1125
🔹نوشته ها و گزیده های دکتر وحید سهرابی فر 🔹 رئیس دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب 🔹رئیس و هم-موسس انجمن علمی دین پژوهی ایران: @IranianARS 🔹آپارات: aparat.com/VahidSohrabifar 🔹ایمیل: VSohrabifar@gmail.com
💢 In the online course “Introduction to World Religions and Mysticism”, I will discuss the following topics in three sessions:
- Methodology of Religious Studies
- Mysticism in World Religions
- New Religious Movements and Contemporary Spirituality
For more info, please visit this page.
📌 @Sohrabifar_Vahid
💢 استفاده مجاز از ابزارهای هوش مصنوعی در پژوهش
دکتر صمد نژاد ابراهیمی، مدیرکل سیاستگذاری و برنامهریزی امور پژوهشی وزارت علوم، از انتشار بخشنامهای با عنوان «راهنمای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در پژوهش» خبر داد:
«هرگونه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی ـ اعم از نگارش، ویرایش، ترجمه، ایدهپردازی، تحلیل داده، تولید کد، مرور منابع یا حتی بهبود نمودارها و تصاویر ـ باید بهصورت شفاف گزارش شود. پژوهشگر موظف است نقش دقیق ابزار، هدف استفاده و نحوه اعتبارسنجی خروجی را در بخش «روششناسی»، «بیانیه استفاده از هوش مصنوعی» یا «تقدیر و تشکر» درج کند.»
«استفاده از ابزارهایی مانند ChatGPT برای ویرایش زبانی، اصلاح نگارش، بازنویسی تحت نظارت مؤلف، طوفان فکری اولیه، خلاصهسازی مقالات، تحلیل دادهها، تولید پیشنویس کدهای ساده یا بهبود کیفیت نمودارها و تصاویر، در صورتی که با نظارت و تأیید نهایی پژوهشگر همراه باشد، مجاز شناخته شده است.»
«در مقابل، تولید کامل مقاله یا پایاننامه توسط هوش مصنوعی، جعل داده یا نتایج آزمایشگاهی، ایجاد منابع و ارجاعات جعلی، تحریف متون علمی، ارائه محتوای تولیدشده توسط ماشین بهعنوان اثر انسانی بدون ذکر نقش ابزار، یا استفاده پنهانی برای انجام تکالیف درسی، بهصراحت ممنوع اعلام شده است.»
💢 @Sohrabifar_Vahid
🔅 زیستن در حال به بیانی فقیهانه
یکی از آموزه های معنوی که در سنت های مختلف بدان توجه شده است، توجه به وضعیت فعلی و زمان حال است. ماندن در گذشته یا آرزو اندیشی در مورد آینده هر دو مانعی برای درک جریان زندگی است. این نکته به عبارت های مختلف در سنت های گوناگون بیان شده است. به طور مثال در شعری که به حضرت علی (ع) نسبت داده شده آمده:
ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیكَ فَاَیْنَ؟ *** قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَةَ بَینَ العَدَمَین
آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه میآید كجاست؟! برخیز و فرصت میانِ دو نیستی را دریاب
در سنت عرفانی نیز تعبیر «ابن الوقت» بودن به چنین چیزی اشاره دارد. سالک همواره بایستی در لحظه حال خود باشد. باید احوالات موجودش را رصد کند. گذشته و آینده نباید او را از زمان فعلی باز دارد. به تعبیر مولانا
صوفی ابنالوقت باشد ای رفیق *** نیست فردا گفتن از شرط طریق
این مسئله در معنویت های جدید هم بسیار مورد توجه است. در میان معلمان معنویت جدید، اکهارت تولی شاید بیشترین تاکید را بر این مسئله داشته است. مهمترین اثر او با عنوان The power of now (که دست کم دو ترجمه از آن به فارسی وجود دارد) به همین نکته می پردازد که زمان واقعی برای انسان زمان حال است. گذشته و آینده واقعیت ندارند و غیر از رنج برای انسان دستاوردی نخواهند داشت. او راه حل بسیاری از مشکلات را توجه به زمان حال و نیروی رهایی بخش آن می داند و برای این منظور تکنیک هایی را نیز پیشنهاد می دهد.
آنچه انگیزه بازگویی این اصل معنوی شد، تقریری فقیهانه بود که امروز از این مسئله دیدم. آیت الله شبیری زنجانی (از مراجع تقلید شیعه) در خاطره از پدرشان (که ایشان هم از علمای قم بود) چنین نقل می کند:
«حاج آقای والد ما خیلی خوش بود و جهات غصهزا نیز در ایشان نبود؛ مثلاً اینجور نبود که از کسی دلخور شود. علتش این بود که میگفت من الآن را جزء مقدمه نمیدانم تا غصه ذیالمقدمه را بخورم، بلکه جزء ذیالمقدمه میدانم. لذا سعی میکرد که از الآن خود لذت ببرد.»1
اینکه هر لحظه را دارای اصالت بدانیم (به تعبیر ایشان ذی المقدمه در نظر بگیریم) و آن را فدای لحظات دیگر نکنیم (به عنوان مقدمه امر دیگری در نظر نگیریم) یک اصل راهگشا در رضایت از زندگی و درک جریان حیات خواهد بود.
1. جرعهای از دریا، ج ۱ ص ۵۹۵
💠 @Sohrabifar_Vahid
bit.ly/3wcVAfm
3/3
در نهایت، ما نیازمند ایجاد توازن میان دانستن و زیستن هستیم. اگرچه برای درست زیستن، لاجرم نیازمند دانستن راه درست هستیم ولی مسئله همواره این چنین ساده نیست. اونامونو در یک جمله ژرف میگوید «غایت زندگی زیستن است، نه دانستن»[18]. دانستن صرفا وسیلهای است برای زیستن و متاسفانه گاه ما آن را به جای هدف قرار دادهایم. مهمتر آنکه بسیاری از اوقات، دانستههای ما در عمل و در حال کسب تجارب زندگی به دست میآیند و جنبه پسینی دارند. از این رو، انسان جستجوگر و بی خانمان نیز باید وزن بیشتری به تجارب خود بدهد و به دنبال یک خانهی کامل از پیش طراحی شده برای زندگی نباشد. باید بپذیرد که اساسا بسیاری از امور دانستنی نیست. باید بپذیرد که
«کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبهیک برگ بشوییم و سر خوان برویم» [19]
[1] Authentic life
[2] ذهن بی خانمان، نوسازی و آگاهی، پیتر برگر و دیگران، ترجمه محمد ساوجی، نشر نی، ص 181
[3] Primordialism
[4] Inductive theology
[5] اجبار به بدعت، پیتر برگر، ترجمه فرهام فربدوالا، نشر دانشگاه ادیان و مذاهب، ج 1، ص 56
[6] Uncertainty
[7] زندگی زمینی و راز آسمانی: چارلز تیلور و پیامدهای مدرنیته برای دین و معنویت، وحید سهرابی فر، نشر نگاه معاصر، ص 111-112
[8] همان، ص 191-193
[9] تحلیل انتقادی تیلور را در این اثر ملاحظه کنید: اخلاق اصالت، چارلز تیلور، ترجمه وحید سهرابی فر، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب
[10] علاوه بر منبع فوق، تیلور این نکته را در سخنرانی خود تحت عنوان «The meaning-conferring role of religion in a secular age» در تاریخ 10 بهمن 1400 به دعوت انجمن دین پژوهی ایران به نحو روشنی بیان کرد:
t.me/Sohrabifar_Vahid/962
[11] پیشتر دریادداشتی تحت عنوان «معنای زندگی در جهان معاصر؛ چرا انسان امروز با بحران معنا روبهرو شده است؟» به این مطلب پرداخته ام:
dinonline.com/46255
[12] Significant other
[13] دیدگاه مک اینتایر را در کتاب در پی فضیلت: تحقیقی در نظریه اخلاقی، ترجمه شهریاری و شمالی، انتشارات سمت ملاحظه کنید.
[14] مادهی اولیه
[15] «فَإِیَّاكَ أَنْ تَتَقَیَّدَ بِعَقْدٍ مَخْصُوصٍ، وَتَكْفُرَ بِمَا سِوَاهُ، فَیَفُوتَكَ خَیْرٌ كَثِیرٌ، بَلْیفُوتُكَ الْعِلْمُ بِالْأَمْرِ عَلَى مَا هُوَ عَلَیْهِ. فَكُنْ فِي نَفْسِكَ هَیُولَى لِصُوَرِ الْمُعْتَقَدَاتِ كُلِّهَا؛ فَإِنَّ اللهَ [الإلهَ] تَعَالَى أَوْسَعُ وَأَعْظَمُ مِنْ أَنْیحْصُرَهُ عَقْدٌ دُونَ عَقْدٍ، فَإِنَّهُیقُولُ: ﴿فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ﴾ وَلَمْیذْكُرْ أَیْنًا مِنْ أَیْنٍ، وَذَكَرَ أَنَّ ثَمَّ وَجْهَ اللهِ، وَوَجْهُ الشَّیْءِ حَقِیقَتُهُ.» (فصوص الحکم، فص هودی)
[16] Cognitive Rigidity
[17] به طور مثال مولانا میگوید: «پیش چشمت داشتی شیشه کبود، زان سبب عالم کبودت مینمود»یا تعبیری که در برخی از نوشتههای ابن عربی از جنید نقل شده: «لَوْنُ الْمَاءِ لَوْنُ إِنَائِهِ».
[18] درد جاودانگی، میگل اونامونو، ترجمه خرمشاهی، ص 167
[19] شعر راز گل سرخ از سهراب سپهری
💢 @Sohrabifar_Vahid
بیخانمانی انسان معاصر
وحید سهرابی فر
1/3
خانه چیست؟
در طول تاریخ، انسانها همواره بر اساس امکانات محیط جغرافیایی خویش و نیز مواد اولیه و ابزارهایی که در اختیار داشتهاند، برای خود خانه و سرپناهی ساختهاند تا آنها را از گزند عوامل طبیعی حفظ کند و در آن احساس امنیت و آرامش داشته باشند. خانهی انسان البته منحصر به در، دیوار و سقف نیست. بشر به همان اندازه که نیازمند خانه فیزیکی است، به خانهای از جنس معنا نیز احتیاج دارد. خانه در این اصطلاح به چارچوبی اطلاق میشود که ما در ذیل آن جهان را میفهمیم. رخدادهای پیرامون ما بر اساس چارچوبهای این خانه، برای ما معنادار میشود. نظام ارزشهای ما که زیربنای تصمیمهای کوچک و بزرگ زندگی ماست در درون این چارچوب تعریف میشود و اساسا تلقی ما از خودمان، ویژگیها و اولویتهایمان نیز در دل این خانه شکل میگیرد.
در جهان سنت، استوانههای خانهی معنا بسیار استوار بود. همه چیز کم و بیش عیان بود. مرزهای درستی و نادرستی، خودی و دیگری، پذیرفتنی و ناپذیرفتنی روشن بود. با این حال، با آغاز دوران جدید و بسط ارتباطات و گسترش آگاهی بشر نسبت به خانههای بدیل معنا، وضعیت اساسا دگرگون شد. ما کمکم آموختیم که خانه سنتی ما، یگانه خانهی معنا نیست. خانههای دیگری نیز وجود دارد. از سوی دیگر، فردگرایی و آزادی دوران جدید به ما این امکان را داد تا به خود این حق را بدهیم که جستجوگران خانههای معنا باشیم و خود، خانه خویش را بنا کنیم. روح زمانه نیز انفعال و سکونت در خانههای پیشینیان را مذموم و از سنخ زندگی عاریتی تلقی میکرد.
آغاز این ماجراجویی بسیار هیجانانگیز بود. ما این امکان را یافته بودیم که امور جدیدی را تجربه کنیم و جهان را از دریچه نگاه یک بودایی، مسیحی یا حتی ملحد ببینیم. نگاه شرقی را با نگاه غربی -همین قدر کلی و مبهم- مقایسه کنیم و مزایای هرکدام را برای مجموعه شخصیمان گزینش کنیم ویک زندگی اصیل[1] را پیش ببریم. چه چیزی از این بهتر؟! با این حال، این آغاز هیجانانگیز، نتیجه دل نشینی نداشت. کم کم متوجه شدیم که هر کدام از این خانهها، به نظامهای متفاوت و حتی متعارضی تعلق دارند و ساختن یک مجموعه بسامان از میان آنها کار آسانی نیست. به مرور وضعیت وخیمتر شد و ما خود را در برابر انبوهی از گزینههای جدید و نوساخت دیدیم که بررسی تکتک آنها فراتر از توان شناختی محدود ما بود و ما حتی نمیتوانستیم تمام آنها را بررسی کنیم. ما ماندیم و حیرت، سرگشتگی و سرخوردگی.
ذهن بیخانمان
اینجاست که پیتر برگر (و دیگران)، یک مفهوم دقیق برای توصیف این وضعیت ارائه میدهد: ذهن بیخانمان[2]. ما انسانهای بیخانمان شدهایم. گویا خانههای پیشین را کاملا متناسب نمییابیم و خانه جدیدی نیز نمیتوانیم بنا کنیم. در این برزخ چه باید کرد؟
گروهی که تحمل بار سنگین تردید را نداشتند، به بنیادگرایی روی آوردند. از نگاه آنها راه را باید در نوعی آغازگرایی[3]جستجو کرد. ما باید به سلف بازگردیم، آنجا همه چیز روشن است، مرز خیر و شر واضح و خانه معنا مستحکم است. این راه البته برای بسیاری مقبول نیست و آنها مدعیاند که دیدهشدهها را نمیتوان ندید گرفت و تجربه جهان جدید را نمیتوان به عقب بازگرداند.
در چنین چالشی، برگر ایده الهیات استقرایی[4] را مطرح میکند. رویکردی که بر اساس آن انسان بایستی زندگی زمینی خویش را پیش ببرد ولی به دنبال «نشانههای تعالی» باشد تا از طریق آنها به باورهای دینی در باب سرشت هستی برسد[5]. از نظر او، این رویکرد در برابر دو راه حل دیگر، یعنی رویکرد بازگشت به ارتودکسیِ دینی و نیز رویکرد تقلیلگرایانهِ سکولار قرار میگیرد. نگاه استقراگرایانهی برگر این مزیت را دارد که با ویژگی جستجوگری و تجربه گرایی انسان مدرن نیز سازگار است ولی همچنان با چالش تکثر و مسئله عدم قطعیت[6] مواجه است.
متفکر دیگری که در این فضا ایدهپردازی کرده است، چارلز تیلور است. تیلور نیز در معرفی امر سکولار به معنای سوم، از دین به عنوان یک گزینه در میان سایر گزینهها یاد میکند. جایی که دین نه لزوما دچار افول در ساحت باورمندی میشود و نه از دست دادن جایگاه سیاسی-اجتماعی[7] بلکه دین به یک گزینه بدل میشود که انسان جستجوگر عصر جدید ممکن است آن را انتخاب کند. در این نگاه، دین به معنای آغازگرایی نیست و او از ایده بازگشت به گذشته حمایت نمیکند. تیلور معتقد است که ما در دوران پساسکولار زندگی میکنیم، جاییکه هژمونی کلان روایت حذفگرایانه سکولاریزاسیون افول کرده است. البته این به معنای بازگشت به دوران پیشامدرن نیست. از نگاه او، ما باید در شرایط جدید امکانهای خود را بازیابی کنیم[8].
💢 @Sohrabifar_Vahid
فراخوان «چهاردهمین همایش بینالمللی فلسفۀ دین»
موضوع «فاعلیت الهی»
محورهای اصلی همایش عبارتند از (ولی محدود نیستند به):
- فاعلیت الهی در تاریخ اندیشه و ادیان
- معناشناسی افعال الهی
- هستی شناسی فاعلیت الهی
- معرفت شناسی فاعلیت الهی
- روششناسی فاعلیت الهی
- نظریههای رقیب فاعلیت الهی
زمان همایش: ۲۶ و ۲۷ آبان ۱۴۰۵
مهلت ارسال چکیدۀ مقالات: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
زمان اعلام چکیدههای پذیرفته شده: ۱۷ مهر ۱۴۰۵
💠 @IRANPHILOR
💠 @Sohrabifar_Vahid
لحظاتی سرشار
از استاد رامیز قلی اف
💢 @Sohrabifar_Vahid
🌀 دوره آموزشی
چطور یک زندگی معنادار بسازیم؟
جهان مدرن، فردگرایی و بحران انتخاب
2/2
با این حال، با ورود به زمانه مدرن و قدم گذاشتن در دوران معاصر شرایط به کلی دگرگون شد. رشد بیسابقه ارتباطات، تنوع حیرت انگیز باورها، مسلکها و نظامهای معرفتی و نیز فردگرایی بیسابقه که امکان بروز انبوهی از مدلهای زندگی را فراهم میآورد، جهانی متفاوت را پدید آوردند. تکثر بیسابقهی گزینهها نتیجهای جز عدم قطعیت[5] نداشت. جزمیت دوران سنت به آرزویی دستنیافتنی بدل شد و بسیاری از انسانها سعی کردند هرچند به سختی ولی زندگی با عدم قطعیت را بیاموزند. این هدف البته برای برخی دستیافتنی نبود، خصوصا افرادی که از انعطاف شناختی کمتری برخوردارند.
ذهن بیخانمان؛ سرنوشت انسان در عصر عدم قطعیت
در چنین شرایطی تمام آنچه زمانی بدیهی انگاشته میشد، سرآغاز گفتگو و اول الکلام فرض میشود. تصوراتی که ما در مورد ماهیت و سرشت انسان داریم، باید مجددا به بحث گذاشته شود و این بحث باید شامل جستجو در تمام ایدهها و ایسمهای شرقی و غربی بشود. بحثی که پایانش ناپیداست. تمام آنچه تحت عنوان ارزشهای زندگی میشناسیم که تعیینگر خطوط زندگی انسان است، باید مجددا مورد بحث و بررسی قرار بگیرد و هیچ بستهی از پیش طراحی شدهای، در نزد انسان امروز پذیرفته نیست.
روشن است که اتخاذ موضع اندیشمندانه در تمام این مسائل امر سادهای نیست. ساختن چنین منظومهای بار شناختی سنگینی را تحمیل میکند که به طور معمول از توان یک فرد عادی خارج است. فردگرایی انسان معاصر نیز اجازه پذیرش بستههای از پیشطراحیشده را نمیدهد. نتیجه معمولا هویتی چهل تکه میشود که هر بخش از آن به مجموعهای تعلق دارد و ما با یک خویشتن گزینش شده مواجه خواهیم بود، خویشتنی که فرد گمان میکند که بر اساس عاملیت خود آن را ساخته است.
چنین رویکردی هنگام مواجهه با مسئله مهم معنای زندگی با چالش بزرگی مواجه خواهد شد. پاسخهای پیشین قانعکننده نخواهد بود و معانی سنتی دیگر امری مسلم انگاشته نخواهد شد. در این فضا، فرد در دوگانهی یافتن یا ساختن معنای زندگی، جانب ساختن معنا را خواهد گرفت و ساختن معنایی بدیع برای زندگی نیز امری است که مستلزم هزینه سنگین شناختی است، هزینهای که خارج از توان یک فرد عادی است. در نهایت، بسیاری از انسانهای دوران معاصر، در یک سرگشتگی به سر میبرند؛ جایی که انبوهی از گزینهها را در برابر خویش میبینند که هیچکدام را به تنهایی قابل قبول یا کافی نمیدانند. در این فضا انسانها -به تعبیر پیتر برگر- به ذهنهای بیخانمان[6] بدل میشوند. در جهان عدم قطعیت، معنای زندگی به یک وظیفه شخصی بدل میشود، وظیفهای که موفقیت در آن امری حیاتی است. تامین چنین هدفی از سویی نیازمند بهرهمندی از ظرفیت تمام منابع معنایی است و از سوی دیگر، نیازمند رها شدن از زندان فردگرایی و گشودن افقهای جدید از طریق گفتگوهای عمیق با دیگر ساکنان جهان عدم قطعیت است.
ارجاعات:
[1] افسانه سیزیف، آلبر کامو، ترجمه: صدوقی و سپانلو ، ص 49
[2] خیلی کم… تقریبا هیچ، سایمون کریچلی، ترجمه لیلا کوچک منش، ص 40-41
[3] Naturalistic
[4] Coherence
[5] Uncertainty
[6] Homeless mind
📌 @Sohrabifar_Vahid
🎙️
در مدرسه تابستانی فلسفه اخلاق در دانشگاه ادیان و مذاهب درباره
«عقل گرم: نقش تخیل در پرورش فضایل عاطفی-اجتماعی»
حرف زدم. میدانم که از شور احساسات میترسیم و از تخیلمان که بیشتر با خیالبافی گره خورده است. حق داریم.
منظورم از «عقل گرم» دربرابر «عقل سرد»، آن عقلانیتی بود که در پیوند با عواطف و تخیل اخلاقی عمل میکند.
دو نگاه «سطحی» و نگاه «شناختی» به عواطف را مرور کردم و گفتم فیلسوفانی که برای عواطف حیث التفاتی و شأن شناختی و ارزیابانه قائلاند بر چه اساسی مخالف تکه تکه دیدن انسان هستند. انسان موجودی تکهپاره نیست که عقلاش از عواطفاش و ذهناش از بدناش و هستی فردیاش از هستی اجتماعی و فرهنگیاش جدا باشد. انسان کلی است متشکل از همه اینها که در پیوند بایکدیگر، درحال داد و ستد هستند.
عقل انتقادی در تعامل با عواطف و تخیل میتواند به فاعلان اخلاقی توان «توجه» به دیگری، «دیدن» رنج دیگری و به رسمیت شناختن دیگری در همان وضع دیگربودگیاش را بدهد. تخیل اخلاقی میتواند از منِ متکبر، خودمعیار پندار و عقل کل عبور کند و تلاش کند بفهمد «دیگری بودن» چه معنا و چه کیفیتی دارد.
⏳۴۳ دقیقه
@neocritic
📙رواندرمانی وجودی-معنوی (2026)
این کتابچه، چارچوب «رواندرمانی وجودی-معنوی» را به عنوان ابزاری نویدبخش در زمینههای بالینی و پژوهشی معرفی کرده و سپس آن را با سه رکن اصلی چارچوب «جهتگیری چندفرهنگی» ادغام میکند.
بخش اول به معرفی رواندرمانی وجودی-معنوی میپردازد و بررسی میکند که چگونه معنویت و دین با اگزیستانسیالیسم تلاقی میکنند و رابطه هر سه آنها با رواندرمانی، علائم روانشناختی، بهزیستی و شکوفایی انسان چیست.
بخش دوم، «روایت وجودی-معنوی» را بهعنوان نقشهراهی شرح میدهد که یک چارچوب فرآیندی ارائه کرده و ادغام نمادهای پویا و حساس به فرهنگ را معرفی میکند.
بخش سوم به مفهوم «آسودگی وجودی-معنوی» میپردازد و درمانگران را تشویق میکند تا نسبت به مضامین معنوی، به خودآگاهی برسند.
بخش چهارم، فرصتهای رایج وجودی-معنوی را شناسایی کرده و به متخصصان بالینی کمک میکند تا محتوای معنویِ نهفته در فرهنگ را تشخیص داده و با آن تعامل کنند.
بخش پنجم درباره «تواضع وجودی-معنوی» بحث میکند و رویکردی مبتنی بر «تخصصِ متواضعانه» را در هنگام مواجهه با مباحث معنوی ترویج میدهد.
📌 @Sohrabifar_Vahid
⚫️ عزاداری متفاوت علویان ترکیه برای امام حسین (ع)
احتمالا مربوط به سی سال پیش
🔗 @Sohrabifar_Vahid
به جهت تعطیلی استان قم این جلسه به زمان دیگری موکول شد.
Читать полностью…
کتاب جنبشهای نوین دینی و روح رمانتیک مدرنیته
انتشارات دانشگاه کمبریج، دسامبر 2025
چکیده
اگرچه جنبشهای نوین دینی (NRMs) بهعنوان پدیدههایی متنوع و منحصربهفرد توصیف میشوند، این اثر از رهیافت جامعهشناختی به تحلیل منطق فرهنگی زیربنای این تنوع ظاهری میپردازد. بخش ۱ نشان میدهد که NRMs بهطور اساسی تحت تأثیر ضدفرهنگ رمانتیک شکلگرفته حول دههٔ ۱۹۶۰ و نقد آن به دین نهادینه، صنایع مدرن، علم و سرمایهداری هستند. بخش ۲ نشان میدهد که چگونه این NRMsهای رمانتیک جریان اصلی غرب را در قرن بیست و یکم شکل دادهاند. بخشهای بعدی به نهادینهشدن معنویت عصر جدید در مراقبتهای بهداشتی و کسبوکار؛ رسانهایشدن نئوپگانیسم مدرن در فیلم، سریالهای تلویویونی و بازیهای آنلاین؛ و ظهور NRMs جدید در سیلیکون ولی میپردازند که حول فناوریهای رستگاری (واقعیت مجازی، هوش مصنوعی و زیستفناوری) شکل گرفتهاند. این اثر نتیجه میگیرد که روح رمانتیک NRMs – که زمانی به وضوح ضدفرهنگ بود – به تناقض به نیروی ایدئولوژیک محرکی تبدیل شده که اکنون ماشینهای نهادهای متأخر مدرن را تحکیم و تقویت میکند.
ترجمه با چت جی پی تی 5.2
📌 @Sohrabifar_Vahid
برای استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی در پژوهش باید دو مسئله مورد توجه باشد: 1. مسئولیت اثر 2. اِسناد اثر
اولی به صحت اطلاعات ارائه شده در اثر (اعم از درستی ارجاعات، دقت ترجمه، استناد دیدگاه ها به متفکران، دقیق بودن استدلال ها و ..) مربوط است. این بخش معمولا با بازخوانی دقیق نویسنده و همچنین استفاده *ابزاری* و *محدود* از هوش مصنوعی تامین می شود.
با این حال، مسئله ای که کمتر مورد توجه قرار می گیرد، بخش دوم یعنی اِسناد اثر است. آیا مجاز است که اثری که توسط هوش مصنوعی نوشته شده به یک انسان نسبت داده شود؟ در اینجا باید روشن کرد که اثر به دست آمده چقدر محصول نگارش نویسنده بوده و چقدر وامدار ابزاری چون هوش مصنوعی بوده است. از این رو، بیان نقش هوش مصنوعی در پژوهش هایی این چنینی -برای تامین شرط دوم- لازم است.
💢 @Sohrabifar_Vahid
⭕️ ذهن بی خانمان
🔗 @benjaminhardman
💢 @Sohrabifar_Vahid
جلسه دفاع رساله دکتری
نقد و بررسی دیدگاه راجر تریگ دربارۀ رابطۀ علم و دین
دانشجو: محسن انصاری
استاد راهنما: دکتر حسن قنبری
استادان مشاور: دکتر حسین صابری ورزنه
دکتر محمدرضا رجبی
اساتید داور: دکتر وحید سهرابی فر
دکتر ذاکری، دکتر دیباجی، دکتر شاکرین
زمان: شنبه ساعت 12:30
مکان: دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، سالن امام هادی (ع)
💢 @Sohrabifar_Vahid
2/3
تیلور در بررسی فرهنگ دوران معاصر، زمانهی ما را عصر اصالت مینامد، عصری که در آن انسانها از نوعی فردگرایی تبعیت میکنند که در آن ایدهآل زندگی بر اساس فهم، خواست و الگوهای درونی فرد -در برابر ایدههای تحمیلی از بیرون- شکل میگیرد. تیلور معتقد است که علی رغم نکات مثبت ایدهآل اصالت، باید از صورتهای معیوب اصالت که تصوری اتمیستی و انفرادی از انسان ارائه میدهد برحذر باشیم. سرشت، هویت و فهم انسان امری جمعی و گفتگویی است[9]. از نگاه او، دیگری، نه تنها نافی خویشتن من نیست بلکه میتواند به عنوان منبعی از الهام، زمینهساز غنیتر شدن زندگی من باشد[10].
بر این اساس، انسان بیخانمان برای رهایی از این وضعیت، میتواند نسبت به دیگری گشوده باشد و از راه گفتگو و مفاهمه افقهای جدیدی را بگشاید و در روندی آهسته و پیوسته بتواند خانه معنای جدیدی بسازد. السدیر مک اینتایر نیز دیدگاه مشابهی را مطرح میکند. از نظر او، انسان معاصر دچار چندپارگی و نسبیگرایی اخلاقی شده است. برای رهایی از این چندپارگی و ایجاد انسجام[11]، با توجه به اینکه انسانها موجوداتی روایی هستند، نیازمند حضور در دلِ یک روایت، یک سنت و یک اجتماعاند. این ایده مجددا اهمیت گفتگو و مواجهه با دیگریِ مهم[12] را برجسته میکند و به مایادآور میشود که حیاتِ انسانی ما در خلا و انزوا شکل نمیگیرد[13].
چه کنیم؟
در کنار پیشنهادهای پیشین مانند «الهیات استقرایی»، «گفتگو» و «تعلق بهیک سنت ویک روایت» چه چیزی میتوان به انسان سرگشته دوران معاصر گفت؟ انسانی که هر روز با اکتشافات جدید علمی، دچار شگفتی بیشتر میشود و آشنایی با فرهنگها و ایسمهای روزافزون، باعث حیرتاش میشود؟ در چنین فضایی، به پرسش «من کیستم و اینجا چه میکنم؟» چه پاسخی میتوان داد؟ و از آن مهمتر، چقدر میتوان به آن پاسخ اعتماد کرد و زندگی را بر اساسش بنا نهاد؟
نخستین مسئله شاید این باید باشد که یک واقعیت دشوار را بپذیریم و آن اینکه ما در دوران عدم قطعیت زندگی میکنیم. مرزهای روشن و اصول مسلم، امروزه کمتر یافت میشوند و ما باید بیاموزیم که با احتمالات و ابهامها زندگی کنیم. در جهان سنت کمتر افرادی بودند که چنین التفاتی داشتند و خود را محصور در چارچوبهای از پیش تعریف شده نمیدیدند. به طور مثال ابن عربی میگوید:
« مبادا به عقیدهی مخصوصی مقید شوی و به ماسوای آن کفر بورزی و رویگردان باشی که خیر کثیری از تو فوت میشود، بلکه علم به واقع از دست تو میرود، پس همچون هیولا[14] پذیرای همه صور معتقَدات باش، زیرا خداوند وسیعتر و عظیمتر از آن است که عقیدهای او را محصور کند، چنان که خود فرمود «فاینما تولوا فثم وجه الله» و جایی را از جایی جدا نکرد و وجه الله رایادآور شد و وجه شی حقیقت اوست.»[15]
🔻بیخانمانی انسان معاصر
✍وحید سهرابیفر
✔️ انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری با انبوهی از انتخابها، روایتها و نظامهای معنایی روبهروست؛ اما همین آزادی و تکثر، گاه او را از «خانه معنایی» مطمئنی که بتواند جهان و خویشتن را در آن بفهمد، محروم کرده است. وحید سهرابیفر با تکیه بر دیدگاههای پیتر برگر، چارلز تیلور و السدیر مکاینتایر، وضعیت «ذهن بیخانمان» انسان امروز را بررسی میکند و میپرسد در جهانی سرشار از عدمقطعیت، چگونه میتوان دوباره خانهای برای معنا ساخت؛ خانهای که نه بر جزمیت استوار باشد و نه بر انکار تجربههای جهان جدید.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/46353/
🆔 @Sohrabifar_Vahid
🆔 @dinonline
💠 چالش معنایابی در جهان مدرن
✍🏼 وحید سهرابی فر
💢 @Sohrabifar_Vahid
با این کد تخفیف
COUPON-E6F38
🔻معنای زندگی در جهان معاصر؛ چرا انسان امروز با بحران معنا روبهرو شده است؟
✍ وحید سهرابیفر
✔️چرا انسان امروز بیش از هر زمان دیگری درباره معنای زندگی پرسش میکند؟ آیا پیشرفت علم، گسترش فردگرایی و انفجار اطلاعات، یافتن معنا را دشوارتر کردهاند؟ وحید سهرابیفر در این یادداشت با نگاهی فلسفی نشان میدهد که مسئله اصلی انسان معاصر صرفاً فقدان معنا نیست، بلکه از دست رفتن انسجامی است که زمانی میان باورها، ارزشها و شیوه زندگی وجود داشت.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/46255/
🆔 @dinonline
💢 معنای زندگی در جهان معاصر؛ چرا انسان امروز با بحران معنا روبهرو شده است؟
1/2
✍🏼 وحید سهرابی فر
معنای زندگی یکی از مهمترین دغدغههای انسان معاصر است. برخی چون کامو[1] و کریچلی[2] آن را مهمترین مسئله/آغازگاه فلسفه دانستهاند و بسیاری نیز فارغ از تاملات نظری، فقدان یا دستکم ابهام امر مهمی را در چرخه زندگی خود احساس میکنند؛ امری که باید تامینکنندهی چارچوب، جهت گیری و معنای زندگی باشد.
چرا معنای زندگی به مسئله انسان معاصر تبدیل شد؟
اگر نگاهی به قرون اخیر کنیم، عوامل بسیاری را در برجستهسازی معنای زندگی خواهیم یافت. رشد نظریات علم تجربی یکی از مهمترین عواملی است که به دگرگونی جهان انسان انجامید. نظریات علمی هر کدام به تنهایی صرفا یک نظریه در شاخههای مختلفی چون زیستشناسی، فیزیک، اخترشناسی، زمینشناسی و .. بودند ولی هنگامی که آنها در کنار یکدیگر قرار میدهیم، تصویر جدیدی را -چون قطعات یک پازل- ایجاد میکنند.
این تصویر جدید با تصویر سنتی از جهان بسیار متفاوت است. در تصویر طبیعتگرایانه[3] جدید جهان لزوما غایتمند و حکیمانه نیست بلکه وضعیت فعلی محصول مکانیسمهایی چون فرگشت و دیگر قوانین طبیعی است. در این تصویر هدف و معنایی در پس رخدادها وجود ندارد. رشد نظریات علمی چالشهای دیگری چون جبرگرایی علمی را نیز پدید آورد، امری که از جهات دیگری معناداری زندگی را زیر سوال میبرد.
عوامل دیگری نیز در این میدان نقش آفرینی کردند. به طور مثال، رشد سرمایهداری -که اخلاق و ارزشهای ویژه خود را در جهان گسترش داد- از جمله عواملی بود که میتوانست زمینهساز تهی شدن و پوچی زندگی را فراهم آورد. از سوی دیگر، فجایع بزرگ قرن بیستم مانند دو جنگ جهانی باعث شد انسان با تامل عمیقتری در مورد معنا و غایت زندگی درنگ کنند و دغدغه معنای زندگی بیش از پیش برجسته شود.
انسجام؛ حلقه گمشده معنای زندگی
با این حال، چالشی که در این نوشته مد نظر است، از سنخ دیگری است: انسجام[4]. انسان برای اینکه زندگی را معنادار بیابد، نیازمند انسجام است. مراد از انسجام نوعی هماهنگی در بخشهای مختلف زندگی انسان است. گاهی انسجام به استمرار وجودی انسان در طول زمان اشاره دارد؛ به عنصر/عناصری که موجب میشود که فردی که در ده سال پیش تجاربی را از سرگذرانده و اکنون شرایط متفاوتی را تجربه میکند -و برای آینده خود نیز افقی را ترسیم میکند- همگی یک فرد محسوب شوند و هویت واحدی داشته باشند. انسجام در این فضا به معنای «استمرار زمانی من» است، امری که باعث میشود، گذشته، حال و آینده ما از یک ساختار منسجم تبعیت کند و اموری پراکنده و از همگسیخته و بیمعنا نباشد.
سطح دیگری از مسئله، انسجام در منظومه افکار ماست. ما انسانها برای زندگی معنادار نیازمند مجموعهای منسجم از باورها و ارزشها هستیم که بتوانیم بر اساس آنها جهتگیری زندگی را معین کنیم و برای زندگی اهداف و مقاصدی تعریف کنیم. تصمیمهای خرد و کلان زندگی ما بر اساس این جهتگیری و هدفگذاری تعیین میشوند.
عدم انسجام درونی باورها و ارزشها در درون انسان یا عدم سازگاری ارزشهای درونی و چارچوبهای بیرونی موجب نوعی ناسازگاری وجودی میشود. مانند کسی که در ارزشهای درونی خود جایگاه ویژهای برای همدلی، مراقبت و نوعدوستی قائل است ولی مجبور به کار در محیطی است که اساس آن بر رقابت خشن و حذف بیرحمانه دیگری بنا نهاده شده است.
بخشی از باورهای لازم برای زندگی معنادار به جهانی که در آن زندگی میکنیم مربوط است. ما انسانها نیازمند آن هستیم که کلانتصویری از جهانی که در آن زندگی میکنیم داشته باشیم. برخی ممکن است این تصویر را از دین به دست بیاورند، برخی از فلسفه و برخی هم از علم تجربی. فارغ از اینکه این تصویر از چه منبعی به دست بیاید، برای اینکه زندگی معنادار داشته باشیم، نیازمند آن هستیم که تصویری از جهان و مکانیسمهای آن داشته باشیم تا بتوانیم آن را پیشبینیپذیر کنیم و تعامل صحیحی با آن برقرار کنیم.
چالش مهمی که برای زندگی معنادار در جهان امروز وجود دارد این است که ما امروزه در معرض بمباران اطلاعات متنوع قرار داریم و به سادگی نمیتوانیم مجموعهای منسجم از باورها و ارزشها را برای ساختن یک زندگی معنادار به کار بگیریم. این در حالی است که معنایابی در جهان سنتی با چنین چالشی مواجه نبود.
چرا جهان سنتی یافتن معنا را آسانتر میکرد؟
در جهان سنتی انسان اساسا در دل جامعه تعریف میشد و شوون مختلف زندگی اعم از ارزشهای اخلاقی، باورهای اعتقادی، گاهی حتی اموری چون شغل، ازدواج و تحصیل و .. تابعی از چارچوبها، رسوم و باورهای اجتماع بود. در این جهان که ساختار بر عاملیت فردی غلبه داشت، پرسشهای بنیادین زندگی که سرچشمه یافتن معنای زندگی هستند نیز به روشنی توسط جهانبینی غالب پاسخ مییافت.
📌 @Sohrabifar_Vahid
📙رواندرمانی وجودی-معنوی (2026)
📌 @Sohrabifar_Vahid
💢 فرصت پسادکتری در زمینه دین پژوهی و الهیات
دانشگاه لوون بلژیک
فرصت ارسال مدارک تا پایان آگوست
به مدت سه سال همراه با حقوق مناسب و حمایت های جانبی
اطلاعات بیشتر
📌 @Sohrabifar_Vahid
💢در باب یک امضا
صحنه مبهم نیست، اگر از هیاهوها بدور باشیم. این یکی از بزرگترین پیروزی های ماست.
به کشور ما حمله شد.. برخلاف همه قوانین بین المللی به کشور ما حمله شد.. انسان های زیادی کشته شدند.. از زنان و مردان گرفته تا دخترکان و پسرکان.. از نظامی ها گرفته تا سیاستمداران.. همه ایرانی بودند و هیچ کس حق نداشت حتی به یکی از آنها تعرض کند. زیرساخت های بسیاری تخریب شدند، زیرساخت هایی که مربوط به ایرانیان بود و حتی یکی از آنها نباید آسیب می دید.
دشمن که قوی ترین ارتش تاریخ جهان را داشت، که قوی ترین رسانه های دنیا را داشت، که بزرگترین اقتصاد جهان را داشت و فراتر از چارچوب های بین المللی عمل می کرد، چه قصدی داشت؟ اینکه ایران را ویران کند.. اینکه آنرا تجزیه کند.. اینکه آن را به عصر حجر بازگرداند.. سرنوشت و همچنین ثروت آن را به دست بگیرد.. اینها گمانه زنی نیست.. اظهارات صریح رئیس جمهور متوهم آمریکاست. همه اینها را خواست و هیچکدام را نتوانست!
در نهایت، با پایمردی مردم، با رشادت نیروهای نظامی، با ذکاوت نیروهای دیپلماسی و در راس آنها، با تدبیر نظام سیاسی، ایران یک پیروزی بزرگ به دست آورد.. اینکه چنین ابرقدرتی در جنگی به قصد نابودی ایران، نهایتا مجبور شود پای چنین نوشته ای را امضا کند و امتیازات بزرگی را به ایران بدهد، صلابتی است که قرن ها از آن محروم بودیم. فارغ از این امتیازات، نفس امضای چنین تفاهمی پذیرش شکستی بزرگ برای دشمن است. شکستی که انعکاس آن را در رسانه های مختلف جهانی می توان دید.
این روزهای پر افتخار بر همه ایرانیان مبارک! بر همه آنهایی که در این جنگ قلبشان برای ایران تپید و اشک چشمانشان در حماسه خونین وطن جاری بود!
📌 @Sohrabifar_Vahid
✅ نشست علمی پژوهشکدۀ اخلاق و معنویت:
🌀 ملاحظاتی در باب الگوی عملی معنویت اسلامی
🎙ارائهدهنده:
👤 دکتر وحید سهرابیفر؛
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
✍️ دبیر علمی:
👤 دکتر محمدحسین کیانی؛
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی اهل بیت (ع)
🗓 زمان: چهارشنبه 10 دی 1404
⏰ ساعت: 8:30 تا 10:30
مکان: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی. طبقه 2. سالن شهید سلیمانی
🔗 لینک ورود به جلسه:
http://dte.bz/ethicsconf
🌐 لینک ثبتنام جهت اخذ گواهی شرکت در دوره:
https://events.isca.ac.ir/sama/11669
📌 @Sohrabifar_Vahid
How To Fix Your Attention Span (Before It's Too Late)
چگونه تمرکز خود را احیا کنیم؟
(مناسب ترجمه به فارسی)
📌 @Sohrabifar_Vahid
⭕️ بازنشر «نیاز به الهیات پساغزه»
در سایت خبرآنلاین
⭕️ @Sohrabifar_Vahid