pgulfstudies | Unsorted

Telegram-канал pgulfstudies - مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

4815

﷽ کانال تحلیلی-خبری گروه خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد @mersadcss ارتباط با ادمین: @Mers_ad

Subscribe to a channel

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

💢مشاری العفاسی و اثر «تبت یدین ایران»؛ تناقض‌گویی یک قاری در عرصه سیاست منطقه

🔻اخیراً «مشاری راشد العفاسی»، قاری کویتی، با تولید اثری تحت عنوان تبت یدین ایران سعی در جهت‌دهی به افکار عمومی را داشته است. اما این اقدام پرسش اساسی را برمی‌انگیزد، موضع وی در قبال تجاوز آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران چیست؟

🔻جمهوری اسلامی ایران نه تنها به هیچ یک از کشورهای همسایه در خلیج فارس تعرض نکرده، بلکه در واکنش به تجاوزات صورت‌گرفته، صرفاً پایگاه‌های نظامی آمریکا را هدف قرار داده است؛ پایگاه‌هایی که بستر هجوم به خاک ایران بوده‌اند. در چنین شرایطی، رویکرد العفاسی آشکارا دچار تناقض و نگاه یک‌سویه است.

🔻جالب آنکه این قاری کویتی در قبال فاجعه انسانی غزه که ماه‌هاست جان هزاران بی‌گناه را گرفته، بیش از دو سال سکوت مطلق اختیار کرده است. سکوتی که به مراتب معنادارتر از هر اظهارنظری، جایگاه فکری او را آشکار می‌سازد.

🔻به نظر می‌رسد العفاسی به دلیل عدم درک عمیق سیاسی، به طعمه حکام خائن برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تبدیل شده است؛ حکامی که منافعشان در ایجاد تفرقه میان مسلمانان تعریف می‌شود، نه در دفاع از آرمان‌های مشترک امت اسلامی.

🔻 این نخستین تجربه العفاسی در ورود غیرحرفه‌ای به عرصه سیاست نیست. او پیشتر در زمان جنگ تحمیلی کشورهای عربی خلیج فارس علیه یمن، با انتشار کلیپی حماسی در حمایت از نیروی هوایی کویت، واکنش‌های منفی گسترده‌ای را برانگیخته بود. گویی او هنوز نیاموخته است که سیاست، جولانگاه افراد ناآگاه از لایه‌های پیچیده آن نیست. با این موضع‌گیری‌های نسنجیده، به نظر می‌رسد حتی از جایگاه والای یک قاری قرآن نیز فاصله گرفته است.

🔻 چگونه کسی که خود را قاری کتابی می‌داند که به وحدت و برادری مسلمانان فرمان می‌دهد، ملت‌های مسلمان را به درگیری با ایران اسلامی تحریک می‌کند؟ این تناقض، نه از سر ناآگاهی ساده، بلکه ریشه در تسلیم شدن در برابر پروژه تفرقه‌افکنانه دشمنان اسلام دارد.

🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️حفاظت یا آسیب‌پذیری؟ صندوق‌های ثروت ملی خلیج فارس در میانه جنگ با ایران

🌐 ArabCenter Washington DC

🔻مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس با چالشی بی‌سابقه روبرو شده‌اند: مدیریت پیامدهای اقتصادی جنگ با ایران که طبق تخمین سازمان ملل می‌تواند تا ۲۰۰ میلیارد دلار خسارت به همراه داشته باشد. ۶ کشور شورای همکاری خلیج فارس با مدیریت ۱۱ صندوق ثروت ملی (SWF) به ارزش تقریبی ۶ تریلیون دلار که ۲ تریلیون دلار آن در آمریکا سرمایه‌گذاری شده، اکنون بر سر دوراهی استفاده از این ثروت به عنوان ابزار فشار سیاسی یا سپر دفاعی اقتصادی قرار دارند. با این حال، تحلیل‌ها نشان می‌دهد که برخلاف تصور، این ثروت عظیم بیش از آنکه ابزاری برای مدیریت یا پایان دادن به جنگ باشد، ابزاری برای دوام آوردن در بحران است.

🔻دولت‌های منطقه از جمله قطر، امارات و عربستان اقدامات سریعی، از جمله تعویق بازپرداخت وام‌ها و اختصاص بودجه‌های حمایتی برای کسب‌وکارهای آسیب‌دیده، برای تثبیت اقتصاد داخلی انجام داده‌اند. علیرغم ابهامات، شواهدی مبنی بر خروج سرمایه از بازارهای جهانی دیده نمی‌شود. مقامات ارشد، از جمله سفیر امارات و رئیس صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان (PIF)، بر تعهد به سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی تأکید کرده‌اند. صندوق‌های بزرگ مانند ADIA و QIA همچنان به قراردادهای جدید در حوزه‌های املاک، فناوری و هوش مصنوعی ادامه می‌دهند. دلیل این تداوم، ساختار سرمایه‌گذاری این صندوق‌هاست؛ بخش بزرگی از دارایی‌های آن‌ها در دارایی‌های غیرنقدشونده (مانند زیرساخت‌ها) است که فروش سریع آن‌ها منجر به زیان سنگین می‌شود. همچنین، این کشورها به دلیل رتبه اعتباری بالا (مانند رتبه AA ابوظبی)، همچنان می‌توانند به جای برداشت از صندوق‌ها، از بازارهای جهانی استقراض کنند.

🔻اما تهدید اصلی نه متوجه سرمایه‌های خارجی، بلکه متوجه «مدل توسعه داخلی» این کشورهاست. حملات موشکی و پهپادی ایران به تأسیسات حیاتی مانند مجتمع آلومینیوم امارات و مراکز داده آمازون، اعتبار منطقه را به عنوان یک هاب امن جهانی مخدوش کرده است. صندوق‌های ثروت ملی که موتور محرک تنوع‌بخشی اقتصادی و پروژه‌هایی نظیر شهر نئوم، هوش مصنوعی و مراکز مالی بودند، اکنون با خروج موقت کارکنان بانک‌های بزرگ (مانند گلدمن ساکس و سیتی‌گروپ) و مهاجرت کسب‌وکارهای فناوری به مناطق امن‌تر روبرو هستند. طنز تلخ ماجرا اینجاست که موفقیت این صندوق‌ها در ادغام با شبکه‌های مالی و فناوری غرب، آن‌ها را به هدفی استراتژیک برای ایران تبدیل کرده تا از این طریق به اقتصاد جهانی فشار وارد کند.

🔻بنابراین، ایده استفاده از این ثروت به عنوان اهرم فشار سیاسی علیه واشنگتن تا حد زیادی توهم‌آمیز است. کشورهای خلیج فارس تنها ۲ تا ۳ درصد از اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا را در اختیار دارند (در مقایسه با ۱۳ درصد ژاپن) و نفوذ آن‌ها بر هزینه‌های استقراض آمریکا ناچیز است. تنها ابزار باقی‌مانده، دیپلماسی پنهان و شبکه‌های نخبگانی است که از طریق سرمایه‌گذاری در پروژه‌های اطرافیان دونالد ترامپ ایجاد شده است. اگرچه این روابط ممکن است به اهداف کوچکی مانند مجوز صادرات تراشه‌های پیشرفته منجر شود، اما در توقف جنگ یا ایجاد امنیت پایدار ناتوان بوده‌اند. به نظر می‌رسد این صندوق‌ها برای جذب شوک‌ها کارآمد هستند، اما قدرت تغییر محیط ژئوپلیتیکی که این شوک‌ها را تولید می‌کند، ندارند.

https://arabcenterdc.org/resource/protection-or-vulnerability-gulf-sovereign-wealth-funds-and-the-iran-war/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ سرنوشت مدل‌های توسعه اقتصادی کشورهای خلیج فارس در سایه جنگ علیه ایران

🔻 یادداشت مجله «فارن پالیسی» به قلم استیفن کوک، با نگاهی انتقادی به پیامدهای اقدامات نظامی و بی‌محابای دونالد ترامپ علیه ایران، سرنوشت «مدل توسعه خلیج‌فارس» را مورد بررسی قرار داده است. کوک بیان می‌کند که شهرهای خلیج‌فارس از حاشیه به مرکز توجه تبدیل شده‌اند و کشورهایی نظیر عربستان سعودی، امارات و قطر در دهه‌های اخیر با تکیه بر ثبات سیاسی و امنیت ناشی از حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا، تحولات عظیمی در بازسازی اقتصاد و جوامع خود ایجاد کرده‌اند. این مدل توسعه که بر جذب سرمایه، فناوری، گردشگری و ورزش استوار است، تا پیش از درگیری‌های اخیر، حتی در بحبوحه جنگ غزه نیز با تکیه بر صندوق‌های ذخیره ارزی قدرتمند به مسیر خود ادامه می‌داد.

🔻اما نقطه چرخش این وضعیت، درگیری‌های نظامی مستقیم در ژوئن ۲۰۲۵ و متعاقب آن عملیات‌های سنگین در اوایل سال ۲۰۲۶ است. نویسنده معتقد است تهور ترامپ در مواجهه با ایران، بدون در نظر گرفتن پیامدهای منطقه‌ای، باعث شد تا کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس برخلاف میل خود وارد یک کارزار ویرانگر شوند. در طول پنج هفته نبرد سنگین، ایران با شلیک هزاران موشک و پهپاد، زیرساخت‌های حیاتی انرژی و فناوری منطقه را هدف قرار داد. تاسیسات «رأس‌لفان» قطر، مراکز داده در بحرین، پالایشگاه‌های کویت و خطوط لوله عربستان آسیب دیدند و امارات حتی بیش از اسرائیل هدف حملات قرار گرفت.

🔻بزرگ‌ترین ضربه به مدل توسعه خلیج‌فارس، تغییر موازنه قدرت در تنگه هرمز است. مفاد آتش‌بس و طرح صلح ۱۰ ماده‌ای که ترامپ به دنبال آن است، عملاً حاکمیت ایران بر این آبراه راهبردی را به رسمیت می‌شناسد. در بیانیه وزارت خارجه ایران صراحتاً ذکر شده که عبور از تنگه هرمز تنها با هماهنگی نیروهای مسلح ایران ممکن خواهد بود. این یعنی کشورهای خلیج‌فارس که پیش‌تر امنیت خود را تضمین‌شده می‌دیدند، اکنون یا باید به حسن نیت ایران متکی باشند و یا هزینه‌های مالی (مانند باج یا تعرفه عبور) به کشوری بپردازند که هفته‌ها آن‌ها را زیر آتش گرفته بود.

🔻در نهایت، نویسنده معتقد است که تصویر «محیط امن برای کسب‌وکار» در خلیج‌فارس به شدت مخدوش شده است. با وجود هشدار رهبران منطقه به ترامپ برای پایان دادن قطعی به توانمندی‌های ایران، او با تکیه بر توهم تغییر رفتار در تهران، کار را نیمه‌تمام رها کرد. این وضعیت، رهبرانی چون محمد بن سلمان و محمد بن زاید را مجبور می‌کند تا منابع کلان خود را از پروژه‌های توسعه‌ای به سمت هزینه‌های نظامی و دفاعی سوق دهند. کوک پیش‌بینی می‌کند که این کشورها برای جبران خلل امنیتی ناشی از بی‌تدبیری آمریکا، بار دیگر به سمت پکن متمایل شده و روابط نظامی و اقتصادی با چین را تقویت کنند؛ فرآیندی که بهبود زخم‌های ناشی از تهور ترامپ در آن، سال‌ها به طول خواهد انجامید.

https://foreignpolicy.com/2026/04/10/gulf-states-iran-war-united-arab-emirates-saudi-arabia-qatar-strikes-us-israel/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️احیای تولید انرژی در خلیج فارس پس از آتش‌بس ایران و آمریکا چقدر زمان می‌یرد؟

🌐Al-Monitor
🔻آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایالات متحده و ایران، به عنوان فرصتی حیاتی برای بازگشت جریان نفت و گاز مایع (LNG) به بازارهای جهانی از طریق تنگه هرمز تلقی می‌شود. این گذرگاه استراتژیک که حدود ۲۰ درصد از جریان انرژی جهان را مدیریت می‌کند، در مرکز این توافق قرار دارد، اما بازگشت به شرایط عادی فرآیندی دشوار و زمان‌بر خواهد بود که احتمالاً ماه‌ها یا حتی سال‌ها به طول می‌انجامد. در حالی که بازارهای جهانی با افت قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار به این خبر واکنش نشان دادند، اما چالش‌های زیرساختی و امنیتی همچنان پابرجا هستند.

🔻قطر به عنوان یکی از پیشگامان، تلاش برای ازسرگیری تولید در تأسیسات عظیم «رأس لفان» و «مسیعید» را آغاز کرده است، اما واقعیت این است که حملات موشکی مستقیم به زیرساخت‌ها، از جمله از دست رفتن ۱۷ درصد از ظرفیت صادرات سالانه قطر برای مدت ۵ سال، بازسازی سریع را غیرممکن ساخته است. تأسیسات رأس لفان با ظرفیت تولید ۷۷ میلیون تن LNG در سال، حتی در صورت نبود آسیب فیزیکی، حداقل به یک ماه زمان برای راه‌اندازی مجدد نیاز داشت.

🔻در همین حال، آمارهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) حاکی از آن است که میانگین قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۶ دلار خواهد بود که افزایشی چشمگیر نسبت به پیش‌بینی قبلی ۷۹ دلاری نشان می‌دهد و حتی احتمال جهش قیمت به ۱۱۵ دلار در سه‌ماهه دوم سال جاری میلادی وجود دارد. وضعیت در سایر کشورهای منطقه نیز ناهمگون است؛ در حالی که شرکت نفت بصره مدعی است عراق می‌تواند صادرات ۳.۴ میلیون بشکه‌ای خود را ظرف یک هفته پس از بازگشایی تنگه احیا کند، کویت با تولید پیش از جنگِ ۲.۶ میلیون بشکه در روز، اعلام کرده است که به دلیل بستن چاه‌ها و اختلال در زنجیره تأمین، ماه‌ها تا رسیدن به ظرفیت کامل تولید فاصله دارد. علاوه بر این، حجم عظیمی از تولید (حدود ۷.۵ میلیون بشکه در روز در ماه مارس و احتمالاً ۹.۱ میلیون بشکه در آوریل) به دلیل پر شدن انبارها و نبود مسیر صادراتی متوقف شده است.

🔻تداوم ناامنی‌ها، از جمله حمله پهپادی به خط لوله شرق به غرب عربستان درست پس از اعلام توافق و حملات پیشین به هاب صادراتی جزیره خارگ، باعث شده شرکت‌های کشتیرانی برای تردد در تنگه هرمز همچنان با تردید مواجه و به تضمین‌های امنیتی بیشتری نیاز داشته باشند. با توجه به اینکه ظرفیت صادراتی ایالات متحده نیز به اشباع رسیده است، جبران کمبود عرضه ناشی از بحران خلیج‌فارس عملاً غیرممکن به نظر می‌رسد و تبعات این اختلالات تا سال ۲۰۲۷ و پس از آن نیز در بازارهای جهانی طنین‌انداز خواهد بود، به طوری که قیمت‌های پیش‌بینی شده برای سال ۲۰۲۷ همچنان ۱۸ درصد بالاتر از برآوردهای اولیه و در حدود ۷۶ دلار باقی مانده است. از این رو، شکنندگی این بازه زمانی دو هفته‌ای و احتمال عدم پایبندی به توافق، مانع بزرگی برای شرکت‌های انرژی جهت تعهد به بازگشایی کامل عملیات‌های پیچیده خود محسوب می‌شود.

https://www.al-monitor.com/originals/2026/04/how-fast-can-gulf-energy-production-rebound-after-us-iran-ceasefire

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️سیبل‌های ثروتمند؛ آیا کشورهای عربی قربانی اصلی نبرد ایران و آمریکا هستند؟

🌐 Responsible Statecraft
🔻با گذشت یک ماه از آغاز جنگ دونالد ترامپ علیه ایران، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) بیش از هر زمان دیگری در معرض پیامدهای این درگیری قرار گرفته‌اند. اکنون پرسش اساسی این است که آیا این شش دولت می‌توانند از ورود به نبرد نظامی در کنار آمریکا و «اسرائیل» خودداری کنند یا خیر. آمارها نشان‌دهنده واقعیتی تکان‌دهنده است: ۸۳ درصد از موشک‌ها و پهپادهای شلیک شده توسط ایران به سمت کشورهای شورای همکاری هدف‌گیری شده‌اند، در حالی که سهم «اسرائیل» از این حملات تنها ۱۷ درصد بوده است. در این میان، امارات متحده عربی تا تاریخ ۲۶ مارس با تحمل ۲۱۸۷ حمله، ۸ کشته و ۱۶۱ زخمی، بیشترین آسیب را دیده است. کویت با ۹۵۱ حمله، ۵ کشته و ۱۰۳ زخمی در رتبه دوم و عربستان سعودی با ۸۰۲ حمله، ۳ کشته و ۱۵ زخمی در رتبه سوم قرار دارند.

🔻تمرکز تهران بر امارات احتمالاً به دلیل عادی‌سازی روابط ابوظبی با «اسرائیل» در سال ۲۰۲۰ است، اما حملات گسترده به کویت نشان می‌دهد که نزدیکی جغرافیایی و میزبانی از تأسیسات نظامی ایالات متحده، تمامی این کشورها را در سیبل حملات ایران قرار داده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، ۱۴ مارس از همسایگان خواست تا «متجاوزان خارجی» را اخراج کنند؛ پیامی که بر شکاف موجود میان تعهد آمریکا به امنیت «اسرائیل» در مقایسه با شرکای خلیج فارس تأکید دارد. اگرچه پدافند هوایی این کشورها «تا حد زیادی» موفق عمل کرده، اما خطر اصلی متوجه مدل اقتصادی طولانی‌مدت آن‌هاست. اکثر کشته‌شدگان از میان کارگران جنوب و شرق آسیا بوده‌اند که ستون فقرات اقتصاد این منطقه محسوب می‌شوند. در حالی که فقر ممکن است همچنان این کارگران را به منطقه بکشاند، اما خروج سرمایه‌گذاران، گردشگران و مهاجران ثروتمند می‌تواند پروژه‌های کلانی مانند «چشم‌انداز ۲۰۳۰» عربستان سعودی را که با صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری برای کاهش وابستگی به نفت طراحی شده، با شکست مواجه کند.

🔻در حالی که گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی مانند واشینگتن‌پست و نیویورک‌تایمز در اواخر فوریه و مارس از فشار پنهانی ریاض بر واشنگتن برای تداوم جنگ خبر می‌دادند، دولت سعودی این ادعاها را تکذیب کرده است. با این حال، شاهزاده فیصل بن فرحان هشدار داده که صبر پادشاهی حدی دارد. در داخل منطقه نیز شکاف دیدگاه وجود دارد؛ برخی مقامات اماراتی بر این باورند که حملات ایران ضرورت همکاری با «اسرائیل» را تقویت کرده است، اما در مقابل، تحلیل‌گران کویتی و سعودی، «اسرائیل» را یک «بار استراتژیک و اخلاقی» می‌دانند که در این جنگ هیچ کمکی به متحدان منطقه‌ای خود نکرده است. در نهایت، تردید به کارآمدی پایگاه‌های آمریکایی باعث شده تا کشورهای منطقه به دنبال ائتلاف‌های جدید باشند؛ از جمله پیمان دفاعی عربستان با پاکستان و مذاکرات چهارجانبه با حضور ترکیه و مصر. در حال حاضر، بحران به حدی است که ترافیک دریایی تنگه هرمز از میانگین روزانه ۱۳۸ شناور به تنها ۶ شناور (در ۲۳ مارس) کاهش یافته که نشان‌دهنده فلج شدن شریان اقتصادی منطقه و جهان است.

https://responsiblestatecraft.org/saudi-arabia-war-iran/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ تثبیت دکترین «هاب جهانی»؛ چرا چالش‌های امنیتی تغییری در اولویت‌های بنیادین امارات ایجاد نمی‌کنند؟

🔺تحلیل انستیتو کشورهای عرب خلیج فارس در واشنگتن (AGSIW) به بررسی پایداری هویت راهبردی امارات متحده عربی در مواجهه با تنش‌های فزاینده منطقه‌ای پرداخته و استدلال می‌کند که «دی‌ان‌ای» سیاسی و اقتصادی این کشور به شکلی طراحی شده است که در برابر بحران‌ها تغییر ماهیت نمی‌دهد. این گزارش تأکید می‌کند که هسته سخت هویت ملی امارات بر پایه تبدیل شدن به یک قطب جهانی برای تجارت، گردشگری، لجستیک و فناوری استوار شده و این اولویت راهبردی، قطب‌نمای تمام تصمیمات دیپلماتیک و امنیتی ابوظبی در سال ۲۰۲۶ است.
🔺نویسنده معتقد است که حتی در صورت وقوع حملات پهپادی یا فشارهای مقطعی ناشی از رقابت‌های ژئوپلیتیک، امارات از مسیر اصلی خود که همانا شکوفایی اقتصادی و ثبات پسانفتی است، منحرف نخواهد شد و به جای تغییر اهداف کلان، صرفاً ابزارهای تاکتیکی خود را برای محافظت از این مدلِ توسعه بازتعریف می‌کند. از نگاه این تحلیل، امنیت برای امارات نه یک هدف نهایی، بلکه پیش‌نیازی برای بقای «مدل هاب» است و به همین دلیل، ابوظبی همواره پراگماتیسم را بر ایدئولوژی ترجیح می‌دهد.

🔺یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های این تحلیل به قدرت سازگاری امارات در محیط‌های پرخطر اشاره دارد. AGSIW معتقد است که تجربه‌های گذشته، از جمله تنش‌های دریایی و حملات موشکی سال‌های پیش، نه تنها باعث عقب‌نشینی امارات از پروژه‌های بزرگ جهانی نشده، بلکه منجر به تقویت دکتری «تنش‌زدایی فعال» شده است. امارات در سال ۲۰۲۶ با درک این واقعیت که آسیب‌پذیری‌اش در پیوند عمیق با بازارهای جهانی نهفته است، به جای ورود به ائتلاف‌های نظامی تهاجمی، بر ایجاد شبکه‌ای از وابستگی‌های متقابل متمرکز شده است. این کشور با بازسازی روابط با رقبای منطقه‌ای نظیر ایران و ترکیه و همزمان تعمیق همکاری‌ها با رژیم صهیونیستی و هند، سعی دارد خود را به عنوان نقطه‌ای غیرقابل حذف در زنجیره تأمین جهانی تثبیت کند که هزینه هرگونه حمله به آن، دامن‌گیر اقتصاد تمام بازیگران بزرگ شود. در واقع، امارات «بازدارندگی» را نه در انباشت سلاح، بلکه در «جذابیت و ضرورت اقتصادی» خود جست‌وجو می‌کند.

🔺در لایه دیپلماتیک، این گزارش تأکید می‌کند که امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۶ به عنوان یک «قدرت متوسط هوشمند» عمل می‌کند که از بازی در قطب‌بندی‌های صلب جهانی پرهیز دارد. این کشور به خوبی آموخته است که چگونه میان الزامات امنیتی ناشی از شراکت با واشنگتن و منافع اقتصادی ناشی از همکاری با پکن و مسکو توازن برقرار کند. AGSIW نتیجه می‌گیرد که هرگونه تلاش برای تغییر این «دی‌ان‌ای» راهبردی از طریق ابزارهای فشار نظامی، با شکست مواجه خواهد شد؛ زیرا نخبگان حاکم در ابوظبی بقای خود را در پیوند با نظم لیبرال اقتصادی و تجارت آزاد می‌بینند. سال ۲۰۲۶ نشان داد که امارات حتی در اوج بحران‌ها، به جای سنگربندی نظامی، به سمت تقویت «انعطاف‌پذیری استراتژیک» حرکت کرده است تا اطمینان حاصل کند که جایگاهش به عنوان بهشتِ سرمایه و نوآوری در قلب خاورمیانه، تحت هیچ شرایطی خدشه‌دار نمی‌شود. این ثبات در هدف، امارات را به بازیگری تبدیل کرده که بحران‌ها را به جای تهدید، به فرصتی برای بازتعریف نقش خود در نظم نوین جهانی تبدیل می‌کند.

🟦 تحلیل: این تحلیل چشم خود را بر روی ماجراجویی‌های خطرناک امارات متحده عربی که خودش یکی از مهم‌ترین موتورهای ایجاد آشوب و بی‌نظمی است، بسته است. جنس این تحلیل بیشتر شبیه به تحلیل‌های سفارشی است که بیش از وصل کردن حقایق برای رسیدن به یک نقشه کلی، در پی تحمیل یک نقشه سفارشی ناموزون بر واقعیت‌های غیر قابل انکار است. چه اینکه در جنگ اخیر نیز ماجراجویی‌های نظامی رژیم امارات علیه ایران، غیر قابل مقایسه با سایر کشورهای عربی است.

https://agsi.org/analysis/attacks-will-not-mutate-the-uaes-dna/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ چشم‌انداز امنیتی خلیج فارس در «روز بعد»؛ واشنگتن و متحدان عرب در سودای پایداری پساجنگ

🔺تحلیل تازه «انستیتو کشورهای عرب خلیج فارس در واشنگتن» (AGSIW) به بررسی پیچیدگی‌های حاکم بر طراحی یک «معماری امنیتی نوین» در خلیج فارس، در سناریوی فرضیِ پس از یک درگیری نظامی گسترده با ایران می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که دولت ایالات متحده و متحدانش در شورای همکاری خلیج فارس، اکنون به این درک رسیده‌اند که پیروزی نظامی در یک جنگ احتمالی، تنها آغاز یک چالش بزرگتر یعنی مدیریت «خلأ قدرت» و جلوگیری از فروپاشی کامل نظم منطقه‌ای است. نویسنده معتقد است که در سال ۲۰۲۶، تمرکز استراتژیک از «بازدارندگی صرف» به سمت طراحی یک چارچوب «روز بعد» تغییر یافته است که هدف آن نه تنها مهار بقایای نفوذ ایران، بلکه ایجاد یک نظام امنیتی بومی و پایدار است که بتواند بدون نیاز به حضور دائمی و عظیم نیروهای آمریکایی، ثبات را تضمین کند.
🔺محور اصلی این بازنگری امنیتی، عبور از توافقات شفاهی به سمت یک «پیمان دفاعی چندجانبه» و رسمی است. AGSIW اشاره می‌کند که کشورهای خلیج فارس دیگر به تضمین‌های امنیتی غیرالزام‌آور واشنگتن بسنده نمی‌کنند و خواهان یک ساختار «ایالات متحده به‌علاوه کشورهای خلیج فارس» (US-plus) هستند که در آن وظایف و تعهدات هر طرف به روشنی تعریف شده باشد. این گزارش تأکید می‌کند که یکی از بزرگترین چالش‌ها در دوران پساجنگ، برخورد با «بقایای شبکه نفوذ غیردولتی» ایران در منطقه است؛ گروه‌هایی که ممکن است حتی پس از تضعیف مرکز، به عنوان بازیگران مخرب عمل کنند. از این رو، استراتژی جدید بر پایه ادغام سیستم‌های پدافندی، امنیت سایبری مشترک و ایجاد یک نیروی واکنش سریع منطقه‌ای بنا شده است که هدفش مقابله با تهدیدات نامتقارن در دوران گذار است.

🔺بخش دیگری از این تحلیل به ضرورت «بازسازی اقتصادی» به عنوان ابزاری برای تثبیت امنیت می‌پردازد. پایتخت‌های عربی، به‌ویژه ریاض و ابوظبی، بر این باورند که هرگونه نظم امنیتی جدید در سال ۲۰۲۶ باید با یک «طرح مارشال منطقه‌ای» همراه باشد تا از تبدیل شدن کشورهای جنگ‌زده به کانون‌های جدید تروریسم و مهاجرت جلوگیری شود. AGSIW معتقد است که پایداری صلح در خلیج فارسِ پساجنگ، بیش از آنکه به تعداد ناوهای هواپیمابر بستگی داشته باشد، به توانایی منطقه در ادغام اقتصادی و ایجاد وابستگی‌های متقابل بستگی دارد. در واقع، متحدان عرب واشنگتن به دنبال نظمی هستند که در آن «توسعه» به عنوان خط اول دفاعی عمل کند و آمریکا به جای یک «ژاندارم»، نقش یک «ضامن تکنولوژیک و لجستیک» را ایفا نماید.

🔺در نهایت، انستیتو کشورهای عرب خلیج فارس نتیجه می‌گیرد که هرگونه برنامه‌ریزی برای امنیت منطقه بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های ژئوپلیتیک جدید، محکوم به شکست است. سال ۲۰۲۶ نشان داد که دوران «امنیت وارداتی» به پایان رسیده و پایتخت‌های خلیج فارس به دنبال نقشی رهبری‌کننده در تعیین سرنوشت خود هستند. واشنگتن باید بپذیرد که در نظم پساجنگ، موفقیت در گروی تقسیم قدرت و مسئولیت با متحدانی است که اکنون بیش از هر زمان دیگری بر «حاکمیت ملی» و «ثبات اقتصادی» خود تأکید دارند. این گذار از مدیریت بحران به سمت نهادسازی امنیتی، تنها راه فرار از چرخه بی‌پایان تنش در استراتژیک‌ترین آبراه جهان خواهد بود.

🟦 تحلیل: این تحلیل اصلا به احتمال پیروزی ایران در این نزاع منطقه‌ای یا حداقل به دست آمدن دستاوردهای جدی برای ایران در این نزاع نپرداخته است و متمرکز بر این فرض است که پس از شکست ایران، چه اتفاقاتی در منطقه خواهد افتاد. علاوه بر اینکه نویسنده بر خلاف تصریحش نمی‌خواهد باور کند که امنیت امری خودیار و خودبنیاد است و قابل خریداری چه در قالب شفاهی و چه در قالب پیمان‌های امنیتی مکتوب نیست.

https://agsi.org/analysis/the-united-states-plus-gulf-states-contemplate-regional-security-after-iran-war/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ اقتصادهای لرزان خلیج فارس؛ بحران ایران چه حفره‌هایی را در استراتژی‌های کلان منطقه فاش کرد؟

🔺 تحلیل تازه «مؤسسه خاورمیانه» (MEI) در اوایل سال ۲۰۲۶، به کالبدشکافی عمیق آسیب‌پذیری‌هایی می‌پردازد که بحران‌های پی‌درپی با ایران در ساختار اقتصادی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس عیان کرده است. این گزارش استدلال می‌کند که علی‌رغم دهه‌ها سرمایه‌گذاری سنگین در حوزه نظامی و خرید پیشرفته‌ترین تسلیحات غربی، اقتصادهای منطقه همچنان در برابر تهدیدات نامتقارن و تنش‌های ژئوپلیتیک به شدت شکننده‌اند. نویسنده معتقد است که بحران ایران برای پادشاهی‌های خلیج فارس دیگر تنها یک چالش امنیتی ساده نیست، بلکه به یک «تهدید وجودی» برای مدل‌های توسعه نوین و آرزوهای پسانفتی آن‌ها تبدیل شده است که پیامدهای آن می‌تواند کل نظم مالی و زنجیره تأمین جهانی را دچار تزلزل کند.
🔺 نخستین و ملموس‌ترین آسیب‌پذیری که در این تحلیل بر آن تأکید شده، تمرکز بیش از حد زیرساخت‌های حیاتی در نوار ساحلی خلیج فارس است؛ نقاطی که به راحتی در برد پهپادها و موشک‌های ارزان‌قیمت اما دقیق قرار دارند. MEI تصریح می‌کند که حتی با وجود سامانه‌های پدافندی چندلایه، تأسیسات حیاتی نظیر ایستگاه‌های آب‌شیرین‌کن، پالایشگاه‌های عظیم و نیروگاه‌های برق در عربستان سعودی و امارات همچنان «اهدافی نرم» و آسیب‌پذیر محسوب می‌شوند. از کار افتادن حتی بخش کوچکی از این تأسیسات در اثر یک درگیری محدود، می‌تواند منجر به فلج شدن زندگی شهری، خروج نیروهای متخصص خارجی و توقف آنی فعالیت‌های صنعتی شود. این واقعیت تلخ باعث شده تا نرخ بیمه کشتی‌رانی و هزینه‌های لجستیک در منطقه به شکلی پایدار بالا بماند و جذابیت خلیج فارس را به عنوان یک مرکز تجاری امن زیر سوال ببرد.
🔺 آسیب‌پذیری دوم که ابعاد ژئوپلیتیک وسیعی دارد، وابستگی حیاتی پروژه‌هایی نظیر «چشم‌انداز ۲۰۳۰» سعودی به ثبات محیطی و آرامش سیاسی است. جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) که سوخت اصلی موتور توسعه در ابرپروژه‌هایی مانند «نئوم» و قطب‌های فناوری امارات است، به شدت نسبت به کوچکترین بوی باروت حساسیت نشان می‌دهد. MEI معتقد است که هرگونه لرزه در روابط با ایران، نه تنها منجر به فرار سریع سرمایه‌های سیال می‌شود، بلکه اعتماد بلندمدت سرمایه‌گذاران بین‌المللی را که ریاض و ابوظبی برای دهه‌ها روی آن حساب کرده‌اند، نابود می‌کند. این یک پارادوکس استراتژیک است: کشورهای خلیج فارس برای عبور از اقتصاد نفتی به صلح نیاز مبرم دارند، اما ثروتی که قرار است این تحول را رقم بزند، در گروی امنیت آب‌های خلیج فارس است که اکنون بیش از هر زمان دیگری ناپایدار به نظر می‌رسد.
🔺 در سطح بازتاب‌های جهانی، این آسیب‌پذیری‌ها منجر به تغییر رفتار معنادار در پایتخت‌های عربی شده است. این گزارش نشان می‌دهد که کشورهای منطقه به این درک رسیده‌اند که چتر امنیتی آمریکا دیگر ضمانت‌نامه‌ای برای حفاظت از «رشد اقتصادی» آن‌ها نیست. در نتیجه، ما شاهد یک بازآرایی ژئوپلیتیک هستیم که در آن کشورهای حوزه خلیج فارس به سمت «پراگماتیسم سرد» با تهران حرکت کرده و همزمان نفوذ چین و روسیه را به عنوان ضامن‌های موازنه قوا پذیرا شده‌اند. این چرخش، نشان‌دهنده گذار از دوران ائتلاف‌های تهاجمی به سمت مدلی از «مدیریت ریسک» است که در آن همکاری‌های اقتصادی و دیپلماتیک با ایران، نه از روی دوستی، بلکه به عنوان ابزاری برای خرید امنیت و جلوگیری از فروپاشی رویاهای توسعه‌ای نگریسته می‌شود.
🔺 در نهایت، مؤسسه خاورمیانه نتیجه می‌گیرد که بحران ایران، کشورهای خلیج فارس را در برابر یک واقعیت عریان قرار داده است: معماری اقتصادی قرن ۲۱ آن‌ها نمی‌تواند بر پایه ساختارهای امنیتی قرن بیستمی استوار بماند. سال ۲۰۲۶ نشان داد که «واقع‌گرایی اقتصادی» اکنون فرمانده اصلی سیاست خارجی در منطقه است. پادشاهی‌های خلیج فارس آموخته‌اند که در دنیای به هم پیوسته امروز، امنیتِ انتقال انرژی و امنیتِ توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی دارند که حفظ آن‌ها بدون ایجاد یک توازن پایدار با رقبای منطقه‌ای، مأموریتی غیرممکن خواهد بود.

https://mei.edu/brief/what-vulnerabilities-has-the-iran-crisis-exposed-in-gcc-economies-and-what-broader-economic-and-geopolitical-reverberations-might-flow-from-those-vulnerabilities/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ با عرض سلام و ادب دوباره خدمت همراهان کانال

🔻 از اینکه در این مدت همراه شما نبودیم و به دلیل عدم دسترسی به اینترنت و برخی مشکلات دیگر نتوانستیم روند خبررسانی را تداوم بدهیم، عذرخواهیم. علاوه بر اینکه سرعت تحولات و اخبار و بازتاب سریع و گسترده همه خبرها در کانال‌های خبری عمومی و حتی کانال‌های سرگرمی، باعث می‌شد که درج اخبار در کانال فایده چندانی نیز نداشته باشد. لذا قصد داریم پیگیری تحولات اخیر و پس از جنگ میهنی رمضان در منطقه کشورهای حوزه خلیج فارس را با رویکرد انعکاس مهم‌ترین تحلیل‌های بین المللی شروع کنیم.
البته همچنان دسترسی ما به اینترنت بین الملل ناپایدار است و باز هم امکان قطع کانال وجود دارد.

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

سلماً حرباً بايعناك یا قائد الثورة الإسلامية
#لبیک_یا_خامنه‌ای

@mersadcss🔷🔷🔷

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ ملاحظه تحلیلی

🔺 شکی نیست که مسئولیت تمامی عواقب این جنگ بر عهده دونالد ترامپ است و او نمی‌تواند از عهده مسئولیت‌های این جنگ افروزی آشکار شانه خالی کند، اما اگر خلف احمد الحبتور واقعا به دنبال پاسخ گرفتن سوال اول خود است، یک پاسخ روشن برای آن، این است که اجازه چنین جنگی را اگر نگوییم «دسیسه‌چینی‌ها و جاه طلبی‌های شریرانه» دولت متبوع او یعنی امارات داده است، دست کم باید بگوییم «دنباله‌روی کور و انتخاب‌های اشتباه» سرکردگان امارات چنین اجازه‌ای را به ترامپ داده است.

🔺 وقتی همه دلسوزان منطقه، از ایران و کشورهای عربی نسبت به عواقب پادویی حریصانه امارات در پروژه‌های آمریکایی و صهیونیستی هشدار دادند؛ وقتی دوستان ایرانی امارات، نسبت به انتخاب اشتباه وابستگی امنیتی به قدرت خارجی و خریدنی نبودن امنیت، هشدار دادند و همه این هشدارها شنیده نشد و در یک رقابت منطقه‌ای کشورهای خلیج‌فارس با یکدیگر بر سر خوش‌خدمتی و سرسپردگی بیشتر به ترامپ و دولت فاسد آمریکا مسابقه گذاشتند، همان روز اجازه چنین خطاهایی برای قدرت فاسد حاکم بر آمریکا صادر شد.

🔺 این تاجران بی‌سیاست حاکم بر کشورهای خلیج فارس بودند که به تبهکاری مانند ترامپ اجازه دادند، بر مقدرات و سرنوشت کشورهای اسلامی حاشیه جنوبی خلیج فارس حاکم شود و آنها را سپر بلای خود در مهالک کند.

#امارات

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

⭕️شیخ الازهر و تماس‌های تلفنی برای ایفای نقش ضد ایرانی-شیعی

🔹در جریان جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته رژیم صهیونیستی علیه ایران، احمد الطیب به صورت رسمی این حمله را محکوم کرد و حداقل نوعی موضع‌گیری مستقل و مبتنی بر معیارهای انسانی و دینی از خود نشان داد. اما در حملات اخیر، هنگامی که ایران اقدام به حمله موشکی به پایگاه‌های آمریکایی در امارات کرد، به ناگاه مواضع احمد الطیب به شکل کامل تغییر کرد و این مرتبه نه تنها پاسخ مشروع نیروی نظامی ایران را محکوم نمود، بلکه هیچ اشاره‌ای در سخنانش به نقش نیروهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی نیز در این بحران نشد.
🔗ادامه مطلب:
syaaq.com/36379/

@dolatedin

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ وضعیت بحرانی در شیخ‌نشینان جنوب خلیج فارس

🔺مجله "اکونومیست" گزارش داده که کشورهای خلیج فارس در مدت دو روز حدود ۸۰۰ موشک رهگیر از نوع "پک-3" یا "تاد" را مصرف کرده‌اند. شرکت "لاکهید مارتین" سالانه تنها حدود ۶۰۰ موشک از نوع "پک-3" تولید می‌کند و تولید سیستم "تاد" نیز به مراتب کمتر (۹۶ موشک) است. وضعیتی که نشان می‌دهد کشورهای منطقه باید در استفاده از موشک‌های رهگیر خود صرفه‌جویی کنند و شاید ناچار شوند تصمیم بگیرند از کدام مکان‌ها دفاع، و کدام‌ها را رها کنند.

🔺دولت امارات تصویربرداری، هم رسانی یا تبادل تصاویر از مکان‌های حیاتی و امنیتی حساس را ممنوع کرد. دستگاه امنیتی این کشور در پلتفرم "اکس" (X) از شهروندان خواسته از ترویج اطلاعات غیرموثق یا محتوای جعلی خودداری کنند و بر اهمیت رعایت این قوانین به عنوان نشانه‌ای از آگاهی ملی تأکید کرده است.

🔺صنعت هواپیمایی در خلیج فارس با اختلال شدید مواجه است. فرودگاه‌های دبی، ابوظبی و قطر که از پر تردد ترین فرودگاه‌های جهان به شمار می‌روند، تعطیل شده‌اند؛ نیمی از جمعیت دبی در حال ترک شهر هستند؛ مهاجران برای یافتن پروازهای خروجی، به صورت زمینی به عمان و عربستان می‌روند.

#امارات #قطر

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️مفتی اعظم عمان شهادت رهبر انقلاب اسلامى را تسلیت گفت

🔺مفتی اعظم عمان در پیامی، شهادت رهبر انقلاب اسلامی را تسلیت گفت. احمد بن حمد الخلیلی، در این پیام نوشته: این مصیبت بزرگ فقدان رهبر انقلاب اسلامی، که مبارزی مقاوم و استوار در میدان شرف، و حامی فلسطینِ عزیز بود را، به ملت مسلمان و برادر ایران تسلیت می‌گوییم.

🔺احمد الخلیلی افزوده: موفقیت حملات ایران در عمق رژیم اشغالگر و نابودی کامل این رژیم را از خداوند خواستاریم، و دعا می‌کنیم خون مسلمانان در هر جایی حفظ شود، و امت اسلامی به جنگ داخلی - که خواسته دشمنان‌ش است - کشانده نشود، بلکه در برابر دشمنی که شبانه‌روز دسیسه‌چینی می‌کند، دست در دست هم دهند.

#عمان

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ثبت بزرگ‌ترین کسری بودجه فصلی عربستان از سال ۲۰۲۰

🔺عربستان سعودی در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵ بزرگ‌ترین کسری بودجه فصلی خود از سال ۲۰۲۰ تاکنون را ثبت کرده است؛ موضوعی که عمدتاً به کاهش قیمت نفت و افزایش هزینه‌های دولتی نسبت داده می‌شود.

🔺بر اساس اعلام وزارت دارایی، کسری بودجه در سه‌ماهه پایانی ۲۰۲۵ به ۹۴.۹ میلیارد ریال (حدود ۲۵.۳ میلیارد دلار) رسید؛ در حالی که این رقم در سه‌ماهه سوم ۸۸.۵ میلیارد ریال بود. مجموع کسری بودجه سال ۲۰۲۵ به حدود ۲۷۶.۶ میلیارد ریال افزایش یافت؛ رقمی بیش از دو برابر کسری ۱۱۵.۶ میلیارد ریالی سال ۲۰۲۴ و بالاتر از برآورد رسمی ۲۴۵ میلیارد ریالی. این کسری معادل حدود ۵.۵ درصد تولید ناخالص داخلی برآورد شده است.

🔺در سه‌ماهه چهارم، هزینه‌های دولت به ۳۷۱ میلیارد ریال رسید، در حالی که درآمدها ۲۷۶ میلیارد ریال اعلام شد. درآمدهای نفتی در این فصل ۱۵۴.۱۸۵ میلیارد ریال بود که نسبت به سه‌ماهه قبل افزایش داشت، اما در مقیاس سالانه، کل درآمد نفتی ۲۰ درصد کمتر از سال ۲۰۲۴ ثبت شد. درآمدهای غیرنفتی نیز به ۱۲۲.۶ میلیارد ریال رسید، هرچند رشد سالانه آن نسبت به سال قبل تقریباً ثابت بود.

🔺عربستان از اواخر ۲۰۲۲ با کسری بودجه مواجه است. برآوردها نشان می‌دهد قیمت سر به سر بودجه نفتی این کشور در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۷ دلار برای هر بشکه (و با احتساب هزینه‌های داخلی صندوق ثروت ملی، ۱۱۴ دلار) است؛ در حالی که نفت برنت حدود ۷۱ دلار معامله می‌شود.

🔺بدهی عمومی عربستان در پایان ۲۰۲۵ به ۱.۵۲ تریلیون ریال رسید که نسبت به ۱.۲۲ تریلیون ریال در پایان ۲۰۲۴ افزایش چشمگیری نشان می‌دهد. ریاض در چارچوب برنامه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» سیاست مالی انبساطی را حفظ کرده، هرچند فشارهای بودجه‌ای به تعدیل یا تعویق برخی پروژه‌های بزرگ انجامیده است. مقامات سعودی کسری امسال را ۳.۳ درصد تولید ناخالص داخلی پیش‌بینی می‌کنند، اما برخی بانک‌های بین‌المللی آن را ۵ تا ۶ درصد برآورد کرده‌اند.

#عربستان

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ اجتناب از جنگ با ایران؛ تنها استراتژی پیروز برای کشورهای خلیج فارس

🔺 تحلیل راهبردی «شورای خاورمیانه در امور جهانی» (ME Council) با نگاهی به واقعیت‌های ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶، استدلالی قاطع را مطرح می‌کند: برای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، تنها «حرکت پیروز» در شطرنج پیچیده منطقه، اجتناب مطلق از وقوع یک درگیری نظامی گسترده با ایران است. این گزارش استدلال می‌کند که علی‌رغم لفاظی‌های تند و تنش‌های مقطعی میان محور واشینگتن-تل‌آویو و تهران، پایتخت‌های عربی خلیج فارس به این درک مشترک و حیاتی رسیده‌اند که هرگونه جنگ‌افروزی در سواحل شمالی این آبراه، کل منطقه را به کام نابودی اقتصادی خواهد کشاند. نویسنده معتقد است که در سال ۲۰۲۶، «صلح سرد» با ایران نه یک انتخاب اخلاقی، بلکه یک ضرورتِ وجودی برای بقای مدل‌های حکمرانی و توسعه در ریاض، ابوظبی و دوحه است.

🔺 محور اصلی این تحلیل بر «آسیب‌پذیری ساختاری» پروژه‌های بلندپروازانه خلیج فارس استوار است. عربستان سعودی که در میانه اجرای پروژه‌های غول‌آسای چشم‌انداز ۲۰۳۰ قرار دارد و امارات که به دنبال تثبیت جایگاه خود به عنوان قطب جهانی هوش مصنوعی است، بیش از هر زمان دیگری به «امنیتِ تضمین‌شده» نیاز دارند. ME Council اشاره می‌کند که زیرساخت‌های حیاتی این کشورها—از ایستگاه‌های عظیم آب‌شیرین‌کن گرفته تا برج‌های تجاری و بنادر هوشمند—در سال ۲۰۲۶ همچنان مانند «خانه‌هایی شیشه‌ای» در برابر تسلیحات نامتقارن ایران هستند. حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافند هوایی نیز نمی‌توانند مصونیت کامل در برابر باران پهپادی یا موشکی را تضمین کنند. نابودی تنها یک ایستگاه آب‌شیرین‌کن در نزدیکی دبی، به معنای تخلیه اجباری کلان‌شهرهایی است که قلب تپنده اقتصاد جدید منطقه محسوب می‌شوند؛ فاجعه‌ای که هیچ پیروزی نظامی مفروضی نمی‌تواند هزینه‌های آن را جبران کند.

🔺 بخش دیگری از این گزارش به «شکست دکترین فشار حداکثری» و تغییر رویکرد در پایتخت‌های عربی می‌پردازد. تحلیل مذکور تأکید می‌کند که کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ دریافته‌اند که تشدید تنش توسط قدرت‌های فرامنطقه‌ای، لزوماً به امنیت آن‌ها منجر نمی‌شود، بلکه آن‌ها را به «خط مقدم» پاسخ‌های تلافی‌جویانه تبدیل می‌کند. به همین دلیل، ما شاهد شکل‌گیری یک «دیپلماسیِ پیش‌دستانه» هستیم که در آن کشورهای منطقه، خود پیش‌قدمِ تنش‌زدایی با تهران شده‌اند. این استراتژی که بر پایه «وابستگی متقابل اقتصادی محدود» و کانال‌های دیپلماتیک باز استوار شده، هدفش این است که ایران را متقاعد کند ثبات در سواحل جنوبی خلیج فارس، بیش از ناامنی آن به نفع منافع ملی تهران است. در واقع، اعراب خلیج فارس با خارج کردن خود از مدارِ تقابل‌های نظامی آمریکا و اسرائیل، به دنبال خرید زمان برای تکمیل تحول اقتصادی خود هستند.

🔺 در نهایت، ME Council نتیجه می‌گیرد که در سال ۲۰۲۶، قدرت واقعی در خلیج فارس نه با تعداد جنگنده‌ها، بلکه با توانایی در «مدیریت بحران» و «جلوگیری از برخورد» تعریف می‌شود. پایتخت‌های منطقه آموخته‌اند که در بازی قدرت میان ایران و غرب، آن‌ها نباید نقش «تدارکاتچی» یا «قربانی» را ایفا کنند. موفقیتِ راهبردی برای کشورهای شورای همکاری در این نهفته است که منطقه را به محیطی تبدیل کنند که در آن هزینه جنگ برای همه طرف‌ها—از جمله ایران و آمریکا—به قدری بالا باشد که دیپلماسی تنها گزینه روی میز باقی بماند. سال ۲۰۲۶ نشان داد که کشورهای خلیج فارس با اولویت دادن به «رشد اقتصادی» بر «ماجراجویی نظامی»، در حال پی‌ریزی نظمی هستند که در آن صلح نه از روی دوستی، بلکه از روی اضطرار و واقع‌گرایی سرد برقرار می‌ماند؛ چرا که آن‌ها می‌دانند در این منطقه، جنگ برنده‌ای ندارد و تنها راه پیروزی، بازی نکردن در میدان جنگ است.

https://mecouncil.org/blog_posts/avoiding-war-with-iran-is-the-gulfs-only-winning-move/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ فراتر از تضمین‌های امنیتی؛ بازتعریف معماری دفاعی خلیج فارس در عصر پسا-واشینگتن

🔺 تحلیل راهبردی «شورای خاورمیانه در امور جهانی» (ME Council) در سال ۲۰۲۶، به بررسی دگردیسی بنیادین در مفهوم امنیت در حوزه خلیج فارس می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که دوران «تضمین‌های امنیتی سنتی» که بر پایه دکترین کارتر و حضور نظامی بی‌قید و شرط ایالات متحده بنا شده بود، به پایان رسیده است. نویسنده معتقد است که پایتخت‌های خلیج فارس، به‌ویژه ریاض و ابوظبی، به این درک رسیده‌اند که امنیت دیگر کالایی نیست که بتوان آن را صرفاً از واشینگتن «وارد» کرد. در واقع، سال ۲۰۲۶ نشان‌دهنده گذار از امنیت مبتنی بر «حمایت خارجی» به سمت یک مدل «امنیتِ فرآیندی» است که بر پایه توازن قوا، دیپلماسی منطقه‌ای و بومی‌سازی توانمندی‌های دفاعی استوار شده است.

🔺 یکی از محورهای اصلی این تغییر پارادایم، کاهش کاراییِ «بازدارندگی از راه دور» است. ME Council اشاره می‌کند که تجربیات سال‌های اخیر نشان داد که تضمین‌های امنیتی آمریکا در برابر تهدیدات نامتقارن، حملات پهپادی و جنگ‌های سایبری لزوماً کارآمد نیستند. در نتیجه، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به سمت «خودمختاری راهبردی» حرکت کرده‌اند. این رویکرد شامل سرمایه‌گذاری سنگین در صنایع دفاعی داخلی و ایجاد مشارکت‌های متنوع با قدرت‌هایی نظیر چین، روسیه و کشورهای اروپایی است. هدف از این تنوع‌بخشی، نه جایگزینی کامل آمریکا، بلکه کاهش وابستگی مطلق به یک بازیگر و ایجاد اهرم‌های فشار در مذاکرات راهبردی با واشینگتن است تا امنیت از یک وعده سیاسی به یک تعهد عملی و چندجانبه تبدیل شود.

🔺 بخش دیگری از این تحلیل بر اهمیت «تنش‌زدایی به عنوان ابزار دفاعی» تأکید دارد. گزارش تصریح می‌کند که پادشاهی‌های خلیج فارس دریافته‌اند که صلح با رقبای منطقه‌ای، به‌ویژه ایران، به مراتب ارزان‌تر و پایدارتر از خرید سامانه‌های پدافندی گران‌قیمت است. دیپلماسی مستقیمی که پس از توافق پکن شکل گرفت، اکنون بخشی از معماری جدید امنیتی منطقه است که در آن «کاهش اصطکاک» به عنوان لایه اول پدافند غیرعامل عمل می‌کند. این استراتژی به کشورهای منطقه اجازه می‌دهد تا به جای صرف هزینه‌های نجومی در رقابت‌های تسلیحاتی فرساینده، منابع خود را بر روی امنیت زیرساخت‌های حیاتی و پروژه‌های توسعه‌ای متمرکز کنند که خود در بلندمدت منجر به ثبات سیاسی و اجتماعی می‌شود.

🔺 در نهایت، ME Council نتیجه می‌گیرد که ایالات متحده نیز باید نقش خود را در این نظم نوین بازتعریف کند. واشینگتن در سال ۲۰۲۶ دیگر نمی‌تواند خود را «تنها پلیس منطقه» بداند، بلکه باید به عنوان یک «شریک توانمند‌ساز» عمل کند که از ادغام سیستم‌های امنیتی منطقه‌ای حمایت می‌کند. امنیت خلیج فارس در عصر جدید، نه در گروی افزایش تعداد ناوها، بلکه در گروی ایجاد یک «نظم خودتنظیم‌گر» است که در آن بازیگران بومی، مسئولیت اصلی مدیریت تنش‌ها را بر عهده دارند. این گذار اگرچه برای واشینگتن چالش‌برانگیز است، اما برای خلیج فارس به معنای خروج از سایه تضمین‌های غیرقابل اتکا و ورود به عصر «امنیت پایدار بومی» است که بر پایه واقعیت‌های ژئوپلیتیک منطقه بنا شده است.

#عربستان #امارات

https://mecouncil.org/blog_posts/gulf-security-beyond-guarantees/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️تغییر معادلات امنیتی در خلیج فارس؛ آزمون دشوار پدافند هوایی در برابر زرادخانه ایران

🌐 Al-Monitor

🔻گسترش حملات ایران علیه فرودگاه‌ها، مراکز انرژی و زیرساخت‌های غیرنظامی در کشورهای حوزه خلیج فارس، معادلات امنیتی منطقه را به سرعت تغییر داده است. این نبردها علاوه بر فشار بر پدافند هوایی، شکاف‌هایی را در هماهنگی، ذخایر موشک‌های رهگیر و تاب‌آوری این کشورها آشکار کرده است. ایران با تکیه بر یکی از بزرگ‌ترین زرادخانه‌های منطقه، شامل هزاران موشک کوتاه‌برد، میان‌برد، دوربرد، کروز و پهپادهای تهاجمی، این درگیری را آغاز کرد. شواهد چهار روز اخیر [اوایل جنگ] نشان می‌دهد که ذخایر موشک‌های کوتاه‌برد و میان‌برد ایران که تهدید اصلی برای کشورهای منطقه محسوب می‌شوند، همچنان بسیار غنی است.

🔻کشورهای خلیج فارس از یک سیستم پدافند هوایی لایه‌بندی شده و متکی به تجهیزات آمریکایی استفاده می‌کنند که به صورت ملی و نه تحت فرماندهی واحد اداره می‌شود. لایه فوقانی شامل سامانه «تاد» (THAAD) در عربستان و امارات برای مقابله با موشک‌های دوربرد است. لایه اصلی دفاعی، سامانه «پاتریوت» (PAC-3 و PAC-3 MSE) است که در عربستان، امارات، قطر، کویت و بحرین مستقر شده است. قطر همچنین از سامانه «ناسامز» استفاده می‌کند. از سال ۲۰۲۴، عربستان و امارات سامانه کره‌ای «چونگونگ-۲» را نیز اضافه کرده‌اند که اکنون در امارات عملیاتی شده است. با وجود این تجهیزات، تمرکز پدافند بر حفاظت از شهرهای بزرگ و زیرساخت‌های حیاتی است و پوشش سراسری وجود ندارد؛ حملات همزمان به پایگاه‌های نظامی، فرودگاه‌ها و مراکز انرژی، باعث پراکندگی ذخایر رهگیرها شده است.

🔻در بحث عملکردی، [علی‌رغم آمارهای ادعایی این کشورها در مورد نرخ رهگیری پرتابه‌ها]، اما با این حال فرودگاه دبی، کنسولگری آمریکا و بندر فجیره آسیب دیده‌اند. همچنین نرخ موفقیت قطر در مقابله با پهپادها تنها ۶۲ درصد بوده که نشان‌دهنده فشار شدید حملات پهپادی بر سیستم است. عربستان نیز وقوع انفجار در سفارت آمریکا در ریاض و پالایشگاه راس‌تنوره را تایید کرده است.

🔻یکی از چالش‌های اصلی، وابستگی شدید به اطلاعات و هشدارهای زودهنگام آمریکا است. در کویت، به دلیل زمان کوتاه تصمیم‌گیری، سه جنگنده F-15E آمریکایی به اشتباه هدف پدافند خودی قرار گرفته و ساقط شدند. همچنین گزارش‌هایی مبنی بر احتمال اتمام ذخایر رهگیر امارات در یک هفته و قطر در چهار روز منتشر شده که توسط این کشورها تکذیب شده است. در حالی که دونالد ترامپ پیش‌بینی کرده این درگیری ممکن است بیش از پنج هفته طول بکشد، نگرانی‌ها از هزینه‌های گزاف و فرسودگی پدافند افزایش یافته است.

🔻استراتژی ایران برای فشار بر میزبانان پایگاه‌های آمریکا، منجر به همگرایی بیشتر در شورای همکاری خلیج فارس و فعال شدن توافقات دفاعی با فرانسه و پاکستان شده است. نهایتاً، این بحران احتمالاً منجر به بازنگری در استراتژی‌های امنیتی و تلاش برای تنوع‌بخشی به شرکای دفاعی در کنار همکاری با واشینگتن خواهد شد.

https://www.al-monitor.com/originals/2026/03/irans-assault-reveals-gulf-defense-gaps-and-reliance-us-tech-and-intel

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️هزینه‌های یک چتر سوراخ؛ چرا حضور نظامی ایالات متحده دیگر امنیت‌آور نیست؟

🌐 RESPONSIBLE STATECRAFT

🔻دهه‌هاست که سیاست ایالات متحده در قبال خاورمیانه بر پایه یک فرض ساده استوار بوده است: استقرار پیش‌روی قدرت نظامی آمریکا می‌تواند مانع دشمنان، به‌ویژه ایران، شود و در صورت لزوم از کشورهای میزبان دفاع کند. با این حال، در آوریل ۲۰۲۶، وقوع مجموعه‌ای از حملات ایران به زیرساخت‌های حیاتی نشان داد که این فرض دیگر قابل اتکا نیست و حضور نظامی آمریکا به جای تامین امنیت، به عاملی برای افزایش آسیب‌پذیری کشورهای حوزه خلیج فارس تبدیل شده است. تداوم این مدل امنیتی بیش از آنکه حاصل کارآمدی راهبردی باشد، نتیجه اینرسی نهادی (درجا زدن در ساختارهای قدیمی) است.

🔻ایالات متحده شبکه گسترده‌ای از تأسیسات نظامی را در منطقه مدیریت می‌کند که اهداف استراتژیک آن‌ها به دوران جنگ سرد و مهار روسیه و چین بازمی‌گردد. ناوگان پنجم نیروی دریایی در بحرین مستقر است، پایگاه هوایی «العدید» در قطر به عنوان بزرگ‌ترین تأسیسات منطقه و مقر پیش‌روی فرماندهی مرکزی آمریکا فعالیت می‌کند و پایگاه «الظفره» در امارات نیز قطب عملیات‌های اطلاعاتی و شناسایی است. کویت با میزبانی از بیشترین تعداد پایگاه‌ها شامل «عریفجان»، «بورینگ»، «علی‌السالم» و «احمد الجابر»، حدود ۱۳۵۰۰ پرسنل و پیمانکار آمریکایی را در خود جای داده است. همچنین در عربستان سعودی، تأسیساتی مانند پایگاه هوایی «شاهزاده سلطان» برای عملیات‌های دفاع موشکی بازفعال شده‌اند.

🔻در تئوری، این شبکه باید بازدارندگی چندلایه ایجاد می‌کرد، اما در عمل، میان ساختار نیروهای آمریکایی و روش‌های تهاجمی ایران شکافی عمیق ایجاد شده است. ایران با استفاده از پهپادها، موشک‌های کروز و نیروهای نیابتی، نقاط قوت سنتی آمریکا را دور می‌زند. برای مثال، برتری دریایی آمریکا نتوانست مانع حملات سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان شود؛ حملاتی که علیرغم حضور گسترده تجهیزات دفاعی، باعث اختلال گسترده در عرضه جهانی نفت شد. در چرخه فعلی تنش‌ها، تصاویر ماهواره‌ای که اکنون در اختیار عموم قرار گرفته، نشان می‌دهد که هر ۱۳ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه به مکان‌هایی غیرقابل سکونت تبدیل شده‌اند. پایگاه‌هایی مانند «عریفجان» در کویت یا «شاهزاده سلطان» در عربستان، نه تنها نقش حفاظتی ایفا نکرده‌اند، بلکه به اهدافی ثابت برای حملات تبدیل شده‌اند که خطر ناشی از آن‌ها به بخش‌های غیرنظامی، فرودگاه‌ها، تأسیسات گاز مایع (LNG) و واحدهای آب‌شیرین‌کن نیز سرایت کرده است. راهبرد ایران هوشمندانه زیر آستانه پاسخگویی گسترده نظامی آمریکا طراحی شده تا با هدف قرار دادن زیرساخت‌های اقتصادی، هزینه‌های سنگینی را بدون برانگیختن واکنش قاطع واشینگتن تحمیل کند.

🔻دلیل اینکه کشورهای خلیج فارس علیرغم این خطرات، حضور آمریکا را محدود نمی‌کنند، وابستگی ساختاری و محدودیت‌های سیاسی است. نهادهای دفاعی این پادشاهی‌ها به‌طور عمیق با سیستم‌های آمریکایی، از آموزش و لجستیک گرفته تا اشتراک اطلاعات و خرید تسلیحات، ادغام شده‌اند که این امر نوعی «وابستگی مسیری» ایجاد کرده که رهایی از آن دشوار است. برخلاف متحدان اروپایی مانند اسپانیا که به دلیل عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا دارای سپرهای نهادی متنوعی هستند و گاهی محدودیت‌هایی برای پایگاه‌های آمریکا وضع می‌کنند، کشورهای خلیج فارس فاقد چنین جایگزین‌هایی بوده و امنیت آن‌ها به شدت با روابط دوجانبه نامتقارن با واشینگتن گره خورده است.

🔻با این حال، وضعیت کنونی دیگر پایدار نیست. بستن پایگاه‌های آمریکایی به معنای قطع همکاری با واشنگتن نیست، بلکه فضایی برای ایجاد یک معماری امنیتی متعادل‌تر بر پایه تنش‌زدایی و خوداتکایی فراهم می‌کند. در این زمینه، پاکستان الگوی قابل توجهی است؛ اسلام‌آباد توانسته است بدون میزبانی از پایگاه‌های دائمی آمریکا، همکاری‌های امنیتی خود را حفظ کرده و در بحران فعلی نیز با اعلام بی‌طرفی، نقش میانجی‌گری میان ایران و کشورهای عربی را ایفا کند. شواهد نشان می‌دهد پایگاه‌های آمریکایی نه تنها از کشورهای خلیج فارس در برابر حملات محافظت نکرده‌اند، بلکه در مواردی آن‌ها را آسیب‌پذیرتر کرده‌اند؛ پذیرش این واقعیت نخستین قدم برای ساختن یک سیستم امنیتی پایدارتر در منطقه است.

https://responsiblestatecraft.org/us-bases-in-middle-east/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

⭕️ جنگ خلیج فارس را می‌لرزاند: آیا سرمایه دبی به استانبول منتقل خواهد شد؟

✍️ آرام اکین دوران

🔹 در حالی که ترکیه به تلاش‌های دیپلماتیک فشرده خود برای پایان دادن به جنگ با ایران و برقراری آتش‌بس ادامه می‌دهد، همزمان می‌کوشد سرمایه‌های بین‌المللی را که به دلیل جنگ دچار بحران اعتماد در خلیج فارس شده‌اند، جذب کند. دولت و دنیای تجارت ترکیه اقداماتی را برای هدایت سرمایه‌گذاری‌ها از دبی به استانبول در بخش‌های گردشگری، تجارت طلا، مالی و املاک آغاز کرده‌اند.

🔸 با این حال، جایگزینی دبی که با اقتصاد ۲۵۰ میلیارد دلاری و جمعیت ۴ میلیونی (که ۹۰ درصد آن را اتباع خارجی تشکیل می‌دهند)، از طریق مشوق‌های مالیاتی و زیرساخت‌های لجستیکی سالانه میلیاردها دلار سرمایه جذب می‌کند، کار آسانی نیست. پرسش اساسی این است که آیا استانبول با ۱۵ میلیون نفر جمعیت، می‌تواند توجه سرمایه‌گذاران را از این قطب جهانی منحرف سازد؟

🔹 مراد ساغمان، بنیانگذار شرکت مشاوره استراتژی ساغام، معتقد است ترکیه از نظر زیرساخت‌های فناوری و لجستیک موقعیت خوبی دارد. وی با اشاره به آسیب دیدن فرودگاه‌ها، مراکز تجاری و هتل‌های دبی در اثر حملات موشکی ایران، تاکید می‌کند که سرمایه‌گذاران بین‌المللی دچار وحشت شده‌اند و استانبول می‌تواند در کوتاه‌مدت مقداری سرمایه جذب کند؛ اما برای رقابت در مقیاس دبی، نیازمند اقتصادی قوی و اعتماد تزلزل‌ناپذیر به حاکمیت قانون است که ترکیه «هنوز به آنجا نرسیده است».

🔸 در همین راستا، احمد احسان اردم، مدیر کل مرکز مالی استانبول (IFC)، اعلام کرده است که در یک ماه و نیم گذشته بیش از ۶۰ جلسه مهم برگزار کرده‌اند که بیش از ۴۰ مورد از آن‌ها ناشی از جستجوی سریع سرمایه‌گذاران برای «پناهگاه‌های امن» پس از وقوع جنگ بوده است. با این وجود، هنوز هیچ شرکتی گام‌های مشخصی برای انتقال دفتر مرکزی خود به IFC برنداشته است.

🔹 بلومبرگ نیز در گزارشی فاش کرد که وزارت خزانه‌داری و دارایی در تلاش است مشوق‌های مرکز مالی استانبول شامل کاهش ۷۵ درصدی مالیات شرکتی بر صادرات خدمات مالی و معافیت از مالیات تراکنش‌های بانکی را در سراسر کشور گسترش دهد و پیش‌نویس آن به‌زودی به پارلمان می‌رود. با وجود این مشوق‌ها، حدود ۶۰ درصد از دفاتر اختصاص‌یافته به شرکت‌های خصوصی در محوطه ۱.۳ میلیون متر مربعی IFC همچنان خالی است.

🔸 هم‌اکنون، مرکز مالی استانبول عمدتاً میزبان نهادهای دولتی نظیر بانک مرکزی ، آژانس تنظیم و نظارت بانکی ، بانک‌های زراعت، خلق، وقف و شرکت Epiaş است. در حال حاضر ۲۰ هزار نفر در این مرکز مشغول به کارند که پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال ۲۰۲۶ با رسیدن به نرخ اشغال ۷۵ درصدی دفاتر، این رقم به ۴۰ هزار نفر برسد. مقامات IFC از ارائه آمار دقیق شرکت‌های خارجی مستقر در این مرکز خودداری کرده‌اند.

🔹 پروفسور سینان آلچین، بنیانگذار 4ware Research، حجم سرمایه کشورهای خلیج فارس را نزدیک به ۲۰ تریلیون دلار (۶ درصد از کل سرمایه جهان) برآورد می‌کند. وی تصریح می‌کند که دارایی‌های نقدشونده خلیج فارس پیش‌تر به شرق آسیا (به‌ویژه سنگاپور) و ایالات متحده سرازیر شده‌اند و انباشت باقی‌مانده در این منطقه، عمدتاً در بخش املاک، مسکن و هتل‌ها متمرکز است.

🔸 در حوزه املاک، بوراک گولر، بنیانگذار Ler Properties، معتقد است استانبول نباید رشد عمودی دبی را کپی کند، بلکه باید بر املاک تجاری A+ متمرکز شود تا در یک چشم‌انداز ۵ ساله به جایگاهی مکمل و قوی دست یابد. در بخش جواهرات نیز، آیهان گونر با اشاره به سهم ۲۰ درصدی دبی در تجارت جهانی طلا، تاکید دارد که استانبول با ظرفیت پالایشگاهی و بورس طلای خود می‌تواند خلأ ناشی از بحران کنونی کشورهای آفریقایی و ترک‌زبان با دبی را پر کند.

🔹 پروفسور آلچین هشدار می‌دهد که فضای رعب‌آور جنگ، امید واهیِ «سرازیر شدن سرمایه‌ها به سوی ما» را ایجاد کرده است. وی تاکید می‌کند که ترکیه تنها با اتکا به معافیت یا کاهش مالیاتی نمی‌تواند این سرمایه‌های عظیم را جذب کند، بلکه پیش‌شرط قطعی برای جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، پیشرفت ملموس در زمینه‌هایی چون تقویت اعتماد به حاکمیت قانون و تضمین آزادی مطبوعات است.

منبع: دویچه وله (DW)

🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ پارادوکس قدرت در خلیج فارس؛ چرا کشورهای عربی بسیار مهم‌اند اما اندک تصمیم می‌گیرند؟

🔺 تحلیل تأمل‌برانگیز «انستیتو کشورهای عرب خلیج فارس در واشنگتن» (AGSIW) به کالبدشکافی یک پارادوکس بنیادین در قلب خاورمیانه می‌پردازد: شکاف عمیق میان «اهمیت راهبردی» فزاینده کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و «قدرت تصمیم‌گیری» واقعی آن‌ها در معادلات کلان جهانی. این گزارش استدلال می‌کند که در سال ۲۰۲۶، پادشاهی‌های خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری در تاریخ مدرن به مرکز ثقل اقتصاد، انرژی و حتی دیپلماسی بین‌المللی تبدیل شده‌اند، اما همچنان در تبدیل این پتانسیل عظیم به نفوذِ دیکته‌کننده و مستقل، با موانع ساختاری روبرو هستند. نویسنده معتقد است که ثروت انبوه و کنترل بر شریان‌های انرژی، اگرچه این کشورها را به بازیگرانی «غیرقابل حذف» تبدیل کرده، اما لزوماً آن‌ها را به «معماران نظم جدید» بدل نساخته است.

🔺 محور اصلی این تحلیل بر این واقعیت استوار است که کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ به عنوان «بانکداران جهان» و «تضمین‌کنندگان امنیت انرژی» نقشی بی‌بدیل ایفا می‌کنند. با وجود تریلیون‌ها دلار سرمایه در صندوق‌های حاکمیتی نظیر PIF و ADIA، هیچ پروژه بزرگ زیرساختی یا فناوری در سطح جهانی بدون مشارکت آن‌ها پیش نمی‌رود. با این حال، AGSIW اشاره می‌کند که این «اهمیتِ سیستمی» به معنای «حاکمیت استراتژیک» نیست. پایتخت‌های عربی همچنان در تأمین امنیت پایدار خود به شدت به معماری امنیتی خارجی—به‌ویژه ایالات متحده—وابسته‌اند. این وابستگی باعث شده تا در لحظات بحرانی، قدرت‌های بزرگ همچنان تصمیم‌گیرندگان نهایی باشند و کشورهای منطقه بیشتر در نقش «تسهیل‌گر» یا «تأمین‌کننده مالی» ظاهر شوند تا طرفی که قواعد بازی را تعیین می‌کند.

🔺 بخش دیگری از این گزارش به «فرسایش نفوذ جمعی» ناشی از رقابت‌های داخلی در شورای همکاری خلیج فارس می‌پردازد. تحلیل مذکور تأکید می‌کند که تضاد منافع و رقابت شدید میان قطب‌های قدرت—به‌ویژه ریاض و ابوظبی—باعث شده تا صدایی واحد از این منطقه شنیده نشود. این تفرقه راهبردی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای اجازه می‌دهد تا با بازی در زمین شکاف‌های موجود، مانع از شکل‌گیری یک بلوک قدرتمند و مستقل شوند که بتواند در پرونده‌های حساسی چون صلح فلسطین، بحران ایران یا جنگ‌های داخلی آفریقا، تصمیمی قاطع و اجرایی اتخاذ کند. در واقع، کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ در جایگاهی هستند که می‌توانند هر طرحی را «وتو» کنند یا مانع اجرای آن شوند، اما هنوز توانایی کافی برای «تحمیل» یک نظم بومی و پایدار را پیدا نکرده‌اند.

🔺 در نهایت، AGSIW نتیجه می‌گیرد که خلیج فارس در یک مرحله «گذار ناتمام» قرار دارد. این کشورها از وضعیت «پیرو» خارج شده‌اند اما هنوز به جایگاه «تصمیم‌گیر» در سطح جهانی نرسیده‌اند. سال ۲۰۲۶ نشان داد که ثروت به تنهایی نمی‌تواند جایگزین «نهادهای امنیتی بومی» و «وحدت استراتژیک» شود. برای عبور از این پارادوکس، پایتخت‌های عربی باید بیاموزند که چگونه قدرت اقتصادی خود را به اهرم‌های سیاسی پایدار تبدیل کنند؛ در غیر این صورت، آن‌ها همچنان بازیگران بسیار مهمی باقی خواهند ماند که سرنوشت نهایی‌شان در اتاق‌های فکر واشنگتن، پکن یا بروکسل رقم می‌خورد. این گزارش هشداری است به رهبران منطقه که «تأثیرگذاری» بدون «قدرت تصمیم‌گیری مستقل»، تنها یک شکوهِ شکننده است که با تغییر بادهای سیاسی در پایتخت‌های قدرت‌های بزرگ، می‌تواند به سادگی تهدید شود.

https://agsi.org/analysis/why-the-gulf-arab-states-matter-so-much-but-decide-so-little/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ خلیج فارسِ پساآمریکایی؛ نظم نوین در دستان بازیگران منطقه‌ای

🔺تحلیل عمیق نشریه «فارین افرز» در آوریل ۲۰۲۶، به بررسی گذار تاریخی خلیج فارس از دوران هژمونی مطلق ایالات متحده به عصر جدیدی می‌پردازد که در آن قدرت‌های منطقه‌ای معماران اصلی امنیت و سیاست خود هستند. این گزارش استدلال می‌کند که خلیج فارسِ پساآمریکایی لزوماً به معنای خروج کامل نیروهای نظامی آمریکا نیست، بلکه به معنای پایان دورانی است که واشنگتن تنها مرجع تعیین‌کننده قواعد بازی بود. از نگاه نویسنده، این تغییر پارادایم نتیجه مستقیم کاهش اعتماد متحدان سنتی آمریکا به تعهدات امنیتی واشنگتن و درک این واقعیت است که ایالات متحده دیگر تمایل یا توانایی مدیریت تک‌تک بحران‌های منطقه را ندارد. این وضعیت، بازیگران کلیدی منطقه به‌ویژه عربستان سعودی و ایران را به سمتی سوق داده است که به جای تکیه بر «چتر امنیتی خارجی»، به دنبال ایجاد یک «نظم خودتنظیم‌گر» و منعطف باشند.

🔺نویسنده معتقد است که نقطه عطف این دوران، فراتر رفتن کشورهای خلیج فارس از وابستگی‌های صلب استراتژیک است. در سال ۲۰۲۶، پادشاهی‌های خلیج فارس به این نتیجه رسیده‌اند که «امنیت خریدنی نیست، بلکه ساختنی است». این درک منجر به شکل‌گیری نوعی «خودمختاری راهبردی» شده که در آن ریاض و ابوظبی به طور همزمان با واشنگتن، پکن و مسکو وارد تعامل می‌شوند تا موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهند. توافقات تنش‌زدایی میان ایران و عربستان که پیش‌تر به عنوان یک تاکتیک موقت نگریسته می‌شد، اکنون در قلب این دکترین پساآمریکایی قرار گرفته است؛ چرا که هر دو طرف دریافته‌اند در غیاب یک ضامنِ قاطعِ غربی، صلح سرد و مدیریت مستقیم تنش، تنها راه جلوگیری از جنگ‌های ویرانگر و فرسایشی است که می‌تواند رویاهای توسعه‌ای آن‌ها را نابود کند.

🔺بخش مهمی از این تحلیل به نقش چین به عنوان کاتالیزور این نظم جدید اختصاص دارد. فارین افرز تأکید می‌کند که نفوذ پکن در خلیج فارس برخلاف آمریکا، بر پایه پایگاه‌های نظامی نیست، بلکه بر پایه «وابستگی متقابل اقتصادی» بنا شده است. در خلیج فارسِ پساآمریکایی، چین به عنوان شریک تجاری اولِ تمام بازیگران منطقه، وزنه‌ای ایجاد کرده که تمایل طرفین برای درگیری را کاهش می‌دهد. این گزارش هشدار می‌دهد که واشنگتن باید این واقعیت جدید را بپذیرد که متحدانش دیگر حاضر نیستند منافع ملی خود را فدای رقابت قدرت‌های بزرگ کنند. در واقع، کشورهای منطقه اکنون در حال تمرین نوعی «ناسیونالیسم ژئوپلیتیک» هستند که در آن منافع اقتصادی درون‌منطقه‌ای، بر اولویت‌های امنیتی دیکته شده از سوی کاخ سفید برتری دارد.

🔺در نهایت، فارین افرز نتیجه می‌گیرد که نظم پساآمریکایی در خلیج فارس، نظمی شکننده اما واقعی است. این نظم بر پایه اعتماد میان رقبای دیرین بنا نشده، بلکه بر پایه «واقع‌گرایی سرد» و نیاز مشترک به ثبات شکل گرفته است. سال ۲۰۲۶ نشان داد که پایتخت‌های منطقه آموخته‌اند که برای بقا در دنیای چندقطبی، باید به جای انتظار برای رسیدن ناوهای آمریکایی، بر دیپلماسی مستقیم و ایجاد وابستگی‌های اقتصادی دوجانبه تکیه کنند. این تحول اگرچه نفوذ سنتی غرب را به چالش می‌کشد، اما ممکن است در بلندمدت منجر به شکلی از ثباتِ بومی شود که برای دهه‌ها در سایه حضور سنگین قدرت‌های فرامنطقه‌ای نادیده گرفته شده بود. خلیج فارسِ جدید، زمینی است که در آن «پراگماتیسم» جایگزین «ایدئولوژی» شده و امنیت نه به عنوان یک کالای وارداتی، بلکه به عنوان محصولِ موازنه میان قدرت‌های داخلی منطقه تعریف می‌شود.

🟦 تحلیل: آنچه در تمامی تحلیل‌ها غایب است، نقش مخرب رژیم صهیونیستی در سیاست‌ خارجی آمریکا و ضرری است که کشورهای عربی از این نفوذ بی حد و حصر می‌بینند.

https://www.foreignaffairs.com/iran/post-american-persian-gulf

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ کشورهای خلیج فارس در میانه آتش و استراتژی

🔺 تحلیل جدید «مرکز استیمسون» (Stimson Center) در فوریه ۲۰۲۶، به بررسی وضعیت بحرانی و پیچیده کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در سایه رویارویی نظامی مستقیم میان محور آمریکا-رژیم صهیونیستی و ایران می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که در سال ۲۰۲۶، پایتخت‌های منطقه برخلاف دهه‌های گذشته، دیگر تماشاگران بی‌طرف یا مشوقان پنهانِ جنگ نیستند؛ بلکه خود را در خط مقدم آسیبی می‌بینند که می‌تواند دهه‌ها برنامه‌ریزی برای توسعه اقتصادی را در چند روز به نابودی بکشاند. استیمسون معتقد است که «تغییر پارادایم امنیتی» در خلیج فارس، این کشورها را به سمت یک بی‌طرفی فعال و لابی‌گری سنگین برای توقف درگیری‌ها سوق داده است.
🔺 محور اصلی این تحلیل، تضاد میان «بلندپروازی‌های اقتصادی» و «واقعیت‌های نظامی» است. برای عربستان سعودی که در آستانه نهایی کردن پروژه‌های کلیدی «چشم‌انداز ۲۰۳۰» است و امارات که خود را به عنوان قطب جهانی هوش مصنوعی و تجارت معرفی کرده، جنگ به معنای فرار سرمایه‌گذاران و فروپاشی برند ملی است. استیمسون اشاره می‌کند که در سال ۲۰۲۶، دقت و حجم تسلیحات پهپادی و موشکی ایران و متحدانش به سطحی رسیده که پدافندهای هوایی پیشرفته نیز نمی‌توانند مصونیت ۱۰۰ درصدی برای ایستگاه‌های آب‌شیرین‌کن، بنادر و آسمان‌خراش‌ها تضمین کنند. از این رو، ثبات منطقه برای ریاض و ابوظبی دیگر یک موضوع سیاسی نیست، بلکه شرط بقای اقتصادی است.
🔺 این گزارش تأکید می‌کند که کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۶، از سیاست «تکیه مطلق به چتر امنیتی آمریکا» فاصله گرفته‌اند. بازگشت ترامپ و رویکرد معامله‌گرایانه او، این کشورها را متقاعد کرده که واشنگتن ممکن است آن‌ها را در برابر انتقام‌جویی ایران تنها بگذارد. در نتیجه، ما شاهد شکل‌گیری یک «خط تلفن قرمز» میان ریاض و تهران و تقویت نقش میانجی‌گری مسقط و دوحه هستیم. استیمسون معتقد است که لابی‌گری اعراب در واشنگتن اکنون بر یک پیام واحد متمرکز است: «هرگونه حمله به ایران که منجر به پاسخ تهران علیه زیرساخت‌های ما شود، به معنای پایان شراکت راهبردی با آمریکا خواهد بود.»
🔺 در نهایت، تحلیل مذکور نتیجه می‌گیرد که این جنگ، هر نتیجه‌ای داشته باشد، جایگاه آمریکا را در منطقه تضعیف خواهد کرد. اگر واشنگتن نتواند امنیت متحدانش را در برابر پاسخ‌های ایران تضمین کند، چرخش این کشورها به سمت چین و روسیه به عنوان ضامن‌های جایگزین، سرعت بی‌سابقه‌ای خواهد گرفت. سال ۲۰۲۶ نشان داد که کشورهای خلیج فارس به «بلوغ استراتژیک» رسیده‌اند؛ آن‌ها می‌دانند که در جغرافیای منطقه ماندگارند، در حالی که ناوهای آمریکایی ممکن است روزی منطقه را ترک کنند. از این رو، اولویت آن‌ها حفظ زیرساخت‌ها و صلح سرد با تهران است، حتی اگر این به معنای مخالفت علنی با نقشه‌های جنگی تل‌آویو و واشنگتن باشد.

🟦 تحلیل: این تحلیل نیت‌ها و اعمال خصمانه کشورهای خلیج فارس علیه ایران را به طور گسترده سانسور کرده است و به نقش ریاکارانه آنها در دعوت پنهانی به جنگ و تدارکات میدانی آن، در کنار مواضع علنی صلح‌طلبانه، نمی‌پردازد.

https://www.stimson.org/2026/where-the-american-israeli-war-on-iran-leaves-the-gulf-arabs/

🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️پیام تبریک و ابراز خرسندی مفتی کل عمان از انتخاب رهبری جدید ایران

🔻مفتی کل عمان با انتشار بیانیه‌ای در شبکه اجتماعی «اکس»، انتخاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله العالی) به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران را تبریک گفته و برای موفقیت ایشان دعا کرد.

🔻شیخ احمد الخلیلی در این بیانیه نوشته: از اینکه جمهوری اسلامی ایران خیلی زود خلأ ناشی از رهبر عالیقدر فقید را پر کرد و فرزند ایشان را شایسته رهبریِ کشور به سمت پیروزی پرقدرت و فتح مبین دانست و انتخاب نمود، بسیار خوشحال شدیم؛ و برای آن‌ها دعای خالصانه و عرض تبریک صمیمانه داریم.

🔻در ادامه این بیانیه آمده: ما پیروزی و موفقیت رهبری جدید را از خداوند خواستاریم و امیدواریم ایشان در یاری آرمان فلسطین و مقابله با صهیونیسمِ زوال‌پذیر، همان مسیر سلَف خود را ادامه دهند.

#عمان

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ هراس امارات در میانۀ حملات ایران و رقابت با ریاض/ برخی اکانت‌های سعودی در امارات مسدود شدند

🔺هم‌زمان با شعله‌ور شدن جنگ میان ایران و محور صهیونی، که دامن شیخ‌نشینان وابسته خلیج فارس را نیز گرفته، شماری از اکانت‌های سرشناس سعودی و عربی در شبکه «اکس» می‌گویند امارات دسترسی به آن‌ها را در این کشور مسدود کرده است.

🔺در این راستا، تصاویری از نامه‌ای با امضای «حمد الشامسی» دادستان کل امارات، میان کاربران فراگیر شده که او این اکانت‌ها را به «پخش محتوای غیرقانونی و اهانت‌آمیز به کشور (امارات) و رهبری آن» متهم و دستور مسدودیت آن‌ها را صادر کرده است.

🔺شبکه سعودی «العربیه»، صفحه «ایاد الحمود» کنش‌گر سعودی (با ۵.۴ میلیون دنبال‌کننده)، «مالک الروقی» فعال رسانه‌ای سعودی (با بیش از ۷۰۰ هزار دنبال‌کننده)، صفحه «مریم الحمادی» از معارضان اماراتی، صفحه اقتصادی شبکه «الشرق» سعودی و نیز صفحه «هشام الغنام» کارشناس سعودی، از جمله اکانت‌هایی هستند که دسترسی به آن‌ها در داخل امارات مسدود شده است.

🔺امارات در سال‌های گذشته مقرراتی را تحت عناوینی مانند مقابله با شایعه‌پراکنی و جرایم الکترونیکی، برای ساماندهی و کنترل رسانه‌ها به اجرا گذاشته که با انتقاد گسترده سازمان‌های حقوق بشری مواجه شده است.

🔺به‌نظر می‌رسد اختلافات میان ریاض و ابوظبی که طی ماه‌های اخیر به‌ویژه در یمن به اوج خود رسیده بود، در سایه جنگ کنونی در منطقه نیز -اگرچه شاید کم‌رنگ‌تر - کماکان ادامه دارد و حکام امارات از نحوه بازتاب و پوشش حملات ایران به دبی و ابوظبی در رسانه‌های سعودی ناخرسند هستند. طی یک هفته جنگ، امارات در میان شش کشور عربی خلیج فارس، با بیشترین حملات پهپادی و موشکی مواجه بوده است، و بنابه گزارش‌ها، فعالیت‌های اقتصادی در این کشور با چالش‌های جدی و بی‌سابقه‌ای روبرو شده است؛ چنان‌که بیش از نیمی از ساکنان دبی و بسیاری از ساکنان امارات در حال ترک این کشور به سمت عمان و عربستان هستند تا از آن‌جا راهی برای خروج از بحران بیابند.

#امارات #عربستان

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️ نامه سرگشاده سرمایه‌دار معروف اماراتی به ترامپ

🔺خلف احمد الحبتور، از سرمایه‌داران معروف و بزرگ اماراتی در نامه‌ای سرگشاده که خطاب به ترامپ صادر شده است نوشت:

جناب رئیس‌جمهور دونالد ترامپ،
یک سوال مستقیم: چه کسی به شما این اختیار را داد که منطقه ما را به جنگ با ایران بکشانید؟ و بر چه اساسی چنین تصمیم خطرناکی گرفتید؟

آیا پیش از آنکه ماشه را بچکانید، خسارات جانبی را محاسبه کردید؟ آیا فکر کردید که نخستین کسانی که از این تنش آسیب می‌بینند، کشورهای منطقه هستند؟

ملت‌های این منطقه حق دارند بپرسند: آیا این تصمیم به تنهایی از جانب شما بود؟ یا نتیجه فشارهای نتانیاهو و دولت اوست؟

شما کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای عربی را در قلب خطری قرار دادید که خودشان انتخاب نکرده بودند. سپاس خداوند را که ما قدرتمندیم و توانایی دفاع از خود را داریم و ارتش‌ها و پدافندهایی برای محافظت از میهنمان در اختیار داریم، اما سوال همچنان باقی است: چه کسی به شما اجازه داد منطقه ما را به میدان جنگ تبدیل کنید؟

پیش از آنکه جوهر امضای ابتکار شورای صلح که آن را به نام صلح و ثبات اعلام کردید خشک شود، خود را در برابر تنشی نظامی می‌بینیم که کل منطقه را به خطر انداخته است. پس آن ابتکارها کجا رفتند؟ و سرنوشت تعهداتی که به نام صلح داده شد چه شد؟

بخش عمده بودجه‌ای که در آن ابتکارها مطرح شد، از خودِ کشورهای منطقه و کشورهای عربی خلیج [فارس] تأمین شد که میلیاردها دلار بر پایه حمایت از ثبات و توسعه مشارکت کردند.

امروز این کشورها حق دارند بپرسند: این پول‌ها کجا رفت؟ و آیا ما داریم ابتکارهای صلح را تأمین مالی می‌کنیم یا جنگی را که خودمان را به خطر می‌اندازد؟

خطرناک‌تر از آن، این است که تصمیم شما نه تنها ملت‌های منطقه، بلکه مردم آمریکا را نیز که به آن‌ها وعده صلح و رفاه داده بودید، تهدید می‌کند. آن‌ها امروز خود را در جنگی می‌بینند که با پول و مالیاتشان تأمین می‌شود؛ جنگی که طبق آمار «مؤسسه مطالعات سیاست‌گذاری» (IPS)، هزینه عملیات نظامی مستقیم آن بین ۴۰ تا ۶۵ میلیارد دلار است و اگر ۴ تا ۵ هفته ادامه یابد، با احتساب تأثیرات اقتصادی و خسارات غیرمباشر، ممکن است به ۲۱۰ میلیارد دلار برسد؛ کار حتی به فدا کردن خودِ آمریکایی‌ها در جنگی کشیده شده که هیچ سود و منفعتی برایشان ندارد.

شما حتی با وعده‌های خود مبنی بر عدم دخالت در جنگ‌ها و تمرکز بر آمریکا و قرار دادن آن در رأس اولویت‌هایتان مخالفت کردید؛ چرا که در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، دستور مداخله نظامی در هفت کشور را صادر کردید: سومالی، عراق، یمن، نیجریه، سوریه، ایران و ونزوئلا، علاوه بر عملیات‌های دریایی در کارائیب و شرق اقیانوس آرام. شما در اولین سال حکومت خود بیش از ۶۵۸ حمله هوایی خارجی انجام دادید که معادل کل حملات در تمام دوره بایدن است؛ همان کسی که او را به خاطر درگیر کردن ایالات متحده در جنگ‌های خارجی هدف انتقادهای تند خود قرار می‌دادید.

جناب رئیس‌جمهور، این ارقام به شدت بر نرخ محبوبیت شما در میان آمریکایی‌ها تأثیر گذاشته است؛ به طوری که از زمان تحلیف دوره دوم، تنها در ۴۰۰ روز، محبوبیت شما ۹٪ کاهش یافته است.

این آمارها پیام واضحی دارند: حتی در داخل ایالات متحده، نگرانی فزاینده‌ای از کشیده شدن به یک جنگ جدید و به خطر انداختن جان، اقتصاد و آینده آمریکایی‌ها در ریسک‌های غیرضروری وجود دارد.
رهبری واقعی با تصمیمات جنگی سنجیده نمی‌شود، بلکه با خرد، احترام به دیگران و پیش‌روی به سوی تحقق صلح سنجیده می‌شود. اگر این ابتکارها به نام صلح آغاز شده‌اند، ما امروز حق داریم خواستار شفافیت کامل و پاسخگویی روشن باشیم.


#امارات

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

الازهر، بلندگوی سیاست امارات؛ گرایش به عربیت جایگزین رویکرد اسلامی

🔹بیانیه اخیر دانشگاه الازهر درباره جنگ در منطقه، پرسش‌های جدی برمی‌انگیزد. این نهاد در موضع‌گیری خود تنها از «نقض حاکمیت کشورهای عربی» سخن گفته و خواستار توقف جنگ شده است، اما هیچ اشاره‌ای به کشتار کودکان و غیرنظامیان ایرانی و نقش آمریکا در این جنایت‌ها نکرده و حتی کمترین محکومیتی در خصوص حمله کفار به بلاد اسلامی نیز دیده نمی‌شود.
این رویکرد بیش از هر چیز نشان می‌دهد که معیار الازهر در این بیانیه نه یک معیار دینی و انسانی فراگیر، بلکه معیاری قومی و عربی بوده است...

🔗ادامه مطلب:
syaaq.com/36370

@dolatedin

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️بلومبرگ : قطر چهار روز و امارات یک هفته توان مقابله در برابر حملات را دارند

🔺خبرگزاری بلومبرگ، در گزارشی، وضعیت دفاعی قطر و امارات در برابر حملات ایران به شدت نگران‌کننده و رو به کاهش دانسته است. بنابه این گزارش، قطر با توجه به موجودی فعلی سامانه‌های پدافند هوایی خود، تنها چهار روز قادر به مقاومت در برابر حملات است.

🔺همچنین، امارات که دو میلیارد دلار برای خرید موشک‌های رهگیری این سامانه‌ها هزینه کرده، اکنون با کمبود این نوع تسلیحات مواجه شده و تنها یک هفته توان مقابله با حملات را دارد.

🔺بلومبرگ همچنین فاش کرده که هر دو کشور، به‌طور محرمانه از حامیان خود خواسته‌اند ترامپ را به یافتن راهی برای پایان فوری حملات علیه ایران متقاعد سازند.

🔺این گزارش، تکذیب دوحه و ابوظبی را درپی داشته و وزارت‌های دفاع دو کشور در بیانیه‌هایی، مدعی رهگیری موفق صدها پهپاد و موشک ایرانی شدند؛ ادعایی که با گزارش‌ها و تصاویر متعدد منتشرشده از انفجارها در مناطق مختلف این کشورها ناهمخوانی آشکاری دارد.

#امارات #قطر

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️افشای فشار سعودی-صهیونی برای حمله به ایران

🔺فشارهای دو متحد آمریکا در خاورمیانه - رژیم صهیونی و دولت سعودی - در تحریک ترامپ برای حمله به ایران نقش داشته است.

🔺بنابه گزارشی از واشنگتن‌پست، به نقل از چهار منبع آگاه، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان طی ماه گذشته چند تماس تلفنی ویژه با ترامپ داشته، و خواستار حمله به ایران شده است. این درحالی بوده که ریاض در ظاهر، از راهکار دیپلماتیک حمایت می‌کرد.

🔺بنابه این گزارش، هم‌زمان با مذاکرات هسته‌ای اخیر، بن‌سلمان در گفت‌وگو با رئیس‌جمهور ایران گفت ریاض اجازه استفاده از حریم هوایی یا زمینی عربستان برای هرگونه حمله به ایران را نخواهد داد. با این‌حال، او در گفت‌وگوهایی با آمریکایی‌ها، هشدار داده که اگر ایالات متحده اکنون دست به حمله نزند، ایران قوی‌تر و خطرناک‌تر خواهد شد.

🔺این منابع افزودند هشدارهای خالد بن‌سلمان، وزیر دفاع سعودی در نشست‌های محرمانه ژانویه گذشته با مقامات آمریکایی در واشنگتن، مبنی بر تبعات منفی عدم حمله نیز، تأییدی بر این تلاش‌های ولیعهد سعودی بوده است.

#عربستان

🔹کانال مطالعات خلیج فارس

@PGulfStudies

Читать полностью…

مطالعات خلیج فارس | اندیشکده مرصاد

♨️خلیج فارس در آتش؛ حمله گسترده ایران به پایگاه‌های آمریکا/ ترافیک سنگین در خروجی‌های دبی

🔺 به‌دنبال تجاوز رژیم صهیونی و آمریکا به ایران، منطقه خلیج فارس نیز درحال تجربه بی‌سابقه‌ترین سطح از تنش‌ها در دهه‌های اخیر خود است. گزارش‌های متوالی خبرگزاری‌های بین‌المللی و منابع محلی حاکی از حملات گسترده موشکی ایران به اهداف نظامی و استراتژیک در سراسر شبه‌جزیره عربستان است. تهران رسماً اعلام کرده که تمامی پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در منطقه را هدف قرار داده است.

🔺وضعیت در پایتخت‌ها و مراکز نظامی:
🔸بحران در بحرین: آژیرهای ممتد خطر در سراسر بحرین به صدا درآمده و وزارت کشور از شهروندان خواسته فوراً به پناهگاه بروند. تصاویر ویدئویی، اصابت مستقیم موشک‌های بالستیک به پایگاه دریایی پشتیبانی آمریکا (NSA Bahrain) در منطقه «الجفیر» و برخاستن دود غلیظ از این مرکز حساس را تأیید می‌کنند.

🔸هدف قرار گرفتن امارات: انفجارهای مهیبی در ابوظبی و دبی گزارش شده است. پایگاه هوایی «الظفره» مورد اصابت قرار گرفته و حریم هوایی امارات به‌طور کامل بسته شد. هم‌زمان گزارش‌ها از ترافیک سنگین و خروج گسترده ساکنان از دبی حکایت دارد.

🔸حملات در قطر، کویت و عربستان: پایگاه هوایی «العدید» در قطر و مراکز نظامی آمریکا در کویت هدف حمله موشکی قرار گرفته‌اند. سفارت آمریکا در قطر با صدور هشدار از پرسنل و شهروندان خود خواست پناه بگیرند. همزمان، انفجارهای شدیدی در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، به گوش رسیده و حریم هوایی کویت نیز مسدود شده است.

🔺طبق گزارش‌های دریافتی، عمان تنها کشور حوزه خلیج فارس است که از این حملات در امان مانده است.

🔺دولت‌های خلیج فارس حملات را محکوم کرده و مدعی رهگیری برخی حملات شده‌اند، با این حال، گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده، برخورد موشک‌ها را تأیید می‌کند.

🔺ایران بر هدف قرار دادن تمامی دارایی‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه تأکید کرده و حملات همچنان ادامه دارد.

#عربستان #امارات #کویت #قطر #بحرین #عمان

🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

Читать полностью…
Subscribe to a channel