jalaeipour | Unsorted

Telegram-канал jalaeipour - محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

15043

پژوهشگر جامعه‌شناسی، فعال سیاسی و مدنی و علاقمند به دین‌پژوهی، ادبیات و سینما https://instagram.com/m.jalaeipour آی‌دیِ ارتباط با نویسنده @jalaeipourm لینک ارسال نقد «ناشناس» به نویسنده: https://bitu.ir/6MBqTv

Subscribe to a channel

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

بعد از ۲۳ سال از حمله آمریکا به عراق، امروز بالاخره شاهد عکس آخرین سرباز و جنگندهٔ آمریکایی که عراق را ترک می‌کند هستیم☝🏼

امید که دور نباشد روزی که عکسِ تماشایی خروج آخرین سرباز آمریکایی از کل کشورهای خلیج فارس را ببینیم و این منطقه دیگر پوتین آلودهٔ هیچ سرباز آمریکایی را بر خاکش نبیند.
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

ریزمدرسه‌های جدید: مسجدمدرسه‌ها و هوم‌اسکول‌ها

در نیمۀ دوم دهۀ ۹۰ برخی خانوارها با این استدلال که مدارس به اندازۀ کافی مذهبی نیستند فرزندان خود را از مدارس خارج کردند و گونه‌ای از مدارس خانگی را ایجاد کردند. شیوع کووید-۱۹ هم این وضعیت را، هرچند در دامنه‌ای بسیار محدود، تثبیت کرد. از بطن این جریان به‌تدریج مسجد-مدرسه‌ها؛ ابتدا در قم، تأسیس شدند و با شتاب افزایش یافتند و امروزه در ۲۲ استان شعبه دارند و ذیل یک ستاد مرکزی راهبری می‌شوند. تعداد این نوع مدارس طی ۴ سال اخیر با رشدی دو برابری به بیش از ۴۵۰ باب رسیده است؛ با میانگین حدود ۳۰ دانش‌آموز در هر مدرسه. این مدارس بعد از چند سال فعالیت، در نهایت از سال ۱۴۰۲ به‌عنوان گونه‌ای از مدارس غیردولتی مجوز فعالیت گرفتند و تفاهم‌نامه‌هایی را هم با دولت برای گسترش این مدارس به مناطق روستایی منعقد کردند. این مدارس چون از امکانات مساجد استفاده می‌کنند شهریه‌های پایین‌تری دارند و علاوه‌بر آموزش‌های مذهبی بیشتر، آموزش‌های مهارتی و درآمدزایی هم در برنامه‌های خود دارند؛ به‌ویژه درآمدزایی از فضای مجازی و رمز ارزها.

همزمان با این جریان، روندی از تأسیس هوم‌اسکول‌ها نیز از تهران شروع شده و با سرعت رو به افزایش است. این‌ها نیز مدرسه‌هایی با جمعیت دانش‌آموزی بین ۴۰-۲۰ نفر هستند با شهریه‌های بسیار بالا که اغلب با برنامه‌های درسی مکمل و در فضاهای شخصی‌تری اداره می‌شوند. بسیاری از این هوم‌اسکول‌ها عملاً شعبۀ کوچک‌تری از یک مدرسۀ خصوصی یا مرتبط با آن هستند. این مدارس به‌رغم مخالفت‌های فعلی آموزش‌وپرورش، با منطق کلی سیاست‌گذاری در این وزارتخانه تعارضی ندارند و چالشی هم برای گسترش ندارند. هوم‌اسکول‌ها در مراحل اولیۀ تثبیت هستند و فعلاً در برخی از مناطق تهران و همچنین کلان‌شهرهای تبریز و اصفهان فعالیت‌های آن‌ها گزارش شده است.

گسترش این ریزمدرسه‌ها نشانۀ تداوم و تشدید تمایزیابی و لایه‌لایه‌شدن هر چه بیشتر بخش‌هایی از جامعه در واحدهای کوچکتر است؛ نوعی خُردشدگی درون‌گروهی و درون‌طبقاتی. مسجدمدرسه‌ها نوعی تمایزیابی در بین خود خانواده‌های مذهبی‌تر است، همانگونه که هوم‌اسکول‌ها تمایزیابی بیشتر در بین لایه‌های بالای جامعه. این مدارس را نباید با تنوع در نظام آموزشی یکی گرفت، زیرا تنوع آموزشی زمانی مثبت است که با دسترسی همگانی و امکان انتخاب واقعی برای همۀ گروه‌های اجتماعی همراه باشد. این مدارس هرچند فعلاً سهم ناچیزی از نظام آموزشی دارند، اما به‌لحاظ تحلیل نهادی مهم‌اند.
@Omidi_Reza

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

رسانه‌های امروزِ ایران این جمله از سخنرانی خانم رئیس جمهور در اجلاس سالیانهٔ «اتحادیهٔ کشورهای غرب آسیا» را تیتر کرده‌اند: امسال برای اولین بار در غرب آسیا فقر شدید برچیده شد و گرسنه، بی‌خانمان، بازمانده‌ازتحصیل و محروم از درمان نداریم. یاد همهٔ سال‌هایی می‌افتم که آرزوی خواندن چنین تیتری را داشتیم. یاد همهٔ انتخابات‌هایی که زور می‌زدیم برچیدن فقر شدید شعار و اولویت نامزدها شود و دو بار هم شد ولی تحریم و جنگ و سو حکمرانی‌ها مانع تحقق کامل می‌شد. لبخند رضایت عمیقی که از خواندن تیتر روی لبم آمده را نمی‌توانم در مترو مخفی کنم. پیرمرد ناشناس روبرویی که لباس کردی زیبایی پوشیده هم لبخند می‌زند از دیدن لبخندم. در شیرینی لبخندهایمان غوطه‌وریم که دخترم از لارک زنگ می‌زند و روی عینک هوشمندم تصویرش می‌افتد. همزمان با اجلاس اتحادیه غرب آسیا، جشنوارهٔ هرمز در جزایر هرمز، هنگام و لارک برگزار شده است. چند سالی است بهترین نوازندگان و‌ زیباترین اقلام پوششی و مناسک هنریِ ساکنان دور خلیج فارس و هزاران شرکت‌کننده از اطراف ایران و خلیج فارس و بقیه کشورها را جمع می‌کنند و محبوب‌ترین جشنوارهٔ هنری جنوب جهانی شده است. حضور هیچ ربات هوشمندی در جشنواره مجاز نیست و همین قاعده، اکوموزه‌های این جزایر را برای جوانان جذاب‌تر کرده است. دخترم هم با دو هم‌کلاسی‌‌اش برای شرکت در جشنواره با قطار سریع‌السیر برقی به بندرعباس و از آنجا با کشتی برقی به لارک رفته‌اند. هیجان‌زده است از زیبایی سواحل و هنر شرکت‌کنندگان و کیف معاشرت با دوستانی که سال گذشته در همین جشنواره کشف کرده بود. در تماس تصویری سه‌بعدی از لارک مثل پارسال اصرار می‌کند تهران نمانیم و به جزیره هنگام مهاجرت کنیم. ذوق‌زده تعریف می‌کند که افطار در مسجد شهید تنگسیریِ لارک دوپیازه میگو و حلوا مهمان محلی‌ها بوده. می‌گوید: «بابا ول کن تهران ر‌و دیگه! حیف نیست حتی یه روز پیاده‌روی ساحلی برای تماشای طلوع یا غروب خورشید یا ماه رو از دست بدیم؟». اتفاقا من و مادرش هم سال‌هاست همین آرزو را داریم و از ابتدای آشنایی و عاشقی‌مان زیباترین خاطرات و تجاربمان با جزایر پیرامون قشم و سواحل هرمزگان گره خورده، ولی از زمان کرونا و بعد جنگ‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ و سال‌های پرماجرای بعد ناچار به ماندن و کمک در تهران بودیم. حالا که می‌بینیم ایران‌مان بالیده و چند سالی است که حلقهٔ وصل جهانی و سبز و امن مانده و طراحی سمانه و کارهای حزبی من و حضور در کلاس‌های دخترک در دبیرستان شهدای میناب هم همه در فضای سایبری قابل پیگیری است، شاید وقتش رسیده به پیشنهادش عمل کنیم.

برگی خیالی از دفتر خاطرات ۸ مهر ۱۴۲۱
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

۲۴ غزل مولانا با صدای شهرام ناظری

@sedigh_63

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

‏آقایان مسوول! جامعه‌ای که به خاطر جنگ ، تحریم و محاصره از نظر اقتصادی تحت فشار قرار گرفته، حساس‌تر، عصبی‌تر و آسیب‌پذیرتر می‌شود. کوچک‌ترین تعارض اجتماعی در چنین فضایی هزینه‌ای بسیار بیشتر از شرایط عادی دارد. خانواده‌ای که با تورم، ناامنی شغلی، نگرانی از دارو، مسکن و آینده فرزندان مواجه است، ظرفیت بسیار کمتری برای تحمل تنش‌های جدید دارد. در این نقطه، کیفیت سیاست اجتماعی مستقیماً به ظرفیت کشور برای عبور از بحران مرتبط می‌شود.

‏باید هر سیاستی را ‌ با یک پرسش ساده سنجید: آیا این سیاست در این لحظه پیوندهای اجتماعی را تقویت می‌کند یا شکاف‌های موجود را فعال‌تر می‌کند؟

‏بحث‌های هویتی تحریک‌کننده، منازعات فرهنگی مانند حجاب، طرح شلاق برای خواننده زن، جرم‌انگاری گسترده رفتارهای اجتماعی، برخوردهایی که بخش‌هایی از جامعه را در مقابل بخش‌های دیگر قرار می‌دهد و بازکردن مجدد پرونده‌هایی مانند نوع پوشش زنان، تنها یک موضوع فرهنگی یا حقوقی نیستند. در شرایط بحران، این سیاست‌ها یک پیامد ثانویه نیز دارند: بخشی از انرژی سیاسی، انتظامی و روانی جامعه را از مسئله اصلی منحرف می‌کنند و اختلافاتی را فعال می‌کنند که باید بپذیرید جامعه ایرانی از آن عبور کرده و باید به مردم احترام گذاشت ، اما در شرایط فشار اقتصادی قابلیت تبدیل‌شدن به شکاف اجتماعی دارند.

‏در این معنا، کشور در شرایط بحران به چیزی شبیه یک «آتش‌بس اجتماعی» نیاز دارد که به معنای جلوگیری از تولید منازعاتی که فوریت ندارند و می‌توانند سرمایه اجتماعی محدود کشور را مصرف کنند.

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

⭕️ اهای! با شما هستم!

هفته‌ها و ماه‌های پرمخاطره‌ای پیش روی ایران است که می‌تواند در سطح کلان‌ساختاری و منطقه‌ای ریل‌گذارِ سرنوشت جمعی‌ ما و‌ نسل‌های بعد شود. این‌که با چه هزینه‌ای ایران از این گردنه رد می‌شود از جمله بستگی به انسجام و ظرفیت حل مساله و عملکرد مجموع حکمرانان و نیروهای اثربخش اجتماعی و سیاسی ایران و وضعیت همهٔ مولفه‌های قدرت ملی و افقی که اکثریت برای سال‌های پیش رو می‌بیند دارد.

با شما هستم! نمایندهٔ مجلسی که در همین هفته‌ها از استیضاح دو وزیری که متولی دو ستون مهم استقامت ملی هستند هم نمی‌گذری! مدیر و سردبیری در صداوسیما که در همین ماه‌ها هم رسانهٔ ملی را به سمت ملی و فراگیرتر شدن نمی‌بری! برنامه‌ریز تریبون میادین اصلی تهران که حتی در این هفته‌ها هم برای تکثرپذیر و همبستگی‌سازتر شدن تجمعات میادین گام موثری بر نمی‌داری! فعال سیاسی و مدنی‌ای که حتی در چنین بزنگاهی اسیر بازی ملامت و مقصریابی و منازعات گذشته‌نگر مانده‌ای و عملا اولویتت را نه به تقویت انسجام و استقامت ملی که به بهانه‌یابی برای ستیز و صف‌آرایی‌های داخلی می‌دهی! مدیر عالی‌رتبه‌ای در هر یک از قوای سه‌گانه و‌ نهادهای عمومی که فوری‌ترین اولویتت را کمک به ستاد جنگ اقتصادی و کم‌اثرسازی محاصره قرار نداده‌ای و با فرمان شرایط غیرجنگ و محاصره تصمیم می‌گیری! تصمیم‌گیر و تصمیم‌سازی که حتی بعد از سه جنگ اخیر و شنیدن سخنرانی نتانیاهو و تهدید به نابودی تمدنی توسط ترامپ در نطق سازمان ملل همچنان از درک اقتضائات و اولویت‌های شرایط تهدید وجودی ایران و اقتضائات پایانِ بادوامِ جنگ عاجزی! قاضی و مدیر و رسانه‌ و هم‌وطنی که در هر سطحی که اثر داری حتی در این روزها هم مشغول اقدام‌ها و حرف‌ها و تصمیم‌هایی هستی که به جای ساختن افق گیراتر و همبستگی قوی‌تر، بخشی از جامعه را عصبانی می‌کند، شکاف‌ها را فعال می‌کند و امید عده‌ای به آینده را می‌کاهد!

با شما هستم! شما هم سوار همین کشتی ایرانید! همان کشتی که در این منطقهٔ آشوبناک فرزندان‌تان هم‌ سوارش می‌مانند و تا همین جا صدها هزار جان و عمر عزیز فدای حفاظت از آن شده! هم‌سرنوشتیم! تک‌تک ساعات این روزها باید با بیشترین تمرکز و توان صرف تقویت پایه‌ها و مایه‌های قدرت و استقامت ملی و‌ عبور کم‌هزینه‌تر از گرداب هائل پیش رو شود. تک‌تک ساعات! ایران درگیر بازی بزرگی است. سطحش فراتر از منافع کوتاه‌مدت تو است! نمی‌خواهی چشم‌هایت را باز کنی و مدتی ارتفاع ملی بیشتری بگیری؟
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

داروخانهٔ سعدی (۴)

شانزده.

خدا را در «رحمت بی‌حساب» و «نعمت بی‌دریغ»اش تجربه می‌کند. می‌بیند که عطا و بخشش او میان دوست و دشمن فرق نمی‌گذارد و رزق‌بخشیِ او مشروط به کیش و اعتقادی خاص نیست:

«باران رحمت بی‌حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی‌دریغش همه جا کشیده. پرده‌ٔ ناموس بندگان به گناه فاحش نَدَرَد و وظیفه‌ٔ روزی به خطای منکر نبُرَد.»(دیباچهٔ گلستان)

اگر با پدر جنگ جوید کسی
پدر بی‌گمان خشم گیرد بسی
وگر خویش راضی نباشد ز خویش
چو بیگانگانش براند ز پیش
وگر بنده چابک نباشد به کار
عزیزش ندارد خداوندگار
وگر بر رفیقان نباشی شفیق
به فرسنگ بگریزد از تو رفیق
وگر ترک خدمت کند لشکری
شود شاه لشکرکش از وی بری
ولیکن خداوند بالا و پست
به عصیان درِ رزق بر کس نبست
(دیباچهٔ بوستان)

یا الگو گرفتن از خطاپوشی و عطابخشی خداوند، تعلیم می‌دهد:

جوانمرد و خوش‌خوی و بخشنده باش
چو حق بر تو پاشد تو بر خلق پاش

هفده.
می‌بیند که تا چه اندازه امیال و کشش‌های نفس، مانع درک و پذیرش حقائق‌اند. اغراض و مطامع آدمی درک و معرفت او را مخدوش می‌کنند و از مشاهدهٔ واقعیت بازمی‌دارند. غبار می‌انگیزند و چشم‌انداز را تیره می‌کنند:

حقایقْ سرایی است آراسته
هوا و هوس گَردِ برخاسته
نبینی که جایی که برخاست گرد
نبیند نظر گرچه بیناست مرد!
▫️
سیلابِ نیستی را سر در وجود من ده
کز خاکدان هستی بر دل غبار دارم

توجه می‌دهد که خودبینی پرده‌ای از پندار فراروی آدمی می‌کشد که نمی‌گذارد دیگران را چنان که باید ببیند:

نبیند مدعی جز خویشتن را
که دارد پردهٔ پندار در پیش

دیدنِ جامع، دیدنِ درست، دیدنِ حقیقت چیزها، نیازمند فرارفتن از خویشتن است. نیازمند فروتنی است:

همه را دیده به رویت نگران است و لیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

محبت راستین نیز با فروتنی و فراروی از خود ممکن می‌شود:

عاشقی راست نیاید به تکبّر سعدی
چون سعادت نبوَد کوشش بسیار چه سود
▫️
سعدی ز خود برون شو گر مرد راه عشقی
کان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد

حال که هم معرفت و هم عشق از مسیر فروتنی و ترک نفس حاصل می‌شود، صلاح کار را در مشق‌ بی‌نوایی و خاک‌باشی می‌بیند:

ما صلاح خویشتن در بی‌نوایی دیده‌ایم
هر کسی گو مصلحت بینند کار خویش را
▫️
ای برادر، چو خاک خواهی شد
خاک شو، پیش از آن که خاک شوی
▫️
گرت چشم خدابینی ببخشند
نبینی هیچ کس، عاجزتر از خویش

فروتنی و ترک هستی فایدهٔ دیگری هم دارد: مقاوم شدن در برابر نکوهش‌ها، زخم زبان‌ها و داوری‌های ناصواب دیگران:

سعدی چو ترک هستی گفتی ز خلق رَستی
از سنگ غم نباشد بعد از شکسته جامی
▫️
با مدعی بگوی که ما خود شکسته‌ایم
محتاج نیست پنجه که با ما درافکنی


هجده.

گر چه او همواره به کوشیدنِ امیدوارانه ترغیب می‌کند:

به راه بادیه رفتن بِه از نشستنِ باطل
که گر مُراد نیایم به قدرِ وُسع بکوشم
▫️
مرا تا پای می‌پوید، طریق‌ وصل می‌جوید
بِهِل گر عقل می‌گوید: زهی سودای بی‌حاصل!

اما نیک می‌داند که گاه آدمی خود را در برابر سرنوشت یا اراده‌ای آن‌سویی، درمانده می‌یابد. آنجا که با دیوار سخت واقعیت روبه‌رو می‌شویم و به بی‌چارگی خود پی می‌بریم، چاره چیست؟ چاره به گفتهٔ او، پذیرش رضایتمندانه است:

رضا به حُکم قضا اختیار کن سعدی
که شرط نیست که با زورمند بستیزند
▫️
سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست
چارهٔ عاشق به‌جز بیچارگی

به باور او میوهٔ درخت رضایت، آزادی است:

رضا به حُکمِ قضا اختیار کن سعدی
که هرکه بندهٔ فرمان حق شد آزاد است



〰 صدّیق قطبی
@sedigh_63

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

داروخانهٔ سعدی (۲)

شش.

ارزش بینایی به تماشای چهرهٔ یار است. نظارهٔ جهان هم ارج و اعتباری اگر دارد از آن‌روست که به دیدار دوست بینجامد، به تماشای آن معنای دل‌افروز:

دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بوَد فایده بینایی را؟
▫️
چو روی دوست نبینی، جهان ندیدن بِه
شب فراق، مَنِه شمع پیش بالینم

دیده به دیدار دوست گشودن، زندگی‌ را لطیف‌تر از بهشت می‌کند:

درِ چشم بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

از پای تا به سر، چشم باید بود و گوش، و او را نظاره کرد:

تا رفتنش ببینم و گفتنْش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

هفت.

راه رهایی از غم‌های پراکنده، عافیت‌طلبی نیست، بلکه دل نهادن به غمی والا و شایسته است. آنان که دل به غم عشق می‌دهند، از غم‌های پراکنده و جان‌فرسا می‌رهند:

المِنّةُ لِلّه که دلم صید غمی شد
کز خوردنِ غم‌های پراکنده بِرَستم
▫️
غم عشق آمد و غم‌های دگر پاک ببُرد
سوزنی باید کز پای برآرَد خاری
▫️
گرت چون من غم عشقی زمانه پیش آرَد
دگر غم همه عالم به هیچ نشماری
▫️
بند همه غم‌های جهان بر دل من بود
در بند تو افتادم و از جمله برَستم


هشت.

دنیا با همهٔ رنگ‌های دلفریبش، ارزش آزردن دلی را ندارد. مراعات و پاس داشتن دل، بر هر امر دنیوی اولویت دارد:

دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
▫️
به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود
نیرزد آنکه وجودی ز خود بیازاری
▫️
اگر ممالک روی زمین به دست آری
و از آسمان برُبایی کلاه جبّاری
وگر خزائن قارون و مُلک جم داری
نیرزد آنکه وجودی ز خود بیازاری
▫️
عاقبت از ما غبار ماند زنهار
تا ز تو بر خاطری غبار نماند

نُه.
آدمیت در گروِ درک هم‌بستگی‌هاست. شرف آدمی‌ به این است که به غم هم‌نوعان اعتنا کند و بر جراحتِ دیگران، رحمت آورد:

تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
▫️
دانی که آه سوختگان را اثر بود
مگذار ناله‌ای که برآید ز سینه‌ای
▫️
خویشتن را خیر خواهی خیرخواه خلق باش
زآنکه هرگز بد نباشد نفس نیک‌اندیش را
آدمیتْ رحم بر بیچارگان آوردن است
کآدمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را


ده.

مرتبه‌ای از عقل، خودبین، محاسبه‌گر و عافیت‌اندیش است. اما خردمندانه‌تر عشقی است که پهلو به جنون می‌زند. عقل محاسبه‌گر و خودبین، فرسایش می‌آورد و از چابکی و شور و شکفتن محروم می‌کند. از عقل خوشه‌چین و طمّاع به سوی عقل بخشنده و پاک‌باز باید رفت:

سعدیا نزدیک رای عاشقان
خلقْ مجنونند و مجنونْ عاقل است
▫️
ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرساید
گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل
مرا تا پای می‌پوید طریق وصل می‌جوید
بهل تا عقل می‌گوید زهی سودای بی‌حاصل
▫️
عاقلان خوشه‌چین از سر لیلی غافلند
این کرامت نیست جز مجنون خرمن‌سوز را
▫️
عاقل، متفکر بود و مصلحت‌اندیش
در مذهب عشق آی و از این جمله بِرَستی



〰 صدّیق قطبی
@sedigh_63

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

⭕️ در تکه‌ای از گفتگو با «آوش» در پاسخ به این پرسش بداهه که تجربهٔ شخصی‌ام از انفرادی‌هایی که گذرانده‌ام چگونه بوده، گفتم انفرادی شکنجه سفید است، باید برچیده شود و برای بعضی تجربه‌ای تروماتیک و شبیه به مرگ می‌شود و زخمش پایدار می‌ماند و البته می‌تواند تجربهٔ بالنده‌ و مفیدی هم بشود و برای من چنین بود. در یکی از ویدیوهای تقطیع‌شده از مصاحبه صرفا بخش دوم آمده و این تصور اشتباه را ایجاد کرده است که انفرادی را سفیدشویی کرده‌ام. این تصور کاملا اشتباه است و به همین دلیل بارها در ضرورت برچیده شدن انفرادی نوشته‌ام و حتی کمپین کرده‌ام. بازداشت انفرادی خشونت روانی شدیدی است و ناقض عدالت و مصداق شکنجه؛ گرچه «عشق ایران» و بهبود سرنوشت جمعی‌مان، انفرادی که هیچ، حتی تقدیم جان و عمر را هم می‌تواند آسان کند.
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

ماه کاملِ امشب از تنگهٔ هرمز
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

⭕️ یکی از اخباری که نشانهٔ تلخی از این است که هستند تصمیم‌گیرانی ‌که درکی از وضعیت کشور و گردنهٔ پرمخاطره‌ای که ایران در حال عبور است و ضرورت تقویت همبستگی تکثرپذیر و وجوب گشایش‌ها و‌ پالس‌های افق‌ساز ندارند. کاش تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیرانی که درکش را دارند مانع چنین اقدام‌هایی شوند:

/channel/avash_media/80901

@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

الهی دور باشد از حریمت جنگ و ویرانی

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

به نظر من مهم‌ترین بخش سخنرانی امشب نتانیاهو نه جایی بود که درباره تأسیسات هسته‌ای ایران حرف زد، نه آنجا که از جنگ هفت‌جبهه‌ای گفت و نه حتی آنجا که سقوط جمهوری اسلامی را پیش‌بینی کرد. مهم‌ترین بخش، پایان سخنرانی بود؛ جایی که سراغ مارک تواین رفت و گفت مصری‌ها، بابلی‌ها و پارسی‌ها زمانی برخاستند، جهان را از شکوه خود پر کردند و بعد خاموش شدند، اما یهودیان باقی ماندند.
این فقط یک نقل‌قول تاریخی نبود. پشت این جمله، اعتمادبه‌نفسی بسیار بزرگ‌تر خوابیده است. نتانیاهو عملاً دارد تصویری از نظم جدید خاورمیانه ارائه می‌کند. تصویری که در آن مصر دیگر قدرت مسلط منطقه نیست، عراق از معادله هژمونی خارج شده، ایران در حال شکست خوردن است و اسرائیل قدرتی است که از همه این دوره‌ها عبور کرده و حالا در نقطه‌ای ایستاده که خود را هژمون بلامنازع منطقه می‌بیند. برای نتانیاهو، این فقط یک برتری نظامی موقت نیست. او می‌خواهد آن را به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل کند؛ گویی پرونده رقابت قدرت در خاورمیانه بسته شده و اسرائیل برنده نهایی تاریخ منطقه است.

و به نظر من یکی از مهم‌ترین خطاهای او دقیقاً همین‌جاست.

همین اعتمادبه‌نفس بود که پیش‌تر این تصور را ایجاد کرد که می‌توان با چند روز عملیات نظامی، ترور رهبر و‌ فرماندهان، ضربه به زیرساخت‌ها و با کمک شبکه‌های اجتماعی، ایران اینترنشنال، عملیات روانی و مدیریت افکار عمومی، نظام سیاسی ایران را از درون فروپاشاند. تصور این بود که جامعه ایران در آستانه انفجار است، چند ضربه خارجی کافی است، ساختار سیاسی فرو می‌ریزد و بعد می‌توان ایران را وارد مرحله‌ای از تجزیه، آشوب و بازطراحی ژئوپلیتیکی کرد.

اما مسئله ایران به این سادگی نیست.
ایران فقط یک حکومت نیست. ایران فقط جمهوری اسلامی هم نیست. ایران یک ساخت سیاسی و تاریخی با عمقی چند هزار ساله است. سلسله‌ها آمده‌اند و رفته‌اند، حکومت‌ها عوض شده‌اند، پایتخت‌ها تغییر کرده‌اند، مرزها کوچک و بزرگ شده‌اند، کشور اشغال شده، شکست خورده، دچار انقلاب شده، اما چیزی به نام ایران باقی مانده است.
ایران برخلاف بسیاری از دولت‌های مدرن منطقه، محصول یک توافق استعماری در قرن بیستم نیست. ما روز استقلال نداریم. روزی در تقویم ما وجود ندارد که بگوییم در آن روز ایران از یک امپراتوری خارجی جدا شد و تبدیل به کشور شد. این به معنای آن نیست که ایران هرگز اشغال نشده یا زیر فشار قدرت‌های خارجی قرار نگرفته است. بارها چنین شده. اما ایران پیش از بسیاری از این امپراتوری‌ها وجود داشته و پس از آنها هم باقی مانده است.
به همین دلیل جمله نتانیاهو درباره «پارسی‌هایی که آمدند و خاموش شدند» شاید بیش از آنکه نشانه شناخت تاریخ باشد، نشانه بدفهمی تاریخ ایران است.
ایران خاموش نشده است.
ایران ضعیف شده، قوی شده، شکست خورده، دوباره برخاسته، بخش‌هایی از سرزمینش را از دست داده، دولت‌هایش فروپاشیده‌اند و نظام‌های سیاسی‌اش تغییر کرده‌اند، اما خود ایران باقی مانده است.
مشکل زمانی آغاز می‌شود که برتری نظامی به توهم تاریخی تبدیل شود. وقتی یک دولت تصور کند چون امروز از نظر هوایی، اطلاعاتی و تکنولوژیک برتری دارد، پس تاریخ نیز به پایان رسیده و رقبایش دیگر قدرت بازگشت ندارند. همان‌جا معمولاً خطای محاسباتی آغاز می‌شود.
شاید نتانیاهو امروز بیش از هر زمان دیگری احساس کند که اسرائیل به نقطه‌ای رسیده که می‌تواند نظم منطقه را برای یک نسل آینده تعیین کند. اما قدرت نظامی با هژمونی پایدار یکی نیست و هژمونی پایدار هم با پایان تاریخ یکی نیست.

اما ایران بوده است، ایران هست و به فضل خدا ایران خواهد بود.

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

دوستی پرسید چرا این روزها کمتر صدای نارضایتی‌های داخلی می‌شوی؟ پاسخم همین توضیح قبلی است👇🏼

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

واقعا مفتخر و خوشحالم از این‌که کشورم جایی از کرهٔ زمین است که قصاب غزه محال است بتواند پای آلوده‌اش را روی آن بگذارد.

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

نیک‌زیستی، علم و سیاست‌گذاری

طرح بحث شنیدنی دکتر جواد حیدری
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

چه ویدیوی قشنگی ساخته پرس‌تی‌وی!

واقعا چیزی که حتی از تجربهٔ جهانِ ممکنِ پستِ قبلی خواستنی‌تره، توفیق شهادت برای حفاظت از امنیت و زندگی بالندهٔ کودک‌فرشته‌های نازنین این سرزمینه
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

۱۰ غزل مولانا با صدای محمدرضا شجریان

@sedigh_63

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

داروخانهٔ سعدی (۵)

نوزده.
دامن‌کشیدن از هر غمی را خردمندانه نمی‌داند. پیشنهاد او، انتخاب غم مناسب و تعالی‌بخش است. از غمی که به «شادی‌های‌ بی‌اندازه» می‌انجامد استقبال می‌کند و از خوشی و راحتی که به رنج پایدار منتهی می‌شود می‌پرهیزد:

غمی خور کان به شادی‌های بی‌اندازه انجامد
چو بی‌عقلان مرو دنبال آن شادی که غم گردد
▫️
به راحتِ نَفَسی، رنج پایدارْ مجوی
شب شراب نیرزد به بامداد خمار

به چشم او جان آدمی به عود می‌مانَد، تا نسوزد رایحهٔ خوشش آزاد نمی‌شود:

تا نسوزد برنیاید بوی عود
پخته داند کاین سخن با خام نیست
▫️
قول مطبوع از درون سوزناک آید که عود
چون همی‌سوزد جهان از وی معطر می‌شود

سعی او در زندگی گریختن از همهٔ رنج‌ها نیست، بلکه پراکندنِ عطر خوش‌ و زیباتر کردن جهان است:

سعیم این است که در آتش اندیشه چو عود
خویشتن سوخته‌ام تا به جهان بو برود

از این‌رو بیش از آن‌که نگران غم و شادی باشد، دلواپس خام‌ماندن و خام‌رفتن است. کسی که محبت نمی‌ورزد، دل نمی‌بندد و جان خود را پیشکش نمی‌کند، شاید از پاره‌ای غم‌ها برکنار بماند، اما آخر کار، با جانی ناپخته جهان را ترک می‌کند:

هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
▫️
فردا به داغ دوزخ ناپخته‌ای بسوزد
کامروز آتش عشق از وی نبُرد خامی
▫️
هر که معشوقی ندارد عمر ضایع می‌گذارد
همچنان ناپخته باشد هر که بر آتش نجوشد

توقع آسودگی کامل ندارد. می‌داند که جهان ما آمیخته با رنج‌‌ها است. می‌گوید همین‌که منظر خود را عوض کردم و از آسودگی چشم پوشیدم، آسودم:

رنج‌ها بردیم و آسایش نبود اندر جهان
ترک آسایش گرفتیم، این زمان آسوده‌ایم

تعلق خاطر عمیقی که به نگاه عارفان دارد، در نیل به این آسودگی و پذیرش مؤثر است. غم نیز از جانب اوست:


غم و شادی بَرِ عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادیِ آن کاین غم از اوست
▫️
خوش است بر دلِ آزادگان جراحتِ دوست
به حُکمِ آن که همش دوست می‌نهد مرهم
▫️
اگر هزار غم است از جهانیان بر دل
همین بس است که او غمگسار ما باشد
▫️
هزار دشمن اگر در قفاست عارف را
چو روی خوب تو دید از قفا چه غم دارد؟

علاوه بر تصویر عود، که انتشار بوی خوشش بی‌سوختن ممکن نیست، تصویر دیگری هم در ضمیر سعدی نشسته است: رهرویِ مشتاقی که چندان دلباختهٔ کعبه و حَرَم است که رنج‌های راه در چشم او ناچیزند:

گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
گر عشقِ حَرَم باشد، سهل است بیابان‌ها
▫️
جمال کعبه چنان می‌دوانَدَم به نشاط
که خارهای مغیلان حریر می‌آید
▫️
ای بادیهٔ هجران تا عشق حرم باشد
عشّاق نیندیشند از خار مغیلانت

جمال کعبه‌ای باید تا گذر از بیابان‌ها و خارهای مغیلان سهل و آسان شود. مقصد و فرجامی دلپذیر که آدمی‌ را به رفتن و ادامه دادن دلگرم کند. آنقدر خواستنی که بتوان گفت رفتن به آن‌سو خوب است، حتی اگر نرسم:

ز کعبه روی نشاید به ناامیدی تافت
کمینه آن که بمیریم در بیابانش
▫️
خواهم اندر طلبت عُمر به پایان آوَرد
گر چه راهم نه به اندازهٔ پای طلب است



〰 صدّیق قطبی
@sedigh_63

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

امنیت از فراسوی مرزها
ضرورت محور مقاومت برای ایران


هادی معصومی‌زارع محقق مطالعات خاورمیانه در این اپیزود مهمان ایران‌تاک است تا درباره حضور منطقه‌ای ایران و محور مقاومت گفت‌وگو کند.

معصومی‌زارع تبارشناسی حضور منطقه‌ای ایران را تا دوره مادها پیش می‌برد و نشان می‌دهد پیوندهای منطقه‌ای یکی از عواملی اصلی‌ای بود که امنیت سرزمین ایران را به صورت تاریخی حفظ کرد.

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/1Bk_7Tcq0rY

او همچنین معتقد است در چند صد سال اخیر به دلیل خاص‌بودگی فرهنگی و مذهبی و زبانی ایران نسبت به کشورهای همسایه، ایران دچار نوعی تنهایی استراتژیک شده است که ضرورت پیوندهای منطقه‌ای را دوچندان می‌کند.

بنابراین از نظر معصومی‌زارع هر شکل از حکومتی که در سرزمین ایران مستقر باشد باید امنیت را پیش از هرچیز از فراسوی مرزها پی بگیرد.

#محور_مقاومت #هادی_معصومی_زارع

@Irantalk_sn

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

اختلاف نظر بین همه ما طبیعی و بحث‌های سیاسی نشاط و‌ شادبی هر جامعه سالمی است: بشرطی که تقوای سیاسی پیشه کنیم و جوری بحث رو جلو نبریم و چنان به صورت هم چنگ بزنیم که در چیزی که اختلاف نداریم -که اونم دفاع از کشورمونه- کار مشترک مشکل بشه. کشورمون روزهای خیلی سختی رو پیشرو داره و همه به هم -با وجود همه دعواهای درون خانوادگی ‌ای که داریم- احتیاج خواهیم داشت.

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

داروخانهٔ سعدی (۳)

یازده.
در نگاه سعدی بزرگ‌ترین‌ رقیب خداپرستی خودپرستی است. چاره را نیز در توجهی عاشقانه به بیرون از خود می‌داند: خود را بر من آشکار کن، تا به برکتِ دیدارت، از خودپرستی‌ بیاسایم:

ای بت صاحبدلان مشاهده بنمای
تا تو ببینیم و خویشتن نپرستیم

صیدِ تو شدن خجسته است، چرا که به رهایی از خویش می‌انجامد:

به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
▫️
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله‌ایت باشد بهْ از آن که خود پرستی
▫️
سعدیا چون بت شکستی خود مباش
خودپرستی کمتر از اصنام نیست

خودپرستان، پیله گِرد خود می‌تنند. عاشقان اما پروانه‌وار پیلهٔ خود را ترک می‌کنند:

عاشقی بر خویشتن؟ چون پیله گِردِ خویش‌ تن
ور نه‌‌ بر خود عاشقی، جانباز چون پروانه باش

دوازده.
به عُجب و تکبّر نگریستن، در بسیاری مواقع ناشی از این است که به داوری خود اطمینانی بیش از اندازه داریم. و دیگر اینکه وضع و حال آدمی را ثابت می‌انگاریم. دیگران در آنچه به چشم ما می‌آیند، خلاصه‌ نمی‌شوند. و از سویی، فرجام کار نیز از چشم ما پوشیده است. سعدی به این دو ملاحظه، ما را به فروتنی و مهربانی دعوت می‌کند:

به عین عُجب و تکبر نگه به خلق مکن
که دوستان خدا ممکن‌اند در اوباش
کمال نفس خردمندِ نیکبخت آن است
که سر گران نکند بر قلندر قلّاش
مقام صالح و فاجر هنوز پیدا نیست
نظر به حسن معاد است نی به حسن معاش
▫️
کسی را که نزدیک ظنّت بَد اوست
چه دانی که صاحب ولایت خود اوست؟

سیزده.
فراغتِ دلخواه، خاطرِ مجموع و رهایی از پراکنده‌کاری و پراکنده‌‌دلی ثمرهٔ دیدار و محبت است. دیدار و محبتی چنان که همهٔ نیروهای درونی را متحد می‌کند و یک جهت و یک‌ سو می‌سازد. وحشی بافقی گفته است: «به سودای تو مشغولم، ز غوغای جهان فارغ». فراغتی که ناشی از اشتغالی تمام‌وکمال و اعتنایی عمیق به امر والا است. اشتغالِ فراغت‌بخش، اشتغالِ به دوست:

هیچم از دنیی و عُقبیٰ نبَرَد گوشهٔ خاطر
که به دیدار تو شغل است و فراغ از دو جهانم
▫️
غلام دولت آنم که پای‌بند یکی‌ست
به جانبی متعلق شد از هزار بِرَست
▫️
گر دوست واقف است که بر من چه می‌رود
باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست
▫️
به سودای جانان ز جان مُشتغل
به ذکرِ حبیب از جهان مشتغِل
▫️
مشتغل توام چنان کز همه چیز غایبم
مُفتَکِر توام چنان کز همه خلق غافلم

چهارده.
بازرگانیِ پُرسود بدون پذیرش خطر، ممکن نیست. گوهر، در راه‌های سراسر امن و بی‌خطر به دست نمی‌آید. در دریاهاست. و البته سفر به دریا با خطرهای ناشناخته و حوادث غافلگیرکننده همراه است:

سود بازرگان دریا بی‌خطر ممکن نگردد
هر که مقصودش تو باشی تا نفَس دارد بکوشد
▫️
گوهر قیمتی از کام نهنگان آرَند
هر که او را غمِ جان‌ است به دریا نرود
▫️
عاقلان از بلا بپرهیزند
مذهب عاشقان دگر باشد
▫️
به دریا در، منافع بی‌شمار است
و گر خواهی سلامت، بر کنار است

پانزده.
کسی که بیمناک جان است، جان را از کف می‌دهد. زنده، کسی است که زندگی‌ را ایثار می‌کند:

زنده کدام است بر هوشیار؟
آن که بمیرد به سر کوی یار
▫️
عاشقان را کُشته می‌بینند خلق
بشنو از سعدی که جان‌پرورده‌اند
▫️
عاشقان کشتگان معشوق‌اند
هر که زنده‌ست در خطر باشد



〰 صدّیق قطبی
@sedigh_63

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

خواندنی است:

https://ensafnews.com/668571

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

ما جنگ رو مقدس نمی‌دونیم،
دفاع از سرزمینمون رو مقدس می‌دونیم... 🇮🇷
@Sedkhareji ✔️

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

این‌که نسل ما و نسل‌ جوان، سید را چنان‌که باید در طول حیاتش نشناختند حتما از نشانه‌های استعمارزدگی اذهان و ضعف متفکران و رسانه‌های زمانهٔ ما است. شاید ده‌ها سال دیگر زمان ببرد فهم شکوه رشادت و اهمیت ارزش و مقاومتی که این قهرمان اخلاقی عصر ما دهه‌ها هدایت و جانش را نثارش کرد.
روحش شاد.
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

‏مگر اینکه معنای «همواره»، «حمله» و «کشورم» چیز دیگری باشد والا شهبانوی محترم عارضم که فرزندتان در این مدت «همواره» با «حمله» به «کشورتان» موافق بوده است. مگر اینکه بلانسبت شبیه عشرت‌خانم همسایه دوران کودکی ما باشید که هر وقت همسایه‌ها شکایت شر به‌پا کردن فرزندش را می‌کردند می‌گفت :«منم مثل شما عاصی‌ام» و وقتی همسایه‌ها می‌گفتن:« پس زحمت بکش خسارت آتش سوزوندنش رو‌ بده؟» می‌گفت:« من که خودم عاصی‌‌ام پول اون ولد چموش رو‌ بدم؟» و وقتی همسایه‌ها می‌گفتن:« پس لااقل حالا که ننه‌شی یه گوششو بپیچون» می‌گفت:«حالا بخاطر یه شیشه، جیگر بچمو مثل هند جیگرخوار بکشم بیرون؟!» و‌ دست‌آخر که میگفتن: «چطور چیزی بهش نمی‌گی و شاکی هستی که تو هم عاصی‌ای؟» می‌گفت:«آدم، سگ شه مادر نشه که این چرت‌وپرت‌ها رو‌ تحویل مردم بده!»
@sahandiranmehr

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

داروخانهٔ سعدی

یک.

مالکِ خود را همیشه غصه گدازد
مِلکِ پر‌ی‌پیکری شدیم و بِرَستیم
(سعدی)

وقتی خود را مالک خود بدانیم، از غصه می‌گدازیم. وقتی مِلک و مملوک آن یگانهٔ زیبا بدانیم، رها و رستگار می‌شویم. «إنّا للّه»، یعنی ما متعلق‌ به اوییم. مالک خود نیستیم.
▫️
دو.

هر پای که در خانه فرورفت به گنجی
دیگر همه عمرش سر بازار نباشد
(سعدی)

گنجی هست که در اقلیم دل به دست می‌آید. کسی که به گنج درون راه یابد، از وابستگی به بازارها می‌رهد. بایزید بسطامی در معنای درویشی گفته است: «آنکه کسی را در کُنج دل خویش پای به گنجی فرو شود...»
▫️
سه.

آن کز توانگری و بزرگیّ و خواجگی
بیگانه شد، به هر که رسد، آشنای اوست
(سعدی)

کسی که از نام‌ها و جایگاه‌ها و قدرت‌های گذرا خود را فارغ ببیند، می‌تواند با همگان آشنا و نزدیک باشد. مفتون بزرگی و خواجگی و توانگری خود که باشیم، در بند جایگاه و نام‌ونشان و هوش و دانش خود که باشیم، سعادتِ «آشنایی» را از دست می‌دهیم.
▫️
چهار.

هر که نداند سپاس نعمت امروز
حیف خورد بر نصیب رحمت فردا
(سعدی)

کسی که مواهب این‌جهان را قدر نداند و با سپاس و سرور به استقبال‌شان نرود، از رحمتِ آن‌جهانی نیز محروم می‌ماند.

هر که امروز نبیند به جهان طلعت دوست
غالب آن است که فرداش نباشد دیدار
(سعدی)

زیبایی طبیعت و جنبش و رویش خاک، رحمتی این‌جهانی است:

«فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»(سوره روم، آیه ۵۰)
«درنگر درین نشان‌های مهربانیِ الله که چون زنده می‌کند زمین را پسِ مرگِ آن.»(ترجمه تفسیر کشف‌الاسرار)
▫️
پنج.

جز یاد دوست هر چه کنی عمرْ ضایع است
جز سِرّ عشق هر چه بگویی بطالت است
(سعدی)

اگر زندگی به یاد دوست آغشته نباشد، و در هوای دوست سپری نشود هدر رفته است. به بطالت گذشته است:

سعدی ار عشق نبازد چه کند ملک وجود؟
حیف باشد که همه عمر به باطل برود

ذکر و یاد دوست پایانی ندارد. ملال‌انگیز هم نیست. چرا که غذای جان است. نان و آب جان:

سخن دراز کشیدیم و همچنان باقی است
که ذکر دوست نیارد به هیچ‌گونه ملال
(سعدی)

از همین‌رو، پشیمانی او از اوقاتی است که بی‌خبر از دوست گذشته است:

هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
(سعدی)

افسوسی اگر باشد جز این نیست که چرا بیشتر در یاد او دم نزدیم. چرا بیشتر در هوای او نتپیدیم:

تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز
همه شب ذکر تو می‌رفت و مکرر می‌شد

سخن گفتن با او، سخن گفتنِ از او، و شناور شدن در «حکایت دوست»، معنای زندگی است.



〰 صدّیق قطبی
@sedigh_63

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

⭕️ اتخاذ موضع و انتخاب جنس رفتار سیاسی در این روزها تحت تأثیر یک پرسش کلیدی است:

مهم‌ترین محور آرایش‌ در شرایط کنونی حول چه شکافی باید باشد؟

حول شکاف سیاسی داخلی؟ یا حولِ شکاف دغدغه‌مندان ایران در برابر نتانیاهو و ترامپ و ایران‌ستیزانی که‌ واضح است بی‌صبرانه منتظر ناآرامی‌‌های داخلی و تجاوز خارجی با هدف کلنگی‌سازی ایران‌اند؟

پاسخ من دومی است. پاسخ هر نیرویی که دومی باشد، به خاطر اولویتی که برای امنیت و یکپارچگی و مصالح ملی در شرایط تشدید تهدیدهای وجودی علیه ایران قائل است، علی‌رغم همهٔ نقدها و نارضایتی‌هایش، دندان بر جگر می‌گذارد و دغدغهٔ اصلی‌اش کاهش التهابات و شکاف‌های داخلی و کمک به افزایش همبستگی و ظرفیت حل مسائل و تقویت استقامت ملی می‌شود، و نه تشدید التهابات و پاس گل‌ به ایران‌ستیزان.
@jalaeipour

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

Netanyahu stood at the UN and said Palestine shouldn’t exist, while his own country is younger than my grandfather.

🇵🇸 Only Palestinians can decide Palestine’s future.

Palestine for Palestinians.
Let the people decide.

💥✊ Our new Lego music video

🆔 @explosivemedia

Читать полностью…

محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

⭕️ جمله‌جملهٔ سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل را می‌توان به عنوان مصداقی از مهارت در فریب و تحریف وقیحانه، بی‌معناسازی واژه‌ها، خاک پاشیدن در چشم حقیقت و عدالت و پوشاندن شر در لباس پروپاگاندای پساحقیقت تدریس کرد. این‌که شرورترین نسل‌کش و پاک‌ساز قومی و کلکسیونرِ جنایات جنگی و بیشترین نقض‌کنندهٔ قوانین بین‌الملل در جهان ما می‌تواند به جای زندان، پشت تریبون سازمان ملل اینچنین دروغ و کثافت بپراکند و چند رئیس دولت هم بشنوند و کف بزنند حقیقتا مایهٔ ننگ جهان ما و نشانهٔ هشداردهنده‌ای از فاصلهٔ زیاد بشر از عدالت جهانی ‌است.
@jalaeipour

Читать полностью…
Subscribe to a channel