-
✍تصاویر گلها، گیاهان، ستارگان، ابزار جنگی، شخصیتهای ادبی و ... همرا با توضیحات و نمونههای از شعر و نثر. ✍فیلمها و کلیپهای ادبی https://t.me/joinchat/AAAAAE_PKsBjBFtvmZ9XNg ارتباط با ادمین جهت ارسال تصاویر: @MaryamBehvandi
🎯سوپرگروه گپ و گفت دوستانه بچه های روانشناسی
/channel/RooeenRavan_club
✅هر دانشجویی به یه همچین فولدری احتیاج داره که پر باشه از فیلمهای آموزشی، مقاله و ابزارهای مورد نیاز.
✅این فولدر کلی ویدئو و فایلهای آموزشی در حوزههای مختلف روانشناسی؛زبان؛ادبیات،کنکوری داره و کلی اطلاعات مفید و فرصتهای شغلی بهتون میده
😍فقط کافیه دکمهی ADD رو بزنید و این فولدر تخصصی رو در تلگرام خود ذخیره کنی 👇👇👇
#ظرفیت_محدود
/channel/addlist/VCeXm22tV0U1NGZk
✾ٖٖٖٖٓुؔ•💜✾ٖٖٖٖٓुؔ
🔻🔻در تلگرام:
نگارش دهم تا دوازدهم(نکاتی در مورد نگارش و نویسندگی . . .)
🆔@negareshe10
گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
🆔@GaleryeTasavireAdabi
نوازش روح، دنیایی از همه رنگ . . .
🆔@Navazesh_e_rooh
🔻🔻در ایتا:
ادبیات برتر
https://eitaa.com/joinchat/772212178Cfe078319f3
نوازش روح(دنیایی از همه رنگ)
https://eitaa.com/joinchat/2035222081C326547597e
همراه ما باشید🌹
✾ٖٖٖٖٓुؔ•💜✾ٖٖٖٖٓुؔ
هایبون چیست ؟
( آمیزهی نثر و هایکو )
هایبون، گونهای ادبی است که نثری روایی را با هایکو ترکیب میکند و ریشههای آن به قرن هفدهم در ژاپن و شاعر بزرگ ماتسو باشو (۱۶۴۴–۱۶۹۴) بازمیگردد. باشو، به ویژه در سفرنامهی مشهور خود The Narrow Road to the Deep North، از نثر برای روایت و توصیف صحنهها و از هایکو برای بازتاب لحظات تأمل یا بینش استفاده میکرد. این الگو بعدها توسط شاعرانی چون بوسون و ایسا ادامه یافت و در نهایت در ادبیات جهانی به شکلهای متنوع نثر شاعرانه در پیوند با هایکو توسعه یافت.
در هایبون، نثر اغلب کوتاه، عینی و شاعرانه است و لحظات روزمره، سفرهای شخصی یا زیباییهای طبیعت را تصویر میکند، در این گونهی ادبی، هایکو بیشتر پس از نثر نوشته میشود و عمق تازهای از احساس و تفکر به کلیت متن میبخشد. این همآوایی میان نثر و شعر تجربهای چندلایه و تأملبرانگیز ایجاد میکند و گذر زمان و لحظات ظریف زندگی را به تجربهای زیباشناختی و فلسفی بدل میکند.
هایبون بازتاب شاعرانهی سفرهای شخصی، مشاهدهی طبیعت و تأملات درونی است. با گذر زمان، این گونهی ادبی نه تنها در ادبیات ژاپنی جایگاه ویژهای یافت، بلکه الهامبخش نویسندگان غربی شد و الگویی برای ادبیات سفر، نثر شاعرانه و فرمهای ترکیبی فراهم آورد. هایبون نشان میدهد که چگونه سادگی و دقت در بیان میتواند روایت نثر را گسترش دهد و تجربهای عاطفی، فلسفی و معنوی خلق کند. هایبون فراتر از یک فرم ادبی صرف است؛ و نگاهی ژرف و فلسفی به زندگی روزمره ارایه میدهد. در ادبیات جهانی، این گونهی ادبی نمادی از همنشینی شعر و نثر، ذهن و طبیعت، لحظه و معناست. به همین دلیل، همواره مورد توجه شاعران، نویسندگان و پژوهشگران بوده و الهامبخش آثار مدرن و معاصر است که در جستوجوی ترکیب روایت، تصویر و تأملاند.
یوسف صدیق
#هایبون #هایکو_برکه
#یوسفصدیق
#ادبیات #ادبیات_جهان
• در پست بعدی یک هایبون می خوانید.
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
درست است که تو مُردهای
اما مرگ تو هنوز زنده است
و هر روز
با من دیدار میکند!
#غیاثالمدهون
برگردانِ فارسی
#دکتریداللهگودرزی
یاد عزیزانِ رفته به خیر🖤
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
شاعر : فروغ فرخزاد
صدا : فروغ
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
آهنگ مرگ قوЧитать полностью…
خواننده:عباس مهرپویا
شاعر:مهدی حمیدی شیرازی
«هایکو و تجربهی عاطفی»
هایکو برخلاف دیگر ژانرهای شعر معمولاً احساس را نامگذاری نمیکند. در عوض، یک صحنهی بسیار فشرده ارایه میدهد که در آن، عاطفه بهصورت اثر جانبیِ ادراک دقیق پدیدار میشود. در این نگاه، شاعر احساس را «نمیگوید» بلکه موقعیتی میسازد که در آن، خواننده احساس را تجربه کند. این همان جایی است که هایکو از روانشناسی فردی فاصله میگیرد و به یک رخداد ادراکی تبدیل میشود.
حذف، سکوت و تولید عاطفه:
یکی از سازوکارهای اصلی هایکو، حذف است:
حذف توضیح
حذف داوری
حذف زمینهی داستانی
این حذفها باعث میشوند ذهن خواننده وارد عمل شود و بین عناصر پراکنده، پیوند بسازد. عاطفه دقیقاً در همین «کارِ ذهنیِ پرکردن فاصلهها» شکل میگیرد. به زبانی سادهتر، هایکو احساس را منتقل نمیکند؛ بلکه شرایطی میسازد که احساس در خواننده رخ دهد.
عاطفه بهمثابه تجربهی لحظهای:
در بسیاری از هایکوهای مدرن، آنچه تجربه میشود نه یک احساس پایدار، بلکه یک جهش کوتاه عاطفی است؛ چیزی شبیه به لرزش ادراک. این لحظه معمولاً سه ویژگی دارد:
کوتاه و ناگهانی است
بدون توضیح باقی میماند
در حافظهی خواننده ادامه پیدا میکند.
دو نمونه هایکو:
۱
زاغی
نشسته بر شاخهای برهنه،
شامگاه خزانی
(ماتسو باشو)
هم شامگاه و هم پاییز نشانی از پایان یافتن در روند زماناند. در اینجا هیچ واژهی عاطفیای وجود ندارد. در پیوند تصویرها، تجربهای از تنهایی، فرسودگی یا سکون پدیدار میشود. در چنین فضایی، عاطفه «نتیجه» است، نه «محتوا».
۲
برف میبارد
بر دروازهی گورستان
صدایی نیست
(م.ی. چَستِین)
در اینجا نیز «تجربهی عاطفی» ، نه بهصورت مستقیم بیان میگردد و نه حتی بهعنوان هدف شعر معرفی میشود. در این هایکو، خواننده در مواجهه با حذف تدریجی حرکت و صدا، خود به وضعیت عاطفی خاصی سوق داده میشود، بیآنکه این وضعیت از پیش در متن نامگذاری شده باشد.نکتهی کلیدی در چنین هایکویی این است که معنا از طریق «اطلاعات افزوده» ساخته نمیشود، بلکه از طریق کاهش و حذف لایههای ادراکی شکل میگیرد.
1
on a bare branch
a crow has alighted,
autumn nightfall
(Matsu Basho)
2
snow falling
on the graveyard gate
no sound
(M.E. Chastain)
#هایکو
#یوسفصدیق
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
#علیرضا_قربانی🎼💚🍃
۸۳ در تهران)
بیتو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو
من همه تو، تو همه من، او همه تو، ما همه تو
هرکه و هرکس همه تو، ای همه تو، آن همه تو
من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من
تخت تو و ورطه تو ساحل و توفان همه تو
ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم
رمز نیستان همه تو، راز نیستان همه تو
شور تو آواز تویی، بلخ تو، شیراز تویی
جاذبهی شعر تو و جوهر عرفان همه تو
همتی ای دوست که این دانه ز خود سر بکشد
ای همه خورشید تو و خاک تو، باران همه
#حسین_منزوی
🚫چرا نباید نسخههای غیرقانونی کتابها را منتشر یا دانلود کنیم؟
🛑کتاب، تنها چند برگ کاغذ یا یک فایل PDF نیست؛ حاصل سالها پژوهش، اندیشیدن، مطالعه و رنج نویسنده است. همانگونه که هیچکس حق ندارد دارایی مادی دیگری را بدون اجازه بردارد، آثار فکری و ادبی نیز مالک دارند و قانون از آنها حمایت میکند.
در ایران، قانون حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸، حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان را به رسمیت شناخته است. بر پایه این قانون، تکثیر، انتشار یا در اختیار دیگران گذاشتن یک کتاب بدون اجازه نویسنده یا ناشر، نقض حق مؤلف و عملی غیرقانونی است. همچنین نام و هویت پدیدآورنده نیز باید محترم شمرده شود و تغییر یا حذف آن، تجاوز به حقوق معنوی نویسنده به شمار میآید.
اما افزون بر قانون، این موضوع یک مسئله اخلاقی و فرهنگی نیز هست. اگر نویسندهای نتواند از حاصل سالها تلاش خود بهرهمند شود، انگیزه و امکان آفرینش آثار تازه کاهش مییابد و در نهایت، زیان آن به جامعه و فرهنگ کشور میرسد. هر کتابی که به صورت غیرقانونی دستبهدست میشود، در حقیقت بخشی از حق نویسنده، مترجم و ناشری را که برای تولید آن سرمایه و زمان صرف کردهاند، از میان میبرد.
بیاییم با خرید نسخههای قانونی کتاب و خودداری از انتشار فایلهای غیرمجاز، به حقوق پدیدآورندگان احترام بگذاریم. حمایت از نویسندگان، حمایت از فرهنگ، اندیشه و آینده این سرزمین است.
#بهادرقاسمی
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
مرثیه
مرگِ او، زندگیِ دوّم او بود،
که گردید آغاز.
شیشهٔ عطری،
سربسته،
سرانجام شکست.
همگان بو بُردند،
که چه چیزی را دادند از دست.
دکترمحمدرضاشفیعیکدکنی
مریممیرزاخانی
[۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ – ۲۳ تیر ۱۳۹۶]
روانش انوشه باد🖤
🪷🪷
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
یاد کردی از دکتر مهدی حمیدی شیرازی( درگذشت۲۳ تیر ۱۳۶۵ش) شاعر پرمایه و استاد نکته سنج، معلمی خوش اندیش وخوش نگاه، ناقدی توانا.
نقش های ماندگار دکترحمیدی:
ا-چند شعر برجسته واستوار ، به نام او در دفتر زمانه ثبت است:
الف ، سه مثنوی بلند " بت شکن بابل" و " موسی" و مثنوی درخشانی که برای باز نشست کردن استاد بدیع الزمان فروزانفر، گفته ونیز یک منظومه تاریخی بلند در قالب دوبیتی پیوسته به نام " در امواج سند" وچند قطعه زیبا
مانند " عروس دشت" و
" گل ناز" وغزل گونه" مرگ قو"
۲- دکتر حمیدی و حبسیه:
وی را در اوایل انقلاب اسلامی به تهمت " هجو یکی از سران انقلاب، گرفتار کردند و درد سر کشید، این حبس تلخ نابجا موجب آفرینش حبسیه ای یا چند حبسیه از او شد که هرچند هنوز منتشر نشده، اما به گفته یکی از بزرگان ادب معاصر کمتر ازحبسیه های ملک الشعرا بهار از نظر استحکام و درون مایه پررنج نیست.
۳- مرثیه هایی که حمیدی سروده است دارای احساس قوی و سوز درون است لذا در خواننده تاثیر شگرف دارد : از آن شمار: شعری که در مرگ عبدالرحمن فرامرزی ( حامی او درمطبوعات) و برادرخود سروده است یا مرثیه ای قوی که درمرگ استاد خوددکتر لطفعلی صورتگر گفته با این مطلع:
این وصف او نشد که سخن دلپذیر داشت
یا طبع " رودکی" و زبان " جریر" داشت
هرگز نداشت خاک بدینسان سخنوری
با آن که "قیس" داشت که" ابن اثیر " داشت
۴- دکترحمیدی استادی عروض دان بود و در این رشته صاحب نظر ، - کتاب عروض حمیدی او معروف است -به اتکای همین عروض دانی او بود که به ابتکار قالبی تازه درشعر دست یازید که هم نوعی ترجیع بند وهم مستزاد بود وباید به مبحث "اَشعار مختلط" او در کتاب ( فنون شعر و کالبدهای پولادین آن) او مراجعه کرد.
۵- کتابی دوجلدی که در موضوع تاریخ ادبیات ایران به نام " بهشت سخن" پدید آورد تنها به نام ونشان گویندگان دیرین زبان فارسی نپرداخته، بل که به هرشاعری با نقد شایسته ای نگریسته است. درست چون مرادش، بدیع الزمان فروزانفر در کتاب " سخن وسخنوران"
۶- دوره سه جلدی" دریای گوهر" که نشان دقت نظر وسلیقه مهذّب اوست در گزینش شعر ونثر داستان های برگزیده ادب فارسی و ادب جهان. و نیزنوشته های فصیح زمان حیات حمیدی را آینگی می کند، درهرحال از زبده ترین گزینش هاست مخصوصاً برای نسل جوان عهد دبیرستان ، که اگر صاحب این حروف به تجربه از اهمیت دریای گوهر و مایه بخشی آن سخن می گوید،با علاقه در عهد دبیرستان خوانده چنانکه بعد ها اشعاری از گویندگان معاصر دیدم که مضمون آن را قبلا در کتاب دریای گوهرحمیدی خوانده بودم.
۷- پایان نامه دکتری حمیدی" شعر درعصر قاجار" بود که با نقد ونگاهی تازه آثار گویندگان پرشمار این عصر را مورد بررسی قرار داد ومثلا با دلایلی شعر یغمای جندقی و فروغی بسطامی را در مرتبه حضیض اعتبار و شعر قاآنی و داوری را دراوج آن دوره معرفی می کند.
۸- حمیدی شیرازی ،زمانی در چندشماره مجله یغما به نقد شعر سنایی وعطار پرداخت که به ابراز نظر مخالفان او منجر شد و حمیدی را مورد هجمه قرار دادند اما وقتی استاد مجتبی مینوی به حمایت حمیدی پرداخت آتش فرونشست وبعدها که استاد شفیعی کدکنی به تجدید چاپ
آثار عطار روی آورد با ذکر این نکته که دلیل مخالفت ونقد حمیدی برعطار، در دست نداشتن نسخه منقَّح ودرست،ازشعر این شاعر عارف می بوده است. تلویحاً حق را به دست حمیدی داد.
به کوشش استاد مسعود تاکی
۲۳ تیر ۱۴۰۴
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
۲۲ تیر، زادروز فرامرز اصلانی، گرامی باد!
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
«برای نوشتن بیخودی دنبال موضوع خوب نگردین. موضوعا همه خوبن. موضوع بد اصلاً وجود نداره. نویسندهی بد زیاده.»
🎬: کاغذ بیخط؛ ناصر تقوایی- ۱۳۸۰.
پلآن
زاد روز ناصر تقوایی
فیلمساز، کارگردان و نویسندهی شهیر ایرانی، خالق «کاغذ بیخط» و «ناخدا خورشید»
🌸🌸
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
#سعدی(ضمیر آگاه ایران) را ترجمانی کرده است، او آیینهی ملت ما در دوران بعد از اسلام است.
اگر از دید امروزی ایرادی به بعضی از نظریات سعدی وارد باشد، این ایراد به خلقیات ما وارد است که آو آنها را تبلور داده است.
اگر ضد و نقیضی در آثار او دیده میشود برای آنست که ما ضد و نقیض میاندیشیم.
اگر مدح کسانی را گفته که به آنان اعتقاد نداشته برای آن بوده است که ایرانی در دورههایی بنا به بد حادثه، محکوم به اطاعت ازکسانی شده که واجد زور بودهاند نه واجد حق!
چهار سخنگوی وجدان ایران
محمدعلی اسلامیندو شن
نشر قطره
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
تشبیهات مخفی که در شعر حافظ هست، به صنعتگریهای ظریفانهی او رنگ ِ يک تردستی ِ رندانه میدهد و انسان را از لطف و ظرافت آن، به حیرت میاندازد.
درست است که بسیاری تشبیهات او عادی و ساده است، اما در پارهای از آنها شیوهی بیانی هست و برای شیوههای عادی فیالمثل وقتی میخواهد زیباییهای سراپای معشوق را برشمرد، چون از هرچه مبتذل و عادی است نفرت دارد، مثل آدمهای معمولی به وی نمیگوید که چشم تو مثل نرگس است و حتی نمیگوید چشم تو در زیبایی نرگس را از میدان بهدر میکند، میگوید:
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فریب ِ چشم ِ تو صد فتنه در جهان انداخت
نمیگوید رفتار تو از سرو ِ خرامان، زیباتر است و چالاکتر، میگوید: سرو ِ سرکش که به قد و قامت خود مینازید، وقتی قامت و اطوار تو را دید، پیش ِ رفتار ِ تو، پا برنگرفت از خجلت.
این طرز تشبیه غیر مستقیم، سادهترین افکار او را هم حالتی اسرارآمیز و آمیخته با لطف و عظمت میبخشد که در کلام دیگران تا این اندازه نیست.
از اینجاست که جامی ـ يک شاعر سخنشناس قديم كه يک نسل بعد از مرگ وی به دنیا آمد - میگوید: «اکثر اشعار وی لطیف و مطبوع است و بعضی قریب به سرحد اعجاز».
همین لطف اعجازآمیز است که سبب میشود، جریان ژرف و آرام ِ شعر ِ وی، خواننده را مثل يک پَر كاه، همراه میبرد به دنیای رندان، به دنیای عشق و شراب که در آن همهچیز، انسان را مست و بیخود میکند و همهچیز به دور ِ سر انسان، میچرخد.
#دکترعبدالحسینزرینکوب
از کوچهی رندان
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
🎯سوپرگروه گپ و گفت دوستانه بچه های روانشناسی
/channel/RooeenRavan_club
✅هر دانشجویی به یه همچین فولدری احتیاج داره که پر باشه از فیلمهای آموزشی، مقاله و ابزارهای مورد نیاز.
✅این فولدر کلی ویدئو و فایلهای آموزشی در حوزههای مختلف روانشناسی؛زبان؛ادبیات،کنکوری داره و کلی اطلاعات مفید و فرصتهای شغلی بهتون میده
😍فقط کافیه دکمهی ADD رو بزنید و این فولدر تخصصی رو در تلگرام خود ذخیره کنی 👇👇👇
#ظرفیت_محدود
/channel/addlist/VCeXm22tV0U1NGZk
«هایبون»
چای عصرانه
تیش دیویس
Tish Davis
هر فصل پدرم زیربشقابیهای مادرم را عوض میکند، اما شامهای ماهانهمان همیشه یکساناند. در آشپزخانه مینشینیم، نه چندان دور از آگهیِ درگذشتِ او که هنوز به تختهی روی در سنجاق شده است؛ نگاه پدرم روی تنها مربع رنگی بیسِرویس میلغزد.امروز زیربشقابیها از روی میز برداشته شده است. چای آماده است، اما بهجای ریختن از کتریِ مسی، او چای را در قوریِ چینی مادرم دم میکند.آن را به اتاق غذاخوری میبرم؛ قندان و خامهدان با وسواس روی سفیدیِ سفره چیده شدهاند. برای نخستین بار، پیچوتاب ظریفِ نقش گل روی قوری را میبینم و وقتی زنگِ در به صدا درمیآید، فنجانِ سوم هم آنجا است، نه چندان دور از فنجانِ پدر.
زیرِ چراغِ ایوان
نخستین جوانههای
بهاری
#هایبون #هایکو_برکه
#یوسفصدیق
اشاره: چای عصرانه معادل فرهنگی High Tea است و آن را در فاصلهی ساعت ۵ عصر و ۷ غروب مینوشند.
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
بعد از انسان مهمترین موضوع برای سعدی طبیعت است، اینکه دو کتابش را یکی بوستان و یکی را گلستان نام نهاده نشان میدهد که او تا چه اندازه زنده دل بوده و تا چه اندازه بهار و گل و سبزه و جویبار و هوای خوش برایش اهمیت داشته است.
کلیات سعدی پر از ذکر و وصف طبیعت است ولی البته هر جا که لازم باشد بین انسان و طبیعت یکی را انتخاب کند، بیتروید انسان را انتخاب میکند.
چهار سخنگوی وجدان ایران
فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ
#محمدعلی_اسلامیندوشن
نشر قطره
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
«پناه بر حافظ»* (سالگرد در گذشت اسماعیل فصیح)
#دکتراحمدرضابهرامپورعمران
حوادث رمانِ پناه بر حافظ در شیراز سال هفتصدوهشتادوهفت، یعنی حدوداً پنجسال پیش از درگذشتِ حافظ، روی میدهد. در این داستان شیرازِ روزگارِ حافظ در قالبِ زندگیِ کاتبی پریشانخاطر اما عاشقپیشه و البته درادامه درویشمسلک، بهتصویر کشیدهشدهاست. خطاطی (سیدخداداد زریننگار) از ابرکوه به شیراز میآید تا غزلهایی را که در استقبال از غزلیات حافظ سروده به خواجه پیشکشکند. او باخبر میشود حافظ به سفر رفتهاست. مولانا قوامالدین که از دوستان خواجه است پذیرای او میشود و درمییابد سیدخداداد زمانی از خطاطان و کاتبان دربار شاهشجاع بوده و بهسبب بدگویی بدخواهان به ابرکوه تبعیدشدهاست.
در ادامهٔ داستان سیدخداداد دچار تب و هذیان میشود و گوشههایی از زندگیاش را برملا میسازد. او درجوانی به بندر گامبرون (بندر عباس) میرود و درسایهٔ حمایت داییاش زندگی آرامی دارد تا اینکه به دختر (آنزلیکو بلّا) یکی از دوستانِ داییاش دلمیبندد. این دلدادگی بهسرعت به ازدواج میانجامد. اما شوربختانه این خوشیها دیری نمیپاید و همسرش هنگامِ وضعِ حمل ازدنیامیرود.
سیدخداداد برای فراموشکردنِ یادِ محبوب به شیراز بازمیگردد و خطّاطی پیشهمیکند. وی در ازدواجهای دوم و سوم روی خوشی از زندگی نمیبیند. پیشهاش را نیز در دربار شاهشجاع ازدستمیدهد و اگر پایمردیهای دوستانش نبود از عقوبتِ حکومت جانبهدرنمیبُرد.
اما دنبالهٔ ماجرای او با حافظ: حافظ از سفر بازمیگردد. سیدخداداد با شوقِ فراوان دستنویس غزلها را بهبیاض میرساند و به حضور خواجه میرود. در این غزلها او ابیاتی از خویش را در میانِ ابیاتِ حافظ گنجانده و با خطی خوش نگاشتهاست. حافظ که روشنمیشود ازپیش خطاط را میشناخته، بهگرمی پذیرای او میشود. اما دستِ اجل به خطاطِ درویشمسلکِ داستان مهلتنمیدهد. او درست در شامگاهِ نخستین روزِ دیدارِ خود با خواجهٔ شیراز، جان میسپارد.
میدانیم که در اغلب داستانهای فصیح گوشههای از زندگیِ نویسنده در قالبِ شخصیتِ جلال آریان و خانوادهاش بازتابمییابد. درست است که در این داستان بهسببِ فاصلهٔ تاریخی اثری از جلالِ آریان (که شخصیتی معاصر با ماست) نیست، اما نویسنده در این رمان نیز ردّپایی از زندگیِ خویش را در ماجرا برجا نهادهاست:
اسماعیل فصیح که برای تحصیل به آمریکا رفتهبود، در سانفرانسیسکو با دختری نروژی (آنابل کمپل) ازدواج کرد، اما همسر و نوزاد هنگام وضع حمل درگذشتند. او پس از این حادثه، ازشدتِ اندوه به ایران بازگشت.
در داستان «درد سیاوشِ» فصیح نیز همسر جلال آریان «سرِ زا میرود».
* پناه بر حافظ، نشر پیکان، ۱۳۸۷.
توضیح: این یادداشت تلخیصی است از مدخل «پناه بر حافظ» که پیشتر نوشتهام: دانشنامهٔ حافظ و حافظپژوهی، سرویراستار: استاد بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات نخستان پارسی، ۱۳۹۷، ج۱، صص۴۷۹_۴۷۸.
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
سعدی نمونهی بارز کسی است که مسئولیت را بر دوش فرد میافکند و از هشدار بازنمیایستد.
چیزهایی که از نظر سعدی مذموم است و همه را در ردیف هم میگذارد عبارتند از: نادانی، تعصب، دزدی، تجاوز به حق دیگران، بیادبی، حرص و نظائر آنها ...
اندیشهی سعدی انعطاف دارد، مصلحتبین است، قشری نیست.
سعدی میگوید: برای زندگیکردن و درست زندگیکردن باید مصلحتهای زمان را در نظر گرفت ...
چهار سخنگوی وجدان ایران
فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ
#محمدعلی_اسلامیندوشن
نشر قطره
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
چنان روزی مباد!
[با یادِ دکتر مهدی حمیدی شیرازی]
▪️امتیاز بزرگ حمیدی بر اعمّ اغلب کسانی که در این عصرْ شعرِ کلاسیک میسرایند این بود که تا از حالتی روحی سرشار نمیشد، شعر نمیگفت؛ اکثر شعرهای او نوعی بیان حالت عاطفی اوست، از خشم و کینه تا مهر و مرثیه و نوعی تأمّلاتِ وجودی. در مجموعهٔ میراث شعریِ او، شعرهای درخشانی که تصویرکنندهٔ اینگونه حالات شخصیِ او باشد کم نیست و من بارها به هنگام خواندنِ بعضی از شعرهای او چندان تأثر عاطفی در خویش احساس کردهام که قلبم فشرده شده است و این نتیجهٔ چیزی جز بهرهمندیِ او از «صدق عاطفی» نبوده است.
اگر ارتباطِ نسلهای آینده با شعرِ گذشتهٔ فارسی حفظ شود، شعرِ حمیدی در آینده میتواند یکی از مظاهر جمالِ هنریِ زبان فارسی در عصرِ ما باشد و اگر ارتباط نسلهای آینده از این نوع فرهنگ قطع شود–که متأسفانه بر اثر مساعی تعمدیِ وزارت آموزش و پرورش و دانشگاهها، قراین روزبهروز از این انقطاع خبر میدهند–شعر حمیدی و بهار و طبعاً فردوسی و مولوی و سنایی و همهٔ بزرگان کهن، این جمال و جلوهای را که امروز برای بعضی از ماها دارد، دیگر برای آیندگان نخواهد داشت و چنان روزی مباد!
محمدرضا شفیعی کدکنی
با چراغ و آینه، صص ۵۰۲–۵۰۱
#مهدی_حمیدی_شیرازی
[۱۴ اردیبهشت ۱۲۹۳ شیراز – ۲۳ تیر ۱۳۶۵ شیراز]
سعدی فوقالعاده زیباپرست است و تمام کوشش او بر این است که هیج مانعی بر سر راه این خصلت او قرار نگیرد.
قبلهی معنوی سعدی زیبایی انسانی و زیبایی طبیعت است که بارها و بارها از آن یاد میکند و هر مانعی در پرستش زیبایی بر سر راهش قرار گیرد آن را کنار میزند.
فرصت شمردن وقت برای سعدی خیلی مهم است . . .
چهار سخنگوی وجدان ایران
فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ
#محمدعلی_اسلامیندوشن
نشر قطره
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
بیتو به سامان نرسم، ای سرو سامان همه تو
ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو!
من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو!
هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو!
حسین منزوی
از ۱۳۲۵ - ۱۳۸۳
برا تکرار واژه و واجآرایی عالیه👍
#علیرضا_قربانی هم این غزل زیبا رو خیلی خوب اجرا کردند🥺👍💙
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
🔴از رنجِ نوشتن تا غارتِ کتاب
#دکترمحمددهقانی
📌برخی دوستان عزیز خبر دادند که نسخهی pdf کتاب "حدیث خداوندی و بندگی" را کسی در همین تلگرام به رایگان در اختیار همگان نهاده است. تازه نام مؤلف را هم "محمد غلامی" نوشتهاند، یعنی تنها هنرشان این بوده است که مرا از جایگاه دهقانی به مرتبهی غلامی فرو آرند. همین جا اعلام میکنم که این کار به معنی دزدی در روز روشن است. پیش از این، چنین بلایی را بر سر کتابهای دیگرم هم آورده بودند و نه من توانستم مانع کار این دزدان پنهان بشوم و نه ناشران کتابها. چارهای ندارم جز این که از مردمی که هنوز ارزش و شرافتی برای قلم و صاحب قلم قائلاند و کتابی را که حاصل سالها کار و خون دل خوردن است کالایی فاسد و دورریختنی قلمداد نمیکنند بخواهم که کتابهای مرا از کتابفروشیها یا ناشران آنها بخرند و از نسخههای بیبها یا کمبهای مجازی استفاده نکنند و راه تنفس امثال مرا در این روزگار شوم نبندند.
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را!
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
امیر ِ ملک ِ بلاغت
با آنکه نمیتوان منکر عظمت بهار در شاعری شد، نمیتوان پوشیده داشت که حمیدی بر بهار بسی ترجیح دارد و آن که از بهار برتر است، همه فرود ِ مرتبهی اویند و عیال و ریزهخوار خوان طبع پرقدرت و صلابت او.
همهی قدرت بهار در شیوهی قصیدهسرایی اوست. اگرچه در گونههای دیگر شعر فارسی بیقدرت نیست و همهجا استادی و پختگی از سخن او آشکار است اما حمیدی در همین قصیدهسرایی بارها اوجی برتر و فراتر از بهار داشته و معراج او در همین یک زمینهی شعر از او بیشتر است.
بر سر این، دست بهار هرگز به کارهای بدیع و شیوههای تازهی کار حمیدی نرسیده است... .
از من بشنوید روان بهار شاد و یاد بهار به خیر باد.
اکنون حمیدی را گرامی بدارید که او شاعر فحل و بیهمتا و نقاد نکتهسنج و وقاد این روزگار و ضابطه و میزان و مدار شعر پاک پارسی دری است.
مظاهر مصفا
از مقدمهی دکتر مصفا بر دفتر شعر «دهفرمان» سرودهی حمیدی شیرازی
عکس، ردیف جلو: حمیدی شیرازی، امیری فیروزکوهی
ردیف عقب: مسعود امیری فیروزکوهی، غلامعلی رعدی آذرخشی
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
تو دریای من بودی، آغوش وا کن
که میخواهد این قوی زیبا بمیرد
با یادی از دکتر حمیدی شیرازی
شاعر «مرگ قو»
(یکیاز جاودانههای ادب فارسی)
🌸🌸
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
"دوباره مدرسهام دیر شد" (یادی از ناصر تقوایی)
#دکتراحمدرضابهرامپورعمران
تقوایی درکنارِ بزرگانی همچون گلستان، چوبک، دریابندری، امیر نادری و بسیارانی دیگر، بوی جنوب و گرمایِ بندر و حرکت و هیجانِ دریا میداد. اقلیمی که سینما و ترجمهی ما مرهونِ بزرگانِ آن است. او نیز همچون گلستان و دریابندری، مرهونِ سبک و سیاقِ آثارِ همینگوی و چهبسا زندگیاش بود.
تقوایی از عرصهی داستاننویسی و تجربهگری در ویراستاری و چاپخانه، به عالمِ سینما نقبزد. مستندهای ماندگاری نیز در کارنامهاش دارد. او همچنین، همچون اغلبِ کارگردانانِ بزرگِ ایرانی، اهلِ ادب و اقتباس از آثارِ ادبی بود.
تقوایی شکیبا بود. سنجیده گام برمیداشت. پاکیزهنویس و گزیدهکار بود. پرینسیپ و مرام داشت. و گرچه پر از ایده بود و صد سینه سخن داشت، پرهیز نیز میدانست و مصلحت که میدید دو دهه روزهی سکوت نیز میگرفت.
تقوایی اثرِ ضعیف که هرگز نساخت. من حتی کارِ میانمایه نیز از او ندیدهام. از بدویّتِ "صادق کُرده" که بوی خون و کینکشی میدهد و در جوانیاش آن را ساخت بگیرید تا طنزِ درخشانِ چندلایهایِ مجموعهی "داییجان ناپلئون"، و پیچیدگیِ مناسبتها و روابطِ آدمها در "ناخدا خورشید"، و شورِ میهندوستیِ "ای ایران"، و نیز روانپریشیِ آدمها و مصائبِ روحیِ زندگیِ امروزین در "آرامش در حضور دیگران" و درنهایت "کاغذِ بیخط".
جدااز حرفِ حساب و محتوای تاملبرانگیزی که فراوان و سنجیده در آثارِ تقوایی دیدهمیشود، این درهمتنیدگیِ ساختاری و هماهنگیِ میانِ فرم و محتوا است که همواره در فیلمهایش میدرخشد.
شاهکارِ تقوایی اما "ناخدا خورشید" است. کلاسیکترین یا دستکم یکی از کلاسیکهای درخشانِ سینمای ایران. آیا قرابتِ روحیِ کارگردان با اثرِ همینگوی و نیز حالوهوای دریاییِ اثر، او را چنین مجذوبِ ماجرا کرده بود؟
بخشی از جذابیتِ آثارِ تقوایی، حضورِ رگههای پلیسیِ پنهان و پیدا در فیلمهایش است. جدااز مضمونِ جنایی_پلیسیِ "صادق کُرده"، در همین "کاغدِ بیخط" نیز بوی خون به مشاممیرسد و پرهیبِ جنایت در سراسرِ آثار پراکنده است. از اشارهبه قتلهای زنجیرهای که خبرِ روزنامهاش زیرِ چکههای خونِ هنگامِ سلاخی، دیدهمیشود گرفته تا چاقویی که یکجا تردیدمیآفریند و نیز غیبتِ همسر در بخشی دیگر. و نیز جاهایی که شبههی قتل حتی به مخاطب القامیشود. کاغذ بیخط مرا یادِ "هامون" میاندازد. همان فلسفیدنها دربارهی زندگی و کشمکشِ استقلالِ زن از مرد و دغدغههای روشنفکرانه، و نیز تردید در عشق و سایهروشنِ خیانت حتی. در اثرِ تقوایی البته شیرینیِ حضورِ کودکان فیلم را تحملپذیرترکرده. بهگمانام بازیِ درخشانِ خسرو شکیبایی در هر دو اثر، این مشابهت و حتی تاثّر یا الهامگرفتنِ "کاغذ بیخط" از "هامون" را در ذهنِ مخاطب بیشتر تقویتمیکند. گرچه هیجان در اثرِ تقوایی کنترلشدهتر و مناسبتها بهمراتب انسانیتر تصویرشدهاست. به تعبیری میتوان گفت اثرِ مهرجویی به تراژدی پهلومیزند اما کاغذِ بیخط، اثری تراژیک است.
تقوایی چیرهدستیِ تمام دارد در ثبتِ لحظاتِ ماندگار. چه کسی است که فیلم را دیدهباشد و کبریتکشیدن و سیگار روشنکردنِ ماهرانهی ناخدا خورشید را (با یکدست)، بهیادنداشتهباشد؟ همین مهارت را در مصائبِ مکرر و هرروزینهی"دوباره مدرسهام دیر شدِ" کاغذ بیخط نیز میتواندید. او این لحظات را آنقدر خوب دیده و درآورده که مخاطب هر صبح آن سراسیمگیها و صحنهها و مکالمهها را بهیادمیآورد. آری، همهی ما هر صبح مدرسهمان دیرمیشود. و اینبار، کارگردانی که نهتنها زندگیاش دیرشد که غیبت نیز کردهاست.
🌸🌸
C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─
سعدی تفکر عرفانی دارد، در تمام آثار او این تراوش عرفانی دیده میشود.
عارف به این معنا که مرزها را چندان رعایت نمیکند، یعنی یک فکر گسترده، یک فکر باز، یک فکر بیمرز در برابرش هست و اگر چنانچه تعارضی در میان پیدا شود او جهت عرفانی را میگیرد.
سعدی میگوید زندگی را بر خود سخت نگیریم ! .....
چهار سخنگوی وجدان ایران
محمدعلی اسلامیندوشن
نشر قطره
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
برداشت فردوسی از تاریخ
با یاد خادمِ بیبدیلِ فرهنگِ ایران؛
زندهیاد استاد دکتر عباس زریاب خویی
در زادروز ایشان
▪️برداشت فردوسی از تاریخ صورت حماسی دارد در شکل حماسهٔ یک ملت:
جهان پهنهٔ تاخت و تازِ دلبران و گردنکشانِ یک ملت است. این ملت در مرکز و قلبِ عالم جای دارد و اقوام و ملل دیگر در حاشیه و کنار آن قرار دارند. ایران، محسودِ اقوام و مللِ دیگر است و همه به آن به نظرِ احترام و بزرگی مینگرند. تاریخ اساساً با کیومرث که نخستین شاه ایران و همه جهان است آغاز میشود. شکوه و عظمت تاریخِ جهان همان شکوه و عظمت تاریخ ایران است و این تاریخ با همهٔ شکوه و عظمتِ آن، با افولِ عظمت ایران و برهم خوردن نظام شاهنشاهی در ایران افول میپذیرد و پایان مییابد.
شاهنشاهی و جهانداری با تاج و تخت و دیهیم و گوهر و اختر کاویان و زرینهکفش است و چون این همه از میان برود و منبر جای تخت را بگیرد، تاریخ در حقیقت پایان یافته است و نشیبی دراز در پایان آنهمه فراز پیدا میشود که دیگر تاریخ نیست و سزاوار گفتن و به سخن در آوردن و پیوستن و نظم نیست و به همین جهت است که فردوسی در همینجا زبان میبندد.
اگر مقصود فردوسی از تاریخ، حماسهٔ ملت ایران نبود و تاریخ در نظر او وسعت و دامنهای را که در نظر طبری داشت دارا میبود، فردوسی تاریخ بعد از اسلام را نیز به نظم میکشید. اما برداشت او از تاریخ فقط حماسهٔ ملت ایران است و حماسه مانند تاریخ نمیتواند مستمر باشد.
فرهنگی در سرزمینی به نام ایران با بیدار شدن کیومرث و هوشنگ و طهمورث و جمشید آغاز میشود. این دوران کودکی آن است. پس از گذراندن يک سن دورهٔ بحرانی به مرحله نوجوانی میرسد و فریدون و ایرج و منوچهر ظاهر میشوند. پیلی از آن دوران جوانی و غرور و افتخار است که روزگار کاووس و کیخسرو و رستم است.
ظهور زرتشت و گشتاسب دورهٔ بلوغ عقلانی و کهولت و خردمندی فرا میرسد و این دوره در عصر ساسانیان و مخصوصاً دورهٔ انوشیروان به اوج خود میرسد و بعدِ دورهٔ خسرو پرویز دورهٔ ضعف و انحطاط و پیری به سرعت فرا میرسد و با جنگ قادسيه و مرگ یزدگرد این فرهنگ نیز میمیرد.
پس شاهنامه نیز در حقیقت تاریخ نیست بلکه بیان سرنوشت و تقدیر است. اما پیشبینی این سرنوشت نه بر پایهٔ علمی است، بلکه از روی اطلاع از سرنوشت ازلی است که از روی حرکات افلاک و ستارگان به دست میآید و بر پایهٔ این عقیده است که همهٔ اعمال بشری یکباره در لوح محفوظ و در حرکات پیچ در پیچ ثوابت و سیارات محفوظ و مضبوط است و تخلف از آن محال.
شطِّ شیرینِ پرشوکت
منتخبی از آثار زندهیاد استاد عباس زریاب خویی
به اهتمام دکتر میلاد عظیمی، صص ۴۳۵_۴۳۴
#پنجشنبه_ها_و_شاهنامه
برگرفته از کانال
استاد دکتر کدکنی
🌸🌸
C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─
✾ٖٖٖٖٓुؔ•💜✾ٖٖٖٖٓुؔ
🔻🔻در تلگرام:
نگارش دهم تا دوازدهم(نکاتی در مورد نگارش و نویسندگی . . .)
🆔@negareshe10
گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
🆔@GaleryeTasavireAdabi
نوازش روح، دنیایی از همه رنگ . . .
🆔@Navazesh_e_rooh
🔻🔻در ایتا:
ادبیات برتر
https://eitaa.com/joinchat/772212178Cfe078319f3
نوازش روح(دنیایی از همه رنگ)
https://eitaa.com/joinchat/2035222081C326547597e
همراه ما باشید🌹
✾ٖٖٖٖٓुؔ•💜✾ٖٖٖٖٓुؔ