fazeli_mohammad | Unsorted

Telegram-канал fazeli_mohammad - دغدغه ایران

58234

این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.

Subscribe to a channel

دغدغه ایران

انقلاب و دیکتاتوری

آیا نظام‌های سیاسی که از دل #انقلاب_اجتماعی بیرون می‌آیند با بقیه نظام‌های اقتدارگرا فرق دارند یا می‌توان آن‌ها را مثل بقیه اقتدارگرایی‌ها دانست؟ استیون لویتسکی و لوکان وی در کتاب «انقلاب و استبداد» استدلال می‌کنند که نظام‌های برآمده از انقلاب‌های اجتماعی به دلیل رادیکالیسم و تغییراتی بنیادینی که ایجاد می‌کنند، و زنجیره‌ای از واکنش‌های ضدانقلابی که برمی‌انگیزند، به سازمان‌دهی و کیفیت کاملاً متمایزی می‌رسند. ویژگی‌های آن‌ها این رژیم‌های انقلابی را به سطحی از صلب بودن، مقاومت در برابر تغییر، و پایداری می‌رساند. این رژیم‌ها البته در معرض فرسایش هستند اما می‌توانند دهه‌ها دوام بیاورند و به‌طور معمول سه برابر سایر رژیم‌های اقتدارگرایی عمر می‌کنند که از دل انقلاب بیرون نیامده‌اند.

شنیدن در تلگرام


شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com

موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی

Email: dirancast@gmail.com

امور فنی و صوت: مرتضی مشیری‌خواه
گرافیک: استودیو آنسو
                                
تاریخ انتشار
اسفند هزاروچهارصدوچهار

#انقلاب_اجتماعی #استبداد #دیکتاتوری

@dirancast_official

Читать полностью…

دغدغه ایران

«او»
 
محمد فاضلی
 
پنجاه روز می‌گذرد از داغی که بر دل مادران و پدران این سرزمین نشست. داغ آن‌ها که قربانی انسداد و خشونت سیاسی شدند؛ و من چه می‌توانم انجام دهم؟ هیچ! اما اگر جای «او» بودم، کار دیگری می‌کردم.
 
«او» هر آن کسی است که تخیل شما برایش سهمی در ساختن دنیای کم‌خشونت قائل است. «او» که می‌تواند جهانی ترسیم کند و آدمیان را به ساختنش فرابخواند که در آن خشونت میدان زیادی نداشته باشد.
 
«او» فردوسی است که #سوگ_سیاوش را به نظم کشید؛ و اگر جای او بودم، #سوگ_سیاوشان را به نظم درمی‌آوردم، پرمایه‌تر از پیش؛ و حاکمان را متهورانه‌تر از ریختن خون سیاوشان بر حذر می‌داشتم.
 
«او» سعدی است که سرود «خبر داری از خسروان عجم/که کردند بر زیردستان ستم؟ ... بد انجام رفت و بد اندیشه کرد/که با زیردستان جفا پیشه کرد.» و من اگر جای او بودم، نصیحه‌الملوک را پرمایه‌تر می‌نوشتم و چندان به نصحیت خلق نمی‌پرداختم که به نمایاندن راه و رسم شفقت پادشاهان بر درویشان؛ و به جای هزلیات در هجو کردن خشونت حاکمان می‌کوشیدم.
 
«او» محمود فرشچیان است که می‌تواند در نقاشی «بودن و نبودن» مرگ‌آمیز بودن انسان، تنهایی و بی‌پناهی، و سوگ جمعی و فروپاشی روانی بعد از مرگ عزیزان را به تصویر درآورد. من اگر جای او بودم، بیشتر از کشیدن سیمین‌تنان شیرین‌لب، ده‌ها نقاشی چون «بودن و نبودن» در سرزنش مرگ‌اندیشی و تلخ‌سازی کام خلق می‌کشیدم.
 
«او» بهرام بیضایی است که می‌تواند «مرگ یزدگرد» بنویسد و مردمان بی‌گناه گرفتار در چرخه‌های خشونت، له شده زیر سنگ آسیای خشونت سیاسی، و متهم به جرم‌های ناکرده را به تصویر بکشد. بیضایی است که می‌تواند به سِحر زبان، اتهام مسئولیت‌گریزی صاحبان قدرت را بر تارک تاریخ تئاتر و سینما حک کند. من اگر جای او بودم، حتی به جای «باشو غریبه کوچک» و «روز واقعه» هم چند «مرگ یزدگرد» دیگر می‌نوشتم؛ و به هزار زبان  می‌گفتم «زبانم لال اگر چنین بگویم. نه. پسر من با پادشاه همسنگ نبود، برای من بسی گرانمایه‌تر بود.»
 
«او» علی‌اکبر دهخداست که سرود «یاد آر ز شمع مرده! یاد آر» و اگرچه در رثای جهانگیرخان صوراسرافیل سرود؛ اما مگر کم شمع مرده در تاریخ معاصر ایران به خاک افتاده‌اند؟ هزاران بار می‌سرودم «از سردیِ دِی فِسُرده! یاد آر»؛ و لغتنامه را با خ و در مذمت خشونت آغاز می‌کردم. 
 
«او» حسین علیزاده است که «نی‌نوا» ساخته تا چهل سال در این سرزمین، راوی غصه و داغ جگر مادرانی باشد که بر نعش پسران‌شان مویه کرده‌اند. او موسیقی «غمنومه فریدون» تا راوی خون فریدون‌هایی باشد که میرزا قشمشم‌ها ریخته‌اند. من اگر جای او بودم، کارنامه عمر موسیقایی‌ام را با ساختن قطعه «خون‌نوا» برای ارکستر آذین می‌بستم؛ و قطعه‌ای می‌ساختم برای همه تاریخ تا همواره نوای محکومیت خشونت سیاسی باشد.
 
«او» کارگردانی است که نفی خشونت را روایت می‌کند؛ مورخی است که تاریخ خشونت در ایران را تحلیل می‌کند؛ روزنامه‌نگاری است که برای به بند کشیدن زور عریان و خون‌ریز قلم می‌زند؛ روشنفکری است که چرخه‌های بازتولید استبداد را با تیغ قلم و اندیشه می‌شکافد؛ و ...
 
«او» آن شهروندی است که خشونت را توجیه نمی‌کند، روا نمی‌دارد و به‌کار نمی‌برد. «او» سیاست‌مداری است که خشونت خط قرمز سیاست‌ورزی‌اش است. «او» آن نظامی است که دریدن را برای سینه دشمنی که دست تعدی دراز کرده است مجاز می‌شمارد و سینه هم‌وطن را نمی‌درد.
 
«او» می‌تواند زیربنای ساختن جامعه‌ای را فراهم آورد که در آن خون با خشونت سیاسی به زمین ریخته نمی‌شود. «او» رؤیای ایران دیگری را در سر می‌پروراند که آدمیان در آن به صلح زیست می‌کنند، همه شهروندند، قدرت ناپاسخ‌گو نیست، هیچ آدمی مقدس نیست، همه چیز سیاست قابل اعتراض و هر حکمی قابل دادخواهی است. میلیون‌ها «او» جهان بهتری می‌سازند.
 
@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

پهلوی راه‌حل نیست
نقد پادشاهی‌خواهی و سلطنت‌طلبی


صدای پادشاه‌خواهی و سلطنت‌طلبی به صدایی بلند در ایران زمستان ۱۴۰۴ تبدیل شده است. فریادهای جاوید شاه به گوش می‌رسند و گویی میلیون‌ها نفر نجات خود را در بازگشت سلطنت و پهلوی‌گرایی جست‌وجو می‌کنند. اما #محمد_مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و سلطنت‌طلبی، حرکتی ارتجاعی و برخلاف مصالح ایرانیان است. وی حرکت فعلی را در شرایط بن‌بست سیاسی ایجادشده در ایران قابل فهم اما تجویزی نادرست می‌داند.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4

محمد مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و به‌طور مشخص ایده‌های که #رضا_پهلوی و همفکرانش مطرح می‌کنند، در هر چهار مرحله مربوط به براندازی نظامی سیاسی موجود، دوران گذار، برگزاری رفراندوم برای تعیین نوع حکومت، و در نوبت استقرار نظام سیاسی جدید، حاوی تناقضات جدی و نقصان‌هایی است. این تناقضات و کاستی‌ها به حدی است که بازگشت به پهلوی نه تنها پیشرفتی در حرکت تاریخی مردم ایران به حساب نمی‌آید بلکه عقب‌گردی بزرگ است.

#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #سلطنت_طلبی #نظام_پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #جمهوری_دموکراتیک

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

سلطه چین: چین ظرفیت ذوب خود را به شدت گسترش داده و اکنون بیش از ۵۰٪ ظرفیت پالایش جهان را در اختیار دارد.
جنگ تعرفه‌ها: در سال ۲۰۲۶، بحث‌هایی در غرب مطرح است که بر مس تصفیه شده در چین، «تعرفه کربن» یا «مالیات سبز» وضع کنند تا وابستگی به پالایشگاه‌های چینی کاهش یابد.

​۴. مس در قلب هوش مصنوعی و محاسبات سنگین
​چرا AI به مس وابسته است؟ جزئیات فنی به شرح زیر است:
تراکم توان (Power Density): تراشه‌های پیشرفته AI (مثل نسل‌های جدید NVIDIA در سال ۲۰۲۶) حرارت فوق‌العاده‌ای تولید می‌کنند. مس بهترین متریال برای هیت‌سینک‌ها (Heat Sinks) و سیستم‌های خنک‌کننده مایع در دیتاسنترهاست.
توزیع برق: در یک مرکز داده، مس برای باس‌بارهای فشار قوی (Busbars) که برق را به رک‌های سرور می‌رسانند، هیچ جایگزین اقتصادی ندارد.

۵. پیش‌بینی نهایی برای ۲۰۲۶-۲۰۲۷
​تحلیلگران معتقدند ما در آغاز یک «سوپرسایکل» (Super-cycle) جدید هستیم. برخلاف دهه‌های قبل که رشد چین محرک بود، این بار «امنیت انرژی» و «حاکمیت تکنولوژیک» محرک قیمت هستند.

یک فکت کلیدی: برای رسیدن به اهداف "صفر خالص" (Net Zero) تا سال ۲۰۵۰، جهان باید در ۲۵ سال آینده به اندازه‌ای مس تولید کند که در کل تاریخ بشریت تا به امروز تولید کرده است.


@Iran_Simorq

Читать полностью…

دغدغه ایران

علی سرزعیم در این گفت‌وگو مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی را تحلیل می‌کند.

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

نتیجه‌گیری

غرب در حال حاضر استراتژی "حیاط کوچک، دیوار بلند" را اجرا می‌کند؛ یعنی اجازه می‌دهد چین در محصولات مصرفی پیشرفت کند، اما دسترسی او را به "ابزارهای ساخت" و "دانش بنیادین" قطع کرده است. تا زمانی که چین نتواند سیستم آموزشی و علمی خود را از حالت "نتیجه‌گرا و دستوری" به حالت "اکتشافی و آزاد" تغییر دهد، این شکاف در لایه‌های بنیادین احتمالا باقی خواهد ماند.

@Iran_Simorq

Читать полностью…

دغدغه ایران

​۱. جزئیات لایه روایت‌سازی (بزرگ‌نمایی و پروپاگاندا)
​رسانه‌ها و اندیشکده‌ها معمولاً با استفاده از تکنیک‌های زیر، تصویری فراتر از واقعیت (یا گاهی ترسناک‌تر) ارائه می‌دهند:
تله‌ی "تعداد در برابر کیفیت" (Quantity vs. Quality): رسانه‌ها دائماً تکرار می‌کنند که چین بیش از ۳۷۰ کشتی جنگی دارد و آمریکا حدود ۲۹۰ تا. اما جزئیات پنهان اینجاست: تناژ (وزن و حجم) کل ناوگان آمریکا هنوز بسیار بیشتر است. بسیاری از کشتی‌های چین شناورهای کوچک ساحلی هستند، در حالی که آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر هسته‌ای غول‌پیکر با توان جابه‌جایی جهانی دارد. چین در "روایت عددی" پیروز است، اما در "توان عملیاتی دوربرد" هنوز فاصله دارد.
بزرگ‌نمایی "پتنت‌ها" (Patent Inflation): گفته می‌شود چین سالانه بیش از هر کشوری پتنت (حق اختراع) ثبت می‌کند. اما تحلیلگران دقیق می‌دانند که بخش بزرگی از این پتنت‌ها "Utility Models" یا تغییرات جزئی در محصولات موجود هستند که برای دریافت سوبسیدهای دولتی ثبت می‌شوند، نه نوآوری‌های بنیادین (Breakthrough). در شاخص "پتنت‌های با کیفیت بالا" (Triadic Patents)، غرب هنوز پیشتاز است.
روایت "یوآن دیجیتال" و سقوط دلار: بسیاری از رسانه‌های جایگزین پیش‌بینی می‌کنند یوآن جایگزین دلار می‌شود. اما واقعیتِ ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که یوآن تنها حدود ۳٪ از ذخایر ارزی جهانی را تشکیل می‌دهد. چین به دلیل کنترل شدید بر خروج سرمایه، نمی‌تواند ارز خود را به یک ارز ذخیره جهانی واقعی تبدیل کند، چون بازار آزاد را برنمی‌تابد.
​۲. جزئیات چالش‌های پنهان (آنچه پکن پنهان می‌کند)
​در پشت دیوارهای بلند و آسمان‌خراش‌های شیشه‌ای، چین با بحران‌های ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند که در بلندمدت ترمز نوآوری و قدرت نظامی‌اش خواهد بود:
بحران بهره‌وری و "تله درآمد متوسط": چین دیگر نیروی کار ارزان ندارد. دستمزدها بالا رفته اما بهره‌وری به همان نسبت رشد نکرده است. بسیاری از شرکت‌های خارجی در حال انتقال کارخانه‌های خود به ویتنام و هند هستند. چین مجبور است با سرعت سرسام‌آوری به سمت "اتوماسیون کامل" برود تا خلاء نیروی کار جوان را پر کند.
بدهی‌های عظیم پنهان (LGFV): دولت‌های محلی در چین برای ساخت‌وسازهای عظیم (پل‌ها و شهرهایی که گاهی خالی می‌مانند) بدهی‌های نجومی به بار آورده‌اند. این بدهی‌ها مثل یک بمب ساعتی زیر سیستم بانکی چین عمل می‌کنند و باعث شده‌اند دولت در سال ۲۰۲۶ با احتیاط بسیار بیشتری در پروژه‌های بزرگ بین‌المللی مثل "کمربند و جاده" سرمایه‌گذاری کند.
فرار مغزها و فشار اجتماعی: جنبش‌هایی مثل "Lying Flat" (تلاش نکردن و قناعت به حداقل) در میان جوانان چینی نشان‌دهنده ناامیدی نسل جدید از فشار کاری شدید (فرهنگ ۹۹۶) است. برخلاف روایت رسمی که چینی‌ها را سخت‌کوش و متحد نشان می‌دهد، طبقه تحصیل‌کرده به شدت به دنبال مهاجرت یا خروج سرمایه از کشور است.
شکاف نوآوری در لایه‌های بنیادین: چین در "اپلیکیشن‌سازی" (مثل تیک‌تاک) عالی است، اما در ساخت "ابزارهای ساخت" (مثل دستگاه‌های لیتوگرافی ASML برای تولید تراشه یا موتورهای جت با طول عمر بالا) هنوز با چالش جدی روبروست. آن‌ها در لایه "مصرف‌کننده" نوآورند اما در لایه "زیرساخت تکنولوژیک" هنوز به غرب وابسته‌اند.
​۳. چرا اندیشکده‌های غربی در مورد قدرت چین اغراق می‌کنند؟
​این یک بازی دو سر برد برای نهادهای غربی است:
بسیج عمومی: ایجاد ترس از "رقیب خارجی" تنها راهی است که در سیستم‌های دموکراتیک می‌توان بودجه‌های سنگین را به سمت آموزش، زیرساخت و صنایع نظامی سوق داد.
جذب بودجه نظامی: شرکت‌های بزرگ دفاعی (Lockheed Martin, Raytheon) برای فروش نسل‌های جدید سلاح، نیاز دارند که چین را "بسیار پیشرفته" جلوه دهند.
نتیجه‌گیری سیستمی:
چین یک "غول در حال تکامل" است، نه یک "قدرت شکست‌ناپذیر". روایت‌های رسانه‌ای معمولاً نقاط قوت را بیش از حد بزرگ و نقاط ضعف ساختاری را نادیده می‌گیرند.

@Iran_Simorq

Читать полностью…

دغدغه ایران

✔️پیروزی بدون حذف بازنده؛ معنای دموکراسی

ما اغلب دموکراسی را با رأی‌گیری و حاکمیت اکثریت می‌شناسیم. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که صرف برگزاری انتخابات جوامع را از فوائد مردم‌سالاری بهره‌مند نمی‌کند. این تجربه موجب ارائه انبوهی از نظرات در مورد معنای عمیق مردم‌سالاری طی یک قرن اخیر شده است. در کتاب اولویت دموکراسی جک نایت و جیمز جانسون با مرور و تحلیل این ادبیات و اتخاذ رویکردی پراگماتیستی در پی آن‌اند که نشان دهند جوامع تحت چه شرائطی از فوائد دموکراسی بهره‌مند می‌شوند. یکی از این شروط آن است که برنده قصد حذف بازنده را نداشته باشد.
در این پست تصویری سید علیرضا بهشتی شیرازی که به همراه دکتر رحمن قهرمانپور کتاب اولویت دموکراسی را به فارسی ترجمه کرده است از ایده‌های محوری این کتاب و روایت آن از معنای واقعی دموکراسی و شرط بقای آن می‌گوید؛‌ روایتی که برای فهم وضعیت امروز ما اهمیت اساسی دارد.

✔️کتاب اولویت دموکراسی: پیامدهای سیاسی پراگماتیسم به زودی روانۀ بازار می‌شود.

▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام نشر روزنه

☎️ 02188721514

Читать полностью…

دغدغه ایران

تقابل و مذاکره ایران و آمریکا
ضرورت مدیریت تنش


دکترین امنیت ملی آمریکا نسبت به چند دهه قبل تغییر کرده و علاوه بر ساختارهای متفاوت، ویژگی‌های شخصی دونالد ترامپ هم به مشخصات آمریکای امروز افزوده شده است. ایران غرق در انواع مشکلات اقتصادی، سیاسی، محیط‌زیستی، اجتماعی و درگیر مناقشات خاورمیانه‌ای – بالاخص با اسرائیل – چگونه باید با آمریکا مواجه شود؟ آمریکا در این دنیای جدید چه می‌خواهد و راهبرد درست ایران برای مواجه شدن با آمریکا چیست؟

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/x0HH5l6rHbA

امیرعلی ابوالفتح بیش از بیست سال آمریکاپژوهی کرده و بر اساس تحلیلی از شرایط درونی آمریکا و آن‌چه در عرصه بین‌المللی در جریان است، ضرورت مدیریت تنش با آمریکا را تحلیل می‌کند. تحلیل‌های او اگرچه قبل از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ و خشونت‌های گسترده علیه معترضان ارائه شده‌اند و امروز با صحنه متفاوتی مواجه هستیم، اما کماکان واقعیت‌های مهمی از صحنه رویارویی ایران و آمریکا را بازگو می‌کنند.

#ایران_و_آمریکا #دونالد_ترامپ #امیرعلی_ابوالفتح #ایران_و_اسرائیل #حمله_آمریکا

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

بحران حکمرانی
چرا جمهوری اسلامی مسأله حل نمی‌کند؟


محمد فاضلی یک دهه قبل از عبارت «ایران: جامعه مسائل حل‌نشده» استفاده کرد. ویژگی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران این است که قادر نیست مسأله حل کند و علی سرزعیم در این گفت‌وگو تلاش می‌کند در سطوح مختلف توضیح بدهد که چرا این نظام سیاسی قادر به حل مسأله نیست.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc

علی سرزعیم این ناتوانی در حل مسأله‌ها را در سطوح مختلف شناختی، اجرایی، نهادی و متکی بر ویژگی‌های کنشگران نظام سیاسی توضیح می‌دهد. وی هم‌چنین بر اساس پژوهشی از کریس میلر که با عنوان «تلاش برای نجات اقتصاد اتحاد شوروی» منتشر شده است، نشان می‌دهد که چه ویژگی‌هایی بین ساختار حکمرانی و تصمیم‌گیری ایران و اتحاد شوروی مشترک است که سبب می‌شود هر دو قادر به حل مسأله نباشند. 

#اقتصاد_ایران #اتحاد_شوروی #کریس_میلر #علی_سرزعیم #سیاست_اقتصادی  #اصلاحات_اقتصادی

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

صدای شیر برای حفاظت از گربه
فرهنگ استراتژیک و روایت‌های راهبردی ایران


فرهنگ استراتژیک ایران چیست؟ سیاست‌مداران و حاکمان در ایران چگونه تصمیم می‌گیرند؟ تعریف دوست و دشمن چیست و شکست و پیروزی چگونه تعریف می‌شوند؟ جغرافیا و تاریخ ایران به چه روایت‌هایی که ذهن سیاست‌مدار و حاکم ایرانی قالب‌بندی می‌کنند شکل داده است؟ و روایت‌های راهبردی چگونه به مسیرهای منتهی به جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران شکل داده است؟

دیدن نسخه کامل
https://youtu.be/ATtfoyXAyak

دکتر حسام‌الدین آشنا، متخصص ارتباطات و فرهنگ، با تحلیل فرهنگ استراتژیک ایران، مجموعه روایت‌ها و واقعیاتی را تحلیل می‌کند که در مسیر شکل دادن به وضعیت حکمرانی، سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری به هم آمیخته شده و ایران امروز را شکل داده‌اند. وی معتقد است همه روایت‌ها برای حفاظت از ایران و با آگاهی بر آسیب‌پذیرهای این کشور، ساخته شده‌اند. وی در این مسیر، روایت‌هایی را تحلیل می‌کند که نتایجی درست برخلاف مقاصد راویان‌شان داشته‌اند.

#فرهنگ_استراتژیک #انقلاب_اسلامی #پرونده_اتمی #ژئوپلتیک_ایران #جنگ_روایت #حسام_آشنا

@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

کتاب چالش‌های صنعتی شدن ایران منتشر می‌شود

کتاب «چالش‌های صنعتی‌شدن ایران» بی‌تردید یکی از مهم‌ترین آثاری است که درباره اقتصاد ایران به نگارش درآمده است.

بیش از شش دهه از نخستین تلاش‌ها برای صنعتی‌شدن اقتصاد ایران می‌گذرد؛ با این حال، امروز در مسیر زوال صنعتی قرار گرفته‌ایم. صنعت ایران در مواجهه با انواع محدودیت‌های خارج از کنترل خود، به منابع ارزی حاصل از نفت، انرژی برخاسته از گاز و منابع زیرزمینی آب متکی است. اکنون محدودیت‌های ناشی از هر سه منبع یادشده، صنعت کشور را با تهدیدی جدی و حتی موجودیتی مواجه کرده است.

کتاب را مسعود نیلی، امینه محمودزاده، علیرضا ساعدی و منصور شاکریان با همکاری جمعی از اقتصاددانان جوان نوشته‌اند و انتشارات دنیای‌اقتصاد مفتخر به چاپ این تحقیق ارزشمند است.

اگر علاقه دارید این کتاب ارزشمند را پیش‌خرید کنید، می‌توانید مبلغ 850 هزار تومان به شماره کارت 5054167000245812 یا شماره حساب 114996717904021 بانک‌ گردشگری به نام دنیای اقتصاد تابان واریز و فیش آن را برای شماره 09031239791 در واتس‌اپ یا تلگرام یا بله، ارسال کنید. هزینه ارسال نیز با خریدار محاسبه می‌شود.


@eco_philo_book

Читать полностью…

دغدغه ایران

عادی‌سازی رابطه ایران و آمریکا
گفت‌وگوی محمد فاضلی و ناصر هادیان

دکتر ناصر هادیان، متخصص علوم سیاسی و استاد بازنشسته روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، در ۴۶ سال گذشته درگیر بررسی و کنشگر در روابط ایران و آمریکا بوده است. ایشان در دیپلماسی پنهان نیز نقشی فعال داشته و در سطوح مختلف با طرف‌های آمریکایی و اروپایی مذاکره کرده است.

نسخه کامل این گفت‌وگو

دکتر #ناصر_هادیان در این گفت‌وگوی صریح، به سؤالاتی درباره دشواری‌های روابط ایران و آمریکا، نقش اسرائیل در این روابط، پیش‌نیازهای وجود رابطه‌ای متعارف و کم‌تنش بین ایران و آمریکا، شیوه درست مواجهه ایران با مسأله اسرائیل، و هم‌چنین رویکرد مناسب ایران برای دست یافتن به آرزوهایش در این منطقه از جهان پاسخ می‌دهد.

ناصر هادیان معتقد است چندهزار ساله بودن تمدن و کشور ایران بدان معناست که سیاست‌مدار ایرانی می‌تواند بسیاری از خواسته‌هایش را به زمانی دورتر محول کند که این زمان در مقیاس تاریخ ایران، اصلاً بلند و قابل توجه نیست.

نسخه کامل این گفت‌وگو

#مذاکرات_ایران_آمریکا #پرونده_اتمی #ایران_اسرائیل

@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

⭕️ دو قطب، یک منطق

دو قطبِ ظاهراً متخاصمِ سیاست امروز ایران، یعنی هستۀ اصلی نظام جمهوری اسلامی و پادشاهی‌خواهان، در یک چیز شبیهِ همدیگرند: در ناتوانی از تحملِ «سومی». هر دو جهان را دوپاره می‌بینند: یا با مایی یا با دشمن. هر صدای مستقلی را که بکوشد بیرون از این دوگانه بایستد بلافاصله به اردوگاه مقابل منتسب می‌کنند. این دوگانه‌سازی نه صرفاً یک خطای تحلیلی بلکه یک ابزار قدرت است: با تقلیلِ میدان سیاست به نبردی وجودی اصولاً هر موضعِ مستقل از پیش بی‌اعتبار می‌شود.

در منطق رسمیِ جمهوری اسلامی، منتقدی که نه سلطنت‌طلب است و نه خواهانِ مداخلۀ خارجی، به‌محض نقدِ ولایت فقیه، «همسو با براندازان» خوانده می‌شود. کافی است از حقوق بشر سخن بگویی یا از ناکارآمدی ساختار قدرت، ناگهان در قاب رسانه‌ای حاکمیت در کنار «دشمن» جا داده می‌شوی. نقد، به‌جای این که بخشی از حیات سیاسی باشد، به سند اتهام بدل می‌شود و امر سیاسی به امر امنیتی فروکاسته می‌شود. این‌جا مسئله فقط برچسب‌زنی نیست. کارکرد این برچسب‌زنی‌ها بستنِ فضای گفت‌وگو و تبدیلِ اختلاف نظر به تهدید امنیتی است.

در سوی دیگر، بخشی از پادشاهی‌خواهان نیز با الگویی معکوس اما مشابه عمل می‌کنند. اگر از خطر تمرکز قدرت بگویی یا از ضرورت جمهوری دفاع کنی، فوراً «حامی جمهوری اسلامی» یا «همراهِ رژیم» لقب می‌گیری. گویی میان دفاع از سلطنت و دفاع از حکومت مستقر هیچ امکان سومی وجود ندارد. هر نقدی به یک قطب انگار بی‌درنگ بیعت با قطب دیگر است. در این‌جا نیز مسئله نه اقناع و گفت‌وگوی برنامه‌محور بلکه حذفِ دیگری است. سیاست به‌جای این که میدان رقابت بر سر ایده‌ها و راه‌حل‌ها باشد به صحنۀ مرزبندیِ وفاداری‌ها و تعیینِ «خودی» و «غیرخودی» فروکاسته می‌شود.

این همان منطقِ آینه‌ای است: هر دو خود را یگانه بدیلِ ممکن می‌پندارند و دیگران را یا پیاده‌نظامِ دشمن می‌بینند یا فریب‌خورده. نتیجه اما یکسان است: حذف نمادینِ تکثر و تهی‌شدن سیاست از معنا. سیاست از میدان رقابتِ برنامه‌ها به صحنۀ افشاگری و انگ‌زنی تقلیل می‌یابد. نیروهای جمهوری‌خواهِ دموکرات، چپ‌های منتقد، ملی‌گرایان مستقل، یا حتی محافظه‌کارانِ غیرولایی، همه زیر فشار این دوگانه له می‌شوند و امکان تکوین بدیل‌های پیچیده و چندلایه از بین می‌رود.

خطر اصلی دقیقاً همین‌جاست: وقتی دو قطبِ مسلط، هر دو، امکانِ «راه سوم» را انکار کنند، جامعه میان دو روایتِ انحصاری زندانی می‌شود. آن‌گاه نزاع نه بر سر کیفیت آزادی بلکه بر سر جابه‌جاییِ جای زندانبان خواهد بود. اگر قرار است افقی نو گشوده شود، ابتدا باید این دوگانۀ کاذب شکسته شود. باید پذیرفت که مخالفت با یکی الزاماً وفاداری به دیگری نیست. سیاستِ بالغ از همین تمایز آغاز می‌شود، از به‌رسمیت‌شناختنِ تکثر همچون شرطِ آزادی.

🆔 @mmaljoo

Читать полностью…

دغدغه ایران

اسلایدهای «اقتصاد مستهلک ایران»
 
دکتر مسعود نیلی (اقتصاددان) در گفت‌وگویی با رسانه ایران‌تاک که با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد، با استناد به اعداد و ارقام واقعیت‌های اقتصادی ایران، تصویری از تحولات اقتصاد ایران در دو دهه گذشته ارائه کردند.
 
شماری از بینندگان این گفت‌وگو خواسته بودند اسلایدهایی که ایشان در این گفت‌وگو استفاده کرده‌اند را منتشر کنیم. بنابراین اسلایدها را با اجازه خود ایشان در این‌جا منتشر می‌کنیم.

اگرچه توصیه ما این است که اسلایدها را با توضیحات خود آقای دکتر مسعود نیلی در رسانه ایران‌تاک ملاحظه بفرمایید.
 
دیدن گفت‌وگو
 https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
 
#اقتصاد_ایران #مسعود_نیلی

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

فاجعه برای مردم نامختارِ نامسئول
 
محمد فاضلی
 
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره آمریکا با لحنی تهاجمی همراه بود و بیش از هر چیز نشان داد که منازعه دیرپای ایران و آمریکا به نقطه‌ای رسیده که خطر لغزش به سوی جنگ را نمی‌توان نادیده گرفت. اگر چنین جنگی رخ دهد، ویرانی آن برای ایران سنگین خواهد بود؛ و این واقعیت تلخ‌تر می‌شود وقتی بدانیم اکثریت مردم ایران نه در شکل‌گیری این منازعه نقشی داشته‌اند و نه امروز ابزار مؤثری برای جلوگیری از آن در اختیار دارند.
 
اما این وضعیت محصول یک تصمیم ناگهانی نیست. منازعه ایران و آمریکا در طول نزدیک به پنج دهه، در بستر مجموعه‌ای از رویدادها، تصمیم‌ها، ایدئولوژی‌ها و منافع سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نقطه عطفی بود که این منازعه را از سطح اختلافات معمول پس از انقلاب فراتر برد و آن را به محور هویت سیاسی گروه‌هایی در هر دو کشور تبدیل کرد. نطفه جنگ را آمران و عاملان اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ کاشتند. انقلاب‌ها ماهیتاً منازعات بین‌المللی و ژئوپلتیک خلق می‌کنند، اما منازعه ایران و آمریکای پس از انقلاب، بدون ماجرای گروگانگیری به سطحی نمی‌رسید که پنج دهه از تاریخ ایران را زیر سایه خود قرار دهد.
 
از آن زمان، آمریکاستیزی در ایران و ایران‌ستیزی در آمریکا نه فقط موضع سیاسی، بلکه منبع قدرت، هویت و منافع اقتصادی شد؛ و همین امر امکان عادی‌سازی را بارها از میان برد. نگهداشت و تر و خشک کردن کودک منازعه‌ای که در رحم گروگانگیری سفارت آمریکا پدید آمد، به کسانی سپرده شد که در سیاست داخلی ایران و آمریکا ذینفع آن ماجرا شدند. آمریکاستیزی در ایران هیمنه‌ای یافت و کسب‌وکاری شد؛ و به همین ترتیب ایران‌ستیزی در آمریکا کسب‌وکار و هویتی شد. آمریکاستیزی و ایران‌ستیزی حامیان، نگهبانان، ذینفعان و هویت‌هایی خلق کرد که پیمودن مسیر تا به امروز را تسهیل کردند.
 
در این میان، ایران در یکی از پیچیده‌ترین محیط‌های ژئوپلتیک جهان قرار دارد؛ محیطی که حتی بدون خصومت آمریکا نیز پر از تهدیدهای بالقوه است. اما سیاست‌های منطقه‌ای ایران، رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، و مداخلات بازیگران مختلف، این وضعیت را پیچیده‌تر کرده و امکان مدیریت منازعه را کاهش داده است.

تلاش‌های دیپلماتیک در چهار دهه گذشته، از هر دو سو، بارها به سدهایی از هویت، منافع، روان‌شناسی آدم‌ها و ساختارهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در واشنگتن، تهران و تلاویو (به علاوه جاهای دیگر) برخورده‌اند که بخشی از آن‌ها ساختاری و بخشی ناشی از منافع گروه‌هایی بوده که از تداوم تنش سود می‌برند.
 
اگر جنگی رخ دهد، نه دموکراسی به بار می‌آورد و نه توسعه؛ بلکه احتمالاً به بازتولید اقتدارگرایی در شرایطی وخیم‌تر منجر می‌شود. برای آمریکا نیز چنین جنگی سود راهبردی مشخصی (در مقایسه با هزینه‌هایش و منفعت راه‌های بدیل) ندارد و می‌تواند آن کشور را درگیر هزینه‌هایی کند که در رقابت جهانی، به‌ویژه با چین، برایش زیان‌بار است. اما تفاوت در مقیاس قدرت روشن است: خسارت‌های آمریکا قابل جبران است، اما برای ایران، جنگ می‌تواند دهه‌ها توسعه‌نیافتگی و ویرانی به همراه داشته باشد.
 
در این میان، پرسشی مهم باقی می‌ماند: چگونه به نقطه‌ای رسیده‌ایم که بخشی از جامعه، از سر خشم و استیصال، جنگ را به‌عنوان راه‌حلی محتمل می‌بیند؟ این نشانه بحران عمیق اعتماد، انسداد سیاسی و فرسایش امید اجتماعی است؛ بحران‌هایی که اگر دیده نشوند، حتی در نبود جنگ نیز آینده کشور را به اندازه امروز تخریب می‌کنند.
 
پنج‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ فوریه ۲۰۲۶)، شاید آخرین فرصت برای دیپلمات‌ها و سیاست‌مداران باشد تا مسیر را از لبه پرتگاه دور کنند. شاید، فقط شاید، هنوز می‌توان از فاجعه جلوگیری کرد، اگر اراده‌ای واقعی – و مقدار زیادی ازخودگذشتگی - برای مهار منازعه و باز کردن راه گفت‌وگو وجود داشته باشد.

مردم ایران سزاوار آن هستند که هزینه تصمیم‌هایی را نپردازند که در شکل‌گیری‌شان اختیاری نداشته‌اند و نه مسئولیتی در پیدایش آن دارند.
 
 
@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

حمله آمریکا ویرانی عظیم به بار می‌آورد که تا دهه‌ها بازسازی نمی‌شود. توسعه و دموکراسی هم به بار نمی‌آورد. اگر به هدفشان برسند نظم فرومی‌پاشد و خشونت سر برمی‌آورد؛ اگر نرسند ویرانی می‌ماند و تداوم وخیم‌تر وضع فعلی، هر دو نکبت. ترامپ هم همین را گفته، سربسته! شر در راه است. دور باد.

از فریاد کشیدن #نه_به_جنگ نترسید/نترسیم.
رد کردن جنگ، تأیید وضع موجود نیست. نکبت وضع موجود با جنگ درمان نمی‌شود، بدتر خواهد شد.

@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

اقتصاد مستهلک ایران
بیست سال اشتباه راهبردی


دکتر #مسعود_نیلی چهل سال اقتصاد ایران را از نزدیک رصد کرده، چند دهه با سیاست‌گذار و سیاست‌مدار ایرانی از نزدیک آشنا یا همکار بوده و شناخت دقیقی از اقتصاد ایران دارد. ایشان در این گفت‌وگو شرح می‌دهد که چگونه اقتصاد ایران از میانه دهه ۱۳۸۰ و بعد از وفور نفتی آن دهه، در سراشیبی افتاد و ترکیبی از صنعت‌زدایی، اتکای شدید به واردات، و هم‌زمان سیاست خارجی تهاجمی، و تحریم‌ها به بحران در اقتصاد ایران انجامیده است.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

ایشان هم‌چنین ساختار اشتغال در ایران را تحلیل کرده و توضیحی اقتصادی ارائه می‌کند برای ناامیدی و سرخوردگی بزرگی که در نسل جوان ایرانی بروز کرده است. روایتی که مسعود نیلی از بیست سال اقتصاد ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ ارائه می‌دهد، نشانگر راه بسیار دشواری است که برای بازگشت به شرایط اقتصادی متعادل و پایدار باید طی شود. مسیر دشواری که به عقیده وی دیگر نقطه آغاز آن اصلاحات سیاستی نیست بلکه از تغییر انگاره و الگوی حکمرانی شروع می‌شود.

#اقتصاد_ایران #تحریم #کامودیتی #رکود_تورمی #بحران_ارزی

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

داستان «مس»

در دنیای امروز که به سمت کربن‌زدایی و هوش مصنوعی حرکت می‌کند، مس دیگر تنها یک فلز صنعتی نیست؛ بلکه به «نفت جدید» و ستون فقرات گذار انرژی تبدیل شده است.

​۱. نقش مس در اکوسیستم مدرن (کاربردها)
​مس به دلیل رسانایی الکتریکی بی‌رقیب (پس از نقره) و مقاومت در برابر خوردگی، در سه حوزه کلیدی نقش حیاتی ایفا می‌کند:
زیرساخت‌های هوش مصنوعی (AI): هر مرکز داده هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ، به حدود ۵۰,۰۰۰ تن مس برای سیستم‌های برق‌رسانی و خنک‌کننده نیاز دارد (در مقایسه با ۵ تا ۱۵ هزار تن در مراکز داده سنتی). پیش‌بینی می‌شود تقاضای بخش AI تا سال ۲۰۳۰ به سالانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تن برسد.
خودروهای برقی (EV): یک خودروی برقی به طور متوسط ۳ برابر بیشتر از خودروهای احتراقی (حدود ۸۰ کیلوگرم) مس مصرف می‌کند.
انرژی‌های تجدیدپذیر: سیستم‌های خورشیدی و بادی برای انتقال انرژی به شبکه‌های هوشمند، به حجم عظیمی از کابل‌های مسی نیاز دارند.

​۲. چشم‌انداز بازار و قیمت (۲۰۲۶)
​طبق تحلیل نهادهایی مانند J.P. Morgan و Goldman Sachs، بازار مس در سال ۲۰۲۶ با شرایط زیر روبروست:
کسری عرضه: پیش‌بینی می‌شود بازار با کسری ۳۳۰ هزار تنی مس تصفیه‌شده مواجه شود.
قیمت: تحلیل‌گران انتظار دارند قیمت مس در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ به اوج ۱۲,۵۰۰ دلار در هر تن برسد و میانگین سالانه آن حدود ۱۲,۱۰۰ دلار باشد.
چالش ذوب: ظرفیت پالایشگاه‌ها (Smelters) در چین و ژاپن به دلیل کاهش "هزینه‌های تصفیه" (TC/RC) تحت فشار شدید قرار دارد که می‌تواند عرضه فیزیکی را محدودتر کند.

​۳. رقابت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک
​مس اکنون به ابزاری برای قدرت‌نمایی ملی تبدیل شده است:
​الف) سلطه چین و واکنش غرب
​چین در حال حاضر بر زنجیره تأمین مس (به ویژه در بخش تصفیه و فرآوری) تسلط دارد. آمریکا و متحدانش در سال ۲۰۲۶ راهبردهای زیر را دنبال می‌کنند:
سیاست Leapfrogging: آمریکا به جای تلاش برای برابری در استخراج، بر روی نوآوری‌های مخرب و بازیافت پیشرفته تمرکز کرده تا وابستگی خود را به معادن تحت کنترل چین کاهش دهد.
امنیت مواد معدنی: کشورها به دنبال توافق‌های دوجانبه برای دور زدن زنجیره تأمین چین هستند تا از "سلاح‌سازی" مواد معدنی توسط پکن جلوگیری کنند.
​ب) بلوک‌بندی‌های جدید
آمریکای لاتین (شیلی و پرو): به عنوان بزرگترین تولیدکنندگان، با چالش‌های زیست‌محیطی و فشارهای سیاسی برای ملی‌سازی معادن روبرو هستند که سرمایه‌گذاری را با ریسک مواجه می‌کند.
آفریقا: رقابت شدیدی میان غرب و چین برای دسترسی به ذخایر مس در "کمربند مس" (کنگو و زامبیا) شکل گرفته است.

​۴. تکنولوژی‌های نوین در استخراج
​برای مقابله با کاهش عیار سنگ معدن در معادن قدیمی، تکنولوژی‌های جدیدی در حال ظهور است:
استخراج خودکار و AI: بیش از ۹۰٪ معادن بزرگ اکنون از ناوگان خودران و هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی استخراج استفاده می‌کنند.
فناوری لیچینگ (Leaching): شرکت‌هایی مانند Freeport-McMoRan به دنبال بازیابی میلیون‌ها پوند مس از پسماندهای معدنی قدیمی با استفاده از تکنولوژی‌های شیمیایی نوین هستند.

نکته راهبردی: مس به دلیل چرخه طولانی توسعه معادن (به طور متوسط ۱۷ سال از کشف تا بهره‌برداری)، نمی‌تواند به سرعت به جهش تقاضا پاسخ دهد. این شکاف زمانی، مس را به یکی از استراتژیک‌ترین دارایی‌های جهان در دهه پیش رو تبدیل کرده است.


​۱. بحران «عیار معدن» (The Ore Grade Crisis)
​یکی از دلایل اصلی که چرا عرضه مس نمی‌تواند به سرعت تقاضا رشد کند، کاهش کیفیت معادن است:
افت کیفیت: در سال ۲۰۰۰، میانگین عیار مس در سنگ معدن حدود ۱.۰٪ بود؛ اما در سال ۲۰۲۶، این رقم به زیر ۰.۵٪ رسیده است.
هزینه استخراج: برای استخراج همان مقدار مس سابق، اکنون باید دو برابر سنگ جابه‌جا شود که به معنای مصرف انرژی بیشتر، آب بیشتر و تولید پسماند (Tailings) عظیم‌تر است. این موضوع باعث شده هزینه نهایی تولید (AISC) به شدت بالا برود.

​۲. جزئیات رقابت ژئوپلیتیک: نبرد برای کُریدورها
​در سال ۲۰۲۶، رقابت از «مالکیت معدن» به «کنترل مسیرهای انتقال» تغییر جهت داده است:
کریدور لوبیتو (Lobito Corridor): پروژه‌ای عظیم با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا برای اتصال معادن مس کنگو و زامبیا به بندری در آنگولا. این اولین پاسخ جدی غرب به پروژه «کمربند و جاده» چین برای خارج کردن مس آفریقا بدون عبور از بنادر تحت نفوذ چین است.
ملی‌گرایی منابع (Resource Nationalism): کشورهایی مثل شیلی و پاناما قوانین زیست‌محیطی و مالیاتی بسیار سختی وضع کرده‌اند. تعطیلی معدن بزرگ Cobre Panama (که ۱.۵٪ عرضه جهانی را داشت) زنگ خطری بود که نشان داد ریسک‌های سیاسی اکنون بزرگتر از ریسک‌های فنی هستند.

​۳. شکاف عظیم در بخش ذوب و پالایش (Smelter Bottleneck)
​حتی اگر سنگ معدن استخراج شود، تبدیل آن به کاتد مس (مس خالص) با چالش روبروست:

Читать полностью…

دغدغه ایران

جامعه خطرهای بی‌صاحب
چرا جامعه ایران کم‌اعتماد است؟


سهند ایرانمهر معتقد است جامعه ایران دارای مقدار زیادی انسجام اجتماعی افقی است، انسجامی که میان مردم و گروه‌های مردمی برقرار است اما انسجام اجتماعی عمومی، به معنای انسجام بین مردم و حاکمیت تضعیف‌شده است.

او اعتقاد دارد که اعتماد اجتماعی در این جامعه تضعیف شده و علت آن‌را در یکی از خصایص جالب و خطرناک این جامعه می‌داند.

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/FqK1tSX5-0w

سهند ایرانمهر اعتقاد دارد که جامعه ایران، جامعه‌ای در خطر تهدید است که خطر در آن صاحب ندارد. بی‌صاحب بودن خطر ویژگی‌ای است که او در طرح نظری خود درباره جامعه ایران صورت‌بندی می‌کند و با اتکا به آن ویژگی‌های این جامعه و از جمله علت بروز بی‌اعتمادی را شرح می‌دهد.

او اگرچه وظیفه جامعه‌شناس و تحلیل‌گر را صورت‌بندی خطرها به منظور تعیین شدن صاحب برای آن‌ها می‌داند، اما راهکارهایی برای بیرون رفتن از این وضعیت ارائه می‌دهد که متکی بر تجربه‌های جهانی هم هست.

#سهند_ایرانمهر #جامعه_خطر #اعتماد_اجتماعی #انسجام_اجتماعی #سرمایه_اجتماعی

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

برگ برنده غرب (به‌ویژه آمریکا، اروپا و ژاپن) در رقابت با چین، در لایه‌ای نهفته است که به آن «تکنولوژی‌های مادر» یا «ابزارهای ساخت» می‌گویند. اگر چین «کارخانه جهان» است، غرب «طراح ماشین‌آلات و نرم‌افزارهای این کارخانه» باقی مانده است.
​در ادامه، جزئیات این شکاف بنیادین را در سه حوزه کلیدی بررسی می‌کنیم:
​۱. لیتوگرافی و نیمه‌هادی‌ها: گلوگاه نهایی (ASML و رقبا)
​بزرگترین مثال برای شکاف بنیادین، دستگاه‌های EUV (لیتوگرافی با اشعه ماوراء بنفش فرابنفش) است.
انحصار مطلق: شرکت هلندی ASML تنها سازنده این دستگاه‌ها در جهان است. بدون این ماشین‌ها، ساخت تراشه‌های زیر ۷ نانومتر (که برای هوش مصنوعی و آیفون‌های جدید حیاتی است) غیرممکن است.
چرا چین نمی‌تواند کپی کند؟ یک دستگاه EUV بیش از ۱۰۰,۰۰۰ قطعه دارد که از زنجیره تأمین پیچیده‌ای (لنزهای زایس آلمان، لیزرهای آمریکایی و...) می‌آید. این یک "پتنت با کیفیت بالا" است که نتیجه ۵۰ سال تحقیق بنیادین در فیزیک نور است. چین با تمام بودجه‌های میلیارد دلاری‌اش در سال ۲۰۲۶، هنوز نتوانسته نمونه‌ای عملیاتی و تجاری از EUV بسازد.
​۲. ابزارهای ساخت (Tooling) و نرم‌افزارهای طراحی
​چین در تولید محصول نهایی عالی است، اما ابزارهایی که آن محصول را طراحی می‌کنند، هنوز غربی هستند:

EDA (اتوماسیون طراحی الکترونیک):

سه شرکت آمریکایی (Synopsys, Cadence, Mentor) بازار نرم‌افزارهایی را در دست دارند که مهندسان با آن‌ها چیپ طراحی می‌کنند. بدون این نرم‌افزارها، شما حتی اگر کارخانه تراشه داشته باشید، نمی‌توانید نقشه‌ای برای چاپ روی سیلیکون بکشید.
موتورهای جت و مواد پیشرفته: چین در ساخت بدنه هواپیما پیشرفت کرده (مثل C919)، اما همچنان برای موتورهای قابل اعتماد به CFM International (شرکت مشترک جنرال الکتریک آمریکا و سافران فرانسه) وابسته است. شکاف در اینجا در «علم مواد» است؛ یعنی توانایی ساخت آلیاژهایی که هزاران ساعت در دمای بسیار بالا بدون تغییر شکل کار کنند. این دانشی است که در پتنت‌های بنیادین غرب نهفته و کپی‌برداری از آن دهه‌ها زمان می‌برد.
​۳. نوآوری بنیادین در برابر نوآوری کاربردی
​تفاوت اصلی در نوع پتنت‌هاست:
چین (نوآوری کاربردی): پتنت‌هایی برای بهبود باتری‌ها، بهینه‌سازی الگوریتم‌های تحویل غذا یا پنل‌های خورشیدی ارزان‌تر. این‌ها "رشد خطی" ایجاد می‌کنند.
غرب (نوآوری بنیادین): اختراع مدل‌های ترنسفورمر (پایه و اساس ChatGPT)، ویرایش ژنی CRISPR، محاسبات کوانتومی و راکتورهای همجوشی هسته‌ای.
مثال: شرکت OpenAI یا DeepMind (گوگل) لایه‌های بنیادین هوش مصنوعی را خلق کردند. چین (مثل شرکت DeepSeek در سال ۲۰۲۶) با نبوغ بالایی این مدل‌ها را بهینه و ارزان کرد، اما جرقه اولیه و معماری اصلی همچنان از آزمایشگاه‌های غربی برخاست.
​۴. اکوسیستم "سرمایه‌گذاری خطرپذیر" و آزادی آکادمیک
​شکاف بنیادین فقط در ماشین‌آلات نیست، بلکه در "سیستم تولید ایده" است:
مدل غربی: دانشگاه‌های برتر (Stanford, MIT, ETH Zurich) محیطی دارند که در آن شکست خوردن بخشی از فرآیند است. سرمایه‌گذاران خطرپذیر (Venture Capital) روی ایده‌هایی که ممکن است ۹۰٪ شکست بخورند اما با شانس موفقیت ۱۰٪ جهان را تغییر دهند، شرط‌بندی می‌کنند.
مدل چینی: به دلیل فشارهای سیاسی و نظارت دولتی، محققان چینی تمایل دارند روی پروژه‌هایی کار کنند که "خروجی تضمین‌شده" داشته باشند تا بودجه‌شان قطع نشود. این امر باعث می‌شود در "بهینه‌سازی" اول باشند اما در "خلق پارادایم‌های جدید" عقب بمانند.

@Iran_Simorq

Читать полностью…

دغدغه ایران

آمریکا و سیاست «بزرگنمایی از تهدید» چین: واقعیت، پروپاگاندا و حفره‌های پنهان چین


در دنیای امروز، مرز بین «واقعیت عینی» و «روایت‌سازی رسانه‌ای» در مورد چین بسیار باریک شده است.

​۱. لایه واقعیت: جایی که پیشرفت‌ها غیرقابل انکار است. در برخی حوزه‌ها، آنچه در رسانه‌ها می‌شنوید نه تنها اغراق نیست، بلکه گاهی حتی کمتر از واقعیت است:
سرعت نفوذ نوآوری (Diffusion): چین در تبدیل «ایده» به «محصول انبوه» بی‌رقیب است. برای مثال در سال ۲۰۲۶، فاصله زمانی بین معرفی یک مدل هوش مصنوعی در غرب و پیاده‌سازی مشابه آن در صنایع چینی به کمتر از ۶ ماه رسیده است.
زنجیره تأمین سبز: چین در حال حاضر لیدر بلامنازع انرژی‌های پاک است. در سال ۲۰۲۶، برای نخستین بار در تاریخ این کشور، ظرفیت تولید برق از خورشید و باد از زغال‌سنگ پیشی گرفته است. این یک پیشرفت ساختاری واقعی است، نه صرفاً تبلیغاتی.
تولیدات نظامی کمی: در حوزه نیروی دریایی، چین با سرعت خیره‌کننده‌ای در حال ساخت ناوهای هواپیمابر (از جمله ناو فوجیان که در ۲۰۲۵-۲۰۲۶ عملیاتی شد) و زیردریایی است. از نظر تعداد کشتی، چین هم‌اکنون بزرگترین نیروی دریایی جهان را دارد.

​۲. لایه روایت‌سازی (بزرگ‌نمایی): جایی که رسانه‌ها ترس می‌فروشند
​بسیاری از گزارش‌های رسانه‌های غربی (به‌ویژه رسانه‌های جریان راست آمریکا) هدفمند هستند:

بودجه برای پروژه‌های نظامی: پنتاگون و پیمانکاران دفاعی غرب، گاهی برای متقاعد کردن پارلمان‌ها جهت دریافت بودجه بیشتر، قدرت چین را «بیش از حد» ترسناک جلوه می‌دهند. این یک استراتژی کلاسیک برای تحریک سرمایه‌گذاری داخلی است.
اثر "تعداد" در برابر "کیفیت": رسانه‌ها اغلب بر تعداد موشک‌ها یا کشتی‌ها تمرکز می‌کنند، اما در اندیشکده‌های نظامی تخصصی، هنوز برتری کیفی آمریکا در حوزه «یکپارچگی میدان نبرد» و «تجربه جنگی واقعی» تأکید می‌شود. چین دهه‌هاست که در هیچ جنگ وسیعی شرکت نکرده و این یک نقص بزرگ در ارزیابی قدرت واقعی نظامی آن‌هاست.

​۳. لایه چالش‌های پنهان: آنچه در گزارش‌ها کمتر می‌بینید
​چین علیرغم نوآوری‌های خیره‌کننده، با «دیوارهای بلند» روبروست که رسانه‌ها گاهی از کنار آن‌ها ساده می‌گذرند:

بحران جمعیت و بهره‌وری: رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴.۶٪ کاهش یافته است. پیر شدن سریع جمعیت، فشار سنگینی بر بودجه‌های نوآوری وارد می‌کند.
شکاف در نیمه‌هادی‌ها: علیرغم پیشرفت‌های شرکت‌هایی مثل هواوی، چین هنوز در تولید چیپ‌های زیر ۳ نانومتر (که مغز متفکر هوش مصنوعی و سلاح‌های فوق پیشرفته است) وابسته به بازارهای سیاه یا مهندسی معکوس است و تحریم‌های غرب تأثیر واقعی (هرچند کند) داشته‌اند.

@Iran_Simorq

Читать полностью…

دغدغه ایران

امپراتوری چین؛ اهرم فشاری که جهان را می‌ترساند

​در سال ۲۰۲۶، چین همچنان حدود ۶۰٪ از استخراج و بیش از ۹۰٪ از ظرفیت فرآوری این عناصر را در دست دارد.

سلاح صادرات: پکن در سال ۲۰۲۵ با وضع محدودیت‌های صادراتی جدید بر روی عناصری مانند دیسپروزیم و تجهیزات ساخت آهنربا، به غرب نشان داد که می‌تواند شریان‌های حیاتی تکنولوژی آن‌ها را مسدود کند.

استراتژی قیمت‌گذاری: چین با پایین نگه داشتن عمدی قیمت‌ها در دهه‌های گذشته، رقبای غربی را از میدان به در کرد تا انحصار کامل فرآوری (که بسیار آلاینده و پیچیده است) را به دست گیرد.

پاسخ غرب؛ عملیات "استقلال استراتژیک"

​کشورهای غربی به رهبری آمریکا، استرالیا و اتحادیه اروپا، پروژه‌های عظیمی را برای پایان دادن به این وابستگی آغاز کرده‌اند:
۱. ایالات متحده؛ بازگشت به استخراج داخلی
آمریکا با احیای معدن Mountain Pass و سرمایه‌گذاری‌های کلان پنتاگون در شرکت‌هایی مثل MP Materials، در تلاش است زنجیره کامل از "معدن تا آهنربا" را در خاک خود ایجاد کند. همچنین پروژه Project Vault با بودجه ۱۲ میلیارد دلاری برای ذخیره‌سازی استراتژیک این مواد کلید خورده است.
۲. استرالیا؛ غول خفته بیدار می‌شود
استرالیا به عنوان دارنده یکی از بزرگترین ذخایر جهان، با حمایت مالی از شرکت Lynas (بزرگترین تولیدکننده خارج از چین) و پروژه Nolans، در حال تبدیل شدن به هاب اصلی تأمین مواد اولیه برای غرب است.
۳. اتحادیه اروپا؛ قانون مواد خام حیاتی (CRMA)
اروپایی‌ها که به شدت وابسته هستند، با تصویب قوانین جدید قصد دارند تا سال ۲۰۳۰ حداقل ۱۰٪ از استخراج و ۴۰٪ از فرآوری نیاز خود را در داخل اروپا انجام دهند. پروژه‌هایی در سوئد، فرانسه و نروژ برای استخراج و بازیافت آهنرباها با سرعت در حال اجراست.

​⚠️ چالش‌های پیش رو؛ راهی که هموار نیست

چرا شکستن انحصار چین سخت است؟
آلودگی محیط زیست: فرآوری این عناصر مواد شیمیایی سمی و رادیواکتیو تولید می‌کند که استانداردهای سخت‌گیرانه غربی، هزینه تولید را بالا می‌برد.
زمان‌بر بودن: راه اندازی یک معدن و واحد فرآوری جدید به طور متوسط ۱۰ تا ۱۵ سال زمان می‌برد.
تکنولوژی فرآوری: چین دانش فنی پیشرفته‌ای در جداسازی این عناصر دارد که غربی‌ها هنوز در حال مهندسی معکوس و یادگیری آن هستند.
​🔭 چشم‌انداز ۲۰۲۶ و بعد از آن
​رقابت بر سر عناصر کمیاب دیگر صرفاً یک بحث اقتصادی نیست؛ این یک جنگ ژئوپلیتیک است.
ائتلاف‌های جدید: شاهد شکل‌گیری "کلوپ‌های مواد معدنی" بین کشورهای هم‌فکر (Friend-shoring) هستیم تا زنجیره تأمین را از کشورهای متخاصم جدا کنند.
جایگزین‌های تکنولوژیک: شرکت‌هایی مثل تسلا در حال تحقیق برای ساخت موتورهایی هستند که اصلاً از عناصر کمیاب استفاده نکنند تا از تله تحریم‌های احتمالی چین بگریزند.

نتیجه‌گیری

​جهان در حال گذار از وابستگی به "نفت خاورمیانه" به سمت وابستگی به "مواد معدنی چین" است. دهه‌ی پیش رو، دوران نبردهای بی‌صدا در آزمایشگاه‌ها و اعماق معادن خواهد بود. هر کشوری که زنجیره تأمین این عناصر را کنترل کند، برنده رقابت تکنولوژیک قرن خواهد بود.

@Iran_Simorq

Читать полностью…

دغدغه ایران

قمار بزرگ!

چرا بخشی از ایرانیان یا موافق حمله نظامی‌ آمريکا هستند یا مخالفتی ندارند؟

در یادداشت‌های نیروهای ارزشی دیده‌ام که این افراد یا تیپ فکری را، به برچسب‌هایی چون وطن فروش و‌ خائن و بی غیرت و غرب زده و ... متهم کرده‌اند!

اما بیایید یک لحظه بدون شعار حرف بزنیم. وقتی می‌بینیم عده‌ای صریح می‌گویند «انشا الله بزنند شاید این بدبختی درست شود» و عده‌ای هم می‌گویند «دیگر برایمان فرقی ندارد»، ما با یک زخم روانی طرفیم، نه فقط یک تحلیل سیاسی! و بزرگواران یادشان نرود، این حال جامعه هم، یک‌شبه ساخته نشده!

♨️چطور شد که اینطور شد؟

۱) خستگی عمیق و حس بی‌اثری

آدم وقتی سال‌ها رای بدهد، صبر کند، هزینه بدهد، امید ببندد و آخرش حس کند تغییری در زندگی‌اش ایجاد نشده، کم‌کم به این جمع‌بندی می‌رسد که «از ما کاری برنمیاد» این همان درماندگی آموخته‌شده است. در این نقطه، شوک بیرونی وسوسه‌کننده می‌شود.

اما اینکه جامعه به چنین نقطه‌ای برسد، یعنی مسیرهای اصلاح تدریجی یا بسته شده یا بی‌اثر مانده. وعده‌های بی‌سرانجام، مشارکت محدود، و نشنیدن صدای مردم، مستقیم به پای حاکمیت نوشته می‌شود.

۲) امید بستن به شوک برای شکستن قفل!

وقتی ساختار سال‌ها در یک وضعیت قفل‌شده بماند، ذهن دنبال «تکانه» می‌گردد. بعضی‌ها حمله را نه به‌عنوان آرزو، بلکه به‌عنوان آخرین متغیر تغییردهنده تصور می‌کنند. یک قمار بزرگ برای شکستن بن‌بست!

اما اگر جامعه‌ای به این نتیجه برسد که تنها راه تغییر، ضربه بیرونی است، یعنی سازوکارهای اصلاح داخلی کار نکرده یا جدی گرفته نشده. این قصور، قصورِ ساختاری است.

۳) تحلیل‌های ساده در فضای بسته

در فضای محدود و قطبی، تحلیل‌ها هم ساده می‌شود: یا یکِ همین وضع، یا صفرِ فروپاشی کامل... و خلاصه پیچیدگی‌ها گم می‌شود.

وقتی گفت‌وگوی آزاد و نقد بی‌هزینه سخت باشد، وقتی رسانه‌ها نتوانند حرفه‌ای و مستقل کار کنند، طبیعی است که مردم به روایت‌های ساده و رادیکال پناه ببرند. این فضا را چه کسی ساخته؟ پاسخ زیادی روشن است!

۴) بی‌تفاوتیِ از سرِ سوختگی


آن‌هایی که می‌گویند «هرچه می‌خواهد بشود، بشود. آب که از سر بگذرد ...»، خیلی وقت‌ها بی‌اخلاق یا بی‌وطن نیستند فقط سوخته‌اند. بد جور هم سوخته‌اند. فشار اقتصادی، ناامنی آینده، مهاجرت گسترده، اضطراب مزمن… آدم از یک‌جایی به بعد برای دوام آوردن، خودش را بی‌حس می‌کند.

وقتی سیاست‌گذاری نتواند حداقلی از ثبات و افق پیش‌بینی‌پذیر بسازد، سرمایه اجتماعی فرومی‌ریزد. این هم اتفاقی نیست!

۵) فرار از تعلیق


بلاتکلیفی طولانی از خود بحران فرساینده‌تر است. برای بعضی‌ها حتی یک سناریوی پرخطر از این وضعیت معلق قابل‌تحمل‌تر به نظر می‌رسد. جنگ در ذهنشان یعنی «بالاخره یک تکلیفی روشن می‌شود»

اینکه جامعه به جایی برسد که خطر را به تعلیق ترجیح بدهد، یعنی افق امید تضعیف شده و امکان اصلاح دیگر باور نمی‌شود.

این هم محصول تصمیم‌ها و روندهایی است که سال‌ها انباشته شده.

مخلص کلام!

مسئله این نیست که چرا مردم به قمار فکر می‌کنند. مسئله این است که شما و حکمرانی مطبوع شما چه کرده‌اید (یا چه نکرده‌اید)‌ که قمار بزرگ‌ استقبال از جنگ برای بخشی از جامعه، از صبر عقلانی‌تر به نظر می‌رسد؟


♨️یک‌نکته هم برای قمار دوستان!

قمار شاید قفل را باز کند. اما اگر زمین بازی از قبل ترک برداشته باشد، ممکن است همه‌چیز را با هم فرو بریزد.‌ نمونه‌ی روشنِ این منطق را می‌شود در حمله ۷ اکتبر دید؛ جایی که بخشی از حامیان حماس استدلال می‌کردند فرسایش تدریجی زیر فشار اسرائیل خیلی بدتر از یک انفجار پرهزینه است!

منطق‌شان این بود: «بگذار یک‌بار بازی را به‌هم بزنیم، حتی اگر هزینه بدهیم.»

اما تجربه نشان داد شوک، لزوماً به رهایی منتهی نمی‌شود. گاهی دامنه‌ی ویرانی را گسترده‌تر می‌کند و هزینه‌ی اصلی را همان مردمی می‌پردازند که از فرسایش خسته شده بودند!

جان کلام: این همان نقطه‌ی خطر قمار بزرگ است. وقتی جامعه از مرگِ آهسته خسته می‌شود، ممکن است به مرگِ ناگهانی رضایت بدهد، بی‌آن‌که تضمینی برای زندگی بهتر در کار باشد!

@yaser_arab57

Читать полностью…

دغدغه ایران

قمار انرژی اتمی
نه انرژی، نه اتمی


روایت رسمی مقامات ایرانی بر ضرورت غنی‌سازی برای دست‌یابی به انرژی اتمی تأکید می‌کند؛ و روایتی دیگر هم وجود دارد که مقامات رسمی سخنگوی آن نیستند، اما شماری از تحلیل‌گران بر آن تأکید دارند که غنی‌سازی را برای رسیدن به بازدارندگی اتمی مهم می‌دانند.

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/FXC_Pl3n1Xs

دکتر #غلامرضا_حداد متخصص روابط و اقتصاد سیاسی بین‌الملل به همراه محمد فاضلی در این گفت‌وگو نشان می‌دهند که هر دو روایت نقصان‌ها و خلل‌های بسیار دارند و برنامه هسته‌ای ایران از مسیر غنی‌سازی به هیچ یک از دو هدف تأمین انرژی و بازدارندگی دست نیافته است. در عوض، هزاران میلیارد دلار خسارت ناشی از تحریم‌ها و صدها میلیارد دلار هزینه ناشی از سرمایه‌گذاری مستقیم در غنی‌سازی متوجه ایران شده است.

لحظه مهمی در تاریخ ایران است که علی‌رغم همه هزینه‌های ناشی از ورود نامناسب به صنعت هسته‌ای، باید از چاله‌ای که این ورود ایجاد کرده است خارج شویم. این لحظه‌ای عباس میرزایی است، درست به حساسیت لحظه‌ای که #عباس_میرزا شکست‌خورده از لشکر روسیه، درباره آینده ایران پرسش می‌کرد.

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

✔️برای عشق به میهن
(
#معرفی_کتاب)

✍🏻سهند ایرانمهر


در روزگاری که نام «میهن» یا به هیاهوی شعار فروکاسته می‌شود یا به تعصب‌های تنگ‌دامن آلوده می‌گردد، پرسش از معنای راستین آن پرسشی تجملاتی نیست، بلکه ضرورتی اخلاقی و سیاسی است. آیا دوست داشتن میهن یعنی دل بستن به خاک و خون و خاطره، یا وفاداری به نظمی که آزادی را پاس می‌دارد و قانون را بر فراز اراده‌های خودسر می‌نشاند؟ این کتاب ما را به تأملی دوباره فرا می‌خواند: تأملی در باب عشقی که اگر از جنس فضیلت مدنی نباشد، چه‌بسا به نقابی برای سلطه بدل شود.

کتاب «برای عشق به میهن» اثر مائوریسیو ویرولی دعوتی است به بازاندیشی در معنای «میهن». ویروُلی می‌کوشد غبار را از چهره مفهومی بردارد که در روزگار ما یا به شورهای هویتی فروکاسته شده یا به شعارهای تهی. او میان دو نحوه دلبستگی تمایز می‌نهد: یکی میهن‌دوستیِ جمهوری‌خواهانه، و دیگر ملی‌گراییِ هویت‌محور.

در سنت جمهوری‌خواهی کلاسیک ـ سنتی که از روم باستان برمی‌خیزد و در رنسانس ایتالیا با آثاری چون اندیشه‌های ماکیاولی جانی تازه می‌گیرد ـ «میهن» نه خاک است و نه خون، نه زبان است و نه نژاد؛ بلکه نظمی است سیاسی که آزادی را پاس می‌دارد. در این تلقی، عشق به میهن یعنی عشق به قانون عادلانه، به مشارکت شهروندان، و به رهایی از سلطه. آزادی در اینجا به معنای نبودِ چیرگی و استیلاست؛ یعنی آن‌جا که اراده‌ای خودسر بر سرنوشت همگان سایه نیفکند.

اما ملی‌گرایی مدرن، موضوع صحبت را از «نظم آزاد» به «هویت جمعی» منتقل می‌کند. ملت به صورت جماعتی فرهنگی و تاریخی فهم می‌شود و وفاداری به آن، گاه مستقل از کیفیت نهادهای سیاسی، فضیلت شمرده می‌گردد. ویروُلی هشدار می‌دهد که چنین جابه‌جایی‌ای می‌تواند آزادی را به حاشیه براند و همبستگی را بر محور دیگری‌سازی سامان دهد.
مدعای مرکزی کتاب این است که جمهوری‌های آزاد تنها با قانون پایدار نمی‌مانند؛ آنان به عاطفه‌ای مدنی محتاج‌اند. شهروندانی که به آزادی دل نبندند، در هنگامه خطر از آن دفاع نخواهند کرد. از این رو، میهن‌دوستی ـ اگر به معنای تعهد به آزادی مشترک فهم شود ـ نه رقیب لیبرالیسم که مکمل آن است؛ زیرا حقوق بی‌پشتوانه فضیلت مدنی، در تندباد سیاست، بی‌پناه خواهد ماند.

حاصل سخن آن‌که می‌توان به میهن عشق ورزید، بی‌آن‌که به دام ملی‌گرایی تنگ‌نظر افتاد. میهن، اگر جمهوری آزاد باشد، شایسته محبت است؛ و محبت به آن، یعنی پاسداری از قانون، مشارکت در امر عمومی، و ایستادگی در برابر هر سلطه‌ای که آزادی را تهدید کند.

@sahandiranmehr

Читать полностью…

دغدغه ایران

ایران و آمریکا
چشم‌اندازهای تاریک‌تر


سند امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است. این سند آن‌قدر اهمیت دارد که در اندیشکده‌های جهان و اتاق‌های تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دولت‌ها درباره آن بحث و گفت‌وگو می‌شود و تحلیل‌های متعدد درباره محتوا و پی‌آمدهای آن منتشر شده است.

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/48wEUp4ytSc

رحمان قهرمان‌پور در این گفت‌وگو، مندرجات این سند و اهمیت آن‌ها برای ایران را تحلیل می‌کند. همه شواهد و تحلیل‌هایی که در این گفت‌وگو ارائه می‌شود نشان می‌دهد ایران به‌واسطه ویژگی‌های خودش و تاریخ طی‌شده در چند دهه گذشته، و تحت تأثیر شرایطی که بر جهان و بالاخص روابط بین قدرت‌ها حاکم است، با چشم‌اندازهای پیچیده‌تر و دشوارتری برای تأمین امنیت و منافع ملی خود مواجه است.

سیاست‌گذار و حکمرانی ایرانی، و به تبع آن همه شهروندان در وضعیت پیچیده، ابهام‌آمیز و با چشم‌اندازی کم‌وبیش تیره مواجه هستند. عقلانیت، واقع‌نگری، اتکا بر همه مردم و تغییر سیاست‌های گذشته می‌تواند به‌کار تغییر این شرایط بیاید.

https://youtu.be/48wEUp4ytSc

#امنیت_ملی_آمریکا #امنیت_ملی_ایران #رحمان_قهرمانپور #ایران_تاک

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

⭕️ دام گذار: هشدار تاریخی دربارۀ نقش تسهیل‌گر

پادشاهی‌خواهان می‌گویند پس از سرنگونی جمهوری اسلامی باید رفراندومی برگزار شود تا مردم در یک انتخابات آزاد میان جمهوری و پادشاهی یکی را برگزینند. خود رضا پهلوی نیز در بیانیۀ اخیرش تصریح کرده است: «نقش من در این مسیر ... نقش یک تسهیل‌گر برای رسیدن به آن روزی است که شما، مردم ایران، در یک انتخابات آزاد، نوع حکومت آیندۀ خود را برگزینید.»

این سخن، در سطح اعلامی، پاسخی دموکراتیک به بحران مشروعیت به‌ نظر می‌رسد: واگذاری تصمیم نهایی به رأی مردم و تعلیق داوری دربارۀ نوع حکومت تا برگزاری انتخابات آزاد. اما، در سطح اِعمالی، مسئله معمولاً نه در سطح نیت‌ها بلکه در سطح سازوکارهای قدرت تعیین تکلیف می‌شود. پرسش تعیین‌کننده این نیست که چه کسی چه می‌خواهد. پرسش این است که زمین بازی قدرت چه رفتاری را پاداش می‌دهد و چه رفتاری را جزا.

تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد «دربار» یا«بیت» در این سرزمین یا می‌بلعد یا بلعیده می‌شود. به‌ بیان دیگر، کانون مرکزیِ قدرت یا چنان اقتدار خود را گسترش می‌دهد که سایر نهادها را در خود حل کند یا، اگر در این کار ناکام بماند، خود به‌سرعت در معرض حذف و فروپاشی قرار می‌گیرد. وضعیت میانه، یعنی قدرتی مقید و محدود و همزیست با نهادهای مستقل، به‌ندرت دوام آورده است. هر گاه توازنی نسبی شکل گرفته یا به‌ سوی تمرکز بیش‌تر لغزیده یا در اثر رقابت‌های حل‌نشده از هم گسیخته است.

بنابراین مسئله فقط این نیست که یک بازیگر سیاسی خود را «تسهیل‌گر» بداند یا وعدۀ صندوق رأی بدهد. مسئله این است که آیا ساختار سیاسی ایران امکان می‌دهد چنین موقعیتی واقعاً بی‌طرف و موقتی بماند یا نه. در سرزمینی که قواعد نانوشته‌اش به‌ سود تمرکز عمل می‌کند، هر کانونی که در مرکز بسیج سیاسی بنشیند دیر یا زود با این دوگانه روبه‌رو می‌شود: یا اقتدارش را تثبیت کند و بگستراند یا جای خود را به رقیبی بدهد که چنین خواهد کرد. همین منطق است که تعادل پایدار را در تاریخ سیاسی ما شکننده و کم‌دوام کرده است. تاریخ معاصر ایران این الگو را بارها نشان داده است.

انقلاب مشروطه تلاشی بود برای مقیدکردن شاه از طریق قانون اساسی و مجلس، تلاشی برای انتقال بخشی از اقتدار از دربار به نهادهای نمایندگی. اما این توازن نوپا یا، در تجربۀ محمدعلی‌شاهی، با بازگشت اقتدار سلطنتی و تقویت ابزارهای نظامی و دیوانی به سود دربار بر هم خورد یا، در تجربۀ احمدشاهی، در کشاکش نیروهای رقیب و بی‌ثباتی‌های سیاسی چنان فرسوده شد که کلیت نظم فرو ریخت. به‌ عبارت دیگر، یا شاه دست بالا را گرفت یا میدان از کنترل همگان خارج شد.

در دورۀ رضاشاه پهلوی تمرکز قدرت در قالب دولت‌سازی مقتدر و حذف نیروهای رقیب سیاسی چنان پیش رفت که امکان تکوین نهادهای مستقل و پایدار از میان رفت و توازن نوپای پسامشروطه عملاً پایان یافت. در دورۀ محمدرضاشاه پهلوی نیز تمرکز قدرت در رأس هرم از بهار ۱۳۲۶ به‌تدریج چنان افزایش یافت که احزاب و مطبوعات و نهادهای مدنی استقلال واقعی پیدا نکردند. ساختار چنان شکل گرفت که بقایش به اقتدار شخص اول گره خورد. در نتیجه، با نخستین بحران فراگیر و ازدست‌رفتن اقتدار پادشاه عملاً کل سازه به‌ناگاه فروپاشید، چه، ستون‌های مستقل برای حفظ تعادل وجود نداشت.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز «بیت» نوظهور به‌تدریج به کانون اصلی تنظیم و توزیع قدرت بدل شد، روندی که در دورۀ رهبری دوم به‌شدت تعمیق یافت. بازنگری قانون اساسی و گسترش اختیارات رهبری و تقویت نهادهای انتصابی، جملگی، جایگاهی ساخت که عملاً فراتر از رقابت‌های انتخاباتی قرار گرفت. نهادهای انتخابی هر گاه کوشیدند از حدود ترسیم‌شده فراتر روند با سازوکارهای حقوقی و امنیتی مهار شدند. هر کانون قدرت موازی یا در ساختار ادغام شد یا به حاشیه رفت. معماری نهادی نظام چنان شکل گرفت که تمرکز را بازتولید کند و جلوِ چندپارگی را بگیرد. باز همان منطق آشنا در تاریخ سیاسی ایران: یا ببلع یا بلعیده شو.

در این چارچوب، ایدۀ «من تسهیل‌گرم و تصمیم با مردم است» صرفاً یک ترفند برای خلق اجماع حداکثری در مرحلۀ سرنگون‌سازی نظام کنونی است. چهره‌ای با سرمایۀ نمادین، وقتی خود را بی‌طرفِ نوع حکومت معرفی می‌کند، چه‌بسا بتواند طیف وسیعی از مخالفان را زیر چتر خود گرد آورد، بی‌آن‌که نسبت به مقصد نهایی تعهد الزام‌آوری بدهد. اما در مرحلۀ گذار است که همان شبکۀ بسیج‌شده و همان جایگاه محوری به اهرم قدرت بدل می‌شود. در زمینی که تعادل پایدار چندان دوام نمی‌آورد، «تسهیل‌گر» به‌سرعت به «کانون» تبدیل می‌شود. کانون نیز برای بقا به متمرکزسازی قدرت گرایش می‌یابد. در چنین وضعی، رفراندوم نه نقطۀ صفرِ بی‌طرف بلکه محصول توازن قوایی است که در دورۀ گذار شکل گرفته، توازنی که می‌تواند گزینۀ پادشاهی را، همچون امتداد طبیعی قدرت مستقرِ دورۀ گذار، از صندوق بیرون بکشد.

🆔 @mmaljoo

Читать полностью…

دغدغه ایران

گاز در اقتصاد ایران

مسعود نیلی در این گفت‌وگو نشان می‌دهد اقتصاد ایران چگونه به تدریج انرژی‌بر شده است.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

عسلویه و پارس جنوبی جایگاه مهمی در این اقتصاد دارند.

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

ایران: آزمایشگاه اقتصاد جهان

مسعود نیلی در این گفت‌وگو نشان می‌دهد مجموعه‌ای از اتفاق‌ها در اقتصاد ایران رخ داده که آنرا به کلاس درس و آزمایشگاه برای تدریس اقتصاد تبدیل کرده است.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn

Читать полностью…
Subscribe to a channel