yekfenjan_tafakor | Unsorted

Telegram-канал yekfenjan_tafakor - یک فنجان تفکر

5843

ارتباط با مدیر: @Afshar_orginal گپ کانال: https://t.me/yekfenjantafakor_chat تبلیغات: https://t.me/ads_tafakor

Subscribe to a channel

یک فنجان تفکر

فقر مردم در دوره ی قاجار

ایران کنونی و ساکنینش بیچاره و در راه تجمل و ثروت رنج فراوان می کشند، افسوس که مجاهدتشان بی فایده و نفعی نمی برند. نه تنها حمله و هجوم خارجیان ایران را تباه ساخته بلکه طمع تجار خارجی یعنی به چنگ آوردن پول ایرانی به دست خود باعث شده روز به روز ایران بیچاره تر و مردمش فقیر تر گردند. پولش کم بازارهایش بی رونق و کساد و معاملاتش کم است، معاملات بدون سند انجام می گیرد...در واقع همدیگر را معتبر نمی دانند. با کمال جرات می توانم اظهار نمایم جه بسا ایرانیانی را دیدم که بی پول زندگی و معیشت می نمایند...باید بگویم ایران کنونی بسیار فقیر و مردمش در مضیقه و بی پولی هستند. به استثنای عده ای معدودی، یعنی شاه که خزینه اش مالیات پر می شود، بزرگان که دهستان های متعدد دارند. حکام که به هر طریقی باشد جیب های خود را پر می سازند و چند نفر تاجر بسیار متمول، کلیه ایرانیان فقیر و و بی چیزند. این نیستی هم روز به روز بیشتر و سخت تر می گردد، زیرا پیوسته مقدار واردات بر صادرات می چربد.

منبع: سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، اوژن فلاندن، ترجمه حسین نور صادقی، ص۴۱۹

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

آتش زدن کتاب‌های ایرانیان توسط اعراب

ابوریحان بیرونی كه يكى از نوابغ علمى ايرانيان می باشد در کتاب «آثارالباقیه» در مورد آتش زدن كتاب هاى ایرانیان توسط اعراب تحت فرماندهی سردار اموی می نویسد:

« و علت اینکه ما از اخبار بی خبر مانده ایم، این است قتیبة بن مسلم باهلی نویسندگان و هیربدان خوارزم را از دم شمشیر گذرانید و آنچه مکتوبات [خوارزمیان] از کتاب و دفتر داشتند همه را طعمه آتش کرد و از وقت خوارزمیان اُمی و بی سواد مانده اند....»

منبع: آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه اکبر دانا سرشت، ص۷۵

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

غَلط اَست هَر کِه گویَد کِه بِه دِل رَه اَست دِل را
دِلِ مَن زِ غُصه خون شُد، دِلِ او خَبر نَدارَد

#وحشی_بافقی

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

ایده های عجیب ارسطو در یونان باستان

ارسطو،فیلسوف یونان باستان، همه نژادها غیر از یونانی ها را «بربر» می خواند و اعلام کرد که بردگان «کاملا بی حقوق» و «بی هوش» هستند. ارسطو همچنین معتقد بود که زنان در همه چیز از مردان پایین تر هستند و حتی آنها را زشت توصیف می کرد.

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد .
و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود
ولی نشد ...
بعدها هر چه شستمش پاک نشد ؛
حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت !!!
آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت :
"این لباس چِرک مرده شده!"
گفت :
"بعضی لکه ها دیر که شود ، می میرند ؛ باید تا زنده اند پاک شوند !"
چرک مُرده شد ...
و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت !
بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید !
حواست که نباشد لکه می شود ؛
وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری ، می شود چرک ...
به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است ، تا زنده است ، باید شست و پاک کرد"
‌

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

گفته بودم اگر بوسه دهی توبه کنم
که دگر با تو ازین خطاها نکنم
بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم



#مولانا


@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

جلوی من راه نرو… ممکن است دنبال نکنم
پشت سر من راه نرو... ممکن است رهبری نکنم
کنارم قدم بزن...فقط دوست من باش

#آلبر_کامو



@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

پیروی کورکورانه از عقاید و رسم و رسومات گذشتگان این معنی را تداعی نخواهد کرد که آنها زنده اند! بلکه بدان معناست که زنده های آن جامعه در واقع مرده اند!

👤ابن خلدون مورخ و جامعه شناس قرن هشتم هجری/چهاردهم میلادی

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

لشکری از قوچ ها که توسط یک شیر رهبری می شود همیشه بر ارتشی از شیرها که توسط یک قوچ رهبری می شود پیروز می شوند.

#ناپلئون_بناپارت

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

هر چه فروپاشی امپراتوری نزدیک تر باشد، قوانین آن بی عقلانه تر است.

👤مارکوس تولیوس سیسرو/فیلسوف روم باستان

@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

روزی دو گوسفند کنار رودخانه‌ای ایستاده بودند.
چیزی شبیه یک تکه چوب روی آب آرام شناور بود.
یکی گفت:
«نگاه کن، چه چوب صافی.»
دیگری با دقت نگاه کرد و گفت:
«چوب نیست. کروکدیل است.»
اولی خندید و گفت:
«نه، چوبه.»
گوسفند دوم دوباره گفت:
«کروکدیله. خطرناکه.»
اما اولی جلو رفت.
روی آن پرید. بالا و پایین جهید و فریاد زد:
«دیدی؟ چوبه!»
لحظه‌ای بعد آب بسته شد.
و رودخانه دوباره آرام شد.
مدتی گذشت.
گوسفند دیگری از راه رسید.
چشمش به همان شکل افتاد و گفت:
«عه، چه چوب قشنگی.»
گوسفند باقی‌مانده گفت:
«چوب نیست. کروکدیل است. قبلی را کشت.»
آن یکی خندید.
«تو احمقی»
و باز همان اتفاق تکرار شد.
آب تکان خورد،
و دوباره آرام گرفت.

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

اگر مثل گاو گنده باشی ،
میدوشنت ...!
اگر مثل خر قوی باشی ،
بارت میکنند ...!
اگر مثل اسب دونده باشی ،
سوارت میشوند ...!

فقط از فهمیدن تو میترسند ...!!!

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨﯽ:
ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

ﮐﯿﻨﻪ ﯾﻌﻨﯽ:
ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

#کنفسیوس


@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

آدمی بیش از آنکه از رنج بترسد، از بی‌معنا بودنِ رنجش هراس دارد.

#ویکتور_فرانکل

@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

آنچه ما را می‌شکند همیشه مصیبت نیست؛ گاهی عادت کردن به چیزی است که نباید به آن عادت می‌کردیم.


#داستایوفسکی

@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

هرگز تماشاگر بی عدالتی و حماقت نباش.

مرگ فرصت فراوانی برای
سکوت به تو خواهد داد...

#کریستوفر_هیچنز

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

به بی دردان بیان درد دل، درد دگر باشد...


#ابوالحسن_فراهانی

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

مظفرالدین شاه قاجار و سرایدار

وقتی مظفرالدین شاه از سفر قم به تهران مراجعت می نمود. در بین راه کجاوه اش شکست. ناچار شد که آن شب را تا صبح در راه بماند.لذا خود را به کاروانسرایی که در آن نزدیکی بود رسانید و شخصا خود درب کاروانسرا را کوبید. سرایدار پرسید:کیست ؟

مظفرالدین شاه پاسخ داد :«ما السلطان بن سلطان بن سلطان و الخاقان بن خاقان بن خاقان ، مظفرالدین شاه بن ناصرالدین شاه صاحبقران، شاهنشاه شهید سعید فقید قاجار ،از نواده ی فتحعلی شاه قاجار علیه الرحمه هستیم.»

دالاندار از همان پشت درب گفت: «آقایان ما فقط یک اتاق کوچک داریم که برای این همه آدم جا ندارد ».

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

لینک گروه برای تبادل نظرات و بحث ☕ ❤️
لطفاً با حضور فعالتون تشریف بیارید 👇🏻
/channel/+dCFexDV2x4hhMjA0

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

دنیا براساس اینا می‌چرخه:

1. قانون پارکینسون: هرچی بیشتر وقت بذاری، بیشتر کشش میدی!

2. قانون خودباوری: تا خودتو باور نکنی، دنیا هم باورت نمی‌کنه!

3. قانون انتظار: از زندگی همون‌قدر می‌گیری که انتظار داری!

4. قانون مورفی: اگه فکر کنی خراب میشه، حتماً خراب میشه!

5. قانون باور: ذهن قبل از واقعیت، باید باور کنه!

6. قانون شکرگزاری: وقتی بابت چیزای کوچیک سپاسگزار باشی، چیزای بزرگ‌تر می‌گیری!

7. قانون توان: هرچی بیشتر به تعادل نزدیک شی، زندگی آروم‌تر میشه!

8. قانون جذب: چیزهایی رو عمیقاً بخوای، به‌طور ناخودآگاه به سمتت میان!


9. قانون کارما: هر کاری کنی، بهت برمی‌گرده!

10. قانون انعکاس: دنیا چیزی رو بهت نشون میده که درونت داری!

11. قانون علت و معلول: هیچ‌چیز تصادفی نیست، هر چیزی دلیلی داره!

12. قانون سکوت: گاهی چیزی نگفتن، قوی‌ترین پاسخ دنیاست!

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

به لب‌هایم مزن قفل خموشی
که در دل قصه ئی ناگفته دارم
ز پایم باز کن بند گران را
کزین سودا دلی آشفته دارم

بیاای مرد، ای موجود خودخواه
بیا بگشای درهای قفس را
اگر عمری به زندانم کشیدی
رها کن دیگرم این یک نفس را

#فروغ_فرخزاد

@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

ما نمی‌دانیم اگر زندگی مان را به شکل دیگری پیش برده بودیم ، وضعیت بهتر میشد یا بدتر . زندگی های متفاوتی وجود دارد ، اما زندگی ما هم در جریان است و همین جریان زندگی است که باید رویش تمرکز کنیم .

#مت_هیگ

@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

رکورد مطلق گینس برای فرزندآوری متعلق به یک زن دهقان روسی است که 200 سال پیش می زیسته است.

همسر فئودور واسیلیف در 27 تولد 69 فرزند به دنیا آورد. او 16 بار دوقلو، هفت بار سه قلو و چهار بار چهار فرزند به دنیا آورد!

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

مهربان باش ڪه این عمر گران می‌گذرد
قدر این لحظه بدان چرخ زمان می‌گذرد

بر لبے گل بنشان دست فقیرے تو بگیر
هرچه با هر ڪه ڪنے، بر تو همان می‌گذرد

آسمان را به زمین با قلم عشق بدوز
زندگے از برت این گونه روان می‌گذرد

خنده ڪن غنچه‌ے احساس برویان ڪه بهار
به همین سرعت بسیار جهان می‌گذرد

پاسح لطف نگاهے به محبت تو بده
در عوض از دلت آن آه و فغان می‌گذرد

اگر از عشق به هر سینه گلے هدیه ڪنی
غم پریشان شده افسوس ڪنان می‌گذرد

به تمناے دو چشمان بهارانه‌ے تو
روز و شب سخت بر این سوخته جان می‌گذرد

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

با ابلهان صحبت کردن فایده‌ای ندارد.
وقتی چیزی در ذهنشان جا گرفته باشد، دیگر گوش نمی‌دهند.
در ذهن آن‌ها، کروکدیل از قبل «چوب» شده است، چون کروکدیل ها این را می‌خواستند.
هرچقدر توضیح بدهی که خطر چیست،
هرچقدر هشدار بدهی،
تا وقتی فهمش را ندارند، باور نمی‌کنند.
ابلهان به جای فهمیدن، توهین می‌کنند.
به جای اندیشیدن، تمسخر می‌کنند.
و باورهای درست و سنجیده‌ی فرهیختگان را انکار می‌کنند،
چون پذیرش حقیقت برایشان سخت‌تر از بلعیده شدن است.
فرهیختگان با ابلهان هم‌صحبت نمی‌شوند،
نه از روی تکبر،
بلکه از سر تجربه.
زیرا ابلهان در بحث،
اول تو را هم‌سطح خود می‌کنند،
بعد با لجاجت و غوغا می‌کوشند متقاعدت کنند
که کروکدیل همان چوب است.
و کسی که فرق این دو را بداند،
دیگر کنار رودخانه نمی‌ایستد.

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

خلقت من در جهان يك وصله ناجور بود
من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟

خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خویش
از عذاب خلق و من یارب چه ات منظور بود؟


#میرزاده_عشقی


@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

آیا من دزدم؟

یکی از ایرانیان مقیم‌ خارج از کشور مقاله زیبایی نوشته تحت عنوان "آیا من دزدم؟"

ایشان برای بیان این مطلب به دو رخداد که برای او پیش آمده است اشاره می کند

رخداد اول:

او می گوید: زمان امتحانات پزشکی من در ایرلند بود و مبلغی که برای امتحانات می بایست پرداخت میکردم ۳۰۹ پوند بود
در صورتی که پول خرد نداشته و من مبلغ ۳۱۰ پوند را پرداخت نمودم

امتحانات خود را دادم و بعد از گذشت زمان در حالی که به کشور دیگری رفته بودم .
در آن هنگام نامه ای دریافت نمودم که از ایرلند برایم ارسال شده بود.
در آن نامه آمده بود که:
(شما در پرداخت هزینه های امتحان اشتباه کردید و به جای مبلغ ۳۰۹ پوند ، ۳۱۰ پوند پرداخت کردید، و این چکی که به همراه این نامه برای شما ارسال شده به ارزش یک پوند می باشد ... ما بیش از حق خودمان دریافت نمی کنیم).

جالب اینجاست که ارزش آن پاکت نامه
و نامه ای که در آن تایپ شده بود خود بیش از مبلغ ۱ پوند بود!

اتفاق دوم:
او می گوید که من اکثر اوقات که در مسیر دانشگاه و خانه تردد میکردم، از بقالی (سوپر مارکت) که تو مسیرم بود و خانمی در آن فروشنده بود کاکائو به قیمت ۵۰ سنت میخریدم و به مسیر خودم ادامه می دادم .

در یکی از روزها قیمت جدیدی برای همان نوع از کاکائو که بر روی آن ۶۰ سنت نوشته بود در قفسه دیگر قرار داد.

برای من جای تعجب داشت و از او پرسیدم آیا فرقی بین این دو رقم جنس وجود دارد؟
در پاسخ ، به من گفت :
نه، همان نوع و همان کیفیت است !!
پس دلیل چیست؟!
چرا قیمت کاکائو در قفسه ای ۵۰ و در دیگری به قیمت ۶۰ به فروش می رسد؟

در پاسخ به من گفت :
به تازگی در کشور نیجریه، که کاکائو برای ما صادر میکرد
اتفاق جدیدی رخ داده که همراه با افزایش قیمت کاکائو برای ما بود

این جنس جدید قیمت فروش اش ۶۰ سنت و قبلی را چون قبلا خریدیم همان ۵۰ سنت است.

به او گفتم با این وضعیت کسی از شما جنس جدید خرید نمی کند تا زمانی که جنس قبل کامل به فروش نرود.
او گفت: بله، من می دانم

من به او گفتم: بیا یه کاری بکن همه جنس ها را قاطی کن و با قیمت جدید بفروش با این کار کسی نمی تواند متوجه شود و جنس قدیم از جنس جدید‌ را تشخیص دهد.

در پاسخ در گوشی به من گفت : مگه شما یک دزدی ؟؟

شگفت زده شدم از آنچه او به من گفت
و مسیر خودم را پیش گرفتم و رفتم
در حالی که همیشه این سوال در گوش من تکرار می شود
و ذهن مرا در گیر کرده است که :

آیا من دزدم ؟؟!!!
این چه اخلاق و کرداری است؟!

ما از جهان غرب عقب تر نیستیم ، از باورهایمان عقب تر مانده ایم.

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

یکی از عجیب ترین بیماری های ذهنی مربوط به شارل ششم پادشاه فرانسه بود که نام فرزندان، همسر و حتی این که او یک شاه است را فراموش کرده بود!

قسمت خیلی عجیب تر این بیماری این بود که او فکر می کرد از شیشه ساخته شده و سعی می کرد جلوی شکستن خود را بگیرد و تا آخر عمرش هیچ تحرکی نداشت!

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

انسان تنها موجودی است که از بودنِ خودش مسئله می‌سازد.

#آلبر_کامو

@yekfenjan_tafakor

Читать полностью…

یک فنجان تفکر

📖شرحی از جنایت هولناک و قتل عام چهل هزار نفر از مردم استخر (شهری باستانی در استان فارس) توسط لشکر عرب ها (تازیان) به دستور یک خونخوار به نام عبدالله بن عامر

و این خبر را در باب اهل قم نیز آورده اند.در سال های ۲۸ و ۳۰ هجری تازیان دو دفعه مجبور شدند استخر را فتح کنند. در دفعه دوم مقاومت مردم چندان با رشادت و گستاخی مقرون بود که فاتح عرب را از خشم و کینه دیوانه کرد. نوشته اند که چون عبدالله بن عامر فاتح مزبور از پیمان شکستن مردم استخر آگاه شد و دانست که مردم ضد عربان به شورش برخاستند و عامل وی را کشته اند [سوگند خورد که چندان بکشد از مردم استخر که خون براند. به استخر آمد و به جنگ بستد... وخون همگان مباح گردانید و چندان که می کشتند خون نمی رفت تا آب گرم بر خون می ریختند. پس برفت و عدد کشتگان که نام بردار بودند چهل هزار کشته بود. بیرون از مجهولان]

📚مطلب از کتاب دوقرن سکوت، تالیف: دکترعبدالحسین زرین کوب ،صفحه ۷۷

Читать полностью…
Subscribe to a channel