shahname_yazd | Unsorted

Telegram-канал shahname_yazd - انجمن شاهنامه فردوسی یزد

-

Subscribe to a channel

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

آخرین باری که به حرف‌های شما گوش کردند کِی بود؟
اگر مثل اکثر مردم باشید احتمالا به یاد آوردن آن برایتان دشوار خواهد بود. به زمانی بیاندیشید که چند تن را را در حال گفتگو پیرامون مسئله‌ای دشوار مشاهده کردید، گفتگوی آنها چگونه پیش رفت؟ آیا توانستند عمق مطلب را بشکافند؟ آیا به تفاهمی مشترک دست یافتند که ماندنی بوده باشد؟ یا اینکه افرادی چوبی و مکانیکی بوده و هر یک فقط درباره‌ی نگرانی‌ها و احساسات خود واکنش نشان می‌دادند و فقط نگرانی‌ها و احساسات خود را مدنظر قرار می‌دادند و فقط آنچه را موافق نظرات از قبل شکل گرفته خودشان بود می‌شنیدند؟ علی‌رغم نیت ِخیرمان، اکثراً در مدت گفتگو منتظر اولین فرصتی هستیم تا اظهارات و عقاید خود را ارائه دهیم، و هنگامی که بحث داغ می‌شود آهنگ گفتگو‌های‌مان شبیه به جنگ مسلحانه‌ی خیابانی می‌شود؛ تو اشتباه می کنی! این حرف خنده دار است! و امتیازها نصیب کسی می‌شود که زودتر اسلحه‌ی خود را بکشد یا مدت طولانی‌تری قلمرو خود را حفظ کند. شخص آشنایی اخیراً به شوخی می‌گفت: مردم به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند، بلکه برای حمله‌ی مجدد سلاح خود را دوباره پُر می‌کنند. وقتی که تلویزیون صحنه هایی از نمایندگان مردم و رهبران جامعه‌ی ما را تحت نام مباحثه‌ی مستدل و معقول در حال جانبداری، هو کردن و شیشکی بستن در جلسات کنگره یا پارلمان و غیره به نمایش می‌گذارد در می‌یابیم اشکالی جدی در کار است. آنها نیز چنین درکی دارند اما به نظر می‌رسد از انجام هر گونه اقدامی در این باره عاجزند.

✍️ #ویلیام_اسحاق
📚 گفتگو و هنر با هم اندیشیدن

🛫 @Tafakkor


🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

وزیر خارجه جاهل و بی‌خِرد آمریکا که هفته گذشته با بی‌شرمی، تمدن ایران را تمدنی «غارتگر»، «متجاوز» و فاقد فرهنگ معرفی می‌کرد، حالا در سمرقند ایستاده و با بناها و نقش‌هایی عکس یادگاری می‌گیرد که ریشه در همان دست و پنجه و روح هنرپرور ایرانی دارند.

از معماری و شهرسازی تا شعر و ادبیات، از فلسفه و هنر تا آثار باستانی و میراث فرهنگی، این سرزمین قرن‌ها در ساختن، آفرینش و فرهنگ‌پروری سهمی داشته که نمی‌توان با چند جمله جاهلانه انکارش کرد.

تمدنی که از هنر و اندیشه تا آثار باستانی، میراثی چنان سترگ بر جای گذاشته که قرن‌ها پس از خلق آن، هنوز جهانیان در برابرش می‌ایستند و احساس حیرت می‌کنند.

و شاید همین شکوه ماندگار است که در طول قرن‌ها، حسادت، کینه و دشمنی بسیاری را برانگیخته است، چراکه برخی نمی‌توانند عظمت یک تمدن را ببینند، بی‌آنکه از مقایسه با آن احساس حقارت کنند.

و البته دردناک‌تر از نادانی دشمنان، ناآگاهی بخشی از خود ماست. بسیاری از ما ایرانیان هنوز به عظمت میراثی که به ما ارث رسیده است واقف نیستیم.
@kharmagaas

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

📝 ایرانیانی که نه حکومت، نه دشمن خارجی،
بلکه یکدیگر را بزرگ‌ترین مانع آینده ایران تصور می‌کنند


✍️#حسین_قتیب


در سفر اخیرم به ایران، چیزی بیش از گرانی، فشار اقتصادی یا نارضایتی سیاسی توجهم را جلب کرد. آنچه بیشتر آزاردهنده بود، نوعی گسست در خود جامعه بود. احساس می‌کردم آدم‌ها فقط نظرهای متفاوت ندارند، بلکه گاهی در دو واقعیت متفاوت زندگی می‌کنند.
این را در گفت‌وگوهای روزمره می‌شد دید. در تاکسی، مهمانی، مطب، فروشگاه و جمع‌های خانوادگی. یک اتفاق واحد برای دو نفر می‌توانست دو معنای کاملاً متضاد داشته باشد. نه فقط در تحلیل آن اتفاق، بلکه حتی در این‌که اصلاً چه اتفاقی افتاده است. منابع خبری متفاوت، شبکه‌های اجتماعی متفاوت و سال‌ها زندگی در حباب‌های شناختی متفاوت، کم‌کم چیزی را از بین برده که هر جامعه‌ای برای ادامه حیات به آن نیاز دارد: حداقلی از واقعیت مشترک.
به نظرم بخش مهمی از این وضعیت محصول فرایندی است که از اواخر دهه ۱۳۹۰، و به‌ویژه پس از ۱۳۹۶، شدت گرفت. خالص‌سازی سیاسی و بسته‌تر شدن فضای رسمی فقط نیروهای سیاسی را حذف نکرد. مهم‌تر از آن، بخش بزرگی از نیروهای واسط را از میان برد. کسانی که می‌توانستند بین حکومت و جامعه، میان اعتراض و سیاست رسمی، و میان دو سوی شکاف اجتماعی نقش میانجی داشته باشند، به‌تدریج ضعیف یا حذف شدند.
نتیجه این نبود که جامعه یکدست‌تر شود. درست برعکس، جامعه رادیکال‌تر شد.
وقتی راه سیاست میانه بسته می‌شود، میانه جامعه هم به‌تدریج ضعیف می‌شود. آدم‌ها احساس می‌کنند انتخابی جز قرار گرفتن در یکی از دو سوی منازعه ندارند. زبان سیاست هم تغییر می‌کند. مخالف دیگر کسی نیست که اشتباه فکر می‌کند، بلکه کسی است که باید از سر راه کنار برود. از یک طرف، بخشی از حکومت جامعه ناراضی را مسئله امنیتی می‌بیند. از طرف دیگر، بخشی از مخالفان نیز هرکس را که با روایت حداکثری آنان همراه نباشد، مدافع وضع موجود، مزدور یا بخشی از مسئله تلقی می‌کنند.
اما آنچه در این سفر برایم حتی مهم‌تر بود، نقش رسانه بود. سال‌هاست درباره اثر رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور مانند اینترنشال و شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌شود، اما وقتی مدتی در ایران زندگی می‌کنی، اثر آن را در مقیاسی متفاوت می‌بینی. رسانه دیگر فقط خبر منتقل نمی‌کند. واقعیت اجتماعی تولید می‌کند.
گروهی از مردم تقریباً تمام ایران را از خلال مجموعه‌ای از تصاویر شکست، سرکوب، فروپاشی، مهاجرت و نفرت می‌بینند. در سوی دیگر، رسانه رسمی تصویری می‌سازد که در آن بخش بزرگی از بحران‌های واقعی جامعه یا دیده نمی‌شود یا محصول دشمن معرفی می‌شود. میان این دو تصویر، خود ایران، با همه پیچیدگی و تناقضش، گم می‌شود.
شبکه‌های اجتماعی این وضعیت را شدیدتر کرده‌اند. الگوریتم‌ها از آرامش تغذیه نمی‌کنند. خشم، تحقیر، ترس و نفرت بیشتر دیده می‌شود و بیشتر دست‌به‌دست می‌شود. روایت معتدل جذابیت کمتری دارد. کسی که بگوید واقعیت پیچیده‌تر از این دو تصویر است، اغلب از هر دو طرف متهم می‌شود.
در این سفر بیش از گذشته به این فکر کردم که شاید خطر اصلی برای ایران فقط failed state نباشد. شاید خطر عمیق‌تر، چیزی باشد که می‌توان آن را failed society نامید.
جامعه شکست‌خورده لزوماً جامعه‌ای نیست که دولت در آن فروپاشیده باشد. ممکن است دولت همچنان اداره، ارتش، پلیس، وزارتخانه و قدرت تصمیم‌گیری داشته باشد، اما جامعه به‌تدریج توان گفت‌وگو، اعتماد و همکاری را از دست بدهد. شهروندان دیگر خود را اعضای یک جامعه سیاسی مشترک نبینند، بلکه گروه‌هایی ببینند که آینده یکی فقط با شکست دیگری ممکن است.
نشانه‌های این وضعیت را در ایران امروز می‌توان دید. حتی درباره جنگ، امنیت ملی، تمامیت ارضی یا مداخله خارجی نیز توافقی که زمانی بدیهی به نظر می‌رسید، دیگر همیشه بدیهی نیست. گروهی ممکن است از ضربه خوردن بخشی از ساختار کشور خوشحال شود، چون آن ساختار را نه متعلق به ایران بلکه متعلق به رقیب سیاسی خود می‌بیند. در سوی دیگر نیز ممکن است هر انتقاد داخلی در شرایط بحران به خیانت تعبیر شود.
این دقیقاً نقطه خطرناک ماجراست.
کشوری می‌تواند بحران اقتصادی را پشت سر بگذارد. حتی نهادهای سیاسی ناکارآمد را می‌توان اصلاح کرد. اما اگر جامعه‌ای اعتماد متقابل و احساس سرنوشت مشترک خود را از دست بدهد، بازسازی آن بسیار دشوارتر است.
آنچه من در این سفر دیدم هنوز یک جامعه فروپاشیده نبود. ایران همچنان پر از روابط خانوادگی، دوستی، شوخی، زندگی روزمره، کمک متقابل و نوعی سرسختی اجتماعی است که بارها در تاریخش آن را نجات داده است. اما در زیر این زندگی روزمره، شکافی در حال عمیق شدن است.
شکافی که فقط میان حکومت و مردم نیست.
میان خود مردم است.
و شاید خطرناک‌ترین مرحله زمانی آغاز شود که ایرانیان دیگر نه حکومت، نه دشمن خارجی، بلکه یکدیگر را بزرگ‌ترین مانع آینده ایران تصور کنند.


🛫 @HosseinGhatib

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

این ویدیوی قدیمی ، آواز خوندنی دختر کوچولو رو یادتونه ؟

ایشون بهار گودرزی هستن همون دختربچه‌ ای که یه زمانی ویدیوی آواز خوندنش تو کلاس وایرال شده بود. حالا بزرگ شده و این هنر رو خلق کرده 👏👌


@moallemshad

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

درودها از بن جان،
در سرآغاز هفته‌ای دیگر ، همراه با آرزوی شادی و تندرستی، بازهم از سخن فرزانه توس پیشکش پیشگاه یکایک هم‌میهنان و یاران گرامی!

مهرورزتان - حامی


#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۴۷


@ShahnamehToosi

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

🖤 استاد #پیروز_مجتهدزاده درگذشت.

پیروز مجتهدزاده، استاد و پژوهشگر جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، روز جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ درگذشت. خبر درگذشت او در رسانه‌های ایران منتشر شده است.

مجتهدزاده در طول فعالیت حرفه‌ای خود در زمینه مطالعات مرزی و ژئوپلیتیک خلیج فارس حضوری مستمر داشت و آثارش در مباحث مربوط به موقعیت منطقه‌ای ایران مورد استفاده و ارجاع قرار گرفته‌اند. درگذشت او، پایان زندگی یکی از پژوهشگرانی است که بخش مهمی از فعالیت دانشگاهی خود را به بررسی جایگاه جغرافیایی و راهبردی ایران اختصاص داد.

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

‍ « وقتی مقامات عالی رتبه حکومت در این ۴۸ سال ، تاریخ هزاران ساله سرزمین نیاکانی را انکار می کند ، چه توقعی از روبیو و امثال او باید داشت .!!.»


📝 نامه‌ای به روبیو..

✍️ #فاطمه_شمس


به عنوان یک معلم در یکی از دانشگاه‌های آیوی(io)، دانشگاه پنسیلوانیا ، و به عنوان کسی که سال‌ها صرف تدریس تاریخ و فرهنگ پارسی و تقاطع‌های آن‌ها با تاریخ و فرهنگ یونانی و غربی کرده‌ام، می‌نویسم.

روایت خطرناک شما از تاریخ پارسی-یونانی که به شدت اروپامحور است ، نه تنها تحریف‌شده و گمراه‌کننده است،
بلکه  ابتدائی ترین واقعیت‌ها در مورد قرن‌ها تبادل فرهنگی بین تمدن‌هایی را نادیده می‌گیرد که شما آن‌ها را به عنوان اساساً متخاصم، قاب‌بندی کرده‌اید.

تمدن یونانی در انزوا از همسایگان شرقی‌اش توسعه نیافت، و آنچه ما اکنون تمدن غربی می‌نامیم، به طور مستقل از جهان‌های فکری و فرهنگی شرق آن پدیدار نشد.

پارسیان و یونانیان صرفاً دشمنانی نبودند که در یک مبارزه تمدنی ابدی قفل شده باشند .
آن‌ها همچنین همسایگانی بودند که جهان‌هایشان از طریق دیپلماسی، تجارت، هنر، مذهب، ادبیات، فلسفه، علم و اندیشه سیاسی با یکدیگر تقاطع پیدا می‌کرد.

خود امپراتوری هخامنشی یک جهان وسیع و چندفرهنگی بود که مدیترانه را به آسیای مرکزی متصل می‌کرد.
متفکران یونانی در جهانِ  وسیع‌ترِ پارسی، زندگی و سفر می‌کردند،
در حالی که دانش، هنر و ایده‌های سیاسی یونانی در سراسر مدیترانه شرقی و فراتر از آن گردش می‌کرد.
این برخورد‌ها، پیچیده، متقابل و اغلب تحت تأثیرِ  تعارض و هم همکاری بودند.

بله، جنگ‌های امپراتوری بین پارسیان و یونانیان وجود داشت، درست همان‌طور که جنگ‌هایی بین دیگر امپراتوری‌های باستانی بود.
اما کاهش تاریخ آن‌ها به تهاجم‌های نظامی در حالی که قرن‌ها تماس و تبادل فرهنگی را محو می‌کنید، تحلیل تاریخی نیست.
این، ساخت اسطوره ایدئولوژیک است.

اگر شما به طور جدی با تاریخ‌های فلسفه، ریاضیات، نجوم، اسطوره‌شناسی، هنر و ادبیات پارسی و یونانی درگیر می‌شدید، ممکن بود تشخیص دهید که چقدر ناکافی و خطرناک است که دوگانگی‌های تمدنیِ خام را بازتولید کنید که توسط فیلم  نژادپرستانه 300  notoriously،  محبوب شده است.

فراخواندن این کاریکاتور از تاریخ باستان برای بسیج حمایت از تهاجم نظامی معاصر ، یک خطای تاریخی بی‌گناه نیست.
این یک راه برای ساخت دشمن است با ارائه یک تمدن کامل به عنوان یک تهدید وجودی.

تاریخ به ما نشان می‌دهد که چنین بلاغتی، به کجا می‌تواند منجر شود.
نازی‌ها از اسطوره‌های تحقیر ملی و خیانت پس از جنگ جهانی اول سوءاستفاده کردند و یهودیان را قربانی کردند تا exclusion، آزار و اذیت و در نهایت نسل‌کشی را مشروعیت بخشند.

شرایط تاریخی متفاوت است، اما هشدار گسترده‌تر باقی می‌ماند:
ساخت عمدی دشمنان تمدنی می‌تواند به نرمال‌سازی غیرانسانی‌سازی و خشونت جمعی کمک کند.

وقتی یک مقام ارشد آمریکایی به طور گزینشی یک تاریخ پیچیده را  به وضوح تحریف می‌کند، سلاح‌سازی می‌کند، اطلاعات غلط را گسترش می‌دهد.
او به پیشبرد یک جهان‌بینی کمک می‌کند که در آن جنگ بین تمدن‌ها، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد و تهاجم قابل دفاع می‌شود.

این چگونگی ساخت روایت‌های سیاسی خطرناک است، و چگونگی آسان‌تر توجیه فاجعه‌های انسانی.
سخنرانی شما از نظر تاریخی ناآگاهانه، تهاجمی، اروپامحور و عمیقاً  نگران‌کننده است.

  در لحظه‌ای که عواقب تشدید نظامی با جان‌های انسانی سنجیده می‌شود، ما به سواد تاریخی و مسئولیت فکری نیاز داریم، نه کاریکاتور‌های نژادپرستانه که به عنوان تاریخ تمدنی لباس پوشانده شده‌اند.

پ.ن.
سخنان روبیو درباره جنگ های باستانی ایران و یونان در دوران خشایارشا 👇

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

🦧🦧🦧🦧🦧🦧🦧🦧

#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۸- فرگشت «جمبنده» به« مردم»**

در بندهش(بهار ۸۰) می‌خوانیم:
«به‌دین گوید که من مردمان را ده گونه فراز آفریدم. نخستین آن کیومرث روشن و سپیدچشم است، تا ده گونه؛ که یکی(همان) کیومرث تا نهم از کیومرث باز بود. دهم «کـَپی»*** است(که از) مردمان فروترین خوانده شود!»

شاهنامه، به روشنی پیدایش مردم را از جانوران خمیده بالا (قامت) باز می نماید! و این باور نیاکان بود!

کزین بگذری، مردم آمد پدید،
شد این بندها را سراسر کلید.

سرش راست بر شد چو سرو بلند،
به گفتارِ خوب و خرد کاربند!

می بینیم که از دید شاهنامه، مردم(انسان) در سنجش با جنبندگان(حیوانات) دارای یک برتری بود و آن «هوش و رای و خرد»!
این ویژگی و این توانایی نوین بود که «مردم=آدمی» را بر دیگر آفریدگان آفریننده برتری بخشید!

پذیرنده‌یِ هوش و رای و خرد،
مر او را دد و دام فرمان برد!
🦧🦧🦧🦧🦧🦧🦧🦧

** مردم = انسان/آدم/آدمی
*** کـَپی = آدمیِ میمون نما


@ShahnamehToosi

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

🐾🐾🐾🐾🐾🐾🐾🐾

#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۷- فرگشت گیاه به جُنبنده

به گفتار شاهنامه، پس از آفرینش گیاهان و در روند فرگشت جان و هستی جانداران، «جُمبندگان»*** پای به هستی نهادند. جمبندگانی که خور و خواب و آرام می‌جستند ولی بهره‌مند از خرد نبودند؛ پس شایستگی بندگی کردگار نداشتند!

اُ زان پس چو جمبنده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید

خور و خواب و آرام جویدهمی
وُزان زندگی کام جویدهمی

نه گویازُوان و نه جویاخرد
ز هر خاشه‌یی خویشتن پرورد

نداند بد و نیکِ فرجامِ کار
نخواهد از او بندگی کَردْگار


🐾🐾🐾🐾🐾🐾🐾🐾

***آنچه را که شاهنامه «جمبنده» می‌نامد، امروز با ساده‌انگاری «جانور» می‌خوانیم! («جانور» برابر «جاندار» است و گیاهان و ریزجاندران را نیز در بر می‌گیرد)! هر جانوری «جمبنده/جنبنده» نیست! نویسش کهن «جمبنده» امروز به «جنبنده» دگریده است!


@ShahnamehToosi

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

آغاز پادشاهی نوذر

شاهنامه‌خوانی بانو #بهناز_بهروزی

نشست هفتگی انجمن شاهنامه فردوسی یزد،
هنگام : شنبـه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد


🆔
@shahname_yazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

#راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۶- پیدایی گیاه

بر بنیاد گفتار شاهنامه، نیاکان خردورز به درستی می‌دانستند که زمین از خود روشنی ندارد و با پرتوی که از خورشید و ستارگان بر آن می‌تابد روشن می‌شود!

زمین را بلندی نبُد جایگاه،
یکی مرکزی تیره بود و سیاه!
ستاره به سربَر شگفتی نمود،
به خاک‌اندرون روشنایی فزود!

دیدیم(اینجا) که خردورزان ایران کهن چنین انگاشتند که با روییدن کوهها از زمین و بالیدن آنها، آبخان‌ها نیز در تراز بالاتر جایگیر شده و این پدیده مایه روان شدن آب از چشمه‌ها در کوهپایه‌ها و روان شدن آبها زمینه‌ساز روییدن گیاهان است!

ببالید کوه، آبها بردمید؛
سر رستنی سوی بالا کشید!

نیاکان ما در روزگارانی دیر، نیک می‌دانستند که ابرها خود از زمین و از آب بر می‌خیزند و از بارش ابر است که گیاهان می‌رویند!

همی بر شد ابر و فرود آمد آب؛
همی گشت گرد زمین آفتاب!

گیاهان می‌رویند و می‌بالند و دانه می‌ریزند و باز می‌رویند! جز این نیرویی ندارند و نمی‌توانند چون جنبندگان از جایی به جایی روند!

گیا رُست با چند گونه درخت؛
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت!
ببالد، ندارد جز این نیرُوْی؛
نپوید چو پویندگان هر سُوْی!

@ShahnamehToosi

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

من کعبه ز دل سازم، با نالۀ مستانه

🗣 چامه‌خوانی سرور #غلامحسین_زارع(میرغلام)
شاعر
و طنزپرداز توانمند مهریز

نشست هفتگی ۹۱ انجمن شاهنامه فردوسی یزد،
هنگام : شنبـه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد



🆔
@shahname_yazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

عشق اول
خاطره‌ای از بانو #مهین_مدرسی-سریزدی
(نگاهی به اوضاع اجتماعی دهه ۴۰)

نشست هفتگی ۹۱ انجمن شاهنامه فردوسی یزد،
هنگام : شنبـه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد


🆔
@shahname_yazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

🔎🔍🔎🔍🔎🔍🔎🔍
‍ .
‍ #راز_آفرینش از نگاه شاهنامه
۵- پیدایی جان!

شاهنامه
و گفتارهای ایرانی گواه باور نیاکان به پیدایی «جان» یا «نخستین جاندار» بر روی زمین در بریده‌ای از زمان است! فرگشت(تکامل) نخستین جاندار به گیاه و جنبنده(حیوان) و سپس مردم(انسان) پاره‌ای از همین باورها است!

نام‌واژه «کیومرث» در اوستا «گَیَ مَرِتَن gayamaretan» بوده که در پهلوی «گَیومرت» و سپس در فارسی «کیومرث» گفته شده است، بررسی ریشه واژه یادشده گویای آن است که:

۱-بخش نخست، «گَیَ» (از ریشه کهن‌آریایی Gwei) برابر «زندگی»ست که در گیاه و گاو و جان و زیستن و... برجاست!
۲-«مَرِتَن» (از ریشه کهن‌آریایی «مِرMer») برابر «میرا/فانی»ست که در «مَرگ» و «مُردن» و «اَمُرداد» و... برجاست!

پس «گَیَ مَرِتَن» (کیومرث) برابر است با «جان میرا»(زندگی فانی-جانی که سرانجامش مردن است!).
آشکار است که هیچ زنده‌ای انجامی جز مردن ندارد!

اوستا آدمی را برآمده از گیاهی (ریواس) می‌داند که آن «گیاه» خود از تخمه‌ی «کیومرث» رُست!

برابر بودن «گَیومرت/کیومرث» با نخستین جاندار(در شاهنامه : جانور!) را شاهنامه نیز گواه است:

چُن از خاک تا جانور بنده کرد،
نخستین، گَیومرت را زنده کرد!


زنده یاد استاد مهرداد بهار، کیومرث را به نطفه عظیم نخستین مانند کرده!***

دانش امروز، نخستین جان را در پیکر تک یاخته‌های بزرگی دانسته که بیش از چهار میلیاردسال پیش پدید آمدند! (رخشاره پیوست)
در دیگر گفتارهای ایرانی کهن، کیومرث را از نخستین آدمی دانسته اند، تا نخستین شاه!

نگارنده از باهم سنجیدن گفتارهای کهن ایرانی و یافته‌های دانش امروزی چنین درمی‌یابد که کیومرث شاهنامه خود «شاه‌انگاشته»ی نمادینِ دورانی چهارمیلیارد ساله از فرگشت(تکامل) است که آغاز آن پیدایی نخستین جان است و انجامش نابودی(انقراض) نئاندرتالها!

این پرمانه(مفهوم) را در جستار ویژه #کیومرث بیشتر وامی‌کاویم!

🔎🔍🔎🔍🔎🔍🔎🔍

** خالقی مطلق ۴ از۴ - خسروپرویز۱۱۶۳
*** پژوهشی در اساطیر ایران - انتشارات آگاه - چاپ هشتم - ر۴۹


@ShahnamehToosi

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

بارگاه شمس تبریزی ثبت ملی شد

وزارت میراث فرهنگی، «بارگاه شمس تبریزی» را که به‌تازگی ساخته شده و در آستانه‌ی گشایش رسمی است، در فهرست آثار ملی ایران ثبت کرد ...


@IranAmordadnews

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

✒️

اگر گاندی در ایران بود

نویسنده : ؟؟؟؟


گاندی اگر در ایران بود، یک روز روی همان تریبون خیالی می‌رفت و می‌گفت:

«برای حفظ تمامیت ارضی ایران ، با هم کنار بیایید. قدرت را تقسیم کنید. سهیم شوید. نه شما همه‌چیز، نه آن‌ها همه‌چیز.»

▪️هنوز جمله‌اش تمام نشده بود که دو صدا از دو طرف بلند می‌شد.

یکی:
«این یعنی مشروعیت دادن به دشمن.»
دیگری:
«این یعنی سفید شویی ظلم .»

یکی:
«می‌خواهد انقلاب را بفروشد.»
دیگری:
«می‌خواهد نظام را نجات دهد.»

و بعد هر دو یک‌صدا:
«وسط‌باز.»

گاندی می‌گفت:
«در هند هم همین را گفتم. گفتم مسلمان و هندو باید در قدرت شریک شوند، وگرنه کشور دو تکه می‌شود. نشنیدند. هر کس فقط سهم خودش را می‌خواست. نتیجه‌اش چه شد؟ تجزیه. پاکستان. میلیون‌ها آواره. صدها هزار کشته. خون روی خون. و من که گفتم کنار بیایید، در هند گفتند خائن. یک هندوی متعصب به من گلوله زد. مرا طرف خودم کشت، نه طرف مقابل.»


▪️در ایران هم کسی گوش نمی‌داد. یکی می‌گفت:
«هند چه ربطی به ایران دارد؟»
گاندی می‌گفت:
«هیچ. فقط آدم‌ها همان آدم‌ها هستند. قدرت، همان قدرت است. ترس، همان ترس. و دوگانه‌ ما و آن‌ها، همان دوگانه‌ هندو و مسلمان. فقط اسم‌ها عوض شده.»

می‌گفت:
« آزادی و آبادی ایران تان ، حفظ تمامیت ارضی ان که خط قرمز هر دو گروه حامی و مخالف نظام ست ، با حذف گروهی از مردم شدنی نیست ! با جنگ نمی‌شود ، با سرکوب نمی‌شود. با تبلیغ مبارزه‌ مسلحانه هم نمی‌شود. فقط با دگرگونی رفتاری و بنیادی و شریک شدن نیروهای مدعی در قدرت و ثروت می‌شود.»


▪️هر دو طرف می‌گویند:

ما ناجی کل ایرانیم ، ایران با ما می ماند و با ما اباد می‌شود و بدون ما ویران می‌شود ..


▪️ هر دو طرف ادعای حفظ تمامیت ارضی ایران را دارند اما برای ایران و اینده فرزندانش حاضر به صبوری و مدارا در برابر هم و گفتگو باهم نیستند ، هر دو گروه ، طرف مقابل را بهانه خشونت ورزی بیشتر می‌کنند ..


▪️طرفدار نظام می‌گفت:
«اول باید مخالفان را سرکوب کنیم و جنگ را تمام کنیم ..
مخالف نظام می‌گفت:
«اول باید نظام را سرنگون کنیم و از فرصت جنگ و تحریم که نظام را ضعیف میکند ، استفاده کنیم ..

گاندی می‌گفت:
«این یعنی هیچ‌وقت جنگ و درگیری تمام نمی‌شود . چون هر دو طرف، فقط حذف طرف مقابل را نقطه مطلوب می‌دانند و قبول دارند. و طرف مقابل هم همین را می‌گوید. پس تا ابد جنگ است.»


▪️یکی از او می‌پرسید:
«پس چه کنیم؟»
می‌گفت:
«بنشینید. حرف بزنید. از روی خون همدیگر عبور نکنید .…

✅

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

🍃
فرگرد یکم وندیداد

این متن، کهن‌ترین سند جغرافیای استوره‌ای-تاریخی ایران است. اما نخست تفسیر آرتور کریستن‌سن و سپس دیگران، «زمستان دیوداده» در متن را شاهدی بر مهاجرت نیاکان ایرانیان از سرزمین‌های سرد شمالی دانسته، و بنیان روایت‌های بعدی دربارهٔ خاستگاه شمالی اقوام موسوم به هندوایرانی گذاشته شد.

سه خطای روش‌شناختی در این تفسیر دیده می‌شود؛
🔺تحمیل پیش‌فرض مهاجرت بر متن و سپس استناد به همان فرض.
🔺عدم توجه به شکل نگرفتن کشاورزی و شهرسازی در اقلیم سرد شمالی.
🔺نادیده گرفتن لایهٔ تاریخی در زبان استوره‌ای.

در برابر تفسیر رایج، باید گفت ایران‌وج نه یک منطقه و نه رمزی کیهانی، بلکه وارث خونیرث و نیای ایرانشهر است.
از سویی، توصیف «زمستان دیوداده» در فرگرد یکم و واژهٔ «سَنِش» (برف) در فرگرد دوم وندیداد، حافظه‌ای جمعی از دگرگونی اقلیمی فلات ایران در آخرین عصر یخبندان (حدود ۲۰ هزار سال پیش) را بازتاب می‌دهد.

شناخت درست این متن، نیازمند خوانش همزمان متون کهن و شواهد زمین‌شناختی در سطوح تاریخی-اقلیمی، استوره‌ای-دینی و تمدنی-هویتی است؛ نه تحمیل فرضیه‌های نژادی قرن نوزدهمی بر یک سند کهن.

🛫 @oldhistor


@ShahnamehToosi

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

📝 چرا شاهنامه بخوانیم!؟

✍️ دکتر
#فرشته_فریدونی


خواندن شاهنامه به این معنا نیست که آن را وسیله‌ای برای فرار از واقعیت امروز کنیم . برعکس ، ارزش آن در این است که می‌تواند ما را وادار کند، واقعیت امروز را عمیق‌تر ببینیم.
شاهنامه کتاب “ دوران‌های آرام “ نیست . جهان آن پر است از جنگ، حمله، فروپاشی قدرت، شورش، بی اعتمادی، مهاجرت، مرگ و بحران مشروعیت.
پرسش اصلی فردوسی صرفاً این نیست که “چه کسی پیروز شد؟”، بلکه بارها می‌پرسد : وقتی نظم سیاسی و اخلاقی جامعه از هم میگسلد، انسان، چه چیزی را میتواند حفظ کند؟
در بحران، انسان، مستعد این توهّم می شود که آن چه اکنون تجربه می‌کند ، بی‌سابقه و پایان ناپذیر است .
شاهنامه یک حافظه‌ی تاریخی بسیار عمیق ایجاد می‌کند که درآن ، هیچ قدرتی ابدی نیست . جمشید که تقریباً به یک اسطوره‌ی قدرت مطلق تبدیل شده، سقوط می‌کند. ضحّاک، دهشتناک ترین صورت استبداد را می‌سازد و سرانجام، به بند کشیده می‌شود. افراسیاب با همه‌ی عظمتش، پایان می‌یابد و…
شاهنامه، ذهن را از اسارت روانی ِ "این وضعیت تا ابد ادامه خواهد داشت“، بیرون می‌آورد.
شاهنامه را می‌توان، “نوعی آسیب شناسی“ قدرت سیاسی نیز خواند .
شاهنامه به انسان می‌آموزد که حتّی وقتی تاریخ از کنترل او خارج است، هنوز نحوه‌ی مواجهه خودش را می‌تواند انتخاب کند.
اینجاست که داستان‌های رستم، سیاوش، گودرز، گیو، بیژن و حتّی شخصیت‌های شکست خورده، اهمّیت پیدا می‌کنند. فردوسی، جهان را جهانی نمی‌بیند که در آن همیشه “آدم خوب“ پیروز می‌شود. سیاوش نمونه‌ی تکان دهنده‌ی آن است. انسانی که پای‌بند اصول اخلاقی و انسانی است اما به خاطر ساختار قدرتی که در آن زندگی می‌کند، قربانی می‌شود، و این پیام را می‌دهد که ممکن است نتوانی سرنوشت را کنترل کنی، امّا می‌توانی نگذاری که سرنوشت، تعریف تو از خودت را تعیین کند.
با توجّه به آن‌چه اشاره کردم، شاهنامه را نباید فقط به خاطر سرگرمی و… بخوانیم. بهتر است جدّی و روزآمد مطالعه‌‌اش کنیم.
مثلاً داستان جمشید را بخوانیم و بپرسیم، چرا جامعه‌ای که یک روز، جمشید را می‌ستاید، روزی دیگر، در برابر او می‌ایستد. داستان کاووس را بخوانیم و بپرسیم، چه اتّفاقی می‌افتد که یک جامعه، هزینه‌ی خطاهای یک حاکم را می‌پردازد. داستان سیاوش را بخوانیم و بپرسیم چرا یک انسان اخلاقی، در ساختار سیاسی بیمار، گاهی از انسان فاسد، آسیب پذیرتر می‌شود. داستان کیخسرو را بخوانیم و بپرسیم، آیا “پیروزی“ همیشه به معنای رسیدن به قدرت است؟ یا گاهی معنای واقعی پیروزی، توانایی رها کردن قدرت است.
و پایان شاهنامه (سقوط ساسانیان) را بخوانیم و از خودمان بپرسیم، وقتی یک نظم تاریخی فرو می‌ریزد، دقیقاً چه چیزی باقی می‌ماند؟
با این نگاه، شاهنامه، دیگر کتابی در باره‌ی گذشته‌ی ایران نیست. بلکه تبدیل به کتابی می‌شود در باره‌ی مکانیسم‌های فروپاشی، قدرت، حافظه، خشونت، امید، بقا و….
و شاید مهم‌ترین دلیل خواندنش همین باشد که در دوره‌های عادی، به ما می‌گوید که چه بوده‌ایم، و در دوره های بحرانی، می تواند به ما کمک کند بفهمیم چه بر سر ما می‌آید.

🛫 @DrFereshtehFereidouni


@ShahnamehToosi

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

🖤 🌲 🖤 🌲

امروز ۲۵ مهر، سالروز درگذشت شاعر آزاده لب‌دوخته ایرانی #فرخی_یزدی است.

فرخی سال ۱۲۶۷ در یزد به دنیا آمد و در چنین روزی در سال ۱۳۱۸ در ۵۱ سالگی در زندان از دنیا رفت (کشته شد!).
چندسال پس از آن و در سال ۱۳۲۲ -با پیگیریهای بانو #ایراندخت_تیمورتاش که پیگیر پادافره قاتل پدر خودش در زندان بود!- «احمد احمدی» نامور به «#پزشک‌احمدی» به جرم کشتن او -و چند تن دیگر!- در زندان، محاکمه، محکوم به اعدام و به دار آویخته شد. این در حالی بود که «پزشک‌احمدی» تنها گناه خود را «اجرای دستور مافوق» می‌دانست!

فرخی یزدی از نادر شاعرانی ست که بیشتر شعرهایش سیاسی و در وصف مسائل جامعه است.

شعر «آزادی» فرخی یزدی ده‌ها سال است که به سرود آزادگی میان ایرانیان و فارسی‎زبانان شهرت دارد.

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود زن جان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
می دوم به پای سر در قفای آزادی


گذری بر زندگی #فرخی_یزدی با گفتار گیرای استاد #رشید_کاکاوند و گزارش غزل «افسانه شیرین» شنیدنی‌است و پیشکش همرهان!


روانش شاد - نامش ماندگار


🆔
@XeradsarayeFerdosiYazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

ز شمشیر دیوان خرد جوشنَ‌ست
دل و جانِ دانا بـدو روشنَ‌ست


نشست این هفته انجمن شاهنامه فردوسی یزد
پسین شنبه برگزار نخواهد شد.


نشست آینده: شنبه دوم آبان
جایگاه : دانشگاه امام‌جواد(ع) یزد

به فرهنگ باشد روان تندرست


انجمن شاهنامه فردوسی یزد


🆔 @shahname_yazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

‍ گزافه‌ای ژاژ و بی‌سند

✍️ #مهرداد_ایران‌مهر


فردوسی، شاهنامه را برای زنده کردن زبان فارسی، سروده است!

 
کهن‌ترین ترجمهٔ فارسی قرآن با نام قدس، حدود سال ۲۵۰ هجری ترجمه شده و بسیاری واژۀ پهلوی دارد. حتی واژگانی چون کافر و مؤمن نیز به کژاندیشان و باورداران ترجمه شده است.
یعنی، پیش از سده چهارم که فردوسی در آن دوره می‌زیسته، زبان روان مردم ایران تقریبا خالی از واژگان عربی بوده است و ایشان به چیزی شبیه حال و هوای موجود در متن شاهنامه، و البته به نثر، با یکدیگر سخن می‌گفته‌اند.

نَثر یا چانه، به معنای پراکنده، در ادبیات به سخنی گویند که به رعایت وزن و قافیه پایبند نیست.
نثر را بر پایه شکل نوشتاری به گونه‌های مُرسل، مسجع (آهنگین)، مصنوع (متکلف) و محاوره‌ای تقسیم می‌کنند.


محمدتقی بهار (ملک الشعرا)، در مقدمه جلد دوم سبک‌شناسی، نثر فارسی بعد از اسلام را به شش طبقه تقسیم کرده است:

۱- دوره سامانی (۳۰۰ تا ۴۵۰ هجری)
نثر فارسی، ساده و موجز و بی‌صنعت و مرسل بوده و لغات فارسی بر عربی می‌چربیده! مانند تاریخنامه طبری بلعمی و حدودالعالم.

۲- دوره غزنوی و سلجوقی اول (۴۵۰ تا ۵۵۰ هجری)
نثر عربی در فارسی اثر کرد؛ جملات طولانی شد و لغات عربی رو به افزایش گذاشت. مانند تاریخ بیهقی و کلیله و دمنه.

۳- دوره سلجوقی دوم و خوارزمشاهیان (۵۵۰ تا ۶۰۰ هجری)
نثر فنی ظهور کرد موازنه و سجع و تکلفات و صنایع بدیعیه در نثر زیاد شد. مانند مقامات حمیدی و مرزبان‌نامه.

۴- دوره سبک عراقی و نثر صنعتی (۶۰۰ تا ۱۲۰۰ هجری)
تکلفات بدیع بیشتر شد و لغات عربی دشوار و اصطلاحات نیز فزونی یافت و نثر را مشکل و فهم آن را دشوار کرد. مانند نفثةالمصدور، التوسل الی الترسل، لباب‌الالباب، جوامع الحکایات، ترجمه تاریخ یمینی (تألیف جرفادقانی)، تاریخ جهانگشای و تاریخ وصاف.

۵- دوره بازگشت ادبی (۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ هجری)
تقلید از نثر زیبا و موجز گلستان سعدی و نثر خوارزمی و نثر بیهقی رواج یافت. مانند منشآت قائم مقام، نشاط اصفهانی، ناسخ‌التواریخ، مؤلفات هدایت و نامۀ دانشوران.

۶- دوره ساده‌نویسی (۱۳۰۰ هجری تا امروز)
نثر ساده و فصیح رواج یافت. مانند رساله‌های ملکم، ترجمۀ سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، کتاب احمد طالبوف و سایر تألیفات او، سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ، افسانه‌های کنت و سه تفنگدار ترجمهٔ محمدطاهر میرزا.

در این باره، هر گاه گفته می‌شود زبان مردم کوچه و بازار نیز در دوران فردوسی شبیه همین چیزی بوده که در شاهنامه آمده است، بی‌درنگ گروهی گلو صاف کرده و می‌گویند «پس تاریخ بیهقی چه؟» چرا مانند شاهنامه نیست و این همه کلمات عربی دارد؟
امان از جهل و بیخبری که برخی انگار دوست دارند بیسوادی خود را همه جا و همه وقت جار بزنند.
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۴۷۰-۳۸۵ق.) نویسندۀ ایرانی و صاحب تاریخ بیهقی، در بیهق/سبزوار زاده و در غزنین و دربار غزنوی درگذشته است.

و اما اردشیر بابکان‌، بزرگتر چیزی که از وی روایت کنند آنست که وی دولتِ شدۀ عجم را بازآورد و سنتی‌ از عدل میان ملوک نهاد و پس از مرگ وی گروهی بر آن‌ رفتند. و لعمری‌ این بزرگ بود ولیکن ایزد، عزوجل، مدت ملوک طوائف به پایان آورده بود تا اردشیر را آن کار بدان آسانی برفت‌. و معجزاتی می‌گویند این دو تن را بوده است، چنانکه پیغمبران را باشد؛ و خاندان این دولت بزرگ را آن اثر و مناقب‌ بوده است که کسی را نبود، چنانکه درین تاریخ بیامد و دیگر نیز بیاید.

شایان درنگ این که بیهقی یک قرن پس از فردوسی می‌زیسته و نثر او متعلق به دوره دوم نثر فارسی است که نثر عربی در فارسی اثر کرد و جملات طولانی شد و لغات عربی رو به فراوانی گذاشت.

برخلاف تصور عمومی، ورود واژگان اثرگذار عربی به ادب فارسی، در قرن هفتم و توسط منشیان رخ داد. در اینجا، جای این بحث نیست که با تکیه بر اسناد نشان دهیم حتی پس از عصر منشیان نیز، باز این عربی است که بیشتر وامدار فارسی است، تا وارون آن.

جان کلام، اولویت فردوسی در سرودن شاهنامه، زنده کردن زبان فارسی نبوده است. حتی آنانی که در این باره، بر مصرع عجم زنده کردم بدین پارسی تکیه می‌کنند، باید بدانند که به فرض افزوده نبودن بیت، باز هم معنایی پیرامون تصمیم بر سرودن شاهنامه به فارسی سره از آن بیرون نمی‌آید.

خود فردوسی چرایی دست بردن بر فراهم آوردن کتاب را چنین آورده است:

به شهرم یکی مهربان دوست بود
تو گفتی که با من به یک پوست بود
مرا گفت خوب آمد این رای تو
به نیکی گراید همی پای تو
نبشته من این نامهٔ پهلوی
به پیش تو آرم مگر نغنوی
گشاده زبان و جوانیت هست
سخن گفتن پهلوانیت هست
شو این نامهٔ خسروان بازگوی
بدین جوی نزد مهان آبروی
چو آورد این نامه نزدیک من
بر افروخت این جان تاریک من

شاهنامه کتاب شعر نیست؛ منظومه‌ای تاریخی است. هرآینه، در حد اعلای مهارت و زیبایی سروده شده است.

@ShahnamehToosi

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

📌 اگر می‌خواهید ملتی را نابود کنید، کم‌هزینه‌ترین، راحت‌ترین و پنهان‌ترین ابزار، #تورم است.
یک تورم بلندمدت ایجاد کنید. زیرا آرام آرام تمام بنیان‌های اخلاقی و اقتصادی آن ملت نابود می‌شود.



✍️
#جان_مینارد_کینز


🆔 @shahname_yazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

✅ یکی از نام‌های کهن و راستین دریای شمال ایران « کاسپی / کاسپین » است!
پس از سال‌ها تازه دانستند که باید به‌جای نام تیره انیرانی خزر، نام ریشه‌دار «کاسپین» به نام تیره ایرانی
«کاسپی» را به کار برند!
هرچند دیر، ولی باز هم خوب است! بادا که بر این راه پایدار مانند!


🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

⁉️چگونه‌ای؟!...
✍️ #حسین_جنتی

ایرانیا! در این شبِ بی‌دَر چگونه‌ای؟
از ظالمی به ظالمِ دیگر چگو‌نه‌ای؟!

ای خسته از تعفّنِ شاهانِ سلطه‌ور!
حالی درین فضای معطّر چگو‌نه‌ای!

ای شانه‌ات سبک شده از رنجِ تاج و تخت!
امروز زیرِ پایه‌ی منبر چگونه‌ای؟!

از کشتیِ شکسته رها کرده خویش را،
بر تخته‌پاره مانده شناور چگونه‌ای؟!

ای گاوِ چاقِ خویش به دَر بُرده از مسیل!
با هفت گاوِ گُشنه‌ی لاغر چگونه‌ای؟!

ای از قفس پریده به شوقِ رهاشدن!
در باغ با شکستگیِ پر چگونه‌ای؟!

هان ای زنِ گُریخته از شویِ بدسرشت!
افتاده زیرِ یوغِ دو شوهر چگونه‌ای؟!

از باختر، رها شده اندر خیالِ خویش،
افتاده گیرِ قُلدُرِ خاور چگونه‌ای؟!

ای مُرغِ پرکشیده از آن شاخه‌ی فقیر!
پَرکَنده بر زغالِ صنوبر چگونه‌ای؟!

از یک فریب گشته رها، این‌زمان بگو:
حیران میانِ مَکرِ مُکرّر چگونه‌ای؟!

ای شاکی از زمین و زمان! حُکم حُکمِ توست،
اینک بگو به کسوتِ داور چگونه‌ای؟!

ای از جهان شناخته چاهی و چاله‌ای!
یک عُمر در مدارِ مدوّر چگونه‌ای؟!

بر ما گذشت نیک و بدِ روزگار و رفت
تا بینمت که در صفِ محشر چگونه‌ای؟!

🕊

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

📛 پیش‌بینی دکتر #نوید_کلهرودی از آینده !


#فردوسی فرزانه فرماید:

یکی چاره باید کنون اندرین،
که این بد بگردد از ایران‌زمین!



🆔 @shahname_yazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

❇️ گرامی باد بیستم مهر ماه روز بزرگداشت حافظِ جان.
🌲🌲🌲🌲🌲
شیرازی‌ها بیستِ مهر را «زادروزِ حافظ» قرار داده‌اند و می‌خواهند هر ساله در آن مراسمی برپا کنند. از یکی از ادبای فارس پرسیدم: مردی که حتّی سال تولّدش مشخّص نیست، چگونه روزِ زادنِ او را با این دقّت تعیین کرده‌اید؟
با لحنی که البتّه به شوخی شبیه بود جواب داد:
«چون حافظ از مهر و مهربانی زیاد حرف زده، ماهِ مهر را برای او برگزیدیم، و چون شعر خوب گفته، نمره‌ی ۲۰ برایش قائل شدیم!»

                    #بازتاب‌ها
       (شیراز، یادبود حافظ، مهر ۱۳۷۹)


🕊 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن


🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

#نوای_ماندگار🎼

🎶 به کجا چنین شتابان
بانو #ملیحه_مرادی

آهنگ: #مجید_درخشانی
شعـر : استاد #محمدرضا_شفیعی_کدکنی

گرامی‌داشت هشتاد و هفتمین زادروز استاد #شفیعی‌_کدکنی (زاده ۱۹ مهر ۱۳۱۸ نیشابور)

«به کجا چنین شتابان؟»
-گَوَن از نسیم پرسید-
«دلِ من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
«همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم…!؟»
«به کجا چنین شتابان؟»
«به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم»
«سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را
چو ازین کویرِ وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه‌ها به باران
برسان سلامِ ما را»


شب آرام


🆔 @XeradsarayeFerdosiYaz

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

🗣 هنرنمایی مهردخت ایران #آرام_رضایی

نشست هفتگی ۹۱ انجمن شاهنامه فردوسی یزد،
هنگام : شنبـه - ۱۸ مهر ۱۴۰۵
جایگاه : دانشگاه امام جواد یزد


🆔
@shahname_yazd

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

یازده اکتبر ؛ #روز_جهانی_دختر بر مهردختان ایران‌ساز ایران‌زمین و بر همه ایرانیان فرخنده باد.

🕊My_Motherland"> سرزمین مادری


🆔 @XeradsarayeFerdosiYaz

Читать полностью…

انجمن شاهنامه فردوسی یزد

جایگاه شادمانی در فرهنگ ایران و مهرگان‌ در شاهنامه

گفتاری از استاد
#علیرضا_قیامتی
(قائم مقام مؤسسۀفرهنگی خردسرای فردوسی)

پنجشنبه، شانزدهم مهرماه ۱۴۰۵
مشهد، سالن همایش‌ هتل ملل میثاق


@ShahnamehToosi

Читать полностью…
Subscribe to a channel