آغاز هفتهای دیگر، فرازی دیگر از سخن سخته و گهربار فردوسی فرزانه پیشکش دلهای مهربان ایرانیان.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۷
@ShahnamehToosi
🔅به فرهنگ باشد روان تندرست
🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی
💧یافتههای مهم روانشناسی
💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
💧جملگی روانکاوی
💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
💧صادق هدایت
💧زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
💧دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
💧رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
💧بهترین داستانهای کوتاه جهان
💧نجوای داستان
💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
💧حافظ/ خیام (صوتی)
💧خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
💧بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
💧سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
💧موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
💧حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
💧شاهنامه کودک هما
💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
💧شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
💧گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
💧کتاب گویای ژیگ
💧سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
💧ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
💧کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
💧هفت هزار سالگان
💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
💧رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
💧حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
💧تاریخ روایی ایران
💧سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
💧کتاب و حکمت
💧تاریخ میانه
💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
💧خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
💧شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
💧انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
💧نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
☔️کانال میهمان:
💧یادداشتهای دکتر سید احمدرضا قائم مقامی
☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل
@alireza_heidaree
خُنُک در جهان مردِ پَیمانمنِش
که پاکی و شرمست پیراهَنِش،
چو جانش تنش را نگهبان بود،
همــه زندگانیش آسان بود!
بماند کنون رادی و راستی
نکـوبد درِ کژّی و کاستی
خـرد باد جانِ تو را رهنمـون
که راهی درازست پیشاندرون!
جهان خوش بود بر دل نیکخوی
نگــردد به گِــردِ درِ آرزوی
سخنهای اومیـد گویم کنون
که دل را به شادی بود رهنمون:
همیشه خردمندِ اومیدوار
نبیند جز از شادی از روزگار!
نیندیشید از کارِ بد یکزمان
ره تیر گیرد، نگیـرد کمان!
دگر هر که خشنود باشد به گنج،
نیازد، نیارد تنَـش را بـه رنج!
کسی کو به گنج و درم ننگـرد،
همه روز او بر خوشی بگذرد!
«سخن گفتن بزرگمهر پیش کسرا»
@ShahnamehToosii
#محمدعلی_فروغی:
بعقیده من وظیفه هر ایرانی است که اولا خود با #شاهنامه مانوس شود، ثانیا ابناء وطن را بموانست این کتاب ترغیب نماید و اسباب آن را فراهم آورد. مختصر، فردوسی قباله و سند نجابت ملت ایران را تنظیم فرموده، و همین کلمه مرا بی نیاز می کند از اینکه در توضیح مطلب و پافشاری در اثبات مقام فردوسی از این جهت بطول کلام بپردازم.
گرامی باد زادروز زندهیاد #محمدعلی_فروغی
(۱۰ امرداد ۱۲۵۴ تهران – ۵ آذر ۱۳۲۱ تهران)
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🍃
📝 کوچ آریاییان،
از مفاهیم مندرآوردی دوران استعمار
✍️ دکتر #آزاده_احسانی
چندی پیش درگیر پژوهشی دربارۀ مساله کوچ یا بهتر بگویم کوچهای آریاییان به فلات ایران بودم، و در دمادم همین پژوهشها بود که با پدیدۀ کم و بیش نوینی که تازگیها در میان دانشمندان هندی باب شده است، آشنا شدم.
امروزه بسیارند پژوهشگران نوگرای هندی که دیگر سخنان سدههای پیشین درباره کوچ آریاییان، برایشان پذیرفتنی نیست؛ و اینک به نظریه «آریاییان بومی» گرایش پیدا کردهاند. (آریاییان بومی هندوستان)
آنان بر این باورند که تاریخنگاری چند سده پیش در خاور (:شرق)، پرداختۀ دوران استعمار بوده و با هدفهای ویژۀ سیاسی-اقتصادی انجام یافته است، و آن تاریخنگاریها امروزه دیگر مستند نیست.
در این میان، پس از پرس و جو از استادم دکتر ریچارد فولتز در بخش ایرانشناسی دانشکده دین (religion) دانشگاه کنکوردیای مونترال کانادا، با نوشتههای یکی از استادان هندپژوه در دانشگاه راتجرز نیوجرسی، با نام ادوین بریانت آشنا شدم و از راه رایانامه با ایشان پیوند یافته و درخواست یاری در زمینه کوچ آریاییان كردم.
ایشان در پاسخ به من نوشتند، «من بیش از آنچه که در کتابم (مباحثه هندوآریایی، مدارک و نتایج بر پایه تاریخ هند) آمده است، سخن دیگری ندارم؛ و دیگر از دست سیاسیبازیهای -غربیها- در مسالۀ «کوچ آریاییان» خسته شدهام /به اینجایم رسیده است!/، بنابراین چنانچه شما در پژوهشهایتان در این زمینه به جایی رسیدید، مرا هم باخبر کنید!».
و همین سیاسیبازیهاست که هنوز هم پس از گذشت سدهها و پس از خالی شدن ظاهری غرب آسیا و شبهقاره هند از استعمارگران اروپایی، همچنان دنباله دارد. همین سیاسیبازیهاست که یک دانشمند و هندشناس آمریکاییِ به دور از شیله پیلههای سیاسی را نیز خسته و وامانده، وادار به کنارهگیری میکند تا برود و از دور تماشاگر دغلبازیهای شرقشناسان غربی باشد.
و اما چرا امروزه نمیتوان دیدگاهی وارون دیدگاه غربیان درباره کوچ آریاییان ارایه داد؟ زیرا که شاید دیدگاه «آریاییان بومی»، رفتهرفته و دوباره بتواند خودباوریِ از دست رفته مردمان فلات ایران و هندیان را -هر چند پس از گذشت سالیان دراز و با کوشش فرهنگی فراوان- بازگرداند. از این رو، شرقشناسان غربی، تاریخها را آنگونه نوشتهاند که، باشندگان امروز فلات ایران و شبهقاره هند، گذشتۀ تاریخی و فرهنگی سرزمینشان را از آنِ خود ندانند، بلکه آن را از آنِ مردمان بیگانهای بدانند که شاید در زمانهای دور در این سرزمین میزیستهاند و پس از چندی نیز، نسل آن مردمان بافرهنگِ پیشین به دست همین آریاییان مهاجم و مهاجر (باشندگان کنونی فلات ایران و هند) برافتاده است!
بنابراین برای غربیان بهتر است تا مردم ایران چنین بپندارند که، چنانچه در جیرفت، شهرسوخته، خوزستان، سیَلک، مارلیک و... شگفتیهای بیمانند تمدنی فراتر از ۷۰۰۰ سال همچون خط و نقشههای باستانی جهان و شاهکارهای معماری و سامانه پالایش (تصفیه) آب و عمل جراحی جمجمه و چشم مصنوعی و... یافت شد، اینها هیچکدام برهانی برای اینکه ایرانیان به خود ببالند، نیست؛ زیرا اینها دستاورد تمدنهای پیشاآریایی بوده است، و ایرانیان هیچ سهمی در آنها نداشتهاند! اما اگر در فلان غار در اتریش، غارنگارهای از انسانهای نخستین پیدا شود؛ آن انسان نخستین، بیگمان نیای مستقیم مردمان امروز اروپا و مایۀ سربلندی ایشان به شمار آمده، و خبرش در بوق و کرنا برای جهانیان پخش میشود!
آری، نمایش رویارویی شرق و غرب همچنان بر پرده است. اما دریغ و افسوس که ما مردم خاورزمین، امروزه خودباوری خود را از دست دادهایم، و وامانده و سرگردان همچون مردمانی افسون شده به دنبال داستانهای غربیان به راه افتادهایم. افسون شدهایم و حتی پلک هم نمیزنیم.
اینها در جایی است که، غربیها خود از اسکندر مقدونی در فیلمها و نوشتارهایشان چهرهای معنوی ساختهاند و پی در پی فیلم اسپارتاکوس و ژولیوس سزار میسازند. همزمان هم به ما باوراندهاند که گذشته به تاریخ پیوسته است و دیگر ارزشی ندارد. بنابراین شما شرقیها باید ببینید که، «امروز چند مَرده حلاجید؟».
باری، غربیان به ما چنین آموختهاند که در کوی و برزن راه برویم و بگوییم، «داشتم داشتم را وِلش کن، و دارم دارم را بچسب». اما همزمان خود درباره «داشتم داشتمِ» نداشتهشان، فیلم و مستند میسازند و به خورد ما میدهند، تا ببینیم و بیاموزیم آنچه را که آنان میخواهند...
دنباله نوشتار و بنمایهها👇
https://irane-ayandeh.blogsky.com/1402/02/28/post-271/
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
📝 امرداد
👈 #فريدون_جنيدی
در زبان و فرهنگ كهن ايرانيان، ويژهترين نام خداوند «اُهرمزد» است، به معنی «خرد هستی بخش» يا «سرور خردمند». اين واژه در زبان فارسی «هُرمُزد» شد. «هرمزد»، هفت چگونگی يا صفت دارد: بهمن (انديشه نيك)، ارديبهشت (برترين و بهترين راستی و پاكی)، شهريور (برترين فرمانروايی)، اسفند (گسترش و تقدس و پاكی و فروتنی)، خرداد (افزايش و رسايی) و امرداد (بیمرگ/ بیمرگی و جاودان/ جاودانگی).
در متون عرفانی متاخر چون آثار عطار نيشابوری در جوانیاش، به هفت شهر عشق (مهر) اشاره شده است كه ريشه در اين هفت ويژگی خداوند دارد و اين هفت ويژگی خداوند نيز ريشه در باورهای ديرين «مهری» دارد كه اكنون جای پرداختن بدان نيست. آن هفت شهر عشق عبارتند از: طلب و عشق و معرفت و استغنا و توحيد و حيرت و فقر و فنا. اين فنا همان گم شدن (جان گرفتن) در هستی و جاودانگی (فناء فیالله) است. عطار می گويد: سايهای از هستی خود وارهيد / در بر خورشيد، نورالنور شد. «امرداد» به معنی «بیمرگ» و «جاودانه» است و از اوست كه زندگی در جهان جريان دارد. بنا بر روايت ابوريحان بيرونی، در باور كهن ايرانيان، «امرداد» حفظكننده گيتی است و خوردنی ها و داروهایی كه اصل گياهی دارند از اوست. «امرداد» تجلی صفت جاودانگی هستی و جان جهان و خدای جانآفرين است و اوست كه با سرپرستی گياهان و نمو و بالش برگ و گل، چهره هستی را هر روز رنگی می دهد و هر سال از درون خار خشك، برگ تر میآورد و به ديدگان مشتاق رهروان وادی هستی، با هزاران زبان، نشان می دهد كه مرگی در ميان نيست؛ آنچه هست تداوم زندگی است. اكنون كه جايگاه ويژه «امرداد» در فرهنگ ايرانی روشن شد، از نگاه زبانشناسی تاريخی اين واژه را بررسی كنيم:
در زبانهای باستانی ايران «ا» آغازين، واژه را منفی ميكرده و پيشوند صفتساز بود. اين «ا» در فارسي نو فرو افتاد: چون «اپورنای» و «ابُرنای» و «برنای»، «اناهيد» و «ناهيد»، و «امرداد» و «مرداد». «امرداد» در زبان كهن ايرانيان به گونه «امِرِتات» به معنی بیمرگ/ بیمرگی و جاودان/ جاودانگی است، از ريشه «مر» به معنی مردن و «ا» حرف نفی است. با اين روی، بر ايرانيان است كه با آگاهی از اين دگرگونی در زبان، باز هم پنجمين ماه از سال را به گونه كهنش «امرداد» به كار برند! به آيين دگرگونیهای زبانی يا آوايی ننگرند؛ نگاهشان به فرهنگ نياكان باشد و «مرداد» را كه برابر با «ميرايی» و دور از «خداوند جان و خرد» است به كار نبرند. فرمان، فرمان پايداری فرهنگ است و نه دگرگونی زبان و آوا و ...!
#بنياد_نيشابور
/channel/bonyad_neyshaboor
/channel/ShahnamehToosi
فرازی دیگر از خردنامه استاد توس همراه با آرزوی هفتهای سراسر کام، پیشکش یاران.
نیکخواهتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۴
@ShahnamehToosii
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
خجسته باد بر یاران هفته نو! همچون هر شنبه پیشکش همرهان و هممیهنان ارجمند، نغز گفتاری از شاهنامه فرزانه توس، فردوسی بزرگ.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۲
@ShahnamehToosi
جشن تیرگان و نام ایران
به بهانه #تیرگان
🗣 استاد #علیرضا_قیامتی
برگرفته از 👇
dr_ghiyamati" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@dr_ghiyamati
/channel/ShahnamehToosi
🌎قطار و گل🌻
روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که هر روز با قطار از روستا برای خرید مایحتاج خود به شهر میآمد...
کنار پنجره مینشست ؛ وبیرون را تماشا میکرد...
گاهی؛ چیزهایی از کیف خود درمی آورد و از پنجره قطار به بیرون پرتاب میکرد.
یکی از مسئولین قطار کنار ایشان آمد و با تحکم پرسید که: پیرزن چکار میکنی؟!
پیرزن؛ نگاهی به ایشان انداخت و لبخندی مهربان گفت : من بذر گل در مسیر میافشانم!
آن مرد -با تمسخر و استهزا- گفت : درست شنیدم!؟ تخم گل در مسیر می افشانی؟!
پیرزن جواب داد ؛ بله تخم گل...!
مرد خندهای کرد و گفت: اینرا که باد میبرد؛ بنده خدا!
پیرزن جواب داد ؛ من هم میدانم که باد میبرد... ولی مقداری از این تخمها به زمین میرسند و خاک آنها را میپوشاند...
مرد که خیال میکرد پیرزن خرفت شده است
گفت: با این فرض هم آب میخواهند.
پیرزن گفت: افشاندن دانه با من... آبیاری با خدا...! روزی خواهد رسید که گل و گیاه تمام مسیر را پر خواهد کرد؛ و رنگ راه تغییر خواهد نمود و بوی گلها مشام تمام ساکنین و مسافرین نوازش خواهد داد و من و تو و دیگران از رنگی شدن مسیر لذت خواهیم برد...
مرد از صحبت خود با پیرزن جواب نگرفت
با تمسخر و خندیدن به عقل آن پیرزن؛ سرجای خود برگشت...
مدتها گذشت. آن مرد دوباره سوار قطار شد و کنار پنجره نشسته و بیرون را نگاه میکرد
که یک دفعه متوجه بوی خاصی شد...! کنجکاو که شد؛ دیدکه رنگ مسیر هم عوض شده است!
قطار از کنار رنگها و رایحه های نشاط آور میگذشت!
مسافرین با شوق و ذوق گلها را به همدیگر نشان میدادند
آن مرد نگاهی به صندلی همیشگی پیرزن انداخت؛ ولی..... جایش خالی بود!
سراغش را از دیگران گرفت؛ گفتند : چند ماه است که از دنیا رفته است.
اشک از دیدگان آن مرد سرازیر شد.
به نشانه احترام به آن همه احساس بلند شد و تعظیم نمود
***
آن پیرزن رنگ و بوی گلها را ندید و استشمام نکرد؛ ولی هدیهای زیبا به دیگران تقدیم کرد!
همیشه عشق و محبت و مهربانی به دیگران هدیه بده! روزی خواهد رسید که آنکس که به او محبت میکنی با انگشت اشاره از شما به نیکی یاد خواهد کرد...!
🌱🌷
بیا تا جهان را به بَد نَسپَریم
به کوشش همه دستِ نیکی بریم
نباشد همی نیک و بَد پایدار
همان بِهْ که نیکی بُوَد یادگار
📚 #شاهنامه
🌾 با سپاس از : مهربان یونس پیرزاده
@ShahnamehToosi