mellimazzhabi | Unsorted

Telegram-канал mellimazzhabi - ملی مذهبی

6248

این کانال از نظر هویتی ملی - مذهبی و از نظر حقوقی مستقل است. وب‌سایت: https://melimazhabi.com/ برای ارتباط با ادمین از پیوند زیر استفاده کنید: @Meilmazzhabi

Subscribe to a channel

ملی مذهبی

‍ 🔸معادله چند مجهولی نامه ونس؛ پاسخی که سرنوشت‌ساز خواهد بود

مهستان؛ نامه‌ای از جی دی ونس برای محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی. این مهم‌ترین خبری است که در ۴۸ ساعت گذشته در مورد جنگ ایران و آمریکا منتشر شده است.
در حالی که رفت و آمدهای دیپلماتیک به تهران و تراکم خبرها در رسانه‌ها نشان می‌داد که تحولاتی در جریان است؛ تایید دریافت این نامه از سوی ایران همه چیز را وارد یک مرحله جدید کرده است.

به یک هفته قبل برگردیم: وقتی که خبر رسید محسن رضایی درست یک روز بعد از نشست تهران با مقامات نظامی پاکستان، ترکیه و عربستان با رهبر جمهوری اسلامی دیدار کرده است.
در همان زمان برخی گمانه‌زنی های رسانه‌ای از این احتمال حکایت داشت که رضایی طرح پیشنهادی ۳ کشور برای شروع روند دیپلماتیک را با رهبر در میان نهاده است.
روشن نیست که آیا نامه ونس در همان زمان و از همان کانال به دست رضایی رسیده است یا پای کانال دیپلماتیک دیگری، مثلا قطری‌ها، در میان است.

نشست تهران تنها رخدادی نیست که با ارسال نامه ونس همزمان شده است؛ بیش از ۲ هفته است که روسیه مدام بر آمادگی این کشور برای میانجیگری بین ایران و آمریکا و مشخصا حل مسئله ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد ایران از طریق انتقال آن به روسیه تاکید می‌کند. همزمان چین هم از اعزام نمایندگانی به کشورهای درگیر در روند دیپلماتیک بین ایران و آمریکا گفته است.

امروز هم ورود یک هیئت قطری به ایران برای پیگیری روند دیپلماتیک تایید شده است و ۴۸ ساعت آینده برای به نتیجه رسیدن روندها بسیار حیاتی توصیف شده است.
در پازل خبرها تنها رفت و آمد هیئت‌های دیپلماتیک نیست که دیده می‌شود: برد کوپر فرمانده سنتکام در حضور فرمانده ارتش و پیت هگست وزیر دفاع طرح‌های جدید برای حمله به ایران را به ترامپ ارایه داده است. انتشار رسمی این خبر به این معناست که آمریکا می‌کوشد سایه جنگ را هم بسیار پررنگ نگاه دارد. حتی برخی نمایندگان دموکرات سنا خلاصه‌ای از طرح احتمالی دریافت کرده‌اند. طرحی که سناتور مورفی دموکرات و متولی اول مواجهه با دولت ترامپ در مورد جنگ با ایران، آن را دیوانه‌وار، ناقض قوانین و آغازکننده زنجیره تنش‌های جدید دانسته است. در واکنش به همین وضعیت است که محمد باقر قالیباف در توییتی رویکرد چماق و هویج دولت آمریکا را بی‌فایده دانسته است.

مهم‌ترین خواسته ونس احتمالا این است که مذاکرات هسته‌ای همزمان با مذاکرات در مورد تنگه هرمز در دستور کار قرار بگیرد. چیزی که یک امتیاز برای دولت آمریکا نسبت به تفاهم اسلام‌آباد است. ایران در مقابل تاکید دارد که حاضر است ظرف ۷ روز و با تحقق شرایطش تنگه هرمز را باز کند و وارد مذاکره هسته‌ای شود. در تهران گفته می‌شود که در صورت تحقق شروط ایران، این بازه زمانی حتی می‌تواند کمتر از یک هفته باشد.
مسئله اما فراتر از یک پرستیژ دیپلماتیک به بی‌اعتمادی عمیق تهران و واشنگتن به هم باز می‌گردد. ایران نگران است که هر گشایشی در روند دیپلماتیک کمتر از یک هفته مانده به انتخابات کنگره آمریکا، به مثابه آب حیاتی کمپین عقب‌افتاده جمهوری‌خواهان در سنا را نجات دهد و مانع از تضعیف ترامپ و جمهوری‌خواهان در انتخابات شود.

در آن صورت ترامپ با دستی بازتر از قبل درست بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند میز مذاکره را واژگون کند و این بار به جای ونس، میدان باز هم به دست روبیو و هگست بیفتد تا نبرد سوم با تهران را شروع کنند.

آیا ونس در رویکردی برای حل دیپلماتیک بحران صادق است؟ سابقه تلاش‌های قبلی، اعلام مواضع فعلی و اساسا مسیری که او و جناحش برای ارتقا در حزب جمهوری‌خواه با کم کردن نفوذ و تسلط نئوکان‌ها و لابی اسراییل دارند، نشان می‌دهد که پاسخ احتمالا مثبت است.

اما آیا او می‌تواند کنترل روند را تا به آخر حفظ کند یا فشار ساختاری نئوکان‌ها و لابی اسراییل در کنار بی‌ثباتی فکری و شخصیتی ترامپ، کار را از دست او خارج خواهد کرد؟
این معمای بزرگ پیش روی تهران است. معمایی که برای حل آن ۴۸ یا حداکثر ۷۲ ساعت وقت هست.

پاسخ تهران به نامه ونس باید وزن او و جریانش را در معادلات واشنگتن بالا ببرد، همزمان چک سفیدی به آنها ندهد که در انتخابات ۱۳ آبان موجب نجات جمهوری‌خواهان شود. این را هم باید در نظر داشت که بیشینه امتیاز را می‌توان در همین بازه کوتاه گرفت وگرنه ترامپ بعد از باخت انگیزه چندانی برای معامله ندارد و تنها باید به بسته شدن دست و بالش
امید داشت.

پاسخ به ونس فراتر از یک آری یا نه ساده، باید واجد یک معماری تاکتیکی کوتاه مدت باشد که ملاحظات استراتژیک تهران را در بر بگیرد.
نامه ونس یک معادله چند مجهولی بغرنج است. پاسخ به این معادله نقشی به سزا در روند تحولات این روزهای عجیب و خطرناک خواهد داشت.

@Akhbare_mahestan
✅ @mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

حسن یزدانی: هدفم مدال طلا بود اما قسمت نشد

تلاش می‌کنم در مسابقات جهانی و المپیک رنگ مدالم را عوض کنم و روی سکوی نخست بروم.

✅ @mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

شب علی مسیو

نهصد و هشتاد و ششمین شب از شب‌های بخارا به یادبود علی مسیو، از مبارزان جنبش مشروطه، اختصاص یافته است. در این نشست که در ساعت پنج بعدازظهر دوشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۵ در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود، فیلم مستند «علی مسیو» به کارگردانی مسعود میر به نمایش درخواهد آمد. قرائت متنی از استاد رحیم رییس‌نیا از دیگر بخش‌های این نشست خواهد بود.

فیلم «علی مسیو» شناختنامه‌ای است مصور برای معرفی و غبارزدایی از شخصیتی که بی‌تردید جنبش مشروطه بدون درایت، حمایت و اصالت او حتی در همان حد محدود هم به ثمر نمی‌نشست. علی مسیو با سازماندهی ارتشی سری از میان وطن‌پرستان و آزادی‌خواهان آذربایجان تحت عنوان «مرکز غیبی»، سنگ مقاومت در تلاش برای وقوع انقلاب مشروطه و البته شکستن محاصرۀ تبریز را بنا گذاشت و در این راه از مال و جان و فرزندان خود گذشت. این فیلم به نویسندگی و کارگردانی مسعود میر، محصول مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است. محمد مقدم مشاورۀ هنری این پروژه را بر عهده داشته‌ است.

مسعود میر روزنامه‌نگار و مستندساز است. او مدرک کارشناسی سینما از دانشکدۀ خبر دارد و از سال ۱۳۸۱ کار مطبوعاتی خود را با گروه سینما و تلویزیون هفته‌نامۀ «سروش جوان» آغاز کرد و کمی بعد به روزنامۀ «همشهری» رفت و اکنون هم به‌عنوان دبیر در این روزنامه مشغول به کار است. او بعد از «علی مسیو» که اولین تجربۀ مستندسازی‌اش بود، مستند «شکل زمان» را هم در کارنامه دارد.

خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، بوستان هنرمندان، خانه‌ی هنرمندان‌ ایران، تالار استاد جلیل شهناز

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

مارگارت برنان، خبرنگار cbs:

میانجی‌های قطری امروز با جدیدترین نسخه از پیشنهاد دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ آمریکا با ایران، در تهران حضور دارند. ۴۸ ساعت آینده برای تصمیم‌گیری در این زمینه بسیار تعیین‌کننده خواهد بود. / انتخاب

✅ @mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

‌

نظم در محدودترين دلالت خود به معنى اطاعت است. در صورتى مى‌گويند حكومتى تواناى برقرارى نظم است كه بتواند رعايا را به اطاعت از فرمان‌هاى خود وابدارد. ليكن اطاعت درجات گوناگون دارد، و هر درجهٔ آن پسنديده و پذيرفتنى نيست.

تنها يک استبداد مطلق از شهروندان انتظار دارد كه دستورهاى دولتمردان را بى‌قيد و شرط اطاعت كنند. بنابراين دست‌كم بايد تعريف نظم را به اطاعت از فرمان‌هايى كه به‌صورت عمومى و در قالب مشخص قوانين صادر مى‌شود، محدود سازيم. نظم، با اين مفهوم، بدون شك يك ويژگى واجب حكومت است.

حكمرانانى كه نمى‌توانند رعايا را با اطاعت از فرمان‌هاى خود وادار سازند، فاقد قدرت حكومت‌اند. ولى هرچند اين يك شرط لازم است، هدف حكومت نيست. واداشتن مردم به اطاعت براى آن است كه بتواند به منظور ديگرى برسد. اكنون بايسته است كه بازجوييم اين منظور ديگر چيست كه حكومت بايد، همچون چيزى متمايز از مفهوم ترقى و بهبود، متحقق سازد و بايد در هر جامعهٔ در حال سكون يا در حال پيشرفت، برآورده شود.

از کتابِ «حکومت انتخابی»
جان استوارت میل
ترجمهٔ علی رامین

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

کامران قاسمپور با شکست قهرمان المپیک استارت زد

«کامران قاسمپور» در یک‌شانزدهم وزن ۸۶ کیلوگرم مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان با نتیجه ۵ بر ۳ مقابل ماگومد رمضانوف قهرمان المپیک از بلغارستان به پیروزی رسید و راهی یک‌هشتم شد.

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

رویترز:

میانجی‌های قطری امروز در چارچوب تلاش‌ها برای دستیابی به توافق، به تهران بازمی‌گردند
بازگشت میانجی‌های قطری به تهران در روز جاری، با هماهنگی واشنگتن انجام می‌شود.

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

▶️کتاب درسی در مدرسه نیست؛ در میدان انقلاب هست

گزارش کانال شورای هماهنگی از کمبود کتاب در مدارس


یک ماه و نیم از آغاز سال تحصیلی گذشته است. در بسیاری از مدرسه‌ها هنوز به دانش‌آموزان می‌گویند «کتاب نرسیده». همان کتاب، چند خیابان آن‌طرف‌تر، در بساط میدان انقلاب فروخته می‌شود: جلدی چهارصد تا پانصد هزار تومان.

۲۲ مهر، وزیر آموزش‌وپرورش در برابر دوربین صداوسیما گفت: «امکان ندارد مدرسه‌ای در کشور وجود داشته باشد که با مشکل نبود کتاب درسی مواجه باشد… ادعای کمبود کتاب در تهران فاقد واقعیت است.»

در این کلیپ، پاسخ وزیر را کنار سه چیز گذاشته‌ایم: صدای رادیو ایران درباره‌ی کمبود کتاب و فروش آزاد آن، حرف دانش‌آموزان تهرانی، و دوربین خودِ صداوسیما در کتاب‌فروشی‌های میدان انقلاب. همان رسانه‌ای که «۹۹ درصد توزیع» را اعلام کرد.

کتابی که باید رایگان روی نیمکت باشد، چطور سر از بازار سیاه درآورده؟ چه کسی می‌فروشد و چه کسی سود می‌برد؟ چرا معلمی که کمبود کتاب را نوشت، مجبور شد پستش را حذف کند؟ و وقتی قیمت کتاب «افزایش چشمگیر» داشته و «حذف کتاب کاغذی» زمزمه می‌شود، آیا «کمبود» مقدمه‌ی «پولی‌شدن» است؟
کتاب درسی حق دانش‌آموز است، نه کالایی که باید در میدان انقلاب دنبالش دوید.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
آبان ۱۴۰۵

#کتاب_درسی #آموزش_رایگان #شورای_هماهنگی


🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب

Читать полностью…

ملی مذهبی

سناتور دموکرات: در صورت کنترل کنگره، بودجه جنگ علیه ایران را قطع می‌کنیم

کریس مورفی:


"تصور می‌کنم پس از انتخابات، قطعنامه‌ای برای تداوم موقت تأمین مالی دولت تصویب خواهد شد و ما تصویب بودجه را تا ژانویه یا فوریهٔ سال آینده به تعویق خواهیم انداخت.

سپس، اگر دموکرات‌ها کنترل کنگره را در دست بگیرند، عملاً اعلام خواهیم کرد که می‌خواهیم بودجه وزارت دفاع را تأمین کنیم، اما اگر قرار باشد این بودجه صرف تأمین مالی این جنگ شود، دیگر بودجه‌ای برای وزارت دفاع اختصاص نخواهیم داد.

در نتیجه، باید بندی در لایحه بودجه گنجانده شود که استفاده از هرگونه اعتبار مالی برای ادامه جنگ علیه ایران را ممنوع کند؛ جنگی که امنیت ما را کمتر کرده و میلیاردها دلار هزینه بر دوش شهروندان آمریکایی گذاشته است."

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

🔊فایل صوتی


سخنرانی دکتر فرهاد نیلی
در مراسم «بررسی کارنامه مرحوم علینقی عالیخانی»


✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

‌
‌گفتارت را پاک نگه دار،
وجدانت را به روشنایی نیمروز.
چشم بینای خداست ناظر
بر فکرهایت، بر کارهایت.


در سلسله‌ی رمان‌نویسان بزرگ انگلیسی در قرن نوزدهم، که از جین آستین و خواهران برونته آغاز می‌شود و به چارلز دیکنز و تاماس هاردی می‌رسد، جورج الیوت به‌سبب مهارت و ژرف‌بینی‌اش در توصیف انگیزه‌ها مقام منحصربه‌فردی دارد، به‌طوری که بسیاری از نقادان مدرن او را بزرگ‌ترین رمان‌نویس انگلیسی قرن نوزدهم می‌دانند.
ادام بید رمانی است درباره‌ی آدم‌های معمولی که زندگی ساده‌ای دارند و روابط آن‌ها نیز در محیط کوچک‌شان ساده می‌نماید، اما آیا این نظم عادی ادامه می‌یابد؟ تقدیر چه‌ها در آستین دارد؟ ضربه‌ی سرنوشت چه‌گونه فرود می‌آید؟‌
‌
«ادام بید»
قصه‌ی باشکوه همدلی‌ها
جورج الیوت
ترجمه‌ی رضا رضایی
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

آموختن آیین سروری: تجربه‌ی حزب کارگران در برزیل

کمال اطهاری

سایت نقد اقتصاد سیاسی، فروردین ۱۴۰۴


اگر بنا بر علم منطق یا منطق دیالکتیکی بپذیریم که امور تاریخی پیوسته در حال دگرگونی‌اند، و در نظام سرمایه‌داری همراه با انقلاب‌های پیاپی و نوآوری‌های پیوسته در تولید، مناسبات جدید اجتماعی یا دگرگونی کمّی و کیفی در طبقات و اقشار موجود در آن پدید می‌آید، جنبش چپ هم باید همراه با این تحولات به دگرگونی روش‌ها و شیوه‌های پراکسیس (عمل اجتماعی) خود بپردازد و به روش‌های کهنه و فرسوده‌ی خود اکتفا نکند، یعنی پیوسته آیین نوین پیمودن راه سروری بر سرمایه‌داری را بیاموزد تا بتواند فرایند تکامل جامعه‌ی بشری را کوتاه‌تر و کم‌رنج‌تر کند. آیینی که با کج نهادن کلاه و تند نشستن حاصل نمی‌شود. 

در ایران، تداوم زوال در حاکمیتِ هژمون که ضد توسعه‌ گشته است، سردرگمی جناح‌های اصلاح‌طلب در آن که از عهده‌ی تعریف برنامه‌ی توسعه‌ی دموکراتیک ایران برنمی‌آیند، و برآمدن و فرونشستنِ پی‌درپیِ امواج جنبش‌های خودبه‌خودی مدنی با اهدافی مجزا از هم، بالاخره طیف رادیکال ایران را به این فکر انداخته است که با تشکل‌یابی «کسب جمعیت» از پریشانی خود کند. اما از آن جا که این طلب هنوز «خلاف‌آمدِ عادت» جریان‌های رادیکال نیست، بی‌شک به کامروایی نخواهد انجامید. چرا که عادت مألوف جریان‌های رادیکال ایران، تشکیل سازمان (organization) یا سازمان‌گرایی به‌صورت فرقه‌گرایانه و جبهه‌گریز با تعریف سنتی از حزب، سیاست‌زدگی (politicization) یا تقلیل امور اقتصادی و اجتماعی به امر سیاسی بدون داشتن تحلیل مشخص از شرایط مشخص داخلی با تقدم بخشیدن به تضاد خارجی، و در نتیجه فقدان الگو و برنامه‌ی توسعه‌ی درون‌زا، و ائتلاف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی (نه صرفا سیاسی) بر اساس آن بوده است. هر زمان هم که موفق نشده‌اند یا به «مویه‌گری تاریخی» پرداخته و استبداد، دروغ یا خشونت را ذاتی ایرانیان دانسته‌اند، یا به حلول روح خبیث سرمایه‌داری در مردم حق‌نشناس ایران نسبت داده‌اند. 

در نوشته‌هایی دیگر به این کاستی‌ها پرداخته‌ام. به‌طور مثال خطای بزرگ تقدم تضاد خارجی بر داخلی را در مقاله‌ی «درباره‌ی منطق دیالکتیک و تضاد» نشان داده‌ام؛ در اینجا نیز نقد نظری و تاریخی طیف چپ ایران در دستور کار نیست که رو به گذشته دارد نه آینده. بررسی نحوه‌ی شکل‌گیری و تحولات حزب کارگران در برزیل به‌عنوان «حزب نوع جدید در تاریخ جنبش کارگری» خود نشانگر کاستی‌های گذشته‌ی طیف چپ ایران و راه آینده‌ی آن خواهد بود.

امید که این بررسی، به طیف چپ اراده‌ی لازم را برای پیمودن راهی که در آغاز آن تاخیر ناموجه داشته، ببخشد. البته نه برای آن که به عادت مألوف از آن گرته‌برداری کند، بلکه از آن جا که حزب کارگران در برزیل مجبور بود در دوران نوین به‌صورت خشونت‌پرهیز یا بدون انقلاب قهرآمیز، در یک کشور توسعه‌یابنده یا پیرامونی با تعریفی نوین از حزب، هژمونی لازم را برای کسب قدرت به‌دست آورد و بتواند آن را به‌طور دموکراتیک حفظ کند، اصول یک برنامه‌ی پژوهشی را در دوران نوین برای توسعه‌ی دموکراتیک در جهت سوسیالیسم در اختیار می‌گذارد. باشد که طیف چپ ایران خلاقیت خود را در این برنامه‌ی پژوهشی به‌کار گیرد.

تجربه‌ی شکست‌ها و پیروزی‌های حزب کارگران در برزیل نشان داده است که این حزب به رهبری لولا با رعایت اصول آیین سروری، تاکنون با موفقیت این فراز و نشیب را در تضاد با امر کهن پیموده است و امید که آن را بتواند ادامه دهد که تضمینی هم برای آن در تاریخ وجود ندارد. جوامعی چون ایران و برزیل که سابقه‌ی انقلاب مشروطه و پیشینه‌ی احزاب و جنبش‌های اجتماعی و سیاسی متعدد و قوی داشته‌اند، با جوامع کشورهایی چون کره‌جنوبی یا چین متفاوت‌اند. یعنی به‌اجبار باید اصول آیین سروری را رعایت کنند تا راه توسعه را بپیمایند. آیا فعالان مدنی و سیاسی رادیکال و آب‌دیده‌ی ایران نیز اصول آیین سروری را خواهند آموخت و با خلاقیت به‌کار خواهند گرفت تا رفته‌رفته کهنِ منسوخ را عقب ‌راند و بر آن چیره شود؟ من به این توانمندی باور دارم.


متن کامل:

• Instant View

• pdf

• در سایت نقد اقتصاد سیاسی


@athari_alborz
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

«گه صلح و گهی جنگ و گهی نوش و گهی نیش»
نگاهی به وضعیت پیچیده و آشوبناک روابط منطقه‌ای در خاورمیانه

علیرضا قندریز



🔹در گزارشی تحقیقی به تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶، آیونا کریگ، خبرنگار باسابقه و برنده جوایز معتبر روزنامه‌نگاری، و رایان گریم، از بنیان‌گذاران دراپ‌سایت، به نقل از چهار منع آگاه از همکاری اطلاعاتی نیروهای وابسته به امارات با انصارالله علیه نیروهای مورد حمایت عربستان در یمن خبر داده‌اند. دو منبع نیز مدعی انتقال مستقیم اطلاعات از سوی امارات شده‌اند/۱

  بایستی توجه داشت که اختلافات امارات و عربستان موضوع تازه‌ای نیست. حدود هفت سال پیش، زمانی که در ایران عمدتاً تصویری از نزدیکی و همسویی ریاض و ابوظبی ترسیم می‌شد، در یادداشتی با عنوان «ظهور یک اختلاف» تلاش کرده بودم ریشه‌ها و ابعاد این شکاف را توضیح دهم/۲

اما سطحی از همکاری میان امارات و انصارالله که اکنون در گزارش دراپ‌سایت ادعا شده، در صورت تأیید با شواهد مستقل و معتبر، می‌تواند از تحولی مهم در مناسبات قدرت منطقه‌ای حکایت کند؛ تحولی که به مراتب فراتر از اختلافات دیرینه ریاض و ابوظبی است.

در این میان، به گمانم دو نکته اهمیت دارد:
اول، بازیگری نسبتاً مستقل حوثی‌هاست. به نظرم در بسیاری از اخبار و تحلیل‌ها، درباره میزان نفوذ و قدرت تعیین‌کنندگی جمهوری اسلامی در تصمیمات انصارالله اغراق شده است. شواهد موجود از نفوذ قابل‌ملاحظه ایران، به‌ویژه در حوزه تسلیحاتی، فنی و نظامی، حکایت دارند؛ اما حمایت ایران را نباید با تبعیت قاطع سیاسی حوثی‌ها از منافع ایرانی یکی گرفت.انصارالله، علاوه بر ریشه‌های تاریخی، مذهبی و اجتماعی مستقل خود، در طول جنگ یمن به بازیگری با منافع، محاسبات و اولویت‌های سیاسی خاص خود تبدیل شده است. شواهدی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد این جنبش، با وجود پیوندهای نزدیک و حمایت گسترده جمهوری اسلامی، همواره در تعیین اهداف و تنظیم مناسباتش با دیگر بازیگران منطقه‌ای استقلال نسبی خود را حفظ کرده است.

به یاد دارم در سال ۲۰۱۶، هنگامی که سرلشکر فقید محمد باقری، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح ایران، از احتمال ایجاد پایگاه دریایی ایران در یمن سخن گفت، در پیامی که به حسابی در شبکه‌های اجتماعی منتسب به مهدی المشاط نسبت داده شد، واکنش تندی منتشر شد؛ با این مضمون که باقری بهتر است پیش از چنین اظهاراتی تاریخ یمن را بخواند و بداند که این کشور در طول تاریخ گورستان مهاجمان بوده است. البته اصالت انتساب آن پیام در رسانه‌های ایران مورد تردید قرار گرفت اما تأکید رهبران انصارالله بر هویت و استقلال سیاسی جنبش خود، در مواضع رسمی آنان سابقه جدی دارد.

نکته قابل‌تأمل این است که رابطه تهران و انصارالله، به‌رغم حمایت گسترده جمهوری اسلامی، هرگز کاملاً مشابه مناسبات ایران با حزب‌الله لبنان نبوده است. حوثی‌ها نه از حیث خاستگاه تاریخی و سازمانی و نه در محاسبات سیاسی و راهبردی، صرفاً امتداد اراده ایران نیستند. این رابطه، با وجود همگرایی‌های ایدئولوژیک و وابستگی‌های نظامی، بر اشتراک منافع و مصالح مشخص استوار است و طبعاً حدود این اشتراک می‌تواند با تغییر شرایط دگرگون شود....
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/SyYS2Cu9

@iranfardamag
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

وقتی تورم به تهدید داخلی تبدیل می‌شود

تحلیل اقتصادی-اجتماعی تورم مزمن در ایران


✍️ علی افشاری

بر اساس آمارهای رسمی، نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در مهرماه به ۸۸.۷ درصد رسیده است. گرچه این رقم نسبت به ماه پیش از آن ۱.۱ درصد کاهش نشان می‌دهد، اما چنین افتِ ناچیزی نه‌تنها نشانه بهبود نیست، بلکه در سطحی که تورم همچنان نزدیک به سه‌رقم است، کاهش یک‌درصدی صرفاً نوسانی آماری محسوب می‌شود و ساختار بحران را تغییر نمی‌دهد. معنای دقیق این عدد آن است که سطح عمومی قیمت‌ها در کمتر از یک سال تقریباً دو برابر شده است؛ یعنی قدرت خرید خانوار در بازه‌ای کوتاه به‌شدت فرسوده شده و درآمد واقعی به شکل محسوسی کاهش یافته است.

شدت این فرسایش زمانی آشکارتر می‌شود که به اقلام ضروری سبد مصرفی خانوار بنگریم: مواد غذایی، دخانیات و خوراکی‌ها نسبت به سال گذشته افزایشی بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ درصد را تجربه کرده‌اند. این ارقام از آن جهت حیرت‌انگیز و هشداردهنده‌اند که اولاً به کالاهای ضروری و کم‌کشش مربوط می‌شوند — کالاهایی که خانوار نمی‌تواند مصرفشان را به‌سادگی کاهش دهد — و ثانیاً سرعت رشد آنها چند برابرِ نرخ تورم عمومی است. نتیجه منطقی این وضعیت، آن است که تورم برای دهک‌های پایین درآمدی به‌مراتب سنگین‌تر از میانگین ملی عمل می‌کند؛ زیرا سهم غذا در سبد مصرفی این خانوارها بسیار بالاتر است. به بیان اقتصادی، تورم فعلی ماهیتی «ضدفقیر» و نابرابر دارد و بار اصلی آن بر دوش اقشار آسیب‌پذیر می‌افتد.

از این رو، می‌توان گفت آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم نه صرفاً یک اختلال اقتصادی مقطعی، بلکه یک وضعیت فلاکت‌بار ساختاری است که خروجی طبیعی آن گسترش فقر، تعمیق محرومیت و فشرده‌سازی طبقه متوسط به سمت پایین است.

چنین وضعیتی را نباید تنها در قالب شاخص‌های اقتصادی سنجید؛ بلکه باید آن را به‌عنوان یک تهدید جدی برای امنیت اجتماعی و ثبات کشور تحلیل کرد. تجربه تاریخی و شواهد جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که تورم مزمن و فشار معیشتی پایدار، سرمایه اجتماعی را تخریب می‌کند، اعتماد عمومی به نهادها را کاهش می‌دهد و زمینه‌ساز آسیب‌های اجتماعی گسترده‌ای چون افزایش جرم، مهاجرت نخبگان، افت سرمایه انسانی و بی‌ثباتی اجتماعی و رشد پوپولیسم می‌شود. بنابراین، خطرناک‌ترین تهدید پیش روی کشور، نه یک رویداد آنی، بلکه همین فرسایش تدریجی و نظام‌مند بنیان‌های اقتصادی–اجتماعی است.

نکته کلیدی و استدلالی آن است که ریشه این بحران را نباید به‌طور پیش‌فرض به عوامل بیرونی مانند تحریم یا جنگ نسبت داد. هرچند این عوامل می‌توانند تشدیدکننده باشند، اما شواهد مقایسه‌ای و منطق علّی نشان می‌دهد که نمی‌توانند توضیح‌دهنده اصلی تورمی با این شدت و پایداری باشند؛ زیرا کشورهایی نیز تحت فشارهای بیرونی مشابه، با اتخاذ سیاست‌های صحیح پولی و مالی، تورم را مهار کرده‌اند. در مقابل، آنچه توضیح‌دهنده اصلی است، انباشت بی‌کفایتی‌ها در اداره اقتصاد، بحران ناکارآمدی در نهادهای تصمیم‌گیر و تداوم سیاست‌های غلط حاکمیتی است.

به بیان علمی، تورم پدیده‌ای پولی–مالی است و تداوم آن در بلندمدت بیش از هر چیز به کسری‌های بودجه مزمن، رشد نقدینگی مهارنشده، عدم انضباط مالی و نبود سیاست‌گذاری منسجم اشاره دارد. تحریم و جنگ در بهترین حالت «ضربه» هستند، اما «بیماریِ» مزمن، محصول سیاست‌گذاری نادرست و ناکارآمدی نهادی است.

در کل می‌توان گفت: تورم ۸۸.۷ درصدی مهرماه، تنها یک عدد نیست؛ نشانه‌ای از یک زنجیره علّی است که از سیاست‌های غلط و ناکارآمدی نهادی آغاز می‌شود، به تورم مزمن و فرسایش قدرت خرید می‌انجامد، فقر و نابرابری را گسترش می‌دهد و در نهایت به تهدیدی جدی برای امنیت اجتماعی و پایداری کشور تبدیل می‌شود. مدیریت این بحران، پیش از آنکه نیازمند عزمی ملی باشد، نیازمند پذیرش صریح ریشه‌های درونی آن و اصلاح ساختاری سیاست‌هاست؛ زیرا تداوم انکار یا نسبت‌دادن بحران به عوامل بیرونی، تنها چرخه معیوبِ ناکارآمدی و فقر را تثبیت می‌کند.

منبع: کانال تلگرام نگارنده

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

فوری | احمد طیبی، رئیس بلوک فهرست مشترک، به الجزیره گفت: «اردوی مخالفان با ما تماس گرفت تا در مورد امکان همکاری‌های آینده صحبت کند.»

✅ @mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

رحمان عموزاد: به عشق مردم ایران توانستم مدال برنز بگیرم.

✅ @mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

امروز رفته بودم یک مدرسه دخترانه.
روی یک دیوار
دختران نوجوان آرزوهایشان را
نوشته بودند.
یکی از بچه ها در میان میان همه رویاهای نوجوانانه؛
زنان و دخترانِ اهل افغانستان را "دیده بود"
و
آرزو کرده بود کمک کند تا رنج آنها کاهش یابد
اشک در چشمانم حلقه زد


#علی_نیک‌جو


@AliNikjooneveshteha
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

قیمت نفت برنت از مرز ۱۱۷ دلار گذشت.

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

نقشهٔ جنگی ترامپ از زبان سناتور مورفی!

✍🏾#احمد_زیدآبادی

آنچه ترامپ در بارهٔ حمله به ایران در سر دارد، از زبان کریس مورفی سناتور دمکرات از ایالت کنتیکت به روشنی بیان شده است.
آقای مورفی گفته است: "برخی از ما دربارهٔ طرح جنگی توجیه شده‌ایم. اگرچه نمی‌توانم هیچ جزئیاتی را فاش کنم، اما می‌توانم این را بگویم که این طرح جنون‌آمیز است. به اهداف موردنظر دست نخواهد یافت و منجر به تشدید ویرانگر درگیری‌ها و به احتمال زیاد نابودی تعهد ما به حاکمیت قانون خواهد شد."

در جملات فوق، "نابودی تعهد آمریکا به حاکمیت قانون" به روشنی نشان از آن دارد که رئیس‌جمهور آمریکا قصد زیر پا گذاشتن قوانین بین‌المللی در نقشهٔ جنگی‌اش علیه ایران دارد.

به نظرم اگر حمله‌ای صورت گیرد، ارتکاب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت بخشی از روند کار خواهد بود.
در نظام بین‌الملل که هیچ نهاد و قدرتی جلودار ترامپ نیست، آیا تصمیم‌گیران داخلی هم نمی‌خواهند برای خنثی‌سازی این نقشهٔ شوم، حرکت مؤثری کنند؟

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

جامعه‌ی پسا خامنه‌ای
  ایران پس از جنگ چهل روزه -  بخش دوم -۶

✍🏾سعید مدنی

جامعه ایران از دهه هفتاد وارد شرایط جدیدی شد که آن را شایسته عنوان  «جامعه جنبشی» کرد . این ویژگی در دوران پسا خامنه‌ایِ نیز تداوم خواهد داشت.
 
سه موج اعتراضی
به طورمشخص، جامعه ایران از اوایل دهه هفتاد با سه موج اعتراضی روبرو شده است:
 
موج اول اعتراضات (اوایل دهه هفتاد)
این موج عمدتاً تحت تأثیر دو عامل شکل گرفت:
۱. تأثیر جنگ هشت‌ساله و پیامدهای آن بر زندگی و معیشت مردم، و
۲. اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی.
 
اعتراضات این دوره عمدتاً محلی، با انگیزه اقتصادی و با زبانی کم‌وبیش محافظه‌کارانه بود.این اعتراضات با اینکه زبان رادیکالی نداشتند، اما تحمل نمی‌شدند. در آن مقطع، شاهد اعتراضاتی در اراک، قزوین، اکبرآباد، اسلامشهر (تهران)، کرج و مشهد بودیم. این کنش های اعتراضی در مناطق خاصی از شهرها متمرکز بودند؛ برای مثال، در تهران منطقه اسلامشهر و در مشهد محلات حاشیه‌نشین را در بر می‌گرفتند. بنابراین نوعی اعتراضات محلی محسوب می‌شدند. همان‌طور که به طور مختصر اشاره شد، موج اول تا حدی محافظه‌کارانه بودند؛ یعنی شعارها عمدتاً حول مسائل اقتصادی بود و تنها در موارد معدودی به ابراز عدم مخالفت با کلیت وضعیت موجود همراه میشد. از این رو در کنار شعارهایی مانند «درود بر خمینی» یا «الله اکبر» به وضع اقتصادی اعتراض می‌شد.
 
موج دوم اعتراضات (اواسط دهه هفتاد تا جنبش مهسا):

موج دوم از اواسط دهه هفتاد از جنبش اصلاحات آغاز شد و تا جنبش مهسا ادامه یافت. این جنبش‌ها، اعتراضات و خیزش‌ها دیگر کمتر محلی بودند و بیشتر ماهیت منطقه‌ای و تا حدی ملی داشتند؛ مانند «خیزش آب» در خوزستان و اصفهان که منطقه‌ای بود، یا «جنبش سبز» که در اغلب شهرهای کشور فراگیر و ملی شد. گاهی مانند «جنبش سبز» اغلب در شهرهای بزرگ مشاهده میشد و بعدها همچون «جنبش مهسا» با گستردگی‌ای به مراتب بیشتردر شهرهای متوسط و کوچک نیز ظاهر شد. این موج [دوم] در مقایسه با اعتراضات پیشین، رادیکال‌تر و سیاسی‌تر از اعتراضات گذشته بود و مشخصاً خواستار حقوق شهروندی، اعم از حق مشارکت عمومی، دموکراسی و رفع تبعیض بود.
 
موج سوم اعتراضات

این موج در واقع با «جنبش مهسا» آغاز می‌شود. جنبش «مه سا» مانند یک لولا عمل کرد و ما را از موج دوم وارد موج سوم کرد. این موج ضمن شباهت‌هایی با اعتراضات، جنبش‌ها و کنش‌های پیش از خود، تفاوت‌های مشخصی نیز داشت. نقش جوانان در آن بسیار برجسته بود؛ مطالبات به سرعت از حوزه اقتصادی به اعتراضات سیاسی رادیکال تغییر جهت می‌داد؛ فراگیری آن در سطح ملی و از تکثر اجتماعی قابل توجهی برخوردار بود؛ یعنی طبقات فرودست و متوسط، جوانان، بازنشستگان، زنان و مردان در آن مشارکت داشتند. بنابراین، تمایز روشنی میان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و جنبش‌های پیش از آن وجود داشت، هرچند همانطور که گفتم، شباهت‌هایی نیز، به خصوص با اعتراضات دی ماه، داشت.
 
وقتی از «اعتراضات دی ماه» صحبت می‌کنم، منظور من مشخصاً بازه زمانی ششم تا هفدهم دی ماه است. آنچه به هجدهم و نوزدهم دی و فراخوان آقای پهلوی مربوط می‌شود، موضوعی است که باید به صورت جداگانه درباره آن بحث شود. در هر حال  نباید اعتراضات دی ماه را به فراخوان رضا پهلوی در روزهای هجدهم و نوزدهم تقلیل داد؛ درست همان‌طور که «جنبش مهسا» را نباید به قتل زنده یاد «مه سا امینی» فروکاست. قتل مه سا  نقطه آغاز و جرقه‌ی اعتراضات "زن، زندگی ، آزادی" بود، اما جنبش پس از آن ابعاد بسیار وسیع‌تری پیدا کرد که آثارش را تا همین امروز در خیابان‌ها مشاهده می‌کنیم و فراتر از آن واقعه اولیه رفت. به همین دلیل تأکید می‌کنم که نباید جنبش دی ماه  را نیز به فراخوان هجدهم و نوزدهم دی تقلیل داد. آن جنبش بین ششم تا هفدهم دی چارچوب مشخصی داشت اما در روزهای هجدهم و نوزدهم، یک وقفه (یا به تعبیری سکته) در آن روند رخ داد که نیاز به توضیح بیشتر دارد.....
 
 
📌متن کامل:
https://cutt.ly/zyYNuf5n

@iranfardamag
 
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

تعداد زنان ساخته‌شده با هوش مصنوعی در ویدیوهای سیاسی در فضای اینترنت هر روز بیشتر شده است و اغلب تصویری جنسیت زده  از زنان را به تصویر می‌کشد. 

بی‌بی‌سی با بررسی این پست‌ها به این نتیجه رسیده است که انگیزه‌های مختلفی پشت انتشار این تصاویر وجود دارد.

در حالی که هدف برخی از این تصاویر بی‌اعتبار کردن یک جنبش سیاسی است، برخی دیگر از محبوبیت مطالب سیاسی برای جلب مخاطب و کسب درآمد استفاده می‌کنند.

بی‌بی‌سی نتوانست هویت افرادی را که پشت این حساب‌های کاربری هستند را شناسایی کند. در همین حال، شرکت‌های متا،‌ مالک اینستاگرام و فیسبوک  و تیک‌تاک اعلام کردند که محتوایی را که ناقض قوانین آنها بوده، حذف کرده‌اند.

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

چگونه می‌توانستم کسانی را که از من نفرت داشتند دوست بدارم؟
‍ #با_تاریخ

مهستان؛
از سه سالگی هم بازی سفید پوستی داشتم که هم‌سن من بود. ما همیشه آزادانه با یکدیگر بازی می‌کردیم. او در محله ما زندگی نمی‌کرد، اما تقریبا هر روز آنجا بود. پدرش مغازه‌ای روبه‌روی خانه ما داشت. در شش سالگی هر دو ما به مدرسه رفتیم، البته مدرسه‌های جداگانه. به یاد دارم که دوستی ما چگونه با ورود به مدرسه کمرنگ شد. این نه خواست من که خواست او بود. نقطه انفصال وقتی بود که یک روز به من گفت پدرش از او خواسته دیگر با من بازی نکند. هرگز فراموش نخواهم کرد این حادثه چه شوک عظیمی به من وارد کرد.

بلافاصله از والدینم پرسیدم انگیزه چنین درخواستی چیست؟ سر میز شام بودیم که من برای اولین‌بار از وجود یک مسئله نژادی آگاه شدم. پیش از آن هرگز چنین آگاهی نداشتم. وقتی والدینم بعضی از فجایعی که در نتیجه این مسئله رخ داده بود و بعضی توهین‌هایی را که خود با آن روبه‌رو شده بودند مطرح کردند، بسیار شوکه شدم و از آن لحظه مصمم شدم از هر سفیدپوستی متنفر باشم.

هرچه بزرگ‌تر می‌شدم این احساس نیز بیشتر می‌شد. والدینم همیشه به من می‌گفتند نباید از سفیدپوستان متنفر باشم، بلکه به‌عنوان یک مسیحی وظیفه من دوست داشتن آنها است. اکنون این سوال برای من پیش آمد که چگونه می‌توانم کسانی را دوست داشته باشم که از من متنفر بودند و مسئول جدایی من از یکی از بهترین دوستان دوران کودکی‌ام به شمار می‌آمدند. برای چندین سال این سوال بزرگی در ذهن من بود.

برگرفته از کتاب زندگی‌نامه خودنوشت مارتین‌لوترگینک


@Akhbare_mahestan
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

#گزارش_روز
پنج کتاب، یک میلیون تومان و چند روز دستمزد

کتاب‌خواندن با حساب‌وکتاب/ هزینه واقعی کتاب‌خوان‌شدن در ایران چقدر است؟

خریدار کتاب کودک را برمی‌دارد، پشت جلد را نگاه می‌کند و بعد سراغ رمان روی قفسه می‌رود. کتاب تاریخ هم در فهرستش هست؛ همان‌طور که کتابی درباره روان‌شناسی که مدتی است می‌خواهد بخواند. عنوان‌ها را انتخاب کرده، اما هنوز خرید تمام نشده است. چند عدد روی ماشین‌حساب تلفن همراه، تصویری روشن‌تر از آنچه در ویترین دیده می‌شد، پیش رویش می‌گذارد: برای خرید چند کتاب، باید از پولی خرج کند که قرار است تا پایان ماه اجاره، خوراک، رفت‌وآمد و هزینه‌های دیگر را هم پوشش دهد. شاید یکی از کتاب‌ها را سر جایش بگذارد؛ نه چون دیگر خواندنی نیست، بلکه چون فعلاً خریدنش از عهده بودجه این ماه خارج است.

این صحنه، برای فهم مسئله کتاب در اقتصاد ایران، از هر شعار فرهنگی گویاتر است. در اینجا کسی لزوماً کتاب‌خوانی را کنار نگذاشته؛ فقط میان خواستن و توانستن فاصله افتاده است. کتاب هنوز مطلوب است، اما خریدش باید از آزمون سخت‌تری عبور کند: آیا می‌توان هزینه‌اش را از درآمدی پرداخت کرد که پیش از رسیدن به نیمه ماه، بخش بزرگی از آن خرج شده است؟

از قفسه کتاب‌فروشی تا صورت‌حساب ماهانه

برای پاسخ، پنج کتاب از پنج حوزه انتخاب می‌کنیم: کتاب کودک، رمان، تاریخ، علوم انسانی و روان‌شناسی. این سبد قرار نیست فهرست خرید یک خانواده مشخص باشد؛ الگویی است برای سنجش هزینه دسترسی به چند حوزه مطالعاتی متفاوت. بر اساس گزارش آماری نشر در شش‌ماهه نخست سال ۱۴۰۵، میانگین قیمت کتاب به حدود ۲۷۵ هزار تومان رسیده است؛ رقمی که نسبت به دوره مشابه سال قبل بیش از ۴۰ درصد افزایش نشان می‌دهد. در همین دوره، ۴۸ هزار و ۴۸۶ عنوان کتاب منتشر شده و میانگین شمارگان به ۷۱۴ نسخه رسیده است؛ شمارگانی که نسبت به سال قبل ۱۲٫۶۱ درصد کاهش دارد. این اعداد تصویری از بازاری می‌دهند که در آن قیمت‌ها بالا رفته و تعداد نسخه‌های منتشرشده از هر عنوان پایین آمده است.

اما میانگین ۲۷۵ هزار تومانی دقیقاً چه چیزی را درباره هزینه کتاب‌خواندن به ما می‌گوید؟ برای پاسخ، کافی است آن را کنار قیمت‌هایی بگذاریم که خریدار در عمل با آن‌ها مواجه می‌شود. در دامنه قیمت‌های مبنای این گزارش، کف قیمت یک رمان حدود ۲۶۰ هزار تومان و سقف آن حدود ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است. در روان‌شناسی، این فاصله از حدود ۲۰۰ هزار تومان تا ۴ میلیون تومان می‌رسد. کتاب کودک و نوجوان و دیگر حوزه‌ها نیز، بسته به عنوان و نوع عرضه، دامنه‌های قیمتی متفاوتی دارند.

یعنی در سبد حداقلی، اگر یک رمان را با قیمت ۲۶۰ هزار تومان، یک کتاب روان‌شناسی را با ۲۰۰ هزار تومان، یک کتاب کودک و نوجوان را با حدود ۲۰۰ هزار تومان و دو کتاب دیگر را نیز هرکدام با حدود ۲۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم، هزینه سبد پنج‌کتابی به یک میلیون و ۶۰ هزار تومان می‌رسد. این سبد تصویری از خرید با تمرکز بر ارزان‌ترین گزینه‌هاست؛ نه لزوماً خرید پنج عنوان مشخص و دلخواه.

ادامه مطلب:
https://avash.ir/n/XPB
@Avash_media
✅

Читать полностью…

ملی مذهبی

جناب اژه‌ای! نمی‌خواهید کاری کنید؟

✍🏾#احمد_زیدآبادی

ما واقعاً در شرایط عجیبی به سر می‌بریم. سایهٔ جنگ همچون شبحی بر سر کشور پرواز می‌کند. سفره‌های اغلب مردم روز به روز کم‌رنگ‌تر و مجموع شرایط معیشتی سخت‌تر و وخیم‌تر می‌شود. نوعی از فساد خزنده در مجموع دیوان‌سالاری کشور، گاه نفس شهروندان بی‌پناه را بند می‌آورد. عموم مردم خواهان بهبود اين وضعيت هستند و به امید گشایشی در این عرصه‌ها می‌کوشند تاب‌آوری خود را حفظ کنند.
در این بحبوحهٔ پرفشار، اما چیزی که بسیاری از شهروندان را واقعاً آزار می‌دهد، احکام شداد و غلاظی اعم از اعدام و حبس‌های طولانی و مصادرهٔ اموال است که علیه برخی متهمان صادر می‌شود.

در این کشور هیچ شهروندی مخالف مجازات هیچ "مجرمی" نیست، اما وجدان انسانی و تمامی اصول و قوانین الهی و بشری همگی به نسبت منصفانه و عادلانهٔ بین جرم و مجازات فرا می‌خوانند و چیزی بیش از آن را گناه و معصیت و بی‌عدالتی می‌نامند.
در تمام دهه‌های گذشته هر گاه کشور دستخوش مشکل یا بحران امنیتی شده، متأسفانه چرخهٔ صدور احکام نامتناسب و شدید و غلیظ هم به چرخش درآمده و موجی از معضلات پیدا و پنهان را برای آیندهٔ جامعه رقم زده است.

بدبختانه در شرایط جنگی این چرخه سرعت بیشتری یافته و بسیاری از مردم را به راستی معذب کرده است.
خبر صدور این نوع احکام، روزانه در برخی از رسانه‌ها منتشر می‌شود و توسط چهره‌های دلسوز و بی‌طرف و منصف مورد نقد و اعتراض قرار می‌گیرد، اما این نقدها و اعتراض‌ها هیچ بازخورد اقناع‌کننده‌ای از سوی دستگاه‌های مسئول در پی ندارد.

قاعدتاً در حوزهٔ کار و تخصص من نیست که به تک تک پرونده‌ها و احکام صادره ورود کنم، اما چیزهایی که گاه دیده و شنیده می‌شود آه از نهاد آدمی برمی‌آورد.
برای نمونه در شهر کرج جوانی به نام امید فراغت بود که در فضای مجازی به عنوان روزنامه‌نگار اظهارنظر می‌کرد. من با نوشته‌های او عمدتاً به این دلیل آشنا بودم که گاه علیه خودم چیزی می‌نوشت و آن را برایم فوروارد می‌کرد!

من حتی یک بار به این نوشته‌ها که بعضاً تمسخرآمیز بود، پاسخ ندادم چون از هر جهت قابل گذشت بود، اما اخیراً مطلع شدم که او بازداشت و به علت اظهارنظرهای مشابهش در مورد نهادهای دیگر، از سوی دادگاه بدوی به ۱۰ سال و یک روز زندان محکوم شده است!
چه خبر است؟ او حتی طبق همین قوانین گل و گشاد جاری، در بدترین و شدیدترین حالت ممکن، می‌توانست حداکثر به شش ماه حبس محکوم شود اما حالا به ۱۰ سال و یک روز! محکوم شده است.

متأسفانه اغلب این نوع احکام به دلیلی که اصلاً قابل درک نیست به سرعت تأیید و به اجرا گذاشته می‌شود.
در این وضعیت چه مقامی جز رئیس دستگاه قضایی را می‌توان خطاب قرار داد و از او درخواست کرد که برای پیش‌گیری از ادامهٔ صدور احکام شدید دخالت کند؟
والله، به خدا قسم صدور احکام تند و شدید و نامتناسب هیچ مشکلی از هیچ جامعه و نظامی حل نمی‌کند بلکه هزاران مشکل روانی و اجتماعی و سیاسی به وجود می‌آورد. پس شما را به خدا جلو این روند را بگیرید.


@ahmadzeidabad
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

‍نتایج انتخابات اسراییل؛ جنگ همچنان در مسیر قطعی شدن

مهستان؛ نتایج انتخابات اسرائیل در حال نهایی شدن است، بدون آن که تغییر خاصی در نتایج اولیه پدید آمده باشد: اپوزیسیون ناکام مانده است و حداقل ۲ کرسی کمتر از حد انتظار کسب کرده (۴۸ کرسی)، بلوک نتانیاهو فراتر از انتظار ظاهر شد و ۳ کرسی بیشتر از برآوردها دارد(۵۳ کرسی) و البته در بلوک نتانیاهو حزب خودش یعنی لیکود بسیار قوی ظاهر شده و ۲۷ کرسی حزب اول انتخابات است.
اعراب هم دستاورد تاریخی و بزرگی را به ثبت رسانده و حالا برای اولین بار ۱۹ کرسی در کنست خواهند داشت که قدرت مانور بالایی به آن‌ها می‌دهد؛ البته اگر کسی آن‌ها را به بازی بگیرد.

اگر نتایج انتخابات با برآوردها فاصله دارد اما وضعیت سیاسی کاملا منطبق بر پیش‌بینی هاست: هیچ یک از دو بلوک نمی‌تواند دولت تشکیل بدهد، نتانیاهو فعلا در قدرت باقی می‌ماند و اسراییل یا دولتی با نخست وزیری چرخشی خواهد داشت یا انتخابات مجدد در بهار سال آینده در راه خواهد بود.
روزهای آینده سرشار از رایزنی‌های سیاسی و رجزخوانی های رسانه ای رهبران احزاب خواهد بود. اما بعید است در این چشم‌انداز کلی تغییری حاصل شود. اصرارهای یائیر گولان رهبر دموکرات‌ها (جناح چپ) برای ائتلاف با احزاب عربی فایده چندانی نخواهد داشت. حتی اگر آیزنکوت زیر بار برود، لیبرمن با تکیه بر ۷ کرسی حزبش این تلاش‌ها را ناکام خواهد گذاشت. فعلا هم که بنا بر گزارش‌ها به تماس‌های رهبران سایر احزاب بلوک اپوزیسیون پاسخ نمی‌دهد!

انتخابات اسرائیل در درجه اول نشان داد که راست‌گرایی افراطی چه جایگاه قدرتمندی در درون جامعه اسراییل دارد. به جز ۵۳ کرسی بلوک نتانیاهو، ۱۲ کرسی برای حزب بیخاد نفتالی بنت و ۷ کرسی حزب اسرائیل بینیتهو لیبرمن نشان می‌دهد که از مجموع ۱۰۱ رای احزاب یهودی، ۷۲ رای در اختیار انواع و اقسام راست افراطی است. فراموش نکنیم که که ۲۱ کرسی حزب یاشار گادی آیرنکوت هم در اغلب موارد از رای‌دهندگان مرکزگرا و دارای دغدغه‌های امنیتی حاصل شده است و جز رای‌دهندگان ۸ کرسی دموکرات‌ها در میان یهودیان اسراییل کسی به فکر مصالحه با همسایگان، پایان اشغالگری، پذیرش یک دولت فلسطینی و دست برداشتن از رویاهای توسعه‌طلبانه نیست.

در این میان نتانیاهو جایگاه بی‌بدیلی در جامعه اسراییل دارد. او از سبد کرسی‌های هر حزب راست‌گرا حداقل یک رای برای خودش برداشت تا نشان دهد از راست مذهبی تا راست ملی، از یهودیت توراتی تا ملی‌گرایی افراطی یهود، هیچ کس به اندازه او صاحب نفوذ نیست. بی‌بی گل سرسبد راست افراطی نه در اسراییل که در همه جهان است و فعلا کارگزار اصلی رویاهای آخرالزمانی این جریان در خاورمیانه خواهد بود.

برای معادلات نظامی و امنیتی خاورمیانه و مشخصا ایران، این انتخابات یعنی جنگ با اسراییل بر هر شکل ممکن ادامه خواهد داشت. نتانیاهو دست از رویای سرنگونی نظام سیاسی و کشاندن ایران به ورطه آشوب برنخواهد داشت و در درون اسرائیل هم کسی حریف او نیست.
برخی استراتژیست‌ها در ایران، بر معادلات درونی سیاست اسراییل و اثرگذاری بر انتخابات به عنوان راهی برای مهار و حتی حذف بی‌بی شرط بسته بودند.
این شرط شکست خورده است. شیطان با هر هزار و یک انگشتش در صحنه می‌ماند و چاره‌ای جز مواجه شدن با او نیست.
با این نتایج، نبرد سوم بین ایران با آمریکا و اسرائیل می‌رود که به قطعیت بپیوندد مگر آن که تدبیری از ایران یا تغییری در آمریکا روی دهد!


@Akhbare_mahestan
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

🔴ایران را به یاد آوریم !

 
بیهقی و حقیقت روایت
درباره‌ی مسئولیت راوی در برابر آنچه رخ داده است

افسانه نجاتی


اخبار گذشته را چگونه باید شناخت؟ از گفته‌ی کسانی که خود شاهد ماجرا بوده‌اند، از روایت کسانی که از شاهدان شنیده‌اند، یا از کتاب‌هایی که پیش از ما نوشته شده‌اند؟ و اگر خبری از یکی از این راه‌ها به دست ما رسیده باشد، چه چیز ما را به پذیرفتن آن مجاز می‌کند؟ آیا صرف اعتماد به گوینده یا اعتبار یک کتاب برای باور کردن روایت کافی است؟ ابوالفضل بیهقی، در «باب خوارزم» تاریخ خود، پیش از آنکه به شرح رویدادها بپردازد، مسئله را با دقتی کم‌نظیر پیش می‌کشد:

«و اخبار گذشته را دو قسم گویند که آنرا سه دیگر نشناسند: یا از کسی بباید شنید و یا از کتابی بباید خواند. و شرط آن است که گوینده باید که ثقه‌ و راستگوی باشد و نیز خرد گواهی دهد که آن خبر درست است.»۱


در این سخن کوتاه، بیهقی دو شرط را کنار هم می‌گذارد: اعتماد به منبع و داوری خرد. راوی باید «ثقه و راستگو» باشد، اما همین کافی نیست؛ خبر باید از آزمون عقل نیز بگذرد. اعتبار گوینده، جای اندیشیدن را نمی‌گیرد.

این نکته در زمانه‌ی ما نیز اهمیت خود را از دست نداده است. انبوه خبرها و روایت‌هایی که هر روز با آنها روبه‌رو می‌شویم، بیش از هر چیز مسئله‌ی اعتماد را پیش روی ما می‌گذارند: چه کسی این را گفته است؟ از کجا می‌داند؟ آیا خود شاهد بوده یا از دیگری شنیده؟ آیا روایت او با شواهد دیگر سازگار است؟ و آیا میل ما به باور کردن یک خبر، در داوری‌مان دخالت نکرده است؟

بیهقی در ادامه، از داستان‌هایی یاد می‌کند که از شگفتی و ناممکنی سرشارند و مردمان آنها را نقل می‌کنند و می‌پذیرند. مسئله برای او فقط دروغ‌گویی راوی نیست؛ میل شنونده به شنیدن امر شگفت نیز بخشی از ماجراست. انسان همیشه فقط آنچه را حقیقت دارد نمی‌شنود؛ گاه آن چیزی را می‌خواهد بشنود که هیجان‌انگیزتر است.

با این همه، بیهقی در داوری خود نیز محتاط است. قرار نیست هر امر نامعمولی را تنها به دلیل نامعمول بودن دروغ بدانیم. سخن او بیشتر دعوت به سنجش است: خبر باید هم از حیث منبع و هم از حیث امکان و معقولیت بررسی شود.
پس از این مقدمه، بیهقی درباره‌ی روش خود نیز سخن می‌گوید:

«و من که این تاریخ پیش گرفته‌ام، التزام این قدر بکرده‌ام تا آنچه نویسم یا از معاینه‌ی من است یا از سماع درست از مردی ثقه.»۲


این جمله، شاید یکی از روشن‌ترین صورت‌بندی‌های بیهقی از مسئولیت راوی باشد. او برای خود محدوده‌ای تعیین می‌کند: یا دیده‌ام، یا درست شنیده‌ام؛ و آن شنیدن نیز باید از کسی باشد که بتوان به او اعتماد کرد. اما همین‌جا پرسش دیگری آغاز می‌شود. آیا می‌توان به سادگی میان «آنچه رخ داده» و «آنچه روایت می‌شود» فاصله‌ای نگذاشت؟ بیهقی خود، ناخواسته یا آگاهانه، ما را به این پرسش نزدیک می‌کند. او فقط ثبت‌کننده‌ی وقایع نیست. درباره‌ی انگیزه‌ی خود از نوشتن نیز سخن می‌گوید: می‌خواهد نام بزرگان باقی بماند، یادگاری از خود برجای بگذارد و حال بزرگی خاندان و روزگار خویش را به آیندگان بشناساند. بنابراین تاریخ او در خلأ نوشته نمی‌شود. نویسنده‌ای در میان تاریخ ایستاده است؛ با حافظه، تعلق، داوری، تجربه و حتی میل به ماندگاری.

این امر الزاماً از ارزش روایت او نمی‌کاهد. برعکس، شاید یکی از دلایل زنده ماندن تاریخ بیهقی همین باشد که با یک گزارش خشک و بی‌صدا روبه‌رو نیستیم. راوی حضور دارد، می‌بیند، می‌شنود، می‌سنجد، انتخاب می‌کند و گاه درباره‌ی آدم‌ها و کردارشان داوری می‌کند. اما حضور راوی، مسئولیت او را نیز سنگین‌تر می‌کند.

بیهقی در روایت حسنک، با صراحت بیشتری درباره‌ی شیوه‌ی تاریخ‌نویسی خود سخن می‌گوید:

«و در تاریخی که می‌کنم سخنی نرانم که آن بتعصبی و تزیّدی کشد و خوانندگان این تصنیف گویند: شرم باد این پیر را، بلکه آن گویم که تا خوانندگان با من اندرین موافقت کنند و طعنی نزنند.»۳....

 
 
متن کامل:
https://cutt.ly/8yYHUKvG
 
@iranfardamag
✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

خلاصه رقابت حسن یزدانی 11 - کیم 0

✅@mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

ونس در حال تعامل با یکی از قدرتمندترین افراد ایران برای احیای مذاکرات صلح است.

🔸ونس به دستور ترامپ به یکی از مقامات ارشد ایران نامه فرستاده است

✅ @mellimazzhabi

Читать полностью…

ملی مذهبی

🚩نامه حزب اتحاد ملت به پزشکیان: نمی‌توان از جامعه انتظار پرهیز از خشونت داشت، اما نسبت به رویه‌ها و گفتارهایی که خشم، تحقیر و احساس بی‌عدالتی را بازتولید می‌کنند، بی‌تفاوت ماند

متن نامه:

جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیس محترم شورای عالی امنیت ملی


با سلام و احترام
🔹ایران امروز در شرایطی دشوار و خطیر به سر می‌برد. وضعیت جنگی، تورم فزاینده، بیکاری گسترده، تنگناهای معیشتی و چشم‌انداز مبهم آینده، در کنار تبعیض‌های ساختاری و احساس نابرابری و بی‌عدالتی، زمینه‌های گسترش خشم، ناامیدی و سرخوردگی را در جامعه افزایش داده است. در چنین شرایطی، مسئولیت حاکمیت در مراقبت از انسجام ملی، ترمیم اعتماد عمومی و جلوگیری از گسترش خشونت، سنگین‌تر از هر زمان دیگر است.

🔹در چنین وضعیت شکننده‌ای که مسئولان و رسانه‌های حکومتی باید به‌شدت مراقب کلام و رفتار خویش باشند و حساسیت خود را نسبت به پیامدهای اجتماعی کنش‌هایشان افزایش دهند، شوربختانه به نظر می‌رسد شرایط جنگی که اقتضای آن درک شرایط روانی جامعه و همزادپنداری حکومت با رنج‌های آشکار و نهان مردم است، به توجیهی برای غفلت از برخی زمینه‌های خشونت‌پروری و تعمیق شکاف‌های اجتماعی و نادیده گرفتن رنج‌ها و مطالبات جامعه تبدیل شده است.

🔹قوه‌ی قضائیه به‌جای تلاش برای ترمیم زخم‌های وارد شده به جامعه در وقایع تلخ دی ماه سال گذشته، با تداوم اعدام‌ها، به‌ویژه اعدام‌های مرتبط با پرونده‌های سیاسی، بر احساس ناامنی، خشم و بی‌اعتمادی عمومی می‌افزاید. به موضوع اعدام‌ها باید صدور برخی احکام مصادره اموال منتقدان و معترضان را نیز افزود. بی‌توجهی به بدیهی‌ترین حقوق انسان‌ها یعنی حق مالکیت به بهانه‌های سیاسی و حتی فرضاً امنیتی معنای بسیار نامناسبی برای نظام دارد. حق‌الناس یکی از پرتکرارترین و انعطاف‌ناپذیرترین احکام شرع مبین است که خداوند نادیده گرفتن و گذر از آن را برای خود نیز ممنوع کرده است. آیا جان، مال و آبروی انسان‌ها حق‌الناس نیست؟ نظامی که داعیه‌ی دفاع از دین حنیف را دارد، چگونه می‌تواند چنین حق روشنی را به‌سادگی زیر پا بگذارد؟ آیا جنابعالی از شنیدن اخبار این نوع ستم‌ها نگران و خشمگین نمی‌شوید؟ ظلم موریانه‌ای است که پایه‌های قدرت را از درون تهی می‌کند، آیا سکوت در برابر ستم مصداق بر سر شاخ نشستن و بن بریدن نیست؟

🔹صداوسیما در شرایطی که اعتماد عمومی به‌شدت آسیب‌پذیر است، مسئولیت ملی خود را وامی‌نهد و با یک‌سویه‌نگری، بازتولید ادبیات نفرت و خشونت، و نادیده گرفتن بخش بزرگی از جامعه، احساس بی‌پناهی، تبعیض و بیگانگی را تشدید می‌کند.

🔹اتهام‌زنی‌های سنگینی چون «ستون پنجم» و «جاسوس» به صاحب‌نظران و دلسوزان کشور که متأسفانه در برخی تریبون‌ها و رسانه‌های بعضاً رسمی به امری عادی تبدیل شده است، ممکن است در بخشی از اقشار ساده‌دل یا متعصب زمینه‌ی اقدام علیه کسانی را که در معرض نفرت‌پراکنی قرار گرفته‌اند، فراهم کند. ماجرای قصد تعرض به آقای دکتر آخوندی در مراسمی در کتابخانه‌ی ملی، نمونه‌ای از پیامدهای چنین فضای نگران‌کننده‌ای است.

🔹همچنین، سخنان اخیر جنابعالی در یک مصاحبه درباره‌ی وقایع دی‌ماه به‌دلیل دقیق‌نبودن بیان، موجب شکل‌گیری شائبه و رنجش عمیق خانواده‌هایی از جان‌باختگان آن حوادث شد، و متاسفانه توضیح و روشنگری متناسبی نیز برای رفع این ابهام صورت نگرفت. در شرایطی که خانواده‌های داغ‌دار همچنان رنج عزیزان جان‌باخته یا آسبب‌دیده‌ی خود را به‌دوش می‌کشند و ذهنشان آکنده از پرسش‌های بی‌پاسخ است، حتی ابهامی ناخواسته در کلام رئیس‌جمهور می‌تواند بر احساس بی‌پناهی و بی‌اعتمادی آن‌ها بیفزاید. انتظار می‌رود برای رفع این ابهام و التیام رنج خانواده‌های داغدار، توضیحی روشن و همدلانه ارائه شود.

🔹عواملی از این دست، در جامعه‌ای که زیر فشار مشکلات اقتصادی، خشم انباشته، اندوه و ناامیدی قرار دارد، فضای عمومی را غبارآلودتر و زمینه‌ی بروز خشونت را مساعدتر می‌کند. نمی‌توان از جامعه انتظار پرهیز از خشونت داشت، اما نسبت به رویه‌ها و گفتارهایی که خشم، تحقیر و احساس بی‌عدالتی را بازتولید می‌کنند، بی‌تفاوت ماند. خشونت تنها با سلاح و ضرب‌وجرح آغاز نمی‌شود، گاه باید ریشه‌ی پیدایش آن را در عادی‌شدن نفرت، سلب اعتبار از دیگری و بی‌اعتنایی به رنج انسان‌ها جستجو کرد.

🔹حزب اتحاد ملت ایران، با باور به منش انسانی و مردم‌دوستانه‌ی جنابعالی و حساسیت شما نسبت به رنج مردم، این هشدار را از سر دلسوزی برای ایران و نگرانی نسبت به آینده‌ی جامعه مطرح می‌کند و انتظار دارد در این مقطع حساس با بهره‌گیری از مشورت سیاستمداران باتجربه، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان مستقل، صاحب‌دانش و به‌دور از تعصبات ایدئولوژیک که دغدغه‌ی سلامت ذهن و روان جامعه را دارند، ابتکاری جدی و فوری برای شناخت و مهار زمینه‌های اجتماعی خشونت صورت گیرد.

🔹همچنین ضروری است با اراده‌ای روشن و قاطع، از همه‌ی ظرفیت‌ها و اختیارات رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی برای پی‌گیری تغییر رویه‌هایی که اضطراب، خشم، احساس تبعیض و بی‌پناهی را در جامعه تشدید می‌کنند و در بالا به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره شد، استفاده شود. علاوه‌براین دولت نیز به‌رغم محدودیت اختیارات، نمی‌تواند از مسئولیت خود در هشدار دادن، اقناع نهادهای مؤثر و پی‌گیری تغییر رویه‌های آسیب‌زا شانه خالی کند.

🔹امروز دفاع از ایران تنها دفاع از مرزهای جغرافیایی آن نیست، دفاع از جان و کرامت ایرانیان، ترمیم پیوندهای گسسته‌ی اجتماعی و جلوگیری از افتادن جامعه در چرخه‌ی انتقام و خشونت نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت ملی است. امنیت پایدار را بدون اعتماد عمومی، عدالت و احساس تعلق همگانی به سرنوشت کشور نمی‌توان محقق کرد. آرامش پایدار نیز با خاموش‌کردن اعتراض‌ها و با توصیه‌ی اخلاقی به صبر و سکوت به‌دست نمی‌آید، این آرامش محصول شنیدن صدای جامعه و اصلاح رویه‌هایی است که خشم و احساس تبعیض را تولید و بازتولید می‌کنند
.
🔹امیدواریم جنابعالی با تکیه بر سرمایه‌ی اعتماد مردم، این هشدار مشفقانه را جدی بگیرید و برای متوقف‌کردن روندهای خشونت‌زا پیش از تحمیل هزینه‌های سنگین‌تر از امروز بر کشور و مردم، با صراحت و قاطعیت اقدام کنید.

با احترام
حزب اتحاد ملت ایران اسلامی

| @hosseinnoorani |

Читать полностью…

ملی مذهبی

« عقلانیت بقا»: جنبش معلمان در دوره‌ی سرکوب
 
مصاحبه‌ی ایران فردا با «محمد حبیبی»
بخش دوم
جنبش معلمان امروز در چه وضعیتی قرار دارد؟  
در سخت‌ترین دوره‌ی سه دهه‌ی حیاتش، و هم‌زمان در ریشه‌دارترین وضعیتش. سخت‌ترین، چون در دو سال گذشته با دو جنگ، یک سرکوب سراسری، ده‌ها بازداشت، احکام زندان، اخراج و بازنشستگی اجباری، و امنیتی‌شدن هر گردهمایی روبه‌رو بوده است؛ دوازده معلم و فعال صنفی امروز در زندان‌اند و یکی از آن‌ها زیر حکم اعدام. ریشه‌دارترین، چون همین فشار نشان داد جنبش معلمان به چند چهره و چند تجمع وابسته نیست. وقتی تجمع ممکن نیست، گردهمایی های برگزار می شود که همبستگی را حفظ کند.فعالیت هایی که از امکانات حداقلی موجود فضای مجازی  استفاده می کند تا اگاهی رسانی کند.ما این مسیر را ازموده ایم و به تجربه به چنین رهیافتی رسیدیم.با وجود فشارها و شرایط جنگی ما در اردیبهشت ۱۴۰۴ فراخوان تجمع دادیم که قبل از برگزاری تجمع با بازداشت و سرکوب مواجه شد.برای همدردی با معلمان و دانش اموزان کشته شده در حوادث دی ماه نیز فراخوان تعطیلی کلاسهای درس را دادیم که ان هم منجر به بازداشت برخی فعالان صنفی در استانها شد.اینها که می گویم مال همین کمتر از یکسال گذشته است .کسانی که به صورت دایم تکرار می کنند که کنشهای میدانی در سالهای اخیر تعطیل شده ،یا عامدانه نمی خواهند ببینند و یا از آگاهی کافی نسبت به فعالیت های مجموعه برخوردار نیستند.
 
ما فقط در همین سال ۱۴۰۵ بوده است که فراخوان تجمع نداشته ایم که به نظرم مجموعه تصمیم کاملا منطقی و درستی گرفت .وقتی شرایط سرکوب در حدی است که می شود آن را نزدیک به شرایط دهه شصت تحلیل کرد ،حفظ موجودیت مجموعه در اولویت است .در واقع تعطیلی موقت کنش های میدانی مسبوق به سابقه است .بعد از سرکوب های شدید سال ۸۸ برای مدت چند سال کنش های میدانی متوقف شد ،اما تشکل های صنفی معلمان به شکل های مختلف به حیات خود ادامه دادند. تصمیم های  امروز ما برگرفته ازانباشت تجربه  نزدیک به سی سال فعالیت مدنی و صنفی در قالب تشکلهای صنفی معلمان است.اگر پیشکسوتان ما در سالهای پس از ۸۸ به این توصیه های ماجراجویانه و برگرفته از رادیکالیسم خام تن می دادند،احتمالا امروز اثری از تشکلهای صنفی باقی نمانده بود.در حالیکه به خوبی می دانیم ،شدت سرکوب در شرایط کنونی که متاسفانه  صبح مان راهر روز  با خبر یک اعدام اغاز می کنیم،بسیار گسترده تر و شدید تر از سالهای پس از ۸۸ است.
       
این را من «عقلانیت بقا» نامیده‌ام: حفظ بدنه و سازمان برای روزی که میدان دوباره باز می‌شود، به‌جای خرج‌کردن آن در میدانی که امروز بسته است.
 
چرا جنبش معلمان، با وجود گستردگی، هنوز نتوانسته به یک نهاد اجتماعی قدرتمند تبدیل شود؟
🔹اول باید در تعبیر «نهاد قدرتمند» دقت کنیم. جنبش معلمان هیچ‌وقت و در هیچ کجا رهبر کل جامعه نبوده و نباید باشد؛ جنبشی صنفی است با بدنه‌ای مشخص و مطالباتی معین، که در حوزه‌ی خودش — آموزش عمومی، عدالت آموزشی، کرامت معلم — اعتبار اجتماعی ساخته است، و این اعتبار کم نیست: رتبه‌بندی، با همه‌ی نقص‌هایش، بدون فشار این جنبش تصویب نمی‌شد. اما چرا به نهادی با قدرت پایدارتر تبدیل نشده؟ چون حاکمیت  به آن اجازه نمی‌دهد. تشکل صنفی معلمان در ایران حق فعالیت قانونی ندارد؛ هر تشکلی که ساخته شده، با پرونده و بازداشت پاسخ گرفته است. نهاد با ساختمان و عضویت و مجمع و انتخابات ساخته می‌شود؛ وقتی همه‌ی این‌ها جرم است، جنبش ناچار است در شکل‌های غیررسمی به فعالیت خود ادامه دهد. ما نهاددر شکل رسمی آن  نشده‌ایم، چون به ما اجازه‌ی نداده‌اند. و با این حال، سه دهه فعالیت کرده ایم  و اثر گذار بوده ایم.این اثرگذاری فراز و فرود داشته است ،اما متوقف نشده است.
 
بزرگ‌ترین ضعف درونی جنبش معلمان چیست؟
شکاف نسلی، به معنای دقیق. بدنه‌ی فعال جنبش امروز عمدتاً بازنشستگان و اخراج‌شدگان‌اند — کسانی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند — و معلم شاغل جوان، از بیم اخراج و پرونده، فاصله گرفته است. این نتیجه‌ی مستقیم سرکوب است، نه انتخاب جنبش؛ اما به هر حال ضعف است، چون جنبشی که نسل بعدی‌اش را نسازد، در بهترین حالت آرشیو می‌شود. ضعف دوم، که با اولی مرتبط است، این است که سازوکارهای درونی ما — داوری، تصمیم، پاسخ‌گویی — هنوز به اندازه‌ی شبکه‌ی بسیجمان رشد نکرده‌اند. در ساختاری که از ناچاری غیررسمی است، حل اختلاف درونی سخت است و اختلاف‌ها زود به فضای عمومی می‌ریزند. این را باید با صداقت گفت، چون تنها راه درمانش همین است....
 
 
متن کامل:
 
https://cutt.ly/yyYEBS4L
@iranfardamag

Читать полностью…
Subscribe to a channel