10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
◼️درازنویسی و حشو
◻️حسن هاشمی میناباد
◻️فصلنامهی مترجم، شمارهی ۷۳، فروردین ۱۴۰۰
@Englishnutsbolts
اگر بهلحاظ شخصیتی و روانشناختی در زبان مادری خود (فارسی، ترکی ...) کمحرف باشیم نباید انتظار داشته باشیم به انگلیسی مثل بلبل صحبت کنیم.
اگر در زبان مادری سالی یکبار هم کتابی نمیخوانیم، چگونه انتظار داریم به انگلیسی (که طبعاً نامانوستر است) - مثلاً - هفتهای یک کتاب بخوانیم؟!
اگر در توصیف امور مدام میگوییم «خوب بود» و «بد بود» یا عامیانهتر، «حال داد» و «حال نداد»، چگونه انتظار داریم به انگلیسی که رسیدیم تنوعی شورانگیز از کلمات و ترکیبات را برای وصف حال خود بهکار ببریم؟!
اگر در زبان مادری خود هیچ نظر خاصی نسبت به پیرامون خود و رخدادهای مختلف نداریم و بیشتر شنوندهایم تا گوینده، نباید انتظار داشته باشیم به انگلیسی که رسیدیم دربارهی تقریباً همهی امور داد سخن بدهیم.
اگر در طول زندگی خود یک متن جدی نسبت به هر چیزی ننوشتهایم، چگونه قرار است به انگلیسی که رسیدیم، یکشبه، توانایی نگارشِ ریدینگهایی در حد آیلتس و تافل پیدا کنیم؟!
اگر حرفی برای گفتن و چیزی برای نوشتن نداشته باشیم، در انگلیسی ویلیام شکسپیر و چارلز دیکنز هم که باشیم، دو کلام حرف حساب به این زبان از ما صادر نخواهد شد.
افراد در زبان جدید تقریباً همان ویژگیهای شخصی و شخصیتی را که در زبان مادری داشتند ادامه میدهند چون بخش قابل توجهی از آنچه ما مهارت زبانی مینامیم، در واقع ادامهی عادتهای شناختی، فرهنگی و شخصیتی ماست، نه صرفاً نتیجهی دانستن واژگان و دستور زبان انگلیسی یا فرانسه یا هر زبان خارجی دیگری.
اگر قرار بر تغییر باشد، باید ورای زبان رفت و تغییراتی روانشناختی و رفتاری در خود و عادتهای خود پدید آورد.
هرچند برخی ویژگیهای فردی شاید هیچوقت تغییر نکنند یا تغییر چندانی نکنند و همانها هستند که تفاوتهای فردی را بین انسانها - در هر جامعهای - رقم میزنند.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
Fly me to the moon
Let me play among the stars
Let me see what spring is like
On a, Jupiter and Mars
In other words, hold my hand ...
- Frank Sinatra (Fly Me to the Moon - 1964)
@Englishnutsbolts
صفتِ کاربردیِ overdue را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم بگوییم انجام کاری به دلایلی به تعویق و تاخیر افتاده است.
نکتهی مهم در کاربرد این صفت این است که بدانیم آن تعویق و تاخیر مطلوب نبوده است و انتظار میرفته است آن کار در زمان مقتضی انجام شود.
◽️صورتحسابهایی که مدتهاست پرداخت نشدهاند
overdue bills
◽️معذرتخواهی که مدتها قبل باید انجام میشد/ معذرتخواهی که به تاخیر افتاده است
an overdue apology
☚همانگونه که در جملهی زیر و مثالهای بعد میبینید، برای تاکید بر زمان زیادی که از انجام نشدن آن کار گذشته، معمولاً میتوانیم long را قبل از overdue اضافه کنیم.
◽️من خیلی وقت قبل باید از شما/تو معذرتخواهی میکردم.
I owe you a long overdue apology.
◽️اقساط انباشتهشده/ اقساطی که پرداختشان به تاخیر افتاده
overdue installments
◽️مدتهاست مادرم را ندیدهام و باید سری به او بزنم.
I must pay an overdue visit to my mother.
◼️این صفت را همانند خیلی از صفات دیگر میتوان بعد از فعل to be هم بهکار برد.
◽️این تغییر خیلی وقت قبل باید اعمال میشد (و هنوز هم انجام نشده است).
This change is long overdue.
◽️این سیستم مدتها قبل باید اصلاح میشد.
This system is overdue for reform.
◽️خیلی وقت است که باید مرخصی بروم (ولی هنوز نرفتهام).
I'm long overdue for some leave.
◽️فکر میکند ترفیعگرفتنش مدتهاست به تاخیر افتاده است./ فکر میکند مدتها قبل باید ترفیع میگرفته است.
She feels she's overdue for promotion.
◽️ریش و سبیلت دیگه در آمده. / مدتی است اصلاح نکردهای.
You are overdue for a shave.
☜ به کاربرد حرف اضافهی for در جملههای بالا دقت کنید.
◾تا اینجا تاخیر یا تعویق را با عبارات کلی نظیر مدتها یا خیلی وقت نشان دادیم. ولی میتوانیم دقیق و یا تا حدی دقیقتر هم عنوان کنیم که این زمان چقدر بوده است.
◽️پرداخت اجارهبها تقریباً سه ماه است که به تاخیر افتاده است.
The rent is nearly three months overdue.
◽️یک هفته قبل باید کتابهایی را که از کتابخانه گرفتهام پس میدادم./ در پس دادن کتابهای کتابخانه یک هفته تاخیر دارم.
My library books are a week overdue.
◾موقعیتی را که در آن صحبت میکنیم میتواند در مواقعی معنای جمله را تعیین کند.
◽️دو هفته است که پریودم عقب افتاده است.
I'm already two weeks overdue.
☜ همانگونه که در جملهی بالا دیدید، اگر زمینهی صحبت مشخص باشد، نیازی به کاربرد کلمهی period هم نیست.
◽️با این همه، برای رفع ابهام میتوانیم مثلاً بگوییم:
I'm a week overdue for my period.
🔲 پریود یا عادت ماهانه را بهصورت رسمی و پزشکی menstrual period میگویند.
در گفتار عادی و غیر رسمی وقتی بخواهیم بگوییم "من پریودم" میتوانیم بگوییم:
▫️I'm on my period.
یا
▫️I got my period.
بهصورت عامیانه نیز تعبیرات زیادی برای بیان این مفهوم هست که بهتر است متناسب با محیط آموخته و بهکار برده شوند.
برای اینکه بگوییم "پریودم عقب افتاده است" نیز میتوانیم بهجای overdue (که تا حدی رسمی است) از late استفاده کنیم و مثلاً بگوییم:
▫️My period is late.
🔳 اگر زمینهی صحبت دربارهی بارداری و زایمان است، معنی جمله کاملاً فرق خواهد کرد.
◽️Our daughter is six days overdue.
شش روز از وقت زایمانِ دخترمان گذشته است./ دخترمان شش روز قبل باید وضعِ حمل میکرد.
◼️در مواقعی هم ممکن است در خود جمله مشخص باشد که صحبت بر سر چیست.
◽️بچهی مریم دو هفته قبل باید به دنیا میآمد (و هنوز هم متولد نشده است).
Maryam's baby is already two weeks overdue.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 ترکیب غیررسمی on the go سه معنی دارد:
◼️ (بیرون از خانه) در حال حرکت، در مسیر
◻️She likes listening to podcasts on the go.
او دوست دارد هنگام حرکت/ در مسیر پادکست گوش دهد.
◼️سخت درجنبوجوش، سخت مشغول، فعال و پرتحرک
◻️He's always on the go, from morning to night.
از صبح تا شب مدام در جنبوجوش و فعالیت است.
◻️Children are always on the go.
بچهها همیشه در جنبوجوشاند. / بچهها یک لحظه هم آرام و قرار ندارند.
◼️ در دست انجام بودن، در جریان بودن (برای پروژهها، کارها و برنامهها)
◻️He has at least two other projects on the go.
او دستکم دو پروژهی دیگر هم در دست انجام دارد.
◻️Even with three top films on the go, Michelle is reluctant to talk about herself.
حتی با وجود اینکه میشل سه فیلم درجهیک در دست انجام دارد، تمایلی ندارد دربارهی خودش صحبت کند.
▪️در این کاربرد، on the go تقریباً هممعنیِ in progress یا underway است، با این تفاوت که لحن آن کمی محاورهایتر است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
نظر یکی از دوستانی که هفت بستهی نخستِ دورهی ضبطشدهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" را تهیه و کار کرده است. 💐💐
انگلیسیخوانی و رهایی از دنیای بستهی ترجمهها رویایی است که با همت و تلاش میتوان به واقعیت تبدیل کرد.
@Englishnutsbolts
◽️طی تجربهی سالیانِ متمادی تدریس انگلیسی دریافتهام زبانآموزانی هستند که انگار انگلیسی را فقط یاد میگیرند که یاد گرفته باشند، بیآنکه استفادهی عملی و جدی از این زبان کنند یا اصلاً بهفکر چنین استفادهای باشند!
رویکرد این دوستان به انگلیسی حداقل به دو دلیل برخطاست:
۱- اگر قرار نیست استفادهی جدی از انگلیسی کنیم، فقط پول و انرژی و وقت خودمان را هدر دادهایم. یادمان نرود که هدررفت عمر بزرگترین زیان است.
۲- یادگیری یک زبان، از جمله انگلیسی، مثل خرید کالایی نیست که تهیه کنیم و بگذاریم گوشهای تا بلکه روزی نیازمان به آن بیفتد. انگلیسی مثل هر زبان خارجیِ دیگری فرّار است و بهسرعت، در صورت عدم استفاده، فراموشی خردهخرده آن را در ذهنمان میبلعد. مثل قطعهای یخ که بهتدریج آب میشود.
◽️ما انگلیسی را میآموزیم تا شفاهی و کتبی با جهان پیرامونمان ارتباط برقرار کنیم. کالایی لوکس نیست که بخریم و گوشهای بگذاریم.
در هر سطحی از انگلیسی که هستیم، متناسب با سطحمان باید روزانه دادههای مختلف انگلیسی وارد ذهنمان کنیم. از خواندن یا شنیدن اخبار گرفته تا مطالعهی منابع تخصصی رشتهی خود تا خواندن منابع ادبی و تاریخی و علم برای عموم و غیره.
انگلیسی مثل لبهی بیلی است که اگر از آن استفاده نکنیم زنگار میبندد ولی اگر مدام آن را بهکار گیریم برّاقتر خواهد شد و صیقل خواهد خورد.
از همین رو، صِرفِ حفظ واژهها و ترکیبات جدید کاری تقریباً بیحاصل است. واژهها و ترکیبات جدید را از فرط استفاده از منابع مختلف باید در ذهنمان تثبیت کنیم. در واقع، در صورت چنان استفادهی مکرر و مداومی از انگلیسی است که واژهها و ترکیبات و اصطلاحات در ذهنمان جایگیر میشوند و با بررسی عمیق ردیفهای معنایی واژههای جدید و کار با جملهمثالها و عبارتمثالهای گوناگون در فرهنگهای انگلیسیبهانگلیسی است که با روح این زبان ارتباط برقرار میکنیم و در واقع این زبان را حس میکنیم و این زبان جزیی از ذهن ما میشود. این کجا و حفظ طوطیوار واژهها و اصطلاحات کجا.
◽️ما زبان مادری خود را از کودکی و طی سالهای متمادی آموختهایم و از فرط استفادهی مکرر و مداوم از آن جزئی از ذهنمان شده است و درواقع ذهنمان تا حد زیادی مبتنی بر آن عمل میکند.
پس چگونه میتوان انتظار داشت بر انگلیسی تسلطی نسبی پیدا کنیم، بیآنکه روزانه با آن کلنجار برویم؟
وقتی شروع به یادگیری انگلیسی میکنیم مثل این است که در کنار یک مرکز خرید بسیار بزرگ و چندده طبقه با چندین هزار فروشگاه (= زبان فارسی) یک مغازهی فسقلی (= انگلیسی) باز کردهایم. برای اینکه این مغازهی فسقلی را آن قدر توسعه دهیم که در کنار آن مرکز خریدِ غولآسا عرض اندامی کند راه درازی در پیش داریم و این راه جز با تلاش روزانه و صرف وقت و انرژی و هزینه و پیروی از روش درست و درگیری مداوم و هدفمند با انگلیسی پیمودنی نیست.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
➖➖➖➖➖
🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار دورههای تالیفی من (با تمرکز بر درک مطلب انگلیسی) آشنا شوید و نمونههای تدریس را گوش دهید.
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
🔳 مجلهی Science Focus (یا BBC Science Focus) ماهنامهای علمی است که در انگلستان منتشر میشود و از معتبرترین مجلات علمی عمومیِ انگلیسیزبان به شمار میرود. مخاطب این نشریه عموم علاقهمندان علم و افراد کنجکاوی است که در رشتههای علمی متخصص نیستند.
نخستین شمارهی مجله اواخر ۱۹۹۲ منتشر شد. آن زمان نامش Focus بود. در سال ۲۰۰۵ امتیاز انتشارش به بخش مجلات BBC منتقل شد و نام آن به BBC Focus تغییر کرد. از ۲۰۲۱ نیز با نام BBC Science Focus منتشر میشود.
موضوعاتی که این مجله پوشش میدهد متنوع است و از نجوم، فیزیک، زیستشناسی و پزشکی گرفته تا فناوری، هوش مصنوعی، محیط زیست و روانشناسی را در برمیگیرد. مطالب این نشریه نیز بر پایهی یافتههای علمی معتبر و با مشارکت نویسندگان و پژوهشگران متخصص نوشته میشود.
زبان این مجله، متناسب با مخاطبانش، روان، دقیق و خوشخوان است. به همین دلیل، برای کسانی که میخواهند مهارت خود را در خواندن متون علمی انگلیسی تقویت کنند منبعی مغتنم است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در انگلیسی (مثل هر زبان دیگری) جملههایی هستند که خوانش و در نتیجه فهم اولیه از آنها دشوار است. دلیل این دشواری هم این است که خواننده به تجزیهی (parse) نادرستی از آنها دست میزند (مبتنی بر صورتها و ترکیبهای آشناتری که در ذهن دارد) و بههمین سبب موقتاً در بنبستی معنایی و نحوی گرفتار میشود.
این جملههای گمراهکننده را به انگلیسی جملههای مسیرباغی (garden-path sentence) میگویند.
محض آشنایی، چند گونه از این جملهها را با هم مرور میکنیم.
به این جمله دقت کنید:
◻️The old man the boats while the young wait on the shore.
تجزیهی اولیه معمولاً این است که old man گروه اسمی باشد.
ولی با این تجزیه، بند اول جمله را بیفعل میکنیم و در واقع بند اول بیمعنی میشود.
مشکل کجاست؟
در اینجا، تجزیهی اولیه یعنی old man نادرست است.
تجزیهی درست این است که the old بهمعنی پیرها فاعل جمله باشد.
از همین رو، کلمهی man در اینجا فعل است بهمعنی پشت وسیله یا دستگاه یا ... چیزی ایستادن یا با آن کار کردن.
مشکل حل شد.
پیران هدایت و راهبریِ قایقها را بر عهده دارند در حالی که جوانان در ساحل منتظرند.
یک نمونهی دیگر:
◻️The complex houses married and single soldiers and their families.
گروه اسمیِ complex houses را اگر در نظر بگیریم، بهلحاظ معنایی با married مشکل خواهیم داشت چون خانه ازدواج نمیکند. دیگر اینکه قسمت دوم جمله بیفعل میشود.
پس این تجزیه نادرست است.
تجزیهی درست این است که the complex بهمعنی مجتمع (مسکونی) در نقش فاعل باشد و house در اینجا (نه اسم) که فعل باشد، بهمعنیِ سکنی دادن، جا دادن و از این دست.
مشکل حل شد.
در این مجتمع مسکونی سربازان متاهل و مجرد و خانوادههایشان سکنی دارند.
🔷 حالا کمی با جملههای زیر دستوپنجه نرم کنید.
پاسخها را با لمس قسمت پوشاننده ببینید. سعی کنید اول به همهی جملهها فکر کنید و بعد قسمت پوشاننده را لمس کنید (چون با لمس یکی، بقیه هم پاک میشوند).
◻️The horse raced past the barn fell.
در اینجا raced فعل نیست. در واقع raced past the barn بند موصولیِ کوتاهشده است، یعنی اسبی با چنین وصفی. فعل اصلی جمله هم fell است.
◻️The florist sent the flowers was pleased.
در اینجا sent فعل اصلیمان نیست درواقع
sent the flowers
بند موصولی کوتاهشده است یعنی گلفروشی با چنین وصفی. گروه فعلی اصلی در این جمله was pleased است.
◻️The cotton clothing is made of grows in Mississippi.
در اینجا هم clothing is made of بند موصولی کوتاهشده است، یعنی که لباس از آن ساخته میشود.
فعل هم طبیعتاً grows است.
پنبهای که .... در میسیسیپی عمل میآید.
◻️Fat people eat accumulates.
تجزیهی fat people به گروه اسمی نادرست است.
در اینجا fat (بهمعنی چربی) فاعل جمله است. ترکیب people eat هم بند موصولی کوتاهشده است، بهمعنیِ که مردم میخورند.
فعل جمله هم accumulates است بهمعنی انباشته شدن و جمع شدن.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
When Peter's soldiers dug into the ground they found water a meter or so below. The northern island, where the land was slightly higher, was the only place to lay firm foundations. In four months of furious activity, in which at least half the workforce died, 2.0,000 conscripts built the Peter and Paul Fortress, digging out the land with their bare hands, dragging logs and stones or carting them by back, and carrying the earth in the folds of their clothes. The sheer scale and tempo of construction was astonishing.
Within a few years the estuary became an energetic building site and, once Russia's control of the coast had been secured with victories over Sweden in 1709-10, the city took on a new shape with every passing day. A quarter of a million serfs and soldiers from as far afield as the Caucasus and Siberia worked around the clock to clear forests, dig canals, lay down roads and erect palaces. Carpenters and stonemasons (forbidden by decree to work elsewhere) flooded into the new capital. Hauliers, ice-breakers, sled-drivers, boatsmen and labourers arrived in search of work, sleeping in the wooden shacks that crowded into every empty space.
🇺🇸دوره تحلیل گرامر پیشرفته انگلیسی در متن 🇺🇸👇😍
/channel/voa_learning_english/10674
پادکست انگلیسی امریکاییMP3+PDF
🇬🇧@VOA_Learning_English
تقویت ریدینگ IELTS
🇬🇧@ImproveReading
انگلیسی با اخبار روز دنیا
🇬🇧@EnglishWithMima
آموزش زبان انگلیسی با فیلم
🇬🇧@Eng_Learners_Mb
با تست زدن انگلیسی بیاموز- کوئیز
🇬🇧@QuizWorld310
اصطلاحات بی ادبی زبان انگلیسی
🇬🇧@m_bayan164
دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
🇬🇧@policyinact
اشتباهات رایج زبان
🇬🇧@Fixenglish1
تقویت (مکالمه) با ۱۹۶ کارتون ۲۰ دقیقه ای
🇬🇧@SunshinCartoon_20
تقویت (دیالوگ) با ۱۸۰ قسمت ۲۰ دقیقه ای
🇬🇧@dialogue_180
تقویت (لغات) با ۱۰۴ خبر ۶ دقیقه ای BBC
🇬🇧@bbcenglish104
لغات انگلیسی GRE 3500
🇬🇧@gre3500book
انگلیسی کامل Complete English
🇬🇧@englishteaching1398
گرامر تخصصی انگلیسی
🇬🇧@Grammar_in_use25
نکات کاربردی زبان
🇬🇧@English_ili
تقویت (مکالمه) با ۳۶۳ کارتون ۸ دقیقه ای
🇬🇧@EnglishCartoonn2024
تحلیل معنایی و درکِ عمیقِ انگلیسی
🇬🇧@Englishnutsbolts
فقط گرامر
🇬🇧@usuk1
فحش انگلیسے یاد بگیــریم ••
🇬🇧@mrSaddiqienglishlearning
Read a thousand books and your words will flow like a river.
- Virginia Woolf (1882 - 1941)
@Englishnutsbolts
کلمهی قدیمی و کمبسامد /ado /əˈduː بهمعنی سروصدا، هیاهو، جنجال، قیلوقال یا دردسر است. عنوان یکی از نمایشنامههای کمدی مشهور ویلیام شکسپیر هم
Much Ado About Nothing
است که معمولاً هیاهوی بسیار بر سر هیچ ترجمه میشود.
عنوان این نمایشنامه امروزه بهشکل نوعی زبانزد یا ضربالمثل هم ممکن است بهکار رود (بیشتر در نوشتههای روزنامهای، نقد، مقاله و گفتار نسبتاً رسمی تا در مکالمهی عادی):
◻️But mostly, it was much ado about nothing.
اما بیشترِ ماجرا جنجالِ بیهوده بود.
◼️امروزه این کلمه را بیشتر در ترکیب پرکاربرد و تقریباً کلیشهی
◾️without further/ more ado
میشنویم و میخوانیم که بهمعنی بدون مقدمهچینی بیشتر یا بدون معطلی یا بدون فوت وقت یا فیالفور و از این دست است.
◻️Without further ado, I set to work.
بدون معطلی دستبهکار شدم.
◻️And without more ado he booked his one-way ticket.
و بیمعطلی بلیت یکطرفهاش را رزرو کرد.
◻️So without further ado, I’ll now ask Mr. Davis to open the debate.
پس بدون مقدمهی بیشتر، حالا از آقای دیویس میخواهم بحث را آغاز کند.
◻️So without further ado, let's get into it.
پس بدون معطلی، برویم سر اصل مطلب.
◻️And now, without further ado, let me introduce our benefactor.
و حالا، بدون مقدمهی بیشتر، اجازه بدهید حامیِ نیکوکارمان را معرفی کنم.
◻️Without further ado, let's begin.
بدون مقدمهچینی بیشتر، شروع کنیم.
◻️The emptying of the house could therefore no longer be postponed and Charlotte had decided to put matters in hand without further ado.
بنابراین دیگر نمیشد تخلیهی خانه را به تعویق انداخت و شارلوت تصمیم گرفت بیمعطلی دست به کار شود.
◼️کلمهی ado در ترکیبات آزاد دیگری هم بهکار میرود (مثل جملهمثالهای زیر). معنی آن (متناسب با بافت) نیز میتواند جنجال یا قیلوقال یا سروصدا یا دردسر یا زحمت باشد.
◻️Most state flags were adopted with little ado many years ago.
بیشترِ پرچمهای ایالتها خیلی سال قبل، بیسروصدای چندانی، به تصویب رسیدند.
◻️Without ado, it became the most widely used system in the world.
بیهیچ دردسری، به پرکاربردترین سامانه در جهان تبدیل شد.
◻️In his introduction, the professor makes much ado about the writer's precision.
استاد در مقدمهاش دربارهی دقتِ نویسنده حسابی دادِ سخن میدهد.
▪️یعنی بیش از حد تاکید میکند و مهم جلوهاش میدهد و سروصدا میکند.
◻️At first I swore not to vote for him, having been influenced by the big ado made of his indecisiveness.
در ابتدا قسم خورده بودم به او رای ندهم، چون تحت تأثیر جنجال زیادی قرار گرفته بودم که بر سر دودلیاش به راه انداخته بودند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◽️When are you due?
◾️In about 10 more weeks.
صفتِ due در موقعیتی که مربوط به بارداری و زایمان باشد (و در ساختار پرسشیِ بالا) یعنی کی فارغ میشوی یا کی وضع حمل میکنی؟
در پاسخ البته از همان due هم میتوان استفاده کرد:
◾️The baby's due in 10 more weeks.
ولی این صفت کاربردهای دیگری هم دارد و هستهی معناییاش نیز پرسیدن یا نشان دادن زمانی است که قرار است فلان کار انجام شود یا به اتمام برسد.
◽️I have to write two essays.
◾️When are they due?
در اینجا که موقعیت دانشگاهی (یا انجام تکالیف) است، این پرسش یعنی کی باید مقالات را تحویل بدهی (و مهلت یا ددلاین آنها کی است)؟
◽️I must pay the rent soon.
◾️When is it due?
در موقعیت پرداخت اجاره با صورتحساب یا موارد مشابه، پرسش این است که مهلتش تا کی است و چه زمانی باید پرداخت را انجام دهی.
◽️ I borrowed this book from the library.
◾️When is it due?
در موقعیت امانت گرفتن کتاب از کتابخانه یا امانت گرفتن هر چیز دیگری، پرسش بالا یعنی مهلت برگرداندن آن تا کی است؟
موارد بالا رایجترین موقعیتهای استفاده از due در ساختار پرسشی است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️The New Yorker (August 3, 2026)
🔳 شمارهی سومِ اوت هفتهنامهی وزینِ نیویورکر
کسانی که به ترجمهی ادبی از انگلیسی به فارسی علاقهمندند، لازم است خواندن این نشریه را جزو واجبات خود قرار دهند.
▪️قبلاً این هفتهنامه را به اختصار معرفی کردهام (اینجا).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
جهانگردی انگلیسی در سالهای منتهی به مشروطه به ایران سفر میکند و سفرنامهای ارزنده مینویسد از مشاهداتش در سرزمین ما.
در جایی از سفرنامه - و طی اقامتش در دارالخلافهی طهران - زنان و پوشش آنها را وصف میکند که بهدلیل چادر و روبندهی بلند در کوچه و خیابان حتی برای همسرانشان نیز قابل تشخیص نبودند، چه رسد به غریبهها.
و بعد ادامه میدهد:
◽️Yet with some good fortune one occasionally gets glimpses of women's faces.
Hannah Arendt (1906-1975)
@Englishnutsbolts
🔳 مخاطب مجموعهی چهارجلدی و کاملاً مصوّر Prehistoric Life در وهلهی اول کودکان و نوجوانان هستند (اواخر دبستان و اوایل متوسطهی اول - حدوداً ۱۰ تا ۱۳ سال) و در وهلهی دوم عموم کسانیاند که میخواهند بهزبانی ساده و غیرفنی نخستین گامها را برای شناخت حیات ماقبل تاریخ بردارند.
تاریخ حیات پرسلولی شامل سه دوران است:
▪️دوران پالیوزوئیک - شامل دورههای کامبرین، اوردوویسین، سیلورین، دوونین، کربونیفر و پرمین - که از ۵۴۰ تا ۲۵۱ میلیون سال قبل به طول انجامید.
▪️دوران مزوزوئیک - شامل دورههای تریاس، ژوراسیک و کرتاسه - که از ۲۵۰ تا ۶۶ میلیون سال قبل به طول انجامید.
▪️دوران سنوزوئیک که از ۶۵ میلیون سال قبل شروع شده است و تا اکنون ادامه دارد.
عناوین کتابها:
◻️Early Life the Cambrian Period Through the Triassic Period (2026)
◻️A Warm, Wet World the Jurassic Period (2026)
◻️Dinosaurs Rule the Cretaceous Period (2026)
◻️Age of Mammals the Cenozoic Era (2026)
◾️اگر اوایل دورهی درک مطلب انگلیسی متوسطهتاپیشرفته هستید (اینجا)، میتوانید شروع کنید به خواندن این کتابها.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در صورتی که به اطلاعات بیشتری دربارهی دورههای تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) نیاز دارید یا پیرامون مسیر تقویتِ درک مطلبِ انگلیسیِ خود (بهطور کلی) پرسشهایی دارید، میتوانید در خصوصی بپرسید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔳 در گفتار غیر رسمی انگلیسی پیش میآید که مثلاً بهجای جملهی
My brother and his wife went abroad.
بگوییم:
They went abroad, my brother and his wife.
اتفاقی را که در اینجا افتاده به زبان فنی right dislocation میگوییم که میشود آن را راسترفتگی گفت و هنگامی رخ میدهد که سازهای را در جمله از بندش خارج کنیم و به سمت راست منتقل کنیم و جای خالیِ خروجش را با ضمیر مناسب پر کنیم.
در مثال بالا، my brother and his wife از جای اصلی خود خارج شدهاند، به سمت راست منتقل شدهاند و جای خالیِ آنها با they پر شده است.
چند مثال دیگر:
◽️He's a complete idiot, that brother of yours.
◽️They're all the same, these politicians.
◽️I wouldn't trust him for a moment, your brother-in-law.
◽️It went on far too long, your game.
🔳 فرایند معکوس آنچه در بالا مختصراً گفته شد left dislocation است که میتوان آن را چپرفتگی نامید و هنگامی رخ میدهد که سازهای را در جمله از بندش خارج کنیم و بهسمت چپ منتقل کنیم و جای خالی خروجش را با ضمیر مناسب پر کنیم.
مثلاً بهجای اینکه بگوییم
I hate spiders.
بگوییم
Spiders, I hate them.
در اینجا، spiders از جای اصلی مفعولی خود در بند خارج شده، بهسمت چپ و اول جمله آمده (در نقش مبتدا) و جای خالی آن با ضمیر مفعولی مناسبِ them پر شده است.
چند مثال دیگر:
◽️Your friend John, I saw him here last night.
◽️That play, it was terrible.
◽️The book I lent you, have you finished it yet?
◽️This woman I was telling you about, she used to live next door to me.
🔲 چند نکته:
۱- همانگونه که در ابتدا گفتم، این ساختها منحصراً در گفتار غیر رسمی انگلیسی کاربرد دارند.
۲- در شکل مکتوب، با یک ویرگول دو قسمت را از یکدیگر جدا میکنیم.
۳- مثالها ساده انتخاب شدهاند که نیازی به ترجمه نباشد. البته تا جای ممکن لازم است این ساخت به فارسی هم منتقل شود.
مثلاً اولین مثال از ساخت راسترفتگی در این فرسته را بهتر است اینگونه ترجمه کنیم:
(هر دوتاشون) رفتند خارج، برادرت و زنش.
۴- دلیل اصلی استفاده از چنین ساختهایی در گفتار، برجستهسازی سازهای است که به راست یا چپ حرکت میکند و برای نشان دادن این برجستگی، معمولاً آن سازه را با تاکید بیشتری ادا میکنیم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Iran and the Revolution (2026)
◻️Homa Katouzian
🔳 دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان، یا آنگونه که بیشتر شناخته میشود، هما کاتوزیان، سالهاست تاریخ ایران را بر پایهی نظریهی دولت استبدادی و جامعهی کوتاهمدت تحلیل میکند. از نظر او، ایران جامعهای کوتاهمدت یا کلنگی بوده، چون به دلیل نبود چارچوبهای حقوقی و نهادی پایدار، دستاوردها، نهادها و تجربههای تاریخی بهسختی انباشته شده و بارها با دگرگونیهای سیاسی از بین رفتهاند. بنابراین، تاریخ ایران از نظر او در چرخهای از تمرکز قدرت، استبداد، آشوب و بازسازی تکرار شده است، چارچوبی که مبنای تحلیل انقلاب ۱۳۵۷ در تازهترین کتابش نیز قرار گرفته است.
کاتوزیان از دههی ۱۳۲۰ شمسی آغاز میکند، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران را تا بهمن ۱۳۵۷ طبق چارچوب خود بررسی میکند و در ادامه، پیامدها و رخدادهای پس از انقلاب را هم تا سالهای اخیر میکاود.
من لزوماً با چارچوب تحلیلی نویسنده همدل نیستم ولی این کتاب را در کانال قرار دادم تا علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران با یکی از تازهترین پژوهشهای منتشرشده در این زمینه آشنا شوند.
- عبدالرضا شهبازی
▪️مطلب مرتبط
@Englishnutsbolts
در انگلیسی هروقت بخواهیم اسم شمارشپذیری را در حالت مفرد بهکار ببریم ناگزیریم یا قبل از آن، حرف تعریف نکره (a یا an) استفاده کنیم یا حرف تعریف معرفه (the).
با چند جملهی ساده با موضوع بیشتر آشنا میشویم.
◽️I bought an apple and a banana.
یا
◻️She has an apple and a banana.
در اینجا هم سیب و هم موز مفرد و شمارشپذیرند، بنابراین، قبل از apple از an استفاده شده (چون کلمه با واکه شروع شده) و قبل از banana از a استفاده شده (چون کلمه با همخوان شروع شده).
◽️I want the apple.
اینجا چون به سیبی اشاره میشود که معرفه است پس قبل از آن از the استفاده میکنیم.
🔲 البته، بسته به موقعیت، میتوانیم پیش از اسامی شمارشپذیر از ضمایر اشاره نیز (مثل this و that یا these و those) استفاده کنیم.
◽️I want that car.
◽️She liked those paintings.
🔲 در فارسی ولی چون حرف تعریفِ معرفه نداریم، کاملاً دستوری و درست است که مثلاً بگوییم "من سیب دوست دارم". به همین دلیل، این ساختهای فارسی خصوصاً در مراحل اولیهی انگلیسیآموزی وارد تولیدات انگلیسیِ زبانآموز شده و به جملات نادرستی مثل:
◽️I like apple and banana.
ختم میشود.
◾️در فارسی حرف تعریف نکره -ی را بهکار میبریم. مثلاً میگوییم: مردی را دیدم.
🔲 البته جملهی فارسی "من سیب دوست دارم" میتواند مفهومی عام (generic) داشته باشد، یعنی من در مجموع سیب دوست دارم (و مثلاً بر میوههای دیگر ترجیحش میدهم).
اگر چنین باشد، در انگلیسی لازم است بگوییم:
◽️I like apples.
یعنی شکل جمع را بهکار میبریم.
🔲 حرف تعریف نکره برای توصیف افراد و اشیاء هم بهکار میرود (و در این حالت بعد از فعل to be ظاهر میشود).
◽️His mother is a teacher.
در فارسی و در چنین حالتی، ما صرفاً میگوییم: مادرش معلم است.
همین
ولی متاسفانه، از سر ترجمههای خامدستانهای که اسیر نحو انگلیسیاند، "یک" هم وارد ترجمهها و حتی گفتار شده است و میشود.
این در صورتی است که انگلیسی مجبور است a یا an را بهکار ببرد و اصلاً در اینجا لزوماً تاکیدی روی شمار نیست، ولی فارسی هیچ نیازی به این "یک"ها ندارد.
▫️من یک معلمم ← من معلمم
▫️من یک رانندهام ← من رانندهام
▫️او یک رییسجمهور است ← او رییسجمهور است
🔲 هم حروف تعریف (نکره و معرفه) و هم شکل جمعِ اسامی میتوانند مفهوم عامِ (generic) آن اسم را هم نشان دهند:
◽️The computer is a remarkable machine.
◽️A computer is a remarkable machine.
◽️Computers are remarkable machines.
در هر سه جملهی بالا، کامپیوتر در معنای عامِ آن مد نظر است، نه این یا آن کامپیوترِ خاص.
◾️در generic reference استفاده از the+singular noun رسمیتر و نوشتاریتر است.
ولی در دو جملهی زیر چنین نیست و هر کدام به کامپیوتری خاص اشاره دارند:
◽️The computer isn't working. It needs to be repaired./... It needs repairing.
◽️A computer has been stolen from the laboratory.
🔲 حرف تعریف معرفه the اگر قبل از صفتی بیاید که آن صفت قرار است در نقش هستهی گروه اسمی ظاهر شود، مفهوم اسمِ عام را نشان میدهد.
◽️the rich ثروتمندان
◽️the poor فقرا
◽️the unemployed بیکاران
◽️the blind نابینایان
- عبدالرضا شهبازی
▪️مطلب مرتبط
@Englishnutsbolts
برای نشان دادن برتریِ عددیِ چیزی نسبت به چیز دیگر - علاوه بر استفاده از more و than در ساختارِ معمولِ تفضیلی - میتوانیم از فعل outnumber هم استفاده کنیم.
استفاده از این فعل، در حالت معلوم، به این معناست که آنچه قبلش میآید از تعداد بیشتری برخوردار است نسبت به آنچه بعد از آن میآید.
◽️Apartments outnumber houses in this area.
در این منطقه، تعداد آپارتمانها بیشتر از تعداد خانههای ویلایی است.
◽️Male prisoners vastly outnumber female ones.
یا
◽️Men in prison vastly outnumber women.
تعداد زندانیان مرد بسیار بیشتر از تعداد زندانیانِ زن است.
☚ برای نشان دادنِ شدتِ زیادِ این برتری میتوانیم از قیدهای vastly, greatly, heavily و far استفاده کنیم.
برای نشان دادن جزیی بودن و کمیِ این برتری هم میتوانیم دو قید almost و slightly را قبل از فعل بهکار ببریم.
◽️a city where bicycles greatly outnumber cars
شهری که در آن تعداد دوچرخهها بسیار بیشتر از اتومبیلها است
◽️Those in need of organs or tissue far outbumber doners.
تعداد کسانی که نیاز به (پیوندِ) عضو یا بافت دارند بسیار بیشتر از تعداد اهداکنندگان است.
◽️Their failures heavily outnumber their successes.
تعداد دفعاتِ شکستشان بسیار بیشتر از تعداد دفعات موفقیتهایشان است.
◾️ممکن است بدون اشارهی مستقیم به طرفِ دیگر برتری، فقط بگوییم یک طرف تعدادش کمتر است.
در این حالت جملات قبلی و یا فضای گفتوگو مشخص میکند منظورمان از طرف دیگر چیست.
تعداد آنها از ما بیشتر است./ تعداد ما کمتر از آنهاست.
They outnumber us. (معلوم)
We are outnumbered. (مجهول)
☚ هر دو ساختار معمولاً به فارسیِ معلوم برگردانده میشوند.
◾برخی مواقع نیاز داریم بگوییم برتریِ عددیِ اولی نسبت به دومی چند به چند است.
در این حالت، بعد از ذکر دومی، از ساختار کوتاه زیر استفاده میکنیم و جمله را میبندیم.
... (by) + تعداد + to + تعداد.
در دنیای پرستاری، تعداد زنان همچنان بیشتر از تعداد مردان است، چهار زن به ازایِ یک مرد.
یا
◽️In nursing, women still outnumber men by four to one.
در دنیای پرستاری، زنان همچنان با نسبت چهار به یک بیشتر از مردان هستند./ تعداد پرستاران زن چهار برابرِ پرستاران مرد است.
◽️Women teachers outnumber their male colleagues by two to one.
تعداد معلمان زن به نسبت دو به یک از تعداد همکاران مردشان بیشتر است./ تعداد معلمان زن دوبرابرِ معلمان مرد است.
◽️In our office, the men outnumber the women by three to one.
در ادارهی ما، به ازای هر سه مرد یک زن هست./ در ادارهی ما، مردان سه برابرِ زنان هستند.
▪️در انگلیسی گفتاری معمولاً حرف اضافهی by حذف میشود.
🔳 این فعل را در ساختار مجهول هم میتوانیم بکار ببریم؛ با این توضیح که آنچه تعدادش کمتر است این بار در آغاز جمله میآید و آنچه از تعداد بیشتری برخوردار است بعد از فعل.
◽️The demonstrators were heavily outnumbered by the police.
تعداد تظاهراتکنندگان بسیار کمتر از نیروهای پلیس بود.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts