8177
https://nehzateazadi.org :وبسایت تماس با ما: @Nehzatazadiran info@nehzateazadi.org
🔸انتخابات بر علیه بدترین نوع اقتدارگرایی
🔹مجید شیعهعلی
🔹منبع: صدای نوین خراسان
@Nehzatazadiiran
📌قریب به نیم قرن است که دموکراسی معیاری جهانی برای مشروعیت حکمرانی تبدیل شده و حتی بستهترین اقتدارگراییها نیز تلاش میکنند وجوهی از آن را در سیستم خود به نمایش بگذارند تا مشروعیت کسب کنند. از سوی دیگر، هر سیستم غیردموکراتیک نیز گونهای اقتدارگرایی محسوب میشود. شیوههای اقتدارگرایی بسیار متنوع است. از مدلهای تاریخی آن مانند سلطانیسم تا سیستمهای توتالیتر میانه قرن بیستم را شامل میشود. به همین جهت دستهبندی انواع اقتدارگرایی میتواند به فهم دقیقتر آنها یاری رساند.
📌اقتدارگراییها را بسته به اینکه از کدامین منظر به ایشان بنگریم، میتوان دستهبندی کرد. به طور مثال، اگر سوال این باشد که کدامین گروه حق حکمرانی ملت را سلب کرده است؟ میتوان اقتدارگراییها را به اقتدارگرایی حزبی، اقتدارگرایی نظامی، تئوکراسی، اقتدارگرایی فردی و… تقسیم کرد. اگر سوال این باشد که نمایش دموکراسی توسط اقتدارگرایی با چه سطحی از برگزاری انتخابات ملی رقابتی اتفاق میافتد؟ اقتدارگراییها را به انتخاباتی رقابتی، انتخاباتی هژمونیک و بسته میتوان تقسیم کرد. اگر صفات خاص اقتدارگراییها در مواجه آنها با شهروندان مدنظر باشد به دستهبندیهایی مانند توتالیتریسم، پستتوتالیتریسم، آپارتاید و … میرسیم.
📌در این میان دسته آخر، با زیست شهروندان تحت اقتدارگرایی به سختی گره خورده است. به طور مثال آرنت در توصیف توتالیتریسم، تاکید میکند که این سیستم شهروندانی را صرفا بنابر اینکه در کجا متولد میشوند مجازات میکند. این مجازات نیز از جنس فرستادن به اردوگاههای کار اجباری است. یعنی نیاز نیست حتی فرد کار خاصی بکند یا حتی عقیده خاصی داشته باشد. صرف اینکه در یک خانواده یهودی آلمانی یا یک خانواده صاحب زمین در شوروی به دنیا آمده مستحق مجازات است. اصولا در این حکومتها اکثریت مجازاتشوندگان بنابر همین معیار انتخاب میشدند، نه رفتار یا عقایدشان!
📌در آپارتاید نیز مسئله به همین شکل است. مبنای حکمرانی در این سیستم دستهبندی نژادی است. در اینجا، اوراق هویتی الزاما تعیین نمیکند که فرد باید به کوره آدمسوزی یا گولاک فرستاده شود اما تعیین میکند که فرد از چه سطحی از حقوق شهروندی برخوردار است و حتی از کدام خیابانها میتواند تردد کند، از کدام خدمات عمومی بهره ببرد و بسیاری محدودیتهای نژادی دیگر از این دست. هر چند توتالیتریسم به تعریف آرنتی آن منقرض شده و گونههای قرن بیستویکمی مانند کره شمالی و ترکمنستان دیگر قابل قیاس با شوروی استالینیستی و آلمان نازی نیستند اما آپارتاید همچنان در نقطهای از جهان حکمفرما است. حکومت اسرائیل هر چند مانند افریقای جنوبی از ابزارهای دموکراتیک بهره میبرد اما بنابر دستهبندیهای نژادی-مذهبی و محدودیتهایی که بر اعراب داخل قلمرو خود اعمال میکند آپارتاید محسوب میشود.
📌در حالی که توتالیتریسم تقریبا منقرض شده، آپارتاید بودن در قرن بیستویکم اسرائیل را به حکومتی منحصر به فرد تبدیل میکند که ضرورت دارد به مانند افریقای جنوبی به آن توجه مخصوص شود. اما این تنها خصوصیتی نیست که اسرائیل را منحصربهفرد میکند. اسرائیل همزمان سه صفت دیگر را نیز کسب کرده که در آنها نیز کم رقیب است. هرچند جای تاسف دارد که روسیه امروز مرزهای بینالمللی اوکراین را به رسمیت نشناخته و تلاش میکند بخشی از خاک این کشور را تصرف کند، اما بیشک غیرمعمولترین برخورد در این رابطه را حاکمیت اسرائیل دارد. اسرائیل در عمل خود را بیمرز میداند. تاکنون حاکمیت در این کشور نپذیرفته است که به مرزهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۷ یا هر مرز دیگری محدود شود و با شهرکسازی در حال گسترش مستمر است.
📌جای تاسف دارد که در قرن بیستویکم ما همچنان، هرچند بسیار محدودتر از قرون گذشته، شاهد فاجعهای به نام نسلکشی هستیم. ازجمله در منطقه، شاهد نسلکشی ایزدیها توسط داعش بودیم. اما باز هم پای اسرائیل در میان است. نسلکشی زمانی اتفاق میافتد که یک گروه، یک دولت یا… بخواهند یک منطقه را از یک نژاد، یک قوم، یک مذهب یا… خالی کنند. این خالی کردن ممکن است با کشتار یا کوچ اجباری یا ترکیبی از آن اجرا شود. فاجعهای که به طور ویژه پس از هفتم اکتبر تا امروز در غزه شاهد آن هستیم یک نسلکشی گسترده محسوب میشود. باز هم اسرائیل جزو چند استثنا جهانی در قرن بیستویکم است.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/NAI-11-01-4
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸در فرانسه چه خبر است؟
🔹مجید شیعه علی
🔹هفتهنامه صدا
@Nehzatazadiiran
📌طبقه متوسط جدید و طبقه کارگر کشورهای توسعهیافته از یکسو شاهد عدم پیشرفت خویش و ازسوی دیگر افزایش شکاف اقتصادی با دهکهای بالاتر هستند و در نهایت با نگاهی به تغییرات جهانی مردم کشورهای در حال توسعه را سارقان سود خویش میبینند. در شرایطی که دهکهای میانی و پایین احساس بیعدالتی و مغبون بودن دارند دولت از آنها میخواهد کمتر از خدمات اجتماعی بهره ببرند و بیشتر کار کنند. در چنین شرایطی وقوع اعتراض غیرطبیعی نیست.
📌شهروندان امروز در سراسر جهان کمتر عضو سازمانهای مردم نهاد، اتحادیههای صنفی، احزاب و… هستند و برای فعالیت در آنها کمتر از گذشته زمان صرف میکنند. آنها کمتر در انتخاباتها شرکت میکنند و کمپینهای انتخاباتی کمتر از گذشته متکی برفعالیتهای داوطلبانه است. در مقابل، آنها بیشتر در فضای مجازی کنشگری میکنند و حضور خیابانی دارند. این تغییر میزان بازدهی کنشهای جمعی اعتراضی را نیز کاهش داده است و خشونت آنها را افزایش داده است. چرا که فقدان سازماندهی و چارچوببندی دقیق مطالبات، فرصت فشار موثر را از میان برده و امکان مدیریت تاکتیکهای موثر را منتفی ساخته است.
📌جوامع در سراسر جهان قطبیتر از گذشته شدهاند. رسانههای اجتماعی مبتنی بر الگوریتمهای طراحی شده محتوا را به مخاطب نشان میدهند. هدف طراحی این الگوریتمها، افزایش دادن زمان حضور مخاطب در این رسانهها است. به همین جهت الگوریتمها دو نوع محتوا را بیشتر به مخاطبها نشان میدهند. یکم، محتوای مطابق با پسند آنها، دوم محتواهایی که هیجانات مخاطب را بیشتر تحریک میکند. نشان دادن محتوای مورد پسند منجر به این میشود که فرد در میان حلقه همفکران خود محاصره شده و نگاه سایرین را درنیابد. تشویق محتوای هیجانمحور، بروز خشم را افزایش میدهد، استدلال را کاهش میدهد و دیگری را نه فردی متفاوت بلکه جاهل یا دروغگو و فریبدهنده تصویر میکند. در نتیجه تمامی این مولفهها جوامع بسیار قطبیتر از گذشته شده است.
📌پیشبینیپذیری در فضای اجتماعی کنونی کاهش یافته است. رسانههای تصویری مانند تلویزیون نیز بر شکلگیری و تقویت کنشهای جمعی تاثیر عمدهای داشته است. دیدن تصویر نقض حقوق شهروندی دیگران از شنیدن وقوع آن همذاتپنداری بیشتری را برمیانگیزد و میتواند منجر به فشار اجتماعی عمدهای شود. دیدن حضور دیگران در تصویر یک اعتراض میتواند منجر به دلگرمی افراد برای امکان شکلگیری اعتراض شود و احتمال مشارکت را افزایش دهد. پدیدهای که از آن با عنوان اثرهای زیستپذیری و همکاری مشروط یاد میکنند.
📌۴۵ کشور در سالهای اخیر تجربه افول دموکراسی را داشتهاند. این تغییرات را از یک دهه پیش پژوهشگرانی مانند لری دایموند مشاهده کرده و نسبت به آن هشدار داده بودند. در خصوص چرایی وقوع آن زمینههای متعددی مطرح است از جمله تغییرات در نظم بین المللی، رسانههای اجتماعی، رشد راست افراطی و … اما مسئلهای که میتواند مستقل موردتوجه قرار بگیرد افول جایگاه دموکراسی در ذهن شهروندان جوامع مختلف در سراسر جهان است. شهروندان امروز کمتر از دو دهه پیش دموکراسی رابهترین نظم سیاسی ممکن میدانند.
📌جامعه فرانسه با بحرانهای اقتصادی مانند کسری بودجه و تلاش برای کاهش آن و در نتیجه کاهش خدمت عمومی مواجه بوده است. همچنین با شکافهای سیاسی مانند قطبی شدن جامعه، کاهش اعتماد بین فردی و کنشگری جمعی سازمان یافته مواجه بوده است چنان که سایر کشورها نیز با آن مواجه هستند. علاوه بر اینها جامعه فرانسه مانند بسیاری از جوامع دیگر، تاکید بر ارزشهای دموکراتیک و پایداری بر خشونتپرهیزی را کنار گذاشته است. در ادامه این موارد، محصلان اعتماد خود را به احزاب و نهادهای سیاسی موجود از دست دادهاند و ترجیح میدهند برای تحولات سیاسی به سنت فرانسوی خیابان تکیه کنند. پس این شرایط آبستن خیزش است.
📌تصورهای سادهانگارانه نه تنها به حل مسئله کمکی نمیکنند، بلکه در آتش قطبیشدن میدمند و احتمال بالاتر گرفتن بحران را افزایش میدهند. علاوه بر این، ایجاد تصویر نادرست از پدیدهها و پاسخهای حقیر در مقابل سوالهای بزرگ گذاشتن، فرصت تحلیل دقیق مسائل را از بین میبرد. این در حالی است که ما با یکی از بحرانیترین دورهها در تاریخ دموکراسی مدرن روبهرو هستیم و شناخت این چالشها برای یافتن راه حلهای جهانی برای آن ضروری است.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/NAI-10-30-2
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸الگوی جهانی جدید؟
🔹 نسل زد صربستان از خیابان تا انتخابات
🔹 مجید شیعه علی
🔹 منبع: روزنامه سازندگی
@Nehzatazadiiran
📌 در شرایطی که توجه افکار عمومی جهان به التهاب حوادث فرانسه و سایر کشورهای اروپای غربی جلب شده است، نسل زد در صربستان تغییری تاریخساز رقم زده است. آنها موفق شدند در یک انتخابات تاریخساز، رییس دولتی که اقتدارگرایی را در طی یک دهه گذشته به این کشور بازگردانده بود را از قدرت کنار بگذارند. حالا مدعیاند که میخواهند نظم سیاسی را به سمت یک نظام دموکراتیک هدایت کنند. این تغییرات در دوره اخیر تحولات سیاسی کمتر اتفاق افتاده
📌اقتدارگراییهای انتخاباتی بهمرور آموختهاند که به روشهای گوناگون میتوانند انتخابات را طوری مهندسی کنند که بدون جابهجایی برگههای رای، تهدیدی برای قدرت مطلق آنها ایجاد نشود. همچنین آنها آموختهاند که میتوانند با آنچه “سرکوب هوشمند” نامیده میشود مخالفان سیاسی و حتی معترضان را سرکوب کنند، بدون اینکه سرکوب منجر به افزایش مشارکت مخالفین علیه آنها شوند. هرچند همه این تاکتیکها و استراتژیها مطلق نیستند و جای خطا دارند و در نتیجه همچنان ابزارهای انتخابات و مقاومت مدنی را زنده نگه میدارند اما به اقتدارگراییها قدرت و ثباتی بیش از پیش بخشیدهاند.
📌در دهههای گذشته در چند گام سطح کنشگری سازماندهی شده و رسمی کاهش یافته است. در آخرین گام، ظهور رسانههای اجتماعی تغییرات عمدهای ایجاد کرده است؛ اعتماد بین فردی و همکاری را کاهش داده، کنشگری سیاسی از کار سازمانیافته و جمعی به سوی کنشگری مجازی و خیابانی تغییر یافته است. در نتیجه، احزاب، سندیکاها، سازمانهای مردمنهاد و سایر گونههای سازماندهی داوطلبمحوردر سراسر جهان تضعیف شدهاند. در نتیجه اعتراضات فاقد سازماندهی نمیتوانند در دموکراسیسازی نیز نقش مثبتی ایفا کنند. همچنین تضعیف جامعه مدنی میتواند به بسط اقتدارگرایی فرصت دهد.
📌موفقیت زمانی اتفاق میافتد که “ سه چیز با هم همراه شوند، مخالفان، استراتژی پیدا کنند، مبارزان، سازماندهی پیدا کنند و رسانههای اجتماعی، پای بر زمین واقعیت بگذارند. در صورتی که حتی یکی از این سه نباشد، نتیجه همان ونزوئلا و ماداگاسکار میشود؛ همراهی هر سه اینها با هم است که تجربه صربستان را میسازد.” او در ادامه تاکید میکند که محصلان این کشور رهبر خاصی نداشتند و موفقیت دموکراسیسازی الزاما نیازمند رهبر نیست. همچنین آنها به جای سازماندهی عمودی بیشتر به سازماندهیهای افقی پرداختند اما باز هم هر سه محور ضروری است.
📌کنار رفتن دیکتاتور پایان فرآیند نیست. بلکه تنها یک مرحله است. پس از آن کنشگران دموکراسیسازی باید با ساختارهای اقتدارگرا و حامیان اقتدارگرایی مواجه شوند. در صورت تغییر موفق نهادها و ایجاد نهادهای دموکراتیک باز هم یک مرحله دیگر در راه است. دموکراسی باید تثبیت شود. دموکراسی باید تبدیل به تنها بازی در زمین شود و هیچ کدام از رقبای سیاسی خیال بازگرداندن اقتدارگرایی را مطرح نسازند. در صورت تثبیت نیز کار پایان نیافته است؛ دموکراسیسازی روندی پویاست و دموکراسی پدیدهای ذومراتب است و باید سطح آن ارتقا بیابد. همچنین، دموکراسی بسیار آسیبپذیر است و نیازمند مراقبت روزمره جامعه مدنی و کنشگران سیاسی است.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطلعه فرمایید:
https://telegra.ph/NAI-10-29-2
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸مراسم رونمایی از نسخه انگلیسی تفسیر «پرتوی از قرآن»
@Nehzatazadiiran
همزمان با سالروز آزادی طالقانی از زندان حکومت پهلوی، شنبه ۹ آبان ماه ساعت ۱۷ در مرکز دایره المعارف اسلامی تالار امیرالمومنین از ترجمه انگلیسی تفسیر پرتوی از قرآن رونمایی خواهد شد. این اثر ترجمه علی اصغر آگاه و با ویراستاری مریم آگاه تهیه و تدوین شده است.
در این مراسم مریم آگاه ویراستار، عبدالعلی بازرگان قرآن پژوه، محمد توسلی فعال سیاسی، محمد مهدی جعفری قرآن پژوه و محسن آرمین قرآن پژوه و فعال سیاسی سخنرانی خواهند کرد.
همراهی شما در این برنامه با ما باعث افتخار خواهد بود.
«مجتمع فرهنگی آیت الله طالقانی»
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸 پیام بازرگان روشن بود: اصلاح جامعه از اصلاح خودمان آغاز میشود.
🔹نازنین بنیاسدی
@Nehzatazadiiran
📌مهندس بازرگان، با وجود جفای روزگار، همواره به امید و صبوری دعوت میکرد؛ ریشه این پایداری را باید در اعتقاد عمیق او جستوجو کرد.
📌او اصلاح جامعه را از خودسازی آغاز میکرد و بیاخلاقی را آفتی اجتماعی میدانست که راه را برای استبداد و استعمار هموار میکند.
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸 بیاخلاقی اپوزیسیون سرمایه اجتماعی و امید را نابود میکند
🔸 سوء قصد به آقای آخوندی: زنگ خطری برای بازگشت گروههای خودسر و نفوذی
🔸 در دو جنگ گذشته، روند ترورهای پیچیده، بمبارانهای هدفمند، حملههای پهپادی از داخل، نفوذ به شبکه بانکی و ... نشان داد که اتکای عمده دشمن به نیروهای نفوذیاش در بین افراد ظاهرالصلاح است
🔹 گزارش روابط عمومی از جلسه دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران
@Nehzatazadiiran
📌اخلاق؛ محور کنشگری مدنی
جلسه دفتر سیاسی با سخنرانی پیش از دستور آقای معتمدی مهر در خصوص کنشگری سیاسی و اخلاق آغاز به کار کرد.
وی اظهار داشت: رعایت اخلاق از سوی اپوزیسیون از یک زاویه امری مهمتر از رعایت اخلاق از طرف حکومت است زیرا حکومت خواسته اش حفظ قدرت است، اما مدعای اپوزیسیون عدالت و کرامت انسانی است. زمانی که اپوزیسیون مرتکب بی اخلاقی بشود اثر عمیقتری در بین مردم و نابودی سرمایه اجتماعی کشور میگذارد. اما باید مشخص شود که اخلاق سیاسی در شرایط فعلی چه معنایی دارد؟ نسل جدید اکتفا به ظواهر اخلاقی را زمینهای برای رشد نفاق و دورویی میداند و اخلاق را رعایت اصول میفهمد و از این جهت آنرا امری پیشادینی میداند. به همین دلیل اولین اصل اخلاقی این است که هر کسی خودش معلم اخلاقاش را انتخاب میکند. اصل دوم اخلاق و مسئولیتپذیری است به شکلی که یک سازمان سیاسی مجاز به ارائه هر راهکاری نیست به شکلی که باید در راستای خیر عمومی باشد و نیت یک کنش جمعی برای اینکه مثلا خشونت پرهیز باشد کفایت نمیکند. شاخص دیگر وفای به عهد در اصول است که از نظر اجتماعی این اصول همان قانون است و نهایتاً در یک سازمان مدنی این است که سرمایههای تاریخی و انسانی که در سازمانها وجود دارند باید عاملی برای ارتقا سازمانی تبدیل بشوند و نه اینکه موجبات کوچک شماری دیگران باشند و مثلا به نسل جوان گفته شود شما که نمیتوانید جای مصدق یا بزرگان دینی بنشینید و این مقایسه مخرب انجام بشود. وجه دیگر اخلاق سازمانی این است که مجموعه عملکرد آنها تولید ناامیدی نکند تا جامعه با بزرگنمایی برخی مسائل به انفعال مبتلا بشود. در شرایطی مثل الان کشور هم تایید وضع موجود و هم انتقام از وضع موجود هر دو بیاخلاقی است. از شاخصهای دیگر حرکت جمعی است و نظریه موتور کوچکی که میتواند موتور بزرگتر را به حرکت در آورد درست نبوده و نهایتاً مدیران یک سازمان مدنی وظیفه دارند از خودشان یک الگوی اخلاقی به جا بگذارند و در غیراین صورت آن سازمان را از از سرمایه انسانی تهی کردند.
در ادامه جلسه؛ دفتر سیاسی به گفتگو پیرامون مسائل کشور و چالشهای پیشرو پرداخت که گزارش مختصر آنها به شرح زیر است:
📌 امید دشمن به آشوب برآمده از ترور و خشونت داخلی قبل از حمله مستقیم
بازداشت فردی مسلح در بنیاد باران و ظن سوءقصد به آقای آخوندی به همراه تهدید علنی یکی از نمایندگان مجلس خبرگان به ترور زنگ خطری برای بازگشت گروههای خودسر و نفوذی است. در شرایطی که نخستوزیر اسرائیل بدون پردهپوشی از کینه توزی علیه ایران صحبت میکند و صراحتاً ترور را بخشی از اقدامات خویش برمیشمارد، سکوت و بیعملی در برابر چنین اقداماتی تضعیف موضع ملی است. تجربه دو جنگ گذشته نشان داد که اتکای عمده دشمن به نیروهای نفوذی است. روند ترورهای پیچیده، بمبارانهای هدفمند، حملههای پهپادی از داخل، نفوذ به شبکه بانکی و ... خبر از اثبات کننده این فرضیه است. متاسفانه به نظر میرسد تهاجم احتمالی آینده نیز به همین پایه اتکا دارد. آمریکا یا اسرائیل از چندین هزار کیلومتر آنطرفتر، با موشکهای گرانقیمت در آسمان ایران ظاهر نخواهند شد تا به صورت بیهدف و بدون اطلاعات قبلی مکانی را مورد اصابت قرار دهند. اقدام آنها با هدایت نیروهای جاسوسی و نفوذی تکمیل خواهد شد که متاسفانه لباس دوست بر تن کردهاند و در قالب شعارهای خیرخواهانه اهداف غیرملی خود را دنبال میکنند.
📌همکاری و همفکری تمام نیروهای سیاسی کشور ضرورتی غیرقابل اجتناب
همچنین در این جلسه دفتر سیاسی تاکید شد: ایران امروز چندان متکثر است که هر نیروی سیاسی هرچند گسترده و ریشه دار باشد نمیتواند ادعای مرجعیت و نمایندگی کل جامعه را داشته باشد. علاوه بر این، متاسفانه جمع بزرگی از آحاد کشور هنوز در قالب سازمانهای مدنی و صنفی هویت نیافتهاند. در چنین حالتی همکاری و تعاون تمام نیروهای سیاسی و مدنی کشور که دل در گرو آزادی، توسعه، تمامیت ارضی و دمکراسی دارند، اصلی ضروری و لازم است.
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸 دکترین امنیت ملی
🔸 توانايی قدرت نظامی در دفاع از سرزمين در برابر حملات بيگانه، رابطهای تنگاتنگ با رابطه دولت- ملت دارد.
🔹 دکتر ابراهیم یزدی
🔹 انتشارات سرایی
🔹 اسفند ۱۳۸۳
@Drebrahimyazdi
📌 امنيت ملي، به معناي حفظ تماميت ارضی کشور از دو ناحيه ممکن است مورد تهديد قرار گيرد.
📌 اول از ناحيه يک قدرت نظامی خارجی از ميان همسايگان ايران و يا ابرقدرتهای بيرون از منطقه و يا فعال در منطقه.
📌 خطر و تهديد دوم از درون و در اثر رشد و تعميق شکاف ميان دولت- ملت و زوال تدريجی مشروعيت و اقتدار سياسی حاکم بر کشورمان است.
📌 در جهان امروز، توسعه سياسی و نهادينه شدن مردم سالاری از پيش شرطها يا پيش نيازهای اجتنابناپذير حفظ استقلال و تماميت ارضی است.
📌 امنيت ملی، به معنای «حفظ موجوديت کشور»، در دورانهای گذشته، معادل برخورداری از آن گونه قدرت نظامي بوده است، که توانايی دفع حمله به کشور را داشته باشد.
📌 اما توانايی قدرت نظامی در دفاع از سرزمين در برابر حملات بيگانه، رابطهای تنگاتنگ با رابطه دولت- ملت دارد.
📌 اگر دولتی تمامی امکانات نظامی را در اختيار داشته باشد و اين امکانات از امکانات دشمن احتمالی به مراتب بيشتر باشد، اما فاقد مشروعيت مردمی باشد، نمیتواند از امکانات نظامی برای مقابله با دشمن استفاده کند.
📌 عکس آن نيز صادق است. يعنی اگر دشمنی با تجهيزات و امکانات نظامی برتر، به کشوری با امکانات کمتر حمله کند، ولی رابطه دولت- ملت در حد بهينه باشد، مردم و دولت، دست به دست هم میدهند و دشمن را بيرون میاندازند.
در جنگ تحميلي عراق، اين وضعيت به خوبي روشن و بارز بود.
📌 مقوله دولت- ملت Nation- State، اگر چه يک نظريه جديد محسوب ميشود، اما رابطه دولت و ملت و تأثير آن در رويدادهای سياسی و اجتماعی، از جمله دفاع در برابر حمله خارجی، امری قديمی است.
📌 در قرون گذشته، حکومتهايی که خود را موظف به حفظ امنيت داخلی و امنيت مرزها و ارايه خدمات به مردم به هنگام حمله يک نيروی خارجی، ميدانستند، از حمايتهاي مردمي برخوردار بودهاند.
📌 و بر عکس، هر زمان که پادشاهان و حاکمان، بیلياقت، فاسد و بیاعتنا به سرنوشت ملت و مملکت بر سر کار بودهاند، قدرتهای خارجی به سرزمينها و منابع طبيعی ما طمع میکردهاند.
📌 در اوايل قرن بيستم، فساد حکومت مرکزی ايران، موجب شد که قدرتهای بزرگ همسايه، چون روسيه تزاری و ابرقدرتی چون انگليس در صدد تقسيم ايران ميان خود برآمدند. اما مقاومت ملي در داخل، آن برنامهها را بر هم زد.
📌 در دوران جنگ سرد، تخاصم ميان دو بلوک شرق و غرب، تأثيرگذاری اولويتهای سياسی در روابط بينالمللی، به عنوان اصلیترين عامل حفظ تماميت ارضي کشورمان کارساز بوده است.
📌 به عنوان مثال، ارتش شوروی، شش ماه بعد از جنگ جهانی دوم، حاضر به تخليه استانهايی از کشورمان در چارچوب قراردادهای امضا شده، نشد. و ايران هم از نظر نظامي قادر به دفع اين خطر نبود. اما منافع غرب در اين بود که تماميت ارضي ايران حفظ شود.
📌 بنابراين اولتيماتوم رئيس جمهوري آمريکا، ترومن، به استالين، موجب شد که روسها عقبنشيني کنند و ارتش شوروي خاک ايران را ترک نمايد. البته قدرتهاي خارجي، گاهي ممکن است در راستاي منافع مشترک خود عليه تماميت ارضي کشوري با هم بسازند.
📌 به عنوان مثال، در سال ۱۳۲۹، سه کشور بزرگ آمريکا، شوروي و انگليس به موجب توافقهايي که سران اين سه کشور، بعد از جنگ جهاني دوم در مسکو با هم کرده بودند، براي تأمين اهداف خودشان و به وجود آوردن زمينه در جهت ايجاد دولتهاي قومي خودمختار در استانهاي ايران، اجراي طرح «استقلال انجمنهاي ايالتي و ولايتي» را در دستور کار خود قرار دادند.
📌 اين طرح هنگامي مطرح شد که جنبش ملي، به رهبري دکتر مصدق، به اوج خود رسيده بود. دکتر مصدق با افشاي اين طرح، که قرار بود رزم آرا آن را به اجرا بگذارد، توانست آن را در نطفه خفه سازد.
@Drebrahimyazdi
متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/DrYazdi-10-13
🔸خدمات دکتر غلامعباس توسلی و جامعه امروز
🔹بازنشر به مناسبت ایام ششمین سالگرد درگذشت آن فقید سعید(شنیداری)
🔹محمد توسلی
@Bonyadbazargan
📌یکی از اقدامات دکتر توسلی در سال ١٣٣٧ که نهادهای مدنی در حال شکل گیری بود، ایشان بهمراه استاد مطهری و چند نفر دیگر از معلمین پایهگذار انجمن اسلامی معلمین بودند.
📌او با اتحادیه انجمنهای دانشجویان در اروپا و نهضت آزادی ایران در خارج از کشور همکاری نزدیک داشته، بطوریکه هم عضو هیئت اجرایی و شورای مرکزی نهضت آزادی ایران بودند.
📌 در ١۵ بهمن سال ۵٧ در زمان انتخاب مهندس بازرگان بعنوان نخستوزیر دولت موقت، دکتر توسلی و دکتر یزدی افرادی بودند که برنامه را به زبان فرانسوی و انگلیسی ترجمه می کردند.
📌 دکتر توسلی در سفرهای متعددی که به قم داشتند و با عالمان دینی مراجع قم گفتگو میکردند توانستند دیدگاهها را تعدیل و تلاش کردند به تدریج علوم اجتماعی در جایگاه طبیعی خودش قرار بگیرد.
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸توسلی و جامعهشناسی
🔹بهمناسبت ششمین سالگرد درگذشت غلامعباس توسلی
@Nehzatazadiiran
سخنرانان:
▫️پرویز اجلالی
▫️ابوالفضل آقابابا
▫️تقی آزادارمکی
▫️افسانه توسلی
▫️سارا شریعتی
▫️فیروز راد
دبیر نشست:
حامد بشیری
زمان:
سهشنبه ۲۸ مهر۱۴۰۵
ساعت۱۶ تا ۱۹
📎این نشست بصورت مجازی به آدرس زیر برگزار خواهد شد.
Meet.google.com/bjb-jzwv-som
🔸انتشار روزانه یک بخش از کتاب دکترین امنیت ملی به قلم ابراهیم یزدی از کانال تلگرامی دکتر ابراهیم یزدی
📎برای پیوستن به کانال از لینک زیر استفاده نمایید:
/channel/drebrahimyazdi
🔸از سلطه اوراق خزانه آمریکا تا انباشت طلا؛ آیا جهان به سوی نظم مالی چندقطبی حرکت میکند؟
🔹بابک بنایی
🔹منبع: نشریه اقتصادی نهضت آزادی ایران
🔹شماره: ۲۴
@Nehzatazadiiran
📌 نظام مالی بینالملل طی حدود هشت دهه گذشته بر پایه جایگاه محوری دلار آمریکا شکل گرفته است. پس از توافق برتون وودز در سال ۱۹۴۴، دلار به یکی از پایههای اصلی نظام پولی جهان تبدیل شد. این جایگاه در دهههای بعد و بهویژه پس از سال ۱۹۷۱، زمانی که دولت آمریکا قابلیت تبدیل دلار به طلا را متوقف کرد، وارد مرحله تازهای شد.
📌با وجود پایان ارتباط رسمی دلار با طلا، این ارز توانست جایگاه خود را در تجارت جهانی، ذخایر ارزی بانکهای مرکزی و بازارهای مالی بین المللی حفظ کند.
📌پرسش مهم امروز آن است که آیا ساختاری که برای دههها ثبات و کارآمدی نسبی نظام مالی جهانی را پشتیبانی کرده، در حال ورود به مرحلهای تازه است؟ آیا کشورها همچنان حاضرند بخش عمدهای از ذخایر راهبردی خود را در داراییهایی نگهداری کنند که ارزش و دسترسی به آنها ممکن است تحت تأثیر تحولات سیاسی و اختلافات بینالمللی قرار گیرد؟
📌 مسدود شدن بخشی از ذخایر ارزی روسیه پس از آغاز جنگ اوکراین، نمونهای مهم از تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی بر داراییهای مالی کشورها بود. این اتفاق این پرسش را مطرح کرد که آیا داراییای که از نظر مالی نقدشونده و معتبر محسوب میشود، در هر شرایط سیاسی نیز قابل دسترسی خواهد بود؟
📌 نکته اساسی آن است که افزایش سهم طلا در ذخایر میتواند همزمان با ادامه استفاده از دلار اتفاق بیفتد. در واقع، کشورها ممکن است بهجای انتخاب میان دلار و طلا، به دنبال ترکیبی متنوعتر باشند تا در برابر تغییرات اقتصادی و سیاسی انعطاف بیشتری داشته باشند.
📌 در کنار افزایش توجه به طلا، همکاریهای اقتصادی کشورهای عضو بریکس و استفاده از ارزهای محلی در برخی مبادلات دوجانبه نیز به بحث درباره آینده دلار دامن زده است. کشورهایی که حجم قابل توجهی از تجارت خود را با یکدیگر انجام میدهند، ممکن است برای کاهش هزینه تبدیل ارز یا محدود کردن وابستگی به شبکههای پرداخت بینالمللی، به استفاده بیشتر از ارزهای محلی تمایل پیدا کنند.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/kenai2416-10-13
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸نشریه اقتصادی نهضت آزادی ایران
🔹شماره بیست و چهارم
@NehzatAzadiIran
📌کمیسیون اقتصادی شعبه تحقیقات نهضت آزادی ایران در نشریه اختصاصی شماره بیست و سوم، به جمع آوری اخبار و نگارش تحلیل های مهم اقتصادی در شهریور ماه ۱۴۰۵ پرداخته است.
🔹یادداشتها:
از سلطه اوراق خزانه آمریکا تا انباشت طلا؛ آیا جهان به سوی نظم مالی چندقطبی حرکت میکند؟
✍️ بابک بنایی
بنگاههای کوچک در محاصره جنگ و تورم؛ چگونه میتوان زنده ماند؟
✍️ بابک بنایی
امام موسی صدر و محرومان شیعه لبنان
✍️ محمود ایزدیان
رابرت هال و مایکل وودفورد؛ برنده نوبل اقتصاد برای نظریهپردازان ثبات اقتصادی
تنگناهای اقتصاد در نیمسال دوم
✍️ دنیای اقتصاد
🔹اخبار داخلی:
تولید در محاصره تورم؛ بنگاهها تا کی دوام میآورند
جوانان، دانشگاه و بازار کار؛ انتخابها چگونه تغییر کردهاند
مدیریت بازار ارز در گرو مهار نقدینگی و انتظارات تورمی
بنادر ترکیه ناجی تجارت ایران میشوند
بانکها دیگر اجازه فروش طلا ندارند
هشدار سیاستی اندیشکده فولاد: کمبود سوخت و سناریوهای بحران زمستان ۱۴۰۵
🔹اخبار بین الملل:
بحران بزرگتر از نفت ۱۰۰ دلاری | گازوئیل؛ بمب تورمی اقتصاد جهان
ژئوپلتیک مواد خام در عصر برق و هوش مصنوعی
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸کمپین یک میلیون امضا و سنت پتیشننویسی
🔹مجید شیعهعلی
🔹منبع: ماهنامه خط صلح
@Nehzatazadiiran
📌بیست سال از تجربهای گذشت که نه پیش و نه پس از آن تکرار نشد. کارزاری که جمع شدن صفات متعددی چنین منحصر به فردش ساخته است. مواردی مانند شکلگیری یک جنبش فمینیستی رسمی، میانهروی سیاسی و مذهبی با تاکید بر قانونگرایی و عدم تعارض با مبانی مذهبی، تاکید بر کنش جمعی و مبارزهی مدنی با رویکرد از پایین به بالا، تلاش برای سازماندهی، شبکهسازی و آگاهسازی و در نهایت و از همه مهمتر استفاده از پتیشن سیاسی برای پیگیری یک جنبش اجتماعی منجر به بیمانندی آن گردیده است.
📌اگر از سایر صفات برجستهی این کارزار بگذریم، این یگانه تجربهی چنین گستردهای در زمینهی طرح پتیشنهای حقوق شهروندی بوده است. به همین سبب تجربهی امضای پتیشن در فضای سیاسی و مدنی کشور ما نیازمند بررسی مجدد است تا از دستاوردها و شکستهای آن برای تجربیات بعدی استفاده شود. به همین منظور ضروری است ابتدا به سراغ شکلگیری این روش مبارزهی سیاسی برویم.
📌آنچه در سنت سیاسی جوامع غربی بهعنوان ابزار کنشگری بهعنوان امضای پتیشنهای سیاسی شکل گرفته است ریشه در یک تکامل تاریخی دارد. این روش را امروز میتوان با چند محور متمایز کرد. یکم، یک درخواست است. دوم، این درخواست نه بهطور فردی بلکه جمعی مطرح میشود. سوم، مخاطب این درخواست حکومت یا سایر نهادهای عمومی است. چهارم، طرح این درخواست به معنای ایجاد قدرت درون جامعه برای فشار در جهت اجرای آن است. شکلگیری این مدل کنشگری بیش از هرجای دیگر به انگلستان قرون میانه باز میگردد. هر چند در تمامی جوامع بهعناوین مختلف طرح دادخواست و عریضه از حکمرانان سابقه داشته است. اما پتیشن با صفات فوقالذکر پدیدهی مدرنی است که به مرور از دل سنتهای مدنی انگلستان رشد کرده است.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/NAI-10-13-4
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
🔹مهران ارژنگ
🔹منبع: نشریه سیاسی نهضت آزادی ایران
🔹شماره: ۳
@Nehzatazadiiran
📌موضوع اثرات مثبت و منفی رادیکالیسم بر جنبش های اجتماعی و سیاسی همواره محور یکی از منازعات اساسی کنشگران و محققین بوده به نحوی که نظریه "اثر جناح رادیکال" (Radical Flank Effect) ، از دل این گفتگوها متولد شده که به تأثیر حضور یک بخش یا گروه رادیکالتر در یک حرکت اجتماعی یا سیاسی میپردازد تا مشخص کند احتمال موفقیت یا شکست را چقدر افزایش یا کاهش میدهد.
📌تجربه انقلاب نارنجی در اوکراین (۲۰۱۴) نشان داد که رادیکالیسم راه مستقیمی به سوی خشونت است. گروههای رادیکال راستگرایی مانند سپر راست نقش مهمی در ایجاد تنش ایفا کردند و روسیه با استفاده از وحشت ناشی از افراطیگری، قوانینی بر علیه سازمانهای مردم نهاد (NGOها) تصویب کرد و دامنه آزادی رسانهها را محدودتر ساخت.
📌 رادیکالیسم میتواند با تغییر تمرکز رسانهها از پیام اصلی به تاکتیکهای تهاجمی و همچنین انفکاک جنبش از بدنه اصلی جامعه، حرکت را از دستیابی به اهداف اصلی خود باز دارد.
📌تلاش برای "براندازی کامل نظم اجتماعی" در موارد متعددی باعث پسرفت و یا توقف روند پیشرفت خواهانه بخصوص در کشورهای سنتی تر میشود. مثلا در جریان جنبش برابری خواهی زنان، اقدامات فمینیستهای رادیکال که بنیان خانواده و حتی فرزندآوری را زیر سوال میبرند، فمینیستهای لیبرالتر را از روند برابری خواهی دور و آنان را منزوی کرد. این ویژگی در مناطقی از جهان که فرهنگ عمومی، جامعهای محافظهکار و سنتی ساخته است صبغه بارزتری دارد.
📌برای حضور رادیکالیسم اثرات مثبتی همچون جلب توجه رسانهای به خواستههای جنبش، طرح نهایی ترین و رادیکال ترین درخواستها و تحت فشار قرار گرفتن حاکمیت ها برای پذیرش تغییرات مطرح شده است اما این دستاوردها به شدت تحت تاثیر تفاوت های منطقه ای، بلوغ سازمانهای مدنی، قدمت سنتهای دمکراتیک همچون قدمت رجوع به آرای عمومی است و نقش واحدی در شرایط متفاوت اجتماعی / سیاسی ایفا نمیکند. به صورتی که عموما رادیکالیسم در دموکراسیهای لیبرال و جا افتاده به چانهزنی منجر میشود در حالیکه همین رادیکالیسم در رژیمهای اقتدارگرا (مانند آنچه در آسیای میانه و شرق آن وجود دارد) اغلب به سرکوب خونین میانجامد.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/nksnai-3-8-01-03
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸نهضت آزادی ایران، ایران را متعلق به همه ایرانیان میداند. گشودن میدان برای یک جریان و سرکوب دیگران، نهتنها به جامعه آسیب زده، بلکه توان تصمیمگیری مستقل را حتی از خود حاکمان سلب کرده است. حاکمانی که تنها یک صدا را میشنود، در برابر همان صدا بیدفاع میشود.
🔹بخشی از بیانیه نهضت آزادی ایران شماره۲۷۹۰
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸 دکترین امنیت ملی
🔸 موفقيت انقلاب ايران، تناقضات و تضادهای درونی آمريکا را در ايران برملا ساخت.
🔸 اسطوره «ثبات ایران»؛ توهمی که تبلیغات شاه و حمایت آمریکا تا لحظه سقوط زنده نگه داشت
🔹 دکتر ابراهیم یزدی
🔹 انتشارات سرایی
🔹 اسفند ۱۳۸۳
@Drebrahimyazdi
📌 دستگاههاي تبليغاتی شاه در آمريکا اسطورههايی را در مورد ايران تبليغ میکردهاند. اين تبليغات با موضعگيریهای رسمی دولت آمريکا تأييد و تثبيت میشده است.
📌 اسطورههايی که خود آنها درباره ايران ساخته و پرداخته بودند، خودشان هم آن را تا آخرين لحظات سقوط شاه تبليغ میکردند. يکی از اين اسطورههای باطل، مسأله «ثبات» در ايران بود که سالهای سال ذهنهای سياستمداران آمريکا را پر کرده بود.
📌 اينکه در ابتدای سال مسيحي ۱۹۷۸ کارتر در تهران جام شراب خود را به سلامتي شاه و ثبات در ايران بالا کشيد، تکرار رفتار پنج رئيسجمهور قبل از خودش از زمان ايزنهاور بوده است. اين اسطوره، «ثبات» چگونه شکل گرفته بود؟
📌 و چه شد که سيا و وزارت امور خارجه آمريکا نتوانستند عمق مسايل ايران را درک کنند؟
📌 پاسخ به اين سؤال را بايد در درک آمريکايیها از خود مفهوم «ثبات» جستجو کرد.
📌 مفهومی که سياستمداران واشنگتن آن را کاملاً بد فهميدهاند و علت آن هم توجه کامل و يک جانبه به منافع خودشان بوده است.
📌 در يک جامعه ثبات واقعی توأم و همراه است با تحقق آن شرايطی از اوضاع اقتصادی و سياسی که مردم کم و بيش احساس آزادی، آرامش و اقناع بنمايند يا حداقل اميد داشته باشند که آرامش و آسايشی به وجود خواهد آمد.
📌 يک تعريف ديگر رايج، آن است که مردم موافقت واقعی و آزادانه خود را با ارزشها و اولويتها به دولت حاکم نشان بدهند. در مورد حکومت شاه هيچ يک از معيارهاي رايج در تعريف مفهوم ثبات صدق نميکرد.
📌 از زمانی که شاه به دنبال کودتای سيای آمريکا بر تخت سلطنت نشست بيش از نيم ميليون ايرانی به خاطر اعتقاداتشان به زندان افتادند و اين نشانه کامل عدم ثبات در ايران بود. در حالی که آمريکايیها يا نمیخواستند آن را ببينند و يا قادر به فهم آن نبودند.
📌 مشکل ديگر آن که مقامات واشنگتن خصوصيات مردم ايران و قدرت مقاومت و مبارزه آنها را ناديده گرفتند يا بهای کمی بدان دادند.
📌 به طور خلاصه و به عبارت ديگر مسئولان سياست خارجی آمريکا، مفهوم ثبات سياسی را با قدرت شاه در کنترل اوضاع يکسان گرفتند و با هم مخلوط کردند.
📌 در واقع مقامات آمريکايی سکوت ناشی از اختناق را با رضايت مردم يکی دانستند و آن را به عنوان «ثبات» پذيرفتند و تبليغ کردند و همراه و توأم با آن در ايران تبليغ میکردند که ايرانیها هم نظير ساير کشورهای دنيای سوم خيلی ضعيفتر و ناپختهتر از آن هستند که بتوانند خود سرنوشت خويش را در دست گرفته و اداره کنند.
@Drebrahimyazdi
متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/DrYazdi-10-25
🔸 دکترین امنیت ملی
🔸 مبارزه مردم با استبداد مطلقه شاهان و استيلای خارجی بيش از يکصد سال است که در ايران سابقه و دوام داشته است
🔹 دکتر ابراهیم یزدی
🔹 انتشارات سرایی
🔹 اسفند ۱۳۸۳
@Drebrahimyazdi
📌 انقلاب اسلامی ايران نمیبايستی موجب تعجب و غافلگيری غربیها شده باشد.
📌 واقعيتهای ايران در زمان حکومت شاه چيزی نبود که پنهان مانده باشد.
📌 حتی يک نگاه سطحی و سريع نشان میدهد که چگونه مردم ايران از سنن بسيار قديمی و غنی و تجارب وسيع مقاومت در برابر ظلم و ستم برخوردار ميباشند؛
📌 و اينکه اکثر و يا تمامی قهرمانان و رهبران سياسي و ملی ايران به دست شاهان زندانی و يا کشته شدهاند؛
📌 و اينکه مبارزه مردم با استبداد مطلقه شاهان و استيلای خارجی بيش از يکصد سال است که در ايران سابقه و دوام داشته است و اينکه سلطنت مطلقه يک بار در سال ۱۹۱۱ و يک بار طي سالهاي ۵۰-۱۹۵۳ شکست خورد، ولي بار اول در ۱۹۲۱ توسط انگليسیها و بار دوم در ۱۹۵۳ توسط انگليسیها و آمريکايیها مجدداً مستقر گرديد و اينکه بين سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۸ بيش از ۶۵ هزار نفر از مخالفين رژيم شاه توسط ارتش با گلوله زخمی و کشته شدند، حداقل ۲۰۰۰ نفر از آنان طبق اعترافات رسمی دولت شاه تيرباران شدهاند؛
📌 و اينکه در طی اين دوره بيش از نيم ميليون از ايرانیها در مبارزه و مخالفت با رژيم شاه مزه زندان شاه را چشيدهاند.
📌 توجه مختصری به اين حقايق کافی بود که نشان دهد ايرانیها کسانی نيستند که در مورد طرحها، نقشهها، توطئهها و دخالتهای بيگانگان در حيات و سرنوشت آنها و منابع حياتی کشورشان بیتفاوت باشند.
@Drebrahimyazdi
متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/DrYazdi-10-25
🔸 دکترین امنیت ملی
🔸 عملکرد امپریالیسم آمریکا
🔹 دکتر ابراهیم یزدی
🔹 انتشارات سرایی
🔹 اسفند ۱۳۸۳
@Drebrahimyazdi
📌 سياست ممالک متحده آمريکا در خاورميانه در طي دوران جنگ جهاني دوم و بعد از آن به طور عمده آن بود که از نظر اقتصادي جاي انگليس را بگيرد. ولي از نظر نظامي، حضور نظامي انگليس را در يونان، عراق، اردن و ليبي تأييد و تقويت نمايد.
📌 نهضت ملي در ايران بعد از جنگ جهاني دوم و ملي کردن صنايع نفت در سرتاسر ايران اولين رقابت بين قدرتهاي امپرياليستي را به وجود آورد.
📌 نهضت ملي ايران توانست ائتلافي مرکب از گروهها و دستجات کوچک سياسي، بازاريان مترقي، رهبران مترقي روحانيت، ليبرالها و روشنفکران چپ را عليه بيگانگان به وجود آورد.
📌 دکتر مصدق رهبر بلامنازع اين نهضت بود.
📌 مبارزه با استعمار انگليس و شعار ملي کردن صنعت نفت، عامل اصلي اتحاد و وحدت تمامي اقشار جامعه شده بود.
📌 حزب توده ايران که حزب کمونيست ايران باشد، مخالف شديد پيشنهاد ملي شدن نفت بود. چرا که روسها به رهبري استالين در جستجوي تأمين يک امتياز نفت از ايران در نواحي شمالي کشور بودند. حزب توده به موازنه مثبت در سياست خارجي معتقد بوده و هست، در حالي که سياست خارجي دکتر مصدق بر پايه موازنه منفي استوار بوده است.
📌 همان طور که همه ميدانيد شاه در اجراي دکترين نيکسون در ايران و خاورميانه نقش مؤثري را بازي کرده است. دکترين نيکسون يکي از نتايج شکست مفتضحانه آمريکا در ويتنام ميباشد. اما ماهيت دکترين نيکسون در واقع ادامه همان سياست ضدانقلابي آمريکا بود که کشور را به دخالت مستقيم نظامي در جنگ هند و چين وادار ساخت.
📌 وقتي که سياست آمريکا در کنترل يا انهدام انقلاب ويتنام ناکام ماند، طراحان سياست خارجي آمريکا استراتژي «ويتناميزه کردن» را براي تعقيب همان اهداف قبلي خود مطرح ساختند. اما دکترين «ويتناميزه کردن» نيکسون تنها براي حل معضل آمريکا در هند و چين نبود بلکه نقطه آغاز از مرحله جديدي از استراتژي جهاني آمريکا بود.
@Drebrahimyazdi
متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/DrYazdi-10-25
🔸بازرگان؛ پیونددهنده ایمان، قرآن و علم و تحولدهنده زیست مومنانه چند نسل.
🔹آثار بازرگان، زندگی مرا متحول کرد.
🔹لطفالله میثمی
@Nehzatazadiiran
📌مهندس لطفالله میثمی در توصیف شخصیت و اندیشه زندهیاد مهندس مهدی بازرگان میگوید:
📌«مرحوم مهندس واقعاً آدم دینداری بود و منبع اصلی او قرآن بود. کتاب راه طیشده و آثار پلانک، زندگی مرا متحول کرد. آثار بازرگان، ماتریالیسم را مهار کرد، بیآنکه در برابر پیشرفت علم قرار بگیرد؛ چراکه بازرگان علم را در کنار آیات قرآن به کار میگرفت و از قرائن علمی برای فهم و تبیین مسائل بهره میبرد.»
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸 دکترین امنیت ملی
🔸 بايد دست به يک کوشش منظم و همه جانبه برای آزادی خودمان از اين اسارت فکری و فرهنگی، که زير بنای سلطه سياسي و اقتصادی ابرقدرتهاست برنيم.
🔹 دکتر ابراهیم یزدی
🔹 انتشارات سرایی
🔹 اسفند ۱۳۸۳
@Drebrahimyazdi
تجارب انقلابي اين قرن يک بار ديگر اين حقيقت قديمی را بيان میکند که مبارزه و ايثار براي عدالت، آزادی، صلح، استقلال به ابعاد معنوی و اخلاقی، که جدای از ساختمان مادی است، نياز دارد.
📌 سلاحهاي هستهای و امکان يک فاجعه جهانی نيازمندی جهان را به قبول يک چنين ضرورتی به طور بیسابقهای تشديد نموده است.
📌 شرايط رشد اقتصادی و صنعتی شدن اروپا در قرن ۱۹، اخلاق و معنويت را در تئوریهای ماترياليستی محدود و منحصر نمود.
📌جنبشهای انقلابی معاصر نمیتوانند اين وضعيت غيرطبيعی را ادامه دهند. آنها بايد قبول کنند که امپرياليسم، ستم و ظلم را تنها با ماترياليسم نمیتوان شکست داد و نابود کرد.
مشکل کشورهای دنيای سوم تنها استيلای سلطه ابرقدرتهای بيگانه در ابعاد سياسی و اقتصادی آن نيست، بلکه مهمتر از سلطه ابرقدرتها در ابعاد سياسی و اقتصادی، سلطه امپرياليسم و استعمار در ابعاد فرهنگیاش میباشد.
📌 بسياری از کشورهای دنيای سوم شديداً تحت استيلای گرايشات فرهنگی، فلسفی و ايدئولوژیهايی هستند که کاملاً نسبت به فرهنگ غنی بومی و محلی اين جوامع بيگانه میباشند.
📌 اين که بسياري از روشنفکران دنيای سوم نه تنها از خويشتن خويش بيگانه شدهاند، بلکه از مردم خود بريدهاند، بحران بیسابقهاي را براي روشنفکران اين جوامع به وجود آورده است. اين امر باعث شده است که ارتباط ميان روشنفکران و تودههاي مردم در اين کشورها بسيار مشکل و سخت، و بعضي اوقات غيرممکن گرديده است؛
📌 بسياري از تحصيلکردههاي جوامع دنياي سوم به زبان محلي صحبت ميکنند. حتي ممکن است لباسهاي محلي هم بپوشند، اما آنها در فکر، در احساس، در ذائقه، غربي و يا شرقي هستند.
📌 آنها حتی غربی فکر میکنند، ميبينند و ميشنوند. به عبارت ديگر منابع ادراک آنها توسط نيروهاي بيگانه کنترل ميشود.
📌اين بدترين نوع بردگي و وابستگي در جهان است که انسان ممکن است بدان مبتلا گردد. اين بردگي فکري در نتيجه استيلاي امپرياليسم در دنياي معاصر است و به نظر ميرسد که ارزانترين و مؤثرترين وسيله در استمرار و استيلاي امپرياليسم باشد.
📌 اگر چنانچه جنبش غيرمتعهدين بخواهد به منافع خلقهاي جهان خدمت کند بايد عوامل از خود بيگانه کننده ناشي از استيلاي خارجي و عوامل هماهنگ کننده و متعهد در برابر ابرقدرتها را بشناسيم. بايد دست به يک کوشش منظم و همه جانبه براي آزادي خودمان از اين اسارت فکري و فرهنگي، که زير بناي سلطه سياسي و اقتصادي ابرقدرتهاست برنيم.
@Drebrahimyazdi
متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/DrYazdi-10-21
🔸پیام تسلیت نهضت آزادی ایران به مناسبت درگذشت برادر دکتر حسین موسویان
@Nehzatazadiiran
برادر ارجمند جناب آقای دکترحسین موسویان رییس محترم هیات رهبری اجرایی جبهه ملی ایران
بسمهتعالی
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
درگذشت برادر بزرگوارتان مرحوم جناب آقای حسن موسویان را خدمت جنابعالی، خانواده محترم و سایر بازماندگان تسلیت عرض میکنیم.
از درگاه خداوند متعال، آرامش ابدی و رحمت واسعه الهی برای آن زندهیاد مسئلت داریم و برای خانواده و بازماندگان ایشان، صبوری بر مصیبت وارده خواستاریم.
محمدحسین بنیاسدی
دبیرکل نهضت آزادی ایران
۲ آبان ۱۴۰۵
با ما از طریق لینک زیر در ارتباط باشید:
@Nehzatazadiran
🔸«بازرگان در راه طیشده به ما آموخت که ایمان به نظم، موتور محرک علم است.»
🔹مهندس لطفالله میثمی
@Nehzatazadiiran
لطفالله میثمی، شاگرد مهندس مهدی بازرگان، در نشست بررسی اثر گرانقدر راه طیشده، از تأثیر آموزههای استاد خود در زمینه سازگار کردن علم و دین، استنتاج معرفت دینی و درسهای خداشناسی از دل دستاوردهای علمی سخن گفت.
نگاهی به میراث فکری بازرگان؛ تلاشی برای پیوند علم، ایمان و شناخت خداوند و هموار کردن زیست مومنانه در متن دستاورهای علمی جهان جدید.
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸 بنگاههای کوچک در محاصره جنگ و تورم؛ چگونه میتوان زنده ماند؟
🔹بابک بنایی
🔹منبع: نشریه اقتصادی نهضت آزادی ایران
🔹شماره: ۲۴
@Nehzatazadiiran
📌 در روزهایی که سایه جنگ و نااطمینانی بر اقتصاد سنگینی میکند و نوسان نرخ ارز، هزینه تأمین مواد اولیه و تجهیزات را به متغیری غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده است، بنگاههای کوچک و متوسط بیش از گذشته در معرض خطر قرار دارند.
📌 تصور کنیم یک شرکت کالایی را به قیمت هشت میلیارد تومان خریداری میکند و آن را با قیمت ۹ میلیارد تومان میفروشد. در ظاهر، این معامله یک میلیارد تومان سود دارد؛ اما اگر هنگام جایگزینی کالا، قیمت خرید آن به ۱۱ میلیارد تومان رسیده باشد، شرکت برای تکرار همان معامله با کمبود دو میلیارد تومان سرمایه مواجه خواهد شد. در این شرایط، سود ثبتشده در حسابها الزاماً به معنای افزایش توان اقتصادی بنگاه نیست. چهبسا شرکت روی کاغذ سودآور باشد، اما در عمل توان خرید مجدد کالا، پرداخت هزینههای جاری یا اجرای سفارش بعدی را از دست بدهد.
📌 کوتاه کردن مدت اعتبار پیشنهادهای قیمت، دریافت پیشپرداخت، مرحلهبندی پرداختها و پیشبینی سازوکارهای تعدیل قیمت با توافق طرفین، دیگر صرفاً ابزارهای مذاکره نیستند؛ بلکه به بخشی از سیاست حفظ بقای شرکت تبدیل شدهاند. شرکتها باید پیش از پذیرش هر سفارش، علاوه بر سود اسمی، هزینه جایگزینی کالا، زمان وصول مطالبات و احتمال تغییر نرخ ارز را نیز بررسی کنند. در شرایطی که هزینهها بهسرعت تغییر میکنند، یک قرارداد ظاهراً سودآور ممکن است به عاملی برای کاهش سرمایه و توقف فعالیت تبدیل شود.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/kenai2417-10-13-2
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸 امام موسی صدر و محرومان شیعه لبنان
🔹محمود ایزدیان
🔹منبع: نشریه اقتصادی نهضت آزادی ایران
🔹شماره: ۲۴
@Nehzatazadiiran
📌 موسی صدر در اواخر سال ۱۳۳۸ برای اصلاح وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی شیعیان لبنان و استفاده از ظرفیت های منحصر به فرد آن کشور برای شناساندن چهره مکتب اهل بیت و سازگار بودن آن با جهان عازم آن دیار شد و برای رسیدن به اهداف فوق فعالیت های خود را در سه محور موازی سازماندهی نمود .
📌 در اجرای برنامه های میان مدت طی سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۸ سفر به شهرها و روستاهای لبنان بود که ده ها جمعیت و خیریه و موسسات فرهنگی و آموزشی و حرفه ای راه اندازی شد که حاصل آن اشتغال و خودکفایی و کاهش درصد بی سوادی و اجرایی شدن پروژوهای عمرانی در مناطق محروم بود.
📌 از نظر امام موسی صدر فقر فرهنگی ارتباط مستقیمی با فقر اقتصادی داشت و در یکی از گفتگوهای خود با روزنامه الحیات چاپ بیروت می گوید ماموریت من بالا بردن سطح زندگی و فرهنگی مردم لبنان است و در همین گفتگو می گوید مردم چگونه ادعای مسلمانی را که اسلام را ضامن سعادت دنیا و آخرت می داند باور کنند در حالی که خود او گرفتار فقر و جهل است.
📌 امام موسی صدر برای راه اندازی موسسه قالیبافی در سال ۱۳۵۰ یکی از اساتید صنعت قالیبافی را از کاشان به لبنان برد و این استاد ، قالیبافی را به زنان آموزش داد و بسیاری از زنان قالیبافی را به خوبی یاد گرفتندتعداد این زنان که بیش از ۳۰۰ نفر از جنوب لبنان بودند بعد از اتمام دوره از طرف موسسه ابزار کار و لوازم قالیبافی در اختیارشان گذاشته می شد و برای بافت قالی مزد ماهانه از موسسه دریافت می کردند و موسسه از سود فروش این قالی ها به محرومان و بی سرپرستان کمک می کرد تا وضعیت زندگی آنان بهبود یابد این مرکز نیز زیر نظر شهید دکتر مصطفی چمران اداره می شد.
📌 برای آشنایی بیشتر با افکار و اندیشه ها و کارهای انجام شده امام موسی صدر در لبنان مطالعه ترجمه فارسی کتاب(( کلمه هوقائلها)) تحت عنوان آنچه خود گفت از انتشارات موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر پیشنهاد می شود.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/NAI-10-17-6
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸حاجی واشنگتن، روایتی از فرهنگ سیاسی ایران و مواجهه با تجدد
🔹مهدی محمودی
🔹منبع: مهستان
@Nehzatazadiiran
📌فیلم حاجی واشنگتن ساخته زنده یاد علی حاتمی، با روایت حضور نخستین سفیر ایران در آمریکا در عهد ناصری قاجار، فرصتی برای تامل در تاریخ فرهنگ سیاسی ایران، مناسبات قدرت، مواجهه با جهان جدید و زمینههای شکلگیری اندیشه اصلاحات فراهم میکند. این فیلم، فراتر از روایت زندگی یک سفیر در غربت، تصویری از جامعهای ارایه میدهد که در آستانه مواجهه با جهانی متفاوت، با محدودیتهای ساختاری، فرهنگی و سیاسی خود روبهرو میشود.
📌نخست: فرهنگ سیاسی تبعی، بازتولید مناسبات رعیتی
یکی از مضامین برجسته فیلم، بازنمایی فرهنگ سیاسی تبعی در جامعه ایران است. فرهنگی که در آن رابطه میان حاکم مطلق و محکوم، نه بر مبنای حقوق متقابل شهروندان و حاکمیت، بلکه بر اساس اطاعت، تملق و پذیرش فرادستی مطلق قدرت تعریف میشود. در گزارش سفیر به سلطان، میتوان جلوههایی از این فرهنگ را مشاهده کرد. جایی که مناسبات سیاسی همچنان با منطق دربار و ادبیات فرمانبرداری صورتبندی میشوند. در چنین نظمی، فرد بیش از آنکه خود را صاحب حق بداند، رعیت قدرت تلقی میکند و حاکم نیز نه خدمتگزار جامعه، بلکه صاحب اختیار آن است. این رابطه، به ساختار اداری حکومت محدود نمیماند، بلکه در زبان، رفتار و الگوهای ارتباطی جامعه نیز بازتولید میشود.
📌دوم: مشروعیت الهی سلطنت و جایگاه سلطان
در جهان سیاسی بازنماییشده در فیلم، سلطنت بر تصوری از مشروعیت الهی استوار است. تصوری که سلطان را ظلالله میداند و اقتدار او را به منشایی فراتر از اراده مردم پیوند میزند. در چنین چارچوبی، حاکمیت به جای اینکه نهادی برآمده از اراده عمومی و پاسخگو در برابر جامعه باشد، قدرتی برخوردار از منزلتی قدسی تلقی میشود. پیامد سیاسی این تصور، نیز دشوار شدن نقد قدرت و محدود شدن امکان مطالبه پاسخگویی از حاکم است. البته فرهنگ سیاسی ایران در دوره قاجار یکدست نبود و در کنار این الگوی سلطنت، سنتهای دیگری نیز در جامعه وجود داشتند. اما فیلم با برجسته کردن مناسبات درباری، امکان تامل در یکی از ریشههای تاریخی اقتدارگرایی و فرهنگ فرمانبرداری را فراهم میکند.
📌سوم: مواجهه ایران با غرب و عدم شناخت متقابل دو جهان
اعزام سفیر ایران به آمریکا را میتوان بخشی از فرایند تاریخی آشنایی ایران با جهان جدید دانست. فرایندی که در دوره قاجار، بهتدریج ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اداری پیدا کرد. این مواجهه، تنها به شناخت غرب از سوی ایرانیان محدود نبود. بلکه مسئله شناخت متقابل دو جهان را نیز پیش میکشید. ایرانیانی که با ساختارهای متفاوت حکمرانی، مناسبات اجتماعی و شیوههای زیست در غرب مواجه میشدند، ناگزیر بودند درباره وضعیت جامعه خود نیز پرسشهای تازهای مطرح کنند. در این میان، سفرهای خارجی، اعزام محصلان، مأموریتهای دیپلماتیک و آشنایی با نهادهای جدید، به انتقال تجربهها و شکلگیری زمینههای فکری اصلاحات کمک کردند. سفرنامهها و رسالههای اصلاحی دوره قاجار را نیز باید در بستر گستردهتر این مواجهه تاریخی و در کنار عوامل داخلی، از جمله بحرانهای سیاسی و مالی حکومت، بررسی کرد.
📌چهارم: آشنایی با تشریفات اداری و نظم بوروکراتیک
فیلم همچنین امکان توجه به فاصله میان دستگاه حکومتی ایران و الزامات دیپلماسی و تشریفات اداری جدید را فراهم میکند. دیپلماسی مدرن به حضور یک نماینده در کشوری دیگر محدود نیست، بلکه به سازمان اداری منسجم، منابع مالی کافی، ارتباطات مؤثر، قواعد مشخص و توانایی اجرای تصمیمها نیاز دارد. مواجهه با این الزامات، محدودیتهای ساختاری دستگاه حکومتی ایران را آشکارتر میکرد. آشنایی با شیوههای جدید اداره امور، در بلندمدت میتوانست این پرسش را پیش بکشد که چرا برخی دولتها از سازمان اداری منظمتر و توان اجرایی بیشتری برخوردارند و چه اصلاحاتی برای بهبود وضعیت ایران ضروری است.
📎ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸قرآن؛ درمان روح و روان و راهی بهسوی آرامش درون
🔹رضا سپهری، در ضمن بحث درباره کتاب «پابهپای وحی»، از تجربه شخصی خود و تأثیر مطالعه و مأنوس شدن با قرآن میگوید:
@Nehzatazadiiran
📌 هیچکس دوست ندارد با تشویش، نگرانی، اضطراب و بیخوابی روبهرو باشد. انس با قرآن میتواند راهی برای یافتن آرامش درونی و رهایی از آشفتگیهای روحی باشد.
📌آنچه جناب سپهری آزموده است، امری پسینی، تجربی و عملی است و باید آنرا در میدان عمل آزمود و لذا لزوماً با خواندن و گفتن و شنیدن، تحصیل نمیشود.
📌 در علوم طبیعی و علوم انسانی، علم مقدمه عمل است؛ اما در ساحت ایمان و دینداری، این عمل است که میتواند مقدمه شناخت، کشف حقیقت و کسب آرامش شود.
📌 یعنی برپا داشتن نماز، ادای روزه، پرداخت زکات، ظلمستیزی، عدالتطلبی، مجاهدت با نفس و شفقت بر خلق به چشیدن طعم ایمان و گشودن درهای وجودی جان آدمی بر حقایق هستی خواهد انجامید.
🕊️ چنانکه مولانا میفرماید:
«کشف این، نهاز عقل کارافزا شود
بندگی کن تا تو را پیدا شود»
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran
🔸 دکترین امنیت ملی
🔸 اساسیترين بخش از مصالح و امنيت ملی، حفظ موجوديت و تماميت ارضی کشور است.
🔹 دکتر ابراهیم یزدی
🔹 انتشارات سرایی
🔹 پیشگفتار
@Drebrahimyazdi
📌 ايران از موقعيت ژئوپليتيک ويژهای در خاورميانه، آسيای مرکزی و دنيای اسلام برخوردار است.
📌 ايفای نقشی به تناسب چنين موقعيتی، در راستای مصالح، منافع و امنيت ملی کشورمان، در گرو چند عامل بنيادی است:
📌 اول- تعريف دقيق علمی از مصالح، منافع و امنيت ملی کشورمان و تعيين اولويتها؛
📌 دوم- فهم و درک اوضاع جهان و محورهای اساسی و اولويتها در روابط بين المللی، وضعيت خاورميانه، آسياي مرکزي و دنيای اسلام؛ خصوصاً در دوران مابعد جنگ سرد؛
📌 سوم- تعريف اهداف کلان ملی و تدوين و تنظيم يک برنامه راهبردی و تعيين سقف و کف انتظارات در روابط بين المللی؛
📌 چهارم- کنشگرانی برخوردار از دو ويژگی:
📌 يک- مشروعيتِ قدرتِ مبتنی بر گزينش آزادانه و عادلانه مردم
📌 و دو- مقبوليت عامه ناشی از خدمات مورد نياز جامعه و کشور بر اساس کارداني، فرزانگي و صداقت و پاکدامنی.
📌 ۲. اهداف استراتژيک در روابط بين المللی، علیالاصول حفظ مصالح و امنيت و تأمين منافع حياتی کشور میباشد.
📌 امنيت ملی (National Security) را میتوان در مفاهيم مقولات زير تعريف کرد:
📌 اول- حفظ موجوديت و تماميت ارضي کشور.
📌 دوم- حفظ جان، اعتبار، آزادي و امنيت مردم (نهادينه شدن حاکميت ملت).
📌 سوم- نهادينه شدن مشروعيت نظام حاکم، مبتنی بر اراده ملت در چارچوب قانون اساسی مصوب ملت.
📌 چهارم- حفظ منابع حياتي کشور و بهرهبرداری بهينه از آنها.
📌 پنجم- کاهش يا فقدان تهديدهای جدی خارجی نسبت به کيان کشور، منابع و منافع ملی.
📌 اساسیترين بخش از مصالح و امنيت ملی، حفظ موجوديت و تماميت ارضی کشور است.
📌 نفع حياتی، مصلحت کلان و بیچون و چرای کشورمان، در گرو بقای يکپارچگی ايران است.
📌 حفظ دولتها و نظامها، از هر نوع که باشند، فرع بر حفظ تماميت ارضی کشورمان است.
📌 دولتها میآيند و میروند؛ نظامهای سياسی گوناگون، بر اين کشور حکومت کردهاند و خواهند کرد؛ اما تماميت ارضی چيزی است که نبايد اجازه داد در تحت هيچ شرايطی مخدوش گردد.
📌 تجربه تاريخی نشان میدهد که هر گاه بخشی از سرزمين ميهنی را از دست دادهايم، ديگر موفق به بازپس گرفتن آن نشدهايم.
📌 در قرن نوزدهم بخش غربی افغانستان فعلی (هرات و قندهار) و جنوب تاجيکستان (بخارا و مرو) و ... بخشی از سرزمين ايران بودند و مرزهای شمال شرقی ايران تا مرو و تاشکند ادامه داشته است.
📌 کوههای شمال قفقاز، مرز شمالي ايران محسوب میشدند که آران (آذربايجان)، ارمنستان (ايروان، گنجه) و تفليس و نخجوان را در بر میگرفت.
📌 در جنوب، حکام سرزمينهای سواحل جنوب خليج فارس توسط ايران منصوب میشدند و بحرين و بخشهايی از شرق ترکيه جزيی از ايران بزرگ بودند.
@Drebrahimyazdi
متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/DrYazdi-10-13
🔸فقط دو سه هفته!
🔹علی گرجی
🔹منبع: صدای نوین خراسان
@Nehzatazadiiran
چندی است منطقه در تبوتاب است و تنش میان ایران از یک طرف و آمریکا و اسرائیل از طرف دیگر بالا گرفته است.
هر روز از آنطرف و بخصوص از جانب ترامپ و همکارانش، خبرهایی میرسد که با گفتار ضدونقیض خود هم صحبت از حمله و تهاجم مجدد به ایران میکنند و در خیال خامشان تصور نابودی جامعه و تمدن ایران را دارند و هم اینکه صحبت از این میکنند که فعلاً قصد حملهای در کار نیست و تا آن مرحله فاصله هست.
از طرف دیگر خبرهایی که از سران اسرائیل و مطبوعات آن منتشر میشود نیز همین تصویر را ارائه میدهد. متقابلاً سران سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی پاسخهای متناسب را هرچند نه با شدت طرف مقابل، ولی به هرحال ناگفته نمیگذارند.
واقعاً در پس پرده چه خبر است؟ بعد از تهاجم ناموفق آمریکا و اسرائیل در اسفندماه گذشته به ایران، تا کنون حدود ۷ ماه است که شرایط نه جنگ ـ نه صلح به کشور تحمیل شده است.
طی این مدت گرچه درگیری شدید و طولانی وجود نداشته، اما هر از گاهی حملهای، بمباندازیای، کشتیزنیای و ... میان طرفین جریان داشته. اما بخش عمده تضاد به عرصه درگیریهای لفظی، تبلیغاتی و سیاسی کشیده شده است.
حاصل این ۷ ماه تنش، برای جمهوری اسلامی تورم شدید و بحران اقتصادی ناشی از محاصره دریایی کشور توسط آمریکا بوده است که تأثیرات و خبرهای آن جسته و گریخته از زبان برخی مسئولان اقتصادی و غیراقتصادی و تحلیلهای اشخاص مختلف، گاهگاه منتشر میشود، و اگر هم نشود، بالاخره برای ما، کسانی که در همین کشور زندگی و سلوک میکنیم با گوشت و استخوان قابل لمس است. هرچند که ملت ایران به درستی و صبورانه آن را تحمل میکنند.
اما طرف مقابل بعد از شکست در جنگ ۴۰ روزه (شکست به معنی عدم موفقیت در نیل به اهداف) علیرغم تخلف از مقررات بینالمللی در تهاجم به یک کشور و شاید برای سرپوش گذاشتن شکست اولیه شروع به جنجال تبلیغاتی در عرصه بینالمللی کرد.
توئیت و پیامهای مرتب و گاه روزی چند بار ترامپ، این سؤال را ایجاد میکرد که این آقای رئیسجمهور آیا کار دیگری ندارد که کلی از وقتش را (گاه تا نیمههای شب) پای لپتاپش میگذراند!! و جالب اینکه محتوای پیامها، مصاحبهها و سخنرانیهایش، گاه در تناقض با هم بودند.
اما علیرغم تناقضهای فراوان، از یک خط مشخص پیروی میکردند: ترغیب و تحمیل به ایران برای صلح با شرایط خود ایشان و ترساندن ایران از جنگ و درگیری و نابودی.
از ماهها قبل نگاهها به دو انتخابات بود: انتخابات میاندورهای در آمریکا (۴۳۵ کرسی کنگره و ۳۵ کرسی سنا) در سوم نوامبر (۱۲ آبان) و انتخابات اسرائیل (۱۲۰ کرسی کنست) در ۲۷ اکتبر (۵ آبان).
واقعیتش این است که در هر دو انتخابات ترامپ و حزبش احتمال باختن و از دست دادن اکثریت کنگره و سنا، و نتانیاهو و حزبش احتمال باختن و ترک دفتر نخستوزیری اسرائیل را دارند. به همین دلیل هردو نیاز به یک پیروزی و اعلام آن برای به دست آوردن حمایت رأیدهندگان بیشتری را دارند.
اما مشکل اینجاست که هر روز به زمان انتخابات نزدیکتر میشویم و امکان اعلام پیروزی برای هیچکدام وجود ندارد. تنشهای تشدیدشده موجود هم ناشی از همین مسئله است.
سؤال این است که اگر ترامپ و نتانیاهو از امکان به دست آوردن پیروزی ناامید بشوند (که تاکنون شدهاند) آیا ممکن نیست دست به ماجراجویی برای تغییر صحنه فعلی بدهند؟ پیامهای ضدونقیض را میتوان نوعی جنگ روانی دید. اما میتواند هم به تحقق بپیوندد و حساسیت قضیه هم در همینجاست.
وقتی نتانیاهو میگوید به شما قول میدهم که ایران به ما حمله کند، میتواند به این شکل ترجمه شود یا نفوذیهای داخلی خودسرانه اقدامی کنند و یا حتی خودشان به نقطهای در داخل اسرائیل موشک بزنند و بگویند کار ایران بود! نیاز نتانیاهو به حملهای از جانب ایران در این جملهاش موج میزند. پس از آن میتواند خیلی کارها انجام دهد، از جمله عقب انداختن انتخابات اسرائیل. همانگونه که بارها چنین کرده است. و حساسیت شرایط هم از همینجا برمیخیزد.
ما نمیتوانیم ذهن نتانیاهو و ترامپ را دقیقاً بخوانیم و بدانیم واقعاً چه نیت و برنامهای دارند. اما با تحلیلها و حدسهایی که میزنیم، میتوانیم برنامه خودمان را به گونهای تنظیم کنیم که آنها به تمام یا هیچکدام از اهدافشان نرسند.
تا این دو انتخابات دو سه هفتهای زمان بیش نیست. خیلی مهم است که دستگاه اداره کشور به شکلی عمل نکند که یکوقت ببینیم تیری از جایی در رفته است، و نتانیاهو و ترامپ را به آرزوی کوتاهمدتشان رسانده است!
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸 تمایز میان کسانی که براثر فشارهای اقتصادی و اجتماعی دست به اعتراض میزنند از کسانی که با پروژه دشمن آشوب میسازند، یک ضرورت است.
🔸 بازگشت ایرانیان نباید به چند نام شناخته شده محدود بماند و ضروری است به یک رویکرد عمومی، شفاف و قابل پیشبینی برای همه ایرانیان تبدیل شود.
🔹 گزارش روابط عمومی از جلسه ۱۲ مهر ماه ۱۴۰۵ دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران
@Nehzatazadiiran
📌 همبستگی ملی و الزاماتاش یک ضرورت اجتماعی است
جلسه دفتر سیاسی با سخنرانی پیش از دستور آقای دکتر بنیاسدی، دبیرکل نهضت آزادی، ایران شروع شد که به موضوع وفاق ملی اختصاص داشت.
ضرورت وفاق ملی پس از دستگیریهای سال ۱۳۸۰ و بازگشت مرحوم دکتر یزدی در بیانیههای نهضت آزادی پررنگتر شد و مقاله تحقیقی مفصلی با همین موضوع منتشر کرد اما متاسفانه در آن زمان مورد استقبال سایر احزاب قرار نگرفت. با همین دیدگاه نهضت بعد از انتخاب دکترپزشکیان و سپس در زمان جنگ ۱۲ روزه مجدد بر اهمیت همبستگی ملی و تاکید بر مولفههای آن تاکید کرده و میکند که امیدواریم با همراهی احزاب و ارکان مربوطه در درون دولت توام باشد.
همچنین در این جلسه دفتر موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی در دستور بررسی قرار گرفت که مختصراً گزارش میشود:
📌دشمن تنها به تهاجم خارجی اتکا ندارد و پروژه نفوذ و آشوب را نیز دنبال میکند
مشخص شده است که صرفاً حمله نظامی نمیتواند ضربهای به ساختار نظام جمهوری اسلامی وارد کند و باید با حرکات دیگری توام باشد.
برای همین در مقاطعی که احتمال جنگ افزایش مییابد شایعاتی مانند پناهندگی سیاستمداران یا اعدام فرماندهان نظامی و یا درگذشت رهبران معترض همچون میرحسین موسوی فزونی مییابد تا فضا را ملتهب کند.
در این پروژه، تمایزگذاری کسانی که ناخواسته و بر اثر فشارهای اقتصادی و اجتماعی اقدام اعتراضی میکنند از کسانی که برای تکمیل پروژه جنگ دست به اقداماتی میزنند ضروری است.
📌ایران متعلق به هیچ حکومت یا اپوزیسیونی نیست تا بتوان یک ایرانی را از حق زندگی در سرزمین مادریاش منع کرد
بازگشت برخی از ایرانیان خارج از کشور به ایران، اعم از فعالینی که بعد از سال ۸۸ بیرون از ایران بودند و یا هنرمندانی که به دلایل عدیدهای کشور را ترک کرده بودند، موجب خرسندی است. این رویکرد حکومت حتی اگر از روی نیاز باشد، امری پسندیده است و باید از آن استقبال شود.
اگر این رویکرد ادامه یابد و لیست بزرگتری که برای بازگشت به کشور در فضای سیاسی و رسانهای کشور مطرح شده، جامه حقیقت بپوشد و افرادی همچون عبدالکریم سروش، محسن کدیور، مسعود بهنود و عطاءالله مهاجرانی به کشور بازگردند امری ستوده است و ظرفیتی که هر کدام از این چهرهها ایجاد میکنند به باز شدن فضای فرهنگی و سیاسی کشور کمک خواهد کرد.
ایران متعلق به هیچ حکومت و ضدحکومتی نیست و هرگز نباید یک ایرانی را از حق زندگی در سرزمین مادریاش منع کرد.
نکته با اهمیت این است که بازگشت ایرانیان نباید به چند نام شناخته شده محدود بماند بلکه ضروری است به رویکردی عمومی، شفاف و قابل پیشبینی برای همه ایرانیان تبدیل شود.
بازگشت ایرانیان زمانی میتواند از یک تصمیم فردی یا حرکت نمادین فراتر برود که مشخص باشد فرد صرفنظر از شهرت، دیدگاه سیاسی یا سابقه فعالیتش، با چه قواعد حقوقی و قضایی اعلام شدهای مواجه خواهد شد.
📌 بدون وجود معیارهای عرفی پوشش مقبول جامعه طرح برخورد انتظامی تنشزاست
تا زمانی که معیارهای عرفی و اجتماعی برای پوشش به وجود نیامده، موضوع برخورد قانونی با افراد موجب التهاب اجتماعی و تنش در جامعه میشود.
دستور دادستانی برای برخورد با آنچه برهنگی خوانده شده عجیب و سردرگم است زیرا از طرفی لایحه رسمی متوقف شده و هنوز معیارهایی برای پوشش عرفی و سطح پوشیدگی که مقبول عموم باشد در جامعه به وجود نیامده.
از طرف دیگر، افراد میتوانند با سطوح مختلفی از پوشیدگی بدن در خیابان حاضر شوند. تا زمانی که معیارهای عرفی و اجتماعی پوشش به وجود نیامده موضوع برخورد قانونی نیز منتفی است.
ما دارای یک قانون سختگیرانه و حداکثری هستیم که قابل اجرا نیست و چون نمیخواهیم از آن قانون عدول کنیم، نمیتوانیم استانداردهایی برای پوشش بر اساس عرف جامعه بنا کنیم و پوشش اختیاری را بپذیریم. این تناقض باعث مشکل خواهد شد و بر اثر برخوردهای سلیقهای تنش ایجاد خواهد کرد.
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
/channel/NehzatAzadiIran
🔸چرخه خشم؛ چگونه یک سیستم، خودش بحران میسازد؟
🔹ابوالفضل آقایی
🔹منبع: نشریه سیاسی نهضت آزادی ایران
🔹شماره: ۳
@Nehzatazadiiran
📌 برای شهروندی که در این میان زندگی میکند، جنگ فقط صدای انفجار و موشک نیست و اعتراض نیز فقط جمعیتی در خیابان نیست؛ پشت هر دو، انسانهایی قرار دارند که زندگی، امنیت، آینده و احساس کرامتشان تحت فشار قرار گرفته است. پرسش اساسی اینجاست که چگونه یک جامعه از نارضایتی به اعتراض میرسد، چگونه اعتراض با سرکوب مواجه میشود، و چگونه سرکوب میتواند بهجای خاموشکردن مسئله، به انباشت خشم و رادیکالشدن بخشی از جامعه کمک کند.
📌برای لحظهای از نگاهکردن به هر حادثه بهعنوان یک اتفاق مستقل فاصله بگیریم و به خودِ سیستم نگاه کنیم. یک نظام سیاسی فقط مجموعهای از نهادهای رسمی، قوانین و تصمیمهای روزمره نیست؛ شبکهای از اعتماد، مشروعیت، اطلاعات، منابع، نارضایتی، ترس، امید، ظرفیت سازمانیابی و قدرت سرکوب است. برخی از این متغیرها در طول زمان انباشته میشوند و برخی دیگر از طریق جریانهای مختلف افزایش یا کاهش مییابند. به همین دلیل ممکن است جامعهای در ظاهر آرام باشد، اما در زیر این آرامش، ذخیره بزرگی از بیاعتمادی و نارضایتی در حال شکلگیری باشد. فقدان اعتراض خیابانی لزوماً به معنای فقدان اعتراض در ذهن و زندگی مردم نیست؛ گاهی فقط به این معناست که راه بیان آن بسته شده است.
📌حکومت برای کنترل اعتراض هزینه کنش اعتراضی را بالا میبرد؛ با بازداشت، محدودیت، فشار قضایی یا استفاده از نیروی قهریه. این سیاست ممکن است در کوتاهمدت خیابان را خلوت کند، اما اثر آن به همان لحظه ختم نمیشود. هر بازداشت، هر خانواده داغدار و هر تجربه خشونتآمیز میتواند به حافظه جمعی اضافه شود و احساس بیعدالتی و بیاعتمادی را افزایش دهد.
📌اهمیت دی ۱۴۰۴ فقط در تعداد کشتهشدگان یا گستردگی اعتراضات نیست. اهمیت آن در مسیری است که یک نارضایتی اقتصادی طی کرد تا به بحران سیاسی تبدیل شود. در یک سیستم بازتر، نارضایتی اقتصادی میتواند از مسیر اتحادیه، تشکل صنفی، رسانه، حزب، انتخابات، اعتراض قانونی و گفتوگو وارد فرآیند تصمیمگیری شود. اما وقتی این کانالها تضعیف میشوند، نارضایتی مجبور میشود مسیر دیگری پیدا کند. مسئله دیگر فقط قیمت و درآمد نیست؛ مسئله به تجربه شهروند از رابطه خود با قدرت تبدیل میشود. در این نقطه، یک بحران اقتصادی میتواند به بحران اعتماد، و بحران اعتماد میتواند به بحران مشروعیت تبدیل شود.
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/nksnai-3-9-07-08-09-30
📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید:
@Nehzatazadiran