36617
من خدارا شاعری دیدم باغزلی نیمه کاره قافیه هایی گنگ و فضایی کرخت! برای نجات غزلش دنیایی خلق کرد قافیه در ردیف! او زن را خلق کرد..🕊 اینستاگرام: https://www.instagram.com/zaneh_emroozi/ کانال تبلیغات زن امروزی: @zaneh_emroozi_tab ادمین: @b_1300
.
.
≣ کارما چیست؟ چگونه کارمای اجدادی را پاکسازی کنیم؟ ✦
📎 کلیک کنید 📎
✅ تا حالا شده به زندگیات نگاه کنی و با خودت بگی: «این چیزی نیست که میخواستم...»
شاید سالها برای دیگران زندگی کردی؛ به عنوان همسر، مادر، فرزند، خانواده، کار...
اما وسط تمام این نقشها، یک نفر رو فراموش کردهای: خودت را. 💛
کانال خودت را زندگی کن یک چالش ۱۲۰ روزه گذاشته
در این مسیر خواستههایت را بهتر میبینی، الگوهای رفتاریات را کشف میکنی و قدمبهقدم یاد میگیری زندگی را مطابق خواسته های واقعی خودت بسازی.
کسی که یه بار تونسته از زندگیت بره، ممکنه دوباره هم رفتن رو انتخاب کنه.
کسی که یه بار بهت خیانت کرده، دیگه نمیتونی با خیال راحت به وفاداریش تکیه کنی.
کسی که روزها و هفتهها ازت بیخبر مونده، بهت نشون داده که نبودنت رو هم میتونه تحمل کنه.
کسی که تو سختترین روزهات پشتتو خالی کرده، لزوماً تو سختی بعدی کنارت نمیمونه.
کسی که یه بار بهت دروغ گفته و با دروغش از مهلکه فرار کرده، ممکنه دوباره هم همون راه رو انتخاب کنه.
یادت باشه، بعضی آدما وقتی میفهمن با وجود تمام اشتباهاتشون باز هم میتونن تو رو داشته باشن، دیگه از دست دادنت نمیترسن.
آدما ممکنه تغییر کنن، اما تغییر واقعی رو باید تو رفتارشون ببینی، نه تو قولهایی که موقع ترس از دست دادنت میدن.
ببخش، اگه بخشیدن به آرامشت کمک میکنه؛ اما قرار نیست هر کسی رو که بخشیدی، دوباره به زندگیت راه بدی.
تو قرار نیست هر بار با قلب شکستهات، به یکی دیگه فرصت بدی که آدم بهتری بشه.
گاهی دوست داشتنِ خودت یعنی برای همیشه درِ بعضی رابطهها رو ببندی؛ حتی اگه هنوز دلت برای اون آدم تنگ میشه.
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
آزادی همیشه احساس خوشایندی ندارد.
گاهی یعنی دیگر نمیتوانی شکستهایت را به دستور دیگران نسبت بدهی.
وقتی انتخاب با خودت باشد، حتی اشتباههایت هم چهرهی خودت را دارند؛ و همین، هم ترسناک است و هم رهاییبخش...
آندره ژید
کار کردن با مردها و در جهان مردها، سختترین شکلِ زن بودن است. تو لطیفی و ظریفی و به کمترین نگاه و ضربهای میشکنی و وارد جهانی شدهای که تماما سیاست است و خشونت است و آسیب... جهانی که با روح و وقار زنانهی تو همسو و سازگار نیست! تو ناگزیری لبخند نزنی و ابرو درهم بکشی و زمخت باشی و نگذاری بفهمند چیزی به نام "احساسات" درون وجودت داری و با همان زمینت نزنند! تو ناگزیری محکم بمانی و قوی به نظر برسی و خیلی جاها بغضت را به جای گریستن، خشم کنی و دستانت را بهجای لرزیدن، مشت کنی و با اهانتها و ناسپاسیها و بیانصافیها فرو نریزی و جا نزنی.
تو ناگزیری با نگاههای زنستیز و تحقیرآمیز کنار بیایی، سخنان و رفتارهای دور از شان را نادیده بگیری و غمگینت نکند اگر تو را در جایگاه مخاطبشان دیدند و همچنان چشمانشان به دنبال مردی میگشت که مخاطب قرارش دهند و اگر نپذیرفتند که نقش اول و سازنده و تصمیمگیرنده تویی! که کسی به آنان نگفته اگر زنی را دیدی که سخت تلاش میکرد و روی پای خودش ایستادهبود، بهجای سعی در انکار، به او افتخار کن؛ نه یکبار، که هزاران بار...
کاش قبول کنند که در این شرایط مردافکن، زنانی که با روح لطیف و دستان ظریفشان، دوام آوردهاند و با ناملایمات روزگار میجنگند و در اوج نیاز به پناه بردن، پناه شدهاند، شایستهی بالاترین درجات احترام و قدردانیاند... همین!
نرگس صرافیان_طوفان
"مذکر بودن" رو تولد مشخص میکنه. "مرد بودن" رو سن مشخص میکنه.
اما "آقا بودن" یه انتخابه.
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
عزیزِ قلبم!
جهان هنوز در شناختنِ زنان اشتباه میکند؛ گمان میبرد هر زنی را میتوان با یک صفت به پایان رساند، حال آنکه بعضی از ما، خودمان مجموعهای از پایانهای ناتمامیم.
درونِ بعضی زنان، آهنگری برپاست؛ سالهاست که روزگار، آتش را در کورهی جانشان دمیده و آنها را چنان آبدیده کرده که دیگر هیچ ضربهای را بیپاسخ نمیگذارند. بعضی دیگر، از جنس سکوتاند؛ شبیه سنگهایی که هزار سال رنجِ کوه را در سینه نگه داشتهاند و حتی وقتی میشکنند، صدای شکستنشان به گوش کسی نمیرسد. زنانی هم هستند که از اندوه عبور کردهاند، اما اندوه هرگز از آنها عبور نکرده است؛ زخمهایشان را زیر آستین پنهان میکنند و با همان دستها، برای جهان گل میکارند.
اما در سوی دیگری از این جهان، زنانی زندگی میکنند که روحشان با کلمه بیدار میشود، با موسیقی از خودش فاصله میگیرد و در نخستین باران پاییزی، تمام قرارهایش را با عقل به هم میزند. زنانی که هنوز به معجزهی پنجرههای باز ایمان دارند، برای ستارهای دور نامی انتخاب میکنند، از میان کتابها راهی به جهانهای نرفته پیدا میکنند و گاهی چنان غرق رؤیا میشوند که واقعیت، برای چند لحظه، از یاد میبرد صاحب این خانه کیست.
اما من همیشه فکر کردهام شگفتانگیزترین زنان، آنهایی نیستند که تنها از جنس سختیاند یا تنها با لطافت شناخته میشوند؛ شگفتیِ واقعی، در زنانی اتفاق میافتد که هر دو جهان را در خود جا دادهاند.
همان زنی که میتواند در دشوارترین روز زندگیاش، بیآنکه دست یاری به سوی کسی دراز کند، بارِ جهانش را به دوش بکشد، شب که میشود، کنار پنجره بنشیند و برای ماه، نامهای بنویسد که بوی دلتنگی و بهارنارنج بدهد.
همان زنی که از خیانت، محتاطتر میشود، نه بیرحم؛ از فقدان، عمیقتر میشود، نه تهی؛ از تنهایی، مستقلتر میشود، نه بینیاز از آغوش. زنی که هنوز میتواند از یک شاخهی کوچک، از صدای باران بر سقف، از بوی نان تازه و از عبور گربهای در انتهای کوچه، بهانهای برای دوست داشتن زندگی پیدا کند؛ بیآنکه رنجهایی را که پشت سر گذاشته، انکار کند.
این زنان را نباید با واژهی «قوی» تمام کرد. قدرت، تنها یکی از نامهای آنهاست. نامهای دیگری هم دارند که کمتر کسی میشنود: خیال، جسارت، ظرافت، خشم، شفقت، آزادی و آن میلِ سرکش به زندگی که حتی پس از سالها دلشکستگی، هنوز در جایی از وجودشان نفس میکشد.
آنها نه از رنجشان مقدس شدهاند، نه برای دوستداشتنی بودن موظفاند همیشه مهربان بمانند. حق دارند خسته شوند، ندانند، اشتباه کنند، دست از جنگیدن بردارند و روزی را فقط برای خودشان زندگی کنند؛ بیآنکه لازم باشد به کسی ثابت کنند از پسِ همهچیز برمیآیند.
فرشته خالدیان
بزرگسالی یعنی بعضی وقتها باید تصمیم بگیری بهای کدوم انتخاب رو میخوای بدی.
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
.
میشائلا زنی است که تنها دوست ایرانی اش منم.
چهل ساله است. پدرش الکلی بوده و بخاطر همین در مدرسه بولی میشده و دبیرستان را تمام نکرده. با مادرش سالهاست ارتباط ندارد چون هر بار از مدرسه شکست خورده و دلشکسته برمیگشته، مادرش میگفته تقصیر بی عرضگی و ضعف خودش است و مشکلات مدرسه ربطی به خانه ندارد. خانه را زود ترک کرده، یک خواهر دارد که برایش مهم نیست کجاست. گواهینامه رانندگی اش را یک بار از دست داده چون تحت تاثیر مواد مخدر بوده و رانندگی میکرده. یک بار هم یک سال تعلیق رانندگی داشته چون به ماشینی زده و اطلاع نداده و رفته.
با مردی که از کودکی با هم همسایه و دوست بودند، یک سگ قد بچهگربه و یک سگ دیگر به قواره یک گوساله زندگی میکند. از همسر اولش فرزندی دارد که همسن بچه من است.تمام دار و ندارش همین فرزند است و برایش واقعا همه کار میکند.حتی بخاطر از دست ندادن حضانت فرزند، داوطلب رفته مرکز روانی و مدتی بستری شده. هفته در میان، بچه می آید پیشش.در طول چهار سال که میشناسمش حداقل شش شغل؛ از متصدی پمپ بنزین تا انباردار میوه عوض کرده.مود سویینگ حاد دارد،الان فرضا عالی و درخشان است و به فاصله نوشیدن یک قهوه می تواند برود لای ابرهای نامرئی و از دسترس خارج شود. از نظر من زندگی باهاش واقعا مشکل است.
یک روزی در پارک باهاش آشنا شدم. دیدم که پیرسینگ بینی، چشمهای قهوهای مهربان و موهای بلند و کودکی طلایی و جیغ جیغو دارد که با بچه من همزمان دعوا و تاب سواری کردند و اینجوری شد که به حرفهایش گوش دادم و طی چند ساعت شدم محرم اسرارش و شد چهار سال.
به قول خودش آدمها نمی توانند و نباید سعی کنند احوال متغیر او را بفهمند، فقط باید تصمیم بگیرند که یا دوستش دارند یا ندارند. من دوستش دارم.
یک بار که با شریک زندگیش دعوای شدید گرفت و پشت هم پیامهای هیستریک استوری میکرد، بهش نوشتم اگر لازم دارد از خانه بیاید بیرون میتواند چند روزی خانه من بماند.نمیدانم در چه حالی بود ولی با صدای غریبی برایم پیغام گذاشت: بدان، تو بدان که این پیشنهاد، حتی در حد پیشنهاد برای من بزرگترین دلگرمی است.
یازده سال است که پدرش را از دست داده،و با اینکه پدر در طول حیات بارها از فرط مسمومیت الکل از هوش میرفته،یا در بیمارستان بوده یا کلا در این عالم نبوده، هنوز که هنوز، سوگ،او را سوق میدهد سمت مخدر و بعد هم هر بار راهی آسایشگاهش میکند طوری که بار آخر قاضی حکم داده بچه فقط با او دیدار هفتگی داشته باشد و تصمیمگیری های مهم در مورد تحصیل و زندگی فقط به عهده پدر باشد. طبعا وقتی این را برایم تعریف کرد بعنوان مادری که حرف مادر دیگر را میفهمد، تمام مدت فقط دستش را گرفتم و با او همدلی کردم، ولی پس ذهنم میدانم که این تصمیم به نفع آینده بچه است.
با پدر بچه سلام و آشنایی دورادور دارم.مرد بدی نیست.بسیار ثروتمند است و بچه را در هدایا غرق میکند در حالیکه میشائلا بخاطر جدایی آه در بساط ندارد و ماه به ماه زندگی میگذراند،همه چیزش خرج بچه میشود. کودکشان هفته هایی که با پدرش می ماند،اگر مرا ببیند دستهایش را باز میکند و چشمهایش را میبندد و زانوهای مرا محکم بغل میکند.میدانم از سر دلتنگی برای فیگور زن و مادر است. اگر جشنی یا موقعیت خاصی باشد،اینجور وقتها عکس میگیرم و برایش میفرستم چون پدر بچه اینکار را نمیکند. میشائلا برایم قلب میفرستد. میدانم که برای بچه اش واقعا «هست» تا وقتی سوگ و تراما سراغش می آید و می بلعدش و هر بار باید سعی کند از دهان این غول بیاید بیرون.
قبل ازتجربه خودم از سوگ، آدمها را اصلا نمی فهمیدم. هیچ نمیدانستم از وجود و عمق یک بعد دیگری از جهان که انسان می تواند تجربه اش کند.
مثلا آن موقع آدمهایی که خودکشی میکنند را هیچ درک نمیکردم که چطور وقتی اینهمه زیبایی در جهان هست، اینهمه بستنی که آدم هنوز نچشیده و اینهمه کشور که هنوز ندیده و آنهمه تجربه که هنوز نکرده، چطور دنیا اینقدر تنگ می شود که آدم خود را از بین ببرد؟ ایراد این آدمها کجاست؟
و هم اینکه از آن طرف دیگر،نمیفهمیدم چطور آدمهای دیگری کسی راعمیقاً و بسیار دوست دارند و وقتی از دستش میدهند، باز زنده می مانند و باز می خندند و باز سفر میروند وبستنی میخورند!!مگر میشود؟
تجربه شخصی من از فقدان به من یاد داد که همه جوره اش میشود.
آدم بسته به اینکه چه ها بر او گذشته، گاهی «دیگر نمی تواند». هر چه هم آفتاب آن بیرون درخشان و صدای نهر آب سکرآور و جاده ها وسوسه کننده باشد، آدم نمی تواند تحمل کند که پدری الکلی و خشن و مایه شرم را از دست داده.
و آدم بسته به اینکه چطور با توجه و احترام بالیده و چقدر پایش در خاک عشق فرو رفته، میتواند که به همان عشق تکیه کند و دوام بیاورد و در چاه غم به یغما نرود، حتی گوش شنوا و محرم امن دیگری باشد.
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️
طلا داره آرامش قبل طوفان رو تجربه میکنه و ممکنه بزودی حرکت بزرگش رو آغاز کنه 😳
🔴کسانی که نمیدونن طلا میریزه یا رشد میکنه عضو کانال تحلیلمون بشن بهتون میگیم:🕯📈
@tala_daramad 👈
خودت رو با کسی که کودکی امنتری داشته مقایسه نکن.
اون شاید در کودکی دنبال استعدادش بوده؛
تو شاید دنبال این بودی که بفهمی امشب دوباره دعوا میشه یا نه.
یکی از کودکی، تمرین رشد کرده؛ یکی تمرین بقا.
این دو مسیر، قرار نیست در یک زمان به یک مقصد برسند.
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
رد پای آدم ها را با آدم های دیگر پاک نکنید.
برای کنار آمدن با یک فقدان و جدایی، خیلی زود وارد یک رابطه عاطفی دیگر نشوید.
آدم را با آدم شستن، جز اینکه درد و رنج ناشی از فقدانی را موقتا از سرتان بیرون کند اثر دیگری ندارد و دیر یا زود رنج اولیه به سراغ تان خواهد آمد.
اعتیاد به آدم ها در موقعیت های جدایی و فقدان، همچون اعتیاد به دیازپین هاست که هر چه پیش تر می روید بر دوز نیازتان افزوده خواهد شد.
تا جایی که رفته رفته به مرحله ای می رسید که هیچ رابطه ای رنج تان را کمتر نمی کند. انگار که بخواهید تشنگی تان را با خوردن آب شور دریا فرو بنشانید.
در مواقع بحران و جدایی، با دیگران باشید اما نه آنقدر نزدیک و صمیمی که قبای محبوب از دست رفته تان را تن آدم دیگری کنید و جایگزینش کنید.
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
بعضی وقتا هم هست ؛
آدم ناراحته ولی گریهاش نمیاد.
اما کلیداشو، وسایلشو جا میذاره…
لیوان از دستش میفته،
و وقتی باهاش حرف میزنی میگه:
ببخشید دوباره میگی؟!
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
👁این تست روانشناسی بهت میگه برای اطرافیانت
آدم سمی هستی یا نه :👇👇
مشاهده تست ➡️
امید نخیاست نازک اما محکم، که ما را از دلِ تاریکی به صبح میکشاند. وقتی همهچیز خاموش است، او آرام میگوید:
ادامه بده، نور نزدیک است.✨
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
اگر زیادی شیفتهی کسی شدید، درمانش ساده است؛ او را بیشتر بشناسید...
آلن دوباتن
وقتی یه مرد مطمئن میشه که یه زن هر اشتباهی رو میبخشه، هیچوقت ترکش نمیکنه و تحت هر شرایطی کنارش میمونه، کمکم حضور اون زن براش عادی میشه.
دیگه مثل قبل قدرشو نمیدونه، احترامش رو نگه نمیداره و حتی ممکنه رفتارش روزبهروز بدتر بشه.
چون وقتی یه نفر مطمئن باشه که هر کاری بکنه، باز هم بخشیده میشه و تو رو از دست نمیده، دیگه ترسی از ناراحت کردنت نداره.
گاهی آدما نه به این خاطر که دوستشون نداری، بلکه دقیقاً به این خاطر که بیش از حد از دوست داشتنت مطمئنن، قدر تو رو نمیدونن
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
چایمان در استکان،
کودکیمان در کوچهها،
خوشیهایمان در سینه،
عزیزانمان در دوردست،
و لبخندهایمان در عکسها جاماندند...
ناظم حکمت
تو را زنانه میخواهم
زیرا تمدن، زنانه است
شعر، زنانه است
ساقهی گندم،
شیشهی عطر،
حتی پاریس زنانه است...
و بیروت – با تمامی زخمهایش – زنانه است
تو را سوگند به آنان که میخواهند شعر بسرایند
زن باش
تو را سوگند به آنان که میخواهند خدا را بشناسند
زن باش
نزار قبانی
نباید از یاد ببریم که زندگی از لذت های کوچک ساخته شده است.
اگر گاهی وقت خود را با بازیچەهای بی ارزش تلف میکنید، از خود دلگیر نشوید، همین لذت های کوچک است که ما را بر می انگیزند!
پائولو کوئلیو
زنی که آرامش خود را در تنهایی و انزوایش بیابد، زنیست که قلبش مدتها پیش مرده است و قاتلش، عزیزترین کسانش بودهاند...
محمود درویش
بزرگترین نشانهیِ رشد
این نیست که بیشتر حرف بزنی،
بلکه این است که
بدانی
برای چه کسی
دیگر نباید
هیچ توضیحی بدهی…💭
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
فرشته خالدیان
همون تغییری باش که دوست داری
توی دنیا ببینی...
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
وفاداری، وقتی کامله که به خودت هم وفادار بمونی.
اگه برای حفظ رابطه، مجبور بشی مدام از مرزهات، ارزشهات یا آرامشت بگذری، احتمالاً داری به خودت بیشتر از هر کسی خیانت میکنی.
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
گاهی آدم دنبالِ یک آهنگ نیست؛
دنبال چیزیست که حالِ درونش را عمیقا بفهمد.
این کانال دقیقا همانجاست👇🎧
/channel/+3iDVFyksJHIxZGI8
قرار نیست همهچیز طبق خواستهی تو پیش بره…
گاهی باید بپذیری که نمیتونی آدمها رو تغییر بدی، همهچیز رو کنترل کنی یا گذشته رو برگردونی.
انرژیت رو صرف چیزهایی کن که در اختیار تو هستن؛ از جمله خودت و انتخابهات. 🌱
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
جای این آپشن تو هر تاکسی خالیه😑😂
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯
عزیز قلبم؛
اگر روزی زنی را دیدی که هم از زخمهایش حرف میزند و هم برای فردا بلیت سفری دور خریده است؛ هم میتواند در برابر طوفان بایستد و هم با دیدن یک گلِ کوچک، کودکانه ذوق کند؛ هم حقیقت را بیپرده میگوید و هم هنوز برای رؤیاهایش چراغی روشن نگه میدارد، در شناختنش شتاب نکن.
او تناقض نیست؛ وسعت است.
در او، هم زمستان زندگی میکند و هم بهار؛ هم خاطرهی آتش هست و هم میلِ باران؛ هم استخوانبندیِ کوه هست و هم لطافتِ شکوفهای که از دلِ سنگ بیرون آمده است.
شاید راز بعضی زنان همین باشد: روزگار هرچه خواسته از آنها کم کند، نتوانسته همهی جهانشان را تصاحب کند. بخشی از آنها در دسترسِ رنج مانده و بخشی دیگر، جایی دورتر، پشت پنجرهای رو به آسمان، هنوز به زندگی فکر میکند.
و من به احترام همین بخشِ دستنخورده، همین سرزمینِ کوچکی که هیچ اندوهی نتوانسته تمام مرزهایش را فتح کند، کلاه از سر برمیدارم.
به احترام زنانی که سخت شدهاند، بیآنکه سنگ شوند؛ گریستهاند، بیآنکه در اشکهایشان غرق شوند؛ زمین خوردهاند، بیآنکه زمین را خانهی همیشگی خود بدانند.
زنانی که از خاکستر، تنها برای برخاستن استفاده نمیکنند؛ گاهی با آن، طرحِ یک باغ تازه را روی زمین میکشند.
و دوباره، از جایی که هیچکس انتظارش را ندارد، زندگی را آغاز میکنند.
با مهر،
به احترام تمام زنانی که در یک تن، چندین جهان را زندگی میکنند.
فرشته خالدیان
بزرگترین نشانهیِ رشد
این نیست که بیشتر حرف بزنی،
بلکه این است که
بدانی
برای چه کسی
دیگر نباید
هیچ توضیحی بدهی…💭
╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
@zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯