5036
فضیلت انسان به آزادی است، از آزادی کوتاه بیایم که دولت ناراحت نشود؟ خب بشود (دکتر غنی نژاد) انتشار مقالات و مطالب اقتصادی، علمی و گسترش روش علمی
لهستان شاید یکی از مهمترین داستانهای اقتصادی باشد که این روزها کمتر درباره آن صحبت میشود. کشوری که تا سال ۱۹۸۹ یکی از فقیرترین کشورهای اروپا محسوب میشد، امروز به یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد این قاره تبدیل شده است.
لهستان در جنگ جهانی دوم حدود ۲۰ درصد جمعیت خود را از دست داد و سپس چند دهه حکومت کمونیستی، اقتصاد این کشور را در وضعیت نامناسبی قرار داد. اما طی سه دهه گذشته، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت.
امروز رشد اقتصادی لهستان از بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا بیشتر است و حتی در برخی دورهها از اقتصادهایی مانند آمریکا، کره جنوبی و سنگاپور نیز سریعتر رشد کرده است.
طی این سالها، شرکتهای بزرگ فناوری سرمایهگذاریهای گستردهای در لهستان انجام دادهاند، این کشور به یکی از مراکز مهم فناوری در اروپا تبدیل شده و همزمان سرمایهگذاری سنگینی نیز روی توان نظامی خود انجام داده است.
اما شاید مهمترین دلیل موفقیت لهستان این باشد که توانست ترکیبی از مزایای شرق و غرب را با هم داشته باشد؛ از یک طرف اقتصاد بازار، کارآفرینی و جذب سرمایهگذاری را پذیرفت و از طرف دیگر بخشی از فرهنگ کاری و ارزشهای سنتی خود را حفظ کرد.
در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی با بوروکراسی سنگین دستوپنجه نرم میکنند، لهستان فضای نسبتا مناسبی برای کسبوکار ایجاد کرده، مالیاتهای رقابتیتری دارد و کارآفرینان در آن نقش مهمی در اقتصاد ایفا میکنند.
نکته جالبتر اینجاست که لهستان برخلاف برخی کشورهای پساکمونیستی، خصوصیسازی را به شکلی انجام نداد که ثروت کشور در اختیار چند الیگارش قرار بگیرد. این کشور بهتدریج شرکتهای دولتی را واگذار کرد، از فساد گسترده جلوگیری کرد و از منابع مالی اتحادیه اروپا برای توسعه زیرساختها استفاده کرد.
نتیجه این سیاستها شکلگیری یک طبقه متوسط قدرتمند بود؛ نه اقتصادی که تنها در اختیار چند میلیاردر باشد. همزمان لهستان بودجه دفاعی خود را به حدود ۵ درصد تولید ناخالص داخلی رسانده که بالاترین رقم در میان اعضای ناتو است. رهبران این کشور معتقدند تجربه حمله آلمان نازی، دههها سلطه شوروی و همچنین جنگ اوکراین نشان داده که آزادی بدون توان دفاعی پایدار نمیماند.
شاید جالبترین تغییر اما در خود جامعه لهستان رخ داده باشد. برای سالها بسیاری از نیروهای متخصص و تحصیلکرده این کشور به اروپای غربی و آمریکا مهاجرت میکردند. اما حالا روند تا حدی معکوس شده و بخشی از این نیروها در حال بازگشت هستند.
داستان لهستان یادآور این نکته است که سرنوشت اقتصادی کشورها لزوماً از پیش تعیینشده نیست. گاهی تنها در عرض چند دهه، ترکیب نهادهای بهتر، آزادی اقتصادی، ثبات سیاسی و سرمایهگذاری میتواند مسیر یک کشور را بهطور کامل تغییر دهد.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
به لطف بازار آزاد، امروز میبینیم که ثروتمندترین فرد جهان کسی نیست که یک کشور را فتح کرده باشد، منابع طبیعی را تصاحب کرده باشد یا از طریق قدرت سیاسی به ثروت رسیده باشد. ثروتمندترین فرد جهان کسی است که مردم داوطلبانه محصولات و خدمات شرکتهایش را خریدهاند و سرمایهگذاران داوطلبانه حاضر شدهاند روی آینده کسبوکارهایش سرمایهگذاری کنند.
خیلیها وقتی عدد یک تریلیون دلار را میبینند، اولین سوالی که میپرسند این است که «چطور ممکن است یک نفر اینقدر ثروت داشته باشد؟» اما شاید سوال مهمتر این باشد: چطور ممکن است فردی بتواند آنقدر ارزش خلق کند که میلیونها نفر در سراسر جهان حاضر شوند پولشان را در اختیار شرکتهای او قرار دهند؟
در اقتصادهای مبتنی بر بازار، ثروت معمولاً از مسیر مبادلات داوطلبانه ایجاد میشود، نه اجبار. هیچکس مجبور نیست خودروی تسلا بخرد، از اینترنت استارلینک استفاده کند یا سهام اسپیسایکس را ارزشگذاری کند. این اتفاقها زمانی رخ میدهد که میلیونها نفر به این نتیجه برسند که محصول یا خدمتی که دریافت میکنند، برایشان بیشتر از پولی که پرداخت میکنند ارزش دارد.
ممکن است از ایلان ماسک خوشتان بیاید یا نیاید، اما اینکه یک کارآفرین بتواند به ثروتی در مقیاس اقتصاد برخی کشورها برسد، یکی از عجیبترین و در عین حال قدرتمندترین ویژگیهای بازار آزاد است. سیستمی که در آن، حداقل در تئوری، راه ثروتمند شدن نه از لوله تفنگ میگذرد و نه از صندوق رأی؛ بلکه از توانایی خلق ارزشی میگذرد که دیگران حاضر باشند برایش پول پرداخت کنند.
وقتی میشنویم یک نفر هزار میلیارد دلار ثروت دارد، خیلیها به این نتیجه میرسند که: «هیچ انسانی نباید اینقدر پول داشته باشد.» اما این جمله در ظاهر ساده، یک سؤال مهم را پنهان میکند: چه کسی باید تعیین کند یک فرد «چقدر» ثروت حق دارد داشته باشد؟ بر اساس چه معیار علمی؟
مشکل اینجاست که بسیاری از افراد ثروت را مثل یک کیک ثابت تصور میکنند؛ انگار اگر یک نفر سهم بیشتری بردارد، لزوماً سهم دیگران کمتر میشود. اما در اقتصاد، بخش بزرگی از ثروت از طریق خلق ارزش جدید ایجاد میشود، نه صرفاً توزیع مجدد ثروت موجود.
وقتی یک شرکت محصولی تولید میکند که میلیونها نفر حاضرند داوطلبانه بابت آن پول پرداخت کنند، ارزش اقتصادی جدیدی خلق میشود که قبلاً وجود نداشته است. نکته مهمتر این است که ثروت افراد فوقثروتمند معمولاً به شکل پول نقد در حساب بانکی نیست.
بخش عمده آن از ارزش سهام شرکتهایی تشکیل شده که میلیونها نفر دیگر نیز در مالکیت آن شریک هستند؛ از صندوقهای بازنشستگی گرفته تا سرمایهگذاران خرد. وقتی کسی میگوید «هیچکس نباید اینقدر ثروت داشته باشد»، در واقع دارد از یک اصل بسیار خطرناک دفاع میکند: اینکه نهادی خارج از بازار باید تصمیم بگیرد سقف مجاز موفقیت اقتصادی افراد چقدر است.
تاریخ نشان داده هر جا دولتها یا سیاستمداران اختیار تعیین این سقف را پیدا کردهاند، بحث خیلی سریع از «مبارزه با ثروت زیاد» به «محدود کردن نوآوری، سرمایهگذاری و کارآفرینی» رسیده است. البته این به این معنا نیست که هر ثروتی مشروع است.
اگر ثروت از رانت، فساد، انحصار دولتی یا ارتباطات سیاسی به دست آمده باشد، نقد آن کاملاً موجه است. اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین نقدِ نحوه کسب ثروت و نقدِ صرفِ وجود ثروت. در یک جامعه آزاد، سؤال اصلی نباید این باشد که چرا یک نفر اینقدر ثروتمند شده است. سؤال اصلی این است که آیا این ثروت از طریق مبادلات داوطلبانه و خلق ارزش به دست آمده یا از طریق اجبار و رانت. این دو موضوع کاملاً متفاوت هستند.
پشت این ثروت معمولاً هزاران یا حتی میلیونها شغل، سرمایهگذاریهای جدید، افزایش بهرهوری و تولید کالاها و خدماتی قرار دارد که زندگی مردم را بهتر و ارزانتر کردهاند. هنری فورد ثروتمند شد، اما قبل از آن خودرو یک کالای لوکس بود و بعد از آن به محصولی تبدیل شد که طبقه متوسط هم توان خریدش را داشت. در اقتصاد، ثروتآفرینی الزاماً یک بازی جمع صفر نیست.
به همین دلیل است که در دو قرن گذشته، هم تعداد میلیاردرها افزایش یافته و هم فقر جهانی به شکل بیسابقهای کاهش پیدا کرده است. شاید سؤال اصلی این نباشد که چرا بعضی افراد اینقدر ثروتمند شدهاند. شاید سؤال مهمتر این باشد که چه نوع نظام اقتصادی توانسته همزمان ثروت کارآفرینان و رفاه عموم مردم را افزایش دهد.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
امروز قیمت فرغون به 42میلیون تومن رسید. با همین مبلغ شما میتونستی 10 سال پیش یه 206 تیپ 6 اتومات بخری!
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
از اثرات ماندگار فقر بر ذهن و بدن
افرادی که در کودکی در خانوارهایی با اوضاع اقتصادی ضعیف بزرگ شدهاند در هر شرایطی زیاد کالری مصرف میکنند بدون توجه به اینکه چقدر نیاز به غذا دارند.
در طرف مقابل افراد بزرگ شده در خانوارهایی با اوضاع اقتصادی خوب، متناسب با نیاز بدنشان، کالری مصرف میکردند.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
حکومت قادرمطلق: ظهور دولت تمامیّتخواه و جنگ تمامعیار
فرد روانرنجور فاقد توانایی برای سازگاری با محیط خویش است. او غیر اجتماعی است؛ او هرگز با واقعیّتها سازگاری ندارد. ولی چه بخواهد چه نخواهد، واقعیّت کار خودش را میکند. این فراتر از قدرت روانرنجور است که اراده و کنشهای همنوعان خود را از بین ببرد و همهچیز را از پیش روی خود بردارد.
بنابراین او به خیالپردازی و اوهام پناه میبرد. افراد ضعیف که قدرت ادامهی زندگی و همراهی با واقعیّت را ندارند، به دیکتاتوری و قدرت تسلیم کردن دیگران روی میآورند. سرزمین رویاهای او سرزمینی است که ارادهی او تنها در آن تصمیم میگیرد؛ قلمرویی است که او بهتنهایی در آن دستور میدهد و دیگران اطاعت میکنند.
در این بهشت تنها آن چیزی که او میخواهد، رخ میدهد. همه چیز درست و معقول است، یعنی همه چیز دقیقاً مطابق با عقاید و خواستههای اوست؛ از نظر عقل او معقول است.
روانرنجور در پناه این رویاها نقش دیکتاتور را به خود اختصاص میدهد؛ او خودش را سزار میبیند. هنگام خطاب همشهریان خود باید متواضعتر باشد. او دیکتاتوری را به تصویر میکشد که توسّط شخص دیگری اداره میشود. ولی این دیکتاتور تنها جانشین و خادم اوست؛ او آنطور که روانرنجور از او میخواهد، عمل میکند.
فردی خیالپرداز که از این محدودیّت خودداری میکرد و خود را برای پست دیکتاتور پیشنهاد میکرد، خطر دیوانه در نظرگرفتهشدن و دیوانه خوانده شدن را به جان میخرید. روانپزشکان دیوانگی او را خودبزرگبینی مینامند.
هیچکس هرگز دیکتاتوری کسانی را، که اهدافی غیر از اهداف خودش دارند، توصیّه نکرده است. کسی که از دیکتاتوری دفاع میکند، همیشه از حکومت نامحدود باب میل خود دفاع میکند، اگرچه توسّط یک واسطه، یک نسخهبردار از امیال او، اداره میشود. او دیکتاتوری را میخواهد که به شکل خودش ساخته شود.
- لودویگ فون میزس
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
اگر خواهان حفظ یک جامعهی آزاد هستیم، ضروری است بپذیریم که صِرفِ مطلوببودنِ یک هدف، توجیه کافی برای اِعمالِ اجبار و زور نیست.»
— فریدریش هایک
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
حقیقت اگر حقیقت باشد، نیازی ندارد که هر شب پشت بلندگو تکرارش کنید.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
💦 جنگ، خائنین و خادمین
🙏 @Signal99
🤔 سال ۱۳۶۶ بود. بحث جنگ بود، و پیرمرد دهاتی با لبخندی تلخ گفت: "هی میگن خونوادههای شهدا خواستار ادامهی جنگند! من پدر شهیدم و میگم تمومش کنید!" بچه بودم، و شنیدن این حرف ساده شوکهام کرد! پروپاگاندای "جنگ جنگ تا پیروزی" آن روزها آن قدر قوی بود که در ذهن من بچه نمیگنجید که یک "پدر شهید" خواهان اتمام جنگ باشد. حتی تا یک هفته قبل از پذیرش قطعنامه در سال ۱۳۶۷، در خیابانها و میدانها بنر میزدند که "هر که در ادامهی جنگ شک کند خائن به رسولالله است"!
🤔 الان میدانیم که در آن سالها بسیاری در قسمتهای مختلف نظام به این نتیجه رسیده بودند که باید جنگ را هر چه زودتر خاتمه داد. فهمیده بودند که نمیتوان عراق را شکست داد و نمیشود بغداد را گرفت. ولی جرات نمیکردند که با صدای بلند آن را بگویند. جنگ را طول دادند و طول دادند تا سال ۱۳۶۷ که شکست از همه طرف سراغمان آمد: عراقیها به سرعت پیشرفت کردند واسرا و کشتههای بسیار زیادی از ما گرفتند. وضعیت اقتصادی هم به واسطه جنگ رو به فروپاشی کامل بود.
🤔 آنجا بود که جام زهر نوشیده شد، و ایران مجبور شد در ضعیفترین حالت وارد مذاکرات بعد از جنگ شود، در حالیکه هنوز بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر مربع از خاک کشورمان در دست عراق بود. شانس آوردیم که صدام آن بلاهت آشکار را نشان داد و به کویت حمله کرد و بعد داستان حمله گسترده آمریکا پیش آمد که ماشین جنگی عراق را نابود کرد! و الّا معلوم نبود که چه شرایط خفتباری بر ما تحمیل میشد.
🤔 آن افراد معدودی که در سالهای بین ۱۳۶۲ و ۱۳۶۷ با صدای بلند خواستار پایان جنگ بودند، آن زمان با انواع و اقسام تهمتها و بدگوییها مواجه شدند. از "لیبرالهای طرفدار آمریکا" گرفته تا "خائن به رسولالله" و ..... ولی امروز چون روز روشن است که اینها، لااقل در این فقره، خادمین واقعی به مردم ایران بودند. اینها در آن روز واقعیتی را میگفتند که برایشان بیاحترامی میآورد و بعد از جنگ هم کسی برای آنها بابت آن اعتباری و افتخاری قائل نشد. صدای لات و لوتها و گندهگوها و افراطیها همیشه بلندتر است! آنها آن هنگام که جنگ میافروزند افتخار کسب میکنند، و در شکست هم باز مخالفین را متهم میکنند.
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
⚠️ اسرائیل اعلام کرد حمله پیشگیرانه علیه ایران را آغاز کرده است.
➖➖➖➖➖➖➖➖
☑@Reza_Ghanipur
🔠 یکی از ویژگی های مهم جامعه ازاد این است که مردم در تغییر و تعیین حاکمان, صاحب رای و قدرت باشند, اما در جامعه ای که معیشت مردمان در دست حاکمان است (اقتصاد دولتی) چنین امکانی عملا منتفی است. مردم به ملاحظه معیشت خود نمی توانند با صاحبان قدرت به مخالفت برخیزند. بنابراین شرط لازم برای ایجاد آزادی سیاسی, جدا کردن معیشت مردم از دولت, یعنی برقراری اقتصاد آزاد (غیر دولتی) است.
✏️ میلتون فریدمن
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
🔠 اگر با چاپ پول میشد فقر را از بین برد، با چاپ مدرک هم میشد جلوی نادانی را گرفت.
✏️ خاویر میلی
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
🔠 حیات، آزادی و مالکیت به این دلیل وجود ندارند که انسانها قانون وضع کردهاند. برعکس. این واقعیت که حیات، آزادی و مالکیت از قبل وجود داشتند، سبب شد که انسانها در وهلهٔ اول قانون وضع کنند.
✏️ فردریک باستیا
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
🔠 اگر نیمقرن پیش دولت شروع میکرد و شام و ناهار هر روز همه ما را فراهم میکرد، امروز این سخنی رایج و مقبول بود که «غیرممکن است که ما بتوانیم خود شام و ناهارمان را تهیه کنیم».
✏️ اُبِرون هربرت
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
وظیفه یک وطنپرست واقعی در همه حال این است که از کشورش در مقابل دولت حاکم بر آن دفاع کند.
🔠 یک عمر گفتند که فراماسونری بد هست و نظام طبقاتی جهانی داره, شیطان پرستی هست و از این حرف ها. ولی تمام ساختارش رو میخوان پیاده کنن. این بار اینترنت طبقاتی دولتی. فراماسونری در واقع کیش دولت پرستیه. هر دولتی در دنیا یک ساختار مشابه فراماسونری داره. پس با همین منطق خودشون, میشه گفت که دولت همان شیطان هست؟
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
وضعیت نقدینگی کشور
با توجه به گزارش بانک مرکزی، رشد نقطه به نقطه نقدینگی در بهمن 1404 به بیش از 47% رسید که بیشترین رشد ثبت شده در ادوار گذشته است.
همچنین بررسی وضعیت سپردههای سیال (شامل متغیر پول و سپردههای قرضالحسنه و سپردههای کوتاهمدت) که به پول داغ معروف است، نشان میدهد که رشد نقطهبهنقطه آن به حدود 57% رسید و نسبت آن به کل نقدینگی به بالاترین حد خود رسیده است.
به نظر میرسد نقدینگی تا خرداد 1405 به بیش از 18,000 همت رسیده است که به معنی رشد نقطه به نقطه بیش از 63% است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
ایلان ماسک اولین تریلیونر جهان شد!
با عرضه اولیه SpaceX، برخی برآوردها نشان میدهد ثروت ایلان ماسک به حدود 1.1 تریلیون دلار رسیده و او را به نخستین فردی تبدیل کرده که از مرز یک تریلیون دلار عبور کرده است. برای درک بهتر این عدد: ثروت ماسک اکنون از تولید ناخالص داخلی کشورهایی مانند عربستان سعودی، سوئیس و ترکیه بیشتر است و این رقم تقریباً با اندازه اقتصاد هلند و اندونزی برابری میکند. به بیان ساده، دارایی یک نفر حالا با ارزش کل کالاها و خدماتی که برخی از بزرگترین اقتصادهای جهان در یک سال تولید میکنند، قابل مقایسه شده است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
دلار؛ ارزی که آمریکا آن را اختراع نکرد
برخلاف تصور رایج، دلار از ابتدا یک اختراع آمریکایی نبود. همانطور که برندن گریلی در کتاب «دلار قدرتمند: ۵۰۰ سال پول قدرتمندترین جهان» توضیح میدهد، ریشه دلار به قرنها قبل از شکلگیری ایالات متحده بازمیگردد. در واقع، دلار بیش از آنکه محصول یک طراحی از پیش تعیینشده باشد، نتیجه مجموعهای از تحولات تاریخی، تجاری و پولی در طول چندین قرن است.
ریشه واژه «دلار» به سکه نقرهای «یواخیمستالر» (Joachimsthaler) بازمیگردد که در دهه ۱۵۲۰ در منطقه بوهم، واقع در جمهوری چک امروزی، ضرب میشد. این سکه به دلیل خلوص و کیفیت بالای نقره شهرت یافت و بهتدریج نام آن کوتاهتر شد؛ ابتدا به «تالر» (Thaler) و سپس در زبانهای مختلف اروپایی به شکلهای گوناگونی از جمله «دلار» درآمد.
در قرنهای بعد، سکههای نقره اسپانیایی که به «دلار اسپانیایی» شهرت داشتند، به ارز غالب تجارت جهانی تبدیل شدند. این سکهها در سراسر اروپا، آسیا و قاره آمریکا مورد استفاده قرار میگرفتند. حتی مستعمرهنشینان آمریکایی نیز پیش از استقلال، معاملات و حسابهای خود را بر مبنای دلار ثبت میکردند؛ هرچند نظام پولی رسمی آنها همچنان بر پایه پوند و شیلینگ بریتانیا بود.
شاید عجیب باشد، اما تا سالها پس از استقلال آمریکا، مردم بیشتر از سکههای نقره اسپانیایی استفاده میکردند تا دلار آمریکایی. در واقع دلار اسپانیایی تا سال ۱۸۵۷ بهطور قانونی در ایالات متحده قابل استفاده بود. به بیان دیگر، آمریکاییها مدتها از دلاری استفاده میکردند که حتی توسط خودشان تولید نمیشد.
آنچه این سکهها را ارزشمند میکرد، وابستگی آنها به یک دولت یا امپراتوری خاص نبود. ارزش آنها از فراوانی، استاندارد بودن و اعتماد عمومی به کیفیت فلز بهکاررفته در آنها ناشی میشد. مردم از این سکهها استفاده میکردند چون مطمئن بودند دیگران نیز آنها را خواهند پذیرفت.
در ابتدا پشتوانه این اعتماد، نقره بود. بعدها و با گسترش نظام استاندارد طلا، طلا نقش اصلی را بر عهده گرفت. اما با گذشت زمان، دلار بهتدریج از وابستگی مستقیم به فلزات گرانبها فاصله گرفت. پس از سال ۱۸۷۳ نقره دیگر نقش سابق خود را در نظام پولی آمریکا از دست داد و در نهایت در سال ۱۹۷۱ ارتباط مستقیم دلار با طلا نیز قطع شد.
نکته جالب اینجاست که بسیاری تصور میکنند ارزش دلار به پشتوانه طلا وابسته است؛ در حالی که بیش از نیم قرن است دلار هیچ پشتوانه مستقیمی از طلا یا نقره ندارد. با این حال نهتنها سقوط نکرد، بلکه به مهمترین ارز جهان تبدیل شد. این موضوع یک سؤال مهم ایجاد میکند: اگر دلار دیگر پشتوانه طلا ندارد، چرا هنوز جهان به آن اعتماد میکند؟
پاسخ را باید در قدرت اقتصاد آمریکا، عمق بازارهای مالی، نقش دلار در تجارت جهانی و مهمتر از همه، پذیرش گسترده آن در سراسر جهان جستوجو کرد.
یکی از نکات کمتر شناختهشده تاریخ دلار این است که بخش مهمی از دلارهای جهان حتی خارج از مرزهای آمریکا ایجاد شدهاند. در دهههای پس از جنگ جهانی دوم، بانکهای اروپایی شروع به نگهداری و ایجاد سپردههای دلاری کردند؛ پدیدهای که بعدها به نام «یورودلار» شناخته شد. این بانکها اسکناس چاپ نمیکردند، اما از طریق سیستم بانکی و اعطای اعتبار، حجم بزرگی از نقدینگی دلاری را خارج از حوزه نظارتی مستقیم آمریکا ایجاد میکردند.
امروز تریلیونها دلار خارج از ایالات متحده، در بانکها و مؤسسات مالی اروپا، آسیا و خاورمیانه در گردش است. بازار یورودلار آنقدر بزرگ شده که برخی اقتصاددانان معتقدند بخش قابل توجهی از عرضه جهانی دلار خارج از کنترل مستقیم فدرال رزرو شکل میگیرد.
شاید مهمترین نکته این باشد که قدرت دلار هرگز فقط به دولت آمریکا وابسته نبوده است. از معادن نقره بوهم در ۵۰۰ سال پیش گرفته تا بازارهای یورودلار امروزی، چیزی که دلار را زنده نگه داشته اعتماد و پذیرش گسترده آن در تجارت جهانی بوده است.
داستان دلار نشان میدهد که گاهی یک پول قدرتمند، پیش از آنکه محصول دولتها باشد، محصول شبکهای از میلیونها معامله، قرارداد و تصمیم اقتصادی است. ارزی که ریشههای آن از معادن نقره اروپا آغاز شد، از مسیر امپراتوری اسپانیا عبور کرد و در نهایت به ستون اصلی نظام مالی جهانی تبدیل شد.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
سوسیالیسم؛ طغیان انسان
مردم اغلب سوسیالیسم را یک دین مینامند. در واقع، این دینْ نوعی خودْخداپنداری است. آنگونه که برنامهریزان از آن صحبت میکنند این خدا، دولت یا همان حکومت است. از نظر ملیگرایان، خدا همان «ملّت» است، از دید مارکسیستها «جامعه» همان خداست و از نظر پوزیتویستهایی چون اگوست کُنت «انسانیت» همان خداست و اینها همگی نامهایی برای خدا در این دین جدید هستند. اما همگی این بتها صرفاً استعارهای از ارادهٔ خود فردِ اصلاحگر هستند. او همهٔ آنچه را که متألهین در وصف خدا بیان میکنند به خدای خویش نسبت داده و نفس متورم خویش را تجلیل میکند.
- لودویگ فون میزس
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
بحران صندوقهای بازنشستگی
این نمودار روند کمک دولت به صندوقهای بازنشستگی را در یک دوره دهساله نشان میدهد؛ عددی که از حدود ۲۷ همت در سال ۱۳۹۳، امروز به بیش از ۱۱۰۰ همت در بودجه ۱۴۰۵ رسیده است. این رشد پرشی و چنددهبرابری، یکی از مهمترین واقعیتهای پنهان در ساختار بودجه ایران را آشکار میکند: صندوقهای بازنشستگی دیگر «صندوق» نیستند؛ بلکه به یکی از بزرگترین مصرفکنندگان منابع عمومی تبدیل شدهاند.
بخش اصلی این کمکها به صندوقهای کشوری و لشکری تعلق دارد؛ صندوقهایی که ورودیهایشان (حق بیمه شاغلان) سالهاست جوابگوی تعهداتشان نیست. به همین دلیل دولت مجبور است هر سال بخش بزرگتری از منابع خود را برای پرداخت مستمریها اختصاص دهد. در سالهای اخیر نیز هزینه «متناسبسازی» حقوق بازنشستگان اضافه شده که فشار مالی را چند برابر کرده است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
رویای پیشی گرفتن چین از ایالات متحده بهعنوان بزرگترین اقتصاد جهان در حال کمرنگ شدن است. در سال ۲۰۲۱، تولید ناخالص داخلی چین حدود ۷۸٪ از اقتصاد آمریکا بود؛ اما تا سال ۲۰۲۴ این نسبت به حدود ۶۴٪ کاهش یافته و به سطحی نزدیک به سال ۲۰۱۷ بازگشته است، بهطوری که فاصله بین دو اقتصاد تنها در عرض چند سال تقریباً دو برابر شده است.
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
قطع اینترنت به بهانه امنیت ادعای مزخرفی است.
پشت پرده اینترنت پرو و سود حاصل از این رانت در جیب “ستاداجرایی فرمان امام” و “بنیاد تعاون سپاه” میرود.
حدود ۹۰٪ سهام همراه اول در اختیار شرکت مخابرات ایران است و مهمترین سهامدار مخابرات هم “کنسرسیوم اعتماد مبین” است.
این کنسرسیوم متشکل از “گروه توسعه اقتصادی تدبیر” وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام و “شرکت سرمایهگذاری مهر اقتصاد ایرانیان” وابسته بنیاد تعاون سپاه است.
در واقع گردانندگان اصلی این مجموعه و به نوعی مخابرات و همراه اول دو نهاد ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد تعاون سپاه هستند.
یاشار ساطانی
کانال سیگنال آزادی
@Signal99
تایید رسمی
در حال حاضر کنترل کشور دست رئیس جمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه هست تا رهبر بعدی انتخاب بشه
➖➖➖➖➖➖➖➖
☑@Reza_Ghanipur
🔠 انسان آزادی را میخواهد تا به آن انسانی بدل شود که میخواهد باشد.
✏️ جیمز بیوکنن
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
🔠 فقط یک چیز را زیر نظر داشته باشید.اینکه دولت چقدر خرج میکند، چون مالیات واقعی همان است. اگر هزینهها را به شکل مالیاتهای مستقیم پرداخت نکنید، بهطور غیرمستقیم از طریق تورم یا استقراض آن را خواهید پرداخت. لینک
✏️ میلتون فریدمن
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
🔠 ایران اگر رشد بین سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵ که متوسط ۱۱ درصد بود ادامه می یافت امروز اقتصاد ایران بزرگتر از اقتصاد اسپانیا و جزو G20 بود!
✏️ پیمان مولوی
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
🔴آزادی سیاسی بدون آزادی اقتصادی یک توهم است.
✏️ مارگارت تاچر
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
⚠️ پروفسور استیو هانکه اقتصاددان و استاد دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا: تورم، ایرانیها را له کرده است و من تورم ایران را 92.3 درصد در سال اندازهگیری میکنم.
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
⚠️ هزینه زندگی در ایران با عربستان و امارات, عمان , ترکیه یکسان, اما درآمد شهروندان ایرانی بسیار کمتر. جدول بالا بر اساس بازار آزاد که ۱۵۸ هزارتومان هست محاسبه شده.
✔ کانال سیگنال آزادی
🙏 @Signal99
⚠️ شروع ابر تورم
🔴حدود 3 سال قبل زمانی که دلار 52000 بود نوشتم (لینک پست) در 5 سال آینده ما راهی که ترکیه و لبنان رفت رو میریم. دلار در این دو کشور هم مثل ما یک دوره طولانی با شیب ثابت رشد کرد و ناگهان با شکست خط روند, روبه رو شدن. اتفاقی که گام اولش در ماه گذشته رخ داد و به نظرم با ادامه وضعیت موجود ابر تورم شروع شد.
🔴در هر سه کشور ما با این الگو مواجه بودیم: کسری بودجه مزمن دولت, تأمین کسری از مسیر پولی (مستقیم یا غیرمستقیم), دلاریزه شدن انتظارات و ضعف لنگر اسمی (Nominal Anchor). چیزی که ماه گذشته رخ داد افزایش ناگهانی سرعت گردش پول نبود، بلکه شکست انتظاراتِ ثبات بود.
🔴این یعنی تابع تقاضای پول ناپیوسته و اقتصاد وارد رژیم جدید (Regime Shift) شده. پیشبینی خطی دیگر جواب نمیده. این همون «شکست خط روند» که به زبان اقتصادی یعنی رفتار مردم و بنگاهها نسبت به نگهداشتن پول ناگهان عوض میشه. به شکلی که دیگر با گذشته قابل توضیح نیست.
🔴اما نقطهی چرخش، نه سطح نقدینگی، بلکه شکست در رفتار نگهداری پول بود. رشد نقدینگی بهتنهایی ابرتورم نمیسازه. نشونه های علمی ورود به فاز خطرناک چیه؟ تغییر رفتار خانوار و بنگاه, کاهش ماندهی واقعی پول, جلو انداختن خرید, تبدیل فوری درآمد به دارایی هست.
🔴مسأله اصلی امروز شتاب گرفتن پوله، نه صرفاً زیاد شدن پول. شکست ساختاری یعنی رابطهای که سالها کار میکرد، دیگه کار نمیکنه. مثلاً تا دیروز با تورم ۳۰٪، مردم هنوز ریال نگه میداشتن و خریدها قابلتعویق بود. اما بعد از یک نقطه حتی با همون تورم قبلی، ریال نگه نمیدارن. هر درآمدی سریع تبدیل میشه. قیمتها با «ترس آینده» تعیین میشود، نه هزینه امروز و این تغییر تدریجی نیست؛ جهشیه.
🔴اگر این شتاب تثبیت بشه، حتی رشد نقدینگی ۳۰–۳۵٪ هم میتونه به تورمهای ناپایدار و جهشی منجر بشه. این همون جایه که اقتصادها میشکنن. چرا این خیلی خطرناکه؟ چون بانک مرکزی دیگه نمیتونه رفتار پولی رو پیشبینی کنه. ابزارهای کلاسیک (نرخ بهره، کنترل ترازنامه) اثرشون رو از دست میدن. سیاست پولی بعد از این نقطه فلج میشه.
➖➖➖➖➖➖➖➖
☑@Reza_Ghanipur