10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
دوستان عزیز
من تا اطلاع ثانوی مطلبی برای کانال نمینویسم.
ولی اگر سوالی دارید (و من وقت پاسخگویی داشته باشم)، میتوانید در خصوصی بپرسید.
@abdorrezashahbazi
همگی سلامت باشید.
به امید روزهای بهتر
ارادت💐
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
در انگلیسی چنین جملهی پرسشی کاملاً رایج است:
◽️Who are you speaking to?
اما اگر چندین دهه به عقب برگردیم، معلمان انگلیسی در کشورهای انگلیسیزبان و کسانی که انگلیسی را به خارجیها میآموختند، دانشآموزان و زبانآموزان را نهی میکردند که مبادا جملهای بگویند یا بنویسند که به حرف اضافه ختم شود.
بهجای آن، توصیه میکردند جملهی بالا را - مثلاً - اینگونه تولید کنند:
◽️To whom are you speaking?
امروزه ولی، این نهی وجود ندارد و ساخت و تولید جملهی اول کاملاً درست و طبیعی است (گیریم بیشتر در موقعیتهای غیر رسمی) و جملهی دوم نیز عمدتاً در نوشتار کاملاً رسمی یا در موقعیتهای کاملاً رسمی به حیات خود همچنان ادامه میدهد (و البته که ظاهری کهنهنما هم دارد).
اما داستان زبانشناختی (و دقیقتر بگوییم، نحویِ) این دو ساخت چیست؟
🔳 در انگلیسی هروقت حرف اضافه یا یک گروه نحوی بههمراه کلمهی whدار (مثل who و what و which و ...)، حین ساخت پرسش یا بند موصولی، حرکت داده شود میگوییم پدیدهی «حرکتِ کل سازه» (pied-piping) رخ داده است.
به بیان دیگر، این پدیده زمانی اتفاق میافتد که کلمهی whدار به آغاز جملهی پرسشی یا بند موصولی بیاید و حرف اضافه یا گروهِ همراهش را هم با خودش بِکشَد و بیاورد اول جمله یا بند.
◽️About what are you thinking?
در اینجا، what آمده است در اول جمله تا جمله را پرسشی کند ولی حرف اضافهی about را هم با خودش کشیده است و آورده است اول جمله. بنابراین، حرکت کل سازهی about what اتفاق افتاده است.
میتوانیم فرض کنیم نخست چنین جملهای داشتهایم:
I was thinking about my old friend John.
حالا کل سازهی زیرخطدار را میخواهیم مورد پرسش قرار دهیم. پس عبارتِ my old friend John میشود what که باید بیاید اول جمله تا جمله پرسشی شود. ولی حرف اضافهی about را هم طی حرکت با خود میآورد در آغاز جمله، یعنی کل سازه در واقع جابهجا میشود.
در بندهای موصولی هم این اتفاق رخ میدهد.
◽️The man to whom she was speaking is her professor.
فرض میکنیم جملهی اصلی این بوده:
She was speaking to the man.
برای اینکه بند موصولی بسازیم، the man را که مفعول حرف اضافهی to است با whom جایگزین میکنیم، که قرار است بیاید اولِ بند موصولی.
اما طی حرکت، حرف اضافهی to را هم که در ارتباط تنگاتنگ با خودش است میکِشد و میآورد اولِ بند. در واقع، و به بیان فنیِ نحوی، این to است که چون بر whom حاکمیت دارد این کار را انجام میدهد؛ یعنی whom بدون حاکمش نمیتواند جابهجا شود.
حالا، بند موصولیِ
to whom she was speaking
را که قرار است the man را توصیف کند در بند اصلی وارد میکنیم:
The man to whom she was speaking is her professor.
🔳 اما داستان این جمله چیست؟:
Who are you speaking to?
در اینجا با پدیدهای نحوی مواجهیم که آن را «پیشاضافهی اِبقایی» میگوییم.
این پدیده را که به انگلیسی preposition stranding مینامند توضیحش سادهتر است و زمانی رخ میدهد که حرف اضافه حین حرکتِ کلمهی whدار یا ضمیر موصولی به اول جمله یا بند، جابهجا نمیشود و در انتهای جمله یا بند رها میشود و تنها میماند.
چند مثال از جملههای پرسشی:
◽️What is this book about?
◽️What are you looking at?
◽️What are you interested in?
اگر بخواهیم سه جملهی بالا را که طبق ساختِ پیشاضافهی ابقایی ساخته شدهاند بهصورتِ حرکت کل سازه بازنویسی کنیم، خواهیم داشت:
◾️About what is this book?
◾️At what are you looking?
◾️In what are you interested?
چند مثال از بند موصولی:
◻️The topic which they argued about was controversial.
◻️The chair that he is sitting on is broken.
◻️The book that I was looking for is out of print.
اگر بخواهیم سه جملهی بالا را که طبق ساختِ پیشاضافهی ابقایی ساخته شدهاند بهصورتِ حرکت کل سازه بازنویسی کنیم، خواهیم داشت:
◾️The topic about which they argued was controversial.
◾️The chair on which he is sitting is broken.
◾️The book for which I was looking is out of print.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
حرف اضافهی onto که با معادلهای «رویِ»، «تویِ» و «بهسویِ» آن را میشناسیم، بر خلاف on، در اکثر مواقع نوعی حرکت و تغییر سطح را نشان میدهد.
◽️People climbed onto their roofs.
مردم روی پشتبامهایشان رفتند.
▪️در اینجا، هم حرکت و هم تغییر سطح مشخص است. مضافاً اینکه فعلِ to climb (از چیزی بالا رفتن) نیز حرکت و جابهجایی را نشان میدهد.
🔲 با حرف اضافهی onto معمولاً فعلهای حرکتی بهکار میرود.
◽️The cat jumped onto the mantelpiece.
گربه روی شومینه پرید.
◽️He was trying to throw his hat onto the roof.
سعی میکرد کلاهش را رویِ پشتبام پرت کند.
◽️I slipped as I stepped onto the platform.
پایم را که رویِ سکو گذاشتم سُر خوردم.
◽️The sheep were loaded onto the truck.
گوسفندها را بارِ کامیون کردند./ گوسفندها را توی کامیون بار زدند.
🔲 حرف اضافهی onto، با همان مختصاتی که گفتم، در معنایی مجازی هم بهکار میرود.
◽️Can we move onto the next item on the agenda?
ممکن است به مورد بعدی در دستور جلسه بپردازیم؟
◾️در اینجا، هم حرکت هست و هم تغییر سطح، ولی در مفهومی مجازی.
◽️The dining room looks out onto a pretty garden.
اتاق ناهارخوری به باغ زیبایی راه دارد./ پنجرهی اتاق ناهارخوری تویِ باغ زیبایی باز میشود./ پنجرهی اتاق ناهارخوری بهطرفِ باغ زیبایی باز میشود./ اتاق ناهارخوری مشرف به باغ زیبایی است.
🔲 با توجه به توضیحات و مثالهای بالا بهتر میتوان تفاوتِ معنایی on و onto را درک کرد.
ممکن است جاهایی بتوان این دو حرف اضافه را بهجای هم بهکار برد بیآنکه تغییر محسوس معنایی هم در نظر آید.
ولی همیشه اینگونه نیست.
به این دو جمله دقت کنید.
فکر میکنید چه تفاوت معنایی با هم دارند؟
◽️She jumped onto the stage.
◽️She jumped on the stage.
در جملهی اول، که onto دارد، فرد از جایی دیگر، با سطحی متفاوت، رویِ صحنه پریده است.
در جملهی دوم، که on دارد، فرد روی صحنه بالا و پایین میپرد، یا فقط یکبار این کار را انجام میدهد تا مثلاً مطمئن شود صحنه مقاومت کافی را برای اجرای تئاتر دارد یا خیر.
🔲 حروف اضافهی in و into هم همین تفاوت حرکتی را با هم دارند، یعنی در into حرکت و جابهجایی هست ولی در in لزوماً نه.
از این نظر، on و in در یک دسته قرار میگیرند و onto و into در یک دستهی دیگر.
🔲 درست است که در ترجمه، پیش میآید که هم into و هم onto را «تویِ» معادلگذاری کنیم، ولی مفهوم دقیقِ into درونِ چیزی یا جایی بودن را نشان میدهد، به همراه حرکت، ولی onto رویِ چیزی یا جایی بودن را نشان میدهد، به همراهِ حرکت.
🔲 قبلاً دربارهی مفهوم زمانی into اینجا نوشتهام.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
Even the Russian Revolution, which was long anticipated by many and consciously prepared for by Lenin, was unpredictable in its evolution. One critical event followed another to produce an outcome which he certainly did not foresee: the abdication of the Tsar in February 1917, the overthrow of the provisional government by the Bolsheviks in October, their forcible dispersion of the Constituent Assembly the following January, foreign intervention and civil war and the rise of Stalin.
As Maureen Perrie observes, the Russian Revolution was a process rather than an event, an observation which may readily be applied to nearly all the revolutions examined here. Even the transfer of the English throne to William of Orange in 1688 which is deceptively like an abrupt coup d’état in its final execution was, as Bill Speck makes clear, the ultimate outcome of a complex political process. This was driven by James II himself as he lurched from one stratagem to another in an unsuccessful endeavour either to secure a sufficiently broad basis in the country for his divisive religious policies or to impose them on his increasingly exasperated subjects.
An examination of the elements which push revolutions along from one stage to the next quickly makes apparent the difficulty of creating any general model of the revolutionary process which can incorporate them all. There are of course features which recur: ill-judged tax demands; the refusal of rulers to compromise; attempts, often bungled, at intimidation or repression; conversely, the defection of the armed forces; divisions among the upper classes; divisions inside the revolutionary movement; economic distress; the pressure exerted by the populace as normal constraints on them evaporate; outside intervention or the threat of it. Yet the mix of these elements is not sufficiently constant across all revolutions to make possible the elaboration of a model which is universally applicable.Revolutions and the Revolutionary Tradition: In the West 1560-1991/Edited by David Parker/ Rutledge, 2000
🔳 تخفیف فوقالعادهی 40درصدی برای دورههای درک مطلب انگلیسی
✅ اگر تاکنون این دورهها را دریافت نکردهاید، این فرصت طلایی را برای تقویت بنیادی فهم خود از انگلیسی (مبتدی تا پیشرفته) از دست ندهید.
✅ اگر قبلاً برخی از بستههای هر دوره (مبتدیتامتوسطه یا متوسطهتاپیشرفته) را تهیه کردهاید، با این تخفیف طلایی دورهی خود را تکمیل کنید.
🟫 برای آشنایی با ساختار این دو دوره و شنیدنِ نمونهی تدریس، هایپرلینکهای پایین را لمس کنید:
🔷 ساختار دورهی درک مطلب از مبتدی تا متوسطه
🔷 تدریس کامل درسِ اول از بستهی اولِ این دوره
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔶 ساختار دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته
🔶 تدریس کاملِ درس اول از بستهی اولِ این دوره
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟨 این تخفیف بزرگ تا پایان چهارشنبه (۱۰ دی) برقرار است.
✅ برای یک عمر استفاده، سرمایهگذاری کنید.
🔳 جهتِ کسب اطلاع از چگونگیِ تهیهی بستهها در خصوصی پیام دهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
🚫 بستهی دهم از دورهی متوسطهتاپیشرفته مشمول این تخفیف نیست.
@Englishnutsbolts
🔳 معرفی دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی»
در این فایل صوتی - به زبان فارسی - که در قالب پادکست تهیه شده، دو گوینده - یک زن و یک مرد - به معرفی و تشریح دورهی متوسطهتاپیشرفتهی بالا میپردازند و اجزا و ساختار آن را تشریح میکنند.
این پادکست برای کسانی خوب است که دوست دارند با این دورهی تالیفیِ من بهشکل صوتی (در قالب گفتوگو) آشنا شوند.
لازم به ذکر است که هر دو گویندهی این پادکست، هوشِ مصنوعیاند.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
◾️روزنامهی The New York Times (۲۳ دسامبر ۲۰۲۵)
🔳 ترکیبِ آمریکاییِ (رسمیِ)
to name something for somebody/ something
یعنی نام کسی یا چیزی را روی چیزی نهادن
طبق تیتر بالا، ترامپ دستور ساخت ردهی جدیدی از کشتیهای جنگی را صادر کرده که نام خودش را روی آنها نهاده است (Trump class).
◻️He named his hotel for himself.
او اسم خودش را روی هتلش نهاد.
◼️ترکیب to name sth for oneself معمولاً خنثی نیست و اغلب بار انتقادی، طعنهآمیز یا منفی دارد و کموبیش چنین القا میکند که فرد در حال برندسازی شخصی است و نوعی خودبزرگبینی دارد.
ولی وقتی از ضمیر self استفاده نمیشود و آن نام به نامگذار برنمیگردد، این ترکیب چنان حسی را القا نمیکند و خنثی است.
◻️The college is named for George Washington.
نام جورج واشینگتن را روی این کالج نهادهاند./ این کالج بهنام جورج واشینگتن نامگذاری شده است.
◼️ ترکیب
to name sb/ sth after sb/ sth
مترادف ترکیب بالاست ولی بسیار رایجتر و کمتر هم رسمی است.
این ترکیب نیز اگر با ضمیر self بیاید، باز همان حس انتقادی و کنایی و منفی را کموبیش خواهد داشت.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
کلمهی ulcer بهمعنی «زخم» عمدتاً در متون پزشکی و بیمارستانی بهکار میرود و درمجموع، اصطلاحی تخصصی است برای اشاره به زخمهای باز و مزمن که بهتدریج ایجاد میشوند و دیر بهبود پیدا میکنند و موجب تخریبِ تدریجیِ بافت میشوند. از این نظر، ulcer نوع خاصی از injury است.
▪️قبلاً تفاوتهای injury و wound را توضیح دادهام. اینجا را ببینید.
◻️stomach ulcer
زخم معده
◻️mouth ulcer
زخم دهان
◻️pressure ulcer
زخم بستر
◾️در محاوره، زخم بستر را معمولاً bedsore میگویند.
◽️Elderly patients are at risk of developing pressure ulcers.
بیماران مسن در معرض خطر ابتلا به زخم بستر هستند.
◽️The nurse regularly checked him for signs of bedsores.
پرستار مرتب او را بررسی میکرد مبادا دچار زخم بستر شده باشد.
◾️زخم بستر را گاه pressure sore هم میگویند که از bedsore رسمیتر و از pressure ulcer کمتر رسمی و تخصصی است.
◽️Regular repositioning can help prevent pressure sores.
جابجاکردنهای منظم/ تغییر وضعیت مداومِ (بیمار) میتواند از ابتلا به زخم بستر جلوگیری کند.
◻️diabetic ulcer
زخم دیابتی/ زخم ناشی از دیابت
◼️برای ulcer علاوه بر فعل عمومیِ have، از فعل develop استفاده میشود (همانگونه که بالاتر هم دیدیم)، خصوصاً زمانی که زبان رسمی و تخصصی باشد.
◻️The patient developed a pressure ulcer after being immobile for several weeks.
بیمار بهدلیل بیتحرکی بهمدتِ چند هفته، مبتلا به زخم بستر شد.
◻️She had a painful leg ulcer for months.
چندین ماه زخم پای دردناکی داشت.
◼️ البته تفاوت دیگر این دو فعل در این بافت این است که have صِرف داشتن چنان زخمی است یا ابتلا به آن. ولی develop شکلگیری و بزرگترشدنِ تدریجی آن زخم را هم نشان میدهد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 ترکیب a car company بهمعنی شرکت خودروسازی است.
🔳 ولی ترکیب a company car به چه معنی است؟
این ترکیب بهمعنی اتومبیلِ شرکتی است یا همان اتومبیلی که شرکت یا کارفرما ضمن استخدام ممکن است به کارمند خود بدهد یا در اختیارش بگذارد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 اگر شما هم مثل من حالوهوای دههی پنجاه میلادی را دوست دارید، از شنیدن این آهنگهای ملایم و لطیف - در قالب یک فایل صوتیِ دوساعته - لذت خواهید برد و هنگام مطالعه یا استراحت آنها را گوش خواهید داد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
ساختارِ
to be to do (sth)
(یعنی فعل to be که به دنبالش مصدر با to بیاید)
در بافتهای رسمی (یا نسبتاً رسمی) استفاده میشود و در ادامه چند کاربرد آن را مرور میکنیم:
🔲 وقتی میخواهیم بگوییم فلان کار طبق قرار و برنامهریزیِ قبلی در آینده انجام میشود.
◽️They are to be married next month.
قرار است ماه آینده ازدواج کنند.
◽️The expedition is to start in a week's time.
سفر اکتشافی قرار است یک هفتهی دیگر آغاز شود.
◽️OPEC representatives are to meet in Geneva next Tuesday.
نمایندگان اُوپک قرار است سهشنبهی آینده در ژنو تشکیل جلسه بدهند.
🔲 وقتی میخواهیم به کسی امر کنیم یا دستور بدهیم فلان کار را انجام دهد یا ندهد (have to)، یا قانون و مقرراتی را به کسی گوشزد کنیم.
◽️You are to wait here in this room until I return.
لازم است اینجا در این اتاق منتظر بمانید تا من برگردم./ باید تا برگشتن من، اینجا در این اتاق منتظر بمانید.
◽️All staff are to wear uniforms.
همهی کارکنان لازم است لباس فُرم بپوشند.
◽️No one is to leave this building without the permission of the police.
هیچکس حق ندارد/ نباید جز با اجازهی پلیس از این ساختمان خارج شود.
◽️Fire alarms are not to be set off unless there is fire.
نباید آژیر حریق را به صدا در بیاورید مگر اینکه آتشسوزی رخ داده باشد./ نباید آژیر حریق به صدا در بیاید مگر اینکه آتشسوزی رخ دهد.
◽️You are not to tell him anything about our plans.
دربارهی برنامههایمان نباید هیچ حرفی به او بزنید.
🔲 وقتی میخواهیم به کسی بگوییم یا از کسی بخواهیم که فلان کار را انجام دهد. در این کاربرد، بایستن و لزوم انجام کار در معنی غیر اجباری آن است، یعنی بهتر است فلان کار انجام شود یا نشود (به عبارتی، بایستن بهمعنی should و نه must).
◽️What are we to do?
چه کاری باید انجام بدهیم؟ (تکلیف چیست؟)
◽️What am I to tell her?
چه باید به او بگویم؟
◽️He is not to be blamed.
نباید سرزنش شود./ نباید مقصر دانسته شود.
◽️You are to be congratulated on your wise decision.
باید برای تصمیم عاقلانهتان به شما تبریک بگویند.
🔲 وقتی فعل to be در این ساختار بهشکل گذشته باشد (was یا were)، به این مفهوم است که تقدیر یا سرنوشت چنان رقم خورده است که فلان اتفاق بیفتد، یعنی عملی که در گذشته انجام شده، پیامدی داشته که بعدها معلوم و مشخص شده است.
◽️They said goodbye, little knowing that they were never to meet again.
از هم خداحافظی کردند، غافل از اینکه دیگر هرگز یکدیگر را نخواهند دید.
☚ عبارت little knowing that که در میانهی جمله میآید بهمعنی غافل از اینکه یا بیخبر از اینکه است.
◽️Little did they know they were to be reunited ten years later.
هیچ خبر نداشتند که ده سال بعد دوباره به هم خواهند رسید.
☚ ساختارِ
Little did sb know ...
که در آغاز جمله میآید تقریباً هممعنای little knowing that است.
بهجای know میتوان از فعلهای دیگری مثل realize یا think هم استفاده کرد.
◽️the boy who was to become king
پسری که مقدّر شده بود پادشاه شود
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
«خوب ترجمه کردنِ آثار شکسپیر یا پوشکین به فارسی، یعنی نوشتن متنی که شکسپیر یا پوشکین اگر بهجای امکاناتِ زبان انگلیسی یا روسی، امکانات زبان فارسی را در اختیار میداشتند آن را مینوشتند.
پس ترجمهی خوب نه ترجمهی لفظبهلفظ است و نه ترجمهی ادیبانه (اما غیر امین)، بلکه عبارت است از ابداعِ متنی (اعم از واژگان و جملهبندی و سبک) که نویسنده اگر زبان مادریاش همان زبانِ مترجم میبود آن را مینوشت.
چنین ترجمهای مستلزمِ [برخورداری از] دانش و هوش و تخیّل بسیار است و البته باید آنرا کمالِ مطلوبِ ترجمه دانست.
من ادعا نمیکنم که چنین ترجمهای تحققپذیر باشد، اما میگویم مترجم خوب کسی است که میکوشد تا هرچه بیشتر به آن نزدیک شود.»
- زندهیاد استاد ابوالحسن نجفی (۱۳۹۴ - ۱۳۰۸)
▫️«مسئلهی امانت در ترجمه»/ ابوالحسن نجفی/ نشر دانش/ سال سوم/ شمارهی اول/ آذر و دی ۱۳۶۱
#ترجمه
#ترجمه_ادبی
#ابوالحسن_نجفی
@Englishnutsbolts
رمان علمیتخیلی و پُرکِششِ «سفر به سیارات ناشناخته» را، بهرغم ترجمهی زمخت و ناهموارش، حدوداً اوایل دبیرستان خواندم.
نویسندهی آن رابرت سیلوربرگ است، که اکنون ۹۰ساله است، و بیتردید از خداوندگاران داستانهای علمیتخیلی در دنیای انگلیسیزبان محسوب میشود (فهرست بلندبالای آثار پرشمارش را در اینجا ببینید).
یافتن اصل انگلیسی این رمان آسان نبود، چون مترجم عنوان داستان را سرخود تغییر داده بود.
چند روز صرف شد تا سرانجام اصل اثر را در سیاههی پرتعداد آثار نویسنده بهزحمت یافتم و فهمیدم این ترجمهی فارسی در واقع برگردان رمانِ Stepsons of Terra (ناپسرانِ زمین یا پسرخواندههای زمین) است. دیگر اینکه نسخهی pdf رایگانِ اصل انگلیسی این اثر یافت نمیشد و بهناچار آن را از جایی خریدم.
این رمان ترکیبی از دو ژانر فضایی و سفر در زمان است.
در این داستان البته با نوعی از سفر در زمان مواجهیم که فرد در سفر به گذشتهاش با نسخهی قدیمیترِ خود مواجه میشود و به همین دلیل، اگر چرخه متوقف نشود، مرتب نسخههایی از آن شخص تکثیر میشود.
◻️اصل انگلیسی این رمان را در ادامه ببینید و دانلود کنید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◽️روزنامهی The Washington Post (۱۶ آوریل ۲۰۲۵)
عموماً حالت اسمی weather را میدانیم که بهمعنی هوا و وضع هوا است. ولی این کلمه در حالت فعلی هم بهکار میرود، چه در معنی حقیقی و چه در معنی مجازی.
🔲 [حقیقی] هوازده شدن، تغییر شکل یا رنگ دادن
◻️Rock is weathered by ice and changes in temperature.
یخ و تغییرات دما سبب هوازدگی سنگ میشوند.
◼️این فعل اگر دربارهی صورت بهکار رود، معمولاً پیر و چروک و زمخت شدن صورت را به دلیل آفتاب و ... نشان میدهد.
◻️Her face was weathered by the sun.
آفتاب صورتش را پیر و زمخت کرده بود.
🔳 [مجازی] به سلامت گذشتن از، پشت سر گذاشتن، جان به در بردن از
◻️Northern Ireland weathered the recession better than any other region in the UK.
ایرلند شمالی بهتر از هر ناحیهی دیگری از انگلیس رکود را پشت سر گذاشت.
◻️Small businesses were less able to weather the recession.
کسبوکارهای کوچک کمتر توانستند از رکود جان به در ببرند./ ... از رکود بیشتر آسیب دیدند.
◼️کلمهی recession با فعل weather همایندی دارد. در تیتر خبری بالا هم این همایندی را میبینیم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Journey Selected Stories 1989-2023 (2024)
جایزهی ادبی جِرنیِ کانادا (The Journey Prize) هرساله - از ۱۹۸۹ تاکنون - به بهترین داستان کوتاه - از چهرههای نوظهور ادبی - که در نشریات این کشور بهچاپ رسیده اعطا میشود.
این جایزه از نخستینسال تا ۲۰۲۳ - هر سال - یک برنده داشت که مبلغ ده هزار دلار را نصیبش میکرد. ولی در سالهای اخیر، هر سال، ده نفر برگزیده میشوند و هر کدام هزار دلار جایزه دریافت میکنند.
کتاب بالا شامل داستانهای کوتاه شاخصِ این مسابقهی ادبی - بیش از ۳۰ داستان - در بازهای تقریباً ۳۵ساله است؛ از ۱۹۸۹ تا ۲۰۲۳. ذکر این نکته لازم است که فقط بخش کوچکی از این داستانها آنهاییاند که برندهی نهایی شدهاند. بقیه، داستانهای نامزد، منتخب یا شاخصِ این مسابقهی ادبی بودهاند که دو ویراستار این کتاب فکر کردهاند ارزش بازخوانی دارند. معیار انتخاب نیز، کیفیت و تاثیر ادبی این داستانها و ماندگاریشان در طول زمان بوده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◻️خودخوانیِ انگلیسی (بدونِ کمکِ حضوری یا مجازیِ مدرّسِ زبان) مسیری پرسنگلاخ و دورودراز و پُراشتباه است.
◻️اگر فکر میکنید این بستهها هم مثل الباقی محصولات آموزش انگلیسی در بازار آشفتهی زباناند، سخت در اشتباهید. با این پندار غلط، فقط خودتان را از روشی مطمئن و پربازده و کارا محروم میکنید.
◻️اگر فکر میکنید با حضور هوش مصنوعی دیگر چه جای چنین آموزشهایی است، باز هم اشتباه میکنید. اینجا را بخوانید.
◻️از این تخفیف بزرگ برای تهیهی بستههای درک مطلب انگلیسی استفاده کنید و به جمع صدها نفری بپیوندید که در داخل و خارجِ ایران با این روش، در مسیر درست فهم عمیق انگلیسی قرار گرفتهاند و به پیش میروند.
باقی بقایتان💐
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
🔳 معرفی دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی»
در این فایل صوتی - به زبان انگلیسی - که در قالب پادکست تهیه شده، دو گوینده - یک زن و یک مرد - به معرفی و تشریح دورهی متوسطهتاپیشرفتهی بالا میپردازند و اجزا و ساختار آن را تشریح میکنند.
این پادکست برای کسانی خوب است که دوست دارند با این دورهی تالیفیِ من بهشکل صوتی (در قالب گفتوگو) آشنا شوند.
لازم به ذکر است که هر دو گویندهی این پادکست، هوشِ مصنوعیاند.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمام پنج بستهی نخستِ دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی»💐
@Englishnutsbolts
انگلیسی را مثل هر زبان دیگری میتوان بهشکل خودآموز (یعنی بدون راهنمایی مدرّس زبان و روش مشخص) آموخت ولی به رنج دوران و آزمون و خطاهای بسیار و هدررفتِ وقت و انرژی و فسیلشدن ساختها و تلفظهای اشتباه.
در یک کلام، شیوهی خودآموز مثل راه رفتن با پای برهنه در زمین پرسنگلاخ و مملو از چالهچوله در جنگلی تودرتو در شب تار است.
نتیجه آن که خودخوانی (یعنی یادگیری بدون استفاده از بستههای خودیارِ مطمئن) شدنی و ممکن است ولی به ضررها و مصائبش و اتلاف وقتش قطعاً نمیارزد آن هم در زمانهای که وقت واقعاً طلاست.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
➖➖➖➖➖
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
در انگلیسی بریتانیایی برای اینکه نشان دهند فلان کار - مثلاً - از این ماه تا آن ماه بهطول خواهد انجامید عمدتاً از حروف اضافهی to یا until برای ربط دو نقطهی زمانی استفاده میکنند.
◽️He will be painting the house from May to July.
☚ در مثال بالا فرد مورد نظر از ماه مه تا ژوئیه مشغول رنگ کردن خانه خواهد بود.
ولی دقیقاً مشخص نیست نقاشی در ماه ژوئیه هم ادامه خواهد یافت یا در ابتدای آن تمام میشود.
مثالی دیگر
◽️She will be studying for her exams from June until August.
☚ در این جمله هم دقیقاً مشخص نیست آیا درس خواندن برای امتحانات شامل ماه اوت هم خواهد شد یا در ابتدای این ماه متوقف میشود.
◾در هر دو مثال بالا، برای رفع ابهام به اطلاعات زمینهای دیگر هم احتیاج است تا بازهی دقیق زمانی مشخص شود.
◾️ انگلیسی آمریکایی اما برای رفع کامل چنین ابهامی از حرف اضافهی through استفاده میکند تا نشان دهد آن کار تا پایان ماه دوم به طول انجامیده است.
◽️He will be painting the house from May through July.
☚ در اینجا کاملاً مشخص است که نقاشی خانه تا پایان ماه ژوئیه ادامه خواهد یافت.
◽️She will be studying for her exams from June through August.
☜ در اینجا هم کاملاً مشخص است که درس خواندن تا پایان ماه اوت ادامه خواهد یافت.
◾ولی انگلیسی بریتانیایی، اگر نخواهد through را بهکار ببرد، برای اینکه روشن نشان دهد آن کار تا پایان ماه دوم هم ادامه یافته است میتواند از عبارت to the end of استفاده کند.
مثلاً
◽️He will be painting the house from May to the end of July.
☜ یعنی از آغاز مه تا پایان ژوئیه
در اینجا عبارت to the end of مترادفِ through است.
◾️این عبارت هر چند کاملاً رفع ابهام میکند ولی بهسببِ طولانیتر کردن جمله، نمیتواند به پای حرف اضافهی through در شیوهی آمریکایی برسد.
◾️چه در انگلیسی بریتانیایی و چه در انگلیسی آمریکایی برای اینکه مشخصاً نشان دهیم - مثلاً - نقاشی صرفاً تا آغاز ماه ژوئیه طول خواهد کشید از عبارت to the beginning of یا مشابه آن استفاده میکنیم.
◽️He will be painting the house from May to the beginning of July.
🔳 ذکر این نکته در انتها لازم است که through در این بافت در انگلیسی بریتانیایی وجود دارد و فهمیده میشود ولی کاربردش کمتر از انگلیسی آمریکایی است و وقتی هم برای رفع ابهام بهکار رود کلام را تا حدی آمریکایینما میکند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
برخی جملهها علاوه بر محمول اولیه یا اصلی (main predicate)، یک محمول ثانویه (secondary predicate) هم دارند.
مثلاً به این جمله نگاه کنید:
◽️John drove the car drunk.
در اینجا، صفت drunk در واقع محمول ثانویه است، در مقابلِ drove the car که محمول اولیه است.
محمول ثانویه در این جمله وضعیتِ جان را حین رانندگی توصیف میکند. به بیان دیگر، محمول ثانویه توضیح اضافهای میدهد دربارهی فاعل جمله.
محمولهای ثانویه، که نوعی خُردهجمله محسوب میشوند، وضعیت فاعل یا مفعول را در هنگام وقوعِ عمل فعل یا پس از انجامِ آن توصیف میکنند.
اینجا به یک تقسیمبندی میرسیم:
۱-محمول ثانویهی هَمامَدی (depictive predicate)
۲- محمول ثانویهی پیامدی (resultive predicate)
🔳 محمول ثانویهی همامدی
در این نوع محمول، ویژگی مورد نظر در زمان انجام محمول اصلی وجود دارد، یعنی از قبل بوده، حین عمل هم هست، بعد از عمل هم ممکن است باشد.
◽️Mary ate the carrots uncooked.
در اینجا، صفتِ uncooked حین وقوع محمول اولیه یعنی ate the carrots وجود داشته است.
◽️Alex ate the fish raw.
در اینجا نیز، محمول ثانویه (raw) بهشکل همامدی است، یعنی حین انجام ate the fish وجود داشته است.
🔳محمول ثانویهی پیامدی
در این نوع محمول، ویژگی مورد نظر زمانی نمود مییابد که محمول اولیه یا اصلی به انجام برسد. در واقع، محمول ثانویهی پیامدی نتیجهی انجام محمول اولیه است.
◽️Peter painted the fence black.
در اینجا، ویژگیِ black بودن فقط زمانی نمود مییابد که محمول اصلی یعنی painted the fence به انجام برسد.
◽️Bill wiped the table clean.
در اینجا نیز، ویژگیِ clean بودن فقط زمانی نمود یافته که محمول اصلی یعنی wiped the table به انجام رسیده است.
🟧 لازم است اینجا به یک تفکیک توجه کنیم.
به دو جملهی زیر نگاه کنید:
1- John left the room angry.
2- John left the room angrily.
تفاوت معناییِ دو جمله در چیست؟
در جملهی 1، صفت angry در واقع محمول ثانویهی همامدی است که وضعیت عاطفی و روانی John را حین انجام محمول اولیهی left the room وصف میکند. در واقع، این محمول ناظر به فاعل است.
ولی در جملهی 2، قیدِ حالتِ angrily صرفاً نحوهی انجامیافتنِ فعل left را توصیف میکند و نقش محمولی ندارد.
🔲 چند مثال دیگر:
◽️We drank the teapot empty. (پیامدی)
◽️John pounded the metal flat. (پیامدی)
◽️I ordered the fish raw. (همامدی)
◽️I buy bananas ripe. (همامدی)
🟩 همامدیها و پیامدیها از این نظر که معطوف به فاعلاند یا مفعول با هم تفاوت دارند:
▪️هم محمولهای همامدی و هم محمولهای پیامدی ممکن است معطوف به مفعول باشند.
◽️Marry ate the egg raw.
این محمول ثانویهی همامدی معطوف به مفعول (the egg) است
◽️She licked the platter clean.
این محمول ثانویهی پیامدی معطوف به مفعول (the platter) است.
▪️محمولهای ثانویهی پیامدی هیچوقت معطوف به فاعل نیستند. تنها همامدیها هستند که میتوانند خوانشِ فاعلمحور داشته باشند.
◽️She arrived in the town happy.
این محمول ثانویهی همامدی معطوف به فاعل (She) است.
◽️He swam across the river nude.
این محمول ثانویهی همامدی معطوف به فاعل (He) است.
🟦 اینگونه از محمولها در فارسی هم وجود دارند.
◽️مریم آراسته به میهمانی رفت. (محمول ثانویهی همامدی)
◽️پدرام دیوار را بنفش رنگ زد. (محمول ثانویهی پیامدی)
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
چگونه بگوییم - مثلاً - شهر بوشهر مرکز استانی است به همین نام؟
برای بیان چنین مفهومی از صفت eponymous (اِپانیمِس) استفاده میکنیم.
◽️Boushehr is the capital city of an eponymous province.
مثالی دیگر
◽️حَسَکه مرکز استانی به همین نام در سوریه است.
Hasakah is the capital city of an eponymous province in Syria.
🔳 کاربرد این صفت به همین موارد محدود نمیشود و دربارهی رمان، فیلم و نمایش هم میتواند بهکار رود، یعنی زمانی که میخواهیم نشان دهیم که فلان شخصیتِ قهرمان در بهمان رمان یا فیلم یا نمایش همان است که نامش عنوان آن کتاب یا فیلم یا نمایش شده است.
◽️دُن کیشوت، قهرمانِ رمانِ بزرگِ سروانتِس به همین نام
Don Quixote, eponymous hero of the great novel by Cervantes
☚ آوانگاری صحیح عنوان این رمان «دُن کیخوتّه» است ولی چون این رمان نخست نه از اصلِ اسپانیایی که از زبان واسطِ فرانسه به فارسی ترجمه شد، و در این زبان این نام دُن کیشوت تلفظ میشود، این آوانگاری فرانسوی عیناً وارد زبان فارسی شد، پابرجا ماند و همچنان هم استفاده میشود و به نوعی بهشکل غلط مصطلح در آمده است.
◼️در انگلیسی آمریکایی این نام را «دان کیهَوتَی» و در انگلیسی بریتانیایی بهصورت «دُان کوئیکسِت» تلفظ میکنند.
◽️قهرمان زن فیلم جین ایر که نامش برگرفته از عنوان فیلم است/ عنوان فیلم جین ایر که نام قهرمان زن فیلم نیز هست
the eponymous heroine in the film Jane Eyre
🔳 این صفت حتی ممکن است زمانی استفاده شود که خوانندهای نام نخستین آلبومش را به نام خود نامگذاری میکند.
◽️نخستین آلبوم بیانسه که بهنام خودش منتشر شد/ نخستین آلبوم بیانسه که همنام خودش بود
Beyoncè's eponymous debut album
🔲 صفت eponymous در بافتهای رسمی بهکار میرود (خواه کتبی و خواه شفاهی). در بافتهای نیمهرسمی و غیر رسمی (و حتی رسمی) میتوان از ترکیب of the same name استفاده کرد.
مثلاً همان مثال بوشهر را میتوان اینگونه بازنویسی کرد:
◽️Boushehr is the capital city of a province of the same name.
یا در مورد جین ایر (بازنویسی بهشکل جملهی کامل):
◽️Jane Eyre is the heroine in a film of the same name.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 بستهی دهم (و پایانی) از دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» را از هم اکنون میتوانید تهیه کنید.
✅ این بسته شامل تحلیل معناییِ بریدههایی از پنج کتاب است که تصویر جلدشان را در بالا میبینید.
✅ تمرکز این بستهی متنخوانیِ پیشرفتهی انگلیسی- همانگونه از عنوان کتابها پیداست - عمدتاً روی ذهن و مغر و آگاهی و تکامل انسان است.
✅ عناوین کتابهایِ منبعِ متنها، به فارسی:
◽️حیات مخفی کیهان (۲۰۲۴)
◽️تکامل انسان (۲۰۲۲)
◽️تاریخ مختصر هوشمندی (۲۰۲۳)
◽️درآمدی به آگاهی (۲۰۲۴)
◽️روانشناسی تکاملی (۲۰۲۵)
✅ این بسته سنگینترین بسته در این دوره است (مجموعاً بیش از ۱۵ ساعت و نیم تدریس).
🟫 برای تهیهی بستهی دهم لطفاً در خصوصی پیام دهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
◼️آشنایی با ساختار این دوره (اینجا)
@Englishnutsbolts
🔳 ترکیبِ more of the same را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم بگوییم فلان کس یا فلان چیز درست یا دقیقاً مثلِ بهمان کس یا بهمان چیز است. این ترکیب دربارهی دو وضعیت یا دو حالت هم استفاده میشود.
در واقع، با استفاده از این ترکیب میخواهیم نشان دهیم که هیچ تغییری رخ نداده یا قرار نیست رخ دهد و هیچ تفاوتی بین دو طرف نیست، یا بهزبان خودمانی، این عینهو اونه.
◽️He has produced a string of thrillers, and this movie is just more of the same.
او تهیهکنندهی یک سری فیلم پلیسی بوده و این فیلم هم هیچ فرقی با کارهای قبلیاش ندارد.
▪️قید just برای تاکیدِ بیشتر اضافه شده است.
◽️-What's the forcast for the next week?
- More of the same sunny weather.
-پیشبینی وضع هوا چیه دربارهی هفتهی آینده؟
- عینهو قبل. همچنان هوا آفتابیه.
◽️- How's your new diet going?
- Ah, more of the same. I'm not seeing any results.
- رژیم جدیدت چطور پیش میره؟
- چی بگم، فرقی نکردهم/ عینهو قبل. هیچ نتیجهای تا الان ازش نگرفتهم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Stepsons of Terra (1958)
◻️Robert Silverberg
▪️توضیحات مربوط به این رمان را اینجا بخوانید.
@Englishnutsbolts
درود بر این همت عالی👏👏
ارسالی از یکی از دوستان که مشغول کار با بستههای تالیفیِ دورهی ضبطشدهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" است.
استفادهی همزمان از فرهنگ زبانآموز پیشرفتهی کیمبریج، یکی از بهترین و معتبرترین فرهنگهای زبانآموز انگلیسی، قطعاً در عمقبخشی به فهم و استحکام آموختهها کمک شایانی خواهد کرد.
مسیر درستِ انگلیسیآموزی چنین است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts