16257
"دورنمای اقتصاد" رسانه اقتصادی اجتماعی مستقل ایران شماره ثبت در ارشاد:83160 مدیر مسئول: محمدعلی مختاری فناوری اطلاعات: مرتصی زارع تماس با سردبیر: @sajadifarh https://ecoviews.ir/
«من هیچگاه این منطق را درک نکردهام که چرا تمایل به حفظ درآمد و دارایی حاصل از کار خود، آزمندی نامیده میشود، اما اشتیاق برای تصاحب دارایی دیگران، آزمندی قلمداد نمیشود.»
— توماس سوول، اقتصاددان، تاریخنگار اقتصادی و نظریهپرداز اجتماعی آمریکایی؛ بربرهای درون دروازهها و دیگر جستارهای بحثبرانگیز
پینوشت: توماس سوول در این عبارت، با نگاهی برخاسته از اقتصاد بازار آزاد و مانیتاریسم، به نقد اخلاقی پدیده بازتوزیع اجباری ثروت توسط دولتها و احزاب چپگرا میپردازد. او تناقض موجود در گفتمان مساواتطلبی را آشکار میسازد؛ جایی که دفاع از مالکیت خصوصی و حق برخورداری از دسترنج فردی، خودخواهی قلمداد میشود، اما تلاش برای بهرهمندی از مالیاتهای سنگین و تصاحب ارزش افزودهای که توسط دیگر کنشگران اقتصادی خلق شده، تحت لوای عدالت اجتماعی توجیه میگردد.
🔺🔺🔺🔺
حالا شاید من دارم بیش از حد از این قیمتهای سهام نتیجهگیری میکنم. پس بگذارید کمی هشدار بدهم. بله، شاخص نیمهرسانای فیلادلفیا در یک روز ۸ درصد پایین آمد، که افتی فوقالعاده شدید است. اما همین شاخص در طول یک سال گذشته ۱۵۷ درصد رشد کرده بود.
پس باید کمی چشمانداز بلندتر داشت. این یک عقبگرد تکاندهنده است، اما واقعیت این است که در مقیاس یکساله، این سهامها عملکردی فوقالعاده داشتهاند. KOSPI، شاخص کره، ۱۰ درصد افت کرد ــ دقیقتر بگویم ۹٫۹۹ درصد ــ اما بعد از همین افت ۱۰ درصدی هم، باز در طول سال ۱۷۲ درصد بالا بود. بنابراین ما فعلاً درباره یک فاجعه صحبت نمیکنیم. حتی هنوز در حد یک ناامیدی از جنس بیتکوین برای سرمایهگذاران هم نیست. اما بههرحال، این یک شکست در روند است.
نکته دیگری هم باید گفت: آن جمله معروف پل ساموئلسون ــ استاد و همکار من ــ این بود که بازار سهام ۹ تا از ۵ رکود اخیر را پیشبینی کرده است. حالا تعداد این هشدارهای غلط از آن هم بیشتر شده است. در واقع فقط در طول یک سال و نیم گذشته، دو افت عمده بازار سهام داشتهایم که بعداً معلوم شد هشدار کاذب بودهاند.
یکی، افت بزرگ آوریل ۲۰۲۵ بود، بعد از روز آزادی و تعرفههای ترامپ؛ چون خیلیها صرفاً حس میکردند همهچیز آشفته است و اتفاقات بدی ممکن است رخ دهد. هرچند تعرفهها چیز بدی بودند، اما فاجعه اقتصادی ایجاد نکردند و سهام هم بعداً زیان آن مقطع را جبران کرد.
بعد هم دور دیگری از افت شدید بازار سهام رخ داد که با جنگ ایران مرتبط بود. البته جنگ ایران یک فاجعه کامل و یک افتضاح تمامعیار بوده و ما مدت خیلی طولانی هزینهاش را خواهیم پرداخت. اما پیامدهای آن برای اقتصاد کلان کوتاهمدت از چیزی که خیلیها ــ از جمله خود من ــ انتظار داشتند، محدودتر بود. و ظاهراً تنگه هرمز قرار است بهتدریج باز بماند، چون ایالات متحده اساساً گفته: «باشد، شما بردید.» شاید این را لفظاً نگوید، اما در عمل همین کاری است که انجام میدهد. پس آن ماجرا رو به پایان خواهد رفت.
بنابراین، اینکه بازارها واکنش نشان دهند انگار قرار است اتفاقی وحشتناک بیفتد و بعد اشتباه از آب دربیایند، اصلاً چیز غیرمعمولی نیست.
پس واقعاً نباید فرض کرد ــ هرچند وسوسهاش زیاد است ــ که چون پول عظیمی در بازارها درگیر است، هر افت بزرگ بازار الزاماً دارد علامت میدهد که در بنیادهای اقتصادی یک مشکل جدی وجود دارد؛ اینکه هرجا دود هست، حتماً آتش هم هست. اما گاهی نه؛ فقط دود هست و آتشی در کار نیست.
پس شاید این موضوع آنقدرها هم مهم نباشد. اما این اتفاق در لحظهای رخ میدهد که روایتها واقعاً تغییر کردهاند. میتوان دید که نوعی عقبنشینی در حال وقوع است.
فقط همین چند روز پیش مصاحبهای بسیار جالب با ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، منتشر شد. مایکروسافت در واقع مصرفکننده هوش مصنوعی است، نه تولیدکننده آن. البته ابزارهایی در محصولات مایکروسافت دارد که میتوان از آنها استفاده کرد، اما فکر میکنم در اصل بر پایه OpenAI کار میکنند.
نادلا نسبتاً تند و انتقادی صحبت کرد و گفت نمیتوانیم تمام این قدرت و تمام این پول را به شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی بدهیم و باید از مدلهای ارزانتر استفاده کنیم. او حتی اشاره کرد که مایکروسافت ممکن است به استفاده از DeepSeek، مدل چینی، روی بیاورد؛ مدلی که جامعیت کمتری دارد. بهطور کلی مدلهای چینی جامعیت کمتری دارند، اما بهشدت ارزانتر هستند و از جمله محاسبات بسیار کمتری انجام میدهند؛ و در واقع همین، هسته اصلی ارزانتر بودن آنهاست.
اگر چنین شود، تصویر ماجرا خیلی تغییر میکند.
این همه چه ارتباطی با هوش مصنوعی و آینده اقتصاد یا حتی آینده بشریت دارد؟ خب، بخشی از چیزی که میبینیم شاید نه آنقدر ناامیدی از تواناییهای AI، بلکه بیشتر درک این نکته باشد که این نوع هوش مصنوعیِ فوقالعاده محاسبهبر، لزوماً ضروری نیست.
شاید هنوز بتوان به هر مزیت بزرگ بهرهوریای که وعده داده میشود رسید، و حتی شاید همان اثرات بزرگ جانشینی نیروی کار را هم داشت، بدون اینکه به این حجم عظیم از توان محاسباتی نیاز باشد. اما در عین حال این دو موضوع کاملاً از هم جدا هم نیستند. بهگمانم باید بگوییم چیزی که داریم میبینیم، میتواند شبیه این باشد که یک شبهحباب در حال ترکیدن یا نیمهترکیدن چگونه به نظر میرسد.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 نابرابری اقتصادی و دوپاره شدن جامعه به فروستان و فرادستان
جامعه با بحران نابرابری روبروست، بحرانی که ریشه در کاهش و حتی منفی شدن رشد اقتصادی، تورم، رکود دستمزدها، کاهش حمایتهای اجتماعی و تمرکز فوقالعاده ثروت در دستان شماری اندک و در مقابل تودهی فرودستان پرشماری که هر روز بر شمارشان افزوده میشود. کاهش سرمایه گذاری سرانه و آب رفتگی سرمایه، تولید از طریق تخریب محیط زیست، رشد اقتصادی را به یک شوخی تلخ تاریخی بدل کرده است.
«ابرثروتمندان قدرتمند» بخش عمدهای از منافع را به چنگ میآورند، به جرآت میتوان گفت که این شدیدترین تمرکز ثروت در تاریخ کشور است. نتیجهاش پدید آمدن طبقه ثروت سالارانی است که قدرت و ثروت بی همانندشان آنان را قادر میکند که به قانون، نهادها و سیاستها سمت و سو بدهند، و از طریق کنترل رسانهها، تلاش نماینده در عقاید عمومی نفوذ کنند، و سیستمهای قضائی را به خدمت خود درآورند.
خانم جایاتی گوش توضیح میدهد که:
اجلاس جی ۲۰، چگونه میتوان مبارزه علیه «نابرابری اقتصادی» را رهبری کند؟
@MChian
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
"The future depends on what you do today."
— Mahatma Gandhi
شب خوش
🔵 چرا اقتصاددانان عاشق اوبر هستند؟
🔸اقتصاددانان عاشق اوبر هستند زیرا نزدیکترین چیز به تئوریهای اقتصادی درون کتابهای دانشگاهی است. اوبر یک بازار باز و عظیم ایجاد کرده است که بیش از همه چیز توسط قانون عرضه و تقاضا اداره میشود. اوبر انحصار تاکسیها را شکسته و کاری کرد مردم انعطاف قیمتی را بپذیرند.
🔸اما این احساس علاقه دو طرفه است. بین 20 تا 30 اقتصاددان دارای Phd در استخدام اوبر هستند که اطلاعات حدود 15 میلیون سفر روزانه از 65 کشور جهان را جمعآوری کرده و جهت تحقیق و تولید مقاله آنالیز میکنند. در این فرآیند اوبر با اقتصاددانان مشهوری همچون آلن کروگر، مشاور اقتصادی دولت اوباما، همکاری داشته است. این روش باعث افزایش پرستیژ تحقیقات آنها و حتی پذیرش در ژورنالهای معتبر هم گردیده است.
🔻یادداشت کامل را در اینستنت ویو مطالعه کنید
🔸منبع: کانال کنجکاوی
http://vrgl.ir/DOTQj
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
وب سایت:
👇👇
https://ecoviews.ir
🔵 #دوره_آموزشی_سواد_مالی_اقتصادی
🔸قدم دوم/ قسمت هفتم
● هدفگذاری مالی/ ثبت مخارج و هزینهها
همانطور که در گام سوم ساخت ژورنال مالی اشاره شد، ثبت هزینهها فواید متعددی دارد که هم برای افراد و هم برای کسبوکارها بسیار مهم است. ذکر فواید آن برای کسبوکارها به این دلیل است که داشتن نظم مالی در زندگی شخصی، پیشزمینهای ضروری برای موفقیت در کسبوکار آتی شماست. به علاوه، اشتراکات فراوان بین مدیریت مالی شخصی و تجاری، این کار را به تمرینی ارزشمند برای آمادگی جهت راهاندازی یا مدیریت کسبوکار فعلی شما تبدیل میکند.
در ادامه به برخی از مهمترین فواید ثبت هزینهها و مخارج اشاره میشود:
✔️ برای افراد:
• مدیریت بهتر بودجه: ثبت هزینهها به شما کمک میکند تا درک دقیقی از نحوه خرج کردن پول خود داشته باشید. با دانستن اینکه پول شما کجا صرف میشود، میتوانید بودجهای واقعبینانه تنظیم کرده و به آن پایبند باشید. این امر به شما کمک میکند تا از ولخرجی جلوگیری کرده و پول خود را به طور موثرتر مدیریت کنید.
• شناسایی و کاهش هزینههای غیرضروری: با بررسی دقیق هزینههای ثبتشده، میتوانید به راحتی هزینههای غیرضروری و اضافی را شناسایی کنید. برای مثال، ممکن است متوجه شوید که هزینههای قهوه بیرونبر شما بیشتر از حد انتظار است یا اشتراکهایی دارید که به آنها نیاز ندارید. با شناسایی این هزینهها، میتوانید آنها را کاهش دهید و پول بیشتری پسانداز کنید.
• پسانداز و رسیدن به اهداف مالی: وقتی بدانید پولتان کجا میرود و هزینههای غیرضروری را کاهش دهید، پول بیشتری برای پسانداز خواهید داشت. این پسانداز میتواند به شما کمک کند تا به اهداف مالی خود مانند خرید خانه، بازنشستگی، سفر یا پرداخت بدهیها برسید.
• تصمیمگیریهای مالی آگاهانهتر: ثبت هزینهها به شما دید واضحی از وضعیت مالی خود میدهد. این اطلاعات به شما کمک میکند تا تصمیمگیریهای مالی آگاهانهتری بگیرید، مانند اینکه آیا میتوانید وام بگیرید، سرمایهگذاری کنید یا خرید بزرگی انجام دهید.
• آمادگی برای شرایط اضطراری: با داشتن یک دید دقیق از هزینههای خود و پسانداز، آمادگی بیشتری برای مواجهه با شرایط اضطراری مانند از دست دادن شغل یا هزینههای پزشکی ناگهانی خواهید داشت.
• درک بهتر عادات خرج کردن: ثبت هزینهها به شما کمک میکند تا الگوهای خرج کردن خود را بشناسید و درک کنید. این خودآگاهی میتواند بسیار ارزشمند باشد و به شما کمک کند تا عادات مالی سالمتری ایجاد کنید.
✔️ برای کسبوکارها:
• محاسبه دقیق سود و زیان: ثبت هزینهها برای محاسبه دقیق سود و زیان واقعی کسبوکار ضروری است. بدون ثبت دقیق هزینهها، نمیتوانید بفهمید که آیا کسبوکارتان سودآور است یا خیر.
• مدیریت و کنترل هزینهها: با ثبت و دستهبندی هزینهها، میتوانید به راحتی هزینههای مختلف کسبوکار خود را مدیریت و کنترل کنید. این امر به شما کمک میکند تا هزینههای غیرضروری را شناسایی و کاهش دهید و سودآوری را افزایش دهید.
• بودجهبندی و پیشبینی مالی: دادههای هزینههای ثبتشده به شما کمک میکند تا بودجههای دقیقتری برای آینده تدوین کنید و پیشبینیهای مالی واقعبینانهتری داشته باشید.
• تصمیمگیریهای استراتژیک و آگاهانه: اطلاعات هزینهها به شما کمک میکند تا تصمیمگیریهای استراتژیک و آگاهانهتری در مورد کسبوکارتان اتخاذ کنید، مانند قیمتگذاری محصولات و خدمات، سرمایهگذاری در بازاریابی و توسعه، و گسترش کسبوکار.
• آمادهسازی گزارشهای مالی: ثبت هزینهها برای تهیه گزارشهای مالی دقیق و منظم، مانند صورت سود و زیان، ترازنامه و جریان وجوه نقد، ضروری است. این گزارشها برای مدیریت داخلی، سرمایهگذاران، بانکها و مراجع مالیاتی مورد نیاز است.
• انطباق با قوانین مالیاتی: ثبت دقیق هزینهها برای انطباق با قوانین مالیاتی و ارائه اظهارنامههای مالیاتی صحیح الزامی است. بسیاری از هزینهها برای کسبوکارها قابل کسر از مالیات هستند، اما برای استفاده از این مزایا باید هزینهها به طور دقیق ثبت و مستند شوند.
• بهبود کارایی و بهرهوری: با تجزیه و تحلیل هزینهها، میتوانید نقاط ضعف و ناکارآمدیهای کسبوکار خود را شناسایی کنید و برای بهبود کارایی و بهرهوری اقدام کنید.
• جذب سرمایهگذار و اعتبار: کسبوکارهایی که سوابق مالی دقیق و منظمی دارند، احتمال بیشتری برای جذب سرمایهگذار و دریافت اعتبار از بانکها دارند.
به طور خلاصه، ثبت هزینهها و مخارج، ابزاری قدرتمند برای مدیریت مالی بهینه، چه برای افراد و چه برای کسبوکارها به شمار میرود. این اقدام به شما کمک میکند تا کنترل بیشتری بر امور مالی خود داشته باشید، تصمیمات مالی آگاهانهتری اتخاذ کنید و در نهایت به اهداف مالی خود دست یابید.
@FinancialLiteracy_farsi
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 دونالد ترامپ، قهرمان انرژیهای تجدیدپذیر
شکست تحقیرآمیز او در ایران، این موضوع را قطعی کرده است
✍ پل کروگمن
روز چهارشنبه، وزارت کشور آمریکا اعلام کرد که به شرکت توسعهدهنده انرژی Invenergy مبلغ ۷۶۵ میلیون دلار پرداخت خواهد کرد تا سه مزرعه بادی فراساحلی را توسعه ندهد. این سومین پرداخت از این نوع توسط دولت ترامپ برای متوقف کردن پروژههای بادی فراساحلی است که سالها برای آنها برنامهریزی شده بود.
ترامپ تاکنون ۲.۵ میلیارد دلار از پول مالیاتدهندگان را صرف نابود کردن پروژههای انرژی تجدیدپذیر کرده است. دولت او همچنین تلاش کرده است پروژههای بادی در حال ساخت را متوقف کند، اما دادگاهها مانع شدهاند. در همین حال، پنتاگون نیز از صدور مجوزهای معمول برای پروژههای بادی خشکی خودداری کرده است.
بله، ۲.۵ میلیارد دلار برای نابود کردن پروژههای پاک و مقرونبهصرفهای که قبلاً تأیید شده بودند؛ آن هم در شرایطی که آمریکاییها به دلیل افزایش قیمت برق ناشی از مراکز داده و همچنین افزایش قیمت بنزین تحت فشار هستند.
اما طنز ماجرا اینجاست: جنگ فاجعهبار ترامپ با ایران، در سراسر جهان ــ به جز آمریکا ــ یک جهش بزرگ برای انرژیهای تجدیدپذیر ایجاد کرده است. ترامپ تاکنون بیش از هر فرد دیگری در تاریخ، اقتصاد جهانی را از سوختهای فسیلی به سمت انرژیهای تجدیدپذیر سوق داده است.
چرا ترامپ و اطرافیانش تا این اندازه از انرژی سبز متنفرند؟
دلایل مختلفی وجود دارد: نفوذ منافع صنایع سوخت فسیلی، شکایت شخصی ترامپ از اینکه توربینهای بادی منظره زمین گلف او در اسکاتلند را خراب کردهاند، و همچنین این تصور رایج در میان برخی محافظهکاران که انرژی پاک، نوعی تهدید برای مردانگی محسوب میشود.
منافع مردم آمریکا هیچ نقشی در این دشمنی ندارد. به همین دلیل، کسانی که مخالفت با انرژیهای تجدیدپذیر را توجیه میکنند، اغلب استدلالهایی مطرح میکنند که حتی خودشان هم میدانند بیاساس است.
برای مثال، در گفتوگویی میان داگ برگام، وزیر کشور آمریکا، و جرد هافمن، نماینده کنگره:
برگام: همه پروژههایی که در نوادا درباره آن صحبت میکنید یک ویژگی مشترک دارند؛ وقتی خورشید غروب میکند، تولید برق آنها صفر میشود.
هافمن: آقای رئیس، اجازه میخواهم این فناوری شگفتانگیز را وارد سوابق کنم که ظاهراً وزیر از آن بیخبر است: «باتری».
دقیقاً همینطور است.
برای درک بهتر پیشرفت فناوری باتری، به وضعیت تأمین برق ایالت کالیفرنیا در روز چهارشنبه نگاه کنید. انرژی خورشیدی در طول روز علاوه بر تأمین مصرف جاری، باتریها را نیز شارژ میکند تا در شب مورد استفاده قرار گیرند.
کالیفرنیا ــ که اگر یک کشور مستقل بود چهارمین اقتصاد بزرگ جهان محسوب میشد ــ اکنون بیش از نیمی از برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین میکند. این ایالت به سرعت در حال تبدیل شدن به منطقهای است که روزها با خورشید و شبها با باتریها تغذیه میشود.
بنابراین، ادعای برگام مبنی بر اینکه انرژی خورشیدی فناوری اثباتنشده یا غیرقابلاعتماد است، کاملاً با واقعیت در تضاد است. البته کالیفرنیا تنها نمونه نیست. ایالت داکوتای شمالی بیش از یکسوم برق خود را از انرژی باد تأمین میکند و در داکوتای جنوبی این رقم به ۵۷ درصد میرسد.
بسیاری از کشورهای اروپایی نیز سهم بزرگی از برق خود را از منابع تجدیدپذیر دریافت میکنند. اسپانیا، برای مثال، اکنون تا حد زیادی به ترکیب انرژی خورشیدی و باتری متکی است؛ مدلی مشابه آنچه در کالیفرنیا مشاهده میشود.
وقتی ترامپ وارد جنگ با ایران شد، کشورهایی که پیشتر به سمت انرژیهای تجدیدپذیر حرکت کرده بودند، از تصمیم خود بسیار خرسند شدند. اگر رقابتی برای آینده تولید برق وجود داشته باشد، این رقابت میان انرژیهای تجدیدپذیر و گاز طبیعی است. برخلاف تصور ترامپ، زغالسنگ فناوری پرهزینه و منسوخی است که تقریباً هیچکس تمایلی به سرمایهگذاری در آن ندارد.
با این حال، نیروگاههای جدید گازسوز هنوز ساخته میشوند و مقامهای دولت ترامپ جهانی را تصور میکنند که عمدتاً با گاز طبیعی مایعشده (LNG) آمریکا تغذیه میشود. اما کشورهایی که به گاز طبیعی وابستگی زیادی داشتند، از جنگ ترامپ با ایران آسیب دیدند. عرضه LNG از خلیج فارس مختل شد و صادرات آمریکا نیز نتوانست این کمبود را به طور کامل جبران کند.
در مقابل، کشورهایی که سرمایهگذاری گستردهای در انرژیهای تجدیدپذیر انجام داده بودند ــ مانند اسپانیا ــ تقریباً آسیب ندیدند. بر اساس گزارشی از اندیشکده Ember، قیمت برق در اسپانیا برخلاف برخی کشورهای دیگر اروپایی، از افزایش شدید قیمت گاز طبیعی تأثیر چندانی نگرفت.
🔻🔻🔻🔻
🔵 #اقتصاد_آکادمیک_به_زبان_ساده
#مکاتب_اقتصادی
🔱 مکتب شیکاگو – دهه ۱۹۶۰–۱۹۸۰
مکتب شیکاگو، یکی از تأثیرگذارترین جریانهای فکری اقتصاد در قرن بیستم، در دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ به اوج شکوفایی خود رسید. این مکتب که محور اصلی آن دانشگاه شیکاگو و گروهی از اقتصاددانان برجسته بود، بر آزادی بازار، محدودسازی نقش دولت در اقتصاد و تحلیل علمی و ریاضی رفتارهای اقتصادی تأکید داشت.
در نگاه مکتب شیکاگو، بازار آزاد کارآمدترین سازوکار برای تخصیص منابع است و دخالت دولت معمولاً موجب ایجاد ناکارآمدی، تورم و کاهش انگیزههای تولیدی میشود. از این رو، پیروان این مکتب از سیاستهایی مانند کاهش مالیات، خصوصیسازی بنگاههای دولتی، حذف یارانهها و کنترل محدود بر نرخ بهره حمایت میکردند. آنان معتقد بودند که قیمتها در بازار، حامل اطلاعات ضروری برای تصمیمگیری اقتصادیاند و هرگونه مداخله دولتی در این فرآیند به تحریف اطلاعات و در نتیجه، کاهش کارایی اقتصادی میانجامد.
میلتون فریدمن، برجستهترین چهره این مکتب، نظریه "پولگرایی" (Monetarism) را مطرح کرد که بر نقش عرضه پول در تعیین سطح تولید و تورم تأکید داشت. او بر این باور بود که سیاستهای پولی باثبات و پیشبینیپذیر میتواند از نوسانات اقتصادی بکاهد. گری بکر با گسترش روشهای تحلیل اقتصادی به حوزههایی چون خانواده، آموزش، جرم و تبعیض، مرزهای علم اقتصاد را گسترش داد. جورج استیگلر نیز با تمرکز بر اقتصاد اطلاعات و نظریه تنظیمگری، نشان داد که مقررات دولتی اغلب به نفع گروههای خاص تمام میشود نه به نفع عموم مردم.
در مجموع، مکتب شیکاگو نقشی کلیدی در شکلگیری سیاستهای نئولیبرال دهههای پایانی قرن بیستم ایفا کرد و اندیشههای آن بر سیاستهای اقتصادی کشورهایی چون آمریکا، بریتانیا و شیلی تأثیر عمیق گذاشت. این مکتب همچنان یکی از ارکان اصلی تفکر اقتصادی مدرن محسوب میشود.
#انجمن_علمی_اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 از تجربه مردم کشورهای مختلف در مصرف آب چه میدانید؟
در هر گوشه دنیا، مردم با یک چالش مشترک روبهرو هستند:
چطور عاقلانه و بهینه آب مصرف کنیم؟
در این مجموعه موشنگرافی، با هم سفر میکنیم به کشورهای مختلف؛
از عادتهای ساده روزمره تا فناوریهای هوشمند،
تا ببینیم هر ملت چطور سهم خودش را در حفظ آب ادا میکند.
*شاید یک ایده کوچک از آنها،
تغییری بزرگ در خانههای ما بسازد*
🔸 این قسمت : 🇦🇨 استرلیا
🔸منبع : آبفا خبر
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.viewsl
“Beauty is truth
truth is beauty
that is all
Ye know on earth, and all ye need to know.”
شب خوش
🔵 اقتصاد توسعه: از تحلیلهای کلاسیکی تا انتقادی
✍سوزان اِن. اِنگل
👤ترجمه؛ عباد تیموری
🔹در این مقاله نویسنده با زبانی ساده و با توجه به سیر زمانی ظهور و افول دیدگاه ها و نظریات مرتبط با بحث توسعه اقتصادی، سعی در تبین چارچوب مفهومی «توسعه» دارد.
نویسنده می کوشد همزمان با بررسی مفروضات هسته ای و نظریه های کلیدی مکاتب اقتصادی مهم که به حوزه توسعه نیز ورود کرده اند، نوآوری های علمی کلیدی و راهکارها و دستورالعمل های توسعه ای آنها و همچنین پیامدهای اجرای این راهکارها را توضیح دهد.
به طور کلی هدف این نوشتار مشخص کردن چارچوب موضوعات اصلی اقتصاد توسعه است.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
فایل ارایه *آقای دکتر حسین آبادی*
*معاون توسعه دریامحور*
امور آمایش و توسعه منطقه ای
از *سازمان برنامه و بودجه*
در
نشست *ایران مانا* با *تمدن دریایی* و *اقتصاد دریاپایه*
که روز ۱۴۰۵/۰۳/۲۰
توسط
*مرکز پژوهشهای توسعه و آینده نگری*
برگزار شد.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
نظریه طبقه مبتذل
فروپاشی هنجارها، مسابقات قفس و جمهوریای در معرض خطر
پل کروگمن
یکشنبه، دونالد ترامپ هشتادمین سالگرد تولد خود را با برگزاری یک مسابقه مبارزه در قفس روی چمنهای کاخ سفید جشن گرفت. این مسابقه و رویدادهای پیرامون آن ــ بهویژه نشست خبری مبارزان UFC که روی پلههای یادبود لینکلن برگزار شد ــ نوعی هتک حرمت به پایتخت آمریکا بود؛ پایتختی که بناها و یادمانهایش همواره کوشیدهاند فضایل جمهوریخواهانه را نمایندگی کنند. این رویداد در مجموع توهینی به ارزشهایی بود که این کشور بر پایه آنها بنا شده است و در عین حال به شکلی غیرقابل وصف مبتذل بود.
ممکن است این انتقاد آخر برای برخی خوانندگان نخبهگرایانه و کماهمیت به نظر برسد. با این حال، ابتذالی که ویژگی بارز ترامپ و حلقه الیگارشهای اطراف اوست، نشانه پدیدهای بسیار مهمتر است: فروپاشی هنجارهای اجتماعی. همانطور که دیروز استدلال کردم، این هنجارها در گذشته نقش مهمی در کاهش سوءاستفاده از قدرت و امتیازات در دوران موسوم به «عصر زرین» ایفا میکردند؛ آخرین دورهای که آمریکا با نابرابری شدید درآمد و ثروت روبهرو بود (هرچند نه به شدتی که امروز شاهد آن هستیم).
هنجارها اهمیت دارند. تورستاین وبلن در کتاب کلاسیک خود «نظریه طبقه مرفه» که در سال ۱۸۹۹ و در اوج عصر زرین منتشر شد، استدلال میکرد که بخش بزرگی از رفتار نخبگان آن دوران نه از میل به لذت بردن از زندگی، بلکه از تمایل به تحت تأثیر قرار دادن دیگران سرچشمه میگرفت. آنها تا حدی این هدف را از طریق «مصرف نمایشی» دنبال میکردند؛ از این رو عمارتهای مجللی میساختند که توسط انبوهی از خدمتکاران اداره میشد.
اما اعضای طبقه ممتاز عصر زرین فقط در پی نمایش ثروت خود نبودند؛ آنها همچنین میکوشیدند محترم و آبرومند به نظر برسند. بیشک روابط پنهانی و خیانتهای فراوانی وجود داشته که هرگز از آنها آگاه نخواهیم شد. اما نکته مهم این است که ابرثروتمندان آن دوران تصویری از خود به جامعه آمریکا ارائه میدادند که آنان را اعضایی مسئولیتپذیر از جامعه نشان میداد.
تضاد این تصویر با رفتار عمومی گروه ابرثروتمندان پیرامون ترامپ بسیار چشمگیر است.
علاوه بر نمایش رفتارهای به ظاهر شایسته، از ثروتمندان بزرگ عصر زرین انتظار میرفت که ــ یا دستکم وانمود کنند که ــ برخی فضایل اشرافی، از جمله حس مسئولیت اجتماعی و انجام امور خیرخواهانه را دارا هستند. وبلن نسبت به فعالیتهای خیریه دیدگاهی بدبینانه داشت، اما حتی او نیز آن را کاملاً بیارزش نمیدانست و مینوشت:
«همین واقعیت که افراد برای کسب اعتبار یا شهرت نیک از چنین روشهایی ــ مانند تأسیس دانشگاه، کتابخانه عمومی یا موزه ــ استفاده میکنند، نشان میدهد که در جوامع مدرن نوعی باور عمومی به مشروعیت و اثربخشی انگیزههایی فراتر از رقابت و حسادت وجود دارد.»
(نفوذ فکری ماندگار وبلن بیش از آنکه ناشی از نثر درخشان او باشد، از ایدههایش سرچشمه میگرفت.)
در مقابل، الیگارشهای امروز تا حد زیادی هنجارهای قدیمی مسئولیت اجتماعی و فردی را کنار گذاشتهاند. آنها پول اندکی به اهداف خیرخواهانه اختصاص میدهند و سلیقه مبتذلشان بازتاب نگرش تحقیرآمیزشان نسبت به عموم مردم است. در عصر فوقالعاده نابرابر کنونی، ابتذال افراطی و افول فعالیتهای خیریه در واقع دو جنبه از یک پدیده واحد هستند: ظهور نخبگانی که آنچنان از زندگی آمریکاییهای عادی فاصله گرفتهاند که دیگر حتی نیازی نمیبینند خود را محترم و شریف جلوه دهند.
از این منظر، ما بیش از آنکه شاهد تکرار عصر زرین آمریکا باشیم، در میانه بازآفرینی افول و سقوط جمهوری روم قرار داریم. نه، من از آن دسته افرادی نیستم که دائماً به روم باستان فکر میکنند؛ اما شباهتهای آشکاری وجود دارد.
اگرچه دلایل افول حکومت جمهوریخواه در روم و گذار آن به حکومت فردی پیچیده بود، مورخان عموماً توافق دارند که یکی از عوامل کلیدی، ظهور نابرابری شدید بود. شمار اندکی از افراد از غنایم فتوحات شرقی روم ثروتهای عظیمی به دست آوردند و در نهایت قدرت و ثروت آنان از ظرفیت قواعد حکومت قانونمدار جمهوری فراتر رفت. آیا این وضعیت آشنا به نظر نمیرسد؟
آخرین سالهای جمهوری روم برای مدت طولانی ادامه یافت. سیاستمداران رقبای خود را دشمن دولت اعلام میکردند، از گروههای خشونتطلب برای مختل کردن حاکمیت قانون بهره میبردند، دیکتاتوریهای موقت برقرار میشد و رخدادهای مشابه دیگری روی میداد. انتصاب آگوستوس به مقام امپراتوری در سال ۲۷ پیش از میلاد تنها پرده پایانی این فرایند بود.
🔻🔻🔻🔻
🔵 #مستند: #زمین_چگونه_ساخته_شد
✅ قسمت نهم: دره مرگ
🔸 دوبله فارسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
/channel/wateriran_env/64909
🔵 توهم دانایی
💡استیون اسلومان - متخصص علوم شناختی و استاد روانشناسی دانشگاه براون رودآیلند
فیلیپ فرنباخ - متخصص علوم شناختی و استاد بازاریابی دانشگاه بولدر کلرادو
🔸همه ما معتقدیم که سیاره زمین به دور خورشید میگردد و آن را به عنوان یک حقیقت پایهای در مورد جهان پذیرفتهایم. اما بر چه اساسی؟ آیا شما میتوانید مشاهدات نجومی که این اصل را نشان میدهند توضیح دهید؟ بیایید سراغ موضوع دیگری برویم. همه ما میدانیم که سیگار کشیدن برای سلامتی مضر است. اما واقعا چه چیزی درون سیگار است که بد است و دقیقا چه بر بدن و سلول های ما میآورد؟ اصلا سرطان چیست؟ و چطور بوجود میآید؟
🔸در عمل ما انسانها اطلاعات کافی برای توجیه اعتقادات خود را نداریم و بیشتر آن اعتقادات برمبنای دانشی که در ذهن داریم نیست. واقعیت این است که اصلا چیز چندانی در کله ما نیست. در واقع ذهن انسان ابزار قوی برای ذخیره جزئیات زیاد نیست. در دهه 1980 روانشناسی بهنام توماس لانداور تلاش کرد اندازه اطلاعات ذخیره شده (با توجه به نرخ کسب اطلاعات و همینطور فراموشی) انسان را در طول عمرش (میانگین 70 سال) تخمین بزند که به عدد بسیار کوچک یک گیگابایت رسید.
🔻مقاله کامل را در اینستنت ویو مطالعه کنید
http://vrgl.ir/SbEDT
🔸منبع: کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
وب سایت:
👇👇
https://ecoviews.ir
🔵اگر منابع طبیعی ایران را بین مردم تقسیم کنیم، سهم هر ایرانی چقدر میشود؟
بر اساس آمارهای موجود، ارزش سرانه داراییهای طبیعی ایران حدود ۲۹۲ هزار دلار برآورد شده است؛ یعنی اگر ارزش منابعی مانند نفت، گاز، زغالسنگ، فلزات و بخشی از داراییهای طبیعی کشور را بهصورت نظری بین جمعیت تقسیم کنیم، سهم هر ایرانی نزدیک به این رقم خواهد بود.
🔸اما نکته مهم اینجاست:
این عدد به معنی پول نقد قابل برداشت برای مردم نیست. منابع زیرزمینی تا زمانی که استخراج، فرآوری، صادر یا به محصول با ارزش افزوده تبدیل نشوند، فقط یک دارایی بالقوه هستند؛ نه درآمد واقعی.
ایران از نظر ثروت طبیعی در جایگاه بالایی قرار دارد و طبق این گزارش، با سرانه ۲۹۲ هزار دلار در رتبه هفتم جهان ایستاده است. این جایگاه نشان میدهد کشور از نظر منابع خام، ظرفیت بزرگی دارد. اما پرسش اصلی اقتصاد این نیست که «چقدر منبع داریم؟» بلکه این است که چقدر از این منابع را به رفاه، سرمایهگذاری، رشد اقتصادی و درآمد پایدار تبدیل کردهایم؟
برای مقایسه، عربستان با سرانه حدود ۹۸۴ هزار دلار در صدر قرار دارد. کانادا با ۸۲۲ هزار دلار و استرالیا با ۷۲۷ هزار دلار نیز در رتبههای بعدی هستند. تفاوت مهم این کشورها با بسیاری از اقتصادهای منابعمحور، فقط حجم منابع نیست؛ بلکه نحوه مدیریت، سرمایهگذاری و تبدیل منابع طبیعی به ثروت مولد است.
از طرف دیگر، کشورهایی مثل آمریکا و چین با وجود سرانه پایینتر منابع طبیعی، اقتصادهایی بسیار بزرگتر و متنوعتر ساختهاند. این موضوع نشان میدهد که در اقتصاد مدرن، داشتن منابع طبیعی بهتنهایی کافی نیست. آنچه تعیینکننده است، کیفیت حکمرانی اقتصادی، فناوری، بهرهوری، سرمایه انسانی و توان تبدیل منابع خام به ارزش افزوده است.
به زبان ساده، ایران از نظر ثروت طبیعی کشور فقیری نیست؛ اما چالش اصلی این است که این ثروت چگونه مدیریت میشود. اگر منابع طبیعی صرفاً فروخته شوند و درآمد آن صرف هزینههای جاری شود، اثر ماندگار چندانی بر رفاه مردم ندارد. اما اگر همین منابع به سرمایهگذاری در زیرساخت، آموزش، صنعت، فناوری و صندوقهای ثروت ملی تبدیل شوند، میتوانند برای نسلهای آینده هم ارزش خلق کنند.
🔸جمعبندی:
عدد ۲۹۲ هزار دلار برای هر ایرانی نشان میدهد ایران ظرفیت عظیمی از ثروت طبیعی دارد؛ اما رفاه مردم نه با «داشتن منابع»، بلکه با مدیریت درست منابع ساخته میشود. تفاوت کشورها دقیقاً از همینجا شروع میشود: بعضی منابع را خرج میکنند، بعضی آن را به ثروت پایدار تبدیل میکنند.
🔸منبع : اقتصاد به زبان ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 بازارها، اگر اصلاً چیزی بگویند، چه پیامی به ما میدهند؟
✍ پل کروگمن
سلام، پل کروگمن هستم.
این را بعدازظهر سهشنبه ضبط میکنم. واقعاً وقت نخواهم داشت که برای فردا ــ زمانی که شما این را میبینید ــ یک پست معمولی بنویسم. و البته میتوانستم امروز را تعطیل کنم، اما به نظرم رسید که شاید مردم بخواهند واکنشی به این کشتاری که دستکم در بخشی از بخش فناوری و بازارهای سهام جهان در جریان بوده ببینند؛ اتفاقی که واقعاً قابلتوجه بوده است.
خیلی وسوسهانگیز است که بگوییم این ماجرا معنای عمیق و مهمی دارد. اما بهطور کلی باید خیلی محتاط بود که به رویدادهای بازار سهام بیش از حد وزن نداد. کمی بعد به این نکته برمیگردم. با این حال، این اتفاق آنقدر چشمگیر هست که واقعاً ارزش اظهار نظر داشته باشد.
پس چه رخ داده است؟ سقوطی در سهام فناوری اتفاق افتاده که بهشدت در بخش نیمهرساناها متمرکز بوده است. شاخص نیمهرسانای فیلادلفیا روز سهشنبه تقریباً ۸ درصد افت کرد. شاخص کرهای KOSPI که تا حد زیادی یک شاخص نیمهرساناست، روز قبل یا همان روز ــ بسته به منطقه زمانی ــ حدود ۱۰ درصد پایین آمد. و نزدک هم ۲٫۲ درصد افت کرد. در مجموع، کاهش زیادی در سهام فناوری دیدهایم؛ بهویژه در هر چیزی که به چیپها مربوط میشود. سؤال این است که چه خبر شده؟
بخشی از پاسخ این است که تلاش برای فهمیدن اینکه چرا بازار کاری را انجام میدهد که انجام میدهد، در حالت کلی، نوعی بازی احمقانه است. اما در این مورد بهنظر میرسد بخشی از آنچه در حال رخ دادن است ــ و احتمالاً بخش بزرگی از آن ــ این باشد که لحن و روایت پیرامون استفاده از هوش مصنوعی، و در نتیجه تقاضا برای توان محاسباتی (compute)، همین اواخر بهطور محسوسی تغییر کرده است.
ناگهان با موجی از مطالعات روبهرو شدهایم که ظاهراً نشان میدهند بله، مدلهای هوش مصنوعی به افراد امکان میدهند حجم بسیار بیشتری «چیز» تولید کنند، اما بازده واقعی آن چیزها بسیار، بسیار کمتر از حجم تولیدی آنهاست؛ واضحترین مثالش خطوط کد است، اما فقط به آن محدود نمیشود. هوش مصنوعی به شما اجازه میدهد خیلی بیشتر تولید کنید، اما اینکه این تولید اضافی تا چه حد در خدمت اهداف نهایی یک کسبوکار باشد ــ چه برسد به رشد اقتصادی و کیفیت زندگی ــ بسیار محل تردید است.
علاوه بر این، یک چرخش نسبتاً ناگهانی و ناهنجار در راهبرد کسبوکارها رخ داده است. تا همین یکی دو روز پیش، خیلی از شرکتها کموبیش کارکنانشان را به استفاده از هوش مصنوعی وادار میکردند؛ یعنی میگفتند ما شما را بر اساس میزان استفادهتان از AI ارزیابی میکنیم، چه خودتان بخواهید چه نخواهید، چه آن را مفید بدانید یا نه. حتی برایتان امتیاز تعیین میکنیم، و عملاً شما را وادار میکنیم به چیزی شبیه حداکثرسازی توکنمصرفی.
اما بعد، وقتی توان محاسباتی کمیاب شد و قیمت چیپها سر به فلک کشید، شرکتهای هوش مصنوعی شروع کردند به پول گرفتن، و هزینه نهایی استفاده از حجم بالای توکنها ناگهان بسیار زیاد شد. و یکباره شرکتها گفتند: صبر کنید، متوقف شوید. میخواهیم در استفاده از توکنها صرفهجویی کنید و در نتیجه در نهایت تقاضا برای توان محاسباتی را پایین بیاورید. این یک چرخش ۱۸۰ درجهای ناگهانی بود.
این بخشی از یک پدیده گستردهتر است که خیلی زود دربارهاش خواهم نوشت: اینکه در رونق هوش مصنوعی نوعی فقدان ارگانیکبودن وجود دارد.
افرادی هستند که از هوش مصنوعی استفاده میکنند چون فوقالعاده به نظر میرسد. از آن استفاده میکنند چون سرگرمکننده است. همکارانی دارم که با Claude ور میروند و برایش کاربردهایی پیدا میکنند. اما در عین حال بخش بزرگی از آمریکای شرکتی هم وجود دارد که فکر میکند این همان مسیری است که باید رفت؛ نوعی ترس از عقبماندن (FOMO)، نه از سوی سرمایهگذار خرد، بلکه از سوی بوروکراسی شرکتی. بعد هم فشار بازارهای مالی که میگویند: شرکت شما باید در لبه فناوری هوش مصنوعی باشد، وگرنه... . همه اینها بسیار شکننده است. این یک جور حباب است، اما نه در شکل معمول حباب قیمت داراییها. بیشتر شبیه یک مد زودگذر است، چیزی نزدیک به توهم اجتماعی. و به نظر میرسد این روند قطعاً از خودش جلو زده بود.
🔻🔻🔻🔻
🔵 ۹ واقعیت شگفتانگیز درباره مغز که هنوز دانشمندان را شگفتزده میکند
مغز انسان با وجود آنکه تنها بخش کوچکی از وزن بدن را تشکیل میدهد، فرمانده اصلی بدن و یکی از پیچیدهترین ساختارهای شناختهشده در طبیعت به شمار میرود. از مصرف بالای انرژی گرفته تا توانایی یادگیری و سازگاری مداوم، این اندام شگفتانگیز همچنان دانشمندان را با پرسشها و رازهای فراوان روبهرو میکند.
عصرایران- مغز انسان با وزنی حدود ۱.۴ کیلوگرم، همچنان پیچیدهترین ساختار شناختهشده در بدن است. با وجود پیشرفتهای علوم اعصاب، بسیاری از رازهای آن هنوز کشف نشدهاند. در ادامه ۹ واقعیت جالب درباره این اندام خارقالعاده را مرور میکنیم:
۱. مغز تنها حدود ۲ درصد وزن بدن را تشکیل میدهد، اما نزدیک به ۲۰ درصد انرژی مصرفی بدن را به خود اختصاص میدهد.
۲. اندازه مغز به تنهایی معیار هوش نیست و ارتباط مستقیمی میان بزرگتر بودن مغز و باهوشتر بودن افراد وجود ندارد.
۳. چینخوردگیهای سطح مغز باعث میشوند حجم عظیمی از سلولهای عصبی در فضای محدود جمجمه جای بگیرند.
۴. مغز دارای سامانه حفاظتی ویژهای به نام «سد خونی ـ مغزی» است که از ورود بسیاری از عوامل آسیبرسان جلوگیری میکند.
۵. میلیاردها نورون از طریق شبکهای بسیار پیچیده با یکدیگر در ارتباط هستند و پایه شکلگیری حافظه، یادگیری و تصمیمگیری را میسازند.
۶. رشد مغز از هفتههای نخست زندگی جنینی آغاز میشود و ساختار نهایی آن طی ماههای بعدی شکل میگیرد.
۷. مغز حتی در بزرگسالی نیز توانایی تغییر و سازگاری دارد؛ قابلیتی که با عنوان «انعطافپذیری عصبی» شناخته میشود.
۸. پژوهشها نشان دادهاند یادگیری، ورزش منظم، خواب کافی و فعالیتهای ذهنی میتوانند به حفظ سلامت مغز کمک کنند.
۹. برخلاف برخی باورهای رایج، انسان تقریباً از تمام بخشهای مغز استفاده میکند و دو نیمکره مغز نیز به طور مداوم با یکدیگر در تعامل هستند.
دانشمندان معتقدند با وجود دههها تحقیق، مغز همچنان یکی از بزرگترین معماهای علم است و هر سال کشفیات تازهای درباره عملکرد آن منتشر میشود.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 رهبری و مدیریت در سازمانهای غیرانتفاعی
🔹 پال دن،با نگارش این کتاب سعی داشته است به مدیران در ساخت یک جعبهابزار مدیریتی جهت بهبود توانمندیهای رهبری کمک کند.او معتقد است:
رهبری موفق نیازمند توسعهٔ مجموعهای از تواناییهاست که بتوانید در جهت پیشبرد اهداف و برنامههای خود از آنها استفاده کنید.
🔹دو فصل ابتدایی کتاب "Managing and Leading Nonprofit Organizations: A Framework For Success"،ضمن بررسی سبکهای رهبری (تحولگرا،کاریزماتیک، آرام، موقعیتی،خدمتگزار) و ارکان مؤثر آن در سازمانهای غیرانتفاعی،به معرفی جعبهابزار رهبری،استراتژیهای مقابله با چالشهای روزمره،و راهکارهای توسعهٔ فردی و سازمانی نیز میپردازد.
🖱️عناوین فصول
⬅️فصل اول: رهبری به عنوان یک مهارت عملی
⬅️فصل دوم: انتخاب سبک رهبری
🔹برای مدیران،رهبران سازمانهای غیرانتفاعی،دانشجویان و پژوهشگران حوزه مدیریت،و تمامی علاقهمندانی که در جستجوی ارتقای مهارتهای رهبری،توسعهٔ فردی و افزایش تأثیرگذاری در محیطهای سازمانی و غیرانتفاعی هستند پیشنهاد میشود.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔵 #قرنطینه_با_اقتصاد (4)
💠خانه نشینی را با مطالعه مطالب کوتاه و مفید اقتصادی پر بار کنیم
✴️خلاصه کتاب اقتصاد در عصر کرونا
✳️حجم 5 صفحه / زمان مطالعه حداکثر 15 دقیقه
⏪با ارسال فایلها در گروه ها دیگران را تشویق به مطالعه کنید
🔸منبع : کانال شهد اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔺🔺🔺🔺
حتی اگر تنگه هرمز پس از تسلیم کامل ترامپ در برابر ایران دوباره باز شود و قیمت گاز کاهش یابد، جهان درس مهمی آموخته است:
اتکا به سوختهای فسیلی برای تولید برق، یک ریسک اقتصادی و امنیتی بزرگ است.
نکته مهم فقط بیثباتی سیاسی خاورمیانه نیست؛ جهان از دهه ۱۹۷۰ این موضوع را میدانست. آنچه جدید است، آشکار شدن ضعف و غیرقابلاعتماد بودن آمریکا است.
در عصر جدید جنگهای پهپادی، آمریکا دیگر نمیتواند دسترسی مطمئن به مسیرهای حیاتی انتقال سوختهای فسیلی را تضمین کند.
همچنین کشورها نمیتوانند مطمئن باشند که ترامپ یا رئیسجمهوری مشابه او در آینده از وابستگی دیگر کشورها به نفت و گاز آمریکا به عنوان یک سلاح سیاسی استفاده نخواهد کرد.
در مقابل، خورشید بدون توجه به تحولات سیاسی خواهد تابید و باد نیز خواهد وزید.
انرژیهای تجدیدپذیر پیش از این نیز از سوختهای فسیلی ارزانتر میشدند؛ اکنون روشن شده است که از نظر امنیتی نیز بسیار مطمئنتر هستند.
بنابراین، دونالد ترامپ در عمل به قهرمان جهانی انرژی سبز تبدیل شده است.
🔵 مغز شما هنگام برقراری ارتباط
👤یوری هاسون
Uri Hasson
This is your brain on communication
🔸دانشمند عصب شناس، یوری هاسون، درباره اصول ارتباطات بشر تحقیق میکند، و آزمایشهایی که در آزمایشگاه او انجام شده است نشان میدهد که حتی بین زبانهای مختلف هم، وقتی ایده یا داستان یکسانی را میشنویم مغز ما فعالیت مشابهی از خود نشان میدهد، یا در واقع به یک شکل «هم تراز» میشود. این ساز و کار عصبی شگفت انگیز به ما اجازه میدهد تا با انتقال الگوهای مغزی، دانش و خاطرات را با هم به اشتراک بگذاریم. هاسون میگوید، «ما به این دلیل قادر به برقراری ارتباط هستیم که از رمزی مشترک برای نشان دادن مفهوم استفاده میکنیم.»
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔷لیست های طبقه بندی شده⚡️
✅لایف استایل و تغذیه سالم🔥
✅گنجینه کتاب صوتی🔥
✅توسعه فردی🔥
✅روانشناسی وخودشناسی🔥
✅ادبیات و شعر🔥
✅فلسفه و حقوق🔥
✅زبان انگلیسی و ترکی وعربی🔥
✅ اقتصاد🔥
✅ماساژ و یوگا🔥
همه این موارد👇👇
/channel/addlist/4KB5mTtcoNYxYWM0
♦️پیشنهاد ویژه🧨🎁
👈بهترین روتین غذایی
@organicketo
🔵 تغییر ساختار فقر در جامعه ایران
در ادبیات کلاسیک اقتصادی فقر عمدتا با درآمد سنجیده میشود اما نقدهای وارد به این تعریف منجر به معرفی شاخصی به نام فقر چند بعدی در ادبیات رفاه شده است. بالغ بر 15 سال از معرفی این شاخص میگذرد. این شاخص نشان میدهد خانوارها در چه حوزههای اساسی زندگی با محرومیت مواجه هستند. ممکن است خانوادهای درآمدی داشته باشد، اما به زیرساخت کافی و باکیفیت دسترسی نداشته باشد، خدمات درمانی مناسب دریافت نکند، در آموزش با مشکل روبهرو باشد یا از حداقل امکانات زندگی برخوردار نباشد. شاخص فقر چندبعدی این واقعیت را در نظر میگیرد که رفاه فقط پول نیست، بلکه مجموعهای از نیازهای اساسی مانند تغذیه، سلامت، آموزش، مسکن، داراییها و دسترسی به خدمات را شامل میشود. بنابراین این شاخص تصویر واقعیتری از وضعیت زندگی مردم ارائه میدهد و نشان میدهد فشار اصلی فقر دقیقاً در کدام حوزهها بیشتر است.
بر اساس روند ملی سهم ابعاد مختلف در فقر چندبعدی طی سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۳، ترکیب محرومیتها در ایران تغییر کرده و وزن برخی ابعاد افزایش و برخی دیگر کاهش یافته است. نکته مهم برای درک این موضوع آن است که سهمها «نسبی» هستند؛ یعنی وقتی سهم یک بُعد کاهش مییابد، لزوماً به معنای نبود محرومیت در آن حوزه نیست، بلکه نشان میدهد در مقایسه با سایر مشکلات، وزن آن کمتر شده است. به بیان ساده، پایین بودن سهم یک بُعد به این معناست که ابعاد دیگر سهم بیشتری از فقر را به خود اختصاص دادهاند، نه اینکه مردم در آن حوزه با مشکل مواجه نیستند.
در ابتدای دوره (۱۳۹۱)، بیشترین سهم فقر مربوط به آموزش با حدود ۳۲ درصد بود و پس از آن دارایی و آسیبپذیری اقتصادی با حدود ۲۳ درصد قرار داشت. اما تا سال ۱۴۰۳ ترکیب فقر تغییر کرده است. سهم آموزش به حدود ۴۳ تا ۴۴ درصد رسیده و فاصله آن با سایر ابعاد بیشتر شده است. سلامت نیز از حدود ۱۴ درصد به حدود ۲۰ تا ۲۱ درصد افزایش یافته و به دومین عامل اصلی فقر تبدیل شده است. در همین زمان، سهم دارایی و آسیبپذیری اقتصادی از حدود ۲۳ درصد به حدود ۱۲ تا ۱۳ درصد کاهش یافته و سهم زیرساخت و استانداردهای زندگی نیز از حدود ۱۵ درصد به حدود ۴ تا ۵ درصد رسیده است. این کاهشها به معنای حل کامل مشکلات در این حوزهها نیست، بلکه نشان میدهد در مقایسه با مسائل انسانیتر مانند آموزش، سلامت و تغذیه، وزن آنها در ساختار فقر کمتر شده است.
در این میان، یکی از روندهای قابل توجه، افزایش تدریجی سهم محرومیت تغذیهای است. سهم فقر غذایی از حدود ۱۰ درصد در سال ۱۳۹۱ به حدود ۱۵ تا ۱۶ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ یعنی افزایشی حدود ۵ تا ۶ واحد درصد (تقریباً ۵۰ درصد رشد نسبت به ابتدای دوره). این افزایش تقریباً بهصورت پیوسته رخ داده و از میانه دهه ۱۳۹۰ به بعد سرعت بیشتری گرفته است. در حال حاضر، تغذیه سومین عامل مهم در ترکیب فقر چندبعدی محسوب میشود و فاصله آن با سلامت نسبت به گذشته کمتر شده است.
جمعبندی این روند نشان میدهد ساختار فقر در کشور از مشکلات زیرساختی و داراییمحور به سمت محرومیتهای انسانیتر تغییر کرده است. به عبارت دیگر، حتی اگر برخی شاخصهای زیرساختی یا دارایی بهبود نسبی داشته باشند، فشار بر معیشت خانوارها در حوزههایی مانند امنیت غذایی، سلامت و کیفیت سرمایه انسانی بیشتر شده است. افزایش مداوم سهم فقر غذایی در این میان یک علامت هشدار است، زیرا نشان میدهد تأمین حداقلهای تغذیهای برای بخشی از خانوارها دشوارتر شده و وزن این مشکل در کل فقر کشور رو به افزایش است.
با این توصیف حال سوال این است که چرا سیاستهای اقتصادی دولت معطوف به افزایش بیشتر فقر در حوزه غذایی است؟ بر کسی پوشیده نیست یارانه یک میلیون تومانی در همان روزهای اول بعد از اعلام با شوک تورمی حاصل از حذف ارز ترجیحی اثربخشی خود را از دست داد با این وجود این روزها کارشناسان نزدیک به دولت چرا تمام فشار را بر نان به عنوان آخرین سنگر مقابله با گرسنگی گذاشتهاند.
کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.viewsl
🔵تجربههای تاریخی کمکهای اقتصادی پس از جنگ: ، آثار توسعهای و درسهایی برای بازسازی کشورها
✍محمد ابراهیم رئیسی
کارشناس مسائل اقتصاد و توسعه
کمکهای اقتصادی پس از جنگ به عنوان یکی از ابزارهای اساسی برای بازسازی کشورهایی مطرح میشوند که زیرساختهای اقتصادی و نهادی آنها بر اثر جنگ آسیب دیده است. شواهد تاریخی بیانگر آن است که موفقیت این کمکها تنها به میزان منابع مالی محدود نمیشود، بلکه کیفیت نهادها، وضعیت امنیتی، نوع کمکها و شیوه اجرای سیاستهای بازسازی نیز نقش تعیینکنندهای دارند. این مقاله با بررسی نمونههایی مانند طرح مارشال، بازسازی آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، کره جنوبی پس از جنگ کره، بوسنی و هرزگوین پس از جنگ بالکان، افغانستان پس از سال 2001 و عراق پس از سال 2003، به تحلیل الگوهای موفق و ناموفق بازسازی اقتصادی میپردازد. نتایج نشان میدهد که بیشترین تأثیر کمکهای خارجی زمانی حاصل میشود که این کمکها از مرحله امدادرسانی فوری به سمت سرمایهگذاریهای مولد و تقویت نهادهای پایدار حرکت کنند.
🔸متن کامل را در پیوست بخوانید
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
Every day is a new chance to grow, learn, and move closer to your dreams
شب خوش
🔺🔺🔺🔺
در طول این دوران طولانی افول حکومت قانون اساسی، یکی از راههایی که ثروتمندان و قدرتمندان برای نمایش ثروت خود و جلب رضایت تودهها به کار میبردند، حمایت مالی از مسابقات گلادیاتوری بود.
ابتذال نخبگان ترامپی به خودی خود شاید چندان مهم نباشد. اما این ابتذال نشانه فروپاشی ارزشها و هنجارهایی است که اگر با آن مقابله نشود و روند آن معکوس نگردد، ممکن است پایان آزمایش سیاسی آمریکا را نوید دهد. در این زمینه باید به سخن سنکا، فیلسوف رواقی، درباره ظهور و سقوط جمهوری روم توجه کنیم:
«رشد و پیشرفت به کندی صورت میگیرد، اما مسیر نابودی بسیار سریع است.»
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 سوگیری شترمرغ و سوگیری میرکت
#سوگیری_شتر_مرغی
#اثر_شتر_مرغی
#Strich_Bias
#Strich_Effect
#ویدئوآموزش
#شماره۳۱
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
/channel/MaliRaftariB_F/1200
🔵 رتبهبندی غولهای ثروت؛ ایران در میان ۵ کشور برتر جهان
✔️ رتبهبندی ۱۰ کشور ثروتمند جهان (بر اساس ارزش دلاری منابع):
1⃣روسیه (۷۵ تریلیون دلار): بیرقیب در صدر. روسیه به تنهایی حدود ۲۰٪ از گاز جهان را در اختیار دارد.
2⃣ آمریکا (۴۵ تریلیون دلار): ثروتی فراتر از تکنولوژی؛ تکیه بر معادن زغالسنگ و چوب.
3⃣ عربستان سعودی (۳۴ تریلیون دلار): قدرت بلامنازع نفت.
4⃣ کانادا (۳۳ تریلیون دلار): گنجینه اورانیوم و ذخایر عظیم نفت شنی.
5⃣ ایران (۲۷ تریلیون دلار): پنجمین کشور غنی جهان؛ بالاتر از قدرتهایی مثل چین، برزیل و استرالیا.
6⃣ چین (۲۳ تریلیون دلار): حاکم مطلق فلزات نایاب و زغالسنگ.
7⃣ برزیل (۲۲ تریلیون دلار): امپراتوری آهن و طلا.
8⃣ا سترالیا (۲۰ تریلیون دلار): انبار مهمات معدنی جهان (طلا، اورانیوم و مس).
9⃣ عراق (۱۶ تریلیون دلار): تکیه ۹۰ درصدی بر ذخایر عظیم نفتی.
🔟 ونزوئلا (۱۴ تریلیون دلار): دارنده بزرگترین ذخایر نفت خام اثبات شده.
✅ تحلیل اختصاصی: چرا رتبه ۵ ایران حیاتی است؟
بالاتر از اژدهای زرد: نکته جالب اینجاست که ایران با جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر، ثروت زیرزمینی بیشتری نسبت به چین با ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت دارد. این یعنی سرانه ثروت ملی بالقوه در ایران بسیار بالاست.
تنوع استراتژیک: رتبه ایران تنها مدیون نفت نیست. ما ۱۶٪ از ذخایر گاز جهان را داریم و در حوزه معادن مس و روی، در کلاس جهانی بازی میکنیم.
شکاف رتبه و رفاه: در حالی که ایران رتبه ۵ منابع را دارد، از نظر رتبه GDP (تولید ناخالص داخلی) در جایگاه ۴۴ جهان قرار گرفته است. این "شکاف ۳۹ پلهای" نشاندهنده پتانسیل عظیمی است که به دلیل چالشهای بینالمللی و ساختار اقتصادی، هنوز به "ثروت جاری" تبدیل نشده است.
🔸منبع : اقتصاد به زبان ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 *هیدروژن سبز؛ سوخت آینده از دل فاضلاب*
♦️هیدروژن سبز یکی از مهمترین حاملهای انرژی پاک در جهان است که هنگام مصرف، تنها آب تولید میکند و هیچ گاز گلخانهای منتشر نمیسازد.
آنچه کمتر شناخته شده، امکان تولید هیدروژن سبز از فاضلاب است؛ فناوری نوینی که میتواند تصفیهخانههای فاضلاب را به نیروگاههای تولید انرژی پاک تبدیل کند.
♦️ *هیدروژن سبز چیست؟*
هیدروژن سبز از طریق فرآیند الکترولیز آب تولید میشود. در این فرآیند، با استفاده از برق حاصل از منابع تجدیدپذیر مانند خورشید و باد، مولکول آب به هیدروژن و اکسیژن تجزیه میشود.
تصفیهخانههای فاضلاب دو مزیت مهم برای تولید هیدروژن دارند:
♦️ تأمین آب مورد نیاز الکترولیز پساب تصفیهشده میتواند پس از خالصسازی به عنوان منبع آب برای تولید هیدروژن استفاده شود.
♦️ تولید برق از بیوگاز لجن فاضلاب در هاضمهای بیهوازی بیوگاز تولید میکند. این بیوگاز میتواند برق مورد نیاز فرآیند تولید هیدروژن را تأمین کند.
♦️ *روشهای نوین*
امروزه پژوهشگران در حال توسعه فناوریهایی هستند که در آنها باکتریهای ویژه مستقیماً مواد آلی موجود در فاضلاب را به هیدروژن تبدیل میکنند. این فناوری هنوز در مرحله تحقیقاتی و پایلوت قرار دارد اما آینده بسیار امیدوارکنندهای دارد.
♦️ *کاربردهای هیدروژن سبز*
تولید برق
سوخت خودروها، اتوبوسها و قطارهای هیدروژنی
تأمین انرژی صنایع
تولید آمونیاک و کودهای شیمیایی
ذخیرهسازی انرژیهای تجدیدپذیر
♦️ *کشورهای پیشرو*
کشورهای آلمان، هلند، ژاپن، استرالیا و کره جنوبی در حال اجرای پروژههای تولید هیدروژن از منابع آبی و تصفیه فاضلاب هستند.
🔸منبع : آبفا خبر
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views