1215
مجلّه فرهنگی و هنری در تاریخ و ادبیات آذربایجان @safinehyetabriz یادداشت های محمّد طاهری خسروشاهی در دانشگاه تبریز ارتباط : @Tahery_tabriz نشانی تبریز صندوق پستی 51665 -314 *مجوز کانال در سامانه رسانه های دیجیتال وزارت ارشاد: 1-2-68231-61-4-1
نشر همرخ با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی، خانه اندیشمندان علوم انسانی و شرکت سبز زیور برگزار میکند:
📚رونمایی و جشن امضا کتابهای «حماسه و زمانه» و «با کودکان شاهنامه بخوانیم»
با سخنرانی:
▫️میرجلالالدین کزازی
▫️سید محمد بهشتی
▫️ابراهیم صحافی
▫️مجتبی مقصودی
▫️بهرام پروین گنابادی
▫️مصطفی سلطانینژاد
▫️مهتاب حاجیمحمدی
با پبامهایی از:
▫️محمود دولتآبادی
▫️محمدجعفر یاحقی
▫️موسی غنینژاد
▫️شروین وکیلی
و حضور:
▫️جواد رنجبر درخشیلر (نویسنده)
🔸سه شنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۵ تا ۱۷
🔸بزرگراه حقانی، کتابخانه ملی، سالن اندیشگاه فرهنگی
/channel/hamrokhpub
استدراک:
بعد از یادداشت کوتاه ما که متضمن پیغامی دلسوزانه و از سر ارادت و دوستی خطاب به پژوهشگر سختکوش جناب استاد محمد دهقانی و در دفاع از نام و یاد زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب بود، استاد محمد دهقانی عزیز؛ این استاد آزاده و آزرده، در صفحه اجتماعی خود، توضیح مختصری مرقوم فرمودند.
من از سوابق پیشین این مسأله اطلاعی ندارم. و از آنچه پیش از این در صفحات اجتماعی خطاب به ایشان نوشته شده بی خبرم.
من فقط راوی آنچه در فضای فرهنگی آذربایجان می گذرد هستم و به این وسیله، پیغام خود را به ایشان رساندم.
منتها دور از انصاف است حال که مطلب خود را در سفینه تبریز منتشر کردم، توضیح ایشان را نیاورم اگرچه برای بنده معلوم نیست که مخاطب ایشان در این مطلب چه کسی است.
برای همه کوشندگان راه فرهنگ و تمدن ایران عزیز آرزوی توفیق الهی دارم.
🎞پخش مستند «آینه پارسایی»
🔻این مستند در پاسداشت مقام علمی و معنوی مرحوم آیتالله العظمی سیدموسی شبیری زنجانی، جمعه ۸ آبان، همزمان با چهلمین روز از درگذشت ایشان، از شبکه قرآن و معارف سیما پخش خواهد شد.
◀️این مستند، با نگاهی به زندگی و سیره علمی این فقیه وارسته و برجسته، به بررسی جایگاه ایشان در سنت اصیل فقاهت، دقتهای کمنظیر در علم رجال و بررسی اسناد روایی، روش تدریس و اهتمام به تربیت شاگردان میپردازد.
✅تأکید بر ضرورت تعمیق مطالعات حوزوی، پاسداشت استقلال علمی حوزههای علمیه و نقد مدرکگرایی و شتابزدگی در آموزش، از محورهای اصلی این مستند است؛ اثری که میکوشد تصویری از میراث علمی و اخلاقی آیتالله شبیری زنجانی و اهمیت صیانت از سنتهای اصیل حوزوی پیش روی مخاطبان قرار دهد.
🖥 زمان پخش: امشب ساعت ۲۰:۰۵
📎پخش زنده: https://qurantv.ir/LIVE
💎کشکول ناب 🔻
🌼 @kashkollenab
اللهم صل علی الصدیقه فاطمه الزکیه
صلوات حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلاماللهعلیها به نقل از امام حسن عسکری علیه السلام
با صدای حزن انگیز جناب استاد مهدی صدقی
با حال مناسب گوش دهید لطفا
☘️فاطمهپژوهی در غرب: از انکارگری تا بازخوانی (۲) 🖌یاسر میردامادی 🔻در بخش دوم (پایانی) از مصاحبه با شبکهی امام حسین به دیگر پژوهشهای غربی دربارهی حضرت فاطمه (س) اشاره میشود. در بخش اول دیدیم که در فاطمهپژوهی چرخشی از انکار تاریخنگرانه (لامنس) به کشف ابعاد معنوی و فراتاریخی (ماسینیون) رخ داده است. این پژوهشها بر دو محور اصلی متمرکز هستند: نگاه هستیشناختی و نگاه سیاسی-تاریخی.
🔻هانری کربن، شاگرد ماسینیون، عمیقترین نگاه عرفانی را با محوریت فاطمهی هستیشناختی ارائه کرده است. او حضرت فاطمه (س) را تجلی کامل «سوفیا» (حکمت خداوند) و نماد «زنانگی ازلی» در ساحت الوهیت میداند که مظهر جنبهی خلاق و مادرانهی خدا است. کربن همچنین فاطمه را «ارض ملکوت» و بستر حیات معنوی مؤمنان، و به دلیل پیوند نامش با «فاطر» (پدیدآورنده)، تجلی مقام خلاقیت خداوند و منشأ نوری نبوت و ولایت میشمارد و جایگاه او را بالاتر از مریم مقدس میداند، زیرا او منشأ «تولد معنوی» امامان و حلقهی اتصال نبوت و ولایت است. در دیدگاه کربن، فاطمه «باطن نبوت» و «سرچشمهی ولایت» است.
🔻در مقابل، ویلفرد مادلونگ با رویکردی سیاسی-تاریخی، ضمن صراحت علمی دربارهی «کودتای سقیفه»، نظریهی جسورانهای را مطرح کرد مبنی بر اینکه پیامبر اسلام (ص) شخص فاطمه (س) را نیز بهعنوان یکی از ارکان جانشینی خود تعیین کرده بود. او با استناد به الگوی قرآنی زنان حاکم، استدلال میکند که اگر امام علی (ع) نبود، فاطمه (س) گزینهی بعدی پیامبر برای خلافت بود و حذف زنان از سیاست پدیدهای پسانبوی است.
🔻نسل جدید اسلامپژوهان غربی و پژوهشگران «آبی-خاکی» (شرقیتبار با ابزارهای مدرن) نیز به این حوزه پرداختهاند. برای مثال، فیروزه کاشانیثابت به بازسازی تصویر فرهنگی فاطمه در تاریخ مدرن ایران (از نماد عفت تا الگوی مبارزه) و مهجبین ضالا به بازخوانی «خطبهی فدکیه» با عینک «الهیات فمینیستی و عدالت اجتماعی» میپردازند. کریستوفر کِلوهِسی، کشیش کاتولیک، با نقد رویکرد تقلیلگرا، بر اهمیت جایگاه فاطمه در «وجدان جمعی» مسلمانان تأکید دارد. او نزاع فدک را نماد «حق غصبشده» و «گریههای» فاطمه (س) را «سلاح سیاسی» علیه عدم مشروعیت حاکمیت پسانبوی میداند و فاطمه را «مادر رنجهای شیعه» میخواند.
🔺در پایان، با اشارهی تلویحی به مناظرهی سلیمانی-کاشانی به این پرسش پرداخته میشود که در مواجهه با اختلافنظرهای داخلی در حوزهی فاطمهپژوهی، توسل به تکفیر، تفسیق و بیسوادخوانی نشانهی «تهیدستی علمی و اخلاقی» و مغایر قاعدهی فقهی «حرمت تنفیر» است. راه حل اختلافات را در نهادینه شدن فاطمهپژوهی آکادمیک و روشمند برای نقد و صیقل دادن آرای متفاوت فاطمهپژوهانه باید جست تا تشیع که خود قربانی تعصب و تکفیر بوده، پرچمدار عقلانیت و سعهی صدر باقی بماند. @YMirdamadi
به مناسبت درگذشت زنده یاد دکتر مهدی ماحوزی
امروز عصر خبر ناگوار درگذشت استاد مهدی ماحوزی را شنیدم.
من خیلی در خدمت مرحوم دکتر مهدی ماحوزی نبودم و طبیعتاً خیلی هم از ایشان خاطرهای ندارم که در نخستین شب درگذشت ایشان بازگو کنم.
چند دیداری را هم که در خدمت ایشان بودم، ماحصل سفرهایی بود که ایشان به دعوت دانشگاه آزاد اسلامی به تبریز داشتند و در نشستهای ادبی شرکت میکردند.
اما خاطرهای از ایشان به یاد دارم که چون دربرگیرنده مناعت طبع و علو مقام و فروتنی و بلندنظری ایشان است، برای همراهان صمیمی سفینه تبریز نقل میکنم.
سالها پیش، شاید اواخر دهه ۷۰ و احتمال زیاد، زمستان سال ۷۹، من مقالهای در یکی از شمارههای روزنامه اطلاعات درباره تحریف شعر و اندیشه نظامی گنجوی در کشور جمهوری آذربایجان نوشته بودم. آن مطلب، خیلی مطلب علمی و پختهای نبود، اما چون یکی از نخستین یادداشتها در این موضوع به شمار میرفت و بحث تازه ای بود، مورد توجه چند تن از بزرگان قرار گرفت و باعث تشویق نگارنده شد. خدای عزوجل جمله را بیامرزاد...
دقیقاً همان روز که این یادداشت در روزنامه اطلاعات منتشر شد، شب آخر وقت تلفن منزل مان به صدا درآمد. تلفن را که جواب دادم، از آن طرف خط صدایی ادیبانه و باشکوه گفت: من مهدی ماحوزی هستم. بالطبع نام ایشان برای من آشنا بود. به ایشان عرض ادب و احترام کردم. تلفن منزل ما را از زنده یاد دکتر اسماعیل رفیعیان بنیادگذار دانشگاه آزاد اسلامی در منطقه آذربایجان گرفته بودند. پس از احوالپرسی، گفتند امروز مقاله تو را در روزنامه اطلاعات خواندم. اظهار لطف فرمودند و بنده را به ادامه راه تشویق کردند. هیچ وقت تماس شوق انگیز ایشان را فراموش نمیکنم. برای من که در آن سن و سال جوانی و چنانچه افتد و دانی بودم، بسیار شوق انگیز بود. بعد از آن یکی دو دیدار سرپایی در تبریز یا تهران ایشان را دیدم. همچنان اظهار لطف و شاگردنوازی می کردند.
امروز که نخستین شب درگذشت ایشان است، بی مناسبت ندیدم با ذکر این خاطره که حاکی از بلندنظری و شاگردپروری ایشان است، به روانشان درود بفرستم و غفران و رحمت الهی مسالت نمایم.
دکتر ماحوزی انسان باصفا و پاکدل و بیحاشیه ای بود. به پسند و ناپسند این و آن کاری نداشت و در خلوت خود در حوزه آموزش زبان و ادب فارسی مشغول بود. به معنای واقعه کلمه، عاشق ایران بود و تقریبا هر سخنی که بیان میکرد، در هر جمله، نامی و یادی از میهن عزیزمان ایران بر زبان داشت.
خدای متعال او را بیامرزد...
طاهری خسروشاهی
تبریز
پنجم آبان ماه 1405
همسر نزار قبانی؛ شاعر نامدار جهان عرب، در انفجاری در بیروت توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید...
نزار نوشت:
بلقیس رفته بودی انار بخری...
دانه هایت را برایم آوردند...
و سلام بر شهیدان راه حق
بسم الله الرحمن الرحیم
وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ۖ
و در برابر حکم پروردگارت شکیبایی کن که تو زیر نظر و مراقبت ما هستی...
سوره مبارکه طور/ 48
عکسی دیده نشده از مرحوم آیت الله سید محمدحسن آقا الهی طباطبایی اخوی مکرم و کتوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیهم
Читать полностью…
آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت
آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشهای
وان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدت
آن نفسی که باخودی بستهٔ ابر غصهای
وان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت
آن نفسی که باخودی یار کناره میکند
وان نفسی که بیخودی بادهٔ یار آیدت
آن نفسی که باخودی همچو خزان فسردهای
وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت
جملهٔ بیقراریت از طلب قرار توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
جملهٔ ناگوارشت از طلب گوارش است
ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت
جملهٔ بیمرادیت از طلب مراد توست
ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت
عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت
خسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسد
از مه و از ستارهها والله عار آیدت
فهرست تفصیلی مقالات مندرج در مجلّه سفینه تبریز(شماره اوّل ویژه حافظ پژوهی در آذربایجان) @safinehyetabriz
Читать полностью…
دکتر سیدمنوچهر مرتضوی
حافظ شناس بزرگ روزگار ما
و مولف کتاب ارزشمند مکتب حافظ
(اول تیر 1308/ نهم تیر 1388)
@safinehyetabriz
رساله روزشمار زندگی و آثار حافظ پژوهان آذربایجان؛
به اهتمام:
محمد طاهری خسروشاهی
انتشارات دانشگاه تبریز
پاییز 1394
@safinehyetabriz
ناگزران دل است نوبت غم داشتن
با یاد استاد عباس ماهیار
(بخش نخست)
مگر می توان چهل و پنج سال دوستی خالصانه را به این سادگیها از یاد برد؟ سال ۱۳۵۰ بود. دورۀ لیسانس را به پایان برده بودم و وارد دورۀ فوق لیسانس شده بودم. او چندین سال پیش از آن از دانشگاه تبریز لیسانس گرفته بود و دبیر شده بود و در آن سال برای ادامۀ تحصیل به دانشگاه تهران آمده بود. همکلاس شدن با او و دوستان دیگر از توفیقات بزرگ زندگیم بود. وقتی در یک کلاس دانشجویان علاقهمند کتابخواندۀ اهل فضل حضور داشته باشند، خود بخود سطح کلاس بالا میرود و کلاس ما چنین بود. عباس ماهیار زمانی در دانشگاه تبریز دانشجو شده بود که استادان بزرگی چون قاضی طباطبائی، ترجانی زاده، ادیب طوسی، خیام پور، ماهیار نوابی، مرتضوی، رجائی بخارائی و نظایر آنان در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی تدریس میکردند و طبعاً دانشجویانشان هم کسانی چون بهمن سرکاراتی، ژالۀ آموزگار، رضا انزابینژاد، توفیق سبحانی، امین پاشا اجلالی، رشید عیوضی، معصومۀ معدن کن و عباس ماهیار بودند و همۀ آنان به ادب و فرهنگ ایرانی عشق میورزیدند و حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی و نظامی و خاقانی و عطار و خیام و جمال و کمال و همام و اوحدی و صائب و کلیم و بهار و پروین و شهریار را از آن خود میدانستند و عاشقانه دوست می داشتند. شیخ شهابالدین سهروردی در رسالۀ فی حقیقة العشق، دو مقدمه را برای عشق ضروری دانسته: حسن و معرفت. معشوق باید زیبا باشد و عاشق باید زیبائی را بشناسد. شعر و ادب پارسی و جلوههای گوناگون فرهنگ ایرانی به شهادت دوست و دشمن در اوج زیبائیست پس مقدمۀ نخست محقَق است. مقدمۀ دوم یعنی شناخت چنان زیبائی نیز نزد فرزندان سرزمین پاک آذربایجان که نامشان زینتبخش این نوشته است، به وجه اتمّ و اکمل موجودست، و نیز نزد بزرگان و دانشمندان دیگر آذربایجانی از تقیزاده و تربیت و امیرخیزی و رضازادۀ شفق گرفته تا زریاب و ریاحی و مشکور و نیساری و موحد و بسیاری دیگر. با حصول این دو مقدمه، نتیجۀ آنها یعنی راز آن عشق عمیق آشکار می شود و در مقابلش اگر نغمه های ناسازی شنیده شود نشانۀ عدم معرفت و آگاهی تواند بود. دکتر عباس ماهیار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد سخنرانی عالمانهای دربارۀ خاقانی داشت. در هنگام پرسش و پاسخ یکی از او دربارۀ زبان مادری خاقانی سؤال کرد و او با قاطعیت جواب داد که نه نظامی ترکی میدانسته و نه خاقانی و بعد با صدای بلند فرمود: منِ آذربایجانی ترجیح میدهم از نسل کورش و داریوش باشم، نه از نسل چوپانهای بیابانگردِ سلجوقی. این عین عبارت ایشان بود که در حضور جمع کثیری از مستمعان به زبان آورد. در این باره با مرحوم شهریار همنوا بود که فرمود: «ترکی ما بس عزیزست و زبان مادری / لیک اگر ایران نگوید لال بادا آن زبان» او با آن لهجۀ شیرین- که با وجود سالها اقامت در تهران هیچگاه نخواست تغییرش بدهد- همه را مجذوب سخن گفتن خود میکرد. روی گشاده و خلق خوش و صفا و مهربانی که در سرشتش بود مهرش را در دلها می نشاند. چندسال پیش برای داوری رسالهای به اصفهان آمده بود. شب از او دعوت کردم تا به اتفاق به محفلی دوستانه برویم که جمعی از استادان قدیمی دانشگاه اصفهان در رشتههای مختلف از پزشکی و داروسازی و مهندسی کشاورزی گرفته تا حقوق و فلسفه و تاریخ و ادبیات عرب و ادبیات فارسی در آن حضور داشتند. از بدو ورود رشتۀ سخن را در دست گرفت و بیتی از خاقانی را به بحث کشید و نظر حاضران را پرسید.
مهدی نوریان
@shekoftandaraftab
میبینم و میشنوم که این روزها بعضی آدمهای مغرض انتقاد علمی مرا به استاد نازنینم دکتر عبدالحسین زرینکوب دستاویزی کردهاند تا عقدههای سرکوفته و ایرانستیزانهی خود را توجیه کنند و آن استاد یگانه را با سخنانی مستند به شواهد خندهدار "دروغگو" و "متقلب" بخوانند. برخی از این مغرضان نادان ایرانستیز مرا "شاگرد سابق زرینکوب" دانستهاند! اینک با کمال افتخار میگویم که من شاگرد کوچک دکتر زرینکوب بودهام و خواهم بود. مقالهای که در ستایش او نوشتهام در شمارهی آیندهی مجلهی وزین "مردمنامه" منتشر خواهد شد. انتقاد و خردهگیری من بر شیوهی تاریخنگاری زرینکوب به این معنی نیست که آن استاد بیبدیل دروغزن بوده یا عمداً خواسته است خوانندگان خود را گمراه کند. از آن سو، شگفتآور است که عدهای متعصب ناسیونالیست هرچه را اثر خامهی استاد زرینکوب است وحی منزل و انتقادناپذیر بپندارند. علم عرصهی پژوهش و کشف حقیقت است نه بازیچهی مشتی متعصب خیالپرور که اهوا و آمالی ایدئولوژیک و جاهلانه در سر دارند، کسانی که نه زبان فارسی را درست بلدند و نه عربی را و نه حتا یکی از زبانهای فرنگی را. کسانی که گمان میکنند مفاهیم علمی را میتوانند و باید به زبان محلی خودشان (مثلاً گیلکی و مازنی) بنویسند و بگویند و فارسی را زبان اقلیتی خاص میپندارند نه زبان مشترک همهی ایرانیان. با چنین متعصبان عقدهمند و مغرض و جزماندیشی چه میتوان گفت، جز همان که مولوی فرموده است:
مه فشاند نور و سگ عوعو کند
هر کسی بر طینت خود میتند
پیوند آذربایجان با زبان فارسی
چندی قبل این توفیق را داشتم که در نشست رونمایی، نقد و بررسی کتاب «یکی اُرموی مرد شهنامهدان»، جشننامه چهل و پنج سالگی دوست شاهنامهشناس دکتر «سجّادآیدنلو» در بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی مطالبی عرض کنم.
امروز نسخه ای از هفته نامه وطن یولی( راه وطن) به دستم رسید که گزارش مبسوط و کاملی از این مراسم در آن درج شده است.
با سپاس از نویسنده محترم جناب نیما عظیمی تصویر صفحات مذکور را درج می کنم.
پیغامی دلسوزانه به استاد ارجمند جناب دکتر محمد دهقانی
پژوهشگر سختکوش و استاد عزیز، دکتر محمد دهقانی، اخیرا مطالبی علیه زنده یاد استاد عبدالحسين زرین کوب بیان کرده و به ایشان اتهام زده که آثار ایشان از پشتوانه علمی و تاریخی برخوردار نیست.
دکتر دهقانی بیان داشته که مرحوم زرین کوب یکبار به ایشان سخنی قریب این مضمون گفته که" من اول می نویسم و بعد دنبال منبع می گردم". البته استاد دهقانی عزیز به این ادعا، شاهدی و مستندی ارائه نکرده است.
باری من نمی دانم انگیزه جناب دکتر دهقانی از طرح این مساله در این بلبشوی حاکم بر فضای علمی و فرهنگی جامعه ایرانی چیست؟ به قول معروف، فقط همین یک مورد را کم داشتیم که استاد زرین کوب را که سالها پیش از سوی تاریک اندیشان و سیاهی نویسان، به انواع اتهامات واهی نواخته شد و موجبات دلگیری و افسردگی خاطر مبارک آن استاد عزیز را فراهم آورد، امروز از سوی دوستان سابق و شاگردان قدیمی ایشان که البته تردیدی در دلسوزی آنها به فرهنگ و تمدن ایرانی نیست، به بیسوادی و خیالپردازی متهم کنند.
متأسفانه من به جناب استاد دهقانی دسترس ندارم و نیز نمی دانم آیا این اتهامها در خوارداشت یکی از چهرههای برجسته تحقیقات ادبی و تتبعات تاریخی ایران معاصر و جامعه دانشگاهی، اکنون چه ثمره ای و فایده ای دارد؟! آیا این اتهام، به برخی اعتراضات و گلایه های شخصی که در یکی دو سال اخیر، آقای دکتر دهقانی عزیز مطرح کرده اند، ارتباط دارد یا نه؟! منتها همین قدر می دانم و از دوستان عزیز می خواهم به جناب دکتر دهقانی برسانند که مطالب اخیر ایشان در تحقیر و خوارداشت زرین کوب، با استقبال برخی رسانه های تجزیه طلب آن سوی رود ارس و برخی صاحب قلمانی که در راستای ضدیت با عنصر هویت ملی و تمامیت ارضی ایران عزیز فعالیت می کنند مواجه شده و دست به دست می چرخد که: "ما سالها بود می گفتیم محققانی چون عبدالحسین زرین کوب که از عظمت تاریخی و قدمت فرهنگ و تمدن ایرانی می نوشتند، دروغگو بودند و ایران پشتوانه فرهنگی و تمدنی ندارد و اکنون یکی از شاگردان زرین کوب به نام دکتر دهقانی، همین مساله را تایید کرده است ".
در پایان با آرزوی توفیق روزافزون برای جناب دکتر دهقانی و با نثار درود به روان باشکوه زنده یاد استاد عبدالحسین زرین کوب، عرض می کنم که هر پژوهشگری و هر اثری از جمله آثار و نوشته های زنده یاد دکتر زرین کوب، لازم است حتما و باید در ترازوی نقد، داوری و بررسی شود منتها کیست که نداند جای طرح این قبیل مناقشات علمی، به ویژه وقتی نام محقق بزرگی چون زرین کوب در میان است، در محافل علمی و مجلات دانشگاهی است نه در فضای مجازی و صفحات زرد اجتماعی که موجبات سواستفاده مغرضان و فرصت طلبان و کج اندیشان را فراهم آورد.
آب به آسیاب بدخواهان ایران عزیز نریزیم و به قول اهالی روزنامه و رسانه، خوراک خبری فرصت طلبان را که هر لحظه مترصد کوبیدن فرهنگ و تمدن ایرانی هستند، فراهم نکنیم.
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم...
با احترام و درود
محمد طاهری خسروشاهی
دهم آبان ماه / تبریز
/channel/Safinehyetabriz
شب علی مسیو
نهصد و هشتاد و ششمین شب از شبهای بخارا به یادبود علی مسیو، از مبارزان جنبش مشروطه، اختصاص یافته است. در این نشست که در ساعت پنج بعدازظهر دوشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۵ در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار میشود، فیلم مستند «علی مسیو» به کارگردانی مسعود میر به نمایش درخواهد آمد. قرائت متنی از استاد رحیم رییسنیا از دیگر بخشهای این نشست خواهد بود.
فیلم «علی مسیو» شناختنامهای است مصور برای معرفی و غبارزدایی از شخصیتی که بیتردید جنبش مشروطه بدون درایت، حمایت و اصالت او حتی در همان حد محدود هم به ثمر نمینشست. علی مسیو با سازماندهی ارتشی سری از میان وطنپرستان و آزادیخواهان آذربایجان تحت عنوان «مرکز غیبی»، سنگ مقاومت در تلاش برای وقوع انقلاب مشروطه و البته شکستن محاصرۀ تبریز را بنا گذاشت و در این راه از مال و جان و فرزندان خود گذشت. این فیلم به نویسندگی و کارگردانی مسعود میر، محصول مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است. محمد مقدم مشاورۀ هنری این پروژه را بر عهده داشته است.
مسعود میر روزنامهنگار و مستندساز است. او مدرک کارشناسی سینما از دانشکدۀ خبر دارد و از سال ۱۳۸۱ کار مطبوعاتی خود را با گروه سینما و تلویزیون هفتهنامۀ «سروش جوان» آغاز کرد و کمی بعد به روزنامۀ «همشهری» رفت و اکنون هم بهعنوان دبیر در این روزنامه مشغول به کار است. او بعد از «علی مسیو» که اولین تجربۀ مستندسازیاش بود، مستند «شکل زمان» را هم در کارنامه دارد.
خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، بوستان هنرمندان، خانهی هنرمندان ایران، تالار استاد جلیل شهناز
🔆 قبرِ شریفِ شیخ شهابالدین سهروردی، حلب، کنارِ بازارِ نسوان، داخلِ مسجدِ سهروردی.
/channel/Nafahaat0
☘️فاطمهپژوهی در غرب: از انکارگری تا بازخوانی (۱) 🖋 یاسر میردامادی 🔻در بخش اول از گفتار دوبخشی (در مصاحبه با شبکهی امام حسین) به فاطمهپژوهی در مطالعات دانشگاهی غربی (آرای اسلامشناسان غربی در باب فاطمه دختر پیامبر، همسر علی) پرداخته میشود. در این بخش به آراء هنری لامنس و لوئی ماسینیون اشاره میشود. همچنین اشارتی میرود به شاگرد ماسینیون، علی شریعتی. 🔻در پاسخ به اینکه چرا باید به نگاه غربیها در فاطمهپژوهی توجه کرد، بیان میشود که نگاه بیرونی زوایایی را روشن میکند که نگاه درونی ممکن است از آنها غافل باشد؛ این مطالعات به ویژه از طریق روششناسیها و مقایسههای تطبیقی (مانند مقایسه حضرت فاطمه با مریم مقدس) میتوانند به فهم عمیقتر جایگاه هستیشناختی و قدسی حضرت زهرا کمک کنند.
🔻سه دلیل اصلی جذابیت شخصیت فاطمه (س) برای اسلامشناسان غربی: نقش بیبدیل ایشان در تداوم نسل پیامبر (مادر دودمان)، جایگاه قدسی ایشان در الهیات شیعه و عرفان اسلامی (که شبیه به مریم مقدس در مسیحیت است)، و وجه اعتراضی و سیاسی ایشان که با الهیات رهاییبخش مسیحی شباهتهایی دارد.
🔻نخستین تکنگاری مهم غربی، کتاب «فاطمه و دختران محمد» اثر هنری لامنس (۱۸۶۲-۱۹۳۷)، شرقشناس یسوعی بلژیکی، بود که در سال ۱۹۱۲ منتشر شد. رویکرد لامنس «تقلیلگرایانه» و همراه با «شکاکیت رادیکال» بود. او به دنبال واسازی تصویر قدسی و سنتی از فاطمه (س) بود و ادعا میکرد که فاطمه در زمان پیامبر (ص) شخصیتی حاشیهای بوده و تصویر شکوهمند بعدی، حاصل تلاشهای سیاسی شیعیان و عباسیان برای مشروعیتبخشی بوده است. لامنس مدعی بود که رابطه پیامبر با فاطمه و همچنین زندگی زناشویی علی و فاطمه خالی از تنش نبوده و هدف او بیاعتبار کردن بنیانهای تاریخنگاری اولیه اسلامی بود.
🔻آثار لامنس به دلیل تعصبات ضداسلامی و روششناسی مغرضانه بهشدت نقد شده است. منتقدان، روش او را نمونهای از «شرقشناسیِ استعماری و تخریبی» میدانند. منتقد برجسته، لوئی ماسینیون، به لامنس نقد وارد کرد که او فاقد «همدلی» (Empathy) لازم برای درک متون دینی است و گریههای فاطمه (س) را صرفاً نشانه ضعف میداند، درحالیکه گریه در سنت اسلامی کنشی با معنای الهیاتی-سیاسی است. همچنین، مورخانی چون ویلفرد مادلونگ آراء لامنس را رد کرده و نشان دادند که رابطه پیامبر و فاطمه عمیق و ویژه بوده و فاطمه پس از رحلت پیامبر رهبر اصلی جریان مخالف خلافت بوده و نقشی فعال ایفا کرده است. روش لامنس که بر پایه «استدلال بر مبنای سکوت» بود، امروزه منسوخ تلقی میشود.
🔻در مقابل، لوئی ماسینیون (Louis Massignon)، اسلامشناس کاتولیک، با رویکردی «پدیدارشناسانه»، به دنبال فهم جایگاه فاطمه در وجدان مؤمنان بود. او لامنس را متهم کرد که یک «هجونامه» علیه خاندان پیامبر نوشته و نتوانسته روح معنوی اسلام را درک کند. مهمترین نوآوری ماسینیون، بهکارگیری نظریهٔ مسیحی «فوق تقدیس» (Hyperdulia) برای فاطمه (س) بود. در الهیات کاتولیک، این احترام ویژه مخصوص مریم مقدس است و ماسینیون استدلال کرد که فاطمه در عرفان شیعی همان جایگاه «فوق تقدیس» را داراست که مریم در مسیحیت دارد؛ یعنی جایگاهی فراتر از یک ولی خدا، با نقش واسطهگری فیض و مادری معنوی. او بر آیه مباهله و لقب «امابیها» تمرکز داشت و آن را دارای معنای عمیق عرفانی میدانست و میان باکرگی مریم و طهارت فاطمه (بتول) پیوند عمیقی میدید. ماسینیون با عبور از تقلیلگرایی خشک، راه را برای درک ابعاد نمادین، عرفانی و لاهوتی حضرت فاطمه باز کرد و به همین دلیل او را «پیشگام فاطمهپژوهی غربی همدلانه» میدانند. علی شریعتی، که در پاریس شاگرد و دستیار ماسینیون بود، به تصریح خودش در فاطمهشناسیاش بسیار تحت تأثیر استادش بوده و ماسینیون را نه فقط استاد، بلکه «همدرد» خود مینامید. بخش دوم این گفتار به زودی در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. @YMirdamadi
🏴"آغاز ایام سوگواری مادر ولایت"
السلام علیکِ یا فاطمة الزهراء، یا بنتَ رسولِ الله
▪️با فرا رسیدن ایام سوگواری شهادت بانوی بینشان، عطر اندوه در جان زمان میپیچد.
فاطمه (سلامالله علیها)، خورشید بیغروبی بود که پس از او، زمین در غم جاودانه فرو رفت. او مظهر ایمان، صبر و ولایتمداری بود؛ بانویی که مظلومانه زیست و مظلومانه رفت تا حقیقت بماند.
▪️مجله سفینه تبریز، فرا رسیدن ایام جانسوز فاطمیه و ایام شهادت دخت نبی مکرم اسلام، حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) را به محضر حضرت ولیعصر (عج) و تمامی دلدادگان اهلبیت عصمت و طهارت و مخاطبان و همراهان ارجمند تسلیت عرض مینماید.
أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند...
سوره مبارکه یونس/ 62
🔹 انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار میکند
📚 درسگفتار «شرح گلشن راز» با تدریس استاد منوچهر صدوقی سها
🔹 انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در ادامه برنامههای علمی و فرهنگی و آموزشی خود، درسگفتار « شرح گلشن راز » را با تدریس استاد منوچهر صدوقی سها مدرس و پژوهشگر حکمت و عرفان اسلامی برگزار میکند.
🗓 زمان برگزاری: شنبهها، ساعت ۱۵
📌 آغاز دوره: شنبه ۹ آبانماه ۱۴۰۵
✅ حضور در این دوره برای عموم آزاد و رایگان است.
✅علاقهمندان برای ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر میتوانند با شماره ۵۵۳۷۴۵۳۳، داخلی ۱۸۱، روابط عمومی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تماس حاصل نمایند.
🆔/channel/anjomanasarmafakher2
دختران معصوم باکو که به جرم داشتن مقنعه و روسری، از حق تحصیل محروم شدند.
Читать полностью…
پیر گلرنگ
یادنامه مصحح فقید دیوان حافظ
دکتر رشید عیوضی تبریزی رحمه الله علیه
به کوشش:
محمد طاهری خسروشاهی
انتشارات ادبیات 1395
سردبیر مجله سفینه تبریز
در محضر استاد دکتر منوچهر مرتضوی
عید سعید غدیر خم سال 1379
@safinehyetabriz
سایه سرو سهی
یادنامه دکتر سید منوچهر مرتضوی
مولف کتاب ارزشمند مکتب حافظ
به اهتمام: محمد طاهری خسروشاهی
(سردبیر مجله سفینه تبریز)
انتشارات ستوده 1390
@safinehyetabriz
اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد
به مژده جان جهان را به باد خواهم داد
کاری از مرحوم آیت الله توحیدی
@safinehyetabriz