10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
اگر از پارسال این موقع تا الان، با پراکندهخوانی انگلیسی و بدون پیروی از یک برنامهی آموزشی منسجم به پیشرفت خاصی در درک مطلبِ انگلیسی نرسیدهای (که حتماً چنین بوده)، شک نکن که با همین فرمان تا یک سال بعد هم اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
فراموش نکن که نه همیشه زمان کافی برای یادگیری هست و نه همواره شور و علاقه برای آموختن در ما وجود دارد.
فرصت را از دست نده و در مسیر درست یادگیری انگلیسی گام بگذار.💐
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
➖➖➖➖➖
◽️دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
◽️دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
وقتی میخواهیم در انگلیسی بگوییم از تاریخ انقضای یک مادهی غذایی مدتی گذشته، یکی از رایجترین و طبیعیترین ساختها - مخصوصاً در انگلیسی بریتانیایی - استفاده ازِ ترکیبِ be out of date است.
مثلاً:
◻️It’s six weeks out of date.
شش هفته از تاریخ مصرفش گذشته است.
◻️This tuna is one month out of date.
یک ماه از تاریخ مصرف این تُنِ ماهی گذشته است.
◻️The milk is three days out of date, but it still smells fine.
سه روز از تاریخ مصرف این شیر گذشته، اما هنوز بوی بد نمیدهد.
◻️These eggs are two weeks out of date.
دو هفته از تاریخ مصرف این تخممرغها گذشته است.
◻️I accidentally ate yogurt that was a month out of date.
اتفاقی ماستی خوردم که یک ماه از تاریخ مصرفش گذشته بود.
◻️This medicine is already out of date.
تاریخ مصرف این دارو دیگر گذشته است.
◻️Check the label; the cheese is out of date.
برچسب را چک کن/ ببین؛ تاریخ مصرف پنیر گذشته است.
◻️This bread is only one day out of date.
فقط یک روز از تاریخ مصرف این نان گذشته است.
🔳 در انگلیسی آمریکایی، این ساختها هم بسیار رایجاند:
◻️The yogurt is two weeks past its expiration date.
دو هفته از تاریخ انقضای این ماست گذشته است.
◻️This milk is past its sell-by date.
تاریخ مصرف این شیر گذشته است.
◾️حالا که صحبت به sell-by رسید، لازم است تفاوت دقیقِ معنایی چند ترکیب و اصطلاح در این حوزهی معنایی را روشن کنم.
1. sell-by date
این تاریخ بیشتر برای فروشندگان و فروشگاههاست، نه مستقیماً برای مصرفکننده. به بیان دیگر، فروشگاه بهتر است کالا را تا آن تاریخ بفروشد. پس اگر محصول کمی بعد از این تاریخ هم مصرف شود، الزاماً خطرناک یا فاسد نیست؛ فقط ممکن است کیفیت محصول کمکم افت کند.
◻️This milk is two days past its sell-by date, but it’s probably still okay.
دو روز از تاریخ مصرف این شیر گذشته، اما احتمالاً هنوز سالم است.
▪️پس جملهی بالا لزومـاً به این معنی نیست که شیر خراب شده، فقط یعنی از تاریخی که فروشگاه باید آن را میفروخت گذشته است.
◻️Stores usually remove products before the sell-by date.
فروشگاهها معمولاً قبل از اتمام تاریخ مصرف، محصولات را از قفسهها جمع میکنند.
◻️The yogurt was discounted because it was close to its sell-by date.
چون تاریخ مصرف ماست رو به اتمام بود، آن را با تخفیف فروختند.
▪️بنابراین، ترجمهی sell-by date به «تاریخ انقضا» کاملاً دقیق نیست و بهمعنی تاریخ نهایی فروش است هرچند در فارسی به تاریخ مصرف معادلگذاری میشود.
2. use-by date
این تاریخ بیشتر به ایمنی مصرف مربوط است. یعنی اگر use-by date محصولی گذشته باشد، معمولاً توصیه میشود آن محصول مصرف نشود، مخصوصاً دربارهی غذاهای فسادپذیر مثل گوشت، لبنیات و غذای آماده.
◻️You shouldn’t eat chicken after the use-by date.
نباید مرغ را بعد از اتمام تاریخ مصرفش خورد.
◻️The sandwiches must be sold before the use-by date.
ساندویچها را باید پیش از اتمام تاریخ مصرفشان بفروشند.
◻️This salad is one day past its use-by date.
یک روز از تاریخ مصرف این سالاد گذشته است.
3. best-before date / Best by ...
این تاریخ بیشتر دربارهی کیفیت محصول است، نه خطرناک بودن آن. محصول ممکن است بعد از این تاریخ هنوز قابل مصرف باشد، اما کیفیت اولیه را نداشته باشد.
◻️These cookies are past their best-before date, but they still taste fine.
از بهترین زمان مصرف این بیسکویتها گذشته، اما هنوز طعم خوبی دارند.
◻️Coffee can lose its flavor after the best-before date.
قهوه ممکن است بعد از بهترین زمان مصرف طعمش را از دست بدهد.
▪️ترکیبِ Best by August 30, 2028 - مثلاً - به این معنی است که بهترین زمان مصرف این محصول تا ۳۰ اوت ۲۰۲۸ است.
4. expiration date / expiry date
این ترکیبها معمولاً برای داروها، مکملها و بعضی محصولات حساس به کار میرود و معنای «پایان اعتبار مصرف» یا همان «تاریخ انقضا» دارد.
◻️Check the expiration date before buying baby formula.
پیش از خرید شیرخشک، تاریخ انقضای آن را چک کنید.
▪️از فعل expire به همین معنی هم استفاده میکنیم.
◻️My passport expired last year.
اعتبار گذرنامهی من سال گذشته تمام شد.
◻️The credit card expires next month.
اعتبار این کارت اعتباری ماه آینده تمام میشود.
◼️معنی دقیق برخی از ترکیبات بالا لزوماً در ترجمهی فارسی ممکن است نشان داده نشود. هدف این فرسته، درک مفهوم این ترکیبات است نه لزوماً ارائهی بهترین معادلهای فارسی.
◼️ در گفتار روزمره، بسیاری از انگلیسیزبانها این تفاوتهای فنی را خیلی دقیق رعایت نمیکنند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◾️Webster's Dictionary of Synonyms & Antonyms (1996)
🔳 فرهنگ بالا یکی از بهترین و معتبرترین منابع برای تشخیص تفاوتهای ظریف معنایی بین بسیاری از واژههای مترادف انگلیسی است.
این فرهنگ که مبتنی بر فرهنگ بزرگ مریام وبستر گردآوری و تدوین شده زبانی متراکم و فشرده دارد و کوشیده در محدودهی کمترین کلمات و متراکمترین جملهها، این تفاوتها را بیان کند. به همین دلیل، توضیحات را باید با دقت و تامل خواند و فهمید.
مخاطب این فرهنگ، که کلمات را با حوزهبندی معنایی دستهبندی کرده، در وهلهی نخست عمومِ انگلیسیزبانان (یا نیتیوها) هستند و بههمین سبب، چون ملاحظهی زبانآموزان در میان نبوده، زبان بهکار رفته در سطح کاملاً پیشرفته و رسمی است.
در سرتاسر این فرهنگ، برای روشنتر کردن توضیحات یا آموزش نحوهی کاربرد کلمات، جملهمثال آمده ولی چون این فرهنگی زبانآموز نیست، انتظار نداشته باشید شمار جملهمثالها خیلی زیاد باشد.
نکتهی آخر اینکه تمرکز این فرهنگ روی مرزگذاری بین واژههای مترادف است و برای شناختِ تفاوتِ معنایی متضادهای معرفیشده، لازم است آنها را در مدخلهای مربوطه بررسی کنیم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 مشخصاتِ بستههای دورهی ضبطشدهی «درک و تحلیل متون مطبوعاتیِ انگلیسی»
➖➖➖➖➖
🔷 بستهی اول:
✅ یک فایل صوتی بهنام Introduction که شامل توضیحاتی برای آشنایی با انگلیسی مطبوعاتی و معرفی شماری از وبسایتها و روزنامههای انگلیسیزبان از کشورهای مختلف است.
مدت زمان: ۴۰ دقیقه
✅ یک متن پیدیاف که شامل مقالهای بلند از روزنامهی نیویورکتایمز است - در ۱۳۸۴ کلمه - دربارهی تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان.
✅ سه فایل صوتی شامل تدریس و تحلیل معنایی مقالهی مذکور.
مدتزمان تدریسِ هر سه فایل صوتی (جمعاً): ۱۱۷ دقیقه
✅ یک متن پیدیاف شامل بسط معناشناختیِ شماری از کلمات و ترکیباتِ مقاله.
✅ یک فایل صوتی شامل تدریس متنِ پیدیاف بالا.
زمان تدریس: ۳۰ دقیقه
مدتزمان تدریس (جمعاً): بیش از ۱۸۰ دقیقه
➖➖➖➖➖
🔷 بستهی دوم:
✅ یک متن پیدیاف که شامل مقالهای بلند از وبسایتِ شبکهی خبریِ CNN است - در ۱۵۴۰ کلمه - دربارهی کیستی و چیستیِ طالبان و تحلیلِ چگونگیِ حاکمیت یافتنِ آنها در افغانستان.
✅ سه فایل صوتی شامل تدریس و تحلیل معنایی مقالهی مذکور.
مدتزمان تدریسِ هر سه فایل صوتی (جمعاً): حدود ۱۴۰ دقیقه
➖➖➖➖➖➖
🔷 بستهی سوم:
✅ این بسته شامل تحلیل معناییِ دو متن خبری از خبرگزاری رویترز است:
۱- ارتباط ترامپ و پوتین و مسئلهی اوکراین
۲- وضعیت دفتر سیاسی حماس در قطر و مسائل مرتبط با آن
✅ این دو خبر مجموعاً شامل بیش از ۱۴۰۰ کلمه است.
✅ مدتزمانِ تدریس هر دو متن خبری مجموعاً قریب به ۱۸۰ دقیقه (۳ ساعت) است.
➖➖➖➖➖➖
🟫 برای اطلاع از چگونگی دریافت این بستهها لطفاً در خصوصی پیام بفرستید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
تنگه را به انگلیسی strait میگویند.
◻️the Strait of Gibraltar
تنگهی جبلالطارق
◻️ the Strait of Hormuz
تنگهی هرمز
◻️the Strait of Magellan
تنگهی ماژلان
◻️the Strait of Malacca
تنگهی مالاکا
◾️برخی تنگهها هم بدون حرف اضافهی of و بهشکل ترکیبِ اضافی شناخته میشوند:
◻️ the Bering Strait
تنگهی برینگ
◾️برخی تنگهها نیز معمولاً بدون واژهی strait بهکار میروند:
◻️the Bosporus / Bosphorus
تنگهی بُسفر
🔳 ترکیبات و همایندهای رایج برای تنگه
◾️enter a/the strait
وارد تنگه شدن
◾️go through / pass through / sail through a/the strait
از تنگه عبور/ گذر کردن
◻️Hundreds of vessels pass through the strait each year.
هر سال صدها کشتی از تنگه عبور میکنند.
◾️a/the strait separates A from B
تنگهای جایی را از جایی جدا کردن
◻️The oil terminal is in the narrow strait that separates the island from the mainland.
پایانهی نفتی در تنگهی باریکی است که جزیره را از سرزمین اصلی جدا میکند.
◾️swim / travel across a/the strait
عرض تنگه را شنا کردن/ از عرض تنگه گذر کردن
◻️He tried to swim across the Strait of Gibraltar.
تلاش کرد عرض تنگهی جبلالطارق را شنا کند.
◾️in a/the strait
در تنگه
◻️A ship anchored in the Strait of Hormuz.
یک کشتی در تنگهی هرمز لنگر انداخت.
◾️a/the strait lies between A and B
تنگهای بین دو مکان قرار داشتن
◻️The strait lies between the Atlantic Ocean and the Mediterranean Sea.
این تنگه بین اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه قرار دارد.
◾️a/the strait connects A with/to B
تنگه جایی را به جایی وصل کردن
◻️The Strait of Hormuz connects the Persian Gulf to the Gulf of Oman.
تنگهی هرمز خلیج فارس را به خلیج عمان وصل میکند.
◻️The Bosphorus connects the Black Sea to the Sea of Marmara.
تنگهی بسفر دریای سیاه را به دریای مرمره وصل میکند.
◾️close / block a strait
بستن تنگه
◾️threaten to close a strait
تهدید به بستن تنگه
◾️keep a strait open to shipping/navigation
باز نگه داشتن تنگه برای کشتیرانی
◻️Iran threatened to close the Strait of Hormuz.
ایران تهدید کرد تنگهی هرمز را میبندد.
◻️The waterway is vital to global trade.
این آبراه برای تجارت جهانی اهمیت حیاتی دارد.
▪️برای پرهیز از تکرارِ واژهی strait یا نام یک تنگهی خاص، میتوان از waterway استفاده کرد.
◾️strategic waterway / maritime chokepoint
آبراه راهبردی / گلوگاه دریایی
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
◼️The Rule of Law A Very Short Introduction (2024)
◻️Aziz Z. Huq
@Englishnutsbolts
سودمندی فراگیری زبان انگلیسی تنها در بهرهگیری بیواسطه از منابع انگلیسی و رهایی از اسارتِ ترجمه نیست. این یک وجه قضیه است که بسیار هم مهم هست. وجه دیگر آن، که البته در فراگیری هر زبان خارجی دیگری هم صدق میکند، این است که از پنجرهای دیگر و از زاویهای کاملاً متفاوت جهان را مینگریم.
نوع چینش کلمات در ساختارهای نحوی متفاوت و ترکیبات و تعبیرات در زبان دیگر، چارچوب این پنجرهی جدید را شکل میدهند. هرگاه این دنیای جدید را از صافی ترجمه - مثلاً از انگلیسی به فارسی - گذر میدهیم، در واقع، آن پنجره جدید را میبندیم و مفاهیم را از طریق پنجرهی فارسی وارد ذهن خواننده میکنیم. چارهی دیگری هم نیست. مخاطب انگلیسیندان گرچه مفاهیم را هرقدر هم بدیع و تازه در قالب ترجمه دریافت میکند ولی هیچگاه نمیتواند چگونگی دیدن جهان از پنجرهی انگلیسی را تجربه و افقی دیگر را نظاره کند.
فراگیری عمیق انگلیسی (یا هر زبان خارجی دیگر) حتی به تجربهی ذهنی بدیعِ نگریستن به جهان از پنجرهی زبانی دیگر هم منحصر نمیماند. پژوهشهای جدید نشان میدهند هر زبانی حتی روی بافت فیزیکی مغز نیز تاثیر میگذارد. یعنی بخشهایی از سختافزار مغز نیز متناسب با زبانی که فرد آموخته تغییر میکند و پیوندهای عصبی اختصاصیِ آن زبان در مغزش شکل میگیرد (اینجا را ببینید).
از این رو، بهتر است فراگیری عمیق انگلیسی و رهایی از ترجمه را از این زاویهی مهم نیز ببینیم.
- عبدالرضا شهبازی
◽️یک مطلب مرتبط
@Englishnutsbolts
اعداد اعشاری (decimals) را چگونه به انگلیسی بخوانیم و بنویسیم؟
◼️هنگامی که سمت چپِ ممیز (point) صفر باشد یعنی بخش صحیح (the whole part) صفر باشد، اینگونه میخوانیم:
◽️0.125 = zero point one two five
▪️همانگونه که میبینید، در بخش اعشاری (the decimal part)، اعداد را بهصورت شمارشی (و نه ترتیبی) و رقم به رقم (digit by digit) میخوانیم.
▪️رایجترین شیوهی خوانش این است. ولی اگر تاکید روی ارزش مکانی (place value)ِ عدد اعشاری باشد، به صورت زیر هم ممکن است خوانده شود.
one hundred twenty-five thousandths
◽️0.5 = zero point five
◽️0.001 = zero point zero zero one
◼️هنگامی که بخش صحیح صفر نباشد، به روش زیر میخوانیم:
◽️3.14 = three point one four
▪️درواقع، تفاوت حالت اول با این حالت فقط در صفر بودن یا نبودن بخش صحیح است.
◽️7.09 = seven point zero nine
▪️در نظر داشته باشید که عددِ بخش صحیح را بهصورت کامل میخوانیم، نه مثل بخش اعشار رقم به رقم.
◽️15.006 = fifteen point zero zero six
◽️100.75 = one hundred point seven five
◽️203.613 = two hundred three point six one three
▪️بخش صحیح را به زبان فنی ریاضی the integer part میگویند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
Japan had been seeking a neutrality pact with the Soviet Union since summer 1940; one was signed in April 1941. Chiune Sugihara, the Soviet specialist among Japanese spies, spent that spring in Königsberg, the German city in East Prussia on the Baltic Sea, trying to guess the date of the German invasion of the Soviet Union. Accompanied by Polish assistants, he made journeys through eastern Germany, including the lands that Germany had seized from Poland. His estimation, based upon observations of German troop movements, was mid-June 1941. His reports to Tokyo were just one of thousands of indications, sent by intelligence staffs in Europe and around the world, that the Germans would break the Molotov-Ribbentrop Pact and invade their ally in late spring or early summer.
Stalin himself received more than a hundred such indications, but chose to ignore them. His own strategy was always to encourage the Germans to fight wars in the west, in the hope that the capitalist powers would thus exhaust themselves, leaving the Soviets to collect the fallen fruit of a prone Europe. Hitler had won his battles in western Europe (against Norway, Denmark, Belgium, Luxembourg, the Netherlands, and France) too quickly and too easily for Stalin’s taste. Yet he seemed unable to believe that Hitler would abandon the offensive against Great Britain, the enemy of both Nazi and Soviet ambitions, the one world power on the planet. He expected war with Germany, but not in 1941. He told himself and others that the warnings of an imminent German attack were British propaganda, designed to divide Berlin and Moscow despite their manifest common interests.
در انگلیسی رسمی ـ بهویژه در نثر ادبی، دانشگاهی، حقوقی و دیپلماتیک ـ گاهی بند شرطی بدون if ساخته میشود. در این فرایند، if حذف میشود و فعل شرطی به ابتدای بند حرکت میکند. این پدیده را وارونگی شرطی (conditional inversion) مینامند.
در انگلیسی امروز، این نوع وارونگی تقریباً فقط زمانی ممکن است که در بند شرطی یکی از افعال زیر حضور داشته باشد:
should
were
had
از نظر نحوی، این فرایند نوعی subject–auxiliary inversion است، یعنی فعل از جایگاه معمول خود حرکت میکند و پیش از فاعل قرار میگیرد. چینش اجزای جمله، ظاهری پرسشی دارد، اما جمله همچنان خبری/شرطی است، نه پرسشی.
🔳 وارونگی با should
ساختارِ
Should + subject + base verb
مثال:
◻️Should any difficulties arise, please contact the department immediately.
(= If any difficulties should arise...)
اگر هرگونه مشکلی پیش آمد، لطفاً فوراً با بخش مربوطه تماس بگیرید.
◾️در شرطیِ نوع اول، حتی اگر should در ساختِ معمولِ جمله نیاید (مثلاً: If any difficulties arise...)، در ساختِ وارونه معمولاً should ظاهر میشود:
Should any difficulties arise...
◾️حالتِ عادی (و بدونِ وارونگیِ) این جملهمثال و جملهمثالهای بعدی را داخل پرانتر آوردهام.
دیگر اینکه این فرسته متمرکز بر شناخت چنین ساختی و تغییر سبکی جمله بعد از وارونگی است. این تغییر سبک را هم در یک تکجملهی منفرد و بدون بافتی که در آن ظاهر شده لزوماً نمیتوان در ترجمه نشان داد. با این همه، جملهها را ترجمه کردهام (معنایی و نه لزوماً سبکی) که برخی دوستان در فهمشان دچار مشکل نشوند.
◻️Should the data prove inaccurate, the theory may collapse.
(= If the data should prove inaccurate...)
اگر دادهها نادرست از آب درآیند، ممکن است نظریه فروبپاشد.
◾️در این ساخت معنای should «باید» نیست بلکه صرفاً نقش شرطی/modality دارد.
بعد از should همیشه شکل سادهی فعل میآید:
❌ Should he comes
✅ Should he come
🔳 وارونگی با were
ساختارِ
Were + subject + complement / infinitive
مثال:
◻️Were the situation less complicated, we could reach an agreement quickly.
(= If the situation were less complicated...)
اگر وضعیت کمتر پیچیده بود، میتوانستیم سریع به توافق برسیم.
◻️Were I to resign now, the project would remain unfinished.
(= If I were to resign now...)
اگر اکنون استعفا میدادم، پروژه ناتمام میماند.
◾️ساختار زیر بسیار رسمی و فرضی است:
Were + subject + to + verb
در این نوع وارونگی، were حتی با I / he / she نیز حفظ میشود:
Were I...
Were he...
🔳 وارونگی با had
ساختار رایج
Had + subject + past participle
مثال:
◾️Had I known about the delay, I would have taken another route.
(= If I had known...)
اگر از تأخیر خبر داشتم، مسیر دیگری را انتخاب کرده بودم.
◻️Had the researchers examined the evidence more carefully, they would have avoided the error.
(= If the researchers had examined...)
اگر پژوهشگران شواهد را دقیقتر بررسی کرده بودند، از آن خطا جلوگیری میکردند.
◾️در این ساخت، had معمولاً فعل کمکیِ past perfect است.
اما had گاهی میتواند فعل اصلیِ «داشتن» نیز باشد:
◻️Had I the key, I could open the door.
(= If I had the key...)
اگر کلید را داشتم، میتوانستم در را باز کنم.
◾️این کاربرد امروزه بسیار رسمی و نسبتاً کهنهنماست.
🔲 در انگلیسی امروز، وارونگی شرطی تقریباً محدود به should و were و had است. بنابراین ساختارهایی مانند موارد زیر نادرستاند:
❌ Arrived he earlier, ...
❌ Likes she music, ...
🔲 مقایسهی سبکی (برای نمونه)
◻️If the plan fails, we will reconsider.
اگر طرح شکست بخورد، تجدیدنظر خواهیم کرد.
◻️Should the plan fail, we will reconsider.
هر دو جمله به یک معنی هستند ولی جملهی دوم رسمیتر و فشردهتر است و از نظر سبکی، رنگونمایی نسبتاً ادبی دارد.
◾️از نظر نحوی، ساختِ وارونهی
Should the plan fail...
مستقیماً متناظرِ
If the plan should fail...
است، نه If the plan fails... . با این همه، در انگلیسی امروز، should در ساختِ غیرِوارونه اغلب حذف میشود و بهجای آن معمولاً
If the plan fails...,
به کار میرود.
🔳 در این فرسته اشاره نکردم که هر جمله چه نوع شرطی است. فرض را بر این گذاشتم که مخاطب قبلاً با سه نوع ساخت شرطی آشنا شده است.
◾️مطلب مرتبط
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
یکی از پرتکرارترین پرسشهای دوستان طی چند سال گذشته این بوده که آیا بستههای «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» به تسلط بیشتر آنها در انگلیسی تخصصیِ رشتهی آنها هم کمک میکند یا خیر.
جمعبندی پاسخهای من به این دوستان:
زیربنای هر انگلیسی تخصصی (فیزیک، شیمی، مدیریت، مهندسی برق، حقوق، فلسفه و ...)، انگلیسی عمومی است.
محال است بدون دانش و تسلطی درخور در انگلیسی عمومی بتوان در فهمِ انگلیسی تخصصی موفق ظاهر شد.
اصولاً انگلیسی عمومی مثل اقیانوسی است که انگلیسیهای تخصصی مانند جزایر پراکنده در آن هستند. بدون اقیانوس، جزایر هم بیمعنا میشوند.
هدف اصلی این بستهها تقویت اساسی و زیرپوستی انگلیسی عمومی (در سطح متوسطه تا پیشرفته) است. اگر این بستهها خوب و دقیق و با حوصله کار شوند و در کنار آنها و بهموازات آنها فراوان انگلیسی بخوانید و مدام با انگلیسی کلنجار بروید، در انگلیسی عمومی به جایی میرسید که خیلی راحت بتوانید شروع به پیشرفت در انگلیسی تخصصی رشتهی خود کنید.
دربارهی انگلیسی تخصصی چند نکتهی زیر را بهخاطر داشته باشید:
▫️هر رشتهی تخصصی معمولاً چند صد اصطلاح و ترکیب مخصوصبهخود دارد که با یادگیری آنها، بهلحاظ واژگانی، مشکل چندانی در فهم متون رشتهی خود نخواهید داشت.
▫️رشتههای علوم طبیعی و فنیمهندسی و زمینههای وابسته، بنابهطبیعت خود، زبانی بسیار دقیق و شفاف و روشن دارند و از درازگویی و تعقیدات کلامی و سبکهای خاص و متمایز در آنها خبری نیست.
در رشتههای علوم انسانی ولی معمولاً چنین نیست (که بیشتر بر میگردد به طبیعتِ بیشتر انتزاعی و کمتر ملموسِ مفاهیمِ در این حوزهها) و بههمین دلیل، فرد لازم است هم زبان عمومیاش را خیلی بیشتر تقویت کند و هم با جملات گاه دراز و پیچیدهی این قبیل رشتهها کلنجار برود.
افزون بر این، سبک نوشتاری در علوم طبیعی و فنیمهندسی چندان بارز و مشخص نیست (و همهی نویسندگان و پژوهشگران این عرصه تقریباً شبیهبههم مینویسند)، ولی در رشتههای علوم انسانی و خصوصاً در تالیفات چهرههای بنیانگذار یا بسیار سرشناس این حوزهها سبکهای متمایز بهوفور دیده میشود که فرد لازم است زمان زیادی صرف کند تا بهتدریج با سبک نوشتاری آن صاحبنظر خاص انس بگیرد و آن را بفهمد.
▫️بدیهی است که فهم انگلیسی هر رشتهی تخصصی کاملاً منوط است به سطح دانش فنی ما از آن رشتهی خاص. بنابراین، بخشی از دشواری در فهم زبان تخصصی زبانی نیست بلکه دانشی است.
🔳 ملخص کلام اینکه زبان هر عرصهی تخصصی را که میخواهید بفهمید هیچ چارهای ندارید جز اینکه نخست زبان عمومی خود را بهشکلی اساسی تقویت کنید (هر کس جز این به شما گفته است جدی نگیرید).
بعد از اینکه در فهم زبان عمومی بهحد قابل قبولی رسیدید لازم است بر اصطلاحات و ترکیبات رشتهی تخصصی خود یا همان ترمینولوژی آن مسلط شوید و همزمان، با ساختارهای دستوریِ رایج در بیان مفاهیم رشتهی خود آشنا شوید. اینجا، دانشآموختههای رشتههای علوم طبیعی و فنیمهندسی کمتر و دانشآموختههای رشتههای علوم انسانی بیشتر کار دارند.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
◾️یک مطلبِ مرتبط
@Englishnutsbolts
تقریباً تمامی فرهنگهای انگلیسیبهفارسی معتبرکلمۀ super (کوتاهشدهی superintendent) را که در انگلیسی آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) رایج است به «سرایدار» معادلگذاری کردهاند.
◻️فرهنگ معاصر پویا انگلیسی-فارسی:
سرایدار
◻️فرهنگ معاصر هزاره انگلیسی-فارسی:
(در آمریکا) سرایدار
◻️فرهنگ بزرگ انگلیسی-فارسی (دوجلدی - بزرگمهر ریاحی):
[در آمریکا و کانادا، در ساختمان] سرایدار
◻️فرهنگ فشرده انگلیسی-انگلیسی و انگلیسی-فارسی نشر نو (محمدرضا جعفری):
سرایدار ساختمان
◻️ فرهنگِ انگلیسی-فارسی پیشرو آریانپور (هفتجلدی):
سرایدار، مستخدم
ولی با مراجعه به فرهنگهای معتبر انگلیسیبهانگلیسی درمییابیم که super چیزی فراتر از «سرایدار» است و کلی مسئولیتهای دیگر و قابلیتهای دیگری دارد که «سرایدار» رایج در ایران فاقد آنهاست.
Super (intendent)
◻️Random House Webster’s Advanced English Dictionary:
one who is in charge of maintenance and repairs for an apartment house; custodian: Call the superintendent; the bathroom is flooding.
◻️Merriam-Webster’s Advanced learner’s English Dictionary:
US: a person who is in charge of cleaning, maintaining, and repairing a building – called also (informal) super
◻️Webster’s New World Dictionary of the American Language:
A person responsible for the maintenance of a building
◻️Collins COBUILD English Dictionary for Advanced Learners:
(AM) a person whose job is to look after a large building such as a school or a block of flats and deal with small repairs to it
◻️Oxford Advanced Learner’s English Dictionary:
(NAmeE) a person whose job is to be in charge of a building and make small repairs, etc. to it.
خب، با جمعبندی تعاریف فرهنگهایِ انگلیسی بالا بهنتیجهی قطعی میرسیم که super پرمسئولیتتر و پرقابلیتتر از «سرایدار» است و در نتیجه، بار معنایی گستردهتری دارد.
در کاربرد واقعی،super معمولاً کسی است که در یک ساختمان مسکونی (آپارتمان، مجتمع) مسئول نگهداری، تعمیرات و مدیریت عملیاتی روزمره است.بنابراین، وظایفش معمولاً شامل اینهاست:
▪️رسیدگی به خرابیها (لولهکشی،برق، گرمایش و…)
▪️نظارت بر وضعیت کلی ساختمان
▪️هماهنگی با تعمیرکارها یا پیمانکاران
▪️گاهی مدیریت مسائل جزئی ساکنان (شکایات، دسترسیها، کلیدها و…)
در مقابل، «سرایدار» در فارسی بیشتر تداعیگر موارد زیر است:
▪️نظافت
▪️نگهبانی ساده
▪️حضور فیزیکی برای مراقبت
یعنی بار مدیریتی و فنی «super» در فارسیِ «سرایدار» تا حد زیادی کمرنگ یا حذف میشود.
با این حساب، بسته به بافت، میتوانیم super را در فارسی چنین کسی بدانیم:
◾️«مدیر تاسیسات ساختمان»
◾️«مسئول نگهداری ساختمان»
◾️«سرپرست خدمات ساختمان»
◾️یا حتی گاهی «مدیر ساختمان» (اگر نقش مدیریتی پررنگ باشد)
ملخص کلام اینکه super معمولاً ترکیبی از سرایدار + تعمیرکار + ناظر فنی + مدیر اجرایی است، نه صرفاً سرایدار.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان که ۱۰ بستهی دورهی متوسطه تا پیشرفتهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" را تهیه و کار کرده است.
@Englishnutsbolts
سلام به دوستان عزیز
بعد از دوماه سرانجام توانستم با مکافات وصل شوم.
دلم برای همهی شما تنگ شده بود.
به امید روزهای بهتر.
آدمی به امید زنده است.
- عبدالرضا شهبازی
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
غذاهای فاسدشدنی را perishable foods یا perishable items، یا بهاختصار perishables میگویند.
در مقابل، غذاها یا مواد خوراکیِ فاسدنشدنی را non-pershable foods یا non-perishable items یا بهاختصار non-perishables میگویند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◾️The Evolution of Desire (2016)
🔳 کتاب خوب و پراطلاع بالا را پروفسور دیوید باس، استاد دانشگاه تگزاس، نوشته که از بنیانگذاران روانشناسی تکاملی است و تخصص اصلیاش تکامل رفتارهای جنسی زن و مرد و رویکردهای جفتگزینی و تنآمیزی آنهاست.
این کتاب نیز درست به همان موضوعی میپردازد که زمینهی اصلی پژوهشهای نویسنده است و فهرست فصول کتاب (که در پایین آمده) چارچوب و گسترهی مباحث را بهخوبی نشان میدهد.
پروفسور باس شایستهترین فرد - یا یکی از شایستهترین افراد - برای قلم زدن در این عرصه است.
1 - Origins of Mating
2 - What Women Want
3 - What Men Want
4 - Casual Sex
5 - Attracting a Partner
6 - Staying Together
7 - Sexual Conflict
8- Breaking Up
9 - Changes over Time
10 - Harmony Between the Sexes
◻️ برای درس پنجم (و آخر) از بستهی دهمِ دورهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" - که متمرکز بر متنخوانی پیشرفتهی انگلیسی است - بخشی از درسنامهی بسیار معتبر پروفسور باس در روانشناسی تکاملی (۲۰۲۵) را انتخاب و تحلیل معنایی کردهام.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
اگر مدام با انگلیسی کلنجار نرویم، نهتنها فهممان از این زبان عمیقتر نمیشود که آموختههایمان نیز بهتدریج کمرنگ و نهایتاً فراموش خواهند شد.
ما انگلیسی را میآموزیم تا - دستکم در سطح مهارت خواندن - نخست متون عمومی این زبان و بعد متون تخصصی رشتهی خود را مستقیم از منابع اصلی بخوانیم و بفهمیم.
چه فایدهای دارد اگر وقت و انرژی و هزینه بابت یادگیری صرف کنیم ولی در همان حدِ دورهی آموزشی بمانیم و دل به دریا نزنیم؟
حین کلنجار با متن انگلیسی است که آموختههایمان صیقل میخورد و تثبیت میشود و درهای قفلشده یکی پس از دیگری به رویمان باز میشود.
من در این کانال بارها از روشهای مندرآوردیِ حفظِ طوطیوار واژهها و اصطلاحات و تعبیرات انگلیسی انتقاد کردهام، یعنی آنچه در بازار آشفتهی آموزش این زبان در ایران متاسفانه تبلیغ میکنند.
فقط و فقط با خواندنِ منظم، جسورانه و فراوانِ متون مختلف و کندوکار در فرهنگها و یادداشتبرداری است که تسلط ما بر متنِ انگلیسی افزایش مییابد و فهممان از آن ژرفتر میشود.
راه صحیح این است، الباقی افسانه است و افسون.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
حکایت کسی که با صرف وقت و انرژی و پول انگلیسی را میآموزد ولی جرات نمیکند بهتدریج سراغ کتابها و مجلات انگلیسیزبان برود و همچنان ترجمهها را میخواند، حکایت کسی است که گواهینامه را گرفته است، اتومبیل هم دارد ولی مرتب با اسنپ و تپسی و اتوبوس اینور و آنور میرود چون جسارت نمیکند پشت فرمان بنشیند و به کوچه و خیابان و بعد به جاده بزند.
در هر دو مورد، آن شخص، وقت و انرژی و پولی را که صَرفِ یادگیری آن مهارت کرده عملاً دور ریخته است.
بارها در این کانال گفتهام آن فردای رویایی از راه نخواهد رسید. نشستن به امید آن فردای کذایی که دیگر حتماً کتابهای داستانی و غیر داستانی انگلیسیزبان دست خواهم گرفت و خواهم خواند و کمتر و کمتر سراغ ترجمه خواهم رفت صرفاُ مکانیسمی ذهنی است برای ماندنِ بیشتر در کُنج عافیت و منطقهی امن (comfort zone) و البته فرار از جسارتورزی.
با هر گامی که بهسمت فهم بیشتر و عمیقترِ انگلیسی برمیداریم، باید یک گام از ترجمهخوانی بیشتر فاصله بگیریم.
این را هم فراموش نکنیم که مهارتِ متنخوانی انگلیسی (مثل دیگر مهارتهای زبانی) اینگونه نیست که بیاموزیم و بعد در گوشهای بگذاریم عاطلوباطل و برویم سراغ کارهای دیگر به این امید که هرگاه لازمش داشته باشیم به سراغش بیاییم.
خیر. اینگونه نیست.
مهارت متنخوانی را باید هرروز وَرز بدهیم و بهکار بکشیم و الا زنگار میبندد و ضعیف و ضعیفتر میشود. هرقدر بیشتر کار و تمرین کنیم بیشتر چکش و صیقل میخورد و کارآمدتر میشود.
ملخص کلام اینکه متناسب با وقت و انرژی و هزینهای که صرف این مهارت کردهایم، از آن کار بکشیم و روزانه، تاکید میکنم روزانه، جسورانه با انگلیسی کلنجار برویم و سنگربهسنگر روبهجلو حرکت کنیم.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
◼️Nuclear Weapons A Very Short Introduction (2015)
◻️Joseph M. Siracusa
@Englishnutsbolts
John Dalberg-Acton – better known as Lord Acton – (1834 - 1902), English Catholic historian, liberal politician and writer
@Englishnutsbolts
اعداد کسری (fractions) را چگونه به انگلیسی بخوانیم و بنویسم؟
◾️هنگامی که صورت (numerator) عددِ 1 باشد، مخرج (denominator) را بهشکل عدد ترتیبیِ مفرد میخوانیم.
◽️1/8 = one eighth
در اینجا eighth شکل مفرد دارد.
◾️اگر صورت، بیش از 1 باشد، مخرج را بهشکل ترتیبی جمع میآوریم.
◽️2/5 = two fifths
◽️3/7 = three sevenths
◽️11/16 = eleven sixteenths
◾️هر وقت عدد کسری را به شکل اسم بهکار میبریم نیازی نیست بین دو کلمهی آن خط تیرهی کوتاه بگذاریم.
◽️One eighth of the cake is left.
ولی هرگاه بهشکل صفتی استفاده کنیم، دو کلمه را با خط تیرهی کوتاه بههم وصل میکنیم.
◽️a one-eighth chance
◾️برخی کسریها بهشکلی اصطلاحی خوانده میشوند (یعنی بهشکل ریاضیاتیِ بالا خوانده نمیشوند).
◽️1/2 = a half/ one half
◽️1/4 = a quarter / one quarter
◽️3/4 = three quarters
◾️اگر صورت کسر 1 باشد، فعل را بهشکل مفرد بهکار میبریم.
◽️One fifth of the city was flooded.
◽️One third of my salary goes to rent.
🔸اگر دربارهی شمار افراد یا چیزها صحبت میکنیم، فعل جمع میآید، هرچند صورت کسر 1 باشد.
◽️A fifth of the students are from abroad.
◽️One third of the glasses are broken.
◾️اگر صورتِ کسر 2 یا بیش از 2 باشد، فعل را بهشکل جمع بهکار میبریم.
◽️Two thirds of the players are here.
🔹برای اوزان و مقادیر فعل مفرد بهکار میبریم.
◽️Three quarters of a ton is too much.
◽️3/6 kilometers is about two miles.
🔹 برای اسامی جمع (collective noun) مانند team, family, class, committe, audience, crowd, staff, jury, panel, crew فعل مفرد بهکار میبریم هرچند صورت کسر بیش از 1 باشد.
◽️Three quarters of the class is absent.
◽️Two thirds of the audience was present.
◾️هنگامی که کسر کمتر از یک واحد باشد، قبل از اسم، حرف اضافهی of را بهکار میبریم.
◽️three quarters of an hour
◽️five sixths of a kilometer
◽️a quarter of the actors
▪️کلمهی half همیشه تابع این قاعده نیست.
◽️half an hour
◽️half (of) the politicians
▪️حرف a قبل از half را میتوانیم حذف کنیم جز اینکه قبل از آن عدد کاملی بیاید.
◽️two and a half
◾️هنگامی که مجموع ترکیبِ کسری بیش از 1 باشد (یک عدد کامل بهاضافهی یک کسر)، اسم معمولاً بهشکل جمع میآید.
◽️one and a half hours
◽️six and three quarters kilometers
◾️در صورتی که عدد کسری ترکیبی پیچیده با رقمهای زیاد باشد، برای خواندن آن از over استفاده میکنیم.
◽️213/411 = two hundred and thirteen over four hundred and eleven
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◾️The New Yorker (March 2, 2026)
◻️ نشریهی ادبیفرهنگیِ نیویورکر را پیش از این مختصراً معرفی کردهام. از اینجا بخوانید.
کسانی که انگلیسیِ عمومی را در سطح پیشرفته میدانند یا میخوانند به گمان من نمیتوانند از خواندن مداومِ این نشریهی وزین بینیاز باشند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
یادداشتها و ترجمههای مرا در حوزهی زبان و زبانشناسی و مغز و زمینههای مرتبط در کانال "زبان و مغز" بخوانید.👇👇👇
@LingBrain
کارخانهی آبشیرینکن را به انگلیسی desalination plant میگویند.
درواقع، صفت saline (با تلفظ /ˈseɪlaɪn/) بهمعنی «نمکین، شور، حاوی نمک» است (برای مزهی شورِ غذا یا نوشیدنی معمولاً از salty استفاده میکنیم).
◻️saline solution
محلول نمکدار، محلول آبنمک
▪️این صفت عمدتاً در متون و محیطهای علمی و صنعتی و پزشکی کاربرد دارد.
پیشوند de- هم نقش منفیساز یا «زداینده» دارد؛ بنابراین desalination یعنی «نمکزدایی» یا «شوریزدایی»، که در فارسی به آن «شیرینسازی آب» میگوییم.
در این فرایند، seawater (آب دریا) به fresh water (آب شیرین) تبدیل میشود.
چند ترکیب مرتبط:
◻️desalination process
فرایند نمکزدایی
◻️desalination technology
فناوری آبشیرینسازی
◻️water scarcity
کمبود آب
◻️water stress
تنشِ آبی
◻️brackish water
آب لبشور، آب نیمهشور
◻️desalination unit
واحد آبشیرینکن، واحد آبشیرینسازی
چند جملهمثال مرتبط:
◻️Many coastal cities rely on desalination plants for their water supply.
بسیاری از شهرهای ساحلی برای تامین آب به کارخانههای آبشیرینکن وابستهاند.
◻️Desalination technology can help address water scarcity in arid regions.
فناوری آبشیرینسازی میتواند به حل مشکل کمبود آب در مناطق خشک کمک کند.
◻️This plant converts seawater into potable water for millions of people.
این کارخانه آب دریا را برای میلیونها نفر به آبِ قابل شُرب تبدیل میکند.
▪️صفت potable که رسمی هم هست به آبی میگویند که قابل شُرب است یعنی نوشیدنش خطری ندارد. صفت drinkable هم بههمین معنی است ولی رایجتر و کمتر رسمی است.
◻️Building a new desalination facility can improve the region’s water security.
ساخت یک تأسیسات جدید آبشیرینکن میتواند امنیت آبی منطقه را بهبود بخشد.
◻️Desalination is effective, but it can be energy-intensive and costly.
آبشیرینسازی راهکار موثری است، ولی میتواند بهشدت انرژیبَر و پرهزینه باشد.
◻️There are now about 21,000 desalination plants in operation around the globe.
امروزه حدود ۲۱۰۰۰ کارخانهی آبشیرینکن در سراسر دنیا مشغول فعالیتاند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
میدانیم که یکی از تفاوتهای اساسی میان فعلهای کمکی (یعنی سه فعل do، have و be بهعلاوهی تمامی فعلهای مودال یا وجهی) با سایر افعال این است که فعلهای کمکی میتوانند مستقیماً با عنصر منفیساز not که بعد از آنها میآید منفی شوند، در حالیکه سایر افعال چنین امکانی را ندارند و برای منفی شدن به do-support یا دیگر فعلهای کمکی نیاز دارند:
✅ John could not come to the party.
✅ John did not come to the party.
بنابراین، ساختهایی مانند جملهی زیر از نظر دستوری کاملاً ناممکن نیستند، اما در انگلیسی معیار امروزی بسیار نشاندار (marked) و غیرطبیعیاند و معمولاً بهکار نمیروند:
❌John came not to the party.
حال به این جمله دقت کنید:
◻️John decided not to come to the party.
آیا در اینجا قاعدهی بالا نقض شده و فعل decide مستقیماً با not منفی شده است؟خیر.
عنصر منفیساز not در اینجا در واقع عبارت مصدری to come را منفی کرده است (یعنی متمم مصدری یا infinitive complement)، نه خود فعل decided را.
به بیان دیگر، فعل decide مثبت است، اما متمم آن منفی است.
البته این تمایز از نظر معنایی نیز مهم است:
◻️John did not decide to come to the party.
(نفیِ تصمیم)
◻️John decided not to come to the party. (تصمیم به نیامدن)
اگر ساختار جمله را تغییر دهیم، جایگاه not در جمله روشنتر میشود:
What John decided was not to come to the party.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
سخنی بسیار بجا از دکتر علی خزاعیفر، سردبیر و مدیرمسئول فصلنامهی مترجم
@Englishnutsbolts
پیش میآید که فاعل جمله شاملِ هم اسم مفرد و هم اسم جمع باشد، یعنی مفرد و جمع مشترکاً فاعل جمله باشند و با حروف ربطِ همپایه (coordonating conjunction) نظیر
or
either ... or
neither ... nor
not only ... but also
بههم وصل شده باشند.
در چنین حالتی، فعل باید با مفرد یا با جمع مطابقه (agreement) داشته باشد؟
مثلاً
◽️Neither the quality nor the prices have/ has changed.
خب، اینجا چه کنیم؟
آیا the quality را اصل بگیریم و has را بهکار ببریم یا the prices را اصل بگیریم و have را انتخاب کنیم؟
◾️در چنین مواردی قاعده این است که فاعلی را که به فعل نزدیکتر است معیار قرار بدهیم و متناسب با آن (مفرد یا جمع) مطابقهی فعل را انجام دهیم.
بنابراین، شکل صحیح جملهی بالا چنین خواهد بود:
✅ Neither the quality nor the prices have changed.
حالا اگر جای فاعلهای این جمله را با هم عوض کنیم، صورت صحیح خواهد بود:
✅ Neither the prices nor the quality has changed.
➖➖➖➖
🔸مثال با not only ... but also:
◻️Not only the headmaster but also the teachers are in favor of the expansion of the school.
اگر جای فاعلها را با هم عوض کنیم:
◻️Not only the teachers but also the headmaster is in favor of the expansion of the school.
➖➖➖➖
🔸یک مثال دیگر با neither ... nor:
◻️Neither the salesmen nor the buyer is in favor of the system.
اگر جای فاعلها را با هم عوض کنیم:
◻️Neither the buyer nor the salesmen are in favor of the system.
➖➖➖➖
🔸مثال با either ... or:
◻️Either the teacher or the students are responsible.
اگر جای فاعلها را با هم عوض کنیم:
◻️Either the students or the teacher is responsible.
➖➖➖➖
🔸مثال با or:
◻️The manager or the assistants have submitted the report.
اگر جای فاعلها را با هم عوض کنیم:
◻️ The assistants or the manager has submitted the report.
🔳 جملهمثالها ساده انتخاب شدهاند تا نیازی به ترجمه نباشد، چون این نکتهی دستوری در نگارش (یا بیانِ) انگلیسی نمود مییابد و نه لزوماً در ترجمه.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts