23284
حتی اگر یک نفر مطالب کانال ما را بخواند و مسیر زندگی یک نفر را تغییر دهیم، همین برای ما کافیست . کد شامد وزارت ارشاد 👇 1-1-73252-61-4-1 #تبلیغات و ارتباط با #مدیر و #تبادل به آیدی. 👇👇👇👇 @Sana66666 @ittabligh
یگانه مکانی که رویاهایت را در آن میسازی «ذهن توست»☘💫☘
باور کن! آرزوهایت دستیافتنی است…
شبتون بخیر🌟✨🌟
@ganunejazb 👈💯
سلام صبح زیباتون بخیر 🌹🌱✨
Читать полностью…
به بزرگی آرزویت نیندیش
به بزرگی کسی بیندیش که میخواهد آرزویت را برآورده کند🌟✨🌟
برای برآورده شدن آرزوهایتان
خـدا را برای شما آرزو میکنم💫🌟💫
شب همگی بخیر🌟✨🌟
از خدا میخواهم
لا به لای برگهای پاییز🍁🍂
خبر قشنگی
برای دلت پنهان کرده باشد
صبح آمده
تا یادمان بیاورد
هنوز هم میشود
از نو شروع کرد
با امید ، با لبخند
با عشق
سلام صبح دلتون بخیر و روشنایی🍃🌺🍃
@ganunejazb 👈💯
چه قشنگه که توی این جهانِ بیانتها، هنوز نور هست، امید هست، و بهانههایی برای شکرگزاری… 🤍
شبتون به خیر💫🌟💫
@ganunejazb 👈💯
سه شنبه بیست ویکم مهر ماه
@ganunejazb
پادکست انگیزشی
🔶️موضوع فایل : احساسات قطب نمای موفقیت
👈آیا شما حاضرید برای تهیه شام امشب خود در زباله های دیشب؛ دنبال غذا بگردید؟
پس چگونه حاضر می شوید با جست و جوی در آشغال های کهنه ذهنی ؛
تجربه های فردای خود را بیافرینید.
رها شدن از دست حرف و سخن کسی که باعث آزار شما شده فقط با بخشیدن آن فرد امکان پذیر است.
با بخشیدن خود و دیگران از دست خاطرات تلخ راحت می شوید و همین آرامش باعث می شود که آنچه را که اتفاق افتاده فراموش کنید.
اکنون زمان آن رسیده که خاطرات خوش؛ نگاه خوش بینانه و واقع بینانه را به همه ی ابعاد زندگی بیندازید.
اگر شکست بخورید،ممکن است مأیوس شوید،ولی اگر سعی نکنید،محکوم به فنا هستید..🌟✨🌟
تو در شب من جوانه نوری
بیا که مرا نمانده صبوری
به شعر شبانه..
به باغ زمانه..
تو عطر بهاري
شبتون قشنگ💫✨💫
@ganunejazb 👈💯
پیرمرد تکه کاغذی به دست جوان داد و قلمی پیش رویش گذاشت. سپس گفت:
“روی این کاغذ بنویس دقیقاً چقدر پول میخواهی به دست آوری و چقدر زمان برای به دست آوردنش به خودت فرصت میدهی.”
جوان مردد ماند. دستش میلرزید. با صدایی که تردید در آن موج میزد گفت: “نمیدانم… چطور میتوانم بدانم؟ من فقط میخواهم ثروتمند شوم، همین.”
پیرمرد با نگاهی نافذ و آرام به چشمان جوان خیره شد و گفت:
“بزرگترین خطای انسانها این است که گمان میکنند میدانند چه میخواهند، در حالی که فقط آرزوهای مبهم دارند. ذهن تو خدمتگزارِ توست، اما اگر فرمانی دقیق، شفاف و با ضربالاجل مشخص به آن ندهی، هیچ فرمانی را اجرا نمیکند. تو تا زمانی که جرئت نکنی رقمی دقیق بنویسی و تاریخی معین کنی، به ذهنت این پیام را میدهی که باور نداری شایستهی آن هستی. شک و تردید تو، تنها مانع میان تو و فراوانی است. رقمی بنویس که بترسی، اما باور داشته باش که شایستهاش هستی؛ جهان دقیقاً به اندازهی شجاعتت به تو پاداش میدهد، نه به اندازهی تمناهایت
@ganunejazb
پادکست قرارعاشقی
🔹موضوع: برایت من خدا را آرزو دارم
🔶توضیحات:
چه زیبا خالقی دارم
دلم گرم است می دانم
که فردا باز خورشیدی ،
میان آسمان ، چون نور می آید
شبی می خواندم با مهر
سحر می راندم با ناز
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که می خواند مرا ، با آنکه میداند گنه کارم
اگر رخ بر بتابانم
دوباره ، می نشید بر سر راهم
دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش
که در قاموس پاک کبریایی ، قهر نازیباست
چه زیبا عاشقی را دوست می دارم
دلم گرم است می دانم ، که می داند
بدون لطف او ، تنهای تنهایم
@ganunejazb
#داستان_شب
سرگذشت یک بچه تنبل 🥹
💠ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ اصفهان. ﯾﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨد،ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،
ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻏﺮﯾﺐ. ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ. معضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ.
💠ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ اصفهان، ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ.
💠ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ بی حوصله ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ
ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ من!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ می گفت :
💠ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ.ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ.
در ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ.
💠ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ می خوردم ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ.......
💠ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ، ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ مهربان ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ.
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ تميز ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪ
ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ.
💠ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
می دوﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ.
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ. ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
💠ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
💠ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!! ﺁﺧﻪ
ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ می زدن ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ،ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ.ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽ ﺯﺩ.
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ می نوشت،
💠ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟!!!
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﻋﺎﻟﯽ
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ!!
💠ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ
ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ! ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
💠ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ، ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ
ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ.
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ، ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
💠ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ، ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ.ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟؟؟؟
ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ:
ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ...
ﺧﺎﻃﺮﻩ ای ﺍﺯ
امیر محمد نادری قشقایی
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎسی ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮبیتی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
@ganunejazb 👈💯
❣گاهی چیزی که ما را متوقف میکند،
سختیِ مسیر نیست؛بزرگیِ چیزیست که یکجا به آن نگاه میکنیم.
🟢وقتی تمام راه را با هم میبینی،
قله دور و رسیدن سخت به نظر میرسد.
اما اگر همان مسیر رابه چند قدم کوچک تقسیم کنی،دیگر قرار نیست امروز به قله برسی؛فقط باید قدم بعدی را برداری. 🏔️
هدف بزرگت را کوچک نکن؛
قدمهای رسیدن به آن را کوچک کن.
تو امروز کدام قدم کوچک را میتوانی برداری؟ 🌱
@ganunejazb 👈💯
☘گاهی یک صبحِ خوب، فقط با یک فکر خوب شروع میشود…
پس امروز را زیبا، پرانرژی و پر از حس خوب بسازیم. 🌸
🌞 صبحتون بخیر و دلتون گرم به امیدهای قشنگ زندگی
@ganunejazb 👈💯
پادکست قرارعاشقی
🔹موضوع: چگونه دعا کنیم؟
🔶توضیحات:
وقتی هیچ کس نیست بازهم خدا هست، او از رگ گردن به ما نزدیک تر است.
امکان ندارد لحظه ای از ما و حال ما غافل بشود.
خداجون اگر از تو نخواهم که به من بدهی پس کی هست که ازش درخواست کنم؟ تو بیشتر از آنچه که من می خواهم میدهی.
با تمام وجودت بخواه ایمان داشته باش میدهد.
اگر توکل کنی و ایمان داشته باشی همچون موسی دریا برای تو شکافته خواهد شد.
#داستان_شب
✨اعتماد به دشمن!✨
🌲در گوشهای از جنگل، برکهای زیبا وجود داشت که ماهیهای زیادی در آن زندگی میکردند. سالها بود که ماهیخواری پیر در اطراف آن برکه میگشت و از ماهیها تغذیه میکرد؛ اما حالا دیگر مثل گذشته چابک نبود و بهسختی میتوانست شکار کند.
🐳روزی فکری به ذهنش رسید. کنار برکه نشست، آهی کشید و با صدایی اندوهگین گفت:
«بیچاره شما ماهیها! خبر ندارید چه خطری در انتظارتان است. بهزودی صیادان به اینجا میآیند و هیچکدامتان زنده نمیمانید.»
🐠ماهیها با شنیدن این حرف به وحشت افتادند. یکی از آنها پرسید:
«پس چه کار کنیم؟ راه نجاتی وجود دارد؟»
🐟ماهیخوار که منتظر همین سؤال بود، پاسخ داد:
«در نزدیکی اینجا برکهای کوچک و امن وجود دارد. اگر بخواهید، میتوانم هر روز تعدادی از شما را به آنجا منتقل کنم تا از خطر در امان بمانید.»
🦈ماهیها که ترسیده بودند، بدون آنکه دربارهی حرفهای او تحقیق کنند، پیشنهادش را پذیرفتند.
🐡از آن روز، ماهیخوار هر روز چند ماهی را با خود میبرد؛ اما بهجای آنکه آنها را به برکهای امن برساند، در گوشهای دور از چشم دیگران میخورد و بقایای آنها را بر زمین میریخت.
🐬چند روز گذشت. خرچنگی که در همان برکه زندگی میکرد، از ماجرا باخبر شد و از ماهیخوار خواست او را هم به برکهی جدید ببرد.
🦀ماهیخوار با خوشحالی پذیرفت. خرچنگ را برداشت و به پرواز درآمد؛ اما وقتی به نزدیکی محل همیشگیاش رسید، خرچنگ ناگهان متوجه استخوانهای فراوان ماهیها شد. همان لحظه فهمید که چه بلایی بر سر دوستانش آمده است.
🦀خرچنگ که میدانست فرصت زیادی ندارد، چنگالهایش را محکم دور گردن ماهیخوار حلقه کرد و او را وادار کرد به زمین فرود بیاید.
🦞درگیری کوتاهی میان آن دو شکل گرفت و سرانجام ماهیخوار از پا درآمد.
خرچنگ به برکه بازگشت و ماجرا را برای دیگران تعریف کرد. از آن پس، ساکنان برکه فهمیدند که هر سخن دلسوزانهای از روی خیرخواهی نیست و هرکس ادعای نجاتشان را دارد، لزوماً دوست آنها نیست.
🌱 پند حکایت:
پیش از آنکه سرنوشت خود را به دست دیگران بسپاریم، باید دربارهی نیت و رفتارشان بیندیشیم؛ زیرا گاهی خطرناکترین دشمن، همان کسی است که خود را دلسوزترین دوست نشان میدهد.
@ganunejazb 👈💯
قبل از اینکه دنیا از تو چیزی بخواهد، امروز از خودت بپرس: «حال دلم چطور است؟»
یک نفس عمیق بکش و امروز را با یک انتخاب آگاهانه آغاز کن.
چهار شنبه بیست ودوم مهر ماه
Читать полностью…
امروز قرار نیست کامل باشی؛ فقط کافیست یک قدم از دیروزت جلوتر بروی.
اگر تصمیم داری این ماه را متفاوت بسازی، همین حالا بنویس: «من شروع کردم.»
#داستان_شب
💠 روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیمان هرچه در خانه داشت جلوی او گذاشت، كمی نان خشك بود و مقداری نمك و كوزه ای آب. او با روی خوش از مهمان خود پذیرایی می كرد و زیر لب شعر می خواند كه: « چشمِ تر و نانِ خشك و روی تازه! »
💠مرد مهمان چشمش كه به نان افتاد گفت: « ای كاش كمی پنیر هم بود تا با این نان می خوردیم. » سلیمان بلند شد و به بازار رفت. قبای خود را در دكانی گرو گذاشت و به جای آن كمی پنیر گرفت و آورد.
💠مهمان نان و پنیر را خورد و گفت: « خدا را شكر، من آدم قانعی هستم، روزی من همین بود كه خوردم. راضی هستم به رضای خدا. »
💠سلیمان گفت: « اگر به آنچه خدا داده بود راضی بودی، قبای من در بازار به گرو نمی رفت.»
@ganunejazb 👈💯
☘🌸☘بعضی صبحها آدم فقط به یه چیز نیاز داره یه بالکن چوبی، صدای بارون شمال، و یه استکان چای داغ که گرمش کنه تا ته وجود
اینجا نه خبری از عجلهست، نه استرس
فقط آرامشه که میشینه رو سینهات☘🌸☘
سلام صبح بخیر ☕🌧️
@ganunejazb 👈💯
پادکست قرارعاشقی
🔹موضوع: برکت از خدا
🔶توضیحات:
من مطمئنم دری بسته نیست و منتظرم خدای دوست داشتی تو بیایی و بگویی بلند شو بنده ی من اذن دخول داری بیا تو.
یاد تو آرامم می کند، همین اینکه می دانم خدایی هست که می بیند.
وقتی با تو خلوت می کنیم، وقتی نام تو را می بریم آرام می شویم.
@ganunejazb
برشی از کتاب دولت فرزانگی☝️
Читать полностью…
🔶موضوع فایل : *عزت نفس*
✅بایستی درهمین لحظه لذت ببرید و برای بهتر شدن هم تلاش کنید.
✅هر روز که بیدارمی شوید بایستی بخودت بگویی امروز رسالت من در زندگی چی هست.
✅چکار کنم که اشتباهات گذشته را تکرارنکنم.
✅پس ما زمانی دارای عزت نفس هستیم که احساس خوب بودن به ما دست بدهد.
✅شما ۲۰ کیلو اضافه وزن دارید روزاول باشگاه با انگیزه می روید و لذت می برید.
✅چرا؟ چون هدف ومسیــرمشخص هست، می دانید به کدام سمـت می روید.
✅اگرسختی هایی هم طی مسیرهسـت ولی باعشق می پذیرید.
صبحبخیر🌱
🌹سلام به دوشنبه ۲۰ مهرماه خوش آمدید🌹
@ganunejazb 👈💯
شب بخیر دوستان 🤩 🤩 🤩 🤩
@ganunejazb 👈💯
مغز شما تفاوت میان “یک اتفاق واقعی” و “یک فکر به شدت احساسشده” را نمیفهمد!
وقتی در تخیل خود یک لیموترش تازه را برش میزنید و آب آن را زیر زبانتان احساس میکنید، دهانتان واقعاً بزاق ترشح میکند؛ در حالی که هیچ لیموی فیزیکی در اتاق وجود ندارد! مغز شما تنها با یک “تصویر ذهنی”، یک واکنش کاملاً مادی و فیزیکی در بدن ساخت.
حالا این اصل ساده را به زندگی واقعی بیاورید:
وقتی تمام روز به یک سناریوی منفی، به یک بحث کاری، به بیپولی یا به رفتارهای مأیوسکننده اطرافیانتان فکر میکنید، مغز شما تشخیص نمیدهد که این فقط یک فکر است. او باور میکند که شما در وسط یک جنگ واقعی هستید؛ بنابراین فوراً بدن شما را با سموم کورتیزول و استرس پر میکند.
شما هر لحظه با افکارتان در حال سفارش دادنِ شیمیِ بدنتان و واقعیت روز بعدتان هستید.
اگر ورودی را عوض نکنید، نباید انتظار داشته باشید خروجیِ کارخانه تغییر کن
@ganunejazb
🔶موضوع فایل : *عزت نفس*
✅بایستی درهمین لحظه لذت ببرید و برای بهتر شدن هم تلاش کنید.
✅هر روز که بیدارمی شوید بایستی بخودت بگویی امروز رسالت من در زندگی چی هست.
✅چکار کنم که اشتباهات گذشته را تکرارنکنم.
✅پس ما زمانی دارای عزت نفس هستیم که احساس خوب بودن به ما دست بدهد.
✅شما ۲۰ کیلو اضافه وزن دارید روزاول باشگاه با انگیزه می روید و لذت می برید.
✅چرا؟ چون هدف ومسیــرمشخص هست، می دانید به کدام سمـت می روید.
✅اگرسختی هایی هم طی مسیرهسـت ولی باعشق می پذیرید.
شب، فرصتیه برای اینکه همهی شلوغیهای امروز رو کنار بذاری و چند لحظه به آرامش درونت برگردی💫✨💫
چشمهات رو ببند، برای داشتههات شکر کن و دلت رو به خدا بسپار.
هر چیزی که امروز سنگینت کرد، برای امشب رهایش کن🌟✨🌟
خدایا شکرت برای همهچیز…
فردا، یک روز تازه است. 🤍
شب بخیر؛ با یاد خدا آرام بخواب💫✨💫
@ganunejazb 👈💯