38670
دغدغه های احدی از رعیت مملکت محروسه ایران ارتباط با ادمین: @sahandiranmehrr
مرگ تفکر انتقادی در سازمان
بخشی از اپیزود:
نوشیروان و ده ویران
درسهایی برای حکمرانی خوب
دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/fTVynLDgXQc
@sahandiranmehr_yt
✔️میدانداری گاوچران تستستروندار در عصر هوش مصنوعی
✍🏻سهند ایرانمهر
وقتی پیت هگست، وزیر جنگ دولت ترامپ، از کنار رفتن «دلقکهای ایدئولوژیک» و روی کار آمدن «گاوچرانهای میهنپرست» سخن میگوید و اضافه میکند که این بار، تستوسترون در راس امور قرار گرفته است و این همه را با فرازهایی از فصل ششم کتاب اشعیا در عهد عتیق ممزوج میکند، در حال رونمایی از جهانبینیای است که در آن، قدرت مدرن و سکولار جامه از تن درآورده و پشمینه دوران و پیشامدرن را با ترکیبی از نرینگی، قدسیت، جسارت و غلبه بر تن میکند.
گاوچران مورد تاکید در سخنان او اشاره به یک اسطوره فرهنگی در فرهنگ آمریکایی است که همزمان میراثدار اسطوره مرزهای غربی (Frontier Myth) و تصویر مردی است که به نیروی شخصی خود تکیه میکند، از خطر نمیترسد، اهل سازش نیست و برای پیش بردن ارادهاش منتظر اجازه دیگران نمیماند. این تصویر، که در سینما و ادبیات و حافظه جمعی آمریکاییها بازتولید شده، حامل نوعی مردانگی مستقل، سرسخت و گاه خشونتورز است. وقتی هگست این شخصیت را با صفت «میهنپرست» همراه میکند، در واقع از الگویی سخن میگوید که در آن دفاع از وطن با نمایش قدرت، بیباکی و آمادگی برای درگیری پیوند میخورد.
بخش معنادارتر سخن هگست اما ارجاع او به تستوسترون است. تستوسترون در علم پزشکی هورمونی زیستی است و نمیتوان با احاله به میزان آن درباره شجاعت، عقلانیت، وطنپرستی یا توانایی فرماندهی افراد داوری کرد. با اینحال، در فرهنگ کوچه و خیابان چه تستوسترون و چه بیضه استعارهای از مردانگی تهاجمی است.
راستگرایی ترامپی و هوادارانش بخش عمده گفتمان خود را با همین تستسترون و بیضه آویزان گره زده است تناقض ماجرا اما آنجاست که این الگوی قدرت، در میان بخشی از نخبگان فناوری نیز هوادار پیدا کرده که خود را نمایندگان آینده، آزادی و جهان مدرن میدانند فهم چرایی این ائتلاف چندان سخت نیست برای بخشی از سرمایهداران فناوری، ترامپ با وعده مقرراتزدایی، کاهش نظارت دولت و فراهم کردن میدان عمل گستردهتر برای سرمایه و نوآوری، متحدی سیاسی است. در این نگاه، آزادی نیز گاه از معنای گسترده حقوق شهروندی و محدود کردن قدرت فراتر رفته و به آزادی بنگاهها و صاحبان سرمایه از مداخله و نظارت عمومی تقلیل پیدا میکند.
بنابراین، ائتلاف ترامپیسم و بخشی از سرمایه فناوری همپوشانی منافع و تصوری مشترک از قدرت است بدینمعنا که یکی خواهان رهایی قدرت سیاسی از محدودیتهای نهادی است و دیگری خواهان رهایی قدرت اقتصادی و فناورانه از نظارت و مقررات. حاصل این همنشینی میتواند شکل تازهای از اقتدارگرایی باشد که نه در برابر فناوری، بلکه با استفاده از پیشرفتهترین دستاوردهای آن، مناسباتی سلسلهمراتبی و متمرکز را بازتولید میکند. به این ترتیب، هوش مصنوعی و زیستفناوری ممکن است در کنار اسطوره جنگاور، رهبر مقتدر و نرینگی مسلط قرار گیرند و اشکال کاریکاتوری که برجای میماند دو چیز است یکی به اصطلاح مخالفان نظامهای خودکامه که برای پاگذاشتن به دنیای مدرن چشم به ترامپ دوختهاند و دیگری فناوری قرن بیستویکم که در خدمت بازسازی تخیل سیاسی قرون پیشامدرن قرار گرفته است.
@sahandiranmehr
✔️سخنی درباره مولانا در روز مولانا
✍🏻سهند ایرانمهر
اگر بخواهم در روز مولانا، به جای جملات وجدآور و اشکآوری که همه مفتون آنند اما در نهایت فهمی از آن استخراج نمیشود، تجربه و فهم ملموس خودم را از جهان مولوی بنویسم، در یک کلام مینویسم، چیزی که مولوی درباره آن صحبت میکند، حیرت است.
حیرت، به معنای فرو ریختن اطمینان قدیمی، پیش از آنکه فهم تازهای شکل گرفته باشد. انسان دنیای مولوی، در قدم اول، خام است؛ امکانی عظیم و شگفتآور اما نیمهکاره از «ملایک» نیمی و نیمی زِ «خر»و برای آنکه به چیزی دیگر تبدیل شود، باید تندیس کنونیاش تَرک بردارد؛ باید آن چیزی که درباره خودش و جهان با اطمینان و غرور میداند و با تکیه بر آن به خودش اجازه میدهد که به دیگران و جهان تکلیفکند، ویران شود.
این «ویرانی» به معنای نابودی نیست. ویرانی صورتی است که دیگر گنجایش آنچه قرار است از آن ساخته شود ندارد. مولوی بارها از مردنِ صورت پیشین و زادهشدن در صورتی دیگر به عنوان شرط دکرگونی حرف میزند اما برخلاف پایانهای روشن و شفاف و قطعی، پایانبندی مولانا اغلب با حیرت است.حیرت مولوی یعنی رسیدن به نقطهای که انسان نه کاملا میداند، نه دیگر میتواند مثل قبل ادای دانایی را دربیاورد.چهره چنین آدمی در نگاه مولانا چنین است:
هر که او بیدارتر، پردردتر
هر که او آگاهتر، رخزردتر
آگاهی در این بیت به معنای دانای مطلق شدن نیست به معنای این است که آدم بفهمد آنچه تا دیروز حقیقت کامل میپنداشته، قطرهای از دریا بوده و فایده این آگاهی، شکستن آن توهم ویرانگر دانستن است.
دلیل این ادعا فقط مضمون شعرهای مولوی نیست؛ شیوه روایت خود مثنوی هم چنین چیزی را به ما نشان میدهد. بسیاری اصرار دارند مثنوی را کتاب پاسخهای تمامکننده به پرسشهای بزرگ بخوانند؛ کتابی که برای هر پرسش یک جواب آماده در آستین دارد. اما کافی است با آن انس بگیرید تا ببینید با کتابی مواجهید که بیش از آنکه بخواهد ذهن شما را با پاسخهای نهایی آرام کند، میخواهد بنیانهای ثابت ذهنتان را تکان بدهد و مشوشتان کند.
داستانی ناگهان قطع میشود. راوی تغییر میکند. حکایت نیمهکاره رها میشود و حکایت دیگری آغاز میشود. تمثیلی شما را به جایی میبرد که گمان میکنید پاسخ را یافتهاید، اما ناگهان خود تمثیل تبدیل به پرسش میشود. مسیر روایت خط مستقیم نیست؛ دور میزند، دور میشود و دوباره، از جایی دیگر، به همان مرکز سرک میکشد. این روش مثنوی در مواجهه با ذهن شماست و آنقدر پیش میرود که از ادعای «یافتم، یافتم» و غرور بعدش خجالت بکشید.
ادعای -اینروزها مُد شدهی- «مثنوی را خواندم و آرامش گرفتم» هم اگر منظور از آرامش، آسودگی ناشی از پیدا کردن پاسخهای قطعی و تمامکننده باشد، چندان با تجربه خود مثنوی جور درنمیآید. مثنوی ابتدا آرامش کاذبِ پاسخهای آماده را به هم میزند و بعد امکان نوع دیگری از فهم را پیش روی شما میگذارد و اصلا تعریفش از قرار این بیقراری است.
نکبت زندگی بشر، در نگاه مولانا از آن اطمینان سخت و سنگینی میآید که انسان را در تصویری که از خودش ساخته، حبس میکند. از گل تبختر و غفلت و از ساقه آسودگیای که ریشه در قطعیت دارد.
از نظر او انسان با یافتن پاسخ به کمال خود نمیرسد، در فاصله میان فهم نادانی خود و دانستن دوردستی دانایی به شرط تنندادن به ناامیدی در این مسیر ساخته میشود و اینجاست که عشق وارد داستان میشود.
عشق در روایت مولانا نیرویی است که قطعیتهای ما را درباره خود و جهان مختل میکند. عشق از جایی آغاز میشود که جهان دیگر در قالبهای قبلی ما جا نمیشود؛ وقتی «چرایی» و «چونی» و یقین ما به ماهیت و کیفیت چیزها دچار شکاف میشود و حیرت از همان شکاف وارد میشود. عشق، فقط حاصلِ شکست قطعیت نیست؛ خودش یکی از نیروهای ایجادکننده این شکست است.
آدم عاشق دیگر نمیتواند با همان اطمینانی که پیش از عشق درباره جهان و خودش حکم میداد، حکم بدهد. چیزی وارد میدان شده که اندازهگیریهای قبلی برایش کافی نیستند. مرز میان دانستن و ندانستن جابهجا شده و آدم، برای نخستین بار، شاید بفهمد که احاطهاش بر جهان تا چه اندازه محدود بوده است.
از اینجاست که تقابل عشق و عقل در مولانا هم معنای دیگری پیدا میکند.
مولانا دشمن عقل نیست. مسئله او عقلی است که از محدودیت خودش بیخبر شده؛ عقل جزویای که آنچه را با ابزار محدود خود فهمیده، تمام جهان میپندارد و از احاطه خویش خرسند است. عشق در برابر چنین عقلی میایستد، برای آنکه به او یادآوری کند جهان بزرگتر از نقشهای است که از آن در ذهن خود کشیدهایم.
بنابراین حیرت، شکست فهم نیست؛ آغاز فهمی است که دیگر به خودش به چشم حقیقت نهایی نگاه نمیکند و هرچیز که فقط به خودش نگاه نکند پا در وادی عشق گذاشته است.
@sahandiranmehr
نوشیروان و دهِ ویران
درسهایی برای حکمرانی خوب
حکمران چگونه میتواند درک دقیقی از وضعیت کشور و مردمش داشته باشد؟ چرا اطلاع او از اوضاع واقعی ضروری است؟ چه چیزی باعث میشود که اخبار واقعی به او نرسد؟ پیامدهای حکمرانیاش چگونه قابل مشاهده است؟
در این قسمت به سراغ مخزنالاسرار نظامی گنجهای میرویم و با انوشیروان و وزیرش همراه میشویم تا دریابیم که در پشت نشانههای ظاهری داستان چه معنایی نهفته است؟
دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/fTVynLDgXQc
@sahandiranmehr_yt
حلقه بسته نخبگان
و خطر فروپاشی ساختار
بخشی از اپیزود:
از قلم تا قدرت
مسیر سخت اثبات شایستگی
دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/ALYtVXX8wGw
@sahandiranmehr_yt
🔶این فیلم یکی از ارزشمندترین اسناد تاریخ معاصر ایران است. سخنرانی نخستین ایرانی در نخستین نشست سازمان ملل در ژانویه ی ۱۹۴۶ در لندن. سخنران نماینده دولت ایران ، سید حسن تقی زاده است.
بسیاری تقی زاده را نخستین روشنفکر واقعی ایران می دانند.او شخصیتی چند وجهی داشت. هم به سفارت، وکالت، وزارت و ریاست سنا رسید. او در کنار سیاست یک پژوهشگر و متفکر برجسته هم بود.
تقی زاده در دوران حضورش در عرصه سیاست بر بسیاری از روشنفکران تأثیرگذاشت.بسیاری متأثر از افکار او متوجه تمدن غرب شدند. هرچند بدخواهانی او را «غربزده» نامیدند و بدترین تهمت ها را متوجه او کردند. او اما عاشق وطن بود و به هیچ جا وابسته نبود. بیش از آنکه سیاستمداری برجسته و تأثیرگذار باشد، روشنفکری تأثیر گذار بود.او نخستین سیاستمداری بود که جسورانه دست به “خودانتقادی” زد و رفتار و گفتار خود را نقد کرد:
«زمانی که موضوع نامزدی اتابک برای صدراعظمی بر سر زبانها افتاد، من از هر آن چه از نیش زبان و زهر قلم در اختیار داشتم بهره گرفتم که او را قبل از صدارت ساقط کنم. در نطقهایم از او شری مطلق ساختم که میآید تا مشروطه را برچیند. کلیهٔ خدمات او را خیانت جلوه دادم. چنان اهریمنی از او میساختم که خون شنوندههای جوانتر از خود به جوش میآمد و عنان از دست میدادند و دست به کارهای خشونت بار میزدند. لازم نیست که من حکم به تروری داده باشم تا مسئول آن شناخته شوم، به همان مقدار که فضا را تند و رادیکال میکنم در عواقب این امر مسئولیت اخلاقی دارم. وقتی از مخالف سیاسی خود هیولا میسازیم، باید متوجه مسئولیت فکری و اخلاقی خود باشیم.»
... «من همهٔ عمر چوبِ آن را میخورم که وقتی محمدعلیشاه از درِ آشتی با مشروطهخواهان درآمد، پایم را تویِ یک کفش کردم و با آن مخالفت ورزیدم.»
... «من در دورهٔ نخست زندگیام که به ستیز و پرخاش برخاستم خطا کردم و جرئت اقرار به این خطا را داشتم.» ... «مشروطهخواهان حتی از گفتن ناسزا به عرض و ناموس شاه، در جراید، ابایی نداشتند، و عکسالعمل شاه در این مورد شکایت به دادگاه بود اما نه تنها به شکایت شاه رسیدگی نشد، بلکه مشروطهطلبان دیگری، اقدام به ترور نافرجام شاه کردند. پس از گذشت شصت سال از آن روزها نمیتوانم پشیمانی خود را از عدمتفاهم با محمدعلیشاه پنهان کنم»
(اندیشهٔ پویا، شماره ۳۹)
پ.ن: پنجم مهر زادروز تقی زاده بود
از ص اینستاگرام: مهرداد حجتی
موش در خانه کدخدا
هوشمندی مهمتر است یا عقلانیت؟
آیا باهوشبودن میتواند مانع فریب خوردن شود؟ تفاوت هوش و عقلانیت در چیست؟ چه چیزی باعث میشود استدلالهای به ظاهر عقلانی ما کار نکند؟ در این قسمت به سراغ مرزباننامه میرویم تا در داستان موشِ خانه کدخدا با تامل در لایههای پنهان متن به پاسخ این پرسشها برسیم.
دیدن ویدئو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/HgHCTL60eUs
@sahandiranmehr_yt
مگر اینکه معنای «همواره»، «حمله» و «کشورم» چیز دیگری باشد والا شهبانوی محترم عارضم که فرزندتان در این مدت «همواره» با «حمله» به «کشورتان» موافق بوده است. مگر اینکه بلانسبت شبیه عشرتخانم همسایه دوران کودکی ما باشید که هر وقت همسایهها شکایت شر بهپا کردن فرزندش را میکردند میگفت :«منم مثل شما عاصیام» و وقتی همسایهها میگفتن:« پس زحمت بکش خسارت آتش سوزوندنش رو بده؟» میگفت:« من که خودم عاصیام پول اون ولد چموش رو بدم؟» و وقتی همسایهها میگفتن:« پس لااقل حالا که ننهشی یه گوششو بپیچون» میگفت:«حالا بخاطر یه شیشه، جیگر بچمو مثل هند جیگرخوار بکشم بیرون؟!» و دستآخر که میگفتن: «چطور چیزی بهش نمیگی و شاکی هستی که تو هم عاصیای؟» میگفت:«آدم، سگ شه مادر نشه که این چرتوپرتها رو تحویل مردم بده!»
@sahandiranmehr
موش در خانه کدخدا
هوشمندی مهمتر است یا عقلانیت؟
آیا باهوشبودن میتواند مانع فریب خوردن شود؟ تفاوت هوش و عقلانیت در چیست؟ چه چیزی باعث میشود استدلالهای به ظاهر عقلانی ما کار نکند؟ در این قسمت به سراغ مرزباننامه میرویم تا در داستان موشِ خانه کدخدا با تامل در لایههای پنهان متن به پاسخ این پرسشها برسیم.
دیدن ویدئو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/HgHCTL60eUs
@sahandiranmehr_yt
💬 ایرانمهر: پذیرش ۵۹۸ محصول انباشت بحرانها بود
▫️نشست تخصصی «چرا جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید؟» به مناسبت چهلوششمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی در خبرآنلاین برگزار شد. این نشست در سه محور اصلی شامل «واکنش ایران به قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت»،«مقطع فتح خرمشهر و چرایی تداوم نبرد» و «بزنگاه تصرف فاو تا پذیرش قطعنامه ۵۹۸» به بررسی منطق تداوم و پایان جنگ پرداخت.
سهند ایرانمهر، پژوهشگر روابط بینالملل:
▫️من اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم، قطعنامه ۵۹۸ در واقع «انباشت بحرانها» بود؛ اول که این قطعنامه به ایران پیشنهاد داده شد، ایران نپذیرفت، ولی در عین حال آن را رد هم نکرد؛ و این همان حالت ابهام وجود داشت: نه پذیرش کامل، نه ردّکامل. بعداً ـ یعنی سال بعد ـ همین قطعنامه شد راه نجات ما برای اینکه از آن وضعیت بیرون بیاییم.
📌 متن کامل را اینجا بخوانید:
khabaronline.ir/xqnRk
@sahandiranmehr
موش در خانه کدخدا
هوشمندی مهمتر است یا عقلانیت؟
آیا باهوشبودن میتواند مانع فریب خوردن شود؟ تفاوت هوش و عقلانیت در چیست؟ چه چیزی باعث میشود استدلالهای به ظاهر عقلانی ما کار نکند؟ در این قسمت به سراغ مرزباننامه میرویم تا در داستان موشِ خانه کدخدا با تامل در لایههای پنهان متن به پاسخ این پرسشها برسیم.
دیدن ویدئو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/HgHCTL60eUs
@sahandiranmehr_yt
«قدرت این مقام واقعاً دیوانهکنندهست. من حتی میتونستم ماهیگیری رو ممنوع کنم.
فکر کنم همین کار رو بکنم، فقط برای یکی دو روز!»
@sahandiranmehr
🔸 نشست بازخوانی ابعاد تداوم جنگ در خبرآنلاین
به بهانه فرارسیدن چهلوششمین سالروز آغاز جنگ تحمیلی اول
با حضور؛
▫️محمد درودیان؛ پژوهشگر و راوی تاریخ دفاع مقدس
▫️جهانگیر کرمی؛ استاد روابط بینالملل
▫️سهند ایرانمهر؛ نویسنده و پژوهشگر
▪️چهارشنبه ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷
▪️خبرآنلاین؛ خیابان میرزای شیرازی، خیابان ۱۵، پلاک ۲۵، طبقه اول
«ورود آزاد و رایگان برای عموم»
✔️ارزشِ افزوده جنگافروزی
✍🏻سهند ایرانمهر
پرونده جنگ آمریکا علیه ایران رفتهرفته قطورتر میشود و حالا فقط موضوع هستهای یا تنگه هرمز نیست.
حادثه مشکوک فلای دبی، ماجرای پایگاه هوایی فیرفورد و حالا ادعای عجیب دونالد ترامپ درباره وجود «کارخانههای مواد مخدر» در کنار تاسیسات هستهای ایران (یحتمل ترامپ، در کلکسیون خیالی افتخاراتش چشم تحسری هم به میراث ریگان در «جنگ با مواد مخدر» دارد و چون از بخت بدش کار نارکوهای کلمبیا را آن دیگری تمام کرد این یکی باید روایتی بسازد که از ریگان عقب نیفتد!)
هیچکدام از این ادعاها ثابت نشده است اما مشکل این است که نظام علّی جهان چنان بهم ریخته و مشوش است که این روزها دنبال علت عقلانی و واقعی اقدامات آمریکا گشتن نوعی اختلال مشاعر است.
در دنیای امروز کافی است الگوریتم فضای مجازی رسانهای را چنان بچینید که امور نامرتبط در یک قاب لایکخور قرار بگیرند و حباب خودشان را بسازند آن وقت است که «هستهای»، «تروریسم»، «خرابکاری» و «مواد مخدر» دیگر چهار موضوع جداگانه نیستند؛ میتوانند به چهار چهره از یک دشمن واحد تبدیل شوند.
این فرایند البته تازه نیست نمونههای مشابه تاریخی کم نیستند، در آتن، لوسیاس، خطیب مشهور، از تاجران غلهای سخن میگوید که خبرهای بد درباره جنگ و اختلال در مسیرهای تجاری میتوانست برایشان به افزایش قیمت و سود تبدیل شود. دموستن سیاستمدار آتنی هم برخی از سفیران آتن، بهویژه آیسخینس و فیلوقراتس، را متهم کرد که در جریان مذاکرات با فیلیپ دوم تحت تأثیر منافع و پول مقدونی قرار گرفتهاند. قرنها بعد، در روم نیز پوبلیکانیها، پیمانکاران خصوصی دولت، از قراردادهای مالی و اقتصادی حکومت بهره میبردند و گسترش قلمرو روم میتوانست دامنه این منافع را افزایش دهد و البته هشدار آیزنهاور در سال ۱۹۶۱ درباره «مجتمع نظامی ـ صنعتی»؛ که پیوند قدرت نظامی، صنعت تسلیحات و سیاست میتوانست چنان نیرومند شود که منافع نهادی و اقتصادی مرتبط با جنگ بر تصمیمهای عمومی اثر بگذارد.
نمونه تازهتر این ماجرا گزارش تحقیقی سیانان درباره جرد کوشنر است؛ داماد ترامپ که در مقام مذاکرهکننده صلح غزه فعالیت میکند و شرکت سرمایهگذاریاش، «افینیتی پارتنرز»، بزرگترین سهامدار یک شرکت مالی اسرائیلی است که در دستکم ۹ شرکت تأمینکننده تجهیزات نظامی اسرائیل سرمایهگذاری کرده است. سیانان گزارش داده که ارزش سهام «فینیکس فایننشیال» در این شرکتها بیش از ۴۵۶ میلیون دلار بوده و بسیاری از این شرکتها در جنگ غزه افزایش قابلتوجهی در کسبوکار خود گزارش کردهاند.
هرکدام از این نمونهها مصداق «آفتاب آمد دلیل آفتاب» ثابت میکنند که همآغوشی سود اقتصادی و جنگ آن را از میدان تحلیل راهبردی سیاسی یا تصمیم صرف نظامی خارج میکند با این حال تفاوت جهان امروز با آتن و روم از زمین تا آسمان است.
در جهان باستان، منفعت ناشی از بحران حداکثر به گروهی محدود میشد؛ امروز اما سرمایه، صنایع دفاعی، دولت، فناوری، رسانه و افکار عمومی در شبکههایی بسیار گستردهتر به هم متصلاند و تلاقی اختاپوسی بازیگران، فرصت اقتصادی، قدرت سیاسی و الگوریتمهای فضای مجازی براحتی یک روایت امنیتی جذاب میسازند و انواع هزینهها از خون و پول را توجیهپذیر میکنند.
در این دنیای جدید وقتی اجزای قدرت سیاسی از منفعت اقتصادی و شخصی جنگ برخوردار میشوند و همزمان ائتلافی از صاحبان فنآوریهای مدرن و هوش مصنوعی هم چاشنی کار است صحبت از صلح یا تقلای فهم متعارف آغاز جنگ، شوخی محض است زیرا اثبات تهدید دیگر شرط تصمیم نیست و منفعت شخصی اقتصادی از جنگ و تصمیم برای جنگ، میتواند به تدریج همه چیز را به شاهدی برای وجود تهدید تبدیل کند.
@sahandiranmehr
حاج آقا برقص!
خوانش حکایتی از عبید زاکانی
در این اپیزود به سراغ حکایتی از عبید زاکانی میرویم که در آن سلطان از دانشمندی تقاضایی غیرمعمول میکند و از او میخواهد برقصد.
این تقاضا و ماجراهای بعد از آن نقطهی آغازی است برای بررسی سازوکار اطاعت و طرح این پرسش که چگونه ممکن است صاحب دانش، در مواجهه با قدرت، رفتاری متفاوت از جایگاه و اصول حرفهای خود نشان دهد؟
دیدن ویدئو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/2yEDOMLR_uQ
@sahandiranmehr_yt
تفاوت عقل با هوش
در نگاه کیت استانوویچ
بخشی از اپیزود:
موش در خانه کدخدا
هوش مهمتر است یا عقل؟
دیدن ویدئو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/HgHCTL60eUs
@sahandiranmehr_yt
✔️دیدار در ابوظبی و عقربههای سه ساعت زمانی
✍🏻سهند ایرانمهر
دیدار نتانیاهو از دیدار مهم یکشنبه در ابوظبی عکسی منتشر نشده است. امارات به یک بیانیه کوتاه دربارهٔ روابط دوجانبه با اسراییل بسنده کرد اما این اولین بار بود که به شکل رسمی سفر نتانیاهو به امارات تایید میشد تا تحلیلگران با معمایی پر از ظن و گمان مواجه شوند.
پنج ماه پیش هم چنین خبری بر صدر اخبار نشست اما با تکذیب امارات مواجه شد فاصله آن حاشا تا این تایید را جنگی پر فراز و نشیب پر کرده است. جنگی که در آن بخش عمده پاسخهای نظامی ایران متوجه پایگاههای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیجفارس بود و امارات بیش از هر کشور دیگر، حتی اسرائیل، هدف قرار گرفت. برآورد امروز این کشورها این است که بهای میزبانی از معماری امنیتیای را دادهاند که در عمل کار نکرد بنابراین منطقی است که اگر طرح وارداتی امنیتی جدیدی در ذهن امارات نقش بسته باشد با احتیاط عمل کند. جروزالم پست نوشته است، «امارات فناوری و اطلاعات اسرائیل را میخواهد اما میخواهد کنترل رابطه در دست خودش بماند» اگر چنین باشد یعنی امارات هنوز بر مدار امنیت وارداتی است با یک گام متفاوت با گذشته که اختیار پایگاهها به دست آمریکا بود.
دیدار در ابوظبی باید کنار دیدار دیگری در نظر گرفت که یک روز بعد در واشنگتن رخ داد. وزیر خارجه عربستان با روبیو دیدار کرد، در حالی که ریاض از آمریکا کمک نظامی علیه انصارالله خواسته بود؛ واشنگتن دست رد به سینه ریاض زد اگرچه با کمک اطلاعاتی موافقت کرد. به گزارش رسانههای اسرائیلی، موساد نشست ابوظبی را پس از همین درخواست سعودی ترتیب داده است با این وجود نباید فراموش کرد که هیچیک از کشورهای عربی نامبرده حضور خود در دیدار با نتایاهو در ابوظبی را تایید نکردهاند و شواهدی وجود ندارد که نشان دهد در این جلسه بر یک عملیات مشترک نظامی توافق شده است.
نکته مهم دیگری که نمیتوان از آن گذشت این است که سفر نتانیاهو به ابوظبی یک ماه پیش از انتخابات اسرائیل رخ داده است، در میانه جنجال گزارشی که میگوید بنزاید پیش از هفتم اکتبر هشدار داده بود این فرضیه نیز وجود دارد که او در پی تعدیل یا تکذیب روایت امارات از اطلاع نتانیاهو از عملیات ۷ اکتبر است این فرضیه البته هیچ تعارضی با این ندارد که سفر نتانیاهو همزمان اهداف امنیتی را نیز دنبال میکرده است.
از سوی دیگر ترامپ ظاهرا پیشنهاد هفتروزه ایران را رد کرده و به مشاورانش گفته انتظار دارد پس از میاندورهایها بمباران از سر گرفته شود؛ محاصره هم برداشته نمیشود، اینوضعیت باعثاین گمانهزنی شده که ترامپ درگیری را تا انتخابات در سطح پایین منجمد نگه میدارد و ایران ممکن است دو یا سه هفته پیش از رایگیری تلافی کند.
با این گزاره ها میتوان نتیجه گرفت که عقربههای سه ساعت زمانی همزمان با یکدیگر در حرکتند:
نتانیاهو تنها چند هفته با انتخابات اسرائیل فاصله دارد، دولت ترامپ وارد مرحلهای میشود که هزینه سیاسی و انتخاباتی ادامه جنگ برای آن افزایش مییابد، و کشورهای عربی نیز پس از تجربه حملات ایران در حال بازنگری در ترتیبات امنیتی خود هستند. این سه محاسبه لزوما به یک تصمیم مشترک منتهی نمیشوند؛ حتی ممکن است در مواردی با یکدیگر تعارض داشته باشند. اسرائیل ممکن است خواهان حفظ فشار نظامی باشد، واشنگتن به دنبال مدیریت دامنه و هزینه جنگ باشد و ابوظبی بخواهد ضمن حفظ همکاری امنیتی با اسرائیل و آمریکا، از تبدیل شدن دوباره به میدان جنگ ایران و آمریکا جلوگیری کند.
@sahandiranmehr
🔶بر اساس دادههای منتشرشده از سوی «مؤسسه مطالعات جنگ» (ISW) و «پروژه تهدیدات حیاتی» (CTP) وابسته به AEI، از ۲۸ فوریه تا ۸ سپتامبر ۲۰۲۶، در مجموع ۱۵۳۰ مکان در ایران بهعنوان محل حملات هوایی یا انفجارهای مرتبط با حملات در منابع باز ثبت شده است که ۴۲۰ مورد آن در تهران قرار داشته است. این دادهها شمارش «مکانهای گزارششده» است، نه تعداد حملات یا تلفات انسانی؛ به این معنا که ممکن است چند گزارش به یک حمله مربوط باشند و یک مکان نیز بیش از یکبار هدف قرار گرفته باشد. بر اساس این نقشه، ۱۲۸۷ مورد از ۱۵۳۰ مکان ثبتشده در ۴۰ روز نخست جنگ گزارش شده و در فاصله ۹ آوریل تا ۷ ژوئن تنها ۱۳ مورد به ثبت رسیده است؛ سپس در ژوئن و ژوئیه موج دیگری از حملات با ۲۲۶ مکان گزارششده شکل گرفته که ۱۳۸ مورد آن در جنوب ایران و در مناطق پایینتر از مدار ۳۰ درجه قرار داشته است. در این میان، مناطقی مانند بوشهر، بندرعباس و قشم که پیشتر نیز هدف حمله قرار گرفته بودند، بار دیگر در دادههای دوره دوم برجسته شدهاند. از مجموع ۱۵۳۰ مورد، ۵۴۴ مورد بهعنوان حملات هوایی تأییدشده، ۵۵۰ مورد بهعنوان حملات گزارششده و ۴۳۶ مورد بهعنوان انفجارهای ثبتشده در ویدئو طبقهبندی شدهاند؛ با این حال، در ۱۱۴۲ مورد، عامل حمله در دادههای منتشرشده مشخص نشده است. این مجموعه داده صرفاً تصویری از پراکندگی جغرافیایی و زمانی موارد گزارششده ارائه میکند و بهتنهایی نمیتواند میزان خسارت انسانی و غیرنظامی هر حمله را نشان دهد.
@sahandiranmehr
چهل وششمین سالگرد تهاجم رژیم بعث عراق به ایران، نشست تخصصی بررسی و واکاوی ابعاد، بسترها و چرایی تداوم هشتساله جنگ، در خبرگزاری خبرآنلاین با این سوال محوری برگزار شد: «چرا دفاع مقدس اول، 8 سال طول کشید؟»
باحضور؛
محمد درودیان؛ پژوهشگر و راوی تاریخ دفاع مقدس
جهانگیر کرمی؛ استاد روابط بینالملل
سهند ایرانمهر؛ نویسنده و پژوهشگر
نوشیروان و دهِ ویران
درسهایی برای حکمرانی خوب
حکمران چگونه میتواند درک دقیقی از وضعیت کشور و مردمش داشته باشد؟ چرا اطلاع او از اوضاع واقعی ضروری است؟ چه چیزی باعث میشود که اخبار واقعی به او نرسد؟ پیامدهای حکمرانیاش چگونه قابل مشاهده است؟
در این قسمت به سراغ مخزنالاسرار نظامی گنجهای میرویم و با انوشیروان و وزیرش همراه میشویم تا دریابیم که در پشت نشانههای ظاهری داستان چه معنایی نهفته است؟
دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/fTVynLDgXQc
@sahandiranmehr_yt
عضو هیات اسراییلی دارد اسامی آنها که جلسه سخنرانی نتانیاهو را ترک کردند، مینویسد!
سازمان ملل را بعد از آن جنگ جهانگیر دوم برپا کردند. بشر بیچاره، بعد از آن همه کشتار یک خرده به عقلش آمد و با خود گفت: لابد از این پس کار را با گفتوگو و دیپلماسی و نشستن دور یک میز پیش میبریم، نه با بمب و توپ و تانک. خلاصه خواستند به دنیا بفهمانند که آدمیزاد، اگر آدمیزاد باشد، میتواند به جای دندان، زبان داشته باشد و به جای اولدورم و بولدورم، منطق!
حالا اما ترامپِ آمریکایی که اینهمه مدت پز جهان آزاد و دموکراسی و حقوحقوق آدمیزاده را میداد و اسلافش پردهآهنین را با همین چسانفسان پایین کشیدند، پشت تریبون جهنم را پیش چشم میآورد و اینکه اگر حرفش را گوش نکنند میتواند یک ملت را نیستونابود کند، نتانیاهو پیجرها را مثل کاپ افتخار بالا میبرد و به منتقدانش میگوید :«بزدل» و جالبترینشان هم این صحنه است: تصور خود به مثابه مبصر مخبر خانبالا که فلک و ترکهآلبالو بدست منتظر است فهرست اسامی آنها را که پای اُشتلم چوبدار ارباب ننشستن و مجلس را ترک کردند، بدست حضرت اجل بدهد تا چپق «بدها» را چاق کند.
@sahandiranmehr
✔️سخنرانی نتانیاهو، رونمایی از یک تغییر آشکار
✍🏻سهند ایرانمهر
سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی نقطه اوج تغییر مسیر در تاریخ زبان دیپلماتیک اسرائیل بود. تفاوت مهم این سخنان با سخنان رهبران پیشین اسرائیل در این است که اسرائیل دیگر سودای بهدستآوردن مشروعیت جهانی و استدلالکردن برای آن را ندارد بلکه برعکس میخواهد نشان دهد که اصولا او را نیازی به استدلال نیست و تیغ عریان را بر سیاست غربپسند پنهانش ترجیح میدهد.
برای فهم این تغییر کافی است نتانیاهوی ۲۰۲۶ را با نتانیاهوی ۱۹۹۸ مقایسه کنیم. نتانیاهو در سخنرانی ۱۹۹۸ سازمان ملل میگفت اسرائیلیها آماده «مصالحههای دردناک برای صلح» هستند، مذاکره تنها راه حل است و صلح باید بر «امنیت و عمل متقابل» بنا شود و با این سخنان دل از متحدانی میربود که آن را باستیون تمدن غرب و حصار حصینی در دل توحش خاورمیانه مینمایاندند. اسحاق رابین هم در خاطرات خود، پس از اسلو، از اسرائیل بهعنوان دولتی یاد میکرد که حاضر است «به صلح فرصت بدهد». شیمون پرز هم میگفت دولتمرد باید انتخاب کند؛ یا برای صلح هزینه بدهد یا وارد جنگ شود و خطر آن را بپذیرد حتی آریل شارون، که به قصاب صبرا و شتیلا معروف شده بود هم فهمیده بود که برای کسب مشروعیت باید میان قدرت نظامی و امکان همزیستی فرقی بگذارد؛ چنانکه بعدها درباره عقبنشینی از غزه استدلال خود را با مسئله آینده دولت یهودی ـ دموکراتیک پیوند زد.
نتانیاهو در مجمع عمومی امسال اما از منطق دیگری رونمایی کرد. نخستین جمله او پس از خروج هیاتها، «بزدل» خطاب کردن آنان بود؛ سپس جنگ ایران را «آسانترین تصمیم»خود نامید.
به عبارت دیگر اگر اسحاق رابین درباره هزینه انتخاب سیاسی سخن میگفت، نتانیاهو دستودلِ بازی برای انتخاب سریع گزینه جنگ دارد و پشت تریبون سازمان ملل تلههای انفجاری (پیجر) را همچون کاپ افتخار بالا میگیرد.
اهمیت این تغییر با وضعیت افکار عمومی آمریکا بیشتر میشود زیرا در نظرسنجی مه ۲۰۲۶ پیو، تنها ۳۲ درصد آمریکاییها نظر مساعدی درباره دولت اسرائیل داشتند و ۶۲ درصد نظر نامساعد؛ این رقم در ۲۰۱۹ بهترتیب ۴۱ و ۵۱ درصد بود. از آنسو و از منظر شکاف حزبی نیز در میان دموکراتها، موافقان دولت اسرائیل فقط ۱۶ درصدند(در برابر ۵۱ درصد جمهوریخواهان).
اسرائیل زمانی قدرت خود را با این استدلال توضیح میداد که امنیت میخواهد تا بتواند به صلح برسد. نتانیاهوی امروز میخواهد ثابت کند موجود خشمگین و خطرناکی است و امنیت را جز جنگ نمیبیند.
خطر این روش برای اسرائیل آنجاست که وقتی جنگ یگانه راه باشد سرمایه سیاسی لازم از دست رفته است و فاصله گرفتن افکار عمومی آمریکا و کاهش حمایت دوحزب آمریکا، بهرصورت تاثیر خود را خواهد گذاشت.
این تغییرات برای اسراییل مهم است چون آنچه تاکنون دست او را برای عرضاندام بازگذاشته صرفا توان نظامی نبوده است بلکه امنیت ناشی از ائتلافهای خارجی، حمایت آمریکا و استقبال غرب از رفتار نخستوزیرانی بوده که به آنها قبولانده بودند که اسراییل برای صلحطلبی یا دفاع خود استدلال و منطق اقناعی دارد و حالا نتانیاهو به صراحت در حال اثبات این واقعیت است که جز تقابل و تهاجم مسیر دیگری را نمیشناسد و به جای تقلای اقناع برای ائتلاف ترجیح میدهد که منتقدینش را ترسو بخواند.
@sahandiranmehr
✔️وقتی آمریکا از صحنه کنار میرود.
مجله اکونومیست در تحلیلی، جنگ ایران و آمریکا را از زاویهای فراتر از میدان نبرد بررسی میکند. به نوشته این مجله مسئله اصلی برای واشنگتن فقط پایان دادن به یک جنگ نیست، بلکه خروج از نظمی است که خود آمریکا طی دههها در خاورمیانه ساخته و تضمین کرده است. استدلال مقاله این است که ایالات متحده ممکن است از نظر نظامی همچنان حضور گستردهای در منطقه داشته باشد، اما جنگ با ایران میتواند نشانه تغییر عمیقتری باشد؛ تغییری که در آن آمریکا بهتدریج نقش هژمونیک خود را از دست میدهد و دیگر قادر یا مایل نیست همانند گذشته قواعد کلی بازی منطقه را تعیین کند.
این تحول، از نگاه اکونومیست، اهمیت تاریخی دارد. از ایننگاه، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، نظم خاورمیانه در یک قرن گذشته بارها از بیرون منطقه شکل داده شده است؛ ابتدا قدرتهای اروپایی و سپس ایالات متحده در مرکز این معماری قرار گرفتند. امنیت خلیج فارس، مسیرهای انرژی، توازن میان ایران و کشورهای عربی و در دهههای اخیر امنیت اسرائیل، همگی در چارچوبی قرار داشتند که حضور و قدرت آمریکا یکی از ستونهای اصلی آن بود. اکنون جنگ ایران میتواند این فرض دیرپا را زیر سؤال ببرد که امنیت منطقه در نهایت به قدرتی بیرونی وابسته است.
از نگاه اکونومیست مسئله مهمتر از کاهش نیرو در خلیجفارس، تغییر ماهیت نقش آمریکاست. واشنگتن ممکن است همچنان پایگاه، ناوگان، نیروی هوایی و متحدان منطقهای داشته باشد، اما باید دانست که حفظ توان نظامی با حفظ هژمونی سیاسی یکی نیست. تجربه جنگهای اخیر نیز نشان داده است که برتری نظامی الزاماً به معنای توانایی طراحی نظم سیاسی پس از جنگ نیست. خود اکونومیست در تحلیلهای مرتبط با جنگ هشدار داده که استراتژیستهای آمریکایی نمیخواهند واشنگتن بار دیگر در خاورمیانه گرفتار شود، در حالی که تمرکز راهبردی آمریکا به سوی چین معطوف است.
اکونومیست میپرسد، اگر آمریکا دیگر تنظیمکننده اصلی نباشد، چه کسی جای آن را خواهد گرفت؟ پاسخ الزاماً یک قدرت واحد نیست. ایران، عربستان سعودی، ترکیه، اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه هر یک بخشی از این خلأ را هدف خواهند گرفت و مناسبات میان آنها میتواند نظم آینده را تعیین کند. در چنین شرایطی، کاهش نقش آمریکا لزوماً به معنای صلح نیست؛ خلأ قدرت میتواند رقابتهای قدیمی را تشدید کند و حتی به دور تازهای از درگیری و تسویهحساب منجر شود.
با این حال، اکونومیست امکان دیگری را نیز پیش میکشد: شاید پایان هژمونی خارجی، فرصتی برای شکلگیری نظمی باشد که این بار از درون خاورمیانه و بر اساس موازنه میان قدرتهای منطقهای ساخته شود. چنین گذاری البته نه خودکار است و نه الزاماً مسالمتآمیز. جنگ ایران ممکن است بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، آغاز دورهای باشد که در آن مسئله اصلی دیگر این نیست که آمریکا چگونه خاورمیانه را اداره میکند، بلکه این است که خود خاورمیانه چگونه میخواهد نظم پساآمریکایی خود را تعریف کند.
از این منظر، اهمیت مقاله اکونومیست در پیشبینی یک «خروج آمریکا» نیست؛ در طرح یک پرسش تاریخی است که اگر نظم یک قرن گذشته دیگر کارایی سابق را نداشته باشد، نظم بعدی را چه کسی و با چه موازنهای خواهد ساخت؟
@sahandiranmehr
🔰گفتوگو با سهند ایرانمهر، نویسنده و فعال رسانهای؛
فاشیسم دیجیتال در حال رخ دادن است
یک نوع استبداد مجازی یا فاشیسم دیجیتال در حال رخ دادن است
🔸سهند ایرانهمر گفت: ما نتوانستهایم به یک توافق و قرارداد اجتماعی برسیم که تکثرگرا باشد و همه را در یک ظرف ببیند.این حلقهی مفقودهی تاریخ ماست. در نتیجه، ناخودآگاه فکر میکنیم مشکل این است که نتوانستهایم در ساحت اندیشه یکدستسازی ایجاد کنیم؛ در حالی که اصلاً چنین چیزی معنا ندارد. ساحت اندیشه میتواند مختلف باشد و قرائتهای مختلفی در آن وجود داشته باشد
🔸ایدهای که در ذهن من بود و آن را جستوجو کردم، این بود که پایگاه اجتماعی حامیان حاکمیت در دورههای مختلف تغییر کرده است. بنابراین نمیتوان حامیان حاکمیت در همهی دورهها را لزوماً از یک جنس دانست. متغیرهای مختلفی وجود داشته که این پایگاه اجتماعی را در طول زمان جابهجا کرده است.
🔸من نمیگویم ایران مرکز زمین است و اصلاً به چنین حرفهایی اعتقادی ندارم، اما بهطور ناخودآگاه در چهارراه حوادث قرار گرفتهایم. حتی اگر از منظر سیاسی و سیاست بینالملل نگاه کنید، این مسئله روشن است. همین حالا که در این برهه قرار داریم، ببینید ایران کجای اخبار جهان قرار دارد. بخشی از منازعاتی که در جریان است، بهگونهای است که حتی ممکن است سرنوشت بخشهای دیگری از جهان نیز تا اندازهای تحت تأثیر اتفاقهایی قرار بگیرد که در این منطقه رخ میدهد.
🔸من خودم را بهعنوان یک انسان ایرانی تعریف میکنم. اگر از من بخواهند تعریفی از خودم ارائه بدهم، میگویم «یک انسان ایرانی». البته وقتی میگویم ایرانی، اصلاً منظورم یک نگاه شوونیستی، ملیگرایی صرف یا چنین چیزهایی نیست. وقتی از ایران حرف میزنم، منظورم یک کلیت فراگیر است؛ تاریخی که پشت سر گذاشتهایم، فرهنگ، ادبیات و تجربهی زیستهی یک ملت. همهی اینها در مفهوم ایران برای من جای میگیرند.
🔸یکی از دغدغههای بزرگ من این است که بهخصوص در دوران جدید، وقتی میخواهیم ایرانی بودن را تعریف کنیم، باید سراغ کدام هویت برویم و در کدام افق معنایی حرکت کنیم تا بتوانیم وضعیت تعلیقی را که امروز با آن مواجهیم، بهتر بفهمیم و از آن عبور کنیم.
🔸ممکن است در دورهای تصور کنیم بخشی از مردم دیگر پایبندی چندانی به مفاهیم مذهبی و دینی ندارند. اما اگر به لایههای ناخودآگاه آنها نگاه کنید، میبینید که این مسئله به شکل دیگری همچنان حضور دارد. ممکن است در مقطعی رویکرد بخشی از مردم نسبت به دین انتقادی باشد، اما جایگزینی که شکل میگیرد، گاهی همچنان ساختار و شمایل یک امر دینی را دارد.
پس این یکی از دغدغههای انسان ایرانی است.
🔸شما میتوانید تا ابد بحث کنید که ایرانی دنبالهی کوروش است یا ادامهی حوادث پس از اسلام، ریشهی دینی دارد یا غیردینی. اینها مباحثی مربوط به ساحت اندیشهاند. مسئلهی اصلی این است که چطور میتوان به توافق اجتماعی برای زیست روزمره و رو به توسعه رسید؟
ibna.ir/x6Kdb
@sahandiranmehr
۴ میلیارد دلار طلای ونزوئلا پس از ۷ سال توقیف لندن را به مقصد نیویورک ترک کرد.
۳۱ تن طلایی که از سال ۲۰۱۹ در گاوصندوق های بانک انگلستان نگهداری میشد، به بانک مرکزی نیویورک، میرود.
دولت موقت ونزوئلا مالكيت قانونی خود را به دست می آورد، اما نمیتواند آن را بفروشد و طلا به عنوان وثيقه وام تحت نظارت ايالات متحده باقی خواهد ماند.
@sahandiranmehr
✔️ گریه سایه و ساز شهریار؛ روایت یک آشتی
🔸استاد! دیشب گفتید شهریار یه برخورد تلخ با شما داشته، قضیه چی بود؟
داستان از این قرار که یه روز رفتم خونه شهریار دیدم بیدار نشسته. معمولاً هر وقت میرفتم خونه شهریار، اون خواب بود. گفتم سلام شهریار جان! دیدم سرشو پایین انداخته و هیچی نمیگه… بعد یه مرتبه سرشو بلند کرد و به من گفت: تو چرا هر روز میآیی اینجا؟ اگه جز شهریار هرکس دیگهای بود من پا میشدم و درو به در میزدم و میرفتم… آخه من جایی نمیرم که کسی به من بگه چرا هر روز میآیی اینجا.
من با تعجب نگاش میکردم، پیش میاومد که با من شوخی کنه ولی انقدر قیافه تلخ و باید بگم وحشتی به خودش گرفته بود که معلوم بود شوخی نمیکنه. من فقط با تعجب نگاش میکردم… شروع کرد به داد و بیداد و گفت که: من مالک نیستم که تورو مباشرم کنم، من وزیر نیستم که تورو معاونم کنم و از این چیزهای مسخره دنیوی به اصطلاح؛ من فقط حیرت کرده بودم که چهشه شهریار؟ خل شده!… هی گفت، هی گفت… من به شما گفتهام دیگه، اصلاً رفتن پیش شهریار برای من یک پناهگاه بود.
حالا توجه کنید که شهریار که به زعم من پناهگاه منه اون هم پناهگاهی که من از سالها پیش با شعرش آشنا هستم، عاشقانه شعرشو دوست دارم و خودشو هم دیدم که آدمییه فوقالعاده لطیف، فوقالعاده مهربان و فوقالعاده نیکخواه، داره با من اینطور برخورد میکنه… هی گفت و گفت و گفت؛ من میفهمیدم که چه بلایی داره به سرم میآد، ظاهراً یک لحظه شهریار سرشو بلند کرد و دید که من زارزار دارم ساکت گریه میکنم. از اون گریهها. (دستش را به صورتش میکشد) من کاملاً حس میکردم که صورتم خیسه، نمیدونید چه حالی داشتم… یه وادادگی عجیب؛ یه بیکسی مطلق، وای وای؛ یک آدم غریب. یه آدم بیکس که اصلاً نمیفهمه که چرا اینجا اومده و اینجا نشسته! (چشمانش تر شده است).
شهریار ظاهراً سرشو بلند کرد و دید که من دارم گریه میکنم … قورباغه رو دیدید که چطور میپره مثلاً دو متر میپرده! واقعاً این آدم مردنی چطور پرید؟ از روی سفره پرید زانوهای منو گرفت؛ میلرزید واقعاً تمام تنش میلرزید. حالا هی زانو و مچ پامو ماچ میکنه و میگه منو ببخش؛ تو که میدونی من دیوانهام.
حالا من دستمو میزارم به سینه شهریار و اونو پس میزنم و هی میگم: ولم کن شهریار، برو شهریار - دیگه شهریار جان هم نمیگم و فقط میگم شهریار- ظاهراً یه بار هم شهریارو زیادی فشار دادم که طفلک افتاد اونور. حالا خوب شد رو چراغ نیفتاد! بعد دیدم که شهریار رفت سرجاش و داره زار گریه میکنه.
بعد دوباره اومد منو بغل کرد و بوسید. اصلاً اشکهامو میلیسید (سایه نشان میدهد که شهریار را پس میزند) و میگفت: تو که میدونی من دیوانهام منو ببخش. بعد دید نمیتونه منو آروم کنه رفت سرجاش نشست و سهتارو دستش گرفت شروع کرد به ساز زدن… شور زد، خوب یادمه! دیگر حزن و بهتی در نگاه و صدایش نیست، هرچه هست بهجت و رضایت است… دیگه صحبت موسیقی جلو اومده دیگه (سرش را تکان میدهد) شما نمیدونید رابطه من با موسیقی چه جوریه، یه بحث دیگه است؛ شعر و همه چیز در برابر موسیقی از چشمم میافته.
شهریار شروع کرد به ساز زدن و منم شروع کردم به آواز خوندن… یه آوازی که بغض جلوی صداتونو میگیره… «بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران»؛ غزل سعدی. اون ساز زد و من آواز خوندم و بعد هم همینجوری ساکت نشستم (چشمش را به زمین میدوزد). شهریار هم ساکت نشسته بود و فقط گریه میکرد و گاهی یک هقهق آرومی هم میکرد… رفتم مثل دیوانهها چند ساعت تو خیابانها راه رفتم. سعی کردم خودمو آروم کنم نشد. در حالی که من در هر حالتی زود میتونم به خودم مسلط بشوم. رفتم خونه و خیلی هم دیر خوابم برد و صبح هم از خونه زدم بیرون. قصد داشتم دیگه پیش شهریار نرم اما شهر برام غریب بود… همهجا غریب بود…
خالهام گفت: آقای شهریار گفت که: به سایهجان من بگید که اگه فردا نیاد، من میآم تو کوچه همینجا میشینم! (میخندد) صبح رفتم خونهش. خب منم دلم پر میزد براش. اونم مثل اینکه گناهی کرده و خجالت میکشه سرشو پایین انداخت (ادای شهریار را در میآورد)، بعد از چند لحظه گفت: دیروز نیامدید؟ (غشغش میخندد) نیامدید؟! هه! من نگاهی (از چشمان سایه بر میآید نگاه ملامتبار عتابآلود بوده) کردم و بعد گفت: یه شعر عرض کردم، معمولاً میگفت یک غزل عرض کردم. اما این بار خیلی با شرمندگی گفت شعر عرض کردم. مثلاً اینکه یه وسیله عذرخواهیه. گفتم: بخون شهریارجان! تا گفتم شهریارجان فهمید که دیگه صفا شده. توی دیوان شهریار به شعری هست به اسم «اشک مریم» که برای این واقعه ساخته…
✔️پیر پرنیاناندیش
گفتگوی هوشنگ ابتهاج با میلاد عظیمی
🔹سالروز درگذشت استاد #شهریار
@sahandiranmehr
از قلم تا قدرت
مسیر سخت اثبات شایستگی
دبیران در قرون میانه کسانی بودند که باید حرف قدرت را روی کاغذ بیاورند، حرفهای مهم که ردپای آن در جای جای تاریخ ما برجاست. دنیایی مرکب از تهدیدها، بحرانها و البته هوشمندی و کیاست.
در «چهارمقاله» نظامی عروضی، داستان اسکافی گوشهای از همین دنیاست. مردی که در یک دستگاه چندان به چشم نیامد، اما وقتی به جای دیگری رفت، همان مهارتهایی که داشت ناگهان ارزش پیدا کرد و خودش هم بالا رفت.
در این اپیزود از همین حکایت به سراغ موضوعاتی چون شایستهسالاری، عقلانیت سیاسی و مانند آن خواهیم رفت.
دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/ALYtVXX8wGw
@sahandiranmehr_yt