99470
خاطرات و سوتی های جالب خودتونو (نامزدی، متاهلی، هر چیزه جالب) برامون بفرستین تا توی کانال بزنیم @mehrbanQ تعرفه تبلیغات👇👇 @zaannoon 🥰💄کانال #جالبب چالشششمون عضو بشین 👇👇 @zaanoone کانال مشاوره درهم رو عضو بشیین 👇👇 @zaannonne
❤🔴
خانم ها این کانال ترفند های جالبی داره👇👇👇
/channel/+bwCgzSR6yt9kYzdk
سلام
یه سوتی از مامانم مال 18 سال پیشه .
یه روز شوهرخالم که پدرشوهرمم میشه امد خونمون تویه اتاق دیگه بودند باپدرم نشسته بودند.
مابچه هام پاتلوزیون فیلم سینمایی نگاه میکردیم دیگه حواسمون جای نبود .
یه دفعه دیدم مادر یه پارچه دستش گرفته هی دار پاره میکنه که صدا بدیمیداد
عصبانی شدم گفتم مادر من چرا داری سروصدا میکنی اینقدر
چرا پارچه را تیکه پاره میکنی .
دیدم رنگش پریده داره به من میگه بروتواتاق ببین بابات باشوهرخالت رفتند
گفتم اره رفتند
گفت تونگاه کن رفتم دیدم گفتم اره رفتند براچی .
دیدم یه نفس راحت کشید گفتم چطورشده مگه گفت اخه چندبارگوزیدم باصدای بلند😂😂😂
بعددیدم کفش پشته دره گفتم این پارچه را پاره پاره کنم که اگه شنفتند بگند پارچه پاره میکرده .خلاصه خیلی ترسیده بود😘😘😘😘
😂😂😂😊😊
#سوتی_های_زنونه
/channel/+Tm34_2A5zKEwhz3V
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
یه مکانیک به رفیقش گفته اگه لباس کهنه داری بیار تو کار استفاده کنم،
اونم همچین حرکتی زده😂
@zaanone
با ۱۰ دقیقه تماشای #کنکل سفر استانبول ببر ✈️
📺 تماشای سریال هرجا غیر از فیلیمو، ❌❌
💸 فقط تا ۲۰ شهریور فرصت داری یکی از برندههای ۱۰ سفر استانبول و ۱۰ سفر باتومی باشی؛ اونم با یک همسفر پایه و ۵۰۰ دلار هزینهی سفر
سریال ❌❌ چهارشنبهها بهصورت اختصاصی در فیلیمو
🎥 r.filimo.com/TCankel3
@filimo
خدایاشکرت
برای صبحی که رسید
برای نوری که تابید
برای شروعی از نو🤍
روزبخیر
بازم دو تا خواهر پر حاشیه😐😂
سوتی_های_زنونه
@zaanone
🎬 هرچی بخوای، اینجاست!
بیش از ۲۰ هزار فیلم و سریال جذاب 🔥
🇮🇷 فیلم و سریال ایرانی
🌍 آثار خارجی و ممنوعه
🔞 بدون سانسور
⚡️ دانلود مستقیم و سریع
🚫 بدون نیاز به فیلترشکن
از اکشن و ترسناک تا عاشقانه، کمدی و انیمیشن؛ فقط اسم فیلم رو بفرست و دانلود کن! 🍿
👇 همین الان وارد دنیای فیلم شو:
/channel/redmoviesdl_bot?start=5416
یه سوتی هم بگم از دایی مامانم البته یکم +18
این بنده خدا وقتی 45 سالش بوده زنش تصادف میکنه میمیره و بچه دار هم نمیشده.
تابیست سال بعدش زن نمیگیره و خواهرش هم مجرد بوده و سن بالا دیگه با داداش زندگی میکرده و کارای خونه داداششو انجام میداده. این خواهره هم میمیره و این تنهای تنها میشه. خلاصه همه اینو دوره میکنن میگن بابا زن بگیر الان که دیگه خواهری نداری بالاخره یکی باید برات آب و غذا درست کنه.
اینم دیگه راضی میشه و یه خانم شوهر مرده که 40 سالش بوده واسه این عقد میکنن.
شب عروسیه دیگه 67 سالش بوده تا میره پیش عروس خانوم و عروس خانوم لخت میبینه کارش تموم میشه. عروسه هم اینجوری 😳😳😳😳
باز فرداشب تا دستش به عروس خانوم میخوره باز تموم
این عروس خانومم 🙄🙄🙄
دیگه فک میکنه این بیچاره زود انزالی داره بعد بهش میگه اینجوری باشه منم نمیتونم باهات زندگی کنم اینم نه گذاشته نه برداشته گفته نه بابا هنوز روی دور نیفتادم بزار چشمم اول سیر بشه بعد توروسیر میکنم.
خلاصه بعد دوسال که این بنده خدا مرد زنش تو مراسم ختمش وسط گریه کردن گفت خدا بیامرز خوب منو سیر میکرد.
مامانم اینا هم بعد ختم میگن یعنی چی که دایی خوب سیرت میکرد
اینم براشون ماجرارو تعریف میکنه.
وای مامانم میگه آخرشب خونه دایی فقط صدای خندهای مابود که از تو خیابون هم شنیده میشد😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
اینم شده واسه ما خاطره که هرکی از شوهرش گله میکنه به شوخی میگیم چیه شوهرت خوب سیرت نمیکنه🤣🤣🤣.
منم مامان صالی
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
https://t.me/joinchat/AAAAAE5t-P_E8xTr2fj5MQ
سلام به مهربانو جونم وتمام دوستای گلم 😚😚
اولین وبد ترین سوتیمو نوشتم امیدوارم بذاری توی کانال....
خانواده ی همسرم اینا هرسال شب یلدا کنار هم جمع میشن و۴ تاخواهرهستن وسه تا برادر که همگی ازدواج کردن وبچه دارن..
پارسال شب یلدا نزدیک به ۳۰ نفربودیم.مازنها توی اشپزخانه مشغول کار بودیم که خواهرشوهر سومیم با همسرش شب قبل یه کوچولو بحث کرده بودن وبرای خنده داشتن ادامش میدادن...مازنام داشتیم به خواهر شوهرم میگفتیم تقصیر توء برو ازدلش در بیار گفت چجوری در بیارم...منم لال بشم گفتم برو بوسش کن بهش بگو آقایی من امشب واست شب جمعه میسازم وایده های خانوم قری بهش میدادم ومیخندیدیم آخه خواهر شوهرم خیلی ازاینجور چیزا بدش میاد😃😃😃😃
...که شوهرش گفت خانوم به چی میخندید همه مردا حواسشون جمع شده بود که ما چرا میخندیم که خواهر شوهرم گفت فاطمه(یعنی من)حشری شده زده بالا دارمیگه بوست کنم وشب جمعه واست بسازم ....😓😓😓
خودش بعداز چندثانیه فهمید چی گفته ومن نفسم بندشده بود وچشم تو چشم داشتم نگاه شوهرش میکردیم که شوهرخواهرشوهرم گفت دستش درد نکنه چه مشاور خوبی..که همه خندیدن ومن هول شدم وسریع گفتم خودش میخاد بده میندازه گردن من😢😢😢اونشب از خجالت ازاتاق بیرون نیومدم...هرچی زنگ میزنن که امشب یلدا بیا اینجا گفتم به هیچ وجه😄😄😄
ببخشید طولانی شدffff
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
https://t.me/joinchat/AAAAAE5t-P_E8xTr2fj5MQ
سلام بر مهربانو جان و اهالی سوتی ده
زیبای مهربون مرسی که یادم کردی و پفک موتوری عزیز سوتی هات واقعا خنده دارن 😃😃😃😃
حالا بریم سراغ خاطره من
چند وقت بعد از عروسی مون اولین سالگرد عقدمون بود منم یه کیک کوچولو درست کردم و از اونجایی که اول زندگی بود و دستمون تنگ؛ برای همسرم کادو یه شرت قرمز خریدم
شب این شورت قرمز و میپوشه و صبح بعد از عملیات میره حموم و شرتشو میشوره میبینه که هم شرت هم دم و دستگاش قرمزه....اومد با خنده گفت نمیدونم کی پریود شدم که نفهمیدم و الآنم پاک شدم🤣🤣🤣
امیدوارم که خنده رو لب تون اومده باشه
مامان کیان کوچولو 👶
#سوتی_های_زنونه
/channel/+Tm34_2A5zKEwhz3V
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
سلام
یه خاطره بگم از دوران نامزدی دوستم ،
چون ما دهه 60 بودیم خیلی دخترای چشم وگوش بسته ای بودیم
دوستم میگفت موقع عقد مامانم بهم اخطار داده بود که اگر کاری بکنی جهاز بهت نمیدم و حسابی میترسیده 😭😱😱
واسه همین بیشتر وقتا از رو شلوار کاری میکردن😂
یه روز همینطور که داشتن عملیات رو لباسی انجام میدادن یهو پریود میشه و فک میکنه که پردش پاره شده میزنه زیر گریه شوهرشم که حسابی دست و پاشو گم کرده بوده میره از دوستش سوال میکنه که چکار کنه اونم میگه سریع برو داروخونه قرص صد بارداری براش بگیر اونم میره میگیره و دوستمم میخوره 😂
فرداش متوجه میشه که پریود شده بوده 😂😂😂
خدایا چه دوره ای بود اون زمانا چقدر ساده بودیم😅
😂😂😂😂😂
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
🔴هی گفتیم واسه باباهاتون Vpn وصل نکنید، گوش نکردید و نتیجش شد این:
این خانم که کلینیک بیماری زنان داره تعریف میکنه که یه خانم 56 ساله بهش مراجعه کرده و گفته که همسر 67سالهام از وقتی بازنشست شده، روزی چندبار باهام رابطه داره؛
قسمت عجیب ماجرا اینجاست که جدیدا یه فانتزیای پیدا کرده که میگه سرت رو بکن تو ماشین لباسشویی🧺تا از پشت باهات رابطه داشته باشم!!
الانم این خانم سوزش شدید پیدا کرده و مجبور شده موضوع رو به پسرش بگه تا اون بره باباش رو از خر شیطون بیاره پایین...
/channel/+Tm34_2A5zKEwhz3V
سلام خوبین یاد ی خاطره دیگه افتادم از دهه هفتاد و هشتاد که سک سک و لپ لپ رو بورس یود و داخلشان ازین سی دی های که فیلم ایرانی هندی در میومد .😁 ی سری ی فیلم هندی ترسناک ازش درآوردیم که شبش شوهر خاله مون شام خونمون بود گیر داده بود که فیلم بذارید من بیینم بعد فیلم هندی هم دیدید که تخیلی یکم حالا این هم تخیلی بود هم ترسناک که روح زن صابخونه تو اون خونه سرگردان بود و...
این شوهرخاله ما دوساعت زول زد فقط دید کرک و پزش ریخته بود ازترس آخرش هم که تموم شد میگفت نذارید این فیلما برا بچه خوب نیست کلا سفید بود چهره ش و صحنه ترک کرد با ی خدافظی 😂
#فاطی_زمستونی
#سوتی_های_زنونه
/channel/+Tm34_2A5zKEwhz3V
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
🩵گاهی یک صبح آرام
🤍یک قلب امیدوار
💙و صدای موجها کافیست
💚تا دلت دوباره
💜به زندگی لبخند بزند
💛پس پنجره را باز کن
🩷بگذار نور صبح
❤️به خانهی دلت بتابد
💞شاید امروز
💖آغاز یک حس خوب باشد
@zaanone
🍃🌸صبحتون سرشار از اتفاقهای خوب🌸🍃
سلام یاد یه خاطره از بچگی م افتادم، تقریبا ۵ یا ۶ سالم بود، آقا قبلا یه نمکی می اومد توکوچه مون که از این چرخ و فلک دستی ها داشت که بچه ها توش مینشستند و با قدرت دست میچرخوندش🎡، یه روز مامان و بابام خونه نبودن و این نمکی اومد تو کوچه و داد میزد چرخ و فلکیه، منو داداشمم پول نداشتیم ، نون خشک هم نداشتیم بهش بدیم سوار شیم،😭 داداشمم نامردی نکرده گفت بیا دمپایی هامون کهنه شده بدیم بهش، ماهم خنگ، رفتیم همه ی دمپایی ها رو دادیم بهش تا یه دور سوار چرخ و فلک بشیم، آقا خیلی حال داد😁 ولی بعدش که مامانم اومد خونه و دید دمپایی ها نیست و قضیه رو فهمید جوری کتک مون زد که اسم چرخ و فلک که هیچی اسم خودمون رو هم تا یه هفته فراموش کردیم
#سوتی_های_زنونه
/channel/+Tm34_2A5zKEwhz3V
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
تنها کسی که به تک تک حرفات گوش میده
بدون اینکه نصیحتت کنه یا رازتو به کسی بگه ♥️
هر مشکلی داری فقط کافیه بزنی رو لینک زیر👇
https://landing.hamkadeh.com/lyaW5
https://landing.hamkadeh.com/lyaW5
کوتاه براتون آرزو کنم:
امیدوارم قلبتو پیش آدمی جا بذاری
که عقلت تا ابد تاییدش کنه.
سلام عزیزای دلم،خوبین ،دلخوشین😍😍
یه خاطره یادم اومد از قدیما که بچه بودم ده سالم بود،رفته بودم خونه ی مادربزرگم. یه روز عصر تو کوچه با بچهای داییم و بچهای همسایه بازی میکردیم.مادر بزرگمم جلوی در با زنای همسایه نشسته بودن و گرم صحبت. یه زمین خالی بود که پسرها اونجا جای فوتبالشون بود ،دوتا میله بود ویک میله هم بالاش بود شبیه دروازه درست کرده بودن،منم زرنگیم گل کرد رفتم ازش آویزون شدم مث بارفیکس،بچهای شیطونم هی هلم میدادن،همش فریاد میزدم هولم ندید میفتم ولی گوش نکردن تا آخرش با باسن مبارک افتادم زمین😢😢
مادربزرگم فوری خودشو بهم رسوند و کلی بچه و همسایه جمع شدن دورم بلند شدم گفتم حالم خوبه چیزیم نشده.ولی مادربزرگم میون اون همه جماعت تویک حرکت انتحاری ویهویی شلوارمو کشید پایین گفت ببینم خونریزی نداری منظورش این بودکه پرده بکارتت سالم مونده🙈🙈😐😐😐😐ومنی که از خجالت داشتم اب میشدم زودی شلوارمو کشیدم بالا و،اصلا هم نفهمیدم منظورش از پرده و اینا چیه😐😐😐طفلی مادر بزرگ خدابیامرزم خیلی زن شکاکی بود و از مرد جماعتم بدش میومده هیچوقت هم نمیزاشت منو دختر داییم باهم بخوابیم😂😂😂
بفرین❤️
#سوتی_های_زنونه
/channel/+Tm34_2A5zKEwhz3V
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
👌
بزرگترین مهارتى كه
میتوانی ياد بگیری
اين است كه در حالت
روحى خوبى بمانى ، حتى
وقتى صدها دليل
براى بدحال بودن وجود دارد✨
@zaanone
📚 فرزندت امسال وارد پنجم یا ششم میشه؟
از همین روزهای قبل از شروع مدرسه، میتونی کمکش کنی با آمادگی بیشتری وارد پایه جدید بشه. 🌱
در «مسیر آمادگی ریاضی طاهرآبادی» بهصورت رایگان داریم:
🔹 مرور مباحث مهم
🔹 پیشخوانی مباحث جدید
🔹 آموزش و تمرین
🔹 کاربرگ و نکات کاربردی ریاضی
🎯 محتواها مرحلهبهمرحله داخل کانال منتشر میشن.
اگر فرزندت ورودی پنجم یا ششمه، از همین امروز همراه مسیر باش:
👇 عضویت در کانال
@riazitaherabadi
سلام خانومای گل گلی🌸🌼🌸
منم یاد خاطره حبس شدنم تو حموم افتادم....
ما تازه ازدواج کرده بودیم مثل ندید پدیدا مرتب برنامه داشتیم😅 یه باز نزدیکای ساعت ۵ صبح که با هم رفتیم دوش بگیریم من کمک کردم که همسرم زودتر خودشو بشوره که. بره سر کار، چون کارش شهر دیگه بود باید زودتر راه میوفتاد، خلاصه اینکه بعدش منم نشستم به شستن لباساش و کم کم به دل خودم خواستم بیام بیرون که میبینم ای دل غافل درو بسته و رفته.... اون لحظه که میبینین دستتون به هیچ جا بند نیست واقعا چه حالی میشین😞من اون حال شدم.... خواستم شیشه رو بشکنم گفتنم حیفه😂 در ضمن شیشه دوطرف آینه بود اصلا هیچ جوره نمیشد شکستش.... خلاصه نشستم به فکر کردن بدبختی چون کسی خونه نبود با خودم لباس تمیز هم نبرده بودم.... همون لباس چرکارو پوشیدم😝😢 لگن حموم رو هم زیر پام گذاشتم ازون پنجره کوچیکای حموم(خونه مون ویلایی بود حمامش به کوچه پنجره داشت) شروع کردم به دید زدن...یه خانم و آقا اومدن آقاش ک رد شد به خانمش گفتم خانوووم خانووووم خانوووم ترو خدا،،، بنده خدا هر چی دور و برش و نگاه میکرد کسی نبود😂😂😂😂 گفتم اینجام اینجا😁
ازش خواستم زنگ همسایه روبروییمونو بزنه بیاد یه خاکی بسرم کنه😂خلاصه همسایه اومد گفت چی شده ؟؟؟؟ شماره مامانم و دادم گفتم زنگ بزنین اونا کلید دارن بیان منو دربیارن😢😢
خلاصه بماند که چه وحشتی بابام و برداشته بود وقتی شنیده بود دخترت تو حموم مونده بیا درش بیار طفلک فکر کرده بود گازی چیزی تو حموم منو گرفته..... خلاصه وقتی بابام اومد ساعت ۹شده بود🥺🥺
صبحانه گذاشتم در سکوت مطلق صبحانه خوردیم 😅😅😅اصلا ازم نپرسید چی شدگیر کردی خودش فهمیده بود با هم حموم بودیم😭😭😭
حالا آقا هم تر تمیز سرکار انگار نه انگار همچین بلایی سر من اورده انقد تمیز شسته بودمش لپاش گل انداخته بود وقتی برگشت😂😂😂
اینم بگم که چندین بار دیگه هم این کار رو کرده بود ولی کور خونده بود من یه پیچ گوشتی کوچیک جاساز کرده بودم تو حموم ازون ببعد پیچارو باز میکردم دو تا اینه ها رو در میاوردم.... یکی هم نبود بگه مجبوری باهاش بری حمووم😁😂😂😂😂
فقط نکته اخلاقی ماجرا این بود که اگه جایی گیر افتادین خونسرد باشین شاید بتونین یه راه حل پیدا کنین گاهی راه حل سرصدا ایجاد کردنه😜
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
کانال ژله و دسرهای خوشمزه😋👇🏻
ژله مغزدار 🍡
ژله بستنی 🍨
ژله مخملی🍧
ژله رنگینکمان 🍭
👰♀ فقط تازه عروسایی که صبح تا شب توفکر اینن ناهار چی بپزم شام چی بپزم بیان،
آموزش 👇
انواع غذا با مرغ 🍗 و گوشت چرخکرده 🥓
انواع غذای دریایی و گیاهی 🍤🍤
انواع کباب ایرانی، هندی، لبنانی و... 🍢🍢🍢🍢
غذاهای نونی 30 دقیقه ای 🌮🌯🫔🍔🥪
کیک و شیرینی بدون فر 🥧🍮🧁
انواع فینگرفود و فست فود مناسب مهمونی و تولد 🍡🍢🍢
انواع سسهای خونگی با طعم کارخونه ای 🥫
/channel/+2lSoZGRmyT05OTY0
/channel/+2lSoZGRmyT05OTY0
سلاااامممممممممممم یه سوتی بگم؟
بعد از سه چهار ماه رفتم خونه پدری،
خواستم به دوستمم سر بزنم اژانس و گرفتم جواب نداد، بازم زنگ زدم، جواب نداد، برای اخرین بار زنگ زدم جواب داد.
سلام کردم گفتم یه ماشین میخوام و اینا اخرش خواستم قطع کنم گفتم باشه کاری نداری؟😂😂
مرده هم گفت نه دست شما درد نکنه😂😂😂😂
وایییی خیلی بد بود اینو که گفتم اجیم هرهر میخندید منم سری قطع کردم، خدا واسه کسی نیاره😂😂
#پاییز
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
https://t.me/joinchat/AAAAAE5t-P_E8xTr2fj5MQ
🗓سه شنبه ۱۰ شهریور ماه
🌸سلام
☕️ صبح زیباتون بخیر
🌸 روز تون پر برکت
🌸امروز هرگز
☕️دوباره تكرار نميشه
🌸پس با یه حال خوب
☕️و یک لبخند ناب
🌸از هر ثانيه اش لذت ببرید
🌸آرزو دارم
☕️زندگی تون سرشار
🌸از سلامتی و شادی و موفقیت باشه
@zaanone
سلام چطورین؟ خیلی بعضی از سوتیا باحالن ک من قهقهه میزنم بابعضیاش
# بابا بزرگم تازه عمل کرده
عمم داشت پاهاشو با روغن ماساژ میداد
بعد نیم ساعت دوباره اون یکی عمم رفت ادامه ماساژ رو بده
بعد یهو مادرجونم از در اومد تو گفت بسه ننه اینو براش هرچقدر بمالی دوست داره😂😂😂😂
بدش نمیاد که نمیگه بسمه پاشو ننه خسته میشی
😂😂😂
چقدر خندیدیم
😂😂😂😊😊😂😂😂😂
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
سلام وقتتون بخیر باشه مهربانو جان ❤️
این خاطره ای که دارم میگم برای کلاس سوممه
شوهر خالم فوت کرد خودش خیلی مرد نازنینی بود ولی خواهراش یک سلیطه هایی بودن که بیا و ببین
هیچی آقا ما توی مراسم ختم بودیم و خالم هر چند دقیقه یکبار حالش بد میشد و بیهوش میشد یهو خواهرشوهرش برداشت گفت مریم ( مریم خالمه) دیگه باید بچه هاتو به دندون بگیری ، شوهرت رفت
اینارو میگفت و هی حال خالم بدتر میشد
چشمتون روز بد نبینه
منم جوگیرررر بلند شدم وسط حال وایستادم گفتم یعنی چی مگه نمیبینی حال خالم بده ؟!!! این یکی مرده اشکال نداره باز ازدواج میکنه مگه شوهر کمه 😐🔪😂😂😂😂
هیچی دیگه خواهره که قربون خدا بشم زبونش قفل کرده بود 😂😂
خالمم گریه و زاریشو کلا یادش رفته بود هی به اون خالم میگفت برو بگیرش برو بگیرش
خلاصه مامانم وقتی فهمید آنچنان نشکونی گرفت و تو سری ای زد که گفتم من دیگه نمیام اصلا اینجا😂😂😂😂
#سوتی_های_زنونه
/channel/+Tm34_2A5zKEwhz3V
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
سلام به عزیزان🌹
من یه جایی مشغول به کارم و موقع برگشت با همکارم مسیری رو پیاده روی میکنیم👭تو این مسیر یه آقای سوپر مارکت عاشق من شده بود😊منم همش سر به سر همکارم میذاشتم که از تو خوشش میاد و تو انداختیش گردن من😝بگذریم...یه روز که طبق معمول در حال برگشتن به خونه بودیم و من خیلی با افاده و به قول معروف با کلاس راه میرفتم به فاصله ی سه چهار متری از آقای سوپر مارکتی و چشم در چشمش پام به یک تیکه آهن گیر کرد و فقط متوجه شدم که دارم از زمین فاصله میگیرم و پرواز میکنم و کله ملق میشم🧚♂یهو با مخ نقش زمین شدم و لنگام رو هوا😂خیلی صحنه بدی بود اما با اینکه درد شدید داشتم و یه لایه از پوست دستم رو جاده جا مونده بود در کسری از ثانیه از جام بلند شدم و دست همکارم که از خنده ی زیاد روی زمین نشسته بود رو کشیدم و فراااااااااار🏃♀🏃♀از اون روز دیگه آقاهه تحویلم نگرفت فکر کنم پشیمون شد😢😂ولی خیلی بد ضایع شدم
#طلا_خانمم
💜💙💚💛❤️🤍
#سوتی_های_زنونه
/channel/+Tm34_2A5zKEwhz3V
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
سلام بانو ودوستان 🌹🌹ان شاءالله که همگی خوش وسلامت هستین عزیزان،
مادرعزیز وسرورما، قربانت لطفت که ازم یادکردی بانو،دست گلتو میبوسم 😘😘
وهمچنین از همه دوستان محترمی که حالمو پرسیدن تشکر وقدر دانی میکنم .
بحث از مچ گیری شد و من افسوس میخورم چرا مچ این فضول محلو نگرفتم
با اینکه واقعا میتونستم 🤔
هروقت متوجه میشدم مشغولن چنان خودمو میزدم به کوری وکری انگار مادر زادی بود😉
درصورتی این عفریته یکبار نبود منو شوهرمو تو.... نبینه هرساعتی در شبانه روز هم بود فرقی نداشت ،مثل گاو سرشو منیداخت پایین میومد تو اتاق ،
هییی پشیمونی سودی نداره 😂
الان دیگه نه دستش بمن میرسه نه شوهرش ،
فقط یه بار بهش گفتم مگه خودت شوهرنداری ،سر اولیشو که خوردی دومیت هم از شوهرمن جوانتره چرا حسودی میکنی به من؟
فرمودن ازاینکه پسرم بغلت میکنه من حرص میخورم !😔
بنده خدا خیلی حسود بود، واگذارش به خدا
دوستدارشما عروس مادرفولادزره ام
#سوتی_های_زنونه
@zaanone