khaghaniliterature | Unsorted

Telegram-канал khaghaniliterature - یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

619

Subscribe to a channel

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

خاقانی غزل‌خوان
با محمدرضا ترکی

نشست یکم: یکشنبه ۵ مهرماه ۱۴۰۵

@theapll

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

در این مقاله، نه با گزار‌ه‌های کلی و نامستند، بلکه با بررسی دقیق و مبتنی بر آمار، مسئلۀ پیچیدۀ تحول تاریخی اوزان دوری شعر فارسی به‌روشنی تببین شده است.

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵). نقد مقالۀ «خاقانی؛ برخی ویژگی‌های شعر و جهان‌بینی خاقانی» اثر آلگ ویلچفسکی، ترجمۀ آبتین گلکار، خاقانی‌شناسی (۲)، ص ۲۳۹-۲۴۸.
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

آتش موسی‌ست یا لقای صفاهان؟ دربارۀ دو قصیدۀ خواهر به عربی و فارسی در دیوان خاقانی)

مقالۀ جدید بنده در دومین شماره از مجلۀ وزین خاقانی‌شناسی از ویژه‌نامه‌های نامۀ فرهنگستان.

با سپاس فراوان از استاد عزیزم جناب آقای دکتر محمدرضا ترکی.
بنده در ویرایش شمارۀ حاضر مجله افتخار همکاری نیز داشته‌ام.

اما درباب مقاله حاضر:

در این مقاله به بررسی شباهت‌های دو قصیده در دیوان خاقانی با یکدیگر می‌پردازیم، یک قصیده به فارسی، در مدح اصفهان، به‌مطلعِ «نکهت حوراست یا هوای صفاهان...» (زین‌پس: صفاهانیه)، و قصیدۀ دیگر به عربی، در مدح بغداد و خطاب به المستضیء بامر الله، خلیفۀ عباسی، به‌مطلع «اَمَشْرَبُ الْخِضْرِ ماءُ بَغْداذا...» (زین پس: بغدادیه). چنان­که بیان خواهیم کرد، هر دو قصیده بر پایۀ یک طرحِ واحدِ ازپیش‌ساخته سروده شده است، به‌نحوی که در یک بحر عروضی سروده شده، الگوی قافیه و ردیف همسانی دارد، و سیاق سخن، تعابیر و حتی برخی بازی‌های لفظی در هر دو قصیده بسیار شبیه است، تاحدی‌که این شباهت را نمی‌توان تصادفی انگاشت. ازاین‌رو ما بغدادیه و صفاهانیه را دو «قصیدۀ خواهر» می‌نامیم. مقایسۀ مضامین و تعابیر این دو قصیده اطلاعات جالبی دربارۀ سبک شعر خاقانی، هم در اشعار فارسی و هم در عربیاتش، و همچنین تحول سبک او به ما می‌دهد، و حتی می‌تواند در حل مشکلات برخی ابیات فارسی و عربی دیگر او مفید باشد. ما با استفاده از قراینی در ابیات صفاهانیه و بغدادیه، و نیز مقایسۀ سبک‌شناختی دو قصیده، پیشنهاد می‌کنیم که خاقانی نخست صفاهانیه را اندکی پس از سی­‌سالگی خود و در سال 556 ق.، یعنی حدود یک سال پس از سفر حج دوم خود در 554 ق. سروده است. سپس در دوران کهولت خود، و در فاصلۀ 566-571 ق. و پیش از سفر سوم حج در 571 ق. (یعنی حدوداً بین 10 تا 15 سال پس از سرودن صفاهانیه)، بغدادیه را بر گرتۀ صفاهانیه ساخته و همان الگوی آزموده‌شده در صفاهانیه را به‌صورتی گزیده‌تر، در قصیده‌ای دومطلعی به کار برده است. ما افزون‌بر‌این مباحث در مقالۀ حاضر، ضمن تصحیح برخی اغلاط در ضبط چاپ‌های موجود از ابیات بغدادیه، به معرفی نسخه‌ای از دیوان خاقانی نیز می‌پردازیم که به‌رغم تاریخ استنساخ متأخر آن (1038 ق.)، در قسمت عربیات، ضبط‌های بسیار خوب و قابل­‌توجهی دارد (یعنی نسخۀ شمارۀ 978 کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی) و برخی حواشی آن هم حاوی توضیحات مهمی در باب ابیات است. به‌نظر می‌رسد که نسخۀ مذکور، یا نسخه‌ای هم‌تبار با آن، در چاپ علی عبدالرسولی از دیوان برای تصحیح عربیات موردِرجوع قرار گرفته است، زیرا ضبط عربیات در چاپ عبدالرسولی در مواردی به‌شکلی قابل­‌توجه منطبق است بر این نسخه. این نسخه در کنار نسخه‌های کهن (خاصه نسخه‌های هم‌تبارِ شمارۀ 439 لالااسماعیل، نسخۀ پرینستون، و نسخۀ 976 مجلس) می‌تواند در تصحیح مجدد ابیات عربی خاقانی بسیار مفید باشد. نهایتاً مقالۀ حاضر بر ضرورت تصحیح مجدد اشعار عربی خاقانی، و توجه به سروده‌های عربی او در پژوهش‌های خاقانی‌شناسی تأکید می‌کند.
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

خاقانی غزل‌خوان
خاقانی‌خوانی با دکتر محمدرضا ترکی
عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد دانشگاه تهران

یکشنبه‌ها، ساعت ۱۰
کتاب‌فروشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی

آغاز نشست‌ها: یکشنبه، ۵ مهرماه ۱۴۰۴
شرکت علاقه‌مندان در این برنامه آزاد است.

نشانی:
بزرگراه شهید حقانی، خروجی کتابخانهٔ ملی، بلوار دکتر حبیبی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@theapll

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

شهریار و روز ملی شعر و ادب فارسی

هیچ‌کدام از اشعار کلاسیک نیما به پای اشعار نو و «افسانۀ» او نمی‌رسند، اما شهریار توانست علاوه بر غزل‌های بی‌مانندش، شعری نیمایی نیز مانند «ای وای مادرم» بسراید که نه تنها در میان اشعار نیمایی، بلکه حتی در کل ادبیات فارسی جایگاهی یگانه و ویژه بیابد. البته شهریار دوسه شعر دیگر نیز به بحرطویل جدید (مانند «پیام به انشتن») و به وزن نیمایی (مانند «مومیایی» و «نقاش») سرود، اما آن اشعار هرگز به پای «ای وای مادرم»، که معجزه‌ای حلول یافته در زبان فارسی است نمی‌رسند. خود شهریار شعر «هذیان دل» را حاوی همان احساسات و عقایدی می‌داند که در «حیدربابا» آمده است (به نقل از سایه در کتاب پیر پرنیان‌اندیش)، اما به نظر بنده تنها شعر شهریار که از حیث صمیمیت وغلیان عاطفه و نیز تأثیر زیبایی‌شناختی بیان، توانست به مرتبتی نزدیک به «حیدربابا» برسد، همین شعر «ای وای مادرم» او بوده است.
باری می‌گویند شاعران رقابتی بی‌رحمانه دارند بر سر هرچه بیشتر ماندن و ریشه دواندن در جهان شعر (یا در «چمنزار باغ جنان»، به تعبیر شهریار)، اما گاه به رفاقت پرعطوفتی نیز در پشت این رقابت نهفته می‌توان اشاره کرد؛ مثلاً هرکجا «ای وای مادرم» خوانده شود، یاد نیما و طرز نیمایی نیز طنین‌افکن می‌شود. تو گویی این هر دو مرغ بهشتی با هم در چمنزار باغ جنان سکنی گزیده‌اند، و دیگر پای دربند دام جهان نیستند... باری تصور می‌کنم آن کسانی که روز وفات شهریار (27 شهریور) را روز ملی شعر و ادب فارسی قرار داده‌اند، صرفاً و حقاً به یک نکته توجه داشته‌اند و آن همانا شاعر بودن شهریار و حتی اشعرِ شعرا بودن او بوده است.

آهسته باز از بغل پله‌ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
اما گرفته دور و برش هاله‌ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگی ما همه جا وول می‌خورد
هر کنج خانه صحنه‌ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم

هر روز می‌گذشت از این زیر پله‌ها
آهسته تا به هم نزند خواب ناز من
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از این بغل کوچه می‌رود
چادرنماز فلفلی انداخته به سر
کفش چروک‌خورده و جوراب وصله‌دار
او فکر بچه‌هاست
هرجا شده هویج هم امروز می‌خرد
بیچاره پیرزن همه برف است کوچه‌ها...

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

از رقیعا تا عربوت (بررسی نام هفت آسمان در روایات کیهان‌شناختی اسلامی و یهودی از منظر زبان‌شناسی تطبیقی)
مقالهٔ جدیدی از بنده به‌همراه دوست عزیزم جناب آقای کیامهر نامور در نشریه وزین پژوهش‌های زبانشناسی تطبیقی

باسپاس فراوان از استاد عزیزم جناب آقای دکتر محمد راسخ مهند

در منابع اسلامی روایتی نقل شده که به ذکر نام آسمان‌های هفتگانه می‌پردازد. مقالۀ حاضر در مرحلۀ نخست دو صورت از این روایت را می‌نمایاند که یکی عمدتا در منابع حدیثی و گاه در بعضی منابع تفسیری از سلمان فارسی نقل شده و دیگری عمدتا در معراجنامه‌ها و قصص‌الانبیاها بعنوان قسمتی از حدیث معراج ابن عباس آمده است. نگارندگان در این مقاله نشان میدهند که تمام نقلهای این روایت درواقع صورت‌هایی تغییریافته از همان گونهٔ نخست یعنی روایت خلق آسمان سلمان فارسی است. نگارندگان با بررسی ۲۷۰ ضبط از نام آسمان‌ها در بیش از ۲۰ منبع، ابتدا به تبارشناسی نقل‌های این روایت در متون اسلامی می‌پردازند و آنگاه نوع کاربرد و میزان امانتداری نقل‌های گونه‌های این روایت را نشان می‌دهند. در گام بعدی، نگارندگان به شباهت ساختار روایت با روایت کیهان‌شناختی تلمود در رسالۀ حگیگا اشاره می‌کنند، سپس با تحلیلِ زبان‌شناختی و ریشه‌شناختیِ ضبط نام‌های آسمان‌ها در روایت اسلامی، نشان می‌دهند که نام بسیاری از آسمان‌ها در این نقل‌ها منطبق است بر نام و صفات آسمان‌ها در تلمود و عهد عتیق و برخی روایات یهودی دیگر. نهایتاً با بحث دربارۀ میزان اصالت سندهای روایت اسلامی، پیشنهاد می‌کنند که کل یا بخشی از این روایت احتمالاً مصداق اسرائیلیّات است.
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

شماره دوم مجله آواشناسی و واج‌شناسی زبان‌های ایرانی منتشر شد. پیوند دریافت مقالات:
https://nf.apll.ir/issue_34469_35337.html

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

@aryatabibzadeh

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

شاهین بحری
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

توضیحی دیگر درباره مقاله
بنظر میرسد قطعهٔ دوخته‌شده بر گریبانِ بالاپوشِ دو فردِ منقوش در نگارهٔ ذیل از نسخهٔ مقامات حریری، همان «بازافکن» است. اینکه خاقانی در شعر خود، بازافکن را کنار فرآویز (سجاف، لبه و حاشیهٔ جامه) آورده، مؤید تعریف برهان قاطع برای بازافکن است؛ یعنی بازافکن هم نوعی مداخل (= بافتهٔ تزیینی) بوده که گرد گریبان دوخته میشده، مشابه همان نگارهٔ ذیل. بنابراین، بازافکند و بازافکن محتملا از همان معنای «رقعه بازافکندن، رقعه‌دوختن بر چیزی» گرفته شده و به «گشاد بودن گریبان» ربطی ندارد (بنده در مقاله، هر دو حدس را محتمل دانسته بودم اما الان گزینهٔ دوم را نامحتمل میدانم). بنابراین لفظ «عریض الجربان» (= عریض‌گریبان) نیز که در حاشیهٔ نسخه ۱۲۵۰ کوپرولو از دیوان ابونواس در شرح «بازبکند» آمده آمده، دلالت بر حاشیه‌دار و پهن‌بودن قسمت گریبان بالاپوش دارد. در بیت ابونواس که در آن، لغت بازبکند آمده، وصف نوعی شاهین یا باز آمده که شاعر آنرا به پوشیدن بالاپوش کرتهٔ سیاه و سپیدِ بازافکند وصف کرده، که شکل ظاهری آن بسیار شبیه است به لباسی که در نقاشی ذیل میبینیم.
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

«دربارهٔ دستور خط فارسی شکسته»، امید طبیب‌زاده، نامهٔ فرهنگستان (تحقیقات ادبی)، دورهٔ ۲۴، شمارهٔ ۴، مهر و آبان ۱۴۰۴، ص ۷-۲۲.

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵)، «یادداشت‌های لغوی و ادبی ۷: دربارهٔ «بازبکند» و «بازافکن»»، آینهٔ پژوهش، ۲۱۸، ص ۱۰۱-۱۰۸
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

«دیوان خاقانی شروانی» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/253327

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

نشست اول خاقانی غزل‌خوان ساعت ۱۰ فردا برگزار می‌شود.
(پخش برخط از صفحهٔ فرهنگستان در اینستاگرام)

@theapll

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

امید طبیب‌زاده (۱۴۰۵). «خاقانی و تحول تاریخی وزن دوری در شعر فارسی». خاقانی‌شناسی ۲، (ویژه‌نامۀ نامۀ فرهنگستان).
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵). «آتش موسی‌ست یا لقای صفاهان؟ دربارۀ دو قصیدۀ خواهر به عربی و فارسی در دیوان خاقانی)». خاقانی‌شناسی ۲، (ویژه‌نامۀ نامۀ فرهنگستان)، ص ۱۵۷-۱۸۸.
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

استاد محمدرضا ترکی، خاقانی‌شناس علی‌الاطلاق
فرصتی بسیار مغتنم است
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

یا قمرا في السماء مسكنه
ونرجس الارض في البساتین
یا یاسمینا بالورد مختلطا
یا جلنارا فی طیب نسرین

«ابونواس»


"ای مه که به اوج چرخ تمکین داری
وای نرگس کز زمین بساتین داری
ای یاسمنی که با گل آمیخته‌ای
وای گلناری که بوی نسرین داری
"
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

کیامهر نامور و آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵): از رقیعا تا عربوت (بررسی نام هفت آسمان در روایات کیهان‌شناختی اسلامی و یهودی از منظر زبان‌شناسی تطبیقی)، پژوهش‌های زبانشناسی تطبیقی (۱۶/۳۱)، ص ۱۹۹-۲۵۲
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

ویلن‌نوازی استاد فتح‌الله مجتبایی
در دستگاه سه‌گاه و شور


(پیشتر دربارهٔ منزلت استاد مجتبایی در مطالعات زبان و ادب فارسی و نیز در موسیقی ایرانی و ویلن‌نوازی نوشته بودم)

با سپاس فراوان از استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمدرضا عدلی که این اجرای استاد را در اختیار بنده قرار دادند
@aryatabibzadeh

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

پوشهٔ pdf شمارهٔ دوم مجلهٔ آواشناسی و واج‌شناسی زبان‌های ایرانی، از انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

#minab168
#میناب_۱۶۸
#دبستان_شجره_طبیه
#میناب

بهار آمد گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
بهار آمد شکوفه زد شکرخند
تگرگش آمد و از شاخه برکند

گل پرپر کجا گیرم سراغت
صدای گریه می‌آید ز باغت
صدای گریه می‌آید شب و روز
ببین بلبل چه می‌سوزد ز داغت

عزیزونم همه رفتند در خواب
ببین پرپرشده گل‌های میناب
@aryatabibzadeh

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

در این نگاره از نسخه‌ای از حملهٔ حیدری محفوظ در کتابخانهٔ بریتانیا نیز فراویز و بازافکن را بر بالاپوش سوار میبینم.

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

از نسخهٔ مقامات حریری (رقم A.F.9 کتابخانه ملی اتریش) کتابت ۷۳۴ ق.
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

تکمله‌ای بر مقالهٔ یادداشت‌های لغوی و ادبی ۷
اندکی پیش از انتشار مقاله، دریافتم که در بعضی نسخ رسائل جاحظ، لغت «بازبکند» به‌صورت «بازفکند» ضبط شده (مثلا ر.ک تصحیح عبدالسلام محمد هارون، ج ۱/ص ۱۹-۲۰، حاشیه)، که کاملا مؤید نظر بنده در مقاله است و اشتقاق این کلمه را از فعل «بازافکندن، یا abāz-abgandan در فارسی میانه» و نیز ارتباط لغوی آن با لغت «بازافکن» را نشان میدهد.
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

آریا طبیب‌زاده (۱۴۰۵)، ««سبک‌پشتِ» بی‌سنگ: پاسخی به یادداشت ««سنگ‌پشت» سبک‌سنگ: قرائت عبارتی از
ترجمۀ تفسیر طبری»، آینهٔ پژوهش، ۲۱۷، ص ۱۵۷-۱۶۴

پاسخی است به نقدی از آقای میلاد بیگدلو بر مقالهٔ بنده (یادداشت‌های لغوی و ادبی ۶: سنگ‌پشت کردیم ایشان را...)
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

یادداشت‌های لغوی و ادبی (۷): دربارهٔ «بازبکند» و «بازافکن»

منتشرشده در آینهٔ پژوهش، ۲۱۸، ص ۱۰۱-۱۰۸ (خرداد و تیر ۱۴۰۵)

این یادداشت دربارۀ دو لغت فارسی است که دلالت بر نوعی بالاپوش و یا قسمتی از جامه دارد؛ یکی «بازبکند» که در متون عربی به ‌صورت لغتی دخیل و به ‌معنای نوعی قبا به ‌کار رفته، و دیگری «بازافکن» که در شعر خاقانی آمده و ظاهراً به‌معنی رقعه‌ای است که بر پشت گریبان دوخته می‌شده (و احتمالاً موجب عریض‌شدن گریبان هم می‌شده است). با بررسی شاهدی از کاربرد لغت «بازبکند» در دیوان ابونواس و خاصه با توجه به شرح مذکور در حاشیۀ یکی از نسخه‌های کهن قرن پنجمی دیوان و همچنین شواهدی از آثار جاحظ، نشان می‌دهم که این کلمه به‌صورتِ «بازَبْکَنْد» تلفظ می‌شده، و ضبط‌هایی نظیر «بازیکند» و «بازْبَکَنْد» که در چاپ‌های امروزی معاصر از متون عربی هم آمده غلط است. این لغت دلالت دارد بر «پیراهن یا بالاپوشی دارای گریبان عریض» (و یا به‌تعبیری دیگر،«پیراهن دارای بازافکن») که میان سپاهیان و برخی درباریان نیز بسیار مستعمل بوده است. نهایتاً استدلال می‌کنم که «بازافکن» و «بازافکند» از حیث لغوی با هم مرتبط، و هر دو از مشتقات فعل «بازافکندن» (= بازافکندن رقعه یا پهن‌انداختن گریبان) است
@khaghaniliterature

Читать полностью…

یادداشت‌های لغوی و ادبی - آریا طبیب‌زاده

روشنفکران ایران، از تیم ملی فوتبال کشورتان حمایت کنید!

روشنفکران امروز ما به لحاظ رسالت اجتماعی همچنان در سطح روشنفکران دههٔ ۱۳۴۰ باقی مانده‌اند، زیرا هدفشان نه راهنمایی تودهٔ مردم یا اعتلای افکار آنان، بلکه پیروی از سلایق و خواسته‌های آنان است! البته یک تفاوت مهم هم بین این دو گروه وجود دارد و آن اینکه روشنفکران آن زمان تلگرام و اینستاگرام نداشتند تا نگران کم و زیاد شدن تعداد «فالوور»هایشان باشند و مدام از این قضیه خبر بگیرند! در مورد استثناءها حرف نمی‌زنم، اما شاید همین امر از جمله عواملی بوده که سبب شده است تا روشنفکران امروز ما اندکی شبیه به سلبریتی‌ها بشوند، و مثلاً در تمام مدت جنگ سکوت پیشه کنند و برخلاف دوران قبل از جنگ که دربارهٔ کوچکترین مسئله‌ای اظهار نظر می‌کردند، حال هیچ سخنی بر زبان نیاورند...!
باری مسابقات ورزشی، مانند فعالیت‌های فرهنگی، هیچ ربطی به مسائل سیاسی ندارند. اعضای شرکت کننده در این قبیل فعالیت‌ها و مخصوصاً در فعالیت‌های ورزشی، خودشان را از پایین‌ترین طبقات اجتماعی به بالا می‌کشند و به همین دلیل نیز تیم‌های ورزشی ملی، در تمام جوامع مبدل به نهادهای قدرتمندی برای ایجاد وحدت و شور ملی می‌شوند. حمایت از تیم‌های ورزشی، خاصه در عرصه‌های بین‌المللی، به معنای حمایت از ایران و وحدت ملی است و هیچ ربطی به سیاست ندارد. آنها که فعالیت‌های فرهنگی را «عادی‌سازی» می‌نامند، و از شکست تیم‌های ملی کشورشان شاد می‌شوند، باید بدانند که دانسته یا ندانسته از تجزیهٔ ایران و شکست آن در مقابل نیروهای خارجی و متجاوز دفاع می‌کنند. هواداری از تیم ملی فوتبال هیچ معنایی جز هواداری از ایران و تقویت پیوندهای ملی ندارد، و واقعاً نمی‌فهمم چگونه می‌توان از تلاش‌های جوانان هموطنی که سال‌ها برای درخشش در صحنه‌های بین‌المللی زحمت کشیده‌اند، قدردانی نکرد و یا از شکستشان شادمان شد. این بلایی بود که اسراییل و عواملش همچون «ایران اینترنشنال» و «من و تو» بر سر مردم ایران آوردند، و حالا بهترین زمان برای رهایی از شر این القائات مسموم است.
روشنفکران ایرانی باید از تیم ملی فوتبال کشورشان و از جوانان زحمتکش هموطنشان حمایت کنند‌! این جوانان با چنگ و دندان خود را به تیم ملی و سپس به جام جهانی رسانده‌اند، و حال می‌خواهند توانایی‌های خودشان را به رخ جهانیان بکشند و پرچم این مملکت را به اهتزاز دربیاورند. باشد که از پیروزیشان شادمان شویم و از شکستشان اندوهگین!

Читать полностью…
Subscribe to a channel