766
دوست داشتم و دارم سفرنامهها و خاطرات بهطور منظم و طبقهبندی شده، نمایهسازی و فیشبرداری موضوعی بشه. برای این هدف تلاش میکنم ارتباط با ادمین: @shahramyari shs.yari@gmail.com 09394078921 .
فهرست آثار دکتر اسلامی ندوشن در انتشارات سرو سخنگو
نشر سرو سخنگو به عنوان ناشر تخصصی و مورد تایید آثار دکتر اسلامی ندوشن تمام آثار این نویسنده را با ویرایش جدید و اضافاتی منتشر کرده است. شایان ذکر آنکه چاپ جدید این آثار به تأیید شورای نظارت بر نشر آثار دکتر اسلامی ندوشن و دکتر شیرین بیانی رسیده است. سایر آثار دکتر اسلامی نُدوشن نیز بهمرور چاپ خواهد شد. فهرست آثار چاپشده به شرح زیر است:
زندگینامه
1- دورۀ کامل «روزها» (در دو جلد)
2- «شور زندگی»، رمانی براساس زندگی ونسان ونگوگ، اثر ایروین استون، ترجمهٔ دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن
سفرنامه
3- آزادی مجسمه، یادداشتهای سفر به آمریکا و کانادا،
4- در کشور شوراها، یادداشتهای سفر به روسیۀ شوروی، تاجیکستان، قزاقستان و...،
5- صفیر سیمرغ، یادداشتهای سفر به چند کشور خارجی و چند شهر داخل ایران
6-کارنامه سفر چین، یادداشتهای چند سفر به چین
داستان
7- ابر زمانه ابر زلف
ادبیات
8- ماجرای پایانناپذیر حافظ
9- چهار سخنگوی وجدان ایران (فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ)، بههمراه کتاب "سرو سخنگو"
10- جام جهانبین (نقد ادبی)
11- نوشتههای بیسرنوشت (ادبیات جهان و ترجمههای ادبی)
12- دخت پریوار، مجموعه شعر
13- بهار در پاییز، سفینه هفتاد و هفتاد رباعی
14- رنگ و بیرنگی (جستارهایی درباره مولوی)
ایران و تاریخ
15- ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایۀ همای
16- ایران چه حرفی برای گفتن دارد (مشترک با انتشارات سهامی انتشار)
//////
#سرو_سخنگو 🌿
@Sarvpub
👆
اکبر ایرانی:
دکتر محمود امیدسالار از زبان فارسی میگوید. او در ایراندوستی و عشق به شاهنامه و زبان فارسی کممانند است. یکی از پنج شاهنامهپژوه ایرانی برجستهٔ حال حاضر است. به نظرم جلد هفتم شاهنامه خالقیمطلق را به نحو احسن تحقیق و تصحیح کرد. بازنشستهٔ رشتهٔ کتابداری کتابخانه دانشگاه کالیفرنیاست. برخی از مقالاتش را در نشریات میراث مکتوب منتشر کردهایم. صراحت لهجهٔ او، امریکاستیزی او و وطندوستیاش زبانزدست. مجموعه مقالاتش را انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرده است. از نویسندگان دانشنامهٔ ایرانیکاست. تسلط کمنظیری به زبان انگلیسی دارد. کتابهایی هم به زبان انگلیسی نوشته است. در نشستهای میراث مکتوب افتخار سخنرانی را به ما میدهد. در نشست روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت شهریار با ظرافت تمام از زبان ملی و رسمی ایرانیان با استناد به منابع متعدد سخن گفت. توصیه میکنم حتماً ببینید و بهره بگیرید.
https://www.instagram.com/reel/Dde5Mh2sAtL/?stkn=Zml0NjhsbHRvaHNh
دیگر طاقت زیست ندارم! – 1294 ه.ق.
از آنجا حرکت کرده وارد زرقان شدیم که ده معتبريست و آباد. در آنجا گفتند چند روز قبل بر اين يك نفر درویش خود را آتش زده و خودکشی کرده، او اول مکتوبی نوشته در طاقچه مسجد گذاشته این مضمون که «من از زندگانی دنیا سیر شده غير از مکررات ندیدم، دیگر طاقت زیست ندارم از دنیا گذشته آن را باهلش وا گذاشتم ارزانی طالبانش باد». پس حصیرهای مسجد را بدور خود جمع کرده و آتش زده در آن میان کباب شده و مردم بعد از اطلاع محض رفع تهمت، آن کاغذ را حضور حضرت معتمدالدوله فرستادهاند. پرسیدم: «خواندن این کاغذ چه تأثیری باو کرده؟» گفتند: «بعد از خواندن دور انداخته و گفته مرد دیوانهای بوده است جالینوس میگوید کاش من زنده بمانم اگر چه در جائی مثل شكم استری از روزنه فرج آن دنیا را تماشا کنم». چند سال پیش در واشنگتن پایتخت آمريك هم یکنفر عضو مجلس مبعوثان كاغذی بهمین مضمون نوشته یادگار گذاشته خود را از بام انداخته هالاك کرد. مردم دنیا شبیه یکدیگرند. (سیاح، 1356: 27)
مأخذ: سیاح، حمید. 1356. خاطرات حاجسیاح یا دورهٔ خوف و وحشت (چاپ دوم). به تصحیح سیفالله گلکار. تهران: انتشارات امیرکبیر.
@Shsyari
.
کبابچلو
به آذربادگان ویژه به شهر تبریز در بازار پزند، بس نیکو. اکنون به شهرهای دیگر ایرانزمین نیز پزند، نه چون تبریز. و این خوردنی همه گاه از سال در بازار پزند. و آن چنان باشد که چلو نیکو پزند و گوشت راستهٔ گوسپند برگها بُرند به اندازه.
یک گونهٔ آن با دَم کارد بر روی تختهٔ چوبین زنند که نیمکوفته شود.
و گونهٔ دیگر همچنان برگ بریده با پیاز کوفته روزی نهند که نازک گردد.
پس کرهٔ تازهٔ بینمک به زیر نهند و چلو گرماگرم بر زبر کِشند، و کبابها به سیخهای پهن زنند، به آتش نرم پزند و بر روی چلو چینند که چلو بپوشد و کباب پدیدار باشد. نمک و پلپل و سماق جداگانه بُوَد، هرگَه خواهند به اندازه افشانند و خورند.
تبریزیان با پشمک خوردند و سرکنگبین نوشند.
اکنون به خانهها نیز پزند، بهتر از بازار.
چهار سال پیش از این، این چلو در بازار با برنج مشکین پختندی، اکنون همه عنبربو پزند به خوبی.
کدبانو گفت «پستهٔ تازه نیز بخشکانند و چون پلپل بکوبند، با این کباب خوردن بس نیکو و بویاست.»
دیگر گفت «این چلو با کباب پرندگان یا برّهٔ شیرمست با ترشیهای خوب، چون انبهٔ هندوستان و ترشیهای ایران و نارنج تازه و آبلیمو، بهتر از گونهٔ نخست است، مگر اینکه از نخست این چلو با کباب خوردهاند و پخته و گاه با گوشت شکارهای دشت و کوه پزند.
اگر شکار به تبریز آرند، چلوپزی آن بخرند و روزی پوستنکنده پیش دکان بیاویزند گرمی بازار را.
تبریزیان گوشت شکار دشت را دارو دانند، و بدان دکان چند روز بیشتر روند. اوستاد، گوشت گوسپند یا گاو یا پارچهای از آن گوشت به خَرنده و خورنده به نام شکاری فروشند و سودها برند.» (قاجار، 1399: 140)
مأخذ: قاجار، نادرمیرزا. 1399. کارنامه خورش: دستور غذاهای نادرمیرزا قاجار. بهکوشش نازیلا نظمی. تهران: نشر اطراف.
@SofreNegar
.
چون نی منال کز تو صدائی شود بلند
هردَم صدای ناله ز جائی شود بلند
معمار خود مشو که کنی خانهها خراب
ویرانه شو که از تو بنائی شود بلند
"مرتضی قلیخان سلطان"
(نصرآبادی اصفهانی، بیتا: 27)
مأخذ: نصرآبادی اصفهانی، میرزا محمدطاهر. بیتا. تذکره نصرآبادی. طهران: چاپخانه ارمغان.
@Shsyari
.
فرودگاه میدان همدان
در تعقیب تقاضای وزارت پست از وزارت داخله راجع به دستور داده به حکام نواحی غربی و جلوگیری از مردم در موقع هبوط و صعود هواپیما
اخیراً از طرف وزارت داخله دستور تلگرافی صادر گردید که اکیداً جلوگیری شود و در این مرتبه آخر که هواپیما در میدان همدان در شرف صعود بوده یک نفر زن خود را بدان آویزان کرده بود ولی فوراً جلوگیری شده از خطر هلاکت نجات یافت.
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 181. سال دوازدهم. پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه 1306 – 3 ذیقعده 1345 – 5 مه 1927.
@Shsyari
.
تخفیف – کتابخانه مظفری
در این موقع که امتحانات مدارس تجدید و متعلمین محتاج به کتاب میشوند در قیمت کلیه کتابهای کلاسیکی تخفیف کلی داده، شاید بدینوسیله اسباب تشویق اولیاء و پیشرفت تحصیل اطفال گردد. سفارشات ایالات ولایات هم به اسرع اوقات انجام داده میشود.
عنوان تلگرافی مظفری- مدیر کتابخانه غلامحسین مظفری
نمره اعلان 925
1-2
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 180. سال دوازدهم. چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه 1306 – 2 ذیقعده 1345 – 4 مه 1927.
@Shsyari
.
لاطار 15000 لیره انگلیس – تا دوم ذیقعده
برای خرید بلیط نزد آقای نورالله خان گلستانی در وزارت پست و تلگراف بشتابید تا دوم ذیقعده بیشتر وقت نیست بهعلاوه زود تمام خواهد شد.
نمره اعلان 904
2-5
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 176. سال دوازدهم. پنجشنبه 7 اردیبهشت ماه 1306 – 25 شوال 1345 – 28 آوریل 1927.
پ.ن: لاتاری + لیره انگلیس + نوراللهخان + وزارت پست و تلگراف + تا دوم ذیقعده! خیره انشاءالله
@Shsyari
.
بسیار جالبتوجه است – تماشای فوتبال
مهمترین مسابقه فوتبول بین کلوپهای طهران و ایران در جمعه ۸ اردیبهشت ساعت چهار و نیم بعدازظهر در زمین لینچ خواهد بود.
علاقهمندان با یک قران میتوانند بازیکنان را دیده و تشویق نمایند.
مجمع ترویج و ترقی فوتبول
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 176. سال دوازدهم. پنجشنبه 7 اردیبهشت ماه 1306 – 25 شوال 1345 – 28 آوریل 1927.
پ.ن: پیش از این جایی نخواندم که تماشای فوتبال پولی بوده باشد. اگر هم اولین نباشد جزو اولینهاست.
@Shsyari
.
یک پیشنهاد – وسیله ترقی معارف و پیشرفت تمدن ملت ایران
چون امروزه وسایلی که سبب توسعه معارف و پیشرفت تمدن ایران گردد در دست نداشته و این معارفی که اکنون در ایران معمول است تا یکصد سال دیگر ما را به مقصود نخواهد رسانید و با این بودجه غیر مکفی معارف هم که برای تعلیم و تربیت افراد ایرانی تعیین شده بههیچوجه برای وزارت معارف میسر نخواهد شد که معارف را بهاندازه لزوم توسعه و ترقی داده که روزی ملت ایران بتواند در مقابل ملل متمدنه جهان که به اسرع اوقات در جاده تمدن و علم سیر مینمایند عرضاندام نموده و اظهار حیات نماید لذا حقیر که یک فردی از افراد ایرانی و علاقهمند به ترقی و سرفرازی وطن خویش بوده و میباشد پیشنهاد ذیل را مینماید:
1- حق انتخاب وکیل مجلس شورای ملی از اشخاص بیسواد سلب گردد.
2- کسانی که تصدیقنامه شش کلاسه ابتدائی را گرفته حق دادن یک رأی داشته. و اشخاصی که تصدیقنامه سه کلاسه متوسطه را تحصیل نموده حق دادن دو رأی. و شش کلاسه حق سه رأی. و نُه کلاسه عالی حقی چهار رأی داشته باشد.
3- درجاهائی که عجالة مدرسه نیست فقط اشخاص باسواد آن محل حق یک رأی داشته و مردمان بیسواد هم هر پنج نفر حق دادن یک رأی داشته باشند.
چنانچه نمایندگان محترم مجلس شورای ملی پیشنهاد فوق را تصویب نمایند بدیهی است که معارف ایران به اندک زمانی ترقی محیرالعقول نموده که در نتیجه جامعه ایرانی اقلاً بتواند از حقوق خود استفاده کرده و باکمال شجاعت و شهامت خود را در ردیف ملل عالم و متمدن دنیا قرار دهد.
جعفر روانشاد
«عضو تفتیش کل وزارت مالیه»
***
اگرچه به موقع انتخابات مدت مدیدی باقی است ولی عیب ندارد که از حالا با این قبیل پیشنهادات چشم و گوش مردم باز شود.
«ستاره»
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 167. سال دوازدهم. جمعه 25 فروردین ماه 1306 – 12 شوال 1345 – 15 آوریل 1927.
@Shsyari
.
فرودگاه همدان
نظر به اینکه موقع فرود و پرواز هواپیمای پستی از میدان همدان جمعیت زیادی ازدحام مینمودند و باعث مزاحمت متصدیان پست هوائی میشدند، از طرف اداره یونکرس به وزارت پست مراجعه شده از وزارت مزبور هم شرحی به وزارت داخله نوشتهاند که دستور مقتضی به حکومت و نظمیه محل بدهند که رفع مزاحمت از متصدیان پست هوائی بشود.
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 165. سال دوازدهم. چهارشنبه 23 فروردین ماه 1306 – 10 شوال 1345 – 13 آوریل 1927.
@Shsyari
.
در ارتباط با یادداشت رضا بابایی دربارهٔ مشروطیت:
اگر بخواهیم از «مهمترین روز» در تاریخ معاصر ایران سخن بگوییم، شاید بهتر باشد به جای یک روز، از یک دورهٔ تاریخی سخن بگوییم؛ دورهای که با شکستهای ایران از روسیه در عصر فتحعلیشاه قاجار آغاز شد.
این شکستها با بسیاری از شکستهای پیشین تفاوت داشت. شکست در برابر روسیه، فقط از دست رفتن سرزمین و تحمیل قراردادهای سیاسی نبود؛ پنجرهای بود به دنیایی جدید. گویی لاکِ بستهای که ایران قرنها در آن زیسته بود، ترک برداشت و ایرانیان ناگهان با جهانی دیگر روبهرو شدند؛ جهانی که در آن، قدرت، دانش، قانون، نهادهای سیاسی و مناسبات اجتماعی شکل دیگری داشت.
از همینجا بود که نوعی فهم تازه از «خود» و «دیگری» شکل گرفت؛ فهمی که بهتدریج به شناختِ عقبماندگی ایران انجامید. مشروطه و مطالباتی که در مشروطهخواهی تبلور یافت، در واقع قلهٔ همین مسیر بود؛ مسیری که از شکست آغاز شد، با آگاهی ادامه یافت و سرانجام به مطالبهٔ قانون، عدالت، مشارکت سیاسی و محدود شدن قدرت مطلقه رسید.
از این منظر، شاید مهمترین اتفاق در تاریخ معاصر ایران نه صدور فرمان مشروطیت، بلکه آن لحظهٔ تاریخیِ فهمیدن بود؛ لحظهای که ایرانیان، در مواجهه با «دیگری»، عقبماندگی خود را دیدند و پذیرفتند که برای تغییر این وضعیت، باید در شیوهٔ ادارهٔ جامعه و مناسبات قدرت دگرگونی پدید آید. این کوششها همان نهضت بود؛ نام این نهضت هرچه باشد، تا امروز ادامه دارد. مشروطه یک نقطهٔ عطف بود.
شهرام یاری
@Shsyari
۱۴۰۵/۵/۱۴
تقاضای رادیو – از ارامنهٔ جلفای اصفهان – کنسرتهای اروپا
یک نفر از ارامنه جلفا بهوسیله حکومت اصفهان از وزارت داخله تقاضا کرده است به او اجازه داده شود یک دستگاه ماشین بیسیم رادیو که بهوسیله آن کنسرتهای اروپا را نمایش دهد از خارجه وارد کند به وزارت فواید عامه مراجعه شد.
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 164. سال دوازدهم. دوشنبه 21 فروردین ماه 1306 – 8 شوال 1345 – 11 آوریل 1927.
@Shsyari
.
ساعتی 400 کیلومتر با راهآهن!
مطابق اخباری که از آلمان میرسد. میان شهر اسن (که مرکز کارخانه معروف گروپ میباشد) و شهر برلن مشغول ساختن یک راهآهن هوایی هستند که ساعتی 200 کیلومتر «35» فرسخ راه میرود و متخصصین فنی اظهار میدارند که در آتیه نزدیکی همین راهآهن ساعتی 400 کیلومتر مسافت را به سهولت طی خواهد نمود و بنابراین از طیارههای فعلی هم خیلی سریعتر خواهد بود!
***
آلمانها بیجهت اینقدر عجله میکنند! مگر چه خبر است؟ پست دولتی مازندران را ما تازه میخواهیم با الاغ حمل کنیم.
(ستاره)
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 162. سال دوازدهم. جمعه 18 فروردین ماه 1306 – 5 شوال 1345 – 8 آوریل 1927.
@Shsyari
.
📜 «نوستالژیِ معماریِ خواص»؛ وقتی خانههای گذشته را بهتر از آنچه بودند به یاد میآوریم
✍️ شهرام یاری
تا به حال به این فکر کردهاید که وقتی در دانشکدههای معماری از «معماری گذشتهٔ ایران» با حسرت و ستایش سخن گفته میشود، دقیقاً از کدام معماری حرف میزنیم؟
از خانههایی که میلیونها نفر در آنها زندگی میکردند، یا از چند خانه و باغ و عمارت کمنظیر که برای صاحبان ثروت و قدرت ساخته شده بودند؟
ما امروز چند اثر برجسته، چند حیاط زیبا، ارسیهای چشمنواز، کاشیکاریهای نفیس و باغهای باشکوه را بهعنوان نمایندهٔ «معماری ایرانی» پیش چشم دانشجو میگذاریم؛ اما کمتر میپرسیم که اکثریت مردم ایران در چه خانههایی زندگی میکردند و تجربهٔ واقعی آنان از مسکن چه بود.
اینجا یک پارادوکس جالب شکل میگیرد:
اگر معماری گذشته چنان عالی و حیرتانگیز بوده که امروز آن را حاصل فهم عمیق و نبوغ معمارانش میدانیم، پس چگونه همان جامعه در دورهای دیگر ناگهان «نادان» شد و شروع به تغییر و اصلاح آن معماری کرد؟
اگر نسلهای بعدی اشتباه کردهاند، باید توضیح دهیم چه چیزی در نیازها، امکانات، فناوری و فهم آنان از زندگی تغییر کرده بود؛ نه اینکه صرفاً بگوییم «معماری گذشته عالی بود و بعد خرابش کردند».
اتفاقاً متنی در سال ۱۳۰۵، در روزنامهٔ «ستارهٔ ایران»، تصویر جالبی از این مسئله به دست میدهد. نویسنده وقتی از خانهٔ آینده سخن میگوید، وضع موجود را بینقص نمیداند؛ بلکه آرزو میکند خانههایی ساخته شوند که نور و حرارت مناسب، آب جاری، حمام آفتابگیر، نظافت آسان و امکانات برقی داشته باشند.
یعنی انسان صد سال پیش نیز خانهٔ موجود را لزوماً «شاهکار نهایی معماری» نمیدانست؛ او آسایش و کیفیت زندگی بیشتری میخواست.
البته این به معنای بیارزش بودن معماری تاریخی ایران نیست. مسئله این است که نباید معماری ممتازِ خواص را با مسکن عمومی مردم یکی گرفت و سپس هر تغییری را نشانهٔ سقوط فرهنگی دانست.
خانهٔ اعیانیِ یک خاندان ثروتمند، سند ارزشمندی از تاریخ معماری است؛ اما سندی نیست که نشان دهد عموم مردم در چنین شرایطی زندگی میکردهاند.
یک ارسی نفیس، پاسخ این پرسش نیست که خانه در زمستان چگونه گرم میشده؛ و یک حیاط زیبا، بهتنهایی چیزی دربارهٔ دسترسی به آب، بهداشت و آسایش ساکنان نمیگوید.
اگر قرار است معماری گذشته را ستایش کنیم، باید یک سؤال ساده را هم تحمل کنیم:
آیا گذشتگان فقط میدانستند چگونه خانههای زیبا بسازند، یا میدانستند چگونه برای نیازهای زمان خود خانه بسازند؟
اگر دومی درست باشد، شاید وفاداری واقعی به سنت معماری ایران این اصل باشد که:
معماران در تاریخ ایران همواره تلاش داشتند تا پاسخی مناسب به نیازهای انسانِ زمانهٔ خود بدهند.
@Shsyari
.
به مناسبت روز جهانی جهانگردی:
سفر برای مطالعه در وضع اجتماعی مردم! _ ۱۲۹۹ ه.ق.
خوب است در اینجا اصلِ حقیقت را اشاره کنم. همیشه سفرهای من بمیل خاطر خودم، برای سیاحت و کسب حقیقت و مطالعه در وضع اجتماعی مردم هر محل و ملاقات مردمان خوب بود و غرضی داخل آن نبود؛ لذا بیاختیار و ارادهٔ من، در همهجا اسباب احترام بطرز خوبی فراهم میشد. اشخاص بزرگ از اهل دنیا و اهل آخرت و پاکبازان و آزادان با بیغرضی و نظر خوشبینی با من سلوک میکردند و از کسانی که منظور نداشتم ملاقات و احترام زیاد حاصل میشد. (محلاتی، ۱۳۵۶: ۲۶۵)
مأخذ: محلاتی، میرزا محمدعلی (محمدعلی سیّاح). ۱۳۵۶. خاطرات حاجسیّاح یا دورهٔ خوف و وحشت (چاپ دوم). بهکوشش حمید سیّاح و بهتصحیح سیفالله گلکار. تهران: انتشارات امیرکبیر.
#میراث_مکتوب📚
#روز_جهانی_جهانگردی
#محمدعلی_سیاح
#سفرنامه
#تاریخ_اجتماعی
➕ به کانالهای «میراث مکتوب» بپیوندید:
▶️ یوتیوب:
youtube.com/@mirasmaktoob9444
▶️ آپارات:
aparat.com/mirasmaktoob
📱 تلگرام:
/channel/mirasmaktoob
📱 بله: ble.ir/IRANDELEZAMIN
📱 ایتا: eitaa.com/miras_maktoob
📱 روبیکا: rubika.ir/mirasmaktoob
📱 تلگرام میراثنگاشت ایرانی:
/channel/Mirasmaktoob_Irani
🔗 حامیان میراث مکتوب:
https://mirasmaktoob.net/hamian/
🛍 فروشگاه میراث مکتوب:
🌐 https://mirasmaktoob.net/
دویستوششمین نشست مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب
به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت استاد محمدحسین شهریار
تداوم سنّت فارسینویسی، از قطران تا شهریار
سخنرانی جناب آقای دکتر محمود امیدسالار
مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب _ شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
➕ به کانالهای «میراث مکتوب» بپیوندید:
📱 تلگرام:
/channel/mirasmaktoob
📱 بله: ble.ir/IRANDELEZAMIN
📱 ایتا: eitaa.com/miras_maktoob
📱 روبیکا: rubika.ir/mirasmaktoob
📱 تلگرام میراثنگاشت ایرانی:
/channel/Mirasmaktoob_Irani
🔗 حامیان میراث مکتوب:
https://mirasmaktoob.net/hamian/
🛍 فروشگاه میراث مکتوب:
🌐 https://mirasmaktoob.net/
.
آخرین نامهٔ سعیدیسیرجانی
به هموطنان - فروردین ۱۳۷۲
(برای نخستینبار در فضای مجازی پخش میشود. با سپاس از خانم سایه سعیدی سیرجانی؛ فرزند ایشان)
@shekoftandaraftab
از زنان هستند که گردنبند شپشین باشند!
روزگارِ مرد را اگر نیکو شمری، دو نیمه با زن سرآید. اگر خدای نخواهد مرد را جفت بیدانش دهد و دو نیمهٔ زندگانی او چنان بود که به دوزخ باشد و چاره نیارد کردن. از همین روی وَخشور گزین فرماید «إِنَّ مِن النساءِ غَلا قَملاً یقذفِهِ اللَّهُ على عُنُق مِن يَشاء»
کدبانو چون این جای همی نوشتم، از سخن پیغامبر پرسید. گفتم همی فرماید «از زنان هستند که گردنبند شپشین باشند، خدای آن را به گردن هرکه خواهد اندازد.» گفتم «گردنبند شپشین چه باشد؟» گفتم «به روزگار گذشته اگر پادشاه یا بزرگی کشوری بر کسی خشم آوردی، او را به زندان فرستادی و به گردن او از چرم گاو تازه گردنبندی نهادندی، آن پوست بوی ناک شدی و شپشها از آن زاییدی و آن گناهکار را بخوردندی، آن بیچاره را فکار کردی تا بمردی و این سختترین پاداش بُدی که زندانیان را دادندی. بیدست و پای بسته و شپش که دشمن تن آدمی است بر آن چیره. به هر دَم زدن، مرگ بهتر از آن زندگانی خواهد بود. اگر آفرینندهٔ جهانیان مردی را خواهد زن فرمانبردار هشیوار پارسا بدو بخشد، چنان باشد که در زندگانی مر او را مینوانِ مینو بخشوده.» نیکو گوید سعدی پارسی:
زن خوب فرمانبر پارسا
کند مرد درویش را پادشا
بر او پنج نوبت بزن بر درت
چو یاری موافق بُوَد در برت
(قاجار، 1399: 9/48)
مأخذ: قاجار، نادرمیرزا. 1399. کارنامه خورش: دستور غذاهای نادرمیرزا قاجار. بهکوشش نازیلا نظمی. تهران: نشر اطراف.
@Shsyari
.
من فکر میکنم رویکرد ما به مشروطیت ایران در بسیاری از نشستها و کنفرانسهایی که به مناسبت سالروز آن برگزار میشود، تا حدی رویکردی «موزهای» است؛ گویی با واقعهای در گذشته مواجهیم که زمانی رخ داده، به پایان رسیده و اکنون تنها باید آن را روایت و بررسی کرد.
در حالی که فهم من از مشروطیت چیز دیگری است.
بازی مشروطه هنوز تمام نشده است.
کنشگریِ هیچیک از بازیگران آن پایان نیافته و هر کدام همچنان برای سهم و جایگاه بیشتر در ساخت قدرت و در تعیین سرنوشت جامعه، به شیوههای گوناگون کوشش میکنند.
از این منظر، مشروطه را نباید صرفاً از فاصلهای تاریخی و بهعنوان یک «واقعهٔ پایانیافته» نگریست؛ بلکه باید آن را از این زاویه دید که ما هنوز در فضای مشروطهخواهی نفس میکشیم و با مسئلههای آن زندگی میکنیم.
به گمان من، جانِ مشروطه در یک عبارت خلاصه میشود: تقسیم واقعی قدرت، نه تقسیم صوری و تشریفاتی آن.
مشروطه، در معنای عمیق خود، تلاشی برای محدود کردن قدرت مطلق و به رسمیت شناختن سهم جامعه در قدرت و سرنوشت خویش بود. این دستاورد، فارغ از فراز و فرودهای تاریخی و سیاسی پس از آن، برای همه و بهویژه برای ملت ایران و تاریخ ایران، اتفاقی مبارک و ماندگار است.
شاید به همین دلیل است که مشروطه هنوز یک «موضوع تاریخی» صرف نیست؛ مسئلهای زنده است که همچنان ادامه دارد.
@Shsyari
.
شرکت مظفری جواهری
برای پیشرفت کار خود عموم جواهرات را عادلانه خریدوفروش میکند.
آدرس: طهران - بازار – شرکت مظفری جواهری - نمره تلفن 219 عنوان تلگرافی شرکت مظفری
شعبه در لندن دائر است.
نمره اعلان 924
1-5
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 180. سال دوازدهم. چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه 1306 – 2 ذیقعده 1345 – 4 مه 1927.
@Shsyari
.
به مخبرین ولایات و خارجه و عموم قارئین محترم – برای ما عکس بفرستید!
از مخبرین محترم ولایات و خارجه خواهشمندیم هر کدام که وسائل عکاسی یا وسیله تهیه عکس را داشته باشد در هر موقعی که اتفاق مهمی در نقطه اقامت ایشان روی میدهد فوراً عکس آن واقعه یا اشخاص مربوط به قضیه را برداشته (یا تهیه کرده) برای اداره بفرستند که در صورت میل اداره گراوور و منتشر شود، اشخاصی نیز که مخبر رسمی اداره نیستند. (خواه از مشترکین گرام و خواه از قارئین دائمی یا اتفاقی) میتوانند همین کار را بکنند و عکسهای اشخاص معتبر یا وقایع مهم یا چیزهای تاریخی و جالبتوجه را که در محل اقامت خود در دسترس دارند برای ما بفرستند صرفنظر از تشکرات ما - برای هر عکسی که بدرد بخورد و گراوور آن در روزنامه طبع شود حقالزحمة مناسبی به فرستنده آن تقدیم خواهد شد.
در خاتمه توضیح میدهیم که طبع عکس اشخاص در روزنامه دلیل بر تعریف ایشان نیست و ممکن است عکس یک جانی و دزد معروف هم طبع شود.
مقصود از نشر گراوور اینست که قارئین با قیافهٔ اشخاص معروف (معروف بهخوبی یا به بدی) آشنا شوند و همچنین جریانات یومیه را به شکل گراوور زنده مشاهده نمایند، پس مادامی که در زیر گراوور یک شخص یا راجع به همان شخص در متن مندرجات روزنامه تمجید یا تنقیدی نباشد باید دانست که مقصود ما فقط شناساندن قیافه آن آدم بوده و نظر خوب یا بدی نسبت به او نداریم.
(شعبه گراوورسازی ستاره ایران)
1-3
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 179. سال دوازدهم. دوشنبه 11 اردیبهشت ماه 1306 – 29 شوال 1345 – 2 مه 1927.
@Shsyari
.
زمین ورزش – مؤسسات ورزشی
بیست و چهار ذرع زمینی که سابقاً از طرف وزارت معارف به جهة محل ورزش در خارج شهر خریداری شده اخیراً تعمیرات لازمه آن خاتمه پیدا کرده و از طرف وزارت معارف امر شده که کلیه مؤسسات ورزشی را به آنجا انتقال دهند.
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 176. سال دوازدهم. پنجشنبه 7 اردیبهشت ماه 1306 – 25 شوال 1345 – 28 آوریل 1927.
پ.ن: تا جایی که اطلاع دارم در نوع خودش اولین است.
@Shsyari
.
اعدام سارق – شوشتر
شوشتر 3 - امروز عصر دو نفر از سارقین که دستگیر شده بودند یکی از آنها را مقابل اداره ساخلوی به دار عبرت آویخته و دیگری را به ششماه حبس محکوم نمودند.
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 175. سال دوازدهم. چهارشنبه 6 اردیبهشت ماه 1306 – 24 شوال 1345 – 27 آوریل 1927.
پ.ن: بخت هم خوب چیزی است!
اما تنها بخت دخیل نیست و به احتمال فراوان نفر دوم پولِ کلفتی را تعارف داده که خوشبخت واقع شده! جنسِ معامله با مجرمان از این قرار است.
@Shsyari
.
نزاع گاریچیها – گردنه اسدآباد
اسدآباد - روز قبل بالای گردنه گاریچیان سریانچی که اسدآباد میآمدهاند با گاریچیان تبریزی سر عبور نزاعشان میشود. سه نفر سرایانچی بهسختی مجروح، یک نفر تبریزی هم مختصر جراحتی برداشته مرتکبین را به امنیه همدان بردهاند.
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 166. سال دوازدهم. پنجشنبه 24 فروردین ماه 1306 – 11 شوال 1345 – 14 آوریل 1927.
@Shsyari
.
صندوق اعانه – از جزئیاتِ عادات و اخلاق ما ایرانیها
به من خواهید گفت عنوان صندوق اعانه دیگر علامت استفهام و تعجب لازم ندارد، ولی این صندوق یا صندوقهایی که من میخواهم برای شما موضوعش را شرح دهم هم قابل توجه و فهمیدن است و هم اینکه حقیقة موجب تعجب میباشد.
وقتیکه از دروازهٔ شهرنو خارج شده از پل روی خندق عبور مینمایید. یعنی ماوراء خندق سمت غربی طهران میروید به یکیک مؤسسات بلدی طهران، مؤسسات معاونت عمومی پایتخت ایران برمیخورید، وقتیکه از درب یک مؤسسه مثلاً دارالرضاعه میخواهید وارد شوید صندوق کوچکی خواهید [دید] که درب آن را مهروموم کرده مقفل و به دیوار آویخته است. زیر قفل صندوق نوشته: «وجوهائی که در این ریخته میشود به مصرف دارالرضاعه میرسد» آن وقت شخص وارد بنا به قوه و استطاعت خود، بنا به حس و عاطفۀ نوعپروری که دارد وجوهی در صندوق مذکور خواهد ریخت. مؤسسات خیریه بلدی هر کدام دارای یک همچه صندوق کوچکی میباشد. این معنای صندوق اعانه بود که نویسنده آن را عنوان این مقاله قرارداده، حالا چرا تعجب کردهام؟
آیا شما میل ندارید بفهمید هر چندی به چندی که درب این صندوقها در برابر چند نفر مفتش و نمایندهٔ محاسبات و اشخاص دیگر که باز میشود چه مبلغی را محتوی میباشند؟ ... اگر شده برای فهمیدن عاطفۀ همشهریان خودمان هم باشد باید این مطلب را فهمید، و من فهمیده و تعجب کردهام.
روز دوشنبه، همین دوشنبه گذشته بنا به وظیفه مخبری که دارا هستم به ادارهٔ صحیه و معاونت عمومی بلدیه رفتم.
آقای رئیس صحیه را دیدم که با چند نفر دیگر نشسته و صندوقهای معهود هم حاضر و میخواهند قفلهای آن را باز و مهروموم آن را بردارند، صندوقها صدا میکردند. معلوم بود وجه نقدی در آنها وجود دارد، درب یکی از آنها را باز و روی زمین خالی کردند. دومی همانطور و سومی هم به همچنین و حالا شما به هوش خودتان حدس بزنید این سه صندوق چقدر وجه داشته؟ وجوه آن چه رقمی را در راپورتی که به جهة رئیس مالیه دکتر میلسپو تهیه میشود. تشکیل میدهد؟!
تمام این سه صندوق اعانه فقط بیستوهفت قران و یک عباسی وجه داشت. بزرگترین ارقام آن در یک صندوق سیزده قران و یک شاهی بود!
راپرت این کار برای ملاحظه و رسیدگی دکتر میلسپو خواهد رفت، یک نفر آمریکائی این رقم اعانه را که نمونهای از عاطفه و ترحم ما میباشد از زیر نظر خواهد گذارند، و بالاخره در راپرتهای سهماههٔ خود که روزی مجلدات ضخیمی را تشکیل خواهند داد و به کتابخانههای امریکا منتقل میشود تا ابد این رقم شرمآور در صفحات آنها باقی خواهد بود. وقایع فتوحات و جنگهای نظامی، شرححال بزرگان و ترجمهٔ آنها، جریان تجارتی یک قرن ملتی، اینها همه قسمتی از صفحات تاریخ را تشکیل میدهد. همینطور هم راپورتهای سهماهه مستشاران آمریکائی تاریخ امور مالی اقتصادی ما را ضبط میکنند. در این تاریخ به یک جزئیات عادات و اخلاق ما ایرانیها برمیخورید که آن رقم بیستوهفت قران و یک عباسی یکی از آن جزئیات است!
آری! من وقتیکه این چند قران را دیدم از میانه این سه صندوق به زمین اطاق ریخت و صدای پول در فضای محدود اطاق رئیس صحیه به تموج درآمد یک ارتعاش خفیفی اندام مرا احاطه کرده در هر مرتبه که درب یکی از صندوقها را باز میکردند انتظار رفع خجلت خود را داشتم؟!
آنجا کسی نبود که من از آنها شرمنده شوم. آن چندنفری که در آنجا بودند از خیلی وقت به اینطرف به اینگونه مناظر عادت کرده بودند. لذا از آنها خجلتی نداشتم فقط یک دورنما و منظرهٔ رقتآوری در نظر من مجسم گردید که تنها از آن منظره شرمندگی داشتم: قیافهٔ زرد و ضعیف مرضای فقیر، بیچارگی و بدبختی اشخاص نابینا و فلج. چهرههای [رنگ] پریده و گونههای ضعیف اطفال یتیم، آن کودکانی که در مؤسسهٔ بلدی زندگانی کرده هیچکس در عالم نشناخته از بوسههای گرم مادر و محبتهای فناناپذیر پدری محروم بوده. سعادت خانوادگی را ندیده فقط یک چیزی را در آسمان جستجو میکنند. آن بچههای نوزادی که هر کدام را یک نفر آژان از سر کوچه و خیابان برداشته تسلیم دارالرضاعه کرده است. آنها که حتی موقع تولد و گشودن چشم در این دنیای پُرهمهمه تبسم مادر را ندیدند. این نوزادکانی که از گوشهوکنار معابر دستهای کوچک و معصوم خود را بهطرف آژان پست دراز کرده تسلیم آغوش آنان گردیده که به دارالرضاعهشان برد و حیات آنها تأمین شود. اینها در نظر من مجسم گردید. از تمامشان شرمنده و خجلتزده شدم. اگر برای تو، توئی که یک عباسی بهعنوان تصدق به صندوق اعانه ریختهای نیز این منظره مجسم میشد از رقم بیستوهفت قران و یکم باسی خجالت میکشیدی!
ع . هاشمی حائری
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 165. سال دوازدهم. چهارشنبه 23 فروردین ماه 1306 – 10 شوال 1345 – 13 آوریل 1927.
@Shsyari
.
مشروطیت، گامی بزرگ و آغازی مبارک
چهاردهم مرداد 1285 خورشیدی، مهمترین روز در تاریخ معاصر ایران است. 110 سال از آن روز باورنکردنی میگذرد؛ روزی که قدرت مطلقه تن به مشروطیت داد. نهضت مشروطیت، سرآغاز تحولاتی شگفت در ایران بود. قدرت پادشاهی که تا آن روز، ایران را ملک شخصی خود میپنداشت، بخشی از اختیارات خود را به مجلس شورای ملی واگذار کرد. پس از آن بود که اندکاندک تعاملات بینالمللی نیز رونق گرفت؛ مطبوعات آزاد به میدان آمدند؛ چراغ قانون در ایران روشن شد و سخن از دادگاه و محاکمه و آیین دادرسی و انتخابات و خزانۀ ملی و بودجۀ سالانه و دهها مفهوم جدید برای ایرانیان به میان آمد.
مشروطه به همۀ آنچه میخواست، نرسید؛ اما شکست هم نخورد. خواستۀ نخست مشروطه، کاستن از قدرت پادشاه و تقسیم آن میان شاه و ملت بود. تفکیک قوا خواستۀ دیگر مشروطهخواهان بود که به آن نیز رسیدند؛ اگرچه ناقص. آنان که از شکست مشروطه سخن میگویند، آیا هیچ تفاوتی میان دودمان پهلوی و سلسلۀ قاجار نمیبینند؟ آیا دستگاه قضایی ایران را در دوران پس از مشروطه که دستکم دو بار توانست پادشاه قدرتمندی مانند رضا شاه را به دادگاه بکشد و علیه او حکم دهد، با محکمههای قرون وسطایی قاجار یکسان میانگارند؟ آیا اگر کشور همچنان در دست قجریهای عیاش و کوتهفکر بود، ایران میتوانست در زمانی کوتاه صاحب قانون اساسی، دانشگاه، راهآهن، آیین دادرسی، بهداشت و اشتغال زنان بشود؟ بله؛ مشروطه اگر پیروز هم نمیشد، دولت قاجار یا هر دولت دیگری، سرانجام به دانشگاه و راهآهن و بهداشت ملی و... تن میداد؛ اما چند دهه دیرتر و با گامهایی سستتر و با هزینهای بیشتر.
(تا روز چهاردهم مرداد، فقط دربارۀ مشروطه مینویسم و از دوستان تاریخدان یا آشنا با مسائل تاریخی ایران نیز میخواهم که در این روزها یادداشتی دربارۀ مشروطه بنویسند)
رضا بابایی
@rezababaei43
95/5/10
وضعیات صحی قم
طبیب صحی قم راپرت میدهد اغلب مردم مبتلا به سفلیس و سوزاک بوده. آب چاهها دارای میکروب امراض مسریه است. کوچهها در منتهی درجه کثافت. دواخانهها دواساز دیپلمه نداشته؛ از دواهای مهمه در آنها یافت نمیشود. اموات را در شهر دفن کرده در تابستان از عفونت شهر را احاطه میکند. آقایان علماء هم حاضر به مساعدت نیستند.
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 163. سال دوازدهم. یکشنبه 20 فروردین ماه 1306 – 7 شوال 1345 – 10 آوریل 1927.
@Shsyari
.
هزار و یک حکایت
به قلم دکتر خلیل خان ثقفی (اعلمالدوله)
(۸۱۷) کثرت اطباء
یکی از سلاطین ایتالیا دیوانهای داشت که به کثرت عقل و دانش معروف بود. شبی پادشاه در سرِ شام صحبت از آن میداشت که ببینیم در این شهر کدام طبقه مردم جمعیتشان از همه بیشتر و عدّهشان از دیگران زیادتر است.
عملجات خلوت و درباریان هرکدام یکی را گفتند، ولی دیوانه گفت هیچکدام صحیح نگفتند؛ اطباء در این شهر از همه بیشترند.
شاه خندید و او را تمسخر و تکذیب نموده گفت در تمام این شهر چهار نفر طبیب بیشتر یافت نمیشود.
دیوانه هیچ حرف نزده، روز دیگر که به دربار آمد سر و صورت خود را پیچیده و دستمالی به چانه بسته، اول کسی که به او برخورد پادشاه بود که سؤال نموده گفت: تو را چه میشود؟
گفت: دندانم درد میکند. شاه گفت: قدری سبوس جو با زردهٔ تخممرغ خمیر کرده، بر روی دندان بگذار؛ فوراً ساکت خواهد شد.
بعد از شاه، وزراء و امراء و درباریان و اجزای خلوت، هرکدام که به دیوانه میرسیدند و به درد دندانش اطلاع حاصل میکردند، دستورالعملی داده؛ یکی سوختهٔ تریاک تجویز نموده، دیگری ضماد بزرگ و کوکنار را مناسب دیده و سایرین آرد باقلا و سریش را مجرب دانسته، تخم شنبلیله، برگ مورد، هوچوبه، زردچوبه، زاج سفید، سرخاب، سرکهٔ هفتساله و سنجد تلخ را پیشنهاد نموده.
میرشکار سنگدان هوبره، خوانسالار تهدیگ سوخته، قهوهچیباشی جرم تنباکو، آبدارباشی یکدو گیلاس کنیاک را برای تسکین درد دندان مفید دانسته، وزیر علوم میخک و هلیلهٔ زرد را مصلحت دیده، وزیر اوقاف گفت باید نزلهبندی کرده. وزیر جنگ گفت جز کندن هیچ چاره ندارد.
دیوانه اسامی آن اشخاص را با دستورالعملهایی که بدادند در کتابچهٔ خود ثبت کرده، وقت ناهار به حضور شاه آمد، گفت: دیشب فرمودید چهار نفر طبیب بیشتر در این شهر یافت نمیشود. من امروز در ظرف دو ساعت قریب به دویست نفر از اطباء را با آدرس و نسخههایی که دادهاند در این کتابچه ثبت نموده، ملاحظه خواهید فرمود.
شاه کتابچه را گرفته، اسم خود را خواند، گفت: صحیح است؛ حقبهجانب تو است.
مأخذ: روزنامهٔ ستاره ایران، شمارهٔ ۱۵۸، سال دوازدهم، دوشنبه ۲۹ اسفندماه ۱۳۰۵ ـ ۱۷ رمضان ۱۳۴۵ ـ ۲۱ مارس ۱۹۲۷.
@Shsyari
.
دنیا پس از صدسال – مسکن – 1305
دسته مهندسین امروز در اصلاح امور صحی شهرها حق تقدم بر دیگران دارند. اینان موفق شدهاند که وسائل و اسلوبی را اتخاذ کنند که شهرها را از آبهای پاکیزه و خیابانها را بهواسطهٔ تنظیف و دفع کثافات و غیره پاک نگاه داشته از طرف دیگر هر روز بهوسیلۀ جلب میوهجات و سبزیجات و ارزاق عمومی با وسائل حملونقل سریعالسیر صحت عمومی را تأمین کرده در این قسمت پیشرفتهایی نمودهاند. مردم عقیده دارند که پیشرفت اصول صحی بین مردم راجع به توجه اطباء است و حالآنکه در نفس الأمر مهندسین در این موضوع صاحب فضل بوده حق تقدم با آنان است نه با اطباء!
و یک نفر مهندس «معمار» ممکن است خانه بنا نماید که بهمراتب از خانههای امروزه صحیحالبناتر بوده و اساس آن بهتر باشد، ولیکن حالیه نمیتواند به این کار اقدام نماید زیرا مخارجی که برای اینگونه بناها لازم است در دست نبوده میسر نمیشود، بهتر آنکه گوییم در قرن آتیه حکومتهای وقت تصمیم برای بنای منازل صحیحه خواهند گرفت و در آن موقع مهندسین برای صورت خارجی دادن خیالات عالیه امروزه خود فرصت را غنیمت خواهند شمرد، و افکار خود را بهموقع اجرا میگذارند، صحن خانهها و محوطه منازل شبیه و متصل به یکدیگر بناشده از شدت گرما و سورت سرما محفوظ خواهند ماند. حمامها در غرفهها و طبقات درجه اول عمارت ساختهشده. بهطوری که در معرض نور آفتاب قرار خواهد گرفت. و انسان آب پاکیزه و زلال که از هواء و نور آفتاب کاملاً استفاده کرده باشد در اینگونه حمامها برای شستشوی خویش خواهد یافت، هر خانه و منزلی نور و حرارت از قوۀ برق برای گرم نگاهداشتن و حفظ سرما و طبخ خوراک بهقدر کافی خواهد داشت و رفع احتیاج ساکنین خانه را قوه برق مینماید. طبخ خوراک کار سهل و آسانی شده و درنتیجه این ترتیب طبقه خدمتگذاران منازل در جامعه به تحلیل میروند. زیرا صاحبخانه به جهة طبخ غذا و تنظیف مسکن خود کمترین رنج و زحمتی بهواسطهٔ موجود بودن وسائل کار نخواهد داشت. بعضی از اطاقها را امروزه موقع ساختن با کائوچو (چوبپنبه) فرش میکنند و به همان اندازه که اطاق یپا است فرش آن هم دوام مینماید. دور نیست که در آتیه موقع ساختن منازل حیاط خانهها را با لعاب چینی که روی ظرفهای آهنین میبینید پوشانده در آن موقع ممکن است که بهوسیله تلمبه و لولهکشی به هر نقطه از نقاط خانه که شخص خواسته باشد لوله کشیده آب جاری برای شستشوی اطاقها به کار برد.
مأخذ: روزنامه ستاره ایران. شماره 158. سال دوازدهم. دوشنبه 29 اسفندماه 1305 – 17 رمضان 1345 – 21 مارس 1927.
@Shsyari
.