4414
امشب همه شب نشسته اندر حزنم فردا بروم مناره را کارد زنم خشم آلودست اگرچه با ماست صنم در چاه رسیدهام ولی بیرسنم #مولانا 🌼❤با ما همراه باشید ❤🌼
مولانا رو تو شبکه اجتماعی روبیکا دنبال کنید:
وی پی ان هارو خاموشکنید و روی لینک زیر کلیک کنید👇🏻
rubika.ir/molanaygan
چو سـلام تو شنیدم،
ز سلامتی بریدم
صنما! هزار آتش، تو در آن سلام داری...
#مولانا
با ما همراه باشید
🌼🌼🌼🌼
شیره را از حبهی انگور سرقت میکنند...
#استاد_فریدون_فرحاندوز
┄✨❊🌼❊✨┄
هیچکس جز خود آدمی چیزی به
خود نمیدهد و هیچکس جز خود
آدمی چیزی را از خود دریغ نمیدارد
تنها راهزنی که دار و ندار آدمی را به
یغما میبرد اندیشههای منفی
اوست. تردیدها، ترسها ، نفرتها و
حسرتها، دشمنان انسان در درون
خود اوست، ترس توست که شیر را
درنده میکند، بر شیر بتاز تا ناپدید
شود
بازی زندگی، یک بازی انفرادیست
اگر خودتان عوض شوید، همه اوضاع
و شرایط عوض خواهد شد...
#فلورانس_اسکاول_شین
┄✨❊🌼❊✨┄
برو اے ترڪ ڪہ ترڪ تو ستمگر ڪردم
حیف از آن عمر ڪہ در پاے تو من سرڪردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
سادهدل من ڪہ قسم هاے تو باور ڪردم
بہ خدا ڪافر اگر بود بہ رحم آمدہ بود
زآن همہ نالہ ڪہ من پیش تو ڪافر ڪردم
تو شدے همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آوارہ و ترڪ سر و همسر ڪردم
زیر سر بالش دیباست تو را ڪے دانی
ڪہ من از خار و خس بادیہ بستر ڪردم
در و دیوار بہ حال دل من زار گریست
هر ڪجا نالهٔ ناڪامے خود سر ڪردم
در غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم
اشڪریزان هوس دامن مادر ڪردم
اشڪ از آویزهٔ گوش تو حڪایت مے ڪرد
پند از این گوش پذیرفتم از آن در ڪردم
بعد از این گوش فلڪ نشنود افغان ڪسی
ڪہ من این گوش ز فریاد و فغان ڪر ڪردم
اے بسا شب بہ امیدے ڪہ زنے حلقہ بہ در
چشم را حلقهصفت دوختہ بر در ڪردم
جاے مے خون جگر ریخت بہ ڪامم ساقی
گر هواے طرب و ساقے و ساغر ڪردم
شهریارا بہ جفا ڪرد چو خاڪم پامال
آن ڪہ من خاڪ رهش را بہ سر افسر ڪردم...
#شهریار
┄✨❊🌼❊✨┄
هرڪہ زین گلشن لبے خندانتر از گل بایدش
خاطرے فارغ ز عالم چون توڪل بایدش
پیش تیغ آسمان هرڪس نیندازد سپر
جوشن داودے صبر و تحمل بایدش
خردهاے از مال دنیا در بساط هرڪہ هست
جبهہ واڪردهاے پیوستہ چون گل بایدش
نغمہ پردازے ڪہ خواهد روے گل با خود ڪند
صدهزاران نالہ رنگین چو بلبل بایدش
نازڪ اندامے ڪہ میخواهد در ڪمند آرد مرا
تاب در موے میان افزون ز ڪاڪل بایدش
هرڪہ میخواهد ڪہ ازسنجیدہ گفتاران شود
بر زبان بند گرانے از تأمل بایدش
صبر برجور فلڪ ڪن تا برآیے رو سفید
دانہ چون درآسیا افتد تحمل بایدش
این ڪهن معمار، پیرے راڪہ برگیرد ز خاڪ
زیر بار رهنوردان صبر چون پل بایدش
قطرہ آبے ڪہ دارد در نظر گوهر شدن
از ڪنار ابر تا دریا تنزل بایدش
هرڪہ صائب ڪرد پیش یار اظهار نیاز
زهرہ تیغ جگر سوز تغافل بایدش...
#صائب_تبریزے
┄✨❊🌼❊✨┄
عمریست تا به درد محبّت فسانهایم
چون سایه زآفتابِ طرب بر کرانهایم
چون زلف، بس که مست پریشانی خودیم
در بند یک خرام نسیمِ بهانهایم
بر مصرِ دام و شهرِ قفس کم گذشتهایم
ما مرغ روستایی این آشیانهایم
بوسیم دست و پای چه دشمن چه دوست را
در دِیر و کعبه، هم در و هم آستانهایم
با ناقصان خوشیم که منّت نمینهند-
بر هیچکس که: کاملِ این کارخانهایم
چون از هجوم شوق، صد آغوش گشتهایم
گرنه، به دست شاهدِ اندوه شانهایم
بیکار نیستیم -«فصیحی!»- در این دیار
محنتسِتان و نالهفروش زمانهایم...
#فصیحی_هروی
┄✨❊🌼❊✨┄
عاشقانه ی خاص دونفره♥️
بیا اینجا دلبری یاد بگیر 👇
@MyPetiteLuNa @MyPetiteLuNa
⊱⋅ ─────────── ⋅⊰
╭┈ریمیکس کوردی
╰┈🦋@KING_gham122
╭┈استــوری اینستا
╰┈🍶@sttory_fake
╭┈تڪست تلخ تلخ
╰┈🦋@textttalkh
╭┈تولد تیرماهی
╰┈🍶@tavlod_shad98
╭┈ڪلیپ اینستـا
╰┈🦋@cilp_insta
╭┈کلبه امید
╰┈🍶@colbeeh_aramesh
╭┈قلم عشق
╰┈🦋@Galameeshgh
╭┈جملات انگیزشی
╰┈🍶@Taranom_eshghh
╭┈دلتنگ مادرم
╰┈🦋@mim_meslemadar
╭┈عاشقِ تو
╰┈🍶@asman_del
╭┈Gif گیـف ڪــده
╰┈🦋@Gif_kkade_love
╭┈ذڪرهای گره گشا
╰┈🍶@jomalate10rishteri
╭┈آهنگای قفلیــم
╰┈🦋@CoCaein_musiic
╭┈خنده بازار
╰┈🍶@Begooo_siib
╭┈شعر مولانا
╰┈🦋@Tak_beytiiiiiii
╭┈ادیت ، فونت
╰┈🍶@editbe
╭┈تقویم نجومی
╰┈🦋@deltang_karbala_tabadol
╭┈بـرکـات صلـوات
╰┈🍶@MofatihQuran
╭┈فرزندپروري نوین
╰┈🦋@kodaknojavan
╭┈اذکار روزانه
╰┈🍶@azkarrozaneh
╭┈استـوری ڪـربـلا
╰┈🦋@karbalaye_moala
╭┈بیو انگیزشی
╰┈🍶@annnnnngize
╭┈قاب رویایی
╰┈🦋@profail_torii
╭┈سابلیمینالهای پرنتیجه
╰┈🍶@Sabliminal_moonbriliant
╭┈همسرداری عاشقانه
╰┈🦋@zendegiasheghaneh2
╭┈رازهای خوشبختی
╰┈🍶@hamsardarry
╭┈شاعر جوان
╰┈🦋@isiamakeshghali
╭┈سیاستهای همسرداری
╰┈🍶@zendegiasheghaneh1
╭┈پروفایل دخترونه
╰┈🦋@profayl_hese_royaie
╭┈روانشناسی موفقیت
╰┈🍶@ravanshenasi_movafagh
╭┈ارغوان تکبیتی
╰┈🦋@arghavan_takbeyti
╭┈کتابخانهی صوتی
╰┈🍶@omidearasbaran1
╭┈دانستنیهای دیدنی
╰┈🦋@ajayeb_chargosheh_jahan
╭┈قهقهه ، شادی
╰┈🍶@dafashakhaa
╭┈کلیپ تولدت
╰┈🦋@tvlodat_mobark
╭┈مولانای جان
╰┈🍶@molanay_gan
╭┈ترفند روانشناسی
╰┈🦋@aramesh_roh_ravan
╭┈آرامش ذهن
╰┈🍶@Ravanshenasilifestyle
╭┈بیو انگلیسی
╰┈🦋@donyamini
╭┈استوری اینستاگرام
╰┈🍶@muzic_romantic97
╭┈توییت فان
╰┈🦋@Porteghaaleh_man
╭┈بیـــو پینترست
╰┈🍶@Storie_pinterest
╭┈عاشقانه رمانتیک
╰┈🦋@romantic313
╭┈گیــاهـان دارویــی
╰┈🍶@salembem
╭┈زیباترین اشعار
╰┈🦋@av_baroon
╭┈تڪست سنگیـن
╰┈🍶@text_sanginh
╭┈عاشقانه یواشڪی
╰┈🦋@yavashaki_dosttdarm
╭┈بوقت خندیدن
╰┈🍶@fun_land12
╭┈متنهای انگیزشی
╰┈🦋@khalse_daroon
╭┈تولد تولد
╰┈🍶@tavalod_love20
╭┈فاز سنگین
╰┈🦋@Dep_FSangin
╭┈ڪلیپ ؛؏اـشقانه اینستا
╰┈🍶@Txext_love
╭┈حس آرامش
╰┈🦋@halleee_khoob
╭┈آهنـــــگهای ایـرانــی
╰┈🍶@Pezhvak5
⊱⋅ ─────────── ⋅⊰
شرکتدرلیستکلیککنید✅
#حکایت_های_مثنوی
#مثنوی_معنوی #مولانا
#دفتر_اول
💠 عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
بشنوید ای دوستان این داستان
خود حقیقت نقد حال ماست آن
بود شاهی در زمانی پیش ازین
ملک دنیا بودش و هم ملک دین
اتفاقا شاه روزی شد سوار
با خواص خویش از بهر شکار
یک کنیزک دید شه بر شاهراه
شد غلام آن کنیزک پادشاه
مرغ جانش در قفس چون میتپید
داد مال و آن کنیزک را خرید
چون خرید او را و برخوردار شد
آن کنیزک از قضا بیمار شد
شه طبیبان جمع کرد از چپ و راست
گفت جان هر دو در دست شماست
جان من سهلست جان جانم اوست
دردمند و خستهام درمانم اوست
هر که درمان کرد مر جان مرا
برد گنج و در و مرجان مرا
جمله گفتندش که جانبازی کنیم
فهم گرد آریم و انبازی کنیم
هرچه کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا
آن کنیزک از مرض چون موی شد
چشم شه از اشک خون چون جوی شد
▫️
شه چو عجز آن حکیمان را بدید
پابرهنه جانب مسجد دوید
رفت در مسجد سوی محراب شد
سجدهگاه از اشک شه پر آب شد
کای کمینه بخششت مُلک جهان
من چه گویم چون تو میدانی نهان
ای همیشه حاجت ما را پناه
بار دیگر ما غلط کردیم راه
چون برآورد از میان جان خروش
اندر آمد بحر بخشایش به جوش
در میان گریه خوابش در ربود
دید در خواب او که پیری رو نمود
گفت ای شه مژده! حاجاتت رواست
گر غریبی آیدت فردا ز ماست
چونکه آید او حکیمی حاذقست
صادقش دان کو امین و صادقست
در علاجش سِحر مطلق را ببین
در مزاجش قدرت حق را ببین
چون رسید آن وعدهگاه و روز شد
آفتاب از شرق اخترسوز شد
بود اندر منظره شه منتظر
تا ببیند آنچه بنمودند سر
دید شخصی فاضلی پرمایهای
آفتابی درمیان سایهای
آن خیالی که شه اندر خواب دید
در رخ مهمان همی آمد پدید
شه به جای حاجبان فا پیش رفت
پیش آن مهمان غیب خویش رفت
▫️
دست بگشاد و کنارانش گرفت
همچو عشق اندر دل و جانش گرفت
دست و پیشانیش بوسیدن گرفت
وز مقام و راه پرسیدن گرفت
چون گذشت آن مجلس و خوان کرم
دست او بگرفت و برد اندر حرم
▫️
قصهٔ رنجور و رنجوری بخواند
بعد از آن در پیش رنجورش نشاند
رنگ روی و نبض و قاروره بدیده
هم علاماتش هم اسبابش شنید
گفت هر دارو کهایشان کردهاند
آن عمارت نیست ویران کردهاند
دید رنج و کشف شد بَر وی نهفت
لیک پنهان کرد و با سلطان نگفت
دید از زاریش کاو زارِ دل است
تن خوش است و او گرفتارِ دل است
عاشقی پیداست از زاریِ دل
نیست بیماری چو بیماریِ دل
▫️
گفت ای شه خلوتی کن خانه را
دور کن هم خویش و هم بیگانه را
کس ندارد گوش در دهلیزها
تا بپرسم زین کنیزک چیزها
خانه خالی مانْد و یک دَیّار نَه
جز طبیب و جز همان بیمار نه
نرمنرمک گفت شهرِ تو کجاست؟
که علاجِ اهلِ هر شهری جداست
واندر آن شهر از قرابت کیستت؟
خویشی و پیوستگی با چیستت؟
دست بر نبضش نهاد و یَکبهیَک
باز میپرسید از جور فلک
آن حکیمِ خارچینْ استاد بود
دست میزد جابجا میآزمود
زان کنیزک بر طریقِ داستان
باز میپرسید حالِ دوستان
با حکیمْ او قصهها میگفت فاش
از مُقام و خواجگان و شهر و باش
سوی قصه گفتنش میداشت گوش
سوی نبض و جَستنش میداشت هوش
تا که نبض از نام کی گردد جَهان
او بود مقصود جانش در جهان
دوستان و شهر او را برشمرد
بعد از آن شهری دگر را نام برد
گفت چون بیرون شدی از شهر خویش
در کدامین شهر بودستی تو بیش؟
نام شهری گفت و زان هم درگذشت
رنگ روی و نبض او دیگر نگشت
خواجگان و شهرها را یَکبهیَک
باز گفت از جای و از نان و نمک
شهر شهر و خانه خانه قصه کرد
نه رگش جنبید و نه رخ گشت زرد
نبض او بر حال خود بُد بیگزند
تا بپرسید از سمرقندِ چو قند
نبضْ جست و رویْ سرخ و زرد شد
کز سمرقندیِّ زرگر فرد شد
چون ز رنجور آن حکیم این راز یافت
اصل آن درد و بلا را باز یافت
گفت کوی او کدام است در گُذَر
او سرِ پل گفت و کوی غاتِفَر
گفت دانستم که رنجت چیست، زود
در خلاصت سِحرها خواهم نمود
شاد باش و فارغ و آمن که من
آن کنم با تو که باران با چمن
من غم تو میخَورم، تو غم مخَور
بر تو من مشفقترم از صد پدر
هان و هان این راز را با کس مگو
گرچه از تو شه کند بس جستوجو
ادامه ⬇️
┄✨❊🌼❊✨┄
الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل
نبشته گرد روی خود صلا نعم الادام الخل
دو سه گام ار ز حرص و کین به حلم آیی عسل جوشی
که عالمها کنی شیرین نمیآیی زهی کاهل
غلط دیدم غلط گفتم همیشه با غلط جفتم
که گر من دیدمی رویت نماندی چشم من احول
دلا خود را در آیینه چو کژ بینی هرآیینه
تو کژ باشی نه آیینه تو خود را راست کن اول
یکی میرفت در چاهی چو در چه دید او ماهی
مه از گردون ندا کردش من این سویم تو لاتعجل
مجو مه را در این پستی که نبود در عدم هستی
نروید نیشکر هرگز چو کارد آدمی حنظل
خوشی در نفی تست ای جان تو در اثبات میجویی
از آن جا جو که میآید نگردد مشکل این جا حل
تو آن بطی کز اشتابی ستاره جست در آبی
تو آنی کز برای پا همیزد او رگ اکحل
در این پایان در این ساران چو گم گشتند هشیاران
چه سازم من که من در ره چنان مستم که لاتسأل
خدایا دست مست خود بگیر ار نی در این مقصد
ز مستی آن کند با خود که در مستی کند منبل
گرم زیر و زبر کردی به خود نزدیکتر کردی
که صحت آید از دردی چو افشرده شود دنبل
ز بعد این می و مستی چو کار من تو کردستی
توکل کردهام بر تو صلا ای کاهلان تنبل
تویی ای شمس تبریزی نه زین مشرق نه زین مغرب
نه آن شمسی که هر باری کسوف آید شود مختل
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی
که ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی
بزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالا
که ز خوابناکی تو همه سود شد زیانی
که چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانان
به دمی چراغشان را ز چه رو نمینشانی
بگذار کاهلی را چو ستاره شب روی کن
ز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانی
دو سه عوعو سگانه نزند ره سواران
چه برد ز شیر شرزه سگ و گاو کاهدانی
سگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیری
که به بیشه حقایق بدرد صف عیانی
نه دو قطره آب بودی که سفینهای و نوحی
به میان موج طوفان چپ و راست میدوانی
چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت
به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی
چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد
سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی
تو مگو که ارمغانی چه برم پی نشانی
که بس است مهر و مه را رخ خویش ارمغانی
تو اگر روی وگر نی بدود سعادت تو
همه کار برگزارد به سکون و مهربانی
چو غلام توست دولت کندت هزار خدمت
که ندارد از تو چاره و گرش ز در برانی
تو بخسپ خوش که بختت ز برای تو نخسپد
تو بگیر سنگ در کف که شود عقیق کانی
به فلک برآ چو عیسی ارنی بگو چو موسی
که خدا تو را نگوید که خموش لن ترانی
خمش ای دل و چه چاره سر خم اگر بگیری
دل خنب برشکافد چو بجوشد این معانی
دو هزار بار هر دم تو بخوانی این غزل را
اگر آن سوی حقایق سیران او بدانی
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من
قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من
وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
واله و شیدا دل من بیسر و بیپا دل من
وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
گه چو کباب این دل من پر شده بویش به جهان
گه چو رباب این دل من کرده علالا دل من
زار و معاف است کنون غرق مصاف است کنون
بر که قاف است کنون در پی عنقا دل من
طفل دلم می نخورد شیر از این دایه شب
سینه سیه یافت مگر دایه شب را دل من
صخره موسی گر از او چشمه روان گشت چو جو
جوی روان حکمت حق صخره و خارا دل من
عیسی مریم به فلک رفت و فروماند خرش
من به زمین ماندم و شد جانب بالا دل من
بس کن کاین گفت زبان هست حجاب دل و جان
کاش نبودی ز زبان واقف و دانا دل من
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
بیو برای دخترای سیگاری🙂
• @Heroin_Bioo
•════════════•
◖🐻◗آهنـــــــگ های ایـرانــی
@Pezhvak5
◖🍯◗استــوری اینستا
@sttory_fake
◖🐻◗حس شیرین آرامش
@halleee_khoob
◖🍯◗معدن عڪس پروفایل
@shahreeaks
◖🐻◗سنگین ولی محترم
@Dep_FSangin
◖🍯◗قربون صدقه
@tapeshehqalbabamm
◖🐻◗بیـــو پینترست
@Storie_pinterest
◖🍯◗دلنشینترین متنهای جهان
@its_anak
◖🐻◗رقص و چالش
@Attacivence
◖🍯◗فواید بوسیدن یار
@asman_del
◖🐻◗به وقت خندیدن
@fun_land12
◖🍯◗؛🅟🅡🅞🅕 خاص
@ZZhianaa
◖🐻◗جملات انگیزشی
@Taranom_eshghh
◖🍯◗تولد تیر ماهی
@tavlod_shad98
◖🐻◗ڪلیپ اینستـا
@cilp_insta
◖🍯◗عاشقانه یواشڪی
@yavashaki_dosttdarm
◖🐻◗قلم عشق
@Galameeshgh
◖🍯◗کانال پزشک مجازی
@akhbarazmoon
◖🐻◗فنّ ِبیان+گویندگی
@amoozeshegooyandegi
◖🍯◗تربیت بچهی باهوش
@kodaknojavan
◖🐻◗کتابخانه جادویی
@kolbe_danaee
◖🍯◗دنیای بیو انگلیسی
@donyamini
◖🐻◗استوری اینستاگرام
@muzic_romantic97
◖🍯◗یه تیکه کتاب
@yetikeazketab
◖🐻◗اشعار ناااب مولانا
@molanay_gan
◖🍯◗متینگ ادیتوران حرفهای
@editbe
◖🐻◗مشاوره روح و روان
@aramesh_roh_ravan
◖🍯◗بیو قشنگ انگیزشی
@annnnnngize
◖🐻◗قابِ شاعرانه عشق
@arghavan_takbeyti
◖🍯◗عکس نوشته پروفایل
@profail_torii
◖🐻◗برنامه ریزی موفقیت
@ravanshenasi_movafagh
◖🍯◗عکس جذاب عاشقانه
@golesorrkh
◖🐻◗کتابخانهی صوتی
@omidearasbaran1
◖🍯◗عاشقانههای یک شاعر
@isiamakeshghali
◖🐻◗سابلیمینالهای پرنتیجه
@Sabliminal_moonbriliant
◖🍯◗پروفایل کیوت دخترونه
@profayl_hese_royaie
◖🐻◗چراغ قرمزهای عاشقی
@hamsardarry
◖🍯◗درخواستی کتاب+فیلم
@darkhaste_ketab
◖🐻◗قهقهه، شادی، سرگرمی
@dafashakhaa
◖🍯◗روانشناسی آرامش ذهن
@Ravanshenasilifestyle
◖🐻◗خنده بازار مجازی
@Begooo_siib
◖🍯◗کلیپ تولدت مبارک
@tvlodat_mobark
◖🐻◗دلاویزترین شعرِ جهان
@Tak_beytiiiiiii
◖🍯◗کتاب | 𝐏𝐃𝐅 رایگان
@PARSHANGBOOK_PDF
◖🐻◗حاجت دعا ذکر
@MofatihQuran
◖🍯◗دورهمی شاعران معاصر
@Bi_Molaahezeh
◖🐻◗؛🅑🅘🅞 خاص
@p0rof_dep
◖🍯◗توئیت فان پُرتقـآلی
@Porteghaaleh_man
◖🐻◗موزیکای ترند قفلی
@CoCaein_musiic
◖🍯◗گیـف ڪGifــده
@Gif_kkade_love
◖🐻◗کتاب صوتی رایگان
@PARSHANGBOOK
◖🍯◗کارگاه رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
◖🐻◗تڪست سنگیـن
@text_sanginh
◖🍯◗زیباترین اشعار ، متن
@av_baroon
◖🐻◗اون گوشه از قلبم
@romantic313
◖🍯◗ویدئوهای رشدِ فردی
@khalse_daroon
◖🐻◗صدای آرامش زندگی
@colbeeh_aramesh
◖🍯◗دلتنگیهایم برای مادرم
@mim_meslemadar
◖🐻◗آموزش رقص
@faghat_beraghss
◖🍯◗تولد تولد تولد
@tavalod_love20
◖🐻◗پروفایل پروفایل پروفایل
@photoniceee
◖🍯◗واژهای عاشقانه خاص
@hharfe_del
◖🐻◗تڪست تلخ تلخ
@textttalkh
◖🍯◗ڪلیپ ؏اـشقانه اینستا
@Txext_love
◖🐻◗حرف حساب
@text_hesab
◖🍯◗ریمیکس کردی کردی
@KING_gham122
•════════════•
شرکتدرلیستکلیککنید✅
«میگفت: حقمون این نبود که مدام به رفتن و چگونه رفتن از جایی که متعلق به ماست فکر کنیم.»
.
.
┄✨❊🌼❊✨┄
تکستهای غمگین و مود
@TEXT_MOOD 🩶🫠
متنهای این چنل حالمو خوب میکنه:)
@TEXT_MOOD 🩵🌦
========================
𓇬╭🍊 آهنـــــــگهای ایـرانــی
╰ @Pezhvak5
𓇬╭🍹 استــوری اینستا
╰ @sttory_fake
𓇬╭🍊 حس آرامش
╰ @halleee_khoob
𓇬╭🍹 پروفایل پروفایل
╰ @shahreeaks
𓇬╭🍊 تڪست سنگیـن
╰ @text_sanginh
𓇬╭🍹 تولد تولد
╰ @tavalod_love20
𓇬╭🍊 فاز سنگین
╰ @Dep_FSangin
𓇬╭🍹 ڪلیپ اینستـا
╰ @cilp_insta
𓇬╭🍊 آهنگهای احساسی
╰ @daryaygham7
𓇬╭🍹 عاشقانه یواشڪی
╰ @yavashaki_dosttdarm
𓇬╭🍊 زیباترین اشعار
╰ @av_baroon
𓇬╭🍹 غم تنهایی من
╰ @Mylonelysadness
𓇬╭🍊 جانان من
╰ @asman_del
𓇬╭🍹 قلم عشق
╰ @Galameeshgh
𓇬╭🍊 آهنگای قفلیــم
╰ @CoCaein_musiic
𓇬╭🍹 بیـــو پینترست
╰ @Storie_pinterest
𓇬╭🍊 پاتوق شـاعـران
╰ @Bi_Molaahezeh
𓇬╭🍹 ڪلیپ تولدت
╰ @tvlodat_mobark
𓇬╭🍊 مفاتیح الجنان
╰ @MofatihQuran
𓇬╭🍹 خنده بازار
╰ @Begooo_siib
𓇬╭🍊 گردشگری ایران
╰ @igardeshgari
𓇬╭🍹 مولانای جان
╰ @molanay_gan
𓇬╭🍊 یه تیکه کتاب
╰ @yetikeazketab
𓇬╭🍹 بیو انگلیسی
╰ @donyamini
𓇬╭🍊 کتابخانه صوتی
╰ @omidearasbaran1
𓇬╭🍹 نجوای شعر
╰ @arghavan_takbeyti
𓇬╭🍊 پروفایل طوری
╰ @profail_torii
𓇬╭🍹 دوره پولسازی
╰ @maya_mind
𓇬╭🍊 آقای شاعر
╰ @isiamakeshghali
𓇬╭🍹 پروفایل دخترونه
╰ @profayl_hese_royaie
𓇬╭🍊 انگیزشی دخترونه
╰ @fullandrew
𓇬╭🍹 عڪسنوشتہ عاشقانہ
╰ @golesorrkh
𓇬╭🍊 آموزههای موفقیت
╰ @ravanshenasi_movafagh
𓇬╭🍹 ده دقیقه کتاب
╰ @peyke_pouyesh
𓇬╭🍊 ایران گردی
╰ @IiRan_Gardii
𓇬╭🍹 کانفینگ فیلترشکن
╰ @editbe
𓇬╭🍊 آرامش ذهن
╰ @Ravanshenasilifestyle
𓇬╭🍹 بیو انگیزشی
╰ @annnnnngize
𓇬╭🍊 جوک و خنده
╰ @dafashakhaa
𓇬╭🍹 استوری اینستاگرام
╰ @muzic_romantic97
𓇬╭🍊 توییت فان
╰ @Porteghaaleh_man
𓇬╭🍹 روانشناسی، جذب
╰ @aramesh_roh_ravan
𓇬╭🍊 شعر مولانا
╰ @Tak_beytiiiiiii
𓇬╭🍹 گیـف Gif؛ــده؛ڪ
╰ @Gif_kkade_love
𓇬╭🍊 حسرت عشق
╰ @HASRAT_ASHGH1
𓇬╭🍹 دلتنگ مادرم
╰ @mim_meslemadar
𓇬╭🍊 جملات انگیزشی
╰ @Taranom_eshghh
𓇬╭🍹 عاشقانه رمانتیک
╰ @romantic313
𓇬╭🍊 کلبه امید
╰ @colbeeh_aramesh
𓇬╭🍹 پروفایل شیڪ
╰ @photoniceee
𓇬╭🍊 متنهای انگیزشی
╰ @khalse_daroon
𓇬╭🍹 تڪست تلخ تلخ
╰ @textttalkh
𓇬╭🍊 تولد تیرماهی
╰ @tavlod_shad98
𓇬╭🍹 ڪلیپ؏اـشقانه اینستا
╰ @Txext_love
𓇬╭🍊 واژهای عاشقانه
╰ @hharfe_del
𓇬╭🍹 ریمیکس کوردی
╰ @KING_gham122
=====================
به جای دورت بگردم عشقم بهش بگو:♥️😈
@lLOoVE_yOoOU
=====================
شرکتدرلیستکلیککنید✅
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانهی من آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچهی خوشبخت بنگرم.
#فروغ_فرخزاد
┄✨❊🌼❊✨┄
شمس العماره، کاخ گلستان
#علی_قمصری
┄✨❊🌼❊✨┄
زنعره کف به لب آورده رود دیوانه
هراز ــ اشتر مست هزار کوهانه ــ
نسیم خیس زدریا وزیده ، گاهی نرم
زند به کاکل سبز درخت ها ، شانه
و گاه در نی سحر آورش ــ به چوپانی ـ
دمان ، فتاده پی گله های پروانه
هوای درّهی «یوش است»،این که می آید
ربوده عطر گل از باغ های « افسانه »
مسیر من همه دالان سبز و می گذرم ،
خموش و می کندم این سوال ، دیوانه
کزین بهار که من میکنم گذر آیا
به ناگزیر ، خزان می کند گذر یا نه ؟
مرا هوای غزل گفتن است و در سفتن
به گوشواری ات ای نازنین دردانه !
ببین که تا دهدم سر به دشتو جنگلو کوه
مرا ، هوای تــو، بیرون کشیده از خانه
سفر، گریختنی در مه است ، سوی امید ؟
ویا گریختن از خویش ، نا امیدانه ؟
زخود چگونه گریزم که بار خویشتنم
امانتی است هم از سرنوشت بر شانه
#استاد_حسین_منزوی
┄✨❊🌼❊✨┄
به آن زیبای عزیز
که دل مرا مالامال از نور کرده
و به آن فرشته و بت جاویدان
از دروازهٔ ابدیت درود میفرستم.
او در زندگانی من
هوایی مملو از ملاحت میپراکند
و در کام روان تشنهام
شراب ابدیت فرو میریزد.
چون عنبردان
هوای خلوتگاه مرا معطر میسازد
و مانند مجمر پنهانی درون شب
ای عشق جاویدان
چگونه تو را تعریف کنم؟
ای دانهٔ مشک
که در زندگی من نهان شدهای!
به آن زیبای محبوب
که حیات مرا پر از سرور کرده
و به آن فرشته و بت جاویدان
از دروازهٔ ابدیت درود میفرستم.
#شارل_بودلر
#صبح_بخیر
┄✨❊🌼❊✨┄
ادامه :
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
شاه را زان شمّهای آگاه کرد
گفت تدبیر آن بُوَد کان مرد را
حاضر آریم از پی این درد را
مرد زرگر را بخوان زان شهر دور
با زر و خلعت بده او را غرور
▫️
شه فرستاد آن طرف یک دو رسول
حاذقان و کافیان بس عَدول
تا سمرقند آمدند آن دو امیر
پیش آن زرگر ز شاهنشه بَشیر
«کای لطیف استاد کامل معرفت
فاش اندر شهرها از تو صفت
نَک فلان شه از برای زرگری
اختیارت کرد زیرا مهتری
اینک این خلعت بگیر و زرّ و سیم
چون بیایی خاص باشی و ندیم»
مرد، مال و خلعت بسیار دید
غرّه شد از شهر و فرزندان برید.
اندر آمد شادمان در راه، مرد
بیخبر کان شاه قصد جانْش کرد
اسپ تازی برنشست و شاد تاخت
خونبهای خویش را خلعت شناخت.
چون رسید از راه، آن مردِ غریب
اندر آوردش به پیشِ شه، طبیب
سوی شاهنشاه بردندش به ناز
تا بسوزد بر سر شمع طراز
شاه دید او را، بسی تعظیم کرد
مخزنِ زر را بدو تسلیم کرد
پس حکیمش گفت: کای سلطان مِه
آن کنیزک را بدین خواجه بدِه
تا کنیزک در وصالش خوش شود
آبِ وصلش دفعِ آن آتش شود
شه بدو بخشید آن مه روی را
جفت کرد آن هر دو صحبتجوی را
مدت شش ماه میراندند کام
تا به صحتْ آمد آن دختر تمام
بعد از آن از بهر او شربت بساخت
تا بخورد و پیش دختر میگداخت
چون ز رنجوری جمال او نماند
جان دختر در وبال او نماند
چونک زشت و ناخوش و رخ زرد شد
اندکاندک در دل او سرد شد.
عشقهایی کز پی رنگی بُوَد
عشق نَبوَد عاقبت ننگی بُوَد
خون دوید از چشم همچون جوی او
دشمن جان وی آمد روی او
گفت: «من آن آهوم کز ناف من
ریخت این صیاد خون صاف من،
ای من آن روباهِ صحرا، کز کمین
سر بریدندش برای پوستین،
ای من آن پیلی که زخم پیلبان
ریخت خونم از برای استخوان،
آنک کشتستم پی مادون من
مینداند که نخسپد خون من
بر منست امروز و فردا بر ویاست
خون چون من کسْ، چنین ضایع کیاست؟
این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا»
این بگفت و رفت در دَم زیر خاک
آن کنیزک شد ز عشق و رنج پاک
زانک عشق مردگان پاینده نیست
زانک مرده سوی ما آینده نیست
عشق زنده در روان و در بصر
هر دمی باشد ز غنچه تازهتر
عشق آن زنده گُزین کو باقیست
کز شراب جانفزایت ساقیست
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست
#مثنوی_معنوی
#دفتر_اول
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
در چه مواقعی خلوت خوبه؟
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
بسی علتیان را ز غم بازخریدیم
سبلهای کهن را غم بیسر و بن را
ز رگ هاش و پیهاش به چنگاله کشیدیم
طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم
بسی مرده گرفتیم در او روح دمیدیم
بپرسید از آنها که دیدند نشانها
که تا شکر بگویند که ما از چه رهیدیم
رسیدند طبیبان ز ره دور غریبان
غریبانه نمودند دواها که ندیدیم
سر غصه بکوبیم غم از خانه بروبیم
همه شاهد و خوبیم همه چون مه عیدیم
طبیبان الهیم ز کس مزد نخواهیم
که ما پاک روانیم نه طماع و پلیدیم
مپندار که این نیز هلیلهست و بلیلهست
که این شهره عقاقیر ز فردوس کشیدیم
حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم
که ما در تن رنجور چو اندیشه دویدیم
دهان باز مکن هیچ که اغلب همه جغدند
دگر لاف مپران که ما بازپریدیم
#مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
جانها در اصل خود عیسیدمند
یک زمان زخمند و گاهی مرهمند
گر حجاب از جانها بر خاستی
گفت هر جانی مسیحآساستی
گر سخن خواهی که گویی چون شکر
صبر کن از حرص و این حلوا مخور
صبر باشد مشتهای زیرکان
هست حلوا آرزوی کودکان
هرکه صبر آورد گردون بر رود
هر که حلوا خورد واپستر رود
#دفتر_اول_مثنوی_معنوی_مولوی
#صبح_بخیر
#امروز_با_مولانا
┄✨❊🌼❊✨┄
#تفسیر_قول_حکیم
به هرچ از راه وا مانی
چه کفر آن حرف و چه ایمان
به هرچ از دوست دور افتی
چه زشت آن نقش و چه زیبا
در معنی قوله علیهالسلام ان سعدا لَغیور و انا اَغیَرُ من سعد و الله اغیر منی و مِن غیرته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن
جمله عالم زان غیور آمد که حق
برد در غیرت بر این عالم سَبَق
او چو جان است و جهان چون کالبَد
کالبد از جان پذیرد نیک و بد
هر که محراب نمازش گشت عین
سوی ایمان رفتنش میدان تو شین
هر که شد مر شاه را او جامهدار
هست خُسران بهر شاهش اتّجار
هر که با سلطان شود او همنشین
بر درش شِستن بود حیف و غَبین
دستبوسش چون رسید از پادشاه
گر گزیند بوسِ پا ، باشد گناه
گرچه سر بر پا نهادن خدمت است
پیش آن خدمت خطا و زَلّت است
شاه را غیرت بود بر هر که او
بو گزیند بعد از آن که دید رو
غیرت حق بر مثَل گندم بوَد
کاه ِخرمن غیرتِ مردم بود
اصل غیرتها بدانید از اله
آنِ خلقان فرع، حق بیاشتباه
شرح این بگذارم و گیرم گله
از جفای آن نگار ده دله
نالم ایرا نالهها خوش آیدش
از دو عالم ناله و غم بایدش
چون ننالم تلخ از دستان او؟
چون نیم در حلقهٔ مستان او
چون نباشم همچو شب بیروز او؟
بیوصال روی روز افروز او؟
ناخوش او خوش بود در جان من
جان فدای یار دلرنجان من
عاشقم بر رنج خویش و درد خویش
بهر خشنودی شاه فرد خویش
خاک غم را سرمه سازم بهر چشم
تا ز گوهر پر شود دو بحر چشم
اشک، کهآن از بهر او بارند خلق
گوهر است و اشک پندارند خلق
من ز جان جان شکایت میکنم؟
من نیم شاکی روایت میکنم.
دل همیگوید کز او رنجیدهام
وز نفاق سست میخندیدهام
راستی کن ای تو فخر راستان
ای تو صدر و من درت را آستان
آستانه و صدر در معنی کجاست؟
ما و من کو، آن طرف کان یار ماست؟
ای رهیده جان تو از ما و من
ای لطیفهٔ روح اندر مرد و زن
مرد و زن چون یک شود آن یک تویی
چونکه یکها محو شد آنک تویی
این من و ما بهر آن بر ساختی
تا تو با خود نرد خدمت باختی
تا من و توها همه یک جان شوند
عاقبت مستغرق جانان شوند
این همه هست و بیا ای امر کن
ای مُنَزّه از بیان و از سُخُن
#شرح_مثنوی_جان
#دفتر_اول
#تصحیح_نیکلسون
┄✨❊🌼❊✨┄
گوش کن ساده بگویم که تو را میخواهم
گرچه دیر آمدهام، گرچه همه بیگاهم
همه یک سو و تو یک سو، چه بگویم دیگر
تا بدانی که چهاندازه تو را میخواهم؟!
قلعه و میمنه و میسره بر هم زدهام
تا سوار تو چه بازی بکند با شاهم
خواهمت چیدن از آن شاخهٔ جادو اما
گویدم دست که از دامن او کوتاهم
خندقی بین من و توست، کمک کن شاید
پرکنیم این خلأ _ این فاصلهها _ را با هم
من در این عشق نهادم قدم و خواهم رفت
تا به پایانش اگر راهم، اگر بیراهم
نه به خود میروم این ره که کسی میبرَدم
شاید آن من _ من دیگر _ من ناآگاهم
#حسین_منزوی
┄✨❊🌼❊✨┄
با تابش زلف و رخت ای ماه دلافروز
از شام تو قدر آید و از صبح تو نوروز
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
وز تابش روی تو برآید دو شب از روز
بر گرد یکی گرد دل ما و در آن دل
گر جز غم خود یابی آتش زن و بفروز
هر چند همه دفتر عشاق بخواندیم
با این همه در عشق تو هستیم نوآموز
در مملکت عاشقی از پسته و بادام
بوس تو جهانگیر شد و غمزه جهانسوز
تا دیدهٔ ما جز به تو آرام نگیرد
از بوسهاش مهری کن وز غمزهاش بردوز
با هجر تو هر شب ز پی وصل تو گویم
یارب تو شب عاشق و معشوق مکن روز
#سنایی
┄✨❊🌼❊✨┄
دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
زین غم دل و جان رفت بجانان نرسیدیم
بسیار دویدیم بسر در پی مطلوب
سر در طلبش رفت و بسامان نرسیدیم
در کوچه عشق تو همه عمر برفتیم
آمد بسر این عمر و به پیشان نرسیدیم
در بادیه عشق تو سرگشته حیران
چندانکه دویدیم بپایان نرسیدیم
معروف بعرفان شده ام لیک چه حاصل
در معرفت کنه تو ای جان نرسیدیم
گفتند فنا شو که رسیدی بحقیقت
چون مائی ما رفت عجب زان نرسیدیم
از بهر دل ریش اسیری همه عالم
مرهم شد و زان نیز بدرمان نرسیدیم
#اسیری_لاهیجی
┄✨❊🌼❊✨┄