signal99 | Cryptocurrency

Telegram-канал signal99 - سیگنال آزادی

5036

فضیلت انسان به آزادی است، از آزادی کوتاه بیایم که دولت ناراحت نشود؟ خب بشود (دکتر غنی نژاد) انتشار مقالات و مطالب اقتصادی، علمی و گسترش روش علمی

Subscribe to a channel

سیگنال آزادی

قیمت ۱۲ کالای اساسی تا پایان سال ثابت می‌ماند!

فقط یک سؤال کوچک: هزینه تولید این ۱۲ کالا هم تا پایان سال ثابت می‌مونه؟ اگر دستمزد، اجاره، حمل‌ونقل، انرژی، مواد اولیه و نرخ ارز تغییر کنه، چطور قیمت نهایی کالا قرار است ثابت بماند؟ اینجا دقیقاً مشکل قیمت‌گذاری دستوری خودش رو نشون می‌ده. قیمت فقط یک عدد روی برچسب نیست؛ قیمت یک سیگناله.

به تولیدکننده می‌گه تولید این کالا با این هزینه‌ها چقدر می‌صرفه و به مصرف‌کننده می‌گه منابع کمیاب کجا باید مصرف بشن. وقتی دولت می‌گه «این عدد نباید تغییر کنه»، در واقع هزینه‌ها و کمیابی رو حذف نکرده؛ فقط اجازه نمی‌ده قیمت اونا رو نشون بده.

هایک یک مسئله اساسی رو مطرح می‌کرد: اطلاعات موردنیاز برای تعیین قیمت واقعی در ذهن یک مقام دولتی متمرکز نیست؛ بین میلیون‌ها تولیدکننده، فروشنده و مصرف‌کننده پراکنده است. حالا اگر قیمت دستوری پایین‌تر از قیمت تعادلی قرار بگیره، چه اتفاقی می‌افته؟ صف، کمبود، افت کیفیت، کاهش عرضه، سهمیه‌بندی یا بازار غیررسمی.

و اگر دولت برای جلوگیری از این‌ها مجبور بشه به فروشنده یارانه بده، دوباره سؤال بعدی شروع می‌شه: این هزینه رو چه کسی پرداخت می‌کنه؟ هیچ سیاستی نمیتونه هزینه واقعی یک کالا رو ناپدید کنه. میشه قیمت رو ثابت کرد؛ اما نمی‌شود هزینه رو ثابت کرد. اقتصاد با بخشنامه از قانون کمیابی معاف نمیشه.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

یک نکته در تاریخ اقتصادی چین و تایوان هست که به نظرم ارزش فکر کردن داره. دو جامعه با ریشه تاریخی و فرهنگی مشترک، که تا میانه قرن بیستم در چارچوب یک تاریخ سیاسی مشترک قرار داشتند، بعد از ۱۹۴۹ تحت دو نظام سیاسی و اقتصادی متفاوت قرار گرفتند. اما بعد از ۱۹۴۹، دو مسیر اقتصادی متفاوت رو تجربه کردن. تایوان به سمت اصلاحات ارضی، مالکیت خصوصی، ثبات پول، توسعه بخش خصوصی و تجارت رفت.

در سال ۱۹۵۳، با اجرای برنامه‌ی «زمین برای کشاورز»، بخش بزرگی از زمین‌های کشاورزی از نظام ارباب و رعیتی خارج شد و به کشاورزانی رسید که روی همان زمین کار می‌کردند. در طرف مقابل، چینِ مائو وارد اشتراکی‌سازی و برنامه‌ریزی متمرکز شد. نتیجه؟

در تایوان، کشاورزی و بعدتر صنایع کوچک و صادرات رشد کردند و اقتصاد طی چند دهه به یکی از نمونه‌های معروف «معجزه اقتصادی شرق آسیا» تبدیل شد. بانک جهانی هم نقش اصلاحات ارضی، پس‌انداز خصوصی، سرمایه‌گذاری و رشد صنایع کوچک را در این مسیر مستند کرده است.

در چین، «جهش بزرگ به جلو» در اواخر دهه ۱۹۵۰ به قحطی بسیار گسترده‌ای منجر شد؛ برآورد تعداد قربانیان متفاوت است، اما پژوهش‌های معتبر آن را در مقیاس ده‌ها میلیون نفر قرار می‌دهند. اما بخش جالب داستان اینجاست: بعد از ۱۹۷۸، خود چین هم شروع به تغییر مسیر کرد؛ کشاورزی خانوادگی، قیمت‌ها، رقابت، سرمایه‌گذاری و ارتباط با بازارهای جهانی به‌تدریج بیشتر شد.

و رشد اقتصادی هم شتاب گرفت. پس مسئله فقط این نیست که «چینی‌ها چقدر سخت‌کوش بودند» یا «تایوانی‌ها چه فرهنگی داشتند». آدم‌ها، انگیزه‌ها و ظرفیت تولید مهم‌اند؛ اما قواعدی که این آدم‌ها داخلش تصمیم می‌گیرند هم مهم است.

به نظرم یکی از مهم‌ترین درس‌های تاریخ اقتصاد همین است: برای فهمیدن اینکه چرا یک جامعه ثروتمند می‌شود، فقط به مردمش نگاه نکن؛ به قواعد بازی هم نگاه کن. چون گاهی مسئله این نیست که مردم چه کسانی هستند؛ مسئله این است که با چه سیستمی بازی می‌کنند.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

آزادی نه‌تنها بدین معناست که فرد هم فرصت انتخاب دارد و هـم بـار آن را بر دوش می‌کشد، بلکه بعلاوه چنین معنا می‌دهد که باید پیامدهای اعمال خویش را تحمل کند و با ستایش یا نکوهش روبرو شود.

آزادی و مسؤولیت از یکدیگر جدایی ناپذیرند. جامعه آزاد قادر به کارکرد یا حفظ خود نخواهد بود مگر آنکه افرادش به حقانیت این امر قائل باشند که هر کس در موقعیتی است که از عملش نتیجه شده است، و او نیز آن موقعیت را ناشی از افعال خویش بداند و بپذیرد.

گرچه جامعه آزاد فقط به فرد فرصت می‌دهد و برآمد کوشش‌های او به اتفاقهای بیشمار بستگی خواهد داشت، اما در عین حال توجه وی را با شدت تمام به شرایطی جلب می‌کند که گویی هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد و او باید قادر به کنترل آنها باشد.

چون بناست به فرد فرصت استفاده از شرایطی داده شود که تنها به وی معلوم است، و چون قاعدتاً هیچکس دیگر نمی‌تواند بداند که آیا او بـه بهترین وجه از شرایط مذکور بهره جسته است، لذا فرض بر این است که آن شرایط نتیجه اعمال او را تعیین می‌کند، مگر خلاف آن بدیهی باشد.


فردریش فون هایک
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

وقتی تو گوگل معنی کلمه «فاشیستی» رو میزنی، در تعریفی که ارائه میده نوشته «مرتبط با راست افراطی...». در حالی که به صورت تاریخی، و حتی تا همین الان، این چپ‌ها بودند که فاشیست بودند. چون فاشیست‌ها پوست بعضی از چپ‌ها را کندند، ثابت نمی‌کنه که راست افراطی بودند. چپ فاشیست می‌شد چون اون راه انتهای دیگه‌ای نداشت. وقتی مردم به آرمان تخیلیت وقعی ننهند، مجبوری که مجبورشون کنی بنهند! با زور و خشونت. اما یک نوجوان هفده ساله این چیزها رو از کجا باید بدونه؟ اون فقط گوگل رو میشناسه. هر کلمه، هر آهنگ، هر فیلم، هر دیالوگ، هر مدخل در دائرة‌المعارف، هر تعریف در دیکشنری.. یک آجر برای ساختمان فریبه.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

سرمایه‌داران رانت‌خوار؛ چه کسانی انقلاب بلشویکی را تأمین مالی کردند؟

ایالات متحده نه یک اقتصاد کاملاً آزاد و نه یک جامعه واقعاً «سرمایه‌داری» است؛ بلکه بیشتر می‌توان آن را جامعه‌ای مبتنی بر سرمایه‌داری رفاقتی (Crony Capitalism) و دولت رفاه دانست. یعنی بسیاری از بنگاه‌های بزرگ به‌جای اینکه برای جلب رضایت مصرف‌کننده با یکدیگر رقابت کنند، برای به‌دست‌آوردن امتیازات و حمایت‌های اجباری دولت رقابت می‌کنند.

به‌خوبی مستند شده که انحصار در یک بازار آزاد واقعی نمی‌تواند به‌صورت پایدار شکل بگیرد؛ نیروهای رقابت در نهایت رقبای جدیدی را وارد هر حوزه‌ای می‌کنند، به‌خصوص زمانی که سود قابل‌توجهی در آن صنعت وجود داشته باشد. با این حال، برخی تجار هوشمند متوجه می‌شوند که می‌توانند با استفاده از دولت، رقبای خود را حتی پیش از تولد خفه کنند.

آن‌ها برای قوانینی لابی می‌کنند که موانع مصنوعی برای ورود به بازار ایجاد می‌کند، مقررات عجیب‌وغریب برای نحوه تولید وضع می‌کند، یارانه می‌دهد، مالیات‌های ویژه اعمال می‌کند یا موانع دیگری بر سر راه رقبا قرار می‌دهد. در بسیاری از موارد، «سیاسی شدن» و پیوستن به دولت برای استخراج ثروت از اقتصاد، بسیار آسان‌تر از رقابت واقعی در بازار است. رویای یک انحصارگر این است که دولت به او انحصار قانونی و اختصاصی یک صنعت را اعطا کند.

نمونه‌های زیادی از سرمایه‌داری رفاقتی در عمل وجود دارد. اما یک نمونه تاریخی به‌خصوص جالب است؛ چون نشان می‌دهد برخی انحصارگران برای به‌دست‌آوردن امتیازات دولتی تا کجا حاضرند پیش بروند. این نمونه، انقلاب بلشویکی در روسیه است. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد برخی بنگاه‌های بزرگ آمریکایی، به‌ویژه مجموعه‌های تجاری و مالی مرتبط با جان دی. راکفلر (J. D. Rockefeller) و جی. پی. مورگان (J. P. Morgan)، با استفاده از منابع مالی و نفوذ گسترده خود به تأمین مالی بلشویک‌ها کمک کردند.

اینکه آیا بلشویک‌ها بدون این کمک‌ها نیز می‌توانستند قدرت را در روسیه به دست بگیرند و بعدها اتحاد جماهیر شوروی را ایجاد کنند یا نه، همچنان محل بحث است؛ اما طبق این شواهد، این شرکت‌های بزرگ آمریکایی در این روند نقش داشته‌اند. اما چرا این بنگاه‌های ظاهراً «سرمایه‌دار» باید به انقلابیون مارکسیست و بلشویک کمک کنند؟ آیا آن‌ها واقعاً شیفته وعده‌های کمونیسم شده بودند؟ احتمالاً نه.

برخی از شرکت‌هایی که به بلشویک‌ها کمک کردند، همزمان به دشمنان آن‌ها نیز کمک می‌کردند؛ ظاهراً با این هدف که صرف‌نظر از اینکه کدام طرف پیروز می‌شود، بتوانند در ساختار قدرت آینده نفوذ داشته باشند.
سرمایه‌داران انحصارطلب به‌خوبی متوجه بودند که یک اقتصاد ناکارآمد، سوسیالیستی و تحت کنترل کامل دولت می‌تواند برای آن‌ها یک بازار کاملاً تحت سلطه و بدون رقابت ایجاد کند؛ البته به شرطی که رابطه خوبی با صاحبان قدرت سوسیالیست داشته باشند.

در چنین شرایطی، انحصارگران می‌توانند به‌راحتی از دولت تمامیت‌خواه «حمایت» دریافت کنند و از مصرف‌کنندگانی که مجبورند از آن‌ها خرید کنند، سود ببرند؛ چون گزینه جایگزینی در بازار وجود ندارد. این رابطه زمانی جذاب‌تر می‌شود که بازار موردنظر به بزرگی روسیه باشد. بنابراین، اتحاد میان این دو گروه که در ظاهر دشمن یکدیگر به نظر می‌رسند، آن‌قدرها هم عجیب نیست. این وضعیت شباهت زیادی به شکل‌گیری سیستم فدرال رزرو نیز دارد.

موری راتبارد در تاریخ خود درباره فدرال رزرو توضیح می‌دهد که همین منافع انحصاری ــ که بخش بزرگی از آن‌ها حول مورگان‌ها و راکفلرها شکل گرفته بود ــ برای ایجاد سیستم فدرال رزرو فشار آوردند. این سیستم در داخل آمریکا نوعی انحصار بانکی برای آن‌ها ایجاد کرد؛ مشابه انحصاری که طبق این روایت، آن‌ها تلاش کردند در روسیه نیز به دست آورند. البته باید میان سرمایه‌داران انحصارطلب و سرمایه‌داران طرفدار بازار آزاد تمایز قائل شد. انحصارگران ممکن است صاحب کسب‌وکار باشند، اما ثروت آن‌ها الزاماً حاصل جلب رضایت مصرف‌کننده نیست؛ بلکه بخش مهمی از آن به قدرت و امتیازات دولتی وابسته است. ادامه متن

ترجمه شده از سایت میزس
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

هنکه: تورم ایران به 144% رسیده است!

«استیو هنکه»، اقتصاددان آمریکایی، در برآورد جدید خود می‌گوید نرخ تورم سالانه ایران به 144% رسیده و ادامه همزمانِ رشد نقدینگی، کسری بودجه، افت ارزش ریال و افزایش انتظارات تورمی می‌تواند خطر ورود اقتصاد به یک چرخه تورمی بسیار شدید را افزایش دهد.

چرخه تورمی چطور شکل می‌گیرد؟
فرار بیشتر از ریال ← افزایش انتظارات تورمی ← رشد بیشتر قیمت‌ها ← افزایش تقاضا برای کالا و دارایی ← فرار مردم از پول نقد ← کاهش ارزش ریال


یک چرخه خودتقویت‌شونده که در آن، هر مرحله می‌تواند مرحله بعدی را شدیدتر کند.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

اولین ایران چک ۱۰۰ هزار تومنی سال ۸۷ منتشر شد و اون سال معادل ۱۰۵ دلار ارزش داشت و الان حتی نیم دلار هم ارزش نداره! اون سال با یک برگ ایران چک میشد یه نیم سکه خرید الان با هزار برگ ایران چک ۱۰۰ هزار تومنی هم نمیشه یه نیم سکه خرید.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

ایراد اصلی روشنفکران این نبود که طرح و برنامه برای توسعه نداشته باشند، بلکه برعکس ایراد کارشان این بود که زیادی طرح و برنامه داشتند!

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

خرید آیفون ۱۷ پرو مکس در کشورهای مختلف چقدر زمان میبره؟

قدرت خرید مردم در کشورهای مختلف تفاوت چشمگیری داره، از تنها ۳ روز کاری در لوکزامبورگ و سوئیس تا حدود ۱۶۰ روز در هند.

اما وضعیت ایران از همه عجیب‌تره ؛ با حقوق پایه ۲۰ میلیون تومان، خرید این گوشی حدود ۴۳۷ روز کاری زمان میبره ؛ یعنی نزدیک به ۲۱.۵ ماه، به شرطی که تمام حقوق صرف خرید گوشی بشه.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

پایان حکومت از نظر لاک، معمار لیبرالیسم مدرن کجاست؟

پنجمین قسمت از «پرونده لیبرالیسم» به اندیشه‌های جان لاک، یکی از مهم‌ترین بنیان‌گذاران لیبرالیسم، می‌پردازد. لاک با تکیه بر تجربه‌گرایی، انسان را موجودی عاقل و برخوردار از حقوق طبیعی می‌داند؛ حقوقی که شامل حیات، آزادی و مالکیت است و پیش از تشکیل حکومت نیز وجود دارد.

او معتقد است در وضعیت طبیعی، انسان‌ها آزاد و برابرند، اما برای جلوگیری از ناامنی و اجرای بی‌طرفانه قانون، با رضایت خود جامعه سیاسی و حکومت را تشکیل می‌دهند.

از نگاه لاک، مشروعیت حکومت تنها از رضایت مردم سرچشمه می‌گیرد و هدف اصلی آن حفظ جان، آزادی و مالکیت شهروندان است. مالکیت نیز از ترکیب کار انسان با منابع طبیعی پدید می‌آید و سنگ‌بنای نظم اقتصادی است. اگر حکومت از قانون فراتر رود، به استبداد تبدیل شود یا حقوق مردم را نقض کند، مردم حق مقاومت و تغییر حکومت را دارند.

در پایان، اپیزود به نقد دیوید هیوم بر نظریه قرارداد اجتماعی می‌پردازد؛ هیوم منشأ حکومت را نه قرارداد، بلکه عادت، منفعت عمومی و واقعیت تاریخی قدرت می‌داند.

پژوهش و اجرا: فاطمه نصیری
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

چگونه قانون از پادشاه مهم‌تر شد؟

چهارمین قسمت از «پرونده لیبرالیسم» به بررسی مسیر شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ لیبرالیسم، یعنی انقلاب شکوهمند انگلستان در سال ۱۶۸۸ می‌پردازد؛ انقلابی که با محدود کردن قدرت پادشاه و تثبیت نقش پارلمان، پایه‌های حکومت مبتنی بر قانون، مالکیت خصوصی و آزادی‌های مدنی را بنا گذاشت.

این قسمت نشان می‌دهد چگونه ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی انگلستان؛ از رشد تجارت و شهرنشینی تا شکل‌گیری طبقه متوسط و اقتصاد بازارمحور، زمینه ظهور یک نظم سیاسی جدید را فراهم کردند. بحران اصلی زمانی آغاز شد که جیمز دوم تلاش کرد قدرت سلطنت را متمرکز کند و بدون رضایت پارلمان حکومت کند.

دعوت از ویلیام اورانژ و پیروزی انقلاب شکوهمند، مفهوم مشروعیت سیاسی را تغییر داد: قدرت دیگر از حق الهی پادشاه نمی‌آمد، بلکه به قانون و رضایت نهادهای نمایندگی وابسته شد. تصویب منشور حقوق، محدود شدن قدرت شاه، استقلال بیشتر قانون، آزادی مطبوعات و شکل‌گیری نهادهای مالی جدید، پایه‌های سیاسی و اقتصادی لیبرالیسم مدرن را بنا گذاشت.

پژوهش و اجرا: فاطمه نصیری
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

اگر ١۵ سال پیش ۱۰۰۰ دلار سرمایه‌گذاری میکردید امروز چقدر ارزش داشت؟

بیتکوین: ۹ میلیون دلار.
انویدیا: ۷۳۵ هزار دلار.
تسلا: ۲۳۱ هزار دلار.
اپل: ۲۹ هزار دلار.
طلا: ۲ هزار دلار.
ریال ایران: ۵ دلار !!!


کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

چپ‌ها فاشیسم را از جناح چپ سياسی برداشتند و به راست منتقل کردن. فاشیسم صراحتا، سوسیالیستی بود.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

مصدق دموکرات

غالباً دیکتاتورها، آن زمانی که دیکتاتوری‌تر از همیشه رفتار می‌کنند، هرچه بیشتر ادای پروسه‌های دموکراتیک را در می‌آورند. مثلاً، رای‌های بالای ۹۹درصدی را در کره شمالی یا در سوریه اسد در نظر بگیرید! البته انصاف دهیم، ندیده‌ام کسی از طرفداران پهلوی رضاشاه را دموکرات بداند! اما مصدق را بسیاری دموکرات می‌دانند...

در میان انواع اقدامات او یک مورد به عنوان اقدامی با بزک دموکراتیک، ولی کاملاً مستبدانه خوش می‌درخشد: رفراندوم برای انحلال مجلس هفدهم. رفراندومی که هیچ وجه قانونی در قانون اساسی نداشت و هیچ سابقه‌ای در نظام سیاسی ایران. بسیار عجولانه، و بدون رای‌گیری در مجلس و‌ مشخص بود که هدف از رفراندوم فقط تامین عذر برای انحلال غیرقانونی مجلس بود. نحوه اجرای آن از هر گونه موازین دموکراتیک دور بود (از جدا بودن مکانِ صندوق‌های آری و نه، ترساندن و هجمه به کسانی که می‌خواستند پای صندوق رای منفی بروند، در تفاوت روز همه‌پرسی در تهران با بقیه شهرها و ...)

کافی است فقط نگاهی به نتیجه این رفراندوم بیندازیم: تقریباً صددرصد شرکت‌کنندگان (بالای ۹۹ درصد!) رای مثبت دادند. اینگونه نتایج فقط از صندوق‌های رای دیکتاتورها در می‌آید! مثلا در سوییس که مرتباً رفراندوم اجرا می‌شود، حتی یک رفراندوم نمی‌توانید بیابید که نتیجه‌اش به چنین عددی نزدیک شود.

مجلس هفدهم، از اول تا انجامش، عجایب خلقتی بود! از ابتدایش که دولت مصدق، یعنی مجری انتخابات، این انتخابات را نیمه‌تمام گذاشت، چون فهمیدند که اگر انتخابات تکمیل شود بسیاری از نمایندگان مخالف مصدق وارد مجلس می‌شوند. عذرشان: «دخالت دربار و ثروتمندان محلی در انتخابات»! حاصلش شد مجلسی فقط با ۸۰ نماینده، و بدون حضور نماینده از بسیاری از شهرهای کشور.

در همان ابتدا، بر خلاف قانون اساسی که شاه را فرمانده کل نیروهای نظامی دانسته بود، مصدق اختیار کامل وزارت جنگ را درخواست کرد. وقتی شاه مخالفت کرد، استعفا داد، و همان مجلس به احمد قوام رای اعتماد داد. طرفداران مصدق اعلام قیام کردند و مردم را به خیابان آوردند (و در این داستان حزب توده که آن زمان متشکل‌ترین ساختار را داشت بسیار موثر عمل کرد). یعنی دموکراسی را خیابانی و توده‌ای کردند! شاه مجبور شد به خواسته مصدق تن در دهد.

بعد از آن، ماه عسل مصدق و‌ مجلس شروع شد، و در انجام هیچ کاری که مخالف روح دموکراسی و مشروطه بود، تردیدی به خود نمی‌دادند: به دولت مصدق اختیارات قانونگذاری که بنابر قانون اساسی در انحصار مجلس بود را تفویض کردند. قانون مصادره اموال احمد قوام (آن دولتمرد خادم) را تصویب کردند. قانون بخشش و آزادی قاتل نخست‌وزیر پیشین، یعنی رزم‌آرا، را تصویب کردند و قاتلش را قهرمان نامیدند. در اقدامی عجیب، با یک رای ساده رای به انحلال همتای قانونی خود یعنی مجلس سنا دادند.

ولی وقتی با سیاست‌های مصدق اوضاع اقتصادی بسیار سریع رو به تباهی نهاد و نمایندگان فهمیدند که همراهی با مصدق احتمالا به ناکجاآباد خواهد انجامید، سر ناسازگاری گذاستند. با همه کنار آمدن‌ها و اختیارات بی‌سابقه‌ای که مجلس به مصدق داده بود، به یکباره همان مجلس شد «عامل انگلیس»! بنابر قانون اساسی، فقط شاه می‌توانست مجلس را منحل کند. پس مصدق، مثل همیشه، در عوض تمکین به قانون یک شعبده دیگر از آستین درآورد: رفراندم! و شد آنچه شد!

گروه‌های چپ، طرفداران مصدق و نظام جمهوری اسلامی در تاریخ‌نگاری ۲۸ مرداد بسیار یکطرفه و جانبدارانه عمل کرده‌اند. مثلاً، صحبت از فرمان عزل نخست‌وزیر که می‌شود، نمی‌توانند آن را خلاف قانون اساسی مشروطه بدانند (که در آن، به وضوح و بلاشرط، عزل هر وزیری از اختیارات شاه شمرده شده)، پس فوری سخن از «روح مشروطه» و «سنت مشروطه» می‌کنند. انگار که اقدامات مصدق، جبهه ملی و مجلس هفدهم با روح یا سنت مشروطه می‌خواند.

یا به سبب آنکه آمریکا در بازگرداندن شاه به قدرت نقش داشت، او را عامل و نوکر آمریکا می‌خوانند، ولی همین منطق در مورد کمک حزب توده (که تقریباً به تمامی در خدمت شوروی بودند) در قدرت یافتن مصدق فراموش می‌شود. مانند همین الان که کوچکترین تلاش برای رابطه خوب با آمریکا انواع انگ‌های «غربزدگی»، «اجنبی‌پرستی» و مانند آن را دریافت می‌کند، ولی برای هرگونه کرنش و خشوع و نوکری در مقابل چین و‌ روسیه مشکلی نمی‌بینند.

در واقع، تصویری که تاریخ‌نگاری غالب از مخالفین مصدق در آن هفته آخر مرداد در ذهن‌ها ساخته، عبارت است از جمعی لات عربده‌کش، زنان شهرنویی خریداری شده با پول آمریکا و تعدادی نظامی. در حالیکه چه طرفداران و‌ چه مخالفان مصدق از همه جور مردمی بودند. حالا بگذریم از این نکته که فاحشه‌های شهر نو بسیار شریف‌تر از فداییان اسلام بودند.

منبع: کانال قجرنامه
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

تلـقـی هـرگـونـه سـازش سـیـاسـی در روابط بین‌المللی به عنوان تسلیم استقلال کشور به بیگانگان، بخشی از میراث شوم و پوپولیستی مصدق است.

دکتر موسیٰ غنی‌نژاد
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

به دستور بانک مرکزی، نمایش نمودار قیمت تتر در صرافی‌ها متوقف شده. احتمالاً زمستون هم وقتی گاز کم اومد و ملت دارن یخ میزنن، نمایش عدد دماسنج رو ممنوع کنن. چون با عقل اینا، وقتی دما رو نشون ندی، هوا دیگه سرد نیست. بعدش هم احتمالاً برای حل مشکل تورم، نمایش قیمت کالاها رو ممنوع می‌کنن. لابد با خودشون گفتن؛ اقتصاد که درست نشد، حداقل آمارش رو نبینیم.

➖➖➖➖➖➖➖➖
@Reza_Ghanipur

Читать полностью…

سیگنال آزادی

بدون مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید، قیمت‌های واقعی در بازار شکل نمی‌گیرند؛ بدون قیمت‌ها، محاسبهٔ اقتصادی ناممکن است؛ و بدون محاسبه، اقتصادی پیچیده توان آن را نخواهد داشت که منابع کمیاب را به شیوه‌ای عقلانی تخصیص دهد. برنامه‌ریزان مرکزی می‌توانند فرمان صادر کنند، اما هرگز نمی‌توانند هزینهٔ واقعی آن فرامین را دریابند. این نه یک ترجیح سیاسی، بلکه مرزی منطقی و انکارناپذیر است.

میزس
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

فاشیسم؛ واقعاً راست افراطی؟

یک سؤال ساده: اگر فاشیسم یک ایدئولوژی جمع‌گرا، ضد فردگرایی، ضد آزادی‌های فردی و طرفدار دولت قدرتمند و مداخله‌گر است، چرا باید حتماً آن را «راست افراطی» بدانیم؟ جواب رایج این است: «چون فاشیست‌ها با کمونیست‌ها و مارکسیست‌ها دشمن بودند.» خب؟ از چه زمان دشمنی با یک ایدئولوژی، تو را به نقطه مقابل آن ایدئولوژی تبدیل می‌کند؟

شوروی و چین کمونیستی با یکدیگر اختلاف‌های جدی داشتند. جریان‌های مختلف سوسیالیستی و کمونیستی هم بارها یکدیگر را دشمن خودشان دانسته‌اند. آیا صرفاً به خاطر این اختلاف‌ها، یکی از آنها دیگر چپ محسوب نمی‌شود؟ این منطق، منطق درستی نیست.

موسولینی فعالیت سیاسی‌اش را به‌عنوان یک سوسیالیست شروع کرد و حتی در حزب سوسیالیست ایتالیا فعالیت داشت. در جریان جنگ جهانی اول از سوسیالیست‌ها جدا شد و بعدها به ملی‌گرایی رسید. اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد: ملی‌گرایی به‌خودی‌خود فاشیسم نیست. ملی‌گرایی می‌تواند کاملاً با آزادی فردی، مالکیت خصوصی، حاکمیت قانون و لیبرالیسم سیاسی کنار هم قرار بگیرد.

مسئله زمانی عوض می‌شود که ملی‌گرایی با اقتدارگرایی، سرکوب مخالف، نفی آزادی فردی و قرار دادن ملت و دولت بالاتر از حقوق فرد ترکیب شود. فاشیسم یکی از شکل‌های افراطی همین ملی‌گرایی اقتدارگراست؛ نه اینکه هر ملی‌گرایی فاشیستی باشد. و اینجا یک سؤال مهم‌تر مطرح می‌شود... اگر فاشیسم در مهم‌ترین مسئله سیاسی یعنی رابطه فرد و قدرت، به‌شدت جمع‌گرا و اقتدارگراست، آیا یک برچسب ساده مثل «راست افراطی» واقعاً برای فهمیدن آن کافی است؟ به نظرم نه.

چون مشکل از جایی شروع می‌شود که «چپ و راست» را مثل یک خط یک‌بعدی ببینیم. مسئله دقیقاً همین‌جاست. اگر می‌خواهیم علمی نگاه کنیم، نباید یک برچسب را با یک ویژگی تعریف کنیم. باید ببینیم این سیستم با فرد، مالکیت، بازار، دولت، مخالف سیاسی و قدرت چه می‌کند. فاشیسم تاریخی نه مدافع بازار آزاد به معنای لیبرال آن بود و نه به سنت کلاسیکِ محافظه‌کاری محدود می‌شد. در عمل، دولت نقش بسیار پررنگی در اقتصاد داشت، منافع و مالکیت خصوصی را تا جایی می‌پذیرفت که با اهداف دولت و ملت تعارض پیدا نکند، و اقتصاد را تحت اهداف سیاسی و ملی قرار می‌داد.

فاشیسم صراحتاً فرد را تابع ملت می‌کند. حتی منابع تاریخی معتبر هم تأکید می‌کنند که فاشیسم ملت را بر فرد مقدم می‌داند و فردگرایی و حقوق فردی را رد می‌کند. پس سؤال من این نیست که: «چرا فاشیسم را راست می‌نامند؟» سؤال دقیق‌تر این است: وقتی یک ایدئولوژی در مهم‌ترین مسئله سیاسی یعنی رابطه فرد و قدرت، به‌شدت جمع‌گرا و اقتدارگراست، آیا یک برچسب ساده مثل «راست افراطی» واقعاً برای فهمیدن آن کافی است؟ به نظرم نه.

و یک اشتباه بزرگ‌تر «فاشیسم ضد مارکسیسم است، پس راست است.» این تقریباً مثل این است که بگوییم: «لیبرالیسم با کمونیسم مخالف است، پس لیبرالیسم هم راست افراطی است.» نه. مخالفت با یک ایدئولوژی، تعریف ایدئولوژی تو نیست. برای شناخت یک نظام باید ببینیم: چه چیزی را مقدس می‌کند؟ فرد را در برابر دولت چه‌قدر آزاد می‌گذارد؟ چه کسی قدرت را در اختیار دارد؟ مالکیت خصوصی چه جایگاهی دارد؟ دولت چه اندازه در اقتصاد و زندگی مردم دخالت می‌کند؟ مخالف سیاسی چه حقی دارد؟ و در نهایت، فرد در برابر «جمع» چه جایگاهی دارد؟

اگر این سؤال‌ها را بپرسیم، متوجه می‌شویم که تاریخ سیاسی خیلی پیچیده‌تر از این است که همه‌چیز را روی یک خط «چپ ← راست» بچپانیم. من حتی یک قدم جلوتر می‌روم: هیچ ایدئولوژی نباید اجازه داشته باشد خودش معیار سنجش خودش باشد. اینکه یک جریان خودش را «آزادی‌خواه»، «مردمی»، «دموکراتیک» یا «برابرطلب» بنامد، هیچ‌کدام چیزی را ثابت نمی‌کند. باید ببینیم در عمل چه ساختاری ساخته است.
چون ممکن است روی کاغذ وعده حذف طبقات بدهی، اما در عمل یک طبقه ممتاز سیاسی بسازی.

شاید یکی از مهم‌ترین مهارت‌های فکری همین باشد که هر تعریفی را که آماده تحویلمان می‌دهند، قبل از پذیرفتن، یک بار خودمان باز کنیم و ببینیم واقعاً چه چیزی داخل آن گذاشته‌اند. ممکن است از «آزادی مردم» حرف بزنی، اما در عمل آزادی فرد را قربانی آرمان جمعی کنی. ممکن است از «ملت» حرف بزنی، اما به اسم ملت تمام مخالفانت را سرکوب کنی. و اینجاست که به نظرم باید از حفظ کردن برچسب‌ها فاصله بگیریم و شروع کنیم به فکر کردن.

رضا غنی پور
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

تالار شرارت: فیدل کاسترو

اگر تعداد کشته‌های لنین، استالین، هیتلر، مائو و پل پوت را در نظر بگیریم، فیدل کاسترو در مقایسه رقم کوچکی است. اما او همچنان جایگاهی ثابت در «تالار شرارت» قرن بیستم دارد.

چرا؟ او تمام ملت کوبا را زندانی کرد. او اقتصاد کشور را نابود کرد؛ میلیون‌ها نفر را فقیر کرد و خودش را ثروتمند. او مخالفان سیاسی را بازداشت، شکنجه و اعدام کرد.

او با شور و حرارت، ایدئولوژی مارکسیستی‌اش را در سراسر آمریکای مرکزی، جنوبی و بخش‌هایی از آفریقا صادر کرد؛ و مرگ و رنج را به خارج از مرزهای خودش گسترش داد.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

از پلیدی ها استبداد این است که شریف زیستن را مدام دشوارتر میکند. استبداد کارش این است که هروز آدم های بیشتری را مجبور به انتخاب بین شرافت و آسایش کند.

واتسلاو هاول

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

سوئد… دیگر آن بهشت سوسیالیستی دیروز نیست.

کشوری که دهه‌ها نماد دولت رفاه «از گهواره تا گور» بود، با مالیات‌های ۹۰ درصدی و اقتصادی تحت کنترل کامل دولت، امروز در سکوتی شگفت‌انگیز، یکی از جسورانه‌ترین چرخش‌های سرمایه‌داری جهان را رقم زده است.

فرید زکریا در جدیدترین روایت خود پرده از این دگرگونی برمی‌دارد:

پس از بحران سهمگین اوایل دهه ۱۹۹۰، سوئد تصمیم گرفت از مدل قدیمی خود عبور کند.

مالیات بر درآمدهای بالا از نزدیک ۹۰ درصد به حدود ۵۰ درصد رسید. نیمی از کلینیک‌های بهداشت اولیه خصوصی شدند.

یک‌سوم دبیرستان‌ها به بخش خصوصی سپرده شدند و حتی شرکت‌های مدرسه‌داری وارد بورس شدند.

هزینه‌های اجتماعی دولت به ۲۴ درصد تولید ناخالص داخلی کاهش یافت؛ نزدیک به آمریکا و بسیار کمتر از فرانسه و ایتالیا.

بدهی دولتی تنها ۳۶ درصد GDP است، در حالی که آمریکا از ۱۲۰ درصد گذشته است.

با جمعیتی کمتر از ۱۱ میلیون نفر، سوئد به کارخانه تولید یونیکورن‌های فناوری تبدیل شده است: اسپاتیفای، اسکایپ، کلارنا و ده‌ها شرکت میلیارد دلاری دیگر.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

مردی که اسلام سیاسی را در ایران مسلح کرد

نواب صفوی نام اصلی‌اش مجتبی میرلوحی بود؛ متولد ۱۳۰۴ در تهران. مدتی در نجف تحصیل کرد و در جوانی وارد فعالیت سیاسی ـ مذهبی شد. در حدود ۲۱ سالگی، در ۱۳۲۴، فدائیان اسلام را تشکیل داد. هدف فقط دفاع از اسلام یا فعالیت مذهبی نبود. نواب دنبال اسلامی‌کردن ساختار جامعه و حکومت بود. در سال ۱۳۲۹ نیز برنامه‌ای برای «حکومت اسلامی» ارائه کرد. سازمانش برای رسیدن به اهدافش از ترور سیاسی و خشونت استفاده میکرد.

فدائیان ابتدا در فضای نهضت ملی نفت با نیروهای مخالف شاه و بریتانیا همکاری داشتند، اما عضو جبهه ملی نبودند. بعد از نخست‌وزیری مصدق، نواب انتظار داشت حکومت به سمت اجرای شریعت برود و اعضای فدائیان آزاد شوند. وقتی این اتفاق نیفتاد، رابطه به دشمنی رسید. فدائیان حتی در طرح ترور حسین فاطمی نقش داشتند.

مهم‌ترین نقطه شروع خشونت سازمان‌یافته فدائیان ترور احمد کسروی، روشنفکر و نویسنده سکولار به همراه منشی او  با ضربات متعدد چاقو بود. فدائیان در ترور یا سوءقصد علیه چهره‌هایی مثل: احمد کسروی، عبدالحسین هژیر، رزم‌آرا، حسنعلی منصور، حسین علاء و ... نقش داشتند.

پس از ترور احمد کسروی در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴، سید حسین طباطبایی قمی از نجف به نخست‌وزیر احمد قوام تلگرافی زد و خواستار آزادی سریع ضاربان شد و نگرانی خودش را از عدم تقدیر دولت از «شجاعت ضاربان کسروی» بیان کرد. سرانجام ضاربان زیر فشار علما و رهبران مذهبی و بازاریان بانفوذ، پس از محاکمه کوتاهی، آزاد شدند.

پیشتر در آن دوره، مرجع تقلید وقت شیعه سید حسین طباطبایی بروجردی، جمعیت فدائیان اسلام را مایهٔ ننگ شیعه دانسته و حضور آنان در حوزهٔ علمیهٔ قم را ممنوع کرده بود.

مصدق و کاشانی، اشکارا در ترور رزم ارا متحد سیاسی فدائیان بودند، اما اقای بروجردی گامی در حمایت از مصدق و جریان ملی شدن نفت برنداشتند. به صراحت گروه فداییان اسلام را هم طرد نمودند و در درخواست برای کمک و وساطت جهت رهایی نواب از اعدام، گفتند ما وساطتت قاتل را نمی کنیم.

فدائیان شدیداً با نفوذ بریتانیا مخالف بودند و از ملی‌شدن نفت حمایت کردند. اما داستان ساده نیست: آنها ملی‌شدن نفت را لزوماً به‌عنوان یک پروژه ملی‌گرای سکولار نمی‌خواستند؛ هدف نهایی‌شان حکومت اسلامی بود. این گروه بارها توسط سرویس‌های جاسوسی بریتانیا مورد استفادهٔ ابزاری واقع شد.

نواب و کاشانی از نخستین جریان‌های مذهبی ایران بودند که مسئله فلسطین را به موضوع مهمی برای بسیج سیاسی تبدیل کردند. آنها علیه تقسیم فلسطین و حمایت بریتانیا از اسرائیل فعالیت می‌کردند. در ۱۹۵۴، نواب به اردن و سپس مصر رفت و با رهبران اخوان دیدار کرد و با سید قطب ارتباط برقرار کرد. برخی منابع حتی می‌گویند سفر او به دعوت قطب انجام شد.

روایت‌هایی وجود دارد که نواب و خمینی رابطه نزدیکی داشتند و نواب در دهه ۱۳۲۰ به قم می‌رفت و با خمینی دیدار می‌کرد. خامنه‌ای خودش روایت کرده که در ۱۳۳۱ یا ۱۳۳۲، وقتی نوجوان بود، نواب صفوی به مشهد آمد و در مدرسه سلیمان‌خان سخنرانی کرد. خامنه‌ای از این دیدار به‌عنوان یک نقطه عطف یاد کرده و گفته بود: «اولین آتش» را نواب در دل او روشن کرد.

اما داستان اسلام سیاسی در ایران با نواب صفوی تمام نشد؛ او فقط یکی از حلقه‌های زنجیره‌ای بود که چند دهه بعد، ایران را به نقطه‌ای رساند که دیگر بازگشتی از آن وجود نداشت.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

آیت‌الله سلطانی طباطبایی:

نواب صفوی مردم را تهدید می‌کرد که باید فلان مقدار پول (به گروهک فداییان اسلام) بدهید وگرنه سر و کارتان با خنجر و اسلحه است؛
آیت‌الله بروجردی از این‌کارها می‌رنجید، اما ‎نواب صفوی معتقد بود پیامبر این عمل را جایز می‌شمارد.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

چگونه تجارت، آزادی را تقویت می‌کند؟ لیبرالیسم از نگاه دیوید هیوم

دنیای اقتصاد:‌ ششمین قسمت از پرونده «لیبرالیسم»، به بررسی آرا افکار دیوید هیوم پرداخته است.

دیوید هیوم، فیلسوف تجربه‌گرا و شکاک معتدل، شناخت انسان را بر پایه تجربه و احتمال می‌داند و معتقد است یقین درباره امور واقع در دسترس ما نیست. در اقتصاد، او قدرت واقعی جامعه را نه در طلا و نقره، بلکه در انسان‌ها، تولید، تجارت و صنعت می‌داند. از نظر او تجارت و تجمل می‌توانند موجب افزایش تولید، مهارت، دانش، رفاه و حتی آزادی سیاسی شوند؛ زیرا شکل‌گیری طبقه متوسط از تمرکز قدرت در دست پادشاه و اشراف جلوگیری می‌کند.

هیوم همچنین پول را در بلندمدت خنثی می‌داند، اما افزایش موقت آن را محرک تولید و فعالیت اقتصادی می‌شمارد. در اخلاق، او عقل را به‌تنهایی ناتوان از ایجاد انگیزه می‌داند و احساسات، همدلی و تجربه اجتماعی را پایه قضاوت اخلاقی معرفی می‌کند.

عدالت نیز محصول قواعدی است که از تجربه زندگی جمعی شکل بیرون آمده. در نهایت، هیوم معتقد است هیچ نسخه ثابت و همگانی برای خوشبختی وجود ندارد و هر انسان باید با توجه به طبیعت، احساسات و تجربه خود، شیوه زندگی مناسبش را پیدا کند.

نسخه کامل در تلگرام
نسخه کامل در یوتیوب
لینک شنیداری در castbox
لینک شنیداری در تلگرام

پژوهش و اجرا: فاطمه نصیری

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

موسی غنی نژاد: شریعتی یک شیاد بود.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

آیا هوش مصنوعی می‌تواند آگاه شود؟

اکونومیست: پرسش اصلی این نیست که AI چقدر باهوش شده؛ بلکه این است که آیا ممکن است پشت این رفتارهای پیچیده، چیزی شبیه تجربه ذهنی و آگاهی واقعی وجود داشته باشد یا نه.

مشکل اینجاست که حتی درباره خود انسان هم هنوز تعریف کاملاً پذیرفته‌شده‌ای از آگاهی نداریم. نمی‌دانیم دقیقاً چه چیزی باعث می‌شود یک سیستم نه‌تنها اطلاعات را پردازش کند، بلکه تجربه‌ای از «بودن» داشته باشد.

یک دیدگاه می‌گوید آگاهی محصول ویژگی‌های خاص مغز و بدن موجودات زنده است. از این منظر، یک مدل زبانی هرچقدر هم پیچیده باشد، اگر فاقد بدن، نیازهای زیستی، محیط واقعی و فشارهای تکاملی باشد، دلیلی نداریم که آن را آگاه بدانیم.

در مقابل، دیدگاه دیگری می‌گوید شاید جنس ماده مهم نباشد؛ بلکه نوع سازمان‌یافتگی سیستم مهم باشد. اگر آگاهی از نوع خاصی از پردازش اطلاعات و ارتباط میان اجزا به وجود بیاید، از نظر منطقی نمی‌توان از قبل گفت که این پدیده فقط در مغز بیولوژیکی ممکن است.

یکی از مشکلات اساسی هم این است که رفتار هوشمندانه لزوماً به معنی آگاهی نیست. یک AI می‌تواند درباره ترس، درد، عشق یا خودش صحبت کند، بدون اینکه بدانیم واقعاً چیزی را تجربه می‌کند یا صرفاً در تولید زبان بسیار خوب است.

و اینجاست که مسئله جدی می‌شود: اگر روزی AI ادعا کند که «من آگاه هستم»، ما چطور می‌توانیم بفهمیم واقعاً آگاه است یا فقط آن‌قدر خوب زبان را تقلید می‌کند که ما چنین برداشتی پیدا کنیم؟

حتی قبل از اینکه پاسخ این سؤال را پیدا کنیم، ممکن است انسان‌ها از نظر عاطفی به AI وابسته شوند و برای آن شخصیت، احساس و حتی حقوق قائل شوند. بنابراین شاید پیامد اجتماعیِ نسبت دادن آگاهی به AI، زودتر از اثبات علمی خود آگاهی ظاهر شود. این نگرانی هم در بازتاب‌های منتشرشده درباره مقاله برجسته شده است.

نتیجه مقاله هم بیشتر یک علامت سؤال است تا یک پاسخ قطعی: ما هنوز نمی‌دانیم آگاهی دقیقاً چیست؛ بنابراین نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم AI هرگز آگاه نخواهد شد. اما از طرف دیگر، رفتار پیچیده و زبان انسانی هم به‌تنهایی مدرکی برای وجود آگاهی نیست.

و شاید سؤال مهم‌تر این باشد:

اگر روزی ماشینی آن‌قدر شبیه یک انسان رفتار کند که نتوانیم تفاوت را تشخیص دهیم، آیا هنوز هم می‌توانیم با اطمینان بگوییم «هیچ آگاهی‌ای در آن وجود ندارد»؟


این بخش آخر، به نظرم جذاب‌ترین قسمت ماجراست؛ چون بحث را از «آیا AI واقعاً آگاه است؟» به یک سؤال عمیق‌تر می‌برد: ما اصلاً از کجا می‌فهمیم موجود دیگری آگاه است؟ و اینجاست که بحث AI عملاً از مهندسی وارد فلسفه ذهن و علوم اعصاب می‌شود.

کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

اولین حکومت لیبرال

سومین قسمت از «پرونده لیبرالیسم» به بررسی ویژگی‌های مختلف نخستین حکومت لیبرال جهان، یعنی هلند قرن هفدهم پرداخته است.

در این زمان که اروپا زیر سلطه پادشاهان مطلقه و کلیسا اداره می‌شد، جمهوری هلند با رد سلطنت مطلقه، ساختاری غیرمتمرکز، جمهوری‌خواهانه و نمایندگی ایجاد کرد که قدرت را بین استان‌ها، شهرها و مجالس محلی پخش کرده بود.

این مدل از حکومت بر پایه تساهل مذهبی، آزادی بیان، مالکیت خصوصی، اقتصاد بازار آزاد و جدایی نسبی دین از سیاست بنا شده بود.
میتوان گفت که بورس آمستردام، به عنوان نخستین بورس سهام در جهان و همچنین بانک آمستردام از جمله مهم‌ترین نماد‌های اقتصاد این کشور بودند.

جمهوری هلند در این قرن، با جذب مهاجران که در میان آن‌ها افرادی مانند دکارت نیز حضور داشتند، به پناهگاه آزادی تبدیل شد و نشان داد که آزادی سیاسی و مذهبی نه تنها با ثروت و نوآوری تعارضی ندارد، بلکه موتور اصلی پیشرفت است. بنابراین می‌توان گفت که هلند پیش از انگلستان و آمریکا، نخستین آزمایش موفق حکومت لیبرال را اجرا کرد. لینک شنیداری

پژوهش و اجرا: فاطمه نصیری
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

مرز قدرت کجاست؟ زایش نظم مدرن از فرمان شاه تا قرارداد انسان‌ها

دومین قسمت از «پرونده لیبرالیسم» در برنامه «دی-کست»، نشان می‌دهد لیبرالیسم نه از دل ثبات، بلکه از دلِ آشوب و تلاش برای مهار قدرت زاده شد. مگناکارتا نخستین سندی که اعلام کرد پادشاه هم باید قانونمند باشد و هیچ‌کس نباید بدون حکم قانونی زندانی یا از حقوق خود محروم شود.

همچنین در این اپیزود به اندیشه توماس هابز پرداخته شده است. فیلسوفی که گفت برای فرار از ترس و هرج‌ومرج، انسان‌ها با هم قرارداد می‌بندند و یک قدرت مرکزی می‌سازند تا امنیت را تضمین کند. این قسمت از «پرونده لیبرالیسم» رابطه‌ی میان «محدود کردن قدرت» و «ضرورت اقتدار» را به‌عنوان دو رکن اصلی پیدایش لیبرالیسم روایت می‌کند.

در قسمت بعدی این برنامه شکاف میان جریان‌های فکری روشنگری رادیکال و روشنگری میانه‌رو و همچنین ساز و کارهای سیاسی و اقتصادی نخستین حکومت لیبرال مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

پژوهش و اجرا: فاطمه نصیری
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

پیش‌درآمدی بر لیبرالیسم قسمت اول

پرونده لیبرالیسم یک سفرنامه فکری و تاریخی است که  چگونگی شکل‌گیری دنیای مدرن و ریشه‌های«لیبرالیسم» و «آزادی اقتصادی» را روایت می‌کند.  در این سلسله اپیزودها، ابتدا به کاوش ریشه‌های فکری این مکتب فکری، فلسفی و اقتصادی می‌پردازیم. این ریشه‌ها در بستر یونان باستان شکل گرفتند و سپس در دوران رنسانس و روشنگری تکوین پیدا کردند.

سپس به سراغ اندیشه پیامبران لیبرالیسم مانند جان لاک خواهیم رفت و این روند را تا پایان قرن بیستم ادامه خواهیم داد. از شکل‌گیری دموکراسی‌های غربی، که بر پایه حاکمیت قانون و حقوق شهروندی استوارند تا بازارهای آزاد جهانی که رشد اقتصادی و نوآوری را تسهیل کرده‌اند. این پرونده نه تنها تاریخ را بازخوانی می‌کند، بلکه به تامل درباره مخالفت‌های اندیشه‌ای با لیبرالیسم نیز می‌پردازد. 

در اپیزود بعدی به بررسی مگناکارتا می‌پردازیم؛ سندی که در سال ۱۲۱۵ میلادی، برای نخستین بار قدرت الهی پادشاهان را به چالش کشید و آن را به زمین آورد. علاوه بر این به سراغ دانشمندانی خواهیم رفت که منجر به تغییر نگاه انسان به جهان اطراف خود شدند.

کوپرنیک و کپلر انسان را از مرکز کیهان پایین آوردند، گالیله با تاکید بر مشاهده فردی آزادی فکری را تقویت کرد و بیکن روش استقرایی را بنیان گذاشت تا هر فرد بتواند دانش را بر پایه تجربه شخصی بسازد. مجموعه‌ این تحولات زمینه‌های فردگرایی و لیبرالیسم را فراهم کردند.

پژوهش و اجرا: فاطمه نصیری
کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…

سیگنال آزادی

مصدق از پشت تریبون مجلس خطاب به نخست‌وزیر رزم‌آرا: اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی‌ترم! می‌کشم، همین‌جا شما را می‌کشم.

نخست‌وزیر رزم‌آرا در پاسخ به تهدید به قتل او توسط مصدق: من از آقای مصدق تعجب می‌کنم. مجلس جای استدلال و بحث است نه جای منازعه و مشاجره و فحش. اگر جای فحش بود چند نفر چاله‌میدانی می‌آمدند اینجا.

رزم‌آرا نظامی بود و پیش از نخست‌وزیری، در ارتش به مقام‌های بالایی رسیده بود. با ملی‌شدن نفت مخالف بود و معتقد بود ایران از نظر فنی و مدیریتی توان اداره مستقل صنعت نفت را ندارد. از فرماندهان اصلی عملیات بازپس‌گیری آذربایجان بود.

در دوره نخست‌وزیری‌اش توانست موافقت اولیه شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) برای مذاکره/قراردادی بر مبنای تقسیم ۵۰-۵۰ سود را به دست بیاورد، اما این توافق پیش از ترور او رسماً اعلام و نهایی نشد.


کانال سیگنال آزادی
@Signal99

Читать полностью…
Subscribe to a channel