58234
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
عفلانیت: نه پوپولیسم و خودفدارکارنمایی
محمد فاضلی
آقای #سقاب_اصفهانی که معاونت رئیسجمهور و مسئولیت بهینهسازی انرژی در کشور را دارند، در ایام اخیر، حرفهایی میزنند و مصاحبههایی میکنند که به شدت شائبه پوپولیسم عمیق و ریشهداری را زنده میکند؛ و از رویه عقلانی و کار کارشناسی به دور است.
ایشان و همکارانشان طرحی دارند که از تجربه گذشته و ساختار وابستگی به انرژی در کشور، مشخص است بر همه ابعاد زندگی ایرانیان اثر میگذارد. وقتی چنین طرحی در میان است، راه کارشناسی و عقلانیت این است:
یک. ایده خود را شفاف، مکتوب، با محاسبات و همه استدلالها، منتشر کنند یا حداقل به صورت نسخههای محدود در اختیار شمار زیادی از کارشناسان و متخصصان قرار دهند.
دو. فرصت گفتوگوی عمومی و نقد کارشناسی این طرح را فراهم کنند.
سه. در برابر نقدها به این طرح پاسخگو باشند و حداقل در محافل کارشناسی؛ و در نهایت در عرصه عمومی؛ به صورت روشن از طرح خود دفاع کنند؛ و به انبوه ابهامها درباره ابعاد ریز و درشت این طرح پاسخ دهند.
ایشان به عوض در پیش گرفتن چنین رویهای که با عقل کارشناسی سازگار است؛ نظرسنجی سه گزینهای در توییتر برگزار میکنند؛ مصاحبههایی برگزار میکنند که خود را فداکار ملت نشان میدهند و بیشتر #روضه_انرژی هستند تا بحث کارشناسی؛ چنان جلوه میدهند که انگار میخواهند آبروی خود را در کوتاهمدت فدای خوشبختی درازمدت مردم ایران کنند (#خودفدارکارنمایی)؛ رئیسجمهور را هم قهرمانی جلوه میدهند که با این فداکاری و روی میدان مین رفتن برای گشودن معبر خوشبختی همراه ایشان شده است.
این نوع رفتارها در ایران ما کمسابقه که نیست، بسی سابقهدار است. کم نبودهاند آنها که از این اداها درآوردهاند و خواستهاند راه خوشبختی را هموار کنند، حتی با نیتها خیر، و عاقبت مصیبت به بار آوردهاند. سلوک درست سیاستگذاری، تن دادن به قاعده عقلانیت است.
یک. متن مکتوب طرحی را که در نظر دارید، با همه محاسبات، ملاحظات، مراحل اجرایی، و سناریوهای محتمل منتشر کنید.
دو. مشخص کنید اعضای تیمی که این طرح را تهیه کرده و محاسبات آنرا انجام داده و مسئولیت آنرا میپذیرد چه کسانی هستند.
سه. فرایند کارشناسی-داوری این طرح چگونه است؟
چهار. نظرات منتقدان و کارشناسان در بررسی و نقد طرح را منتشر کنید.
پنج. جلسات کارشناسی با حضور منتقدان درباره این طرح برگزار کرده، حتی آنها را زنده پخش کنید، و اجازه دهید جامعه در جریان طرح، نقدهایش و پاسخهای شما قرار گیرد.
شش. نتیجه تعاملات کارشناسی با منتقدان را در قالب طرح جدید ارائه دهید.
هفت. فرایند گفتوگوی اجتماعی با جامعه را پیش از هر گونه غافلگیر کردن جامعه و به دور از هر گونه #هیجان_پوپولیسم و #خودفداکارنمایی طی کنید.
پینوشت: بیش از یک سال فرصت داشتهاید این کارهای عاقلانه را انجام دهید و تاکنون بروز و ظهوری از آنها دیده نشده است.
@fazeli_mohammad
👆طبق تبصره -3 ماده 27 «تولید اثر هنری بدون مجوز از نهادهای قانونی کشور، موجب شش ماه تا پنج سال محرومیت از فعالیت هنری و دو تا چهار برابر هزینههای تولید اثر خواهد بود» البته این بدان معنا نیست که مثلا «اگر شما در منزل یک نقاشی بکشید، بایستی قبلا از نهادهای قانونی کشور مجوز بگیرید»، اما نوع نگارش آنچنان غیرحرفهای است که امکان سوءاستفاده و توسعه مفهوم جرم را فراهم میکند. به همین سان است عبارت بسیار موسع «تحت حمایت یا اشراف یا هدایت یا آموزش یا راهبری کارگزار بیگانه» که میتوان هر چیزی را ذیل آن تفسیر مجرمانه کرد. آنچنان این دامنه گسترده است که توبهکردن بر جرم ناکرده نیز جرم باشد؛ مصحف حکم و حکومت، آیه رحمت ندارد؟
اجرای چنین طرحی و محدودیتهای رسانههای مستقل اینترنتی همچون «آزاد» طبقه واسط نخبگان فکری را کلا از میان بر میدارد و پیکار سیاسی را به غریزههای کور لایههای زرد اجتماع میبرد و توده را به همانجا میکشاند که در فجایع تلخ دیماه 1404 دیدیم. آنگاه که هنرمندان و روشنفکران شرافتمند را به بهانههای واهی از میدان به در کنید، راه برای همانهایی باز میشود که با تولید فیلمها و آثار هنری زرد و سیاهنمایی چهره ایران در جشنوارههای بینالمللی جایزه میگیرند. طبقهای از روشنفکران زرد و سلبریتیهای کمدانش با خودنمایی به قهرمانان پوشالی جوانان سادهدل تبدیل میشوند. نهایت کار روشن است؛ دشمنان فتنهای از «سرکشی» و «سلاح» بر میسازند و باز هم چهرهای غیرانسانی از ایران و جمهوری اسلامی رقم میزنید و در برابر افکار عمومی جهانیان توجیهگر جنگافروزیهای دشمنان میشوید. همین.
اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی!
دکتر #محسن_یزدانپناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آنرا مطرح و دنبال میکنند، خطرناک است و عواقب ناخوشایندی مثل آبان ۹۸ یا دیماه ۱۴۰۴ خواهد داشت.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/jcPunsWgbMc
محسن یزدانپناه از چند اصل در طراحی اصلاحات بنزین دفاع میکند: تدریجی و زمانمند بودن بدون شوک قیمتی؛ تفکیک بین انواع بنزین و انواع بازارهای مصرف بنزین؛ و توجه کردن به اثرات انرژی در کلیت اقتصاد ایران که بر اثر تحریمها حاصل شده و ممکن است بر اثر شوکدرمانی، به فاجعه اقتصادی منجر شود. وی راهکاری برای اصلاحات تدریجی و اثربخش قیمتی و غیرقیمتی ارائه میدهد.
#قیمت_بنزین #آبان_۹۸ #شوک_درمانی #شوک_قیمتی #بازار_بنزین #سهمیه_بنزین
@Irantalk_sn
⭕️ رسانۀ «آزاد» و حق گفتوگو
تفهیم اتهام به مهدی احمدی، مدیر رسانۀ «آزاد»، در دادسرا و منع انتشار برنامههای این رسانه تا اطلاع ثانوی، صرفنظر از این که از نظر حقوقی «توقیف» نامیده شود یا «منع فعالیت»، مسئلهای فراتر از سرنوشت یک رسانه و مدیرش را پیش میکشد: در شرایط کنونی ایران با فضاهای مستقل گفتوگو چه باید کرد؟
«آزاد» را نباید صرفاً رسانهای متعلق به یک جریان سیاسی دانست که بتوان با تأیید یا رد مواضع مطروحه از زبان میهمانان برنامههایش دربارهاش داوری کرد. اهمیت چنین رسانهای در کارکردی است که میتواند برای فضای عمومی داشته باشد: تمهید امکان گفتوگو میان دیدگاههایی که لزوماً همسو نیستند، طرح پرسشهایی که در رسانههای رسمی اصلاً مجال طرح نمییابند و تبدیل اختلافات سیاسی و اجتماعی به موضوع گفتوگوی علنی. «آزاد» به این معنا بخشی از زیرساخت گفتوگوی عمومی است. ارزش این زیرساخت نیز دقیقاً در شرایطی آشکار میشود که جامعه با شکافها و اختلافات عمیق روبهروست.
از همینجاست که مسئلۀ مجوز اهمیت پیدا میکند. چهبسا، بر اساس قوانین موجود، فعالیت رسانهای در قالبی مشخص نیازمند کسب مجوز باشد، اما پذیرش این امر به معنای پایان پرسش نیست. مسئله فقط اجرای قانون نیست. خودِ تناسب نظام مجوزمحور با واقعیت رسانههای اینترنتی نیز باید محل پرسش باشد. رسانۀ اینترنتی امروزه نه دقیقاً روزنامه است و نه شبکۀ رادیویی و تلویزیونی به معنای کلاسیک. بخش مهمی از گفتوگوی عمومی جامعه در پلتفرمهای دیجیتال شکل گرفته و میلیونها نفر اخبار و تحلیل و گفتوگو را از همین مسیر دریافت میکنند. آیا در چنین شرایطی اصلاً میتوان سازوکارهایی را که برای نظم رسانهایِ دورهای دیگر طراحی شدهاند بدون بازاندیشی بر این فضای جدید اِعمال کرد؟
حتی اگر پاسخ حقوقی به این پرسش مثبت باشد، باز مسئلۀ پیآمدهای اجتماعیاش باقی میماند. تحدید یک فضای گفتوگوی عمومی لزوماً اختلافات را از میان نمیبرد بلکه فقط محل بروزشان را تغییر میدهد. اختلافی که میتوانست در یک گفتوگوی علنی مطرح شود در غیاب چنین فضایی قطعاً به شبکههای بسته و غیرشفاف و شایعه و سوءظن منتقل میشود. جامعهای که امکان دیدن و شنیدن اختلافات خویش را در فضاهای عمومی از دست میدهد الزاماً جامعهای آرامتر نمیشود بلکه فقط اختلافاتش را کمتر در قالبی مشاهدهپذیر و بیشتر یه شکلی مستعد سوءتفاهم و افراط تجربه میکند.
برخورد با «آزاد» را از این منظر نمیتوان به یک تصمیم اداری یا قضایی تقلیل داد. مشکل عبارت است از تصمیمی سیاسی دربارۀ حدود تحمل قدرت در برابر جامعه. وقتی در جامعهای که با بحران اعتماد و شکافهای عمیق سیاسی و کاهش اعتبار رسانههای رسمی روبهروست یکی از مجاری گفتوگو بسته میشود، پیام سیاسیِ واضحی صادر شده است: با فضاهای گفتوگومحوری که خارج از سازوکارهای رسمی شکل گرفتهاند نمیتوان مدارا کرد. این رویکرد نه نشانۀ اقتدار بلکه نشانۀ ناتوانی ساختار قدرت در تحمل تکثر اجتماعی و گفتوگوی مستقل است.
اعتراض به برخورد با «آزاد» از همینجا آغاز میشود: جامعهای که حق پرسیدن و شنیدن و اختلافنظر را در فضای عمومی از دست بدهد، دیر یا زود اختلافات خود را در اَشکال دیگری بروز خواهد داد و مسئولیت پیآمدهای این انتقال را نمیتوان صرفاً بر دوش جامعه گذاشت. من و بسیارانی دیگر نمیخواهیم جامعه در چنین سراشیبِ فنایی بیفتد. قدرت نباید مجاری گفتوگو را ببندد. قدرت موظف است تحمل شنیدن صدای جامعه را بیاموزد. اگر همین حد محدود از مجراهای باقیمانده برای گفتوگو نیز امروز به نام قانون بسته شود، فردا شکافها بس عمیقتر از امروز خواهد شد. توقیف «آزاد» فقط افزودن دیواری دیگر میان جامعه و قدرت است.
🆔 @mmaljoo
دربارهی رسانهی آزاد و محدودیتهای اخیر اعمالشده بر آن
همانطور که میدانیم یکی از ویژگیهای بارز جامعهی ایرانی، وجود نگرشهای بسیار متفاوت، در همهی حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن است. این تفاوتها در حدی است که شاید مناسبتر است بهجای واژهی تفاوت از واژهی تضاد استفاده کنیم. بدون تردید این میزان از تضاد آن هم در «بنیانهای نگرشی» و آن هم در قشرهای مؤثر جامعه، مانعی جدی نهتنها برای توسعهی بلندمدت، بلکه برای عبور از بحران سختی است که در آن قرار گرفتهایم و سمی مهلک برای آیندهی این سرزمین محسوب میشود.
نگاههای متضاد در مورد منشاء حکومت، نقش و جایگاه مردم، درجهی آزادی و اختیار مردم در انتخاب سبک زندگی، سیاست خارجی، نقش و جایگاه دولت در اقتصاد و میزان آزادی مردم در کسبوکارها و غیره، میتوانند مثالهایی از مشکل ذکرشده باشند.
یکی از راهحلهایی که برای باریکتر کردن شکافهای بزرگ فکری موجود در جامعه وجود دارد، گفتگو است. بدیهی است در نبود گفتگو، راهحلها بهسمت حذف مبتنی بر زورِ انواع انتخاب شدهای از این گفتمانها حرکت خواهد کرد که جدای از نادرست بودن، تجربهی تاریخی نشان داده است حداقل در مورد جامعهی ایرانی، کارساز نیست.
حال باید دید که این گفتگو، آیا خودبهخود شکل میگیرد و راه خود را در مسیری سازنده پیدا میکند، یا نیاز به نهادهایی دارد که بهعنوان یک تخصص، بتوانند چنین رسالت مهمی را بر عهده گیرند. تجربیات متعدد در موضوعات مختلف نشان میدهد که متأسفانه، وقتی نگرشهای متضاد، بدون یک واسطهی نهادی، در مقابل یکدیگر قرار میگیرند، بهسرعت به دام دشنامگویی و تخریب میافتند که نتیجهی آن، نهتنها حل مسألهی مورد مناقشه نیست، بلکه مسائل جدیدی را هم بهوجود میآورد و چهرهی شخصیتهایی که مدتها مرجعیت فکری در جامعه داشتهاند را خدشهدار میکند.
بهنظر من، رسانهی آزاد توانست نقش یک نهاد واسط سازنده را در برقراری گفتگو میان تفکرات متقابل یا بعضاً متضاد ایفا کند و به افرادی که از یک دیدگاه مشخص در زمینهای مشخص، دفاع میکنند، فرصت دهد که با حفظ کامل احترام و بدون هرگونه سانسور و محدودیت غیرحرفهای، مواجههی مسالمتآمیز با گفتمان رقیب خود را تمرین کنند.
اگر مقدمهی تحلیلی که ذکر شد و ضرورت کلیدیِ راهاندازی گفتگوهای مسالمتآمیز و بدون خشونت کلامی مورد پذیرش باشد، آنگاه لازم خواهد بود که از به راه افتادن رسانههایی که رسالت خود را گفتگو میان اندیشههای رقیب تعریف کردهاند، استقبال کنیم. بدیهی است شکلگیری چنین پدیدهای، تا رسیدن به بلوغ و توانمندی حرفهای مطلوب، همراه با خطاهایی هم خواهد بود. اینک که ابتکاری داوطلبانه در قالب رسانهی آزاد منجر به شکلگیری چنین نهادی شده است، چقدر خوب است که دولت و سایر نهادها، نشان دهند که از این پدیده استقبال میکنند و به شکلگیری گفتگو میان اندیشههای رقیب بهعنوان اقدامی در جهت توسعهی کشور، نهتنها اهمیت میدهند بلکه این کار برایشان اولویت راهبردی دارد و نقش خود را به دادن تذکرات سازنده در مسیر ادامهی فعالیت و توسعهی آن محدود میکنند.
بهعنوان کسی که بنابه دلایلی که جای توضیح آن اینجا نیست، سالها از مناظره اجتناب میکردم، وقتی با استدلالها و البته اصرار این رسانه مواجه شدم، تصمیم گرفتم خیلی محدود، این کار را تجربه کنم که بهنظر میرسد تجربهی مفیدی بود.
امیدوارم، رسانهی آزاد بتواند بهزودی و با رفع مشکل پیشآمده، به عرصهی فعالیت رسانهای گفتگومحور بازگردد و به ایفای نقش سازندهی خود ادامه دهد.
امیر کرمانی اقتصاددان ایرانی دانشگاه برکلی، از راهکارهای مختلف برای سامان دادن به مالیه دولت و رفع بحران اقتصادی میگوید.
https://youtu.be/SMohF2IjMEI
خرید خدمت سربازی یکی از راهکارهای پیشنهادی اوست.
#خدمت_سربازی #امیر_کرمانی
@Irantalk_sn
تصمیم کُبرایِ حاکمان ایران: جنگ، انرژی و اصلاحات اقتصادی
مهمترین بخش این گفتوگو به مسأله انرژی در ایران میپردازد. امیر کرمانی – اقتصاددان ایرانی دانشگاه برکلی در کالیفرنیا - از ضرورتهایی میگوید که به دلیل دههها تأخیر در اصلاحات اقتصادی پدید آمدهاند و به وضعیت وخیمی رسیدهاند. وی عمیقاً نسبت به چیزی که میتوان آنرا به صورت استعاری #روز_صفر_انرژی خواند هشدار داده و برای آن راهحل ارائه میکند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/SMohF2IjMEI
اما بخش مهمی از این گفتوگو هم درباره جنگ آمریکا علیه ایران و راهحلی است که در سایه تحولات ژئوپلتیک اخیر بروز کرده است. امیر کرمانی تحولات تنگه هرمز را در کنار مثلث ایران، آمریکا و چین، راهحلی برای مدیریت مناقشه دیرینه بین ایران و آمریکا میداند.
امیر کرمانی همچنین از تصمیم کبرایِ حاکمان ایران میگوید، تصمیم برای آن که در بیست سال آینده اولویت را به توسعه اقتصادی ایران بدهند یا ندهند.
#امیر_کرمانی #تنگه_هرمز #بدهی_سیاسی #ایران_و_آمریکا #اصلاحات_انرژی #انرژی_خورشیدی #تصمیم_کبری
@Irantalk_sn
برای اجرای طرح مقابله با نفوذ مصوب مجلس چند سامانه استعلام جدید باید تشکیل شود:
سامانه «ساکت»
سامانه ارزیابی کلاسها و تعلیمات
برای هر دوره حضوری، آنلاین و احتمالاً در آینده آموزش آشپزی به اعضای خانواده.
سامانه «جُرم»
جستوجو و رصد مطالبات
برای بررسی پیشنهادهای مردم و تشخیص اینکه کدام پیشنهاد قابلیت ارتقا به پرونده امنیتی دارد
سامانه «مباد»: سامانه مدیریت بورس و اپلای دانشگاهی
اسمش هم از همان ابتدا تکلیف متقاضی را روشن میکند: «مبادا اپلای کنی!»
ورژن دیگر آن سامانه «بِمان»
بررسی مجوز اپلای و نامنویسی
برای بررسی درخواست اپلای، پذیرش و بورس دانشگاههای خارجی
سامانه «بیگانه»: بررسی یکپارچه گفتوگوها و ارتباطات نامطمئن همگانی
برای هرگونه ارتباط با شخص خارجی در فضای مجازی.
سامانه «نَرو»
نظام رصد ورود به نمایندگیهای خارجی
برای صدور مجوز مراجعه به سفارتخانهها در داخل و خارج کشور
سامانه «اعتراف»
اعلام عمومی تعاملات، روابط و ارتباطات فرامرزی
برای ثبت داوطلبانه تمام کارهایی که قبل از تأسیس سامانه انجام دادهاید و آن زمان نمیدانستید روزی سامانهای برایشان ساخته خواهد شد.
فرهنگ رجایی، استاد علوم سیاسی و متفکر حوزه هویت و تمدن، با تمرکز بر مفاهیمی چون «انسانورزی» و «بازیگری»، به بازتعریف نقش ایرانیان در جهان معاصر میپردازد.
آثار او پلی میان سنت ایرانی، اندیشه جهانی و امکان کنش آگاهانه در دنیای امروز است.
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=1tdDFwoJ6I0&list=PLHrfBDxbt9ro
سایت انگلیسی:
https://artebox.org/rajaee-01
سایت فارسی:
https://artebox.ir/Artist/Intro/2167/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
اینجا کانال یوتیوب سهند ایرانمهر است؛ جایی برای مکث، فکر کردن و دوباره نگاه کردن به چیزهایی که هر روز از کنارشان میگذریم.
در این کانال درباره ادبیات، تاریخ، جامعه، سیاست و فرهنگ حرف میزنیم؛ اما با یک تفاوت که گذشته را فقط برای گذشته نمیخوانیم. گاهی برای فهمیدن یک مسئله امروز، باید سراغ متنی رفت که چند قرن پیش نوشته شده است؛ از سعدی، حافظ، بیهقی و فردوسی تا نویسندگان و متفکران جهان معاصر.
تلاش این کانال، پیدا کردن پیوند میان متنهای کلاسیک و مسائل امروز است؛ میان ادبیات و زندگی اجتماعی، تاریخ و سیاست، تجربه انسان گذشته و پرسشهای انسان امروز.
اینجا قرار نیست همیشه جوابهای آماده بگیریم. قرار است بعضی چیزها را دوباره ببینیم، درباره باورهای قطعیمان تردید کنیم و سؤالهای دقیقتری بپرسیم.
اگر به ادبیات، تاریخ، جامعه و ایدههایی که پشت خبرها و اتفاقات روز پنهاناند علاقه دارید، خوش آمدید.
دیدن نخستین ویدیوی کانال:
نظریه شکست در جنگ با آمریکا
دیاکو حسینی محقق روابط بینالملل معتقد است برای پیروزی بلندمدت در جنگ باید #نظریه_شکست داشته باشید. اگر نظریه شکست نداشته باشید، هر پیروزی کوتاهمدت میتواند زمینهساز شکست بلندمدت باشد. وی رهبران ایران را به تأمل در نظریه شکست دعوت میکند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/uv1xdBPABTc
دیاکو حسینی راهبردهایی برای تبدیل موفقیت نظامی به پیروزی بلندمدت سیاسی، شیوه مواجه شدن با مسأله تنگه هرمز، و علائق آمریکا در زمینههای هستهای و حاکمیت بر تنگههای دریایی را در این گفتوگو مطرح میکند که همگی اهمیت راهبردی دارند.
#دیاکو_حسینی #تنگه_هرمز #نظریه_پیروزی
@Irantalk_sn
دو شأن جداگانه
پیامبر ما محمد که درود خدا بر او باد، دو نقش بزرگ در تاريخ ایفا کرد.
نقش نخست او پیامبرانه بود. او تجربهٔ عمیق معنوی خود از وحدانیت خداوند و عالم هستی و حیات اخروی و راه سعادت بشر را به صورت یک جهانبینی در قالب آیاتی معطوف به حسن رفتار و اخلاق فردی و جمعی نوع انسان ارائه کرد تا برای همیشه راهنمای رهجویان باشد.
نقش دوم او رهبری سیاسی یک جامعهٔ کوچک بود که از راه یک توافق توسط مردم مدینه به او واگذار شد و از شأن پیامبرانهٔ او ماهیتی جدا داشت.
محمد ۱۳ سال در زادگاه خود مکه، فقط پیامبر بود و از قوم خود اذیت و آزار بسیار دید.
۱۰ سال آخر زندگانی پیامبر ما علاوه بر رسالت پیامبری، رهبری سیاسی مردم یثرب بود که به مدينه یعنی شهر یا مرکزی از مدنیت و قانونمندی در برابر توحش و بیقانونی تغییر نامش داد.
پیامبر رهبر سیاسی بسیار کاردان و واقعبین و توانایی بود. به مقتضای امر سیاست به وقت لازم، قرارداد بست، جنگید، صلح کرد، بخشید، سخت گرفت، عقبنشینی کرد و به پیش رفت.
رسالت پیامبری، انسان را "بدانگونه که باید باشد" خطاب قرار میدهد، اما رهبری سیاسی انسان را "بدانگونه که هست" اداره میکند.
از این رو پیامهای پیامبرانهٔ محمد میراثی فراتاریخی و همیشگی است و رهبری سیاسی او تابع ماهیت متغیر و متحول شرایط روز است و همهٔ بغرنجیها و تراژدیها و انعطافپذیریهای لازمهٔ امور نسبی را با خود دارد.
پیامبر ما امر سیاسی را حقیقتی از پیش مکشوف و متعین نمیبیند، آن را به شور میگذارد و از طریق مشورت با اهل مدینه تصمیم میگیرد.
کسانی از باورمندان و یا بیباوران به آیین محمد توان تفکیک بین این دو نقش را ندارند و از همین رو در فهم کار سترگ او دچار بدفهمی میشوند.
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad
دستکاری کردن جامعه ممنوع!
محمدرضا جوادی یگانه استاد جامعهشناسی در دانشگاه تهران است و شمار زیادی از پژوهشهای اجتماعی مفصل درباره جامعه ایرانی انجام داده است. وی اعتقاد دارد که بخش زیادی از مسائل اجتماعی ایران محصول دستکاری کردن جامعه توسط حکومت است. وی حتی انقلاب اسلامی ایران سال ۱۳۵۷ را هم محصول همین دستکاری حکومت میداند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/t1VMLEgrdKU
ایشان معتقد است اگر جامعه توسط حکومت دستکاری نشود، به تدریج نیروهای اجتماعی میتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و جامعه به ثبات و امنیت خاص خود برسد.
#جوادی_یگانه #جامعه_شناسی #هویت_اجتماعی #مسأله_حجاب #زندگی_اجتماعی
@Irantalk_sn
ایران را چه کنیم؟ روش حل مسائل ایران
میلاد منشیپور بیشتر به فعال اقتصاد و بنیانگذاری شرکت #تپسی شناخته شده است، اما سابقه چندین سال فعالیت در شرکتهای بینالمللی مشاوره مدیریت بزرگ را هم دارد. او در این گفتوگو توضیح میدهد که با چه روشی و بر اساس چه مراحلی میتوان مسأله ایران امروز را بررسی و طرحی برای حل مسأله ارائه کرد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/7SFaiwGRq6U
میلاد منشیپور از نبودن سازوکارهای مؤثر تصمیمگیری، فقدان اجماع، نبودن تناسب اختیار و مسئولیت، و بالاخص فقدان چشمانداز راهبردی و متعهد نبودن به بایدها و نبایدهای تحقق چشمانداز در ایران میگوید و سازوکارهای مرتبط با آنها را تشریح میکند.
#میلاد_منشی_پور #مسأله_ایران #امنیت_ملی #چشم_انداز_ایران #توسعه_ایران
@Irantalk_sn
در مدرسه چه خبر است؟
یکی از مباحثی که در گفتوگو با #نوید_کلهرودی مطرح شد، تحولات در مدرسه و آموزش است. گفتوگویی که در آن وضعیت جوانان و نوجوانان و نسبت آنها با ایران امروز بررسی شد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/uTgpuFA6Iq8
#نوید_کلهرودی #نسل_زد #دهه_هشتادی #دهه_هفتادی
@Irantalk_sn
گفتوگوهای حیاتی
محمد فاضلی
برای جامعهای که تجربه خونین و فاجعهبار #آبان_۹۸ را دارد، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است.
برای جامعهای که وضعیت #ناترازی_انرژی در آن به مرز حیات و ممات رسیده است، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است.
گفتوگو با دکتر #محسن_یزدان_پناه اقتصاددان که در رسانه ایرانتاک با عنوان «اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی» منتشر شد؛ تلاشی بود برای باز کردن باب گفتوگو درباره طرحی که برخی در دولت دنبال میکنند، نقد آن و نشان دادن عواقبش.
دیدن اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی
هر طرحی قابل نقد است؛ از جمله طرح فعلی دولت؛ و هر نقدی هم قابل نقد است، از جمله نقدهایی که محسن یزدانپناه بر طرح فعلی وارد میکند. مهم این است که برای هر مسأله بدخیم و پیچیدهای – نظیر انرژی در ایران امروز – راهی بهتر از شفافیت سیاستی، گفتوگوی اجتماعی، و اجماعسازی اجتماعی و سیاسی بر سر بهترین راهحلها وجود ندارد.
همه علاقمندان مبحث سیاست انرژی و مباحثات درباره اصلاحات قیمتی و غیرقیمتی در بنزین و سایر حاملهای انرژی را میتوان به دیدن این گفتوگو و ورود در مباحثه اجتماعی درباره آن دعوت کرد. این گفتوگوها، گفتوگوهای حیاتی هستند.
@fazeli_mohammad
سیاه نمایی ایران
کیومرث اشتریان
شرق یکم شهریور ۱۴۰۵
در روزهای گذشته برنامه اینترنتی آزاد با محدودیتهای قضائی مواجه شد و همزمان طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفت که به طرز شگفتآوری محدودیتهای بیوجهی برای فعالیتهای علمی کشور پدید میآورد. گویی محدودیت نقد سیاسی به محدودیتهای نقد سیاستی ارتقا پیدا کرده است. این محدودیتها نظام فکری، دانشگاهی و تولید علم را مختل میکند؛ نظام سیاستگذاری را از موهبت نقد خبرگی محروم میکند؛ حرص و کینه فراوان میآفریند؛ پیکار سیاسی را به پایینترین و بیپرواترین لایههای اجتماعی میکشاند؛ مبارزان سیاسی زرد تولید میکند و میتواند به بخشی از پروژه «غیرانسانی جلوهدادن ایران» (سیاه نمایی ایران) در سطح بینالملل تبدیل شود.
برخی رسانه های خارجی که یا مستقیما وابسته به قدرتهای سرمایهداریاند یا به طور غیرمستقیم و از روی نژادپرستی فرهنگی در خدمت قدرتهای جنگطلباند، در حال شکلدادن به نوعی چارچوب رواییاند که میتوان آن را با مفهوم «غیرانسانیسازی ایران و جمهوری اسلامی» (dehumanization) تحلیل کرد. منظور از غیرانسانیسازی صرفا ارائه تصویری منفی از ایران نیست؛ بلکه فرایندی است که در آن یک ملت یا جامعه بهگونهای بازنمایی میشود که رنج، حقوق، زندگی و کرامت اعضای آن در افکار عمومی جهانی کماهمیت یا فاقد ارزش اخلاقی جلوه کند تا خشونت علیه آنان توجیه شود؛ در اینجا تفکیک رژیم سیاسی از مردم و ایران مقدور نیست. معمولا پیش از آغاز هر جنگی این پروژه از سوی آمریکا و اسرائیل دنبال میشود مثلا ادعاهای مربوط به داشتن سلاحهای کشتارجمعی صدام یا پوشش خبری گسترده از حمله حماس به اسرائیل از این سنخ بود. در رابطه با ایران بزرگنمایی شمار کشتهشدگان اعتراضات سال گذشته به 50 هزار نفر نیز چهرهای غیرانسانی از جمهوری اسلامی نشان داد تا حمله تجاوزکاران به آن مشروع شمرده شود. این، توهم توطئه نیست و با بررسی ادبیات و واژگان کلیدی به کار گرفتهشده، شمار پوشش اخبار و شواهد آماری دیگری قابل تأیید است. این پروژه از دو سو تغذیه میشود؛ یکی از سوی برخی کارگزاران فارسیزبان رسانههای خارجی و از دیگر سو اقداماتی که در داخل صورت میگیرد و برای این پروژه خوراک تبلیغاتی فراهم میشود: آنگاه که رسانهای اینترنتی که امکان گفتوگوی آزاد نخبگان ایرانی و عرصهای عمومی برای نقد و بررسی سیاستها را فراهم کرده، با محدودیت مواجه میشود و آنگاه که به نام مبارزه با نفوذ، نظام دانشگاهی تخریب میشود؛ در واقع خواسته یا ناخواسته بخشی از پروژه بازنمایی غیرانسانی ایران به انجام میرسد.
ببینید در این طرح چه کردهاند؟
آنگاه که قاضی حکمی صادر میکند، میتواند مستند قانونی مورد نظر را به شقوق مختلفی تقسیم کند و برای هر یک حکم صادر کند. بنابراین تقطیع حقوقی آن ماده، به ویژه اگر آن ماده طولانی باشد، ضروری است. یک تقطیع منطقی مستخرج از ماده 17 طرح (از نسخهای که در سایت خانه ملت آمده است) چنین است: «هرکس (با علم به اینکه؟) تحت آموزش و... کارگزار بیگانه پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی پیشنهاد دهد که منجر به مخدوششدن اعتماد مردم شود یا آرای مردم را به نفع گروه یا جریان خاصی جهتدهی کند، به حبس درجه یک تا ۳۰ سال محکوم میگردد».
«اصل قانونیبودن جرم و مجازات» یک بنیاد حقوقی است که برای جلوگیری از مجرمسازی گسترده مردمان وضع شده است. طرح مزبور این اصل عمومی در نظامات حقوقی را نقض میکند و بنای فرّخ قانون را به مخروبه مشئوم بدل میسازد. یعنی برای ضابط این امکان فراهم است که به صورت موسع هرگونه سخنی را در این چارچوب قرار دهد و دست قاضی باز است تا هر تفسیری را از متن سخنان و پیشنهادات کارشناسان و دانشگاهیان برگیرد و دامنهای وسیع تا 30 سال زندان! را به عنوان مجازات تعیین کند. چنین تفسیرهای موسعی از جرم و مجازات و «مجرمانگاری» مردمان آنان را به سرکشی وادار میکند تا جایی که بگویند: «من ننگ را شکستم، وز عار توبه کردم».
همچنین است بند3-7 که «تدوین یا نشر کتاب و مجله و مقاله یا ارائه گزارش یا اطلاعات یا آمار یا اخذ بورسیه یا کمكهزینههای تحصیلی و فرصتهای مطالعاتی یا هر گونه همکاری علمی و دانشگاهی دیگر»، عملا دامنهای وسیع را دربر میگیرد. بگذریم از اینکه شمار جاسوس و نفوذی در دستگاههای دیگر عبرتآموز است و در این میان مگر سهم فعالیتهای علمی چقدر است که چنین محدودیتهایی برساخته شده است؟ البته باید با آن دسته از مفسران و فعالان رسانهای در داخل وخارج که با سخنان زهرآگین خود از متجاوزان دعوت به حمله به ایران کردهاند، فاصله روشنی داشت. در دو جنگ اخیر پرشمار متفکران و دانشگاهیان و هنرمندان را دیدیم که در صف ملت قرار گرفتند. اما چنین متن تفسیربردار و چنین مجازات کشداری با هیچ منطق حقوقی، سیاسی، اجتماعی جور درنمیآید. ادامه 👇
در باره احتمال توقیف رسانه اینترنتی آزاد
توقیف رسانه اینترنتی آزاد تحول مهمی در جهت معکوس است. عقب گردی است که انتظار آن نمیرفت. نشانهای است که گویا حاکی از ارادهای در جهت مقابله با اراده جامعه برای گفتگو در درون خود است. بستن این رسانه گفتگو محور در حکم به چالش کشیدن ظرفیتی است که جامعه نشان داد که برای گفتگو و مفاهمه برای ارتقای درک متقابل و پشت سر گذاشتن "بحران گفتگو در ایران" دارد. اینکه جامعه نشان داد که چنین ظرفیتی دارد، بسیار موجب امیدواری شده بود. نمایش چنین ظرفیتی در شرایطی که جامعه از شکافهای عمیق متعددی در رنج است، امیدبخش بود. وجود شکافهایی بین حکومت و بخشی از جامعه، بین طیفهای مختلف سیاسی، اعم از طرفدار و منتقد حکومت، بین اصلاح طلب و برانداز، شکافهای بین نسلی و شکاف دینی – غیردینی و حتی شکافهای جدی در صفوف حکومت مطلقا قابل انکار نیستند و رسانههای رسمی نشان دادهاند که مجالی برای گفتگو بین حاملان دیدگاههای مختلف و ایجاد امکان حضور آنها در فضای مشترکی به نام ایران فراهم نمیکنند.
در شرایطی که گروههای اینترنتی معمولا افراد همفکر را کنار هم جمع میکنند و خود از عوامل قطبی شدن جامعه و عمیقتر و گستردهتر شدن شکافها هستند، رسانههای اینترنتی گفتگو محور مثل "آزاد" طی این چند سال کوشیدند تا حاملان دیدگاههای مختلف و مخالف را کنار هم بنشانند و آنها را تشویق به تلاش برای درک یکدیگر یا حداقل اطلاع دست اول از دیدگاههای یکدیگر کنند. بسیار مهم است که طیفهای مختلف و متفاوت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گفتگو را تمرین کنند و مهارت لازم برای شنیدن نقطه نظرات مخالف را به دست آورند. تجربه بشری نشان داده است که جوامعی که گفتگو در آنها ممکن بوده و نهادینه شده، توانستهاند با ارائه اطلاعات درست و ایجاد امکان گفتگو مانع شایعه و قطبیت شوند و جامعهای باثباتتر داشته باشند و بخش بیشتری از انرژی و توان خود را در جهت توسعه کشور و رفاه مردم بکار گیرند.
جامعه ما در دوره معاصر مقاطع سرنوشت سازی را از سرگذارنده و هر بار قبل از اینکه بتواند گفتگو را نهادینه کند، با توقف ناگهانی گفتگو مواجه شده است. این جامعه که امروز با شماری بحران جدی مواجه است، بیش از هر زمان دیگر به گفتگو و ایجاد سازوکارهای لازم برای مدیریت اختلافات نیاز دارد. در چنین شرایطی یکی از رسانههایی که ماموریت خود را بسط و توسعه گفتگو در جامعه تعریف کردهاست، نباید متوقف شود. اگر "آزاد" مرتکب خطائی نیز شده باشد، راه آن پاسخ دادن و ارائه توضیح است. بستن رسانه هیچگاه دوای هیچ دردی نبوده است.
کوروش احمدی
/channel/covid_policy_dip
#محمود_صدری، جامعهشناس ایرانی ساکن آمریکا، از نشنیده ماندن صدای ایران در آمریکا میگوید و بر ضرورت دیپلماسی عمومی مؤثر تأکید میکند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/G5WkWgwBKIM
@irantalk_sn
آمریکا از درون: جامعهشناسی مناقشه ایران و آمریکا
دکتر #محمود_صدری جامعهشناس ایرانی ساکن آمریکا که پنجاه سال تجربه زیستن و تحقیق و تدریس در جامعه و دانشگاه آمریکایی را دارد، از ویژگیهای درونی جامعه آمریکا، نقش جریانهای سیاسی، جریانهای تندروی مذهبی و نیروهای اجتماعی جامعه آمریکا در سیاست این کشور در قبال ایران میگوید.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/G5WkWgwBKIM
محمود صدری معتقد است تضاد منافع ساختاری غیرقابل حل در روابط ایران و آمریکا وجود ندارد و میتوان با رفتار معقولتر و کمی خوشاقبالی تاریخی، روابط ایران و آمریکا را بهبود داد. وی معتقد است رفتارهایی که مشهور به تندروی هستند، هیچ نفعی برای منافع ملی ایران ندارند و فقط گفتمان تندروهای ضدایرانی را در آمریکا تقویت میکنند. در ضمن وی معتقد است ایران به شدت از نداشتن دیپلماسی عمومی مناسب و فقدان صدا در جامعه و سیاست آمریکا رنج میبرد، به گونهای که ایرانستیزی برای همگان در آمریکا بیهزینه است.
#محمود_صدری #اشغال_سفارت_آمریکا #ایران_ستیزی #آمریکا_ستیزی #لابی_اسرائیل
@Irantalk_sn
🔵 #معرفی_کتاب
📘انتشار کتاب جدید | یادگیری ماشین و هوش مصنوعی: مفاهیم، الگوریتمها و کاربردها در صنعت آب و فاضلاب
صنعت آب و فاضلاب با چالش فزاینده کمیابی فیزیکی و اقتصادی منابع آب مواجه است؛ شرایطی که مدیریت هوشمندتر عرضه و تقاضای آب را بیش از هر زمان دیگری ضروری کرده است.
هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به ابزاری قدرتمند برای مواجهه با این چالشهاست؛ از پیشبینی تقاضا و شناسایی نشت تا نگهداری پیشبینانه، بهینهسازی شبکه و بازیابی منابع.
این کتاب با هدف ایجاد پلی میان هوش مصنوعی و نیازهای واقعی صنعت آب و فاضلاب، مفاهیم، الگوریتمها و کاربردهای یادگیری ماشین و هوش مصنوعی را به زبانی روشن و قابلفهم ارائه میکند.
✍ نویسندگان:
۱. محمدجواد عبدی
۲. سیدحسین سجادیفر
۳. زهرا مطلبی خوبانی
۴. اسدالله یوسفی
۵. مجید کلانتری
ویراستار : محمد طلائی
امیدوارم این کتاب بتواند به گسترش گفتوگوها و پژوهشها درباره تحول مبتنی بر هوش مصنوعی، مدیریت هوشمند آب و آینده صنعت آب و فاضلاب کمک کند. مطالعه این کتاب برای سایر علاقهمندان به یادگیری ماشین و هوش مصنوعی نیز توصیه میشود.
#یادگیری_ماشین
#هوش_مصنوعی
#آب_و_فاضلاب
#آب_هوشمند
#تحول_دیجیتال
#اقتصاد_آب
🔻لینک دانلود رایگان کتاب
/channel/econviews/17162
تخت گاز سر پیچ
▪️اگر طرح مجلس برای مقابله با نفوذ را که فعلاً فقط کلیاتش در صحن تصویب شده است نخواندهاید، پیشنهاد میکنم نخوانید؛ سرتان سوت میکشد. البته اگر معیارهای خود طرح را علیه خودش به کار بگیریم، همین طرح چون میتواند به ناامیدی مردم از اصلاح امور و کاهش اعتماد عمومی دامن بزند، میتواند تا ۳۰ سال زندان داشته باشد! بستگی دارد چه کسی تفسیر کند! شما خودتان این منطق را تا انتهای متن ادامه دهید.
▫️عجیبتر آنکه در این طرح، «خارج» به یک وصف کیفری بالقوه تبدیل شده است. خبرنگار برای مصاحبه، استاد دانشگاه برای مقاله،انویسنده برای کتاب، هنرمند برای ساخت فیلم و تئاتر و موسیقی، اندیشکده برای انتشار گزارش و حتی شهروند برای فرستادن یک عکس، باید ابتدا بپرسند: «ببخشید، کدوم سامانه باید برم؟»
▪️مشکل فقط گستردگی دایره ممنوعیتها نیست؛ واژهها نیز از معنای روشن خود خارج شدهاند. عباراتی مانند «هرگونه ارتباط»، «هرگونه داده»، «چهره سیاه از ایران»، «ناسازگار با فرهنگ ایرانی»، «کاهش اعتماد عمومی» و «مغایر سیاستهای کلی»، وقتی کنار یکدیگر قرار میگیرند، بهجای تعیین مرز جرم، مرز جرم را به تشخیص کسی واگذار میکنند که میخواهد جرمانگاری کند.
هرقدر واژهها کشدارتر باشند، فاصله نقد تا جرم کوتاهتر میشود. با چنین ادبیاتی، مرز میان «نقد وضعیت کشور» و «سیاهنمایی»، میان «همکاری علمی» و «ارتباط با بیگانه» و میان «اطلاعرسانی» و «ارسال داده» قابل تفکیک نیست.
▫️مثلاً اگر نمایندهای پشت تریبون مجلس بگوید شرایط کشور خوب نیست، آیا سخنش نقد است یا اقدامی که اعتماد عمومی را کاهش میدهد؟ اگر یک اندیشکده که اساس کارش تدوین گزارشهای سیاستی است، یا دستیار و مشاور که کارش جمع بندی ای مدل گزارشهاست، گزارشی درباره ناکارآمدی یک سیاست منتشر کند، دقیقاً از کجا باید مطمئن شود که گزارشش «سیاهنمایی» تلقی نمیشود؟ اگر یک مرکز افکارسنجی نتیجه نظرسنجی خود را منتشر کند و اعدادش مطابق میل مسئولان نباشد، آیا در حال سنجش افکار عمومی است یا کاهش اعتماد عمومی؟ اگر پژوهشگری دادهای را برای همکار خارجی خود بفرستد، همکاری علمی کرده یا «اطلاعات و آمار» در اختیار تبعه خارجی گذاشته است؟
▪️البته در بخشهایی از طرح، تحقق جرم به اثبات هدایت، حمایت یا ارتباط خارجی مشروط شده است؛ اما وقتی خود این مفاهیم نیز تعریف روشن و محدودی ندارند، مسئله حل نمیشود، فقط یک ابهام به ابهام قبلی اضافه میشود. قانون قرار است تکلیف شهروند را پیش از انجام عمل روشن کند، نه اینکه پس از انجام آن، تازه معلوم شود رفتار او ذیل کدام تفسیر قرار میگیرد.
▫️در یک کلام، این طرح مصداق تختگاز رفتن سر پیچ با ماشینی است که هنوز تعمیرش کامل نشده؛ محورهای جلو و عقبش کج است، موتور تازه تعمیر شده و باید آببندی شود و لنتهایش هم گاهی میگیرند و گاهی نه. با این وضعیت فشار بیشتر به پدال گاز آنهم سر پیچ نتجهاش چه میشود؟
▪️مثلا همین نوشته اگر پس از تبدیلشدن طرح به قانون منتشر میشد، چه مجازاتی در انتظارش بود؟ واقعاً دردناک است که کشوری در میانه جنگ، در شرایطی که هنوز معلوم نیست یک ماه دیگر چه اتفاقی برایش رخ میدهد، با انواع ناترازیهای اقتصادی و اجتماعی و شدیدترین تحریمها و محاصرهها روبهرو باشد و همزمان، ناترازی در قانونگذاری و نظام تقنینی نیز به مشکلاتش اضافه شود.
▫️این از آن طبلهای بدصدایی است که صدایش بعدا در میآید.
▫️قصهای به نام ایران
@NarratingIran
حضرات محلسنشین! به مردم پیام نادرست ندهید. پیام طرح مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی بیگانه نباید این باشد که پس از هر جنگ، پاسخ حکومت به کاستیهای حفاظتی، محدود کردن جامعه است. مردم نباید احساس کنند که دولت به جای یافتن حفرههای واقعی نفوذ، سادهترین و کمهزینهترین هدف را انتخاب کرده و جامعه را زیر فشار گذاشته است. چنین پیامی اعتماد را تضعیف میکند و تضعیف اعتماد عمومی، خود یکی از جدیترین آسیبهای امنیت ملی است.
پس از جنگ، ایران به دولت نیرومند نیاز دارد، نه دولت هراسان؛ به جامعهای هوشیار نیاز دارد، نه جامعهای مظنون؛ به دانشگاهی متصل و قدرتمند نیاز دارد، نه دانشگاهی محصور؛ و به قانونی دقیق نیاز دارد، نه متنی که مرز ارتباط با جهان و همکاری با دشمن را مبهم کند.
آقایان مجلسنشین! راه مبارزه با نفوذ، انتقام گرفتن از جامعه نیست. جامعه ایران متهم اصلی رخنههای امنیتی نیست که پس از پایان جنگ باید با سوءظن، مجوز، سامانه، محرومیت و زندان تنبیه شود. نمیتوان کاستیهای حفاظتی را در ساختارهای رسمی نادیده گرفت و هزینه آن را از استاد دانشگاه، روزنامهنگار، هنرمند، پژوهشگر، دانشجو و شهروند عادی گرفت. این حل مسئله نیست. انتقال مسئولیت از نهادهایی است که وظیفه مستقیم حفاظت از کشور را بر عهده داشتهاند، به جامعهای که خود هدف جنگ و فشار دشمن بوده است.
بخش مهمی از آنچه پس از جنگ باید بررسی شود، درون خود نظام تصمیمگیری و امنیتی قرار دارد. نفوذ فقط تماس یک فرد با سفارتخانه یا همکاری یک پژوهشگر با دانشگاه خارجی نیست. نفوذ میتواند شناختی و ادراکی باشد. یعنی دشمن بتواند درک تصمیمگیران از واقعیت، اولویتها، تواناییهای خودی و نیت طرف مقابل را مختل کند، برآوردهای نادرست را تقویت کند یا دستگاهها را به سمت تهدیدهای فرعی بکشاند.
باید پرسید کدام خطاهای شناختی و محاسباتی، کدام ناهماهنگی میان دستگاهها، کدام دسترسیهای بیضابطه، کدام ضعفهای حفاظت اطلاعات و کدام حفرههای امنیتی و سایبری زمینه آسیبپذیری کشور را فراهم کردهاند. مقابله واقعی با نفوذ از پاسخ دادن به این پرسشهای دشوار آغاز میشود، نه از کنترل مصاحبههای دانشگاهیان و فعالیت فیلمسازان.
درست در چنین شرایطی باید میان عقل امنیتی و هراس امنیتی تفاوت گذاشت. عقل امنیتی تهدید را شناسایی، اولویتبندی و مهار میکند. هراس امنیتی مرزها را از بین میبرد و همهچیز را مشکوک میبیند. طرحی که میخواهد جاسوس را بگیرد اما ممکن است استاد دانشگاه، پژوهشگر، روزنامهنگار، فیلمساز و کارشناس سیاستگذاری را بترساند، از همان نقطه آغاز نیازمند بازنگری جدی است.
و یک نکته را باید صریح بگویم: وطندوستی فقط خواندن «ای ایران» نیست. «ای ایران» یعنی اعتماد به مردم ایران، حفاظت از جان و حقوق مردم ایران، حفظ دانشگاه و فرهنگ ایران، شنیدن کارشناسان ایران و پاسخگو کردن نهادهایی که مسئول حفاظت از ایران بودهاند. نمیشود «ای ایران» خواند و همزمان هزینه ضعفهای امنیتی را از جامعه ایران گرفت.
#دیاکو_حسینی در این گفتوگو از اهمیت داشتن #نظریه_شکست برای پیروز شدن در جنگ میگوید.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/uv1xdBPABTc
@Irantalk_sn
بازخوردها درباره مفهوم #نظریه_شکست که #دیاکو_حسینی در گفتوگو درباره جنگ آمریکا علیه ایران مطرح میکند، خیلی خوب بود. صورتبندی مفهومی و راهبردی نوینی داشت و به موضوعی حیاتی پرداخت. اگر شما هم دیدهاید، لطفا نظرتان را بنویسید.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/uv1xdBPABTc
یکی دو متن هم درباره آن نوشته شده است.
متن ۱
/channel/Karimipour_K/6156
متن ۲
/channel/Karimipour_K/6157
@fazeli_mohammad
این گفتوگو درباره جامعه ایران، چند ماه قبل ضبط شد ولی الان منتشر شده است.
https://youtu.be/j8SXmIuIoJ0?si=B3WvB_EDijQgovtI
راهبرد کلان امنیت ملی ایران: دفاع رو به جلو و محور مقاومت - بخش پنجم
پنجمین قسمت از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر، چگونگی تکوین و پیشرفت دکترین «دفاع رو به جلو» و شکلگیری «محور مقاومت» را ارائه میکند. ولی نصر نشان میدهد که چگونه «دفاع رو به جلو» و «محور مقاومت» بر اثر نیازهای امنیتی تهران و در واکنش به اقداماتی که آمریکا در منطقه و بالاخص در عراق انجام داد پدید آمدند. نصر کماکان بر واقعیت ژئوپلتیک اقدامات ایران و روکش و ظاهر ایدئولوژیک در خدمت واقعیت ژئوپلتیک تأکید میکند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/7ayXpU9kHsw
گفتوگو با ولی نصر، نویسنده کتاب هم در لینک زیر منتشر شده است.
https://youtu.be/rhvZRhvY-T4
#جنگ #اثرات_جنگ #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #امنیت_ملی #راهبرد_امنیت_ملی #ولی_نصر #محمد_فاضلی #بر_لبه_تنهایی #محور_مقاومت
@dirancast_official
مخاطبان عزیز آزاد،
این گفتوگو میان فواد ایزدی و ناصر هادیان را نباید صرفاً مناظرهای میان نمایندگان دو جریان فکری دانست.
ناصر هادیان، بهعنوان یکی از مهمترین چهرههایی که طی دههها در مذاکرات مسیر دو - Track II (غیررسمی) با آمریکا نقش داشته، و فواد ایزدی، بهعنوان یکی از مهمترین منتقدان رادیکال در بحث توافق با آمریکا، صرفا نماینده دو دیدگاه نیستند. آنها را باید ایدئولوگها و نظریهپردازان و البته فعالان دو رویکرد متضاد دانست؛ دو رویکردی که بخش مهمی از سیاست ایران در قبال آمریکا طی چند دهه گذشته در کشاکش میان آنها شکل گرفته و پیامدهای آن بر سرنوشت ایرانیان اثر گذاشته است.
این گفتوگو، از بحث درباره ریشههای تخاصم ایران و آمریکا آغاز میشود و به ارزیابی علل و اهداف آمریکا از آغاز جنگ، تغییرات احتمالی در سیاست آمریکا، راهحلهای پیشنهادی برای ایران و پیامدهای هر یک از این مسیرها میپردازد. از این منظر، آنچه مقابل دوربین میبینیم، نمونهای از همان گفتوگویی است که سالها در محافل سیاستی و پشت درهای بسته جریان داشته است.
این گفتوگوی ۴ ساعته، با وجود همه فراز و فرودهایش، تلاشی همدلانه است از سوی هر دو طرف برای ارائه استدلالها و شواهد لازم جهت تبیین دو نگاه و دو راهحل متفاوت.
از همه متخصصان و علاقهمندان دعوت میکنیم با نقد و داوری درباره دیدگاهها و استدلالهای ارائهشده، به ادامه و توسعه این گفتوگو کمک کنند.
نهایتا، این گفتوگو میتواند به سندی تاریخی از یکی از مهمترین اختلافات راهبردی در سیاست خارجی ایران در نظرگرفته شود؛ سندی که شاید در آینده امکان داوری دقیقتری درباره نتایج پیگیری یا کنار گذاشتن هر یک از این دو دیدگاه فراهم کند.
🎞 فیلم کامل این گفتوگو در یوتوب آزاد:
https://youtu.be/LqQ-RfN8mWQ
✅ حمایت «ارزی» و «ریالی» از آزاد
🆔@AzadSocial
دعوا درون خانوادهها
#نوید_کلهرودی از رسیدن مناقشات سیاسی به درون خانوادهها میگوید.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/uTgpuFA6Iq8
#نوید_کلهرودی #نسل_زد #دهه_هشتادی #دهه_هفتادی
@Irantalk_sn
راهبرد کلان امنیت ملی ایران – بخش چهارم
این چهارمین قسمت از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر است که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده، و در آن بررسی تاریخی عمیقی درباره ریشههای شکلگیری راهبرد کلان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران انجام میدهد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/lDE0YFdGigs
در این قسمت از ویدیوکست دغدغه ایران، شرح ولی نصر درباره چگونگی تأثیر جنگ بر جامعه و دولت ایران، برآمدن هاشمی رفسنجانی و آیتالله سیدعلی خامنهای در سپهر سیاسی ایران بعد از جنگ، دوران #محمد_خاتمی و شکلگیری محور مقاومت را ارائه میکنیم.
گفتوگو با ولی نصر، نویسنده کتاب هم در لینک زیر منتشر شده است.
https://youtu.be/rhvZRhvY-T4
#جنگ #اثرات_جنگ #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #امنیت_ملی #راهبرد_امنیت_ملی #ولی_نصر #محمد_فاضلی #بر_لبه_تنهایی
@dirancast_official