10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
تخفیف ویژه برای بستهی دهم
🟩 دوستانی که ۹ بستهی نخستِ دورهی درک مطلب انگلیسیِ متوسطهتاپیشرفته (افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی) را تهیه کردهاند ولی تاکنون - به هر دلیلی - موفق به تهیهی بستهی دهم نشدهاند میتوانند بستهی دهم را با تخفیف ویژه دریافت کنند.
⏳ این تخفیف تا پایان چهارشنبه (۲۱ مرداد) برقرار است و تمدید نخواهد شد.
🔳با این تخفیف ویژه، بستهی دهم را تهیه و دورهی خود را کامل کنید.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم انگلیسی
@abdorrezashahbazi
به این جمله دقت کنید:
◽️John broke the vase.
جان گلدان را شکست.
یکی از شیوههای پرکاربرد برای تاکید گذاشتن روی فاعل یعنی John استفاده از ساختِ جملهی اسنادیشده (cleft sentence) است، یعنی یک بند واحد را به دو بند تقسیم کنیم:
◽️It was John who broke the vase.
این جان بود که گلدان را شکست.
تحلیل:
جملهی اصلی ما یک بند واحد بود:
John broke the vase.
عملیات اسنادیشدگی موجب شد بند واحد ما تبدیل به دو بند شود.
بند اصلی: It was John
بند موصولی: who broke the vase
در این عملیات، برای اینکه تمرکز را روی John قرار دهیم یک فاعل تهی (dummy subject) قرار میدهیم (یعنی it) و باقی اطلاعات جمله را بعد از ضمیر موصولی (who) قرار میدهیم.
در واقع، در این عملیات نحوی هیچ اطلاعات تازهای به جمله اضافه نکردیم ولی کار بسیار مهمی انجام دادیم و آن، تاکید گذاشتن روی فاعل جمله یعنی John بود.
خب، حالا فرض کنید قرار است تمرکز را روی مفعول یعنی the vase قرار دهیم. جملهی اسنادیشدهی ما خواهد بود:
◽️ It was the vase that John broke.
این گلدان بود که جان شکست.
تحلیل:
جملهی اصلی را که یک بند واحد بود به دو بند تقسیم کردیم.
بند اصلی: It was the vase
بند موصولی: that John broke
دو مثال دیگر:
◽️Mary bought the book. (جملهی اولیه)
مری کتاب را خرید.
◾️It was Mary who bought the book. (تمرکز روی فاعل)
این مری بود که کتاب را خرید.
◼️It was the book that Mary bought (تمرکز روی مفعول)
این کتاب بود که مری خرید.
➖➖➖➖➖
◻️They fixed the car yesterday. (جملهی اولیه)
آنها دیروز اتومبیل را تعمیر کردند.
◼️ It was they who fixed the car yesterday. (تمرکز روی فاعل)
این آنها بودند که دیروز اتومبیل را تعمیر کردند.
▫️در انگلیسی رسمی در اینجا they را بهکار میبریم ولی در انگلیسی غیررسمی و محاوره ضمیر مفعولی them را بهکار میبریم، گرچه چندان دستوری نیست.
(It was them who fixed the car yesterday.)
◼️It was the car that they fixed yesterday. (تمرکز روی مفعول)
این اتومبیل بود که آنها دیروز تعمیر کردند.
🔳 آنچه تا اینجا مختصراً گفتم جملهی اسنادیشده بهکمک it است که آن را It-Cleft هم میگویند.
نوع دیگری از این ساخت Wh-Cleft است که آن را در اینجا توضیح دادهام.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 در انگلیسی (عمدتاً گفتاری) ممکن است بیش از یک پرسشواژه در یک بند (clause) گنجانده شود.
◻️What did you find where?
چی را کجا پیدا کردی؟
◻️Who killed whom?
کی، کی را کشت؟
◻️Who said to do what?
کی گفت که چه کاری انجام شود؟
◻️Who ate what at the restaurant?
کی چه خورد در رستوران؟
◻️How much did you give to whom?
چقدر به کی دادی؟
▪️در فارسی این امکان وجود دارد که دو پرسشواژه بلافاصله پشتِ هم در صدر بند بیایند:
▫️کی کجا رفت؟
در فارسی چنین ساختی دستوری است و مشکلی ندارد ولی در انگلیسی چنین ساختی نادستوری است.
◽️*Who where went?
علامت ستاره در آغاز هر جمله نشاندهندهی نادستوری بودن آن جمله است.
شکل دستوری در انگلیسی این گونه است:
◻️Who went where?
▪️بنابراین، مراقب باشیم تحت تاثیر نحو فارسی در چنین ساختهایی، جملههای نادستوری در انگلیسی نسازیم.
🔳 ممکن است با ترکیب دو جمله، یک جملهی مرکبِ پرسشی با دو پرسشواژه بهوجود بیاید.
مثلاً دو جملهی
When is the meeting?
جلسه چه وقت است؟
و
Where is the meeting?
جلسه کجاست؟
با هم ترکیب شوند و به چنین جملهای برسیم:
◻️When and where is the meeting?
جلسه چه وقت و کجاست؟
در این شکلِ ترکیبی در واقع دو بند داریم که and آنها را از هم جدا کرده است (نه یک بند مثل بخش نخست).
البته اینجا یک آرایش دیگر هم میتوانیم به جمله بدهیم.
بهجای اینکه هر دو پرسشواژه را در آغاز بیاوریم و با یک and از هم جدا کنیم، میتوانیم یکی را در آغاز بیاوریم، جمله را کامل کنیم و در انتها یک ویرگول بگذاریم - اگر قرار بر نگارش آن باشد - و بعد از یک and، پرسشواژهی دوم را اضافه کنیم و با افزودن یک علامت پرسشی در انتها، کار را تمام کنیم.
◻️When is the meeting, and where?
یک مثال دیگر:
◻️Where did you go yesterday, and Why?
دیروز کجا رفتی و چرا؟
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳ماهنامهی Astronomy یکی از شناختهشدهترین و پرمخاطبترین مجلات عمومی در زمینهی نجوم است که از سال ۱۹۷۳ در آمریکا منتشر میشود.
مطالب این مجله طیفی از تازهترین کشفیات و اخبار فضایی تا رصد آسمان، سیارات، ستارگان، کهکشانها، کیهانشناسی، راهنمای مشاهده و بررسی تلسکوپ و تجهیزات رصدی را دربر میگیرد.
مخاطبان اصلی آن بیشتر علاقهمندان نجوم و رصدگران آماتور است هرچند برای رصدگران جدیتر هم جذابیت دارد.
مطالب این نشریهی عمومی معمولاً مبتنی بر یافتههای علمی، مأموریتهای فضایی و پژوهشهای معتبر است و نویسندگان متخصص و دانشمندان نیز در آن مطلب دارند.
◾️پیدیاف بالا شمارهی سپتامبر ۲۰۲۶ از این نشریه است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
وقتی میگوییم انگلیسیِ پاش (Posh English) منظور نوعی انگلیسی است که طبقات بالای اجتماع (Upper Class) در انگلستان بهکار میبرند و ترکیبی از رفتار و گفتار مبادی آداب با تلفظ روشن با سرعتی نهچندان تند است. نماد بارز این نوع انگلیسی را - که گاه به آن انگلیسیِ ملکه (Queen's English) میگویند - در خانوادهی سلطنتی میتوان دید.
پاش بهلحاظ تلفظی و لهجهای به بریتیشِ استاندارد (RP) نزدیک است، یعنی لهجهای که حدود ۳٪ از مردم انگلستان به آن سخن میگویند (و لهجهی دورههای آموزشی است) و از نظر تاریخی با طبقات تحصیلکرده و بالاترِ اجتماعی پیوند داشته است. RP را انگلیسیِ BBC هم مینامند، هرچند امروز BBC از طیف بسیار متنوعتری از لهجههای انگلستان استفاده میکند.
پاش، علاوه بر تلفظ استاندارد، معمولاً در ترکیب با آدابدانی و انتخاب واژگان و بیان سنجیده و عاری از ترکیبات عامیانه اشاره دارد. سخنوران پاش، دیگر لهجههای انگلیسی را معمولاً غیراستاندارد میدانند.
در ویدیوی طنز بالا، تقابل اغراقآمیزِ خانوادهای پاش را با پرستار بچهای که از شمال انگلستان (نیوکاسل) آمده است میبینید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◻️اگر «یه» را برداریم، خللی به جمله وارد میشود؟ هرگز
◻️آیا جمله بدون «یه» بهتر است؟ صددرصد
◻️پس چرا از «یه» در جایی که هیچ نیازی به آن نیست استفاده میکنند؟
چون شدیداً تحت تاثیر نحو انگلیسی هستند (از طریق ترجمههای ضعیف و مترجمانِ فارسیندان و تنبل).
- عبدالرضا شهبازی
▪️مطلب کاملاً مرتبط
@Englishnutsbolts
این هم از مواردی است که نمیتوان ترجمه کرد.
نکته در ترکیب hard drive است که در کامپیوتر بهمعنی دیسک سخت یا همان هارد است (شکل کاملش hard drive disk است؛ معمولاً بدون disk) اما معنای دیگری هم میتواند داشته باشد: رانندگی سخت و پرمشقت و خستهکننده.
در ترجمهی گفتوگوی بالا به فارسی زیبایی جِناسِ (pun) انگلیسی از بین میرود.
🔳 اسمِ drive معانی دیگری هم دارد، از جمله راهِ ماشینرو یا مسیر اتومبیل (هنگامی که برای خانه و باغ یا شبیه به آن بهکار رود).
◽️12 Maple Drive
◽️I parked in the drive.
◽️Each house has a car on the drive.
▪️به حروف اضافهی in و on در دو مثال بالا دقت کنید.
🔳 در توصیف راستفرمان یا چپفرمان بودنِ اتومبیل
◽️a left-hand drive car
اتومبیل چپفرمان
◽️a right-hand drive car
اتومبیل راستفرمان
🔳 در توصیف نحوهی انتقال نیرو به چرخهای اتومبیل
◽️a front-wheel drive car
اتومبیل دیفرانسیلجلو (FWD)
◽️a rear-wheel drive car
اتومبیل دیفرانسیلعقب (RWD)
◽️a four-wheel drive car
اتومبیلِ چهارچرخمتحرّک (4WD)
◾️اسمِ drive معنیهای دیگری هم دارد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️The History of Video Gaming (2026)
◻️James Roland
▪️مطلب مرتبط
@Englishnutsbolts
🔳 یکی از ردیفهای معنایی cloud در حالت فعلی چیزی را مبهم کردن، تیرهوتار کردن، یا تحتالشعاع قرار دادن و از این دست است. درواقع، هستهی معنایی آن تیره، مبهم یا نامطمئن کردن است.
◻️Don't cloud the issue with unnecessary details.
با جزئیات غیرضروری، موضوع را مبهم نکن.
◼️فعل cloud در این ردیف معنایی - خصوصاً - با judgment همایندی دارد و بهمعنی تحتالشعاع قرار دادنِ قضاوت و داوری یا مختل کردن آن است.
◻️Don’t let your personal feelings cloud your judgment.
اجازه نده احساسات شخصیات قضاوتت را تحتالشعاع قرار دهد/ ..مختل کند.
◻️Alcohol had clouded his judgment.
الکل قضاوتش را مختل کرده بود/ ... تحتالشعاع قرار داده بود.
◼️البته این فعل با اسمهایی مثل
memory
thinking
mind
issue
outlook
future
prospects
و چند اسم دیگر نیز باهمآیی دارد.
◼️در تیتر بالا هم بستهشدنِ تنگهی هرمز، چشمانداز واردات نفت خام را تیرهوتار کرده:
بستهشدن تنگه هرمز، پس از آنکه واردات نفت خام چین در ژوئیه به بالاترین سطح سهماهه رسید، آیندهی این واردات را در هالهای از ابهام فرو برده است.
پیش میآید که فاعل جمله شاملِ هم اسم مفرد و هم اسم جمع باشد، یعنی مفرد و جمع مشترکاً فاعل جمله باشند و با حروف ربطِ همپایه (coordonating conjunction) نظیر
or
either ... or
neither ... nor
not only ... but also
بههم وصل شده باشند.
در چنین حالتی، فعل باید با مفرد یا با جمع مطابقه (agreement) داشته باشد؟
مثلاً
◽️Neither the quality nor the prices have/ has changed.
خب، اینجا چه کنیم؟
آیا the quality را اصل بگیریم و has را بهکار ببریم یا the prices را اصل بگیریم و have را انتخاب کنیم؟
◾️در چنین مواردی قاعده این است که فاعلی را که به فعل نزدیکتر است معیار قرار بدهیم و متناسب با آن (مفرد یا جمع) مطابقهی فعل را انجام دهیم.
بنابراین، شکل صحیح جملهی بالا چنین خواهد بود:
✅ Neither the quality nor the prices have changed.
حالا اگر جای فاعلهای این جمله را با هم عوض کنیم، صورت صحیح خواهد بود:
✅ Neither the prices nor the quality has changed.
➖➖➖➖
🔸مثال با not only ... but also:
◻️Not only the headmaster but also the teachers are in favor of the expansion of the school.
اگر جای فاعلها را با هم عوض کنیم:
◻️Not only the teachers but also the headmaster is in favor of the expansion of the school.
➖➖➖➖
🔸یک مثال دیگر با neither ... nor:
◻️Neither the salesmen nor the buyer is in favor of the system.
اگر جای فاعلها را با هم عوض کنیم:
◻️Neither the buyer nor the salesmen are in favor of the system.
➖➖➖➖
🔸مثال با either ... or:
◻️Either the teacher or the students are responsible.
اگر جای فاعلها را با هم عوض کنیم:
◻️Either the students or the teacher is responsible.
➖➖➖➖
🔸مثال با or:
◻️The manager or the assistants have submitted the report.
اگر جای فاعلها را با هم عوض کنیم:
◻️ The assistants or the manager has submitted the report.
🔳 جملهمثالها ساده انتخاب شدهاند تا نیازی به ترجمه نباشد، چون این نکتهی دستوری در نگارش (یا بیانِ) انگلیسی نمود مییابد و نه لزوماً در ترجمه.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
دو دورهی تالیفی درک مطلب انگلیسی (مبتدیتامتوسطه و متوسطهتاپیشرفته) کالایی لوکس نیست که ربطی به نیازمندیهای انگلیسیآموزی ما نداشته باشد.
درست برعکس
مطالب این دو دوره - جمعاً شامل ۱۳ بسته - را دقیقاً با این هدف تالیف و تدوین کردهام و دهها ساعت با وسواس تدریس و تحلیل معنایی کردهام که فرد را در مسیر درست و مطمئن درک عمیق انگلیسی قرار دهد و او را تا سطوح پیشرفته برساند.
همینکه به انگلیسی علاقه دارید و بهسبب همین علاقه وارد این کانال شدهاید یعنی شما تا ۹۵درصد به این بستهها نیاز دارید (آن ۵ درصد هم اساتید انگلیسی هستند که در جمع اعضای کانال حضور دارند).
هدف این بستهها بیشک این است که فرد با محور قرار دادن آنها و فراوان خواندن انگلیسی در کنار آنها بهسوی خواندن بلاواسطهی مقالات و کتابهای مختلف انگلیسیزبان (در حوزهی عمومی) خیز بردارد و بعد از تقویت و تثبیت بنیاد انگلیسی عمومی خود، بهسمت فهم انگلیسی تخصصی (متناسب با رشته یا علاقهمندی شخصی) گام بردارد (اینجا).
از همینرو، بسیار مایهی حیرت من است وقتی پیامهایی دریافت میکنم که میپرسند این بستهها میتواند کمک کند کتاب و مقالهی انگلیسی بخوانیم؟!!
دنیا متوقف نمیشود تا ما بهرغم این همه اطلاعرسانی دربارهی این بستهها، به افق خیره شویم و خیالپردازی کنیم و از سر ناآگاهی پا در مسیر بیسرانجام دکانداران و مدعیان بگذاریم.
در مسیر درست و مطمئن قرار بگیریم و از امروز و فردا کردن دست برداریم که بلای جان یادگیری است.
از همین امروز شروع کنیم. فردا خیلی دیر است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
➖➖➖➖➖➖
🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار دورههای تالیفی من (با تمرکز بر درک مطلب انگلیسی) آشنا شوید و نمونههای تدریس را گوش دهید.
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
در درس سوم از بستهی هشتم از دورهی متوسطهتاپیشرفتهی درک مطلب انگلیسی به گوشهای از تاریخ تکاملی انسان پرداختهام و متن مربوطه را تحلیل معنایی کردهام.
همچنین، در درس دوم از بستهی دهم (و پایانی) از همین دوره، بخشی از کتاب تکامل انسان اثر پروفسور ایان تَتِرسال را تحلیل معنایی کردهام. تترسال از خداوندگاران دیرینهانسانشناسی و تکامل انسان است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
Who cares what Mel Gibson "feels" or "thinks" about evolution? Stick to the evidence.
Brilliant comments by Professor Richard Dawkins
@Englishnutsbolts
قبلاً به اختصار با جملههای اسنادیشده (cleft sentences) بهکمکِ it آشنا شدیم، یعنی همان که به آن It-Cleft هم میگویند (اینجا را ببینید).
در ادامه با نوع دیگری از جملههای اسنادیشده مختصراً آشنا میشویم که به آن Wh-Cleft میگویند که بهکمک آن، برای تاکیدگذاری یا ایجاد تمرکز بر یک بخشِ جمله، از کلماتِ whدار مثلِ what و where و who و when و why استفاده میشود (هرچند بسامد استفاده از what بسیار بیشتر از بقیه است).
به این جمله دقت کنید:
◻️I need a cup of coffee.
یک فنجان قهوه لازم دارم.
در اینجا میخواهیم تاکید یا تمرکز را بر a cup of coffee قرار دهیم، یعنی چیزی که میخواهیم آن را در کانون توجه بیاوریم.
اول یک بند با what درست میکنیم:
What I need
این بخش اول جملهی اسنادیشدهی ما خواهد بود.
بخش دوم همیشه با فعل to be شروع میشود (عمدتاً is یا was). بنابراین، خواهیم داشت:
is a cup of coffee
حالا دو بخش را به هم وصل میکنیم تا جملهی اسنادیشدهی ما تشکیل شود:
◼️What I need is a cup of coffee.
آنچه نیاز دارم یک فنجان قهوه است.
سه مثال دیگر:
◻️She loves painting.
او عاشق نقاشی کشیدن است
👇
◼️What she loves is painting.
آنچه او عاشقش است نقاشی کشیدن است.
◻️They told us the truth.
آنها حقیقت را به ما گفتند.
👇
◼️What they told us was the truth.
آنچه به ما گفتند حقیقت بود.
◻️The professor explained the most challenging part of the theory during yesterday's lecture.
استاد دشوارترین بخش این نظریه را در جلسهی دیروز توضیح داد.
👇
◼️What the professor explained during yesterday's lecture was the most challenging part of the theory.
آنچه استاد در جلسهی دیروز توضیح داد دشوارترین بخش این نظریه بود.
🔳 زمانی که کانون (یا همان بخشی که میخواهیم تاکید کنیم) یک فعل یا عمل است لازم است در انتهای بخش اول از فعل do استفاده کنیم و فعل اصلی بخش دوم را (بعد از فعل to be) بدون to ذکر کنیم.
◻️He finally repaired the old car.
او بالاخره اتومبیل قدیمی را تعمیر کرد.
👇
◼️What he finally did was repair the old car.
آنچه او بالاخره تعمیر کرد اتومبیل قدیمی بود.
▪️دقت کنید که در چنین حالتی، چون زمان جمله با did بیان میشود، فعل repair بدون تصریف گذشته میآید.
چند مثال دیگر:
◻️You should study these materials before the exam.
بهتر است این مطالب را قبل از امتحان مطالعه کنی.
👇
◼️What you should do is study these materials before the exam.
آنچه قبل از امتحان بهتر است انجام دهی مطالعهی این مطالب است.
◻️She has been trying to learn French for years.
سالهاست که دارد تلاش میکند فرانسه بیاموزد.
👇
◼️What she has been trying to do for years is learn French.
آنچه او سالهاست تلاش کرده انجام دهد آموختن فرانسه (بوده) است.
◻️They will announce the results tomorrow.
آنها فردا نتایج را اعلام خواهند کرد.
👇
◼️What they will do tomorrow is announce the results.
آنچه آنها فردا انجام خواهند داد اعلام نتایج است.
🔲 همانگونه که میبینید، از بین کلمات whدار فقط از what مثال آوردهام و از بقیهی آنها نمونهای ذکر نکردم. دلیلش این است که - همانطور که بالاتر اشاره کردم - عمدهی ساختهای Wh-Cleft با what ساخته میشود و در واقع، رایجتر است و از بقیهی آنها خیلی کم چنین ساختی تولید میشود.
🔳 در انتها و برای مرور، یک جمله را نخست به ساخت It-Cleft و سپس به ساخت Wh-Cleft تبدیل میکنم.
◻️The far-right government may put an indirect tax on books.
دولت راستِ افراطی احتمالاً مالیات غیر مستقیمی بر کتاب وضع کند.
👇
◼️ It is the far-right government that may put an indirect tax on books. (It-Cleft)
این دولت راستِ افراطی است که احتمالاً مالیات غیر مستقیمی بر کتاب وضع میکند.
👇
◼️What the far-right government may do is put an indirect tax on books. (Wh-Cleft)
آنچه دولت راستِ افراطی احتمالاً انجام میدهد وضع مالیات غیر مستقیمی بر کتاب است.
▪️البته باید در نظر داشت که هر جملهای را لزوماً نمیشود هم به It-Cleft و هم به Wh-Cleft تبدیل کرد، به دلیل محدودیتهایی که این ساختها دارند.
حتی در جملهمثال بالا هم نقطهی کانونی یا مرکز تاکید در دو جملهی تبدیلی با هم فرق دارد.
🔸آنچه دربارهی جملات اسنادیشدهی It-Cleft و Wh-Cleft گفتم صرفاً در حد آشناییِ کلی بود. این مبحث جزییات بسیاری دارد که در این مختصر نمیگنجد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
دوستی دارم که بیست و اندی سال است میخواهد از «فردا» یادگیری انگلیسی را جدی شروع کند!
طفلک الان موهایش دیگر سفید شده ولی همچنان منتظر آن فردای رویایی است که فارغ از مشکلات و در کمال آرامش آموختنِ انگلیسی را اساسی آغاز کند!
این «فردای رویایی»، که هرگز از راه نخواهد رسید، در واقع مکانیسم ناخودآگاهِ ذهنی ماست برای توجیه تنبلی و مسکّنی است برای تحملِ پیشرفت دیگران و عقب ماندنِ خودمان.
دیروز خاطرهای بیش نیست.
فردا صرفاً نسیه و خیال است.
اما امروز است که نقد و حاضر است.
مراقب باشیم در تلهی «فردای رویایی» گرفتار نشویم.
یادگیری جدی انگلیسی را درست از همین امروز شروع کنیم.
از همین امروز
فراموش هم نکنیم که یادگیری انگلیسی چندین دهه است دیگر از علاقهی صِرف گذر کرده و به اجبار تبدیل شده است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
در یکی از قسمتهای برنامهی تلویزیونیِ پرطرفدار و مفرّحِ دوربین مخفی (Candid Camera) - سال ۱۹۶۵ - برای اینکه واکنش طبیعی دانشآموزان پسر را به خانم معلمی جوان و بسیار زیبا و دلربا و واکنش دانشآموزان دختر را به آقامعلمی جوان و بسیار خوشتیپ و جذاب نشان دهند، خانم و آقای جوانی با مختصات گفتهشده را با این عنوان که معلم جدید مطالعات اجتماعی (Social Studies) است وارد کلاسی میکنند که دو دانشآموز حضور دارند.
معلم - در واقع بازیگری که نقش معلم را بازی میکند - کوتاه خود را معرفی میکند ولی کسی از بیرون میآید و میگوید پشت تلفن با او کار دارند. معلم هم عذرخواهی میکند و میگوید سریع برمیگردد. در این فاصله، دوربین مخفی حالات واقعی دانشآموزان را نسبت به زیبایی یا خوشتیپی معلم جدید ثبت میکند.
◼️ نقش خانم معلم را Gunilla Knutsson (۱۹۴۰-۲۰۲۵) بازی میکند که بازیگر و مدل سوئدی بود و در سال ۱۹۶۱ ملکهی زیبایی سوئد شد و به فینال مسابقهی ملکهی زیبایی جهان (Miss Universe 1961) هم راه یافت.
نقش معلم مرد را متاسفانه نتوانستم پیدا کنم که کی بازی کرده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
قبلاً کتاب ارزشمندِ «فرهنگ ضربالمثلها» نوشتهی زندهیاد سلیمان حَییم را معرفی کردهام (اینجا را ببینید) و دقتِ حیرتانگیزش را ستودهام ولی بدیهی است هر محصول انسانی، خصوصاً فرهنگ، کاملاً بری از لغزش و خطا نیست.
حییم در توضیح ضربالمثلِ «خاله را میخواهند برای درز و دوز، اگرنه چه خاله چه یوز» ابتدا آن را بهشکل آزاد به انگلیسی ترجمه میکند (ص. ۱۲۳):
The aunt is wanted to help in needlework (or sweing); otherwise an aunt and a panther are one [Relatives are expected to help one another.]
بعد نکتهی مهم در همآهنگیِ دوز و یوز را توضیح میدهد:
Note: The rime [=rhyme] between the words دوز and یوز extenuates the exaggerated comparison of "an aunt who does not help in sweing" to a panther.
ترجمه و توضیحات حییم کامل و دقیق است الا یک کلمه: panther
او معادل «یوز» را panther اختیار کرده که درست نیست.
یوز در واقع کوتاهشدهی یوزپلنگ است که در انگلیسی به آن cheetah میگویند.
اما کلمهی panther تقریباً همیشه به پلنگ سیاه اطلاق میشود، هرچند ممکن است برای تاکید بیشتر black panther هم بنویسند.
از اینجاست که متوجه میشویم طنز و تضاد نهفته در نام شخصیتِ کارتونیِ pink panther در ترجمهی فارسیاش - پلنگِ صورتی - وارد نشده است. انگلیسیزبان در ذهنش باید پلنگِ سیاهی را تصور کند که صورتی است! ولی معادل فارسی آن فاقد چنین طنز و تضادی است و چیزی است مثل pink leopard در انگلیسی.
نتیجه آنکه نه panther (که نوع خاصی از پلنگ است) و نه leopard (که نام عامِ پلنگ است) معادل «یوز» یا یوزپلنگ نیستند. معادل این دو، همانگونه که بالاتر اشاره کردم، cheetah است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
«کتاب چقدر چیز حیرتانگیزی است. شئیای مسطح که از درخت میسازیم و اجزای منعطفی دارد که روی آنها اَشکال کجومعوج و عجیبوغریبِ سیاهرنگِ فراوانی چاپ میکنیم. ولی نگاهی به آن کافی است تا بهدرون ذهن فردی دیگر برویم، کسی که شاید هزاران سال است از این جهان رخت بربسته باشد.
نویسنده از فراسوی هزارهها، روشن و بیصدا در ذهنت با تو مستقیم سخن میگوید.
نگارش احتمالاً بزرگترین اختراع بشر باشد، پیوند دادن انسانهایی که هرگز یکدیگر را نشناختند، شهروندان دورانهای دور.
کتاب غُلوزنجیرهای زمان را از هم میگسلد و ثابت میکند انسانها قادرند دست به جادو بزنند.»
- کارل سیگِن (۱۹۹۶-۱۹۳۴)، اخترشناس فقید آمریکایی
▫️ترجمهی عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
ترجمهی چاپشده👆👆
دست برداریم از این «یک»های آزارنده. اینقدر مرعوب نحو انگلیسی نشویم.
یک نظریه؟
دو نظریه؟
سه نظریه؟
چند نظریه؟
اینجا بحث بر سر یک یا دو یا سه نظریه (یا هر تعداد دیگری) نیست. حرف بر سر نظریه بهطور کلی است. پس نیازی به «یک» نیست.
خیلی راحت بگوییم «هر نظریهای هنگامی بیشترین فایده را دارد که ... » یا «نظریه هنگامی بیشترین فایده را دارد که ...».
همین
فارسی هیچ نیازی به چنین «یک»هایی ندارد مگر اینکه تاکیدی روی شمار باشد.
قبلاً دراینباره نوشتهام (اینجا و اینجا). تکرار نمیکنم.
البته آنچه بالا نمونه آوردم فقط مشت نمونهی خروار است. این «یک»ها در بسیاری از کتابهای ترجمهشده (و با بسامد کمتر در کتب و مقالات تالیفی که ناشی از ترجمهزدگی است) جولان میدهند.
▪️نکتهی فرعی در نمونهی بالا «در اختیار بگذارد» است که سلیس نیست و چیزی کم دارد. در فارسی معمولاً در چنین جایی میگوییم در اختیار ما بگذارد یا عرضه کند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
Welcome Back To The 80s.
@Englishnutsbolts
◼️Anatomy of Love (2016)
◻️Helen Fisher
🔳 خانم هلن فیشر، انسانشناس زیستی آمریکایی، یکی از شناختهشدهترین پژوهشگران جهان در زمینهی عشق، دلبستگی و سازوکارهای زیستیِ ازدواج و روابط انسانی است. او دههها با بهرهگیری از یافتههای تکامل، عصبشناسی و روانشناسی، منشأ و کارکرد عشق رمانتیک را بررسی کرده و نتایج پژوهشهایش را به زبانی روشن برای مخاطبان عمومی در آثار مختلف عرضه کرده است.
کتاب «کالبدشناسی عشق» مشهورترین اثر خانم فیشر و حاصل دههها پژوهش میانرشتهای او دربارهی عشق، دلبستگی و انتخاب همسر و ازدواج است. این کتاب با تکیه بر شواهد انسانشناسی، زیستشناسی تکاملی، عصبشناسی و تحلیل دادههای گردآوریشده از دهها هزار زن و مرد، میکوشد منشأ و سازوکار عشق و تنآمیزی و چارچوبهای تکاملی و فرهنگی و اجتماعی آن را تبیین کند و به همین دلیل از معتبرترین و اثرگذارترین کتابهای علمی در این حوزه محسوب میشود.
▪️این کتاب نخستینبار در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. پیدیاف بالا، ویراست دوم این کتاب است که با بازنگری سرتاسری و بروزرسانیهای مختلف در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 کلمهی /debut /deɪˈbjuː در حالت اسمی بهمعنی اولین اجرا، اجرای نخست، اولین بازی، نخستین حضور، اولین تجربهی رسمی، تجربهی اول و از این دست است.
◽️ Their debut album was recorded in 1991.
اولین آلبوم آنها در سال ۱۹۹۱ ضبط شد.
▪️ کلمهی debut نسبت به first رسمیتر است و تاکید بیشتری بر نخستین حضور یا ورود یا عرضهی رسمی و عمومی و قابل توجهِ یک شخص، گروه، اثر یا ... به یک عرصهی خاص دارد. بنابراین debut همیشه به معنای صرفاً «اولین» نیست، بلکه معمولاً به اولین حضور مهم و شناختهشده در یک حوزه اشاره میکند.
مثلاً اگر کسی برای اولینبار در زندگیاش آشپزی کند، معمولاً نمیگوییم cooking debut، اما اگر یک آشپز برای اولینبار در یک رستوران مشهور یا یک برنامهی تلویزیونی آشپزی ظاهر شود، میتوان از debut برای شروع کارش استفاده کرد.
◻️ Her debut as Juliet in "Romeo and Juliet" was enthusiastically received by critics.
نخستین حضور او در نقش ژولیت در نمایش «رومئو و ژولیت» با تحسین پرشور منتقدان روبهرو شد.
◾️علاوه بر فعل to be، اسم debut با فعل make نیز همایندی دارد.
◻️ Charlie Chaplin made his film debut in 1913.
چارلی چاپلین در سال ۱۹۱۳ نخستین حضور سینمایی خود را تجربه کرد. / چارلی چاپلین در سال ۱۹۱۳ نخستینبار در یک فیلم ظاهر شد.
◽️ He started as an actor, making his debut as a director in 1990.
او کارش را با بازیگری آغاز کرد، اما نخستین حضورش در مقام کارگردان در سال ۱۹۹۰ بود.
◻️He made his Major League debut as shortstop.
او نخستین بازیاش را در لیگ برتر (بیسبال)، در پستِ شورتاِستاپ (بازیکن میان بیس دوم و سوم)، انجام داد.
◻️As a fourteen-year-old she had made her debut in a particularly sophisticated team, and went on to appear on Broadway.
او در چهاردهسالگی نخستین اجرای خود را در گروهی بسیار حرفهای و سطحبالا انجام داد و بعدها به برادوی راه یافت.
🔳 در بسیاری از ترکیبها، debut به نخستین اثر یا نخستین حضور یک هنرمند اشاره میکند:
◽️ debut album
نخستین آلبوم منتشرشدهی یک خواننده یا گروه
◽️ debut novel
نخستین رمان منتشرشدهی یک نویسنده
◽️ debut film
نخستین فیلم یک کارگردان یا بازیگر
◽️ debut single
نخستین تکآهنگ منتشرشده
در این کاربردها، منظور لزوماً اولین اثری نیست که آن شخص ساخته، بلکه نخستین اثری است که بهشکل رسمی منتشر شده یا او را به مخاطبان معرفی کرده است.
◻️ The writer’s debut novel became an international bestseller.
نخستین رمان منتشرشدهی این نویسنده به پرفروشترین کتابی بینالمللی تبدیل شد.
کلمهی debut در ورزش نیز بسیار رایج است و معمولاً به نخستین بازی رسمی یک ورزشکار برای یک تیم یا در یک رقابت اشاره میکند.
◽️ He made his debut for Manchester United at the age of 18.
او در ۱۸سالگی نخستین بازی رسمی خود را برای منچستریونایتد انجام داد.
🔳 کلمهی debut میتواند بهصورت فعل هم به کار رود.
◻️ The new series will debut next month.
این سریال جدید ماه آینده برای نخستینبار پخش خواهد شد.
◽️ The designer debuted her new collection at Paris Fashion Week.
این طراح مجموعهی جدید خود را برای نخستینبار در هفتهی مد پاریس عرضه کرد.
◾️در کاربرد فعلی، debut معمولاً به معنای «برای نخستینبار معرفی یا عرضه شدن» است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Take Me To Your Leader (2026)
◻️Neil deGrasse Tyson
🔳 بود یا نبود بیگانههای فضایی و امکان تماس با آنها و سردرآوردن از تواناییها و فناوریهای آنها برای مایی که هنور حتی یک میکروب بیگانه نیافتهایم - چه رسد به بیگانههای هوشمند تمدنساز - بیشک موضوعی هیجانانگیز است، نه امروزه که احتمالاً در بخش زیادی از درازنای تاریخ بشری.
نیل دِگراس تایسون، اخترفیزیکدان آمریکایی و یکی از چهرههای سرشناس ترویج علم، در آخرین کتابش به همین موضوع بسیار جذاب پرداخته و جنبههای مختلف بیگانههای هوشمند را - به فرض وجود - کاویده است؛ از نسبتشان با انسانها و وجوه مختلف تواناییها و فناوریهای محتمل آنها گرفته تا راستودروغ اسناد و مدارک مشاهدهی یوفوها.
تایسون خصوصاُ از جنبهای فلسفی و انسانشناختی هم مفصل به موضوع میپردازد و دربارهی رابطهی ذهنی و فرهنگی انسان با مفهوم «بیگانه» هم بحث میکند.
◼️ دوستانی که دورهی متوسطهتاپیشرفتهی درک مطلب انگلیسی (اینجا) را تمام کردهاند یا حتی در اواخر این دوره هستند، مشکل خاصی در خواندن و فهمیدن این کتاب جذاب ندارند.
- عبدالرضا شهبازی
◾️مطلب کاملاً مرتبط
@Englishnutsbolts
◼️Evolution The Human Story (2018)
◻️Alice Roberts
کتاب کاملاً مصور و تمامرنگیِ بالا یکی از بهترین منابع برای آشنایی با سرگذشت تکاملی انسان و فراز و فرود نیاکان ما و عموزادههای ما طی حدود شش میلیون سال گذشته است.
نسخهی پیدیافِ بالا ویرایش دوم این کتاب است که سال ۲۰۱۸ منتشر شد.
نویسندهی صاحبصلاحیتِ این اثر ارزشمند - خانم آلیس رابرتس - استاد دانشگاه برمینگام، مروج علم، مجری و مستندساز بریتانیایی است.
◽️یکی از مستندهای او را که محصول بیبیسی است میتوانید از اینجا ببینید.
◽️همچنین، سخنرانی سهقسمتی او را در بنیاد سلطنتی بریتانیا برای کودکان و نوجوانان در سال ۲۰۱۸ میتوانید با لمس هایپرلینکهای زیر تماشا کنید:
1- Where Do I Come From?
2- What Makes Me Human?
3- What Makes Me, Me?
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
دو کلمهی this و that افزون بر اینکه ضمیر اشاره هستند، در محاوره در نقش قیدی هم ظاهر میشوند و نشاندهندهی اندازه و مقدار چیزی یا بیانگر شدتِ صفتی هستند.
معادل مشخصی برای حالت قیدی آنها که در هر جملهای بتوان استفاده کرد تقریباً وجود ندارد و بهتر است متناسب با فحوای کلام آنها را معادلگذاری کرد.
در مثالهای زیر بیشتر با این دو آشنا میشویم:
◻️The bear was this big.
خرسه این هوا بود./ خرسه به این گُندگی بود.
▪️دقت کنید هنگامی که اندازهی فیزیکی چیزی را میخواهیم نشان دهیم معمولاً با دست این را به مخاطب میفهمانیم.
◻️The table was about this high and this wide.
بلندیِ میز تقریباً اینقدر و پهناش هم اینقدر بود./ میز اینهوا بلند و اینهوا پهن بود.
◻️It was quite a large fish – about that long.
عجب ماهی گُندهای بود - تقریباً به این درازی.
◾️زمانی که برای فهماندن اندازهی شی مورد نظر به چیزی در نزدیک خود و مخاطب اشاره میکنیم از this و زمانی که به شی دوری یا غایبی اشاره میکنیم از that استفاده میکنیم.
این تمایز حتی زمانی که اندازهی فیزیکی مد نظر نیست و مثلاً شدت و فراوانی چیزی یا امری را میخواهیم نشان دهیم همچنان برقرار است. طبیعی است که این تمایز در معادل فارسی لزوماً نمود پیدا نمیکند.
◻️It's not that simple.
به این سادگی هم نیست./ اینقدرها هم ساده نیست.
◻️He missed hitting the car in front by that much.
فقط اینهوا مونده بود به ماشین جلویی بزنه.
◻️No one expected it to cost that much.
هیچکس فکرش رو نمیکرد اونهمه پولش بشه./ هیچکس فکر نمیکرد اینقدر گرون در بیاد.
◻️I hadn’t realized that things had got this bad.
اصلاً نفهمیده بودم که اوضاع اینقدر بیریخت شده باشه./ اصلاً متوجه نشده بودم که اوضاع اینهمه بههمریخته باشه.
◻️I’ve never had this much money before.
هیچوقت اینهمه پول نداشتهام.
◻️She's too young to walk that far.
با این سن خیلی کم راهِ به اون درازی رو نمیتونه پیاده بره./ هنوز خیلی کوچیکه. کجا میتونه اونهمه راه رو پیاده بره؟
◻️I'm not feeling that well at the moment.
فعلاً اونقدرا حالم خوب نیست.
◻️I don't think the medicine will help that much.
به نظر من که این دارو اونقدرا هم نمیتونه کمک کنه.
◻️We haven't got that much time.
اونقدرا وقت نداریم./ اینهمه وقت نداریم.
◻️She has never been this late for school before.
تا الان اصلاً اینقدر دیر نیومده بود مدرسه.
◻️I didn't expect you to get here this early.
فکر نمیکردم بتونی به این زودی برسی اینجا./ فکرش رو نمیکردم بتونی به این زودی خودت رو برسونی اینجا.
◻️I've never seen her this angry before, ever.
تا الان اصلاً پیش نیومده که اینهمه عصبانی ببینمش.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 ارتقای فاعلبهفاعل
این جمله را در نظر بگیرید:
1- It seems that John is clever.
حالا من آن را به جملهی زیر تغییر میدهم:
2- John seems to be clever.
چه اتفاقی افتاد؟
جمله بهلحاظ معنایی (semantically) تغییری نکرده است چون معنای هر دو جمله یکی است. ولی بهلحاظ نحوی (syntactically) شاهد تغییر مهمی هستیم.
در جملهی 1 ضمیر it درواقع پوچواژهای است که در نقش فاعل صوری (expletive subject) ظاهر شده و فعل seem هم هیچ نقش معنایی (semantic role) به آن نمیدهد. فاعل معنایی این جمله John است که در بند متممی (that-clause) قرار دارد و cleverبودن را دریافت میکند.
در جملهی 2 اسم John که فاعل بندِ پیرو مصدری (to be clever) است حرکت کرده و به جایگاه فاعلی اصلی در بند پایه آمده و در صدر نشسته است. در اینجا نیز، John هیچ نقش معنایی از seem دریافت نمیکند.
چنین عملیات نحوی را ارتقا یا raising میگوییم و آنچه در اینجا شاهدش بودیم ارتقای فاعلبهفاعل (subject-to-subject raising) است، یعنی زمانی که فاعل از بند پیرو حرکت میکند و به فاعل بند پایه تبدیل میشود و از همینرو، ارتقای جایگاه پیدا میکند.
این نوع جابجایی نحوی با افعالی رخ میدهد که حالت، ظاهر یا نوعی ارزیابی را بیان میکنند، نظیر seem و appear و tend و happen.
◾️یک مثال دیگر
1- It appears that the results are accurate.
↓
2- The results appear to be accurate.
در اینجا هم the results که فاعل بند پیرو در جملهی 1 است به جایگاه فاعل بند پایه در جملهی 2 ارتقا یافته است.
همچنین، مانند مثال اول، طی این عملیات، تغییر معناییای صورت نگرفته است ولی شاهد تغییر نحوی مهمی هستیم.
همانگونه که بالاتر هم گفتم، فاعل از فعلهای ارتقایی نقشی معنایی دریافت نمیکند (John از seem و the results از appear) و صرفاً از فعل دوم (to be) نقشی معنایی میگیرد.
اما دستهی دیگری از افعال هستند که به فعلهای کنترل (control) معروفاند مثل promise و want و try و decide که وقتی بهکار روند، فاعل اصلی (و نه صوری) هم از آنها که فعل اول هستند و هم از فعل بند مصدری نقش معنایی دریافت میکنند. در واقع، فاعلِ هر دو بند خواهد بود.
◽️John wants to leave.
در اینجا، John هم فاعل want است و هم فاعل leave. به بیان دیگر، از هر دو فعل نقش معنایی دریافت میکند.
چند مثال دیگر:
◽️Mary promised to help.
◽️They tried to finish the work.
◽️I decided to study harder.
🔳 ارتقای فاعلبهمفعول
یک نوع ارتقای دیگر هم هست که طی آن، فاعلِ بند پیرو به مفعول بند پایه ارتقا مییابد که اصطلاحاً به آن ارتقای فاعلبهمفعول (subject-to-object raising) میگوییم.
1- Joe believes that John is a fool.
↓
2- Joe believes John to be a fool.
در این عملیات نیز تغییر معنایی صورت نگرفته است ولی شاهد تغییر نحوی مهمی هستیم.
در جملهی 1، فاعلِ بندِ پیرو (بندِ که یا that-clause) John است ولی در جملهی 2، John (با خروج از بند پیرو و ورود به بند پایه) به مفعولِ بند پایه ارتقا یافته است.
فعل believe نیز (مانند seem و appear) نقش معنایی تازهای به John نمیدهد و همچنان فقط از be a fool نقش معنایی دریافت میکند.
فعلهایی مثل prove و show هم در انجام این نوع ارتقا بهکار میروند.
دو مثال دیگر:
◽️The evidence proved that the theory was correct.
↓
◽️The evidence proved the theory to be correct.
◽️The data showed that the results were reliable.
↓
◽️The data showed the results to be reliable.
ممکن است در نگاه نخست چنین به نظر برسد که تبدیل فاعل به مفعول نوعی «تنزل» محسوب میشود، اما در نحو این گونه نیست. معیار ارتقا یا تنزل، تغییر در سطح ساختاری بندهاست.
در مثالهای بالا، فاعل از بند پیرو به بند پایه حرکت کرده است، و چون بند پایه از نظر ساختاری بالاتر است، این جابهجایی بهدرستی ارتقا قلمداد میشود، حتی اگر جایگاه نهایی مفعولی باشد.
این مبحث، در مراحل پیشرفتهتر، زوایای دیگری هم دارد مثل سطح تفسیر معنایی (semantic interpretation) برای فاعل در بند پیرو و بند مصدری غیرمتناهی (non-finite infinitival caluse) و زنجیرهی حرکتی (movement chain) که در دستور زایشی کمینهگرا مطرح میشود. ولی همین مقدار هم که گفتم برای آشنایی اجمالی با این مبحث نحوی کفایت میکند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts