4256
در این کانال با تجربیات و اثرات یوگا و مدیتیشن آشنا میشویم. علاوه بر آن داستانهای عرفانی، درس هایی برای بهتر زیستن و زیبا اندیشیدن ارائه میگردد...
محفل عشق و آگاهی
فایل شماره ۳
قسمت دوم
هدف:
- تمرین عشقورزی با یگانه آفریدگار عشق و آگاهی
- مراقبه با آموزههای مولانایِ جان
(درسهایی از استاد برازنده)
#عشق_و_آگاهی
@yogitation
از نی تا نیستان (۳)
سفری به جهان مثنوی معنوی
🌿🌸🌿🌸🌿
سینه خواهم شَرحهشَرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
مولانا برای بیان درد اشتیاق، سینهای میخواهد که زخم جدایی را چشیده باشد؛ دلی که رنج دوری را نه در کلام دیگران، بلکه در عمق وجود خودش تجربه کرده باشد. گویی بعضی دردها را نمیتوان با واژهها برای کسی توضیح داد، مگر آنکه او نیز روزی از همان مسیر گذشته باشد.
شاید به همین دلیل است که گاهی در برابر اندوه کسی، هیچ جملهای آرامشبخش نیست. نه از آن رو که کلمات بیارزشاند، بلکه چون بعضی تجربهها را باید با تمام وجود شناخت. کسی که دلتنگی را زیسته، گاهی با یک نگاه، سکوت یا نشستن در کنار دیگری، حرفهایی میزند که از هزاران واژه عمیقترند.
مولانا از اشتیاقی سخن میگوید که از دلِ فراق زاده میشود؛ دردی که تنها نشانهٔ فقدان نیست، بلکه خبر از عشقی میدهد که هنوز در جان انسان زنده است.
@yogitation
🎧🎼🎧
موزیک گوش کنیم؛ گاهی یک ملودی ساده، راهی به عمیقترین لایههای وجودمان پیدا میکند.💫
@yogitation
صد میدانِ پیر هرات، خواجه عبدالله انصاری
🌿🌸🌿🌸🌿
میدان بیستوهشتم
از میدانِ صفا، میدانِ وفا زاید.
وفا یعنی ماندن بر سرِ عهد؛ نه فقط آن هنگام که همهچیز آسان و دلخواه است، بلکه آنجا که زمان، فاصله و دشواری، انسان را به گسستن دعوت میکنند.
وفا یعنی دل، چیزی را که با صداقت پذیرفته است، به آسانی رها نکند؛ در دوستی، در محبت، در پیمان و در راهی که با آگاهی برگزیدهایم.
این وفا بر سه پایه است:
✅ وفا به خدا
در روزهای روشن و تاریک، پیوند دل با خدا را فراموش نکنیم و تنها در هنگام نیاز، رو به سوی او نیاوریم.
✅ وفا به انسانها
در نبودِ کسانی که دوستشان داریم نیز حرمتشان را نگاه داریم و اعتمادشان را با سخن یا رفتار خویش نشکنیم.
✅ وفا به خویشتن
به ارزشها و حقیقتی که در درون خود شناختهایم وفادار بمانیم و برای پذیرفته شدن، خودِ واقعیمان را فراموش نکنیم.
وفا، آنجاست که
نبودنِ دیگری،
دلیلِ فراموش کردنش نمیشود؛
و عهدی که از دل بستهای،
با نخستین بادِ دشواری
از یاد نمیرود.
@yogitation
مرا ببر به ماه… جایی دور از هیاهوی زمین، جایی که سکوت، زبانِ جهان است و ستارهها برای هیچکس توضیحی نمیدهند.
مرا آنجا رها کن؛ نه از سرِ بیپناهی، از شوقِ گمشدن در وسعتی که هیچکس مرا صدا نمیزند.
بگذار کمی با تنهاییِ ماه همنشین شوم؛ شاید آن بالا، میان زمین و آسمان، خودم را از نو پیدا کردم…
@yogitation
توصیههای سلامتی
🌿🌸🌿🌸🌿
پروتئین را چگونه انتخاب کنیم؟
منابع پروتئین متنوعاند؛ تخممرغ، ماهی، لبنیات، گوشت، حبوبات، مغزها و سویا هرکدام میتوانند بخشی از نیاز بدن را تأمین کنند. این منابع از نظر ترکیب اسیدهای آمینه و سایر مواد مغذی با یکدیگر تفاوت دارند.
تنوع در انتخاب منابع پروتئین، در کنار توجه به کیفیت کلی رژیم غذایی، به تأمین نیازهای بدن کمک میکند. در این میان، حبوبات علاوه بر پروتئین، فیبر نیز فراهم میکنند و ماهی میتواند منبع اسیدهای چرب مفید باشد.
🌿🌸🌿🌸🌿
انتخاب آگاهانهی غذا، به معنای شناخت ارزش هر ماده و جایگاه آن در مجموعهی نیازهای بدن است.
@yogitation
۱۲ آبان ۱۴۰۵
نیاز به برتری داشتن، انسان را از دیدن زیباییِ تفاوتها محروم میکند؛ زیرا ذهنی که پیوسته خود را با دیگران میسنجد، فرصت شناخت عمیق خویش را از دست میدهد.
رشد حقیقی در بالاتر ایستادن از دیگران نیست، در عبور از ناآگاهیهای خویشتن است؛ آنجا که موفقیت دیگری تهدیدی برای ارزش تو نیست و میتوانی بدون کوچک شمردن کسی، به بزرگیِ وجود خودت برسی.
@yogitation
💥☀️💫💥⚡️✨☄
☀️💫💥⚡️✨☄
اندیشه زیبا (۷۳)
«نشان مرد خدا آن است که
او را ببینی،
از خدا یاد آید.»
#شمس_تبریزی
بعضی آدمها بیآنکه از خدا سخن بگویند، چیزی از جنس حضور او را در دل آدم زنده میکنند؛ نه با ادعاهای بزرگ، نه با نمایش دانایی، بلکه با شیوهی بودنشان.
در نگاهشان، آرامشی هست که قضاوت نمیکند؛ در کلامشان، صداقتی که دل را میگشاید و در رفتارشان، مهربانیای که بیهیاهو به دیگران حرمت میگذارد.
شاید نزدیکی به حقیقت، بیش از آنکه در گفتن از خدا آشکار شود، در اثری نمایان باشد که حضور انسان بر جان دیگران میگذارد.
آدمی که خود را شناخته، کمتر به اثبات خویش نیاز دارد؛ و آنکه به عشق نزدیک شده، بیآنکه بخواهد، میتواند پنجرهای باشد رو به روشنایی.
چه زیباست انسانی که دیدارش، تو را نه شیفتهی خودش، بلکه مشتاق حقیقتی کند که در ورای اوست.
☀️💫💥⚡️✨☄
💥☀️💫💥⚡️✨☄
@yogitation
دو خواهر؛ دو زندگی، یک ریشه (۶)
دلخوریها را به سالهای دور نکشان 🌿
در رابطهی دو خواهر، گاهی یک حرف نسنجیده، یک سوءتفاهم یا انتظاری برآوردهنشده، فاصلهای میسازد که با گذشت زمان بزرگتر میشود. هرکدام در سکوت، روایت خودش را مرور میکند و منتظر میماند دیگری قدم اول را بردارد.
اما سالها میگذرند و زندگی فرصتهای تکرارنشدنی خودش را پیش میآورد. چه بسیار دلخوریهایی که میشد با یک گفتوگوی صادقانه حل شوند، اما به دیواری بلند میان دو خواهر تبدیل شدند.
بخشیدن همیشه به معنای درست دانستن رفتار دیگری نیست؛ گاهی یعنی نخواهیم یک رنج قدیمی، تمام خاطرات خوبمان را تحتتأثیر قرار دهد.
در رابطهی خواهرانه، همیشه لازم نیست یکی برنده و دیگری بازنده باشد؛ گاهی هر دو باید از سنگر دلخوری بیرون بیایند تا دوباره یکدیگر را ببینند.
اگر پیوندی هنوز برایت ارزشمند است، اجازه نده غرور و سکوت، جای گفتوگویی را بگیرند که میتواند فاصلهها را کمتر کند.
#خواهرانه/۶
@yogitation
معرفی کتاب (۱۳۹)
🌿📚🌿📚🌿
برای یک روز بیشتر
نویسنده: میچ آلبوم
مترجم: علی امیدیان
🌿📚🌿📚🌿
اگر میتوانستید تنها برای یک روز، کسی را که از دست دادهاید دوباره ببینید، به او چه میگفتید؟ چه پرسشهایی را میپرسیدید و برای کدام حرفهای ناگفته، فرصتی دوباره میخواستید؟
میچ آلبوم در رمان «برای یک روز بیشتر» داستان چارلی بنتو، معروف به چیک، را روایت میکند؛ مردی که زندگیاش زیر بار شکستها، اعتیاد به الکل و حسرتهای گذشته فروپاشیده است. او شغلش را از دست داده، از خانوادهاش دور شده و وقتی درمییابد دخترش نمیخواهد او در مراسم ازدواجش حضور داشته باشد، به مرز ناامیدی میرسد. چیک که دیگر دلیلی برای ادامهٔ زندگی نمیبیند، تصمیم میگیرد به زندگی خود پایان دهد؛ اما در پی اتفاقاتی، به خانهٔ دوران کودکیاش بازمیگردد و با شگفتی درمییابد که مادرش، که هشت سال پیش از دنیا رفته، آنجا حضور دارد و همچون گذشته از او استقبال میکند.
آلبوم در این رمان به رابطهٔ پیچیدهٔ مادر و فرزند، تأثیر جدایی والدین بر کودکان، احساس گناه و فرصتهای ازدسترفته میپردازد. او ما را با این حقیقت روبهرو میکند که گاهی تا زمانی که کسی را از دست ندادهایم، از عمق عشق و رنجهای پنهان او آگاه نمیشویم. داستان همچنین یادآور میشود که گذشته، با تمام اشتباهاتش، لزوماً پایان راه نیست و شناخت آنچه بر ما گذشته، میتواند راهی برای بازسازی زندگی و ترمیم رابطهها بگشاید.
«برای یک روز بیشتر» رمانی عاطفی دربارهٔ عشق مادرانه، بخشش و ارزش فرصتهایی است که هنوز در اختیار داریم؛ داستانی که از ما میخواهد پیش از آنکه دیر شود، آدمهای مهم زندگیمان را بهتر بشناسیم و حرفهایی را که در دل نگه داشتهایم، به زبان بیاوریم.
🌿📚🌿📚🌿
کتاب بهترین هدیه است.
@yogitation
فلسفه تنهایی (۸)
به قلم لارنس اسوندس
🌿🌸🌿🌸🌿
تنهایی در عصر ارتباطات
ما در دورهای زندگی میکنیم که ارتباط با دیگران آسانتر از همیشه شده است؛
اما با وجود این همه راه ارتباطی، بسیاری از انسانها احساس تنهایی میکنند.
شاید دلیل آن این باشد که ارتباط داشتن همیشه به معنای مرتبط بودن نیست.
پیامها، دنبالکنندهها و گفتوگوهای کوتاه میتوانند ما را به دیگران وصل کنند، اما همیشه جای یک رابطه عمیق و انسانی را نمیگیرند.
انسان فقط نیاز ندارد که دیده شود؛
نیاز دارد فهمیده شود.
گاهی صدها ارتباط سطحی نمیتواند جای یک گفتوگوی صادقانه با انسانی را بگیرد که واقعاً ما را میشنود.
در جهانی پر از صدا، گاهی آنچه کم داریم، یک ارتباط عمیق و واقعی است.
🌿🌸🌿
با الهام از کتاب «فلسفه تنهایی» اثر لارنس اسوندس.
@yogitation
اپیزود بیست و ششم
«سقود»
زمین، هستهای گداخته دارد که هیچکس را راه به آن نیست اما تمام زندگی پوسته، بر حول آن تنور درونی میگذرد.
هریک از ما یا لااقل برخی از ما، هسته گداختهای در درون داریم. اپیزود بیست و ششم، آن تنور درونی من است. به همه تقدیمش میکنم اما کسی را به شنیدنش دعوت نمیکنم... همین.
#پادکست_انسانک
حسام اپیکچی
@yogitation
پناه واژهها (۶۰)
🌿🌸🌿🌸🌿
جایی برای به یاد آوردنِ خانهها
خانه فقط دیوارها و اتاقها نیست؛ مجموعهای از صداها، نورها، چهرهها و احساسهایی است که در حافظهی ما به هم پیوند خوردهاند. به همین دلیل، یک پنجرهی آشنا یا بوی خاصی میتواند خاطرهی سالهایی دور را زنده کند.
از نگاه روانشناسی، مکانها با تجربههای شخصی و احساس تعلق ارتباط دارند. اما خانهی گذشته، حتی با بازگشت به همان نشانی، دقیقاً تکرار نمیشود؛ زیرا ما نیز در گذر زمان تغییر کردهایم.
در نگاه عرفانی، خانه میتواند نمادی از درون انسان باشد؛ جایی که خاطرهها در آن سکونت دارند، بیآنکه همهی آنها را بتوان دوباره زندگی کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿
خانهای که در حافظه ساختهایم، با ما سفر میکند؛ حتی وقتی دیگر راهی به سوی آن نداریم.
@yogitation
همهچیز در این جهان به نور زنده است؛ از ستارهای که در ژرفای آسمان میدرخشد تا دانهای که در تاریکی خاک راه خود را به سوی زندگی میگشاید.
در نگاه عرفانی، نور تنها پدیدهای فیزیکی نیست، بلکه استعارهای از حقیقتی است که به هستی معنا و امکانِ ظهور میبخشد.
خدا از آن رو نزدیک است که هیچ لحظهای از وجود، بیرون از قلمرو آفرینش او نیست؛ و از آن رو دور مینماید که ذهنِ گرفتار در صورتها، حضور را با فاصله میسنجد و حقیقت را در جایی دورتر جستوجو میکند.
شگفت آنکه انسان میتواند در میان نشانههای بیشمار حضور زندگی کند و از دیدن آن غافل بماند؛ درست مانند چشمی که همهچیز را به یاری نور میبیند، اما خودِ نور را از یاد میبرد.
عمیقترین بیداری آن لحظهای است که درمییابیم راه رسیدن به خدا، همیشه پیمودن فاصلهای نیست؛ گاه کنار رفتنِ حجابی است که نمیگذارد نزدیکیِ همیشگی او را دریابیم.
@yogitation
در آستانهٔ شیوا (۱۲)
سفری در اسطوره، نماد و عرفان
🌿🌸🌿🌸🌿
هر آستانه، دعوتی است به عبور؛ و هر عبور، آغاز شناختی تازه.
🌿🌸🌿
بخش دوازدهم: رقص کیهانی شیوا؛ جهان در حرکت آفرینش و ویرانی
در میان تصویرهای گوناگون شیوا، یکی از چشمگیرترین آنها پیکرهای است که درون حلقهای از آتش میرقصد؛ با یک پا بر زمین، پای دیگر برافراشته و دستهایی که هرکدام نشانهای در خود دارند.
این تصویر، شیوا را در هیئت ناتاراجا، سرور رقص، نشان میدهد؛ یکی از مهمترین صورتهای هنری و دینی او که بهویژه در هنر جنوب هند جایگاهی برجسته یافته است.
در این شمایل، رقص تنها حرکتی زیبا برای تماشا نیست. مجموعهٔ نمادها، تصویری از نیروهای بنیادین جهان ارائه میدهد.
شیوا در یکی از دستهای بالایی خود طبل کوچکی دارد که با صدای آغازین و آفرینش پیوند داده میشود؛ در دست دیگر، آتش را نگه داشته است، نشانهای از ویرانی. دستی دیگر در حرکتی اطمینانبخش قرار دارد و دستش به سوی پای برافراشته اشاره میکند؛ پایی که در این تصویر با رهایی و پناه پیوند دارد.
در زیر پای او نیز پیکرهای کوچک دیده میشود که در تفسیر رایج این شمایل، نماد نادانی یا غفلتی است که انسان را از رهایی بازمیدارد.
بدینترتیب، در یک تصویر واحد، آفرینش و ویرانی، ترس و اطمینان، نادانی و رهایی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
جهانبینی نهفته در این تصویر، با برداشت خطی از زمان تفاوت دارد. هستی در آن تنها مسیری از آغاز به پایان نیست؛ حرکت و دگرگونی در چرخههایی پیوسته تصور میشوند.
در خوانشی فلسفی، رقص ناتاراجا میتواند یادآور این نکته باشد که جهان را نمیتوان فقط با ایستایی و ثبات توضیح داد. زندگی با حرکت، تغییر و پایان برخی صورتها همراه است؛ صورتهایی که جای خود را به شکلهای تازه میدهند.
البته این برداشت نمادین را نباید با نظریهای علمی دربارهٔ پیدایش و سرنوشت جهان یکی گرفت. ناتاراجا تصویری دینی و هنری از جهانبینی هندو است، نه شرحی علمی از سازوکارهای کیهان.
در عرفان ایرانی نیز دگرگونی جهان و ناپایداری صورتها موضوع تأمل بوده است؛ اما رقص کیهانی شیوا در بستر سنت هندو معنای خاص خود را دارد و نباید آن را صرفاً ترجمهای از مفاهیم عرفان ایرانی دانست.
شاید زیبایی این تصویر در آن باشد که نیروهای متضاد را از هم جدا نمیکند؛ آنها را در یک حرکت واحد به نمایش میگذارد.
🌿🌸🌿
جهان در این رقص نمادین، نه تصویری منجمد است و نه داستانی با پایانی ساده؛ حرکت است، دگرگونی است و پیوند نیروهایی که در کنار هم معنا مییابند.
ادامه دارد…
«این اثر حاصل بررسی و تحقیقات ادمین کانال است؛ هرگونه دخلوتصرف در آن ممنوع و مغایر با اصالت محتواست.»
@yogitation
محفل عشق و آگاهی
فایل شماره ۳
قسمت اول
هدف:
- تمرین عشقورزی با یگانه آفریدگار عشق و آگاهی
- مراقبه با آموزههای مولانایِ جان
(درسهایی از استاد برازنده)
#عشق_و_آگاهی
@yogitation
هنر خواب آرام (۱)
کتابی در آغوش شب
پیش از آنکه چشمهایمان را به خواب بسپاریم، چند صفحه کتاب بخوانیم. مطالعهی آرام و دلنشین، فرصتی برای فاصله گرفتن از هیاهوی روز و دور شدن از صفحهنمایشهاست.
کتاب، ذهن را از مشغلهها و افکار پراکنده جدا میکند و به دنیایی تازه میبرد؛ دنیایی که در آن میتوان آرامتر شد و آهستهتر به استقبال خواب رفت.
بهتر است کتابی با موضوعی خوشایند و زبانی ملایم انتخاب کنیم و این عادت زیبا را به بخشی از آیین شبانهمان تبدیل کنیم. گاهی بهترین پایان برای یک روز شلوغ، چند صفحه خواندن در سکوت شب است.
@yogitation
باید بپذیریم که رها زیستن، به معنای بیتفاوت شدن نسبت به زندگی نیست؛ به معنای دست کشیدن از تلاش برای کنترل چیزهاییست که در اختیار ما نیستند.
باید بپذیریم که گاهی زندگی، بیش از آنکه به گرفتن نیاز داشته باشد، به رها کردن نیاز دارد؛ رها کردنِ ترس، توقع، اصرار، خاطراتی که دیگر جای ماندن ندارند و تصویری که از آینده ساختهایم.
رها زیستن یعنی با تمام وجود زندگی کنی، اما به هیچ چیز آنقدر نچسبی که اگر از دست رفت، خودت را نیز همراه آن از دست بدهی.
#پذیرش/۲۰
@yogitation
کودک، جهان و معنا (۲۱)
امروز کودک یک سنگ کوچک از کنار دریا برداشت.
آن را در دست چرخاند؛ سطح زبرش را لمس کرد و به خطوط باریکی که روی آن کشیده شده بود، خیره شد.
از خودش پرسید: این سنگ پیش از رسیدن به دست من کجا بوده؟ چند بار باران بر آن باریده؟ چند بهار و زمستان را پشت سر گذاشته است؟
سنگ همان سنگ بود؛ اما در ذهن کودک، داستانی طولانی آغاز شده بود.
او فهمید هر چیزی در جهان، حتی کوچکترین سنگ، گذشتهای دارد که با چشم دیده نمیشود.
#کودک_جهان_معنا
@yogitation
راهکارهای ساده
برای شروع یک روز خوب (۷)
🌿🌸🌿🌸🌿
صبحانه را به لحظهای زیبا برای خودت تبدیل کن
صبحانهات را با عجله و در میان انبوهی از کارها نخور. حتی اگر فرصت کوتاهی داری، چند دقیقه بنشین، قهوهات را با آرامش میل کن و به طعم و عطر آن توجه داشته باش.
انتخاب یک صبحانه متعادل میتواند به تأمین انرژی و مواد مغذی موردنیاز بدنت کمک کند. در این میان، از لحظهای که برای خودت کنار گذاشتهای نیز لذت ببر؛ بدون آنکه همزمان مشغول بررسی پیامها یا فکر کردن به فهرست بلند کارهای روز باشی.
البته که کیفیت یک صبح، نه به تعداد کارهایی که انجام میدهیم، بلکه به توجهی بستگی دارد که به سادهترین لحظههای آن میبخشیم.
@yogitation
قوی ماندن در ۳۶۵ روز
به قلم دمی لواتو
🌿🌸🌿🌸🌿
روز دویست و نود و ششم
«برای خودت حد و مرز داشته باش»
مهربان بودن به معنای پذیرفتن هر رفتار و ماندن در هر رابطهای نیست. ما میتوانیم به دیگران احترام بگذاریم، بیآنکه اجازه دهیم از احساسات، وقت یا اعتمادمان سوءاستفاده شود.
حفظ فاصله در بعضی رابطهها نشانهی خودخواهی نیست؛ راهی برای مراقبت از آرامش و حرمت خویش است. لازم نیست برای دوست داشته شدن، همیشه در دسترس باشیم، با هر خواستهای موافقت کنیم یا از حق خودمان بگذریم.
خوداحترامی یعنی بدانیم کجا باید نزدیک شویم و کجا فاصله بگیریم؛ کجا گفتوگو کنیم و کجا بدون خشم و تحقیر، به رابطهای که به ما آسیب میزند پایان دهیم.
ارزش خودمان را نه با میزان تأییدی که از دیگران میگیریم، بلکه با احترامی که در رفتار با خودمان نشان میدهیم، حفظ میکنیم.
🌿🌸🌿
✅ هدف
امروز به یکی از رابطههایت فکر کن و از خودت بپرس:
«آیا در این رابطه میتوانم بدون ترس از ناراحت کردن دیگری، خواستهها و مرزهای خودم را بیان کنم؟»
اگر پاسخ منفی است، به مرزی فکر کن که لازم است با آرامش و احترام مشخص کنی.
@yogitation
خدایا…
مرا از شرِ خویشتن در امان بدار؛
از آن بخشِ وجودم که از ترس، قضاوت میکند،
از خشم، میرنجاند
و از غرور، حقیقت را نمیبیند.
مرا به روشناییِ حضورت بسپار
و در پناه نام زیبایت بپوشان؛
تا آنچه از من به جهان میرسد،
نه سایهی ناآگاهیام،
که انعکاس نور و مهربانی تو باشد.
آمین. 🤍
#نیایش_شبانه/۵۲
@yogitation
🎧🎼🎧
موزیک گوش کنیم و به جادوی صداها فرصت دهیم تا رنگ تازهای به لحظههایمان ببخشند.🌹
@yogitation
میچ آلبوم؛ نویسندهای درباره عشق، زندگی و فرصتهای دوباره
میچ آلبوم (Mitch Albom)، نویسنده، روزنامهنگار، فیلمنامهنویس و موسیقیدان آمریکایی، در سال ۱۹۵۸ در نیوجرسی متولد شد. او فعالیت حرفهای خود را در روزنامهنگاری ورزشی آغاز کرد، اما با انتشار کتابهایش درباره زندگی، مرگ، عشق و معنای انسان بودن، به شهرتی جهانی رسید. آثار او با زبانی ساده و داستانهایی عاطفی، خوانندگان را به تأمل درباره ارزشهای انسانی دعوت میکنند.
از مشهورترین آثار او میتوان به «سهشنبهها با موری»، «پنج نفری که در بهشت ملاقات میکنید»، «برای یک روز بیشتر» و «اولین تماس تلفنی از بهشت» اشاره کرد. کتاب «سهشنبهها با موری» که حاصل گفتوگوهای او با استاد پیشینش در روزهای پایانی زندگی اوست، به یکی از پرفروشترین کتابهای جهان تبدیل شد.
آنچه آثار آلبوم را متمایز میکند، توجه به لحظههایی است که در شتاب زندگی روزمره از کنارشان میگذریم؛ عشق خانواده، فرصت بخشیدن، ارزش زمان و معنای ارتباط با دیگران. او در داستانهایش یادآوری میکند که گاهی یک دیدار، یک گفتوگو یا حتی یک خاطره میتواند نگاه ما را به زندگی تغییر دهد.
@yogitation
با پاییز زندگی کنیم 🍂
پاییز را زندگی کنیم؛ نه فقط با قدمزدن در خیابانهای برگپوش، نوشیدن چای در عصرهای خنک و تماشای باران پشت پنجره؛ بلکه با آموختن هنر رها کردن.
درختان به ما یاد میدهند که برای دوباره شکفتن، باید بهموقع از آنچه دیگر به شاخههایمان تعلق ندارد، دل بکنیم.
پاییز فصل اندوه نیست؛ فصل بلوغ است، فصل پذیرفتن تغییر و آشتی با ناپایداری جهان.
بیایید با پاییز مهربانتر باشیم، آرامتر نفس بکشیم، عمیقتر دوست بداریم و زیبایی را حتی در لحظههای رفتن پیدا کنیم. 🍁
@yogitation
تصمیم گرفتم خودم باشم (۷)
تحت تأثیر حرفهای دیگران قرار نمیگیرم
تصمیم گرفتهام اجازه ندهم هر حرفی مسیر فکرم را تغییر دهد یا هر نظری اعتمادم به خودم را متزلزل کند. من به شنیدن دیدگاههای متفاوت نیاز دارم و میدانم که همیشه درست فکر نمیکنم؛ اما میان شنیدن یک نظر و پذیرفتن بیچونوچرای آن تفاوت وجود دارد. قرار نیست فقط به این دلیل که کسی با اطمینان حرف میزند، سخنش را حقیقت بدانم.
میخواهم پیش از پذیرفتن حرف دیگران، آن را با تجربهها، ارزشها و شناختی که از خودم دارم بسنجم.
از انتقاد سازنده یاد میگیرم، اشتباهاتم را میپذیرم و در صورت نیاز، مسیرم را اصلاح میکنم؛ اما برای راضی نگهداشتن دیگران، باورها و خواستههای خودم را کنار نمیگذارم.
من قرار نیست زندگیام را بر اساس تشویق و سرزنش دیگران پیش ببرم. صدای آنها را میشنوم، اما تصمیم نهایی را با آگاهی و مسئولیت خودم میگیرم.
@yogitation
توصیههای سلامتی
🌿🌸🌿🌸🌿
کمبود پروتئین
پروتئین ناکافی میتواند بهتدریج بر عملکرد بدن اثر بگذارد. کاهش تودهی عضلانی، ضعف، اختلال در ترمیم زخمها و در موارد شدید، تضعیف سیستم ایمنی از پیامدهای احتمالی آن هستند.
نیاز به پروتئین در سنین مختلف و شرایطی مانند سالمندی، بیماری و دوران بهبودی متفاوت است. به همین دلیل، تأمین مقدار کافی از این مادهی مغذی برای حفظ عضلات و عملکرد طبیعی بافتهای بدن اهمیت دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿
بدن برای حفظ توان و بازسازی خود به مواد اولیه نیاز دارد؛ تداوم سلامت، به تأمین درست این نیازها وابسته است.
@yogitation
۱۱ آبان ۱۴۰۵
سرور حقیقی در بلندیِ جایگاه نیست، در بزرگیِ روح است؛ در اینکه حضورت به دیگری احساس کوچکی ندهد و قدرتت، پناهی برای آرامش باشد.
انسان بزرگ، بیآنکه بخواهد برتری خود را ثابت کند، با فروتنی و منش خویش احترام میآفریند.
@yogitation
بیا با هم قدم بزنیم و این بار، بهجای آنکه حواسمان به مقصد باشد، به چیزهایی نگاه کنیم که در مسیر از کنارشان میگذریم.
به شاخهای که از دیوار قدیمی بیرون زده، گربهای که آفتاب گرفته، گلدانی که کسی با عشق پشت پنجره گذاشته و برگ کوچکی که لابهلای سنگفرشها راهش را به سوی نور پیدا کرده است.
شهر پر از اتفاقهای کوچکی است که هر روز رخ میدهند، بیآنکه کسی برایشان دست بزند یا حتی متوجهشان شود. بیا این بار تماشاگر همین زیباییهای بیادعا باشیم؛ شاید جهان تغییر نکرده باشد، اما نگاه ما چیزهای تازهای برای دیدن پیدا کند.
@yogitation
هزار قدم تا خویشتن
قدم سوم
🌿🌸🌿
به سالهای شش تا هفتسالگیمان برگردیم؛ به روزهایی که یک دوست میتوانست تمام دنیای کوچکمان باشد. کسی که با او بازی میکردیم، میخندیدیم و رازهای کودکانهمان را بیدغدغه در میان میگذاشتیم.
گاهی آدمها نه با دلخوری، بلکه با گذر زمان و تغییر مسیر زندگی از کنارمان دور میشوند؛ بیآنکه فرصتی برای خداحافظی داشته باشیم. اما خاطرهشان گوشهای از ذهنمان باقی میماند.
نام آن دوست قدیمی را به یاد بیاوریم و بنویسیم. آیا تا امروز برای پیدا کردن دوبارهاش تلاشی کردهایم؟ اگر هنوز دلمان دیدارش را میخواهد، از خود بپرسیم: چه چیزی مانع برداشتن اولین قدم است؟
شاید آن دوست هم گاهی به یاد ما افتاده باشد؛ به همان روزها، به بازیهای نیمهتمام و دوستیای که هیچوقت فرصت نکردیم بفهمیم چرا تمام شد.
@yogitation