hossein_dabbagh | Unsorted

Telegram-канал hossein_dabbagh - Hossein Dabbagh حسین دباغ

2770

حسین دباغ دکتری فلسفه اخلاق، گرایش روان شناسی و عصب پژوهی اخلاق، را در دانشگاه های ردینگ و آکسفورد انگلستان خوانده است. وی اکنون مدرس دانشگاه آکسفورد و پژوهشکده علوم شناختی در ایران است. instagram.com/hosseindabbagh_official

Subscribe to a channel

Hossein Dabbagh حسین دباغ

مستند «نازا»: چگونه روایت هنری به سند بدل می‌شود؟

فیلم مستند «نازا» با تکیه بر شهادت شماری از نظامیان و افسران اطلاعاتی اسرائیلی، روایتی از سازوکار تصمیم‌گیری در حملات غزه ارائه می‌دهد؛ اما ناشناس‌ماندن شاهدان، پرسش‌هایی درباره اعتبار و امکان راستی‌آزمایی این روایت برانگیخته است. حسین دباغ، پژوهشگر فلسفه اخلاق، در گفت‌وگو با «زمانه» توضیح می‌دهد که چه زمانی یک گواهی و یک روایت مستند تحت چه شرایطی می‌تواند وزن معرفتی پیدا کند. او ضمن بررسی مفهوم «اعتماد نیابتی»، بر ضرورت راستی‌آزمایی مستقل تأکید می‌کند و از منظر اصول تناسب و احتیاط نشان می‌دهد که شهادت افراد درون دستگاه نظامی چگونه می‌تواند فرایند تصمیم‌گیری پیش از حمله را آشکار کند.

https://www.radiozamaneh.com/901050/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

پژوهشگر و فیلسوف اخلاق ایرانی در انگلیس در گفت‌وگو با ایسکانیوز:
⏺دانشگاه آینده باید فراتر از مدرک، شهروند مستقل و نقاد تربیت کند

🤔تحولات فناوری و هوش مصنوعی، مأموریت دانشگاه را تغییر داده است؛ دانشگاه آینده باید فراتر از تولید مقاله و مدرک، به تولید دانش و حل مسائل جامعه بپردازد.

🤔حسین دباغ، استقلال علمی، مسئله‌محوری، میان‌رشتگی و ارتباط با جهان را از ویژگی‌های دانشگاه مطلوب در افق ۲۰۵۰ می‌داند.

🤔او اصلاح قواعد دانشگاه، تقویت استقلال، ارتباطات بین‌المللی و حرکت از آموزش حافظه‌محور به سمت نقد و استدلال را ضروری می‌داند.

مشروح خبر:
iscanews.ir/xfcwP


باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران (ایسکانیوز)
‌

@isca_uni | iscanews.ir

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

مارجری تیلور گرین ادعا کرده که در جلسات راهبردی دولت ترامپ درباره‌ی استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران بحث شده است. حسین دباغ، پژوهشگر فلسفه‌ی اخلاق، در گفت‌وگو با زمانه این ادعا را از منظر اخلاقی واکاوی کرده است. او میان صرف بررسی سناریو و عادی‌سازی سلاح هسته‌ای تمایز قائل می‌شود و هشدار می‌دهد که پایین آمدن آستانه‌ی استفاده از این سلاح، مرزهای اخلاقی، سیاسی و حقوقی را جابه‌جا می‌کند. دباغ همچنین تأکید می‌کند که حتی در وضعیت اضطرار، سلاح هسته‌ای به‌عنوان آخرین راه‌حل توجیه‌پذیر نیست و مسئولیت سیاستمداران و روشنفکران در برابر چنین بحث‌هایی، حساسیت به حقیقت و برجسته‌ساختن رنج انسانی است.
https://www.radiozamaneh.com/898663/


@RadioZamaneh | رادیو زمانه

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

ایران ضدامپریالیست نیست؛ حکومتی است که بقای خود را محاسبه میکند

✍حسین دباغ

این مقاله اخیرا در وبسایت الجزیره منتشر شده و ترجمه آن در زیر آمده است.
 

🔸 تهران دکترین ضدامپریالیستی خود را به عنوان تعهدی اخلاقی مبتنی بر مخالفت با سلطه، استعمار و هژمونی غرب ارائه می‌دهد. اما ضدامپریالیسم ایران موقعیت‌محور است تا جهانی؛ یعنی وابسته به موقعیتی است که خود در آن قرار دارد. بنابراین، اصل ضدامپریالیستی به شکلی گزینشی اعمال می‌شود.

🔸 تعهدات جمهوری اسلامی در دو سطح عمل می‌کنند؛ در سطح اول، دشمنی با ایالات متحده و اسرائیل، حمایت از جنبش‌های هم‌پیمان، و طرد توافق و سازش، سیاست‌های این کشور را هدایت می‌کنند. اما در سطح بالاتر، هنجار دیگری قرار دارد که تعیین می‌کند چه زمانی تعهدات درجه‌اول قابل بازنگری هستند. آن هنجار، حفظ نظام است و اصل ۱۱۲ جلوه نهادیِ آن است.

🔸 در طول جنگ ایران-عراق، با توجه به اینکه خطر فوری نه از جانب "شیطان بزرگ" بلکه از جانب صدام حسین متوجه کشور بود، تهران تسلیحات آمریکایی را از طریق کانال‌های اسرائیلی دریافت کرد و وارد مراودات مخفیانه با واشینگتن شد؛ رویدادی که بعدها به رسوایی ایران‌کنترا (ایران‌گیت) معروف شد. پس از حملات ۱۱ سپتامبر و یورش ایالات متحده به افغانستان، دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی در کنفرانس بن برای شکل‌دهی به دولتِ پس از طالبان همکاری کردند.

🔸 توافق با دشمن خطر جنگ را کاهش می‌دهد و خفقان اقتصادی را تسهیل می‌کند؛ دو امری که برای شهروندان عادی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند. با این حال، گشایش در خارج به طور خودکار به معنای آزادی در داخل نخواهد بود.

🔸 ماشین سرکوب جمهوری اسلامی با تحریم‌ها ساخته نشده است و با رفع تحریم‌ها نیز برچیده نخواهد شد. رفع تحریم‌ها ممکن است سختی‌های معیشتی مردم ایران را تاحدی کاهش دهد، اما بدون اصلاحات سیاسی می‌تواند منابع بیشتری را در اختیار حکومت قرار دهد تا نهادهای سرکوب را حفظ کند.

🔸 امکان محتمل‌تری پیش‌روی ماست: سازشی با ایالات متحده که سیستم را حفظ می‌کند اما آن را ذره‌ای به دموکراسی نزدیک‌تر نمی‌سازد. یک شکل از سلطه تسهیل می‌شود و شکلی دیگر تحکیم می‌یابد؛ ایران در برابر حملات خارجی بهتر محافظت می‌شود، اما ایرانیان در برابر حکومت خودیِ خویش بدون حفاظ باقی می‌مانند.

ـــــــــــــــــــــــ
برای مطالعه متن کامل کلیک کنید یا Instant View را در پایین پست لمس کنید.
نسخه انگلیسی مقاله

🆔 @hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

مصاحبه با رادیو فردا

در این مصاحبه استدلال کردم که جمهوری اسلامی در حال گذار به نوعی الهیات سیاسی تازه است؛ الگویی که در آن روحانیت دیگر سرچشمه مشروعیت نیست، بلکه نقش مهر تأیید و پوشش نمادین قدرت را ایفا می‌کند.

همچنین تأکید کردم که تشییع علی خامنه‌ای را نباید به‌سادگی نشانه همبستگی ملی دانست. جامعه ایران عمیقاً چندپاره است و حذف صدای مخالفان از روایت رسمی، نه وحدت، بلکه گسست و تکه‌تکه‌شدن بیشتر جامعه را به دنبال دارد.

رادیو فردا:
ایران امروز در میانه تحولات بزرگ و چالش های تازه قرار گرفته است. پس از مرگ علی خامنه‌ای در درگیری‌های اخیر با آمریکا و اسرائیل، ایران وارد دوره جدیدی شده و همزمان مسئله تنگه هرمز، به کانونی تازه از تنش ها برای این کشور تبدیل شده است.
این وضعیت، همراه با چالش‌های داخلی و فشارهای اقتصادی، آینده ایران را در شرایطی حساس قرار داده، و این پرسش مطرح است که قدرت سیاسی پس از علی خامنه‌ای در نظام جمهوری اسلامی چگونه باز تعریف شده و اینک،‌ تصمیم گیران اصلی این نظام از چه تبار سیاسی هستند؟

در همین زمینه،ارزیابی حسین دباغ، استاد فلسفه سیاسی در دانشگاه نورث‌ایسترنِ لندن را جویا شده‌ایم.
https://www.radiofarda.com/a/33802144.html

@hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

درباره ضرورت احیای دیالوگ‌ سقراطی

✍حسین دباغ

بهترین نعمت­ها برای انسان آنست که همه روزه از تقوی و فضایل و سایر چیزهایی که از من شنیده‌اید گفتگو کند و دربارهٔ خود با دیگران تحقیق نماید، چون زندگانی بی تحقیق زندگانی نیست.
خطابهٔ دفاعیهٔ سقراط
 

🔸 دیالوگ سقراطی را غالباً به‌عنوان یک «روش» می‌شناسند: پرسش و پاسخ، آشکار کردن تناقض‌ها، و کوشیدن برای روشن‌تر کردن مفاهیم و تعاریف. همین نگاه روش‌محور سبب شده است تا عموما دیالوگ سقراطی را یک تکنیک آموزشی یا نوعی بازی ذهنی مخصوص کلاس‌های فلسفه در نظر بگیرند

🔸 اما من در این نوشته بنا دارم این تلقی «محدود» از دیالوگ سقراطی را کنار بگذارم و از ضرورت «احیاء» و استفاده «گسترده» از دیالوگ سقراطی در زندگی اجتماعی-سیاسی دفاع کنم. ادعای اصلی من این است که دیالوگ سقراطی صرفاً وسیله‌ای برای رسیدن به نتیجه‌ نیست؛ ارزش آن در خود عمل گفت‌وگو نهفته است، در نوعی سلوک فکری و زیست اخلاقی که بدون آن، زندگی به سطحی از بی‌آزمونی و بی‌مسئولیتی فرو می‌غلتد.

🔸 دلیل اول من برای ضرورت احیای دیالوگ سقراطی این است که پدیده گفت‌وگو را اساساً «بی‌طرف» نمی­داند.

🔸 دلیل دوم من برای احیای دیالوگ سقراطی این است که آن را صرفاً ابزار رسیدن به «نتیجه» نمی‌داند. این نکته به گمان من محور دفاع از دیالوگ سقراطی است: دیالوگ یعنی «پا در کفش دیگری کردن» و خود را جای او گذاشتن.

🔸 این «جای دیگری نشستن» پیامد انسانی مهمی نیز دارد: من در گفت‌وگو می‌آموزم دیگری لزوماً شبیه من نیست، و قرار هم نیست شبیه من باشد و شاید اصلاً بهتر که شبیه به هم نیستیم. اگر همگان شبیه به هم باشند، جهان جای خسته­ کننده­ای خواهد بود.

🔸 اما نکتهٔ آخر. دیالوگ سقراطی صرفاً در حضور دیگری رخ نمی‌دهد؛ می‌تواند در غیاب دیگری نیز ادامه یابد. 

ـــــــــــــــــــــــ
برای مطالعه متن کامل کلیک کنید.

🆔 @hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

♦️حسین دباغ در خصوصِ درس‌آموزیها از جنگ سخن می‌گوید

♦️وی "مدارا جویی" را یکی از این درسها می‌داند🔺

@joreah_journal

www.instagram.com/joreah_journal

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

کودک‌منشی امپراتورانه‌ی ترامپ و شکست اخلاقی اروپا: آرنت چه چیزی درباره بلوغ سیاسی به ما می‌آموزد؟
حسین دباغ و پاتریک حسن ـ‌ترامپ فقط از آن جهت خطرناک نیست که غیرنظامیان ایرانی را تهدید می‌کند. او از آن جهت خطرناک است که سن اخلاقی سیاست را پایین می‌آورد. او جهان را دعوت می‌کند که خود را حول وضعیت عاطفی مردی سامان دهد که سرخوردگی را تحقیر می‌فهمد و تحقیر را مجوز تهدید. و وقتی دیگر رهبران نمی‌توانند با وضوح اخلاقی در برابر او بایستند، به نسل بعد درسی مسموم می‌آموزند: این‌که قدرت عریان نابالغی را موجه می‌کند؛ این‌که قانون در برابر خودبزرگ‌بینی کوتاه می‌آید؛ و این‌که کسانی که بلندتر از همه تهدید می‌کنند حق دارند لحن جهان را تعیین کنند.

https://www.radiozamaneh.com/890179/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

فایل صوتی جلسه هشتم از شب های #گفتگو_در_زمانه_فریاد

گفتگوی آنلاین حلقه ادبی و انجمن زن، زندگی، آزادی مونیخ و دکتر حسین دبّاغ
عنوان جلسه: جنگ و «روایت های مقدس»، تأملی بر الهیات سیاسی در ایران

#دکتر_حسین_دباغ
@munichpersian

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

همبستگی: پیوند، در زمانه تحمیل گسست
حسین دباغ
استاد فلسفه، دانشگاه نورث ایسترن، لندن

ویدیوی کامل نشست در کانال یوتیوب حلقه ایران

در این نشست حلقه ایران، با دکتر حسین دباغ به گفتگویی درباره چرایی و چگونگی حفظ یا از دست رفتن "همبستگی" پرداختیم. دباغ توضیح میدهد که استبداد و سرکوب داخلی و جنگ و تجاوز خارجی اثراتی عمیق‌ و ماندگار بر ما در سطح روانی-اجتماعی میگذارند، شامل بر فرسایش حس «عاملیت»، یعنی تجربه‌ی بنیادین «من می‌توانم» در جهان اجتماعی. در بلندمدت، سرکوب این پیام را درونی می‌کند که افراد بی‌اثرند، و در نتیجه جامعه به مجموعه‌ای از افراد پراکنده، گرفتار ترس، خستگی و بدگمانی تبدیل می‌شود. پیامد این وضعیت نه فقط سکوت سیاسی، بلکه نوعی «یخ‌زدگی اجتماعی» است که در آن روابط سست شده و ظرفیت کنش جمعی از میان می‌رود. استدلال اصلی دکتر دباغ این است که در شرایطی که خودِ روابط هدف حمله‌اند، پیوندها صرفاً عاطفی نیستند، بلکه شرط امکان سیاست، گفت‌وگو و آینده‌اند. از این‌رو، حفظ همبستگی ضرورتی حیاتی دارد.

#ایران
#همبستگی

@TheIranCircle

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

پارادوکس جنگ با حکومت‌های ایدئولوژیک:

چرا جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
 ممکن است جمهوری اسلامی را تضعیف نکند؟

حسین دباغ
 

در این مقاله نشان داده‌ام که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هم غیرقانونی است، هم از نظر اخلاقی فاجعه‌بار و هم از نظر سیاسی در نهایت نتیجه معکوس میدهد. اگر واشنگتن و تل‌آویو تصور می‌کنند که با نیروی نظامی گسترده می‌توانند صرفاً جمهوری اسلامی را تضعیف کنند، در واقع ماهیت نظامی را که با آن روبه‌رو هستند به‌درستی نفهمیده‌اند. جمهوری اسلامی سال‌هاست که از شهادت، فداکاری و مقاومت مقدس به‌عنوان سرچشمه‌های معنا و ایستادگی بهره می‌گیرد، و به همین دلیل، خشونت خارجی ممکن است در نهایت همان منطقی را تقویت کند که در پی از میان بردن آن است.

تحلیل جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران فقط منحصر به تحلیل استراتژیک، قدرت بازدارندگی، تضعیف توان موشکی و خطر هسته‌ای نیست. برای فهم واکنش و بقای جمهوری اسلامی فقط نباید به سلاح و قدرت نظامی نگاه کرد؛ باید به جهان اخلاقی و نمادین آن هم توجه کرد. جمهوری اسلامی خود را از آغاز یک پروژه اخلاقی و تاریخی معرفی کرده است که سیاست را با امر مقدس گره می‌زند.

یکی از مهم‌ترین منابع این نظام، حافظه شیعی است به‌ویژه منطق کربلا: رنج، مظلومیت، مقاومت و شهادت. در این منطق، رنج همیشه نشانه شکست نیست. گاهی نشانه حقانیت است و مرگ می‌تواند به شهادت و معنا تبدیل شود. به همین دلیل، شهادت در جمهوری اسلامی فقط یک شعار فرعی نیست، بخشی از منطق بقای آن است.

اشتباه بزرگ این است که تصور شود بمباران و خشونت خارجی به‌طور خودکار به فروپاشی سیاسی منجر می‌شود. نظامی که از دل فداکاری، شهادت و مقاومت مقدس برای خود معنا می‌سازد می‌تواند حمله خارجی را هم درون همان روایت هضم کند. یعنی چیزی که از بیرون ویرانی دیده می‌شود از درون می‌تواند به ایستادگی، وفاداری و «حقانیت در رنج» تعبیر شود. در چنین وضعی خشونت و تجاوز خارجی ممکن است دقیقاً همان چیزی را تقویت کند که در پی نابودی آن است.

این به معنای محبوبیت جمهوری اسلامی نیست. بسیاری از ایرانیان ممکن است از حکومت ناراضی باشند اما هم‌زمان از حمله خارجی هم بیزار باشند. جنگ خارجی مرزهای اخلاقی را در داخل کشور مخدوش می‌کند، فضای انتقاد را تنگ‌تر می‌کند و به حکومت اجازه می‌دهد دوباره خود را مدافع ملت جا بزند.

جمهوری اسلامی بارها از تهدید خارجی سود برده است. در زمان صلح فساد، سرکوب و ناکارآمدی‌اش بیشتر دیده می‌شود اما در زمان جنگ می‌تواند چهره «مقاومت» به خود بگیرد.

این همان پارادوکس جنگ با حکومت‌های ایدئولوژیک است. حمله خارجی گاهی به جای تضعیف بقای آنها را تضمین می‌کند. مسئله فقط این نیست که این جنگ غیرقانونی و فاجعه‌بار است مسئله این است که از نظر سیاسی هم می‌تواند نتیجه معکوس بدهد. اگر آمریکا و اسرائیل گمان می‌کنند زور عریان به‌تنهایی جمهوری اسلامی را از معنا تهی می‌کند، ماهیت نظامی را که با آن روبه‌رو هستند درست نفهمیده‌اند.

خشونت بیرونی ممکن است به جای تضعیف جمهوری اسلامی منطق شهادت فداکاری و مقاومت مقدس را دوباره فعال کند. این یکی از تراژدی‌های جنگ است که ممکن است پایه‌های مادی یک نظام را بلرزاند اما هم‌زمان روایت مقدسی را که به آن جان تازه می‌دهد تقویت کند.

برای همین نقد و نفرت جمهوری اسلامی نباید ما را به دفاع از جنگ بکشاند. جنگ هم مردم را قربانی می‌کند و هم ممکن است همان ساختاری را نیرومندتر کند که قرار بود تضعیف شود.
 
@hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

ما میان دو استبداد گرفتار شده‌ایم. مردمانی هستیم که از یک سو بیش از چهل و اندی سال استبداد داخلی ما را له کرده است و از سوی دیگر استبداد و سلطه خارجی اینک با چهره کریه جنگی غیرقانونی بر ما هوار شده است. از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود!

طنز تلخ اینجاست که این دو استبداد هر دو در پی "آزادی" مردمان هستند اما در عمل هر دو مردمان را به گروگان گرفته‌اند. هر چه استبداد داخلی چهره‌اش عیان‌تر میشود آنطرف استعمار خارجی پر زورتر میشود و هر چه استعمار خارجی عیان‌تر میشود استبداد داخلی پرزورتر. گرفتار چرخه باطلی شده‌ایم.

هر دو استبداد عاملیت ما را نابود میکنند و از "ما" چیزی باقی نمی‌گذراند. برای همین است که در این دوران تاریک همبستگی راه چاره ماست تا حس عاملیت از دست رفته را بازستانیم. تنها راه معقول برای خروج از این چرخه باطل، تقویت "ما" است. این ایام به مراقبت از یکدیگر بپردازیم و حلقه‌های رابطه را به سادگی تخریب نکنیم. امیدوار باشیم که در آینده نزدیک با نگاه داشتن روابط بتوانیم به بازسازی خود مشغول شویم‌.

@hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

✍ ایران پس از خامنه‌ای

حسین دباغ

مرگ علی خامنه‌ای لحظه‌ای است که زیست‌ سیاسی و به‌ویژه الهیات سیاسی او را روشن‌تر میکند. شاید بتوان مرگ او را نوعی «استشهاد سیاسی» دانست خصوصاً که بنا بر برخی روایت‌ها خامنه‌ای علیرغم توصیه‌های امنیتی گویی به استقبال مرگ رفته بود و پایان خودش را «انتخاب» کرده و «برگزیده» بود. محتمل دوست داشت آن طور که دلش می خواست روایت مرگ او ساخته و پرداخته شود. شاید فهمیده بود که پروژه اسلام سیاسی او به رکود نشسته است و راه چاره، شهادت توسط «استکبار» است تا میراث او پیش چشم مومنانش مستحکم‌تر جلوه کند.

این شیوه از مواجهه با مرگ البته با الهیات سیاسی او هم قافیه بود. «مبارزه با استکبار» ستون هویت سیاسی خامنه‌ای بود و در دستگاه فکری او، سیاست امتداد دین ورزی بود و جهان به دو جبهه‌ی روشن تقسیم میشد: جبهه‌ی مقاومت یا اسلام انقلابی و جبهه‌ی سلطه یا استکبار.

چنین نگاهی، دشمن بیرونی را صرفاً یک رقیب ژئوپلیتیک نمی‌بیند؛ از قضا دشمن بیرونی در حکم مفهومی است که به زندگی سیاسی معنا می‌دهد، حتی به جامعه انسجام می‌بخشد و به حکومت امکان می‌دهد خود را «آخرین سنگر» معرفی و سرکوب داخلی را توجیه اخلاقی کند. در زیست‌جهان خامنه‌ای، مرگ «عادی» پایان خوشایندی نیست. مرگ ایدئال، مرگی است که بتوان آن را شهادت خواند؛ مرگی که نه شکست، بلکه تکمیل روایت باشد، آن هم به دست همان «امپریالیسم»ی که سال‌ها نامش را بر زبان می‌آورد. در این تلقی، شهادت صرفاً یک رخداد تراژیک نیست؛ نقطه‌ی اوج زندگی سیاسی است و مرگ «گواهی» بر حقانیت روایت. 

اگر خامنه‌ای را صرفاً «یک رهبر» ببینیم، مرگ او پایان یک دوره است. اما اگر او را به‌عنوان حامل و معمار یک الهیات سیاسی ببینیم آن هم الهیاتی که استکبارستیزی را به هسته‌ی مشروعیت و حکمرانی تبدیل کرد، مرگ او به‌تنهایی پایان آن الهیات نیست. حتی ممکن است در کوتاه‌مدت به آن انرژی روایی تازه بدهد. در الهیات سیاسی استکبارستیزی، مرگ رهبر اگر در تقابل با امپریالیسم رخ دهد، ظرفیت بالایی برای قدسی‌سازی دارد و به همین معنا، مرگ خامنه‌ای در قالب «شهادت» ساختار معنایی و روایتی بازتولید می کند که می تواند شکلی از «قدرت» تعبیر شود.

اگر این شکل از قدرت را جدی بگیریم، باید در مورد پدیدار شدن یک تنافض سیاسی حساس باشیم. تناقض آنجا رخ می‌دهد که اگر دشمن بیرونی رهبر را حذف کند، ممکن است تصور شود راه برای آزادی باز می‌شود؛ در حالی‌که الهیات سیاسی دشمن‌محور دقیقاً از همین حذف می‌تواند سرمایه بسازد. مرگ می‌تواند به جای پایان روایت، موجب «تثبیت» آن شود و خلق روایت‌های جدید کند؛ از روایت درباره مظلومیت گرفته تا روایت درباره نبرد حق و باطل و روایت ایستادگی. در سطح اجتماعی هم واکنش‌های متضاد، از شادی گرفته تا غم و سردرگمی یا حتی احساسات دوگانه‌ی همزمان، تا حدی نشانه‌ی همین مسئله است. چهل سال سیاست دشمن‌محور، جامعه را در وضعیتی عاطفی نگه داشته است که در آن نفرت از سرکوب با حساسیت نسبت به تحقیر ملی در هم تنیده است. وقتی این دو لایه روی هم می‌افتند، عاطفه‌ی جمعی دوپاره می‌شود. ممکن است کسی هم از جمهوری اسلامی بیزار باشد و هم از بمباران و مداخله خارجی متنفر. همین ترکیب پیچیده است که لحظه‌ی مرگ خامنه‌ای را به لحظه‌ای پر از تناقض تبدیل کرده است.

الهیات سیاسی خامنه‌ای استکبار و دشمن بیرونی را چندان جدی می‌دید که نگاهش از شهروندان منتقد و مخالف داخلی و از واقعیت‌های جاری جامعه، به‌تدریج منحرف شد. صدای انتقاد در نظر او هشدار مدنی نبود، بلکه یک اخلال در میدان نبرد تلقی می‌شد و نتیجه‌اش این بود که حکومت به جای شنیدن و به جای پاسخ‌گویی به کنترل و سرکوب شدید دست میزد. این دشمن‌محوری، به‌صورت نهادی بازتولید شد و  رفته رفته ساختاری پدید آمد که به جای انتقال واقعیت‌های تلخ از جامعه به رأس قدرت، بیشتر «اطمینان»، «اطلاعات دستچین‌شده» و در نهایت توهم تزریق می‌کرد. توهمی که می‌گفت جامعه پشت سر ماست، اعتراض‌ها حاشیه‌اند، بحران‌ها مدیریت شده‌اند و «مسئله اصلی» همان دشمن خارجی است.

در چنین دستگاهی، فساد لایه‌لایه و فرصت‌طلبی اداری فقط یک عارضه‌ی اقتصادی نبود؛ بخشی از همان چرخه‌ی توهم بود. هر لایه برای حفظ موقعیت خود، شکست‌ها را تزیین می‌کرد و خطرها را کوچک نشان می‌داد. و همین توهم ساختاری، برخلاف تصور خامنه‌ای، قدرت «مبارزه با استکبار» را از خود او هم گرفت. وقتی نخبگان و هسته سخت قدرت از واقعیت جامعه و حتی واقعیت امنیتی جدا شوند، حکومت توان تشخیص و واکنش دقیق را از دست می‌دهد و دشمن بیرونی دقیقاً از همین شکاف استفاده می‌کند. گویی حافظ این ابیات را برای او سروده بود وقتی به تشر میگفت: 

@hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

مبارزه؛ تسخیر قدرت یا رهایی از سلطه؟

✍حسین دباغ
🎤 محمدمهدی حسینی

@naghdgaah

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

ماتم ممنوع و ماخولیای جمعی

✍حسین دباغ

🔸 زیگموند فروید در مقاله کلاسیک خودش، «ماتم و ماخولیا»، تمایزی بنیادین میان دو واکنش روانی به فقدان بدست میدهد. ماتم، از نظر او، فرایندی دردناک اما متعارف و به‌هنجار است که روان را وادار می‌کند با واقعیت تلخ فقدان کنار بیاید، پیوندهای عاطفی ازدست‌رفته خود را به تدریج بازسازی کند و دوباره به جهان باز گردد.

🔸 در مقابل، ماخولیا وضعیت بیمارگونه‌ای است که در آن فقدان نه هضم می‌شود و نه به رسمیت شناخته میشود، بلکه به درون فرد فرو می‌ریزد و به خودتحقیرگری و حتی خشونت علیه خویشتن بدل می‌شود.

🔸  جامعه ایران، در پی کشتارهای اخیر و سپس ممنوعیت ساختاری سوگواری و دادخواهی، در آستانه لغزش از ماتم جمعی به ماخولیای جمعی قرار گرفته است. این لغزش البته یکی از پیامدهای پایدار استبدادی است که تدریجاً در روان اجتماع رسوب و ما را به وضعیت ماخولیایی دچار کرده است.

🔸 ما فقط برای افراد مشخصی سوگوار نیستیم؛ ما برای آینده‌ای ازدست‌رفته، برای حس کرامت، برای امکان زندگی عادی هم سوگواریم. اما چون این فقدان‌ها نه به رسمیت شناخته می‌شوند و نه امکان بیان می‌یابند، به‌صورت سوگی بی‌نام و بی‌صورت باقی می‌مانند. جامعه می‌داند چیزی از دست رفته، اما نمی‌تواند آن را دقیقاً صورت‌بندی کند. این همان بستری است که ماخولیا در آن شکل می‌گیرد.

ـــــــــــــــــــــــ
برای مطالعه متن کامل کلیک کنید یا Instant View را در پایین پست لمس کنید.

🆔 @hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

ملاحظات اخلاقی در درمان پدوفیلی 

این ویدیو به موضوعات حساس و ناراحت‌کننده‌ای مانند آزار جنسی کودکان و جرایم جنسی علیه کودکان می‌پردازد و ممکن است برای برخی بینندگان آزاردهنده یا محرک باشد. محتوای ارائه‌شده صرفاً با هدف آموزشی، اطلاع‌رسانی و پیشگیری است و به‌صورت غیرگرافیکی و با تمرکز بر حمایت، آگاهی و منابع کمکی مطرح می‌شود. در صورت تجربهٔ آسیب یا احساس ناراحتی هنگام تماشای ویدیو، پخش را متوقف کنید.

حسین دباغ، استاد فلسفه در دانشگاه نورث ایسترن
مانی منجمی، کاندید فوق تخصصی روانپزشکی قانونی

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

♦️حسین دباغ از مواجهه نسل جدید با تکنولوژی و هوشِ مصنوعی سخن می‌گوید🔺

@joreah_journal

www.instagram.com/joreah_journal

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

پس از زیستن در موج هوش‌مصنوعی، چه انسان‌هایی خواهیم بود؟

در این اپیزود از «دوران»، همراه با دکتر حسین دباغ به تماشای زاویه‌ای از این تکنولوژی نشسته‌ایم که گویی زیر سایه‌ی درخششِ خیره‌کننده‌ی ابزارهای جدید، از چشم ما پنهان مانده است. بن‌مایه این گفتگو نه تعریف و تمجید از هوش مصنوعی است و نه هراس‌افکنیِ تکنولوژیک؛ ماجرا اینجاست که ما، زیر بار واگذاری بی‌چون و چرای تصمیمات به ماشین، آرام‌آرام در حال از دست دادن ریشه‌های تفکر انتقادی‌مان هستیم.

هوش مصنوعی دیگر یک ابزار در دست ما نیست؛ او به بخشی از زیست‌جهان ما تبدیل شده است. ما در حال واگذاری تفکر، تحلیل و حتی قضاوت‌های اخلاقی‌مان به الگوریتم‌ها هستیم. گویی ما در حال خلق نوعی جدید از انسان هستیم: انسان واگذارکننده.

این گفتگو تلاشی است برای فهم این بزنگاه؛ وقتی در جستجوی پاسخ‌های سریع، تفکر را به ماشین می‌سپاریم، آیا می‌توان، راهی برای حفظ عاملیت انسانی پیدا کنیم؟

🔸 اپیزود یازدهم «دوران» با دکتر حسین دباغ؛ دکترای اخلاق کاربردی، دانشگاه نورث ایسترن لندن، انگستان.


📎 مشاهده در آپارات

📎 مشاهده در یوتیوب


@borjspace

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

📢 منتشر شد

📘 هیوم؛ راهنمایی برای سرگشتگان

✍️ مؤلف: آنجلا ام. کاونتری
📝 مترجمان: محمد حیدرپور، حسین دباغ


🧠 دیوید هیوم از فیلسوفانی است که بیش از آن‌که پاسخ بدهد، پرسش ایجاد می‌کند؛ درباره عقل، تجربه و آنچه بدیهی می‌پنداریم.
این کتاب تلاشی است برای فهم منظم و روشن اندیشه هیوم، بدون ساده‌سازی سطحی و بدون پیچیدگی‌های صرفاً دانشگاهی.
«هیوم؛ راهنمایی برای سرگشتگان» می‌تواند نقطه شروعی مطمئن برای ورود به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های فلسفه مدرن باشد.

📚 انتشارات کتاب طه

🔻جهت تهیه این کتاب در کتابسرای طه با ۲۰ درصد تخفیف کلیک کنید:

https://ketabtaha.com/product/ktp-0060163/

@tahabooks

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

گروه زبان‌شناسی شناختی انجمن علوم و فناوری‌های شناختی ایران برگزار می‌کند:
‌
"سلسله نشست‌های علوم شناختی و جنگ"
"نشست سوم:
"ارتقای ظرفیت اخلاقی در عصر جنگ دائمی"
"سوگیری‌های شناختی، اینترنت و جنگ‌های شناختی"
‌
سخنرانان:
👤 جناب آقای دکتر حسین دباغ
استادیار فلسفه اخلاق دانشگاه نورث‌ایسترن لندن
‌
👤 جناب آقای دکتر حسین شیخ رضایی
عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
‌
مدیر جلسه:
👤 سرکار خانم دکتر مهری فیروزعلیزاده
عضو هیئت علمی دانشگاه طلوع مهر ایران
‌
📆 زمان: سه‌شنبه ۲۳ تیر ماه، ۱۴۰۵- ساعت ۱۶ الی ۱۸
‌
🔴 شرکت در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد و رایگان است.
لینک برگزاری نشست:
• https://event.alocom.co/class/beheshti/webinar-cultural
‌
⚪️ @iacst_ir
⚪️ @Ssacssbu
🟣 www.instagram.com/iacst_ir
🟣 www.instagram.com/brainy.sbu
‌
#گروه_زبان‌شناسی_شناختی

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

▶️ فایل صوتی

هوش مصنوعی و علوم انسانی | جلسه پنجم
چالش‌های اخلاقی-سیاسی

با حضور: حسین دباغ

June 20, 2026
شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۳۰

#حلقه_دیدگاه_نو

@didgahenochannel

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

هشداری بر حذف امر سیاسی
@panora_ma

در گفتگویی دیگر از فصل "زندگی در زمانه جنگ" با حسین دباغ-پژوهشگر فلسفه و زبان‌شناس-گفتگو کردیم.

این گفتگو توسط سبحان یحیائی-سردبیر- در تاریخ ۴خرداد ۱۴۰۵ انجام شده است.
@maxspaces
ما را در پلتفرم‌های اینستاگرام، یوتیوب، آپارات و پلتفرم‌های پادکست هم می‌توانید دنبال کنید.
بازاروما، رسانه اقتصادی ما
@bazaaroma
آثاروما، رسانه فرهنگ و هنر ما
@asaroma

برای حمایت مالی از فعالیت‌های پانوراما می‌توانید از لینک پایین استفاده کنید یا به همین صفحه پیام بدهید.
https://donito.me/panorama
مسیر حمایت مالی ارزی به مستر کارت:
IBAN:BE96964002985205
BIC:FPEBBEB2XXX
ویدئوی کامل این گفتگو در آپارات و یوتیوب قابل دیدن است. به زودی در پلتفرم‌های پادکست هم منتشر خواهد شد.

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

"یکی از مهم ترین کنش گری های امروز می تواند جلوگیری از ایجاد قربانیان جدید و بازتولید ایماژ قربانی باشد."


بخشی از گفتگوی دکتر حسین دباغ، حلقه ادبی و انجمن زن، زندگی، آزادی مونیخ که به کارکرد مفهموم "قربانی" در الهیات سیاسی و بازتولید ایدئولوژی می پردازد.

این برنامه یکی از مجموعه نشست های "گفتگو در زمانه فریاد" است و نسخه صوتی کامل آن در تلگرام حلقه ادبی مونیخ و کانال دکتر دباغ موجود است.

@Hossein_Dabbagh
@womenlifefreedommunich
@Munichpersian

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

همبستگی: پیوند، در زمانه تحمیل گسست
[فایل صوتی کم حجم]

حسین دباغ

ویدیوی کامل نشست در کانال یوتیوب حلقه ایران


#ایران
#همبستگی

@Hossein_Dabbagh
@TheIranCircle

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

🔹پایگاه خبری نیماد - «اگر جنگ نه، پس چه؟» ششمین و آخرین نشست سمینار آنلاین «دفاع از میهن، ملاحظات میانه‌ی جنگ» است که با میزبانی نیماد برگزار شد، سمیناری که ناظر به جنگ اخیر ایالات متحده و اسرائیل با ایران و شکستن تابوی دعوت به مداخله‌ی خارجی در میان طیف‌هایی از ایرانیان بود.

🔹مهمان این آخرین نشست حسین دباغ، مدرس فلسفه سیاسی در دانشگاه نورث‌ایسترن لندن است که در گفتار خود به نقد فلسفی جنگ برای تغییر رژیم می‌پردازد.

🔹اجرای این برنامه نیز بر عهده احسان عابدی، سردبیر نیماد، بود.

https://www.youtube.com/watch?v=984LX90H_38

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

Al Jazeera English
How the US and Israel are making the Islamic republic stronger

➖ @aljazeeraglobal ➖

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟
ز گنج‌خانه شده خیمه بر خراب زده
وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفته‌ای تو در آغوش بخت خواب‌زده


مرگ خامنه‌ای به عنوان یک فرد البته یک گسست است، اما لزوماً یک گسست نهادی و ساختاری را تضمین نمیکند. «خامنه‌ایسم» را می‌توان ترکیبی از پیوند نهاد امنیتی، اقتصاد سیاسی رانتی، دستگاه تبلیغاتی، و الهیات سیاسی دشمن‌محور دانست. تا وقتی این ترکیب پابرجاست، حذف یک فرد لزوماً افق دموکراتیک را روشن نمی‌کند. برعکس، خطر جدیتر این است که جامعه وارد چرخه‌ای شود که در آن جنگ و مداخله خارجی، همبستگی مدنی را فرسوده‌تر کند، میزان اعتماد پایین بیاید، شبکه‌های کنشگری پراکنده شوند و سیاست به‌جای گفت‌وگو به «سنجش وفاداری» تقلیل پیدا کند. در این ساختار، شنیدن صدای مردم دشوار است، چون افراد از پیش آماده‌اند تا هر صدای متفاوت را به عنوان «همراهی با دشمن» لقب بدهند. این همان میراثی است که فقط با تغییر چهره‌ها از میان نمی‌رود.

اگر به آینده ایران حساسیم، باید در ذهن داشته باشیم که دموکراسی فقط تغییر رأس قدرت نیست؛ «توان جمعی سیاست‌ورزی» است، توان تشکل، رسانه، گفت‌وگو، تحمل اختلاف و ساختن افق مشترک. جنگ معمولاً این توان را می‌شکند. به همین دلیل، حضور نیروهای خارجی و استمرار منطق جنگ، حتی اگر به حذف چهره‌های کلیدی منجر شود، می‌تواند آینده دموکراتیک را دشوارتر کند. جامعه‌ای که شکسته و ترسان و پراکنده است، به‌سختی می‌تواند آزادی را حمل کند. اگر جنگ و مداخله خارجی همچنان سیاست را در وضعیت اضطرار نگه دارد، آن‌وقت همان فرصتی که از تغییر رأس قدرت پدید آمده است می‌تواند به‌سرعت به بازتولید اقتدارگرایی منجر شود. از یاد نبریم که جنگ فقط جان آدمیان نمی‌گیرد، می تواند جامعه را چند پاره کند و فصل تازه‌ای از بی‌ثباتی آغاز شود. 

پرسش از ایران پسا خامنه‌ای، در نهایت پرسش از همین الهیات سیاسی است. خامنه‌ای شاید مرگی را یافت که با الهیات سیاسی‌اش سازگار بود اما مسئله پیش روی ما الان درباره‌ی مرگ نیست؛ درباره‌ی زندگی است: آیا ایران می‌تواند از سیاست دشمن‌محور عبور کند و دوباره امکان همبستگی مدنی، آینده دموکراتیک و گفت‌وگوی جمعی را بسازد آن هم در زمانی که جنگ این امکان را فرسوده‌تر می‌کند؟ مرگ یک رهبر می‌تواند یک «لحظه» باشد؛ اما آینده دموکراتیک یک «فرایند» است و فرایندها با بمب و حذف از بیرون معمولاً پایدار نمی مانند. 

@hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

گفتگو با رادیو فردا

از ماتم جمعی تا همبستگی در ایران: وقتی سوگواری ممنوع می‌شود

به اعتقاد برخی جامعه‌شناسان سیاسی، موج‌ خشونت‌بار سرکوب اعتراضات دی‌ماه در ایران، موجب حس خستگی، بدگمانی و حتی گسست رابطه‌ها در بخش‌هایی از جامعه ایرانی شده است. در این میان چگونه می‌توان در عین اختلاف‌نظر، رابطه را از خصومت جدا کرد و همزمان پرسش‌های دشوارِ عدالت و پاسخگویی را زنده نگه داشت؟

حسین دباغ، استاد فلسفه در دانشگاه نورث‌ایسترن لندن، در مقاله‌ای با عنوان «همبستگی در زمانهٔ تحمیل گسست»، به کنش‌ها و رفتارهایی اشاره می‌کند که در آن افراد جامعه بدون پرداخت هزینه‌های فردی و سیاسی می‌توانند از فروپاشی اجتماعی جلوگیری کنند. در همین زمینه با حسین دباغ گفت‌وگو کرده‌ایم.

https://www.radiofarda.com/a/33687205.html


@hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

مبارزه؛ تسخیر قدرت یا رهایی از سلطه؟

✍حسین دباغ

🔸 یکی از باورهای رایج در مبارزات سیاسی این است که مبارزه را محضاً به معنای «پیش بردن کنش اعتراضی» برای کنار زدن قدرت حاکم بفهمیم و گفت‌وگو درباره‌ی فلسفه و ارزش‌ها را کاری لوکس بدانیم و به آینده موکول کنیم. شاید شما هم این عبارات را شنیده باشید که: «فعلاً وقت این بحث‌ها نیست؛ اول باید پیروز شد، بعد می‌نشینیم و درباره‌ی دموکراسی و آزادی و برابری حرف می‌زنیم»!

🔸 اگر این تصور جدی گرفته شود، مبارزه از همان ابتدا به کج راهه می‌رود. بدون تعیین ارزش‌های بنیادین و بحث و گفتگو درباره آنها، فرد مبارز نمی‌داند دقیقاً برای چه چیزی می‌جنگد و مهم‌تر از آن، نمی‌داند چه چیزهایی را حتی در مسیر پیروزی نباید قربانی کند.

🔸  اگر پیروزی فقط به معنای کنار گذاشتن یک نظم سیاسی باشد، مبارزه ممکن است از ابتدا به پروژه‌ی «تسخیر قدرت» تقلیل پیدا کند. اما اگر پیروزی را به معنای عبور از منطق سلطه بفهمیم، آن‌وقت مبارزه چیزی بیش از جابه‌جایی قدرت می‌شود.

🔸 مشکل «مبارزه بدون ارزش» این است که مبارزه را بدون قطب‌نما پیش میبرد. قطب‌نما همان گفت‌وگو و بحث درباره‌ی اصول بنیادین است؛ اینکه دقیقاً کدام ارزش‌ها غیرقابل معامله‌اند و چرا. بدون این قطب‌نما، مبارزه ناخواسته ممکن است به سمت چیزی برود که مبارزان از ابتدا از آن می‌گریختند.

ـــــــــــــــــــــــ
برای مطالعه متن کامل کلیک کنید یا Instant View را در پایین پست لمس کنید.

🆔 @hossein_dabbagh

Читать полностью…

Hossein Dabbagh حسین دباغ

همبستگی: پیوند در زمانه‌ی تحمیل گسست

✍حسین دباغ

🔸 استبداد را معمولاً با ارجاع به محدودسازی آزادی‌های سیاسی تعریف می‌کنند: ممنوعیت تجمع، سرکوب سازمان‌دهی، تهی‌کردن صندوق رأی، و پرهزینه کردن هر شکل از مشارکت علنی.

🔸 این تعریف درست است، اما به یک معنا از آنجا که به لایه‌ای عمیق‌تر از تجربه‌ی زیسته‌ی استبداد راه نمی‌برد، سطحی است. اثر اصلی استبداد در زندگی روزمره، غالباً روانی-اجتماعی است که به فرسایش حس عاملیت ختم میشود.

🔸 عاملیت در اینجا صرفاً به معنای عاملیت سیاسی مستقیم یعنی رأی دادن، به خیابان آمدن یا سازماندهی کردن نیست. عاملیت، به معنایی بنیادی‌تر، همان تجربه‌ی انسانی «من می‌توانم» است؛ این احساس که من می‌توانم در جهان اجتماعی اثر بگذارم و صرفاً تماشاگر نیستم.

🔸 آنچه استبداد در بلندمدت هدف می‌گیرد، نه فقط بدن‌ها و فضاهای عمومی، بلکه همین تجربه‌ی درونی فاعلیت است. پس از موج‌های سرکوب، یکی از اهداف ضمنی ساختارهای اقتدارگرا القای این پیام است که «شما هیچ کاره‌اید».

🔸 اگر این پیام درونی شود، جامعه به مجموعه‌ای از افراد پراکنده تبدیل می‌شود که هرکدام در جزیره‌ی خود گرفتار ترس، خستگی و بدگمانی‌اند. نتیجه فقط سکوت سیاسی نیست؛ یخ‌زدگی اجتماعی است: سرد شدن روابط، قطع شدن پیوندها، و از دست رفتن ظرفیت جمعی برای بازسازی.

ـــــــــــــــــــــــ
برای مطالعه متن کامل کلیک کنید یا Instant View را در پایین پست لمس کنید.

🆔 @hossein_dabbagh
🆔 @TheWorldasISee

Читать полностью…
Subscribe to a channel