669
اگر می خواهی بهتر بنویسی، خلاق تر فکر کنی و نوشته هات تأثیر گذار باشن، اینجا جای توست. فاطمه داداشی ✔️ پایگاهی برای محتوا نویسی ✔️ تلفن تماس جهت مشاوره 0922 711 0189 ↙️نویسنده چهار جلد کتاب ارتباط : @ensane20 🌍 وب سایت : www.ensan20.ir
🎵 #موسیقی
تمامیتِ زندگی را باید پذیرفت؛
حتی آن بخشهای دردناک و دشوار زندگی نیز میتوانند در مسیر رهایی و آگاهی ما نقشی داشته باشند.
برای چند دقیقه، تو را به سکون و سکوت دعوت میکنم.
چند دقیقه دور از هیاهو،
دور از فکرها و نگرانیها،
فقط برای بودن و نفس کشیدن. 🌱
اگر دوست داری، این حس آرامش را برای کسی بفرست که دوست داری او هم دقایقی از این سکوت و آرامش را تجربه کند. ❤️🌱
@donyaye_nevisandegi
سلام به دوستان عزیز 🌱
اینجا دور هم جمع شدهایم تا با نوشتن، ذهنمان را مرتبتر کنیم، احساساتمان را بهتر بشناسیم و مهارت نوشتن را در خودمان تقویت کنیم.
در این جمع مینویسیم، تمرین میکنیم و از تجربه و بازخورد هم یاد میگیریم؛ شاید نوشتههای کوتاه امروز، روزی به کتاب زندگی یا حتی کتابی برای انتشار تبدیل شوند.
اگر دوستی دارید که به نوشتن علاقهمند است یا دوست دارد نوشتن را جدیتر دنبال کند، همین حالا این پست را برایش بفرستید و او را به جمع ما دعوت کنید. ✍️🌱
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
واژه سازی
من دنبال واژهای بودم که نگاه من را نویسندگی نشان بدهد و به «نویسندهورز» رسیدم.
نویسندهورز کسی است که نویسندگی را با تمرین، نوشتن، بازنویسی و بازخورد پیش میبرد.
من به دنبال واژهای هستم که از این به بعد در دنیای نویسندگی بیشتر از آن استفاده کنم؛ یه دنبال واژهای که فقط زیبا نباشد، می خواهم مفهومی را با خودش حمل کند. بعد واژه های دیگری به ذهنم رسید
🔸 نویسندهپیشه
🔸 نویسندهپرور
🔸 نویسندهساز
🔸 نویسندهجو
🔸 پرورش نویسنده
چیزی که برای من جذابتر است، واژهسازی با کلمات است.
یک واژه را انتخاب میکنی و بعد میتوانی با آن ترکیبهای تازه ای بسازی؛
بازی با کلمات، به نظرم یکی از تمرینهای خوب برای تقویت هوش نوشتاری است.
مثلاً اگر «ورز» را انتخاب کنیم:
نویسندهورز
کلمهورز
ایدهورز
متنورز
«ورز» برای من یک معنای مهم دارد:
تمرین کردن.
حالا میخواهم این بار انتخاب را به شما بسپارم.
از بین این واژهها، کدامیک را وقتی میخوانید، حالوهوای بهتری برای دنیای نویسندگی ایجاد میکند؟
۱. نویسندهپیشه
۲. نویسندهپرور
۳. نویسندهساز
۴. نویسندهجو
۵. نویسندهورز
فقط شمارهاش را بنویسید؛
اگر واژه دیگری هم به ذهنتان رسید، آن را هم اضافه کنید. شاید واژهای که قرار است زبان مشترک ما در دنیای نویسندگی باشد، همینجا پیدا شود.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#موسیقی
گاه باید روئید
از پسِ آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان.
👤سهراب سپهری
@donyaye_nevisandegi
✍️ ایده داری، اما نوشتنت استمرار ندارد؟
در جلسات کتابنویسی بارها این جمله را شنیدهام:
«ایده دارم، ولی نمینویسم.»
گاهی وقت نداریم، گاهی ایده نداریم و گاهی نمیدانیم از کجا شروع کنیم.
و نوشتن میماند برای فردا.
برای همین «معجزه نوشتن» را طراحی کردم.
یک مسیر ۲۱ روزه؛ هر روز فقط ۲۵ دقیقه با تمرینهای متفاوت برای اینکه:
💡 ایدهپردازتر شوی
✍️ روانتر بنویسی
🎯 نوشتن را منظم کنی
📚 نوشتههایت را بفرستی و بازخورد بگیری
اینجا فقط آموزش نمیبینی؛ تمرین میکنی، مینویسی و بازخورد میگیری.
دسترسی به دوره مادامالعمر است و محتوای جدید برای خریداران قبلی رایگان خواهد بود.
💰 قیمت اصلی: ۱,۴۹۰,۰۰۰ تومان
✨ ویژه اعضای دنیای نویسندگی: ۹۰۰,۰۰۰ تومان
اگر میخواهی این ۲۱ روز را شروع کنی، کلمه «معجزه» را برایم
بفرست.
۲۱ روز، روزی ۲۵ دقیقه نوشتن مداوم.
فاطمه داداشی
@ensane20
مسئولیت نویسنده
امروز در کپشنی به واژهی «بیغیرتی تحصیلی» برخوردم و
با خودم گفتم:وقتی میتوان از واژههای دقیقتری
استفاده کرد، چرا باید کلمهای را انتخاب کنیم که به آدمها برچسب میزند؟
این موضوع برای منِ نویسنده جدی است.
ما فقط جمله نمینویسیم؛
با انتخاب واژهها، نگاه میسازیم.
مثلاً به جای «بیغیرتی تحصیلی» میتوان گفت:
«بیانگیزگی تحصیلی»،
«بیتفاوتی نسبت به درس»
یا حتی دقیقتر، خودِ رفتار را توضیح داد.
«بیغیرتی» در خودش یک قضاوت دارد؛
اما «بیانگیزگی» ما را به سمت یک سؤال۷ میبرد:
چه چیزی باعث شده انگیزهی فرد کم یا از بین برود؟
به نظرم یکی از نشانههای نویسندهی حرفهای این است که برای پیدا کردن واژهی مناسب، کمی بیشتر تامل کند.
چون هر واژهای که رایج شده، لزوماً دقیق و مناسب نیست؛
و هر واژهای که تند و اثرگذار است، لزوماً ارزشمند نیست..
نویسنده باید حواسش به واژهها باشد؛
چون واژهها فقط نوشته نمیشوند، اثر میگذارند.
اگر این نوشته برایتان مفید بود، برای کسی بفرستید که نوشتن به بخشی از زندگیاش تبدیل شده است و میداند گاهی یک واژه میتواند مسیر یک نوشته را عوض کند.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
من با تجربههای زیستهام کنار شما هستم؛
این فقط با چیزهایی که خواندهام و یاد گرفته ام، نیست.
در تمام این سالها، با هنرجوهایی که در دورهها و مسیرهای آموزشی کنارم بودهاند، یک چیز برایم پررنگتر شده:
آموزش بهتنهایی کافی نیست.
اگر چیزی یاد بگیریم، اما تمرینش نکنیم و بازخورد نگیریم، خیلی وقتها بعد از مدتی فراموشش میکنیم؛ درست مثل خیلی از چیزهایی که یک زمانی با شوق یاد گرفتیم و امروز فقط اسمشان را به خاطر میآوریم!
برای همین، اگر در «دنیای نویسندگی» از شما سؤال میپرسم، هدفم صرفاً کنجکاوی نیست. میخواهم بیشتر شما را بشناسم؛
بفهمم کجای مسیر هستید،
چه چیزی برایتان مهم است،
کجا متوقف شدهاید
و چه چیزی میتواند کمکتان کند.
تا آموزش، تمرین و بازخورد را متناسبتر با نیاز شما پیش ببریم.
اگر از همراهان قدیمی دنیای نویسندگی هستید یا بهتازگی به جمع ما پیوستهاید، از بودنتان خوشحالم.
و به همه شما افتخار میکنم که در کنار نوشتن، روی رشد و تحول خودتان هم کار میکنید. این برای من، ارزشمندترین بخش این همراهی است. 🌱
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#نوشتن_برای_تحول
دوست دارم «دنیای نویسندگی» رو بر اساس چیزهایی پیش ببرم که واقعاً برای شما مهمه.
خوشحال میشم در این نظرسنجی شرکت کنید و نظرتون رو باهام در میون بذارید. 🌱
بزرگترین دارایی انسان در گذشته، زمان بود؛
اما امروز، توجه است.
بارها شنیدهایم که میگویند:
«وقتت را درست مدیریت کن.»
اما شاید سؤال مهمتر این باشد:
توجهت را کجا خرج میکنی؟
در طی روز چند دقیقه اسکرول میکنی،
یک ویدئو میبینی،
یک پیام را چک میکنی،
یک خبر را دنبال میکنی.
شاید برای چند لحظه حس خوبی میگیری؛
اما چند دقیقه بعد دوباره همان بیحوصلگی و خستگی برمیگردد.
این همان چیزی است که گاهی اسمش دوپامینهای سریع و زودگذر می گذاریم..
لذتهایی که توجه ما را میگیرند، اما الزاماً چیزی به زندگیمان اضافه نمیکنند.
در مقابل، بعضی چیزها شاید همان لحظه هیجانانگیز نباشند؛
مثل یادگیری،
نوشتن،
ورزش کردن،
گفتوگوی عمیق یا انجام کاری که مدتها عقب انداختهایم.
این ها اثرشان میماند.
پس امروز از خودت بپرس:
اگر توجه من سرمایه من باشد،
امروز توجه ام رو به چه چیزهایی میفروشم؟
فاطمه داداشی
کوچ ومدرس مهارتهای ارتباطی
@ensane_2020
هنرِ زندگی، تنها در بهپایانرساندن کارها نیست؛ گاهی در دانستنِ اینکه کدام کار را باید رها کرد، معنا پیدا میکند.»
✍لئو تولستوی
گاهی لازم است چیزی را رها کنیم تا برای اتفاقهای تازه جا باز شود.
شما در زندگیتان چه چیزی را باید رها کنید؟ تجربهتان را برایمان بنویسید.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
اگر میخواهی بهتر بنویسی، بیشتر بخوان.
رضا بابایی چه زیبا میگوید:
«نوشتن، بزرگترین انگیزه برای خواندن است.»
اگر میخواهی بیشتر بخوانی، نوشتن را شروع کن.
وقتی مینویسی، نگاهت به خواندن نیز تغییر میکند. میخوانی تا بفهمی چطور بهتر بنویسی.
اینجاست که خواندن برای نویسنده یک اجبار نیست؛ به یک نیاز تبدیل می شود.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
همسفران عزیز «دنیای نویسندگی» ✍🏻🌱
پادکستی با موضوع «اهمالکاری نویسنده» برایتان در حال آمادهسازی است. 🎙️
اگر شما هم بارها تصمیم گرفتهاید بنویسید، اما نوشتن را به فردا موکول کردهاید
اگر ایده دارید، اما شروع کردن برایتان سخت است.
یا مدام نوشتههایتان را عقب میاندازید،
این پادکست برای شماست.
بهزودی با هم درباره یکی از مهمترین موانع مسیر نویسندگی صحبت خواهیم کرد.
منتظر باشید.✍🏻🎙️
💥«شوق، همیشه جرقه شروع نیست؛ گاهی پاداشِ حرکت کردن است.»
از روزی که بهعنوان یک کوچ شروع به فعالیت کردم، یک نکته همیشه به من کمک کرده تا بتوانم همراه بهتری برای افرادی باشم که واقعاً به دنبال تغییر هستند.
اینکه علاقه داشتن بهتنهایی کافی نیست.
تجربه به من نشان داده هزاران نفر ممکن است به یادگیری یک مهارت علاقه داشته باشند؛ اما وقتی زمان عمل کردن میرسد، مدام امروز و فردا میکنند، منتظر شرایط ایدهآل میمانند یا با خودشان میگویند: «از هفته آینده شروع میکنم.»
اما واقعیت این است که برای یادگیری هر مهارتی، علاوه بر علاقه، باید وقت و انرژی گذاشت.
برای من که بخشی از مسیر زندگی و دوران میانسالی را تجربه کردهام، این موضوع بیش از گذشته روشن شده است که فقط خواندن، دیدن یا شنیدن، ما را تغییر نمیدهد.
آنچه تغییر ایجاد میکند، اقدام و عمل کردن است.
گاهی لازم نیست از همان ابتدا عالی باشیم؛ کافی است دست به کار شویم و اولین قدم را برداریم.
جالب اینجاست که بسیاری از ما منتظر میمانیم تا اول شوق و انگیزه پیدا کنیم و بعد شروع کنیم؛ درحالیکه گاهی دقیقاً برعکس است.
وقتی شروع میکنیم، شوق در مسیر ساخته میشود.
در «دنیای نویسندگی» هم نظرسنجیها و سؤالهایی که مطرح میکنم، برای مشارکت بیشتر شما همسفران عزیز است. دوست دارم محتواهایی که در کانال قرار میدهم، تا حد ممکن به نیازها، دغدغهها و علاقههای واقعی شما نزدیک باشد.
برای آخرین پستی که گذاشتم، فقط دو نفر در نظرسنجی شرکت کردند. 😊
هرچه تعامل شما بیشتر باشد، من بهتر میتوانم بفهمم چه موضوعاتی برایتان مهمتر است و محتواهایی تهیه کنم که واقعاً برایتان کاربردی و مفید باشند.
پس اگر همراه «دنیای نویسندگی» هستید، خوشحال میشوم بیشتر صدایتان را بشنوم. 🌱
گاهی یک کلیک، یک پاسخ کوتاه یا چند کلمه نظر شما میتواند مسیر تولید محتوای بعدی این کانال را تغییر دهد.
منتظر مشارکت و همراهی شما هستم. ✍️🌿
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#نوشتن_های_روزانه
#دنیای_نویسندگی
📚 لابلای خطوط کتاب ها
این یک واقعیت است که بازیگران بازی قاعدهمند زندگی کسانیاند که سوال میپرسند. دیگران داد و بیداد میکنند، وحشت میکنند، سوءتعبیر میکنند، فرض میکنند، کنترل خود را از دست میدهند و رفتار نادرست از خود نشان میدهند.
دائماً از خود سوال بپرسید. بپرسید چرا فکر میکنید حق با شماست یا نه. از خود بپرسید چرا دارید فلان کار را انجام میدهید، چیزهای دیگری میخواهید و از روش خاصی پیروی میکنید.
محکم و جدی از خود سوال بپرسید، چون شاید کس دیگری نباشد که این کار را بکند. شما به این کار نیاز دارید. همه ما نیاز داریم. با این سوالات میتوانیم از وضعیتمان آگاه شویم.
📗 یک صد قاعده زندگی
(اصول زندگی بهتر، شادتر و موفقتر)
✍🏼 ریچارد تمپلر
@donyaye_nevisandegi
سلام به رفقای جدید و قدیم 🌱
بهتون افتخار میکنم که نوشتن رو جزئی از اولویتهای زندگیتون قرار دادید؛
چون گاهی نوشتن فقط برای ثبت کلمات نیست.
برای اینه که ذهنمون کمی خلوتتر بشه، احساساتمون رو بهتر بفهمیم
و با خودمون صمیمیتر بشیم. ✍️🤍
خوشحالم که این مسیر رو کنار هم ادامه میدیم.
به امید روزهایی که هر کدوممون، بخشی از آرامشمون رو لابهلای همین کلمات پیدا کنیم. 🌿
دیروز در یک جلسه کاری، دوباره به یک نکته مهم درباره روابط فکر کردم: ما گاهی از آدمها انتظار داریم ذهن ما را بخوانند.
طبق عادت، پنج دقیقه زودتر وارد جلسه آنلاین شدم. یکی از همکاران که سرگروه است خوشآمد گفت و فرصتی شد سالروز تولدش را هم چهرهبهچهره تبریک بگویم.
کمکم دوستان وارد جلسه شدند و سرگروه صحبتش را درباره رفتار تیمی شروع کرد. صحبتهایش کمی هم گلایهآمیز بود.
در پایان از من خواست ابتدا نظرم را بگویم.
گفتم:
«در هر کاری، شفافیت و بیان انتظارات خیلی مهم است؛ چه در مسئله کار و چه در مسئله یار!»
بعد از صحبت من، چند نفر از دوستان حاضر در جلسه هم این نگاه را تأیید کردند.
همینجا به یک نکته رسیدیم:
خیلی از سوءتفاهمها از جایی شروع میشوند که انتظار داریم طرف مقابل خودش بفهمد ما چه میخواهیم، چه چیزی ناراحتمان کرده یا چه انتظاری از او داریم.
اما واقعیت این است که آدمها ذهن ما را نمیخوانند.
اگر انتظاری داریم، بگوییم.
اگر ایدهای داریم، مطرح کنیم.
اگر نقدی داریم، محترمانه بیان کنیم.
اگر چیزی ناراحتمان کرده، دربارهاش حرف بزنیم.
حتی همین حالا که این متن را میخوانید، من از کجا بدانم با این حرف موافقید یا مخالف؟
تا وقتی نظر تان را نگویید، من فقط میتوانم حدس بزنم.
و رابطهای که بر حدس زدن بنا شود، دیر یا زود گرفتار سوءتفاهم میشود.
یکی از نتیجههای جلسه دیروز برای من همین بود:
شفاف حرف بزنیم و از دیگران انتظار ذهنخوانی نداشته باشیم.
شاید خیلی از سوءتفاهمهایی که امروز در روابطمان داریم، با یک گفتوگوی ساده اصلاً شکل نمیگرفتند.
اما این اتفاق برای من یک یادآوری دیگر هم داشت:
سوژههای نوشتن همیشه در اتفاقهای عجیب و بزرگ پنهان نشدهاند.
گاهی یک جلسه کاری معمولی، یک گفتوگو یا حتی یک جمله میتواند ما را به فکر فرو ببرد و تبدیل به سوژهای برای نوشتن شود.
نویسنده باید یاد بگیرد ببیند و از اتفاقهای روزمره ایده و سوژه پیدا کند.
شاید «نویسندهورز» بودن از همینجا شروع شود.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#نویسنده_ورز
⁉️یک سؤال کوچک در باره پست قبلی:
اگر قرار باشد فقط یکی از این واژهها وارد زبان دنیای نویسندگی شود، کدام را انتخاب میکنید؟
۱. نویسندهپیشه
۲. نویسندهپرور
۳. نویسندهساز
۴. نویسندهجو
۵. نویسندهورز
فقط عدد را بفرستید.
اگر هیچکدام را نمیپسندید، یک واژه پیشنهادی بنویسید.
این بار واقعاً کنجکاوم ببینم «نویسندهورز» چند تا رأی میآورد.
@donyaye_nevisandegi
از لابلای خطوط کتاب ها
گاهی برای رفتن، فقط پیدا کردن یک راه تازه کافی نیست؛ باید راه برگشت را هم کنار گذاشت.
سیمین دانشور در سووشون مینویسد:
«آدم باید پلها را خراب کند تا راه برگشتن نداشته باشد.»
گاهی چیزی که ما را در یک بنبست نگه میدارد، نبودن راه تازه نیست؛ ترس از برگشتن است.
✍ سیمین دانشور،
📕 سووشون
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
مانعی که متوقف مان می کند.
هر وقت از زندگی به تنگ آمدید، دست به قلم شوید. چرا که روان انسان شبیه رودخانهای سیال است.
گاهی آرام و روان پیش میرود و گاهی از میان سنگلاخِ بحرانها عبور میکند.
در طول زندگی، بحرانهای زیادی را پشت سر گذاشتهایم. روزهایی که فکر میکردیم دیگر توان ادامه دادن نداریم و این شرایط برایمان تحملناپذیر است.
اما امروز که به بعضی از آن روزها نگاه میکنیم، میبینیم از آن بحران عبور کردهایم، تجربهای به دست آوردهایم و حتی گاهی با یادآوریشان لبخند میزنیم.
برای همین، دفترچههای یادداشت رزومه قدرتمندی برای بقا و رهایی است.
وقتی ذهنتان شلوغ است،
وقتی حرفهایی دارید که نمیتوانید به کسی بگویید،
وقتی غمی روی دلتان سنگینی میکند،
بنویسید.
لازم نیست خوب و زیبا بنویسید.
لازم نیست کسی نوشتههایتان را بخواند.
فقط آنچه در ذهن و دلتان میگذرد، روی کاغذ بیاورید.
گاهی نوشتن، مسئله را حل نمیکند؛
اما کمک میکند مسئله را واضحتر ببینیم و خودمان را بهتر درک کنیم.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
دفتر نویسندگی
امروز صبح، نوشتن را با یک نامه برای دخترم شروع کردم. فقط دلم میخواست بعضی حرفها را برایش بنویسم.
بعد برگشتم به برنامهای که دیشب برای امروز نوشته بودم و شروع کردم به تیک زدن کارها.
ساعت ۶ صبح، زمانم را با شکرگزاری، قدردانی و مدیتیشن شروع میکنم.
بعد میروم سراغ کارهای روزانه و گفتگوهایی که دارم.
اما بخش مهمی از روز من همین گفتگوها با آدمهاست.
آدمهایی که میآیند و از رنجشهایشان میگویند،
از چیزی که مدتهاست نمیتوانند بیانش کنند، از تصمیمی که برایش در تردید بسر می برند. از رابطهای که در آن گیر کردهاند،
یا خواستهای که نمیدانند چطور مطرحش کنند.
برای من، این گفتگوها فقط یک جلسه کاری نیست. هر بار که کسی از تجربهاش میگوید، من هم چیز تازهای درباره آدمها یاد میگیرم؛ درباره ترسهایشان، خواستههایشان، سکوتهایشان و چیزهایی که گاهی پشت یک جمله ساده پنهان میکنند.
شاید برای همین است که این گفتگوها برای نوشتن ارزشمندند.
من در زندگی واقعی، با آدمهای واقعی و مسئلههای واقعی روبهرو میشوم.
همینها گاهی تبدیل میشوند به یک سؤال،
یک ایده، یک موضوع برای نوشتن،
یا حتی یک جمله که ساعتها ذهنم را درگیر می کند.
آنچه از این گفتگو ها برایم می ماند فهم عمیقتری از زندگی انسان است.
بعد از چند گفتگو، نوبت به مرتب کردن میز کار و محیط اطرافم میرسد.
من با نظم محیط ارامش بیشتری دارم.
وقتی میز کارم مرتب باشد، انگار ذهنم هم فضای بیشتری برای فکر کردن و نوشتن پیدا میکند.
اما شاید همین روزهای معمولی، پر از چیزهایی باشند که ارزش نوشتن دارند.
یک گفتوگو،
یک رنجش،
یک سؤال،
یک نامه،
یک تجربه.
شاید برای نویسنده شدن گاهی لازم است بیشتر ببینیم، بیشتر بشنویم و دقیقتر زندگی کنیم.
✍برای تمرین یک روزتان را بنویسید.
همانطور که واقعاً گذشته است.
ممکن است در همین روز معمولی، سوژهای پیدا کنید که مدتها دنبالش میگشتید.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
#ایده_نوشتن
🎼#موسیقی_بیکلام
هیچ دیداری بیدلیل نیست.
بعضی آدمها میآیند
تا مرهمی باشند بر زخمی قدیمی.
بعضی میآیند
تا زخمی را به ما نشان دهند
که سالها ندیده بودیم.
بعضی میآیند
تا چیزی به ما بیاموزند،
اما شاید این بخشی از مسیر ما باشد.
پس اگر کسی وارد زندگیات شد
و بعد رفت،
فقط به رفتنش نگاه نکن
ببین
چه چیزی با آمدنش
در تو تغییر کرد.
شاید بعضی دیدارها
برای ماندن نیستند؛
برای آموختناند.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
85 درصد گزینه ماندگار کردن تجربه ها رو انتخاب کردند.
حالا اگر بخواهید تجربههایتان را در قالب کتاب ماندگار کنید، بزرگترین مانع شما چیست؟
۰۱نمیدانم از کجا شروع کنم
۰۲نمیدانم تجربههایم را چطور به یک کتاب تبدیل کنم
۰۳شروع میکنم ولی ادامه نمیدهم
چون وقت کافی ندارم
۰۴فکر میکنم تجربههایم برای کتاب شدن کافی نیست.
✍نظرتون رو کامنت کنید تا پادکست بعدی رو بهش اختصاص بدیم.
@donyaye_nevisandegi
فریبا کلهر درباره نویسندگی یک نکته مهم دارد:
نویسندگی فقط یاد گرفتن تکنیک نیست.
خیالپردازی، تمرین و زیاد نوشتن، بخشی از مسیر نویسنده شدن است.
او برای نویسندگان تازهکار، تمرینهایی مثل بازنویسی از آثار نویسندگان بزرگ را پیشنهاد میکند؛ نه برای اینکه شبیه آنها بنویسند، بلکه برای اینکه با ساختار، زبان و شیوه روایت آشنا شوند و کمکم مسیر و صدای خودشان را پیدا کنند.
شاید نویسنده شدن بیشتر از آنکه با «دانستن» شروع شود، با نوشتن و دوباره نوشتن اتفاق بیفتد.
حالا شما بگویید:
اگر بخواهید فقط یک دلیل برای نوشتنتان بگویید، چرا مینویسید؟
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
دوره خصوصی با فاطمه داداشی:
قرار نیست فقط درباره نوشتن حرف بزنیم؛ قرار است نوشتهتان جلو برود.
اگر مدتهاست ایدهای برای نوشتن دارید، کتابی را نیمهکاره رها کردهاید یا نمیدانید چطور نوشتهتان را به یک اثر قابل انتشار تبدیل کنید، میتوانید در یک مسیر خصوصی و متناسب با پروژهی خودتان همراه شوید.
در این مسیر، قدمبهقدم روی پروژهی خودتان کار میکنیم:
مشخصکردن هدف و مسیر نوشتن
برنامهریزی و پیگیری تا تکمیل اثر
تقویت نثر و شکلدادن به سبک شخصی
بازبینی و اصلاح نوشتهها
آمادهسازی برای انتشار
استفادهی کاربردی از هوش مصنوعی در نویسندگی
معرفی و ترویج اثر
۳۰ جلسهی ۳۰ دقیقهای طی ۴ ماه
آنلاین، با زمانبندی هماهنگ با هنرجو
در صورت نیاز، امکان برگزاری برخی جلسات حضوری نیز وجود دارد.
سرفصلها ثابت نیستند؛ بر اساس پروژه و نیاز شما تعیین میشوند.
شهریه: ۳۵ میلیون تومان
اگر میخواهید پروژهی نوشتاریتان را از «یک روز شروعش میکنم» به «تمامش کردم» برسانید، برای بررسی شرایط خودتان به آیدی زیر پیام دهید:
@ensane20
از لابلای خطوط کتاب ها
چرا تی.اس.الیوت هنوز حرفی برای انسان امروزی دارد؟
در سراسر کتاب «سرزمین هرز»، صداها، آدمها، خاطرهها و روایتهای مختلف کنار هم قرار میگیرند؛ اما ارتباط واقعی میان انسانها دشوار است.
شاعر کار خود را از «سرزمین هرز» آغاز کرد؛ از جهانی خشک و بیحاصل که در آن انسانها حرف میزنند، اما نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ عشق دارند، اما نمیتوانند دوست بدارند؛ زندگی میکنند، اما معنای زندگی را نمیدانند.
و سرانجام به جایی رسید که در آن، پاسخ را نه در گریز از رنج، بلکه در پذیرفتن آن جستوجو کرد.
✨شاید راز ماندگاری الیوت نیز همین باشد. او به ما وعده نجات آسان نمیدهد. نمیگوید جهان را میتوان با چند پاسخ ساده فهمید. برعکس، ما را به قلب تاریکی میبرد و وادارمان میکند با پرسشهایی روبهرو شویم که ترجیح میدهیم از آنها فرار کنیم. اما در انتهای این مسیر، چیزی باقی میماند: ایمان به اینکه رنج، اگر فهم شود، میتواند به معنا بدل شود؛ و زندگی، حتی اگر ناقص باشد، میتواند به سوی سادگی کامل حرکت کند.
شاید برای همین است که الیوت، پس از گذشت دههها، هنوز شاعر زمانه ماست؛ شاعر انسانهایی که در جهانی پر از صدا، همچنان در جستوجوی معنایی برای سکوت خود هستند.
✍حالا نوبت شماست.
اگر قرار باشد از میان حرفهای تی.اس. الیوت فقط یک جمله یا یک مفهوم را با خودتان به زندگی ببرید، چه چیزی را انتخاب میکنید؟
در کامنت برایم بنویسید؛
شاید نگاه شما، چیزی به نگاه یک نویسنده دیگر اضافه کند. 🌱
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
اگر بارها تصمیم گرفتهای بنویسی، اما نوشتن را به فردا موکول کردهای؟ ✍🏻
ایده داری، اما شروع کردن سخت است؟
در این پادکست کوتاه درباره اهمالکاری نویسنده صحبت میکنم و با هم میبینیم چرا گاهی با وجود علاقه، نمینویسیم و چطور میتوانیم از این چرخه خارج شویم.
🎙️ #پادکست:
✍🏻 دلیل پنهان اهمالکاری در نوشتن و ارائه
یک راهکار ساده و عملی برای شروع.
✍🏻 یک اقدام کوچک که میتوانید همین امروز انجام دهید
🎧 بعد از گوش دادن برایم بنویسید:
چه چیزی باعث میشود نوشتن را به فردا موکول کنید؟
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
«اگر همهجا تاریک بود،
دوباره بنگر
شاید نور، خودِ تو باشی…»
این جمله را که خواندم، به یاد بسیاری از آدمهایی افتادم که سالهاست در دلشان یک کتاب دارند؛
اما هنوز منتظرند کسی آنها را کشف کند،
مثلا یک ناشر به سراغشان بیاید،
شرایط برایشان بهتر شود
یا کسی راه درآمدشان را هموار کند.
اما شاید یکبار باید دوباره نگاه کنیم.
شاید آن نوری که منتظرش هستیم،
همان کتابی باشد که هنوز ننوشتهایم.
شاید تجربهای که سالها با خودمان حمل کردهایم، بتواند به یک کتاب تبدیل شود.
کتابی که هم به دیگران کمک کند و هم برای ما فرصتی برای دیدهشدن و درآمدزایی بسازد.
کتابنویسی فقط چاپ کردن چند صد صفحه نیست؛ گاهی کتاب میتواند آغاز یک مسیر تازه باشد:
🌱مسیر برندسازی شخصی،
🌱برگزاری دوره و کارگاه،
🌱مشاوره و آموزش،
🌱دعوت به همکاری
و حتی خلق محصولات و خدمات جدید.
شاید وقت آن رسیده به جای اینکه منتظر فرصتی برای دیدهشدن باشیم،چیزی راخلق کنیم که خودش برای ما فرصت بسازد.
شاید نور مسیر حرفهای تو،
همان کتابی باشد که هنوز جرئت نکردهای شروع به نوشتنش کنی. ✍️✨
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
بزرگترین مهارتی که میتوانی یاد بگیری، این است که در حالت روحی خوبی بمانی؛ حتی وقتی صدها دلیل برای بدحال بودن وجود دارد.
این یعنی قرار نیست همیشه حالمان خوب باشد. یعنی یاد بگیریم حال خوبمان را تماماً به شرایط بیرونی گره نزنیم.
گاهی حال خوب، یک انتخاب کوچک است؛ یک نفس عمیق، یک مکث، یک فنجان چای در سکوت یا حتی ادامه دادنِ روز، با وجود همهی سختیها.
*امروز چه چیزی میتواند فقط کمی حالت را بهتر کند؟*
🔘سکوت و خلوت
🔘 حرف زدن با یک نفر
🔘 نوشتن
🔘 یک کار دوستداشتنی
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
دو مهارت مهم برای رشد یک نویسنده ✍️
۱. از بازخورد فرار نکن
وقتی کسی نوشتهات را نقد میکند، اولین واکنش ممکن است دفاع کردن باشد؛
«منظورم این نبود.»
«این قسمت را عمداً اینطور نوشتم.»
اما گاهی یک نگاه بیرونی، چیزی را به ما نشان میدهد که خودمان در متن نمیبینیم.
البته هر نقدی قرار نیست درست باشد؛
نویسنده حرفهای یاد میگیرد بازخورد را بشنود، بررسی کند و بعد تصمیم بگیرد چه چیزی را تغییر دهد.
زمان بخر
قرار نیست اولین نوشتهات شبیه نوشته یک نویسنده باتجربه باشد.
نوشتن هم مثل هر مهارت دیگری، با تمرین شکل میگیرد.
با نوشتن و بازخورد گرفتن. باز نویسی سبک نوشتنت کمکم شکل خواهد گرفت.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi
دورهمعجزه نوشتن قرار است کاری کند بالاخره بنویسی.
خیلیها سالهاست ایده دارند.
حرف برای گفتن دارند.
حتی گاهی میدانند دقیقاً چه چیزی میخواهند بنویسند.
اما وقتی صفحه سفید را باز می کنند، نمیدانند از کجا شروع کنند.
یکی از مهمترین نتایج دوره ۲۱ روزه «معجزه نوشتن» همین است:
تبدیل کردن آدمی که فقط ایده دارد، به کسی که واقعاً مینویسد.
در این ۲۱ روز، قرار نیست فقط درباره نوشتن حرف بزنیم.
قرار است بنویسی، تمرین کنی، بازخورد بگیری، اشتباه کنی، دوباره بنویسی و کمکم به جایی برسی که نوشتن برایت سخت و مبهم نباشد.
نتیجهاش میتواند خیلی ملموس باشد:
✍️ ایدههایت دیگر گوشه ذهنت خاک نمیخورند.
✍️ شروع کردن برایت راحتتر میشود.
✍️ میفهمی چطور یک متن را از ایده خام به محتوای قابلارائه تبدیل کنی.
✍️ لحن و سبک شخصی خودت را بهتر پیدا میکنی.
✍️ بهجای ساعتها خیره شدن به صفحه سفید، مسیر نوشتن را میشناسی.
✍️ و مهمتر از همه، اعتمادبهنفست برای نوشتن بیشتر میشود.
اما شاید مهمترین نتیجه این باشد:
بعد از ۲۱ روز، دیگر فقط نمیگویی «من میخواهم بنویسم».
میتوانی بگویی: «من مینویسم.»
و این فاصله، دقیقاً همان جایی است که «معجزه نوشتن» اتفاق میافتد.
فاطمه داداشی
@donyaye_nevisandegi