129590
آخرین سخنرانی ها در حوزه علوم انسانی فلسفه غرب و اسلامی ، عرفان، ادبیات، روانشناسی، جامعه_شناسی . . معرفی این کانال به دیگران یک حرکت فرهنگی است . . برای نجات یک کشور باید فرهنگ آن کشور را ساخت . . به جای لعنت بر تاریکی شمعی روشن کن . .
✍️ هر ملتی حکومتی که سزاوارش هست را میسازد، سزاوار ما ایرانیان چیست؟!
🖊امیدفراغت
@sokhanranihaa
🔸وقتی از نویسنده روسی #آنتونچخوف درباره ماهیت #جوامع_شکست_خورده پرسش شد، او پاسخ داد: در جوامع شکست خورده، به ازای هر فرد عاقل، هزار احمق وجود دارد و به ازای هر کلمه آگاهانه، هزار کلمه احمقانه. بیشتر همیشه احمق باقی میمانند و دائماً خردمندان را شکست میدهند.
🔸اگر میبینید: موضوعات بیاهمیت بر بحثها غالب هستند و افراد سبکسر در مرکز صحنه قرار دارند؛ پس شما درباره یک جامعه بسیار شکست خورده سخن میگویید.
🔸به آهنگهای بیمعنی نگاه کنید!
میلیونها تن آنها را میخوانند، با آنها میرقصند، و خوانندگان آنها به ستارههای درخشانی تبدیل میشوند که نظراتشان در امور زندگی در نظر گرفته میشود! در مورد دانشمندان، نویسندگان و متفکران؟ هیچ کس آنها را نمیشناسد، و هیچ کس به آنها ارزش یا وزنی نمیدهد.
🔸مردم کسانی را دوست دارند که آنها را بیهوش میکنند، نه کسانی را که آنها را بیدار میکنند. آنها کسانی را دوست دارند که با چیزهای بیاهمیت آنها را میخندانند، بیشتر از کسانی که با حقیقت به آنها آسیب میرسانند.
🔸خطر #جهل در اینجاست: #دموکراسی برای جوامع جاهل مناسب نیست! زیرا اکثریت جاهل سرنوشت شما را تعیین خواهند کرد. یک دانشجوی #افغان ميگفت: زمان تحصيلم در #سوئيس با يكی از اساتيد دانشگاهمان رفتيم كافه نزديك #دانشگاه تا قهوه بخوريم. حرف از #حكومت و اوضاع بد #افغانستان شد كه استاد سخن جالبی گفت كه همواره در ذهنم نقش بست. استادم گفت: فكر نكن برای كشورها قرعهكشی كردهاند و مردم سوئيس به خاطر شانس خوب اين حكومت گيرشان آمده و مردم افغانستان بد شانس بودند و به اين روز افتادند، بلكه هر ملتی حكومتی كه سزاورش هست را ميسازد و اتفاقا مردم سوئيس حقشان داشتن حكومتی اينچنين هست و افغانها هم لياقتشان بيشتر از اينی كه دارند، نيست!
🔸دوستم مي گفت: كمی احساس حقارت كردم، به همين خاطر پرسيدم: افغانها چه كاری بايد انجام دهند تا تغيير كنند؟ استاد فنجان #قهوه رو از كنار دهانش پائين آورد و لبخندی زد و گفت: هر سوئيسی در سال 10 #كتاب ميخواند، تو اگر يك افغانی را ديدی از طرف من به او بگو چنانچه مردم كشورت سالی يك كتاب بخوانند كشورت تغيير خواهد كرد. این راه حل به کشورهای مشابه نیز قابل تعمیم است. قانونی داریم که همیشه درست است: ما به محیطمان عادت میکنیم. اگر با آدمهای #بدبخت نشست و برخاست کنید، کم کم به بدبختی عادت میکنید و فکر میکنید که این طبیعی است. اگر با آدم های غرغرو همنشین باشید عیبجو و غرغرو میشوید و آن را طبیعی میدانید. اگر دوست شما #دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت میشوید؛ ولی در نهایت شما هم عادت میکنید به دیگران دروغ بگویید و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت. اگر با آدمهای #شاد و پر انگیزه دمخور شوید؛ شما هم شاد و پرانگیزه میشوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است. تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین میکشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی شوید...
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖋 علی زمانیان،
✍️ راهی پیدا خواهیم کرد، نگران نباش
@sokhanranihaa
وقتی برای کاری از خانه بیرون میروی، به بهانهای همراهیات میکنم، من هم که میخواهم از خانه بیرون بروم، تو به بهانهای همراه من میآیی.
به روی همدیگر نمیآوریم، اما هر دو میدانیم چرا هر جا میرویم، با هم میرویم. چون میخواهیم هر اتفاقی در هر جا برای یکی از ما افتاد، برای هر دوی ما بیفتد. این همان اضطرابی است که از آینده داریم. تو نگرانی نکند آینده بیاید و من نباشم و من نگرانم که مجبور شوم بار سنگین و دردناک آیندهای پر از تنهاییِ بدون تو را بر دوش بکشم.
جنگ، بیآنکه بدانیم تصویر دنیای بدون دیگری را (آن دیگری که زندگی، بدون او، دشوار و حتی بیمعنا میشود)، در ذهن ما تکرار میکند. صدای هر بمبی را که میشنوم آهی عمیق میکشم که چه کسانی از این پس، باید بدون آنانی را که دوستشان دارند، زندگی کنند، و چگونه بار درد و مصیبت جهان بدون دیگری را سالها بر دوش خواهند کشید.
هم من میدانم و هم تو میدانی که حتی اگر کنار هم باشیم و اگر اتفاقی بیفتد، نمیتوانیم کمک و امدادی برسانیم، این را خوب میدانیم؛ اما گویا در آن ته ته ذهنمان چیزی خارخار میکند که تو اگر نمیتوانی برای او کاری بکنی و نجاتش بدهی، اما میتوانی در کنارش، همان اتفاق را سهیم شوی و همان را که او از سر میگذراند، تو نیز از سر بگذرانی. آنچه برای من رخ میدهد، برای تو رخ دهد و آن چه برای تو رخ میدهد، دقیقا همان را من تجربه کنم. اینجا گویی یک تن شدهایم. درست به همین علت است که وقتی بمباران شروع میشود، بیهیچ فاصلهای کنار هم مینشینیم.
در غوغای موشک و بمب، پناهگاه همدیگر میشویم و اما در دلمان، پنهانی به خودمان میگوییم شاید موشک بعدی در اتاق ما منفجر شود.
جنگ، دردناک است نه فقط چون سقفها و دیوارها را بر سر آدمیان خراب میکند و جانشان را میگیرد، که شاید بدتر، آن که بازماندگان مجبورند تمام عمرشان را در فراق آنانی را که دوستشان دارند، در تنهایی دردناکشان سپری کنند. همچون پدران و مادران کودکان مینابی.
و شاید این، بسی هولناکتر باشد.
درست به همین خاطر است که بهانهجویی میکنم از تو دور نیفتم، که مبادا برای تو اتفاقی بیفتد و من نباشم و بمانم. بمانم که چه بشود؟ بعد از تو دوزخی به نام زندگی را چگونه تاب بیاورم....؟
✔️ جنگ، بیش از اکنون، آینده را از ما میگیرد.
۱۰ فروردین ۱۴۰۵
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @kherade_montaghed
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊 فایل صوتی
پرویز خرسند"
« شهید همه اعصار»
« هابیل و قابیل »
نوشته شورانگیز «شهید همه اعصار» که به «هابیل و قابیل» نیز مشهور شده ،
آنگونه که خود استاد پرویز خرسند روایت می کند صبح عاشورای سال پنجاه شمسی نوشته شده و ظهر همان روز در حسینیه ارشاد با صدای خود استاد خوانده می شود و عمیقاً بر دکتر شریعتی تأثیر می گذارد ، به گونه ای که در آثار دکتر تأثیر آن مشهود است.
بعدها پرویز خرسند از طریق برادر مرحومش احمد که در رادیوی مشهد به تهیه کنندگی اشتغال داشته ، مخفیانه وارد ساختمان رادیو شده و با صدای جادویی خود و تدوین برادرش این اثر ماندگار را در قالب صوتی نیز به جامعه عرضه می کند.
این اثر در تیراژ میلیونی در داخل و خارج منتشر می شود و در تاریخ ادبیات و هنر انقلاب به عنوان اثری بی بدیل و تأثیر گذار ، جاودانه می گردد.
بسیاری از بزرگان از جمله احمد شاملو این اثر شورانگیز را مورد تحسین قرار داده اند.
پس از اعلام خبر پیروزی انقلاب در ۲۲بهمن۵۷ نخستین برنامه پخش شده از رادیو ایران، همین نوار هابیل و قابیل با صدای زیبای استاد بوده است.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
"خانه جنگی"
🔻از کابل تا تهران پنجاه سال فاصله است، ولی از تهران تا کابل، فقط چند ماه!
📌صحبت های چهار دقیقه ای زینب بیات، شاعر اهل افغانستان
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊چرا نباید اینترنت پرو بخریم؟
✍️ پویا دبیری مهر
@sokhanranihaa
بسته اینترنت پرو با مالیاتش حدود ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان تمام میشود و مصرف دیتای آن هم سه برابر اینترنت عادی است.*
📌پول اینترنت پرو هم جای دوری نمیره.
میره در جیب همان وی پی ان فروش ها!
همان هایی که آنقدر قدرت دارند که نگذارند اینترنت وصل شود و شرایط عادی شود
چرا؟ چون هزاران میلیارد تومان در این وضعیت جنگی به جیب می زنند و اجازه نخواهند داد کسی دکان آنها را ببندد.
*📌در این شرایط تبعیض آمیز، بسیار تعجب می کنم که چرا بعضی اعتیاد خود در استفاده از اینستاگرام و واتس آپ و تلگرام را کنار نمی گذارند و با صرف هزینه های زیاد اینترنت می خرند که یا پرو است یا وی پی ان هایی است که همان پرو فروشان دارند می فروشند. یعنی در واقع منشا یک جاست با لباس های متفاوت.
در این شرایط بهترین کار اینست که هیچ کسی اینترنت پرو نخرد و صبر پیشه کنیم تا ببینیم این وضعیت تا چه وقتی ادامه دارد.*
📌خرید اینترنت و ورود به فضایی که کسی نیست و چرخ زدن در فضای مجازی خالی از سکنه مثل رفتن به جزیره ای است که کسی در آن نیست و تو می مانی و گیاهان و درختان!
*📌فضای مجازی به بودن انسان ها و تعامل آنها زنده است و اگر قرار باشد همه کسانی که به مجازی می آیند یا سیم کارت سفید رانتی باشند یا پرو خریدان پولدار، اولا تبعیض است و دوم اینکه مهر تاییدی است بر حرام خوارانی که با سو استفاده از شرایط جنگی در حال پر کردن جیب خود هستند.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊چند نکته درباره حجاب، اینترنت و نابرابری!
✍ یاسر عرب
@sokhanranihaa
۱. طبق گفته رهبر فقید جمهوری اسلامی، بیحجابی هم «حرام شرعی» بود و هم «حرام سیاسی» یعنی مسئله فقط یک حکم فقهی نبود، ایشان (گاها ضمن دعوت به مدارای با این افراد) موضوع را به سطح امنیت و ضربه به بقای نظام سیاسی ارتقا داده بودند. در این نگاه حجاب، صرفاً یک امر فردی یا فرهنگی معرفی نمیشد، بلکه به یکی از ستونهای هویتی و حفاظتی نظام بدل شده بود.
۲. اما همین شل/ بیحجابی، در فضایی عجیب و پارادوکسیکال، وقتی ذیل اهداف، منویات و تجمعات مطلوب نظام سیاسی قرار میگیرد، نهتنها با آن برخوردی نمیشود، بلکه در قالب روایت آشنای «همه آمدهاند پای کار نظام» مورد تشویق و بازتاب رسانههای رسمی و غیر رسمی نظام هم قرار میگیرد. اینجاست که برای ملت روشن شده است، دیگر مسئله، نه خود پوشش، بلکه نسبت آن با قدرت و سیاست است.
۳. وضعیت حجاب، از جهتی، شباهت عجیبی به وضعیت اینترنت پیدا کرده است. تا همین چند سال پیش، حجاب اجباری بهعنوان خط مقدم حفظ نظام، ستون بقای جمهوری اسلامی و حتی جزئی از امنیت ملی معرفی میشد. آنقدر این پیوند را قطعی و حیاتی جلوه دادند که گویی با سست شدن آن، کل بنای سیاسی فروخواهد ریخت. اما امروز، با وجود عقبنشینی عملی/تاکتیکی از آن سیاست، هم جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست و هم آن همه نظریهپردازیهای پرطمطراق، بیسر و صدا به بایگانی رفته است. وضعیتی که همین امروز راجع به نت بین الملل توسط همان گفتمان و همان گویندگان دوباره برساخت میشود!
۴. تفاوت حالا اما در جای دیگری است. حجاب اجباری، دستکم در ظاهر، قانونی یکسان برای همه بود. چه فقیر یا غنی، مشهور و گمنام همه باید حجاب اجباری میداشتند. اما در ماجرای اینترنت، با شکل تازهای از نابرابری روبهرو هستیم. اگر پول داشته باشید، میتوانید اینترنت پرسرعت، بینالمللی و کمفیلتر بخرید و اگر نداشته باشید، باید به همان اینترنت محدود، کند و کنترلشده رضایت دهید. به تعبیر طنزآمیز اما دقیق یکی از دوستان: اگر پول داشته باشی، میتوانی «حجاب نت» را از سرت برداری و به نت بین الملل وصل شوی و اگر نداشته باشی، مجبوری «حجاب اینترنت ملی» را بر سر نگه داری!
۵. مسئله اصلی، صرفاً تناقض یا دوگانگی در اجرای قوانین نیست. مسئله، تغییر ماهیت قانون است. قانونی که قرار بود قاعدهای مشترک برای همه باشد، حالا به ابزاری برای توزیع نابرابر آزادی تبدیل میشود. به زبان ساده قانون، بهجای آنکه مرز مشترک شهروندان باشد، حالا به سازوکاری برای طبقهبندی آنان تبدیل میشود!
۶. در چنین وضعیتی، آزادی دیگر یک حق عمومی نیست. بلکه به کالایی قابل خرید تبدیل میشود! همانطور که برخی میتوانند محدودیتهای اینترنتی را دور بزنند، برخی نیز در حوزههای دیگر با همین منطق از محدودیتها عبور میکنند. نتیجه این روند، نه فقط افزایش نابرابری، بلکه فرسایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است. زیرا مردم به وضوح میبینند که قانون (حالا بدون رودربایستی و به شکلی قانونی!) برای همه یکسان اجرا نمیشود، بلکه برای هر طبقه اقتصادی، نسخهای متفاوت دارد.
۷. به این ترتیب، ما از «الزام عمومی» به سمت «امتیاز خصوصی» حرکت کردهایم. جامعهای که قرار بود بر مبنای برابری ارزشی سامان یابد، بهتدریج به جامعهای بدل میشود که در آن دسترسی به آزادی، کیفیت زندگی و حتی میزان محدودیتها نیز تابع توان اقتصادی و موقعیت اجتماعی افراد است.
۸. و این شاید مهمترین تناقض زمانه ما باشد: نظامی که روزگاری با شعار ساختن جامعه بیطبقه توحیدی تاسیس شد، اکنون در عمل، به سمت قلهی قانونیسازی و سیستماتیک کردن نابرابریها حرکت میکند. آن هم نه برخلاف ارزشهای اعلامی خود، بلکه دقیقاً به نام همان ارزشها و با توجیه ضرورتهای امنیتی.
و چه خوب گفت:
شاعری وام (خط سفید) گرفت.
شعرش آرام گرفت!
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
📕خلاصه کتاب :
#فیمینیسم
راوی:
#امیر_سودبخش
کتاب «مقدمهای کوتاه بر فمینیسم» یکی از آثار مهم و قابل فهم در حوزه مطالعات زنان و تاریخ جنبش های اجتماعی است که تلاش میکند مسیر شکلگیری و تحول فمینیسم را از گذشته تا دوران معاصر بررسی کند. این کتاب نشان می دهد که فمینیسم تنها یک جنبش اجتماعی ساده نیست، بلکه مجموعه ای از اندیشه ها، تلاش ها و مبارزاتی است که در طول تاریخ برای دستیابی زنان به حقوق برابر شکل گرفته است. در این روایت، مخاطب با ریشههای تاریخی تبعیض جنسیتی و چگونگی شکلگیری اعتراضات و جنبشهای زنان در جوامع مختلف آشنا میشود.
در این کتاب، روند رشد فمینیسم از نخستین تلاشهای زنان برای دسترسی به آموزش، حق رأی و حضور در جامعه تا موج های مختلف فمینیستی در قرن های اخیر بررسی میشود. نویسنده تلاش میکند نشان دهد که چگونه زنان در دورههای مختلف تاریخی برای تغییر نگاه جامعه نسبت به نقش و جایگاه خود مبارزه کردهاند و چگونه این مبارزات باعث ایجاد تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی شده است.
📺 ویدئو در یوتیوب
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊نسل سوخته در عصر دیجیتال: چرا اولویت اینترنت، اقتصاد است نه فردای ایران؟
✍ م.مبشر
@sokhanranihaa
در حالی که میلیونها دانشآموز ایرانی، دوباره طعم تلخ "کلاسهای خالی" و "آموزش از دست رفته" را میچشند ، قطعی اینترنت، آموزش و پرورش را در کما فرو برده است. این فقط تکرار تجربهی تلخ دوران کروناست، با این تفاوت که این بار، انگیزهی دانشآموزان برای پیگیری درس، حتی از آن زمان هم کمتر شده است. فضای مجازی، که زمانی پتانسیل آموزشی داشت، حالا به میدانی متروک برای یادگیری تبدیل شده و این زنگ خطری جدی برای آیندهی کشور است.
آمارهای رسمی وزارت تکاندهنده است؛ میلیونها دانشآموز از تحصیل بازماندهاند. این یعنی سرمایههای انسانی فردا، امروز در حال سوخت شدن هستند. این نسل، که قرار است چرخهای پیشرفت کشور را به حرکت درآورند، در دوران حساس شکلگیری هویت و دانششان، با موانع دیجیتالی روبرو شدهاند.
و اما تلختر از این وضعیت، اولویتبندیهاست! در حالی که آموزش زیرساخت اصلی توسعهی هر کشوری است، شاهدیم که مسئولین در حال "پرو" کردن اینترنت برای فعالین اقتصادی، اصناف و گروههای خاص هستند. آیا اولویت یک کشور در حال توسعه، نباید "انسان" و "آیندهسازان" آن باشد؟ آیا نسلی که امروز از آموزش باز میماند، چگونه قرار است در فردای اقتصاد و جامعه نقش ایفا کند؟
این نگاه، یک نگاه کوتاهمدت و سطحی به مسائل است. تمرکز صرف بر رونق اقتصادی کوتاهمدت، در حالی که زیربنای توسعهی بلندمدت – یعنی آموزش و پرورش – در حال تخریب است، یک اشتباه استراتژیک فاحش است. این سیاستگذاری، ناخواسته بذر "نسل سوخته" را در دل جامعه میکارد؛ نسلی که فرصت یادگیری و رشد را از دست داده و در آینده، نه تنها قادر به ایفای نقش مؤثر در اقتصاد نخواهد بود، بلکه ممکن است به یک بار اضافی برای جامعه تبدیل شود.
این اخطار را خوب به خاطر بسپاریم که، هر روز قطعی اینترنت، فرصت یادگیری را از دانشآموزان میگیرد. این فرصتها قابل جبران نیستند و تاثیر بلندمدت بر تواناییهای فردی و اجتماعی آنها خواهند داشت.
دسترسی به اینترنت، خود یک سرمایه است. اولویت دادن به گروههای خاص، شکاف بین دانشآموزان برخوردار و فاقد دسترسی را عمیقتر میکند و نابرابری آموزشی را تشدید مینماید.
ضمنا بازماندن از تحصیل و ناامیدی جوانان، میتواند به کاهش سرمایههای اجتماعی و افزایش آسیبهای اجتماعی منجر شود. این اقدام، این پیام را به جامعه منتقل میکند که "آموزش" در اولویتهای اصلی مسئولین نیست، و این خود ضربهای روحی به خانوادهها و دانشآموزان است.
مسئولین باید همین امروز درک کنند که سرمایهگذاری بر روی آموزش، بیش از هر چیز دیگری، سرمایهگذاری بر روی آیندهی واقعی کشور است . اینترنت، نباید یک کالای لوکس یا صرفاً ابزار اقتصادی باشد، بلکه باید به عنوان یک زیرساخت حیاتی برای آموزش عمومی در دسترس همگان قرار گیرد. اولویت دادن به "کلاسهای خالی" و "آیندهی دانشآموزان"، نیازمند تغییری اساسی در نگاه و رویکرد سیاستگذاران است.
آیا وقت آن نرسیده که به جای "پرو" کردن اینترنت برای فعالین اقتصادی، "پرو"ی آموزش و پرورش را جدی بگیریم؟ آیندهی ایران، در کلاسهای درس همین امروز رقم میخورد.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊بنیادگرایی چگونه ذهنها را محدود میکند؟
✍ محمدامین صعودی
@sokhanranihaa
📌تحجر حالتی از اندیشه است که در آن یک برداشت یا فهم خاص، سخت و تغییرناپذیر میشود. در چنین فضایی، گذشته به صورت کامل و بیچونوچرا مقدس تلقی میشود و هرگونه پرسش، بازاندیشی یا تفسیر تازه با بدبینی نگریسته میشود. ذهن متحجر میکوشد جهان را در قالبهایی ثابت نگه دارد و به همین دلیل، توان انعطاف و پذیرش تجربههای تازه در آن کاهش مییابد.
📌بنیادگرایی نیز نوعی گرایش فکری است که تلاش میکند یک قرائت خاص از دین یا ایدئولوژی را «اصیل و خالص» معرفی کند و دیگر برداشتها را نادرست یا منحرف بداند. در این نگاه، حقیقت امری انحصاری است و مرز میان درست و نادرست با خطوطی سخت و قطعی ترسیم میشود. بنیادگرایی معمولاً در پی بازگشت به اصول اولیه است، اما این بازگشت در عمل اغلب با حذف تنوع تفسیری همراه میشود.
📌تحجر و بنیادگرایی به یکدیگر نزدیکاند؛ تحجر یک حالت ذهنی است و بنیادگرایی زمانی رخ میدهد که همین ذهنیت در سطح اجتماعی، فرهنگی یا نهادی تثبیت شود. در چنین بستری، یک نگاه محدود و یکصدایی به هنجار غالب تبدیل میشود و فضای فکری جامعه را شکل میدهد.
📌وقتی چنین تفکری رواج مییابد، افراد از آغاز زندگی در محیطی رشد میکنند که تنوع دیدگاهها نه تنها تشویق نمیشود بلکه گاه تهدید تلقی میشود. اختلاف نظر، به جای اینکه فرصتی برای رشد باشد، به عنوان نشانهای از انحراف یا ضعف فهم دیده میشود. طبیعی است که در این فضا، انسانها به تدریج یاد میگیرند از چارچوبهای پذیرفتهشده فراتر نروند.
📌پیامد روانی چنین محیطی شکلگیری «تنگنظری» است: محدود شدن افق ذهن، دشواری در پذیرش تفاوت، و عادت کردن به قضاوت سریع. ذهنی که مدام به یک نسخه قطعی از حقیقت خو گرفته، بهتدریج حساسیت خود را نسبت به پیچیدگیهای جهان از دست میدهد و توانایی دیدن امکانهای تازه در آن کاهش مییابد.
📌نکته مهم این است که اثر بنیادگرایی و تحجر فقط به دینداران محدود نمیشود. حتی کسانی که از باورهای گذشته فاصله میگیرند، اگر در محیطی بنیادگرا بزرگ شده باشند، ممکن است همان الگوهای ذهنی را حفظ کنند. در این حالت، محتوای باور تغییر کرده اما سبک اندیشیدن، همان سبک دوگانه و قطعی باقی میماند.
📌در اثر این اتفاقات، تنگنظری تبدیل به یک عادت ذهنی میشود؛ عادتی که مانع گفتوگو، مانع درک متقابل و مانع رشد فکری است. فردی که همه چیز را سیاه و سفید میبیند، کمتر میتواند پیچیدگی جهان انسانی را بپذیرد و از دل همین ناتوانی، فاصلهگیری از خلاقیت و نوآوری آغاز میشود.
📌بنیادگرایی و تحجر تنها اختلاف نظری ساده با «تنوع فکری» ندارند؛ آنها ساختار روانی انسان را بهتدریج بازسازی میکنند. ذهنی که با قطعیت مطلق تربیت میشود، نمیتواند میان چند امکان مختلف حرکت کند، پرسش جدید بپرسد یا راهی تازه را تصور کند. چنین ذهنی ناگزیر به سمت تنگنظری کشیده میشود، زیرا ابزار روانی لازم برای مواجهه با پیچیدگی را از دست میدهد.
📌از دل این تنگنظری، خلاقیت و بینش توسعهخواهانه نیز قربانی میشوند. خلاقیت نیازمند شک، پرسش، آزمودن، و عبور از یقینیات اولیه است؛ اما بنیادگرایی همه این مسیرها را خطرناک و انحرافی میداند. به همین دلیل، در جوامعی که ذهنیت متحجر غالب میشود، نوآوری کاهش مییابد، افق دید محدود میشود و انرژی جمعی از ساختن آینده به دفاع از گذشته منتقل میگردد.
📌در وضعیت امروز ایران نیز میتوان آثار چنین چرخهای را مشاهده کرد: هرجا که گفتمانهای قطعی، تکصدایی و امنیتی بر حوزههای فکری و فرهنگی سایه میافکنند، میدان خلاقیت تنگتر میشود، جوانان از تخیل آینده محروم میمانند و ظرفیت توسعه بهجای رشد، فرسوده میگردد.
📌در برابر چرخه بنیادگرایی و تنگنظری، راه عبور نه در انکار یا حذف سنت، بلکه در باز کردن مسیرهای تازه برای تنفس فکری جامعه است. نقطه آغاز، پرورش مداراست؛ یعنی یاد گرفتن اینکه اختلاف نظر تهدید نیست، بلکه فرصتی برای غنیتر شدن فهم ما از جهان است. در کنار آن، باید تفکر خلاق را تقویت کرد؛ تفکری که به انسان اجازه میدهد امکانات تازه را تصور کند و از چارچوبهای بسته عبور کند. همچنین تفکر انتقادی ضرورت دارد؛ توانایی پرسیدن، سنجیدن، و بازاندیشی در مفروضات.
📌با ترکیب این سه عنصر، جامعه بهتدریج ظرفیت گفتوگو پیدا میکند، تکثر را میپذیرد و عادت ذهنی «دیدن راههای نو» در افراد شکل میگیرد. این همان نقطهای است که مسیر آینده گشوده میشود؛ آیندهای که از دل بستهها و قطعیتها بیرون نمیآید، بلکه از توانِ فهم، مدارا و آفرینش جمعی ساخته میشود.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️ هیچ جامعهای با تغییر حکومت به آزادی نمیرسد؛
جامعه زمانی آزاد میشود که انسانها شیوه اندیشیدن خود را تغییر دهند.
👤 دکتر محمد باقر باقری
#روجین
🌹
🖊 حقِ فروشی: روایت اینترنت پرو
✍️ محمد مالجو
«اینترنت پرو» نامی فریبنده است برای سیاستی که اساساً چیزی نیست مگر رسمیکردن نابرابری در دسترسی به یکی از بنیادیترین زیرساختهای عصر ما. وقتی دسترسی به اینترنت به سطوح «عادی» و «پرو» تفکیک میشود، ما دیگر نه با یک تصمیم فنی که با تصمیمی عمیقاً سیاسی مواجهایم. تفکیک اینترنت به نسخۀ «عادی» و «پرو» چیزی جز طبقهبندی شهروندان به برخوردار و محروم نیست.
«اینترنت پرو» سرویسی است که پس از احراز هویت و تأیید صلاحیت عمدتاً به برخی کسبوکارهای مجوزدار تعلق میگیرد، اینترنتی پایدارتر با دسترسی کممحدودتر به برخی خدمات بینالمللی. دارندگان اینترنت پرو، در کنار دارندگان خطهای موسوم به سفید، در زمان اختلال یا قطع اینترنت، کماکان به شبکۀ بینالملل دسترسی دارند اما اکثریت مردم فقط به شبکۀ محدود داخلی. قیمت مصرف نیز بهوضوح طبقاتی است: هزینۀ هر گیگ در برخی کاربردها چندین برابر اینترنت عادی است و برای کسبوکارها میتواند به دهها میلیون تومان در سال برسد. به بیان ساده، آنچه عرضه میشود نه «اینترنت بهتر برای همه» بلکه «حق اینترنت با احراز هویت و بهای گزاف» است.
برای فهم عمق مسئله کافی است «اینترنت پرو» را در تداوم تجربهای ببینیم که پیشتر در وضعیت «اینترنت جنگی» عریان شد. آنچه در روزهای جنگ به صورت قطع و وصلهای تصادفی و دسترسیهای ناپایدار و امتیازهای محدود تجربه میشد نه وضعیتی استثنایی بلکه بازتاب فشردۀ همان منطقی بود که سالهاست توزیع منابع را در برخی قلمروها سامان میداده است. در آن وضعیت، دسترسی به اینترنت دیگر نه یک حق عمومی بلکه امتیازی نابرابر بود: یا به طرزی رسمی از مسیر نزدیکی به قدرت سیاسی به دست میآمد یا در بازار غیررسمی از مسیر برخورداری از ثروت اقتصادی.
«اینترنت پرو» دقیقاً همین منطق را از وضعیت استثنایی به قاعدهای پایدار تبدیل میکند. اگر در اینترنت جنگی میدیدیم که نابرابری در دسترسی به صورت موقت و ناپایدار تجربه میشد، اکنون همان نابرابری رسماً قیمتگذاری شده است. به بیان دیگر، آنچه پیشتر بهاجبار و در شرایط بحران رخ میداد، اکنون به سیاستی آگاهانه بدل شده است.
مدافعان طرح میگویند کسبوکارها به اینترنت پایدار نیاز دارند. درست میگویند. اما برای پاسخدادن به این نیاز باید کیفیت اینترنت را برای همه بهبود بخشید، نه این که «راه فرار» را به گروهی محدود فروخت. «پرو» در عمل شبیه خط ویژهای است که نه برای اورژانس بلکه برای صاحبان قدرت و سرمایه باز شده. نتیجه چه میشود؟ شکلگیری بازاری که مزیت رقابتی نه از نوآوری بلکه از امتیاز تبعیضآمیز دسترسی به زیرساخت عمومی بهدست میآید.
اما مسئله از اقتصاد فراتر میرود. اگر در اینترنت جنگی شاهد آمیزهای از دو منطق بودیم، یعنی از یک سو تخصیص امتیاز بر اساس نزدیکی به قدرت سیاسی و از سوی دیگر برخورداری از ثروت اقتصادی، اکنون «اینترنت پرو» این دو منطق را به صورت یک سیاست منسجم تثبیت میکند. نتیجه عبارت است از نظمی دوپاره: در یک سو با اقلیتی مطلق مواجهایم که یا امتیاز سیاسی دارند یا توان مالی و، در سوی دیگر، با اکثریتی که هیچیک از این دو ویژگی را ندارند و ازاینرو محروماند از یک حق پایه.
پیام از منظر سیاسی بسیار روشن است: به جای حل مسئلۀ عمومی عملاً حق دسترسی به اینترنت جهانی را خصوصیسازی میکنیم و سپس دسترسی بهتر را همچون یک امتیاز میفروشیم. این یعنی عادیسازی یک منطق خطرناک: حقوق پایه را میتوان به کالا تبدیل کرد و بر اساس توان پرداخت فروخت.
در این میان، مسئولیت حقوقی چنین فاجعهای متوجه دولت مسعود پزشکیان است، دولتی که با وعدۀ کاهش شکافها و بهبود شرایط عمومی بر سر کار آمد اما اکنون با چنین طرحی نهفقط در جهت رفع نابرابری گامی برنمیدارد بلکه نهادینهاش نیز میکند. این سیاست نه یک خطای فنی است نه یک سوءتدبیر مقطعی. انتخابی است سیاسی که نشان میدهد دولت به جای بازسازی زیرساخت عمومی عملاً به مدیریت و بهرهبرداری از نابرابری روی آورده است. دولت پزشکیان با پیشبرد «اینترنت پرو» عملاً همان منطقی را که در شرایط بحرانی و جنگی به طرزی عریان دیده شد به وضعیت عادی تبدیل میکند: تبدیل حق به امتیاز و تبدیل امتیاز به کالایی قابل خرید. این رویکرد بهتدریج مفهوم برابری شهروندی را از معنا تهی میسازد.
آقای مسعود پزشکیان، این دیگر نه سیاستگذاری بلکه حراجِ حق است با امضای دولت شما. آنچه پیش میبرید نه تدبیر و نه حتی خطا بلکه سقوطی است آگاهانه از پاسداریِ حق به دلالیِ امتیاز.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @mmaljoo
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
دکتر نعمتالله فاضلی در نشست
🔻 معرفی و نقد کتاب الفبای زندگی
🔹 ۳۰ مهرماه ۱۴۰۴، کتابخانه داوودیه
🔹حجم فایل: 14.5MB، زمان: 62 دقیقه
✅ کتاب الفبای زندگی اهمیت سواد همگانی برای جامعه ایران را نشان میدهد.
✅ سواد یک قابلیت و ظرفیت وجودی است نه یک مهارت؛ اما در شرایط کنونی ایران رو به افول است.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 «اینترنت پرو»، کاسبی جدید علیه مردم
✍امجد طریق
@sokhanranihaa
طرحی را آغاز کرده اند به نام اینترنت پرو که براساس آن افراد با پرداخت پول و به صورت محدود و سهمیه ای می توانند از چند سایت و شبکه اجتماعی فیلتر شده و نشده اینترنت (اینترنت بین الملل) استفاده کنند.
قرار است هر گیگ با هزینه ای گزاف با سهمیه مصرف روزانه و امکان دسترسی تنها به تلگرام، واتس اپ و چند سایت دیگر در اختیار افراد معدودی قرار می گیرد.
طرحی که بی عدالتی در دسترسی به اینترنت واقعی را شکل می دهد و عادی سازی و نهادینه می کند. علاوه بر این، لایه ای شبه حقوقی به این بی عدالتی اضافه می کند که احتمالا در آینده ، برچیدن آن نیز با سختی های زیادی همراه خواهد شد.
براساس اطلاعات دریافتی، اکثریت نهادهای نظارتی و تصمیم گیر و اجرایی مسوول در کشور، با این طرح نیز مخالفت کرده اند و نسبت به تبعات منفی و آسیب زای آن نیز هشدار داده اند با این حال برخی ها همچنان با نگاهی به سودآوری مالی و تثبیت بی عدالتی و تبعیض در دسترسی به ارتباطات، تلاش می کنند سفره جدیدی برای خود دست و پا کنند. سفره ای با سوء استفاده از قطع اینترنت و خواست مردم برای اتصال به اینترنت.
چنین برنامه ای هم بر خلاف وعده ها و برنامه های دولت و شخص رئیس جمهوری علیه اینترنت طبقاتی و تبعیض در دسترسی به اینترنت است. براساس اطلاعات دریافتی، دولت، رئیس جمهوری، وزیر و وزارت ارتباطات نیز با این طرح مخالف هستند اما برخی اپراتورها همچنان به امید کسب منافع مادی نامشروع، بر اجرای این طرح اصرار دارند.
در حالی که با تصمیم مقامات و به دلایل امنیتی و شرایط جنگ وجنگی، همچنان اینترنت واقعی (بین الملل) در ایران قطع است برخی اپراتورها تلاش می کنند این قطعی اینترنت را توجیه کنند و کاسبی جدیدی برای خود از این شرایط بسازند.
به سود منافع ملی است اینترنت دوباره و در سریع ترین زمان ممکن برای همه بخش های جامعه بدون محدودیت طبقه و تبعیض و نوع فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، باز و بازگردد و شرایط عادی کشور در سایه اینترنت عادی، دوباره برقرار شود. یعنی اینترنت، حداقل، دوباره به وضعیت قبل از جنگ برگردد تا دسترسی همه مردم بدون تبعیض برقرار شود و اینترنت پرو بی معنی شود.
هیچ بخشی از جمله هیچ اپراتور و سازمان و نهادی حق ندارد با سوء استفاده از شرایط جنگی فعلی و قطع اینترنت کنونی، شرایط استثنایی را توجیه کند یا بدتر از آن، از این شرایط غیرعادی و آب گل آلود، ماهی بگیرد و از مشکلات فعلی مردم و جامعه، منافع غیرقانونی و غیراخلاقی برای خود بسازد.
در شرایط فعلی که جنگ و آثار آن به میزان زیادی به بخش های اقتصایی کشور آسیب زده بازگشت اینترنت و اتصال دوباره به این شبکه جهانی هم می تواند از ادامه خسارت های اقتصادی دوره جنگ بکاهد هم دیگر نیازهای جامعه در بستر اینترنت، پاسخ داده شود هم به بازگشت شرایط کشور به وضعیت عادی کمک کند.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
چرا در انقلابهای سیاسی، خودتحلیلی میتواند خطرناک باشد؟
در روزهای حساس سیاسی ایران، تحلیل سیاسی، اخبار ایران، انقلاب، سرکوب و کشتار، جنگ، حمله آمریکا و مذاکرات احتمالی به مهمترین دغدغهی مردم تبدیل شده است.
بسیاری معتقدند آگاهی سیاسی یعنی تحلیل شخصی همهچیز و داشتن استقلال رأی و نظر و پیروی نکردن از هیچ جریان یا شخصی
اما آیا خودتحلیلی سیاسی در شرایط بحرانی خطرناک نیست؟
این ویدیو به بررسی عقلانیت سیاسی، تفکر انتقادی و خطای تحلیل فردی در برهههای حساس سیاسی میپردازد.
در این ویدیو درباره مفهومی حرف میزنیم که این روزها خیلی از ما ناخواسته درگیرش شدهایم: توهم عقلانیت سیاسی.
وقتی سیاست به پیچیدهترین شکل خودش میرسد، آیا تکیه بر تحلیلهای شخصی، واکنشی و لحظهای کمککننده است؟
یا عقلانیت سیاسی معنای دیگری دارد؟
...
مطالب مطرحشده در این ویدیو، نقل به مضمون از منابع زیر است:
• دانشنامه فلسفه استنفورد: معرفتشناسی اجتماعی
• تفکر سریع و کند
• ادموند برک – نظریهی
#علی_اعتمادی
📺 ویدیو یوتیوب
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
ایران در پیچ تاریخی؛ از «منطق موقعیت» تا «روایت استقامت»
اردشیر منصوری:
🔺ما پیش از داوری، محکوم کردن یا حتی همدلی، باید بتوانیم عقلانیتی را برای کنشگران در نظر بگیریم.
🔺وقتی انباشت آسیبهایش درمان نمیشود یا انکار میشود، «خواست رهایی» در او به «خواست انتقام» بدل میشود. در موقعیت انتقام، فرد به هر نیرویی که قویتر ضربه بزند، متوسل میشود.
🔺نهادهای مدنی در دنیای جدید، میانجی همبستگی اجتماعی هستند و تضعیف آنها خطایی بنیادی برای بقای حاکمیت است.
داریوش رحمانیان:
🔺اینکه خانوادههای داغدیده بر سر مزار عزیزانشان شاهنامه میخوانند و دستافشانی میکنند، نشان از یک ویژگی بنیادی در فرهنگ ایرانی دارد که حتی در سوگ نیز به دنبال پیوند با هویت و امید هستند.
🔺تاریخ ما پر از شورشهای جانانه است (حتی در برابر مغولان). آنچه امروز میبینیم، نه یک رویداد منفرد بلکه تداوم همان جنبشهای بزرگ تاریخی برای رسیدن به حق حاکمیت ملی است که اکنون با آگاهی و سواد بیشترِ نسل جدید، ابعاد تازهای یافته است.
📆 ۳ اسفندماه ۱۴۰۴
📍مؤسسه رحمان
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @RahmanInstitute
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️ سیروس علینژاد در گفتوگو به مناسبت ۱۰۳ سالگی موحد مطرح کرد؛
🖊 محمدعلی موحد؛ آمیختهای از طلا و نقره
سیروس علینژاد، روزنامهنگار، گفت: زندگی محمدعلی موحد یک ملغمه است؛ اما نه یک ترکیب بیارزش. ملغمهای ساخته شده از اشیا و فلزات گوناگون که سهم فلزات گرانبها مثل طلا و نقره در آن بسیار زیاد است.»
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: برخی نامها در تاریخ یک سرزمین، فراتر از یک شخص، به یک «نهاد» بدل میشوند. محمدعلی موحد یکی از همین نامهای استوار است. او که امروز قدم به ۱۰۳ سالگی میگذارد، شاهد زنده یک قرن تلاطم، نوسازی و بحران در ایران بوده و در متن بسیاری از این وقایع، از ملی شدن صنعت نفت تا احیای میراث عرفانی ایران، نقشی کلیدی ایفا کرده است. او را ملغمهای از دانشها میدانند؛ مردی که همزمان میتواند بر کرسی قضاوت بینالمللی بنشیند و هم در کوچهپسکوچههای ذهن شمس تبریزی قدم بزند.
@sokhanranihaa
کتابی که در راه است
در این گفتوگو علینژاد خبر از کتابی میدهد که به زودی توسط انتشارات ققنوس منتشر خواهد شد؛ کتابی که حاصل ۳۰ سال گپوگفت، چای خوردن و لذت بردن از محضر استاد است.
علینژاد میگوید: «در این کتاب، هم زندگینامهاش را نوشتم و هم بسیاری از خاطراتش را که در هیچکجای دیگر گفته یا نوشته نشده است. درواقع این کتاب حاصل همنشینیهای من با دکتر موحد است. او در مجالس خصوصی، وقتی یاد شعرا میافتد، نشان میدهد که چقدر در شعر فارسی غور کرده و حافظه غریبی دارد که همه را به یاد میآورد.»
از تبریز تا لاهه، از لاهه تا قونیه
محمدعلی موحد در دوم خرداد ۱۳۰۲ در شهر تبریز دیده به جهان گشود. زندگی او از همان آغاز با جستوجوگری گره خورد. او که دانشآموخته حقوق بود، در دوران ملی شدن صنعت نفت به شرکت نفت پیوست و بعدها به یکی از ارکان حقوقی این سازمان بدل شد. حضور او در لاهه و همراهیاش با هیئت اعزامی ایران، او را به حافظهی زنده تاریخ معاصر نفت بدل کرد؛ کتاب «خواب آشفته نفت» او هنوز هم معتبرترین روایت از آن دوران پرآشوب است.
اما موحد فقط در جهان خشک قانون و نفت باقی نماند. او با تصحیح «مقالات شمس تبریزی»، انقلابی در مولاناپژوهی ایجاد کرد. تا پیش از موحد، شمس شخصیتی اسطورهای و مهآلود بود، اما او با دقت علمی و شهود عرفانی، شمس را از پسِ غبار قرون بیرون کشید و به ما بازگرداند. ترجمه «سفرنامه ابنبطوطه» و آثار متعدد در باب تاریخ مغول و متون کلاسیک، بخش دیگری از کارنامه پربار اوست.
در این گزارش، به بهانه زادروز این پیر فرزانه، به سراغ سیروس علینژاد، روزنامهنگار پیشکسوت و یار دیرین استاد رفتهایم تا از دریچهی نگاه او که بیش از سه دهه با موحد حشرونشر داشته، به تماشای این شخصیت بیبدیل بنشینیم.
محمدعلی موحد؛ ملغمهای از طلا و نقره
سیروس علینژاد
سی سال همنشینی با فلزات گرانبها
سیروس علینژاد، که خود از بزرگان عرصه گفتوگو و گزارش است، رابطه خود با موحد را نوعی «تلمذ و همنشینی مدام» توصیف میکند. او معتقد است برای شناختن موحد، نباید فقط به کتابهایش نگریست، بلکه باید به منش و روش زندگی او چشم دوخت.
علینژاد در توصیف زندگی موحد، استعارهای جالب به کار میبرد: «زندگی او یک ملغمه است؛ اما نه یک ترکیب بیارزش. ملغمهای ساخته شده از اشیا و فلزات گوناگون که سهم فلزات گرانبها مثل طلا و نقره در آن بسیار زیاد است.» او معتقد است موحد در هر ساحتی که وارد شده، از نفت و حقوق گرفته تا عرفان و تاریخ، به بهترین وجه از پس کار برآمده و توانسته است چیزی به دانش و معلومات ما اضافه کند.
یکی از نکات شگفتانگیزی که علینژاد به آن اشاره میکند، وسعت تخصصهای موحد است. او میگوید: «عجیب است که این زمینههای گوناگون ظاهراً به هم ربطی ندارند؛ از ابنبطوطه تا مقالات شمس، و از آنجا تا نفت و تاریخ مغول. من حتی فکر نمیکردم او تا این حد عمیق روی تاریخ مغول کار کرده باشد، اما او نگاهی نو دارد و معتقد است تاریخ ایران را باید به دوران پیش و پس از مغول تقسیم کرد.».
نفت یا شمس؛ ترجیحِ پیرِ صدساله چیست؟
وقتی از علینژاد پرسیده میشود که موحد کدام نقش خود را بیشتر دوست دارد؛ مرد قانون بودن یا سالک شمس بودن؟ او پاسخ میدهد: «او غرق در ادبیات فارسی است، هرچند آن را چندان بروز نمیدهد. اما اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، او در همهجا موفق است. در نفت نظیر ندارد، چون با تمام بزرگان این عرصه نشست و برخاست خصوصی و نزدیک داشته است. اما در عوالم معنوی، بیتردید مولانا و شمس او را تسخیر کردهاند. ...
📌 ادامه
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @qoqnoospub
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️ نود روز قطع اینترنت با مغز ما چه کرد؟
@sokhanranihaa
انسان مدرن فقط با اکسیژن و آب زنده نیست. مغز انسان امروزی، به «اتصال» هم وابسته است. این اتصال صرفا سرگرمی یا شبکههای اجتماعی نیست؛
اینترنت بخشی از سیستم پردازش شناختی ما شده است. چیزی شبیه حافظهی خارجی، سیستم جهتیابی، تنظیم هیجان، دریافت هویت جمعی و حتی درک زمان.
وقتی این اتصال برای مدت طولانی قطع میشود، فقط اطلاعات از بین نمیرود؛ ادراک انسان از جهان هم تغییر میکند. بسیاری از افراد در این ماهها تجربههایی شبیه این داشتند:
◼️ احساس گنگ و غیرواقعی بودن دنیا
◼️ فراموشیِ زمان و تاریخ
◼️ خستگی ذهنی مداوم
◼️ بیحسی عاطفی
◼️ اضطراب مبهم و بدون علت مشخص
◼️ نیاز وسواسگونه به چککردن اخبار
و در بعضی افراد، نوعی کرختی روانی
اینها صرفا «ضعف شخصیتی» یا «بیشازحد آنلاین بودن» نیستند. مغز انسان در شرایط بحران طولانی، وارد وضعیتی به نام Survival Mode میشود؛ حالتی که در آن سیستم عصبی، بهجای رشد، خلاقیت و آرامش، تمام انرژی خود را صرف پیشبینی تهدید میکند.
در این وضعیت، آمیگدال (مرکز پردازش ترس و تهدید) بیشفعالتر میشود و قشر پیشپیشانی مغز، که مسئول تصمیمگیری منطقی و تنظیم هیجان است، عملکرد ضعیفتری پیدا میکند.
به زبانی ساده ، انسان کمکم از «زندگی کردن» فاصله میگیرد و فقط شروع میکند به «دوام آوردن». نکته عجیبتر اینجاست که مغز، به نبودِ ارتباط اجتماعی هم واکنش عصبی نشان میدهد.
مطالعات "نوروایمیجینگ" نشان دادهاند محرومیت اجتماعی و انزوای طولانیمدت، میتوانند بخشهایی از مغز را فعال کنند که در درد فیزیکی هم درگیر میشوند. برای مغز انسان، قطع ارتباط همیشه فقط یک اتفاق تکنولوژیک نیست؛ گاهی شبیه یک فقدان زیستی تجربه میشود. شاید برای همین بود که در این مدت، بسیاری از افراد احساس میکردند جهان کوچکتر، تاریکتر و دورتر شده است. اما با تمام اینها، سیستم عصبی انسان یک ویژگی عجیب دارد: سازگاری.
مغز انسان حتی در تاریکترین شرایط هم سعی میکند الگو پیدا کند، معنا بسازد و خودش را بازتنظیم کند. شاید همین ویژگی باعث شده تمدن بشر، با وجود این همه جنگ، سانسور، فروپاشی و ترس، هنوز کامل خاموش نشده باشد.
خاستگاه :
Neuroscience News
ترجمه: سپیتام آذرمهر
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @hooreechannel
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
استاد پرویز خرسند در سن ۸۶ سالگی درگذشت؛ قوىترين نويسندهای كه به تعبير دكتر على شريعتی «نثر امروز را در خدمت ايمان ديروز ما قرار داد.»
🔺مرحوم پرویز خرسند متولد ١٣١٩، نویسنده مجموعهای از کتابهای مشهور عصر انقلاب مانند برزیگران دشت خون، شهید همه اعصار، آن جا که حق پیروز است، پیغام زخم، هابیل و قابیل و… است.
🔺او ويراستار كتب دكتر شريعتی و از قديمىترين همراهان او، ويراستار نشريات حسينيه ارشاد در دهه ۱۳۵۰، زندانی سياسی عصر پهلوی، محقق بنياد شاهنامه، پايه گذار و اولين سردبير هفته نامه سروش بعد از انقلاب اسلامى ايران بود.
. مجلس ترحیم : سالن همایشهای موسسه رعد، شهرک غرب-فاز 2- هرمزان- پیروزان جنوبی- شمارۀ 74، جمعه هشتم خرداد از ساعت 4/5 تا 6 بعد از ظهر.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊داستان بیربط قذافی و ما!
✍️احمد زیدآبادی
@sokhanranihaa
🔹اینکه نظر تک تک ما شهروندان ایرانی در مورد نوع توافق تهران و واشینگتن بخصوص در بارهٔ سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده چیست، اهمیت چندانی ندارد، زیرا تصمیمگیر نهایی در این مورد نهادهای حاکم هستند و آنها نیز طبق ارزیابیهای مخصوص به خود، گزینهای را انتخاب خواهند کرد.
🔸اینکه اما افرادی مانند سعید لیلاز جا و بیجا مورد لیبیِ سرهنگ قذافی را در این باره مثال میآورند، به نظر من، مثالشان هم بیربط و معالفارق و هم سفسطه و مغلطهای آشکار است!
🔸این افراد مدعیاند چون قذافی تجهیزات غنیسازی خود را تحویل آمریکا داد، عملاً سبب خلعسلاح لیبی شد و زمینهٔ حملهٔ نظامی آمریکا به آن کشور را فراهم کرد.
🔸در واقع قذافی هیچ نوع دانش و تکنولوژی بومی برای غنیسازی اورانیوم در اختیار نداشت و فقط تجهیزات ابتدایی و محدودی از این صنعت را از بازار سیاه جهانی به دست آورده بود.
🔸جرج بوش پسر او را تهدید کرد که یا تجهیزاتش را واگذار کند و یا آمادهٔ سرنوشتی مانند سرنوشت صدام حسین در عراق باشد.
🔸قذافی واگذاری تجهیزات محدود خود را به حملهٔ نظامی آمریکا ترجیح داد و داستان در آن مقطع که سال 1994 بود، خاتمهیافته تلقی شد.
🔸قذافی پس از آن ماجرا به مدت هفت سال، بدون دردسر خاصی حکمرانی کرد تا اینکه در سال 2011 خیزش بهار عربی، لیبی را هم فراگرفت. قذافی به خلاف همتایان خود در تونس و مصر، حاضر به هیچ سازشی در مقابل خیزش عمومی نشد و شورشیان را تهدید به نابودی کرد.
🔸باراک حسین اوباما رئیسجمهور وقت آمریکا که به غلط میپنداشت بهارعربی، طلیعهٔ استقرار دمکراسی در شمال آفریقا و خاورمیانه است، تهدید قذافی علیه جمعیت شورشی را به معنای به خطرافتادن دستاوردهای بهار عربی در منطقه دانست و تصمیم به بمباران محدود لیبی گرفت.
🔸این در واقع داستانی مخصوص به خود بود و هیچ ربطی به داستان واگذاری مقداری تجهیزات غنیسازیِ به دست آمده از بازار سیاه در هفت سال پیش از آن نداشت!
🔸حال اگر فرض کنیم قذافی در زمان بوش پسر، تجهیزات خود را به دولت آمریکا واگذار نمیکرد، آیا از حملهٔ نظامی آن کشور در امان میماند؟ آیا آن تجهیزات محدود و ابتدایی واقعاً به عنوان ابزاری بازدارنده در مقابل حملهٔ نظامی بوش عمل میکرد؟
وقتی صنعت بومی و پیشرفتهٔ اتمی ایران، بازدارندهٔ جنگ 12 روزه و 40 روزه نشد، چطور ممکن است صنعت اتمی ابتدایی و وارداتی قذافی چنین کارویژهای به خود میگرفت؟
🔸همینطور آیا حفظ آن تجهیزات میتوانست مانع سرایت خیزش بهار عربی به لیبی و عواقب بعدی آن شود؟
🔸به هر حال اگر قرار است در مورد مسئلهای، مثالی زده شود آن مثال باید گویا و دقیق باشد نه اینکه فقط شکلی ظاهری را دستمایهٔ همسانانگاری دو محتوای متفاوت سازد.
🔸در حقیقت به خلاف نظر افرادی چون آقای لیلاز، قذافی به دلیل واگذاری تجهیزات غنیسازی خود مورد حمله قرار نگرفت، او در ماجرایی کاملاً مجزا و متفاوت قربانی شد.
🔸اگر فردی بر اثر تهدید یک سارق، پول تو جیبی خود را به او تسلیم کند و چند سال بعد در تصادف اتومبیل جان خود را از دست دهد، هیچکس مرگ او را به دادن پول تو جیبیاش به سارق نسبت میدهد؟
این متأسفانه کاری است که آقای لیلاز و دیگران مشغول آن شدهاند.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 معلم در تلاطم عصر بحران؛ میان شکوه رسالت و فرسایش معیشت
✍ علی تفکری
@sokhanranihaa
در هفتهی مقام معلم، جامعه همواره در پی بازشناسی جایگاه بنیادین «معلم» بوده است؛ اما امسال، این تکریم، با طنینی متفاوت و در میانهی تلاطمهای عظیم اجتماعی و سیاسی، معنایی چندلایه به خود گرفته است.
در شرایطی که سایهی جنگ و تنشهای ژئوپلیتیک بر پهنهی جهان و منطقه سنگینی میکند، نقش معلم از «انتقال دانش» به «حفاظت از انسانیت» ارتقا مییابد. جنگ، همواره با هدف تخریب هویت و ترویج نفرت آغاز میشود؛ در این میان، معلم، آخرین سنگر حقیقت و عقلانیت است. معلمی که در شرایط ناامنی و آشفتگیهای ناشی از جنگ، همچنان تلاش می کند تا در ذهن نسلهای نو، بذر تفکر انتقادی و صلح را بکارد، در واقع در حال انجام یک «مقاومت فرهنگی» است. با این حال، نمیتوان انکار کرد که فشار روانی جنگ و فضای پر از اضطرابی که بر جامعه حاکم است، بر توان روحی و تمرکز مربیان نیز اثر میگذارد و این، بار سنگینتر رسالت آنها را دوچندان میکند.
در نهایت، باید دریافت که معلمان در شرایط فعلی، در خط مقدم دو جبهه هستند: جبههی دفاع از آگاهی در برابر طوفانهای جنگ، و جبههی حفظ کرامت انسانی در برابر فشار اقتصاد. تکریم معلم در هفتهی مقام معلم، نباید تنها به مراسمهای تشریفاتی محدود شود؛ بلکه تکریم حقیقی، در گروی بازگرداندن آرامش به زندگی این قشر و تضمین جایگاه اجتماعی آنهاست.
اگر میخواهیم از جنگ و ویرانی فکر جلوگیری کنیم، و اگر می خواهیم از فروپاشی ارزشها در بحرانهای اقتصادی جلوگیری کنیم، باید بدانیم که معلمان، نه تنها «ستونهای جامعه»، بلکه «ضامن بقای نظم انسانی» هستند. تقویت معیشت و صیانت از منزلت آنها، نه یک امتیاز، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای آیندهی هر جامعهای است.
۱۴۰۵/اردیبهشت/۱۱
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊بیانیه انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران:
✍️ اینترنت آزاد حق همه است و با هر نامی نباید فروخته شود*
@sokhanranihaa
🔹دسترسی به اینترنت آزاد، باکیفیت و همگانی یک امر تشریفاتی و لوکس نیست بلکه حق عمومی است که تامین شرایط دسترسی آحاد شهروندان به آن برعهده دولتهاست، حقی که مردم متاسفانه بارها و در شرایط مختلف از آن محروم شدهاند.
🔹انجمن صنفی روزنامهنگاران ستون اصلی فعالیت رسانه را بر گردش آزاد و شفاف اطلاعات میداند و معتقدست آگاهی یک ضرورت برای رشد و پیشرفت جوامع است. انجمن همواره و در بیانیه های متعدد خود بر این موضوع تاکید داشته که سیاست قطع مکرر اینترنت علاوه بر آسیب جدی به کسب و کارها و ارتباطات ضروری مردم، تاثیری ویرانگر بر کار رسانهها و وضعیت اقتصادی بنگاههای رسانهای دارد. سیاست تازهظهوریافته اینترنتهای خاص نیز نه تنها مشکلات ناشی از اختلال اینترنت را حل نمیکند بلکه علاوه بر مشکلات قبلی موجد مشکلات اجتماعی هم خواهد شد. این بغیر از آن است که اختصاص حق عمومی مردم و رسانهها به قیمت بالاتر به خریداران خاص، خلاف حقوق قانونی شهروندان و غیراخلاقی است و باید از دستور کار دولت خارج شود. رییس جمهور به عنوان رئیس دولتی که در تبلیغات انتخاباتی خود برای مجاب کردن مردم به رای دادن به او، اعلام کرده بود مقابل فیلترینگ نابجا میایستد، حالا در دولت تحت امر خود نباید علاوه بر دورههای طولانی قطع اینترنت عهدهدار تصدیگری فروش حق قانونی مردم به مبالغ بالاتر به خریداران خاص و دامنزننده به این بیعدالتی آشکار شود
🔹انجمن با تاکید مجدد به اینکه اینترنت آزاد، ابزار کار رسانهها و همکاران رسانهای ما است، از دولت میخواهد که این امکان را به طور عادلانه و برابر در اختیار همه خبرنگاران و رسانهها و نه فقط افراد خاص قرار دهد و همچنین از آنجاکه کار رسانه برای روشنگری و اطلاعرسانی به مردم است و در خلا و بدون حضور مردم در فضای عمومی، اطلاعرسانی نیز بیمعنا خواهد بود، بار دیگر بر حق عموم مردم برای داشتن اینترنت باکیفیت، آزاد و فراگیر تاکید میکند.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🖊 بیانیهی انجمن تجارت الکترونیک:
✍️«قطع اینترنت» ما را به عصرحجر میبرد!
@sokhanranihaa
«هیچ تمدن بزرگی از بیرون مغلوب نمیشود، مگر آنکه پیش از آن خود را از درون نابود کرده باشد.» ما میتوانیم روزهای سخت جنگ با دشمن خارجی را با وحدت و امید تحمل کنیم، ما میتوانیم در برابر تهدیدات دشمنان تمدن کهن ایران با اتکا به قدرت یک ملت امیدوار بمانیم، اما نمیتوانیم نابودی زیرساختهای کشور به دست تصمیمگیران کشور خودمان را تاب آوریم و در برابر آن سکوت کنیم. در یک سال گذشته، اینترنت کشور بیش از ۱۰۰ روز قطع بوده است و در جنگ اخیر، رکورد بیش از ۶۰ روز قطعی پیوسته اینترنت را تجربه کردیم. تلختر آنکه مسئولین کشور به جای پذیرش مسئولیت و برقراری اتصال اینترنت، با بهانههایی که از دید متخصصان دیجیتال و مردم غلط و غیرقابل قبول است، مسیر اشتباه خود را توجیه میکنند.
🔻۱- مسئولین در شرایطی امنیت سایبری را به عنوان یکی از بهانههای قطع اینترنت مطرح میکنند، که بزرگترین حملات سایبری از جمله هک چند بانک مهم کشور در زمان قطع کامل اینترنت انجام شد. برای متخصصین روشن است که هر نوع نفوذ یا حملهی سایبری در سطوح بالا به راحتی و از طریق یک پل ارتباطی در داخل شبکه کشور میتواند انجام شود. در حالی که جاسوسان و هکرها چندین راهکار از جمله استفاده آیپیهای وایتلیست شده، اینترنت طبقاتی، اینترنت ماهوارهای (استارلینک)، رومینگ مناطق مرزی و راهکارهای فنی پیشرفته تانلینگ را در اختیار دارند، مسدود کردن اینترنت مردم ایران به چنین بهانههایی دور از هر نوع منطق به نظر میسد. مسئولین در شرایطی از امنیت سایبری سخن میگویند که از یک طرف خود با قطع اینترنت، بهروزرسانی تجهیزات امنیتی و مقابله موثر با حملات سایبری را مختل کرده و از طرف دیگر با هرچه داغتر کردن فروش فیلترشکنها و ناامن کردن فضای مجازی، ناامنی سایبری را تشدید کردهاند.
🔻۲- این روزها مسئولان کشور مدام از دهها میلیون هموطنی سخن میگویند که حاضر به فدا کردن جانشان برای ایران هستند. با داشتن چنین سرمایهای، کشور و حاکمیت نه تنها نیازی به سرکوب و سانسور اینترنت ندارد که بیتردید باید راه را برای رساندن روایتها و صدای ملت، باز و هموار نماید. قطع اینترنت روایت را در انحصار گروهی خاص در داخل و خارج از کشور قرار داده که هرگز نمیتوانند برآیند ملت بزرگ ایران باشند.
🔻۳- اما عجیبترین و غیرانسانیترین پدیدهی این روزهای کشور، طبقاتیکردن و چندقطبی کردن جامعه به دست مسئولین با فروش رسمی اینترنت طبقاتی با قیمت حداقل ۵ برابری است. ارائه اینترنت به برخی از طبقات و اصناف از نگاه ما سوء استفاده از یک نیاز بدیهی هر شهروند در جهان معاصر است. چه طور میتوان یک حق بدیهی را از یک شهروند سلب کرده و به شهروند دیگری (به هر بهانه و طبقهبندی) ارائه داد. کدام شهروند ایرانی است که دهها نیاز ضروری به اینترنت نداشته باشد. با چه استدلالی میتوان این نیازهای ضروری را نادیده گرفت، حقوق اولیه یک خانهدار، یک بازنشسته، یک نوجوان، یک کاسب، یک کارمند، یک کارگر و هر ایرانی دیگر را سلب کرد و گفت اینترنت تنها باید در اختیار برگزیدگانی خاص باشد؟
انجمن تجارت الکترونیک، به عنوان نماینده گروه بزرگی از بخش خصوصی اقتصاد دیجیتال ایران، اعتراض قاطع خود را نسبت به «قطع اینترنت»، «اینترنت طبقاتی» و عدم پاسخگویی مسئولین اعلام کرده و اینترنت آزاد و پرسرعت را حق شهروندی تمام مردم ایران میداند.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️ و خداوند آسمانها و زمین را بحقّ آفریده است تا هر کس در برابر اعمالی که انجام داده است جزا داده شود؛ و به آنها ستمی نخواهد شد!
📗 آیه 22 الجاثية
#روجین
🌹
🖊گور پدر فرهنگ
✍️ نعمت الله فاضلی،
۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
@sokhanranihaa
✅ امروز جمعه و پنجاه و چند روز از تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران می گذرد و با دوست و همکارم صحبت می کردم. گفت این تجاوز فقط به سرزمین و ملت ایران نبوده بلکه به روابط و اعتماد اجتماعی میان مردم هم تجاوز شده است. گفت دو دوست جوان تحصیلکرده در مرحله نهایی ازدواج بودند که بر سر این تجاوز بحثشان شد و مجادله بالا گرفت و موجب انصراف آنها از ازدواج شان گردید. یکی شان طرفدار عمو ترامپ بوده و امیدوار که این جنگ موجب سقوط جمهوری اسلامی می شود و دیگری مخالف آن.
🔻بعد از اعتراضات خونین دی ماه هم یکی از دوستان می گفت در جمع خانوادگی بودم و بحث بر سر این اعتراضات بالا گرفت و چنان جدی درگیر شدند که به دعوا و زد و خورد انجامید و عاقبت کار به کلانتری کشید. همه هم تحصیلکرده و هنرمند بودند.
از این نمونه ها بسیار است.
🔻حتما شما هم از این نمونه ها را تجربه یا مشاهده کرده اید. اما از همه جالب تر در جمعی بودم و بحث بر سر این تجاوز بالا گرفت. شش نفری بودند همه هم تحصیلکرده. دیدم دارد کار بیخ پیدا می کند. گفتم شما تحصیل کرده اید و با فرهنگ. نباید اختلافات سیاسی موجب تنش بین ما شود.
🔻ناگهان یکی که عصبی بود گفت گور پدر فرهنگ. گفتم اتفاقا باید گفت گور پدر سیاست نه فرهنگ. دوستی ارزشی والاتر از سیاست دارد. ما نباید رفاقت ها و پیوندهای میهنی و خویشاوندی های مان را قربانی اختلافات سیاسی کنیم. دیر یا زود این جنگ تمام می شود و آنچه ما نیازمندش هستیم همین داد و ستدها و دوستی هاست.
این دومین بار بود که عبارت عجیب گور پدر فرهنگ را می شنیدم.
✅ اولین بار این عبارت را در کتابی از هربرت رید فیلسوف و منتقد ادبی بلندآوازه بریتانیایی دیدم. کتاب "گور پدر فرهنگ" را حسن چاوشیان در ۱۴۰۰ به فارسی ترجمه و منتشر کرد. مجموعه ای از جستارهای خواندنی است که عنوان یکی از جستارها هم گور پدر فرهنگ است.
🔻در این جستار رید می گوید واژه فرهنگ در زبان انگلیسی اولین بار در ۱۵۱۰ با معنا و تعریف مدرن آن بکار رفت. ایده رید این است که در معنای جدید، فرهنگ به معنای فرهیختگی و پرورش طبیعی انسان نیست. بلکه چیزی شبیه کالاست که خریداری یا فروخته می شود. فرهنگ دیگر "سنت غریزی" افراد یک جامعه نیست.
🔻رید می نویسد بعد از جنگ های جهانی اول و دوم فرهنگ از جان مردم جدا شد و کالایی شد که در موزه ها، گالری ها، کتابخانه ها، رسانه ها و فضاهای سرگرمی بود و مردم گاهی در "اوقات فراغت سراغ شان می رفتند"(۴۸)، اما دیگر فرهنگ "روش های زندگی مان" نبود و نیست.
🔻سخن اصلی هربرت رید بر سر دموکراسی و ارزش های دموکراتیک است. بنیان مدرنیته و فرهنگش همین ارزش هاست. رید استدلال می کند همه آموزش و دانشگاه و موزه و رسانه و فرهنگ به طورکلی امروزه صرفا در خدمت سود و پول هستند، نه در روش زندگی و تربیت و پرورش انسان دموکراتیک، انسانی که به تکثر آرا احترام می گذارد و اهل مدارا و تساهل است.
🔻رید می نویسد "نازی ها بسیار فرهنگ- آگاه بودند... اما اگاهی آنها از فرهنگ هر قدر بیشتر می شد، توانایی شان در تولید فرهنگ کمتر می شد" (۵۷). رید ریشه ی این ناتوانی از تولید و خلاقیت اصیل را در این می داند که ما فرهنگ را صرفا برای سود می خواهیم نه برای استفاده در رشد طبیعی خودمان. چنین چیزی نیز مستلزم "زندگی دموکراتیک" (۶۸) است. رید فرهنگ را در بستر جامعه ی دموکراتیک واجد ارزش می داند و بیرون از آن را معتقد است "به جهنم برود چنین فرهنگی" (۶۶) و "گور پدر فرهنگ، فرهنگی که مانند روی ماهی گندیده ی ناگواری ریخته می شود!" (۴۴).
✅ مقصودم اینجا شرح اندیشه هربرت رید نیست. فضای بحث او چیز دیگری است، اما همه هنرمندان، روزنامه نگاران، تحصیلکردگان و اهل قلم و دانشگاهیان که این روزها دغدغه آزادی و دموکراسی دارند و جامعه بافرهنگ کشور هستند این را بخاطر بدارند که راه و رسم فرهنگ و فرهیختگی مراعات اصل مدارا و تساهل و همزیستی است. این قاعده شامل بنیادگرایان تندرو دینی هم می شود. آنها که تحصیلکرده و هنرمند و روزنامه نگار و بافرهنگ اند.
🔻این جنگ و تجاوز باید ما را به هم نزدیک کند نه دور. ما ناگزیریم تمرین مدارا کنیم. و الا چه فرهنگی، همان بهتر که به قول هربرت رید گور پدر فرهنگ!
🔻همه باید به ساختن ایرانی واقعا دموکراتیک بیندیشیم و برایش بکوشیم. این دموکراتیک شدن باید از شما و ما هم شروع شود والا راه بجایی نمی بریم. ما بر سر بسیاری چیزها تفاوت دیدگاه داریم. این اجتناب ناپذیر است. برای با هم زیستن چاره ای جز برسمیت شناختن هم و دیدگاه های مان نداریم. این را تحمل کنیم و همچنان دوست هم بمانیم.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔊فایل صوتی
🌀 گفتگو با استاد ملکیان
جلسه سوم: آوریل ۲۰۲۵
ساسان حبیبوند- مصطفی ملکیان
در این نشستها که محتوای آن برای استفاده علاقمندان منتشر میشود با استاد گرامی درباب موضوعات مورد علاقه مشترک در زمینه های فلسفی، عرفانی و روانشناختی گفتگو کردهایم. همچنین از دیدگاه های ایشان در خصوص آثار این قلم از جمله رمان فلسفی-روانشناختی «بندباز» بهره گرفتهام.
با سپاس از استاد عزیز بابت صرف وقت و محبتشان در انجام این گفتگوها.
ساسان حبیبوند
🔹 موضوعات:
- جامعهی درون
- اصالت و فیلتری بنام نقد
- مبادا زیر کتابهایمان بمیریم!
- نقد شیوه عضویت و پیروی
- «دینداری پکیجی» و اشکالات آن
- انسان، برتر از دین است.
- دین خادم انسان است نه بالعکس.
- دین، دستیار عقل است نه جانشین آن
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sasanhabibvand
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️ «ای وطن، سالی میگذرد و سالی دیگر میآید و همهچیز در تو بدتر میشود.»
👤محمود درویش
#روجین
🌹
🔊فایل صوتی
کرامت انسانی در عصر انقلاب
(نقد یک سکوت)
آوای فلسفه
📺 ویدیو یوتیوب
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️این جُور که میبریم، تا کِی؟
وین صبر که میکنیم، تا چند؟
👤سعدی
جور" ظلم و ستم
یکم اردیبهشت؛ روز بزرگداشت مرد نکونام تاریخ فرهنگ وادب پارسی گرامی
در تقویم رسمی کشور، روز نخست اردیبهشت به نام سعدی نامگذاری شده است. هدف از این نامگذاری پاسداشت یکی از قلههای ادبیات فارسی است.
علت انتخاب روز نخست اردیبهشت به نام سعدی این است که شیخ اجل در مقدمه «گلستان»، زمان نگارش آن را اول اردیبهشتماه جلالی ذکر کرده و دیگر اثر سترگ او یعنی «بوستان» نیز در اردیبهشتماه سروده شده است.
#روجین
🌹
🔊فایل صوتی
🌀 گفتگو با استاد ملکیان
درباره رمان بندباز
ساسان حبیبوند، مصطفی ملکیان
جلسه دوم، مارس ۲۰۲۴
در این نشستها که محتوای آن برای استفاده علاقمندان منتشر میشود با استاد گرامی درباب موضوعات مورد علاقه مشترک در زمینه های فلسفی، عرفانی و روانشناختی گفتگو کردهایم. همچنین از دیدگاه های ایشان در خصوص آثار این قلم از جمله رمان فلسفی-روانشناختی «بندباز» بهره گرفتهام.
با سپاس از استاد عزیز بابت صرف وقت و محبتشان در انجام این گفتگوها.
ساسان حبیبوند
🔹 نکات گفتگو، مرتبط با کتاب:
- تعریف و اهمیت منظرگرایی یا شناختگرایی
- فرق افکار و خطورات
- چرا فضای رمان، غربی است؟
- سوال بیهوده چیست؟
- سه شرط مفید بودن یک سوال
- حکمت، برتر از علم و فهم
- کتاب «از رنج تا رهایی» چگونه نوشته شد؟
- علاقه استاد به سادهنویسی این قلم
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sasanhabibvand
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️ اغلب مردم زود فریب میخورند چون تشنه آرامش فوریاند و دامهایی را که پشت وعدههای بزرگ پنهان است، نمیبینند.
👤نیکولو ماکیاولی
#روجین
🌹