social_semiotics | Unsorted

Telegram-канал social_semiotics - نشانه شناسی اجتماعی

1133

ارتباط با ادمین، پیشنهادات، انتقادات و ارسال متون: @Kamran_paknejad

Subscribe to a channel

نشانه شناسی اجتماعی

‍ ‌
🖊 پرفروش شدن شاهنامه به‌مثابه اضطراب سیاسی مردم ایران

✍️ سینا جهاندیده
@sokhanranihaa
به گزارش یکی از ناشران و کتاب‌فروشی‌های شناخته‌شده، پرفروش‌ترین کتاب در کتاب‌فروشی‌های تهران طی چند ماه اخیر شاهنامهٔ فردوسی بوده است. کسانی که استطاعتِ مالی بیشتری داشته‌اند، تصحیح چندجلدی جلال خالقی‌مطلق را خریده‌اند و کسانی که درآمدِ کمتری داشته‌اند، به شاهنامهٔ یک‌جلدیِ چاپ مسکو بسنده کرده‌اند.

این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که قیمت کتاب به‌شدت افزایش یافته و حتی کتاب‌های ۲۵۰ یا ۳۰۰ صفحه‌ای گاه به حدود یک میلیون تومان رسیده‌اند؛ در نتیجه، عصر کتاب فیزیکی بیش از هر زمان دیگری در معرضِ اضمحلال قرار گرفته است. در سال ۱۴۰۵، به نظر می‌رسد خرید کتاب، در مقایسه با سال‌های گذشته، برای بخش بزرگی از جامعه به امری دشوار و غیرضروری تبدیل شده است. با این حال، درست در میانهٔ همین بحران، شاهنامه به یک استثنای معنادار تبدیل شده است.

شاید بتوان این پدیده را صرفاً با علاقهٔ ادبی یا افزایش میل به خواندن شاهنامه توضیح نداد. خرید شاهنامه امروز برای بخشی از خریداران، بیش از آنکه صرفاً خرید یک کتاب باشد، به نوعی آیین فرهنگی ـ سیاسی تبدیل شده است؛ گویی در لحظه‌ای که ایران برای بسیاری از مردم در معرض اضطراب‌های سیاسی، جغرافیایی و هویتی قرار گرفته، شاهنامه به چیزی بیش از یک متن ادبی بدل شده است: به نماد فشرده‌ای از «ایران».

از این منظر، خریدن شاهنامه نوعی کُنشِ نمادین است؛ کنشی که در آن فرد احساس می‌کند با به خانه بُردن کتاب، چیزی از ایران را نیز حفظ می‌کند. شاهنامه در این وضعیت دیگر فقط کتابی برای خواندن نیست؛ تبدیل می‌شود به شیئی که باید داشت، نگه داشت و به نسل بعد سپرد. به همین دلیل است که حتی در شرایط فروپاشی اقتصاد کتاب، خرید شاهنامه می‌تواند افزایش پیدا کند.

شاهنامه در اینجا استعاره‌ای از ایران است و خریدنش می‌تواند پاسخی نمادین به ترس از فقدانِ ایران باشد. بنابراین شاید پرفروش شدن شاهنامه در چنین شرایطی را بتوان نشانهٔ افزایش مطالعهٔ شاهنامه ندانست، بلکه آن را نشانهٔ افزایش اضطراب سیاسی و هویتی دانست؛ اضطرابی که خود را در قالب خرید یک کتاب، یا دقیق‌تر، در قالب خریدن یک نماد، نشان می‌دهد.

از این منظر، شاهنامه در وضعیت کنونی فقط یک کتاب نیست؛ آخرین پناهگاه فتیشِ کتاب است: جایی که کتاب، در لحظهٔ افول کتاب‌خوانی، بارِ چیزی بسیار بزرگ‌تر از خود را بر دوش می‌گیرد؛ بارِ ایران.


.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @IranDel_Channel
🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها
🌹

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

در ارتباط با گزارش فوق (عصر خواندن تمام شده است) دغدغه مهم می تواند برون سپاری تدریجی روند مطالعه و تحلیل داده ها به هوش مصنوعی باشد.
تمام دانش در دسترس هوش مصنوعی فعلی مطالبی است که در اینترنت در دسترس قرار دارد.
تحلیل این اطلاعات هم توسط هوش مصنوعی بر پایه همین محدودیت است و نه داده های حاصل از مشاهدات تجربی مستقل توسط خود ماشین.
این امر به معنی عدم توانایی فعلی هوش مصنوعی در خلق معانی و دانش جدید است.
دستکم فعلا فقط انسان می تواند دانایی جدید تولید کند.
لذا اتکای بیش از حد و استفاده نادرست از هوش مصنوعی به خصوص در جامعه دانشگاهی می تواند روند تولید دانش را تحت تاثیر قرار داده یا کیفیت آموزشی و پژوهشی را در سطوح بالای آکادمیک کاهش دهد.
✍کامران پاک‌نژاد

🆔@social_Semiotics

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

نشست علمی ـ فرهنگی «نشانه‌معناشناسی»

📣روایت‌شناسی ایرانی در مواجهه با روایت‌شناسی غرب در بستر دیالکتیک معنا

🔹نشانه‌معناشناسی، در مقام یکی از رویکردهای مهم مطالعات میان‌رشته‌ای، امکان بازاندیشی در سازوکارهای تولید، دریافت و تحول معنا را در پیوند با روایت، فرهنگ و نظام‌های نشانه‌ای فراهم می‌آورد. در این نشست، با تمرکز بر روایت‌شناسی ایرانی و نسبت آن با روایت‌شناسی غربی، زمینه‌های شکل‌گیری و تحول نگاه نشانه‌معناشناختی به روایت و نیز ظرفیت‌های گفت‌وگویی میان سنت‌های نظری شرق و غرب بررسی خواهد شد.

🔻این نشست فرصتی است برای تأمل در مفهوم «معنا» در فرایند مواجهه و گفت‌وگوی میان دستگاه‌های نظری متفاوت؛ مواجهه‌ای که می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای فهم روایت، فرهنگ و سازوکارهای نشانه‌ای در مطالعات ادبی و علوم انسانی بگشاید.

🎙 با تدریس:
دکتر حمیدرضا شعیری
استاد دانشگاه تربیت مدرس

📅 دوشنبه، ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
🕘 ساعت ۹ تا ۱۲
📍 تالار حافظ، دانشکده ادبیات

🎓 ویژه استادان و دانشجویان دکتری

📜 به شرکت‌کنندگان، گواهی دانش‌افزایی اعطا خواهد شد.


#نشانه_معناشناسی #روایت_شناسی #دیالکتیک_معنا⁩

@Derangmagazine

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

بوی ماه مهر، بوی مدرسه

فراخوان خرید و جمع آوری لوازم تحریر و کفش برای دانش آموزان محروم عشایری و دانش آموزان دارای والدین آسیب دیده اجتماعی و بدون سرپرست.

هزینه تهیه ی پک لوازم التحریر همراه با کفش: چهار میلیون تومان.

شماره کارت نزد بانک کشاورزی به نام موسسه پایکار آدلان تاراز:

*۶۰۳۷۷۰۷۰۰۰۳۷۴۶۴۹*

*شبا:ir۹۷۰۱۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۹۹۹۵۱۸۳۸۹*

*شماره حساب*

*۹ ' ۹۹۵۱۸۳۸ ' ۹*

شماره تماس جهت دریافت اطلاعات بیشتر و ارسال فیش واریزی:۰۹۹۳۹۴۳۳۹۵۰


لطفا فراخوان را در گروه ها و فضای مجازی که در اختیار دارید انتشار دهید.

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

نقدی کوتاه ولی مهم و خواندنی👇

https://www.instagram.com/p/DbntpPOloNU/?igsh=dHgwb2o3OHUzenB4

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

📝 زبانشناسی شناختی و روانشناسی زبان

Cognitive Linguistics and Psycholinguistics

🏷 شباهت‌ها و تفاوت‌ها

زبانشناسی شناختی و روانشناسی زبان هر دو با رابطه‌ی زبان و ذهن سروکار دارند. در زبانشناسی شناختی به مطالعه این موضوع می‌پردازند که زبان چگونه ساختار و عملکرد ذهن انسان را منعکس می‌کند، اما روانشناسی زبان به این موضوع می‌پردازد که پردازش زبان چگونه در ذهن انجام می‌شود.

روانشناسی زبان شامل موضوعاتی نظیر تولید و درک گفتار، بازشناسی واژه، اکتساب زبان اول، یادگیری زبان دوم و پردازش زبان در گویش‌وران دوزبانه است، اما زبانشناسی شناختی در مورد زبان و نحوه انعکاس ساختارهای مفهومی که ریشه در تجربیات انسان و محیط پیرامونی دارند، نظریه‌پردازی می‌کند.

به لحاظ متدولوژی، پژوهش‌های زبانشناسی شناختی بر اساس داده‌های مبتنی بر کاربرد طبیعی زبان در بافت صورت می‌گیرد، ولی مطالعات روانشناسی زبان غالباً مبتنی بر داده‌های کنترل شده آزمایشگاهی است.

زبانشناسی شناختی و روانشناسی زبان بر مبنای دو فرضیه متفاوت در مورد ماهیت زبان استوار شده‌اند. زبانشناسی شناختی رویکرد حوزه‌ای به ذهن را قبول ندارد و زبان را به عنوان قوای ذهنی مستقل از سایر قوای شناختی در نظر نمی‌گیرد، اما رویکرد غالب در روانشناسی زبان حوزه‌ای است و بر این اساس زبان به عنوان حوزه‌‌ی ذهنی مستقل از سایر قوای ذهنی در نظر گرفته می‌شود.

نکته‌ای که پیرامون زبانشناسی شناختی و روانشناسی زبان وجود دارد این است که در پس قوای ذهنی ما (چه به صورت حوزه‌ای و چه به صورت غیرحوزه‌ای) مغز به عنوان شبکه عظیم نورونی که از بخش‌های مختلفی تشکیل شده است، حضور دارد و این موضوع می‌تواند ما را به سمت پژوهش‌های عصب‌شناسی سوق دهد.

هنگامی كه روانشناسی زبان و علوم اعصاب با يكديگر همكاری كنند، عصب‌-روانشناسی زبان شكل می‌گيرد. زمانی كه علوم اعصاب به فرآيندها و اصول شناختی حاکم بر ذهن و مغز توجه می‌كنند، علوم اعصاب-شناختی شكل می‌گيرد که زبانشناسی شناختی با آن در ارتباط است، زیرا در زبانشناسی شناختی تاکید بر این است که اگر قاعده شناختی وجود داشته باشد باید در مورد همه بخش‌های زبان صدق کند و از سوی دیگر اصولی که برای زبان توصیف و تبیین می‌شود باید با سایر اصول حاکم بر کارکرد مغز و ذهن سازگار باشد.

#یادداشت_کوتاه

⤵️ پادکست YouTube

◀️ روانشناسی زبان: زبان و شناخت | لینک

◀️ درآمدی بر زبانشناسی شناختی | لینک

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

به تفاوت حرکت نخست با حرکت آخر توجه کنید. تنها در عرض چند دقیقه تقلید از حرکت نخستین بدل به نسخه ای کاملا متفاوت در حرکت نفر آخر می شود. مشابه این تجربه حرکتی بارها در حیطه زبانی و نوشتاری هم تکرار شده و به نتایج مشابهی رسیده است.
حال بسنجید سرنوشت سنت هایی را که در خلال سده ها و هزاره های پیشین در سنتی شفاهی به جوامع امروزی رسیده اند! ...
حتا سنت های نوشتاری و حک شده نیز با تفاسیر و خوانش های متفاوت در افراد مختلف و در دوره های زمانی مختلف نسبت به نسخه اولیه خود دگرگون می شوند.
"تکامل فرهنگ" به ما می آموزد که ایده ها، افکار، مهارت ها و سنت ها از طریق تقلید و یادگیری در میان فرهنگ ها و جوامع در طول تاریخ تکثیر می شوند اما در نسخه هایی گاها بسیار متفاوت از خاستگاه خود.
#تکامل_فرهنگ
#ممتیک

🆔@neurobiology_of_art

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🔸آیا افراد باهوش لزوما درست تر از دیگران تصمیم گیری و داوری می کنند؟

🆔@neurobiology_of_art

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🌄‌ افسانۀ زبان: چرا زبان غریزی نیست؟

✍ ویویان ایوانز، ترجمه شاهو مجیدی
📰 نویسه پارسی

در دهه‌های گذشته نظریۀ غالب این بوده است که انسان با توانایی اولیۀ زبانی متولد می‌شود. ایوانز با ارائۀ شواهدی نشان می‌دهد که نگرش غریزی به زبان و دستور همگانیِ ذاتی که پیش‌تر توسط نوام چامسکی در زبانشناسی مطرح شده بود، افسانه‌ای بیش نیست.

ایوانز با بهره‌گیری از تفکرات نوین در علوم شناختی نشان می‌دهد که زبان نه یک توانایی غریزی، بلکه حاصل هوش فرهنگی و ارتباطی انسان است. وی در نفیِ رویکرد پیشین به مسائلی از این قبیل اشاره می‌کند: زبان با نظام‌های ارتباطی سایر موجودات شباهت‌هایی دارد. این قوه دارای گوناگونی‌های زیادی است. ما زبان مادری را از طریق توانایی‌های شناختی‌مان فرا می‌گیریم نه یک دستور همگانیِ ذاتی. زبان حوزه‌ای مستقل نیست و با سایر توانمندی‌های ذهنی انسان ارتباط دارد. زبان و ذهن، بازنمود روابط و تعاملات انسانی‌اند. زبان در واقع ابزاری است فرهنگی که انسان را از سایر گونه‌ها متمایز می‌سازد. زبان رفتاری نمادین است که منجر به پدیدآیی ویژگی‌های منحصر به فردی همچون هنر، مذهب و علم شده که فقط مختص انسان است.

#معرفی_کتاب

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🔸دانشمندان می‌گویند با فهم زبان نهنگ قصد دارند زبان فرازمینی‌ها را بفهمند

این نخستین تبادل ارتباطات میان انسان و نهنگ‌های گوژپشت است که بر اساس «زبان» این نهنگ‌ها برقرار می‌شود

دانشمندان می‌گویند گفت‌وگوی میان انسان و وال یا به اصطلاح متداول آن نهنگ، ممکن است روزی به ما کمک کند تا بتوانیم با بیگانگان فرازمینی صحبت کنیم.
به گزارش اسپیس، پژوهشگران با بررسی سیستم‌های ارتباطی نهنگ‌های گوژپشت تلاش می‌کنند نحوه تشخیص و تفسیر سیگنال‌های فرازمینی از فضا را بیاموزند.
محققان موسسه ستی دانشگاه کالیفرنیا دیویس و همچنین بنیاد نهنگ آلاسکا اخیرا موفق شدند با استفاده از یک بلندگوی زیر آبی با یک نهنگ گوژپشت به نام تواین گفت‌وگو کنند. تواین با تطبیق حدود تغییرات میان سیگنال‌های هر تماس طی یک بازه زمانی ۲۰ دقیقه‌ای، به تماس پژوهشگران پاسخ داد.
اگر این موضوع شما را به یاد فیلم «پیشتازان فضا» (Star Trek) می‌اندازد، واقعیت این است که بله؛ این آزمایش جالب مشابه صحنه‌ای است که در آن، پیام‌هایی از نهنگ‌ بیگانه دریافت می‌شد که تنها زیر آب قابل رمزگشایی بودند.
موسسه جست‌وجوی هوش فرازمینی (ستی) با انتشار بیانیه‌ای در همین زمینه، این آزمایش را بازتاب تصورات علمی‌ــ‌تخیلی ما درباره ارتباطات بین‌گونه‌ای توصیف کرد و افزود که این پژوهش، در جست‌وجوی هوش فرازمینی احتمالی در آینده نتایجی در بر خواهد داشت.
برندا مک‌کوان، نویسنده اصلی مقاله‌‌ای که درباره این آزمایش نوشته شد، می‌گوید این نخستین تبادل ارتباطات میان انسان و نهنگ‌های گوژپشت است که بر اساس «زبان» این نهنگ‌ها برقرار می‌شود.
تیم‌های تحقیقاتی موسسه جست‌وجوی هوش فرازمینی ستی به موازات شبیه‌سازی‌ ماموریت‌های فضانوردان به مریخ یا ماه، قصد دارند به منظور شناخت و درک بهتر از نحوه تشخیص و تفسیر سیگنال‌های فضایی، سیستم‌های ارتباطی نهنگ‌های گوژپشت را بررسی کنند.
به گفته دانشمندان، این کار می‌تواند برای ساخت فیلترهایی استفاده شود که هر سیگنال فرازمینی دریافتی را غربال و گزینه‌‌های معنادار را از میان آن‌ها سوا کند.
یکی دیگر از اعضای تیم‌ تحقیقاتی موسسه جست‌وجوی هوش فرازمینی ستی می‌گوید به دلیل محدودیت‌های کنونی سر راه فناوری، یک فرض مهم در جست‌وجوی هوش فرازمینی این است که فرازمینی‌ها به برقراری تماس تمایل دارند و از این رو پیام‌هایشان را به گیرنده‌های انسانی ارسال می‌کنند. به گفته دانشمندان، رفتار نهنگ‌های گوژپشت به نوعی این فرض مهم را تایید می‌کند.
پاسخ تواین به تماس‌های دانشمندان نشان‌دهنده سطح پیچیده‌ای از درک و تعامل او با پیام‌های ارسالی است. نهنگ گوژپشت با شنیدن صدایی که از طریق بلندگوی زیر آبی پخش می‌شد، به منبع صدا نزدیک شد و دور قایق تیم تحقیقاتی چرخید. بر اساس این بررسی، تطبیق حدود تغییرات بین هر تماس تشابه آن را با الگوی مکالمه‌ای انسان نشان می‌دهد.
فرد شارپ، یکی از نویسندگان این مقاله از بنیاد نهنگ آلاسکا، می‌گوید نهنگ‌های گوژپشت بسیار باهوش‌اند و سیستم‌های اجتماعی پیچیده‌ای دارند. آن‌ها برای صید ماهی،  شبکه‌ای از حباب‌ها تولید می‌کنند که به نوعی نشان می‌دهد برای این کار از ابزار مناسب استفاده می‌کنند. این نهنگ‌ها با آهنگ‌ها و تماس‌های اجتماعی هم ارتباط گسترده‌ای برقرار می‌کنند. از این رو دانشمندان بر این باورند که کار با نهنگ‌های گوژپشت فرصتی بی‌نظیر برای بررسی ارتباطات هوشمند در گونه‌های غیر‌انسانی به شمار می‌رود.
این تیم تحقیقاتی برای ساخت فیلترهای پردازش سیگنال‌های بیگانه و جست‌وجوی حیات هوشمند فرازمینی از اصول تئوری اطلاعات بهره می‌گیرد.

https://www.space.com/seti-whale-conversation-extraterrestrial-communication

🆔@ScientificDialectics
🆔@Social_Semiotics

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

مدرسه مهرآیین: چرا می خواهم به کمک مردم یک معلم مستقل باقی بمانم و تبدیل به یک .......فرهنگی نشوم

" وزن من عشق من است"
سنت اگوستین

۱. نوشتن این یادداشت برخلاف تمام اصول اخلاقی ست که سالها به عنوان یک معلم برای خود تعیین کرده بودم. من از نگاه خودم معلمی سخاوتمند بودم که می کوشیدم هر آنچه می دانم را بدون هیچ چشم داشتی در اختیار دانشجویان و مخاطبانم قرار دهم. شاهد این ماجرا همین صفحه تلگرام است که همه مطالب، جزوه ها و فایل های موجود در آن را بی هیچ چشم داشت مادی منتشر کردم تا مورد استفاده دانشجویان و افراد علاقمند قرار گیرد. من در جاهای بسیاری تدریس کرده ام که هنوز بعد از سالها حق التدریس آن را نگرفته ام. پایان نامه ها و رساله های بسیاری را راهنمایی یا داوری کرده ام که حتی بخاطر ندارم برای آنها یک ریال دریافت کرده باشم و یا حق الزحمه آن ها را پیگیری کرده باشم. اما اکنون شرایط زندگی را چنان برای من رقم زده اند که یا باید تبدیل به یک ...فرهنگی شوم و به تمامی عقاید و باورهای خود پشت پا بزنم تا با گرفتن حداقل حقوق بتوانم زندگی معمول خود را بگذرانم و یا آنکه بواسطه مشکلات اقتصادی که بدلیل نداشتن شغل با آن روبرو میشوم نتوانم هیچ یک از فعالیت های لازم برای کار معلمی چون کتاب خریدن و کتاب خواندن و فکر کردن و خلوت داشتن و....را انجام دهم و تبدیل به فردی عاطل و باطل شوم.
۲. چندین سال پیش در ابتدای دهه نود که موسسه " رخداد تازه" را با انگیزه تشکیل جلسات فرهنگی با کمترین هزینه تاسیس و مدیریت میکردم، یکی از استادان برجسته کشور که به لحاظ سنی بسیار از من فاصله داشت از من درخواست مبلغی به عنوان قرض کرد. اولین واکنش من به این درخواست بغض بود. پرسید آقای مهرآیین چرا ناراحت شدید؟ گفتم ناراحتم چون استادی چون شما از من که در حد دانشجوی شما هستم درخواست کمک مالی میکند. به من رو کرد و با صدایی که نشان از نصیحت داشت گفت از من یاد بگیر که به همان میزان که کمک کردن به دیگران کاری اخلاقی ست، کمک گرفتن از دیگران هم کاری اخلاقی ست و اگر اکنون من استاد از تو کمک خواسته ام احساس شرم و تقصیر نکن. این ماجرای قرض دادن و پس دادن قرض زمان زیادی طول نکشید اما این جمله استادم در ذهن من باقی ماند که " کمک گرفتن همچون کمک کردن کاری اخلاقی ست".
۳. من اکنون بر همین مبنا میخواهم از مخاطبانم کمک بخواهم اما نه کمکی مجانی، بی دلیل و بی بها. از این به بعد مدرسه مهرآیین که همین صفحه تلگرام مکان مجازی اجرای فعالیت های آن است، محیط ارتباط من با مخاطبان و دانشجویانم است. من از این به بعد در کنار فایل های صوتی و تصویری و نوشتارهایی که تاکنون در کانال تلگرامی مدرسه مهرآیین منتشر کرده ام، با تولید فایل های صوتی و تصویری در حوزه مباحث مربوط به علوم انسانی، خصوصا در حوزه های نظریه های جامعه شناسی، جامعه شناسی فرهنگ، جامعه شناسی احساس، روش شناسی کیفی، فلسفه اگزیستانسیال و پدیدارشناختی، روانکاوی، و نقد ادبی که از اندکی دانش در آن ها برخوردارم، در همین فضای مجازی معلمی خواهم کرد. فرم این فعالیت ها البته فقط بصورت درسگفتار نخواهد بود و ژانرهای دیگری همچون سخنرانی، مصاحبه، گفتگو با دیگر استادان و دانشجویان، مشاوره دانشجویی، ترجمه، و تالیف نیز شامل خواهد شد. از این به بعد مدرسه مهرآیین هم شغل من و هم بیانگر عشق من به مردمم خواهد بود. من چیزی جز فکر کردن، مطالعه کردن و سخن گفتن و نوشتن نمیدانم. البته که به قول آن ....من میتوانم بروم کارگری و حمالی کنم تا بفهمم که دیگر نباید در حوزه سیاست سخن بگویم. اما معلم بودن معنای زندگی من یا به زبان اگوستین عشق به معلمی وزن من است و من برای حفظ این عشق به زبان لویناس فروتنانه رو به سوی دانشجویان و مخاطبانم میکنم و از آن ها میخواهم با همراهی خود مدرسه مهرآیین را برای من و خودشان زنده نگه دارند. ازاینرو از همه مخاطبان میخواهم که از این پس آنان حامی زندگی این معلم باشند و در قبال آنچه از من می آموزند( البته اگر واقعا چیزی از من آموختند و سخنان و نوشتار من سخنان و نوشتار بی معنایی نبود)، به اختیار خود و در حد توان خود و بدون هیچ اجبار اخلاقی، برای آنچه می آموزند، به معلم خود کمک کنند تا "دیگری بزرگ" نتواند از او یک ....فرهنگی یا یک انسان بی خاصیت بسازد.به زبان پاسکال، "اگر نتوانیم کاری کنیم که آنچه عادلانه است قوی باشد، کاری کرده ایم که آنچه قوی است عادلانه باشد".
۴.این شماره کارت بانکی اگرچه نام من بر خود دارد، اما به زبان آن فیلسوف شما آن را آغاز سنتی در جامعه بدانید که می کوشد به طور مدنی از علوم انسانی و معلمان علوم انسانی حمایت کند تا آنان تبدیل به پیروان مکتب "فردید و آیت و بیژن و ...." نشوند، اگر چه هیچ تضمینی برای این ماجرا وجود ندارد. تنها باید امیدوار بود که مهرآیین و امثال مهرآیین تبدیل به " تاجر خواب و توهم" نشوند.
6219861863240882

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🔸کتاب «تکاپوی معنا؛ تحلیل نشانه - معناشناختی آثار تجسمی مهدی سحابی» به کوشش گالری مژده و بنیاد هنرمند در جریان همایش بین‌المللی انجمن نشانه‌شناسی فرانسه رونمایی شد.

«تکاپوی معنا» مجموعه‌ای از مقالات پژوهشی سه نشانه‌شناس برجسته فرانسوی، ژاک فونتنی، دنیس برتران و ایوان دارو-هریس است؛ به خوانش آثار تجسمی مهدی سحابی در چارچوب نظریه‌های نشانه‌ـ‌معناشناسی پرداخته‌اند.

ترجمه فارسی این متون به قلم دکتر‌مرضیه اطهاری نیک‌عزم و سهراب احمدی انجام شده است‌.

این سه مقاله، سال ۱۴۰۰ در مجله‌ی جستارهای زبانی دانشگاه تربیت مدرس به همت دکتر حمیدرضا شعیری منتشر شده است.
🆔@social_semiotics

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

#سخنرانی
#بابک_احمدی
#ژاک_دریدا
#فلسفه_زبان

🔸 فلسفه زبان با محوریت ژاک دریدا

🎙️ بابک احمدی

⏳ یک ساعت و ۳۱ دقیقه

🔻🔻🔻

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

📝 جستاری بر گفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی

گفتمان، یکی از مهمترین مفاهیم اندیشۀ مدرن در علوم انسانی و علوم اجتماعی است. برای این مفهوم تعاریف گوناگونی وجود دارد، اما به طور کلی گفتمان را می‌توان به منزله شیوه‌ای نظام‌مند از عرضه تفکرات فلسفی، اجتماعی و سیاسی با بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبانی دانست. هسته مرکزی گفتمان بر پایه مجموعه‌ ارزش‌ها یا مولفه‌های ایدئولوژیک استوار است و بدین واسطه هر گفتمان به عرصه تولید معنا تبدیل می‌گردد. علاوه‌ بر این، پادگفتمان‌ها به مثابه سپر دفاعی گفتمان یا نیرویی خزنده تلقی می‌شوند که با ایجاد یک هاله معنایی، حاشیه امنی را برای تثبیت یا گسترش یک گفتمان فراهم می‌کنند. گفتمان‌ها بر بستر جامعه حرکت می‌کنند و به تعامل یا رقابت با دیگری (گفتمان‌های دیگر) می‌پردازند.

تحلیل گفتمان انتقادی، روشی برای آشکار کردن روابط قدرت و فرآیندهای ایدئولوژیکی است که در بستر گفتمان و زبان تجلی می‌یابند. این روش به بررسی روابط آشکار یا پنهان قدرت و مکانیسم‌های کنترل یا سرکوب می‌پردازد. به بیان دیگر، تحلیل گفتمان انتقادی روشی برای نزاع علیه گفتمان‌های استثمارگر و سلطه‌طلب است. اگر ظرفیت‌های زبانی را به منزله پایگاهی اجتماعی فرض کنیم که می‌تواند در خدمت قدرت سازماندهی شود، کاربست مستمر این ظرفیت‌ها می‌تواند به رویه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به قدرت، سلطه یا نابرابری‌های اجتماعی برخواسته از یک گفتمان تبدیل گردد. گفتمان‌ ستیزه‌جو و سلطه‌گر زیست یک جامعه را به مخاطره اندازد و با اعمال قدرت از طریق زورگویی به اشکال مختلف، به تسلیم گفتمان‌های دیگر یا حداقل «رضایت به اکراه» آن‌ها منجر ‌می‌شود.‌ قدرت دربردارنده کنترل است؛ یعنی کنترل یک گروه روی اعضای دیگر گروه‌ها. چنین کنترلی می‌تواند بر شناخت و عمل گروه‌های دیگر اعمال شود. منظور از شناخت، هم شناخت فردی و هم اجتماعی، باورها، اهداف، ارزیابی‌ها، احساسات‌ و سایر ساختارهای ذهنی یا حافظه، بازنمایی‌ها یا فرآیندهای مرتبط با گفتمان و تعامل است. گفتمان سلطه‌گر از یکسو آزادی عمل گفتمان‌های دیگر را محدود می‌کند و از سوی دیگر سعی می‌کند تا انگاره‌های ذهنی و شناخت برآمده از گفتمان‌های دیگر را تحت تاثیر قرار دهد.

مشروعیت‌بخشی و اعمال سلطه توسط گفتمان‌ها از راه‌های مختلفی انجام می‌شود.‌ یکی از منابعی که سلطه بر مبنای آن بنیان نهاده شده است، امتیاز دسترسی به رسانه است. این امتیاز با ایجاد روابط انحصاری، گفتمان‌های رقیب را به حاشیه می‌راند و امکان دسترسی آزاد به رسانه‌ها را از گروه‌های دیگر سلب یا مختل می‌کند. از دیگر راه‌های مشروعیت‌بخشی به یک گفتمان، انکار وجود سلطه یا طبیعی جلوه دادن نابرابری‌ها است. در حقیقت گفتمان استثمارگر سعی می‌کند تا محرومیت دیگران از منابع اجتماعی را امری منطقی و ضروری جلوه دهد و دسترسی به این منابع را حق طبیعی خویش بپندارد. مثبت‌نمایی خود و منفی‌نمایی دیگران می‌تواند در همین راستا انجام شود. اگر اذهان افراد تحت سلطه به گونه‌ای تحت تأثیر قرار بگیرد که سلطه را بپذیرند و در راستای منافع قدرتمندان و بدون توجه به آمال آزادیخواهانه خود گام بردارند، از اصطلاح هژمونی استفاده می‌شود.

💬 این یادداشت برگرفته شده از انگاره اجتماعی - شناختی ون‌دایک و برخی از دیدگاه‌های فرکلاف در باب تحلیل گفتمان انتقادی است.

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

http://t.me/linguisticsacademy
مقدمه: زبان رقص 
زبان رقص زبان نشانه است و نماد. همچنان که سیستم تکلم انسانی، وسیله ای است ارتباطی که از نظام موجود در ساختارها و سازمان های اجتماعی و فرهنگی نشأت گرفته است، رقص نیز به عنوان یکی از انواع هنرهای انسانی (هنر مردمی)، زبانی ویژه و منحصر به خود را دارد ، که در واقع ارجاع به چیزهایی است که در داخل شبکه های اجتماعی- فرهنگی (شیوه های زیست عمومی) موجود می باشد. وجود زبان و نشانه های موجود در حرکات رقص در میان انواع دیگر غیر انسانی (جانوران) می تواند مفهوم و کارکرد رقص و زبان آن را حتی عمیق تر و بنیانی تر از آنچه که در اذهان است بنمایاند. رقص، زبانی است برای بیان "شیوه زیستی خاص"؛ یعنی به ظهور رساندن "فرهنگ مردمی ویژه"  که حاصل بازنمود شده زندگی در رفتار و تفکر آنان است. به عبارت دیگر رقص تنها عرصه ای است که نحوه زندگی و زیست در عالی ترین و خالص ترین سطح به بیان می رسد؛
http://t.me/linguisticsacademy
چراکه رقص همراه است با شدیدترین بروز و ظهور احساسات و شورها (passion) ی برآمده از درونی ترین ادراکات عاملان رقص از معنای زندگی و فلسفه هستی آن.  زبان و نشانه های شورمند رقص در اوج بسیار بالای خود تمامی حوزه های زندگی (اسطوره، ادبیات، موسیقی، تاریخ، اقتصاد و حتی سیاست) را تحت پوشش قرار می دهد و آنها را در قالب حرکات فردی و یا دسته جمعی موزون و ریتمیک اش برای مخاطبان (خود و دیگری) به نمایش درمی آورد. قدرت و نیرویی که در زبان رقص های فولکلوریک وجود دارد، در ایفای مناسکی (ritual) آن است. روایتی که از حقیقتی از زندگی سخن می گوید و آن را با تمام اجزای وجود (به خاطر والاترین ارزش بودن "زندگی") به صحنه بیان نمایشی درمی آورد. اما زبان حکایت و یا روایت آن در مورد وقایعی از بخش های متنوع زندگی (ازدواج، جنگ، تولد، سوگ و ... ) در واژگان و کلمات ظهور نمی یابد؛ بلکه در علائم، نشانه ها و نمادهای قراردادی این وقایع ظاهر می شود. همین نمادگرایی (symbolism)  غنی و پرمایه در رقص های فولکلوریک است که نیاز به رمز گشایی نمادها و نشانه ها (لوی استراوس) را برای تعبیرگران آن لازم می دارد. برای فهم چنین زبان نماد آلود رقص، بایستی مخاطب زبان بستر فرهنگی آن قوم خاص را تا حدود قابل قبولی بشناسد، تا بتواند به کشف رمز و کشف نماد و نهایتاً به معناسازی برسد. از این طریق است که از "زبان نمادین رقص" به سوی مفاهیمی که رقص در هدف خود گنجانیده است دست می یابد؛ فرایندی که از دریافت (reception) تا ادراک (perception) طی می شود و فهمی را از "نوع دیگری از زندگی" (سبکی دیگر) در مخاطب ایجاد می کند. وجود عنصر "ابهام" در این فرایند معنایابی و معنادهی بسیار قابل ملاحظه خواهد بود؛ به ویژه که واژگان معمول در زبان رقص به صفر می رسد و تنها عناصر نمادین و ساختارهای در کنار هم قرار یافته ژست ها (gestures) و حرکات شروع به تکلم می کنند و همین امر باعث می شود تا کانل تعبیر و تفسیر از زبان رقص با تکثر و تنوعی و برخی اوقات نیز بدفهمی رخ دهد؛ البته این فهم زبانی بسته به روشنی و شفافیت بیان فرد یا گروه رقص از یک سو و قدرت و عمق خزانه داده های اجتماعی- فرهنگی و تاریخی مخاطب می باشد.  
ادامە در وبلاگ انسان شناسی و فرهنگ
http://t.me/linguisticsacademy

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

‍ 🔸تفکر علمی و روشنفکری ایرانی

جریان روشنفکری ایرانی از مشروطه تا امروز به مثابه یک ارگانیسم زنده و پویا همواره دستخوش دگرگونی ها و اوج ها و حضیض های بسیاری بوده است.
بدون تردید خروجی این جریان از حیث عملگرایی و نحوه برهمکنش با توده مردم نیاز به آسیب شناسی جدی دارد.
قصد من در این نوشتار کوتاه آسیب شناسی این جریان نیست. بلکه اشاره به منابعی است که زیربنای نظری و عملی این جریان را تغذیه کرده و می کند. منابعی که در ادوار مختلف متناسب با بستر سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی وزن متفاوتی در اثرگذاری فرهنگی، سیاسی و اجتماعی داشته اند.
از جمله این منابع می توان به مذهب سنتی شیعه، شریعت ایدئولوژیک، اندیشه مارکسیسم و کمونیسم، ملی گرایی، غرب گرایی سکولار و اندیشه و عرفان شرق دور اشاره کرد.
بدیهی است هر کدام از منابع فوق زیر مجموعه های نظری خود را داشته و به میزان متفاوتی بر نحله های فکری متکثر روشنفکران ایران تاثیر گذاشته اند.
من در ادامه این مرور، به منابع فوق، علم (Science) به طور عام و علوم تجربی به طور خاص را هم اضافه می کنم زیرا به خصوص در دو دهه گذشته دانش تجربی دامنه اثرگذاری خود را از چهارچوب محدود علوم تجربی و آزمایشگاه ها فراتر برده و رویکردی نوین و بینارشته ای در مطالعات فرهنکی، اجتماعی و تاریخی به وجود آورده است. رویکردی که با اجتناب از تقلیل گرایی افراطی معرفت شناختی در کنار سایر رویکردهای موجود در علوم انسانی نگاهی نوین و کارآمد به حوزه های مختلف فلسفی تا علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی ارائه کرده است. مصداق این دیدگاه نوین را می توان در حوزه هایی مانند "علوم اعصاب شناختی" تا "تکامل فرهنگی" دید.
گستره ای وسیع که از چیستی ماهیت انسان و زندگی تا زیست سالم از دریچهٔ برهمکنش دوسویه انسان و طبیعت در دنیای پیچیده در ابربحران های امروزی را شامل می شود.
گسترش روزافزون پادکست های علمی پیرامون انسان، روابط انسانی و دغدغه های فلسفی مرتبط با آن، صفحات متنوع علمی و اقبال گسترده جوانان و جامعه دانشگاهی از آن ها، رویکردهای نظری مبتنی بر دانش را امروزه بدل به منبعی مهم برای دستکم بخشی از جریان متکثر روشنفکری ایرانی کرده است.

✍کامران پاک‌نژاد

🆔@neurobiology_of_art
🆔@Social_semiotics

https://www.instagram.com/p/DdCGu1uzQLp/?stkn=bzMzZzAzMWp0cmZj

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🔸عصر خواندن تمام شده است

گزارش هشداردهنده شماره جدید آتلانتیک حاکی از آن است که جهان دارد وارد عصر پساسواد می‌شود و این پرسش به میان آمده که آیا تمدن بدون خواندن می‌تواند به حیات خود ادامه دهد؟
مقاله با روایت تاریخی از کتابخانه اسکندریه آغاز می‌شود، جایی که در دوران باستان، شاهان بطلمیوسی با هزینه‌های گزاف، مجموعه‌ای عظیم از دانش بشری را گرد آوردند و دانشمندانی چون اراتوستنس و اقلیدس در آن به پژوهش پرداختند. اما این مرکز شکوفایی علمی، نه به دلیل جنگ و آتش‌سوزی که بر اثر غفلت و بی‌توجهی از میان رفت؛ چرا که هزینه‌های نگهداری از طومارهای پاپیروسی، مقابله با رطوبت، موش‌ها و حشرات، و بازنویسی مداوم متون در حال زوال، از عزم جامعه برای بقای آن فراتر رفت. نویسنده این واقعه تاریخی را آیینه‌ای برای وضعیت کنونی آمریکا می‌داند؛ جایی که گرچه منابع بی‌نهایتی برای مطالعه در دسترس است، اما اراده و انگیزه برای خواندن عمیق رو به زوال نهاده است.
آمارهای ارائه شده در مقاله، تصویری نگران‌کننده از افول مطالعه در آمریکا ترسیم می‌کنند. بر اساس معتبرترین نظرسنجی‌های انجام شده، کمتر از نیمی از بزرگسالان آمریکایی در سال ۲۰۲۲ حتی یک کتاب کامل مطالعه کرده‌اند و تنها ۳۸ درصد رمان یا داستان کوتاه خوانده‌اند. نسبت افرادی که در طول یک روز معمولی به مطالعه تفریحی می‌پردازند از ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۴ به ۱۶ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. در کمال تعجب، قماربازی امروزه در میان آمریکایی‌ها رایج‌تر از کتاب خواندن است و ۵۷ درصد از مردم در سال گذشته دست‌کم یک شرط‌بندی انجام داده‌اند. این روند کاهشی تمام گروه‌های سنی، جنسیتی و تحصیلی را دربرگرفته و حتی سنتی‌ترین گروه‌های مخاطب کتاب یعنی بازنشستگان، #زنان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز دچار افت چشمگیری شده‌اند.
کیفیت مطالعات نیز دچار تنزل شده است. طول جملات کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز امروزی حدود یک‌سوم کوتاه‌تر از آثار مشابه در یک قرن پیش هستند. در سال ۱۹۵۸، رمان پیچیده دکتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناک با جملات بلند و پرآب و تابش پرفروش‌ترین کتاب سال بود، اما در سال گذشته، پرفروش‌ترین رمان به مجموعه‌ای از ادبیات نوجوانان تعلق داشت و حتی کتاب‌های برتر بزرگسالان نیز از عمق ادبی و فکری آثار کلاسیک بی‌بهره‌اند. آمریکایی‌ها همچنین اخبار را بسیار کمتر از گذشته از طریق مطالعه دریافت می‌کنند؛ در سال ۱۹۷۵ حدود نیمی از جوانان بیست‌ساله روزنامه می‌خواندند، اما امروز کمتر از ۱۰ درصد چنین می‌کنند و ۴۰ درصد مردم ترجیح می‌دهند اخبار را به صورت ویدئویی یا صوتی دنبال کنند.
اما پارادوکس اصلی در اینجاست که آمریکایی‌ها شاید بیش از هر زمان دیگری کلمه می‌خوانند؛ انبوهی از ایمیل‌ها، پیامک‌ها، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و زیرنویس‌ها زندگی روزمره را پر کرده‌اند. مشکل در کمیت خواندن نیست، بلکه در کیفیت آن است؛ مردم توانایی تمرکز پایدار بر متون طولانی و پیچیده را از دست داده‌اند.
مریانه ولف، عصب‌شناس شناختی دانشگاه UCLA، هشدار می‌دهد که افراد نه رمزگشایی کلمات که توانایی‌های عالی‌تر درک مطلب و ترکیب اطلاعات را از دست می‌دهند. به عبارت دیگر، آمریکا بی‌سواد نشده، بلکه وارد دوران «پسا-سوادآموزی» شده است.
مارشال_مک‌لوهان در سال ۱۹۶۲ دوران «پسا-سوادآموزی» را پیش‌بینی کرده بود، اما او و پستمن فقط چند دهه زودتر از وقوع آن سخن گفتند. تلویزیون در دهه ۱۹۶۰، اینترنت پهن‌باند در دهه ۲۰۰۰، و امروز گوشی‌های هوشمند با ویدئوهای کوتاه تیک‌تاک، یوتیوب شورتس و اینستاگرام ریلز، هر مانعی را از سر راه حواس‌پرتی برداشته‌اند. شبکه‌های اجتماعی که روزگاری مبتنی بر متن بودند، امروز تحت سلطه ویدئوهای چندثانیه‌ای قرار دارند و جوانان به طور متوسط چهار ساعت و نیم در روز را صرف تماشای ویدئو با سرعت دو برابر می‌کنند. حتی پیامک‌ها نیز ویژگی‌های گفتار شفاهی را به خود گرفته‌اند و بسیاری از جوانان به جای نوشتن، پیام‌های صوتی ارسال می‌کنند. نتایج تحقیقات عصب‌شناختی نشان می‌دهد که مغز انسان آنچه را تمرین می‌کند، فرا می‌گیرد؛ اگر ساعات روز را با ویدئوهای کوتاه پر کنیم، مهارت‌های خواندن ما تحلیل رفته و دانش زمینه‌ای برای درک مطلب کاهش می‌یابد.
عصر سوادآموزی که شش هزار سال پیش در #میان‌رودان آغاز شد و تمدن مدرن را ممکن ساخت، دوره‌ای کوتاه میان دوران شفاهی و عصر دیجیتال بود. جامعه‌ای که مطالعه را کنار می‌گذارد، مهارت‌های تفکر منطقی، تحلیلی و عمیق را نیز از دست خواهد داد و به الگوهای کهن تکیه بر حافظه جمعی، شخص‌محوری در انتقال اطلاعات و ساده‌انگاری در سیاست بازمی‌گردد.

بازنشر از کانال:
@ECONVIEWS

🆔@social_semiotics

https://theatlantic.com/magazine/2026/08/reading-crisis-postliterate-age/687618

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🔸آیا تروما می‌تواند به نسل‌های بعد منتقل شود؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهند تجربه‌های شدید مانند جنگ، نسل‌کشی، خشونت یا استرس طولانی‌مدت می‌توانند با تغییر در تنظیم فعالیت ژن‌ها، اثراتی زیستی بر فرزندان بر جای بگذارند. اما برخلاف برخی تیترهای عامه‌پسند، هنوز ثابت نشده که تروما در انسان به معنای دقیق کلمه از طریق ژن‌ها به نسل‌های بعد به ارث می‌رسد.
اپی‌ژنتیک به تغییراتی گفته می‌شود که بدون عوض کردن توالی DNA، میزان فعالیت ژن‌ها را تنظیم می‌کنند. یکی از مهم‌ترین این سازوکارها متیلاسیون DNA است؛ فرایندی که می‌تواند فعالیت برخی ژن‌ها را افزایش یا کاهش دهد. محیط، تغذیه، مواد شیمیایی و استرس همگی قادرند الگوهای اپی‌ژنتیکی سلول‌ها را تغییر دهند.
ریچل یهودا و همکارانش در مطالعه‌ای روی بازماندگان هولوکاست و فرزندان آن‌ها، تفاوت‌هایی در متیلاسیون ژن FKBP5 مشاهده کردند؛ ژنی که در تنظیم پاسخ بدن به استرس نقش دارد. در مطالعه بعدی نیز میزان متیلاسیون بخشی از FKBP5 در فرزندان زنانی که هولوکاست را تجربه کرده بودند با گروه کنترل تفاوت داشت. این یافته‌ها با انتقال بین‌نسلی اثرات تروما سازگارند، اما به‌تنهایی اثبات نمی‌کنند که یک علامت اپی‌ژنتیکی مستقیماً از سلول جنسی مادر به فرزند منتقل شده است.
مطالعه‌ای روی کهنه‌سربازان جنگ ویتنام نیز نشان داد الگوی متیلاسیون DNA اسپرم مردان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه با افراد بدون این اختلال تفاوت دارد. برخی از این تغییرات با مشکلات روانی گزارش‌شده در فرزندان نیز ارتباط داشتند، اما باز هم این مطالعه مشاهده‌ای بود و نمی‌توانست انتقال اپی‌ژنتیکی مستقیم را اثبات کند.
شواهد تجربی قوی‌تر عمدتاً از حیوانات آمده‌اند. در آزمایشی مشهور، موش‌های نر یاد گرفتند یک بوی خاص را با شوک الکتریکی مرتبط بدانند. فرزندان و حتی نسل بعدی آن‌ها، بدون تجربه شوک، حساسیت بیشتری به همان بو نشان دادند. این آزمایش نشان داد تجربه والد می‌تواند با تغییرات زیستی در نسل‌های بعد همراه باشد، هرچند تعمیم چنین نتایجی به انسان ساده نیست.
مشکل اساسی این است که در پستانداران بخش عمده علامت‌های اپی‌ژنتیکی هنگام تشکیل سلول‌های جنسی و پس از لقاح پاک و از نو تنظیم می‌شوند. بنابراین برای اثبات وراثت اپی‌ژنتیکی واقعی باید نشان داده شود یک تغییر مشخص از این مرحله پاک‌سازی عبور کرده و در نسلی که مستقیماً در معرض عامل اولیه نبوده باقی مانده است.
به همین دلیل، علم امروز میان انتقال بین‌نسلی اثرات تروما و وراثت اپی‌ژنتیکی چندنسلی واقعی تفاوت می‌گذارد. پژوهش‌های انسانی نشانه‌های مهمی از ارتباط میان تروما در والدین، تغییرات اپی‌ژنتیکی و وضعیت فرزندان پیدا کرده‌اند، اما شواهد هنوز عمدتاً همبستگی هستند و عواملی مانند محیط مشترک خانواده، شیوه فرزندپروری، وضعیت اجتماعی و ژنتیک می‌توانند در نتایج دخیل باشند. حتی بررسی‌های انتقادی جدید نیز تأکید می‌کنند که ادعای اثبات وراثت اپی‌ژنتیکی تروما در انسان هنوز زودهنگام است.
در عین حال، اپی‌ژنتیک سرنوشت تغییرناپذیر نیست. الگوهای اپی‌ژنتیکی پویا هستند و تحت تأثیر محیط، سبک زندگی و شرایط روانی تغییر می‌کنند. بنابراین حتی اگر بخشی از اثرات زیستی تجربه‌های والدین به نسل بعد منتقل شود، نمی‌توان آن را نوعی حکم قطعی ژنتیکی برای آینده فرد دانست.

بازنشر از کانال:
@sciencetechnologyy

🆔@neurobiology_of_art

https://www.nationalgeographic.com/premium/article/trauma-genes-inherit-epigenetics-methylation

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🔸مقاله پژوهشی:
تحلیل نشانه شناختی نظریه دیالکتیک درونی/برونی هویت با رویکرد پدیدارشناختی
✍کامران پاک‌نژاد
فصل نامه تخصصی خرد و هنر - دانشگاه هنر، دوره ۱ شماره ۲

چکیده
ریچارد جنکینز در قالب چهارچوبی نظری که آن را "دیالکتیک درونی/برونی" می‌نامد معتقد است که هویت، حاصل یک کنش‌متقابل دیالکتیکی است بین تعریف "خود" یا همان خودانگاره(درونی) با تعاریفی که "دیگری" از ما ارائه می‌کند(برونی). بنابراین بحران هویت زمانی رخ می‌دهد که تعارض میان تعریف درونی با برونی به حدی است که امکان هرگونه ترکیب، توافق، غلبه و یا سنتزی دشوار شود و در عین حال شکل‌گیری هویتی پایدار وابسته به سنتز موفقیت آمیز این فرآیند دیالکتیکی است. از سویی دیگر در مدل نشانه‌شناسی پدیدارشناختی لاندوفسکی چهار رویکرد در برهم‌کنش بین سوژه با ابژه (من با دیگری یا جهان) طرح شده و نسبت هر کدام با فرآیندهای تولید معنا تحلیل شده است؛ این نظام‌های معنایی عبارتند از "برنامه‌‌مداریت"، "مجاب‌سازی"، "تطبیق" و "تصادف" که هر یک توصیف‌کننده نوع متفاوتی از برهم‌کنش سوژه(من) و ابژه(دیگری) بوده و بر اساس ویژگی‌های هر یک می‌توان مفهوم هویت در چهارچوب نظری جنکینز را نیز در فرآیندهای معناآفرینی آن‌ها تحلیل نمود. هدف ما در این مقاله مطالعه ای تطبیقی میان الگوی نظری جنکینز و نظام‌های معنایی لاندوفسکی در ارتباط با کنش‌متقابل من و دیگری است. بر مبنای این هدف و با روش کیفی و توصیفی-تحلیلی می‌توان نشان داد که چگونه کنش‌متقابلِ خودانگارۀ "سوژه"(درونی) با انگارۀ "دیگری"(بیرونی) از او در سه رویکردِ برنامه‌مدار، مجاب‌ساز و تصادف، به ترتیب منجر به شکل‌گیری بحران هویت، هویت مجازی و بی هویتی شده و فضای معنایی بوجود آمده را می‌توان در قالب کلی "بحران هویت" تفسیر کرد ولی چنین کنش‌متقابلی با رویکرد نظام معنایی "تطبیق" به واسطه ماهیت برهم‌کنش سوژه با دیگری منجر به شکل‌گیری هویتی پویا خواهد شد.

🆔@Social_Semiotics

لینک دریافت مقاله:
https://taj.journal.art.ac.ir/article_1364.html

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

مدرسه بهاره نشانه شناسی



دکتر حسین سرفراز
نشانه شناسی و فرهنگ


بهار ۱۴۰۴

@irCDS

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

#صوت
مدرسه بهاره نشانه شناسی

دکتر حمیدرضا شعیری
نشانه شناسی و ادبیات

بهار ۱۴۰۴

@irCDS

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

.
انتشارات سخن منتشرکرد:

کتاب چیستی ایران، کاوشی نشانه‌شناختی است پیرامون مفهوم ایران در گفتمان هزاروصد سالۀ سلطنت در جغرافیای جیحون تا فُرات پس از اسلام.
ایران در این گفتمان، یک سپهر فرهنگی درتنیده با سیاست است؛ و نه یک قلمرو جغرافیایی یا حکمرانی صرف. سخن از یک سپهر نشانه‌شناختی است که در آن یک هویت تمدنی، فرهنگی و سیاسی خود را با نام ایران بازتولید و ارزش‌گذاری می‌کند.
فضایی درهم‌بافته از شش نظام نشانه‌ایِ جغرافیا، زبان، تقویم، آیینها، تاریخ و اساطیر و سیاست که ایدۀ ایران را طی یازده قرن در بیش از سی و پنج دربار پادشاهی بطور همسان صورت‌بندی کرده است. نشانه‌ها در این نظام‌های هم‌بسته به‌روشنی، ایران را از «ناایران» جدا می‌ساختند و مفهوم یک «مملکت باستانیِ نوشونده» را برای شهریاران سلسله‌های مختلف ترسیم می‌کردند. این پژوهش نظریۀ ایران را از منظر پایدارترین نهاد قدرت سیاسی، بر پایۀ اطلاعاتِ چکامه‌های سلطنتی تبیین می‌کند.
@Bookcitycc

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

📑 افسانه زبان: چرا زبان غریزی نیست؟ (فهرست مطالب و صفحات آغازین)

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🦜 تکامل زبان؛ هم ندا با پرندگان

📜 نظریه داروین درباره ارتباط آواز پرندگان و زبان انسان چه می‌گوید؟ تحقیقات جدید درباره این موضوع چه نتایجی را نشان می‌دهند؟ چه شباهت و تفاوت‌هایی بین آواز پرندگان و دیگر روش‌های ارتباطی در طبیعت وجود دارد؟

🎞 تماشای ویدئو در YouTube | کلیک

➕ لطفاً با عضویت در صفحات linguiclub-farsi?si=JcJJvnVQwELdQOs-">لینگویی کلاب | linguiclub?si=JTKPoEa_IOw3WcAm">Linguiclub از فعالیت‌های ما حمایت کنید.

🏷 تشکل همگام

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

سیالیت معنا: درمان روان



🔹
حمیدرضا شعیری، استاد دانشگاه تربیت مدرس:

🔸معنا امری است پنهان و انتزاعی یعنی نمی‌توان آن را نشان داد، نمی‌شود، با دوربین عکس آن را گرفت، دوم معنا در حرکت جابه‌جا می‌شود و سوم تغییر؛ «معنا یعنی تغییر معنا»، این نکته بسیار مهم است.

🔻هرگاه جایی چیزی در وجود ما، نه در سطح مادی نه در سطح جسمی، نه در سطح صورت، هرگاه چیزی در وجود ما و در عمق و در عمق تغییر کند و ما آن تغییر را حس کنیم یعنی تکانه در ما ایجاد شود، یعنی در خود دچار نوعی لرزش شویم، انسان یک جایی در زندگی لحظاتی دارد که انسان متوجه خودش می‌شود.



🔗بخش اول گفت‌وگو را اینجا بخوانید.



@Derangmagazine
@irCDS

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

فرایند تولید جمله در مغز چگونه است؟ عجیب ولی بسیار جذاب نورون‌هایی که شبیه مدل‌های زبانی امروزی کار می‌کنند.

پیش از آنکه حتی یک کلمه بگویید، نورون‌های تخصصی مغز معنا و دستور زبان و واژگان را کنار هم می‌چینند. پژوهشی تازه نشان می‌دهد این کار شباهت چشمگیری به شیوهٔ کارِ مدل‌های زبانی بزرگ دارد.

📖 https://soroushsarabi.com/blog/posts/2026-06-19-the-brain-has-noun-cells-what-the-new-language-map-shows/fa

#neuroscience

Soroush Sarabi Blogs

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

کانال بایگانی | کانال بایگانی‌پژوه

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

🔸کافه لمیز یا تمیز!!
(نشانه شناسی عطش ایدئولوژیک به خلق مدلول غایی)

✍کامران پاک‌نژاد

چندی پیش کلیپ کوتاهی دیدم از اقدام برخی شهروندان موسوم به جریان "ارزشی" که رو به روی یکی از شعب پلمپ شده قهوه لمیز اقدام به راه اندازی بساط قهوه خوری کرده بودند با عنوان قهوه تمیز! (با همان تایپوگرافی لوگوی لمیز)
قهوه لمیز را از خیلی سال پیش می‌شناختم. کافه ای محبوب که پاتوق قهوه خوری و معاشرت طبقه متوسط به ویژه دانشجویان بود و البته اکثر اوقات هم شلوغ.
فارغ از دلیل پلمپ شعب آن، آنچه برایم جالب بود عطش بی انتهای اندیشه ایدئولوژیک برای خلق دوگانه های متقابل معنایی است:
خیر و شر، حق و باطل، زشت و زیبا، خوب و بد، نور و ظلمت، خودی و غیر خودی و ... و حالا هم به این گسترهٔ تضادهای معنایی، دوگانه "لمیز و تمیز" هم اضافه شده است! تفکر ایدئولوژیک همیشه به دنبال خلق "مرکز معنایی" است. اصولی محوری که حضور متافیزیکی شالودهٔ مفهومی ساختار حاکم را تضمین کند. رفتاری زبانی/نشانه ای که در نگاه دریدا از آن به "معنا/کلام محوری" (Logocentrism) یاد می شود. مفهومی که اشاره به تمایل یک پارادایم فکری برای خلق باور به حضور یک مرکز، حقیقت یا به عبارتی "مدلول غایی" است. مدلول غایی اشاره به وجود یک معنای نهایی و غایی برای هر دال است، در حالی که می دانیم در نشانه شناسی نوین (Semiotics) حضور چنین مدلولی فاقد اعتبار بوده و فرآیند پویای دلالت به زنجیره متکثر ارجاع نشانه ها به یکدیگر ختم می شود. به عبارت دیگر برای هر دالی می توان دامنه متکثری از معانی (مدلول ها) در نظر گرفت و نه ارجاع به یک معنای حقیقی و نهایی. این تکثر و مرکزگریزی معنایی درست در نقطه مقابل تمایل اندیشه ایدئولوژیک به خلق مراکز معنایی است. ایدئولوژی ها برای خلق و صورت‌بندی این معنامحوری متوسل به خلق دوگانه های متقابل معنایی می شوند. دوگانه های متضادی که همواره تداعی کننده برتری یکی بر دیگری است مانند غلبه بدیهی حق بر باطل و نور بر ظلمت و ... این بار هم ارجحیت و برتری قهری قهوه تمیز بر لمیز!
این نوع چهارچوب زبانی/فکری طیف گسترده ای از وضعیت های معنایی متکثر و بینابینی را در میان دو سر طیف به دام می اندازد و نادیده می گیرد. از این رو پرهیز از تفکر ایدئولوژیک نخست مستلزم آگاه بودن به دوگانه سازی ها و سپس، طیف گونه اندیشیدن است. همچنانکه میان دو طول موج سفید و سیاه طیف گسترده ای از رنگ های زیبا وجود دارد. وجود و جهانی که قابل انکار نبوده و پنهان شدنی نیست.

🆔@social_semiotics

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

انجمن‌ علمی مغز و شناخت دانشگاه شیراز با همکاری انجمن‌ زبان‌شناسی ایران، تیم جریان، انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه شهید بهشتی و انجمن علمی زبان‌شناسی و مغز و شناخت دانشگاه تربیت‌مدرس تقدیم می‌کند:

«شناخت و ابهام»

ارائه‌ای از: سرکار خانم دکتر آزیتا افراشی، استادتمام زبان‌شناسی پژوهشکدهٔ علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی

تاریخ: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
ساعت: ۱۷:۰۰

لینک ورود به جلسه:
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi11


*شرکت در این برنامه برای عموم آزاد و رایگان است.

Читать полностью…

نشانه شناسی اجتماعی

سوگ-رقص چیست؟
سوگ-رقص حرکتی است چرخشی و دوار که ریشه در سماع دارد. این حرکت زمانی شکل می گیرد که نظام شناختی و عقلانی قادر به تجمیع همه نمادهای زیستی در یکجا نیست. زمانی که اندوه ریشه تاریخی ، آیینی، اجتماعی و اسطوره ای دارد، ذهن امکان همگن ساختن همه آنها با هم را ندارد. به همین دلیل، ذهن تن را نماینده نمادین خود قرار میدهد. در این حالت تن به حرکت در می آید و چرخش دورانی سبب می گردد تا رابطه انسان با زمین و آسمان و نور و اسطوره به شکلی سماعی برقرار شود. سوگ-رقص انسان را در مرز بین عقل و جنون قرار می دهد. سوژه از طریق سوگ-رقص درد و ماتم را به جای اینکه درونی کند به بیرون پرتاب می کند. بر اثر این پرتاب انسان در مشارکت با هستی قرار می گیرد و با پرتاب بار غم به جهان پیرامون از خود رها می شود و مانند پرنده پرواز را تجربه می کند. سوگ-رقص را می توان رقصی آیینی نامید که ترکیبی از وجود در حال انتشار در هستی با همه دیگری های در مشارکت با یکدیگر است. سوگ-رقص انسان را در مرکز هستی قرار میدهد و انرژی های موجود در جهان را جذب و سپس به تن های در مشارکت صادر می کند.
سوگ-رقص دیالوگ تن با تن به رحمت رفته و مقدسی است که قدرت حرکت بخشیدن به همه تن های دیگر را دارد. سوگ-رقص تن را نمادین می کند تا بتواند همه تن های موجود در هستی را از مادیت خارج کند و تنی رها و تقدس یافته را تجربه کند. سوگ-رقص تن را فراتر از خود می برد تا از مرزهای خود عبور کند و با جانان آمیخته شود. سوگ- رقص ما را از تن عبور می دهد تا به به مرز جان و سپس جانان برسیم.

Читать полностью…
Subscribe to a channel