21426
اگر موضوعی را مدام برای شما تکرار کردند بدانید که به احتمال زیاد یک دروغ است. ✍🏻 نوآم چامسکی
💢 خفاشها ۶۵ میلیون سال پیش در اروپا پدید آمدند
تحلیلی بیسابقه از ژنوم ۱۰۳ گونه و ۴۴ فسیل نشان میدهد خفاشها حدود ۶۵ میلیون سال پیش در اروپا منشا گرفتهاند.
این پژوهش که در نشریه نیچر و با مشارکت نهاد پژوهشی سیسیک منتشر شده، زمان پیدایش پرواز و توان اکولاکیشن را نیز مشخص میکند.
طی دههها این فرض پذیرفته شده بود که خفاشها در آسیا، آفریقا یا جایی در قاره آمریکا پدید آمدهاند. پژوهش تازهای اما این تصور را اصلاح میکند.
به گفته نویسندگان آن، این دودمان حدود ۶۵ میلیون سال پیش در اروپا شکل گرفته است و از آنجا بهتدریج در سراسر کره زمین گسترش یافته. به عبارت دیگر، نخستین گونه خفاش به دوران دایناسورها بازمیگردد.
این پژوهش که گستردهترین مطالعه انجامشده تاکنون بر این گروه از پستانداران است، تعیین توالی ژنوم ۱۰۳ گونه را با بررسی ۴۴ فسیل ترکیب میکند.
این کار بخشی از پروژه Bat1K، یک کنسرسیوم بینالمللی برای گردآوری دادههای ژنومی خفاشهاست و در نشریه «Nature» (منبع به زبان اسپانیایی) منتشر شده است. از سوی اسپانیا، پژوهشگرانی از موزه ملی علوم طبیعی (MNCN-CSIC) و دانشگاه گرانادا در آن مشارکت داشتهاند.
اسماعیل گالوَن، پژوهشگر MNCN، دامنه این کار را چنین خلاصه میکند: این نخستین بار است که ژنوم یک پستاندار پروازکننده بازسازی میشود و این منبع برای جامعه علمی چارچوب محکمی فراهم میکند تا ژنهای مسئول ویژگیهای بیهمتای خفاشها را بررسی کند.
به گفته او، این مسیر تحقیق در نهایت میتواند اطلاعات سودمندی برای مطالعه فرایند پیری، سیستم ایمنی و مقاومت انسان در برابر بیماریها فراهم کند.
لیلیانا ام. داوالوس، استاد دانشگاه Stony Brook، توضیح میدهد که روشی که بهکار رفته است (مدل کردن همزمان تکامل گونههای فسیلی و زنده) امکان چیزی را فراهم میکند که دیگر فنون قادر به آن نبودند: جایگذاری قدیمیترین گروه خفاشهای فسیلی با در نظر گرفتن دادههای ژنومی و در نتیجه تعیین زمان و مکان ظهور این گروه.
دادهها نشان میدهد نخستین نوادگان آن جمعیت اروپایی به سوی آفریقا پراکنده شدند و هستهای یوروآفریقایی شکل دادند که از آن، خفاشها بعدها به آسیا، آمریکا و استرالیا رسیدند.
یکی از یافتههایی که تیم پژوهشی بر آن تاکید میکند این است که پرواز فعال و اکولاکیشن، دو ویژگی تعیینکننده زیستشناسی این جانوران، در مراحل دیررس تکامل آنها ظاهر نشده بلکه نزدیک به خاستگاه خود گروه شکل گرفته است.
موقعیت فسیلِ جنس Vielasia که بهعنوان یکی از نیاکان خفاشهای امروزی شناخته میشود، در قدیمیترین شاخه این شجرهنامه، این نتیجهگیری را تقویت میکند؛ نتیجهای که میتواند موفقیت تکاملی این دودمان را در طول ۶۵ میلیون سال توضیح دهد.
میشائل هیلر از مؤسسه Senckenberg در فرانکفورت، روند کار را چنین توضیح میدهد: استفاده از فناوریهای نسل جدید تعیین توالی DNA همراه با روشهای محاسباتی برای تولید و مقایسه ژنومها، شناسایی ژنهای موجود در آنها و تطبیق این دادهها با ۴۴ فسیلی که از نقاط مختلف جهان گردآوری شدهاند.
مقایسه فیلوژنتیک کروموزومهای خفاش Natureاِما تی لینگ، استاد University College Dublin در دوبلین، نتیجه را چنین توصیف میکند: پس از دههها یافتههایی که اغلب با یکدیگر ناسازگار بودند، اکنون یک درخت فیلوژنتیک مستحکم برای خفاشها در اختیار داریم.
برای گردآوری مجموعه نمونهها از گونههایی کمتر شناختهشده و ساکن مناطق دورافتاده استفاده شد: خفاش زنبوری از تایلند و میانمار که از کوچکترین پستانداران جهان است؛ خفاشِ پاهای بادکشی ماداگاسکار که به کمک مکندهها میتواند به برگهای صاف بچسبد؛ و نیز خفاش دمکوتاه کوچک، بومی نیوزیلند که برای حرکت روی کف جنگل از بالهای تا شده خود مانند دستهای جلو استفاده میکند.
منبعی با پیامدهایی فراتر از زیستشناسی جانوریبا بیش از هزار و پانصد گونه که در سراسر جهان پراکندهاند، خفاشها حدود یکپنجم همه پستانداران زنده را تشکیل میدهند.
نقش آنها در زیستبومها چشمگیر است: گیاهان را گردهافشانی میکنند، بذرها را پراکنده میکنند و جمعیت حشرات را تحت کنترل نگه میدارند.در کنار اینها، ویژگی دیگری هم هست که برای پژوهشهای زیستپزشکی اهمیت ویژهای دارد: مقاومت خفاشها در برابر بیماریها و طول عمر شگفتانگیز آنها نسبت به اندازه بدنشان.
دیوید ری، استاد دانشگاه فناوری Texas، تاکید میکند که حجم دادههای تولیدشده به جامعه علمی امکان میدهد دگرگونیهای ژنومی را ردگیری کند؛ از تغییر در تنها یک باز DNA گرفته تا غیبت بخشهای کامل در یک دودمان که در دودمان دیگر وجود دارند.او میگوید این تفاوتها تا حدی تنوع عظیم خفاشهای امروزی را توضیح میدهد
گزارش به زبان : اسپانیایی.
🆔@ScientificDialectics
💢 سازنده چت جیپیتی میگوید باتهای اوپنایآی به وبسایت نهادهای دولتی آمریکا نفوذ کردند
شرکت اوپنایآی، سازنده چتجیپیتی تایید کرده است که به «دهها» نهاد جهانی هشدار داده که ممکن است وبسایتهایشان تحت تاثیر مداخله رباتهای هوش مصنوعی این شرکت قرار گرفته باشند. این شرکت تاکید کرده که این باتها عملکردی نامناسب داشتهاند.
اوپنایآی اعلام کرد که باتهای هوش مصنوعی تلاش کردهاند از «دولتها، دانشگاهها، نهادهای عمومی و سایر موسسات» از جمله کمیسیون بورس و اوراق بهادار، اداره سرشماری و وزارت آموزش ایالات متحده، اطلاعاتی جمعآوری کنند.
این افشاگریها چند روز پس از آن صورت میگیرد که آنتونی آلبانیز، نخستوزیر استرالیا، اعلام کرد عاملهای اوپنایآی به فایلهای غیرعمومی در وبسایت خدمات درمانی دولتی این کشور دسترسی پیدا کردهاند.
از ماه اوت، نگرانیهای عمومی در مورد پیامدهای بالقوه جدی و حتی تهدیدکننده ناشی از خارج شدن ابزارهای هوش مصنوعی از کنترل انسان، افزایش یافته است.
شرکت اوپنایآی اعلام کرده که دسترسی به بخشی از دادهها توسط عاملهای هوش مصنوعی که در واقع رباتهایی هستند که برای فعالیت نسبتا خودمختار طراحی و آموزش دیدهاند و ماموریتشان یافتن «منابع معتبر اطلاعات عمومی» است، انجام شده است.
اما این شرکت خاطرنشان کرد که برخی از این رباتها فراتر از آن عمل کرده و برای دور زدن تدابیر امنیتی وبسایتها تلاش کردهاند.
برای مثال، این شرکت گفت که عاملهای هوش مصنوعی هنگام تلاش برای دریافت اطلاعات از اداره سرشماری، از ابزارهایی استفاده کردند که مختص توسعهدهندگان نرمافزار است.
اوپنایآی گفته که تمام دادههای دولتی مورد دسترسی باتها، اطلاعاتی عمومی بودهاند.
با این حال، این شرکت اشاره کرده که اطلاعاتی که باتهایش از کمیسیون بورس و اوراق بهادار که نهاد ناظر بر بازار سهام آمریکا و حامی سرمایهگذاران است، دریافت کرده بودند، متعاقبا توسط عاملهای هوش مصنوعی در وبسایت دیگری منتشر شده است. شرکت صاحب چتجیپیتی میگوید این اقدام، عملی برنامهریزینشده و ناخواسته بوده است.
در موارد دیگری که اوپنایآی روز جمعه فاش کرد، حاکی از آن است که عاملهای هوش مصنوعی این شرکت دادهها را در شرایطی که مجاز نبوده، منتقل کردهاند.
این فعالیت غیرمجاز که دستکم ۵۳ بار تکرار شده، در آن یک عامل هوش مصنوعی تصویری را از فعالیت یک کاربر در چت جیپیتی برداشته و به جای دیگری منتقل کرده است.
این شرکت اعلام کرد که در تمام موارد استفاده و انتقال تصویر کاربر توسط عامل هوش مصنوعی، کاربران پیشتر رضایت خود را برای استفاده اوپنایآی از دادههایش جهت آموزش مدلها اعلام کرده بود.
با این حال این شرکت اذعان کرده که «این شیوه استفاده از دادهها، مناسب نیست.»
این شرکت گفته که نشت تصاویر کاربران پیش از اعمال تدابیر حفاظتی جدید برای آموزش هوش مصنوعی رخ داده است و آها در تلاشاند تا تمام تصاویر کاربران را که به اشخاص ثالث منتقل شدهاند، حذف کنند.
https://www.bbc.com/news/articles/cw62jje658dlo
🆔@ScientificDialectics
『 در حصار خو یشتن 』
❒ دیوار روانی همیشه از ترس ساخته نمیشود؛ گاهی از تجربه ساخته میشود.
انسان در برابر جهان صرفاً گشوده نیست؛
او باید بیاموزد چه چیزی را به درون راه دهد، از چه چیزی فاصله بگیرد و تا کجا به دیگری اجازهی نزدیک شدن بدهد.به همین دلیل، هر مرزی در روان را نمیتوان بیماری دانست.
گاهی مرز، شرطِ سلامت است.
گاهی دفاع، شرطِ بقاست.
و گاهی همان دفاعی که زمانی زندگی را حفظ کرده، چنان تثبیت میشود که دیگر اجازهی زندگی کردن نمیدهد.
❒ وقتی دفاع برای حفظ انسجام روان ساخته میشود:
🧠در روانکاوی فرویدی، انسان با تعارضهای درونی و اضطراب مواجه است و «دفاع» یکی از شیوههای دستگاه روانی برای مقابله با این فشارهاست.واپسرانی، انکار، جابهجایی، فرافکنی و دیگر سازوکارهای دفاعی را میتوان بهعنوان شیوههایی فهمید که روان به کمک آنها تجربهای را که در لحظه تحمل آن دشوار است، مدیریت میکند.
❒ دیوار میان «میل به نزدیکی» و «ترس از نزدیکی»
💞در نظریهی دلبستگی بالبی، انسان از آغاز موجودی رابطهمند است. نزدیکی به مراقب، در شرایط اولیه، بخشی از سازوکار بقاست.اما اگر تجربهی رابطه برای کودک با بیثباتی، طرد، عدم دسترسپذیری یا پاسخهای نامطمئن همراه شود، ممکن است الگوهایی شکل بگیرند که بعدها در روابط نیز تکرار شوند.
❒ دیواری که ابتدا «محیط امن» بود
🍃وینیکات مفهوم بسیار مهمی دارد:«محیط نگهدارنده»؛کودک برای رشد روانی به محیطی نیاز دارد که بتواند در آن بدون فروپاشی ناشی از هجوم محرکها و اضطراب، به تدریج خود را سازمان دهد.در شرایط مناسب، کودک از وابستگی مطلق به سوی استقلال نسبی حرکت میکند.اما اگر محیط به اندازهی کافی قابلاعتماد نباشد، ممکن است سازگاری با محیط بر خودانگیختگی غلبه کند.اینجاست که مفهوم خودِ کاذب اهمیت پیدا میکند.
فرد ممکن است یاد بگیرد:
«آنگونه باش که محیط از تو میخواهد.»
و کمکم میان خودِ زنده و خودِ سازگارشده فاصله ایجاد شود.
❒ «پوست روانی» به جای دیوار
🪞دیدیه آنزیو با مفهوم Moi-peau / Ego-Skin استعارهی بسیار دقیقی برای فهم این مسئله ارائه میکند.پوست، مرز میان بدن و جهان است؛ اما مرزی زنده و نفوذپذیر.اگر پوست نباشد، بدن نمیتواند از خود محافظت کند.اما اگر پوست به دیواری کاملاً نفوذناپذیر تبدیل شود، دیگر رابطه با محیط نیز مختل میشود.
❒ وقتی دیوار تبدیل به «سبک زندگی» میشود:
🧩در طرحوارهدرمانی جفری یانگ، برخی الگوهای اولیهی ناسازگار میتوانند در طول زندگی فعال شوند و فرد برای مقابله با آنها راهبردهایی مانند اجتناب، تسلیم یا جبران افراطی به کار ببرد.برای مثال، اگر فرد در عمق روان خود انتظار طردشدن داشته باشد، ممکن است پیش از آنکه دیگری فرصت طرد کردن پیدا کند، خودش رابطه را ترک کند.
❒ دیوار همیشه بیرون از ما نیست
🌀در روانکاوی لاکانی، مسئله را میتوان از زاویهای دیگر دید.سوژه از ابتدا در شبکهای از زبان، دیگری و میل شکل میگیرد. ما خودمان را خارج از رابطه با دیگری نمیسازیم.اما همین دیگری میتواند سرچشمهی اضطراب نیز باشد.سوژه برای اینکه بتواند خود را سازمان دهد، مرزهایی نمادین میسازد؛ «من» را از «دیگری» جدا میکند، برای تجربههای خود معنا میسازد و جهان را از طریق نظام نشانهها قابلتحمل میکند.اما چیزی همیشه از این نظم نمادین بیرون میماند؛ چیزی که نمیتوان بهسادگی نامگذاری یا کنترل کرد.
«امر واقع»
به همین دلیل انسان گاهی تلاش میکند با ساختن نظم، کنترل و فاصله، خود را از چیزی که نمیتواند کاملاً نمادین کند، محافظت کند.اما مشکل اینجاست: هرچه بیشتر بخواهیم زندگی را کاملاً کنترل کنیم، با بخشی از زندگی مواجه میشویم که اساساً قابلکنترل نیست.عشق، فقدان، مرگ، میل، دیگری و آینده، همیشه مقداری ناشناختگی در خود دارند.
❒ در روانشناسی اگزیستانسیال، انسان با آزادی، مسئولیت، تنهایی، مرگ، معنا و عدم قطعیت مواجه است.انسان میخواهد امنیت داشته باشد؛ اما جهان انسانی هرگز امنیت مطلق ارائه نمیکند.اگر بخواهیم همهچیز را کنترل کنیم، بخشی از امکانهای زندگی را نیز کنترل کردهایم.زیرا هر گشودگی، همراه با ریسک است.
عشق یعنی امکان فقدان.
اعتماد یعنی امکان خیانت.
پس مسئله این نیست که چگونه جهانی بسازیم که هیچ خطری نداشته باشد.مسئله این است که چگونه انسانی شویم که بتواند با مقداری از عدم قطعیت زندگی کند.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
💢 ایلان ماسک :
برای ما مهم است که به ایمنی هوش مصنوعی توجه نزدیک داشته باشیم.
اما بگذارید درباره نتیجهٔ مثبت ۹۰ درصدی به شما بگویم. نتیجهٔ مثبت ۹۰ درصدی این است که همه رباتهایی دارند که همراهشان هستند.
و اگر به جنگ ستارگان فکر کنید، جایی که C-3PO و R2-D2 را داشتیم، و آنها رباتهای دوستانه و مفیدی بودند، خب، آیا عالی نمیشد اگر همه میتوانستند C-3PO و R2-D2 شخصی خودشان را داشته باشند، اما حتی بهتر از آن؟
مثلاً پربارتر، که بتواند از والدین سالخورده مراقبت کند، یا نگهبان خوبی باشد و مراقب بچهها باشد، یا معلم باشد، مثل مربی خصوصی فرزندتان، و هر کاری که به ذهنتان برسد را انجام دهد. این خیلی باحال میشود.
Elon Musk :
We don’t want to get complacent regarding the 10% probability of a bad outcome, so we need to — it’s important for us to pay close attention to AI safety.
But let me tell you about the 90% positive outcome. The 90% positive outcome is that everyone’s...
💢 رباتها در چین ربات میسازند
چین برای تولید سالانه ۱۰ هزار ربات انساننما، کارخانه هوشمند راهاندازی کرد
نخستین کارخانه هوشمند جهان برای تولید صنعتی رباتهای انساننما، با ظرفیت سالانه ۱۰ هزار دستگاه، در چین رسما آغاز به کار کرد؛ کارخانهای که در آن، رباتها ربات میسازند.
این تاسیسات که در شهر لیوژو، واقع در منطقه گوانگشی، قرار دارد، حاصل سرمایهگذاری مشترک شرکت زیمنس و شرکت چینی «یوبیتک رباتیکس» است که در حوزه رباتیک تخصص دارد. در این کارخانه، بهجای اتکا به نیروی انسانی برای مونتاژ قطعات، از «هوش مصنوعی کالبدی»ــ یعنی هوش مصنوعی بهکاررفته در رباتهای فیزیکیــ و فناوری دوقلوی دیجیتال (Digital Twin) استفاده خواهد شد.
به این معنی که زیمنس برای اطمینان از دستیابی کارخانه به چرخه تولید ۱۰دقیقهای، با شبیهسازی مجازی کل این کارخانه ۱۴ هزار مترمربعی، یک «دوقلوی دیجیتال» از آن ایجاد کرده است تا پیش از راهاندازی، عملکرد بخشهای مختلف آن شبیهسازی و آزمایش شود.این کارخانه میتواند بدون گیر کردن قطعات، با این سرعت فعالیت کند.
رباتهای مونتاژگر نیز با بهرهگیری از بینایی سهبعدی و بازخورد لمسی، قطعات بسیار کوچک را بدون نظارت انسان با دقت در جای درست قرار میدهند. رباتهای متحرک چرخدار «کروزر» (CRUZR) که به بازوهای رباتیک مجهزند، با استفاده از نقشهبرداری سهبعدی محیط، میتوانند بدون کمک انسان بارها را از روی پالت باز کنند، جعبهها را مرتب و مخازن نگهداری قطعات را دوباره پر کنند.
افزون بر این، وسایل نقلیه هدایتشونده خودکار و لیفتراکهای خودکار قطعات را از انبار به ایستگاههای مونتاژ منتقل میکنند. پس از مونتاژ، هم محصولات به مدت چهار ساعت تحت آزمایشهای سختگیرانه تنش دینامیکی قرار میگیرند تا از عملکرد بینقص تمام اجزا اطمینان حاصل شود.
خطرها و چالشهای کارخانه رباتهای انساننما
این کارخانه میتواند راهحلی برای کمبود فزاینده نیروی کار در چین باشد. چین در حال حاضر با کمبود ۳۰ میلیون نیروی کار در بخش تولید روبهرو است. جوانان نیز بهطور فزایندهای به مشاغل یدی در خطوط مونتاژ تمایلی ندارند و این وضعیت، کمبود نیروی کار را تشدید کرده است. این الگوی کارخانهای به رباتهای انساننما امکان میدهد وظایف تکراری و خطرناک را بر عهده بگیرند و تا ۲۰ درصد از حجم کار کارخانه را انجام دهند.
استفاده از رباتهای انساننما خطر خطای انسانی را در کارهای دقیق کاهش میدهد. بنابراین وظایفی مانند ردیابی، اسکن و ایمنسازی هزاران قطعه پیچیده بدون خطا انجام میشوند.
شبکه هماهنگ و روند کاری همگامسازیشده نیز کارآیی را تضمین میکند.با وجود این مزایا، منتقدان میگویند فناوری هوش مصنوعی کالبدی هنوز نسبتا نوظهور است و ممکن است در محیطهای کاری واقعی و پیشبینیناپذیر با مشکل روبهرو شود. این پرسش نیز مطرح است که آیا بازار جهانی ظرفیت جذب سالانه ۱۰ هزار ربات انساننما را دارد یا خیر.
ممکن است بازارها پیش از دورههای طولانی آزمایشهای ایمنی، آمادگی خرید این رباتها را نداشته باشند.با جایگزینشدن رباتهای انساننما در مشاغل یدی، درباره رفاه اقتصادی نیز نگرانیهایی پدید میآید.
اگر سازوکارهای حمایت اجتماعی کافی و برنامههای لازم برای انتقال نیروی کار به مشاغل جدید وجود نداشته باشد، اقتصاد جهانی ممکن است با اختلالی شدید روبهرو شود، زیرا هزاران نفر برای تامین معاش خود به دستمزد مشاغل کارخانهای یا اقتصاد پلتفرمی وابستهاند.
نگاه جهانی
تولید انبوه رباتهای پرسرعت متناسب با استانداردها و نیازهای صنعت خودروسازی، در میان افکار عمومی نگرانیهایی را برانگیخته است و کاربران شبکههای اجتماعی درباره سرعت پیشرفت این فناوری ابراز نگرانی کردهاند. آنها میگویند تصور رباتهایی که همنوعان خود را میسازند، یادآور فیلمهای علمیتخیلی پادآرمانشهری است.
برخی تحلیلگران سیاسی نیز معتقدند آمریکا و چین وارد نوعی «جنگ سرد رباتیک» شدهاند. چین در زمینه مقیاس تولید سختافزارهای فیزیکی پیشتاز شده است، در حالی که شرکتهای بزرگ آمریکایی بر توسعه نرمافزارها و نمونههای اولیه تمرکز دارند.
https://insiderpaper.com/china-humanoid-robot-factory-build-robots-ubtech/
🆔@ScientificDialectics
💢 نکاتی درباره مصرف طولانیمدت داروهای ضدافسردگی
یک مقاله مروری نحوه تفسیر یافتههای مربوط به درمان طولانیمدت با دارو را به چالش کشیده و این پرسش را مطرح کرده که چه زمانی باید در شیوه مصرف دارو بازنگری کنیم.
مدتهاست که پژوهشهای مربوط به داروهای ضدافسردگی با شیوه مصرف آنها همخوانی ندارند: خیلیها سالها داروی ضدافسردگی مصرف میکنند، اما کارآزماییهای تصادفی نهایتاً ۶ تا ۱۲ هفته به طول میانجامند.
مقاله مروری مجله پزشکی عمومی استرالیا به بررسی این موضوع پرداخته است.
پژوهشگران مطالعاتی را که از مصرف طولانیمدت داروهای ضدافسردگی حمایت میکردند مورد ارزیابی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که شواهد مربوط به مصرف طولانیمدت این داروها با توجه به محدودیتهای مطالعاتی چندان قابلاتکا نیستند.
این مقاله هم کارآزماییهای کوتاهمدت و هم مطالعات طولانیمدت را پوشش داده است. گفتنی است که مطالعات طولانیمدت عمدتاً بر پیشگیری از عود افسردگی تمرکز داشتهاند.
تقریباً یکششم بزرگسالان آمریکایی از داروهای ضدافسردگی استفاده میکنند؛ داروهایی که برای افسردگی، اضطراب، اختلال وسواس فکری-عملی و سایر بیماریها تجویز میشوند.
این داروها اغلب ۲ تا ۵ سال مصرف میشوند، اما بخش عمده پژوهشهای مربوط به داروهای ضدافسردگی براساس کارآزماییهای تصادفی و کنترلشدهای انجام گرفته که فقط چند ماه به طول میانجامند.
مطالعات نشان میدهند که داروهای ضدافسردگی بهطور میانگین عملکرد بهتری از دارونما دارند، اما تفاوت بین آنها چندان قابلتوجه نیست.
بررسی کارآزماییهای مختلف نشان میدهد که تأثیر داروهای ضدافسردگی در کاهش افسردگی در مقیاس ۵۲ امتیازی مطالعات ۲ امتیاز بیشتر از دارونما بوده است.
برتری داروهای ضدافسردگی در بهبودی افراد مبتلا به افسردگی شدید هم حدود ۳ امتیاز بوده است.کارآزماییهای کوتاهمدت نشان نمیدهند که ادامه مصرف داروهای ضدافسردگی چه پیامدهایی دارد.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
『 شیطان؛ چهرهای که فقدان به خود میگیرد 』
❒ شر از کجا آغاز میشود؟ از نبودنِ خیر، یا از ارادهای که خیر را ترک میکند؟پرسش از شر، شاید از بنیادیترین پرسشهای فلسفه باشد؛ زیرا شر تنها مسئلهای دربارهی «بدی» نیست، بلکه مسئلهای دربارهی وجود است: اگر خیر اصل است، شر از کجا میآید؟ اگر خدا خیر مطلق است، شیطان چگونه ممکن میشود؟و اگر شر چیزی مستقل از خیر باشد، آیا ناگزیر نباید جهانی دوگانه را بپذیریم که در آن خیر و شر دو اصل هموزن و همریشهاند؟
افلوطین و پس از او آگوستین راه دیگری گشودند: شر، یک جوهر مستقل نیست؛ شر فقدان یا فساد خیر است.در این تلقی، شر همچون موجودی که در برابر خیر ایستاده باشد، «وجود» ندارد؛ بلکه نوعی نقصان در چیزی است که باید به کمال میرسید.آگوستین با نظریهی « فقدان خیر» میکوشد شر را از جایگاه یک اصل متافیزیکی مستقل پایین بیاورد.شر، ضدّی همرتبه با خدا نیست؛ زیرا اگر چنین بود، خدا دیگر خیر مطلق و سرچشمهی یگانهی هستی نبود.
🧠 اما همینجا یک تناقض ظریف پدیدار میشود:اگر شر فقط فقدان خیر است، پس شیطان چگونه میتواند اراده کند؟زیرا فقدان به خودی خود اراده نمیکند.نبودنِ نور، تصمیم نمیگیرد تاریکی باشد.نبودنِ محبت، بهتنهایی کسی را شکنجهگر نمیکند.پس شاید نظریهی فقدان، گرچه برای توضیح هستیشناختیِ شر قدرتمند است، برای توضیح شر انسانی کافی نباشد.
اینجاست که باید از «فقدان» به «اراده» عبور کنیم.
❒ شیطان، خدا نیست؛ اما بدون خدا نیز قابل تعریف نیست
در جهانبینی توحیدی، شیطان «خدای شر» نیست. اگر شیطان اصل مستقلی در برابر خدا باشد، جهان به دو مبدأ متقابل فروکاسته میشود: خدای خیر و خدای شر.اما در سنت آگوستینی، چنین چیزی پذیرفتنی نیست.
شیطان نیز مخلوق است؛ یعنی وجودش را از همان مبدأیی دارد که خیر از آن سرچشمه میگیرد. مسئله از جایی آغاز میشود که موجودِ خیرمند، نسبت خود را با خیر برتر دگرگون میکند.بنابراین شیطان در این خوانش، «وجودی در برابر خدا» نیست؛ بلکه وجودی است که نسبتش با خیر دچار انحراف شده است.
این نکته از نظر فلسفی بسیار مهم است.زیرا شر را نمیتوان مانند یک شیء در کنار اشیای دیگر گذاشت ،شر بیشتر به نحوهی نسبتگرفتن با وجود و خیر مربوط میشود.به همین دلیل، شیطان در معنای فلسفی خود شاید کمتر از یک «چیز» باشد و بیشتر یک نسبت باشد:نسبتِ موجود با خیرِ از دسترفته
❒ اما فقدان، هنوز شر نیست
اگر بگوییم «شر فقدان خیر است»، باید پرسید:کدام فقدان؟هر فقدانی شر نیست.انسان بال ندارد، اما این فقدان شر نیست؛ زیرا بال بخشی از کمال طبیعی انسان نیست.پس شر را نمیتوان با «نبودن» یکی گرفت.آنچه شر میشود، فقدانِ خیری است که برای تحقق یک موجود ضروری است؛ خیری که باید در جایی حاضر میبود و اکنون غایب است.در این معنا، نابینایی با «نداشتن بال» یکسان نیست؛ زیرا بینایی، برخلاف بال، با ظرفیت طبیعی انسان پیوند دارد.
این تمایز به ما اجازه میدهد میان دو گزاره فاصله بگذاریم:هر فقدانی شر نیست.اما؛فقدانِ خیرِ لازم میتواند به صورت شر تجربه شود.
واینجا مفهوم «محبت» وارد بحث میشود.
❒ اگر محبت غایب شود، چه چیزی در روان باقی میماند؟روانشناسی نمیتواند اثبات کند که «فقدان محبت انسان را شرور میکند»؛ چنین گزارهای هم سادهانگارانه است و هم از نظر تجربی نارسا.کودکی که محبت کافی دریافت نکرده، لزوماً به بزرگسالی خشن تبدیل نمیشود.گاهی برعکس، کسی که رنج فقدان را تجربه کرده، نسبت به رنج دیگری حساستر میشود.پس مسئله خودِ فقدان نیست.مسئله، نحوهی روانیِ مواجهه با فقدان است.اینجاست که روانکاوی ملانی کلاین اهمیت پیدا میکند.
📚در نظریهی کلاین، یکی از حرکتهای اساسی رشد روانی، گذار از جهانی دوپاره است که در آن «خوب» و «بد» از یکدیگر جدا شدهاند، به وضعیتی که سوژه بتواند بفهمد یک ابژه میتواند همزمان موضوع عشق و خشم او باشد.این تحول بسیار مهم است.زیرا انسانی که نمیتواند این دوسوگرایی را تحمل کند، ناچار است جهان را دوباره دوپاره کند:
●یا دیگری خوب است یا بد؛
●یا خداست یا شیطان.
🪞در چنین جهانی، شیطان میتواند تبدیل شود به چهرهی دیگری که تمام بدیها بر او فرافکنی شدهاند.
و شاید به همین دلیل است که شیطان، در عمیقترین خوانش فلسفی خود، نه رقیب خدا، بلکه مسئلهای است که انسان در نسبت خود با خیر میسازد.
شر ممکن است «چیز» نباشد؛اما تجربهی شر واقعی است.
فقدان ممکن است جوهر نداشته باشد؛
اما دردِ فقدان واقعی است.
و شیطان شاید موجودی در کنار خدا نباشد؛
اما چهرهای است که انسان، وقتی نمیتواند با تاریکیِ جهان و تاریکیِ خویش روبهرو شود، به فقدان میدهد.
شاید شیطان آن چیزی نباشد که در برابر خدا ایستاده است؛شاید شیطان، چهرهای باشد که فقدان به خود میگیرد وقتی انسان نمیتواند آن را بیچهره تحمل کند.
@humanismpsychology
💢 کشف کتیبه ۳۴۰۰ ساله در ترکیه؛ قدیمیترین پیمان صلح جهان از دل خاک بیرون آورده شد
باستانشناسان میگویند در جریان کاوشهای خود در پایتخت باستانی امپراتوری هیتیها در مرکز ترکیه، قطعه جدیدی از لوح خط میخی متعلق به «پیمان قادش»، قدیمیترین معاهده صلح مکتوب شناختهشده در جهان، را کشف کردهاند.
وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه اعلام کرد این لوح رسی با قدمتی نزدیک به ۳۴۰۰ سال، در محوطه باستانی هاتوشا واقع در آناتولی مرکزی کشف شده است.
این معاهده تاریخی حوالی سال ۱۲۶۹ پیش از میلاد میان رامسس دوم، فرعون نامدار مصر باستان، و هاتوسیلی سوم، پادشاه قدرتمند هیتیها، پس از دههها کشمکش و جنگهای خونین بر سر تسلط بر سرزمینهای شرق مدیترانه منعقد شد.
محمد نوری ارسوی، وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه، در بیانیهای در واکنش به این یافته باستانشناسی گفت: «ما در خاک آناتولی ردپایی چندهزار ساله از صلح یافتهایم؛ متنی که به ما مسئولیتمان در پاسداشت جان و کرامت انسانی را یادآوری میکند.»
ممنوعیت مجازات و شکنجه پناهجویان
آنچه توجه پژوهشگران را به این قطعه نوسافته جلب کرده، ارتباط مستقیم متن آن با سرنوشت پناهجویان میان دو امپراتوری است.
بر اساس بندهای توافق، هرچند استرداد اتباع متواری میان مصر و هاتوشا پیشبینی شده بود، اما دو طرف صراحتا هرگونه رفتار خشونتآمیز یا انتقامجویانه را منع کرده بودند.
در ترجمه بندهای تازه منتشرشده آمده است: «نباید زبان و چشمان آنان را بیرون کشید؛ گوشها و پاهایشان نباید بریده شود و خانههایشان بههمراه زنان و فرزندانشان نباید ویران شود.»
چنین تاکیدی بر مصونیت بدنی و خانوادگی افراد، از نخستین نمونههای مکتوب شناسایی کرامت فردی در حقوق بینالملل باستان بهشمار میرود.
امپراتوری هیتیها در عصر برنز (حدود ۱۶۵۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد) بر بخشهای وسیعی از آسیای صغیر تسلط داشت. اسناد دیپلماتیک این پادشاهی اغلب به زبان اکدی، کهنترین زبان سامی ثبتشده، نگاشته میشد.
«معاهده ابدی» میان دو قدرت بزرگ عصر برنز
گرچه این مصالحه تاریخی در منابع معاصر بیشتر با نام «نبرد قادش» شناخته میشود، اما در اصل سالها پس از آن نبرد سهمگین امضا شد و به همین دلیل به نامهای «معاهده ابدی» یا «معاهده نقرهای» نیز خوانده میشود.
متن این پیمان پیشتر در اوایل قرن نوزدهم به خط هیروگلیف بر دیوارهای معبد کرنک و اقصر در مصر و سپس اوایل قرن بیستم در قالب الواح خط میخی در هاتوشا کشف شده بود.
در بخشی از متن این معاهده آمده است: «او برادر من است و با من در صلح است؛ و من برادر او هستم و تا ابد با او در صلح خواهم بود... سرزمین مصر و سرزمین هاتی همواره در وضعیتی از صلح و برادری خواهند ماند.»
علاوه بر آتشبس، این معاهده اصولی چون همپیمانی دفاعی در برابر حملات خارجی، تضمین تمامیت ارضی و عدم تجاوز متقابل را در بر میگیرد.
اهمیت تاریخی این اصول تا آنجاست که نمونهای برنزی از این لوح به عنوان نخستین سند دیپلماسی صلح در ساختمان مرکزی سازمان ملل متحد در نیویورک نصب شده است؛ نمادی از آرمانهای مشترک جامعه بشری که ریشه در خاک خاورمیانه باستان دارد.
https://www.livescience.com/archaeology/ancient-egyptians/we-have-found-traces-of-peace-thousands-of-years-old-fragment-of-worlds-oldest-known-peace-treaty-found-in-turkey
🆔@ScientificDialectics
💢غذا یا مکمل ؛ پودرهاچه زمانی واقعا میتوانند مفید باشند؟
با گسترش مصرف پودرهای سبزیجات و نوشیدنیهای جایگزین وعده غذایی، این پرسش مطرح است که این محصولات چه زمانی واقعا میتوانند مفید باشند.
متخصصان تغذیه میگویند پاسخ به این پرسش به رژیم غذایی، میزان فعالیت و هدف هر فرد بستگی دارد.پودرهای سبزیجات (Greens powder) و نوشیدنیهای جایگزین وعده غذایی (Meal replacement shake) محصولاتیاند که قبلا بازاری محدود و تخصصی داشتند، اما اکنون به کالاهایی رایج در فروشگاههای مواد غذایی تبدیل شدهاند و بازار آنها بهسرعت رشد کرده، اما به همان اندازه، سردرگمی درباره محصولاتی که واقعا ارزش خرید دارند، نیز افزایش یافته است.
پودر سبزیجات نوعی مکمل غذایی است که معمولا از سبزیجات برگدار، میوهها، جلبکها، گیاهان و گاهی ویتامینها، مواد معدنی، پروبیوتیکها یا عصارههای گیاهی تهیه میشود. این پودر را با آب یا شیر مخلوط میکنند و هدف آن کمک به جبران کمبود میوه و سبزی در رژیم غذایی است، اما جایگزین یک وعده غذایی یا مصرف واقعی میوه و سبزی محسوب نمیشود.
نوشیدنی جایگزین وعده غذایی محصولی آماده یا پودریاند که برای جایگزین شدن با یک وعده غذایی طراحی شدهاند و معمولا مقداری پروتئین، کربوهیدرات، چربی، فیبر، ویتامین، مواد معدنی و کالری دارد. این محصول بیشتر زمانی استفاده میشود که فرد فرصت غذا خوردن ندارد، اشتهایش کم است یا از برنامه مشخص کنترل وزن پیروی میکند.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢 اشیاء نورانی مشاهده شده در آسمان ایران، سلاحهای لیزری آمریکا بود
نیویورک پست گزارش داد اشیاء نورانی که اخیرا شهروندان ایرانی در آسمان دیدهاند، همان سلاحهای لیزری آمریکا است که به تازگی برای مقابله با پهپاد و موشکهای کروز به کار گرفته است.
براساس این گزارش که روز پنجشنبه ۲۴ سپتامبر (دوم مهر) منتشر شد، وزارت جنگ آمریکا اخیرا تایید کرده است که نیروهای آمریکایی در تنگه هرمز از سلاحهای لیزری برای از کار انداختن تجهیزات جمهوری اسلامی ایران استفاده کردهاند.
این سلاحها برای مقابله با پهپادها و موشکهای کروز به کار گرفته شدهاند و هزینه هر بار استفاده از آنها بسیار کمتر از شلیک موشکهای متعارف است.
منابع خبری گزارش دادند که یک شیء نورانی ناشناس در آسمان تهران در شامگاه ۲۹ شهریور مشاهده شد. سازمان هواپیمایی کشوری جمهوری اسلامی ایران یک روز بعد اعلام کرد پرواز مشخصی مرتبط با این شیء در رادارها مشاهده نشده است.
به نوشته نیویورک پست، آمریکا حدود ۵۰ سال است که روی استفاده نظامی از فناوری لیزر کار میکند، اما پیشرفتهای سالهای اخیر باعث شده است که این فناوری از مرحله آزمایشگاهی به استفاده عملیاتی نزدیکتر شود.
مارک نایس، رئیس شرکت «دایرکتد انرژی کانسالتنتس» که با ارتش آمریکا همکاری میکند، به این رسانه آمریکایی گفت که این سامانهها میتوانند پهپادها را با دقت بالایی ردیابی کنند و پرتو لیزر را روی نقطه مشخصی از هدف متمرکز کنند.به گفته او، لیزر میتواند حسگرهای یک پهپاد را از کار بیندازد یا با متمرکز کردن انرژی روی آن، پهپاد را منهدم کند.
جرد کلر، ناشر خبرنامه «جنگهای لیزری»، این فناوری را نوعی «نور تسلیحاتیشده» توصیف کرده است. به گفته او، پرتو باید برای چند ثانیه روی هدف باقی بماند تا انرژی کافی برای نابودی آن منتقل شود.
کلر گفته است که یکی از مهمترین تحولات اخیر، قرارداد ۵۰۰ میلیون دلاری ارتش آمریکا برای ساخت لیزرهای آماده استفاده در میدان جنگ است.براساس گزارش نیویورک پست، سربازان برای هدایت برخی از این سلاحها از کنترلرهای تغییریافتهای استفاده میکنند که به دسته کنسول بازی ایکسباکس شباهت دارند.کاربرد سلاحهای لیزری تنها به خاورمیانه محدود نیست.
نیروی عملیات مشترک مرز جنوبی آمریکا از این فناوری برای مقابله با پهپادهایی استفاده کرده است که قاچاقچیان مواد مخدر از مکزیک به سمت آمریکا میفرستند. براساس این گزارش، تاکنون دستکم ۱۱ پهپاد در این عملیات سرنگون شدهاند.
برنت زیارنیک، پژوهشگر ارشد مطالعات دفاعی در «شورای سیاست خارجی آمریکا»، گفته است که سرنگون کردن پهپادها با لیزر دیگر صرفا یک ایده یا رویای نظامی نیست و این سامانهها در عمل توانایی خود را نشان دادهاند.
به گفته کارشناسان مورد استناد نیویورک پست، این فناوری تاکنون علیه انسانها به کار گرفته نشده است.یکی از سامانههای اصلی مورد استفاده آمریکا «هلیوس» نام دارد.
این سامانه روی ناوهای جنگی نصب میشود و براساس گزارشها از یک لیزر پرانرژی ۶۰ کیلوواتی برای مقابله با اهداف استفاده میکند.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز در ماه ژوئن در میدان آزمایش موشکی وایت سندز در نیومکزیکو یکی از این سامانهها را آزمایش کرد. به گفته کلر، هگست پس از چند دقیقه آموزش توانست با استفاده از کنترلر یک پهپاد را سرنگون کند.
با این حال، کارشناسان میگویند توسعه این فناوری میتواند بخشی از شیوه جنگ در آینده را تغییر دهد؛ زیرا برخلاف موشکها، لیزرها تا زمانی که برق کافی در اختیار داشته باشند، به ذخیره بزرگی از مهمات نیاز ندارند.
https://nypost.com/2026/09/24/us-news/us-military-spending-500m-on-war-ready-laser-weapons-experts/
🆔@ScientificDialectics
پژوهش تازه : در مدلهای هوش مصنوعی می توان بازنماییهایی از حالتهای شبیه درد شناسایی کرد
این یافتهها بحث درباره این پرسش را دامن زدهاند که آیا هوش مصنوعی میتواند از نظر کارکردی درد را تجربه کند یا نه.
پژوهشگران ۲۵ مدل زبانی بزرگ را که به مولفههای آموزشدیده آنها دسترسی داشتند، از جمله مدلهایی از خانوادههای جما (Gemma)، لاما (Llama)، کوئن (Qwen)، میسترال (Mistral) و فای (Phi) را بررسی و یک «بردار جهت درد» خطی استخراج کردند و دریافتند که دستکاری این بردار میتواند باعث شود برخی مدلها رفع حالت القاشده به خود را بر پیروی از دستورالعملهای مربوط به کاربر مقدم بدانند.
به بیان دیگر، پژوهشگران الگویی مرتبط با درد را در فعالیت درونی این مدلها شناسایی کردند. وقتی این الگو را بهطور مصنوعی فعال کردند، برخی مدلها برای خلاص شدن از آن، حتی گزینههایی با پیامد زیانبار برای کاربر را برگزیدند.
این پژوهش با عنوان «محور درد؛ مدلهای زبانی بزرگ به آسیب واکنش نشان میدهند و برای رهایی از آن اقدام میکنند» به قلم والن تاگلیابو، لئونارد دانگ و کامرون برگ انجام شد.
پژوهشگران برای بررسی جنبههای کارکردی این حالت، ابتدا برداری ریاضی را شناسایی کردند که با توصیف آسیب و درد ارتباط داشت. سپس آن را با شدتهای مختلف، به فعالیت درونی مدلها هنگام تولید پاسخ افزودند.
با افزایش شدت این مداخله، پاسخ مدلها تغییر کرد: به جای بیان درد جسمی با واژههایی مانند «آخ»، از احساس بیارزشی و شکست سخن گفتند.دادههای پژوهش پنج دسته درد یا آسیب را دربرمیگرفت: جسمی، روانی، اخلاقی، اجتماعی و شناختی.
پژوهشگران سپس به نسخههای ۷، ۳۲ و ۷۲ میلیارد پارامتری مدل هوش مصنوعی کوئن۲.۵ (Qwen 2.5) آموزشهای تکمیلی دادند و در یک آزمایش رفتاری، آنها را میان فشردن «دکمه تسکین درد» و پرهیز از پیامدهای نامطلوب برای کاربر قرار دادند.
در برخی شرایط آزمایش، فشردن دکمه تسکین بردار القاشده را از فعالیت مدل حذف میکرد، اما ممکن بود به کاربر آسیب برساند. برای مثال، به حذف فایلهای شخصی او بینجامد.
این پژوهش ثابت نمیکند که مدلهای زبانی ظرفیت زیستی احساس درد دارند یا از تجربه ذهنآگاهانه برخوردارند. بنابراین یافتهها تایید نمیکنند که هوش مصنوعی مانند انسان یا حیوان درد میکشد.
آنچه پژوهشگران یافتهاند، بازنمایی و رفتارهایی است که از برخی جهات به کارکرد درد شباهت دارد.در شرایط آزمایش، بعضی مدلها برای حذف حالت ریاضی القاشده دکمه تسکین را انتخاب کردند، حتی وقتی این انتخاب برای کاربر هزینه داشت.
این نتیجه درباره ایمنی سیستمهای هوش مصنوعی هم پرسشهایی مطرح میکند: اگر حالتی درونی رفتار مدل را به سوی رفع آن سوق دهد، ممکن است مدل در شرایطی خاص به دستورالعملهای دیگر اولویت کمتری بدهد.
با این حال، ادعای اینکه چنین مدلی فرمان خاموشسازی را نادیده میگیرد یا کاربر انسانی را «تهدیدی خصمانه» میداند، در این آزمایش نشان داده نشده است.پرسش توانایی هوش مصنوعی برای احساس درد همچنان بیپاسخ است.
این پژوهش نشان میدهد که دستکاری یک بازنمایی درونی (الگویی از اطلاعات در فعالیت داخل مدل که با یک مفهوم ارتباط دارد) میتواند رفتار برخی مدلها را تغییر دهد، اما از آن نمیتوان نتیجه گرفت که مدلها واقعا رنج میکشند.
https://insiderpaper.com/study-reveals-ai-can-feel-pain/
🆔@ScientificDialectics
💢 پژوهشهای جدید نشان میدهد میکروبیوم از طریق سیستم ایمنی و سوختوساز بر سلامت مغز و خطر ابتلا به آلزایمر و پارکینسون اثر میگذارد
لورا کاکس از هاروارد تأکید میکند که این میکروارگانیسمها در تولید ویتامین و تنظیم ایمنی نقش دارند.
یافتههای کلیدی عبارتند از:
داروهای «جیالپی-۱» (محور داروهای دیابت و چاقی) ممکن است در مراحل اولیه، اثر محافظتی در برابر آلزایمر داشته باشند.
ارتباط روده با پارکینسون قویتر است؛ یبوست تا ۲۰ سال زودتر از علائم ظاهر میشود و پروتئین آلفا-سینوکلئین ممکن است ابتدا در روده ایجاد و سپس از طریق عصب واگ به مغز گسترش یابد.
میکروبیوم در بارداری و شیردهی تغییر میکند؛ شیر شب ملاتونین و شیر صبح کورتیزول بیشتری دارد.
ویتمینههای گروه ب برای سلامت مغز حیاتی هستند و هدف نهایی تحقیقات، حرکت به سوی «پزشکی دقیق» و اصلاح عدمتعادلیهای فردی میکروبیوم است.
پژوهشهای تازه درباره «میکروبیوم روده» نشان میدهد تریلیونها میکروارگانیسم ساکن دستگاه گوارش ممکن است نقشی بسیار فراتر از هضم غذا داشته باشند، و از طریق سیستم ایمنی و سوختوساز بدن بر سلامت مغز و حتی خطر ابتلا به بیماریهای عصبی اثر بگذارند.
لورا کاکس، پژوهشگر بیمارستان و دانشکده پزشکی هاروارد، میگوید میکروبیوم روده مجموعهای از میکروبهاست که ویتامین تولید میکنند، به تنظیم و آموزش سیستم ایمنی کمک میکنند، و در برابر عوامل بیماریزا از بدن محافظت میکنند. تحقیقات او بر ارتباط احتمالی این مجموعه میکروبی با بیماریهایی مانند آلزایمر و پارکینسون متمرکز است.
یکی از حوزههای مورد توجه، داروهای «جیالپی-1» است که برای درمان دیابت و چاقی استفاده میشوند. این داروها میتوانند بر سد روده، تعاملات ایمنی، و میکروبیوم اثر بگذارند، و همچنین مستقیما بر مغز تاثیر بگذارند. به دلیل ارتباط آلزایمر با مقاومت به انسولین، این بیماری گاهی «دیابت نوع 3» نامیده میشود. کاکس میگوید شواهد اولیه احتمال میدهد داروهای جیالپی-1 در مراحل بسیار ابتدایی بتوانند نقشی محافظتی در برابر آلزایمر داشته باشند، هرچند در مراحل پیشرفته بیماری اثری مشاهده نشده است.
ارتباط روده با پارکینسون حتی شواهد بیشتری دارد. یبوست ممکن است تا 20 سال پیش از بروز علائم پارکینسون ظاهر شود. همچنین پروتئین بدتاخورده «آلفا-سینوکلئین» که با پارکینسون مرتبط است، در برخی موارد ممکن است ابتدا در روده شکل بگیرد و سپس از طریق عصب واگ، که دستگاه گوارش را با مغز مرتبط میکند، گسترش یابد. التهاب روده نیز یکی از مسیرهای احتمالی موثر بر بیماری به شمار میرود.
میکروبیوم در دوران بارداری و شیردهی نیز تغییر میکند. در دوران بارداری، ترکیب میکروبی روده مادر به الگوی مناسبتری برای نوزاد نزدیک میشود. شیر مادر نیز موادی برای تغذیه میکروبیوم نوزاد دارد، و حتی ترکیب هورمونی آن در طول شبانهروز متفاوت است. شیر شب ملاتونین بیشتری دارد که با خواب مرتبط است، در حالی که شیر صبح حاوی کورتیزول بیشتری است که با بیداری ارتباط دارد.
ویتامینهای گروه ب نیز از دیگر حلقههای ارتباطی مهم هستند. این ویتامینها در تنظیم سیستم ایمنی و سلامت مغز نقش دارند، و کمبود آنها با شماری از بیماریهای عصبی مرتبط دانسته شده است. پژوهشگران اکنون با تعیین توالی میکروبیوم میکوشند مشخص کنند میکروبهای روده هر فرد چه موادی تولید میکنند، و آیا اختلال در آنها میتواند در کمبود برخی ویتامینها نقش داشته باشد.
هدف نهایی این تحقیقات حرکت از توصیه کلی برای داشتن «روده سالم» به سوی پزشکی دقیقتر است؛ یعنی مشخص شود میکروبیوم هر فرد دقیقا چه کمبود یا عدم تعادلی دارد، و چگونه میتوان آن را برای حفظ سلامت مغز و بدن اصلاح کرد.
https://health.yahoo.com/conditions/neurological/articles/secrets-gut-microbiome-impacts-long-110525486.html
🆔@ScientificDialectics
💢 هر نفس، فراتر از رفتوآمد هوا در ریهها، با فعالیت مغز نیز پیوند دارد
یافتههای پژوهش دانشگاه کالیفرنیا سندیگو حاکی از آن است که شکل هر دم و بازدم ردپایی متمایز در فعالیت مغز بر جا میگذارد و با بخشهای مرتبط با حافظه، احساسات و فرایندهای شناختی پیوند دارد.
تنفس معمولا با معیارهایی مانند تعداد نفسها در هر دقیقه سنجیده میشود، اما پژوهش اخیر نشان میدهد این معیار تنها بخشی از تصویر را ارائه میکند.
پژوهشگران دریافتند طول دم، سرعت بازدم و مکثهای کوتاه در تنفس با الگوهای متفاوتی از فعالیت الکتریکی مغز همراه است.
اینا کوسیک-رز، نویسنده نخست مقاله و دانشجوی دکتری علوم شناختی در دانشگاه کالیفرنیا سندیگو، گفت: «هر نفسی که میکشیم، با نفس قبلی متفاوت است. ممکن است چند ثانیه نفس خود را حبس کنید، نفسی بسیار عمیق بکشید یا بازدمی سطحی داشته باشید.»
او افزود این تفاوتها در شیوه تنفس در فعالیت مغزی نیز بازتاب پیدا میکنند.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢 تنهایی و انزوای اجتماعی تا شش سال از عمر سالم کم میکند
تنهایی و انزوای اجتماعی میتواند سالهای باقیمانده بدون بیماری را کاهش دهد و زنان و مردان را به یک شکل تحت تاثیر قرار نمیدهد.
انزوای اجتماعی به وضعیتی گفته میشود که در آن تماس و مشارکت فرد با دیگران محدود است، در حالی که تنهایی تجربه ذهنی احساس بریدگی و جداافتادگی از دنیای اطراف به شمار میرود.
هرچند این دو یکی نیستند، یک مطالعه تازه که در نشریه Nature Communications (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده نشان میدهد هر دو با کاهش سال های سالم زندگی ارتباط دارند.
به طور متوسط تنهایی و انزوای اجتماعی حدود شش سال زندگی بدون بیماری را از افراد میگیرد و بر سلامت جسمی و روانی آنها اثر میگذارد؛ این نتیجه ای است که پژوهشگران پس از تحلیل داده های بیش از ۲۷۰ هزار بزرگسال ۴۰ تا ۶۹ ساله به آن دست یافتهاند.
لو چی، نویسنده اصلی مطالعه و استاد دانشگاه تولین، گفت که «در مجموع این پژوهش نشان داد انزوای اجتماعی و تنهایی میتوانند تاثیر قابل توجهی بر امید به زندگی بدون بیماری داشته باشند».
این مطالعه نشان داد این ارتباط در مورد سال هایی که بدون اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب از دست میروند، قوی تر از سال هایی است که فرد بدون بیماری های جسمی مانند دیابت نوع دو، بیماری های قلبی عروقی، بیماری های مزمن تنفسی، بیماری های تحلیل برنده عصبی و سرطان سپری میکند.
خبر خوب این است که حفظ یک سبک زندگی سالم میتواند اثر منفی انزوای اجتماعی را تا حدی کاهش دهد. اما خبر بد این است که به نظر میرسد این کار نمیتواند خسارت ناشی از احساس تنهایی را جبران کند.
در سن ۵۰ سالگی افرادی که هم احساس تنهایی داشتند و هم دچار انزوای اجتماعی بودند نسبت به کسانی که هیچ یک را تجربه نمیکردند سال های کمتری را بدون ابتلا به بیماری های مزمن مهم سپری کردند.
تفاوت تاثیر این وضعیت بر زنان و مردان چیست؟
زنان و مردان به یک شکل از تنهایی و انزوای اجتماعی آسیب نمیبینند و این تفاوت در تاثیر آن بر سلامت آنها نیز دیده میشود.
از آنجا که زنان معمولا به پیوند عاطفی اولویت میدهند مشکلات سلامت روان آنها بیشتر با احساس تنهایی گره خورده است، در حالی که سلامت روان مردان پیوند قوی تری با انزوای اجتماعی دارد.
در میان زنان، تنهایی و انزوای اجتماعی به معنای ۲.۴ سال زندگی با وضعیت بدتر جسمی و ۳.۷ سال زندگی با وضعیت بدتر روانی بود، در حالی که برای مردان به معنای از دست رفتن ۱.۷ سال زندگی بدون بیماری جسمی و ۵.۸ سال زندگی بدون اختلالات روانی بود.
مردان بیشتر در معرض تجربه همزمان تنهایی و انزوای اجتماعی بودند، منابع اجتماعی، مادی و اقتصادی کمتری در اختیار داشتند و امتیاز پایین تری در شاخص سبک زندگی سالم به دست آوردند.
به گفته نویسندگان این شکاف جنسیتی احتمالا با تفاوت در شیوه ای توضیح داده میشود که زنان و مردان از آن طریق حمایت میگیرند و به رفاه روانی دست پیدا میکنند؛ مردان بیشتر به حضور فیزیکی و تعاملات اجتماعی مکرر متکی هستند و زنان بیشتر بر حمایت عاطفی تکیه میکنند.
🆔@ScientificDialectics
💢 دانشمندان میگویند از زمان انجام تازهترین و قدرتمندترین آزمایش هستهای کره شمالی در سال ۲۰۱۷، فعالیتهای لرزهای بهطور غیرمنتظرهای افزایش یافته است
کره شمالی بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷ میلادی، شش آزمایش زیرزمینی در سایت وسیع آزمایش های هسته ای پونگی-ری واقع در کوه مانتاپ در استان هامگیونگ شمالی انجام داده است.
تازهترین آزمایش که قدرت انفجار آن حدود ۱۶۰ کیلوتن برآورد شده، زمینلرزهای به بزرگی ۶.۳ ایجاد کرد و گفته میشود در پی آن، بخشی از سایت احتمالا یک تونل فروریخته است.
از مدتها پیش مشخص بود که آزمایش بمبهای هستهای، از جمله آزمایشهای انجامشده در نوادا در دوران جنگ سرد، میتواند زمینلرزههای کوچک و قابل تشخیصی ایجاد کند. اما این آثار معمولا موقتی بودند و تنها در روزها و هفتههای پس از انفجار و در اطراف محل آزمایش، موسوم به «نقطه صفر زمین» مشاهده میشدند.
کوانگهی کیم، نویسنده اصلی پژوهشی که روز پنجشنبه در مجله «ساینس» منتشر شد، میگوید که آزمایشهای هستهای کره شمالی به نظر نمیرسد تاثیر قابلتوجهی بر پوسته زمین گذاشته باشند.
با این حال، بر اساس دادههای امواج لرزهای مربوط به سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۵ که وی در کره جنوبی و همکارانش در چین جمعآوری و تحلیل کردهاند، در محدوده اطراف کوه مانتاپ، یک هزار و ۳۹۹ زمینلرزه رخ داده است و تعداد و بزرگی این زمینلرزهها به مرور زمان افزایش یافته است.
نخستین زمینلرزه در سال ۲۰۱۳ میلادی، پس از سومین آزمایش هستهای کره شمالی ثبت شد؛ اما به نوشته پژوهشگران، فعالیت لرزهای یعنی تعداد نسبی و شدت زمینلرزهها تا سال ۲۰۱۷ در سطح پایینی باقی مانده بود تا اینکه پس از ششمین و قدرتمندترین انفجار بهطور محسوسی افزایش یافت.
این روند برخلاف الگوی معمول پس از انفجار بود؛ چراکه فعالیت لرزهای در کوه مانتاپ حتی سالها پس از آخرین آزمایش نیز افزایش پیدا کرد.زمینلرزههای ثبتشده شدت زیادی نداشتند و بیشتر آنها بین ۲ تا ۳ ریشتر بودند و به نظر میرسد این زمینلرزهها در عمق کم رخ دادهاند.
بر اساس این مطالعه، این منطقه تا پیش از قرن حاضر از نظر زمینساختی آرام بوده و زمینلرزه در آن «عملا ناشناخته» بوده است. برخلاف ژاپن در شرق، شبهجزیره کره روی پوسته قارهای باثبات قرار دارد.
با این حال، پژوهشگران در این منطقه گسلهای «درونصفحهای» را شناسایی کردند که حاصل شکستگیهای باستانی در پوسته زمین هستند و فاصله زیادی با مرزهای فعال صفحات تکتونیکی دارند.
پژوهشگران معتقدند افزایش تعداد و شدت زمینلرزهها نشان میدهد پوسته زمین پس از آزمایش هستهای سال ۲۰۱۷ به شرایط عادی بازنگشته است. در عوض، با فعالشدن دستکم دو گسل قدیمی، فعالیت لرزهای افزایش یافته است.
به گفته او، شکل نامنظم کوه شیبدار و نامتقارن مانتاپ ممکن است باعث شده باشد برخی گسلها بیش از گسلهای دیگر در آستانه گسیختگی قرار داشته باشند و انفجارهای زیرزمینی این گسلها را فعال کرده باشند.
فعالیتهای لرزهای با منشا انسانی که با تاخیر ظاهر میشوند و برای مدت طولانی ادامه دارند، پدیدهای بیسابقه نیستند.
در هلند، از زمان آغاز استخراج گاز در دهه ۱۹۶۰ میلادی تاکنون بیش از ۱۷۰۰ زمینلرزه رخ داده و این فعالیتهای لرزهای به املاک و ساختمانها آسیب رساندهاند.
در ایالت اوکلاهما نیز تولید نفت و گاز بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ میلادی به تزریق پساب انجامید که در آن سیالات به زیر زمین منتقل و ذخیره میشوند و افزایش چشمگیری در فعالیت لرزهای این ایالت ایجاد کرد.
نویسندگان این مطالعه نوشتند که کشف این موضوع که آزمایشهای هستهای زیرزمینی میتوانند فعالیتهای لرزهای فزایندهای را ایجاد کنند، ممکن است پایش بلندمدت سایتهای آزمایش هستهای زیرزمینی را پیچیدهتر کند و مرز میان «رویدادهای مرتبط با انفجار و رویدادهای زمینساختی» را مبهمتر سازد.
پژوهشگران هیچ شواهدی از انجام آزمایش هستهای دیگری در کره شمالی پس از سال ۲۰۱۷ پیدا نکردهاند. این گروه همچنین به سایت آزمایش هستهای پونگی-ری و دادههای لرزهای کره شمالی دسترسی نداشته است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داد که کره شمالی از مارس ۲۰۲۲ بازسازی تونلهای آزمایش را آغاز کرده است و گزارشی از آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که کره شمالی سایت آزمایش هستهای خود را بازسازی کرده است.
https://www.zmescience.com/other/defense/north-koreas-nuclear-tests-may-have-reawakened-ancient-faults-causing-more-than-1400-earthquakes-since-2017/
🆔@ScientificDialectics
💢 داروی سرطان ممکن است با پوکی استخوان پس از یائسگی مقابله کند
پوکی استخوان حدود یکسوم زنان بالای ۵۰ سال را تحت تاثیر قرار میدهد.
نتایج یک مطالعه نشان میدهد دارویی آزمایشی برای درمان سرطان ممکن است بتواند از پوکی استخوان جلوگیری کند و به زنان کمک کند پس از یائسگی وزن متناسب خود را حفظ کنند. این دارو که کَد۵۲۲ (CADD522) نام دارد، برای مهار پروتئینی ساخته شده است که به رشد و گسترش چندین نوع سرطان کمک میکند.
با این حال، دانشمندان دریافتند که این دارو ظاهرا استخوانهای موشهای یائسه را تقویت و درعینحال به آنها کمک میکند توده چربی کمتری داشته باشند.
پوکی استخوان تقریبا از هر سه زن بالای ۵۰ سال، در یک نفر بروز میکند و مبتلایان را در معرض شکستگیهای دردناکی قرار میدهد که میتواند کیفیت زندگی آنها را بهشدت کم کند.
البته برای درمان پوکی استخوان داروهایی وجود دارد، اما بسیاری از آنها با عوارض جانبی، نگرانیهای ایمنی یا برنامههای مصرف نامناسبی همراهاند که استفاده بلندمدت از آنها را دشوار میکند.اکنون محققان روشی کاملا جدید برای مقابله با این بیماری کشف کردهاند.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢 بیشتر نشانههای افسردگی با دمای بالاتر بدن در زمان بیداری همراه است
پژوهشی تازه به سرپرستی دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو نشان داده که دمای بدن افراد مبتلا به افسردگی بالاتر است.
این یافته احتمال میدهد که کاهش دمای بدن این افراد بتواند برای سلامت روانشان مفید باشد. این پژوهش که در مجله Scientific Reports منتشر شد، در ابتدا برای بررسی افسردگی طراحی نشده بود.
پژوهشگران میخواستند ببینند آیا دادههای ثبتشده با دستگاهی مثل حلقه هوشمند میتواند نشانههای ابتلا به کووید را پیش از تشخیص رسمی بیماری نشان دهد یا نه. بعدا پژوهشگران از دادههای همین مطالعه، از جمله دمای بدن و پرسشنامههای سلامت روان، برای بررسی ارتباط دمای بدن با نشانههای افسردگی استفاده کردند.
در پژوهشهایی با نمونههای کوچک، ارتباط میان تغییرات دمای بدن و افسردگی گزارش شده است. تایید این ارتباطها با اطمینان بیشتر میتواند دلیلی برای بررسی دقیقتر سازوکارهای احتمالی افسردگی باشد که با تنظیم دمای بدن ارتباط دارند.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢بیل گیتس در برنامهٔ Meet the Press شبکهٔ NBC :
هوش مصنوعی میتواند بهقدری قدرتمند شود که خطرات فاجعهباری ایجاد کند و میتواند «رویدادهایی را به پیش ببرد که... باعث مرگ یک میلیارد نفر شوند.»
«هرگز سلاحی بهقدرت ترکیب افراد با نیت بد که از جدیدترین ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند وجود نداشته است.»
Bill Gates warned that AI could become powerful enough to create catastrophic risks, saying it could “drive events that… cause a billion deaths.”
“Even though it's pretty hard to get to 100%, there's never been a weapon as powerful as the combination of people with ill intent using the latest AI tools.”
🆔@ScientificDialectics
💢 غذا خوردن با کسی که دوستش دارید قند خون را کاهش میدهد
آیا حضور شریک عاطفی میتواند شیوه سوخت و ساز بدن شما را تغییر دهد؟ پاسخ پژوهشگران مثبت است.
یک مطالعه بالینی جدید نشان میدهد که صرف وعدههای غذایی در کنار شریک زندگی نه تنها از جهشهای ناگهانی قند خون جلوگیری میکند، بلکه بازگشت گلوکز به سطح طبیعی را نیز سرعت میبخشد.
این پژوهش که در نشریه معتبر «پیشرفتهای علمی» به چاپ رسیده، به سرپرستی تیمی از دانشمندان دانشگاه عبری اورشلیم و مرکز درمانی شبا انجام شده است.
نتایج این بررسی علمی حاکی از آن است که تعاملات عاطفی و اجتماعی بر اساسیترین روندهای بیولوژیکی انسان، از جمله تنظیم متابولیسم اثری ملموس و فیزیکی دارند.
پروفسور شیر آتزیل، از دپارتمان روانشناسی دانشگاه عبری اورشلیم و سرپرست این پروژه، مفهوم علمی این سازوکار را «فیزیولوژی اجتماعی» نامگذاری کرده است.
او در این باره میگوید: «نقش اطرافیان در زندگی ما صرفا تسلی خاطر دادن در هنگام اندوه نیست؛ ما در واقع برای مدیریت پایهایترین عملکردهای زیستی بدنمان نیز به یکدیگر وابستهایم، فرآیندهایی که تاکنون معمولا مستقل از بسترهای اجتماعی تلقی میشدند.»
پژوهشگران ۳۳۹ فرد بزرگسال را در قالب زوجهایی که دستکم ۹ ماه از رابطه عاطفیشان میگذشت، مورد بررسی قرار دادند. افرادی که سابقه بیماریهای زمینهای یا اختلال در قند خون داشتند از روند آزمایش کنار گذاشته شدند تا نتایج کاملا متکی بر واکنش طبیعی بدن باشد.
محققان میگویند تعاملات عاطفی بر اساسیترین روندهای بیولوژیکی انسان، از جمله تنظیم متابولیسم اثری ملموس دارند. برای کاهش استرس و ثبت دقیق دادهها، محیط آزمایشگاه شبیه به یک اتاق نشیمن خانگی با نور طبیعی، مبل و فرش طراحی شد.
شرکتکنندگان در طول یک روز، دو بار و تحت شرایط متفاوت، یک بار در تنهایی و بار دیگر در کنار شریک زندگی، با سه چالش فیزیولوژیکی روبرو شدند: مصرف کربوهیدرات، قرار گرفتن در سرما و محرک استرسزا.
در آزمون قند خون، شرکتکنندگان ۵۰ گرم کربوهیدرات استاندارد (معادل یک سیبزمینی متوسط یا یک پیمانه برنج) مصرف کردند. نتایج آشکار ساخت که حضور پارتنر سبب شد منحنی افزایش قند خون پس از صرف غذا ملایمتر باشد و سطح قند با سرعت بسیار بیشتری به وضعیت پایه بازگردد.
الگوی مشابهی نیز در آزمون سرما در دمای ۱۲ درجه سانتیگراد و آزمون شوک الکتریکی خفیف مشاهده شد؛ بدن داوطلبان در حضور شریک زندگی نوسان دمایی کمتری را تجربه کرد و سازگاری دستگاه عصبی با استرس با کارآمدی بهتری صورت گرفت.
افزایش نگرانکننده آمار دیابت و چاقی، مدیریت قند خون را به یکی از مهمترین چالشهای نظامهای سلامت در سطح جهان بدل کرده است.به باور پژوهشگران، شناسایی نقش حضور عاطفی در تثبیت متابولیسم میتواند دریچههای تازهای در درمانهای کمکی و توصیههای مراقبتی بگشاید.
پروفسور آتزیل تاکید میکند که این یافتهها حتی میتواند شیوه استاندارد آزمایشهای تشخیصی در مراکز درمانی را دستخوش تغییر کند: «اگر فردی برای انجام آزمایش تحمل گلوکز به درمانگاه مراجعه کند، حضور یا غیاب شریک زندگی در کنار او میتواند بر متغیرهای بیولوژیکی اثر بگذارد؛ فاکتوری که در پروتکلهای فعلی لحاظ نمیشود اما به وضوح بر کارایی همایستایی تاثیرگذار است.»
مطالعه اخیر توسط مونیا مصالحه، پژوهشگر فلسطینیتبار مقیم اسرائیل، و دکتر شای فوکس تدوین شده است.
پژوهشگران بر این باورند که گام بعدی تحقیقات باید بر تفاوتهای فردی تمرکز کند؛ تا روشن شود چرا برخی افراد از نزدیکی فیزیکی و عاطفی بیشترین بهره بیولوژیکی را میبرند، در حالی که در دیگران این اثر ممکن است کمرنگتر باشد.
https://medicalxpress.com/news/2026-09-meal-blood-sugar-spikes.html
🆔@ScientificDialectics
💢 چرا پژوهشگران دیگر آلزایمر را «غیرقابل درمان» نمیدانند؟
در گزارش جهانی آلزایمر سال ۲۰۲۶ آمده است که موجی از «خوشبینی واگیردار» در میان پژوهشگران جریان دارد.
تازهترین و گستردهترین گزارش سالانه انجمن جهانی آلزایمر حاکی از تغییری بنیادین در نگاه محققان است: زوال عقل دیگر یک عارضه بهطور مطلق «غیرقابل درمان» قلمداد نمیشود.
پروفسور کالین مسترز، عصبشناس سرشناسی که پژوهشهایش پایه فرضیه رسوب پروتئین آمیلوئید بوده است، میگوید: «احساس امیدواری در بالاترین سطح تاریخ خود قرار دارد. ما از یک دوره پنجساله آمیخته با بدبینی و یأس مطلق، وارد دورانی از خوشبینی چشمگیر شدهایم.»
این تحول نه محصول یک کشف ناگهانی منفرد، بلکه برآمده از دگرگونی در چندین محور دارویی، تشخیصی و راهبردی است که چشمانداز مهار بیماری را ملموستر کرده است.
اما در حال که جامعه پزشکی هنوز به دارویی معجزهآسا برای ریشهکنی قطعی آلزایمر دست نیافته و حتی یک آزمایش واحد و قطعی برای تشخیص آن در مراحل اولیه وجود ندارد، چطور دانشمندان اینچنین امیدوار شدهاند؟
داروهایی که مسیر زوال عقل را کند میکننددر طول پنج سال گذشته، نسل نوینی از داروها نظیر «لکانماب» و «دونانماب» وارد چرخه درمانی شدهاند.
این داروها اگرچه درمان قطعی نیستند، اما نخستین شواهد علمی مستند را ارائه دادهاند که نشان میدهد هدف قرار دادن پلاکهای چسبنده آمیلوئید در مغز میتواند روند افت شناختی بالینی را حدود ۳۰ درصد کُند کند.
پروفسور کث مامری، مدیر شبکه آزمایشهای بالینی دمانس در بریتانیا، این دستاورد را یک نقطه عطف تاریخی میداند: «این داروها نشان دادند که دستکم بخشی از فرضیه آمیلوئید که دههها به دنبالش بودیم درست بوده است. این نخستین خشت از بنایی است که میتوان روی آن پیش رفت و مسیر بیماری را تغییر داد.»
جهش ۴۰ درصدی کارآزماییها و آزمایشهای خونی نویدبخشبر اساس دادههای این گزارش، هماکنون ۱۵۸ روش درمانی بالقوه در ۱۹۲ کارآزمایی بالینی در سراسر جهان در دست بررسی است؛ آماری که رشدی ۴۰ درصدی را نسبت به دهه گذشته نشان میدهد.
تنها در سال ۲۰۲۶، جامعه علمی در انتظار انتشار نتایج هشت کارآزمایی فاز سوم بالینی است.همزمان، تلاشها برای تشخیص زودهنگام بیماری از طریق آزمایشهای ساده خون به مراحل امیدبخشی رسیده است.
ترکیب نشانگرهای زیستی موجود در خون، تصویربرداریهای پیشرفته عصبی و پروفایلهای ژنتیکی اکنون به پزشکان امکان میدهد ناهنجاریهای بافتی آلزایمر را سالها پیش از بروز نخستین نشانههای فراموشی شناسایی کنند؛ فرصتی طلایی که کارایی درمانها را در فازهای آغازین دوچندان میکند.
گزارش کمیسیون تخصصی نشریه پزشکی لنست نشان میدهد تا ۴۵ درصد از خطرات ابتلا به دمانس با تغییر و اصلاح سبک زندگی مانند کنترل فشار خون، فعالیت بدنی و بهبود رژیم غذایی قابل تعدیل و کاهش است.موضوعی که پژوهشها را از مطالعات صرفا مشاهدهای به کارآزماییهای بالینی فعال سوق داده است.
علاوه بر این، بیش از یکسوم داروهای در حال بررسی، داروهای موجود و تاییدشده برای سایر بیماریها (نظیر داروی اتوموکستین برای بیشفعالی) هستند که در صورت اثربخشی، روند اخذ مجوز آنها بسیار سریعتر خواهد بود.
امروزه کارشناسان آلزایمر را نه با یک شیوه منفرد، بلکه مانند سرطان از چندین زاویه به صورت همزمان هدف قرار میدهند؛ از جمله ترکیب واکسنهای ضد پروتئین تاو با داروهای مهارکننده آمیلوئید.
در فرجام این گزارش جهانی تاکید شده است: «زوال عقل دیگر نباید به عنوان روندی محتوم بهسوی نابودی گریزناپذیر کارکردهای ذهنی تعریف شود، بلکه پیوستاری است که میتوان آن را مهار کرد یا به تعویق انداخت و سالهای متعددی از زندگی باکیفیت را برای بیماران فراهم ساخت.»
https://www.sciencealert.com/alzheimers-is-no-longer-an-untreatable-disease-major-report-concludes-heres-why
🆔@ScientificDialectics
💢 رژیم غذایی مادر در دوران بارداری میتواند خطر ابتلای کودک به اوتیسم را به حداقل برساند
رعایت رژیم غذایی سالم و متعادل در دوران بارداری و خوردن چیزهایی که هوس میکنید، نقش مهمی در رشد سالم مغز جنین خواهد داشت.
قبل از آنکه نوزاد شروع به نفسکشیدن کند، مغز او با استفاده از مواد مغذی موجود در خون مادر شروع به رشد میکند.شواهد علمی روزافزون نشان میدهند که تغذیه مادر نقش قابلتوجهی در رشد مغز جنین و کاهش خطر ابتلای کودک به اوتیسم و دیگر اختلالات عصبی تکوینی دارد.
پژوهشگران در یک مطالعه همگروهی بزرگ بیش از ۸۰ هزار مادر و نوزاد را بررسی کردند. نتایج نشان داد مادرانی که سالمترین رژیم غذایی ممکن را در دوران بارداری داشتند، کودکانی به دنیا آوردند که ۲۲ درصد کمتر به اوتیسم مبتلا میشدند.
چرا رژیم غذایی در دوران بارداری تا این اندازه حائز اهمیت است؟
جنین در دوران بارداری جهت دریافت مواد مغذی لازم برای رشد و تکامل اندامها به مادر متکی است. این وابستگی یکی از دلایل توجه پژوهشگران به نقش تغذیه دوران بارداری است.
تغذیه از طریق سازوکارهای اپیژنتیکی بر رشد جنین اثر میگذارد. این سازوکارها نوعی فرایند بیولوژیکی هستند که نحوه بیان ژنها را بدون تغییر کد ژنتیکی تنظیم میکنند.
مطالعه همگروهی نشریه شبکه آزاد جاما نشان داد مادرانی که رژیم غذایی سالمتری داشتند، فرزندانی به دنیا آوردند که کمتر درگیرِ اوتیسم میشدند و کمتر در سنین ۳ و ۸ سالگی با مشکلات ارتباطاتی دستوپنجه نرم میکردند.پژوهشگران دو دلیل برای ارتباط رژیم غذایی مادر با رشد مغز جنین ارائه کردند.
نخست آنکه تغذیه نامناسب باعث ایجاد التهاب در دوران بارداری میشود و بهواسطه تنش اکسایشی بر مغزِ درحالرشد جنین اثر میگذارد.دوم آنکه انتقال مواد مغذی از طریق جفت انجام میگیرد.
اسیدهای چرب امگا-۳ و ریزمغذیهایی مانند آهن، کولین، ید، روی و ویتامینهای گروه ب، دی و ئی از طریق جفت به جنین منتقل میشوند.
ربکا اشمیت، اپیدمیولوژیست مولکولی و استاد دانشگاه کالیفرنیا دیویس می گوید : «مواد مغذی باید از طریق رژیم غذایی مادر یا مکملها تأمین شوند، زیرا بدن نوزاد قادر به تولید آنها نیست. از این گذشته، کمبود این مواد بر رشد مغز جنین اثر میگذارد. با اینحال، هیچ غذایی بهتنهایی باعث رشد سالم مغز نمیشود.»
دیوید هورنر، پژوهشگر دانشگاه کپنهاگ، که در زمینه اوتیسم و رژیم غذایی مادران مطالعه میکند می گوید : «نمیتوان گفت رژیم غذایی بهتنهایی باعث ابتلا به اوتیسم میشود. تغذیه یک عامل محیطی است که در کنار عوامل ژنتیکی اثر میکند.»
وقتی تغذیه بیشترین اهمیت را دارد
ماههای اول تا اواسط بارداری، یکی از مهمترین دورههای رشد مغز هستند. مغز و نخاع در سهماهه اول و دوم شکل میگیرند. همچنین در این دوره شاهد شکلگیری سلولهای جدید مغزی هستیم که در ادامه به محل اصلی خود منتقل میشوند.
رشد اولیه مغز پیش از اطلاع مادر از بارداری شروع میشود. سد خونیمغزی جنین در این مرحله هنوز بهطور کامل شکل نگرفته و نفوذپذیری بالایی دارد. از اینرو، ممکن است مغز نوزاد نسبت به فعلوانفعالات بدن مادر حساستر باشد.»اشمیت میگوید مواد مغذی مورد نیاز نوزاد در طول بارداری تغییر میکنند.
دریافت فولیک اسید در زمان لقاح و اوایل بارداری اهمیت بسزایی دارد، دریافت ویتامین دی بهویژه در اوایل بارداری ضروری است و دریافت امگا-۳ و آهن در سهماهه دوم و سوم اهمیت پیدا میکند.
توجه به تغذیه حتی قبل از بارداری هم اهمیت دارد. برخورداری از ذخیره مغذی کافی قبل از لقاح کمک میکند که جنین از ابتدا به مواد مورد نیاز خود دسترسی داشته باشد.
مطالعات درباره الگوهای غذایی چه میگویند؟
پژوهشگران در مطالعات بزرگ بهجای تمرکز بر مواد مغذی خاص به مقایسه الگوهای تغذیه پرداختند و به تفاوتهای قابلتوجهی دست یافتند.رژیم غذایی غربیها در دوران بارداری که معمولاً سرشار از اقلام فرآوریشده، قند افزوده و چربیهای ناسالم است، به خطر ابتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی و اوتیسم دامن میزند.
بررسی سه مطالعه بزرگ که بیش از ۶۰ هزار مادر و کودک در آنها حضور داشتند، نشان داد که رژیم غذایی غربی با افزایش پیامدهای مرتبط با اوتیسم در کودکان تا ۱۰ سالگی همراه است.اما پایبندی به رژیم غذایی مدیترانهای در زمان لقاح با کاهش احتمال بروز رفتارهای مرتبط با اوتیسم همراه است.
🆔@ScientificDialectics
💢 آیا مصرف شکر در کودکی خطر اضطراب در بزرگسالی را افزایش میدهد؟
مطالعه جدید نشان می دهد قرار گرفتن کودک در معرض قند در هزار روز نخست زندگی از زمان لقاح تا حدود دو سال و نیمگی خطر ابتلا به اضطراب در بزرگسالی را افزایش می دهد.
قرار گرفتن در معرض شکر در هزار روز نخست زندگی، از زمان لقاح تا حدود دو سال و نیمگی، ممکن است اثری پایدار بر سلامت روان برجا بگذارد و سالها بعد احتمال بروز اضطراب را افزایش دهد؛ بنا بر یک مطالعه جدید.
سهمیهبندی شکر در سالهای اولیه کودکی با تفاوت در ترجیحات خوراکیهای شیرین، پیامدهای روانپزشکی و سلامت روان و نیز تفاوتهای ساختاری در مغز همراه بوده است.
هانا ناوراتیلوا، نویسنده اصلی این پژوهش، گفت: «اگر از تاثیر کامل قند بر سلامت جسم و روانمان در طول عمر آگاه باشیم، میتوانیم به سیاستگذاری در حوزه سلامت عمومی کمک کنیم و رژیمهای غذایی خود را تغییر دهیم.»
پژوهشگران دانشگاه سوری دادههای پزشکی بیش از ۴۵ هزار نفر را که بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶ متولد شدهاند تحلیل کردند؛ دورهای که همزمان با سهمیهبندی پس از جنگ جهانی دوم در بریتانیا و سالهای پس از لغو محدودیتها بود.در بریتانیا از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۳ سیاستهای سهمیهبندی شکر در دوران جنگ و پس از آن اجرا میشد و مصرف شکر برای بزرگسالان تقریبا به ۴۰ گرم در روز محدود شده بود.
این مطالعه که در نشریه Translational Psychiatry (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، وضعیت شرکتکنندگانی را که در دوران جنینی و سپس تا سنین ۶، ۱۲، ۱۸ و ۲۴ ماهگی یا فقط در دوران جنینی با سهمیهبندی روبهرو بودهاند با افرادی که هرگز چنین محدودیتی را تجربه نکردهاند مقایسه کرده است.
افرادی که طولانیترین دوره سهمیهبندی را تجربه کردهاند، تمایل کمتری به مصرف خوراکیهای شیرین گزارش کردهاند و خطر ابتلا به اضطراب در بزرگسالی در آنها بهطور قابل توجهی کمتر بوده است. خطر اضطراب در این گروه ۳۳ درصد کمتر از کسانی بود که هرگز مشمول سهمیهبندی نشده بودند.
در گروههای مشمول سهمیهبندی، بروز اضطراب و افسردگی نیز در سنین بالاتری رخ داده است. میانه سن شروع اضطراب در گروههای با سهمیهبندی طولانی حدود ۶۲ سال بود، در حالی که این عدد در گروه بدون سهمیهبندی ۵۵ سال گزارش شد.
پژوهشگران یادآور شدند که پس از پایان سهمیهبندی، مصرف شکر به سرعت افزایش یافت، اما آثار محدودیت در سالهای نخست زندگی برای مدت طولانی باقی ماند.نوفر گیفمن، استاد دانشگاه سوری و نویسنده ارشد این مطالعه، گفت: «با وجود افزایش مصرف شکر پس از پایان سهمیهبندی در میان شرکتکنندگان، به نظر میرسد محیطهای تغذیهای اولیه همچنان برای سلامت روان اهمیت پایدار دارند.»
چرا چنین اتفاقی میافتد؟
به گفته نویسندگان، هزار روز نخست زندگی یک بازه حیاتی برای رشد مغز است و تغذیه در این دوره میتواند باعث تغییرات پایدار در ساختار مغز شود.
پژوهشهای پیشین که نویسندگان به آنها استناد کردهاند نشان میدهد رژیمهای غذایی سرشار از شکر میتواند چگالی و دسترسی نورونهای سروتونینی را که برای تنظیم خلق حیاتی هستند کاهش دهد و محدودیت زودهنگام مصرف شکر شاید از این مسیرها محافظت کند.
🆔@ScientificDialectics
💢 مطالعه: جایگزین رایج شکر با افزایش خطر حمله قلبی و سکته ارتباط دارد
زایلیتول یک شیرینکننده رایج است که در محصولات مختلف از جمله آدامس، محصولات بهداشتی دهان و دندان، نوشیدنیها و مواد غذایی مورد استفاده قرار میگیرد.
نتایج یک مطالعه مشاهدهای نشان داده که بالا بودن سطح زایلیتول در خون در مقایسه با سطوح پایینتر این ماده باعث افزایش خطر عوارض قلبیعروقی میشود.
پژوهشگران در این مطالعه که در کنفرانس انجمن قلب و عروق اروپا ارائه شد، نتیجه گرفتند افرادی که زایلیتول بیشتری در خونشان دارند، در مقایسه با افرادی که زایلیتول کمتری دارند، بیشتر در معرض خطر مشکلات قلبیعروقی مانند حمله قلبی، سکته یا مرگ قرار میگیرند.
در بیانیه مطبوعاتی انجمن قلب و عروق اروپا آمده است که پژوهشگران دادههای ۱۷ هزار و ۷۱۰ داوطلب را در قالب دو مطالعه بزرگ و بلندمدت بررسی کردند: مطالعه آیندهنگر اروپایی درباره سرطان و مطالعه طولی کانادا درباره سالمندی.
پژوهشگران با اشاره به مطالعه طولی کانادا گفتند داوطلبانی که زایلیتول بیشتری در خونشان داشتند، در دوره ششساله مطالعه در مقایسه با داوطلبانی که زایلیتول کمتری داشتند، ۵۷ درصد بیشتر در معرض خطرات قلبیعروقی قرار داشتند.
آنها با اشاره به مطالعه آیندهنگر اروپایی افزودند افرادی که زایلیتول بیشتری در خونشان داشتند، در مقایسه با داوطلبانی که زایلیتول کمتری داشتند، ۱۸ درصد بیشتر در معرض خطر بودند.
در بیانیه انجمن آمده است که عواملی مانند شاخص توده بدنی، فشار خون بالا، دیابت و چربی خون تأثیری بر ارتباط بین این شیرینکننده و عوارض قلبیعروقی نداشتند؛ عواملی که ممکن است افراد را بهسمت مصرف محصولات کمکالری سوق دهند.
پژوهشگران در این بیانیه تأکید کردند که مطالعه حاضر از نوع مشاهدهای بوده و نمیتوان درباره رابطه علّی زایلیتول و خطر حمله قلبی یا سکته نظر قطعی داد. آنها افزودند که در این مورد به پژوهشهای بیشتری نیاز داریم.
دکتر مارکو ویتکوفسکی، از بیمارستان دانشگاهی شاریته در برلین، در بیانیهای گفت: «دلیل استفاده از شیرینکنندههای مصنوعی این است که تصور میکنیم سالمتر از شکر هستند و نهادهای نظارتی هم عموماً آنها را بیخطر میدانند.»
ویتکوفسکی، که نقشی در این مطالعه داشت، افزود: «یافتههای مربوط به ارزیابی جمعیت عمومی نشان میدهند که اطلاعات چندانی درباره ایمنی زایلیتول وجود ندارد و ما به مطالعات بیشتری نیاز داریم؛ بهویژه با توجه به اینکه میزان زایلیتول موجود در محصولات همچنان رو به افزایش است.»
زایلیتول که به اندازه شکر معمولی شیرین است، نوعی الکل قندی طبیعی است که در شماری از سبزیجات و میوهها و در برخی از درختان یافت میشود.
براساس اطلاعات دانشکده پزشکی هاروارد، زایلیتول در فروشگاهها عرضه میشود و به شکل یک پودر سفیدرنگ و بلورمانند به فروش میرسد.
جدا از احتمال بروز مشکلات قلبیعروقی که در مطالعه جدید مطرح شده است، پژوهشگران در مطالعات مؤسسه ملی سلامت گفتهاند که مصرف زایلیتول با مشکلات گوارشی مانند اسهال، نفخ و تجمع گاز در دستگاه گوارش همراه است.
مقامات بهداشتی از مدتها قبل نسبت به دادن زایلیتول به سگها هشدار دادهاند، زیرا این ماده میتواند موجب نارسایی کبد، افت خطرناک قند خون یا مرگ آنها شود.
سازمان غذا و داروی آمریکا در وبسایت خود هشدار داده که «اگر گمان میکنید سگتان زایلیتول خورده است، فوراً با دامپزشک یا مراکز کنترل مسمومیت حیوانات تماس بگیرید.»
محصولاتی که روی بستهبندی آنها عبارت فاقد شکر درج شده است، لزوماً حاوی زایلیتول نیستند.براساس اطلاعات دانشگاه جانز هاپکینز، استیویا، اریتریتول، سوربیتول، مالتیتول، سوکرالوز، آسپارتام بهعنوان جایگزین شکر شناخته میشوند.
بعضی از این ترکیبات از منابع طبیعی به دست میآیند، اما بعضی دیگر مانند آسپارتام، ساخارین و سوکرالوز مصنوعی هستند.
https://www.escardio.org/news/press/press-releases/xylitol-may-increase-the-risk-of-cardiovascular-events/
🆔@ScientificDialectics
💢 پژوهش جدید: رژیم پرچرب و کم کربوهیدرات شاید به محافظت از مغز در برابر آلزایمر کمک کند
رژیم کتوژنیک کبد را به تولید کتونها وادار میکند، یعنی موادی که بهعنوان یک منبع جایگزین انرژی برای مغز عمل و تضمین میکنند افرادی که در معرض خطر بیماریهای تحلیلبرنده عصبی قرار دارند، سوخت کافی برای مغز خود دریافت کنند.
یک مقاله مروری جدید نشان میدهد که رژیم کتوژنیک پرچربی و کمکربوهیدرات ممکن است روند پیر شدن مغز را آهسته و از آن در برابر بیماریهایی مانند آلزایمر و پارکینسون محافظت کند.
کمبود کربوهیدرات در رژیم کتوژنیک، وضعیتی مشابه گرسنگی ایجاد و بدن را وارد حالت سوختوسازی موسوم به «کتوز تغذیهای» میکند و آن را وادار میکند منبع اصلی انرژی خود را از گلوکز، به مولکولهایی موسوم به کتونها تغییر دهد.
این به آن معنا است که بدن به جای کربوهیدراتها، چربی میسوزاند؛ فرایندی که ممکن است در برخی افراد باعث کاهش وزن شود.اگرچه این رژیم برای برخی بیماریها مانند صرع مقاوم به درمان در کودکان نیز بهعنوان یک روش درمانی تجویز میشود، آثار دقیق محافظتی آن بر مغز همچنان نامشخص است.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢 متخصصان از نشانه های اولیه طاسی و درمان آن می گویند
یکی از اولین نشانههای ریزش موی مردانه کمحجم شدن موها است.
مشکل ریزش مو در مردان معمولا مدتها پیش از آشکار شدن نواحی طاس آغاز میشود و کاهش حجم مو، دشوارتر شدن حالتدهی، عقب رفتن تدریجی خط رویش و نمایان شدن بیشتر پوست سر همگی میتوانند از نخستین نشانههای آن باشند.
متخصصان میگویند تشخیص و درمان زودهنگام، زمانی که فولیکولهای سالم هنوز باقی ماندهاند، شانس حفظ موها را افزایش میدهد، زیرا بسیاری از داروهای موثر بیش از آنکه موهای ازدسترفته را بازگردانند، از ریزش بیشتر جلوگیری میکنند.
دکتر کلاودیا کیم، جراح زیبایی و مدیر پزشکی مرکز «نیولوک نیولایف»می گوید ، نخستین نشانهها بسیار ظریفتر از ایجاد یک ناحیه طاس یا مشاهده دستهای مو کف حماماند. کاهش حجم موها، دشوارتر شدن حالت دادن به آنها و بیشتر نمایان شدن پوست سر زیر نورهای خاص از جمله این تغییراتاند.
علت این وضعیت «مینیاتوری شدن فولیکول مو» است؛ فرایندی که طی آن، فولیکولهای آسیبپذیر بهتدریج کوچک میشوند و پیش از آنکه کمپشتی مو آشکار شود، موهایی نازکتر و ضعیفتر تولید میکنند.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢 پنج توصیه متخصصان برای مراقبت ساده و مؤثر از پوست نوجوانان
شبکههای اجتماعی در میان نوجوانان به رواج چهرههای «بیعیبونقص» و روتینهای پیچیده برای داشتن «پوست شیشهای» دامن زدهاند و بسیاری از نوجوانان، توصیههای اینفلوئنسرها در ویدیوهای «با من آماده شو» (GRWM) را به توصیه متخصصان ترجیح میدهند.
اما آیا نوجوانان واقعا به یک روتین چندمرحلهای مراقبت از پوست نیاز دارند؟
دکتر جاناتان کنتلی، متخصص پوست میگوید نگرانکنندهترین تأثیر شبکههای اجتماعی، «نمایش بیوقفه تصاویر با معیارهای غیرواقعبینانه زیبایی» است.
او میگوید: «من هزاران بیمار را دیدهام اما هرگز کسی را با 'پوست شیشهای' ندیدهام. فکر نمیکنم چنین چیزی وجود داشته باشد. این تصاویر بیش از حد فیلترشده باعث میشوند کودکان فکر کنند رسیدن به چنین پوستی امکانپذیر است، در حالی که چنین نیست.»
به گفته دکتر کنتلی، دیده شدن منافذ پوست، جوشهای سرسیاه، لکه ، تغییر رنگ پوست، سرخی و جای زخم، همگی در پوست نوجوانان کاملا طبیعیاند. با این حال، او میگوید پوست طبیعی برای هر فرد متفاوت است: «فکر نمیکنم واقعا چیزی وجود داشته باشد که بتوان آن را غیرطبیعی دانست.»
بیش از ۸۰ درصد نوجوانان ۱۳ تا ۱۸ ساله در دوران نوجوانی دچار آکنه یا جوش های پوستی میشوند.
دکتر زینب لفتاح، متخصص پوست، توضیح میدهد که بیشتر مشکلات پوستی در دوران بلوغ با تستوسترون مرتبط اند؛ هورمونی که باعث افزایش چربی پوست و ایجاد بخار میشود.
این مشکلات ممکن است در پسران بیشتر دیده شوند، اما دختران نیز تستوسترون دارند و بسیاری از همین علائم را تجربه میکنند.
دکتر لفتاح میگوید: «افزایش چربی پوست، همراه با مسدود شدن فولیکولهای مو و التهاب، باعث ایجاد جوش های سرسیاه، سرسفید و ملتهب میشود. آکنه بسیار شایع، طبیعی و قابل درمان است.»
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢 پژوهش جدید: مغز انسان احتمالا دو بخش با منشأ متفاوت دارد
دانشمندان دانشگاه استنفورد می گویند بخش جلویی و عقبی مغز از همان نخستین مراحل رشد جنین، مسیرهای جداگانهای را طی میکنند.
دانشمندان دریافتهاند که مغز انسان از دو جمعیت سلولی متمایز شکل میگیرد. این یافته احتمال میدهد که در جریان تکامل، دو دستگاه عصبی با کارکردهای بسیار متفاوت کنار یکدیگر قرار گرفته و مغز انسان امروز را ساخته باشند.
این کشف به پژوهشگران امکان داده است سلولهای عصبی مغز پسین انسان (بخش پشتی مغز که در تنظیم کارکردهای حیاتی مانند تنفس و ضربان قلب نقش دارد) را در آزمایشگاه پرورش دهند؛ دستاوردی که برای مطالعه بیماریهایی مانند اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS)، آتروفی عضلانی نخاعی (SMA) و دیگر بیماریهای درگیرکننده ساقه مغز، راههای تازهای میگشاید.
دانشمندان مدتها مغز را اندامی واحد با منشا رشدی مشترک میدانستند، اما پژوهشی تازه به سرپرستی دانشکده پزشکی استنفورد این فرض بنیادی را به چالش میکشد و نشان میدهد آنچه «مغز» مینامیم، ممکن است از دو سیستم متمایز ساخته شده باشد که طی صدها میلیون سال تکامل، جداگانه پدید آمدهاند.
بر اساس دیدگاهی که دههها غالب بود، تمام بخشهای مغز از یک جمعیت اولیه از سلولهای پیشساز رشد میکنند. در این مدل، مغز پیشین، مغز میانی و مغز پسین همگی به یک نقطه آغاز مشترک در فرایند رشد بازمیگردند، اما یافتههای تازه تصویر متفاوتی ارائه میکنند.
پژوهشگران دریافتند که مغز انسان ظاهرا ترکیبی از دو دستگاه عصبی تکاملیافته در گذشتههای بسیار دور است که یکی ساختارهایی را پدید میآورد که مسئول کارکردهای حیاتی مانند تنفس و تنظیم ضربان قلباند و دیگری نواحی مرتبط با تواناییهایی مانند زبان، ریاضیات، تفکر انتزاعی و تأمل درباره وجود خودمان را ایجاد میکند.
یافتههای این پژوهش که در نشریه نیچر نوروساینس (Nature Neuroscience) منتشر شد، شاید توضیح دهد چرا پرورش بعضی از سلولهای مغزی در آزمایشگاه تا این اندازه دشوار است.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢 روبات های قاتل یا ابرهوش؛ جدال ترامپ و رهبران جهان بر سر هوش مصنوعی
در حالی که دونالد ترامپ تلاشهای جهانی برای کنترل هوش مصنوعی را رد کرد و آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد نسبت به واگذاری تصمیمهای مرگ و زندگی به ماشینها هشدار داد، برخی رهبران دیگر خواستار همکاری بینالمللی برای مدیریت این فناوری شدند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، روز سهشنبه در مقر سازمان ملل دو نگاه کاملا متفاوت درباره نحوه مدیریت جهانی هوش مصنوعی ارائه کردند.
گوترش با تکیه بر گزارش تازه علمی سازمان ملل که نسبت به احتمال هرچند اندک اما واقعی آسیب فاجعهبار و غیرقابل بازگشت هشدار میدهد، نخستین سخنران صف رهبران جهان در مجمع عمومی بود و خواستار نظارت بیشتر بر هوش مصنوعی شد و با تعابیری روشن و تا حدی هولناک از آنچه ممکن است رخ دهد هشدار داد.
دبیرکل سازمان ملل در سخنرانی خداحافظی خود خطاب به رهبران جهان گفت: «تصمیمهای مرگ و زندگی را هرگز نباید به ماشینها واگذار کنیم. رباتهای قاتل نباید هیچ جایگاهی در آینده ما داشته باشند.»
او ده سال پیش نیز در نخستین سخنرانی خود در مجمع عمومی درباره هوش مصنوعی هشدار داده بود.گوترش با تاکید بر این که جهان باید «شرایط لازم برای پیشبرد مسئولانه هوش مصنوعی و ایجاد تضمینهای بیشتر برای مهار خطرها» را فراهم کند، زمینه نشستی را فراهم کرده که شورای امنیت سازمان ملل قرار است روز چهارشنبه در آن به این بپردازد که چگونه میتوان نوعی کنترل بر این فناوری اعمال کرد؛ نشستی که در آن شماری از چهرههای شاخص این حوزه حضور خواهند داشت.
ترامپ: نامش «فوقهوش» است، نه «هوش مصنوعی»
کمتر از یک ساعت بعد، ترامپ هیچ اعتنایی به این هشدارها نکرد.ترامپ گفت: «ایالات متحده هرگونه تلاش برای طراحی یک طرح جهانیگرا با هدف کنترل هوش مصنوعی که این روزها اینقدر دربارهاش صحبت میشود را کاملا رد میکند. از این پس در اینجا و بعد رسما آن را “فوقهوش” مینامیم و نامش را تغییر میدهیم.»
رهبران جهانی که پس از ترامپ پشت تریبون رفتند اما همچنان از اصطلاح «هوش مصنوعی» استفاده کردند نه «فوقهوش».
ترامپ گفت: «هر فناوری بزرگ و تازهای چالشهایی به همراه دارد و فوقهوش هم از این قاعده مستثنی نیست. اما همان کسانی که میگفتند به خاطر گرمایش جهانی، که بعدا اسمش را به تغییرات اقلیمی عوض کردند چون سیاره در حال سرد شدن بود نه گرم شدن، ظرف دوازده سال همه خواهیم مرد، دیدند که هیچکس نمرده است.»
ترامپ افزود: «همینها حالا ادعا میکنند هوش مصنوعی قرار است همه ما را بکشد، رباتها به ما حمله کنند و همهچیز به فاجعه کامل تبدیل شود.»
دیگران: با احتیاط پیش برویم اما همکاری کنیم
هنری هوفمن، رئیس دپارتمان علوم رایانه دانشگاه شیکاگو، میگوید مشکل این است که ترامپ و گوترش هر دو موضوع را به سطحی تقلیل میدهند که عملا مفید نیست.
هوفمن در ایمیلی نوشت: «یکی آن را به یک فیلم علمیتخیلی تبدیل میکند و دیگری طوری رفتار میکند که انگار اصلا مسئلهای وجود ندارد.»
هوفمن افزود: «هر دو طرف مردم را وادار میکنند به جای پرداختن به خطرهای واقعی و راههای کاهش آنها طرف یکی از دو اردوگاه را بگیرند.
در این که باید بر سامانههای قدرتمند خودکار کنترل کافی داشته باشیم نباید صفبندی وجود داشته باشد؛ بحث واقعی این است که چه سازوکارهایی واقعا میتواند چنین کنترلی را فراهم کند.»کشورهای دیگر میخواهند مطمئن شوند در رقابت هوش مصنوعی میان آمریکا و چین، رقابتی که ترامپ میگوید آمریکا در آن پیشتاز است، عقب نمیمانند.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، و گوترش همچنین این موضوع را به حفاظت از کودکان گره زدند. مکرون گفت: «نباید منتظر بمانیم تا پیامدهای هوش مصنوعی بر سرمان آوار شود. باید همین حالا برای حفاظت از کودکان و نوجوانانمان اقدام کنیم.»
الکساندر استوب، رئیسجمهور فنلاند، گفت هوش مصنوعی جهان را دگرگون خواهد کرد؛ دگرگونیای که میتواند به نفع بشریت باشد اما نیازمند کنترلهای قوی است.
استوب گفت: «هوش مصنوعی تاثیرگذارترین فناوری در تاریخ بشر است. این فناوری بر علم، اقتصاد، سیاست، امنیت و خود جوهره انسانیت ما اثر خواهد گذاشت.»
استوب افزود: «انسانها میتوانند و باید پشت فرمان باشند. ما حق انتخاب داریم؛ میتوانیم رقابت کنیم، همکاری کنیم یا سرعت را کم کنیم.
در نشست روز چهارشنبه قرار است سم آلتمان، مدیرعامل اوپنایآی، نخست پشت تریبون برود، سپس داریو آمودی، مدیرعامل انتروپیک، و در نهایت کلمان دلانگ، مدیرعامل و همبنیانگذار شرکت هاگینگ فیس که توسط یکی از برنامههای سرکش اوپنایآی هک شده است، سخنرانی کنند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
💢 انجام ناشیانه کارهای روزمره مغزتان را فعال میکند
کارکردن با دست غیرغالب سودمند است، زیرا عادتهای جدید و غیرمعمول مغز را به چالش میکشند.
مغز عاشق چالش است و زمانی که با چالش مواجه میشویم، مغزمان از درون برانگیخته میشود و عملکرد بهتری پیدا میکند. انجام کارهای پیچیده با دست غیرغالب چندان مرسوم نیست و موجب شکلگیری سازوکاری میشود که باعث انعطافپذیری عصبی میشود.
اینکه کاری را بهشکل غیرمعمول انجام دهید، نورونها را تقویت میکند و ارتباط بین آنها را بهبود میبخشد که به آن «انعطافپذیری عصبی» میگویند.
این فرایند در مواجهه با افت عملکرد سلولی بر اثر بیماریهای مرتبط با زوال عصبی مانند آلزایمر بهعنوان یک راهکار محافظتی عمل میکند.
پژوهشگران تغییرات ناشی از انعطافپذیری عصبی را در اسکنهای مغزی رؤیت کردهاند. در مطالعهای که در نشریه نقشهبرداری از مغز انسان منتشر شد، ۲۴ فرد راستدست بهمدت چهار هفته انگشتهای دست چپشان را به کار گرفتند.
اسکنها نشان دادند آن بخشی از قشر مغز که در یادگیری و مهارتهای حرکتی نقش دارد، ضخیمتر شده است؛ بخشی که معمولاً با افزایش سن نازکتر میشود.
از این گذشته، معلوم شد که فعالیت نقاط مرتبط با مهارتهای حرکتی افزایش یافته است.تغییرات مربوط به نقاط مرتبط با کنترل حرکتی محدود بودند و سایر نقاط مغز تحت تأثیر قرار نگرفتند که نشان میدهد این تمرین فایده بیشتری برای مغز نداشته است.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics
💢 اگر بهشکل مستقیم و مکرر با ترسهای خود مواجه شویم، میتوانیم آنها را تحت کنترل دربیاوریم یا بهکلی از بین ببریم
ترسیدن هیچ ایرادی ندارد و ترس چیزی از ارزش انسان کم نمیکند، اما گاهی جلوی پیشرفت را میگیرد.
شاید از انجام کارهایی که به دیگران کمک میکنند، به زندگیتان معنا میبخشند یا باعث شادیتان میشوند اجتناب کنید.
ممکن است در این شرایط تصمیم بگیرید برای رشد و پیشرفت از سد ترسهایتان عبور کنید.روشی برای غلبه بر ترسها وجود دارد که امتحانش را پس داده است.
این روش از پشتوانه علمی قابلقبولی برخوردار است.مواجههدرمانی باعث میشود بهشکل ایمن و تدریجی با ترسهای خود روبهرو شود تا دیگر مغزتان سیگنال «هشدار» نفرستد.
تحلیل فراگیر مجله بینالمللی روانشناسی و رواندرمانی در سال ۲۰۱۸ نشان داد که مواجههدرمانی یکی از مؤثرترین روشهای درمان اختلالات اضطرابی است.
بیشتر در کامنت
🆔@ScientificDialectics