3737
همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیسبوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
🌿 «آزولاسه» (Azollaceae) نام تیرهای از سرخسسانان آبزی است که در سالهای گذشته در گروه #زیست_شناسی، شاخۀ #علوم_گیاهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، برابرنهاد «آزیریان» برای آن بهتصویب رسید. «آزیر» بهمعنی «تالاب» است که از زیستگاههای این گیاه بهشمار میرود و بهلحاظ آوایی هم با نام لاتین این گیاه همانندی دارد. گفتنی است که برای نام این تیره قبلاً، براساس ریشهشناسی آن (از azo یونانی، بهمعنی «خشک شدن» و ollyo بهمعنی «مردن»)، برابر «خشکیمیریان» پیشنهاد شده بود، اما بهدلیل دقیق نبودن (زیرا مردن براثر خشکی و بیآبی منحصر به این گیاه نیست)، با آزیریان جایگزین شد؛ بنابراین، برخلاف تصور برخی که فرهنگستان را متهم به نادیده گرفتن ریشهشناسی واژهها میکنند، واژهگزینی برمبنای ریشهشناسی همیشه هم درست نیست، بلکه گاه توجه به برخی نکات و ویژگیها و همچنین بهرهگیری از جنبههای آوایی-معنایی واژهها راهگشاتر خواهد بود. معادل «آزیری» نیز برای نام سردۀ این گیاه، «آزولا» (Azolla)، که آن را، بهدلیل رشد بیرویه و ایجاد آسیبهای زیستمحیطی، «شیطان سبز» هم نامیدهاند، بهکار میرود.
✍🏻 سمانه ملکخانی
🔴 متخصصان گروه واژهگزینی علوم گیاهی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی: دکتر عبدالکریم چهرگانیراد، دکتر محمدرضا رحیمینژاد، دکتر شاهین زارع، صدف سلامی، دکتر سعید شیرزادیان، مرحوم دکتر محمد صانعی، دکتر مرتضی عطری، دکتر فرخ قهرمانینژاد، دکتر ولیالله مظفریان، دکتر علیاصغر معصومی، دکتر وحید نیکنام
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺🎤 زبان معیار (۵)
🔴 گرید، تست، رفورم، اوکی، تور، فیدبک، دیکلینیک، و خبر تصویب «گوشینه» برای «هدفون»
🔴 چندی پیش، در صفحۀ اینستاگرام چشموچراغ، برای معادل فارسی «هدفون» از مخاطبان نظرخواهی شد و «گوشینه» هم جزو پیشنهادهای دریافتشده بود.
#تکه_فیلم
#اخبار_بیست_و_سی (۲ آبان ۱۴۰۵)
دکتر #امید_جلوداریان
#خودمان_زبان_داریم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
⛹🏻♂️ #بازی
دکتر #صادق_کیا
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 فارسی را پاس بداریم
🏢 فرهنگستان و واژهگزینی
🔹آئروپلان/طیاره: هواپیما
🔸بلدیه: شهرداری
🔹عدلیه: دادگستری
🔸دوسیه: پرونده
🔹سوبسید: یارانه
🔸تحتالبحری: زیردریایی (در فیلم بهاشتباه «تحتالبری» نوشته و گفته شده)
🔹رئیسالوزرا: نخستوزیر
#تکه_فیلم
#قند_پارسی (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱)
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🥘 به مناسبت روز جهانی غذا
🔥 واژههای آشنا، واژههای فراموششده
به واژگان ذهنی یا ذخیرهٔ واژههایی که در ذهن دارید، رجوع کنید و سریع بگویید ظرف خوراکپزی شکمدار یا با قسمت پایینیِ گشادتر از دهانه را چه مینامیم؟
احتمالاً نام بردن از «دیگ» نباید دشوار باشد. دیگ، که در اندازهای کوچکتر «دیگچه» خوانده میشود، در انواع گِلی و مسی و فلزی برای پخت غذا بهکار میرفته و برای گرم کردن و نگهداری آب گرمابهها هم از آن استفاده میشده است.
در دهههای اخیر نیز این اصطلاح برای اشاره به نوعی محفظهٔ بزرگ صنعتی بهکار رفته است؛ مانند «دیگ بخار» و «دیگ شوفاژ».
اما، در زبان فارسی، برای شکل دیگری از آن، یعنی ظرفی با دهانهٔ فراختر از شکم نیز اصطلاحاتی بوده که اکنون فراموش شده است. در فرهنگها، دستکم در تعریف دو واژه، بهروشنی به این ویژگی اشاره شده است: «تیان» و «پاتیل». «تیان» از جنس مس یا مفرغ بوده و در پخت آش و حلوا و نیز گرم کردن آب حمام کاربرد داشته است؛ البته دیگ حمام را هم تیان خواندهاند. «پاتیل» یا «پاتله» نیز از جنس مس بوده و برای پخت آش و چغندر و فرنی از آن استفاده شده است. بهجز این دو، دو واژهٔ دیگر هم برای مفهوم «دیگ دهانهگشاد» در منابع ضبط شده است: «تنجیر» یا، معرب آن، «طنجره» و «لَوید»، که شاید ریشهای یونانی داشته باشد.
🔹امروزه واژهٔ تنجره در ترکی استانبولی بهمعنای «تابه» بهکار میرود.
#آشپزی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
⛓️ دربارۀ واژۀ «بسپار»
«بسپار» (گردهبرداری از polymer) از دو بخش «بس»/«پلی» (poly-) بهمعنی «فراوان»/«بسیار» و «پار»/«مِر» (-mer) بهمعنی «پاره»/«بخش» تشکیل شده است. این واژه که از ساختههای دکتر #مصطفی_مقربی است، نخستین بار در فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی (سال ۱۳۳۸) چاپ شد و از واژههای موفقی است که جای خود را در زبان فارسی باز کردهاند. از این واژه مشتقها و ترکیبهایی مانند «بسپارش»* بهجای «پلیمریزاسیون» (polymerization)، «بسپارشپذیر» برای polymerizable، و همبسپارش برای copolymerization ساخته شد. اصطلاحات دیگر در این مجموعه هم به همین شیوه برابرگذاری شدهاند، مثل «همپار» بهجای «ایزومر» (isomer)، «تکپار» برای «مونومر» (monomer) و «دوپار» دربرابر «دایمر» (dimer).
اکنون سالهاست که بسپار در نام شرکتها و تولیدکنندههای ایرانی به چشم میخورد و مجلههای تخصصی، مانند «بسپار» و «بسپارش»، نیز منتشر شدهاند.
*دکتر مقربی «بسپاری» را دربرابر «پلیمریزاسیون» قرار داده بودند که بعدها در فرهنگستان تغییر کرد.
✍🏻 سمانه ملکخانی
🔴 اعضای گروه واژهگزینی #مهندسی_بسپار در فرهنگستان زبان و ادب فارسی: دکتر زاهد احمدی، دکتر غلامرضا پیرچراغی، دکتر علی جاننثاری، دکتر علی سلیمی، دکتر علیرضا شریف، دکتر نادر طاهری، دکتر فرهنگ عباسی، دکتر علی عباسیان، دکتر اسماعیل قاسمی، دکتر سمیه قاسمیراد، دکتر محمد کریمی، دکتر بابک کفاشی، دکتر میلاد مهرانپور
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📚 دکتر #محمد_مقدم (۱۲۸۷ - ۱۶ مهر ۱۳۷۵)
#گزین_گویه
#خودمان_زبان_داریم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎲 تاسواره
#واژه_شناسی
گروه واژهگزینی #هوافضا
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👨🏻🚒به مناسبت روز آتشنشانی و ایمنی
#فرهنگستان_ایران
#نوگزینش
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🖋 استاد #رضا_مافی (۵ آذر ۱۳۲۲–۴ مهرماه ۱۳۶۱)
#خوشنویسی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
💥به مناسبت هفتۀ دفاع مقدس
#واژه
گروه واژهگزینی #علوم_نظامی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📚 #فریدون_مشیری (۳۰ شهریور ۱۳۰۵ – ۳ آبان ۱۳۷۹)
#شعر
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🇮🇷 روز شعر و ادب فارسی
استاد #محمدحسین_شهریار (۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷)
#شعر
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👞 به مناسبت روز کفاش، صنعت کفش و چرم
#کفاشی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏢 فرهنگستان دوم، بخش ۵، انتشار واژهها
📚 فرهنگستان دوم در موارد اندکی واژههایش را بهطور رسمی نشر داد، و این کار به «درخواست» برخی سازمانها بوده است. نخستین مورد، کتابچۀ واژههای آموزشی بود که در گذشته نمونههایی از واژههای آن را آوردیم. این مجموعه نخست در سال ۱۳۵۱، در یکمین شمارۀ مجموعۀ «پیشنهاد شما چیست؟»، با عنوان «بخشی از واژههای آموزشی و صنعت گاز»، بدون معادل فارسی و تنها با تعریف تخصصی و با هدف دریافت پیشنهاد ارائه شده بود؛ اما بار دوم، در سال ۱۳۵۳، به درخواست «وزارت علوم و آموزش عالی»، با معادل فارسی و بهطور جداگانه، با عنوان «برابرهای فارسی برخی از واژههای آموزشی» بهچاپ رسید.
عنوان دومین کتابچه «برابرهای فارسی برخی از واژههای انگلیسی صنعت نفت و گاز» بود که به درخواست «شرکت ملی گاز ایران» تهیه شد. این واژهها نخست در سال ۱۳۵۱ در شمارۀ اول «پیشنهاد شما چیست؟» تنها با تعاریف تخصصی آورده شد و سپس در ۱۳۵۳ با معادلهای فارسی و جدا از واژههای آموزشی انتشار یافت. گزینش این واژهها در شورای فرهنگستان و با حضور نمایندۀ شرکت گاز بوده است. در پایان این کتابچه، بنا به درخواست «سازمان جهانگردی»، شماری از واژههای مربوط به آن حوزه نیز آورده شده است. نمونههایی از واژههای این مجموعه از این قرارند:
🛢الف: واژههای صنعت نفت و گاز:
burner: سوزانه
collar: گریبانه
regulator: گُناره
pilot: افروزک
fixed: برجا
jet: فشانه
excess: بیشبود
loss: گُمبود
connector: هموَستار (همان همبستار)
device: فزاره
valve: بنداره (= بندآورنده)
ring: زُرفین
🧳ب: واژههای جهانگردی:
bar: نوشگاه
grand hotel: مهمانسرا
hotel: مهمانخانه
menu: ریزِ خوراک
reservation: پیشگرفت
serve: پیشگردانی
tirage: شمارگان
✍🏻 سمانه ملکخانی
#تاریخچه_واژه_گزینی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👁 به مناسبت روز جهانی میراث شنیداری و دیداری/ میراث سمعی و بصری (World Day for Audiovisual Heritage/ WDAH)
👂🏻شماری از واژههای عربی از روزگار قدیم در زبان و ادب فارسی جای گرفتهاند و ادیبان و نویسندگان ما در آثار خود آنها را بهکار بردهاند و در گفتار ما نیز جریان دارند، اما برخی از این واژهها امروز سنگین و کمکاربرد بهنظر میرسند و میتوان آنها را با واژههای زنده و گویای فارسی جایگزین کرد. برای نمونه، دو اصطلاح «سمعی» و «بصری» برای گویشور امروز چندان پرکاربرد نیستند، ولی «میراث» جایگاه خود را حفظ کرده است. برای برابرگذاری فارسیِ اصطلاح audiovisual و معادل رایج آن، «سمعی و بصری»/ «سمعیبصری»، در گذشته کوششهایی انجام گرفته بود؛ ازجمله فرهنگستان زبان ایران (فرهنگستان دوم: ۱۳۴۹-۱۳۵۸)، برابرهای «دیدوشنودی»، «نگرنیوشی»، و «دیدونیوشی» را پیشنهاد کرده بود. دو واژۀ زیبای «شنیداری» (audio) و «دیداری» (visual) را نیز داریم که مدتهاست رواج دارند و فرهنگستان زبان و ادب فارسی (فرهنگستان سوم) هم در برخی مصوبات خود از آنها استفاده کرده است. میتوان در این مورد از این دو واژه بهره گرفت و گفت: «روز جهانی میراث شنیداری و دیداری»، که در میان علاقهمندان به زبان فارسی و نهادهایی مانند سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی هم بهکار میرود.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📢 روز جهانی توسعهٔ اطلاعات
اصطلاحشناسان برخی از وندهایی را که در زبان فارسی امروز کمتر استفاده میشود، بازیابی میکنند و از آنها برای برابرگذاری مفاهیم دقیق علمی بهره میبرند. مثلاً در حوزهٔ اطلاعرسانی، دو اصطلاح disinformation و misinformation هردو بهمعنی «اطلاعات نادرست»اند؛ اولی کذب و مغرضانه است و بهقصد آسیب رساندن به مخاطب ارائه میشود، ولی دیگری الزاماً بهقصد گمراه کردن کاربر عرضه نمیشود. این دو مفهوم را در فارسی با کمک دو پیشوند «دُژ-» و «کژ-» بیان میکنند. «دُژ-» (همان «دُش»؛ مانند «دشوار») بهمعنی «بد» و «زشت» و «کژ-» (همان «کج») بهمعنای «ناراست» است. ازاینرو، گروههای واژهگزینیِ #علوم_کتابداری_و_اطلاع_رسانی و #رایانه_و_فناوری_اطلاعات در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تصمیم گرفتند معادل «دُژاطلاعات» را برای disinformation و «کژاطلاعات» را برای misinformation انتخاب کنند.
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📱این روزها که بحث برخورد موشک و پرتابه به کشتیها و نفتکشها و سرگردانی آیفونهای دریایی داغ است، خوب است ما هم فرصت را غنیمت شماریم و شیرجهای بزنیم و، علاوه بر «بارگُنج» (container)های حاوی گوشی، چند واژۀ فارسی را هم از غرق شدن نجات دهیم و «بازگردانی» (salvage) کنیم.
افزون بر دو مورد بالا، از اصطلاحات بیگانۀ دیگری که در اخبار این رویداد بهکار میبرند (درحالیکه سالهاست متخصصان حوزۀ #حمل_و_نقل_دریایی در فرهنگستان برابرهای فارسی برای آنها گذاشتهاند)، میتوان به دو اصطلاح VLCC (very large crude carrier) و ULCC (ultra large crude carrier) اشاره کرد، که اولی «نفتکش غولپیکر / نفتبر غولپیکر»، با ظرفیت ۱۶۹ تا ۳۲۰ هزار تُن است، و دومی «نفتکش کوهپیکر / نفتبر کوهپیکر»، با ظرفیت بیش از ۳۲۰ هزار تُن. با اصطلاح «غولپیکر» کاملاً آشناییم و آن را بارها از قدیم و در متون و داستانها دیده و شنیدهایم. «کوهپیکر» نیز، به همان معنی، و از واژههای کهن زبان فارسی است که دستکم از قرن پنجم هجری در متون، بهویژه بهعنوان صفتی برای اسب، بهکار رفته است:
نشسته بر سمند کوهپیکر/ مر او را نیزه در کف، تیغ در بر (ویس و رامین، فخرالدینْ اسعد گرگانی، قرن پنجم)
فارسی را پاس بداریم.
✍🏻 سمانه ملکخانی
🔹با سپاس از آقای عبدالعزیز تاتار
🔴 اعضای گروه واژهگزینی حملونقل دریایی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی: دکتر بهروز امرایی، مهندس مهدی جانباز، مرحوم تیمسار حسین جعفری، مهندس علی جمشیدی، مهندس حمید حمیدی، کاپیتان شاهرخ خدایاری، مهندس محمد رسولی، امیر دریادار عباسعلی شکری، کاپیتان نصرتالله علیپور، کاپیتان امیرصبا فرهنگی، دکتر علی مرادی، مهندس فرهاد میریانی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏢 فرهنگستان دوم، بخش ۶، روش کار
در آن فرهنگستان گروههای تخصصی برای رشتههای گوناگونِ دانش و هنر و فن تشکیل شده بودند که هر گروه شامل چند تن میشد: کارشناس آن رشته و دو یا سه تن زبانشناس (جمعاً حدود ده نفر) و منشی جلسات، که از کارمندان تماموقت فرهنگستان بود. گروهها دستکم هفتهای یک جلسۀ دوساعته داشتند. تا زمان تعطیل آن فرهنگستان، ۲۸ گروه با حدود ۳۲۰ کارشناس فعالیت میکردند و برای حدود ۲۰هزار واژۀ بیگانه، ۴۰هزار برابر پیشنهاد کرده بودند. همچنین، واژهها، با درنظر گرفتن اولویتها، انتخاب و در شمارگان (تیراژ) ۳۰۰۰ نسخه در کتابچههای «پیشنهاد شما چیست؟»، با تعریف تخصصی و بدون برابر فارسی، برای نظرخواهی عمومی منتشر و بهویژه برای متخصصان فارسیدان در ایران و جهان فرستاده و پس از دریافت پیشنهادها در شورای فرهنگستان به رأی گذاشته میشد. خبر انتشار این کتابچهها در روزنامههای پرشمارگان (کثیرالانتشار) اعلام میشد تا اگر کسی مایل است، نامونشان خود را بفرستد و نسخهای از این کتابچهها را دریافت کند. واژهها، پس از انتخاب در شورا و تأیید دفتر شاهنشاهی، منتشر میشدند. این شیوۀ نظرخواهی نخستین شیوه در جهان در میان فرهنگستانها بود و مورد پسند بسیاری واقع شده بود. گفتنی است که شماری از واژههای پیشنهادی این فرهنگستان هم از طریق اعضای گروههای واژهگزینی، در آثار آنان، بهطور غیررسمی و بدون ذکر عنوان فرهنگستان، برای سنجش ذائقۀ مخاطبان، انتشار مییافت.
🔴 فرهنگستان دوم اعتقاد به بینالمللی بودن واژههایی مانند تلفن و تلگراف و تلویزیون و مانند اینها را مردود میدانست؛ چراکه معتقد بود مرز و تعریفی برای این واژهها وجود ندارد و در برخی زبانها هم برای آنها برابرگذاری شده است.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#تاریخچه_واژه_گزینی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
#کارل_شیمانوفسکی
#حافظ
#گزین_گویه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 جمع مکسر عربی در فارسی
🎤 #مهدی_قنواتی، مدرس ویرایش و مدیر آموزش پژوهشکدۀ مطالعات واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#تکه_فیلم
#فارسی_بان
#درست_نویسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏠روز جهانی معماری
#معماری
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
#خودمان_زبان_داریم
#پرسه_در_متون
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
✈️ به مناسبت روز جهانی گردشگری
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
📦 بَستاگشت: package tour, package holiday
گشتی دربرگیرندۀ همۀ خدمات سفر از جمله نقلوانتقال و اقامت و امکانات رفاهی و گاه خوراک که گشتپرداز آن را یکجا میفروشد
❌ پادگردشگری: anti-tourism
مفهومی که در ابتدا ناظر بر مخالفت با گردشگری و گردشگران بود، ولی امروز بیشتر تأکید بر پیامدهای منفی زیستمحیطی و اجتماعی ـ فرهنگی آن دارد
🛎 پذیرشگر: receptionist
شخصی که امور پذیرش مهمانان مهمانخانه/ هتل را بر عهده دارد
🦜 پرندهنگری: bird watching
تماشای پرندگان به قصد تفریح یا اهداف علمی
🚶♀️پیادهگَردی: hiking
نوعی پیادهرَوی به قصد گردش و لذت بردن از مناظر در مسیرهای روستایی یا مناطق کوهستانی
🪤 تلۀ گردشگری: tourist trap
مکانی که گردشگرها را جذب و سپس آنها را ناچار به پرداخت پول زیاد بابت خدمات ناکافی و نامناسب ارائهشده میکند
🧳 چمدانبَر: porter
شخصی که چمدان و بار و بُنۀ مسافران را در فرودگاهها و ایستگاههای قطار و مهمانخانهها حمل میکند
🎒 حاضرسفر: go-show
مسافری که جای خود را ذخیره نکرده است، اما در هنگام حرکت وسیلۀ نقلیه چنانچه جای خالی وجود داشته باشد سوار میشود
⛴ دریاگردی ناوگانی: flotilla sailing holiday
سفری برنامهریزیشده با دستهای از قایقهای تفریحی که در مقایسه با سفرهای شخصی امنیت بیشتری دارد
🧑🌾 دهگشت: village tour
گشتی که در آن گردشگران با زندگی روستایی و طبیعت آشنا میشوند
😍 سفرشیفتگی: wanderlust
علاقۀ مفرط به دیدار از مکانها یا آشنایی با فرهنگهای جدید و کلاً ناشناختهها
🗣 مهمانبَر: bellboy, bellhop
شخصی که مهمانان را به اتاقهایشان هدایت میکند و حمل چمدانها و انتقال پیامهای آنها را بر عهده دارد
#واژه
گروه واژهگزینی #جهانگردی_و_گردشگری
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🛗 آسانبر در روزگار قاجار!
📚 منبع: علیاکبر شیروانی، پاریس از دور نمایان شد؛ پاریس به روایت مسافران دورۀ قاجار، نشر اطراف، ۱۳۹۶.
#ایران_بین
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🧠 به مناسبت روز جهانی آلزایمر
نام بیماری آلزایمر از نام روانپزشک آلمانی، آلویز آلتسهایمر یا آلزایمر (Alois Alzheimer) گرفته شده که نخستین بار تحقیق مفصلی دربارهٔ این بیماری انجام داد. رویّهٔ گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در بررسی واژههایی که در آنها نام خاص بهکار رفته، حفظ آن نام بهلحاظ احترام به دانشمند یا پژوهشگری است که آن مفهوم به نام او نامیده شده است. بنابراین، اصطلاحات «پاستوریزهسازی» در برابر pasteurization، «اصل طرد پائولی» برای Pauli exclusion principle، و «رابطهٔ دوبروی» در برابرِ de Broglie relation تصویب شده است. در این موارد، فرهنگستان شکل ضبط آن نام خاص را در فارسی تعیین و تثبیت میکند و درصورتیکه آن واژه اصطلاح مترادفی داشته باشد، برای آن معادلسازی میکند؛ مانند «جابهجایی اینشتینی» که مترادف آن «انتقال به سرخ گرانشی» است.
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 سازمان مردمنهاد (سَمَن): non-governmental organization (NGO)
🎤 #محمود_ظریف، پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#تکه_فیلم
#فارسی_بان (۲فروردین ۱۴٠۱)
گروه واژهگزینی #عمومی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🧫 به مناسبت روز جهانی میکربشناسی
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🔬 ریزگان (مترادف: ریزگان طبیعی): microflora, normal microbial flora, flora/normal flo
مجموعۀ ریزاندامگانهایی که بهطور طبیعی در محیط یا محل خاصی وجود دارند
🦠 پوشهپار: capsomere
واحدهای سازندۀ پوشه در ویروس
🍯 چسبینه: adhesin
اجزا یا زوائد سطح یاخته که واسطۀ چسبیدن یاختهها به یکدیگر یا به سطوح بیجان هستند
⚙️ خودگردایش: self assembly/self-assembly
قابلیت ایجاد ساختارهایی از زیرواحدهای سازندۀ آن بیآنکه منبعی بیرونی اطلاعاتی دربارۀ نحوۀ ساخت ساختارهای اولیه ارائه دهد
🦯 میلهپا: axopodium
نوعی پای کاذب تقریباً دائمی که مرکز آن ساختاری محوری دارد
🧵 نخپا: filopodium
نوعی پای کاذب بسیار نازک و نوکتیز که از درونیاخته منشأ میگیرد
✨ ناپَلَشت: aseptic
ویژگی آنچه در آن ریزاندامگان بیماریزا وجود نداشته باشد
🧪 بَرزیان: epizoa
گروهی از ریزاندامگانها متشکل از انگلهای حیوانی که بر سطح بدن میزبان خود زندگی میکنند
🔹واژۀ «برزیان» از پیشوند «بر-» (بهمعنی «رو») + «زی» (ستاک حال «زیستن») + پسوند «-ان» (نشانۀ جمع) ساخته شده است.
🔴 اعضای کارگروه واژهگزینی تخصصی میکربشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی: دکتر هرمزد اورمزدی، دکتر غلامرضا ایراجیان، دکتر حمیدرضا حدادزاده، دکتر حوریه سلیمانجاهی، دکتر مسعود شریفی، دکتر محمدمهدی فیضآبادی، دکتر طلعت مختاری آزاد، دکتر اکبر میرصالحیان، دکتر رخشنده ناطق
گروههای واژهگزینی #پزشکی شاخههای #میکرب_شناسی، #علوم_پایه، #علوم_دارویی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📚 کتابچههای یادشده را میتوانید در دو پیوند زیر، در وبگاه کتابناک، ملاحظه نمایید:
🔗 برابرهای فارسی برخی از واژههای آموزشی
🔗 برابرهای فارسی برخی از واژههای انگلیسی صنعت گاز
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎞 به مناسبت روز ملی سینما
امروز روز ملی سینما و زادروز یکی از چهرهپردازان بزرگ سینما و تلویزیون، استاد #جلال_الدین_معیریان است. ازاینرو، به چند واژهٔ فارسی در زمینهٔ چهرهپردازی میپردازیم.
در گذشته، واژهٔ فرانسوی grimage بهصورت «گریم» (از ریشهای بهمعنی «نقاب زدن»، «تغییر چهره») در فارسی رایج بود؛ اما اگر به عنوانبندی برنامهها و فیلمها توجه کرده باشید، دیدهاید که سالهاست اصطلاح فارسی «چهرهپردازی» (make-up, grimage) هم برای آن بهکار میرود و فردی که متخصص این کار است، «گریمور»، «چهرهپرداز» (make-up artist) نامیده میشود. در مرحلهٔ پیشتولید فیلمهای سینمایی یا مجموعهها، چهرهپردازی بازیگران اصلی بهصورت آزمایشی انجام میشود. این کار را در فارسی «تست گریم» (make-up test)، مینامیدند که ترکیبی از دو واژهٔ انگلیسی و فرانسوی است. برابرنهاد فارسی این واژه «چهرآزمون» گذاشته شده که صورت مقلوب و کوتاهشدهٔ ترکیب «آزمون چهرهپردازی» است.
گروه واژهگزینی #سینما_و_تلویزیون
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh