mmojahedi | Unsorted

Telegram-канал mmojahedi - MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

2070

🍀 نقد و نظر خود را درباره‌ی مطالبی که این‌جا منتشر می‌شود، می‌توانید به این نشانی با نگارنده در میان بگذارید: @MMMojahedi

Subscribe to a channel

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

سیاست مرگ‌خویی و زندگی‌ستیزی
Necropolitics

در هر شهر سیاسی (polity)، زندگی موضوع آشکار و نهان هر سیاستی است. همه‌ی سیاست‌ها، در تحلیل نهایی، میل غالب‌شان یا زندگی‌پروری است یا مرگ‌خویی.

زندگی‌پروری به معنای گستردن دامنه‌های انواع انتخاب معنادار برای شهروندانی است که حق آب و گل دارند (و هم‌چنین، برای دیگرانی که به هر علتی یا به هر دلیلی به یک شهر سیاسی پناه آورده‌اند یا مهاجرت کرده‌اند، البته به قدر وسع و رضایتِ عموم شهروندان).

زندگی‌پروری ملازم و بلکه مستلزم کثرت‌پذیری است. سیاست زندگی‌پرورْ ناگزیر رای‌ورزانه و مشارکتی است.

اگر در شهر سیاسی، برآیند سیاست‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در بازه‌های زمانی نسبتا بلند (مثلا، بلندای عمر متوسط یک نسل یا بیش‌تر) تنگ‌تر شدن دامنه‌ی انتخاب‌های معنادار شهروندان و کاستی گرفتن کمی و کیفی گزینه‌های مادی و معنایی زندگی یا انتخاب‌ها باشد، در واقع ما با شهری زندگی‌ستیز مواجهیم که در آن، مرگ‌خویی و مرگ‌جویی سکه‌های رایج بازار سیاست و جامعه اند.

در شهر سیاسیِ زندگی‌ستیز، نفس زندگی و ادامه‌ی حیاتِ فردی و اجتماعی، حتی در تراز زندگی روزمره، به معضل و بلکه پیچیده‌ترین معضل تبدیل می‌شود.

سیاست مرگ‌خو نه‌تنها گزینه‌های زندگی و مرگ مردم و شیوه‌های مرگ و زندگی ایشان را تحدید و تعیین، بلکه انتخاب‌های آن‌ها را هم کمینه و تقریبا گریزناپذیر و محتوم، می‌کند، و این‌چنین، انتخاب معطوف به اراده و اراده‌ی معطوف به آزادی را از بن منتفی می‌کند.

مرگ‌پروری ملازم و بلکه مستلزم کثرت‌ستیزی و تحمیل وحدت‌های صوری‌‌ است. سیاست مرگ‌خو ناگزیر سیاستی تحکمی است.

در سیاست بین‌الملل، گونه‌هایی شایع از استعمار حامل و عامل سیاست مرگ در مقیاس مستعمرات بوده‌اند. خوی استکبار و خودکامگی و هوای شراکت در اوصاف اختصاصی خداوندْ دماغ ابرقدرت‌ها را زود فساد می‌کند. به یادآوری مثال‌های تاریخی نیازی نیست، وقتی شیوه‌ی تحکمی و زندگی‌ستیز و مرگ‌خوی آمریکا این روزها پیش چشم ماست. این قدرت‌ها دیگر ملت‌ها را مردگان متحرک (living dead) می‌پسندند، چنان که جباران خودخدای‌پندار در درازنای تاریخ عرصه‌ی زندگی را در مقیاس ملی و محلی بر بندگان خدا تنگ کرده‌اند.

در جامعه‌های دین‌بنیاد، فرهنگ دینی به درجات گوناگون، سویه‌ها و سایه‌های خود را بر ذهن و زبان سیاسی می‌افشاند. در چنین جامعه‌هایی، یاد خداوند و صفات شرکت‌ناپذیر او اگر با روان‌های نسبتا‌ًسالم و خوی‌و‌خصلت‌های فضیلت‌آمیز بیامیزد، می‌تواند الهام‌بخش سیاستی گشوده و زندگی‌پرور و دور از مرگ‌جویی و تهی از مرگ‌خویی شود، وگرنه سر از دهلیز «معیشت ضنک» یا «زندگی تنگ» در می‌آورد.

وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ (طه: ۱۲۴).


۲۱ مهرماه ۱۴۰۵
محمدمهدی مجاهدی

@mmojahedi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

🎙️


🔹دانش‌کشی (scholasticide)
پژوهش و تدریس در سایه نسل‌کشی اسرائیل، تجربیاتی از دانشگاه شیکاگو

🔸سخنران:
دکتر علیرضا دوستدار

🔸دبیر نشست:
دکتر آمنه بختیاری

✔️زمان و مکان:
سه‌شنبه، 21 مهرماه 1405
ساعت: 10 تا 12
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سالن اندیشه

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سالن اندیشه
‌
@ihcssir

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

🔴 وقتی فقیه همنشین حاکم می‌شود؛ سه فسادی که ابن‌جوزی هشدار می‌دهد
📚 از کتاب «تلبیس ابلیس» اثر ابن‌جوزی
ابن‌جوزی، فقیه و اندیشمند مسلمان، در نقد پیوند عالمان دین با صاحبان قدرت، از یکی از فریب‌های شیطان سخن می‌گوید: نزدیکی به حاکمان، تملق آنان، سکوت در برابر منکرات و حتی توجیه رفتار خلاف قدرتمندان به امید بهره‌مندی دنیوی.
او برای این همنشینی سه پیامد برمی‌شمارد:
۱. فریب حاکم: حاکم با خود می‌اندیشد اگر رفتار یا اموالش نادرست بود، فقیه اعتراض می‌کرد و از مال او بهره نمی‌برد.
۲. فریب مردم: مردم نیز همراهی فقیه با حاکم را نشانه درستی رفتار و مشروعیت دارایی‌های او می‌پندارند.
۳. تباهی خود فقیه: عالم دین در اثر معاشرت با قدرت و وابستگی به آن، ممکن است استقلال اخلاقی و دینی خود را از دست بدهد.
ابن‌جوزی سپس به توجیهی ظریف اشاره می‌کند: فقیه ممکن است نزد حاکم برود و بگوید قصدش شفاعت و گره‌گشایی از کار مردم است؛ اما برای سنجش صداقت این ادعا، معیاری پیشنهاد می‌کند:
اگر شخص دیگری همان کار خیر را انجام دهد، آیا از موفقیت او خوشحال می‌شود یا بر او خرده می‌گیرد که «حکومتی شده است»؟
✍️ تأملی که از این متن برمی‌آید، همچنان پرسش‌برانگیز است: مرز میان میانجیگری برای مردم و وابستگی به قدرت کجاست؟
📖 منبع: ابن‌جوزی، تلبیس ابلیس، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران: نشر دانشگاهی.
🔹 بازنشر از کانال عدنان فلاحی
#ابن_جوزی #تلبیس_ابلیس #فقیهان #قدرت_سیاسی #اخلاق_دینی #استقلال_عالمان_دین
#فرهیختگان راهی به رهایی

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

… صید نزدیک و تو دور انداخته

درنگی درباب شرط امکان تعامل مؤثر با چینیان

اکنون گمانه‌زنی‌هایی که بر افکار عمومی و بسیاری محافل تصمیم‌سازی درون و بیرون کشور حاکم است، متأسفانه حاکی از احتمال بالای تجدید حملات متجاوزانه‌ی آمریکا و/اسرائیل به ایران در خلال هفته‌های آینده است.

این گمانه‌زنی‌ها، نادرست باشند یا درست، آثاری ناگزیر دارند، آثاری که سرجمع می‌توانند خصلت خودکام‌بخش به خود بگیرند و تحقق سناریوی جنگ را محتوم و مسلم کنند. یکی از این آثار، استیصال ناشی از فلج تصمیم‌گیری است.

فلج تصمیم‌گیری هم ریشه‌های ذهنی و شناختی و شخصیتی دارد، هم جنبه‌های ساختاری. یکی از علل که خصلتی مرکب دارد و شناختی-ساختاری است، تجربه‌ی مکرر شکست‌های دردناکِ نسخه‌های متعارف است، ازجمله خیانت مکرر آمریکا به دیپلماسی هم در خروج یک‌جانبه از برجام و هم در بمباران میز مذاکره در آستانه‌ی هر دو حمله‌ی غافل‌گیرانه به کشور در سال ۱۴۰۴ و هم در ترور رهبران حزب‌الله.

عاملی دیگر که به این فلج تصمیم‌گیری انجامیده است، شکست در مجاب کرن چین برای ایفای نقش مؤثرتر در منازعه‌ی کنونی و تضمین حل‌وفصل آن است. کوشش برای تکیه به چین به عنوان اهرم موازنه یا ستون تضمین‌کننده‌ی توافق با آمریکا تا امروز هیچ/چندان قرین توفیق نبوده است.

تجربه‌ی ما با روسیه هم در عداد همین موارد است، به ویژه با توافق اخیر میان پوتین و ترامپ برای وارد شدن گازوییل روسیه به بازار انرژی (معنای نمادین و سیاسی این توافق برای ما و اروپا بیش از اثر عینی آن در بازار مادی انرژی دردناک است).

منطق درونی چینیان در این کناره‌گیری محتاطانه و فاصله‌گیری بهداشتی از منازعه‌ی منطقه چندان پیچیده و فهم‌ناپذیر نیست. منطق روسیان هم که نفع‌بر دو سوی این منازعه و تداوم آن اند، فهم‌پذیر است.

ولی منطق درونی تحلیل‌گرانی که معتقدند تنها راه برای یافتن نسخه‌ی مدیریت و/یا توقف منازعه و تضمین تعهدات متقابل، وارد شدن چین به صحنه است، چندان درک‌پذیر نیست.

بله؛ اگر در جهانی فرضی ورود چین به این صحنه ناگزیر، یا آشکارا به نفع چین می‌بود (ازجمله در چارچوب برنامه‌ی چهارماده‌ای چین)، دیگر جای بحث نبود. در این صورت، چین منتظر دعوت و حتی رضایت ما نمی‌ماند.

ولی در جهان کنونی، چین چنین ورودی را به عللی آشکار، در چارچوب منافع خود ارزیابی نمی‌کند. این ارزیابی با تکرار تقاضای ایران برای بالا بردن سطح تماس‌ها یا نصب و‌ تغییر نماینده‌ی ویژه‌ی ایران در امور چین یا با انواع دیگری از اصرار و الحاح تغییر نمی‌کند، هرچند، البته شاید با برخی اقدامات ما تغییر کند.

چینیان برای این که جدی به این صحنه وارد شوند، پیش و بیش از هرچیز باید به چشم ببینند و با محاسبات عینی مجاب شوند که ایران، با همین جامعه و همین حکومت، تا آینده‌ی رؤیت‌پذیر یک پای ثابت و پایدار در هر معامله و معادله‌ی منطقه‌ای با پیامدهای فرامنطقه‌ای است، پیامدهایی که دامن‌گیر مناسبات چین و آمریکا هم خواهند شد.

ریشه‌های تردید فعلی چینیان در اعتبار این گزاره را باید جدی گرفت (هرچند آن را نا‌به‌جا و نادرست بشماریم) و از همان ریشه‌ها هم باید این تردید را ترمیم کرد.

با توجه به ریشه‌های تردید، مهمترین اقدام بسیار مؤثر کوشش برنامه‌مند و پی‌گیرانه برای ترمیم رابطه‌ی جامعه و حکومت، تأمین شرط لازم برای اوج گرفتن منحنی هم‌افزایی جامعه و حکومت، و کاستن از برخوردهای هم‌فرسا درون حکومت، درون جامعه، و میان جامعه و حکومت است.

این همه‌ مشروط به بازسازی عینی و عملیِ اعتماد متقابل میان جامعه و حکومت است. این ضرورترین و مبنایی‌ترین افق‌گشایی است. این افق به ادعا و حرف و شعار گشوده نمی‌شود. این گشایش مستلزم اقدام‌های خلاقانه و فعالانه است. قدرت و مسؤولیت حکومت ایجاب می‌کند که در این راه پیش‌گام باشد.

حکومت باید زمینه‌ی لازم برای سپردن برخی مسؤولیت‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی به تشکل‌های‌اجتماعی و گروه‌های مدنی را فراهم کند.

جامعه تشنه‌ی ثبات و قرار است. تحمل هزینه‌های بی‌قراری و ناآرامی را نباید بر جامعه تحمیل کرد.

در گوش خیرخواهانی که در هوای بقای ایران و حفاظت از آن دربرابر مهاجمان، از بام تا شام بال‌های مرغ خیال را برای پرواز تا اقصای چین خسته می‌کنند، باید حکایت مولانا درباره‌ی مرد گنج‌جویی را باز خواند که به او گفته بودند تیری بینداز و هرجا افتاد همان‌جا گنج را بیاب. او کمان را سخت می‌کشید و به هر سو تیر می‌افکند و در پی تیر می‌دوید و جان و تن خود را می‌خست و جای فرود آمدن تیر را می‌کند ولی به جای گنج، جز رنج نصیب نمی‌برد. تا آن که خطاب آمد:

ای کمان و تیرها برساخته

صید نزدیک و تو دور انداخته


هرکه دوراندازتر او دورتر

وز چنین گنج است او مهجورتر


آن‌چه حق است اقرب از حبل‌الورید

تو فکنده تیر فکرت را بعید


محمدمهدی مجاهدی
۱۸ مهرماه ۱۴۰۵

@mmojahedi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

ما ایرانیان
همه با هم اکثریتیم
همه بی هم اقلیتیم

من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امّیدِ رهایی نیست، وقتی همه دیواریم

۱۵ مهرماه ۱۴۰۵
محمدمهدی مجاهدی

@mmojahedi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

دولت‌های آچمز و قدرت‌یابی جهانی جامعه‌های محلی

با تحولات سه سال اخیر منطقه، به‌ویژه بر اثر گسترش یافتن دامنه‌ها و پیامدهای تجاوز آمریکایی-اسرائیلی-عربی به ایران، همه‌ی طرف‌های درگیر اکنون چندی است در موقعیتی قرار گرفته‌اند که بسیار شبیه یک آچمز متقابل است.

از یک سو، ابرقدرتی پرمدعا در اندازه‌ی آمریکا نمی‌تواند تن به حرکتی بدهد که به شکست دربرابر ایران تعبیر شود. این برای چنین ابرقدرتی آغاز وانهادن اعتبار هژمونیک و سقوط مرکز امپراتوری خواهد بود.

ایران هم معقول نیست آزموده‌ها را باز بیازماید و به راهی گام بگذارد که پایان آن به‌نسبت روشن نباشد و مصونیت از تجاوزهای بعدی را تا حد معقولی تأمین نکند یا به توافقی نسبتاتضمین‌شده و آبرومند نینجامد.

در این وضع، هیچ‌یک از دولت‌های درگیر و مرتبط، چه ابرقدرتی مثل آمریکا چه قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران و اسرائیل و پاکستان و ترکیه و کشورهای عربی، هیچ‌یک طرحی «واقع‌بینانه و متعارف» برای خروج از این بن‌بست فراگیر ندارد.

این‌چنین، جهان شاهد بر آمدن پدیده‌ای در مقیاس بین‌المللی است که به‌سختی می‌توان نمونه‌ی مشابهی برای آن در تاریخ دولت مدرن پیدا کرد:

تعیین‌کنندگی قدرت جامعه‌های محلی در ابعاد جهانی و به محاق رفتن نقش تعیین‌کننده‌ی دولت‌ها.

توافقی شبیه به یک اجماع مرکب اکنون میان تحلیل‌گران و ناظران در چهار گوشه‌ی این صحنه‌ی جهانی در شُرُف شکل‌گیری است با این مضمون:

فقط تحولاتی از درون ایران و/یا از درون آمریکا و/یا از درون اسرائیل می‌تواند این بن‌بست سراسری و فراگیر را‌ بشکند.

به همان اندازه که دشمنان ایران به اوضاع داخلی ایران چشم دوخته‌اند (و در پی برآشفتن آن اند) ایران هم به انتخابات آمریکا و اسرائیل و آشوب‌های اروپا بی‌نظر نیست.

اگر حرکتی نامتعارف که پیش‌فرض‌های این صفحه‌ی بازی را منتفی کند، از سوی دولت‌های درگیر سر نزند (مثلا استفاده از سلاح‌های نامتعارف)، به نظر می‌رسد برای نخستین بار در تاریخ دولت مدرن، جامعه‌های محلی این توان را یافته‌اند که بن‌بست‌های یک بازی جهانی را بشکنند و سرنوشت بازی را تعیین کنند.

در چنین هنگام و هنگامه‌ی خطیری، ایران برای بقا نیازمند درجاتی بالا از انسجام اجتماعی و هم‌گرایی میان جامعه و حکومت است.

حفظ و ارتقای این انسجام و هم‌گرایی زیر فشار توأمان تحریم و محاصره دشوارتر از هر زمان دیگری است.

ارکان حکومت و نهادهای اجتماعی با فهم نقش بی‌سابقه‌ی جامعه برای خروج کشور از وضع آچمز کنونی، باید از مواجهه‌های هم‌فرسا بپرهیزند و زمینه‌های هم‌کاری و هم‌افزایی میان جامعه و حکومت را تقویت کنند، به‌ویژه اگر نتایج پیمایش‌ها در این زمینه هشدارآمیز شده باشند.

باید از یک سو، با کثرت‌پذیری قاعده‌مند، رضایت جامعه از حکومت و اعتمادش به حکومت تقویت شود، و از دیگر سو، با گسترده‌تر کردن ظرفیت برای هم‌افزایی طیف وسیع‌تری از جامعه با حکومت، نگرانی حکومت از جامعه کاهش یابد تا بتواند با طیب خاطر بخشی از نقش‌های خود را به گروه‌های تخصصی و نهادهای اجتماعی بسپارد.

۱۳ مهرماه ۱۴۰۵
محمدمهدی مجاهدی

@mmojahedi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

کتاب عقلی و اقلی اثر عبدالکریم سروش

چه بسیارند خانواده‌ها و مربیان که در این عصر مدرنیسم وسکولاریسم به مسئولیت‌های خود درباب دینداری فرزندان و دانش‌آموزان خود می‌اندیشند ولی ره به جایی نمی‌برند و راهنمایی که پاس عقل و دین، هر دو را داشته باشد پیدا نمی‌کنند.
کتاب"عقلی و اقلی" دکتر عبدالکریم سروش که در سال ۱۴۰۵ در خارج از کشور منتشرشده و در ایران هم قابل دسترسی است، برای آن خانوادها و مربیان بدون مبالغه چون یک مائده آسمانی است. سروش به شکل استادانه و دلپذیری دینداری عقلی و حداقلی را که مناسب حال جوانان زیر ۱۸ سال است در این کتاب بیان کرده است. اینجانب گرچه درباب بعضی‌ از ایده‌ها و تعبیرات مطروح در این کتاب مانند تفکیک فهم دین از خود دین، و ذاتیات و عرضیات دین، با دکتر سروش اختلاف نظر دارم و آن را در دو مقاله "آیا خداوند دین نازل کرده است؟" و"خداکتاب نازل کرده است" مشروح بیان کرده‌ام (۱)، اما محتوای اصلی کتاب همچنان بسیار سودمند است.

محمدمجتهدشبستری
مهرماه ۱۴۰۵

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

➖ نخستین مدیر ایسپا: بیست سال پیش ۸ درصد، امروز ۶۷ درصد؛ ایرانی‌ها تغییرات بنیادین می‌خواهند

ابراهیم حاجیانی، نخستین مدیر مرکز ایسپا در بخشی از این گفتگوی مفصل با انصاف نیوز خاطره‌ای از دوران کاری خودش را نقل کرد که با ایسپا برخورد قضایی شده. این برخورد به دلیل یک نظرسنجی در مورد دید مردم ایران به روابط با آمریکا بوده که اتفاقا نتیجه مثبتی نیز داشته. او در این مصاحبه آمارهای مهمی از میزان اعتماد جامعه ایرانی به نهادهای اجتماعی، نظامی، سیاسی و رسانه‌ی داخلی و خارجی نیز ارائه می‌دهد.

او معتقد است جامعه ایران امروز با «بحران اعتماد» مواجه است و هیچ نهاد یا گروه مرجعی نتوانسته اعتماد بخش بزرگی از جامعه را به خود جلب کند.

▪️ میان‌تیترهای این مصاحبه:

▫️ بحران بی‌اعتمادی در جامه ایرانی | ۶۰ درصد هنوز به خانواده اعتماد دارند
▫️ اعتماد مردم به نهادهای نظامی‌ بالاتر از نهادهای سیاسی‌ست | ارتش ۵۳درصد و سپاه ۴۶درصد
▫️ اعتمادی به رسانه نیست؛ نه داخلی و نه خارجی | صداوسیما: ۲۵ درصد و رسانه‌های خارجی: ۱۴ درصد
▫️ همگرایی ایجاد شده شکننده و موقتی‌ست
▫️ ۷۰ درصد مردم جواب آمارگیرها را نمی‌دهند
▫️ نگرش مردم به روابط با آمریکا مثبت بود | با این نظرسنجی برخورد قضایی کردند
▫️ روحانی در دوران برجام بیش از ۵۰ درصد محبویبت داشت
▫️ مهم‌ترین تغییرات دهه آینده مربوط به نهاد خانواده است
▫️ جامعه ایران به قبل و بعد از ۱۴۰۱ تقسیم شده است

لینک گزارش خلاصه‌ای از متن این مصاحبه:
https://ensafnews.com/668571

فیلم کامل این مصاحبه را در کانال انصاف نیوز در یوتیوب [لینک] و یا آپارات [لینک] ببینید.

@ensafnews

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

🎙️ فایل صوتی نشست میان رشته ای با موضوع: گفت‌وگوی قرآن و عهدین: نظریه‌ای تازه برای اعجاز قرآن

@interdisciplinarity

ارائه دهنده: وحید صفا (دانش آموخته فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران)

📍 پژوهشکده مطالعات میان‌رشته‌ای قرآن دانشگاه شهید بهشتی
🗓️ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵


✍🏻 نکات ارائه‌دهنده پیرامون این صوت:

۱. در خصوص تکامد بودن أحد در آیه اول سوره‌ی توحید که کسانی مانند Kropp نیز به آن تصریح کردند، تبیین من در این صوت دقیق نیست و باید اصلاح شود.
۲. مقداری سبق لسان هم در صحبت‌ها وجود دارد که شنونده‌ی دانا خود متوجه آن‌ها خواهد شد.

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

حسن کسائی به روایت ضیاء موحد . به اهتمام مهرداد دفتری . تاریخ ضبط سال ۱۳۸۸ . انتشار به مناسبت نود و هشتمین سالروز تولد حسن‌ کسائی . سوم مهر‌ماه ۱۴۰۵

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

🔊فایل صوتی

همایش «اندیشه ایران، هویت ایرانی »

📌 عنوان سخنرانی: درنگی روش‌شناختی در شیوه‌های اندیشیدن به ایران به سان پرسشی فلسفی

🟩 سخنرانی: آقای دکتر محمد مهدی مجاهدی

📆 سه‌شنبه 1۸ آذرماه ۱۴۰۴


.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @hekmatfalsafe
🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها
🌹

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

انسداد فقهی، انفتاح اجتماعی

✍🏻علی‌اشرف فتحی

آیت‌الله‌ سید موسی شُبیری زنجانی (۱۴۰۵-۱۳۰۶) که در میان فقهای کنونی، مهم‌ترین وارث و سخنگوی رویکرد و روش فقهی آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله سید محمد محقق داماد محسوب می‌شد، به واسطه باور به نظریه «انسداد» در محافل علمی و پژوهشی شهرت بسیاری یافته بود و استدلال‌هایش مورد نقد و بررسی قرار می‌گرفت. نظریه انسداد می‌گوید که ما هیچ راه یقینی و احتمالی برای کشف نظر شارع درباره احکام شرعی نداریم و همه راه‌ها به روی ما بسته است و ناچاریم برای اینکه از حالت بلاتکلیفی خارج شویم، به هر آن‌چه که ظن و گمان بیشتری داشتیم عمل کنیم. این نظریه می‌تواند در صورت توسعه، راه را برای دخالت دادن شواهد عقلی و عرفی در استنباط احکام شرعی هموار کند و از متن‌گرایی محض فاصله بگیرد. هرچند در عمل و تا کنون فتواهای پیروان دو رویکرد چندان تفاوتی با همدیگر نداشته است.
آقای شبیری را در کنار آیت‌الله حسینعلی منتظری می‌توان دو وارث اصلی اسلوب فکری استادشان آیت‌الله بروجردی دانست. مرحوم شبیری اگرچه به اندازه مرحوم منتظری در جلسات درس آقای بروجردی شرکت نکرده بود، اما در رویکردهایش درک و اثرپذیری عمیقی از آن اسلوب پژوهشی مشهود بود که او را از شاگردان آیت‌الله خویی متمایز می‌کرد. مزیت دیگر آقای شبیری این بود که حدود دو دهه در جلسات درس آیت‌الله سید محمد محقق داماد نیز شرکت کرده بود و حافظه مثال‌زدنی‌اش او را به مهم‌ترین سخنگوی آرا و استدلال‌های آقای داماد بدل کرد. با این حال هیچ‌کدام از این دو استاد بزرگ و اثرگذار حوزه قم معاصر به نظریه انسداد باور نداشتند و همچون اغلب فقهای شیعه انفتاحی بودند.
در میان معاصران آیت‌الله شبیری مشهورترین کسی که انسدادی شمرده می‌شد، مرحوم آیت‌الله سید محمد روحانی بود که در تقریرات درس اصولش استدلال‌های مفصلی در دفاع از انسداد اقامه کرده، ولی به دلیل محدودیت‌هایی که در پایان عمر به دلایل سیاسی داشت، شاگردان کمتری در جلسات او شرکت کردند و آثارش کمتر مورد توجه قرار گرفت. با این حال به نظر می‌رسد استدلال‌ آقای روحانی برای اثبات دلیل انسداد با استدلال آقای شبیری یک تفاوت اساسی دارد؛ آن هم اینکه آقای روحانی معتقد بود که اعتبار خبر واحد در حد قطع و یقین است، ولی آقای شبیری اساسا خبر واحد را یقین‌آور نمی‌دانست و احتمال عقلایی نادرستی برخی اخبار را می‌داد.
این رویکرد متفاوت آقای شبیری می‌تواند محصول نگاه پررنگ اجتماعی و عرفی او باشد. او به فهم عرفی بسیار بها می‌داد و پذیرش خطاپذیری ذهن انسان، او را از یقین آسان و سریع دور می‌کرد. انس او با نسخ خطی و پی بردن به خطاهای فراوان در این نسخه‌ها و نیز علاقه به مطالعه بسترهای اجتماعی صدور روایات و جریان‌ها و جدال‌های مختلف فقهی و حدیثی، بر ظن‌محور بودن او افزوده و او را به آشتی بیشتر با فهم عرفی و معاصر سوق داده بود. از همین رو بود که او جمود بر یک نظریه و ایده نداشت و اگر خطایی در یک منظومه فکری یا یک نظریه و فتوا می‌دید، به آسانی از آن عدول می‌کرد و به طور خلاصه؛ روحیه تکفیری و منجمد نداشت. آثار این روحیه را در گشودگی اجتماعی او نسبت به تجربه‌ها و طیف‌های مختلف می‌شد دید.

👈🏻این یادداشت به سفارش روزاروز نوشته شده است.
@taqriraat

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
بسم الله الرحمن الرحیم

"الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ ۙيَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ"

روح مطهر فقیه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ومرجع عالی‌قدر جهان تشیّع، آیت الله العظمی شبیری زنجانی (قدس الله سره الشریف) به لقاء الله پیوست.

عمر بابرکت و زندگی پرافتخار آن مرجع عالیقدر، مشحون از ژرف اندیشی و مجاهدت علمی مستمر و تلاش مخلصانه در حفظ و اعتلای فقاهت اصیل و نشر معارف اسلام و پاسداشت از کیان تشیّع و خیرخواهی و دلسوزی برای مردم بود.

ضمن عرض تسلیت این ضایعه جانگداز به پیشگاه مقدس صاحب الأمر حضرت بقية الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه الشریف،و حوزه های مبارکه علمیه و مردم شریف ایران و علاقه‌مندان مرجعیت در همه نقاط جهان، به اطلاع می‌رساند مراسم تشییع و تدفین پیکر مطهر ایشان، متعاقبا اعلام خواهد گردید.

دفتر آیت الله العظمی شبیری زنجانی (قدس الله سره الشریف)

@shobeiryzanjani

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

در حالی که ایران چندی است یکی از کانون‌های تحولات و رویدادهایی با آثار ژرفاشوب منطقه‌ای و بین‌المللی است، عرصه‌ی جهانی اطلاعات و ارتباطات، اعم از روایت‌گری و خبررسانی و تحلیل و مبادله‌ی نقد و نظر و نظریه، از میزبان و میزبانیِ ایرانی به‌تقریب یک‌سره تهی مانده است، چه در تراز رسانه و چه در تراز مراکز پژوهشی و اندیشکده‌های تخصصی.

در چنین زمان و زمانه‌ای، میزبانی و راهبری گفت‌وگوهای باکیفیت انتقادی (که به قدر مقدور، عاری از سوگیری‌های گل‌درشت القائی و تبلیغی و تلقینی و رسانه‌ای باشند) با صاحب‌نظران داخلی و خارجی درباره‌ی شؤون گوناگون و مسائل هامّ و حالّ و هائل کشور، منطقه و جهان مرتبط با روابط بین‌الملل و سیاست خارجی ضرورتی گریزناپذیر است.

نخستین برنامه از سلسله‌گفت‌وگوهای تخصصی مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه (IPIS) درباره‌ی برخی از مسائل مهم جاری در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل نویدبخش درک و دریافت و اقدامِ دستگاه فکری سیاست خارجی کشور در پاسخ‌گویی به همین نیاز دیرپا و کمترپاسخ‌یافته‌ای است که در غیاب میزبانی ایرانی، تا کنون در انحصار میدان‌های بدیل و میدان‌داران رقیب بوده است.

ضمن تبریک به برپای‌دارندگان این مجموعه نشست‌ها، برای ایشان آرزوی توفیق می‌کنم. امیدوارم همت و حمیت ایشان به مدد لطف حق و پشتیبانی عموم صاحب‌نظران و ایران‌دوستان ناهمواری‌های این راه روشن را هموار سازد و به‌تدریج، چشم‌اندازی ایرانی و زبانی جهانی برای درک و دریافت بهتر مسائل و شؤون سیاست خارجی و روابط بین‌الملل بگشاید.

محمدمهدی مجاهدی
۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵

@mmojahedi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

#پیشنهاد_مقاله_شب_میلاد
📌این مقاله ۳۵ صفحه‌ای علی شریعتی را با عنوان «سیمای محمد» بخوانید.

🔸به گفته سید علی خامنه‌ای، مطهری به حدی از خواندن این مقاله به وجد آمده بود که آن را سه بار خواند و گریه کرد

پاییز سال۴۶ است. ارشاد با نایب رییسی مرتضی مطهری تازه راه اندازی شده و او به مناسبت پانزدهمین قرن بعثت پیامبر، به دنبال چاپ مجموعه مقالاتی درباره حیات رسول خداست. در مهر ۱۳۴۶ است که در نامه ای به علی شریعتی(که یکسال است در دانشگاه مشهد مشغول شده) موضوع کتاب را با او در میان میگذارد. شریعتی دو مقاله برای او می‌فرستد که یکی از آن‌ها همین «سیمای محمد» است.
🔸در این مقاله شریعتی سه تیپ قیصر، حکیم و پیامبر را برمی‌سازد و دست به کار جسورانه تحلیل طبقاتی زندگی پیامبران و از آن طریق مقایسه اسلام و سایر ادیان، می‌زند.
🔸این مقاله، از اولین متون مکتوبی بود که از ظهور یک نابغه جدید، با انبانی از کلمات و نظرگاه بدیع، در میان جماعتی که قاطبه شان کاری جز تکرار مفاهیم تهی شده از معنا بلد نبودند، خبر می‌داد.

شریعتی در شامگاه سوم آبان ۱۳۴۷ برای نخستین بار به روی صحنه نمایش ارشاد قدم گذاشت...

/channel/TheNarrrowGate

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

🟣آیا زندگی معمولی در ایران به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است؟

✍️فریبا نظری
 جامعه‌شناس و پژوهشگر گروه‌های اجتماعی




▪️دکتر #سعید_معیدفر جامعه‌شناس و مؤلف کتاب «جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی ایران»، در تعریف و تحلیل مسائل اجتماعی با تأکید ویژه بر رویکرد برساخت‌گرایانه، به توصیف و تبیین مسئله اجتماعی می‌پردازد. از نگاه او، مسئله اجتماعی صرفاً یک پدیده عینی و مستقل در بیرون نیست، بلکه وضعیتی است که توسط ادراک افراد جامعه ساخته و تعریف می‌شود.
در واقع امری که از نظر بخش مهمی از جامعه؛ نادرست، مشکل‌زا، شایع و قابل‌تغییر باشد، یک مسئله اجتماعی شمرده می‌شود.

🔸بر اساس چارچوب فکری معیدفر، یک مسئله اجتماعی دارای چهار مشخصه و ویژگی بنیادین است:

 مفهوم #مسئله زمانی به کار می‌رود که افکار عمومی به این نتیجه رسیده باشد که وضعیتی در تضاد با هنجارها و ارزش‌های جامعه است. پدیده‌هایی مسئله شمرده می‌شوند که سبب زحمت و آسیب بوده و از نظر اخلاقی یا اجتماعی، نادرست تلقی شوند.

۲- یک مشکل فردی مانند اخراج یک نفر از محل کار، مسئله اجتماعی نیست. شرایط منفی باید به قدری شایع، دشوار و جدی باشد که بخش قابل‌توجهی از افراد جامعه را درگیر کند و ساختارها را تحت تأثیر قرار دهد.

۳- در دل مفهوم #مسئله_اجتماعی، یک نوع نگاه عاملیت مدار پنهان است؛ به این معنا که جامعه باور دارد این وضعیت نامطلوب، یک تقدیر قطعی از پیش نوشته شده یا بلای طبیعی غیرقابل‌ تغییر نیست. مسئله اجتماعی قابل مدیریت است و با اراده، دخالت و برنامه‌ریزی انسانی می‌توان آن را تحت کنترل درآورد.

۴- آخرین و مهم‌ترین حلقه در شکل‌گیری مسئله اجتماعی آنست که جامعه به این باور رسیده باشد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و حتماً باید برای رفع آن کاری انجام داد. تا زمانی که عزم و اراده‌ای برای حل یک امر نادرست شایع شکل نگیرد، امر یاد شده تبدیل به یک مسئله اجتماعی تکامل‌یافته نشده است.

▪️خوانش من از دیدگاه معیدفر، این است که نهادهای حاکمیتی باید از رویکرد تقلیل‌گرایانه صرفاً امنیتی یا اقتصادی دست بردارند و بحران‌ها را به چشم یک «مسئله اجتماعی» ببینند تا با مشارکت عمومی و اراده جمعی قابل حل شوند.

با تطبیق شرایط کنونی جامعه ایران بر چارچوب نظری سعید معیدفر، زندگی معمولی در ایران امروز به معنای جامعه‌شناختی کلمه، از یک امر بدیهی و پیش‌پاافتاده خارج شده و به یک مسئله اجتماعی (Social Issue) تبدیل شده است.

🔸در شرایط طبیعی، زندگی روزمره، میدان امور بدیهی است؛ بستری که در آن نیازهای ساده، تفریح، خرید، سفر و معاشرت بدون نیاز به درنگ عمیق یا صرف انرژی روانی مضاعف جریان دارد. اما زمانی که این بدیهیات مختل می‌شوند، زندگی عادی دیگر یک #حق یا #روند_طبیعی نیست، بلکه به یک #دستاورد پرهزینه تبدیل می‌شود. چند عامل بنیادین این چرخش را توضیح می‌دهند:

🔹یک زندگی معمولی نیازمند سطحی از پیش‌بینی‌پذیری است. وقتی بی‌ثباتی اقتصادی، تورم افسارگسیخته و تغییرات مداوم سیاست‌گذاری‌ها، چشم‌انداز آینده را حتی برای فردای نزدیک مخدوش می‌کند، شیرازه امنیت روانی از هم می‌پاشد. در این فضا، تامین نیازهای نخستی مانند مسکن، خوراک و آموزش به دغدغه‌های پررنج روزمره تبدیل می‌شوند.

🔹 در شرایط رهاشدگی نظام اجتماعی، سنگینی بار نگاهداشت بقا در جبران ناکارآمدی‌های ساختاری مستقیماً بر دوش فرد و خانواده می‌افتد. شهروندان مجبورند برای ساده‌ترین حقوق خود مانند هوای پاک، اینترنت آزاد، داروی باکیفیت، جاده امن؛ بجنگند یا هزینه‌های جایگزین آن را بپردازند. در چنین فضایی، فرد به جای زیست روزمره، مدام در حال مدیریت بحران است.

🔹 با سیاسی شدن امر روزمره؛ تفریح، پوشش، سبک معاشرت و شادی، که باید در حوزه‌ی خصوصی و انتخابی شهروندان تعریف شود؛ در شرایط کنونی، به میدان تلاقی و گاه تقابل عاملیت فردی و ساختارهای رسمی تبدیل شده‌اند. وقتی سبک زندگی و انتخاب‌های روزمره زیر ذره‌بین هنجارگذاری‌های رسمی قرار می‌گیرد، «عادی بودن» و «معمولی زیستن» خود به نوعی کنش‌گری، مقاومت یا اصطکاک مستمر بدل می‌شود که به شدت فرسایشی است.....
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/ZyQv07rB
#ایران_فردا
#فریبا_نظری
#زندگی_معمولی
#مسئله_اجتماعی

/channel/iranfardamag
/channel/Sociologyofsocialgroups

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

🎬 #محمدرضا_شفیعی_کدکنی، شاعر و استاد نامدار دانشگاه امروز هشتادوهفت ساله می‌شود. امیدواریم همواره سالم و سرحال باشد. از او بیشتر بدانید! 🎧👆

@roozArooz_media

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

دزدیدنِ خوی

«با هر که بنشینی صفت وی با تو[=به تو] سرایت کند‌ چنانکه تو را خبر نبُوَد، و طبع تو از طبع وی بدزدد چنانکه تو ندانی... هرکه اهل دنیا را بیند و حرص ایشان بر دنیا، مِثل آن در وی پدید آید؛ و هرکه اهل فسق را بیند، اگرچه منکر بوَد آن را، چون بسیار بیند آن فسق را، در چشم وی سبکتر شود؛ و هر معصیتی که بسیار پدید آید انکار آن از دل بیفتد... بلکه شنیدن حال اهل غفلت زیان دارد، چنانکه شنیدن احوال صحابه و بزرگان سود دارد، و به وقت ذکر ایشان رحمت بارد، چنانکه در خبر است که عِندَ ذِکرِ الصالحینَ تَنَزَّلُ الرحمةُ. یعنی که سبب رحمت آن است که رغبت خیر بخیزد و رغبت دنیا کمتر شود چون کسی احوال ایشان بشنود. همچنین به وقتِ ذکرِ اهل غفلت لعنت بارد، که سبب لعنتْ غفلت و رغبتِ در دنیاست. و ذکر ایشان نقصان دین بوَد، پس دیدار ایشان عظیم‌تر بوَد. و برای این گفت رسول (ص) که «مَثَل همنشین بد چون آهنگر است، که اگر جامه نسوزد دود در تو گیرد؛ و مَثَل همنشین نیک چون عطّار است که اگر مُشک به تو ندهد، بوی آن در تو گیرد.» پس بدان که تنهایی‌بهتر از همنشین بد، و همنشنین نیک بهتر از تنهایی.»
(کیمیای سعادت، ابوحامد محمد غزالی، تصحیح حسین خدیوجم، جلد اول، ص۴۴۰-۴۴۱)

می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها
از رهِ پنهان صلاح ‌و کینه‌ها
بلکه خود از آدمی، در گاو و خر
می‌رود دانایی و علم و هنر
در سگِ اصحاب خویی زآن وفود
رفت، تا جویای اللَّه گشته بود
دزدیی کن از درون مرجانِ جان
ای کم از سگ! از درونِ عارفان
چون که دزدی، باری آن دُرِّ لطیف
چون که حامل می‌شوی، باری شریف
(مثنوی، ۲: ۱۴۲۵-۱۴۲۶، ۱۴۲۹، ۱۴۳۲ـ۱۴۳۳)

مکن همنشینی به هر بدسرشت
که دزدد ازو طبعِ تو خویِ زشت
شوی از بدی پر ز نیکی تهی
وز آن نبوَدَت ذره‌ای آگهی
(عبدالرحمن جامی، هفت‌ اورنگ: خردنامه اسکندری)

غزالی، مولانا و جامی نکتهٔ مهمی را یادآور می‌شوند: ما بی‌آنکه بدانیم از معاشران خود اثر می‌پذیریم. طبع و سرشت ما بی‌خبر‌ از ما‌ از حال و جانِ هم‌نشینان‌مان دزدی می‌کند. به تعبیر مولانا خوبی و بدی، از راهی ناپیدا سرایت می‌کند و از سینه‌ای به سینه‌ای می‌لغزد. حال که چنین است، می‌گوید: تو نیز مانند سگ اصحاب کهف، به درونِ عارفان دستبرد بزن. دزدی کن از آنان. از حال نکوی آنان. و این دزدی، چندان آگاهانه نیست. خوی ما ناخواسته از خوی همنشین می‌دزدد. سرشت جان‌ها چنین است. و کیمیای مجاورت از همین‌روست:

همنشینی با شهان چون کیمیاست
چون نظرْشان کیمیایی خود کجاست؟
(مثنوی، ۱: ۲۶۹۶)

هر که را خواهی شناسی همنشینش را نگر
زانکه مُقبل در دو عالم همنشینِ مُقبل است

پنبه‌ها در گوش کن تا نشنوی هر نکته‌ای
زانکه روح ساده‌ٔ تو، زنگ‌ها را قابل است

وصل خواهی با کسان بنشین که ایشان واصل‌اند
وصل از آن کس خواه باری کو به معنی واصل است

گِرد مستان گرد، اگر مِی کم رسد بویی رسد
خود مذاقِ می چه داند آن که مرد عاقل است
(دیوان شمس، غزل ۴۰۲)


@sedigh_63

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

«چندان فروتن و خاکسار بود که از بزرگیِ خویش هیچ خبر نداشت»

در زندگی‌نامه‌ی خودنوشتش، مرحوم آرثر آربری (Arthur Arberry) درباره‌ی مرحوم رینلد نیکلسن (Reynold A. Nicholson)، محقق، شارح و مترجم آثار ادبی و عرفانی از فارسی و عربی به انگلیسی، می‌نویسد:

او دانشمندی تمام‌عیار بود، چنان دل‌باخته‌ی کتاب‌هایش که سوی چشمانش را فدای بسیار خواندن کرد، چندان فروتن و خاکسار که از بزرگیِ خویش هیچ خبر نداشت. او این بیت را در واپسین سال‌های عمرش هنگامی که چراغ چشمانش رو به خاموشی نهاده بود، سرود، شعری که نزد من، در میان همه‌ی واپسین‌گویه‌های آدمیان، راستین‌ترین الهام و تکان‌دهنده‌ترین وداع را با خود دارد:


حق چو بی‌پرده نمایان می‌شود

این زبان‌ها جمله حیران می‌شود*

بس کنم، دلبر درآمد در خطاب*

گوش شو والله اعلم بالصواب*

بی‌حس و بی‌گوش و بی‌فکرت شوید*

تا خطاب ارجعی را بشنوید*

این زبان تا هست، ننیوشی کلام

پس سخن کوتاه باید. والسّلام*


*برگردان فارسی شعر نیکسلن را از ابیات مثنوی وام گرفته‌ام. مصرع‌های ستاره‌دار از مثنوی است.

- سروده‌ی نیکلسن به روایت آربری چنین است:


When Truth shines out words fail and nothing tell;

Now hear the Voice within your hearts. Farewell.



این آخرین بیت از سروده‌ی بلندی است که کمی پیش‌تر در همین نوشته، آربری آن را نقل و تصدیق کرده است که نیکلسون در این اشعار به‌شدت متاثر از مولانا بوده است:


… او به‌ندرت درباره‌ی باورهای شخصی خود سخن می‌گفت و من نیز در بیست‌وپنج سال دوستی نزدیک با او، چیز چندانی از چگونگی پرورش و سیر و سلوک معنوی‌اش در نیافتم. با این حال، تصویری که از او در ذهنم شکل گرفت این بود که او نیز، همچون بسیاری دیگر، ایمان خود را در جوانی از دست داده بود و سپس آن را از راه هم‌صحبتی و هم‌دلیِ فکری با عارفان مسلمان بازیافته بود.


در سال‌های پیری، شعری سرود که در آن، برای نخستین بار، از اندیشه‌های درونی خود پرده برداشت. آشکار بود که این اندیشه‌ها عمیقاً از سال‌های طولانی مطالعه‌ی آثار مولانا تأثیر پذیرفته‌اند …


محمدمهدی مجاهدی
۱۶ مهرماه ۱۴۰۵

@mmojahedi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

مرتبط با مضمون یادداشت قبلی، این شواهدِ عبرت‌آموزْ تغافل‌بردار نیستند:

https://x.com/warsurv/status/2107773896250491185?s=46&t=GSCPu-zivwo-7ANWrtq-Zg

و این:

https://x.com/georgegalloway/status/2107648859748839602?s=46&t=GSCPu-zivwo-7ANWrtq-Zg

۱۵ مهرماه ۱۴۰۵
محمدمهدی مجاهدی
@mmojahedi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

فایل نشست رونمایی از کتاب جدید فوکویاما با عنوان «در قلمرو آخرین انسان» را که اخیراً در مدرسۀ اقتصاد و علوم سیاسی لندن برگزار شده است می‌توانید در اینجا بشنوید (فایل). کتاب دربارۀ مسیر تحول زندگی، مواضع، و چرخش فکری او طی پنج دههٔ اخیر است.
فوکویاما در این کتاب توضیح داده که چگونه تحت تأثیر تحولات سیاسی و اقتصادی از نظریۀ «پایان تاریخ» عبور کرده و دیگر آیندۀ لیبرال‌دموکراسی را تضمین‌شده نمی‌داند. او که زمانی از ایدئولوگ‌های جریان راست آمریکا شناخته می‌شد، امروزه خود را یک سوسیال‌دموکرات می‌داند و بر ضرورت بازتوزیع ثروت و تقویت اتحادیه‌های کارگری تأکید می‌کند.
او می‌گوید دو باور عمیق داشته که هر دو در تحولات این سال‌ها مخدوش شده‌اند: باور به اینکه مداخلۀ نظامی آمریکا می‌تواند به گسترش دموکراسی کمک کند، و باور به بازار آزاد حداکثری؛ نتایج حملۀ نظامی آمریکا به عراق باور اول، و بحران مالی ۲۰۰۸ باور دوم را گسسته است. او روی کار آمدن ترامپ در آمریکا را نشانه‌ای از وضعیت شکنندۀ دموکراسی در بازار آزاد می‌داند و تأکید می‌کند که جوامع باید نهادهای معتبری برای کنترل بازار و حفظ ظرفیت‌های نهادی دموکراسی داشته باشند.

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

آینده‌فروشی به جای تحلیل

چهارده ماه است که خیزاب حوادث ژرفاشوبْ جنوب باختری آسیا را به‌سرعت و باشدت درمی‌نوردد.

دامنه‌ی امواجی که از محیط متلاطم غزه و لبنان برخاستند، حالا سوریه را هم در برگرفته و محتمل است علاوه بر عوارضش، خودش هم به دامنه‌های عراق و یمن برسد و چه‌بسا از آن‌ها فراتر رود.

سرعت و غافل‌گیرکنندگی این حوادث فضای تحلیل روندهای گذشته را تیره و تار، زاویه‌ی دید حال را تنگ و تاریک، و خط افق آینده را پر‌چین‌وشکن و ناخوانا کرده است.

در چنین هنگام و هنگامه‌ای که «بودن یا نبودن» در بخش مهمی از محیط متلاطم جنوب باختری آسیا «مسأله» شده است، یکی از خطاهای خطیر و پرخطر گرفتار آمدن در دام شبه‌تحلیل‌هایی است که آینده‌فروشی می‌کنند و به جای روشن‌گری واقع‌بینانه درباره‌ی گذشته و اکنون و آینده‌ی نزدیک، هنر‌شان پراکندن امید‌های مبهم و محال یا نومیدی‌های موهوم و بی‌محل درباره‌ی آینده‌های دور است.

تحلیل حال با حوالت دادن به آینده‌ی دور و نامعلوم یکی از تله‌های شناخته‌شده‌ی شناختی در مقام تحلیل‌ تلاطم‌های شتابان سیاسی و اقتصادی و‌ اجتماعی است.

نخستین بار، جان مینارد کینز نقاب از چهره‌ی ممسوخ این سنخ تله‌‌های تحلیلی برداشت. او در نقد رواج این قبیل تحلیل‌ها میان اقتصادانان نوشت:

«برای راه بردن به امور جاری و سر در آوردن از آن‌ها، توسل به تحلیل‌های دوردست راهنمای گم‌راه‌کننده‌ای است. در بلندمدت همگی مرده‌ایم.‌ اگر تنها حرفی که اقتصاددانان در دوره‌های پرتلاطم می‌توانند به ما بگویند این باشد که بعد از توفان، آرامش به دریا باز می‌گردد، کار بسیار ساده و بی‌فایده‌ای را بر عهده گرفته‌اند.»

کشتی‌شکستگانی که تا آینده‌ی رؤیت‌پذیر به احتمال بالا در امواج ژرفاشوب بحران گرفتار خواهند بود، نباید فرصت کوتاه و طلایی ترمیم کشتی خود را تلف کنند، ازجمله با روایت‌سازی و رؤیاپردازی درباره‌ی خسارات دشمن، چه رسد به روایت‌بازی و آرزواندیشی درباره‌ی شکست محتوم دشمن در درازمدت یا در آینده‌ی دوردست، یا در آخرالزمان.

حتی غرق شدن کشتی دشمن در آینده نمی‌تواند منجی کشتی‌شکستگان این‌جا و اکنون باشد.

کشتی‌شکستگان این‌جا و اکنون ضمن پیش‌گیری از گسترش شکست‌ها و شکستگی‌های محتمل آینده، باید با درنگ در شکست‌های قبلی و فعلی، بکوشند به ارزیابی صادقانه‌ای از شکستگی‌های کشتی خود برسند و در فرصت بسیار کوتاه و طلایی ترمیم، همه‌ی همت خود را صرف بازسازی خود کنند.

ایشان حتی اگر مانند دشمن بخواهند درگیری را در آینده ادامه یا گسترش دهند، باز هم چاره‌ای جز گشودن چشم واقع‌نگر بر شکست‌ها و شکستگی‌های گذشته و اکنون و بازسازی و ترمیم فوری آن‌ها در فرصت‌های تنگ و طلایی باقی‌مانده ندارند.

۱۶ آذرماه ۱۴۰۳
@mmojahedi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

نظریه‌ای در اعجاز قرآن در ۱۲ شماره

بخش ۱: مقدمه
/channel/QuranPazhoohi/1679

بخش ۲: ادیان و زبان‌های سامی در عصر نزول
/channel/QuranPazhoohi/1680

بخش ۳: پیامبر امی و اسامیِ با مسمّا
/channel/QuranPazhoohi/1681

بخش ۴: باز هم اسامیِ با مسمّا
/channel/QuranPazhoohi/1682

بخش ۵: جناس میان‌زبانی و میان‌ادیانی
/channel/QuranPazhoohi/1683

بخش ۶: ارتقای معناییِ میناگرانه در تلمیح به مضامین
/channel/QuranPazhoohi/1684

بخش ۷: پاسخ به مباحث تخصصی در گعده‌های ادیان
/channel/QuranPazhoohi/1685

بخش ۸: استفاده حرفه‌ای از علم صرف عربی در نقد باورها
/channel/QuranPazhoohi/1686

بخش ۹: نقد به باورهای پیشین با تلمیح‌های هوشمندانه به تمثیل‌ها و ادعیه‌ی خاص
/channel/QuranPazhoohi/1687

بخش ۱۰: نمادینگی فرم و معنا
/channel/QuranPazhoohi/1688

بخش ۱۱ (تکمله‌ی ۱): نقدی به شروط شش‌گانه‌ در مقدمه
/channel/QuranPazhoohi/1689

بخش ۱۲ (تکمله‌ی ۲): در مورد معنای مُهَيْمِن
/channel/QuranPazhoohi/1690


فایل صوتی از این یادداشت‌ها- تولیدشده با هوش مصنوعی:
/channel/QuranPazhoohi/1693
@Quranpazhoohi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

مرجع زمینی

✍🏻علی‌اشرف فتحی
به مناسبت هفتمین روز رحلت آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی

نوشتن و ثبت جزئیات الهام‌بخش زندگی روحانیون و شخصیت‌های مذهبی، سنتی است که پیشینه‌اش به قرن‌ها پیش از اسلام می‌رسد. قدیس‌نگاری مسیحی اهتمام ویژه‌ای به ثبت اطلاعات زندگی روحانیون مسیحی داشت و می‌کوشید قداست و تنزه مخصوص حضرت مسیح را به آنان نیز تسری دهد. این سبک تاریخ‌نگاری و زندگی‌نامه‌نویسی به مسلمانان نیز سرایت کرد و داستان‌های ماورایی و خارق‌العاده درباره زندگی بزرگان دینی و روحانیون مورد علاقه مؤلفان مسلمان نیز قرار گرفت. حتی اکنون نیز کتاب‌های بسیاری درباره «کرامات» یا اعمال و مختصات خارق‌العاده و ماورایی روحانیون معاصر نوشته و مورد استقبال قرار می‌گیرد. حتی درباره سیاسی‌ترین روحانی و فقیه معاصر یعنی بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز کتابی با عنوان «کرامات امام خمینی» در سال ۱۳۷۸ منتشر شد که مورد استقبال برخی از دوستداران ایشان قرار گرفت.

گمان می‌کنم که استاد بزرگوار ما مرحوم آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی با آنکه به‌شدت از مداخله در امور سیاسی احتراز داشت و خود را متخصص در این امر نمی‌دید و از همین رو به‌شدت مستعد نقل چنین حکایاتی بود، اما به‌گونه‌ای زیست و رفتار کرد که دوستدارانش او را به پژوهشگری و مردمداری شناختند و درباره‌اش کشف و کرامت ماورایی نقل نشد. چند ویژگی به ساخت چنین شخصیتی از ایشان کمک کرد؛

1️⃣نخست آنکه بسیار در دسترس و سهل‌الوصول بود و عادی‌ترین افراد جامعه می‌توانستند هر روز با او سخن بگویند و از او سوال کنند. او سخاوتمندانه و کریمانه و در نهایت صبوری و ادب به سوالات افراد مختلف در مسیر تردد پیاده خود به حرم حضرت معصومه(س) و دفترش پاسخ می‌داد و تا همین چند سال پیش که در حدود نود سالگی تردد پیاده برایش دشوار شد و با وسیله نقلیه به حرم و دفتر می‌رفت، این سنت را ادامه داد.

2️⃣دوم آنکه به شدت از تبلیغ چهره خود ابا داشت. از پدرش مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید احمد زنجانی آموخته بود که قدمی در راستای بزرگنمایی خود یا دیگران و مریدبازی برندارد تا روحیه آزادمنشی‌اش مخدوش و محدود نشود. لازمه قدیس‌سازی، ترویج اغراق‌آمیز و چاپلوسانه است و آقای شبیری از غلو و چاپلوسی بسیار بیزار بود. این امر نیز او را به یک روحانی زمینی تبدیل می‌کرد و دین و معنویات را نردبان ترقی خود و دیگران نمی‌دید. در نقل حکایت مکاشفه یا رویت امام زمان درباره افراد مختلف بسیار محتاط بود و اغلب این حکایات را با بدبینی زیر سوال می‌برد. می‌گفت برای خدمت به دین لازم نیست داستان مکاشفه و رویت و احضار جن و روح درباره خودمان یا دیگران نقل کنیم، همین که در صدد ارائه محققانه دین و خدمت به مومنان باشیم کافی است.

3️⃣سومین ویژگی مهم او این بود که با وجود موقعیت کم‌نظیر حوزوی و اجتماعی‌اش از به زبان آوردن کلمه «نمی‌دانم» ذره‌ای هراس نداشت. اگر چیزی را نمی‌دانست، به راحتی می‌گفت که نمی‌داند. این نیز به او چهره‌ای زمینی و سهل‌الوصول می‌بخشید و به او کمک می‌کرد که حتی در نزدیکی صد سالگی از شنیدن مطالب جدید از زبان جوانان مشعوف شود و تشنه یادگیری باشد. در دیداری که با رییس‌جمهور پیشین داشت، در پاسخ به او که درخواست ارائه راهکار در مسائل اقتصادی کرده بود گفت تخصصی در این زمینه ندارد و باید از متخصصان راهکار خواست.

4️⃣چهارمین ویژگی او که به تحکیم ارتباط او با جامعه امروز و تقویت درک او از وضعیت واقعی جامعه کمک می‌کرد، علاقه او به نظرخواهی از افراد مختلف درباره اوضاع جامعه بود. از نسل‌های مختلف و طیف‌های گوناگون در مهمانی‌ها و دیدارها درباره وضعیت جامعه می‌پرسید و سعی می‌کرد خود را در خلأ اطلاعاتی گرفتار نکند. این ویژگی نیز به تقویت پیوند او با آدم‌های امروزی و وضعیت واقعی آنها کمک می‌کرد و او را در اوهام و تخیلات گرفتار نمی‌کرد.

5️⃣پنجم آنکه کثرت مطالعه تاریخی به او بینش واقع‌بینانه‌ای بخشیده بود و او را از دو آفت بزرگ زیاده‌روی و شتابزدگی دور می‌کرد. او اغلب تا پاسی از شب مشغول مطالعه کتب و مقالات قدیم و جدید بود و اطرافش همیشه مملو از کتاب‌هایی بود که ناشران یا مولفان به ایشان هدیه می‌دادند تا از تازه‌ترین کتاب‌ها عقب نماند.

🌐همین یادداشت در ایرنا
@taqriraat

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

آن ملّتی سقوط نمی‌کند که نظریه سقوط دارد

منتسکیو این را به اروپا نشان داد که درباره همه مسایل می‌توان با خردورزی بحث کرد و از آن سقوط‌ها (رم) درس گرفت.
این بحث در تمدن‌هایی مثل ما فهمیده نشد، هربار هم که خصوصاً در دهه ۳٠-۴٠ فکر می‌کردند که غرب سقوط می‌کند اما سقوط نمی‌کرد به این علت بود که آنها نظریه سقوط دارند ولی ما نداریم. آن ملتی سقوط می‌کند که نظریه سقوط نداشته باشد نه آن ملتی که نظریه سقوط دارد.
ادبیات خوانی

@JavadTaba 🌲

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

محمدرضا شجریان [∞ - ١٣١٩]

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

مرجع ملجأ

✍🏻علی‌اشرف فتحی
نقش‌آفرینی استاد فقیدمان آیت‌الله‌العظمی سید موسی شبیری زنجانی در عرصه سیاست و اجتماع، منحصر به‌فرد و حساب‌شده بود. او به لحاظ جایگاه مهم حوزوی‌ و مذهبی‌اش مورد رجوع مقلدانی مختلف؛ از شهرنشین تا روستایی بود، به لحاظ جایگاه مهم علمی و پژوهشی‌اش مورد ارجاع محققان علوم مختلف دینی و اجتماعی در کتاب‌ها و مقالات‌شان قرار داشت و به لحاظ موقعیت ممتازش به عنوان استاد و معتمد بسیاری از مقامات ارشد نظام نیز مورد مراجعه بسیاری از کسانی بود که احساس می‌کردند ظلمی در حق آنان روا شده و از ایشان درخواست وساطت برای رفع ظلم داشتند. گاهی نیز خود ایشان پیش‌قدم می‌شد و بدون اینکه ستمدیده‌ای از او درخواست کمک کند، در جهت رفع ظلم و ایجاد آشتی و عفو قدم برمی‌داشت. تلاش‌های او برای رفع حصر مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری و میرحسین موسوی و عفو شیخ احمد منتظری و توصیه‌های مکررش به رسیدگی مسؤولان نسبت به وضعیت معیشتی مردم در راستای همین نقش‌آفرینی‌های منحصر به‌فرد بود.
او که در لسان بسیاری از حوزویان و دوستدارانش با عنوان صمیمانه «آقا موسی» یاد می‌شد، هم در چارچوب سنتی یک فقیه و رجالی تراز اول بود و مورد توجه فقهای بزرگ معاصر و به‌ویژه آیت‌الله‌العظمی سیستانی قرار داشت، و هم بسیاری از طیف نوگرای مذهبی جامعه نیز او را به عنوان مرجع آشنا به اقتضائات زمانه می‌دانستند. به‌ویژه پس از آنکه دیگر استادمان مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری عملا مقلدان خود را به ایشان ارجاع داد، موقعیت مرجعیتی ایشان جدی‌تر شد و ایشان که تا زمان درگذشت آقای منتظری از انتشار کامل رساله عملیه و تاسیس سایت اینترنتی خودداری کرده بود، بیش از قبل به عنوان مرجع تقلید مطرح شد، اما باز هم از تاسیس دفتر در شهری جز قم خودداری کرد و عملا از بسیاری از عواملی که دامنه مقلدان و مرجعیت ایشان را توسعه می‌داد، پرهیز داشت.
آیت‌الله فقید اساسا شخصیتی ستیزه‌جو و ستیزه‌خو نبود و سامان امور را در نرم‌خویی و مدارا و شکیبایی جستجو می‌کرد. از همین رو کسانی که تمشیت یا تغییر امور را به روش‌های رادیکال و قاطع می‌پسندیدند، منش ایشان را قبول نداشتند. با این حال چنین فاصله و تفاوتی سبب نمی‌شد که از آنها کینه‌ای به دل بگیرد یا در مقام تخاصم و تشدید تنش برآید. حتی وقتی در سال ۱۳۹۷ نامه عتاب‌آلود و توبیخ‌آمیز آیت‌الله محمد یزدی درباره دیدار ایشان با سید محمد خاتمی و چند روحانی اصلاح‌طلب منتشر شد و بسیاری توقع داشتند که آقای شبیری هم پاسخ کوبنده‌ای به آن نامه بدهد و البته برخی نیز تلاش داشتند که ایشان با پذیرش توبیخ و عتاب آن نامه، از رییس وقت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عذرخواهی کند، ایشان بار دیگر روش میانه را در پیش گرفت و فقط سکوت کرد؛ چراکه معتقد بود مسائل مهم‌تری در کشور وجود دارد و نباید در مسیر اصلاح امور و بهبود وضعیت مردم حاشیه‌سازی کرد.
همین ویژگی مهم سبب شده بود که ایشان هیچ‌گاه در میانه دعواهای سیاسی قرار نگیرد و همواره موضع پدرانه و خیرخواهانه نسبت به همه داشته باشد. سال ۹۲ که نسبت به دهه‌سازی برخی هیات‌های عزاداری و افراط در عزاداری‌ها هشدار داد، با واکنش‌های تند و توهین‌آمیز برخی روحانیون صاحب‌عنوان مواجه شد که او را متهم به تضعیف دین و مذهب کردند، اما او کوچک‌ترین گلایه‌ای از آنان نکرد.
حتی وقتی در آبان ۱۳۹۶ آشکارا ضمن انتقاد از پرکاری سیاسی طلاب و روحانیون، نسبت به کاهش منزلت اجتماعی روحانیت هشدار داد و از روحانیون خواست در کنار مردم قرار گیرند، واکنش‌های گزنده‌ای از زبان برخی روحانیون صاحب‌منصب و طلاب جوان شنید، اما باز هم در سبیل حقد و کینه نیافتاد و بزرگ‌منشانه از مجادلات حاشیه‌ساز پرهیز کرد.
او عمیقا به نگاه پدرش مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید احمد زنجانی باور داشت که اسفند ۱۳۰۴ همزمان با آغاز سلطنت پهلوی و فوران امواج تجددخواهانه در جامعه ایران، در رساله‌ای به نام «خیر الامور» از «شاهراه اعتدال» سخن گفته و مذهبی‌ها و لامذهب‌های جامعه را به میانه‌روی و پرهیز از افراط و تفریط فراخوانده بود. شبیریِ پدر در ابتدای این رساله نوشته بود: «غالب مسلمین بین قدیمی مُفرِط و جدیدی مُفَرِّط، شاهراه اعتدال را گم کرده، از حقیقت اسلام دور افتاده‌اند که روح اسلام و مقنّن اسلام از هر دو[ی] اینها الیم و مکدر است».
شبیریِ پسر نیز همانند پدر همواره کوشید تا حد امکان از تشدید تقابل میان دین و اقتضائات روزگار نو بپرهیزد و با توسعه مفهوم «بنای عقلا» به عقلانیت معاصر، سنگر دین را در برابر امواج کوبنده مدرنیته تقویت کند.

📰این یادداشت در صفحات اول و چهارم شماره امروز روزنامه شرق (۳۱ شهریور ۱۴۰۵) منتشر شده است.
@taqriraat

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

استعمارگری همیشه بدین شکل نبوده که گروهی کاملا متمدن برای متمدن کردن گروهی کاملا وحشی، دست به اشغال سرزمینی و تاراج منابع آنها زده باشند. اینکه جناب تدینی محترم تمام اَشکال مستعمرات را در قبیله‌های آدمخوار خلاصه می‌کند مبتذل‌ترین تصویر این قضیه است. لودویگ فون‌میزس ـ اقتصاددان و از چهره‌های برجسته‌ی لیبرالیسم کلاسیک ـ درباره‌ی سنت استعماری اروپاییان می‌نویسد:

ایده ها و مقاصدی که از عصر اکتشافات سرزمینی بزرگ، هدایتگر سیاست استعماری قدرتهای اروپایی بوده است حادترین تضاد را با اصول لیبرالیسم دارد. دیدگاه هدایتگر سیاست استعماری این بود که نژاد سفید از قدرت مقهور کننده خود بر اعضای نژادهای دیگر نهایت استفاده را ببرد. اروپاییها مجهز به همۀ سلاحها و ابزارهای کمکی که تمدن اروپایی در اختیارشان گذاشته بود به راه افتادند تا ملتهای ضعیف تر را مطیع خود کنند، دارایی‌شان را به یغما برند و خودشان را هم به بردگی کشند. همواره کوشیده اند انگیزه‌های راستین سیاست استعماری را با این بهانه‌ها پنهان کنند و خوش‌نما جلوه دهند که هدف هیچ نیست مگر این که اقوام وحشی نیز از برکات تمدن اروپایی بهره‌مند شوند" (فون میزس، لیبرالیسم، ترجمه مهدی تدینی، فصل مربوط به استمعار)
من در اینجا از ترجمه‌ی فارسی خود ایشان نقل کردم و به اصل کتاب ارجاع ندادم (پیش‌تر مطالبی را از اصل کتاب میزس قرار داده بودم) تا ساده‌سازی این بحث را به نقل یکی از استوانه‌های فکری لیبرالیسم ـ که برچسب چپ هم نمی‌توان به او زد ـ نشان داده باشم. و البته میزس تنها نیست. کارل پوپر ـ یکی از مهم‌ترین لیبرال‌های منتقد مارکسیسم ـ هم سخنان دقیقا مشابهی دارد:
... the misery imposed upon the natives through colonization is one of the darkest chapters in the history of civilization..." (Karl Popper, The Open Society and Its Enemies, vol. 2, p. 177, London: George Routledge and Sons, 1947)

استعمارگران فرانسوی و ایتالیایی در مصر، الجزایر و شمال افریقا (مهد ابن خلدون و ابن بطوطه و دانشگاه قَرَویین) هیچ‌گاه با قبیله‌های آدمخوار مواجه نشدند چنان‌که استعمارگری پنهان روس‌ها و انگلیسی‌ها در ایران عصر قجری هم با این تصویر نسبتی ندارد. اساسا استعمارگری غربی روی یک شالوده‌ی الهیاتی بنا شده بود: اینکه امت مسیحی حق دارد بقیه امت‌ها را مسیحی کند. خود غربیان در طلیعه‌ی جنبش‌های استعماری بر سر این قضیه وارد مناقشات کلامی و فلسفی شدند. ما در اینجا و اینجا به گوشه‌ای از این بحثهای قُدَمایی علمای غربی بر سر این مسأله اشاره کردیم (مناقشه‌ی وایادولید در قرن شانزدهم). بماند که فارغ از یکدست نبودن ماهیت مستعمرات، خود استعمار هم چهره‌های گوناگون داشت و فی‌المثل باید بین استعمار صرفا غارتگر اسپانیایی در امریکای لاتین با استعمار انگلیسی در امریکای شمالی تفاوت نهاد (برخی از جزییات این موارد را عجم اوغلو و رابینسون متذکر شده‌اند). ضمن اینکه نباید فراموش کرد تاراج منابع انسانی و طبیعی مستعمرات نقش مهمی در ثروتمند کردن استعمارگران بازی کرده است (مانند ترانزیت میلیون‌ها برده و نیروی کار رایگان از افریقا به اروپا).
و اما درباره‌ی چپ و استعمار: نیروهای چپ گاه خود بخشی از استعمار بودند و اینجا هم تصویر ذاتگرایانه‌ی جناب تدینی محترم مخدوش است. نمونه‌اش پدران بنیانگذار اسراییل است. اسراییل را نیروها و چریک‌های چپگرا بنیاد گذاشتند و اساسا حامی اول و اهم آنها در آن برهه‌ی حساس، دولت استالین ـ و نه امریکا ـ بود؛ چراکه حکومت شوروی جنبش صهیونیسم را نیرویی علیه رقیبش بریتانیا در خاورمیانه می‌دید؛ نیرویی که البته خود ویژگی استعماری داشت و مورخان صهیونیستی مانند بنی‌موریس هم به ویژگی‌های استعماری تأسیس دولت یهودی (Jewish state) اشاره کرده‌اند؛ حتی کسی چون وایزمن (اولین رییس جمهور اسراییل) در نطق مورخ 8جولای 1947 در سازمان ملل ـ به نمایندگی از آژانس یهود ـ اقدامات همین صهیونیست‌های غالبا چپگرا را از اقدامات دولت‌های استعماری قیاس می‌گیرد. همچنین جناب تدینی بهتر از من می‌داند که بخشی از فعالان چپ در انترناسیونال و نیز در دولت‌های فرانسه و بریتانیا از پدیده‌ی استعمار در خاورمیانه و شمال افریقا دفاع می‌کردند. چنان‌که استعمارگری نسبت وثیقی هم با فاشیسم آلمانی دارد.
القصه تقلیل مسأله‌ی استعمارگری به منازعه‌ی چپ و راست کاملا مخدوش و نادرست است و تاریخ استعمار هم هیچگاه ممدوح و مقبول همه‌ی لیبرال‌ها نبوده و اصلا تاریخ یکدستی هم نداشته است.


@AdnanFallahi

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

سومین مدرسهٔ تابستانی اندیشه دینی معاصر آدم (مجازی) | شهریور ۱۴۰۵

‌ 🔻 با ارائۀ ۱۰ استاد و پژوهشگر برجسته از ایران، آمریکا و آلمان

🔻 ۱۵ ساعت ارائۀ آموزشی
چهارشنبه، پنج‌شنبه ۱۸ و ۱۹
و
چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

◀️ با رویکرد علمی و انتقادی به پرسش ها و‌چالش های معاصر درباره جنسیت و‌جایگاه آن در جهان اجتماعی و دینی
‌
🎓 اعطای گواهی
🌐 برگزاری جلسات مجازی در اسکای روم
👥 شبکه‌سازی و تعامل علمی

🔗 جهت شرکت در مدرسه تابستانه اینجا را کلیک کنید و در صورت نیاز به راهنمایی، @genderstudies21 در تلگرام پیام دهید.

#مدرسه_تابستانی
#آدم
#مطالعات_زنان
#مطالعات_جنسیت
#رویکرد_مراقبت_محور
#هوش_مصنوعی
#دید_زنانه_نگر
#پرواداری
#فلسفه #الهیات_زنانه_نگر

⚡️  پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)

Читать полностью…

MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی

آمار کشته‌شدگان دی‌ماه از کجا آمد؟
گزارش تحقیقی کریم نیکونظر درباره دی‌ماه و اتفاقات قبل و بعد از آن

کریم نیکونظر، روزنامه‌نگار مستقل و پادکستر رادیو تراژدی، بعد از چند ماه بررسی و تحقیق، گزارشی درباره جان باختگان حادثه دی‌ماه سال گذشته نوشته و منتشر کرده است. او به سراغ سردبیران نشریات تایم، گاردین، آسوشیتدپرس، دفتر گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل و اتحادیه‌ی اروپا و... رفته و در گفتگو با آنها، پرسیده است اعداد 30 هزار یا 50 هزار نفر کشته شده را از کجا آوردید و چگونه راستی‌آزمایی کردید؟

@JournalistsClub1

Читать полностью…
Subscribe to a channel