987
دربردارندهٔ معیننوشتهها و معینپسندهها «معیننامک» کانال رسمیام است کانال اصلیام «خاطرنشان» است: https://t.me/khaterneshan24 ارتباط با من: @paydarmoeen
گفت: یادت نره، اگه قرار باشه ری کنه، پنجاه تومنی ری میکنه...
#کافهآناهیتا
#آنابری
✍🏻 امان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی به سؤال برمیخورید
فیالفور به منبع حمله نبرید
به مغزتان زمان دهید
به ذهنتان امان دهید
بگذارید در بیشۀ اندیشه پرسه زند
بگذارید در مبیت تفکر بیتونه کند
صبر کنید تا سؤال
دم بکشد
خیس بخورد
جا بیفتد
نهالِ سؤال را پایمال نکنید
همای خیال را پروبال دهید
وقتی ذهن و مغز و خیال به استیصال رسیدند
وقتی عطشِ پاسخ امانتان را بُرید
به منبع حمله بَرید
و مفهمه را خواه لاجرعه خواه جرعهجرعه
در دریای منابع فروبَرید
مولانا هم میگوید:
آبْ کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پست
✍🏻 فراوان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ پدیدهها یا کمّی و شمردنیاند یا کِیفی و ناشمردنی. یکی از معیارهای انتخاب صفت مناسب برای واژهها، همین شمارشپذیری و شمارشناپذیری آنها است.
⚜️ برای واژههای کِیفی مانند «درد» و «تلاش» و «غصه» نباید از صفتهای کمّی استفاده کرد.
طی جنگ، درد فراوانی متحمل شد.
تلاش فراوانی کردم تا در کنکور قبول شوم.
غصۀ فراوان سرانجام افسردگی به بار میآورد.
⚜️ بهجای «فراوان» و صفتهای کمّیِ دیگری مانند آن، میتوان از صفتهای کِیفی مناسب متن استفاده کرد.
طی جنگ، درد شدیدی متحمل شد.
تلاش بسیاری کردم تا در کنکور قبول شوم.
غصۀ زیاد سرانجام افسردگی به بار میآورد.
⚜️ جز این صفتها، برای اثرگذاری بیشتر و زیبایی کلام، میتوانیم بسته به نوع متن، از صفتهای گوناگون دیگری نیز بهره ببریم.
طی جنگ، درد جانکاهی متحمل شد.
تلاش جانانهای کردم تا در کنکور قبول شوم.
غصۀ روانفرسا سرانجام افسردگی به بار میآورد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 گپهای زبانمحورانۀ آرمین و آرمان
گپ اول: مصدرهای بدون بن ماضی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ تا حالا متوجه شدی که بعضی از مصدرها انگار صورت ماضی ندارن؟
+ صورت ماضی ندارن؟ مثلاً کدوم مصدرها؟
ـ مثلاً مصدر «مالیدن» و «لیسیدن» و «سنجیدن».
+ کی گفته صورت ماضی ندارن؟! کافیه اون «ـَنِ مصدرساز» رو از آخرشون برداری: مالید، لیسید، سنجید.
ـ به عبارت دیگه، انگار یه «ـید» به بن مضارع «مال» و «لیس» و «سنج» اضافه میکنیم و بن ماضی میسازیم.
+ تو از اون ور به ماجرا نگاه کردی؛ ولی آره، این هم درسته.
ـ خب، اگه اینجوریه، چرا «پرهیزید» نداریم؟
+ چون اون رو با «کرد» ترکیب میکنیم و «پرهیز کرد» رو باهاش میسازیم.
ـ باشه، اونوقت «شکیب» چی؟ برای اون نه «شکیبید» داریم، نه «شکیب کرد».
+ شکیب؟ مگه «شکیب» هم بن مضارعه؟ اصلاً مگه بُنه؟
ـ بله که بُنه.
+ من گمون میکردم اسمه.
ـ خب اسم هم هست. همۀ بنها مقولۀ دستوریشون اسمه.
+ تو یه چیزی میخوای بگی که داری این سؤالها رو میپرسی. چی تو سرته؟
ـ خب آره راستش؛ اما نمیخوام رکوپوستکنده بگم. دوست دارم یهنمه ذهنت رو مشغول کنم. فعلاً به همینها فکر کن تا بعداً برات بگم چی میخواستم بگم.
+ جالب شد برام. باشه، حله. بازم بهش فکر میکنم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 ساختار فعلها در زبان فارسی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ فعلها از نظر ساختار، ۴ دستهاند:
۱. ساده/ بسیط
۲. پیشوندی
۳. مرکب
۴. گروهی
◾️ فعلهای ساده یا بسیط فعلهایی هستند که در حالت مصدری، هیچ عنصر اضافهای ندارند؛ یعنی مصدرشان از بن ماضی و پسوند «ـَن» تشکیل شده است.
مصدر: رفتن (رفت + ـَن)
او رفت.
او میرود.
◾️ فعلهای پیشوندی فعلهایی هستند که از یک پیشوند و یک فعل ساده تشکیل شدهاند و معنایشان با آن فعل ساده فرق دارد.
دزد دررَفت: در (پیشوند) + فعل ساده (رَفت)
دزد درمیرود: در (پیشوند) + فعل ساده (میرود)
◾️ فعلهای مرکب فعلهایی هستند که از دو واژۀ مستقل تشکیل شدهاند. به واژۀ اول «همراه» و به واژۀ دوم «همکَرد» میگویند. همراهْ میتواند اسم یا صفت یا قید باشد؛ اما همکردْ فقط فعل است.
پارچه آب رفت: آب (همراه) + رفت (همکَرد)
پارچه آب میرود: آب (همراه) + میرود (همکَرد)
◾️ فعلهای گروهی فعلهایی هستند که از یک بخشِ غیرفعلی و یک بخشِ فعلی تشکیل شدهاند. بخش غیرفعلی از یک گروه حرفِاضافهای و یک گروه اسمی درست شده؛ بخش فعلی از یک فعلِ ساده یا پیشوندی یا مرکب درست شده است.
فرصت از دست رفت: از دست (گروه حرفِاضافهای) + رفت (فعل ساده)
فرصت از دست میرود: از دست (گروه حرفِاضافهای) + میرود (فعل ساده)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 ساختار واژهها در زبان فارسی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ واژهها از نظر ساختار واژگانی، به ۴ دسته تقسیم میشوند:
۱. ساده/ بسیط
۲. مشتق
۳. مرکب
۴. مشتقمرکب
◾️ واژههای ساده یا بسیط یک تکواژِ آزادِ تکجزئی هستند و قابلتجزیه نیستند.
خوش
خوش (تکواژ آزاد)
◾️ واژههای مشتق از یک تکواژ آزاد و یک یا چند وند اشتقاقی تشکیل شدهاند.
خوشی
خوش (تکواژ آزاد) + ـی (تکواژ وابسته)
◾️ واژههای مرکب از دو یا چند تکواژ آزاد تشکیل شدهاند، بدون آنکه وندی بگیرند.
خوشنویس
خوش (تکواژ آزاد) + نویس (تکواژ آزاد)
◾️ واژههای مشتقمرکب از یک یا چند تکواژ آزاد و یک یا چند وند اشتقاقی تشکیل شدهاند.
خوشنویسی
خوش (تکواژ آزاد) + نویس (تکواژ آزاد) + ـی (تکواژ وابسته)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 روز ملی سینما فرخنده!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ امروز، ۲۱ شهریور، روز ملی سینماست. بهسهم خودم این روز را به تمامی سینماگران و سینمادوستان شادباش میگویم.
⚜️ نمیتوانم مدعی باشم که اهل سینما هستم؛ ولی تلاش کردهام از مسیر رشتهٔ خودم، زبانشناسی، راهی به عرصهٔ سینما بگشایم.
⚜️ آنچه میخوانید، مصاحبهام با ایسناست که در آن دربارهٔ اصول ویرایش فیلمنامه و مشاورهٔ زبانی در سینما توضیح دادهام.
🔰 محتوای مصاحبه:
ـ ماجرای جلسات زبانیسینمایی فیلمخوانی
ـ اصول هفتگانهٔ ویرایش فیلمنامه
ـ داوری زبانی در جشنوارهٔ فیلم فجر ۱۳۹۷
ـ تفاوت ویرایش کتاب با ویرایش فیلمنامه
🔅 مصاحبهٔ ایسنا با معین پایدار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 «که»های نیشترمزی را حذف کن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ سیدحمید حیدریثانی در کانال آموزشیاش بهنامِ خانۀ ویراستار، در مطلبی با عنوان «’که‘ همیشه بیگناه نیست»، دربارۀ «که»های نیشترمزی نوشته است:
گاهی در ویرایش یک جمله، فقط با حذف یک «که» جمله ناگهان جان میگیرد.
قسم میخورم که اگر ممکن میبود که خنجر تیزی را نرمنرمک در سینهاش فرو کنم گمان میکنم که خودداری نمیکردم و از این کار لذت بسیار میبردم. با این حال به همهی مقدسات سوگند میخورم که آن روز که روی قلهی شلانگنبرگ بودیم، روی همان تیغهای که همه برای تماشا به آن بالا میروند، اگر به من گفته بود «خودتان را فرو اندازید»، بیدرنگ خود را به دره انداخته بودم، آن هم با لذت.
قسم میخورم اگر ممکن میبود خنجر تیزی را نرمنرمک در سینهاش فروکنم، گمان میکنم خودداری نمیکردم و از این کار لذت بسیار میبردم. بااینحال به همهی مقدسات سوگند میخورم آن روز که روی قلهی شلانگنبِرگ بودیم، روی همان تیغهای که همه برای تماشا به آن بالا میروند، اگر به من گفته بود «خودتان را فرواَندازید»، بیدرنگ خود را به درّه انداخته بودم، آن هم با لذت.
⚜️ از مقاجرانِ* محفل «قهوۀ قجری» خواستهام تجربه و تصورشان از این محفل و کتاب را در قالب یک صوتک برایتان بگویند تا اگر خود را با آنها همحس یافتید، در جلسات محفل شرکت کنید. دومین صوتک را از خانم توران محمدی میشنوید.
🔰 *مُقاجِر کسی است که قاجاری میخواند و قاجاری مینگارد. این واژه نوواژهای طنزآمیز و غیررسمی و از برساختههای محفل «قهوۀ قجری» است. «مقاجر» بهقیاس «مُعاشر» و با انداختن ریشۀ «ق ـ ج ـ ر» در وزن «مُفاعِل» ساخته شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
⚜️ از مقاجرانِ* محفل «قهوۀ قجری» خواستهام تجربه و تصورشان از این محفل و کتاب را در قالب یک صوتک برایتان بگویند تا اگر خود را با آنها همحس یافتید، در جلسات محفل شرکت کنید. اولین صوتک را از خانم ناهیده قربانزاده میشنوید.
🔰 *مُقاجِر کسی است که قاجاری میخواند و قاجاری مینگارد. این واژه نوواژهای طنزآمیز و غیررسمی و از برساختههای محفل «قهوۀ قجری» است. «مقاجر» بهقیاس «مُعاشر» و با انداختن ریشۀ «ق ـ ج ـ ر» در وزن «مُفاعِل» ساخته شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
تا امشب که ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ است
۳ شب از شبداستان را برگزاردهایم
و ۵۵ ص از قمارباز را پیش بردهایم.
اگر میخواهید به این محفل بپیوندید
تا دیر نشده و روند داستان پیشتر نرفته
اطلاعیۀ بالا را بهدقت بخوانید و ثبتنام کنید.
✍🏻 «آسمانخراش» و روش گردهبرداری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ سوم سپتامبر سالروز جهانی skyscraper است. این مناسبتْ غیررسمی است و بهسبب زادروز لوئیس سالیوان (Louis H. Sullivan)، معمار برجستهٔ آمریکایی و پیشگام معماری این پدیده، انتخاب شده است. او در ۳ سپتامبر ۱۸۵۶ متولد شده است.
🔰 در فارسی، برابر skyscraper واژۀ «آسمانخراش» را برساختهاند. دو نکتۀ واژگانی دربارۀ این واژه شایان اشاره است:
1️⃣ برساختِ آسمانخراش برابرِ skyscraper با استفاده از روش «گردهبرداری» صورت گرفته است. گردهبرداری یکی از روشهای واژهگزینی است. در جزوۀ اصول و ضوابط واژهگزینی فرهنگستان آمده است:
در این روش، معادلیابی با توجه به ساختارِ اصطلاحِ بیگانه صورت میگیرد، به این معنی که در مقابلِ هر جزءِ معنیدارِ اصطلاحِ بیگانه، یک جزءِ معنیدار در زبان فارسی قرار داده میشود.
✍🏻 نویسندگی در کشاکش میانِ
جمعیت مقیم و رفعت مقام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ در کشور ما تا نیم قرن پیش، هر کسی خود را شایستۀ آن نمیدید که قلم به دست گیرد. ساحت نویسندگی حرمت داشت و هر جویای نامی را به حریم آن راه نبود.
⚜️ نیاز به نشر معارف و دانشهای نوین، نشر مطبوعات و گسترش امکانات صنعت چاپْ هنر نویسندگی و فن ترجمه را بازاری ساخت و هرچند موقتاً از وزن و رفعت آن کاست، در ازاء به آن وسعت و تنوع بخشید.
⚜️ از این روند به هیچ روی نباید متأسف بود. صناعت نویسندگی همچون فنون ورزشی هرچه عامتر شود، قهرمانان بیشتری میپرورد.
🔏 مقالۀ «آداب ویراستاری»، نوشتۀ احمد سمیعی گیلانی، چاپشده در کتابِ دربارۀ ویرایش؛ برگزیدۀ مقالههای نشر دانش (۱)، صفحات ۲۲ و ۲۳.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 زِنای مُحسِنه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ واژۀ «زِنا» یعنی همخوابگی زن و مرد نامحرم؛ ولی اگر این همخوابگی میان زن و مرد نامحرمی باشد که در زمان همخوابگی متأهل بودهاند، به آن «زِنای مُحصِنه» میگویند.
⚜️ واژۀ «محصنه» از دو جزءِ «محصن» و «ة» ثأنیث تشکیل شده است. «محصن» بر وزن «مُفعِل» و از ریشۀ «ح ـ ص ـ ن» است.
⚜️ «حِصن» در زبان عربی یعنی «قلعه» و «حصار» و «پناهگاه»؛ بنابراین «محصن» کسی است که بهسبب ازدواج و تأهل، اصطلاحاً در قلعه و حصار و پناه کسی قرار گرفته است.
⚜️ این اصطلاح تعبیری استعاری و کِنایی از مرد یا زن متأهل است؛ پس «زنای محسنه» غلط است و ربطی به آن گناه و مرتکبان آن ندارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
اتخاذ گامهای مشخص از سوی آمریکا...
📽 تکهای از فیلم «حاجی واشنگتن»
ساختۀ علی حاتمی
با بازی
عزتالله انتظامی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 گپهای زبانمحورانۀ آرمین و آرمان
گپ دوم: قاعدهمندی و سادگی زبان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ خب، من فکرهام رو کردم؛ ولی به نتیجۀ خاصی نرسیدم. به نظر من، برای «شکیب» بن ماضی نداریم، چون اصلاً فعلش نکردهیم. علتش هم اینه که بهجای «شکیب»، از «صبر» استفاده میکنیم و میگیم «صبر کرد».
ـ آره، درسته؛ ولی همیشه که اینطور نبوده؛ بالأخره قبل از اینکه «صبر» رو جاش بذاریم، از خودش استفاده میکردیم. نه؟
+ آره، خب...! ماجراش چیه؟
ـ ببین، میخوام یه موضوع بزرگتر و مهمتر رو برات بگم که ماجرای «شکیب» هم خودبهخود باهاش معلوم میشه. اول بگو ببینم، «سادگی» یعنی چی؟ «پیچیدگی» یعنی چی؟
+ خب معلومه، سادگی همون آسونیه، پیچیدگی هم همون سختی.
ـ یعنی هرچی یه چیز سادهتر باشه آسونتره و هرچی پیچیدهتر بشه سختتر میشه؟
+ آره. مگه جز اینه؟
ـ لزوماً اینطوری نیست؛ چون سادگی و پیچیدگی همون آسونی و سختی نیست. این دوتا نِسبیان. هرچی یه پدیده از اجزای کمتری تشکیل شده باشه، سادهتره، و هرچی از اجزای بیشتری تشکیل شده باشه، پیچیدهتر. مثلاً اتومبیل بهخاطر این از دوچرخه پیچیدهتره که تعداد اجزایی که ازشون تشکیل شده بیشتر از تعداد اجزاییه که دوچرخه ازشون تشکیل شده.
+ خب، برای همین هم ساختن و روندنِ ماشین سختتر از دوچرخهست؛ پس سادگی همون آسونیه، پیچیدگی همون سختی.
ـ باز هم میگم، لزوماً و همیشه اینطور نیست؛ چون سختی و آسونیِ ساختن و روندنِ این وسایل به سازنده و راننده هم بستگی داره و کاملاً موردی و نِسبیه؛ ولی سادگی و پیچیدگیِ سیستم، نِسبی نیست و برای همه ثابته.
+ حالا اینها چه ربطی به بن ماضی «شکیب» داره؟!
ـ صبر داشته باش! به نظر میاد زبان، یا دستکم زبان فارسی، داره سادهتر میشه؛ یعنی بهسمت استثنازدایی یا همون قاعدهمندی میره. استثنای کمتر یعنی همون قواعدِ کمتر و این یعنی پیچیدگیِ کمتر و سادگیِ بیشتر.
+ یعنی هرچی استثناهای دستوری زبان کمتر بشن، تعداد قواعد دستوریش کمتر میشه، و زبان خودبهخود سادهتر میشه. ولی باز هم ربطش به بن ماضی «شکیب» رو نفهمیدم.
ـ دقیقاً. ببین، صورتهای بیقاعدۀ فعلها یهجور استثنا محسوب میشن؛ چون گویشور زبان باید یه قاعدۀ اضافی براشون حفظ کنه و این یادگیری و بهکارگیریِ زبان رو سختتر میکنه؛ برای همین سعی میکنه اون بیقاعدگی یا همون استثنا رو یهجوری بهمرور برطرف کنه تا قواعد زبانش کمتر بشه و زبانش سادهتر بشه.
+ یه ذره گیج شدم. میتونی براش مثال بیاری؟
ـ آره. مثلاً همون «شکیب» که حرفش بود، مصدرش «شکیفتن» بوده؛ چون بن ماضیش «شکیفت» بود. یعنی بهجای اینکه بن ماضیش رو با اضافهکردنِ «ـید» به بن مضارعش بسازن، یهو از قاعده تخطی میکردن و میگفتن «شکیفت».
+ که اینطور! نکنه «پرهیز» هم این ماجرا رو داشته؟
ـ آره، بن ماضیش میشده «پرهیخت»؛ حتی «مالیدن» و «لیسیدن» و «سنجیدن» هم قبلاً «مُشتن» و «لِشتن» و «سَختن» بودهن و بعداً بهمرور زمان قاعدهمند شدهن.
+ عجب! حالا که این رو گفتی، یادم به فسقلی افتاد. امروز همین که بابام رسید خونه، گفت: «بابایی، مامانی غذا رو پَزید.» یعنی اون هم داشته نادونسته از همین قاعدهمندی و استثنازدایی یا بهقول تو، از پیچیدهزدایی و سادهسازی استفاده میکرده؟
ـ هم آره، هم نه. آره، چون مبنا و نتیجۀ کارش همونه. نه، چون صورت بیقاعدۀ «پَزیدن» یعنی «پختن» هنوز به گوشش نخورده و نمیدونه اصلاً همچین واژهای وجود داره. اون فقط داره قیاس میکنه و با قیاس، قاعده استخراج میکنه و از قاعدهش پیرَوی میکنه.
+ عجب...، پس فسقلیِ ما هم دستوردانی بوده برا خودش و نمیدونستیم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 کلیشهٔ همکَردِ «کردن»
و خطر فقر تنوع لُغوی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ به این عبارتهای مصدری دقت کنید:
گمان بردن، شک بردن
تلفن زدن، جارو زدن
فراهم آوردن
حمام رفتن، پارتی رفتن
جلسه گذاشتن
⚜️ میبینید بخش دومشان چه تنوعی دارد؟
اکنون به این عبارتهای مصدری نگاه کنید:
گمان کردن، شک کردن
تلفن کردن، جارو کردن
فراهم کردن
حمام کردن، پارتی کردن
جلسه کردن
⚜️ همانگونه که میبینید، همکردِ «کردن» جای همهٔ همکردهای دیگر را گرفته است.
⚜️ این پدیده خواهخواه به سادهترشدن زبان کمک میکند و از این بابت شاید مثبت تلقی شود؛ اما دستِکم یک اِشکال ایجاد میکند:
🔰 تنوعِ همکردها را از میان میبَرد و موجب تکرار و تکررِ «کردن» در کلام میشود و زیبایی آواییِ متن را از میان میبرد. به متن زیر توجه کنید:
🔅 فکر میکردم امروز به من تلفن میکند؛ اما شک کردم که اصلاً یادش مانده یا نه؛ برای همین خودم به او تلفن کردم و گفتم قرار است امشب پارتی کنیم و بهتر است از همین حالا وسایل را فراهم کنیم. بعد از اینکه خانه را جارو کردم، حمام کردم و آماده شدم. قرار شد فردا هم جلسه کنیم.
🔅 فکر میکردم امروز به من تلفن میزند؛ اما شک داشتم که اصلاً یادش مانده یا نه؛ برای همین خودم به او تلفن زدم و گفتم قرار است امشب پارتی داشته باشیم و بهتر است از همین حالا وسایل را فراهم آوریم. بعد از اینکه خانه را جارو زدم، حمام رفتم و آماده شدم. قرار شد فردا هم جلسه بگذاریم.
امشب واپسین «شبداستان»
و داستانخوانیِ قمارباز است.
اما داستانِ بعدیِ شبداستان را
با اندکی توقف آغاز خواهیم کرد
ارتش تکنفره (Die Ein Mann Armee)
نوشتۀ موآسیر اسکلیر (Moacyr Scliar)
ترجمۀ ناصر غیاثی
نشر فرهنگ نو
🔅 اصل متن داستان بهزبان پرتغالی نوشته شده؛ اما ناصر غیاثی آن را از آلمانی به فارسی ترجمه کرده. ارتش تکنفره داستانی طنزآمیز است با تهمایۀ اقتصادِ سیاسی، و راوی منش و کنش متوهمی عصیانگر و آرمانگراست بهنام مایر گوینزبرگ که به «فرماندِه بیروبیجان» مشهور شده و میخواهد با جهانخواریِ جورآلودۀ امپریالیسم درآویزد؛ اما چون هیچ کس آرایَش را جدی نمیگیرد و به آرمانش وقعی نمینهد، بر آن میشود که یکتنه به ستیز با دشمن فرضی برخیزد و در این راه ارتشی تکنفره میسازد؛ البته در این خیزشِ تعالیجویانه و دشمنشکنانه، چندان هم تنها نیست و از همیاریِ رفیقْ بُز و رفیقْ خوک و رفیقْ مرغ برخوردار است!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
🛎 مجلۀ انشا و نویسندگی برگزار میکند:
سیوسومین نشست نوشتنمحور
موضوع این نشست: نوشتن و شدن
🔰 زمان برگزاری جلسه:
یکشنبه، ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
ساعت ۸ شب
🔰 بستر برگزاری جلسه:
پلتفرم گوگلمیت
https://meet.google.com/vff-gxmp-kgz
🔰 سخنران:
دکتر یحیی قائدی
استاد دانشگاه خوارزمی
🔰 مبلغ ورودیهٔ جلسه:
برای همگان رایگان است.
🆔 @aznevisandegi
⚜️ از مقاجرانِ* محفل «قهوۀ قجری» خواستهام تجربه و تصورشان از این محفل و کتاب را در قالب یک صوتک برایتان بگویند تا اگر خود را با آنها همحس یافتید، در جلسات محفل شرکت کنید. سومین صوتک را از خانم افسانه سابقی میشنوید.
🔰 *مُقاجِر کسی است که قاجاری میخواند و قاجاری مینگارد. این واژه نوواژهای طنزآمیز و غیررسمی و از برساختههای محفل «قهوۀ قجری» است. «مقاجر» بهقیاس «مُعاشر» و با انداختن ریشۀ «ق ـ ج ـ ر» در وزن «مُفاعِل» ساخته شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 واژهای شباهتساز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ انه: شاهانه، مستانه، رِندانه
ـ وار: شاهوار، عیسیوار، دیوانهوار
ـ وَش: پَریوش، مَهوش، خوروَش
ـ فَش: اژدهافش، جادوفش، شیرفش
ـ گون: قیرگون، نیلگون، گُلگون
ـ گونه: بیمارگونه، آرامگونه، گندمگونه
ـ آسا: برقآسا، رعدآسا، پیلآسا
ـ سا: مَهسا، پلنگسا، شیرسا
ـ سان: سگسان، گربهسان، پَریسان
ـ دیس: مَهدیس، گُلدیس، حوردیس
ـ دیز: شبدیز، مَهدیز، خوردیز
ـ شکل: دایرهشکل، مکعبشکل، دیوشکل
ـ طور: وحشیطور، نَرمطور، ایرانیطور
ـ مان: ماهمان، حورمان، پَریمان
شِبهِ ـ: شِبهِمترادف، شِبهِدارو، شِبهِانسان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 توجه:
۱. عناصری که در این سیاهه آوردهام، لزوماً وند (تکواژ وابسته) نیستند. شماری از آنها بن مضارع و شماری دیگر اسم هستند (تکواژ آزاد)؛ برای همین در عنوان این فرسته، بهجای لفظ «وند» از لفظ «واژ» بهره بردهام.
۲. برخی از این واژها صورت آواییِ دیگری از واژی است که در این سیاهه آوردهام؛ ازجمله «دیس» و «دیز» و نیز «سا» و «آسا». در فرستههای آینده، دربارۀ هر واژ یا هر دسته واژ، بیشتر و دقیقتر توضیح خواهم داد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔏 در گردآوری این سیاهه
از این کتاب کمک گرفتهام:
فرهنگ وندهای زبان فارسی
بهکوششِ ضیاءالدین هاجری
نشر آوای نور
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
⚠️ «نوشتهسنجی» رو به پایان است
با احتساب جلسهٔ امروز، فقط ۶ جلسه
از محفل «نوشتهسنجی» باقی مانده:
۱۸ و ۲۱ و ۲۳ و ۲۵ و ۲۸ و ۳۰ شهریور
در «نوشتهسنجی»، متن نونگاران را
از نظر ویرایشی و نگارشی میسنجیم
و با مشورت و کمک و صلاحدید نگارنده
آن متن را درستتر یا زیباتر میسازیم.
اطلاعیهٔ «نوشتهسنجی» برای ثبتنام
⚜ امروز صفحات ۱۰۱ تا ۱۰۹ کتاب جریدۀ فریده را خواندیم. این کتاب گزیدهای است از مطالب روزنامۀ شکوفه، دومین روزنامۀ زنان در ایران، و به همین سبب خطاب به زنان و دختران ایرانِ زمان قاجار نوشته شده.
⚜ مریم عمید، نویسندۀ آن، دختر آقا میرزا سید رضی رئیسالأطبا بوده و «مزینالسلطنه» لقب داشته. او بهنسبتِ دیگر دختران همنسلش، بسیار فرزانه بوده، نشان به آن نشان که عکاسی میکرده و فرانسوی میدانسته.
⚜ چنانچه مایلید با او و نثرش بیشتر آشنا شوید، در جلسات محفل «قهوۀ قجری» که روزهای فرد برگزار میشود شرکت کنید. برای ثبتنام در این محفل، اطلاعیۀ بالا را بهدقت بخوانید و مطابق آن درخواست ثبتنام دهید.
در این ویدئو، گزارشی میبینید از رژهٔ ارتش تاجیکستان بهمناسبت سیوپنجمین سالگرد استقلال آن کشور.
در دقیقهٔ ۱:۳۷ ویدئو، واژهای به کار رفته که نمونهٔ گردهبرداری است: دَهشَتافکن.
«دهشتافکن» یعنی کسی که ترس ایجاد میکند و در دل دیگران وحشت میافکند، و این همان تعریف «تروریست» است:
terrorist = terror + -ist
پسوندِ ist در اغلبِ موارد فاعل میسازد. واژهٔ terror نیز معنای ویژهای دارد که هستهاش «وحشت» و «ترسافکنی» است:
extreme fear, or violent action that causes fear
«دهشتافکن» با استفاده از روش «گردهبرداری» ساخته شده است:
(دهشت: terror) + (افکن: ist-)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 ریشه، پایه، سِتاک
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ اگر پای حرفهای تخصصی زبانشناسان بنشینید، احتمالاً اصطلاحاتی را از آنان میشنوید که یا اساساً آنها را نشنیدهاید یا شنیدهاید ولی با آنچه قبلاً آموختهاید نامنطبق میبینید.
⚜️ در حوزۀ واژشناسی، سه اصطلاح «ریشه» و «پایه» و «ستاک» بنیادین و پرکاربردند؛ البته زبانشناسان تعریفهای گوناگون ولی کماختلاف و نزدیکِهم ارائه دادهاند.
ریشه (root): هر نوع عنصر واژگانی که هنوز هیچ وندی، چه تصریفی چه اشتقاقی، به خود نپذیرفته است
نمونه: کتاب، زیرک، خور (ریشۀ ناگذشته)، گفت (ریشۀ گذشته)
ستاک (stem): هر صورتی از واژه، پیش از دریافت وند تصریفی
نمونه: کتاب، زیرک، خور (ستاک ناگذشته)، گفت (ستاک گذشته)، دیده، هوشمندانه، خوشبرخورد
پایه (base): هر نوع تکواژ آزاد (صرفِنظر از وندهایش) که ظرفیت پذیرش وند داشته باشد
نمونه: واژههای «برادر» و «برادری» و «برادرها» پایهاند؛ زیرا ظرفیت پذیرش وندهایی مانندِ «ــَم» و «ـها» و «(ی)ـَم» را دارند.
⚜️ با توجه به تعریفها و نمونههای بالا، میتوان چنین استنباط کرد:
۱. هر ریشهای میتواند ستاک و پایه باشد؛ ولی هر ستاک و پایهای نمیتواند ریشه باشد.
۲. هر ستاکی میتواند پایه باشد؛ ولی هر پایهای نمیتواند ستاک باشد.
⚜️ شایان یادآوری است که تعریفها و نمونههای این اصطلاحها بر اساس زبانشناسیِ همزمانی است و در زبانشناسیِ دَرزمانی، تعریف و نمونههای «ریشه» با آنچه در بالا آمده، تا حدودی متفاوت است.
🔏 منبع تعریفها و نمونهها (با اندکی تصرف):
مبانی زبانشناسی، نوشتۀ جلال رحیمیان، انتشارات دانشگاه شیراز، ص ۹۰ و ۹۳ و ۹۴.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
آگاهی و یادآوری
چهارمین جلسه را امروز برگزار میکنیم.
ساعت ۱۴:۳۰ تا ساعت ۱۶:۰۰
همچنان میتوان ثبتنام و شرکت کرد.
✍🏻 قهوه، گویش، ناموس
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیشنهاد میکنم این رشتهفرستهام را بخوانید:
از یک مطایبۀ کلامیِ کناییِ جنسی شروع شد،
به درنگی زبانشناختی و گویششناختی کشید
و از تأملی نسبتاً زیستی و اجتماعی سر درآورد.
/channel/khaterneshan24/247
/channel/khaterneshan24/249
/channel/khaterneshan24/250
/channel/khaterneshan24/251
/channel/khaterneshan24/252
/channel/khaterneshan24/253
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔰 معین پایدار
🆔 @moeennaamak
✍🏻 لیستبارگی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⚜️ پیشتر در این یادداشت، دربارۀ پسوندهای mania و maniac و بهطور کلی در باب مراتب دلبستگی در فارسی و انگلیسی نوشته بودم. بهتازگی با دو واژۀ دیگری که با این وند ساخته شدهاند آشنا شدم.
listomania (n), listomaniac (adj)
Listzomania (n), Listzomaniac (adj)
⚜️ اولی، یعنی listomaniac، صفتی است که برای توصیف کسانی که وسواسی افراطآمیز و جنونآلود و بیمارگونه به فهرستها و فهرستکردن چیزها دارند.
⚜️ اما دومی، یعنی Listzomaniac، جالبتر است و برای توصیف کسانی به کار میرود که جنونآسا و بیمارگونه شیدای فرانتس لیست، پیانونواز افسانهای مجارستانی بودهاند.
⚜️ علت این شیدایی مردم فقط نبوغ نوازندگی او نبود. فرانتس لیست، ضمن نواختن اسطورهای قطعات موسیقی، اجرای موسیقایی را به نمایشی شورانگیز و وجدآور بدل کرده بود.
⚜️ جز آن، چهره و اندامش چنان زیبایی و شکوهی به او بخشیده بود که او را در شمایل یک نیمهخدای فرااِنسان مینمود؛ البته فضاسازی و روایتپردازی رسانههای زمانهاش هم در ایجاد این تمثال بسیار مؤثر بود.
🔰 و اینک یک نکتۀ زبانی
اصل بر این است که نام اشخاص را بر اساس تلفظِ تبار و قومیتِ خود آن شخص بگوییم و بنویسیم.